بایگانی ماهانه: ژانویه 2015

يوفوها ، بيگانگان و كتاب مقدس

يوفوها ، بيگانگان و كتاب مقدس


رئيس جمهور فقيد ؛ ريگان ، سابقاَ اظهار مي كرد كه در طول جلسات محرمانه 5 ساعتة بحثشان با گورباچف به گورباچف گفته است : « اگر به صورت ناگهاني از جانب ساير گونه ها از سيارة ديگري ، موجود درجهان ، تهديدي براي زمين پيش مي آمد ، وظيفة من و او { گورباچف } در اين جلساتي كه برقرار مي كنيم ، چگونه مي تواند آسان باشد ؟ در اين صورت تمام اختلافات كوچك منطقه اي كه بين كشورهاي ما جاري ست ، فراموش خواهيم كرد . » 1985 .
* « در جلسة مشتركمان در ژنو ، رئيس جمهور آمريكا گفت كه اگر زمين با تهاجم موجودات فرازميني مواجه مي شد ، ايالات متّحدة آمريكا و اتّحاد جماهير شوروي براي عقب نشاندن چنين تهاجمي نيروهايشان را متحد خواهند كرد . من با اين فرضيه مخالف نيستم ، گرچه فكر مي كنم كه هنوز براي نگراني درباره چنين هجوم ناگهاني كمي زود است … » دبير كل حزب كمونيست روسيه . ميخاييل گورباچف . فورية 1987 .
* « ريگان ، در ادامه … من گاه و بيگاه فكر مي كنم ، اگر ما با تهديدي بيگانه از خارج از زمين روبرو مي شديم ، اختلافاتمان در سراسر دنيا { زمين } چقدر سريع ناپديد مي شد ، با اين وجود ، مي پرسم كه آيا نيروي بيگانه هم اكنون در ميان ما نيست ؟ » – جملة اول مستمسك و مقدّمة استدلال به جمله دوم . رئيس جمهور ريگان . سازمان ملل متحّد . 1987 .
* « اغلب براي من سؤال است كه ، اگر همه ما كشف مي كرديم كه از سوي يك خارجي ؛ نيرويي از فضاي بيرون زمين ، از سيّاره اي ديگر ، با تهديد مواجه بوديم ، آنوقت چه ؟ » رئيس جمهور ريگان .
{ چرا رئيس جمهور فقيد ؛ رونالد ريگان ، دست كم در 5 مورد در منظر عموم جامعه و حتي پيش روي سازمان ملل متحّد ، چنين اظهارات بي پروايي را مطرح كرد ؟ آيا رئيس جمهور اوباما نيز به زودي ، اظهارات مشابه اي را حتي با جزييات افشاگرانه ي بيشتر راجع به توافق پايدار طولاني ما با بعضي از نژاد هاي بيگانه ، مطرح خواهد كرد ؟ }
برخلاف عقيدة عمومي ، در كتاب مقدّس ، دليلي كه منكر اين واقعيت باشد كه ، موجوداتي وجود دارند كه ما امروزه آنها را « بيگانگان » يا « نژاد ها و تمدّن هاي فرازميني » مي ناميم ، وجود ندارد . در واقع امر ، كتاب مقدّس از داستان هايي ، راجع به برخورد با موجود فرازميني يا بيگانه ، سفينه هاي فضايي ، آدم ربايي ، تبادل فن آوري ، مهندسي ژنتيك و حتي روابط جنسي بين انسان ها و بيگانگان / فرازميني ها و اولاد آنها ، انباشته شده است. همچنانكه ما حركت خود را به سوي واقعيت پنج بُعدي دنبال مي كنيم ، ياد مي گيريم كه كتاب مقدّس را با ديدگاني جديد بخوانيم و مطالعه كنيم . { از گذشته تا كنون } براي پذيرش اين واقعيت ها كه انسان هاي مستقر در سياره زمين ، تنها موجودات جهان نيستند ، ترسي وجود داشته است ؛ براي اينكه ، مردم به دليلي نامعلوم ، احساس مي كنند كه شايد مجبور شوند مقداري از الهياتي كه متّكي به آن هستند و فهم سنّتي شان از زندگي بعد از مرگ را انكار نمايند . من شادمانم تا آن كسي باشم كه به شما مي گويد ، همه ي ما مجبور خواهيم شد تا درباره ي خدا شناسي ( الهيات ) خودمان تجديد نظر نماييم . اين اتّفاق خوبي ست ، براي اينكه عمده مكاتب مذهبي كه ما امروزه از آن برخورداريم ، بي نهايت پر ايراد بوده و باعث مرگ و ويراني بسياري گشته اند . از سوي ديگر ، كساني هم هستند كه هرگونه نظر درباره ي موجودات غير از انسان را به عنوان موجودات وابسته به دنياي شيطاني ( شرّ ) ، طبقه بندي مي كنند . * (1 ) اين عقيده به صورت جزيي ، ريشه در حقيقت دارد ؛ ولي در هر حال ما نشان خواهيم داد كه
اكثريت موجودات ( باشندگان ) * ( 2 ) غير از انسان ، آن چيزي كه ما ( demons ) شياطين مي ناميم ، نيستند . در جهان شناخته شده در حدود 300 ميليارد كهكشان وجود دارد ؛ هر كهكشان در حدود 300 ميليارد ستاره و خورشيد هاي همراه با سياراتي دارند كه هر منظومه خورشيدي منحصر به فرد را مي آرايند . كهكشان راه شيري ما 300 ميليارد خورشيد / ستاره دارد و ما هم اينك اينجاييم ؛ فقط نقطه اي كوچك ، در لبة يكي از حلقه هاي مارپيچي كهكشانمان . تاكنون منظومه ما تنها يك خورشيد دارد و خورشيدي دوّم در آينده نزديك ، قابل تصوّر نيست . در منظومه شمسي ما 9 سياره شناخته شده وجود دارند . ما دربارة سياره خودمان ( زمين ) دانشي اندك و سؤالات بي جواب بسياري داريم . با اين دانش ناچيزي كه ما از آن برخورداريم ، چگونه كسي مي تواند منكر ِ امكان وجود نژاد هاي فرازميني كه احتمالاَ بسيار پيشرفته تر از ما هستند ، باشد ؟
كتاب مقدّس ( كلمات فرستاده شده از جانب خداوند يكتا ) صرفنظر از چيزهاي بسيار ديگري كه مي توان ، به آن نسبت داد، كتابي از رمز ها ، معمّا ها و تمثيل هاست . كتابي ست چند بعدي و زنده . همچنانكه آگاهي انسان رمز ها را مي گشايد ، مُهرها شكسته شده و اسرار ، بيشتر افشاء مي شوند. ما در زمانة پرده برداري ( آخرالزمان ) هستيم و لايه هاي جهل ، كنار زده مي شوند . در حاليكه افشاي تمامي جزييات خلقت در دو فصل آغازين سفر پيدايش كاري ناممكن مي نمايد ، با اين حال ما نسخه ويراسته اي از كتاب مقدّس در اختيار داريم كه به ما امكان مي دهد تا « نقطه ها » را به هم متصل كنيم . به مقتضاي عمق و اهميّت اين موضوع ، قصد ما ايجاد تكانه اي در ذهن شماست تا بينديشيد كه شما نيز مي توانيد تحقيقات { متناسب }خودتان را انجام دهيد . در هر حال ، در آينده اي نزديك ، همانطور كه – هر چشمي خواهد ديد – و پي خواهد برد كه ما در جهان تنها نيستيم ، تمامي شبهات ، حل خواهند شد . بويژه آنكه ما منتظر يك اعلان رسمي از جانب حكومت و رهبران مذهبي ، در آينده اي قريب الوقوع هستيم . اين ، دكترين« عصري جديد » نيست ، بلكه ، صرفاَ به اين علّت كه بسياري چيزها ، عامدانه از ما مخفي نگاه داشته شده و در فهم ِاجتماع كهكشاني بچه گانه عمل كرده ايم ، ممكن است در نظر انسان معاصر ، جديد ، به نظر بيايد . مسيح ( ع ) فرمود : « زماني خواهد رسيد كه هر آنچه پنهان مانده ، آشكار خواهد شد و تمام اسراري كه تا پيش از اين ، زمزمه مي شد ، از بام خانه ها به فرياد در خواهد آمد . » (3). اكنون ما به آن زمانه رسيده ايم !
بازتعريف كلمات و شرايط ( اصطلاحات )
هر از چند گاهي فرهنگ لغات ما بروز رساني مي شود ؛ براي اينكه كلماتي كه روزي براي تعريف چيزي به كار مي رفتند ، به مرور زمان تغيير كرده اند . پيام مسيح اين بود و هست كه : « توبه كنيد كه پادشاهي آسمان مهيّاست . » ( 4 ) توبه در معناي ساده اش بدين معناست كه فكرت را و شيوه اي را كه از آن طريق ، چيزها را مي نگري ، تغيير بده ! افكار گذشته و شيوه هاي اعمال در گذشته را رها كن ! الگوهايت را تغيير بده و تنها در آن لحظه است كه چشمان ما به روي چيزهايي كه از قبل وجود دارند باز مي شود . براي تحقّق فهم كامل ما از آنچه قرار است در زمين رخ دهد ، بازتعريف ِ بعضي از مجموعه ي واژگان قديمي يهودي – مسيحي كه ما به آن خو گرفته ايم ، الزام آور است . آن هايي كه نمي توانند يا نمي خواهند به اين تعريف دوباره تن دهند ، شديداَ سرگشته شده و با خشونت ناشي از ترس واكنش نشان داده و حتي تجربه اي را كه با « خالق » از سر گذرانده اند ، انكار خواهند نمود . ( اطلاعاتي كه ما در اينجا با شما سهيم مي شويم ، ناشي از تجربه هاي شخصي ، الهام و پژوهش مي باشد . ما ادّعاي اين را نداريم كه متخصّص ويژه چيزي هستيم . ) .

بازتعريف مفهوم خداوند
كلمة خدا . وجود محض . خالق . پدر . روح اعظم . الله كه ما آن را به عنوان خداوند ( ذات يگانه ) مي خوانيم و مي شناسيم ، در آن معنايي كه مقصود ما از اين كلمات است ؛ همواره خداوند ( ذات يگانه احدي ) بوده و تغييري نخواهد كرد . ولي در هر حال ما به اين نكته پي خواهيم برد كه تمام چيزها ( كلماتي ) كه خدا ناميده شده اند ، به مفهوم « خالق – The Creator » نيستند ؛ اگرچه كه « خالق – The Creator » هميشه مشمول عنوانِ « خداوند – God » خواهد بود . به عنوان مثال : » در آغاز خداوند آسمان ها و زمين را خلق كرد » ( 5 ) اين همان خداي خالق اولّيه است . آگاهي مطلق ، حاضر در همه جا در هر زمان . خداوند يگانة قادر مطلق . در هر حال ، هر بار كلمة « خدا – God » معادل كلمة عبري « Elohim » ( الوهيم ، صيغة جمع كلمة El – جمعي از خدايان ، قادر ، نيرومند ) در كتاب مقدّس مورد استفاده قرار مي گيرد ، هميشه ، مقصودش « خداي خالق » نيست . گاهي اين كلمه براي توصيف يك قانونگذار ، دادرسِ { آسماني } ، فرشتگان و حتي براي توصيف انسان به كار مي رود . با در نظر گرفتن مزامير داوود / 82 ، عيسي ( ع ) نيز در صحبت با مردم زمانه اش چنين فرمود : « من پيش ازين گفته ام كه شما خدايانيد » ( 6 ) – انجيل يوحنّا 10 / 34 به نقل از مزامير 82 ( 7 ) – . به ملاحظه اين نظر ، ما اكنون مي توانيم بين « خالق قادر مطلق آلفا » و « خداي اُمگا » و خدايان نيرومند همكار خداي خالق در خلقت ( وجودهاي مجرد ، فرشتگان ، انسان ها ، فرمانروايان و غيره ) فرق قائل شويم . آيا ممكن است وقتي كه اجداد ما روي اين سيّاره موجودات پيشرفته اي را ( فضانوردان ، دانشمندان و آموزگاران ) با فن آوري پيشرفته ، سوار بر سفينه هاي فضايي شان ، شناور و در حال پرواز در اطراف مي ديدند ، آنان را خدايان ناميده و حتي به پرستش آن ها روي مي آوردند ؟ در نظرِ مردم بدوي ناشناخته ي ساكن اعماق آمازون يا اقوام بدوي ساكن ِاعماق كنگوي آفريقا مشاهدة انساني بسيار پيشرفته از نژادي متفاوت با لباسي متفاوت كه از فنّ آوري مدرن روزگار ما ( اسلحه ، هواپيما ، هولوگرام ، موبايل و غيره ) استفاده مي كند ، چگونه خواهد بود ؟ آيا چنين انساني در نظر آنان از بعضي جنبه ها ، همچون يك خدا ( رب النوع ) يا موجود فوق طبيعي جلوه گر نخواهد شد ؟ تعريف كلمة « توبه » را فراموش نكنيد .
باز تعريف فرشتگان
فرشتگان پيام آوراني فرستاده شده از سوي خداوند ، در حال ماُموريت با هدفي مشخص هستند . گرچه آنچنان كه گفته شد ، آنان گاهي در كتاب مقدّس ، خدايان ( Elohim or El ) (8) ناميده مي شوند . در كتاب مقدّس عبراني و ذهنيت مسيحي ، دست كم 9 نژاد از فرشتگان وجود دارند . سلسله مراتب فرشتگان از حيث حوزة اختيار ( قدرت ) در 3 بخش به شرح ذيل است ( 9 ) :
1 – سرافيم . كروبيون و اُفانيم / حاملان عرش
2 – فرشيان . متّقيان ( عبادت پيشگان ) . صاحبان قدرت
3 – رؤسا ( فرمانروايان ) . فرشتگان بزرگ ( فرشتگان جنگ ) . فرشتگان زير دست .
بعضي از اين نژادهاي فرشتگان اصلا از نظر ظاهري شبيه انسان نيستند ؛ براي نمونه : برترين نژاد ، سرافيم هستند. ايسايا 6 . آنها از نژاد خزندگان هستند ( مارهاي آتشين پرّان ) حتي نام « سرافيم » براي تعريف همين معناست ، اما آنها نزديك ترين فرشتگان به عرش الهي ( سرير قدرت خالق يكتا ) مي باشند . اُفانيم ، چشمان بسيار دارند و گاهي « چرخ ها » ناميده مي شوند . دانيال نبي آنها را مشاهده مي كرد . رساله دانيال . 7 : 9 – ( 10) . آنها عرش ( اورنگ ) نيز ناميده شدند . حزقيال نبي آن ها را مشاهده كرد و سفينه هاي ( يوفو ؟ ) آن ها را همچون « چرخ در ميان چرخ » توصيف نمود . رساله حزقيال .1 ( 11 ) حزقيال كروبيان را هم ديد كه { بنا بر فرموده او } مي توانند به ظاهر انسان ، شير ، گاو نر يا عقاب تمثُل يابند . به نظر مي رسد كه بعضي از نژاد هاي فرشتگان در كتاب مقدّس ، بال دارند ( توان پرواز – كه مي تواند به معناي وسايل نقلية پرنده – ارّابه هاي خدا باشد كه به كار گرفته شده و مشاهده شده اند . حال آنكه در ساير موارد ، آنها صرفا از طريق دروازه اي آسماني به قلمرو زمين پديدار مي شدند . فرشتگاني كه پيامبران باستاني و مردان صالح مي ديدند ، همان هايي هستند كه ما امروزه « بيگانگان يا موجودات فرازميني » مي ناميم . مدت زيادي است كه مي دانيم نژاد هاي فرشتگان براي ماُموريت در سيارات گوناگون ، گماشته مي شدند ( بر اساس گفتارهاي سن توماس آكويناس ) . خداي خالق در تورات « خداي ميزبان » ناميده مي شود . احتمالا صدها تريليون از اين موجودات پيشرفته در سراسر هستي وجود دارند . « آيا لشگريان پروردگار به شمار در مي آيند ؟ » كتاب ايّوب 25 / 2 . دست كم 9 نژاد بيگانه / فرشته گون در تاريخ يهودي / كتاب مقدّس ذكر گرديده اند . اين تصادفي نيست كه 9 سياره شناخته شده در منظومة شمسي ما وجود دارند . با تعريف جديد ما از كلمه ي بيگانه يا فرازميني : هر باشنده اي كه ريشه در سيارة زمين ندارد ، اعم از بيگانگان يا فرشتگان ، موجود فرازميني ناميده مي شود . ما مدعي اين نيستيم كه فقط 9 نژاد فرازميني يا بيگانه وجود دارند . تعداد بيشمار بيشتري هستند كه برخي از آنها در سيارة ما زندگي مي كنند و اگر آنها را ببينيد ، نمي شناسيدشان . و بعضي از آنها هم هستند كه در ، درون سيّارة ما {زير پوستة زمين }زندگي مي كنند .
فرازميني ها ، درون زميني ها و ديگر گونه ها
انسان ها گونه ي غالب روي سيّاره زمين هستند . بيشتر آنچيزي كه تحت عنوان علم ، مذهب و تاريخ به شما آموخته شده در واقع امر ، فريب بوده . حقيقت ، پنهان در ميان تمثيل ها ، اساطير ، افسانه ها و فيلم هاي هاليوودي ، بي پرده در معرض ديد بوده . اكنون ، حقيقت ، آنچنان كه نيروي روح القدس از آن پرده بر مي دارد ، در حال افشاء شدن است . اي تي ( ET ) يا فرازميني ( Extraterrestrial ) چيست ؟ فرازميني به معناي موجود ( باشنده ) اي است كه ريشه در زمين ندارد . آنها اهل سيّاره ديگري در منظومه خورشيدي ما يا خارج از منظومه خورشيدي ما هستند . ميلياردها يا تريليون ها سياره در جهان هستي وجود دارند .
بعضي از اين موجودات ، انسان نما ( به ظاهر شبيه انسان ) برخي ها خزنده ( مانند مارمولك يا مار – مار را در باغ عدن در اسطوره آفرينش به خاطر مي آوريد ؟ ) بعضي ها « حشره مانند » ( شبيه ملخ يا آخوندك ) بعضي ها « دورگه » ( نيمي انسان – نيمي حيوان ) و بعضي از آنها « دو زيست » ( شبيه ماهي يا دولفين ) هستند . روي سيّاره زمين ، ما براي تعريف يك شخص از روي رنگ پوست ، اندازه هيكل ، جنسيت و ظاهر كلي ، شرطي شده ايم در حاليكه ، بيشتر گونه هاي پيشرفته به تناسب { ميزانِ } روحانيت ، هوش و قدرت مغزي ، مشخص مي شوند . شكل فيزيكي يا بدني كه در بردارنده « جوهره پروردگار خالق يكتا » ست ، ربطي به آن تعريف { از دسته بندي ماهيت موجودات } ندارد ، خواه شبيه حيوان باشند ، خواه شبيه حشره ، ماهي يا انسان .
« IT » يا درون زميني ها ( Intraterrestrials ) ، آنهايي هستند كه زير سيارة زمين زندگي مي كنند . آنها مدت زمان زيادي است كه اينجا بوده اند و ظاهري انسان نما دارند . روي اين بخش از تاريخ زمين سرپوش گذاشته شده و به عنوان « راز » از آن محافظت شده . قبايل بومي گوناگوني ( سرخپوستان / اسكيموها ) براي هزاران سال است كه دربارة اين باشنده ها ، سخن گفته اند . سال ها قبل در نواحي شمال كانادا ، من ، همنشين سرخپوستان كهنسالي شدم كه به من داستان هاي زيادي درباره تمدن هاي پيشرفتة زير زميني قطب شمال ، كه از اجدادشان به آن ها رسيده بود ، تعريف كردند. دروازه اي هم{ به روي تمدن زير زميني } در قطب جبوب هست . كاشف انگليسي « پِرسي هريسون فاوست » در سال 1925 ميلادي ، همان را كشف كرد . آيا اين مي تواند دليلي بر آن باشد كه چرا هواپيما ها مجاز نيستند تا بر فراز اين نواحي پرواز كنند يا تصاوير ماهواره اي ما از آن ها اجتناب مي كنند ؟ هيتلر نيز به دنبال موجودات زير زميني بود . از قديم اعتقاد بر اين بوده است كه دروازة ديگري به درون « شامبالا » و « آگارتا » ( باشنده گان زير زميني ) در اطراف سرزمين تبّت وجود دارد . (12) .
باشندگان ابعادي ( فرا بعدي ) ، آنهايي هستند كه درون فركانس ارتعاشي بالاتري خارج از ديدِ طبيعي ما و در اطراف ما وجود دارند . ما آن را « بُعدي ديگر » مي ناميم . اين بعد چهارم است كه ما گاه و بيگاه با آن فعل و انفعال متقابل داريم . اين همان بُعدي است كه بسياري از باشنده هايي كه ما آنها را « شياطين – demon » ، « شبح » مي ناميم و آنهايي كه در حال عبور از فضاي بين ابعادي در تله گرفتار مي شوند ( منظور گرفتار شدن در بعد سوم ) ، درون آن موجوديت دارند . آنها فقط مي توانند در گسترة بُعد چهارم عمل نمايند و خود را در جهان 3 بعدي ما صرفاَ ظاهر نمايند . اين باشندگان بين ابعادي غير از انسان از كجا آمدند ؟ حالا كه ما مي دانيم فرازميني ها : بيگانگان / فرشتگان مدت زمان درازي ست كه در حال رفت و آمد به زمين بوده اند ، كتاب مقدّس به همراه علم جديد معناي بيشتري را تداعي مي كنند .
در سفر پيدايش 6 : 1 – 4 درباره ي باشندگاني به نام « پسران خدا » سخن مي گويد كه با انسان اختلاط مي نمودند ؛ اين همان بيگانگان / فرشتگان اند كه با انسان رابطه جنسي داشتند . اولاد آنها « نفيليم – Nephilim » بودند ؛ غول ها . و در حقيقت مواردي از آدم ربايي فضايي و تجاوز وجود داشته . « آنها همسراني را كه بر مي گزيدند با خود مي بردند » اين ها همان بيگانگان / فرشتگاني بودند كه وضعيت ماهيتي اوليه خودشان را حفظ نكردند . رسالة يهودا 1 : 6 – پطرس 4 : 2 ( 13 ) . بر طبق فصل ششم « كتاب انوخ » ( 14 ) 200 فرشته / موجود بيگانه از « نژاد يا سلسله ي گريگوري – Grigori » ( 15 ) سوار بر سفينه ها يا آنچه كتاب مقدّس آنها را « ارّابه هاي خدا » مي نامد ، بر روي « كوه هرمون » در لبنان ، فرود آمدند . آنان « مراقبان » نژاد بشر بودند . آنها تصميم گرفتند كه با انسان ها و حيوانات سكس داشته باشند و بر طبق كتاب انوخ ، آزمايشات ژنتيكي را هدايت كردند . صبر كنيد ! ولي مگر مسيح نگفته بود كه فرشتگان / بيگانگان ، بدون جنسيت هستند ؟ نه ! « براي اينكه در قيامت ، كسي نه زن مي گيرد و نه شوهر مي كند ، بلكه همه همچون فرشتگان آسمان خواهند بود .» – انجيل متّي سورة 22 آيه 30 ) ازدواج ، براي اينكه نسل انسان منقرض نگردد و با هدف زايش ، مقدّر شد . نژاد فرشتگان / بيگانگان يا فناناپذيرند يا براي هزاران سال عمر مي كنند . انقراض در مورد آنها امكان ندارد . مسيح نفرمود كه آنها ، بدون جنسيت هستند ؛ بلكه اساساَ ، براي حفظ نژادشان نيازي به ازدواج ندارند . ( اطلاعات و افشاگري بيشتري در مورد 11 نژاد غول ها – نيمه خدايان دورگه اي كه روي زمين مي زيستند و اينكه چگونه امروزه به صورت ژنتيكي احياء شده اند تا پيشگويي مسيح را به انجام رسانند – درست همانگونه كه در روزگار نوح بود ، بزودي منتشر خواهد شد ) .


نوح نبي در روزگار خود ، تنها فردي بود كه با دي ان اي – DNA نژاد بيگانگانِ گريگوري ( مراقبان – Watchers ) آلوده نشده بود . نوح ، بي نقص بود . در ميان نسل خود از نظر ژنتيكي آلوده نشده بود . سفر پيدايش 6 : 9 – رشته DNA نژاد گريگوري به طريقي از دي ان اي طبقات بالاتر ِنژاد هاي فرشتگان / بيگانگان ، متفاوت بود . مخلوط دي ان اي گريگوري و انسان غول ها و هيولاهاي بي نهايت باهوشي را به وجود آورد كه از ميان تمام چيزهايي كه مي شد بديشان نسبت داد ، نيم خيز و متمايل به خشونت بي حد و حصر بودند . به نوح در مورد آمدن طوفاني كه انسان ها ، انسان هاي با بدن شفاف ، دورگه ها و هر چيزي را كه اصلاح ژنتيكي شده بود ، نابود خواهد كرد ، هشدار داده شده بود . از آنجاكه نفيليم ( هبوط كردگان ) نمي يا بخشي انسان بودند ، هرگز به اين فكر كرده ايد كه بعد از نابودي جسم آنها { در اثر طوفان بزرگ } براي روح يا جان آن ها چه اتفاقي افتاد ؟ آنان تبديل به موجودات بين ابعادي شدند كه ما « شياطين – Demons » مي ناميم . توان عملكردشان به بُعد چهارم محدود شده و در دنياي سه بُعدي ما صرفاَ توان ظاهر شدن و خرابي و نابود كردن ِ { اجسام }دارند . به همين خاطر است كه ، صعود فوري به بعد پنجم ؛ براي انسان و سيّاره زمين جزو الزامات حتمي مطلق است ؛ بسيار بالاتر از تمامي سلسلة رؤسا – فرمانروايان ، حالت منفي يا آگاهي شيطاني . ما در حال حاضر تكرار روزگار نوح را مشاهده مي كنيم ( دستكاري ژنتيكي ، كلون سازي موجودات و بيگانگاني كه در حال آميزش نطفه خود با انسان ها هستند و غيره ) . بدبختانه ، پس از طوفان نوح ، تعداد بيشتري از فرشتگانِ نژاد گريگوري به زمين آمدند ، مجذوب انسان ها شدند ، با انسان رابطه جنسي داشتند و نفيليم هاي دورگة بيشتري توليد كردند . در آن روزگار و پس از آن ، غول ها روي زمين برقرار بودند – سِفر پيدايش 6 : 4 – و « نمرود » يكي از اولاد ِ{ ناشي از روابط جنسي آنان با انسان } بود . به همين دليل در كتاب مقدّس ، سوابقي درباره غول ها تا 1000 سال پيش از مسيح و همچنين سوابق ديگري از آنها تا روزگار ما موجود است . چه چيزي در انسان ها بود كه نژاد گريگوريان ( مراقبان – Watchers ) را تحريك كرد و آنچنان به هيجانشان آورد كه همه چيز را به خطر انداختند ؟ كتاب مقدّس سرنخي به دست مي دهد ؟ بله ! آنها نمي توانستند در مقابل موهاي مجعد ، موج دار يا موهاي صاف مقاومت كنند . به همين سادگي ! « پس هر زني ، به خاطر چشم دوختن فرشتگان ، بايد كه پوششي را به نشانة اقتدار به سر كند . » – نامة اول پولس رسول به قُرنتيان ، بخش 11 : 10 ) – ريشة سنّت زنان آفريقايي و خاورميانه به پوشاندن سر و حتي بعدها ، ترغيب زنان يونان و دنياي غرب به رعايت اين سنّت به توصية پولس رسول ، از همين جاست ، تا كه فرشتگان وسوسه نشوند . ( يادآور مي شوم كه سرنخ ها ، اغلب درست جلوي چشم آدم پنهانند – آسمان ژرف نهم و نژاد گريگاري ( Grigari ) در مجموعة Star Trek تصادفي نيستند . )
حتي راز ژرف تري دراين باره هست كه چرا مو ؟ كه ما در اين نوشته به صورت موشكافانه وارد بحث آن نمي شويم . سرنخش اين است : موها ، رابط اتّصال به جهان هستي و آگاهي برترند . موها آنتن و گيرنده هايي براي دريافت نيروي زندگي به مغز و بدن اند . موهاي انسان عيناَ شمار مشخص داشته و يا كُد بندي شده . ظاهراَ موهاي زنان از طريق فركانس داراي حساسيت بالاتر كُد بندي شده اند .
مسيح در كجاي تمام اين قضايا قرار مي گيرد ؟
اوّل اينكه ؛ يك خداي خالق واحد هست و تمام تصاويري كه كتاب مقدّس و ساير كتب مقدّس به ما نشان مي دهند ، حقيقت اند ؛ حقايقي در نقاب تمثيل ها . « عيسي همة اين مطالب را با مثلها براي جماعت بيان كرد و بدون مثل به آنها هيچ نگفت . » انجيل متّي 13 : 34 – « عيسي خودش مردانه وار بيان كرد كه از اين جهان نبوده .. « شما از پايينيد ، من از بالا . شما از اين جهانيد ، اما من از اين جهان نيستم . » انجيل يوحنّا . 8 : 23 – « عيسي پاسخ داد : پادشاهي من از اين جهان نيست . » انجيل يوحنّا . 18 : 36 .
نژاد هاي خزنده و گريگوريان از ميان فرشتگان و بيگانگان از طريق مهندسي ژنتيك و روابط جنسي ، دي ان اي انسانها را آلوده كرده بودند . به خاطر داشته باشيد كه « حوّا » در باغ عدن ، داشت با فردي از نژاد خزندگان ( مار ) حرف مي زد . او ، حوّا را قانع كرد تا از درخت دانش / تكنولوژي ، سهمي ببرد . خداوند از قبل براي نجات و برنامه ريزي مجدد انسان ، طوري كه مناسب زندگي ، آرامش و فراواني باشد ، برنامه اي را ابداع كرده بوده تا بواسطة باكره اي ، مشخّصاَ اهل طايفة يهودا به نام مريم (س ) ( 16 ) با ورود به قلمرو زندگي انسان به صورت ژنتيكي و روحاني ، دستكاري ژنتيكي را رها سازي كند . همين مداخله ژنتيكي بود كه باعث شد انسان ها « فاقد نشانه » ( 17 ) شوند . بنابراين ارتقاء ژنتيكي مجدد انسان به فركانس ارتعاشي دي ان اي ( DNA ) متناسب ، مستلزم برنامه ريزي دوباره ژنتيكي بود . به همين علت ، آنقدر مهم بود كه سوابق شجرة انسان ( سوابق ژنتيكي ) حفاظت شود ؛ مخزن ژنتيكي انسان ها شديداَ آلوده شده بود . « باكره اي باردار خواهد شد و پسري به دنيا خواهد آورد » ايسايا 7 : 14 – « او يشوع ( عيسي – Yahshua ؛ Ihsoa ؛ יהשוע ) ناميده خواهد شد و قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشيد . » انجيل متّي 1 : 21 – مقصود از { نجات از } گناهان ، « از دست دادنِ نشانه » است . ( 18 ) – نشانه چيست ؟ « نشانگر هايِ ژنتيكيِ » انسان ، از زمان تداخل با نژاد خزندگان – مارهاي موضوع فصل سوم سِفر پيدايش در كتاب مقدّس ، از توالي ( ترتيب ) ژنتيكي خارج شده بودند و تا روزگار نوح ، اين بي نظمي رشته هاي ژنتيكي بيشتر هم شده بود . نشانگر هاي ژنتيكي همان هايي هستند كه مشخص مي كنند شما چه كسي هستيد . نشانگر ژنتيكي ، رشته هايي منظم از « ژن » يا « DNA » اي ست كه مشخص مي كند ، شما تا كي زنده مي مانيد ، به چه بيماري هايي مبتلاء خواهيد شد ، رنگ پوستتان چگونه خواهد بود و غيره .. انسان ها قربانيان « هويت اشتباه » ( 19 ) شده بودند . عيسي (ع) براي اين آمد تا هويّت اصيل فردي و سيّاره اي (20) و هويت ما به عنوان شهروندان اجتماع كهكشاني را به ما اعطاء كند . اگر مسحيان بپرسند كه آيا عيسي مسيح (ع) ، هستة اصلي { عقيدة ديني } است ؟ جواب : بله است . بيشتر چيزهايي كه آموخته ايد ، درست بوده ، البته تا اندازه اي محدود و خارج از تعادل. بنابراين عيسي(ع) ، حتي سرور آن وسايل پرنده ( UFO’s) و سرور كساني ست كه آن ها را به پرواز در مي آورند . و ما چطور اين را مي دانيم ؟ طي ساليان دراز در سفرهايم ، فرصت اينرا داشته ام كه آدم هاي زيادي را از قارّه هاي گوناگون ملاقات كنم . با مردمي كه احساس مي كردند موضوع ربايش و سوء استفادة جنسي فضايي بوده اند ، اعم از زن و مرد ، حرف زده ام و داستان هايي درباره ي باردار كردن و درآوردن جنين توسط فرازميني ها شنيده ام ، اما در هر حال ، مهم ترين چيزي كه فهميدم ، راجع به كساني ست كه قادر بودند از « ربوده شدن هاي فضايي » جلوگيري كنند . ( اول از همه اينكه ، ما نمي گوييم كه تمام ربوده شدن ها ، نحس بوده و توسط بيگانگان / فرشتگان يا شياطين دغل باز انجام شده – خودم شخصا اطمينان دارم كه بعضي از اين تجربيات به منظور هدف والاتري از جانب خدا مقدّر شده اند . در كتاب مقدّس داستان هاي متعددي داريم كه در آن ، پيامبران توسط بيگانگان / فرشتگان ، برده شدند و چيزهايي به آن ها نشان داده شد . ) از ميان كساني كه ربوده شده اند يا مورد حمله ي باشندگان بين ابعادي شرور و فرشتگان ناقلا قرار گرفته اند ، افرادي بوده اند كه از روي ايمان ، نام عيسي مسيح را صدا زده اند و ربايش يا حمله متوقف شده . معمولاَ « خاكستري ها – Greys » ؛ موجوداتي با سرهاي بزرگ و بدن هاي نحيف و چشمان سياه برجسته ، اينگونه تمرينات آزمايشي را روي انسان ، رهبري مي كنند .
موفون ( M.U.F.O.N ) سازماني غير انتفاعي است كه در سال 1969 آغاز به كار كرد . شبكة دوجانبه اشياء پرنده ناشناس كه براي تحقيق درباره ي يوفوها و موضوعات وابسته به آن اختصاص يافته است. اطلاعاتي هست كه معمولا در اجتماع وابسته به تحقيقات يوفوها به صورت اخبار در نمي آيد ؛ اين اطلاعات روي صفحات 236 و 235 جلسات بحث پيرامون بيگانگان : شرح مذاكرات راجع به كنفرانس مطالعة آدم ربايي فضايي ثبت شده : » جو جردن ، يك مدير ناحيه اي موفون در فلورايداست او بنيانگذار و رئيس گروه تحقيقاتي CE4 هم هست . به عنوان فردي مسيحي ، جو به كساني كه مدعي ربوده شدن توسط فضايي ها هستند مشاوره مي دهد . جو بيش از 100 پرونده مربوط به كساني كه نام مسيح را با اقتدار براي متوقّف كردن آدمربايي به كار گرفته اند ، جمع آوري كرده . سايرين سرودهاي مسيحي يا نيايش خداوند را خوانده يا ساير انواع گوناگون روش هاي تصديق مسيح به عنوان منبع ياري طلبي را به كار برده اند . جو با محقّقان برجسته جهاني كه در زمينة مشاوره ادمربايي فضايي فعاليت مي كنند ياداشت هايي را مقابله كرده . مردم تحت مشاورة آنها نيز به همان حكايت ها اعتراف كرده و نمي دانند با اين مساله چه كنند ؟
عيسي(ع) سرور فرازميني ها و موجودات زير زميني و ساير باشندگان بين ابعادي ست . » پس خدا نيز او ( مسيح ) را به غايت سرافراز كرد و نامي برتر از همه ي نام ها بدو بخشيد . تا به نام عيسي هر زانويي خم شود ، در آسمان ، بر زمين و در زير زمين ، و هر زباني اقرار كند كه عيسي مسيح « خداوند » است ، براي جلال خداي پدر . » – نامة پولس رسول به فيليپيان . 2 : 9 – 11 . در آسمان ( فرازميني ها ) . در زمين ( زميني – اين جهاني ) در زير زمين ( موجودات زير زمين ) .
* » و هيچ كس ، نه در آسمان ، نه بر زمين ، ونه در زير زمين ، توان آن نداشت كه طومار را برگشايد يا حتي در آن نظر كند . من زاز زار مي گريستم ؛ زيرا هيچ كس يافت نشد كه سزاوار گشودن طومار يا نظر كردن در آن باشد . آنگاه يكي از پيران به من گفت : « گريان مباش ! اينك آن شير قبيلة يهودا ، آن ريشة داوود ، غالب آمده است ، تا طومار و هفت مُهر آن را بگشايد . » » مكاشفة يوحنّا . 5 : 3 – 5 .
تمامي باشندگان ، نسبت به نام عيسي مسيح شرطي شده و او را به عنوان « سَروَر » به رسميت مي شناسند . » اما حتّي اگر ما يا فرشته اي از آسمان ، انجيلي غير از آنچه ما به شما بشارت داديم موعظه كند ، ملعون باد ! » نامة پولس رسول به غلاطيان . 1 : 8
دلايل مستند مبني بر اينكه برخي EBE ها شبيه انسان هستند ؟
EBE ؛ يعني ، موجود بيولوژيكي فرازميني . همانطور كه گفتيم ، در اين نوشته ، كلمات « فرشته » ، « بيگانه » و « فرازميني » را در كنار هم يا به جاي يكديگر به كار مي گيريم . تاكنون به اين فكر كرده ايد كه چرا ما آنسوي ديگر ماه را نمي بينيم ؟ … خب ، مي دانم كه علم به ما چه مي گويد .( اگر شما هم بر اين عقيده ايد كه ناسا و حكومت هر چيزي را كه مي دانند به مردم مي گويند ، براي پذيرش اين قطعه فيلم محرمانة اي كه در سال 2007 ميلادي درز كرده ، برايتان لحظة سختي خواهد بود . ) در سال 1976 ، يك ماُموريت مشترك فضايي فوق سرّي بين آمريكا و شوروي وجود داشت . پروژه آپولو 20 . يكي از ماهواره ها ، پيش از آن ، سفينة مادر عظيم درهم شكسته اي را كشف كرده بود كه البته در آنسوي ديگر ماه قرار دارد . دانشمندان تخمين مي زنند كه اين سقوط ، بيش از يك ميليون سال قبل اتفاق افتاده . جسد فضانورد زن ، به خوبي محفوظ مانده بود اما جسد فضانورد مرد ، به شكل خيلي بدي رو به وخامت ( تجزيه ) نهاده بود . در زبان زميني معاصر ما ، فضانورد زن بسيار شبيه نمونة يك نژاد آفريقايي اصيل است ، لب ها ، بيني و حتي موي بافته شده با چشمان انحنا دار و پوست تيره ؛ قطرات اشك او مايع زرد رنگند . شما فكر مي كنيد كه ناسا تصادفاَ اجازه داده كه اين فيلم فاش شود ؟ آيا ممكن است كه سيّاراتي داراي ساكناني از نژاد هاي فرازميني / گونه ي فرشته ، وجود داشته باشند كه شبيه نژادهاي گوناگون روي سيّارة زمين باشند ؟ آيا ما به صورت و ظاهر شكلي خدايان ( الوهيم – صورت جمع ِ خدا ) آفريده نشده ايم ؟ هنوز بيدار نشده ايد ؟ حقيقتاَ چرا ناسا در اكتبر سال 2009 ماه را بمباران كرد ؟ آيا اينكار ناسا دليلي براي صحّت اين ويدئوي فاش شده بوده يا به خاطر وجود ساير ايستگاه هاي فضايي بيگانه ؟ بعضي محقّقان عقيده دارند كه تمدن هايي زير سطح ماه وجود دارند . آيا نيروهايي ( افرادي ) در ناسا هستند كه مي خواهند ما بدانيم و افرادي هستند كه نمي خواهند ما بدانيم ؟
نژاد يا نژاد هاي انسان
نوح سه پسر داشت : سام . حام و يافث . به ما اينطور گفته شده كه يافث پدر نژاد قفقازي ست . سام پدر نژاد آسيايي و شرقي و حام ، پدر نژاد آفريقايي ( سياه و قهوه اي ) . علم به ما مي گويد كه انسان ها زماني كه از آفريقا مهاجرت كردند ، از نژاد سياه آفريقايي به به برنزه و سفيد و زرد ، تغيير رنگ پوست دادند . فكر ميكنم كه اگر به آسيا تغيير مكان مي دادم و نوادگان من ، طي هزار سال با مردم آسيايي اختلاطي نداشتند اساساَ به همان شكل باقي مي ماندند ، تنها ، دي ان اي من ، شكل ظاهري بدن و رنگ پوست را تعيين مي كرد نه محيط جغرافيايي . بر اساس فصل سوم و ششم پيدايش در تورات و متون بعد از آن ، مي دانيم كه دي ان اي انسان مورد مداخله و دستكاري قرار گرفته . ممكن است كه نژاد هاي گوناگوني از فرشتگان / فرا زميني ها از بخش هاي مختلف جهان هستي در اين مشاركت ژنتيكي مداخله داشته اند و به همين علت ، ما در زمين سه نژاد عمده داريم ؟ ( اين هم به خاطر داشته باشيم كه برخي از نژادهاي بيگانه ، انسان نما نيستند ) اگر كه اين موجودات در بيش از يك ميليون سال قبل سفينه هاي عظيم مي ساختند و در تسخير فضا به استادي رسيده بودند ، مطمئنم مي دانستند كه چگونه از نظر ژنتيكي آنچيزي را كه امروزه انسان ها مي ناميم خلق كنند . تركيب بيولوژيكي ما ثابت مي كند كه با چندين گونه – خزندگان ، دوزيستان ، پستانداران نخستين و غيره – DNA مشترك داريم و بخش اعظم DNA ما ناشناخته مانده . من اين بخش ناشناخته را DNA ي خداي خالق يكتا مي نامم ( قصد ما انكار خلقت انسان بوسيله خدا نيست ) .
اگر با خزندگان دي ان اي مشترك داريم ، نبايد كه خصلت هاي فردي آشكار مربوط به گونة خزندگان را دارا باشيم ؟ خب داريم ! در حيني كه جنين انسان به شكل بچه در مي آيد ، از مراحل مختلفي كه آنرا با مراحل تكاملي عمده ي شكل فعلي فيزيكي اش مرتبط مي سازد ، مي گذرد . در هفتة هشتم پيوستگي هايي با پستانداران تكامل يافته ، خزندگان و ماهي ديده مي شود . جنين اوليّه خط سير تكاملي خودش را طي مي كند . گاهي ، جنين ، آخرين دستور العمل تكاملي ژنتيكي را فراموش مي كند و بچه ، با دُم ، زاده مي شود . اين موارد ، زائدة دُمي خوانده مي شوند و بيشتر اين زائده ها در هنگام توّلد توسط پزشكان بريده مي شوند ، اما در محيط هايي مثل آفريقا و هندوستان كه پول كافي براي چنين جرّاحي هايي وجود ندارد ، تا امروز مردماني كه دُم دارند ، در اين طرف و آن طرف ، سير مي كنند ! ولي مهم تر از همه چيز ، مغز مربوط به گونة خزندگان ( مارها ؟ ) در وجود تمامي انسان هاست .
در تفكّر يهودي ، مردم باستاني بر اين عقيده بودند كه 22 حرف الفباي عبراني كه به صورت هيروگليف مي باشند ، رمز ِ وجود 22 هزار سيّاره با زندگي هوشمند پيشرفته اند . باور من اين است كه بعضي از اين شكل هاي هوشمند حيات ، گاهگاهي در سير زمان ، به منظور به چالش كشيدن ساير نژادهاي پيشرفته ، تصميم گرفتند كه عمليات پنهاني را در سيارات كمتر توسعه يافتة ژنتيكي رهبري كنند . آنها تبديل به بيگانگان / فرشتگان ِ دغل باز شدند ، درست مثل كاري كه نژاد گريگوري ( مراقبان ) در اين سياره انجام دادند و هنوز هم به همراه ساير نژاد ها در حال انجام همان عمليات مي باشند . وقتي اين اتفاق رخ مي دهد ، خداي خالق ، ساير فرشتگان / بيگانگان فرمانبردار ( مانند : ميكاييل فرشته جنگ ، جبراييل ، رافاييل و غيره ) را براي ياري سياره در حال توسعه و ساكنان آن اعزام مي كند . در اين باره نقل قولي هست كه اكنون معناي آن براي من كاملا آشكار شده : » آيا نمي دانيد كه ما فرشتگان را داوري خواهيم كرد ؟ » نامة اول پولس رسول به قُرنتيان . 6 : 3 .
خداي خالق كنترل را به عهده دارد و از ديدگاه او ، همه اينها براي راضي ساختن اوست !؟ ما در زمانة تب آلودي زندگي مي كنيم .همين حالا كه مشغول صحبتيم ، فرايند افشاء سازي در حال رخ دادن است . سريال هاي تلويزيوني مانند « V » و « The Event » و بسياري از فيلم ها به شما گونه هاي مختلف فرازميني ها و مقاصد آنها را نشان مي دهند . متون مقدّس از بسياري جنبه ها ، صحت دارند . « Transformers 3 » ، چيزي نيست ، جز ، نمايش مجدد ماُموريت طبقه بندي شدة آپولو 20 ، مضافاَ به كشف بيگانگان رباتيك سايبري – NBE = باشندگان غير بيولوژيكي . ( اين را در ذهن داشته باشيد كه ما مدعي آن نيستيم كه تمامي فرا زميني هايي كه ازين سياره بازديد مي كنند همان هايي هستند كه كتاب مقدّس تحت عنوان « فرشتگان » ياد مي كند – سياره هاي زيادي با حيات هوشمند وجود دارند و اشكال يا نژادهاي گوناگوني از سراسر كهكشان و جهان هستي از زمان قديم مشغول بازديد از زمين بوده اند و در حال بازديد از زمينند . خداوند ما چقدر عظيم است . مترجم : « حسين مهدوي »
نويسنده : نامعلوم . انتشار : فرمان ملچيزدك . Order of Melchizedek . سال 2011 ميلادي .
منبع : http://atam.org/UFO.html ماهيت متن : گمانه زني بر اساس عقايد فرقه اي .
ترجمه اين نوشتار ، مطلقاَ به معناي موافقت مترجم با مطالب مندرج در آن نيست .
پانوشت ها و توضيحات :
1 – عبارت « Demonic World » با توجه به ادبيات مسلّط دين مسيحي و نوشتارهاي وابسته ، طبقة موجودات اهريمني تلقّي مي گردد . در زبان فارسي ترجمة دقيقي براي كلمة « Demon » وجود ندارد .به كارگيري كلماتي نظير ؛ ديو . شياطين و موجودات شرّ به عنوان معادل پارسي اين كلمه به هيچ وجه صحيح نيست ؛ زيرا ، Demon ، فقط يكي از انواع موجودات شرّ در سلسله مراتب موجودات اهريميني در فرهنگ فكري مسيحيت بوده و حتي تلقّي اين كلمه به موجود وابسته به شرّ در خود تفكر مسيحي ، موضوع نقد و از موارد نقصان در آن سلوك فكري ست و لزوماَ واقعيت ندارد . در فرهنگ زباني ما ، تقسيمات مربوط به طبقه بندي موجودات هستي از ديدگاه مذهبي ، فقير و محدود بوده و لذا به ناچار چنين معادل هايي در ازاء اين كلمه استعمال مي شود . ( مترجم ) .
2 – واژة « Entity » در ادبيات رازآلود فرقه اي ، بخش هايي از عرفان مسيحي ، ادبيات مدعيان كانال زني و … اساساَ به « باشندگان غير مجرد » اطلاق مي شود و با واژة « being » يكسان نيست . « Being » گاهي به اصل وجود اشاره داشته و گاهي به معناي وجود يا موجود يا باشنده مادي و جسماني به كار مي رود و گاهي با اتصاف به پيشوند هايي نشانة انحصار ، به وجود محض اطلاق مي شود . در اين نوشتار ، نويسنده يا نويسندگان ، مرز اين دو كلمه را رعايت نكرده و در هر دو معنا استعمال شده . مترجم نيز به ناگزير و براي فهم مطلب ، اين دو كلمه را در هر دو معنا مد نظر داشته است ( مترجم ) .
3 – اشاره به انجيل متّي 10 : 26 – 27 . اصل آيات چنين است : « بنابراين از آنان مترسيد . هيچ چيز پنهان نيست كه آشكار نشود و هيچ چيز پوشيده نيست كه عيان نگردد . آنچه در تاريكي به شما گفتم ، در روشنايي بيان كنيد و آنچه در گوشتان گفته شد ، از فراز بام ها اعلام نماييد . »
4 – اصل آيه چنين است : « و مي گفت : زمان به كمال رسيده و پادشاهي خدا نزديك شده است . توبه كنيد و به اين بشارت ايمان آوريد . » انجيل مرقُس . 1 : 15 .
5 – كتاب مقدّس . عهد عتيق . سِفر پيدايش 1 : 1 .
6 – اصل آيه : « عيسي به آن ها پاسخ داد : مگر در تورات شما نيامده است كه من ، گفتم ، شما خدايانيد ؟ » انجيل يوجنّا . 10 : 34 .
7 – مزامير 82 : 6 « من شما را خدايان خواندم و لقب فرزندان خداي متعال را به شما دادم » .
8 – اِل (به عبری: אל ) از قدیمی‌ترین نامهای خدا در فرهنگهای مختلف است( . ويكي پديا .
http://en.wikipedia.org/wiki/El_%28deity%29 * اين واژه در به تناسب ريشه هاي زباني مختلف در عهد باستان و تغييرات زباني در زبان هاي آرامي ، اكدي ، اور ( بين النهرين ) ، سامي ، عبراني و فنيقي از معناي « رب النوع » تا « خداي خالق » تفاوت معنوي داشته است . مهم تر اينكه بر خلاف تصور رايج در ميان پيروان شبه علم ، معلوم نيست كه « Elohim » ، صورت جمع « EL » باشد . ( مترجم ) .
9 – * اگرچه یهودیت، ترتیبی منطقی از فرشتگان به‌دست نداده است، در مسیحیت برای آنها سلسله مراتب خاصي ارایه شده كه دايونيسيس در قرن پنجم به آن پرداخته است. این رده‌ بندي بر اساس سیر نزولی است . دايونيسيس يا ديونيسيس(qeddis dionusiase) در قرن نخست بعد از ميلاد و از اعضاي محکمه آريوپاگوس بوده است كه به‌وسيله پولس حواري به مسيحيت گرويد. او برطبق روايات، از شهداي مسيحي و نخستين اسقف آتن بود. در قرون وسطا، بعضي از آثار فلسفي به او نسبت داده مي‌شد. (مصاحب، 1345: 1034)
10- « آنگاه تختهايی ديدم كه برای داوری برقرار شد و «وجود ازلی» بر تخت خود نشست. لباس او همچون برف، سفيد و موی سرش مانند پشم، خالص بود. تخت او شعله ور بود و بر چرخهای آتشين قرار داشت . » رسالة دانيال نبي . 7 : 9 .
11 – تفصيل رؤياي حزقيال در اين باره : در كتاب حزقيال . 1 .
12 – شامبالا ؛ سرزمين افسانه اي مطابق عقايد بوداييان تبتّي . پادشاهي پنهان از انظار شامبالا – سرزمين برادري جاودانه . « آگارتا » : سرزمين افسانه اي زير زمين .
13 – نامة يهودا 1 : 6 : « او فرشتگاني را نيز كه مقام والاي خود را حفظ نكردند ، بلكه منزلگاه مناسب خويش را ترك گفتند ، به زنجيرهاي ابدي كشيده و براي محاكمه در آن روز عظيم ، در تاريكي مطلق نگاه داشته است . » – نامة دوّم پطرس 2 : 4 : « زيرا اگر خدا بر فرشتگاني كه گناه ورزيدند رحم نكرد ، بلكه ايشان را در بند نهاد و در سياهچاله هاي تاريك محبوس كرد تا براي داوري نگاه داشته شوند … » .
14 – كتاب انوخ ( انوش ) . « The Book Of Enoch » . شرح و تفصيل آنچه در كتاب انوخ / خنوخ / انوش / Toth تات ، ادريس نبي (ع) ؟!؟ و….. در اين باره آمده خود نيازمند ترجمان متني جداگانه است كه در اين مقال نمي گنجد .
15 – رستة فرشتگان مشهور به « Fallen Angels» ، بر طبق كتاب اول انوخ به عنوان « Watchers Of Heaven » شناخته مي شوند . شبيه ترين فرشتگان به صورت انسان . در ابتداء براي مراقبت و نگاهباني از انسان در 8 دسته خلق شدند تا با حضور در قلمرو زمين ، اخبار اعمال انسان را به آسمان گزارش دهند . ليكن ، پس از ورود به دروازه زمين و رؤيت زنان انسان به ايشان متمايل شده و آميختند و نژاد غول هاي نفيليم از آنها پديد آمد . در مكافات اين تداخل فيزيكي با انسان از درگاه الهي ، رانده شده و هبوط كرده و تا ابد مورد لعن قرار گرفتند . ( مترجم ) .
16 – مريم عذراء . باكرة مقدّس . مادر عيسي مسيح (ع) . فرزند عمران . از قبيلة يهودا فرزند يعقوب نبي ( ع ) و لئا . از دوازده قبيلة يهود . قبيلة زادگاه پيامبران بني اسرائيل . ( مترجم )
17 – مقصود ؛ نشانگر هاي ژنتيكي حامل اوصاف شكلي و ماهيتي يك موجود . ( مترجم )
18 – تداخل ژنتيكي نژاد مراقبان و يا ساير نژاد هاي بيگانگان به زعم مدعيات موجود در نوشتار نويسنده مطلب ، از نظر خداي خالق همان گناهي ست كه انسان بايد از آن نجات يابد ؟!؟ ( مترجم )
19 – اشاره به اينكه در اثر تداخل ژنتيكي ، انسان از ماهيت خود آنچنان كه انسان ، بايد باشد تخليه شده و فاقد اوصاف اوليه مورد نظر خالق خود بوده است . ( مترجم ) .
20 – وابسته به سيارة زمين ( در متن ) . در معناي كلي ؛ هويت ماهيتي و ذاتي و شكلي موجودات مربوط به هر سياره . مترجم )
تمامي رفرنس هاي مربوط به كتاب مقدس عهد جديد : انجيل عيسي مسيح . ترجمة هزاره نو . انتشارات ايلام . 2006 .
رفرنس هاي كتاب مقدّس عهد عتيق . منابع مختلف .
* سخن پاياني مترجم : مقالة حاضر ، مطلقاَ بر مبناي گمانه زني از متون مقدّس و مطالب جنجالي دنياي شبه علم بوده و نيازمند نقد و بررسي ست . گمانه زني هاي مندرج در نوشتار ، از ارايه ي سرنخ هايي براي انديشيدن به زعم نويسنده يا نويسندگان اين مقاله تا برداشت هاي آنچناني از متون مقدّس و حتي خرافات غير علمي و نامستند ، به اراية محتويات خويش پرداخته و به نظر مترجم دست كم در بيش از 10 مورد ، از ايرادات اساسي برخوردار مي باشد . * حسين مهدوي .

پ . ن : با تشکر فراوان از حسين مهدوي عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: