بایگانی ماهانه: آوریل 2012

ساکسی هوامان (معماران غولپیکر یا سازندگان فرازمینی)

ساکسی هوامان  (معماران غولپیکر یا سازندگان فرازمینی)

 

یکی از شگفتیهای باستان شناسی امریکای لاتین, بنای اعجاب انگیز « ساکسی هوامان » میباشد . بنای که هر بیننده ای را به تحسین سازندگان ان وا می دارد . اولین سئوالی که با دیدن ان به ذهن می اید این است که با کدام قدرت و نیرو این سنگهای غولپیکر در کنار یکدیگر قرار گرفته است.؟ این همه زحمت طاقت فرسا برای چه اهدافی بوده است.؟ این سئوالها ابتدایترین پرسشهای است که دوستداران باستان شناسی اسرارامیز از خود میپرسند .

 

 

وزن بعضی از این سنگها به بیش از 300 تن میرسد . اینکه اینکاها با کدام قدرت و تکنولوژی توانسته اند این سنگها را روی هم سوار کنند کسی چیزی نمیداند .

قعله » ساکسی هوامان » در ارتفاع سه هزار متری بر فراز شهر » کوزکو » در  کشور پرو قرار دارد . این بنای حیرت انگیز متعلق به قوم » اینکا » میباشد . من نمیدانم ملاک انتخاب عجایب باستان شناسی چه چیز میباشد یا چه کسانی عجایب هفتگانه جهان را داوری کرده اند , اما دوستداران و علاقه مندان به اینگونه مباحث اگر واقعبینانه به این بنای باستانی بنگرند حتما قبول می کنند که این بنا براحتی میتواند یکی از کاندیدای عجایب باستان شناسی باشد . در اینکه » اینکا » ها این قعله را ساخته اند هیچ شکی وجود ندارد چون استفاده از بلوکهای مکعبی شکل که گوشه های انها صاف گردید مختص این قوم و یکی از ویژگی های شیوه ساختمانی این قوم اسرار امیز در سراسر منطقه تحت نفوذ انهاست . بالاتر از قعله یک دایره عظیم سنگی دیده میشود, میگویند این دایره سنگی در زمانهای قدیم به عنوان تقویم مورد استفاده قرار میگرفت . البته تفسیر دیگری هم وجود دارد.. این دایره سنگی ممکن است پی یک برج بزرگ بوده باشد .

بعضی از باستان شناسان عقیده دارند این دایره سنگی کابرد تقویم را برای اینکاها داشته است . اما پرفسور اریک فن دانکین اعتقاد دارد این دایره باند فرود ارابه های فضایی بوده است . هر چه باشد یا نباشد, اینکه این بناء به دست سرخپوستان اینکا ساخته شده باشد , معمای بی جواب برای نسل امروزست.

پس از عبور از شکافها و حفره های سنگی, به سکوها و پلانفرمهایی می رسیم و دفعتا» با تخته سنگها و صخره هایی عظیمی مواجه میشویم که با مهارت و استادی کم نظیری بریده شده و تراش خورده اند . اما در اینجا نظم و نظامی دیده نمیشود . نه دیوار ممتد و مشخصی بچشم میخورد و نه از بنایی که در ان تخته سنگها بطور مرتب بر روی هم چیده شده باشند . ( اگر به یک دیوار امروزی بنگریم اجرها با نظم خاصی بر روی هم چیده شده اند اما در ساکسی هوامان چنین چیزی مشاهده نمیشود .. سنگهای غول پیکر که با دقت بسیار بالا تراش خورده اما نامنظم چیده شده و بالا رفته است ) دیوارهای لخت سنگی روبروی هم ایستاده اند و رو به سوی یکدیگر شکم داده اند . پایه ها و دیوارهایی که با شیب و زاویه بسیار استادانه ساخته شده اند, ناگهان به صخره های طبیعی برخورده و به پایان میرسد . این صخره های تراش خورده قطعات کوچکی از یک موزائیک بزرگ اما ناشناس و غیر قابل توضیح میباشد . تمام بلوکهای سنگی تراش خورده اند . هیچکس نمیتواند ادعا کند که ایجاد این اضلاع مستقیم, این گوشه های راست و این سطوح صیقل خورده کار باد و باران است و میل طبیعت باعث گردیده تا این سکوهای عظیم سنگی با نظم خاص در دشت و صحرا مستقر شوند .

درست در پشت قلعه اینکاها, تخت سنگهای بزرگ و یکپارچه وجود دارد که معما را کامل می کند . وزن بعضی از این سنگها به بیش از 300 تن میرسد . هر بیننده ای با دیدن ان شگفت زده شده و در بحت و حیرت فرو میرود.!! ایا براستی این سنگها را انسانها جابجا کرده اند.؟ یا غولهای ناشناخته.؟ شاید کسان دیگر از سیارات دیگر .؟ سنگهای غولپیکری که با دقیقترین وجه ممکن تراشیده و اماده شده اند . در هیچ جا اثری از ملات – اعم از کچ یا گل و اهک و سیمان دیده نمیشود . برخی از این بلوکهای سنگی با مهارتی اعجاب انگیز و با دقت تمام کنار یکدیگر قرار گرفته اند بگونه ای که حتی نمیتوان ظریفترین تیغ را در میان درزهای ان قرار داد . چنان کامل بهم چفت و بس شده اند که باور کردنی نیست.!! این معماران باستانی این هنر اسرارامیز را از کجا اموخته اند.؟ با کدامین نیرو این بنا را خلق کرده اند.؟  مثلا در انجا یک بلوک 8 متری را می بینید که گویی از بتون ریخته شده است . سطح ان چنان صاف و تازه است که گویی همین چند هفته پیش قالب را از روی ان برداشته اند . اما این بلوک از بتون نیست بلکه مانند سایر سنگها از گرانیت ساخته شده است . کسی از نیت سازندگان این بنا خبر ندارد و نمیداند برای چه این سنگهای گرانیتی استخراج و سپس با دقت فراوان صیقل داده شده و از ان دیواری با این شکل و شمایل عجیب شکل گرفته است . پرفسور » اریک فن دانکین » تئوری جالبی را مطرح می کند . او میگوید : این مکان برای فرود ارابه های پرنده یا همان بشقابهای پرنده طراحی شده است . بخصوص این بنای دایری شکل محل فرود این ارابه ها بوده است . هر چه باشد یا نباشد » ساکسی هوامان » یکی از هزاران معمای بی جواب عجایب باستان شناسی است . انچه مسلم است در این کوهستان مرتفع کسی وجود داشته که صخره ها و سنگهای غولپیکر در دستهای توانای او , چون موم نرم و شکل پذیر بوده است . در اینجا موجودات ناشناسی وجود داشتند که توانایی تکنولوژیک و دانش فنی مورد نیاز برای بریدن و تراش دادن صخره های گرانیتی عظیم را دارا بودند . شاید برای پیدا کردن جواب مناسب که انها این قدرت را از کجا بدست اورده اند یا برای چه این بنای شگفت را خلق کرده اند, باید در انتظار نشست . شاید تکنولوژی اینده بتواند جواب این سئوالها را به نسل پرسشگر بدهد .

منبع:   http://yahoo2.blogfa.com

Advertisements

کشف چند آدم کوچولو در تهران +عکس

سرزمین لی لی پوت ها، شهری که آدم های کوتاه قد کوتوله در آن زندگی می کردند و ناخدا گالیور که در یک سفر دریایی کشتی توفان زده اش می شکند وامواج او را بی هوش  به ساحل جزیره ای می برند. او وقتی که به هوش  آمد و این طرف و آن طرف را نگاه کرد، کلی آدم کوچولو را اطرافش دید که دست و پاهایش را بسته بودند.
سفرهای گالیور را می گویم، نوشته جاناتان سویفت.یکی از آثار ماندگار کلاسیک برجسته دنیا که برخی از ما آن راخوانده ایم و فیلم ها و کارتون های بسیاری براساس آن تهیه شده است. حال تصور کنید این ادم کوچولو ها وجود دارند!
تصور نکنید واقعا وجود دارند این واقعیت برای ما هم غیر قابل باور بود تا اینکه یکی از آن ها را از نزدیک دیدیم !
عکسی که مشاهده می کنید یکی از همین آدم کوچولو هاست و جالب است بدانید که صاحبش ادعا می کند زنده یکی از همین آدم کوچولو ها را هم در اختیار دارد
نکته ی جالب ماجرا جایی است که مسئولین امر هم از این موضوع آگاهند و عکس العمل خاصی نشان نمی دهند !
گزارش تعامل حاکی است اگر چه تا کنون وجود آدم کوتوله ها  در حد یک افسانه و یا شایعه باقی مانده بود، اما در شرق استان کرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاک بیرون آورده شده که به دلیل ساختار کوچه ها و خانه های آن و کوچک بودنشان به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. شهری که قدمت آن به 5 هزار سال پیش برمی گردد. هر چند تا به حال کسی در این منطقه آدم کوتوله ها را به چشم خود ندیده  و اطلاعات چندانی از ساکنان این شهر توسط باستانشناسان به دست نیامده است،اما وجود شهر کوتوله ها در شهداد وقایعو افسانه های مختلفی را در پی داشته است. نکته قابل توجه درخصوص این شهر نوع معماری عجیب خانه ها و کوچه های  آن می باشد .به طوری که دیوارها، سقف، تنور، طاقچه ها و تمام اجزاء  خانه های آن برای افرادی ساخته شده  که از قامت بسیار کوتاهی برخوردار باشند، به همین دلیل شهر شهداد به شهر کوتوله ها شهرت یافته است. با این حال بر سر اینکه آیا واقعا این شهر کوتوله ها می باشد یا نه اختلاف نظر هایی وجود دارد.برخی از مردم محلی وکارشناسان عقیده دارند که به دلیل ساختار کوچک بناهای آن، این شهر باید برای انسان هایی ساخته شده باشد که دارای قامتی بسیار کوتاه بوده اند، زیرا دیوارها و تمامی بناهای این شهر بسیار کوتاه هستند. از سوی دیگر برخی باستانشناسان نیز با رد این مسئله آن را افسانه پنداری می دانند و می گویند که این شهر به مرور زمان وبراثرفرسایش کوچک شده و دیوارها ی آن به این دلیل کوتاه شده اند.
آخرین بررسی ها و کاوش های باستانشناسی در محوطه باستانی شهداد نشان می دهد که ساکنان این محوطه شهر باستانی شهداد را به علت خشکسالی و با امید بازگشت ترک کردند، اما پنج هزار سال است که دیگر به این محوطه باز نگشته اند

حال این موجودات عجیب الخقه به واقعیت نزدیک می شوند تعامل امادگی دارد که با کمک کارشناسان امر صحت موضوع را به اثبات برساند

 

منبع: تعامل نیوز

تصاویری نادر از شی پرنده ناشناس در کنار هواپیمای مسافری

به گزارش سرویس علمی فناوری جام نیوز، انتشار ویدئویی از یک شی پرنده ناشناس در کنار یک هواپیمای مسافری در فراز آسمان سئول، پایتخت کره جنوبی بحثهای تازه‌ای در رابطه با واقعی بودن یوفوها شکل داده است.

 

این درحالی است که ویدئوی مذکور از سوی یکی از مسافران همین هواپیما فیلمبرداری شده است.

این ویدئو که در سایت اشتراک ویدئوی یوتیوب منتشر شده ابتدا این شی را در پایین تصویر نشان می دهد که سرعت خود را با هواپیمای مسافری تنظیم کرده است.

 

براساس گزارش دیلی میل، این شی پرنده بیضی مانند سفید شکل ناگهان سرعت گرفته و ارتفاع خود پیش از خارج شدن از تصویر افزایش می دهد، درست در لحظه ای که مسافر درحال فیلمبرداری تلاش می کند تصویر را به جلو برده و نمای نزدیکتری از آن را فیلمبرداری کند.

 

به نوشته مهر، اگزماینتر نوشته است که توضیحات دیگری غیر از فضایی بودن این شی پرنده وجود دارد که یکی از آنها این است که این شی نوعی زباله فضایی و توضیح دیگر این که این جسم پرنده می تواند یک هواپیمای کنترل از راه دور و بدون خلبان نظامی باشد.

 

 

شی پرنده ناشناس در لحظه اوج گرفتن

 

شی پرنده به سمت بالا حرکت کرده و فیلمبردار تلاش می کند تصویر را از نمای جلوتربگیرد

 

شی پرنده از چشم فیلمبردار خارج می‌شود

کشف چند آدم کوچولو در تهران +عکس

جیوه ی قرمز معجونی باستانی

جیوه ی قرمز معجونی باستانی

حتما اطلاع دارید که در خبر ها ذکر شده بود غرب برای ملک عبدالله عربستان ماده ای به نام جیوه ی قرمز گیاهی آورده است تا بلکه به ادامه ی حیات این پادشاه  کمک کند.اما سوالی پیش می آید و آن اینکه چنین ماده ای چه ساختاری دارد و با آنکه جیوه عنصری سمی به حساب می آید و حد زیاد آن باعث مسومیت می شود،چگونه می خواهد باعث طول عمر انسان شود؟!؟!

اگر در متون باستانی ملل قدیم مخصوصا مصر باستان جستجویی انجام دهیم به عناصری بر می خوریم که اکثرا جنبه ی غیر قابل توجیهی دارد؛این عدم توجیه از نظر سلامتی جسمی و دستورات شرعی مورد قابل توجه است.به عنوان مثال یکی از مواد مرموزی که توسط فراعنه ی مصر خورده می شده پودر طلای سفید یا Gold ORME یا Gold ORMUS است.این ماده که در تابوت مومیایی مصری هم بسیار یافت می شود در بین سومریان هم به mfkzt مشهور است و دارای ساختار فیزیکی منحصر به فردی است.تا آنجایی که تحقیقات فیزیکی نشان می دهد این طلا دارای اوربیتال های تک الکترونی است.یعنی با رخ دادن حالت مغناطیسی خاصی تمام جفت الکترون ها آرایش تکی می گیرند(mono-atomic gold).از جمله قابلیت این ماده در برابر جاذبه است؛که می تواند با حرارت دادن در هوا شناور شود.آنچه از نظر پزشکی درباره ی این پودر سفید قابل بیان است اثرات خاص آن است.از جمله اینکه با خوردن این پودر،ماده به درون بدن منتقل شده و با رشته ی های DNA واکنش داده و حالتی مقاوم در آن ها ایجاد می کند که مانع نابودی و به نوعی پیر شدن سلول ها می گردد.این فرآیند می تواند عاملی برای بالا رفتن طول عمر فراعنه باشد.از دیگر اثرات آن می توان به تاثیر بر روی غده ی صنوبری اشاره کرد.این غده که به چشم سوم مشهور است جایگاهی برای ارتباط با عوالم خیالات در نظر گرفته می شود.بر اساس تحقیق دانشمندان در هنگام شب ترشح هورمون ملاتوئین از همین غده روی عملکرد خواب تاثیر فراوانی دارد.اما نکته ای که برای ما مهم است همانی است که با خوردن ORME حاصل می شود و آن اصطلاح باز شدن چشم سوم است.بنا به تجربیات دیده شده با آغاز به کار این چاکرای مغزی ارتباط با عالم موجودات غیر ارگانیک ممکن می شود.به گفته ی دقیقتر احتمالا فراعنه با خوردن این پودر می توانستند با شیاطین و جنیان ارتباط کاملتری داشته باشند.

[تصویر: pharoahhathor.gif]

درباره ی جیوه ی قرمز اطلاعات موجوده هنوز به کاملی پودر طلای سفید نیست.جیوه به خودی خود ساختاری سمی دارد اما به نظر با فعل انفعالاتی که کیمیاگران مصری روی آن انجام داده اند قضیه ابعاد دیگری پیدا کرده است.رد پای جیوه ی قرمز در متونی منصوب به توث مصری قابل یافتن است.توث یا هرمس یونانی یا ادریس عربی شخصیتی سوال برانگیز در تاریخ است.بنا به احادیث اسلامی و متن قرآن ادریس(علیه السلام) پیامبری والامقامی است که علوم بزرگی را به مردمان زمینی هدیه داده است.حتی در برخی احادیث که البته احتمالا از اسرائیلیات است، ساخت اهرام مصر را به او نسبت داده اند.تا آنجا که بنده دیده ام در برخی از کتاب های منصوب به جابربن حیان از نوشته های ادریس پیامبر(علیه السلام) سخن به میان آمده است.هرمس نیز در یونان به بزرگی یاد می شود و حتی شیوه ای از حکمت و اندیشه اصیل فکری به او نسبت داده می شود(برای کسب اطلاعات دقیق به نوشته های دکتر حسین نصر مراجعه شود.)به نظر می رسد از آنجا که حضرت ادریس(علیه السلام) قبل از طوفان نوح زندگی می کردند ، دانشی که خداوند به کمک ایشان به مردم جهان آموختند جنبه ی افسانه ای پیدا کرده است و هر شخصیتی که مقام علمی بالایی را نشان می داده به این نام معروف می گردیده است.البته باید توجه داشت که موجودات غیر ارگانیکی مانند جنیان که احتمالا تعدادیشان از این طوفان جان سالم به در برده اند می توانستند مجموعه ای از این نوع دانش همراه با انحرافات خود را جمع کرده مرجعی خاص از علوم به اصطلاح غریبه را شکل دهند.به هر حال توث در فرهنگ مصری الهه ماه با سر لک لک است که خداوندگار دانش نام گذاشته شده است.اعتقاد مصریان بر آن است که همو اهرام مصر را مهندسی کرد و نجوم و ریاضیات پیشرفته مصریان از این الهه سرچشمه می گیرد.لازم به ذکر است که او را از بازماندگان آتلانتیس که در طی طوفان نوح به زیر آب رفته می دانستند.

[تصویر: duzvykptpsfh3br8o.jpg]

آنچه در حال حاضر از نوشته های منصوب به توث قابل یافتن است الواح تحوت (Emerald Tablet) است.منشاء این نوشته ها به طور دقیق قابل رصد نیست.اما احتمالا از الواح مصری،کتاب های باستانی و حتی گنجینه های فراماسونی نشات گرفته اند.چه آنکه ترجمه برخی از این متون از ماسون های مشهور ذکر گردیده است.اخیرا دانشمندان از خراب های شهری در زیر دریا آتلانتیس که متعلق به تمدن مشهور و قدیمی گمشده ای با همین اسم است نیز چنین نوشته هایی که منسوب به توث است را یافته اند.ترجمه ی انگلیسی برخی از این الواح در اینجا قابل یافتن است(الواح تحوت).آنچه بنده می توانم عرض کنم این است که این متون به شدت جنبه ی شیطانی دارد.بنده شخصا برخی از نوشته ها را مطالعه کرده ام و تجربیات کسانی را که به دستورات موجود در الواح عمل کرده اند را شنیده ام.کاملا با اوضاع توصیف شده در هنگام رسیدن به برخی خلصه های شیطانی مطابقت دارد.البته این فقط یک نسخه از این نوشته ها است.ما نوشته های دیگری هم داریم که جنبه ی دینی و معنوی دارد و اصلا سبکی در حکمت بشری به نام حکمت هرمسی پایه گذاشته شده است.با این حال برای یافتن اطلاعات اندک موجود درباره ی جیوه ی قرمز لاجرم به رجوع به یکی دیگر از این سنخ نوشته ها هستیم که به توث مصری منتسب است.

در این لینکی که در ادامه می آید سخن از هفت ماده ی مهم مورد استفاده کیمیاگرا مصری است(لینک).یکی از این هفت ماده نامش به طور مستقیم جیوه(Mercury) است.اگر به توضیحات این جیوه نگاهی بیندازیم گفته شده است :»جیوه تحت گرما قرار می گیرد و حاصل آن دو ماده است یکی پدر سفید بسیار سمی و دیگری اکسید جیوه ی قرمز رنگ.این اکسید قرمز رنگ در ترکیب با ماده ی دومی یعنی Pulvis Solaris مخلوطی قرمز رنگ را حاصل می کند که خاصیت زد سم دارد.آنطوری که ذکر شده است این مخلوط توسط روحانیون مصری در هنگام مومیایی فراعنه در روده ی آنها یافت گردید و معلوم شد که این ماده از غده ای در نزدیک روده ترشح می شود(احتمالا لوزه المعده) و خاصیتی ضد سمی دارد.همین امر باعث جستجوی آن ها در نقاط دیگر بدن و دست یافتن به غده ای مرموز که همان غده ی کاجی است شد.» بعد از یافتن این عنصر به دلیل خاصیت ضد سمی آن احتمالا کیمیاگرام مصری به دنبال آن رفته اند.

در مجموع این جیوه ی قرمز همانطور که از متن پیدا است دارای خاصیت سم زدایی قوی است و باعث می شود هر نوع غذایی که وارد بدن می شود به خوبی تصفیه شده و بعدا وارد سیستم بدن شود.اینکه چگونه مصریان به اثر شگرف این مخلوط دست یافتن بسیار جای بحث دارد اما باید بدانیم که جیوه ی قرمز ذکر شده قطعا با جیوه ی قرمز صنعتی موجود تفاوت دارد.جیوه ی قرمز صنعتی حتی در واکنش های اتمی و هسته ی بکار می رود و به هیچ عنوان قابل مصرف نیست.همانند پودر طلای سفید که مصریان با شیوه ی خاصی آن را در کوره های خود می ساختند(که الانه کوره های آن در صحرای سینا یافت شده است) که هنوز هم برای دانشمندان جای سوال است؛این جیوه ی قرمز و مخلوط آن هم همان رموز و شیوه های راز آلود را در آماده شدن دارد.البته از دیگر خاصیت های جیوه قرمز صنعتی کنونی که در پزشکی هسته ای مدرن قابل یافتن است ویژگی ضد بیماری سفلیس است.این بیماری که حاصل مقاربت جنسی است با جیوه ی قرمز صنعتی قابل کنترل است.

از دیگر منابعی که می توان به حضور جیوه ی قرمز دست یافت کتب هندیان باستان است.در آنجا دارویی به نام آیورودیک(Ayurvedic) وجود داشته است که برای تامین و تضمین سلامتی مفید بوده است.این دارو باعث افزایش قدرت ایمنی بدن و در نتیجه طول عمر بیشتر فرد می شده است.برای اولین بار این دارو توسط آگنویشا و در کتابش توضیح داده شده است.آنطوری که او می گوید دستور تهیه ی آیورودیک توسط برهما یکی از خدایان هندی به او الهام گردیده است.نکته مهم اینکه ترکیب اصلی این دارو مشابه مخلوط مصریان همان جیوه و سولفور است.(منبع)

[تصویر: ayurveda.gif]

یادآوری مهم:

نکته ی که یکی از دوستان به بنده تذکر دادند و مهم بود، وجود این ماده در مستند ظهور(Arrival)است.در قسمت 29 مستند قطعه ای از حضور در لبنان آمده است که در آنجا سخن از ماده ای به نام زیبای سرخ(Red Ziba) به میان می آید و در آنجا گفته می شود که خدایان باستان(جنیان شیطانی) از آن تناول می کنند.این ماده از نظر شباهت و اهمیت با جیوه قرمز قابل توجه است.جیوه ی قرمزی معمولی به اسم که Cinnaber(لغت آلمانی-سنگ معدنی HgS) نیز قابل یافت شدن است.این ماده به طور قطع تفاوت های ساختاری مهمی با جیوه مرموز باستانی دارد و از آنجایی که مشخص ایت باید در شکل فرآوری و عملیات تولید تفاوت های پایه ای داشته باشند.اما عناصر اصلی تشکیل دهنده هر دو جیوه و سولفور است.

در پایان باید ذکر شود که هنوز اطلاعات دقیقی از اثر روحی این دارو قابل بیان نیست.از آنجایی که یکی از ترکیبات این داروPulvis Solaris است و در متون مصری به شدت از رابطه ی این ماده با روح و روان سخن گفته شده است،می توان فهمید که این ماده هم مانند پودر طلای سفید باید اثرات ارتباطی فوق ماده داشته باشد و از آنجایی که این تعالیم ریشه ی الحادی مشترکی دارد غیر از این هم نمی توان از آن ها انتظار داشت.

 
ترکیب جیوه و گوگرد در روایاتی از بحار:
 
روایت کرده که معاویه از علی علیه السلام پرسید در موضوع عمل کیمیا و اکسیر.فرمود علی (علیه السلام) که در شیشه و زاج(ترکیبات گوگرد دار) و جیوه مصعد و پوست سفیده تخم مرغ وزنگار سبز و زعفران الحدید هر آینه گنجهائیست که بآخر نخواهد رسید. پس معاویه گفت زیاد تر بگو یا امیر المؤمنین فرمود هوائی است ایستاده وآبیست منجمد و زمینی است جاری و آتشی است بی شعله.و فرمود:در سرنج و زاج و جیوه مصعد وزعفران الحدید و زنگار سبز گنجهائیست که بآن نمیرسند یعنی واقف بآن نمی شوند.( جلد نهم بحار الانوار)
 
مانند این روایت در بحار چندین نمونه ی دیگر نیز به جیوه و گوگرد اشاره داشته است.البته چون این روایات ضعیف می باشند،فقط برای ایراد سخن و اثبات وجود چنین ترکیباتی آن هم در کتابی که یک فقیه بزرگ شیعه می نویسد ذکر گردید.
حجر الفلاسفه(حجر مکرم)
 

 

متن زیر قسمتی از مقاله ای است درباب شیمی و کیمیا در تاریخ به ویژه تاریخ اسلام که در توسط سلیم الزمان صدیقی،مدیر شورای علمی و فرهنگی پاکستان تدوین گردیده است و از کتاب تاریخ فلسفه در اسلام جلد سوم صفحه ی 443 نقل می کنم.مقاله طولانی است و بنده تنها قسمتی از آن را عرضه می کنم،البته همین قسمت هم دارای نکاتی بدیل و رموز فرآوانی است. ضعف ها و ادراکات مادی نیز در ایم مقاله وجود دارد اما اصل کلام بلند است.عزیزان اگر در جایی ابهامی بود عرض کنند.خواستم که برخی قسمت ها را تحلیل کنم اما در حال حاضر لازم نمی بینم مگر اینکه دشوار نماید و خواسته شود.
 
 
فرآورده ای که نشان دهنده ی غایت قصوای دستاوردهای کیمیایی بود»حجر مکرم» نام داشت،کیمیاگران خود را فیلسوف یا حکیم می خواندند(در برابر طبیب).حجر کیمیاگران را بدرستی حجر الفلاسفه خواندند؛منشاء این اصطلاح از آنجاست.در بررسی تاریخ لی(The chemical Arts of Old china,1948,p.16) در باب صناعات شیمیایی چین چنین می خوانیم که اصطلاح کیمیایی چین تان Chin-tan ،که نخست در کتاب پائوپوتزو(Pa0-p’u tzu)به کار رفته(تالیف در حدود 317-322 م)،سرانجام دلالت بر دارو یا اکسیری کرده که کیمیاگران برای تمدید عمر و تبدیل فلزات تهیه می کردند.این اصطلاح «حجر الفلاسفه» را به یاد ما می آورد ، زیرا حجر الفلاسفه را دارای همان اثر چین تان می دانستند….
 
[تصویر: 050609-ChinesePharmacy.jpg]
 
فهم زبان کیمیاگران باستان بسیار دشوار است(این اعتراف ابن خلدون درباره ی زبان جابر را به یاد می آورد).چنین فرض کرده اند که چین تان شاید ترکیبی از جیوه و گوگرد و سرب و غیره بوده که بر مبنای نظریه ی جابر تهیه شده است،زیرا جابر هم چنین می انگاشت که هر فلزی از جیوه و گوگرد است.از گفته ی لی ظاهرا چنین بر می آید که این نظریه که فلزات مرکب از جیوه و گوگرد است، در چین وجود داشته منتهی به شکلی مبهم .نخست نظریه ساده تر،یعنی نظریه جابر را در نظر بگیریم،که همه فلزات از جمله زر مرکب از جیوه و گوگرد ند.دیویس(The chineses beginnings of Alchemy,Vol 2,pp 154-57) می گوید» به نظر کیمیاگران چینی یانگ مثبت(روحی که دارای انرژی مثبت است در زبان چینیان)سرب بوده و نه گوگرد و یین منفی(روح که دارای انرژی منفی است در زبان چینیان) جیوه بود.»جابر در حدود 184 /800 وفات یافت.کیمیاگران چینی ،چانگ پوتوان،که در سال373-475/983-1082 می زیست هنوز به نظریه باستانی چینی اعتقاد داشت که «همکاران ما باید بتوانند سرب حقیقی و جیوه را بازشناسند.»بنابرین ،روشن است که جابر نظریه ای را که چینیان با آن آشنا بودند اقتباس ولی آن را اصلاح کرده است، یعنی جیوه را همچون یکی از دو عنصر نگه داشته و به جای آن عنصر دومی به نام گوگرد را گذاشته است.»
نکته ی شگفت انگیز نظریه گوگرد/جیوه درباره ی اصل و مبداء فلزات این است که آزمایشگران سپسین که فلزات را گداخته و تکلیس کرده و حتی لااقل ترکیبات آرسنیک و جیوه را تصعید کرده اند، در اصالت آن نظریه شک ننموده اند.تاکنون کسی توضیحی برای این مطلب نیافته است که چرا کیمیاگران معتقد بوده اند که آهن و حتی زر مرکب از گوگرد و جیوه است.انسان قدیم خون را یگانه اصل هستی خش می دانست و دیگر اینکه می پنداشت که ماده ی سرخ خون عامل حقیقی آن اصل است.بدینسان سرخی را عاملی فعال و موثر می دانست،چندان که گمان می گرد هر ماده ی سرخی می تواند خون تولید کند. از همه ی مواد سرخ،شنگرف از لحاظ رنگ به خون نزدیکتر بود.وقتی از طریق تجزیه و ترکیب به یقین دانستند که شنگرف از جیوه و گوگرد است،این دو عنصر را عناصر سازنده ی همه ی فلزات پنداشتند.معتقدان به آنیمیسم می انگاشتند که حتی فلزلت هم چیز زنده ای هستند،دارای روح و تنی(جسمی).وقتی که انرژی منفی منجمد می شود ماده می گردد و جسم فلز عبارت از همین ماده است.
 
[تصویر: medical12-zr.jpg]
 
مظهر روح عنصر یا انرژی مثبت است که قابل تصعید است و می تواند در جسم مادی نفوذ کند.سرب فرار نیست اما گوگرد چرا؛از این رو نظریه سرب/جیوه عیبی بنیادی داشت و تغییر آن را به گوگرد/جیوه موجه می ساخت.دیگر اینکه سرب و اجیوه ترکیب سرخی پدید نمی آورند،ولی گوگرد و جیوه چرا.اما اگر نظریه جابر تغییر یا اصطلاحی در یک نظریه پیشین بود،پس چرا در شکل اولیه آن سرب و جیوه همچون عناصر سازنده پذیرفته شدند؟؟؟ محصول پایانی مطلوب سرخی بود و نظریه پردازی هم ناظر به این نتیجه.اگر سرب را گرما دهیم، در هوا اکسید شده به شکل سرب سرخ یا سرنج در می آید.همچنان ، اکسید جیوه هم به صورت گردی سرخ،نارنجی و زرد،متشکل از بلورهای بسیار ریز به دست می آید.بدین سان نظریه چینی درست پرداخته شده بود،ولی چیزی کم داشت و آن عنصری روح آسا و فرار مانند گوگرد بود، که البته سرب این خاصیت را نداشت.
کیمیا به عنوان یک سیستم فلسفی مبتنی بر ثنویت بود،یعنی بر این فرض که هر چیزی عبارت است از روشنایی(به زبان چینی یانگ)و تاریکی(یین).وقتی که طبع یا مزاجی برای فلزات مقرر کردند،گوگرد و جیوه را به ترتیب عنصر مثبت(یانگ) و عنصر منفی(یین) انگاشتندومبنای عینی این نظریه چنانکه توضیح دادیم،ملهم از شناخت اجزای تشکیل دهنده ی شنگرف و خون بود.چون نیروهای کیهانی،یانگ و یین،در حال تعادل کامل باشند،مفهوم آن این است که یین همچون انرژی خلاق منفی وجود دارد و نه همچون ماده ی منجمد، در حالی که یانگ بالطبیعه همیشه روح سا می ماند؛نتیجه اتحاد آن ها مانند اتحاد دو جسم است که ماهیتا یکی باشند ولی دارای بارهای الکتریکی متضاد،مانند الکتریسیته ی منفی و مثبت.منتجه این اتحاد و پایداری ابدی است.
به گمان کیمیاگران ،گوگرد ناب و جیوه ی ناب به گونه ای انرژی وجود دارند و در نتیجه اتحاد آن دو،به نحوه آرمانی(ایده آلی) انجام گیرد یا اگر آن دو در حالت تعادل کامل واقع شوند ،چیزی است همیشه باقی ،یعنی زر.به موجب یکی دیگر از عقاید آنیمیستها،»همانند همانند می گرداند»؛ از این رو زر که فلزی است زوال پذیر اگر به عنوان دارو خورده شود مصرف کننده ی آن را جاوید می گرداند.زری که میلیون ها سال در کان ها بماند این خاصیت بخشندگی را از دست می دهد،یعنی عنصر منفی آن جیوه کمتر روحی و بیشتر مادی می شود؛لذا زر را برای استعمال دارویی باید تازه تازه تهیه کرد و باز هم چه بهتر که زر در مرحله ی پیش از زر شدن باشد.به عبارت دیگر در مرحله ی زایش که هنوز اکسیر زر است یعنی ماده ی مخمر مانند که هر فلزی را مبدل به زر خواهد کرد.این همان حجر فلاسفه است که ماده ی را مبدل به انرژی می سازد و به عنصری مادی یا منفی انرژی می بخشد تا به سطح مثبت یا روحی برسد…….
 
 
 
دستوری در باب اکسیری از جیوه و گوگرد:
در ادامه دستوری که جابر در کتاب خود الریاض الکبیر برای ساخت آب جیوه که آن را بسیار عظیم و شگفت می داند عرض می کنم .به خاطر وجود ترکیب گوگرد وجیوه در آن برای درک موضوع به گمانم مفید باشد:
[تصویر: 20564140631384270879.png]

منبع: فروم بیداری اندیشه

پ . ن : مطلب بدون دست بردن در محتوا درج شد. 

 

کره کریستالی مرموز آتلانتیس

کره کریستالی مرموز آتلانتیس:  یه نظریه هست درباره آتلانتیس که در اون گفته میشه استفاده گسترده ای از این کریستال ها میشده که از نظر رنگ و تنوع و هارمونی متفاوت بودن و هرکدوم بسته به این حالت هاشون بعنوان یه ابزار خاص مثل یه اهرم برای تنظیم استفاده میشدن . در ادامه میگه ظاهرا اهرام بخصوص هرم بزرگ مصر بعنوان یک شبکه محافظ بصورت ماتریکسی عمل میکرده و کلا برای این ساخته شده و این کریستال ها هم نقش کنترل کنننده و مهار کننده انرژی اون رو داشتند.

کریستال های آتلانتیس یکی از انواع منابع قدرت ، از جمله خورشید، انرژی زمین هستند که زمینه سیستم شبکه ای رو فراهم میکنن و یا از یکدیگر انرژی دریافت میکرده اند و کریستالها، برای انتقال انرژی از یکی از اهرام به دیگری و یا برای ورود و خروج بیگانگان از این سیاره عمل میکرده اند که درواقع نقطه ثقل شبکه اغلب توسط اهرام بوده است پرتو انرژی مرموز:
بسته به نوع انحراف محور زمین در یک زمان خاص از سال، یک هرم عملکرد خاصی خواهد داشت جهت تقویت و انتقال انرژی به هرم دیگر که پس از آن به عنوان دستگاه ها و دریافت انرژی که لازمه کار بود عمل کرده و سپس اونو پراکنده میکنند. این سیستم شبکه بلور ماتریس پیچیده ای بوده …در مقابل ، هنگامی که هرم در یک نقطه به هم ترازی آسمانی خود میرسد ،از اهرام دیگر می توان به عنوان فرستنده استفاده شود.

اما یه مطلب باز هم به عنوان معما باقی میمونه که نمیشه رد کرد اونم وجود این همه آب در اطراف کره کریستال هست که غیر معمولیه کشف حیرت انگیز از دکتر ری براون ان چه که شناخته شده به عنوان کره کریستالی آتلانتیس ها توسط دکتر ری براون ، در منطقه ای پیدا شد که در طول سفر غواصی در باهاما به جزایر بری در حوزه غواصی اش در 1970 بوده است. دکتر – از دوستان خود ش جدا شد چون یک چیز عجیبی به صورت ساختار یک هرم اونو متوجه خودش کرده بود که کاملا مبهوتش کرده بود با بررسی اون متوجه شد که دو طرف هرم کاملا صاف بودند و مفاصل بین بلوک های منحصر به فرد بودند در واقع محل اتصال تقریبا غیر قابل مشاهده بود. پس ازبررسی بیشتر ، دکتر ری بیشتر شگفت زده شده بخصوص که هیچ جلبک و مرجانی روی دیواره اون نبود!

نه تنها این، بلکه اون متوجه شد به صورت اتاقی کاملا روشن بود اما هیچ منبع نور قابل تشخیص وجود نداشت! !بعد تلاش کرد تا سنگ جواهر چند وجهی قرمز متصل به یک میله فلزی رو از اون مکان حذف کنه که از مرکز سقف فرود آمده بود ، اما قادر به کندن آن نبود. حدود چهار متر پایین تر از نقطه از سنگ جواهر قرمز، فلز مجسمه برنزی با دو دست باز، ایستاده در حال استراحت بود که بر کف دستش یک کره کریستال با حدود چهار اینچ قطر قرار داشت. که با تعجب دید که اندفعه به راحتی می توانست بلندش کند . به این ترتیب او جایزه خود را یافته بود و آن را تصرف کرد اما بخاطراحساس حضور نامرئی چیزی وبخصوص صدایی که احساس میکرد حالت هشدار دارد یکراست از آنجا بیرون رفت و هرگز برنگشت از طرفی او نگران بود که دولت گنجینه اش را ضبط کند و.. پس آن را از خودش دور نکرد و این داستان را تا سال 1975از همه پنهان نمود .

برای چه هدفی کره کریستال ایجاد شد؟

کره کریستال قهوه ای کره کریستال اسرار آمیز آتلانتیس

کره کریستال اصلی ( به اندازه یک توپ تنیس میباشد).

crystal sphere brown 4 The Mysterious Crystal Sphere of Atlantis

*

crystal sphere brown 6 1024x494 The Mysterious Crystal Sphere of Atlantis
در داخل حوزه سه تایی این اهرام که میشیم یکی در مقابل دیگری است. .برخی راه ورود به مراقبه و یا یک موج مغزی آلفا آگاهی، یا قادر به وضوح یک هرم چهارم هستند، که در پیش زمینه از سه تای دیگر است. برخی ادعا کرده اند در یک زاویه دیگر، با دیدن تصویر کم نور انگار یک تک چشم بزرگ نگران در آنها است! هزاران خطوط بصورت شکستگی های کوچک ظاهر می شود و گفته میشود ممکن است الکتریکی در طبیعت، مانند برخی از شکل مدار RY میکروسکوپی باشد. استفاده از کره کریستال در زمان باستان مشخص نیست: در این مرحله تنها میشود گفت استفاده سوداگرانه بوده است . » احتمالا چون گمان میرود که اهمیت اونو نمیدونستن: از مترجم»برخی می گویند که کره کریستال در ارتباط با دیگر سنگهای قدرتمند چند وجهی (شاید سنگ قرمز دکتر ری براون را که در هرم زیر آب توصیف کردیم هم از ان جمله باشد ) را به منظور جلب و تمرکز انرژی زیادی از زمین مورد استفاده قرار میگرفت، اینکه پس از آن برای تولید پروژه قدرتهای فوق العاده یا درمان بیماریها ،.. استفاده میشده یا خیر را هیچ کس نمی تواند بگوید.بهر حال بجز کریستال دکترری ، در این اسرار 9-9-9 جمجمه کریستال کنفرانس جهانی آریزونا و افسانه 10-10-10 از 13 جمجمه کنفرانس در نیویورک هم بود .

نسخه جدیدی از حوزه کریستال متعلق با آتلانتیس در 11/11/11 کنفرانس جمجمه که کریستال فولادی تولیدی صنعتی مایان در لس آنجلس بود » نوشته زیر عکس: وقایع ماوراء الطبیعه » عکس ها هم از Robyn Swick
جالب توجه است، هر زمان که کسی وارد حوزه کریستال ری براون شده است، ظهور مرموز وقایعی گزارش شده است: چراغ های فانتوم، احساس نفس باد گرم و سرد، احساس سوزن سوزن شدن بصورت انرژی، صدایی که شنیده میشه . برخی ادعا کرده اند که تجربه ای بهتر از محیط یه کره دیگر رو حس کردن نسبت به کره خودمون ، گاهی اوقات، قطب نماهای متاثر شده اند در حالی که بنظر میرسیده برخی از فلزات به طور موقت مغناطیسی شده اند.
این هم یک ویدئو: تجمع قدرت از کره کریستالی در 2.42 دقیقه هنگامی که ری براون در سن 89 سالگی در گذشت، به سرپرستی Arthur Fanningآرتور فانینگ به این قضیه دامن زده شد http://crystalskullsevent.com/» /fanning.htmlاینم بعد بخونید و ترجمه کنید بد نیست که توضیحات بیشتری درباره 12:12:12 و آرتور فانینگ میده : مترجم»

کره کریستال دکتر براون بنوعی منبع های مختلفی از وقایع ماوراء الطبیعه است. مردم احساس کردند که فعال سازی کره از طریق امواج با شدت صدای بالا در ترکیب با مانتراهای باستان افزایش یافته است.

دیگر این که اگر یک سوزن قطب نما قرار داده شود در کنار کره ، آن گاه چرخش عقربه به صوررت گردشی ، سپس چرخش در جهت مخالف آغاز خواهدشد در حالیکه وقتی بعد هم ان را از کره دور کنیم متوجه انحراف معیار به اندازه فقط دو اینچ خواهیم شد و نیز گفتیم فلزات به طور موقت در تماس نزدیک با آن مغناطیسی میشوند . حتی ثبت شده از مواردی که در آن یک نفر که آن را لمس کرده به طور موقت شفا یافته ، اما پس از آن این شخص وقتی از منطقه دور شده دوباره علائم بیماری را گزارش کرده است! یعنی بنظر میرسد که کریستال می تواند اختلالات بدن انسان را بیرون کشیده و دوباره برگرداند.

چیزی که از این حوزه های مرموز بنظر میاد این است که چهار حوزه یکسان وجود دارد دو تای آن در آتلانتیس برای مقاصد شوم مورد استفاده قرار گرفت. سومی هنوز هم در معبد غوطه ور پنهان باقی می ماند؛ چهارم در دامنه آرتور باید باشد. اما آیا موضع این سه کریستال در اصل تصویر نگه داشتن یک کلید برای پیدا کردن هرم قنات چهارم میتواند باشد؟ هنوز هم این یک معماست یا افسانه شاید هم …

آتلانتیس 7 150×150 کره کریستال اسرار آمیز آتلانتیس

یکی از ایده های مطرح شده این است که یک بار هرم غرق شده و جذب شده، انباشته شده و ایجاد نیروهای کیهانی را سبب شده است که مسبب آن میله یه ممکن است باشد شواهد از انتقال انرژی، احتمالا تقویت آزادی از انرژی، در حالی که کره کریستال عمل به عنوان رادیو و پخش کننده انرژی بوده را نشان میدهد .

که ما میدانیم این سیستم به خودی خود شهادت میدهد که پیشرفته ترین تکنولوژی، در ان به کار رفته است حتی میتوان به اعتقاد کارشناسان در موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن اشاره کرد، این فن آوری که برای برش سنگ کوارتز بکار رفته به کمال به نمایش گذاشته که درحوزه بلوری تمدن ما تا بعد از سال 1900 انجام نمی شده است.

موارد استفاده از کریستال – شفا، زایمان،معبری میان دو دنیا
– مراقبه، بیداری، افزایش توانایی های روانی
– افزایش ظرفیت روانی و روشنی فکر
– علم و فن آوری
– انتقال » منظور تله پورت شدن هست «- حرکت اجسام بوسیله ارواح
– زمینه های نیروی مغناطیسی
– لابراتوار خاص، جایگاهی برای نگهداری سوابق و دانش های دیگر، چیزی بسیار شبیه به یک کامپیوتر
– گیاه شناسی و کشاورزی
– کنترل آب و هوا
– کریستال درشت آن به مثابه برج ژنراتور برق
_ منبع ارتباطات – کریستال ها دارای توانایی برای انتقال انرژی اند ، آن را حفظ کرده و کمک میکنند به حفظ شدت آن، به تمرکز و انتقال آن برای مدت زیادی به بیش از فاصله های کنونی که ما در حال انتقال به گیرنده های مشابه هستیم . سنگ های بزرگتر، به نام کریستال آتش، در واقع مرکزی برای دریافت و پخش ایستگاه بود، در حالی که بقیه به عنوان گیرنده ها را برای مکان های خاص ، بنا ها ، وسایل حمل کننده .. عمل می کرده است. در سطح بالاتر جایی که معنویت آن مورد نظر بوده ، اتاق های ساخته شده از کریستال مکانی برای تعالی و پرورش حالت های روحانی بوده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از مژگان  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: