بایگانی ماهانه: نوامبر 2012

مستند ما و فرازمینی‌‌ ها(معابد طلا -مراسم اسرار آمیز)

                                                              ما و فرازمینی‌‌ ها – معابد طلا
ما و فرازمینی‌‌ ها - معابد طلا
آیا طلا میتواند رابط اصلی بین انسانها و بیگانگان باشد؟ گفته میشود کلیسایی مرموز در جنوب فرانسه کلید کیمیاگری و دروازه ای به بخش دیگری از جهان را در اختیار دارد. بومیان کاسکوی پرو معتقدند مشاهده یو اف اوها با طلای گمشده در زیر دریاچه پورای مرتبط است و عده ای معتقدند در زیر ابوالهول بزرگ گیزا کتابخانه ای کامل از ماوراییها به جا مانده است… کتابخانهای از طلا.
******************************************************************
ما و فرازمینی‌‌ ها – مراسم اسرار آمیز
ما و فرازمینی‌‌ ها - مراسم اسرار آمیز
در اقصی نقاط دنیا این باور وجود دارد که تشریفات و مراسم مذهبی باستانی انسان ها را به بعدی دیگرمرتبط می کند. اما با چه کسی یا چه چیزی ارتباط برقرار می کنیم؟ آیا ممکن است تشریفات مذهبی امروز مثل فستیوال ها، تاجگذاری ها و مراسم تشییع، مبتنی بر تلاش های انسان اولیه برای تقلید ازمسافران بیگانه باستانی باشند؟ اگر اینگونه باشد، دیگر چه مراسم باستانی ممکن است ریشه خود را درپادشاهی هایی خارج از این دنیا بیابند؟

ژن ماورائی,Meta Gene

ژن ماورائی,Meta Gene

پس از سالها تحقیق و سفرهای بعد astral و ملاقات با موجودیتهای مثبت و منفی زیاد و آموزه هایم از موجودیتهای مثبت, پاسخ برخی از سوالاتی را که در اذهان خیلیها از جمله خودم بوده یافته ام.

در گذشته, سیاره ای در منظومه شمسی ما(که در لبه بیرونی کهکشان راه شیری قرار دارد) وجود داشت که در حقیقت جزء مایملک نژاد موجودات فضائی رپتایلها(خزندگان: Reptoids) بود. دو گونه از انواع گونه های نژاد موجودات فضائی خاکستریها(Grays) نیز پایگاههایشان را روی این سیاره داشتند اما آنها در موقعیت درجه دومی نسبت به رپتایلها برخوردار بودند. رپتایلها مسئول همه چیز بودند و خاکستریها همیشه فرامین آنها را اطاعت میکردند. بنا بر اطلاعاتم, حتی امروزه چیز زیادی تغییر نکرده است – رپتایلها هنوز بیشتر کسانیند که نمایش را جلو میبرند و برخی گونه های خاکستریها نیز هنوز دارند برنامه های دستکاری ژنتیکی و سایر کارهای کثیف دیگر را برای رپتایلها انجام میدهند. با این وجود, هزاران سال قبل, یک جنگ ویرانگر عظیم در این بخش از کهکشان ما رخ داد. یک تمدن فوق العاده  پیشرفته که زمانی در سیاره مریخ میزیست یک جنگ تهاجمی عظیمی را شروع کرد و موفق شد تا کاملا آن سیاره مجموعه رپتایلها و خاکستریها را محو کند.

 

در واقع امروزه آن کمربند خرده سیاره در واقع تمام چیزیست که از آن سیاره که زمانی بدور خورشیدمان بین  سیارات مریخ(Mars) و مشتری(Jupiter) میچرخید باقیمانده است. متاسفانه, در پایان آن جنگ, تمام سیاره مریخ در روی سطحش منهدم شد و دیگر برای زندگی نامساعد شد. بیشتر نجات یافتگان تمدن آنها به اعماق فضا رفتند برای یافتن خانه ای جدید. با این وجود, بخش کوچکی از آنها به سیاره زمین آمدند تا با نیروهای لمورینها(Lemurians) متحد شوند در برابر اتحاد متجاوزگری که بیشتر از رپتایلها و خاکستریها و آتلانتیسیها شامل میشد. خیلی از آنها در آن ویرانیهای عظیم مردند, برخی منظومه شمسی مان را برای همیشه ترک کردند و برخی از آنها نیز به اعماق زمین با نجات یافتگان لمورینها عقب نشینی کردند. امروزه, برخی از آنها هنوز در مرکز پادشاهی زمین – شامبالا(Shambala) زندگی میکنند.

اما این برنامه دستکاری ژنتیکی و پایگاههای زیرزمینی در نواحی آمریکای شمالی و جنوبی متعلق به رپتایلها و خاکستریها و این آدم ربائیهای انسانها برای چیست؟ برای یافتن و استخراج و توسعه و تکثیر ژن بسیار کم یابی در DNA موجودیتهای کیهانی(باور کنید یا نه, نژاد انسانها یکی از گونه های نادر کیهان دارای این ژن است, البته یک نفر در شاید 50 هزار نفر) بنام ژن ماورائی(Meta Gene) و ترکیب آن با سیستم ژنتیکی خودشان و خلق موجودی دورگه(Hybrid) با خصایص برتر رپتایلها و خاکستریها. (تا به انتهای مقاله همراه باشید.)

اما خوشبختانه چیزیکه مهم است که بدانید اینست که این ژن ماورائی با زور و تکنولوژی بطور 100% فعال نخواهد شد بلکه به محیط خاص احتیاج دارد تا بطور طبیعی خودش را فعال کند, زمان میبرد تا توسعه یابد و حتی زمان خیلی طولانیتری میبرد تا کاملا در DNA فعال شود. این آن دلیلی است که موجودیتهای منفی حاضر در بعد astral آن موجودیتهای انسان بطور کاملا آگاه در بعد Astral در حال گشت و گذار و تحقیق(از جمله خودم( را مورد ربایش قرار نمیدهند و حتی در مواردی به آنها کمک میکنند تا سریعتر از نظر هوش و درک کیهانی بیدار شوند و مهارتهای بعد astralشان را هرچه سریعتر کشف کرده و ارتقا دهند. اما این بدین معنی نیست که بخواهید با حتی یکی از این موجودیتها دست دوستی بدهید.

اما چه چیزی درباره این ژن ماورائی(Meta Gene) خاص است؟

این ژن ماورائی نوعی از انباشتگر طبیعی هر چیزیست که میتواند در حوزه فوق الطبیعه قرار گیرد. قصد اصلی اش انباشتن انرژی طبیعی است که آزادانه در کیهان جریان دارد. اگر موجودیتی مقدار ناچیزی از ژن ماورائی را در DNA خودش دارا باشد حتما قادر به تله پاتی(telepathy), عملیات فراروانی(psychokinesis), پروژه بعد astrral , شنوایی مافوق(super hearing), توانائی درمان کردن با انرژی بیولوژیک و خیلی چیزهای بیشتر است. آنها حداقل تاثیرات چیزی هستند که ژن ماورائی قادر به انجامش است, و تاثیرات قویترش خیلی فراتر از موانع فراروانشناسی علم امروزی میباشد. فقط دارم درباره شناور شدن فیزیکی در هوا صحبت نمیکنم, یا مادی سازی در حس که Sai Baba با موفقیت نشان میدهد, یا دستکاری کردن با حوزه های مغناطیسی و غیره. دارم درباره تله پورتیشن فیزیکی, پرواز فیزیکی, بازکردن یک سوراخ بین ابعادی در فضا و زمان, تله پورتیشن تمام کشتی فضایی و یا اشیاء بزرگتر به یک چهارم ربع دایره فاصله فضا و خیلی بیشتر صحبت میکنم. دارم درباره قدرت روانی واقعی حرف میزنم که خیلی فراتر از محدوده های میانگین درک بشر هستند.

http://www.youtube.com/watch?v=E2zI36jf8CQ

با استفاده از ژن ماورائی, یک فرد بخوبی تعلیم دیده در علم مخصوص انرژی فراروانی میتواند واقعیت بعد فیزیکی و astral را تغییر دهد. امروزه در سیاره زمین, این امتیاز برای فقط عده محدودی است که در شامبالا زندگی میکنند. یکی از آنها پادشاه جهان همچنین معروف به Sanat Kumara است.

رپتایلها و خاکستریها نمیتوانند به قلمروی آگارتا(Agharta) بدون نابودی تمام سیاره زمین برسند. این دلیلی است که چرا آنها سعی میکنند که به همان نتایج مشابه با مردم ساکن سطح سیاره زمین برسند, صحبت از آنچه که باید بگویم که خاکستریها(Grays) برنامه های مداوم ژنتیکی برای مدت زمان خیلی طولانی داشته اند. میتوانید متصور شوید که چقدر رازآلود و بدقت آنها این برنامه ژنتیکی را برای هزاران سال اجرا کرده اند؟

امروزه, این به نوعی راز عمومی شده است, تقریبا هر فردی کم و بیش درباره اش میداند , اما هنوز هیچکس یا حداقل تنها عده ای دارند سعی میکنند تا کاری انجام دهند تا حقیقت را بیرون بیاورند. سرانجام, اگر ما درباره خودمان اهمیت نمیدهیم, نباید برای فرزندانمان اهمیت قائل شویم؟ نمیخواهم که بی ادب شوم, اما بیدار شوید مردم! منتظر چه هستید؟

دولت در سایه یک سازمان جهانی فوق سری است که برنامه مبادله تکنولوژی فضائی را درعوض سرپوش گذاری به عمده حضور فضائیها اینجا روی سیاره زمین و فعل و انفعال آنها با انسانها را میداند و رهبری میکند. سازمانهای دولت آمریکا برای مدتی طولانی ادعا میکردند که ناحیه 51(Area 51) و Dulce در نیومکزیکو وجود ندارند, اما تصاویر ماهواره ای و خیلی اثباتهای دیگر چیز دیگری را نشان میدهند. فکر میکنید آنجا چی نگهداری میکنند – سگ و گربه؟

متاسفانه ناحیه 51 و Dulce تنها 2 تا از پایگاههای زیرزمینی زیادی هستند که وجود دارند که در آنها فعالیت فضائی همچنان جریان دارد. بدین گونه, جدای از این حقیقت که فضائیهای منفی یک پایگاه عظیم در قسمت تاریک ماه(Dark Side of the Moon) دارند که رادارهای و سایر لوازم الکترونیکی تقریبا هر روز آنها را میگیرند, برخی از حکومتهای رهبر در این جهان هنوز دارند این شواهد را از مردم مخفی میکنند. خیلی روشن است که برخی از ماها میدانیم که چه دارد رخ میدهد, اما آنها هنوز بخوبی بر آن سرپوش میگذارند با تلاشهای قوی به بی اعتبار کردن تمام گزارشاتی که به UFOها یا فعالیت فضائیها در سیاره زمین مرتبط است.

با این وجود, هدف اصلی از برنامه ژنتیکی که فضائیهای منفی با انسانهایی که روی سطح زمین زندگی میکنند تکثیر تاثیر یا حتی نزدیک شدن به کارکرد کامل ژن ماورائی است. اگر این آن دلیل نبود آنها خیلی وقتها پیش حضور ما را از سطح این سیاره پاک میکردند.

بدین گونه, این آنچه که من دردسر دوطرفه مینامم, ریشه هایی در این حقیقت ساده دارد که گونه های زیادی در کیهان وجود ندارند که قادر به تولید قدرت نامحدود فراروانی بطور طبیعی یا بعبارت دیگر با استفاده ساده از یک فکر متمرکز منفرد باشند.

خوشبختانه یا بدبختانه, انسانها یکی از گونه های نادر در کیهان هستند که بالقوه دارای نعمت داشتن ژن ماورائی هستند. شاید این شما را دچار شک کند, اما Grays نیز دارای ژن ماورائی هستند با یک تفاوت اساسی: مال آنها در حالت تحلیل رفتگی است, که در آنها سبب نابهنجاریهای زیادی بواسطه استفاده از قدرتهای روانی میشود. این نابهنجاری در ژن شان مسئول در قدرتهای ذهنی شان درنتیجه تمام انواع برنامه های ژنتیکی می آید که آنها روی خودشان اجرا کردند تا سعی کنند نژاد خودشان را از در معرض نهادن مکرر به تشعشع در طی جنگهای بیشمار کیهانی که در آنها شرکت کرده اند نجات دهند. با این وجود آنها همچنین سعی دارند تا آنرا با پیوند زدن با انسانهای مونث و خلق یک نژاد دورگه(hybrid) با خصوصیات اصلی Grays درست کنند. پیوند زدن دلیل اصلی ربایش فیزیکی انسانهای مونث معمولا بین سنین 14-35 است.

ماده ژنتیکی انسان در آن مورد مخصوص میتواند بعنوان یک مکمل به بخشی از DNA خاکستریها که در حالت از هم پاشیدگی است خدمت کند. تا انجاییکه میدانم, آنها قبلا موفق شده اند تا تعداد زیادی از این دورگه ها را خلق کنند, اما تاثیرش آنچنان نیست که آنها میخواستند آنطور باشد. DNA انسان و DNA خاکستریها اندکی با یکدیگر سازگارند و ژن ماورائی تنها حدود 10% از قدرت واقعی اش را تولید میکند.

 

وقتیکه آنها یک انسان مونث را به هدف پیوند زدن می ربایند, حاملگی را با استخراج ماده ژنتیکی خودشان و مورد ربایش شده سبب میشوند. سپس آنها تمام یادآوریهای هوشیاری از آن اتفاق را از حافظه مورد ربایش شده پاک میکنند و مورد ربایش شده بزودی تشخیص خواهد داد که حامله است بدون آنکه هیچ سرنخی بیابد که چگونه این رخ داده است. پس از دوره زمانی تقریبا 2 ماه, آنها دوباره همان مورد ربایش شده را میربایند و جنین را از بدنش در می آورند, سپس آن جنین را در خمره هایی با مایع مخصوص میگذارند و رشد آتی آن موجود دورگه را نظارت میکنند. وقتیکه آن مورد ربایش شده صبح بعد از خواب بیدار میشود تشخیص خواهد داد که یک سقط جنین داشته است و حاملگی پایان یافته است. بطور معمول, مثل بار اول, Grayها هیچ یادآوری آگاهی از ارتباطشان برجای نخواهند گذاشت.

http://www.youtube.com/watch?v=yRPV-NlNUdU

آنچه که آنها با نژاد انسان انجام میدهند یک تراژدی واقعی است, و چیزیکه حتی بدتر است اینکه آنها بمدت زمان خیلی طولانی مشغول انجام دادنش بوده اند. تا آنجائیکه ژن ماورائی اهمیت دارد, تمام آنچه میدانیم این است که Grayها برنامه متفاوتی برایش دارند. بیشترین اهمیت برای انسانها این است که ژن ماورائی در حدود یک در 50 هزار مردم میتواند یافت شود. با این وجود, در هر یک از این افراد, ژن ماورائی در فاز متفاوتی از توسعه است و قدرت حداکثری اش متغیر است.

بهرحال, آنها درباره تمام انسانهایی که دارای ژن ماورائی هستند میدانند زیراکه آنها بشریت را از زمان سیل سراسری عظیم سیاره زمین در حال نظارت کردن بوده اند, میتوانید تصورش را کنید؟

در بیشتر موارد, برنامه ژنتیکی شان برای یک مورد انسان برای حدود هزاران سال طول میکشد و آنها او را از یک حلول(incarnation) به حلول دیگر ردیابی میکنند و اجازه نمیدهند که او این منظومه شمسی را ترک کند.

در خاموشی, آنها ابتدا اجازه میدهند تا آن مورد به حداکثر سطح توسعه اش برسد و سپس آنها آن مورد را میربایند و آن ژن ماورائی را از DNA آن مورد استخراج میکنند.

با تمام اطلاعاتی که من دارم, Grayها هیچ استفاده ای از ژن ماورائی که در حالت راکد باشد ندارند اما فقط وقتیکه ژن ماورائی تا به سطح معینی توسعه یافته است. بالاخره, آنها آن ژن ماورائی توسعه یافته را که بدست آورده باشند از طریق پوستشان جذب خواهند کرد زمانیکه در خمره های مهم انباشته با پلاسمای انسان شنا میکنند.

حقیقتی که آنها اینجا روی سیاره زمین برای مدت زمان خیلی طولانی حضور داشته اند به یک سوال منطقی ختم میشود – توسعه برنامه ژنتیکی شان اکنون در چه سطحی است؟ پاسخش برای من ناشناخته است. به عقیده من حتی M12 که روسای دولت در سایه فوق سری در رابطه با UFOها و پروژه های فوق سری فضائی هستند درباره تازه ترین پیشرفت های برنامه ژنتیکی فضائیها چیزی نمیدانند. با این وجود, آنها در امضاء کردن اتحاد با این فضائیهای منفی اشتباه کرده اند, که نتایجش با رنج عظیمی است که اکنون نژاد انسان دارد متحمل میشود.

اگر ما مشکل ظاهر شدن UFOها در آسمان بالای سرمان را آنالیز کنیم, میتوانیم نتیجه گیری کنیم که فضائیها خیلی هم سری عمل نمیکنند. برنامه های سری برای سرپوش گذاردن بر آنها کارشان را انجام میدهند. سازمانهای فوق سری که توسط M12 هدایت میشوند خیلی قدرتمند هستند و میانگین انسانها حتی نمیتوانند وجودشان را بهیچ وجه بیابند. برای شاید حدود 85% جمعیت انسانها, پدیده UFO فقط یک افسانه است و من آنها را بخاطرش سرزنش نمیکنم.

پروژه های فوق سری سرپوش گذاردن بر این چیزها کاملا عملکردی هستند و کمال سرپوش گذاری بر اطلاعات یا تحریف کردن حقیقت را از عموم مردم درباره UFO و فضائیها انجام داده اند. آیا M12 اشتباهات مصیبت آمیز که قابل درست کردن نباشد انجام داده است؟ به عقیده من, بله و خیر.

وقتیکه آنها تشخیص دادند که تکنولوژی ای که آن فضائیها به آنها داده بودند بیشتر برای استفاده در سیستم های ارتباطات از راه دور یا تکنولوژی وسیله های حمل و نقل پروازی بود (که آنها بیشترشان را در ناحیه 51 برای تماما یک مدت زمانی در حال آزمایش کردنش بوده اند), برایشان آشکار شد که چیزها برای انسانها دارد خوب پیش نمیرود. شاید احتمالا اکنون خیلی دیر باشد و فقط یک مداخله بیرونی بتواند آن فضائیهای منفی را متوقف کند و آنها را از این منظومه شمسی به بیرون بریزد.

با اینحال, معتقدم شاید هنوز برای بشریت دیر نباشد و شاید هنوز امیدی هست اگرکه آن «اجتماع عظیم» واقعا رخ دهد آنچنانکه پیش بینی شامبالا(Shambala) میگوید. پیشگویی میگوید که در 2012 اجتماع بین نیروهای Sirius , Orska , Shambala و برخی دیگر از نیروهای مثبت دیگر رخ خواهد داد و جنگ نهایی در این کهکشان رخ خواهد داد. اگر آن اتفاق افتد, اتحاد منفی رپتایلها و Grayها از این بخش از کیهان برای یک مدت زمان خیلی طولانی به دور ریخته خواهد شد.

متاسفانه, رپتایلها و Grayها از این امکان آگاه هستند و حتما هرکاری که لازم باشد انجام خواهند داد تا مانع چنان پیوستگی نیروهای مثبت شوند. آنها همچنین نیروهایشان را با فضائیهای خائن از اعماق فضا افزایش خواهند داد, که به آنها کمک خواهد کرد تا به حمله متحدین مثبت فائق آیند.

استبداد نیروهای فضائی منفی روزی پایان خواهد یافت. بنابراین, باید خودمان را در مسیر صلح و آشتی(و نه جنگ و دشمنی) اصلاح کنیم و به امید پیروزی متحدین و نیروهای مثبت برای پایان 2012 و پس از آن بایستیم.

منبع: کتاب «قدرتهای شگفت آور در انسانها» از پان اندو

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

سپيده دم خدایان (تقویم مایا ها و بازگشت فرازمینی ها)قسمت 2

سپيده دم خدایان (تقویم مایا ها و بازگشت فرازمینی ها)

نوشته اریک ون دانیکن

https://i0.wp.com/www.darkstar1.co.uk/2009plus/twilightofthegods.jpg

فصل اول -قسمت دوم

قرارگاهی برای خدایان

منشا ماه

لینک دانلود فصل اول -قسمت دوم:

سپیده دم خدایان(فصل اول-قسمت دوم)

لینک دانلود بدون فیلتر:

http://www.mediafire.com/?kkcev8dttpig8dv

http://shrta.com/files/1KFQR2ZA/sepidedamekhodayan2.pdf

http://ioupload.com/files/get/X4vw2qrV7n/sepidedamekhodayan2.pdf

الهام عزیز لطف کردند ترجمه کتاب سپیده دم خدایان را برای وبلاگ بفرستند که در چند قسمت در وبلاگ قرار می گیرد. فصل اول به طور خلاصه و بقیه فصل ها کامل در وبلاگ قرار میگیرد.

نامرئی شدن UFO ها و فیلمبرداری کردن از آنها با استفاده از مادون قرمز

نامرئی شدن UFO ها و فیلمبرداری کردن از آنها با استفاده از مادون قرمز:

Sky-watchers گزارش عجیب و تکان دهنده ای در خصوص پروازهای عجیب و ناشناس اشیائی که فقط توسط دوربینهای رصد مادون قرمز قابل دیدن هستند.

دوربینهای دید در شب در تلاش برای گرفتن و ضبط این اشیاء مرموز بکار برده شده است. یک گروه شناخته شده در تگزاس بعنوان انجمن تحقیقات لاریدو با این روش موفق شده اند تا از حجم کرافت مثلثی شکل پروازی عکسبرداری کنند.

گروه تحقیقاتی مدعی شده اند که جسم نامرئی برای چشم غیر مسلح بوده است و این تیم با استفاده از این روش توانسته اند که از جسم مورد نظر عکسبرداری نمایند.

با این حال کسانی هم در این بین هستند که متقاعد نشده اند و این گونه اجسام را در واقع مرز بین هواپیماهای بدون سرنشین با چراغهای مادون قرمز ضد تصادم دانسته اند.

شما در واقع ممکن است که فکر کنید از ویژگی های شاخص UFO ها همین مساله نانمرئی شدن آنها است اما به لطف شکارچیان سر سخت و متعصبی که آسمان شب را با دوربین های دید در شب نظاره گر هستند یک کلاس جدید از UFO ها را یافته اند که فقط با استفاده از تکنولوژی مادون قرمز می توان آنها را نظاره نمود، حال با این همه باز بحث UFO از حالت دید در اظهار عمومی به بحث جاسوسی نامرئی آنها از فعالیتهای ما ارتباط پیدا می کند.

بایستی صبر کرد تا کاوشگران و محققان در آینده مطالب جالبی از این موجودات کم رو و البته بسیار نابغه را بدست آورند.

تصاویر اعتباری از LPRS می باشند LPRS خدمات رادیویی کم قدرت است که در محدوده یک راه ارتباطی برای 216 و217 مگاهرتز فعالیت دارد، استفاده رایج از این خدمات در مراقبتهای بهداشتی، آموزشی و پرورشی و جدیدا در محدوده هوا و فضا می باشد.

منبع: http://www.7end.blogfa.com

سفر آسترال پان آندو به سیاره موطن ORSKA

آکاشا(Acasha) نامی برای کتابخانه کیهانی است – یک ﺑﻌﺪ مخفی که بخشی از ﺑﻌﺪ astral است اما کاملا یک سطح فرکانسی متفاوت با 7 سطح فرکانسی متفاوت ﺑﻌﺪ astral دارد. آکاشا دربردارنده تمام تاریخ موجودات و حوادث این کهکشان ما و حتی دورتر است. و اگرچه میتوان از ﺑﻌﺪ astral به آن دسترسی یافت(البته نه براحتی برای همه موجودات) اما آکاشا از طریق یک مکان مخصوص در ﺑﻌﺪ فیزیکی نیز میتواند مورد دسترسی قرار بگیرد. این مکان مخصوص, شهر شامبالا(Shambala) است که درواقع پایتخت پادشاهی زیرزمینی بنام آگارتا(Agharta) است. در شامبالا, ورودی ای به کتابخانه آکاشا وجود دارد و شهروندان شامبالا میتوانند واردش شوند و دانش صحیح را از هر موضوعی که باشد بدست آورند.

 https://i1.wp.com/www.crystalinks.com/shambhalacity.jpg

شهر شامبالا در عمق مرکز سیاره زمین واقع است و از نظر تکنولوژی و روحانی خیلی خیلی پیشرفته تر از تمدن انسان که روی سطح زمین زندگی میکند است. (تا به انتهای این مقاله همراه باشید.)

 

و در میان اطلاعات تاریخی کیهانی آکاشا, اطلاعات درباره تمدنهای قبلی سیاره زمین که از بین رفتند وجود دارد, تمدنهایی مثل لموریا(Lemuria), آتلانتیس(Atlantis) و مو(Mu), که فقط بخش بسیار کوچکی از کل تمدنهایی است که اینجا روی سیاره زمین بوجود آمدند و از بین رفتند. همچنین, اطلاعات درباره تمدنهایی که زمانی بر روی سیارات مریخ(Mars), ونوس(Venus) و آن یکی سیاره ای که زمانی بین سیاره مریخ و مشتری(Jupiter) وجود داشت و بدور خورشید میچرخید و اینکه بطور کل منهدم شد و اکنون تنها خرده سنگ های عظیم آن در مدارش وجود دارند.

 

سفر astral به سیاره موطن ORSKA

 

این یکی از بهترین سفرهای آقای پن اندو در اوایل سفرهای astral او است.

 

همانطور که میدانید, عصاره وجودی ما(روح/انرژی/آگاهی/یا هرچیزی که اسمش را بنامید) هنگام خواب از بدن فیزیکی مان جدا میشود. کجا میرود؟ وارد پایین ترین سطح بعد astral میشود برای جذب انرژی از اقیانوس انرژی لایتناهی کیهانی در بعد بسیار پویاتر astral به بدن مولد انرژی مان(بدن اتری, etheric) از طریق 72,000 نادی یا کانال انرژی موجود در بدن اتری مان(77 مراکز مهم انرژی در ارتباط با تمام آن نادی ها که 7 تا از آن 77 تا همان مراکز معروف و اصلی انرژی بدن اتری مان هستند) و سرانجام انتقال آن انرژیها به بدن فیزیکی مان برای تجدید قواکردن و با طراوت شدن در بعد فیزیکی, کاملا ناآگاه از حضورش در آن بعد astral , بدلیل داشتن فقط 2 رشته فعال از 12 رشته DNA , قالبا معلق در فاصله چند متری بدن فیزیکی, یا در حالت بدون خواب دیدن و یا در حالت خواب دیدن که خواب دیدن در واقع هولوگرامهای کاملا واقعی است که عصاره وجودیتان با قدرتی که دارد در بعد astral میسازد مثلا یهو یک جنگجوی در حال مبارزه با یکسری خلافکار میشوید و… و حتی اینقدر این هولوگرامها واقعی اند که حتی در حالتیکه با خطر مواجه میشوید میترسید و در بدن فیزیکی تان اصطلاحا از خواب میپرید. اما افرادیکه بیش از 2 رشته از 12 رشته DNA فعال دارند(که فوق العاده نادرند) و افرادیکه با داشتن همین 2 رشته DNA فعال تمرینات ذهنی خاصی را دنبال کرده و پشت سر میگذارند(مثل راهب ها), در هنگام خواب در بدن astral شان در بعد astral نیز کاملا آگاه هستند, عین حالت بیداری بدن فیزیکی در بعد فیزیکی, در واقع روزها در بدن فیزیکی شان در بعد فیزیکی زندگی میکنند و شب ها در بدن astralشان در بعد astral زندگی میکنند. لازم بتوضیح است که, همانند بعد فیزیکی و حتی خیلی پویاتر از بعد فیزیکی, بعد astral نیز دارای خطراتی از هر نظر است و کمی طول میکشد که یک موجودیت چگونگی کنترل بدن astral اش را و همچنین بعد  astral را یاد بگیرد, مانند بدن فیزیکی در بعد فیزیکی که یک کودک طول میکشد براه رفتن بیفتد و محیط اطرافش را بشناسد, اما همانطور که گفتم این پروسه در بعد astral که بسیار پویاتر است خیلی سریع تر اتفاق می افتد.

 

و همچنین لازم به توضیح است که در DNA ما 64 حمل کننده(بدنهای مختلف) تعبیه شده اند که هر بدن مخصوص یک بعد بخصوص خودش است, یعنی عصاره وجودیمان برای ورود به بعد astral احتیاج به بدن astral فعال دارد و برای ورود به بعدی بالاتر از بعد astral از آنجاکه هر چه در ابعاد هستی بالاتر برویم, ابعاد کم چگالتر و با فرکانس ارتعاشی بالاتری هستند, احتیاج به بدنهای کم چگالتر از بدن astral برای ورود به ابعاد بالاتر از بعد astral می باشند, و همین طور الی آخر تا به بعد 64 ام. و لازم به توضیح است که باتوجه به کم چگالتر شدن بدنهای حمل کننده عصاره وجودیمان هرچه که در ابعاد هستی بالاتر برویم, بدنهای ابعاد بالاتر, بفرم بی حالتی در می آیند تا آنجاکه در ابعاد بسیار بالاتر بفرم کره انرژی هستند, همانطورکه بین بدن فیزیکی و بدن astral فرق وجود دارد, بدن astral بفرم نامرئی (transparent) است. و باز لازم به توضیح است که هر بعد نیز خودش دارای سطوح فرکانسی متفاوتی است, مثلا بعد Astral دارای 7 سطح فرکانسی متفاوت است و اینکه بیشتر ماها وقتیکه میخوابیم, عصاره وجودی ما با بدن astral مان در سطح پایینی بعد Astral (Low Astral) وارد میشود و جالب است که بدانید که بدن astral در سطح پایینی بعد astral یک کپی دقیق از نوعی لباسی را هم که در بدن فیزیکی تان پوشیده اید بصورت نیمه شفاف دربرمیگیرد.

 

اما (خلاصه مهمترین) شرح سفر Astral به سیاره موطن ORSKA: …….تا اینکه معلق در بالای ساختمان محل سکونتمان در بدن astral خود ایستادم و به آسمان پرستاره نگریستم, چند ثانیه بعد احساس قدرت کاملی کردم و به خودم دستور محکمی دادم – «حالا, مستقیم به Orska.»

 

احساس کردم که چیزی قدرتمند درونم شکل گرفت و من ناگهان خودم را با سرعت اعجاب انگیزی در حال پرواز به سمت ستارگان یافتم, نمیتوانید تصور کنید که چقدر فضا زیباست تااینکه خودتان با چشمان بدن Astralتان آنرا ببینید……………… تا اینکه به مرز قلمروی تحت کنترل Orska نزدیک شدم و سرعتم را به حداقل رساندم……. این چهارمین سفر astral من به Orska بود و میدانستم که آنها آمدن من را حس خواهند کرد………….. تا اینکه مکالمه ای با یکی از ساکنین آنجا شکل گرفت که مهمترین قسمت های آن بشرح زیر است:

–Orska: خوش آمدید! شما باید تا به حال دانسته باشید که نیروی زندگی تان خیلی قوی است نظربه آن حقیقت که شما «حمل کننده آبی (Water Vessel)» را اختیار کرده اید که کاملا توسعه یافته نیست. ما به خاطر این موضوع به شما تبریک میگوئیم.

 

-من: ممنونم, اما من آگاه هستم که هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارم.

–درست است.

 

-لطفا میتوانید بهم توضیح دهید, چرا لفظ «حمل کننده آبی» را برای بدن فیزیکی من استفاده کردید؟

–از نظر زیست شناختی, گونه های حیات که درون حمل کننده های آبی روی سطح سیاره شما زندگی میکنند اولاد موجودات آبی هستند که 5 میلیون سال قبل به سیاره زمین آورده شدند. منشا آن موجودات سیاره ای بود که به سیستم ستاره ای Vega متعلق بود.(فکر پان آندو:اولین نتیجه گیری منطقی من این بود که آنها بدن فیزیکی انسان را حمل کننده آبی مینامند زیرا دو سوم آن آب است, اما من اشتباه فکر میکردم.)

 

-چرا شما لفظ حمل کننده آبی را برای روی سطح زمین متذکر شدید؟

–تمدن دیگری داخل سیاره شما نیز دارای حمل کننده های آبی هستند.

 

-آیا تفاوتی بین آنها وجود دارد؟

–بله. در داخل زمین, حمل کننده آبی در حالت فرم منشا خودش است درحالیکه روی سطح زمین بصورت ژنتیکی اصلاح شده است.

 

-چرا میگوئید اصلاح ژنتیکی شده است؟

–نژاد موجودات Grey اصلاح ژنتیکی روی مولکول DNA اکثر حمل کننده های آبی که از سیل سراسری سیاره تان نجات یافتند انجام داده بود. هدف اصلی انجام این کارمحدودیت در ظرفیت مغز حمل کننده های آبی بود و پس از اصلاح ژنتیکی, حمل کننده های آبی دیگر قادر نبودند از طیف گسترده توانائیهای ذهنی منشاشان استفاده کنند. تنها استثناء, نجات یافتگان آتلانتیس بودند.

 

-کی سیل سراسری رخ داد؟

–6000 سال قبل.

 

-آیا حالت حال حاضر DNAمان موقتی آسیب دیده است و ما آیا قادرخواهیم بود دوباره از ظرفیت کامل ذهنی مان استفده کنیم.

–خیر. اما برای بدست آوردن دوباره پتانسیل هایتان, یک اصلاح ژنتیکی سراسری باید اجرا شود.

 

-آیا منظورتان آگارتا(Agharta) است وقتیکه به تمدن درون زمین متذکر شدید؟

–بله. یک نیروی حیات کیهانی خیلی بالا بنام Sanat Kumara در آنجا حضور دارد, در مرکز اصلی که شما بنام شامبالا(Shambala) میشناسید. «کریستال سبز» عظیم که رهبر تمدن ما است, با Sanat Kumara گفتگو میکند هرزمان که نیازی یا قصدی برایش باشد.

 

-آیا  Sanat Kumara حمل کننده آبی در اختیار دارد؟

–او هر فرمی را که در خورمناسب ببیند اختیار میکند. مهمترین چیز برای شما این است که بدانید که نیروی حیات او از سیاره ونوس(Venus) وارد شد وقتیکه شامبالا(Shambala) هنوز روی سطح سیاره تان بود.

 

-در آن زمان شامبالا در کدام موقعیت واقع بود؟

–امروزه شما آن مکان را صحرای گوبی(Gobi) مینامید. در آن زمانها, آن صحرا یک دریای بزرگ بود. بخش زمینی شامبالا روی جزیره ای نزدیک کرانه شمالی واقع بود.

 

-آیا شامبالا فقط یک شهر است؟

–خیلی فراتر از آن است.

 

-چرا Sanat Kumara به روی سیاره زمین آمد؟

–در آن زمانها, نیروی متجاوز رپتایلها(Reptoids) و گری ها(Grays) میخواستند تا منظومه شمسی شما را نابود کنند, درنتیجه کمک Sanat Kumara و پیروان بیشمارش نیاز بود تا مانع نابودی شوند.

 

-آیا شانسی برای راه حل صلح جویانه آن بحران بود؟

–خیر. تمدن رپتایلها(Reptoids) در سراسر این کهکشان و سایر کهکشانها پخش است و هرجاکه آنها میروند, با خشونت و بدون مذاکره برخورد میکنند. آنها تمام کیهان را مایملک خودشان میدانند و مصمم هستند تا به این هدف نیز برسند. تمدن گریها(Grays) در رتبه دوم این ارتباط نسبت به رپتایلها قرار دارد و آنها معمولا دستورات رپتایلها را دنبال میکنند.

 

-چرا گری ها باید از رپتایلها اطاعت کنند؟

–گونه های زیادی ازگری ها وجود دارند و فقط سه گونه از آنها بردگان رپتایلها هستند. آن سه گونه مطیع رپتایلها بصورت ژنتیکی دوباره برنامه ریزی شده اند تا اینکار را کنند. اگر گری ها از آنها اطاعت نکنند نابود خواهند شد.

 

-آیا رپتایلها مهندسی ژنتیک روی حمل کننده های آبی که روی سطح سیاره زمین زندگی میکنند را هدایت میکنند؟

–بندرت. گری ها بیشترین دستکاری ژنتیکی حمل کننده های آبی روی سطح سیاره زمین را برای آنها انجام میدهند.

 

-یعنی گری ها نمیتوانند حمل کننده های آبی آگارتا(Agharta) را بربایند؟

–بله. سپرهای الکترومغناطیسی  اطراف آگارتا وجود دارند که مانع تله پورت کردن حمل کننده های آبی از آگارتا مستقیما به سفینه های گری ها میشوند.

 

-یعنی, دارید میگوئید که ما پیوسته در معرض ربایش از جانب گری ها هستیم؟

–خیر. در مبنای دوره ای وقتیکه آنها ملاحظه کنند که نیازی برایش وجود دارد.

 

-چطور آنها این را تشخیص میدهند؟

–گری ها یک وسیله کوچک الکتریکی در هر موردی که ملاحظه کنند برای برنامه ژنتیکی نیاز باشد جاسازی میکنند که به آنها اجازه میدهد تا آن مورد را تمام وقت نظارت و تعیین محل کنند. وقتیکه نیازی برای ربایش آن مورد باشد آنها فقط آن مورد را مستقیما به سفینه هایشان تله پورت میکنند.

 

-منظورتان کاشتنیها(implants) است؟

–بله.

 

-چطور میشود که ما نمیتوانیم آنها را تشخیص دهیم؟

–در مدت ربایش, اشیاء خیلی ریزی در مکانهای مختلف درون حمل کننده آبی جاسازی میشوند اما بیشترین محل درون سر مورد ربایش شده با نفوذ مستقیم ازمیان بینی است. آن کاشتنیها فقط بدلایلی که مورد ربایش شده در محل نزدیک به آن نقاتیکه کاشتنیها واقع شده اند آنچه شما تصاویر x-ray مینامید بگیرد معلوم خواهند شد.

 

-چطور میشود که هیچ عفونتی یافت نمیشود و بافت فاسد نمیشود, زیراکه آن کاشتنیها در نسبت با ارگانیسم بدن بعنوان اشیاء خارجی هستند؟

–در بیشتر موارد, یک قشر خاکستری خیلی نازک اطراف آن کاشتنیها وجود دارد که طراحی شده اند برای سازگاری آن ابزارها با بافتهای مجاور و بهمان اندازه برانگیختگی عصبی تولید میکنند.

 

-آیا از ابزارهای کاشتنی فقط برای نظارت کردن و تله پورت کردن حمل کننده های آبی استفاده میکنند؟

–بستگی به آن ابزارها دارد. بیشتر کاشتنیها برای خدمت به مقاصد زیادی ساخته شده اند, اما علاوه بر نظارت کردن و تعیین محل کردن برای کنترل رفتار آن مورد نیز ساخته شده اند, مسبب بیهوشی موقتی یا حتی نابودی کامل او اگرکه آنها آنرا لازم بیابند.

 

-آیا حمل کننده آبی من دارای ابزار کاشتنی است؟

–هنوز نه. درغیر اینصورت الان اینجا در حال مکالمه با ما در فرم astral خودت نمیبودی. تاکنون, به این معنی نیست که گری ها روشهای تکنولوژیکی و ذهنی دیگری را دارا نباشند تا بخواهند رد تو را بگیرند اگرکه بخواهند.

 

-متوجهم. کنجکاوم که آیا تمام دنیای زیرزمینی در سیاره زمین به آگارتا(Agharta) متعلق است؟

–خیر. در بخشهای مهم اقلیم هایی که شما امروزه آمریکای شمالی و جنوبی مینامید, پایگاههای زیرزمینی زیادی وجود دارند که بیشترشان به گونه های رپتایلها و گری ها متعلق هستند.

 

-یعنی نژادهای دیگر فضائی(غیر از رپتایلها و گری ها) در سیاره زمین حضور دارند و فعال هستند؟

–بله, علاوه بر رپتایلها و گری ها, 4 نژاد هستند که برای مدت زمان خیلی طولانی در زیرزمین زندگی کرده اند و 2 نژاد فضائی که بطور دوره ای روی سیاره تان ساکن میشوند.

 

-گذشته از آن دو نژاد فضائی(منظور رپتایلها و گری ها) شناخته شده برای من, آیا سایر نژادهای فضائی جهت گیری دوستانه نسبت به موجودات در حال زندگی روی سطح سیاره زمین دارند؟

–فقط 2 نژاد نسبت به حمل کننده های آبی دلسوز هستند اما آنها از ارتباط اجتناب میکنند بدلیل رپتایلها.

 

-چه ارتباطی بین آگارتا(Agharta) با تمام بقیه گونه های فضائی است؟

–آنها دائما در درگیری با بیشتر آنها هستند. رپتایلها مصمم به پایان دادن به انقراض بازماندگان نژاد لمورینها(Lemurian) هستند.

 

-آنهایی که در آگارتا زندگی میکنند اولاد لمورینها هستند؟

–بله. پس از جنگ ویرانگر عظیم, بازماندگان نژاد لمورینها به اعماق زمین در داخل سیاره عقب نشینی کردند؟

 

-چه کسی دشمن لمورینها در آن جنگ سراسری بود؟

–آتلانتیسیها, رپتایلهایی که بیشترشان روی سیاره ای که هنوز در آن زمان بین سیاره مریخ و مشتری(Jupiter) بدور خورشید میچرخید, گری ها که اجتماعاتشان را روی سیاره زمین داشتند و خیلی گروههای کوچکتر دیگر که هدفشان ترس و ترور در این بخش از کهکشان بود.

 

-آیا لمورینها نیز دارای متحدین بودند؟

–بله. متحدین لمورینها, مو(Mu), Sirius , Orska , Venus , Mars , و سایر تمدنهای کوچک دیگر بودند که هدفشان صلح و صفا در این بخش از کهکشان بود.

 

-خب, متحدین منفی بردند؟

–بستگی به دیدگاه دارد. سرانجام, سیاره زمین در معرض سیل سراسری رها شد. Atlantis و Mu ازبین رفتند. بیشتر لمورینها برنامه ریزی کردند به زیرزمین عقب نشینی کنند و از نابودی خلاص شدند. آن سیاره بین سیاره مریخ و مشتری در حال چرخش بدورخورشید با %80 رپتایلها کاملا ازمیان رفت. Venus سیاره ای مرده شد, Sirius خسارت عظیمی دید, ما %40 خودمان را از دست دادیم و گری ها خسارات شدیدی متحمل شدند. فقط میتوانید یک نتیجه گیری را مطرح کنید – هیچ کس نمیبرد, اما همه تلفات میدهند.

 

-آیا رپتایلها و گری ها پس از آن جنگ از منظومه شمسی مان بیرون رفتند؟

–فقط برای مدتی کوتاه. زود پس از پایان جنگ, آنها حتی با شمار بیشتری برگشتند اما دیگر چیز زیادی برای پیروزی یافتن وجود نداشت. از آن وقت تاکنون فقط %10 از آنها ماندند.

 

-آیا برای بیرون راندن این نیروهای منفی از این بخش از کهکشان هیچ امکانی وجود دارد؟

–بله. می بایست در سال 2012 رخ دهد.

 

-منظورتان با عملیات نظامی است یا با چیزی دیگر؟

–هر دو تای آنها.

 

-آیا «کریستال سبز» خدا است؟

(در آن لحظه, چیزی قدرتمند در عصاره وجودی ام احساس کردم که تمام مدت از زمانیکه مکالمه ام شروع شده بود داشتم احساس میکردم, اما در پس زمینه مثل یک نظاره گر خاموش.)

—کریستال سبز: من هستم آنچه که هستم.

(من از قدرت افکارش متعجب بودم. آنها خودشان را پژواک میدادند مانند اینکه داشتند از هرجا می آمدند و نه فقط از یک منبع.)

 

-معذرت میخواهم اگر شما را رنجانده ام.

(من هیچ رضایت یا عدم رضایتی نگرفتم, اما آن به مکالمه ادامه داد, مثل اینکه معذرت خواهی من را دریافت نکرده بود.)

—من فقط یک فرستنده خواست و اراده نیروی نهائی خلقت که نژاد شما یک خدا مینامد هستم.

 

-چند سال دارید؟

—اگر بطور فیزیکی منظور است, تقریبا 8 میلیارد سال.

 

-چطور میشود که این سیاره توسط تلسکوپهایی که روی سیاره زمین داریم قابل رویت نیست؟

—تکنولوژی پیشرفته.

 

-آیا موجودیتهای Orska دارای جنسیت هستند مثل مذکر و مونث؟

—خیر. آنها حمل کننده فیزیکی شان را از من میگیرند.

 

-منظورتان این است که بواسطه شما دوباره تولید میکنند؟

—خیر. آنها همگی گونه های حیات کیهانی منفرد هستند. من فقط حمل کننده فیزیکی را برای آنها مادی میکنم.

 

-چقدر آن حمل کننده فیزیکی دوام می آورد؟

—2000 سال.

 

-آیا آنها نیازی به غذا مانند حمل کننده های آبی دارند؟

—نه در آن راهی که نژاد شما دارد آنرا مصرف میکند. آنها دهانی مانند دهان نژاد شما ندارند زیراکه آنها خودشان را از انرژی طبیعی که آزادانه در سرتاسر تمام فضا شناور است تغذیه میکنند.

 

-آیا آنها دارای مغز هستند؟

—بله. کوچکتر از مغز حمل کننده های آبی است اما %100 کارکردی و کاملا تحت کنترل است.

(آن لحظه یک دید هولوگرامی کامل دریافت کردم از آنچه حمل کننده های فیزیکی شان شبیه بود. آن مانند یک شبیه ساز 3 بعدی کامپیوتری با آمار خیلی زیادی درش بود. اگرچه من قبلا بارها ارتباطات نزدیکی با آنها داشته بودم, اطلاعاتی که کریستال سبز داشت آشکار میساخت برای من ناشناخته بود. سعی میکنم آن وجود از Orska را برایتان توصیف کنم: از لحاظ شکل شبیه انسان است. پوست کاملا سفید است. فرم سر شبیه به فرم یکی از گونه های گری ها است اما رنگ چشم ها متفاوت است, چشمان برنگ سبز متالیک. بازوها بلندتر از نوع بازوهای گری ها است و با 2 انگشت در هر دست. پاها خیلی باریک هستند و فقط 3 انگشت پا در هر پا می باشد. بطورکلی صحبت کردن درباره موجودیت فیزیکی Orska دوست داشتنی است و خشونت یا حتی احساس ترس مانند آنچه گری ها دارند ندارد.

 

-آیا تمام شهروندان Orska در بعد astral فعال هستند؟

—بله. آنها بیشتر زندگیشان را در ابعاد بیشتر بالاتر از آن یکی که شما الان در آن هستی میگذرانند. همانطور که قبلا میدانی, تمدن ما یکی از قدیمیترین ها در این بخش از کهکشان است و از زمان آغاز حضور ما در اینجا, ما دسترسی کامل به تمام ابعادی که در این کیهان وجود دارند داشته ایم.

 

 

-میتوانید به من برای تکمیل آموزشم کمک کنید؟

—فقط تا به یک نقطه معین. باید حمل کننده آبی خودت را به درون شامبالا(Shambala) جابجا کنی, برای دست یافتن به اهدافی که من از عصاره وجودی ات میبینیم که میخواهی بهشان دست یابی.

 

-چطور باید ورودی به شامبالا را پیدا کنم؟

—برای من معلوم است که حمل کننده های آبی از شامبالا با تو تماسهای زیادی ساخته اند و واضحا به تو توضیح داده اند آنچه را که باید انجام دهی. خب, چرا داری از من درباره همان موضوع سوال میپرسی؟

 

-من را میبخشید, اما میخواهم مطمئن بشوم.

—اگر در قلبت خالص هستی و اگر ذهنت صاف است, چیزهایی را خواهی دید که یک ذهن سایه افکنده شده نمیتواند.

 

-متوجه ام.

—آماده باش تا با برخی مقاومت در طی جابجایی ات به آنجا مواجه شوی. گری ها از پتانسیل تو آگاه هستند و هرکاریکه لازم بدانند انجام خواهند داد تا تو را از رسیدن به شامبالا متوقف کنند.

 

-آیا شما و شامبالا میتوانید از من دربرابر آنها در سفرم به آنجا حفاظت کنید؟

—فقط تا به یک سطح معین. درطی جابه جایی ات به شامبالا باید ذهنت را خیلی قویتر از گذشته کنترل کنی زیراکه گری ها آنرا بسختی هدف خواهند گرفت. اگر مدیریت کنی تا کنترل ذهنت را نگه داری و تاثیر گری ها را مسدود کنی موفق خواهی شد. درغیراینصورت, شکست خواهی خورد.

 

 

-چرا آنها (گری ها) من را خیلی مهم مییابند؟

—از 2 جنبه. اول اینکه DNA تو حاوی یک ژن است که میانگین حمل کننده های آبی سطح سیاره شما آنرا دارا نیست. دوم اینکه عصاره وجودی تو حاوی اطلاعات عمده ای درباره دانشی است که حتی برخی تمدنهای قدیمی تر از ما در تو باقی گذاشته اند.

 

-این دلیلی است که چرا من حس میکنم با چیز سنگینی پر شده ام اما نمیتوانم به آن ناحیه دسترسی داشته باشم حتی اگر بخواهم. برای من بنظر میرسد که نوعی سد مانند یک کد مفقوده یا چیزی مشابه وجود دارد. خب, این توضیح میدهد تاثیری را که اغلب با هیچ دلیل خاصی اطلاعات از عمق عصاره وجودی ام بیرون می آیند و من مطمئنم که آن اطلاعات را هرگز در طول این زندگی کنونی ام بدست نیاورده ام. آن دانش شامل چه میشود؟

—برای اکنون, دانشی که تو در اختیار داری کافی است. بقیه اش به تو گفته خواهد شد اگرکه به شامبالا برسی.

 

-آیا چیز دیگری هست که باید بدانم؟

—وقتیکه بدنبال ورودی شامبالا خواهی بود, فراموش نکن که با تمام قلبت اعتقاد داشته باشی که آنرا خواهی یافت. فقط اگر قلبت خالص و انباشته با عشق و شفقت بدون قیدوشرط باشد موفق خواهی شد. به خانواده ات فکر نکن زیراکه اگر قلبت مصمم نباشد و به دو نیم شود, شکست خواهی خورد. گری ها آنجا بیشترین هدفگیری را خواهند داشت.

 

-ممنونم.

—حالا باید بروی.

(ناگهان احساس کردم که آن آگاهیها از آگاهی من عقب نشینی کرده اند. زمان برگشتن من بود و به خودم گفتم: «دارم میروم خانه!» در این ضمن, داشتم انرژی astral انباشته میکردم. و……با تله پورتیشن به سیاره زمین منتقل شدم…..به سوی ساختمانی محل سکونتم پرواز سوق آزاد کردم….و از فاصله چند متری بالای بدن فیزیکی ام شیرجه بسوی بدن فیزیکی ام زدم و با شوک و ضربه قوی به احساس بدن فیزیکی ام بازگشتم, حس خیلی خوبی بود و در 5 ثانیه بعد چشمانم را گشودم. کاملا بیحرکت ماندم حتی بدون حرکت یک میلیمتر, برای بیادآوردن حتی کوچکترین جزئیات آن سفر astral.)

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

رویت بشقاب پرنده در منطقه 51

نوادا ،راشل
ما به عنوان یک گروه کوچک توریستی «راشل» نوادا را ترک کرده بودیم و در ابتدای ورودی منطقه 51 در صندق پستی «سیاه» توقف کردیم.
{توضیح: the black mail box یا صندوق پستی سیاه ، صندوقی است که در منطقه 51 در راشل نوادا قرار دارد در گذشته رنگ آن سیاه بود ولی حال رنگ آن سفید است، سابقا عده زیادی از شکارچیان فرازمینی ها باور داشتند که این صندوق توسط فرا زمینی ها و دولت مردان برای رد و بدل کردن پیفام مورد استفاده قرار میگرفته است}
در اوایل آن روز ما یک هلیکوپتر در منطقه دیدیم و دو نفر از اعضای گروهمان اصرار داشتند که ما توسط مردی در یک ماشین آبی رنگ در حال تعقیب شدن هستیم. زمانی که داشتیم کارهای توریستی خودمان را در اطراف «صندوق پستی سیاه» انجام میدادیم ، یکی از اعضای گروه فریاد کشید که باعث شد همه ی ما برگردیم.
دو یا سه نفر شروع به گرفتن عکس از یک شی درخشان در آسمان کردند آن شی. برای چند ثانیه در آسمان شناور بود، به نظر می رسید که در جهات مختلف به عقب و جلو حرکت می کرد و بعد از 30 ثانیه یا بیشتر با یک سرعت باور نکردنی شروع به پرواز کرد .
من صدایی که از آن شی بیاید نشنیدم، ولی مطمئنا جا خوردم!
مشخص بود که همه خیلی هیجان زده شده بودند، اما عجیب تر اینکه خانمی از آلمان در گروه ما بعد از رویت آن شی حالش به هم خورد. زمانی که ما به ورودی منطقه 51 رسیدیم این خانم با نگاه مردانی در کامیونی سفید که روی تپه ای قرار داشت حالش بد شد.
من فکر کردم که شما باید این عکس ها را داشته باشید، اما نمی خواهم که مشهور شوم. می توانم به شما در مورد یک چیز اطمینان بدهم و آن اینکه دیگر هیچ وقت به منطقه 51 بر نمی گردم.

Area 51

Area 51

Area 51

منبع:    http://www.ufocasebook.com/2012/area51photos.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مکعب متاترون

مکعب متاترون

لیتک دانلود مطلب:

مکعب متاترون

لینک دانلود بدون فیلتر:

http://uplod.ir/gksbvccb9alh/metatron_s_cube.pdf.htm

سپيده دم خدایان (تقویم مایا ها و بازگشت فرازمینی ها)قسمت 1

سپيده دم خدایان (تقویم مایا ها و بازگشت فرازمینی ها)

نوشته اریک ون دانیکن

https://i0.wp.com/www.darkstar1.co.uk/2009plus/twilightofthegods.jpg

فصل اول -قسمت اول

قرارگاهی برای خدایان

لینک دانلود فصل اول -قسمت اول:

سپیده دم خدایان(فصل اول-قسمت اول)

لینک دانلود بدون فیلتر:

http://uplod.ir/9zz6ge9k3e0u/sepidedamekhodayan1.pdf.htm

الهام عزیز لطف کردند ترجمه کتاب سپیده دم خدایان را برای وبلاگ بفرستند که در چند قسمت در وبلاگ قرار می گیرد. فصل اول به طور خلاصه و بقیه فصل ها کامل در وبلاگ قرار میگیرد.

معرفی کتاب

 ون دانیکن   در این کتاب به پیشگویی های «ادا »  منظومه  حماسی مردم شمال اروپا  اشاره میکند که در آنها پایان دنیای فعلی ما  هم زمان با مرگ   خدایان   و اسطوره ها  رقم خورده است ،  خدایگانی هر چه و از هر کجا که باشند .  ادا  میگوید : پس از پایان تمام بلایا و نابودی  دنیای امروزی  ، جهان زیبای جدیدی با خدایان جدید شکل خواهد گرفت .  به نظر می آید که  دنیکن  با ارائه این مطلب ادعا میکند که در آن زمان  خدایان   باز خواهند گشت .

 

 دنیکن همچنین خاطر نشان میکند که طبق پیشگویی مایا ها پایان دوره بزرگ جهانی در تاریخ 21 دسامبر سال 2012 اتفاق خواهد افتاد . مایا ها اعتقاد داشتند که در انتهای هر دوره  یک  فاجعه جهانی  باعث نابودی کل دنیا و ظهور دنیای جدید و شروع دوره بعدی جهانی خواهد شد . به عقیده مایا ها این پنجمین دوره خواهد بود . آنها هر  5126 سال کوچک را یک دوره جهانی میدانند . در گاه شماری مایایی  شروع دوره چهارم همزمان با  تاریخ تقریبی سیل بزرگ که به وسیله سومریها گزارش شد یعنی حدود 3104 سال قبل از میلاد مسیح بوده است .

 ئی چینگ  قدیمی ترین کتاب مقدس چینی نیز پایان دوره بزرگ جهانی را در سال 2012 پیشگویی کرده است .

 ریچ  اندرز  مقاله ای با عنوان « 2012 –  سیاره ای در بند » در رویارویی با دسامبر 2012 نوشته است و پیشگویی میکند که این آینده نزدیک چه برایمان خواهد داشت .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: