بایگانی ماهانه: مه 2012

سری کاملا جدید عکسهای بشقاب پرنده (UFO) بر روی کره ماه! (1)

سری کاملا جدید عکسهای یوفو بر روی کره ماه که توسط بنده از روی عکسهای ناسا که از کار کردن فضانوردان و محیط پیرامون گرفته شده است با کمی دقت و بزرگنمایی و شفاف نمودن تصاویر در بسیاری از عکسهای گرفته شده می توان اینگونه مواردی را به کرار دید و نکته جالب توجه اینکه بسیاری از فضانوردان بارها و بارها به این نکته اذهان نموده اند که اشیایی در اطراف آنها و در دورتر از آنها به پرواز در آمده اند و به نظر میرسد که کارهای آنها را زیر نظر دارند که البته این گفتگوهای رادیویی بارها از طرف ناسا سانسور گردیده است!

حال به عکسهای زیر نگاه کنید که البته بازهم در دو سری برای شما آماده نموده ام:

اما به نظر میرسد که سازمان ناسا آمریکا به بسیاری از اسرار ماه پی برده و سعی در پنهانکاری آن دارد!

این عکس فرود آپلو بر روی ماه می باشد حال با بزرگنمایی خودتان می توانید بدون شرح بودن قضیه عکس را اثبات کنید:

(برای بزرگ نمایی بعد از Save کردن میتوانید به وضوح ببینید)

(1)

(2)


(3)


و اینهم از یوفوی موجود که از سایه افتاده بر روی ماه می توانید این شئ را به وضوح ببینید!

و اینهم از یوفویی که تا به حال مشابهش را شاید ندیده اید!

(1)


(2)


(3)

حال به این عکس نگاه کنید :

در نگاه اول شاید چیزی به نظر شما نیاید اما:


به داخل خط چین اگر بیشتر نگاه کنید شاهد این هستیم که ناسا باز سعی در پنهان کاری داشته است که اینطور محل مورد نظر یا شاید مکان مورد نظر را سیاه نموده است!

نویسنده: وحید عبادی
ادامه در سری بعدی…
منبع:     http://7end.blogfa.com  

حقایقی که دانشمندان به شما نمی گویند آیا هنوز دایناسور ها بروی زمین راه می روند؟

نویسنده:Joe Lainer
مترجم:رامین فخاری

نه تنها نسل دایناسور ها هفتاد میلیون سال است که منقرض نشده است بلکه شواهد زیادی وجود دارد که هنوز تعداد زیادی از آنها هنوز زنده اند فریب از آنجایی شروع شد که خانواده  روتشیلد که خود صاحب بسیاری از چاههای نفت در سراسر جهان هستند آنها و بسیاری از خانواده های ایلومناتی ها می خواهند مردم را در جهل نگه دارند که شما ندانید از کجا آمده اید بسیاری از منابع کتب مقدس وجود دایناسور ها در زمان عیسی مسیح را تایید می کند مثلا در JOB: 41, Ps: 74:14 and Isa: 27 به موجودی بنام   لویاتان اشاره شده است.

در منابع بسیاری نیز به موجودی بنام اژدها اشاره شده است که تعبیر مدرن آن می تواند کلمه دایناسور یا مارمولک وحشتناک باشد در نوشته های باستانی بسیاری نیز به همزیستی اژدها با انسان اشاره شده است بیایید نگاهی به لاشه هایی در سراسر جهان که نشان می دهد دایناسور ها هنوز زنده اند بیندازم.

این تصویر مربوط به لاشه موجودی بنام Zuiyo-Macu است که در سال ۱۹۷۷ در سواح نیوزیلند در ژاپن گرفته شده است.و وزن آن ۴۰۰۰ پوند بود و ۳۰ روز از مرگ این جاندار می گذشت.دانشمندان سعی کردند اعلام کنند که این موجود فقط یک کوسه است ولی جوابی برای آن پیدا نکردند.این وجود دارای گردن بلند و مهره بود دانشمندان به سختی ادعا کردند که ۹۵ درصد بدن این جاندار مانند کوسه از پروتئین تشکیل شده است ادعای مزخرف مانند اینکه بگوییم ۹۵ درصد هندوانه و ابر هر دو از آب تشکیل شده است!

عکس دیگر مربوط به کشف موجودی بنام Plesiosaur در سواحل کالیفرنیا است طول گردن این موجود ۲۰  به ۲۰ فوت می رسید!

این تصویر مربوط به حیواناتی است که در سواحل آفریگای جنوبی شست و شو داده شده بودند!که در روسیه کشف شده است اگر کسی می تواند ادعا کند که این دایناسور نیست پس باید توضیح بدهد که تصویر متعلق به چه موجودی است!

تصویر زیر مربوط به یکی از دایناسور های مدرن است که  توسط یک گروه عکس برداری ژاپنی برداشته شده است که بعدا اعلام شد که متعلق به نوعی کوسه تحت عنوان frilled shark است آیا این تصویر شما را به یاد کوسه می اندازد؟

داستان دیگری از مشاهده این نوع موجود در آفریگای جنوبی تحت عنوان Mokele Mbembe وجود دارد.

تصوایر متعددی از موجود زیر که متعلق به Plesiosau است در دریاچه چامپلین نیویورک گرفته شده است

بنابرین شما می توانید به رمز و راز قفل بودن اطلاعات در باره زنده بودن هیولاها پی ببرید و بدانید که دیگر این یک راز نیست Plesiosaurs هنوز منقرض نشده است امروز تعداد کمی از دایناسور ها هنوز زنده هستند بسیاری از دایناسور ها قبل از طوفان نوح توسط یک شهابسنگ بزرگ نابود شدند و تعداد زیادی از آنها در طوفان نوح از بین رفتند ولی هنوز تعدادی از آنها زنده هستند و با ما زندگی می کنند.اگر علم روز چشم خود را بروی حقایق باز کند و تحت تاثیر خانواده روچیلد  قرار نگیرد برای همه ی مردم بهتر است.

آیا می دانستید تمساح ها سوسمار ها و کرگدن ها دایناسور نیستند اما بسیاری از دانشمندان هنوز اجازه مطالعه روی آنها را ندارند؟

این مقاله ترجمه دست و پا شکسته ای است از :

http://www.zimbio.com/TheConspiracyZone/articles/22/THERE+LIVING+DINOSAURS+STILL+ROAMING+EARTH

منبع:   http://ourwonderfullworlds.wordpress.com

     

2012

2012

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : 384 دانستنیها

تاریخ : 17 سپتامبر 2010

 

با درود گزارش اینهفته را به مروری بر حوادث غیر طبیعی که در 10 سال گذشته درجهان اتفاق افتاده است اختصاص می دهم خصوصا توجه خاصی بر وضعیت آب و هوا که بدون شک دچار اختلالات و یا آنکه به سادگی وارد چرخه یا فصل جدیدی شده که تا امروز دانشمندان نتوانسته اند تحلیل و یا نتیجه محکمه پسندی در این رابطه ارائه دهند میدهم، امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرارگیرد.

براستی می توان شروع حوادث غیرطبیعی خصوصا حوادث جوی را از پیشترها یعنی حداقل از 20 سال گذشته بررسی کرد اما بدلیل کثرت حوادث به همین ده سال بسنده میکنم. آنهائی که حدود 50 سال از سنشان می گذرد مانند اینجانب خوب به یاد دارند  که حوادثی مانند زلزله، آتش فشان، طوفان و این قبیل فجایع طبیعی اتفاق می افتاد وهمه بر این باور بودیم که تقریبا حدود هر ده سال یا کم و بیش، زمین لرزه، آتش فشان و یا طوفان و سیل وسیعی در جائی از کره زمین اتفاق می افتد و تا آنجا که میدانیم پس از کنار گذاشتن مسیر طبیعی و سیر وقوع حوادث، بستگی به شانس انسان هم داشت که در کجای کره زمین این گونه حوادث رخ می داد، شخصا بیاد می آورم تنها حادثه ای که بقولی از بیخ گوشم جست حادثه زمین لرزه «بوئین زهرا» بود که درآن زمان من کودکی 4 یا 5 ساله بودم که خوب بیاد دارم پدرم نیمه شب مرا از زمین بلند کرد و همراه دیگر اعضا خانواده که همه دچار وحشت شده بودند به خیابان برد وحتی بیاد می آورم که آنشب تا صبح را با دیگر همسایه ها درجنوب شهر تهران » چهار راه رضائی»، شب را تا صبح درخیابان گذراندیم، متاسفانه آمار تلفات بیادم نیست اما ظاهرا ناحیه بوئین زهرا با خاک یکسان شده بودهزاران نفر کشته شده بودند و بخاطر آنکه تهران در دو سه ساعتی ناحیه زلزله زده بود صدمات حاصله و خرابی در تهران اندک بود. طبعا حوادث طبیعی و زمین لرزه هائی در ایران و دیگر نقاط جهان پس از آن اتفاق افتاد اما نسبتا اندک بود و این مسئله را هم بیاد می آورم، زمانیکه درجائی فاجعه طبیعی رخ می داد اکثریت مردم جهان و خصوصا دولتهای آنان به مدد آسیب دیدگان می شتافتند و ماجرا به نوعی حل می  گردید اما درده سال گذشته بدلیل شتاب گرفتن بلایای طبیعی و یا بقول اینجانب غیر طبیعی، مردم جهان و دولتها توان مدد رسانی شان اندک شده واغلب بودجه های مختص به بلایای طبیعی را پس انداز کرده تا در صورت وقوع حادثه در کشور خود،آنرا صرف مردم و خسارات و آسیبهای احتمالی خود کنند حال سوال بزرگ و مهم این است، آیا درگذشته های دور و یا درهزاره های پیشین مردم کره زمین شاهد چنین حوادث مسلسل واری بوده اند یا خیر؟ قدر مسلم رکورد حوادث ثبت شده دقیقی که داریم متعلق به 150 یا حداکثر 200 سال گذشته است ولی با پیشرفت تکنولوژی و یافته های باستانشناسی مشخص گردیده است که حوادث فاجعه باردر صده یا هزاره های پیشین اتفاق افتاده است فقط دقیقا نمی دانیم مانند حوادث امروزی سلسله وار بوده یا بعنوان مثال در یک دوره زمانی خاص اتفاق افتاده و یا آنکه بشکلی ناگهانی در مدتی کوتاه مثلا در یکروز یا… اتفاق افتاده است. چند سال پیش دانشمندان کشف بسیار ارزنده ای کردند که ظاهرا بخاطر آب شدن یخهای ناحیه ای از قطب «فیل» منجمد شده ای را یافتند که در زمان مرگ در حال جویدن مقداری گیاه بوده و بطور ناگهانی از پا درآمده بود. نکته قابل توجه این بود که  گیاهانی که در سیستم گوارشی فیل نامبرده بود هنوزسالم مانده بود و گیاهان به نواحی گرم یا معتدل کره زمین تعلق داشت و دانشمندان از این کشف خود نتیجه میگیرند که محل زندگی آن فیل که در قطب پیدا شده بود درآن زمان منطقه ای با هوای معتدل بوده و نتیجه دیگر آنکه فیل یاد شده در اثر جابجائی ناگهانی قطبین و بروز ناگهانی هوای سرد و یخبندان منجمد شده است. ظاهرا این کشف عظیم نگرانی زیادی در جمع دانشمندان بوجود آورد که اگر چنین حادثه ای مجددا تکرار گردد و قطبین زمین در مدت بسیار کوتاهی جابجا گردد فجایع غیر قابل تصوری درسطح جهان پدید خواهد آورد که حتی تصور آن هم وحشت آور می باشد. البته سوال دیگر این است که درچه زمان و تحت چه شرایطی قطبین تغییر پیدا خواهند کرد؟ چند تئوری مطرح شده است که بخشی علمی و بخشی براساس یافته های باستانشناسی می باشد که بطور اختصار به یکی دو نمونه از آنها می پردازیم. گروهی از دانشمندان براین باورند که منظومه شمسی نیزهمچون کره زمین دارای فصولی می باشد و ظاهرا هر «12.500» سال وارد مرحله خاص سماوی می گردد که سبب تغییر قطبین می گردد، گروهی دیگر معتقدند هر 26 هزار سال این اتفاق می افتد و باز گروهی دیگر معتقدند که خورشید در وضعیتی قرار میگیرد که هر  6 هزار سال تشعشعات و پرتوهای وسیعی از خود خارج می کند که سپر دفاعی کره زمین یعنی حوزه مغناطیسی زمین را برای مدتی از بین می برد و درآن زمان کره زمین بی دفاع دربرابر پرتوهای مرگبار خورشید صدمات شدیدی را تحمل می کند. گروهی دیگر براین باورند که سنگ آسمانی عظیمی در مدار اصابت با زمین قرار میگیرد و پس از برخورد با زمین سبب یخبندان در کره خاکی ما می گردد و گروه اندکی هم از سوپر آتش فشان خبر می دهند.

ناگفته نماند که سوپرآتشفشان امر غیر محالی به حساب نمی آید زیرا براساس یافته های زمین شناسان حدود 2 میلیون سال پیش این اتفاق افتاده است و97% حیات در کره زمین را نابود کرده وهمچنین یک میلیون و دویست هزار سال پیش حادثه تکرار شده و آخرین بار نیز در شمال آمریکا 650 هزار سال پیش آتشفشان ،معروف «یلو استون» اتفاق می افتد و این بار 75% حیات زمین نابود می گردد، دلیل نابودی 75% را نیز بخاطر پدید آمدن ابرهای غلیظ و خطرناک در آسمان کره زمین و عدم طلوع خورشید برسطح زمین و در نهایت بارانهای شیمیائی ارزیابی میکنند.

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : 385 دانستنیها

تاریخ :  24سپتامبر 2010

 

با درود ادامه مطلب هفته گذشته را که در رابطه با تغییرات جوی وآب وهوا و اثرات منفی آن بر زندگی روزمره انسان در ده سال گذشته اتفاق افتاده است را به آگاهی تان میرسانم و امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد.

… و اما هفته گذشته اشاره کوتاهی به نظرات گروهی از دانشمندان که وضعیت جوی فعلی را بطور علمی تجزیه و تحلیل کرده بودند اختصاص داده بودم آنان، گرم شدن  زمین را به دوره های خاص و حوادثی مانند برخورد سنگ آسمانی و آتش فشان های عظیم در هر چند هزار سال تقسیم کرده بودند که ناگفته نماند نظرات و تئوریهای آنان با تکنولوژی امروزی تقریبا امری منطقی بنظر می رسد.

حال میپردازیم به اسناد و مدارکی که توسط باستانشناسان در طی چند صد سال گذشته از دل خاک بیرون آمده است و همچنین مکانهائی مانند اهرام مصر و اهرام مایا و اینکا، که قرنهاست انسان مناظره گر آنان است و بقولی در پی شکستن کد و رمز و رموز آنان است. ابتدا به تقویم تمدن «مایا» می پردازیم و آنکه اصولا چگونه مردمی در چهار هزار و اندی سال پیش چنین تقویم دقیقی را طراحی کرده اند و آیا غرض از درست کردن چنین تقویمی اتفاقی بوده و فقط جنبه اندازه گرفتن زمان را داشته و یا آنکه آنان قصد اخطار دادن به آیندگان را داشته اند، البته جواب چنین سوالی شاید به سادگی در اختیار ما قرار نگیرد ناگفته نماند که سوالات بیشماری در رابطه با تقویم «مایا»، مطرح است و در چند سال گذشته محققان بیشماری برای کشف کردن اسرار تمدن مایا به آن منظقه سفر کرده اند درمیان این افراد مایلم به شخصیتی بنام «گراهام هنکاک» اشاره کنم که به کشفیات قابل ملاحظه ای دست یافته که بطور خلاصه به آن نظری می اندازیم، وی در رابطه با قوم «مایا»، عقیده دارد که اهرامی که در «تیهووا ناکو» یا دربخشهای دیگرجنوب آمریکا، ساخته شده اند بدون شک با اهرام مصر و بناهای شبیه به اهرام مانند زیگورات در ایران و بناهای اینکا در آسیای میانه و حتی اهرام چین که همواره مسکوت نگاه داشته شده است در ارتباط می باشند او می گوید، بدلیل استفاده از یکنوع سنگ درساختمان اهرام بنام» لایم استون»سازندگان اصلی آنان آگاهی کاملی بر انرژی خاص این نوع سنگ داشته اند که هنوز دقیقا برای دانشمندان ما روشن نیست که چرا در تمام اهرام این نوع سنگ بکار رفته است! گراهام نگاهی به رابطه تقویم و ستاره شناسی «مایاها»،کرده و اشاره می کند و می گوید؛ علوم ستاره شناسی و نجوم این قوم ، بی نظیر بوده است و هنوز نمی دانیم چگونه آنان با تکنولوژی آنزمان که به عقیده دانشمندان ناچیز شمرده شده چگونه توانسته اند نظم ستارگان را اینگونه دقیق شناسائی کنند وی معتقد است که اهرام دیگری در نقاط دیگر کره زمین مانند چین و ژاپن وجود دارند که بعنوان مثال اهرام ژاپن اخیرا در اعماق آبهای ساحلی کشف شدند و این اهرام با دیگر اهرامی که در نقاط گوناگون وجود دارند کره زمین را مانند کمر بند محافظی در مقابل چیزی ناشناخته محافظت می کنند.

درمیان باستانشناسان غربی ،  برجسته ترین آنان پروفسور «ذکریا سیچین»، است که با  احاطه وسیع بر زبان سومری داشته و تا به امروز توانسته است هزاران لوح سومری را ترجمه کرده و در هشت کتاب نفیس آنرا قرار دهد و بقولی تاریخ بشر را دوباره نوشته است البته بحث و جدل در رابطه با آثار وی هنوز در جریان است اما همانگونه که پروفسور ذکریا اشاره کرده و گفته است: آثار سومری را من صرفا ترجمه کرده ام و نه چیزی بدان اضافه کرده و یا کم کرده ام و این الواح ترجمه شده ، تئوری نمی باشد بلکه واقعیت حوادثی است که در دوران باستان اتفاق افتاده است. ذکریا می گوید؛ تمام اهرام بدست خدایان سومری یا همان «آناناکیها»، در یک دوره خاص که حدود 10 تا 12 هزار سال پیش است ساخته شده اند و در تمامی این اهرام الواح ، سنگ نوشته ها و مجسمه هائی وجود دارند که همه حاکی از گذر سیاره عظیمی میکند که در منظومه شمسی هر «3600»، سال سبب تغییرات جوی شدید در کره زمین و دیگر سیارات  منظومه شمسی میگردد، وی ادامه داده و می گوید؛ بدلیل طولانی بودن زمان «3600»، سال وعمر کوتاه انسان و در برابر آن این حادثه بسیار عظیم و بخشا ویرانگر از ذهن انسان پاک می گردد تا آنکه زمان بازگشت آن جسم عظیم یا کره معروف بنام»نیبیرو»، تکرار می گردد، تغییرات جوی ناخواسته ای بوقوع می پیوندد و متاسفانه بدلیل نداشتن رکورد دراز مدت از وضعیت آب و هوای کره زمین بشر دچار سردرگمی و این سوال بزرگ می گردد که چرا آب و هوای کره زمین که اصولا باید همیشه یکسان بوده و دچار تغییر نگردد بدین شکل عظیم مختل می گردد. پرفسور ذکریا می گوید، متاسفانه تاریخ بدست افرادی مغرض نوشته شده است و واقعیت وجودی سیاره نیبیرو در هیچ کتاب تاریخی اشاره نشده است، حال یا قدرتمندان جهان از این امر آگاهند و نمی خواهند مردم دچار وحشت گردند و یا آنکه نمی خواهند مردم سر از چنین اسراری درآورند . او چنین خاطر نشان می کند که اهرام موجود درکره زمین توسط خدایان سومری در هزاره های گذشته بمنظور هدف خاصی ساخته شده وسپس توسط اقوام بومی و محلی اشغال شده است بعنوان مثال اهرام مصر هیچ ارتباطی با پادشاهان مصری ندارند و آنها یعنی پادشاهان مصری هزارن سال پس از ساخته شدن اهرام از آن بعنوان نمادی از قدرت خود نام برده اند و همانطور که همه میدانیم حتی باستانشناسان مصری متعصب هم اعتراف کرده اند هیچ مدرکی تا به امروز از چگونگی ساخته شدن اهرام توسط مصریان، یا پادشاهان آنان بدست نیامده است. پرفسور ذکریا، می گوید؛ هر «3600 » سال مسافران فضائی بنام «آنوناکی ها» در زمان نزدیکی کره خود بنام «نیبیرو «، به زمین، سفاینی بسوی کره زمین میفرستند تا موجوداتی بنام انسان را که خود خلق کرده اند، وضعیتشان را بررسی کنند و هرگاه که به زمین می آیند در صورت تمایل ، هدیه یا تکنولوژی جدیدی را در اختیار بشر قرار می دهند. وی درپایان می گوید؛ اولین کتاب یعنی کتاب «گیلگمش»، توضیحات دقیقی راجع به این مسافران فضائی داده است که می توانید آن را مطالعه کنید.

پایدار باشید

 

 

منبع :      https://www.facebook.com/iranufo

آلایا – اهل سیستم ستاره ای پلیدیان – بخش هفت

آلایا در اینترنت فقط و فقط از طریق کانال شخصی خودش در سایت «یوتوب» گفته هایش را به عموم می رساند و هیچ جای دیگری در اینترنت فعالیت نمی کند.

لینک کانال آلایا:

http://www.youtube.com/user/777ALAJE

در ادامه توجه شما را به متن هفتمین ویدیو «آلایا» جلب می کنم.

یادآور می شوم که این متن، زیرنویس یک ویدیو است و به همین خاطر ممکن است برخی از جملات کوتاه یا تکه تکه باشد. پس برای متوجه شدن موضوع باید دقت بیشتری به خرج داد.

آلایا اهل پلیدیان – قسمت هفتم

درود به همه ی شما

من آلایا هستم از ابعاد روشنایی پلیدیان.

برای کمک به زمین و فراید دگرگونی آن، من مجبور بودم خودم را با فرکانسهای پایینتر زمینی وفق بدهم. به همین دلیل من هشیاری خود را به دو بدن تقسیم کردم. من همزمان اینجا و در یک سفینه در فرکانسهای بالاتر زندگی می کنم؛ در درجه هاي فراتر روشنايی و سفرم در زمان از نور. این پدیده آنجا معمولی به حساب می آید زیرا همه چیز با انرژی الهی ممکن می باشد. من و دیگر عضوهای فدراسیون روشنایی کیهان اینجا هستیم که به شما کمک کنیم قلب و هشیاری تان را توسعه دهید. من از برخی از سفینه هایمان فیلمبرداری کرده ام و آنها را در بخش هشتم ویدیوهایم به شما نشان می دهم. من هرروز نامه هایی از کسانی که من را در رده ی افرایی ملاقات کرده اند دریافت می کنم. من را خوشحال می کنند که می نویسند پس از دیدن ویدیو های من تا چه اندازه زندگی شان را سرشار از روشنایی سپری می کنند. این انرژی عشقی ست که سیاره ی زمین نیاز دارد.

 

زمین در یک روند دگرگونی انرژی قرار دارد و عشق تنها کلیدی ست که دگرگونی را برایتان هموار می سازد. حقایق فراتر، ساده و واضح هستند و نه پیچیده. هنگامی که به اطلاعات در مورد کیهان و غیر زمینیان گوش فرا می دهید، همیشه با نفس و خود برترتان بررسی کنید که از کدام منبع می آیند و چه انرژی ای دارند. اگر آن اطلاعات ساعتها به طول انجامید و شما را خسته کرد به این دلیل است که شما انرژی تان را از دست می دهید. آن اطلاعات از یک منبع روشنایی سرچشمه نمی گیرند. بلکه از ضلع تاریکی که تلاش دارد شما را از چیزی که مهم است منحرف کند: تکامل قلب و معنویت.

اطلاعات در مورد موجودات روشنایی به شما انرژی می دهد و شما احساس بیداری و سرشار از قدرت می کنید. افراد معنوی که تجربه ی واقعی با نور را دارند، در کلامشان کیفیت بالایی از عشق و احساس دارند.هاله ی آنها سرشار از روشنایی است. افراد منطقی که فقط اطلاعات در سرشان دارند، مانند یک ماشین صحبت می کنند و کلامشان بدون احساس یا انرژی معنوی می باشند. افراد منطقی زمین مانند یک روبات فکر می کنند و انتظار دارند که هرچیز فراتری می باید پیچیده تر باشد. برای آنها، بیگانگان منفی، فجایع، دستکاری، پیشگویی، داستانهای غلط از گذشته و تکامل معنوی کمتر قلب، جالبتر می باشد.

بنابراین اجازه ندهید که شما را پریشان کنند. موجودات روشنایی فراتر، کوتاه و مستقیم صحبت می کنند و می گویند چگونه عشق در قلبتان را فعالتر کنید. ما به شما اطلاعات مفید می دهیم که می توانند به شما کمک کنند معنویت را گسترش دهید. ما حقیقت را همانگونه که هست بیان می کنیم، بدون قضاوت کردن کسی. افراد منفی این سادگی الهی عشق را درک نمی کنند و به کارگران روشنایی توهین می کنند و آنها را مورد قضاوت قرار می دهند زیرا نمی توانند انرژی عشق و حقیقت را تحمل کنند. عشق من فراتر از ادراک آن افراد است. آنها این را درک نمی کنند، زیرا به قلبشان گوش فرا نمی دهند. آنها به موجودات افرایی منفی گوش می دهند که آنها را دستکاری می کنند.

با استفاده از انرژی عشق، من چندین بار از خود در برابر بیگانگان خاکستری و خزندگان منفی و هلیکوپترهای سیاه از دولت مخفی جهانی، دفاع کرده ام. آنها فرکانس عشق را نمی توانند تحمل کنند.

اجازه ندهید که به وسیله ی افراد منفی، گیج و سردرگم شوید. وقتتان را در صفحات اینترنتی که افراد منفی با گفتار بدشان به دیگران توهین می کنند و سپس هنوز ادعا می کنند معنوی و هشیار هستند، تلف نکنید. انرژی های منفی که آنها خلق می کنند، به میدان انرژی شما و سلولهای بدن شما آسیب وارد می کند و آنگاه شما در ارتعاش پایینتر می مانید، جایی که عشق و نور نیست. به آنها عشق بفرستید، آنها را ببخشید و سپس به جستجوی انسانهایی با هشیاری بالاتر بگردید. اگر شما به عشق هستی متصل شوید، شما معنویت را فعال کرده و تجارب معنوی خاص خودتان را خواهید داشت. سپس شما دانش واقعی خواهید داشت، بدون اینکه پریشان، گیج و سردرگم بشوید. فقط با عشق می توانید عشق را تشخیص دهید. با نفرت و غرور شما عشق را نمی بینید و به عشق تعرض می کنید. انرژی تان را در ارتعاش بالای عشق نگه دارید.

 

هرچیزی در اطرافتان که ارتعاش منفی دارد و به شما آسیب می رساند را برچینید. از اشخاص متعصب منفی که عشق را قبول نمی کنند دوری کنید. آنها دارای اضطراب بسیار هستند. ما می توانیم این را در هاله شان ببینیم. کتابهای منفی در مورد جنگها، بیگانگان خاکستری و خزندگان و ربوده شدگان را کنار بگذارید. پوسترهای تیره ی منفی را برچینید و بجای آن از پوسترهای رنگی و دوست داشتنی استفاده کنید. از لباسهای تیره استفاده نکنید، فیلمهای وحشت آور تماشا نکنید، و به موسیقی های بد که دارای گفته های پست می باشند گوش فرا ندهید. جان و بدنتان را از نفرت و سم دود دور نگه دارید. این به هاله ی شما صدمه می زند و باعش می شود شما در فرکانس پایینتری ارتعاش داشته باشید. و دراینصورت نخواهید توانست به ابعاد روشنایی بالاتر دسترسی داشته باشید. با فرکانس پایینترشما فقط می توانید در ابعاد پایینتر زندگی کنید. اگر پایتان شکسته باشد نمی توانید از کوه بالا بروید. ابتدا باید خودتان را التیام ببخشید.

 

فقط نور می تواند در نور باقی بماند. مردمی که توانایی عشق ورزیدن را در این زندگی خوب یاد نگیرند. فرصتشان را در زندگی بعدی خواهند داشت، بر روی سیاره ی دیگری. این راه طبیعی تکامل است. روند یادگیری نفس. هرکسی خودش انتخاب می کند که به چه تندی و یا کندی می خواهد یاد بگیرد. هرکسی مسئول زندگی خودش می باشد، افکارش و کردارش.

کلید به ابعاد بالاتر، عشق می باشد، فرکانس عشق در قلبتان. عشق برای خودتان، برای دیگران و برای طبیعت. عشق کلیدیست برای ارتباط با غیر زمینیان معنوی. اگر در آسمان سفینه ای می بینید، سعی کنید احساس کنید که چه نوع انرژی دارد. اگر انرژی عشق تشعشع می کند، یکی از ما است. ما هر فکر و هر احساسی را لمس می کنیم.

اگر انجام عملیاتی بر روی زمین لازم شد، فدراسیون روشنایی کیهان با سفینه هایی متفاوت حظور خواهد داشت. زیرا همگی فرکانس لازم برای ورود به سفینه ها را ندارند. بنابراین ما سفینه های فیزیکی هم داریم، با فرکانس پایینتر. این فقط یک احتمال است. ما درواقع دوست داریم شاهد یک دگرگونی هموار باشیم. افراد زیادی که توسط ضلع تاریکی دستکاری شده اند، دگرگونی پر هرج و مرج را بیشتر می خواهند تا یک دگرگونی هموار. به همین دلیل وقتی می شنوند که برای آینده احتمالات بسیاری وجود دارد، عصبی می شوند.

اگر مردمی کافی، انرژی عشق خلق کنند، دگرگونی، آرام و هموار روی خواهد داد. اما اگر بیشتر مردم انرژی منفی خلق کنند، سیاره به درون هرج و مرج عمیقی فرو خواهد رفت و فقط افراد معنوی آماده خواهند بود. به همین دلیل این بسیار مهم است که هشیاری بالایی داشته باشید، تا برای هر نوع شرایطی آمادگی لازم را دارا باشید.

منبع :    https://www.facebook.com/danesh.keyhani

سفر روح

متن زیر گزیده ایست از کتاب سفر روح نوشته ی دکتر مایکل نیوتن. از دیدگاه دکتر نیوتن بهترین و قابل اعتماد ترین راه برای دریافت اسرار دنیای روح ٬مبداء و مقصد آن ٬ روش هپنوتیزم کردن افراد است او با این روش سوژه هایخود را از طریق فعال کردن ذهن ابر آگاه آنها به زندگی قبلی ( قابل ذکر استدر مقدمه کتاب بیان شده که محتویات این کتاب به معنی تایید نظریه ی تناسخنیست ) برده و آنها را در لحظه ی مرگ و رجعت به برزخ قرار میدهد . به گفتهی نویسنده : » این کتاب گزارش صادقانه ایست درباره ی دنیای ارواح ٬ در طیآن مجموعه ای از سر گذشت های واقعی مطرح می شود که با ذکر جزئیات نشان میدهند پس از پایان زندگی خاکی بر ما چه می گذرد . شما به فراسوی آن دهلیزراهنمایی شده و به درون دنیای ارواح وارد می شوید ٬ تا دریابید پس از مرگبر آنها چه میگذرد و چه مراحلی را طی می کنند تا در نهایت دوباره برایزندگی دیگری به کره ی خاکی بازگردند. «
صحنه ی گزارش این سوژه از آنجاآغاز می شود که در صفحات جنوبی آمریکا گردن خانم » سالی » از فاصله اینزدیک مورد اصابت قرار می گیرد .
– دکتر نیوتن : آیا از اصابت نیزه به گردن احساس درد زیادی می کنی ؟
سوژه: بله … نوک تیز نیزه گردنم را پاره کرده است … من دارم می میرم . (سوژه در حالی که دستش را روی گردنش گرفته زیر لب با خودش چیزی می گوید )من دارم خفه می شوم … خون دارد از گردنم سرازیر می شود … درد… بدجوری است … دارم می میرم … به هر حال هر چه بود تمام شد.

*روح ها اغلب در لحظات قبل از مرگ واقعی و به هنگامی که جسم آنها درد و رنجمی برد جسم میزبان خود را ترک می کنند . چه کسی میتواند آنها را سرزنش کند؟ بعد از این که سوژه آرامش خود را به دست آورد ٬ او را از مر حله نیمهآگاه به حالت ابر آگاه می رسانم تا بتواند به ذکر خاطرات زندگی اش به صورتروح بپردازد.

– د: خوب سالی حالا که قبول کرده ای به دست این سرخ پوست ها کشته شده ای ٬ آیا می توانی احساس زمان مردنت را به دقت شرح دهی ؟

– س : چیزی … مثل نوعی نیرو … مرا به بیرون جسمم هول می دهد .

– د : به بیرون هل می دهد؟ بیرون یعنی کجا؟

– س : من از بالای سرم پرتاب می شوم .

– د : چه چیزی از بالای سرت پرتاب می شود ؟

– س : خوب … خودم.

– د : شرح بده که خودم یعنی چه . چیزی که تو آن را « خودم » می نامی و از سرت پرتاب می شود چه شکلی دارد ؟

– س : ( تامل) مثل … یک نقطه نورانی … که روشنایی از آن ساطع می شود.

– د : تو چطور نور ساطع می کنی ؟

– س : از … انرژیم . من سفید و شفاف هستم … روحم است .

– د : این نور انرژی بعد از آنکه جسمت را ترک می کند به همان شکل است ؟

– س : به نظر می رسد هم زمان با حرکت من به اطراف ٬ نور بیشتر می شود.

– د : اگر نور تو رشد می کند ٬ حالا به چه شکل هستی؟

– س : یک … ریشه … باریک مثل کاه … که معلق و آویزان است .

– د : این جریان حرکت به بیرون جسم برایت چه احساسی دارد؟

– س : خوب مثل این که من را از پوستم جدا می کنند … مثل این که پوست یک موز را می کنند . من در یک حرکت جسمم را از دست می دهم .

– د : آیا احساس ناجور و نا پسندی داری ؟

-س : نه! … چقدر عالی است که تا این حد آزادی دارم و دیگر زجر و دردی درکار نیست . ولی من … سرگردان هستم . انتظار داشتم که بمیرم ( صدای سوژهحالت تاسف به خود می گیرد ولی من می خواهم که ذهن او یک دقیقه ی دیگر رویروح او متمرکز باشد نه این که درگیر وضع جسمش روی کره خاکی بشود. )

-د : سالی ٬ من میفهمم که تو الان از این که به صورت روح باشی کمی احساسغربت می کنی . این حالت با توجه به وضعی که اکنون برایت پیش آمده کاملاطبیعی است . حالا به سوالات گوش کن و به آنها پاسخ بده . تو گفتی که درحالت شناور هستی . آیا بلافاصله بعد از مرگ جسمت می توانی به راحتی به اینطرف و آن طرف حرکت کنی؟

– س : عجیب است … من در میان زمین وهوا معلق هستم ٬ هوایی که واقعاً هوا نیست … محدودیتی نیست … نیرویجاذبه نیست … من در حالت بی وزنی هست .

– د : منظورت این است که در خلاء هستی ؟

-س : بله ٬ هیچ چیز در اطراف من مادّیت فشرده ندارد . هیچ سد یا مانعی نیستکه من با آن برخورد کنم … من در حالت غیر مادی حرکت می کنم .

– د : آیا می توانی حرکات خودت را کنترل کنی و به هر جهتی که می خواهی بروی ؟

– س : بله تا حدودی می توانم … ولی دارم … به طرف یک روشنایی سفید رنگ می روم … چقدر روشن است !

– د : آیا شدت سفیدی در همه جا یکسان است ؟

-س : هر چه جلوتر را می بینم نورانی تر است … در جهت بدنم سفیدی کدر تر وتاریک تر است … خاکستری است ( سوژه شروع به گریه می کند ) بدن بیچارهام … من هنوز حاضر نیستم اینجا را ترک کنم ( سوژه روی صندلی خود را بهعقب می کشد مثل این که بخواهد در مقابل چیزی مقاومت کند . )

– د: به من بگو آیا نیرویی که سبب شد تو به هنگام مردن از بالای سرت بیرونبیایی ٬ هنوز تو را به طرفی می کشد یا نه ؟ آیا تو می توانی آن نیرو رامتوقف کنی ؟

– س : وقتی از جسمم آزاد شدم آن نیرو کاهش یافت .حالا احساس می کنم نیرویی من را هول میدهد و می خواهد به من بفهماند کهباید از جسمم دور شوم … من هنوز نمی خواهم بروم … ولی چیزی می خواهدکه من زود بروم .

– د : می فهمم سالی ٬ ولی حدس می زنم تو داریدرک می کنی می کنی که نوعی کنترل داری . این چیزی که تو را هول می دهد راچطور تشریح می کنی ؟

– س : یک … نوعی نیروی … مغناطیسی … ولی … می خواهم کمی بیشتر صبر کنم و بمانم .

– د : آیا روح تو می تواند تا هر زمانی که بخواهی در مقابل این حس کشش ٬ مقاومت کند ؟

-س : بله می توانم اگر واقعاً بخواهم بمانم . ( سوژه شروع به گریه می کند )کاری که آن وحشی های خون خوار با بدنم کردند وحشتناک است . لباس زیبای آبیام آغشته به خون شده … شوهرم ویل از یک طرف مرا گرفته و از طرف دیگرهمراه دوستانمان دارد بر علیه سرخ پوستان می جنگد .

– د : سالی بلا فاصله بعد از حمله سرخ پوستان شوهرت چه می کند ؟

-س : او مجروح نشده … ولی … او دارد برایم گریه می کند … اما هیچکاری قادر نیست برایم انجام دهد ٬ ولی به نظر می رسد هنوز این موضوع رانفهمیده .

– د : تو در این لحظه چه می کنی ؟

– س : منبالای سر شوهرم هستم . می خواهم او را تسلی بدهم . می خواهم بتواند احساسکند که عشق من واقعاً پایان نیافته … می خواهم بداند او مرا برای همیشهاز دست نداده و من دوباره او را خواهم دید.

– د : آیا او پیامهای تو را دریافت می کند؟

-س : غم و اندوه خیلی زیاد است ٬ ولی او … روح مرا احساس می کند…دوستانمان دورش را گرفته اند … و آنها بالاخره ما را از هم جدا میکنند . آنها می خواهند که کاروان را دوباره سر و صورتی بدهند و حرکت کنند.

– د : حالا روح تو در چه حال است ؟

– س : من هنوز دارم در مقابل آن نیروی کشش مقاومت می کنم … می خواهم هنوز بمانم .

– د : چرا ؟

-س : می دانم که جسمم مرده است … ولی هنوز نمی خواهم شوهرم ویل را ترککنم و … می خواهم شاهد باشم که آنها بدنم را دفن می کنند.

– د : آیا هیچ عنصر روحی دیگری را در اطراف می بینی؟

-س : آنها نزدیک هستند … به زودی آنها را خواهم دید … من عشق و محبتآنها را حس می کنم همانطور که می خواهم ویل عشق مرا حس کند . آنها منتظرهستند تا من آماده ی رفتن شوم.

– د : با گذشت زمان آیا می توانی ویل را تسکین دهی و آرام کنی ؟

– س : سعی می کنم درون ذهنش راه یابم .

– د : آیا در این کار موفق هم می شوی ؟

– س : فکر میکنم … کمی او مرا احساس می کند … او تشخیص می دهد … عشق را .

– د : خوب سالی حالا می خواهیم دوباره در زمان به جلو برویم . آیا همسفر هایت را هنگام دفن بدنت می بینی ؟

-س : ( صدا اعتماد بیشتری دارد ) بله ٬ آنها بدن مرا دفن کردند … حالاوقتش رسیده که من بروم … آن روح ها منتظر من هستند … من دارم حرکتمیکنم … به طرف نوری روشن تر …

گزارش فوق از مردی گرفته شدهبود که در زندگی قبلی خود زنی به نام سالی بوده و به هنگام مسافرت درکاروانی توسط سرخ پوستان کیووا کشته شده . این مرد در هنگام تهیه ی گزارشمتجاوز از شصت سال سن داشته .
علی رغم باور های بعضی از مردم ٬ روحها غالبا علاقه ی زیادی به آنچه بعد از مرگ برای جسمشان رخ می دهد ندارند. این به دلیل بی اعتنایی نسبت به سرنوشت شخصی خود و یا عدم علاقه بهاطرافیان نمی باشد بلکه بدان جهت است که مرحله بعد از زندگی در جسم راترجیح می دهند . آنها علاقه دارند با عجله به سوی زیبایی های دنیای ارواحبشتابند. اما بعضی از روح ها می خواهند تا چند روز به مقیاس زمینی ٬معمولا تا پس از تشییع جنازه خود در محلی که جسمشان مرده باقی بمانند .ظاهرا مقیاس زمانی برای ارواح دگرگون می شود و چند روز زمینی برای آنهابیشتر از چند دقیقه به حساب نیاید . اکراه و تعلل در رفتن برای روح انگیزههای متفاوتی دارد . برای مثال کسی که به قتل رسیده یا دفعتا و غیر منتظرهدر اثر یک سانحه یا تصادف کشته شده نمی خواهد بلافاصله برود . من به ایننتیجه رسیدم که در این گونه موارد روح حالت سردرگمی و ناراحتی دارد . اینحالت سرگردانی روح و عدم رغبتش به رفتن به خصوص برای افرادی که در جوانیمی میرند نیز صادق است .
برای یک روح متوسط جدا شدن ناگهانی از بدن ٬حتی گاهی پس از یک بیماری دراز مدت ٬ تکان دهنده است و سبب می شود که درلحظه ی مرگ از رفتن اکراه داشته باشد . ضمنا برای روح ها مراسم تدفین که معمولا سه تا پنج روز طول می کشد جنبه ی سمبلیک دارد . روح واقعاً درمورد چگونگی دفن شدنش کنجکاوی زیادی ندارد چون عواطف و احساسات در دنیایروحی با آنچه ما در زمین تجربه می کنیم تفاوت دارد . علی رغم این موضوعبرای من ثابت شده که برای روح ٬ احترامی که دوستان و بازماندگان برایخاطره و جسد آنها قائل می شوند خوشایند است .
همانطور که دیدیم دلیلاصلی که به خاطر آن بسیاری از ارواح نمی خواهند بلافاصله مکان فیزیکی خودرا ترک کنند این است که آنها مایلند قبل از رفتن به دنیای ارواح ذهناموجبات تسلی و آرامش بازماندگان خود را فراهم آورند . آنهایی که میمیرندناراحتی مرگ خودشان برایشان آزار دهنده نیست چون می دانند آنهایی را که برروی کره ی خاکی باقی گذاشته اند را دوباره در دنیای ارواح ملاقات می کننداما اغلب کسانی که در مراسم تدفین و تشییع عزاداری میکنند احساس می کنندکه عزیزی را برای همیشه از دست داده اند.

منبع:  http://www.ganjineh-danesh.com/thread15085.html

توانایی عجیب یک دختر ویتنامی

توانايي عجيب يك دختر بچه ویتنامی, توانایی عجیب دختر 11 ساله در آتش کشیدن اشیاء, توانایی عجیب و باور نکردنی یک دختر بچه, دختر ۱۱ ساله ویتنامی که میتواند اشیای اطرافش را به آتش بکشد

https://i1.wp.com/up.download.ir/di-AVDW.jpg

دختر ۱۱ ساله ویتنامی با قدرت غیرقابل کنترلی می‌تواند اشیای اطرافش را به آتش بکشد.

به گزارش رسانه‌های محلی ویتنام، توانایی غیرقابل کنترل این دختر باعث شده است تا روز ۱۲ ماه جاری میلادی قسمتی از طبقه سوم خانه آنان آتش‌ بگیرد.

پدر این دختر معتقد است هنگام حادثه هیچ وسیله آتش‌زایی نزدیک او نبوده و انرژی موجود در بدن او باعث آتش‌سوزی شده است.

والدین این دختر از یک ماه پیش زمانی که سیستم سیم‌کشی ساختمان دچار اتصال شد و نیز وقتی که لباس این دختر بدون هیچ دلیلی آتش گرفت، به توانایی خاص او پی بردند.

پزشکان پس از شنیدن ادعای والدین این دختر او را معاینه و اعلام کردند: یک مورد مشکوک و عجیب در نیمکره راست مغز این دختر وجود دارد.

به گزارش پایگاه اینترنتی oddity central، این پدیده نادر، کارشناسان رشته‌های مختلف از جمله فیزیک، پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی را به خود جلب کرده است.

منبع:(ایسنا)

آزمایشگاهای ژنتیک بیگانگان در زمین

آزمایشگاهای ژنتیک بیگانگان در زمین.

https://ufolove.files.wordpress.com/2012/05/dulce31.jpg?w=300

http://whoyoucallingaskeptic.files.wordpress.com/2009/12/human-alien-hybrids.jpg

شاید قریب به اتفاق مردم از وجود پایگاههای زیرزمینی دولت ایالات متحده با خبر باشند ولی قطعاً کمتر کسی از اسامی و فعالیتهایی که در آنها انجام می گیرد مطلع  است. پایگاه دالس (Dulce) در نیومکزیکو، سان اسپات (Sunspot)، داتیل (Datil)، کارونا (Corona)، تائوس پابلو (Taos Pueblo)، آلبوکورکو (Albuquerque)، پایگاه های موجود در زیر کوههای سانتا کاتالینا (Santa Catalina) در آریزونا، پایگاه دلتا (Delta) در کلورادو، گراند مسا (Grand Mesa)، نیدلز (Needles) در کالیفرنیا، پایگاه ادواردز (Edwards)، تاسیسات کوهستان تهاچاپی (Tehachapi)، ایرواین (Irwin)، دره مورونگو (Morongo) و نورتون (Norton)، پایگاه موسوم به الماس آبی (Blue Diamond) در صحرای نوادا، مرکز نلیس (Nellis) و پایگاه های مستقر در دریاچه گروم لیک (Groom Lake) تنها تعدادی از پایگاه های زیرزمینی موجود در ایالات متحده آمریکا هستند که تا کنون شناخته شده است. به گفته برخی افراد این تاسیسات علاوه بر اینکه به عنوان مراکز تحقیقات برای به خدمت گرفتن  فن آوری های فوق محرمانه مورد استفاده قرار می گیرند قرار است در زمان آرماگدون پناهگاهی برای اعضای سازمانهای سری آمریکایی باشند. در زیر یکی از معروف ترین این پایگاه ها به شما معرفی می شود.

در سال 1953 تشکیلاتی به نام «کمیته مجستیک 12 (majestic 12 committee)» بدون اطلاع واشینگتن و زیر نظر حکومت در سایه آغاز به کار کرد(حکومت در سایه هیئتی است متشکل از برخی سران جمعیت های مخفی، بعضی سیاسیون وسرمایه داران صاحب شرکت های بزرگ آمریکا که در پشت پرده تصمیمات بزرگ آمریکا قرار دارند و بخش بزرگی از قدرت سیاسی و اقتصادی آمریکا را در دست دارند). بنا به برخی افشاگری ها این سازمان در زمان ریاست جمهوری نیکسون با گروهی  از موجودات فرازمینی همکاری داشته است. در آن زمان بیگانگان خاکستری از منظومه ستاره ای زتا رتیکولی نیاز مبرم به عنصر بور داشتند. منبع غنی این عنصر در منطقه ای در جنوب غربی آمریکا قرار داشت، از طرفی این منطقه محل استقرار پایگاهای نظامی آمریکا بود و عبور و مرور مکرر یوفوها در این منطقه باعث بوجود آمدن شایعاتی دال بر ارتباط یوفوها و نیروهای نظامی آمریکا شده بود. طبق این شایعات بیگانگان دانش و تکنولوژی در اختیار انسانها قرار دادند و در مقابل آمریکائی ها منابع زیرزمینی بور و همچنین حق آدم ربایی و تحقیقات بر روی انسانها را به خاکستری ها دادند.

به گفته بعضی از افراد در پایگاه منطقه 51 بیست و دو طبقه زیر زمین وجود دارد که بوسیله تونل هایی به هم متصلند. در یکی از این طبقات سلاح های اشعه ای  برای کنترل ذهن آزمایش می شده اند. این پایگاه مستقل از کنگره و نیروی هوایی آمریکا و زیر نظر مستقیم کمسیون بیلدربرگ (کمسیون سری که مدیریت برقرای نظم نوین جهانی را برعهده دارد) مدیریت می شود. علاوه بر این بسیاری از پایگاه های زیرزمینی نیز تحت کنترل این کمسیون قرار دارند. هدف این سازمان و سازمانهای مشابه آن ایجاد یک حکومت واحد جهانی در کره زمین است. بخش بزرگی از اطلاعات ما درباره پایگاه های زیرزمینی مثل منطقه 51 توسط افسران سابق دولت که زمانی خود در این تشکیلات صاحب وظیفه بودند منتشر شده است. یکی از این افراد خلبان ویلیام لیر(William P. Lear) است. لیر ماًمور سازمان سیا در نیروی هوایی بود. وظیفه او جمع آوری اطلاعات درباره یوفوها از سرتاسر جهان بخصوص از اروپا بود. در سال 1986 کاپیتان لیر با یک کارمندان نیروی هوایی آمریکا که از نزدیک شاهد فرود یک یوفو در پایگاهی در بریتانیا بود آشنا شد. اطلاعاتی که لیر از او دریافت کرده بود حکایت از انعقاد توافق نامه ای بین فرازمینی ها و انسانها داشت.  به ادعای وی بین سالهای 1969 تا 1971 تعدادی از بیگانگان با اعضای کمیته مجستیک 12 دیدار کرده اند و در موضوعاتی با هم به توافق رسیده اند. طی یکی از این توافقات بیگانگان پذیرفتند برخی تکنولوژی خود را که بیشتر علم ژنتیک و کنترل ذهن بود را در اختیار این افراد قرار دهند همچنین در ایجاد حکومت جهانی به کمیته 12 یاری رسانند. در عوض اعضای این کمیته قول دادند نسبت به فعالیت های بیگانگان در زمین عکس العمل منفی نشان نداده و دست بیگانگان در انسان ربایی و آزمایشات روی انسان را باز بگذارند.

به گفته لیرهدف از انسان ربایی بیگانگان در وهله اول تولید هیبرید های انسان-بیگانه و در وهله دوم استفاده از ارگان ها، آنزیم ها و دیگر ترکیبات بدن انسان برای ترمیم بافت آسیب دیده بیگانگان بود. هورمونهای افراد ربوده شده بعد از ترکیب شدن در محلول پروکسید هیدروژن به بدن بیگانگان تزریق می شد. در سال 1956 گروهبان جاناتان لاوتی (Jonathan R. Louette) از پایگان آزمایش موشک وایت سندز (White Sands) توسط یک دیسک پرنده ربوده شده و 3 روز بعد در حوالی همان منطقه در حالی که اعضای بدنش مثله شده بود پیدا شد. اسنادی که لیر دریافت کرده بود نشان می داد این عملیات وحشتناک در پایگاه گروم لیک (Groom Lake) در منطقه 51 انجام گرفته بود و قربانی زنده زنده توسط نوعی ماشین سلاخی شده بود. به ادعای لیر همکاری های بیگانگان و انسانها همیشه بدون دردسر نبوده است چرا که در سالهای بین 1979 تا 1983 مجستیک 12 پی برد که پروژه همکاری از برنامه تعیین شده دچار لغزش شده است. برای همین منظور در سال 1979 به منظور بررسی موضوع گروهی را به پایگاه زیرزمینی دالسی (Dulce) در نیومکزیکو فرستاد. ولی این گروه توسط بیگانگان به اسارت گرفته شدند. مجستیک 12 برای آزادی این گروه یک تیم نظامی به محل اعزام کرد که طی یک درگیری 66 سرباز جان باختند. بعد از این اتفاقات اعضای ارشد کمیته مجستیک 12 که در بین آنها وزیر خارجه وقت آمریکا هنری کسینجر(Henry Kissinger)، رئیس سازمان سیا ریچارد هلمز(Richard Helms) و رئیس آژانس امنیت ملی رابی رای (Bobby Ray) حضور داشتند تصمیم گرفتند ماجرا را در رسانه به اطلاع مردم برسانند. اما به دلایلی به جای اینکار قرار شد برای مقابله با بیگانگان سلاحی قدرتمند توسعه داده شود. بدین صورت بود که پروژه «ابتکار دفاع راهبردی» یا Strategic Defense Initiative (SDI) کلید خورد. پروژه ای که در رسانه ها هدف آن ایجاد سپر دفاعی در برابر قدرت موشکی روسیه در جنگ سرد عنوان شده است. اما هدف اصلی آن کنترل فعالیت های بیگانگان در زمین بوده است. چند سال بعد رئیس جمهور کندی برنامه ای برای افشاگری درباره بیگانگان تهیه کرده بود ولی قبل از افشای اطلاعات توسط عاملین حکومت در سایه بخصوص مجستیک 12 ترور شد و برنامه افشا سازی لغو شد. زیرا کندی مخالف دخالت بیگانگان در زمین بود و همکاری انسانها و بیگانگان خزنده و خاکستری ها را برای آینده بشریت خطرناک می دید.

 طبق ادعا ها بعد از جنگ جهانی دوم و شکست نازی ها دانشمندان آلمانی برای تکمیل پروژه های کنترل ذهن، دیسک های ضد جاذبه و مهندسی ژنتیک که با پایان کار هیتلر ناتمام مانده بودند درقالب عملیات انتقال به منطقه 51 آورده شدند. بسیاری از همین دانشمندان بلافاصله به خدمت حکومت در سایه در آمدند. توسط همین مهندسین آلمانی هوا فضا همچون ورنر فون براون بود که سازمان ناسا تاًسیس شد. پزشکان و زیست شناسان به پایگاه های زیرزمینی منتقل شدند تا کاستی های علم ژنتیک را از بیگانگان بیاموزند. بیگانگان طبق توافقی که کرده بودند علم دستکاری ژنتیک را به انسانها آموختند. نتیجه این این شد که در آزمایشگاهای ژنتیک عمق زمین موجوداتی مهندسی ژنتیک شده تولید شدند. یکی از این مخلوقات موجودی خون آشام به نام چوپاکابرا (Chupacabra) بود. به این موجود در ابتدا «گونه مهندسی ژنتیک شده خون آشام بیگانه خزنده یا Created Reptilian Alien Vampire Engineered Species “(CRAVES) گفته می شد که هیبرید هوشمند از انسان و خزنده بود. این موجود به دستور مستقیم کمیته مجستیک 12 به عنوان آغازی برای خلق موجودات هوشمند آفریده شد.

یکی از معروف ترین آزمایشگاه ژنتیک بیگانگان در پایگاه دالسی (Dulce base) قرار دارد. این پایگاه زیرزمینی در حوالی دهکده دالسی (Dulce) با نهصد نفر سکنه در ایالت نیومکزیک قرار دارد. اولین اطلاعات درباره پایگاه دالسی توسط یک مهندس برق اهل نیومکزیکو بنام پل بنویتز (Paul Bennewitz)  افشا گری شد. بنویتز به عنوان مهندس برای یک شرکت الکترونیکی به نام  Thunder Scientific Corporation در شهرAlbuquerque  نیومکزیکو کار می کرد. او همچنین به دلیل علاقه اش به یوفو ها عضو یک گروه بنام APRO (Aerial Phenomenon Research Organization) بود این گروه متشکل از افرار خبره در امر یوفولوژی در آریزونا توسط جیم و کورال لورنزن (Jim and Coral Lorenzen) تشکیل شده بود و به تحقیق درمورد یوفوها می پرداخت. بنویتز یک مهندس برق باهوش و همچنین یوفولوژیستی تیزبین بود. او در سال 1979 متوجه وجود نورهای غیر عادی در نزدیکی دهکده دالسی  شد و برای بررسی آنها برخی تجهیزات الکترونیکی که او برای شکار یوفوها از آن استفاده می کرد را به محل برد. او با افراد محلی و کسانی که ادعای ربوده شدن می کردند مصاحبه کرد. بنویتز همچنین دریافت که هر از چند گاهی گاوی ناپدید شده و لاشه آن چند روز بعد در حالی که تکه تکه شده است در حوالی پیدا می شود. او در نهایت با کنار هم قرار دادن یافته های خود احتمال داد که در منطقه دالسی پایگاهی برای یوفو ها وجود داشته باشد. بنویتز ادعا می کرد پایگاههای زیر زمینی دالسی آزمایشگاه های ژنتیک مشترک انسانها و بیگانگان قرار دارند و کارهای تحقیقات محرمانه ژنتیکی بر روی انسانها و حیوانات در این پایگاه انجام می گیرد. ساکنین دالسی هر از چندگاهی با اجساد قطعه قطعه شده حیوانات در این حوالی برخورد می کنند. آنها اعتقاد دارند این حیوانات توسط بیگانگان به این حال و روز در می آیند. از طرفی مشاهدات مکرری از یوفو ها و نورهای غیر عادی در این منطقه گزارش می شود. او بارها توسط بعضی از کمپانی های امنیتی تهدید شده و از طرف پلیس نیومکزیکو نسبت به صحبت کردن با رسانه ها درمورد دالسی و پایگاه زیر آن هشدارهایی دریافت کرده بود زیرا که وی در مورد شخصی به نام میرنا هانسن (Myrna Hansen) تحقیق می کرد. میرنا هانسن اهل نیومکزیکو بود و در سال 1980 توسط یوفوها ربوده شده و به یک پایگاه زیر زمینی منتقل شده بود. میرنا به بنویتز از وجود پایگاهی زیر زمینی در دالسی صحبت کرده بود و اینکه آزمایشاتی روی انسان و حیوانات در آنجا توسط بیگانگان انجام می شود.

فرد دیگری که اطلاعات جامعی به پل داد کریستا تایلتون (Christa Tilton) بود که در سال 1987 توسط بیگانگان ربوده شده بود. کریستینا همیشه دچار ازدست دادن زمان می شد و به قادر نبود برهه هایی از زندگی خود را بیاد بیاورد. تا اینکه مجبور به روانکاوی در حالت هیپنوتیزم شد. به گفته او دو موجود خاکستری کوچک او را ربوده و به محلی در زیر زمین که توسط دوربین ها و رایانه ها حفاظت می شد بردند. به گفته کریستا او را بعد از بردن به زیرزمین جلوی یک دستگاهی مثل اسکنر قرار دادند سپس نوعی مدرک یا کارت شناسایی برایش آماده کردند. در آن حال مسئول وی به او گفته بود که شما در طبقه اول یک تاسیسات زیر زمینی هستید. به ادعای کریستا او را تا 5 طبقه زیر زمین بردند و در آنجا شاهد موجود بیگانه خاکستری و سفینه هایشان شده بود. او درباره اتاق هایی صحبت می کرد که هیچ موجودی در آن نبوده و توسط رایانه های کنترل می شدند. همچنین از تانک های بزرگی سخن می گفت که لوله های بزرگی به آن وارد و از آن خارج می شدند. به گفته کریستا جنین های موجودات فضایی در آن  مایعی در آن تانکها جریان داشت و بوی شدید فرمالدهید در آن محیط به مشام میرسید. او درون تانکها موجودات عجیبی را دید که درون مایع غوطه ور قرار گرفته بودند. او آنچه مشاهده کرده بود را بروی کاغذ آورد و نقاشی هایی از آنها تهیه کرد. کریستا بعد ها کتابی با عنوان «یادداشت های بنویتز» نوشت و در آن به شرح آنچه در پایگاه دالسی بر سرش آمد پرداخت . همچنین تصاویر و نقاشی هایی از پایگاه دالسی را در آن انتشار داد. از آنچه در پایگاه دالسی تجربه کرده بود انتشار داد. در زیر تعدادی از تصاویری از مشاهدات کریستا در پایگاه دالسی که در این کتاب منتشر شده است را می بینید.

تصویر 1: تصویر ماهواره ای از پایگاه دالسی

تصویر2: تصویر ماهواره ای پایگاه دالسی از نزدیکتر. زیر این تاسیسات تا هفت طبقه آزمایشگاه های کنترل ذهن و ژنتیک بیگانگان قرار دارد.

تصویر 3: جلد کتاب یادداشت های بنویتز با تصویر پل بنویتز بر روی آن نوشته کریستا تایلتون

تصویر 4: طرح بشقاب پرنده موجود در پایگاه دالسی که توسط کریستا نقتشی شده است

تصویر5: طرحی از تانک های آزمایشگاه ژنتیک بیگانگان در پایگاه دالسی که توسط کریستا رسم شده است.

تصویر6: تانک های عجیب

تصویر7: سیستم پرورش جنین های هیبرید انسان-بیگانه در پایگاه دالسی که توسط کریستا کشیده شده است

تصویر8: سیستم پرورش یک جنین هیبرید انسان-بیگانه در پایگاه دالسی که توسط کریستا کشیده شده است

تصویر9: طرحی از آزمایشگاه ژنتیک بیگانگان در پایگاه دالسی. (توسط کریستا)

تصویر 10: نقاشی از یک بیگانه خاکستری در پایگاه دالسی که توسط کریستا کشیده شده است.

کریستا در کتاب خود از تصاویر واقعی که قبلاً تحت عنوان «اسناد دالسی» جمع آوری شده بود استفاده کرد. اسناد دالسی حاوی حدود 30 عدد عکس بود که توسط توماس سی (Thomas C) که در دهه 1970 خود یکی از ماًموران پایگاه دالسی بود با یک دوربین کوچک تهیه شده بود. توماس در 24 سالگی شروع به آموختن عکسبرداری برای اهداف جاسوسی در یک پایگاه زیرزمینی در ویرجینیای غربی کرد. او هفت سال برای نیروی هوایی آمریکا کار کرد سپس در سال 1977 به پایگاه دالسی منتقل شد. وظیفه او در پایگاه ثبت فعالیت های بیگانگان و تهیه گزارشات روزانه از آزمایشات انجام شده در آنجا بود. با اینکه هر عکسی که توماس تهیه میکرد بلافاصله به مسئولین پایگاه بایستی تحویل داده می شد، ولی او با استفاده از مهارتش در عکاسی مخفیانه، تا سال 1979 توانست 30 عدد عکس از قسمت های مختلف پایگاه تهیه کرده و آنها را از پایگاه خارج کند.  در اواخر سال 1979 این تصاویر به همراه برخی اسناد در اختیار بنویتز که در آن سالها به شدت درباره دالسی تحقیق می کرد قرار داده شد. همچنین توماس نقشه ای از از تاًسیسات زیر زمینی دالسی تهیه کرده بود که پاول آنها را تحت عنوان «اسناد دالسی» منتشر کرد. بعد از مدتی کار توماس برای ماًموران پایگاه فاش شد توماس وقتی ماًموران برای دستگیری وی آمده بودند از آنجا گریخت و سالها در محل نامعلومی مخفی شد. به گفته توماس در پایگاه دالسی تعداد بسیاری بیگانه کوچک خاکستری وجود دارد. او همچنین در آنجا شخصاً با یک یگانه انسان نمای  خزنده با قدی حدود 6 فوت رو در رو ملاقات کرده بود.

طیق نقشه ای که توماس شرح داد پایگاه دالسی شامل 7 طبقه بود که هر طبقه مختص کار خاصی بود و از بالا رو به پائین سطح امنیتی آن افزایش می یافت. انسانها در طبقات بالا و بیگانگان در طبقات پائین سکونت داشتند. طبقه اول مرکز کنترل امنیتی و وظیفه حفاظت از پایگاه را دارد. در طبقه دوم کارمندان انسان سکونت دارند. طبقات سوم و چهارم آزمایشگاه هایی قرار دارند که انسانها در آن کار می کنند. در اینجا برای تله پاتی و کنترل ذهن آزمایش هایی بر روی انسانها و حیوانات انجام می گیرد. به ادعای توماس در این آزمایشگاهها روح انسان ها را از بدن فیزیکی جدا می کردند و با انسانها دیگر و حتی با بیگانگان تعویض می کردند. طبقه پنجم مخصوص سکونت بیگانگان بود. به طبقه ششم «تالار کابوس» می گفتند در اینجا آزمایشگاههای ژنتیک قرار داشتند و حیوانات بسیاری بصورت مهندسی ژنتیک شده آفریده می شدند. در آنجا انسانهای عجیب الخلقه با چند دست و پا و قدی بیش از 2 متر  وجود داشتند که آنها را خاکستری ها بوجود آورده بودند. آنها به همراه خزندگان برخی موارد از دانش ژنتیک را به انسانهایی که در آنجا بودند آموزش می دادند.  به گفته توماس خزندگان به خاکستری ها دستور می دهند و این دو گروه بیگانه با نژاد دیگری که به نوردیک ها معروف بود در حال جنگ بودند. از بارزترین خصوصیات خزندگان این بود که به هیچ موجودی کوچکترین احساسی نداشتند شاید به همین دلیل است که آنها قادر بودند آزمایشات وحشتناکی را بروی موجودات انجام دهند. به گفته توماس بیگانگان به نقشه برداری ژنتیک انسان و پروژه ژنوم انسان کمک هایی کرده اند. در نهایت طبقه هفتم محل نگهداری موجودات دستکاری شده ژنتیکی بود که در اتاق های سرد محبوس بودند. همچنین پائین ترین بخش پایگاه جایگاه سفینه ها و دیگر تجهیزات بیگانگان بود

تصویر11: طرحی از هفت طبقه زیر پایگاه دالسی

 به گفته توماس این پایگاه بوسیله یک تونل شاتل به پایگاه منطقه 51 در نوادا متصل است. این تونل شاتل بعد از گذشتن از پایگاه های کلرادو و ساندیا به پایگاه کارلسباد می رسید. دیگر پایگاه های زیرزمینی موجود در آمریکا بوسیله همین تونل ها به هم مرتبط هستند و شبکه زیرزمینی را تشکیل می دهند. درها و دیوارهای پایگاه پر بود از سمبل های فرازمینی که توسط هم انسانها و هم بیگانگان قابل فهم بود. به گفته توماس از طبقه دوم به پائین قوانین خاصی برای ورود و خروج وجود داشت. هر کسی که می خواست وارد طبقه پائین تر شود تمامی لباس ها را در می آورد و بعد از اندازه گیری وزن یونیفرمی یک تیکه و سفید رنگ که ویژگی های خاصی داشت را به تن می کرد. ثبت دقیق وزن هر فرد  بسیار مهم بود و تغییرات روزانه وزن افراد در پرونده پرسنلی وی درج می شد. تمامی قسمت های پایگاه از سیستم امنیتی حساسی پیروی می کرد و به کوچکترین لغزش و اشتباه بلافاصله رسیدگی می شد. هر فردی که دچار تغییر وزن بیش از 3 پوند می شد بوسیله دستگاه ویژه ای که با اشعه ایکس کار می کرد اسکن می شد. آسانسور ها با یک تکنولوی منحصر بفرد مبتنی بر مغناطیس کار می کردند و برای روشنایی به جای لامپ های عادی از میله های فلورسانس استفاده می شد. به گفته توماس بیگانگان از وجود این میله های ناراحت می شدند و معمولاً از آنها دوری می کردند. طبق شرحیات توماس بیگانگان پایگاه دالسی دو جنس اند (یعنی هم مذکر و هم مونث). آنها به روش پارتنوژنزی (فردی کامل از تکوین یک قسمت از بدن) تولید مثل می کردند. در دالسی هر جنین به شش و یا نه قسمت تکه تکه می شد که هر قسمت تبدیل به یک موجود می شود. توماس در آزمایشگاه های دالسی با هزاران انسان و هیبرید های انسان-بیگانه که در اتاق های هوای سرد نگهداری می شدند روبرو شده بود. صحنه هایی که به قول خود هیچگاه از حافظه اش پاک نخواهد شد. به گفته او برای بیگانگان میدان مغناطیسی زمین بسیار حائز اهمیت بود. آنها از این نیرو به شکلی که انسانها از آن بی خبر هستند استفاده می کنند. امروزه گرچه اطلاعات ناچیزی از پایگاه های زیرزمینی به بیرون نشت کرده است اما پنهانکاری دولتها بخصوص آمریکا درباره بیگانگان و اهداف آنها  همچنان ادامه دارد. در این شکی نیست که سالها قبل افرادی با بیگانگان دیدار کرده اند و بدون اطلاع عموم توافق هایی با آنها اشته اند. سوال اساسی اینجا نمایان می شود که آیا کسانی که نمایندگی انسانها را در ملاقات با فرازمینی دارند به اندازه کافی صلاحیت این کار را دارد؟ و اینکه سرانجام این ارتباطات با این گروه از بیگانگان که ظاهراً نیات خوشی هم ندارند به زیان بشر و سیاره زمین خواهد باد یا به نفع آن؟ . در پائین تعدادی از عکس هایی که توماس از پایگاه دالسی گرفته است را می بینید:

بر گرفته از کتاب «دنیاهای مخفی زیرزمین» نوشته تورگوت گورسان. ترکیه، استانبول، 2005

ترجمه: بابک نامی

تصویر12: نمایی از پایگاه زیرزمینی دالسی (عکس از توماس)

تصویر13: نمایی از پایگاه زیرزمینی دالسی (عکس از توماس)

تصویر14: نمایی از پایگاه زیرزمینی دالسی (عکس از توماس)

تصویر15: نمایی از پایگاه زیرزمینی دالسی (عکس از توماس)

تصویر16: یک نوشته با سمبل فرازمینی بر روی در  (عکس از توماس)

تصویر17: نمایی از پایگاه زیرزمینی دالسی (عکس از توماس)

تصویر18: تصویری از جنین های هیبرید انسان-بیگانه منسوب به پایگاه دالسی

تصویر19: عکسی از بشقاب پرنده موجود در پایگاه دالسی (عکس از توماس)

تصویر20: نمایی از تونل شاتل زیر زمینی. پایگاه های زیرزمینی بوسیله این تونل ها به هم مرتبطند.

تصویر21: نقشه ای از شبکه تونل های زیرزمینی که پایگاه ها را بهم مرتبط می کند. (دایره های تو خالی پایگاه زیرزمینی را نشان می دهند)

http://www.ufolove.wordpress.com                       

 

پ . ن : با تشکر فراوان از  بابک  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 به علت مشکل اپلود عکس فایل پی دی اف مطلب را قرار میدهم.

کل مطلب در فایل pdf :   آزمایشگاه ژنتیک بیگانگان روی زمین      

با تشکر فراوان از دوست عزیزم بابک نامی.

ملاقاتی تاریخی با یکی از مو جودات فضائی در اعصار گذشته

ملاقاتی تاریخی با یکی از مو جودات فضائی در اعصار  گذشته

روایت از کتاب ((زوهر )):

در کتاب ((زوهر))مکالمهای بین یکی از ساکنان ارض با یکی از ساکنان دنیای ((عرقه ))آمده است که بسیار جالب است.

در این مکالمه مشاهده می کنیم پس از اینکه زمین آتش گرفت و ویران شد عدهای که از این آتش و ویرانی جان سالم به در برده بودند به رهبری ((خاخام یوشع))غریبهای را دیدند که نا گهان از شکاف کوهی بیرون جهید و چهرهای کاملا متفاوت داشت .((خاخام یو شع به پیشرفت و از غریبه پرسید که از کجا آمده ای؟

 غریبه جواب داد:من یکی ا ز ساکنان دنیای ((عرقه))هستم.

خاخام تعجب کرد و پرسید:یعنی می خواهی بگو ئی که در ((عرقه)) هم مخلو قاتی جاندار زندگی می کنند ؟

غریبه جواب داد: بلی. وقتی شما را دیدم وکه نزدیک می شوید بیرون جهیدم تا بپرسم نام دنیای که وارد آن شده ام چیست؟

سپس غریبه تو ضیح داد که در جهانی که او زندگی می کند فصل های سال مثل فصل های کره ای ((ارض ))نمی باشد .وبرداشت  هر محصولپس از گذشت سالها انجام می شود و ((نقوش آسمانی ))با آنجه از روی سیاره زمین دیده می شود متفاوت است.

 این گفتگو در ۱۷۰۰ سال پیش از این به روی کاغذ آمده و قبل از آن معلومنیست که در چه تا ریخی اتفاق افتاده است.

منبع :     http://ufo-ir54.blogfa.com    

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: