بایگانی ماهانه: فوریه 2015

افریقای اسرارآمیز: تاریخچۀ حقیقی صلیب به نقل از کردو موتوا

نماد صلیب در فرهنگ کهن افریقا قدمت بسیار زیادی دارد. صلیب انواع متفاوتی دارد؛ کریستال کدری با طرحی صلیب مانند درون آن، نوعی را نشان می دهد که مردم ما در زمان های دور آن را صلیب کامل یا صلیب خورشید می نامیدند.

قبل از آنکه بیشتر در این مورد صحبت کنم، می خواهم بدانید نمادی که در اینجا به عنوان صلیب شناخته می شود توسط  مبلغان مسیحی به افریقا آورده نشده است؛ دانش صلیب در ابعاد مختلف آن از زمان های بسیار بسیار دور در افریقا وجود داشته است. زمان بسیار زیادی قبل از آنکه مذهب مسیحیت در اروپا رواج پیدا کند، جادوگران افریقایی آن را می شناختند؛ و علاوه بر آن گونه های متفاوتی از صلیب توسط جادوگران و درمانگران افریقایی برای اهداف مثبت و یا منفی استفاده می شدند. افریقایی ها اعتقاد داشتند که صلیب ساخته شده از چوب،عاج یا فلز وسیله ای بسیار قدرتمند بوده است، دارای جادویی عظیم، قادر به رها ساختن قدرت های درمانگری، نوسازی و یا نیروهای منفی تخریب و قتل. افریقایی ها از سه نوع صلیب برای درمان استفاده می کردند: صلیب تی شکل، که در عرفان غرب به عنوان صلیب تائو شناخته می شود و صلیب کامل، صلیبی با تنۀ بلند و بازوهایی کوتاه، که گفته شده  مسیح بر آن به صلیب کشیده شده است، و صلیب ناگفتنی، که سفیدپوستان آن را به نام اَنخ (یا آنخ یا عَنخ) می شناسند،و بسیاری از متفکرین غربی به اشتباه فکر می کنند که فقط مصریان باستان آن را می شناخته اند. انخ توسط مردم ما به عنوان گرۀ ابدیت یا گرۀ زندگی ابدی شناخته شده و حتی توسط مردم خوی سان (Khoi San) برای اهداف درمانی استفاده می شده است.

/**/

قبایلی که بیش از همه از نماد انخ استفاده می کردند مردم (در حال حاضر از بین رفته) خوی خوی(Khoi Khoi) یا هوتِنتوت (Hottentot) بوده اند. مردم خوی خوی می گفتند که صلیب ناگفتنی متعلق به خدای بزرگ خورشید، هیتسه-ایبیب (Heitsie-Ibib) است. مردم زولو، خوساس (Xhosas) واسوازی و سایر نگونی زبان ها ی افریقای جنوبی نیز به یک «خدای خورشید» اعتقاد داشته اند، خدایی که هر غروب می میرد تا هر صبح دوباره متولد شود. کسی که هر زمستان می مرد و هر بهار دوباره متولد می شد. آنها اعتقاد داشتند که این پسر زیبای خدای پدر و خدای مادر، که آن را با اسم های گوناگونی می شناختند، پای چپ خود را در یک جنگ خصمانه در مقابل یک اژدهای دهشتناک از دست داده است؛ بعضی ها می گویند یک کروکودیل غول آسا که بر روی پاهای عقبی خود راه می رفت، و پاهای عقبی او از پاهای جلویی او بلندتر بودند. نماد این پسر خوش اندام خدا، این خدای قهرمان و آورندۀ صلح، صلیب ناگفتنی بود. مردم زولو آن را ملِنزه-مونیه (Mlenze-munye) نامیده اند و مردم اسوازی آن را به اسم ملِنته-مونیه می شناسند؛ به معنای «فردی با یک پا». و اتفاقاً زمانی که مردم افریقا صلیبی را که مبلغان اکثراً به گردن خود می آویختند دیدند، فوراً آن را به عنوان سمبل خدای جاودانه با یک پا، که تا ابد می میرد و زنده می شود، به جا آوردند. و آنها به مبلغان به عنوان پیام آورانی از جانب این خدا احترام گذاشتند. در بعضی از مکان های افریقا مبلغان به نام موروتی (Muruti) خوانده می شدند، که هنوز هم یکی از اسم ها ی متعدد خدای خورشید افریقا ست، به معنای معلم بزرگ. اسمی که تا به امروز مردم توانا (Twana)، اُوامبو (Owambo) و سوتو (Sotho) مبلغان را به این نام مینامند.

مردم ما همچنین به صلیب کامل اعتقاد داشتند، قدرمنترینِ صلیب ها. این صلیبی ست که چهار امتداد آن با هم برابر است. شکلی که مردم سفیدپوست، صلیب سلتی یا علامت ضربدر می نامند. صلیبی که اغلب در یک دایره محصور شده است. مردم ما از این صلیب استفاده می کردند و آن را به شکل های متفاوتی می کشیدند، و بیماریهای مهلک زیادی را با آن درمان می کردند. قبل از آنکه انسانی برای سرطان درمان شود آنها ازگیاهان دارویی استفاده می کردند. در این روش درمانی، پودر گیاهان دارویی در یک قطعه پوست تمیز غزال افریقایی که به شکل صلیب کامل درآمده بود خوابانده شده و با  قاشق در یک ظرف رسی که چندین بار برکت داده شده بود ریخته می شد. شکل های دیگری از صلیب، برخلاف موارد اینچنینی، که به طور خلاصه توضیح دادم برای اهداف بسیار مخرب و زیان باری استفاده می شدند و یکی از آنها همانی ست که مردم سفیدپوست آن را صلیب اندروی قدیس (Saint Andrews cross) می نامند. این صلیب ایکس شکل است و حتی امروزه معلمان جواب غلط  دانش آموزان  خود را با آن علامت می زنند. افریقایی ها اعنقاد داشتند که صلیب ایکس شکل صاحب قدرت های عظیم شر بوده است. آنها از آن برای نفرین مردم استفاده می کردند. شاید دانستن این برای شما جالب باشد، زمانی که یک نفر از خوسا، شرق کیپ تاون، بخواهد بگوید که تو دیوانه یا بی عقل هستی، خواهد گفت:» اوفامینی». و معنای این کلمه این است » یک صلیب بر روی تو نقش بسته » صلیبی که عقلت را بیمار کرده. در زمان های قدیم و حتی امروزه، هنگامی که یک هنرمند افریقاییِ  چوب تراش یا طراح یک صلیب می کشید، بسیار مراقب می بود تا تنها یکی از صلیب های درمانگر را بکشد، و نه یکی از صلیب های شیطانی، به این خاطر که مردم افریقا می گویند اولین کسی که تحت تأثیر  یک تراشکاری منفی یا یک نقاشی منفی قرار می گیرد خود هنرمند است. و همچنین اولین کسی که توسط یک تصویر مثبت تحت تأثیر قرار می گیرد نیز خود هنرمند است. ..

منبع: http://credomutwa.com/

قسمتی از ویدئوی مصاحبۀ کردو موتوا با دیوید آیک در رابطه با این موضوع:

تک پا ها (موجوداتی شبیه شکل صلیب با یک پا) رداهای بلندی به تن داشتند و در میان بوته ها دیده می شدند. همچنین آنها در امریکا هم پیش از آنکه توسط مردم سفیدپوست  اشغال شود دیده شده اند. و یکی از چیزهایی که مرا متحیر ساخته این است که این روایت در افریقا و امریکا یکسان  بوده است. گفته شده که این موجودات بسیاری از علوم را به مردم ما معرفی کرده اند. همینطور آنها مردم ما را از نظر ذهنی برای «آنچه که قرار بود اتفاق بیافتد» آماده کرده اند. زمانی که  بومیان امریکا طرح صلیب را بر روی بادبان های کشتی کریستوفر کلمبوس دیدند آن را به عنوان یک نماد سری به جا آوردند، آیا این شگفت انگیز نیست؟ بگذارید به شما بگویم آقا، دقیقاٌ چنین چیزی در افریقای جنوبی هم رخ داد. جایی که مردم ما با صلیب آشنا بودند، بسیار قبل تر از آنکه مردم سفیدپوست به افریقا قدم بگذارند. و زمانی که مردم ما این صلیب را دیدند، آن را به عنوان یک نماد سری به جا آوردند. این یکی از دلایلی ست که چرا، آقای آیک، مردم افریقا مبلغین مسیحی را پذیرفتند و از آنها حمایت کردند؛ حتی زمانی که جنگ های خونینی میان آنها در می گرفت. چگونه است که یک مرد، مذهب یک مهاجم را قبول می کند در حینی که با او در حال جنگ است. چنین چیزی در امریکا هم اتفاق افتاده و امیدوارم بتوانم از زبان انگلیسی بهتری استفاده کنم تا عواقب آن را بگویم زیرا من احساس می کنم این بسیار مهم است!

_ من فکر میکنم شما این مطلب را بسیار واضح بیان کردید. به نظر میرسد که چیتااولی در حال سفر به مناطق مختلف زمین مثل افریقا و امریکا بوده تا نقشۀ خود را از طرف مرکز ایلومیناتی در لندن و اروپا (بسیار جدی) عملی کند.

_ بله آقا. همانطور که می بینید تغییرات بزرگی در سیستم آموزشی ایجاد شده. آنها جوان های ما را وادار می کنند تا به اشغال افریقا و امریکا به عنوان دو پدیدۀ مستقل از هم نگاه کنند، در حالی که این دو رویداد بسیار مشابه هم هستند و به نتایج یکسانی ختم شده اند. شما به سرگذشت پادشاه بزرگ زولو، «شاگا» نگاه کنید. شاگا یک جنگجو و همچنین یک پیامبر بوده (توهای دوم {یا زگوند توها}). شاگا به ورود مردم سفید پوست به قلمروش «ناتا» خوش آمد گفت و به مبلغان  اجازه داد تا آزادانه کار خود را انجام دهند. و قبل از آنکه شاگا بمیرد از برادر ناتنی اش «دینگان» در خواست کرد که تحت هیچ شرایطی به مردم سفیدپوست آسیب نرساند و به آنها اجازه دهد تا آزادانه در میان مردم زولو فعالیت کنند. در حقیقت در زمان پادشاه دینگان، این مبلغان مردم ما را به گرویدن به دین مسیحیت متقاعد می کردند. چرا یک کودک مدرسه ای در افریقای جنوبی از خودش نمی پرسد که چرا، چرا، چرا مردم ما اینطور و به ظاهر احمقانه  به یک مذهب خارجی اجازه داده اند که به کشورشان داخل شود؟ حالا بگذارید دو تراژدی هورنداس را برا یتان بازگو کنم. زمانی که کنگو اشغال شد، که امروزه جمهوری دموکرات کنگو نامیده می شود، پادشاه لئوپولد حاکم آنجا بود و او و مردانش میلیون ها نفر از مردم سیاه پوست کنگو را شکنجه کردند و کشتند. یک نسل کشی که تنها با آنچه نازی ها در حق یهودی ها انجام دادند قابل مقایسه است. اما با وجود تمامی این کشتارها و بدرفتاری های وحشیانه، باز هم  مبلغان مورد احترام بودند و از آنها پیروی می کردند. و در سال 1907، اینبار در کشوری که امروزه به آن نامیبیا می گویند، یک نسل کشی علیه مردم جنگجوی هِروروست انجام شد. آنها مردان و زنان بسیاری از این قبیله را شکنجه کردند و به قتل رساندند. من مطمئنم آقا، که این موجودات در حال پیشروی به کل افریقا بوده اند…

شاید ادامه داشته باشد!

تهیه و ترجمه: کامورا

کشف مومیایی«زنده»در مغولستان!/عکس

کشف یک مومیایی 200 ساله در اولان باتور، بار دیگر جهان را با معمای باستانی مومیایی‌ها روبه‌رو کرده است اما این مومیایی ویژگی‌های بسیار عجیب‌تری نسبت به انواع قبلی دارد که اعتقاد به زنده بودن آن، یکی از آنهاست.

 

به نقل از یاهو ایندیا، مومیایی یک راهب بودایی که در حالت «لوتوس» (حالت مراقبه در یوگا و آیین هندو) نشسته است و در همان حالت چهارزانو با پوست احشام پوشیه و مومیایی شده است، اکنون زیر دست باستان‌شناسان مغول در سیبری در حال بررسی است تا پرده از رازهای نهفته آن برداشته شود.

آنچه این مومیایی را از دیگر انواع قدیمی آن مجزا می‌کند حالت نشسته و پیچیده آن است که تاکنون سابقه نداشته است و از سوی دیگر برخی معتقدند که این یک جسد نیست و راهب در بالاترین درجه خلسه که «توکتم» نامیده می‌شود قرار دارد و هنوز هم زنده است.

این عقیده را متخصصان یوگا و کارشناسان دین بودایی مطرح کرده‌اند که حفظ حالت لوتوس نشانه این است که این راهب توانسته به بالاترین درجه پرواز روح دست پیدا کند و جسمش را برای مدت 200 سال گذشته در این وضعیت نگهدارد.

توکتم در آیین بودایی به مرحله قبل از «نیروانا» گفته می‌شود که درست قبل از محو جسمانیت روی‌ می‌دهد و در این حالت فرد، هنوز زنده محسوب می‌شود.


نمونه مراقبه یک بودیست

این نظریه توسط پروفسور گانهوجیان پیوروباتا، استاد و بنیانگذار بخش هنر بودایی در دانشگاه بودیسم اولان باتور مطرح کرده است اما باستان‌شناسان از زاویه دید علمی در حال بررسی مشخصات علمی این مومیایی تازه هستند.
خبرگزاری آنا

***************************************************

مومیایی یافت شده در وضعیت مراقبه

مومیایی یافت شده در وضعیت مراقبه
داشی دورجو ایتیقیلوف (۱۸۵۲-۱۹۲۷) مومیایی که در روز ۲۷ ژانویه‌ی ۲۰۱۵ در وقعیت مراقبه نیلوفری در مغولستان یافت شده است. (Wikimedia Commons)

جهان پر از اسراری است که دانش کنونی ما را به چالش می‌کشد. اپک تایمز در بخش ماوراء دانش، داستانهایی از پدیده‌های خارق‌العاده را گرد آورده است تا به تصورات ما بال و پر بدهد و راه را برای چیزهای ممکنی که قبلاً انکار می‌شدند باز کند. آیا آنها واقعیت دارند؟ تصمیم با خود شماست.

بر طبق نشریه‌ی محلی «اخبار صبح‌گاهی(Morning News)» در روز ۲۷ ژانویه مومیایی‌ای که تحقیقات اولیه نشان می‌دهد حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد، در حالت نشسته در وضعیت مراقبه‌ی نیلوفری در مغولستان یافت شد.

 

بر طبق گزارش اخبار صبح‌گاهی هنوز اطلاعی در مورد شرایط این اکتشاف در استان «سانگینوخائیرخان» به دست نیامده است. این بدن به صورت پوشیده در پوست حیوانات به منظور تحقیقات بیشتر به مرکز ملی پزشکی قانونی در اولانباتار پایتخت مغولستان برده شده است.

بر طبق این گزارش تصور می‌شود که فرد متوفی یک لامای تبتی احتمالاً «دیشی دورجو ایتیقیلوف» باشد که در سال ۱۸۵۲ متولد شده بود.

داستان بدن ایتیقیلوف داستان جذابی است. بدن او پس از مرگ چندین بار یافت شده است؛ در نتیجه اگر این بدن ایتیگیلوف باشد؛ این بیشتر یک مورد «بازکشف» است.

در سال ۲۰۰۲ «نیویورک تایمز» گزارش کرد که ایتیقیلوف پیش از مرگ از مریدان خود خواسته بود که ۳۰ سال پس از مرگ به سراغ او رفته و از بدن او دیدن کنند.

زمانی که او مرد در حالت مراقبه در وضعیت مراقبه‌ی نیلوفری و زمزمه کردن دعا برای مرده بود. بر طبق این داستان زمانی که مریدان او ۳۰ سال پس از مرگ او از بدن او دیدن کردند، آن متلاشی نشده بود. در آن زمان شوروی سابق هرگونه فعالیت مذهبی را با دشواری مواجه کرده بود؛ در نتیجه پیروان او که نمی‌‏خواستند جلب توجه کنند، آن را برای بار دیگر مخفی کردند.

آن دوباره توسط یک لامای جوان کنجکاو با نام «لیما دارجیف» که مکان استراحت ایتیقیلوف را ردیابی کرده بود یافت شد. ده‌‏ها شاهد، دو متخصص پزشکی قانونی و یک عکاس در پرده‌برداری از بدن ایتیقیلوف شرکت کردند. نیویورک تایمز گزارش کرد: «لاماهایی که در تابوت را باز کردند ماسک پزشکی داشتند؛ درحالی‌که نیازی به آن نداشتند. بدن ایتیقیلوف سالم باقی مانده بود.»

بدن بار دیگر از دیدها مخفی نگه‌داشته شد؛ با این تفاوت که این بار تنها لاماها اجازه‌ی دیدن آن را داشتند.

یک عملیات شناخته شده با نام سوکوشین‌بوتسو در ژاپن شامل خودمومیایی کردن راهبان بودایی است. این شامل رژیم غذایی بسیار محدود قبل از مرگ و مراقبه‌‏ی عمیق است. اگر راهب در عمل نگه‌داری پس از مرگ موفق شود، غالباً بدن او همراه با احترام در معبد قرار داده می‌شود. این موفقیت به عنوان نشانه‌ای از دست‌یابی به قلمرو معنوی و فراتر از زندگی انسان‌های عادی قلمداد می‌شود.

http://persian.epochtimes.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: