بایگانی ماهانه: مارس 2013

راز آزي دهاك – بخش دوم (نژاد خزندگان در متون ایران باستان)

راز آزي دهاك – بخش دوم

نويسنده : زري جمشيدي

zahak

1-اهريمن سركرده ي ديوها

من در آغاز نگاه و نگرش شما خواننده ي گرامي را به اين بند از دانشنامه ي ارجمند دينكرت (كتاب سوم) فرا مي خوانم . در بند چهارم از بخش پنجاهم از كتاب سوم دينكرد پهلوي آمده :

او (اهريمن) براي ياري رسانيدن به آن رزمندگان (خود) =ديوها بسياري از پريان تاريك نهاد را ايستانيد كه گردونه هايي در خشان را در بر كرده اند(؟) چندانكه (ديوان به ياري اين پريان و گردونه هاي درخشان) مي توانند بچرخند و بروند و بگردند در زير پرتوهاي وزان(وزنده ي) به راهزني مينوان (نيك و سپنتايي) اندك و از گيتيان(=زميني ها) روشني و فره نهان دارند(خود و نيروي خود را پنهان دارند؟!) و بخشش فر(خورنه=فر يزداني) را از ايشان بدزدند و از خود به آفريدگان بيماري و رنج و مرگ برسانند همراه همه ي بدي هاي ديگر ديوان ….

DKM III , PART 50 , 4f ,D.d. XXXVI  , 44

آيا اين به راستي يك گزارش كهن ايراني درباره ي آگاهي هاي مردم ايران از يوفوها و سرنشينان بيگانه فرازميني و رمز پردازي بسيار درست و دانشورانه ي آنها در اين زمينه نيست؟؟ به اين بخش به ويژه دوباره بنگريد :

گردونه روشنايي (يوفو) چرخش و گردش و گردش در زير پرتوهاي وزنده ….!

 https://i0.wp.com/www.gks.uk.com/images/saqqara_cobra_wadjet.jpg

2-نزادهاي خزنده گون بيگانه  گري ها(=خاكستري ها) و ….

 امروزه در بسياري از گزارشهاي برخورد از گونه ي سوم مردمان زميني با بيگانگان فرازميني بويزه گونه ي ويزه اي از آنها كه بيشتر ديده شده اند و خاكستري ها ناميده مي شوند آنها را با پوستي بي مو و خاكستري رنگ و با چشمهاي درشت و سياه و برآمده كه از ديدگاه ريخت شناسي بسيار همانند به خزندگان بوده اند گزارش شده است و شگفت انگيز است كه بدانيد كه اين هم درست در گزارشهاي باستاني ايران آمده است.اگر براي نمونه به اين بخش از دينكرد بنگريد ( رويه هاي 98 -100 ) آشكارا آمده كه اهريمنان و دروجان و ديوان به خزندگان (كه در ايران باستان آنها را مارسرده گان مي خواندند) همانند هستند و اينكه تن يا كالبد آنها بدينگونه به زبان پهلوي گزارش شده است :

 كالبد گيتايي (خاكي) ديوها   …. DIVAN Kalbud ie geetig

و درست همين گزاره و انگاره در يكي از كتاب هاي ديگر پهلوي به نام مينوي خرد (بخش 57 رويه ي 15) آمده است كه در آن اين انگاره همچون يك كالبد بيروني گيتوي (=زميني) است كه ديوها (بيگانگان مينوي اهريمني) به درون آن رخنه كرده اند . در اين گزارش ما با پديده اي آشنا بر مي خوريم  كه از گونه اي بيگانه خزنده مانند(رپتيليان) سخن به ميان آورده است . خودتان اين نوشته هاي كه از پهلوي به پارسي برگردانيده شده را بخوانيد و داوري كنيد:

مينوي تباهكار و تاريكي (انگره مينيو=اهريمن) از تاريكي گيتوي (=ماده) آفريدگان خويش (=ديو ها) را به ريخت وزغ سياه(خزنده  يا دوزيستي با چشمان درشت و بر آمده و چندش آور) و خاكسترين (گري ها؟) سزاوار تاريكي دروند همانند يك خزنده شرنگ آلوده و زيانبار پرگناه ساخت ….

Great Bundahishn – cf zaehner , ibid  . 27

براي نمونه اي از اين ديو ها يا مينوان پليد مارسرده(=خزنده) مي توان به اكوان ديو پرداخت كه در اوستا با عنوان اكه ياونت آمده و در شاهنامه با نماد مار به روشني درباره ي آن نماد پردازي شده است :

برون آمد از پوست مانند مار                               كزو هر كسي خواستي زينهار

و درباره ي باره يا گردونه ي آن نيز چنين آمده :

همان رنگ خورشيد دارد درست               سپهرش به زرآب گويي بشست

درخشنده زرين يكي باره بود                    به چرم اندرون زشت پتياره بود

اين ديو مارگونه مي توانسته با شتاب باد با باره ي خود به پرواز در آيد :

چو اكوانش از دور خفته بديد                        يكي باد شد تا بدو در رسيد

و از اين دست نمونه ها رابسيار مي توان در گزارشهاي باستاني ايرا ن يافت كه تلاش مي شود در ديباچه اي ديگر به گونه اي گسترده تر بررسي شود .

اما چنانكه از عنوان اين ديباچه نيز پيداست كار ما در اين بخش كار كاوش و بررسي يكي از سرآمدان اين ديوها يا هوشمندان بيگانه به نام يا نماد آزي دهاك است كه پديده اي بسيار بي همتا و يگانه در زمينه ي كاوش در زمينه ها ي ميداني در اين باره است و از ديدگاه تاريخي پديده اي بسيار رازآلود و پيچيده… ما در اين بررسي از پژوهشهاي ارزنده ي استاد علي حصوري با عنوان «سرنوشت يك شمن » سود خواهيم برد .

استاد حصوري در بخش نخست كتاب خود به نام»اژدها» درباره ي اين پديده مي نويسد :

ضحاك واژه ي عربي شده ي ازدهاك ايراني ميانه(=ساساني) است كه در پارسي دري نوين اين نام با ريخت و گويش پارتي آن كه به گونه ي اژدهاك كه برابر با مار سهمناك  يا مار بزرگ يا بزرگ مارها (=مار سزده گان) يا شاه مار مي باشد بر جاي مانده است . خود واژه ي ازدها نامي همه گاني و فراگير بوده براي گونه ي ديو هاي مارسان يا خدايان ماروش كه  بانهاده هاي گوناگون زندگي و پويايي در جهان (باد و خاك وآب) و پديده هاي سپهرين ديگري چون خورگير(=خورشيد گرفتگي) و مهگير(=ماه گرفتگي) پيوندي كهن دارند.

استاد حصوري در دنباله اين كنكاش درباره ي اين پديده  (آزي دهاكه) تا اندازه اي آن را از افسانه ها جدا مي داند و آن را پديده اي تاريخي هز چند اساتيري بر مي شمارد :

استوره ي دهاگ تاريخي است اساتيري واز همين رو ست كه يكي از ويژگي هاي او در اوستا

Daevaim droujoum =دروغي ديو سان

مي باشد .(يشت دهم دواسپ يشت بند 14) كه اين ويژگي تنها براي انسان در اوستا به كار رفته است و ديگر ويژگي ها  او هم مانند ويژگي هاي برجستگان پيشتاز تاريخي اوستا است . اما روي هم رفته دشواريهايي را براي پژوهشگران پديد آورده است به گونه اي كه نمي دانند او انساني است اژدهاگونه يا اژدهايي است انسان گونه؟! (=آيا اين گزاره ي پرسش گونه براي شما آشنا نيست؟اين چيستان تنها با يافته هاي نوين ما از اين گونه ي بيگانه خزنده گان انسان نما يا همان رپتوييد ها مي توان رازگشايي كرد . هوشمنداني خزنده در كالبدي مردم مانند ) يكي ديگر از دانشمندان تاريخ شناس و استوره شناس بنام شوارتز نيز چنين ديدگاه ريشه اي را براي اين نام پيشنهاد كرده به آن نيز خواهيم پرداخت كه بسيار درست و انگيزاننده است و يكسره از اين داستان رازآلود پرده بر مي دارد . او روي هم رفته اژي دهاكه را «مار-انسان» يا «مار – مرد» مي داند كه يادآور داستان رزمنامه اي يا شاهنامه اي خداينامه ي پهلوي دهاك ماردوش در ايران است و نيز داستان يكي از بزرگ ترين خدايان اساتير اسكانديناوي به نام «اودين» .

*در دنباله ي اين گفتار خواهيم ديد كه همچون روزگار ما چگونه مردمان باستاني گرفتار اين نژاد خزنده ي انسان نما شده كه اين روزگار شوم با نماد هزاره ي دهاگ Azi dahaka millenium = هزاره ي دهاكيان

در تاريخ نشان داده شده و گرفتاري هاي پيش آمده براي  مردمان باستاني هنگام رويداد اين پديده تا چه اندازه همانند گرفتاري جهان امروز به فرمانروايي و چيرگي اين اهريمنان انسان نما بوده و دستاويزهاي خود را در اين زمينه مي آوريم و نشان مي دهيم كه  در آن روزگاران كهن رهايي از اين گرفتاري تا چه اندازه به سختي انجام گرفته است .

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQLJpFR-zbhKbgLQAcFRWOi9AYErHAK_d8-wAON4Mjz4g4Wll7Qjw

3-اژدهاك در اوستا و نوشته هاي پهلوي :

استاد حصوري درباره ي رويدادهاي پادشاهي اژي دهاكه يا خاندان فرمانروايي دهاكيان كه هزار سال به درازا انجاميد مي نويسد : ….در اوستا آمده كه ازي دهاكه يكي از ايزدگونه ها (=فريشتگان) را به نام  اردويسوره آناهيتا (ناهيد ايزدبانوي نگهبان آب ها) را در سرزمين بوري =بابل و ديگر ايزدگونه اي را به نام وايو در سرزمين كوئيرينته را ستود (يشت ششم آبان يشت بندهاي 29 تا 35 و يشت شانزدهم بندهاي 19 تا21) اما به راستي اين آيين نيايشي از چه رو و با چه آرماني انجام شده؟ نوشته هاي پهلوي مي گويند : او از آن دو ايزد خواسته تا به او اين نيرو و توانايي را دهند كه هفت سرزمين (=قاره؟) را از مردم (گونه ي انسان) تهي و پاك گرداند . اما آن دو ايزدگونه ي اهورايي اين نيرو را به او ندادند. بر ژايه ي بندهشن مانشتگاه(پايتخت و پايگاه)فرمانروايي دهاگ در بابل بود نام آن

Koleeng e doshdid = كولينگ بد ريخت و بد رخ

بود . در دينكرت آمده است كه : دهاك به نيروي جادويي خود در بابل كارها كرد تا مردم را گمراه گرداند و جهان را تباه كند اما زرتشت با سرودن سخن دين كوشش دهاگ را تباه كرد .

Dinkard . Dresden .p.119 , 54, Madan (p.633, 5-10)

 در زنجيره ي اين داستانها يك جا ازدهاك با رود اسپيد در آدوربادگان همراه مي شود (بندهشن) .

 ويژگي هاي باستاني دهاك به شيوه ي شگفت انگيزي با فرمانروايان و خاندانهاي هيبريدي رپتو ييدي خزنده ي هوشمند روي زمين چون روتچيلد ها و راكفلر ها و ….برابري مي كند . اهريمني بودن كارها و آرمانهاي آنها و پيوند آنها با جهودان شيطانپرست (اينها را يهودي نمي توان به شمار آورد و تنها گمراهاني اند كه تلاش مي كنند تا نام و آموزه هاي يهود را به بيراهه و گمراهي بكشانند) و پراكندن بدديني و بي ديني و گسترش گرايش به اهريمن و ديوپرستي و ستايش از آنها و جادوگري و تلاش براي نابودي نزاد مردمان زميني با گسترش بيماري هاي سنتزي و جنگها و ….همه و همه گرفتاري هايي هستند كه اين ديوهاي مردم نما براي ما درست كرده اند چنانكه داستان براي مردمان باستاني هم كمابيش چنين بوده است .

استاد حصوري نيز در اين زمينه نشانه هايي از اين كارهاي پليد و آرمان اين بيگانگان به دست مي دهد :

1-بيگانگي و دوگانگي ازدهاك يا شاهان خاندان دهاكيان با شاهان زميني بهره مند از فر (=خورنه)  كه از همين رو نوشته هاي كهن او را بي دين يا دشدين(بددين) و پيرو اهريمن شمرده اند . دانشنامه ي دينكرد او را دشمن آيين مزديسنا (=خداپرستي ) مي داند .

2- در سودگر نسك كه از نسخه هاي گمشده ي اوستا مي باشد و چكيده ي آن از دينكرت به ما رسيده آمده كه : ازدهاك پنج خوي زشت دارد  و نيز او را تازي (به پهلوي تازيگ كه در اينجا برابر با «يورشگر و تازنده به جهان»بوده و نه اينكه او عرب است . تازي در اينجا به هيچ روي نشان دهنده نژاد دهاك نيست) خوانده و ويرانگر زمين و آورنده ي ده دستور و فرمان بد كه در ستيزه با ده پند و اندرز نيك جمشيد پيشدادي بود . او از گروه هفت گناهكار و بزه منش بزرگ جهان برشمرده شده كه به اهريمن نزديك اند . دو تن از اين هفت گنهكار اهريمني خويشاوند اويند. يكي اژدهايي است شاخدار  و دومي مادر ازي دهاك است كه ودگ

 برابر با وزغ پارسي مي باشد.  Wadagبه پهلوي

ودگ يا وزغ يكي از نمادهاي مارسردگان (خزندگان) در ايران باستان بوده است.

3-پيوند ديرين و ناگسستني او در نوشته هاي كهن ايراني و سورياني با جهودان (جادوپرستي) و دانسته شدن او به عنوان سرآغاز و سررشته دار جهودي گري ( در اينجا جهودي گري برابر با يهودي يا كليمي نيست و آن تنها به بخش اندكي از اين جهودان مي پردازد كه دانش جادوگري و گمراه كننده ي قباله اي(كابالايي) و بهره گيري از نيروهاي شيطاني را سرلوحه ي آموزه هايي آييني خود گذارده اند) . در دانشنامه ي پهلوي دينكرت آمده است كه او آموزه هاي پليد دشويني (به پهلوي دشدينيگ=بدديني) و ديويسنا(شيطان پرستي) را در دانشنامه اي با نام  «اوريتا» يا همان «پنج پيكر» (به سورياني اوري ثا) گردآوري كرد و جهودان او را با عنوان ديوس پيتار (واژه اي لاتين است كه از دو بخش دئوس = روشنايي + پيتار =پدر پديد آمده و به پارسي مي شود»پدر روشنايي» و نام پرآوازه ي «ايلوميناتي=روشن ضمير» بر گرفته از همين عنوان لاتين پيشواي چهودان است ) گردآوري كرده است

(دينكرت كتاب سوم رويه ي 229) همچنين بنگريد به اين كتاب ولتر كه به فرانسه نگاشته شده است :

Voltaire : Dictionaire  philosophique  (Abraham)

 https://i0.wp.com/www.featurepics.com/FI/Thumb300/20110118/Ancient-Egyptian-God-Carving-1759954.jpg

از سوي ديگر ازدهاك نخستين كسي بود كه جادويي (دانش و هنر نيرنگ و جادوگري= جادوي سياه) را ستود . او مردم خوار(گمراه كننده و نابود كننده ي مردم به ويزه جوانان كه در شاهنامه اين كار پليد دهاك با داستان رمزي و نمادپردازانه ي كشتن جوانها و خورانيدن مغز  سر آنها به مارهاي دو سر شانه اش سروده شده است*)  و اسپ اوبار(=نابود كننده دامها و جانوران سودمند كه يكي از نمادهاي آنها در ايران اسپ بود و دوتاي ديگر گوسپند و گاو) است .

*امروزه نيز اين هوشمندان بيگانه انسان نما با برنامه هايي مانند كنترل ذهن

*Mind control

تلاش ميكنند كه به آرمانها كهن خود جامه ي كاميابي بپوشانند .

4- هزاره ي دهاك روزگار چيرگي خزندگان انسان نما بر زميني ها :

استاد حصوري مي فرمايد : سپردن هزار سال از هزاره هاي آفرينش جهان به دهاگ چه در خاندان شاهي (فرمانروايي) و چه در زيگ( =رصد) گاهشماري ايران نشانگر كهن بودن استوره و پديدار شدن اين پديده و رخداد سهمناك دهاك و دهاكيان در بازه ي ويژه اي از زندگي ايرانيان است كه بايد به آن پرداخت . در هزاره ي دهم يا كژدم كه از آن دهاك است در نوشته هاي كهن ميانه (پهلوي) و هم نو (دري) هنگامي كه هفتصد سال از پادشاهي جمشيد مي گذرد هزاره ي خدايگاني به كژدم (نام يكي از برج هاي آسماني و كيهاني ) مي رسد و آنگه آزي دهاك هزار سال فرمانروايي كند تا هزاره ي شاهي به نيمسپ (نام يكي ديگر از برج هاي گاهشماري باستاني ايران) ميرسد و فرمانروايي از دست او مي رود . اما گزاره بسيار درخور نگرش كنكاش ما نويسه ي زير است كه در نوشته هاي كهن ياد شده نيز آمده و آگاهي هاي داده شده درباره ي اين روزگار بسيار شگرف و ژرف مي باشد :…

«در اين هزاره ي شوم مردم (انسانهاي زميني) با ديوها (مينوان اهريمني فراخاكي) به جادويي درآميخته شده و ديويسنان (=ديوپرستان) بسياري پديد مي آيند «

براستي اگر اين نويسه ي كهن را بخواهيم با برداشت هاي امروزي  بسنجيم و

آن را به زبان امروزي بازنويسي كنيم بايد چه بنويسيم ؟ من يكي از اين برداشت ها را در اينجا مي نويسم داوري با شماست :

«در روزگار چيرگي آزي دهاك انسانهاي زميني با هوشمندان بيگانه ي مينوي (=فرازميني)  و به كمك دانش پيشرفته ي آنها (دانشي كه چنان در آن روزگاران پيشرفته بود كه مردمان كهن گمان مي كردند آن جادوگري است) آميزش يافتند و از اين فرايند دورگه هاي (هيبريدي) انسان-بيگانه (رپتوييدها=ديويسنان) بسياري پديد آمدند . ؟!!!»

 http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ8udZy6IdDNZQEcOszUjH30UAENlBbxwXgABMFgfFGQWHnKYcO

دوستان و خوانمندگان گرامي در بخشهاي آينده خواهيم ديد كه اين هزاره و پيامد هاي آن چه پيامد زرفي بر سرنوشت مردمان زيونده در فلات ايران و به ويژه «آرين «هاي اين فلات گذارده است  و اين تازه آغاز راه است .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

راز آزي دهاك – بخش يكم

راز آزي دهاك – بخش يك

نویسنده:آقاي  ایزدپناهی

ويراستار :زري جمشيدي

پيش گفتار :

کوروش کیست؟داریوش کیست؟دو شاه بزرگ ایرانی؟دینشان چه بود؟ و…اينكه داستان زندگي آنها چه پيوندي با خزندگان انسان نما و يا همان ازي دهاك(نژاد ضحاكيان) دارد؟

https://i1.wp.com/ninmah.com/wp-content/uploads/2012/02/Anunnaki_sumerian1.jpg

اینها پرسشهايي است که من در این ديباچه به آنها پاسخ خواهم داد.پاسخی فراتر از آنچه می اندیشید.برای اولین بار این ذکریا سیتچین بود که ريشه ي فرا زمینی این شاهان را به ميان آورد و گروهي از آن به عنوان خرافات نوین یاد کردند و همین شد که حتی سیتچین هم از دنبا ل كردن آن سر باز بزند.گواهي هاي باستاني و دستاويز هاي بزرگی بر بودن کوروش يا نام او در پادشاهی سومر (2000 سال پيش از زاده شدنش ؟؟!!) در دست است؟!!! .  اما شاید بسياري بگویند کوروش یک نام است و نام ها در همه ی روزگاران هستند ما پاسخ آنها را میدهیم.این یک نام نیست.به اعتقاد بسیاری شاه بزرگ ایرانیان در ابتدا نام دیگری داشته (چنانكه در نوشته هاي باستاني نيز اين گواهي شده كه نام كوروش در آغاز كوروش نبوده و براي نمونه آورده اند كه نام او آگره داته بوده اما نامش را به خاطر رود کر عوض کرده است …!؟؟ و از اين دست داستانهاي پراكنده و بي سر و ته ….).داستان بسیار فراتر از اینهاست.در آغاز به شناسايي نژاد فرازميني آنوناکی میپردازیم.آنها گونه ای از هوشمندان كيهاني هستند به باور گروهي از انديشمندان  خزنده(=رپتايل) هستند و به باور گروهي ديگر انسانهایی با ميانگين 4 متر بالا و با داشتن ریشهای بلند.اما اینها چه پيوند و هموندي اي به شاهان هخامنشی دارد.این دو نگاره ي زير را ارزيابي کنید:

شاید بسياري بگویند این همانندي به دنبال گرته برداري هخامنشیان از بابلی هاپديد امده اما به راستی چرا خود بابلی هاهم خدایان غیر آنوناکی خود را هم اندازه انسان مي انگاشتند؟!.

داستان را از نوشته ي انمرکار و پادشاه ارته آغاز مي شود : در سر آغاز این نوشته ي كهن که در موزه ی دانشگاه پنسیلوانیا نگه داری میشود آمده:

سالاری بود که ایننه (ایشتر بابلی برابر با آفرودیت و ونوس,یک آنوناکی)در  دل سپنتايي اش و آسماني اش او را گزیده بود,واین سالار از سرزمین شوبه بود.

انمرکار فرزند اوتو خدای خورشید,

از خواهرش ایننه,شهبانوي  نیکو کاری ….,

از ایننه ی مقدس چنین خواهش کرد:

«خواهر ,ایننه!برای ارگ

بگذار مردم ارته استادانه سیم وزر فراهم کنند,

بگذار سنگ لاجورد بیاورند,

(تا دو خط درباره ی چند وچون پيش كشي ها(=نذورات و هدايا) سخن میگوید)

برای ارگ شهر سپنتايي(=مقدس)…؛

و برای انشان که در آن فرود آمده اي ,

بگذار بسازند….

همانگونه که دیدید انمرکار که در واقع یک فرازميني بود که از سوي انجمن كيهاني انوناکی به فرماندهی یکی از پايگاههاي فراستاره اي خود در در زمين یه نام شوبه در زمين برگزيده شده بود ایننه یکی دیگر از فضایی ها که در واقع در انشان بود را فرا مي خواند .  بعد از ایننه که از زمین بيرون  می رود آنوناکی ها كسان بسياری را به پادشاهی برگزيدند.یکی از اینها نینورتا خدای جنگ آنان بود که با نام زميني يا دوم خود كه کوروش بود بر انشان حکومت کرد.در کتیبه ی بالا 4 بار نوشته ي :

«در برابر کوروش پسر نینورته از انشان»

آمده است.به راستی چگونه نام کوروش در 2000سال قبل از زاده شدنش اینگونه آمده.ذو القرنین یکی از پادشاهان ياد شده در قرآن کتاب مسلمانان است وی برای جدایی یاجوج و ماجوج و ستم آنها بندي و يا ديوار بزرگي(=سدي) میسازد.که تا پايان جهان جاودان میماند.اما اینجا همه چیز با هم در پيوند است.در زبان سومري کور به برابر با جهان زیرین است (و کوراش = جدا کننده ی جهان زیرین).در یکی از رزمنامه هاي كهن سومر آمده است که نینورتا خدای جنگ با انزو یا اسیگ مبازره میکند و بعد از آن آب خروشان(نمادپردازي از مردم به عنوان آب هاي خروشان)از کور بالا می آید.و  اندر این جهان میشود اما نینورته از سنگهای انزو  بندي میسازد تا پيشگيري كند از يورش مردگان (وحشی ها=زامبي ها؟!) در هنگام این ساختن مردگان از بند مانند سيلاب رودخانه بیرون می ریزند ولی نینورتا یا کوراش از يورش آنان پيشگيري مي كند .  اگر بپذیریم این داستان کوروش است و او از آسمان به عنوان ابزار فرستاده شده همانند ذوالقرنین در قرآن است.پس داستان ضحاک چیست در یک نوشته ي سومر آمده دوموزی (=تموز عبرانيان يا همان دهاك ايرانيان) به جهان زیرین میرود و در آنجا زندانی میشود.او از آنوناکی ها میخواهد(برابر تموز در تورات و ضحاک در شاهنامه و اشتو ویگو در اوستا)که دست و پاهایش رامانند مارکنند تا بگريزد .  آنوناکی ها با زد و بند این کار را میکنند و او آزاد میشود اما در زمین آشوبي به پا میکند(=كه هزار سال به درازا مي انجامد و بر زودياك هاي باستاني اين هزاره برابر بوده با هزاره ي كژدم از برج هاي آسماني) اینبار نینورتا به داد آنوناکی ها میرسد واو را شکست می شود و آنها به عنوان پاداش او را پادشاه زمین(کوروش)*می کنند.او همه ی زمین شناخته شده ي و آباد جهان از فلات ايران تا سومر و ميانرودان تا سرزمين نيل (مدرايه= مصر) را در فرمان خود گرفت تاج او را كه در دو سنگ نگاره ي سومري در پاسارگاد و مصر كه در زير آمده را بنگريد و بسنجيد:**

*:اين داستان همانندي فراواني با داستان فريدون پادشاه پيشدادي در شاهنامه و ستيز او با ضحاك (فريدون= ثري تئونه ي اوستايي =كه به پارسي مي شود دارنده ي 3 سه توانايي=THREE TAONA) در سنگ نگاره زير به سه چيز گرز يا دمبل مانند كه بر روي دو شاخ (كه در قرآن از ايندو شاخ با عنوان القرن ياد شده و دارنده ي آن بع زبان عربي مي شود ذوالقرنين ) بر آمده از تاج يا كلاه كوروش نهاده شده بنگريد آيا اين سه چيز گرزمانند نمي تواند نمادي باشد از سه نيروي جادويي يا فراسويي  فريدون كه در نام اوستايي او نيز نهفته مي باشد؟؟ در خور نگرش اينجاست كه در شاهنامه نيز به جاي اين نماد اوستايي دارنده ي سه توانايي استاد توس فردوسي از نمادپردازي ديگري بهره برده كه همانا دارنده و پدر سه پسر بودن فريدون است به نامهاي ايرج و سلم (سرم) و تور(تورج) كه هر يك بر يكي از سرزمينهاي بزرگ جهان باستان كه خود فريدون ميان آن سه انها را بخش و مرزبندي كرده بود فرمان مي رانده اند و اين همانا مي شود پدر سه شاه نيرومند

همانندي ديگر ميان ايندو شاه (فريدون و كوروش) از داستان سرگذشت فرزندانشان ريشه مي گيرد . زيرا در هر دو داستان يكي از فرزندان نيكو و نيك نهاد و نيكوكار هر دو شاه بدست برادر يا برادرانشان كشته مي شوند (ايرج فرزند نيك فريدون و برديا فرزند نيكوكار كورش)

** :در آينده  در گزارشي جداگانه و گسترده در زمينه پديده ي يوفولوژي در ايران باستان بويزه در نوشته هاي باستاني ايران و گزارشها و نمادپردازيهاي آنان در اين زمينه خواهيم گفت و خواهيم نوشت  براي نمونه در داستانهايي مانند ثريته ئونه (=فريدون) پره داته(=پيشداد) و كشتيبان و ناوخداي او پااوروه در اوستا و داستان پرواز و كيهان نوردي هاي آنها –راز داستان  ستاره تيشتر(=شعراي يماني=Sirius) و اختران پيرامون آن و ستيزه ي كيهاني آنها با پريان جادوگر اهريمني كه سوار بر ستارگان دنباله دار به پرواز در مي آيند كه اين هم به روشني در اوستا و نوشته هاي پهلوي امده است و بسياري از اين دست گزارشهاي باستاني در اين زمينه كه چشم به راه واكاوي و رازگشايي هستند حتي در فراسوي مرزهاي ايران… براي نمونه در ميان مردمان روماني داستاني هست كه در اين زمينه بسيار شايان نگرش و درخور بررسي مي باشد :

در اين داستان چنين آمده كه روزي شاهنشاه كوروش در كاخ خود (پازارگاد؟) بود كه ناگهان ستاره اي زرين تاق كاخ كوروش را مي شكافد و خود را فرستاده اي از سوي خورشيد بزرگ (مهر؟ ميترا؟…) ميخواند …

(يافته هاي ايرانشناسي در روماني –ويورل باجاكو  رويه 115)

https://i0.wp.com/www.iranianuk.com/uk87/pic22/4482542.jpg

4747

در اين سنگ نگاره نيز به روشني نشان رپتايل ها نمادپردازي شده است . خزنده اي انسان پيكر با چهره ي يك خزنده و تن انساني و دو مار كبراي بر امده از سرپوش شاخ گونه ي او كه به روشني ياد آور دو مار برامده از شانه هاي دهاك ماردوش است اما  چيزهاي گرز ماتتد بالاي كلاه كوروش در اينجا به دو ستون با ميله هايي در ميان و پر مانند يا برگ مانند كاهش يافته است

گروهي از دوستان گفتند این مجسمه از کوروش نیست وبالا ی آن با خط بابلی نوشته شده من کوروش هستم و این یادبودی است از سوي کمبوجیه اما چند پرسش اينجا پيش مي آيد :

1.بابلی بودن خط دلیل کوروش نبودن این فرد نیست چون کوروش بابل را گشوده و به دست آورده بود  و استوانه گلين پر آوازه ي او نيز به همين خط نگاشته شده است .

2.اگر کمبوجیه این را نوشته چرا از نگاره ي خود و نام خود در ستون ياد بود بهره نيرده و به جاي آن از نام و نگاره ي كوروش تنها سنگتراشي شده است؟

دنباله دارد ….

باستانشناسان معتقدند شاهکار های هنری سومری از جیرفت آورده شده اند.

باستانشناسان معتقدند اشیا تزیینی و شاهکارهای هنری بدست آمده از گورستان سلطنتی اور از شهر سوخته و هلیل رود (جیرفت) به سومر آورده شده اند.

پروفسور فرانسوی باستانشناس Michele Casanova گفت که مصنوعات اکتشاف شده از قبرهای سلطنتی در شهر سومری باستانی Ur از شهر سوخته (Burnt City) آمده اند.

188458_498363800220410_1485274071_n

اکنون، ما تقریبا مطمئنیم که مصنوعات زیبایی مانند سنگهای گرانبها و نیمه-گرانبها،حمل کننده های زینت شده برای سنگ، مصنوعات کلریت و اشیاء سنگ لاجورد کشف شده در قبرهای سلطنتی Ur از شهر سوخته(Burnt City), هلیل رود(جیرفت)، و آسیای مرکزی آورده شده بودند.

طبق اظهار نظر انسان شناسان و باستان شناسان درگیر در پروژه باستانشناسی جیرفت،در 8000 BC مردم ساکن این منطقه استادکاران حرفه ای بودند. و منبع سنگ لاجوردشان از کوه های بدخشان(Badakhshan) که امروزه بعنوان افغانستان شناخته میشود بود و پس از وارد کردن و  بریدن سنگ ها، آنها کارهای تمام شده شان را به مناطق همسایه از قبیل سومر صادرات میکردند.

«از آنجائیکه ساکنان این منطقه به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند, چنان دست اشیائی با اجساد بعنوان هدایای تدفین دفن میشد,» پروفسور مجید زاده  افزود: Casanova فردیکه همچنین یک متخصص روی سنگهای آرایشی خصوصا سنگهای لاجورد است،و چندین باستانشناسان خارجی مختلف دیگر دارند بایکدیگر با تیم ایرانی در شهر سوخته(Burnt City) نزدیک شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان کار میکنند.

بیشترین نقطه جالب توجه این است که تمام ظروف آرایشی ساخته شده از سنگ صابون در معابد و قبرهای سلطنتی کشف شده اند.Casanova به این نکته ارجاع داد، کسیکه همچنین پروفسور دانشگاه Rennes است. او توضیح میدهد که این حقیقت نمایان میسازد که ظروف آرایشی خیلی رایج بودند، طوریکه مصنوعات با مردم دفن میشدند. با این وجود،  چنان ظروفی به بین النهرین بعنوان اشیاء ارزشمند برای معابد و خانواده های سلطنتی آورده می شده است.

https://www.facebook.com/Jiroft.Ancient.Civilization?ref=ts&fref=ts

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

سال نو مبارک.

فرا رسیدن نوروز و سال 1392 را به ایرانیان سراسر جهان شادباش عرض میکنم و امیدوارم سالی سرشار از کامیابی و پیروزی و تندرستی و آرامش و صلح و دوستی، پیش روی همه جهانیان باشد.

سال

7035 آریایی – میترایی

3751 زرتشتی

2572 شاهنشاهی

را به شما دوستان عزیز شاد باش میگویم.

پاینده و پیروز باشید.

601555_2918746504567_1250834876_n

گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین                            روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر و سپهر                         برترینش کن برایم این زمان و این زمین

* * * * * * * *

ای گرداننده دل ها و دیدگان                  ای پدید آورنده روزها و شبان

ای تغییر دهنده حال و حالات بندگان                  حال ما را به بهترین حالات بگردان

 

https://i1.wp.com/www.imgiran.com/images/p67zvurchvkxp7ec.jpg

مشاهده بشقاب پرنده نزدیک ایستگاه فضایی ISS

یوفوی دیده شده نزدیک ایستگاه فضایی (ISS) از طریق دوربین

تاریخ مشاهده: نهم مارس 2013 ساعت 9:30 دقیقه (به وقت تایوان)

UFO, UFOs, sighting, sightings, space, ring, ISS, NASA, aliens, ET, alien, top secret, Justin Bieber, orbit, astronomy, March, 2013, ovni, omni

محل مشاهده : مدار زمین در ایستگاه فضایی . بهترین زمان مشاهده یک دقیقه و بیست و شش ثانیه پس از شروع فیلم

متاسفم. تصاویر این ویدئو کمی لرزش دارد. من امروز صبح پنج دقیقه زودتر بیدار شدم. پشت کامپیوتر نشستم و دوربین زنده ی ISSرا برای تفریح روشن کردم. یک دقیقه بعد این یوفوی حلقه ای آشکار شد که شبیه آن دسته ازیوفو های حلقه ای به نظر میرسد که در محدوده ی ماموریتهای ناسا دیده میشدند. صداهای دوربین در 30 ثانیه ی اول مربوط به کامپیوتر من است که از یوفو عکس میگیرد، بنابر این من میتوانم آنرا در وبلاگ استفاده کنم. این اولین باری است که یک یوفوی حلقه ای را نزدیک ISS می بینم چون معمولا فقط اجسام کروی سفید و خاکستری دیده میشوند.ISSدر مدار با سرعت 4.7 مایل (7.7 کیلومتر)در ثانیه حرکت میکند ، بنابراین این یوفو بایستی با سرعتی معادل سرعت ISS در حال حرکت باشد.

منبع:      http://www.ufosightingsdaily.com

پ . ن : با تشکر فراوان از مریم عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

بشقاب پرنده ای بر فراز واتیکان در شب انتخاب پاپ جدید

یوفو بر فراز واتیکان در شب  انتخاب پاپ جدید

محل:واتیکان, رم, ایتالیا

UFO, UFOs, sighting, sightings, Justin Bieber, ET, Alien, aliens, orb, orb, Pope, 2013, March, Francis, Rome, Italy, Vatican, news, world

این یوفو که تصاویر دوربینها از آن در سراسر جهان نمایش داده شده بر فراز واتیکان دیده شده است. این یوفو درشب انتخاب پاپ جدید بر فراز واتیکان دیده شده است. مشخص نیست یوفو ها با تکنولوژی پیشرفته شان چه اطلاعاتی دریافت می کنند.

منبع:      http://www.ufosightingsdaily.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

کامیونی توسط یک نور مرموز در اتوبان بلند می شود.

ccccccccccccc
March 13, 2013, دوربین های امنیتی اتوبانی در آلمان نشاندهنده نور مرموزی است که ناگهانی روی کامیونی در اتوبانی میتابد و آنرا بلند میکند. لطفا به دقیقه وقوع حادثه نیز دقت کنید, تصادفی است یا برنامه ریزی شده که درست راس ساعت 3:14 این اتفاق می افتد, تمثیلی از عدد فرای بشری معروف پی که بطور خلاصه با 3:14 در ریاضیات و غیره مورد استفاده قرار میگیرد. شما چه فکر میکنید؟ چنین حادثه ای برای چه باید رخ دهد؟ و آیا وقوعش در راس ساعت 3:14 امری تصادفی است یا برنامه ریزی شده از بالا؟
منبع:

http://goldenageofgaia.com

با عرض معذرت این مطلب و ویدیو تقلبی بود.

با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

یوفوی صورتی رنگ در آلگوما،ویسکانسین در تصاویر گوگل استریت

یوفوی صورتی رنگ بر فراز محله ای در آلگوما،ویسکانسین که در تصاویر گوگل استریت در مارچ 2013 ثبت شده است.

Alien, Aliens, ET, W56, Streetview, Google, Map, Earth, UFO, UFOs, sighting, sightings, March, 2013, Justin Bieber, Twitter, news, world, Trulia, Algoma, Wisconson, NASA, space, sunset

تاریخ رویت: مارچ 2013-03-09 بیشتر اوقات یوفوها زیر پوشش پنهان میشوند تا دیده نشوند, اما دوربینهای دیجیتالی گاهی بسته به زاویه تصویر و نور خورشید میتوانند تصویر آنها را ثبت کنند. اگر شرایط مهیا باشد یوفو در تصویر ثبت میشود اما نیمه شفاف دیده میشود.

شاهد عینی: امروز خانه ای که برای فروش گذاشته شده را نگاه میکردم. در این سایت میتوانید منظره خیابان را ببینید به همین دلیل مشغول نگاه کردن به اطراف خانه بودم که این یوفوی صورتی حیرت انگیز را دیدم و حیرت زده شدم.

لینک مربوط به سایت و لینک مربوط به دوربین تصویر برداری .

منبع:      http://www.ufosightingsdaily.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: