بایگانی ماهانه: ژوئیه 2009

معرفی موجودات فضایی 7

مطالب این وب لاگ قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی وب لاگ می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اآنچه را که محققان و منابع سری به ما معرفی می کنند در این رابطه می خوانید.

 

1- دی رس Deros :

دیرس ها نژادی کم هوش هستند که در زیر زمین زندگی می کنند. برخی محققان آنها را جزو جنیان و برخی جزو انسانهای تکامل نیافته دسته بندی می کنند.

این موجودات در غارها و تونلهایی در اعماق زمین و زیر دریاها خانه دارند و غالبا بسیار غول آسا و چاق هستند و از این رو در افسانه ها به نام » گنده بکها» و یا «چاقالوها» شناخته شده اند.

دیروس ها تخم گذار هستند و نوزادان در زمان بیرون آمدن از تخم ۱۸۰ سانتی متر ارتفاع دارند و بعد از رشد تا ۵/۲ متر می رسند. بسیار چاق هستند و از نظر هوشی از انسان پایین تر می باشند.

دارای دو معده هستند مانند گاو و سیستم هضم غذا در آنها مانند گاو همراه با نشخوار می باشد.

دیروس ها فاقد ناخن – ناف و راست روده هستند. چشمانشان به رنگ نقره ای یا طوسی است و در تاریکی می درخشد. ابروهای بور دارند و پوستشان صورتی کم رنگ با سایه ای از طوسی است (تقریبا شبیه رنگ پوست خوک چرا که هرگز رنگ آفتاب ندیده اند).

به غیر از ابرو در هیچ ناحیه دیگری از بدن مو ندارند که دلیل آن مبتلا بودن به بیماری Trichitillomania (ریزش مو بر اثر پیچاندن و کشیدن). این موجودات ناقل بیماریهای Trichonosis و  Trichiniasis هستند ( دو بیماری انگلی که بر اثر ورود کرم های حلقوی و لوله ای به سیستم گوارشی به وجود می آیند).

دیروس ها اصلا دندان ندارند و دهانشان پر از ماده ای چسبناک مانند آدامس است. شبها بیدار هستند و فعالیت می کنند و از شنوایی فوق العاده بالایی برخوردارند. بینی بزرگ و درازی دارند که شبیه خرطوم است.

چندان ملایم نیستند و تنفر زیادی از انسانها دارند . آنها می گویند که سیاره زمین خانه اصلی آنها بوده و بعدها توسط انسانها اشغال شده است . خیلی از مردمی که امروزه دچار چاقی های عجیب هستند (منظور کسانی است که وزنشان بالای ۱۵۰ کیلو باشد) از خویشاوندان ژنتیکی دیروس ها هستند و این چاقی در آنها کاملا طبیعی و ژنتیکی است. دلیل چاقی مفرط آنها بی نظمی غده تیروئید  و تومورهایی است که در غدد آدرنال و پانکراس دارند.

منبع: Nuwaubian Calendar » Extraterrestrials Amongst  us» 1996

              www.factology.com/front6_03_00.htm

                 www.burlingtonnews.net/alienraces2.html

 

 

2- ایکل ها  Ikels   :

موجودات انسان نمای کوچک اندام و پر مویی هستند با سمهایی شکافدار که در اعماق زمین و خصوصا در زیر آمریکای جنوبی ساکنند. نام دیگر آنها Satyrs است و به وفور در تاریخ ملل مختلف حضور دارند.

ایکل ها پیش از آدم بر روی زمین می زیستند و دارای مشخصات جنیان- انسانها و حیوانات می باشند. هم اکنون ایکل ها با » گری ها» در فعالیتهایی از جمله آدم ربایی و آزمایش روی زنان و کودکان همکاری می کنند.

تصویر یک پادشاه ایکل بر روی سکه ای از یونان باستان

سالانه افراد بسیاری در آمریکای جنوبی ناپدید می شوند و شکی نیست که ایکل ها در آن نقش دارند. در داستانهای باستانی مردم آمریکای جنوبی سخنهای فراوانی از این موجودات است و اینکه چگونه هزاران سال پیش بین آنها و انسانهای مهاجر به زمین جنگ بزرگی در گرفت و برندگان جنگ که انسانها بودند سطح زمین را برای زندگی انتخاب کردند و ایکل ها مجبور شدند به اعماق زمین کوچ کنند.

 

3- له ویاتان ها Leviathans :

نژادی از افعی های دریایی (Sea Saurian) هستند مانند هیولای دریاچه لاک نس. ( لاک نس همواره مرکز اتفاقات ماورایی و ظهور یوفو های متعدد بوده است و » گری ها» نیز به وفور در آن منطقه مشاهده شده اند).

آلیستر کراولی (جادوگر و شـیـطـان پرست معروف و بنیان گذار نهضت معبد شرقی) مدعی بود که با هیولای لاک نس ارتباط دارد. او در ساحل این دریاچه  قلعه ای داشت که بعدها جادوگر انگلیسی به نام جیمی پیج مالک آن شد.

له ویاتانها در شمار زیادی از اساطیر ملل حضور چشمگیر دارند و کاملا واضح است که نیت خوبی نسبت به آدمیان نداشته اند. افعی غول آسای جزیره کرت که دوشیزگان قربانی را می بلعید و  مارهای بزرگ جثه ای که گاه و بیگاه حتی در شهرهای مسکونی دیده و یافت می شوند همگی از نژاد له ویاتان هستند.

 جسد یک له ویاتان که توسط کشتی ماهیگیری در ژاپن از دریا گرفته شد ولی به دلیل بوی بد آن را به آب برگرداندند.

 له ویاتانها ازخویشاوندان نزدیک آنوناکی هستند که به دلیل طبیعت آبدوستشان و جهشهای ژنتیکی نیاز به استفاده از دست و پا را از دست داده اند (چون می خزند و شنا می کنند). این شاخه از موجودات غالبا اثرات هیپنوتیزمی در ایجاد جنگ دارند و می توانند بشر را دچار توهم و سحر کنند.

در عهد عتیق به وفور از له ویاتانها صحبت شده است. در کتاب یعقوب باب۴۱ صحبت از چگونگی کشتن آنهاست. در کتاب اشعیا باب ۲۷ » در آن روز خداوند با شمشیر بزرگ و محکمش له ویاتان آن افعی فراری را تنبیه خواهد کرد. له ویاتان آن افعی سرپیچ. و او همچنین خزندگانی را که در دریا هستند نابود خواهد کرد».

در مزامیر بابهای۷۴ و ۱۰۴ به ترتیب: » این تو بودی که سرهای متعدد له ویاتان را له کردی و بدن او را به عنوان غذا به جانوران صحرا دادی».  » خدایا! چه موجودات منتوعی خلق کرده ای و با چه درایتی خلق کرده ای. زمین پر از موجودات توست. اقیانوس بزرگ و عظیم به انواع حیات آراسته است. بزرگ و کوچک. و له ویاتان را تو خلق کردی تا در دریا بازی کند».

مترجمان له ویاتان را به » هیولای دریایی» و «مار غول آسا» ترجمه کرده اند.

له ویاتان در علوم یونان و روم باستان افعی در حال بلعیدن دم خود است که مهمترین بخش از علوم کیمیاگری و دانش هرمسی را شامل می شود.

 اورا بوراز

 

4- لی ورون ها   Leverons :

یک گروه از فضاییانی هستند که دانش لازم برای پروژه های مونتاک – فیلادلفیا و ققنوس را به انسانها منتقل کردند ( اگرچه این همکاری به دستور و زیر نظر اوریون ها بوده است).

در مصاحبه مری ساترلند با جان ملونی – او این » کارگران نور» ( Light Workers) را دقیقا توصیف می کند و اینکه چطور این موجودات از بدن انسانها برای انجام کارهایشان و زنده ماندن درزمین استفاده می کنند. » کارگران نور» عنوانی شناخته شده برای تمام افرادی است که به نحوی در پراکندن نور و اطلاعات به زمینیان نقش دارند.

http://www.galactic.no/rune/prestnic3.html

http://www.hiddenmysteries.org/themagazine/vol6/orion3.shtml

 

منبع: www.limbolegacy.blogfa.com

Advertisements

معرفی موجودات فضایی 6

در ادامه معرفی انواع گونه هایی هوشمند فضایی ( اعم از انسان یا غیر از آن!) به چند نژاد کمتر شناخته شده می پردازیم.

 

۱- کامیلیون Chameleon:

همانطور که از نامشان مشخص است گونه ای از خزندگان (سوریان Saurian) هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان را دارند. منظور از خزندگان همان نژاد بزرگی است که به سبب شباهتهایشان با موجودات خزنده به این نام خوانده می شوند. از دیگر نژادهای خزندگان قبلا به » گری ها» » آنوناکی» و » ناگا ها» اشاره کرده ایم.

کامیلیون ها قدرت تغییر سرعت ملکولهای بدن خود را دارند و به این ترتیب قادر هستند فرم خود را ظرف مدت کوتاهی عوض کنند و به نظر شبیه انسانها بیایند.

گزارشاتی مبنی بر حضور آنها از شبکه های زیر زمینی منتشر شده است. مکان آنها در ایالت نیو مکزیکو- یوتا – نوادا- کالیفرنیا و واشنگتن و با هدف تولید نژادی جدید از لقاح با انسانها می باشد. نژاد جدید تولید شده به طرز شگفت آوری خود را شبیه انسانها جلوه می دهند در حالیکه همچنان قدرت و خواص خزندگان را حفظ می کنند. معمولا چشمان آبی و پوست بسیار کم مو دارند. برخی معتقدند که کامیلیونها از لنز به منظور پنهان کردن فرم عمودی مردمک خود استفاده می کنند.

 

 

 http://www.stargods.org/ReptilianAngels.htm

۲-دایناسوری ها  Dinosauroids :

از قدیمیترین نژادهای Saurian یا خزنده می باشند.

Dale Russell متخصص فسیل شناسی از موزه ملی کانادا در اتاوا نظریه ای داده است که بر طبق آن موجودات زنده هوشمند می توانند از خزندگان بزرگ جثه تکامل یافته باشند. این موجودات تکامل یافته را دایناسوری می نامند. یعنی دارای پوست سبز رنگ – جمجمه ای بیضی شکل – چشمان درخشان مانند گربه و دستانی با سه انگشت هستند.

بر اساس این نظریه موجودات خزنده دوزیست به مرور تبدیل به نوعی گونه انسان مانند شدند و در نهایت به سوی یک فرهنگ و تمدن تکامل یافتند اما گویا در یک فاجعه مانند آنچه در آتلانتیس رخ داد از بین رفتند.

فسیل جای پای pelycosaur موجودی نیمه خزنده و نیمه پستا ندار

تمدن آنها قادر بود سفرهای بین ستاره ای انجام دهد و در چندین سیاره افرادی از خود را به جا گذاشتند.

 از کتیبه های سومر نژاد خزنده هوشمند که جزو آنوناکی نیز دسته بندی می شود.

 

منبع:   The Nevada AERIAL RESEARCH JOURNAL for summer 1989

 

 ۳- دروپا ها  Dropas:

نژادی انسانی هستند با قد متوسط ۱۴۰ تا ۱۵۰ سانتی متر. ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بر زمین سقوط کردند . قبایل آنها تا به امروز در مرزهای تبت زندگی می کنند.

بین سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بود که جستجو در مورد این تمدن در کوههای «باران کایا اولا» در مرز بین چین و تبت آغاز شد.

باستانشناسان معتبر دوران از جمله Chi Pu Tei در این تحقیق شرکت داشتند. در ابتدا یک سری عظیم از غارهای دست ساز که به هم راه داشتند در زیر زمین کشف شد. دیوار غارها کاملا صیقلی و براق بودند که احتمال کنده شدن آنها با ابزار ابتدایی را از بین می برد.

کشف بعدی قبرستانی بود حاوی اسکلتهای عجیب. طول اسکلتها به ۴ فوت می رسید (۱۴۰ سانتی متر) و اندازه جمجمه ها بسیار بزرگتر از حد طبیعی بود. با توجه به یافتن نقاشی های هوشمند بر دیوار غارهای مجاور احتمال اینکه این اسکلتها متعلق به گونه ای از گوریل بوده باشد نیز رد شد. نقاشی ها حاوی تصاویری از خورشید-ماه-زمین و ستارگان بودند.

چیز دیگری که از این تمدن به دست آمد تعدادی دیسک اطلاعاتی بود که تا به امروز خوانده نشده اند. آزمایشات قدمت آنها را به ۱۲ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد تخمیم زد.

Robin-Evans یک محقق انگلیسی بود که بعد از کوشش فراوان موفق شد تصویری از ملاقات رهبر دروپا ها در سال ۱۹۴۷ با دالایی لاما به دست آورد.

 

خط هیروگلیفی که از دروپاها در سنگ نوشته ها به دست آمده بود سرانجام توسط Dr. Tsum Um Nui خوانده شد. طبق ترجمه یکی از خطوط چنین می گوید:

» دروپاها در سفینه خود از آسمان پایین آمدند. زنان – مردان و کودکان شهرهای اطراف (Ham) در غارهای خود پیش از طلوع خورشید پنهان شدند. تا وقتی که حداقل زبان اشاره دروپاها را فهمیدند و دانستند که این مهاجران قصد بدی ندارند…».

بر این اساس سفینه این گروه از دروپاها با صدای وحشتناکی بر زمین و در میان کوههای صعب العبور سقوط کرد و آنها دیگر نتوانستند به سیاره خود بازگردند.

در اساطیر آن ناحیه صحبت از آدمهای کوچک زرد رنگی است که از آسمان آمدند.

 عکس واقعی از شاه و ملکه دروپاها

 http://www.ufocasebook.com/dropa_people.jpg

۴- جیزه ای ها Gizans :

همانطور که از نامش پیداست در نواحی اطراف جیزه در مصر دیده شده اند.

 برخی کاشفان و بازدید کنندگان گزارش داده اند که آنها مانند مصریان باستان لباس پوشیده اند و در لابیرنتها (تونلهای پیچ در پیچ) زیر ساختمان اهرام سکونت دارند.  یک گروه تحقیقاتی از طرف آمریکا توانستند یک تونل عظیم و عمیق در زیر کشور مصر پیدا کنند که گویا انسانهایی در آن سکونت دارند ولی این اخبار فوق سری در انحصار دولت آمریکاست.

سایر منابع معتقدند که مردم جیزه توسط سایر گونه های خزنده در این شهر زیر زمینی جمع آوری و برای آزمایشاتی مورد استفاده هستند.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com

معرفی انواع موجودات فضایی 3 و 4 و 5

 گونه های غیر زمینی انسان :
 
۱-انسانهای گروه A : شامل مردم اوریون – پلیادز و سیریوس

 مشخصات :
از نظر ژنتیکی شبیه انسان زمینی هستند.
– قد بین ۱۵۰ تا ۱۶۵ سانتی متر
– پوست روشن و موهای طلایی دارند.
-برخی از آنها توسط فضاییهای نوع گری Grey ربوده شده و به عنوان نمونه آزمایش یا خدمتکار استفاده می شوند.
 
۲-انسانهای گروه B:
ساکنان پلیادز
 
باز هم ژنتیک مشابه زمینیان دارند.

این گروه از انسانها مراتب عالیه روحی و فکری را طی کرده اند و ظاهرا نیت بدی نسبت به زمینیان ندارند ( البته این مسئله مورد بررسی است).

 سایر گونه های فضایی مدعی شده اند که مردم پلیادز در صدد تبدیل کردن زمین به یکی از پایگاههای خود هستند و قصد دارند زمین را  مدتی اشغال کنند در حالیکه  مردم پلیاد این اتهام را رد کرده و ادعای دوستی با ما دارند.

مردم پلیادز خود را اجداد مردم زمین می دانند و  در بسیاری موارد دست یاری به سوی سردمداران حکومتهای زمین دراز کرده اند مخصوصا در زمینه های تکنولوژیکی  و رویارویی با فضایی ها اما تقاضای ایشان توسط روسای زمین تا کنون رد شده است.
انسانهای گروه ب در حال حاضر زیاد روی زمین ظاهر نمی شوند چون درگیر مشکلات خانگی در سیارات خود هستند.
 
۳-انسانهای گروه C:
  مردم سیریانی( از صورت فلکی سیریوس)-مردم آرکتیوروس و مردم  وگا

اطلاعات بسیار کمی درباره مردم سیریانی در دست است. فقط اینکه آنها نیز به رشد بالای فکری و روحی دست یافته و ظاهرا خوش نیت هستند.
 گزارشات نشان می دهد که مردم سیریانی به همراه انسانهای نژادهای آرکتیوروس و نژاد وگا   مشتاق کمک به زمینیان هستند.

 
۴- انسانهای کلاس  A:
 مردم باستانی
 
کلاس آ همان انسانهایی هستند که  مردم پلیادز را در سفر به زمین همراهی کردند.

کلاس آ به عنوان خدمتکار و رزمنده برای انسانهای پلیادز کار می کردند و حدود ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد زمین را ترک کردند.

۵- کلاس  M:   مردم مدرن

کلاس میم هم در کنار کلاس آ روی پروژه های پرورش دوقلوها کار می کنند.

پرورش دوقلوها به این معناست که زنان زمینی ربوده شده در حال بیهوشی شبیه سازی می شوند و فردی مانند خودشان تولید می شود. در گزارشات ذکر شده است که زنان ربوده شده اغلب دوقلوی خود یا فردی مانند همزاد خود را ملاقات کرده اند.

 

۶- انسانهای گروه C :

انسانهای زمینی که دچار دستکاریهای ژنتیکی شده اند. این انسانها  مخلوطی از دو کلاس آ و میم هستند.

۷-  انسانهای گروه W: کارگران

کارگران کوتاه قد و درشت جمجمه هستند که با ایجاد جهشهای ژنتیکی در نطفه ی انسانهای زمین  توسط انسانهای گروه A تولید شده اند.

از نظر هوشی در حد یک کودک ۵ ساله هستند و قدرت بدنی کمی دارند.

۸- کلاس T: متخصصان

انسانهای این گروه زرد رنگ و کوتاه قد هستند . قدرت تفکر و منطق بالاتری دارند و مسئول ساخت و تعمیر ستاره پیما  و سفینه های گروه A هستند.

====================================

مطالب فوق از مجله ی تحقیقاتی جهانی یوفو نسخه ی تابستان ۱۹۹۳ برداشته شده اند.Summer 1993 Edition(vol.3.no.2) issue of UFO Universe Magazine

===================================

حقیقت اینکه انسانهای گروه A یعنی مردم پلیادز – اوروین و -سیریوس ,نسلی از انسانهای برده برای خود ساخته اند که کارهای سخت ایشان را انجام دهند و این یکی از نشانه های خودکامگی این نژادهاست که طبیعتا آنها را وادار میکند به مردم زمین هم به چشم موشهای آزمایشگاهی برای تحقیقات خود بنگرند. 

در هر نوع ارتباطی با انسانهای غیر زمینی باید هوشیار و منطقی بود. اینکه آنها بسیار شبیه ما هستند و حتی حکم اجداد ما را دارند نباید باعث شود که ما هویت و فرهنگ خود را به آنها ببازیم. 

 

======================================

معرفی موجودات فضایی ۴

 

10- دراکو : Draco
 
اسامی دیگر این گونه : موتمن Mothmen – سیاکارز Ciakars -پتروئیدPteroids -مردم پرنده Birdmen  و دراکوی بالدار Winged Draco
 
نام سیاره: آلفا دراکو نیز Alpha Draconis
 
شخصیت:
 
خزندگان نژاد دراکو از طبقه ی سلطنتی و سطح بالای خزندگان هستند . بالاترین رده ی آنها ؛دراکوهای سفید پوست ؛ هستند.
 
مشخصات ظاهری:
 
به طور کلی دراکوها ۷ تا ۱۲ فوت قد دارند.
دراکوها بال دارند و این بالها مانند چرم است و در میان آن استخوانهایی دنده مانند وجود دارد. بیشتر شبیه بالهای پرنده های ما قبل تاریخ به نام آرکئوپتریس.


 
 در بعضی موارد شاهدان دیده اند که دراکوها واقعا با این بالها پرواز میکنند (گزارشات موتمن نوشته ی جان کیل).
 
در بیشتر برخوردها شاهدان دیده اند که این موجودات ردای بلندی از سر شانه تا پشتشان پوشیده اند که این به دو صورت قابل تعبیر است :

۱-  این رداها ممکن است نوعی لباس مخصوص شنهان کردن بالهای ایشان باشد.
۲-این ردا در حقیقت خود بالها هستند که در حالت عادی در پشت آنها جمع شده اندزیرا در مشاهدات غالبا دیده شده که بالها پس از پرواز ناپدید می شوند و شکل ردایی را بر پشت آنها گرفته است.
 
شاخصه ی دیگر آنها داشتن شاخهای استخوانی در بالای سر است. این شاخها در وسط سر و بالای پیشانی رشد میکنند. احتمال داده می شود که این شاخها برای فرستادن امواج مغزی استفاده می شوند.
 
بدن دراکوها ورزیده تر از سایر گونه های خزنده است و این به احتمال زیاد به دلیل فعالیت پرواز است.

 

گونه هایی از آنها بدون بال و شاخ هستند.


این موجودات به وضوح در تونلهای زیر زمینی در مونتاک پوینت Mountak Point- لانگ آیلندLong Island  – ویرجینیای غربیWest Virginia   دلچه  Dolce و نیو مکزیکو  New Mexico دیده شده اند.

در تاریخ :

در چین-ژاپن-هندوستان – مصر-پرو و مکزیک  به صورت مارها و اژدهای بالدار ثبت شده اند .(گارودا مرکب کریشنا در هندوستان از نمونه های ایشان است).در ایران به صورت اژدها و دیو شناخته شده اند. این نژاد مانند آنوناکی و آناکیم از نوع خزنده هستند ولی متعلق به سیاره ای متفاوت بوده تفاوتهایی با آنوناکی دارند.
 
شاهدان و منابع برای مطالعه ی بیشتر :
۱- پیشگوییهای موتمن نوشته ی جان.ای. کیل
 Mothmen Prophecies by John.A. Keel

۲-The Nevada Aerial Research Journal for summer 1989
۱۱- انسان :
اسامی دیگر : انسانهای غیر زمینی ( انسانهایی که متولد زمین نیستند )

 نام سیستم کهکشانی : تایگتا پلیادز Taygeta Pleiades – وگا لیراVega Lyra   – سلSol  – سیریان Sirian  – آرکتیوروس Arcturus – تا او سه تی Tau Ceti  – ولف ۴۱ Wolf 41 – پروسیلون Procylon – آلفا سنتاری Alpha Centauri
 
این گونه های انسانی از ۳ دسته تشکیل شده اند. انسانهای : -سیریانSirian  – پلیاد Pleiades و – اوریون Orion

مشخصات ظاهری :
 
از نظر ژنتیکی شباهت به انسانهای متولد زمین دارند.

 

=================================================

معرفی موجودات فضایی ۵

 

همانطور که در ۴ قسمت قبل گفتیم  فضایی ها فقط موجوداتی با ظاهر عجیب و غریب نیستند بلکه گونه های مختلف انسانی هم دارند مانند «پلیادیان» و » آندرومدا»  . اما اینکه تا چه حد این جزئیات دقیق و صحیح هستند بر من هم معلوم نیست و حتی  احتمال هم می دهم که بخش عظیمی از این اطلاعات دستکاری شده باشد. ولی در هر حال دانستن  این مسائل بهتر از ندانستن آن است  و صحت آن هم به مرور زمان و با مطالعات بیشتر معلوم خواهد شد. 

 

اساس مطلب این است که موجودات فضایی وجود دارند و این شاید به بسیاری از شما  ثابت شده باشد. اما قبول کردن حضور این موجودات ناشناخته حال چه فضایی و چه فرشتگان و جنیان یک مسئله ی شخصی  است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد.

در طول این ۶ سال که از آغاز وبلاگ می گذرد واکنش خوانندگان من از چند حالت خارج نبوده است:

برخی صرفا به دلیل ترس ترجیح می دهند آنها را انکار کنند و برخی دیگر اصلا اهمیتی نمی دهند که چه در دنیا و کائنات می گذرد.  گروهی هم هستند که از هر دانش و اطلاعاتی استقبال کرده و به قول معروف خود را با پیشرفتها و اخبار روز هماهنگ می کنند.

نکته ی اساسی در تحقیقات ماورائی این است که باید هر روز منتظر چیز جدیدی بود و هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری می شود نظر و عقیده هم باید مطابق با آن تغییر کند. مثلا اینجانب در ابتدای شروع کارم همیشه طرفدار موجودات فضایی بودم و گمانم بر این بود که این افراد فقط خیرخواه ما هستند اما در طول ۵ سال به مرور دریافتم که اشتباه می کردم و بیشتر این موجودات بدخواه ما هستند.

 اگر شما به پستهای قبلی من رجوع کنید کاملا متوجه این تغییر عقیده ناگهانی من می شوید که البته برای آن دلایل محکمی هم دارم!

  خوانندگان گرامی هم برای اینکه توجیه شوند نباید فقط به این مختصر مقالات بسنده کنند بلکه باید خود به جستجوی حقیقت بپردازند.زیرا هرچه شما امروز یاد می گیرید شخصیت فردای شما را می سازد و هرچه بیشتر و سریعتر یاد بگیرید راحتتر قادر به هضم واقعیتها خواهید بود. این هیچ ارتباطی با فضایی ها ندارد و شامل تمام زمینه های علمی و دینی می شود. افرادی که با تکیه بر تحقیقات دقیق و مستندات جلو می روند هرگز دچار شک و تردید در راه خود نخواهند شد زیرا برای هر سوالی جواب منطقی خواهند یافت اما در عوض افرادی که فقط به حرف این و آن گوش می دهند و هیچ نظری از خود ندارند هر روز جهت عوض کرده و هیچ وقت هم نمی دانند که بر کدام عقیده هستند.

پلیادیان:

 پلیادز انسانهایی از نژادهای گوناگون هستند که در یک سیستم ستاره ای جمع شده اند. اگرچه قبلا در مورد این نژاد صحبت کرده ایم اما مسائل مهم و ضروری در ارتباط با این نژاد وجود دارد که باید دقیق تر بررسی کنیم.

محل زندگی:

هفت ستاره در سیستم ستاره ای تااوروس TAURUSبه فاصله ۴۲۰ سال نوری از زمین. نام این هفت ستاره ی پلیادز چنین است :

۱-تای گیتاTaygeta   

2-مایا  Maya  

3-   کو ای لا Coela        

4-اطلس Atlas

5-  میروپMerope   

6-    الکترا Ellectra  

7-  آلکوین Alcoyne

مردم پلیادز ساکن سیاره ی  «ایررا » Erra هستند که تقریبا به بزرگی زمین است و به دور خورشید ( تای گیتا ) می گردد.

سایر مردم پلیادز در سیارات  «سیمجاس» Semjase –  «پتاه»Ptah  و  «کو اتزال» Quetzal زندگی می کنند.

تاریخچه:

 در حدود ۲۲۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم پلیاد منظومه شمسی را کشف کردند و  سیاره ی زمین را به عنوان پایگاه ماموریت خود برگزیدند.

فدراسیون کهکشانی به  پلیادز اجازه داد تا با مردم زمین مخلوط شوند اما فقط در سرزمینهای بالی – هاوایی- سا اوما و هندوستان.

تمدنها آمدند و رفتند  جنگها  و فجایع روی زمین اتفاق افتاد و دوره های صلح امیز همگی گذشتند و مردم پلیادز در کنار مردم زمین زندگی کردند . تمدنهایی مثل مایا – اینکا و لموریا همگی توسط پلیادز به وجود آمدند. اما ۱۰ سال پس از میلاد پلیادیان زمین را ترک کردند زیرا در سیاره خود به صلح دست یافته بودند.

قبل از ترک زمین پلیادیان یک رهبر معنوی را برای زمین برگزیدند به نام امانوئل که بعدها نامش مسیح شد. پدر مسیح یک پلیادی به نام گابریل بود و مادرش مریم از بازماندگان مردم سیاره لیران بود.

اما تکامل زمین همچنان زیر نظر و راهنمایی های پلیادز است و در آینده نزدیک پلیادیان قرار است که مردم زمین را به آگاهی برسانند!

سیاره پلیادیان به نام ایررا دارای ۴۰۰۰۰۰ نفر سکنه است. آنها با تله پاتی با هم تماس می گیرند و نیازی به ابزاری مانند تلفن ندارند و برای مسافرت از یک سیستم خاص به نام تیوپ استفاده می کنند.

علف خوار هستند اما گاهی هم گوشت می خورند. هیچ مشکل بیماری یا مریضی ندارند چون سلامت بدن را با نیروی ذهنی خود کنترل می کنند. عمر متوسط یک پلیادی ۷۰۰ سال است.

در سیاره آنها چیزی به نام واحد پول وجود ندارد بلکه آنها تمام منابع را به طور شراکتی استفاده می کنند. همه چیز به طور مجانی به مردم داده می شود بر اساس خدمتی که به جامعه می کنند.

پلیادیان در سفینه هایی به نام  «ارابه ی نور» مسافرت می کنند و این سفینه ها سایزهای مختلفی دارند. ارابه نور قدرت پرواز بین ستاره ای دارد و می تواند میلیاردها کیلومتر را در کمتر از یک ثانیه طی کند. به این ترتیب مسافرت از سیاره ایررا به زمین برای آنها ۷ ساعت طول می کشد.

نکته: طبق وعده هایی که مردم پلیاد به بیلی مایر داده بودند قرار بود زمین در سال ۲۰۰۰ میلادی نابود شود و آنها  قول داده بودند ارابه های نور خود را  به زمین بفرستند تا بازمانده های مردم زمین را از سیل و زلزله و پایان دنیا نجات دهند! همانطور که گفتم گذر زمان بسیاری از دروغها را آشکار می کنند! 

یکی از پر سرو صداترین شاهدانی که مدعی است پلیادیان با او تماس گرفته اند بیلی مایر است که از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۲ با آنها تماس داشته. بنا به اظهارات او زنی به نام سامجاسی ابتدا از طریق تله پاتی و سپس به طور فیزیکی با او تماس گرفته و گفتگوهای آنها در چند کتاب چاپ شده است.

مشکلات این عقیده :

در چند پست قبلی گفتیم که یک فضایی به نام » اشتر  شران» هم در گذشته و هم امروز با مردم زمین تماس میگیرد و خودش را پسر عیسی معرفی می کنند و خبر از نابودی زمین می دهد. دروغهایی که این افراد گفته اند فقط با مطالعه تاریخ برملا می شود. هیچ یک از پیشگوییها و تعاریفی که این موجودات ناشناخته برای ما فرستاده اند تا کنون به حقیقت نپیوسته. تمامی گفته های آنها به جز دروغ چیزی نبوده و تنها هدف آنها هم گمراه کردن انسانها و زیر سوال بردن ایمان به یکتایی خداست.

همانطور که گفتم علی رغم اینکه خودم با برخی از این موجودات برخورد داشته ام نسبت به گفته های آنها شکاک هستم .بسیاری از خوانندگان مایل بودند چگونگی ارتباط مرا با این موجودات بدانند اما سودی در بیان آن نیست چون من قصد ندارم مانند بیلی مایر و آلکس کولیر از این موجودات تقلید کنم.بلکه من راه خود را خودم انتخاب می کنم و هیچ موجودی حق ندارد به من بگوید چکاری باید بکنم. به نظر من این بسیار مهم است که انسان در هر شرایطی به هیچ موجودی ایمان قطعی نداشته باشد به جز آفریدگار یکتا.

 اگرچه باور به خدای یکتا خودش باید از روی منطق و دلیل باشد و نه صرفا یک ایمان بچه گانه. زیرا ایمانی که بدون پشتوانه عقل باشد خیلی زود کمرنگ می شود و جای خود را به باورهای خرافی می دهد.

همه چیز به هم گره می خورد:

گفتیم که مردم پلیادز مدعی هستند عیسی مسیح (امانوئل) را آنها تولید کرده اند و برای برقراری صلح در زمین جای دادند و پس از آنکه ماموریت او به اتمام رسید او را به سیاره ی خود بردند.

این مسئله زمانی جذاب می شود که به نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی نگاه کنیم.

غسل تعمید عیسی مسیح

در تمام این تابلوهای نقاشی تصویر سفینه های نورانی در آسمان بر بالای سر عیسی و مریم به چشم می خورد ! پس آیا این صحت دارد که مسیح فردی زمینی نبوده و قدرتهای خارق العاده اش برای زنده کردن مردگان و شفای کوران از ژنهای متفاوت او بر می خاسته ؟ و آیا این حقیقت دارد که جبرئیلی که قرآن از او نام می برد در واقع مردی از سیاره پلیادز بوده ؟

جواب این پرسشها را به همراه ترجمه ای از داستان شاهزاده نانار در پست بعدی بخوانید.

 

 

 
اما این فقط پلیادیان نیستند که چنین ادعایی دارند !
سیاره  نیبیرو  اسمی آشنا برای خوانندگان این وب لاگ است چون بارها از آن سخن گفته ایم.
مردم نیبیرو نیز مدعی هستند که عیسی مسیح را آنها ساخته و به زمین آورده اند . شرح کامل این ماجرا در طرح شاهزاده نانار خواهد آمد!

اما فقط پلیادیان و نیبیروها چنین ادعایی ندارند بلکه گروههای متعددی از موجودات عوالم غیب که گاهی هم خود را  فضایی معرفی می کنند حرفهایی مشابه می زنند و برخی از آنها مانند  اشتر  چیزهای جدید هم به آن اضافه می کنند.  اگر چه قبلا اشاره شده است اما ضرر ندارد که یادآوری کنیم   اشتر  و گروه عظیمی که مطیع او هستند در مورد عیسی مسیح چنین می گویند :

؛نام اصلی او ساناندا است و نه مسیح . او تنها پسر خدا نیست بلکه خدا فرزندان دیگری هم دارد که به زمین نفرستاده است . ساناندا چندین بار روی زمین متولد شده و مرده است و چند نمونه آن تولد به صورت کریشنا = خدای هند باستان  و سنت کومارا = از بزرگان هند باستان بوده است.
ساناندا در جهان ما در بعدی بالا ( ۱۰ یا ۱۱ ) زندگی می کند و ازدواج کرده پسری به نام پتاه هم دارد . ساناندا فرمانده کل نیروهای غیبی منظومه شمسی است که در پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی به نجات مردمی خواهد آمد که فقط به او ایمان دارند. ؛!!!

اینجا است که همه چیز به هم گره می خورد و نارسایی  گفته های این موجودات آشکار می شود.
اینکه هر کدام از این دسته ها به دنبال فریب دادن ما هستند و نه کمک کردن به ما .
دیگر اینکه حرفهای ضد و نقیضشان حاکی از بی اطلاعی خودشان نیز هست .
البته می توان احتمال داد که افرادی مانند بیلی مایر و آلکس کولیر و یا زکریا سیچین فقط بیماران روانی هستند که چرندیات مغزی خود را به صورت پیامهایی از فضا منتشر می کنند.  اما تا جایی که به من مربوط می شود این موجودات وجود دارند و شاید فقط درصد کمی از این مدعیان بیماران روانی و چند شخصیتی باشند.
سوال بعدی که مطرح می شود این است که پس چرا و چگونه هر گروه و دسته ای حرفی می زنند و سوال دیگری که چند نفر پرسیده بودند اینکه» پس چرا با ما تماس نگرفته اند «؟
برای همه این سوالات جوابهایی وجود دارد که در قسمت بعدی به آنها خواهیم پرداخت. انشاءالله.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com

در پي آواز پَر جبرئيل

به مناسبت روز بزرگداشت سهروردي
در پي آواز پَر جبرئيل
در ميان مكاتب مختلف فلسفه اسلامي، 3 مكتب از شهرت بيشتري برخوردارند كه عبارتند از: مكتب مشايي سينوي، مكتب اشراق و مكتب حكمت متعاليه. ابن‌سينا حكيم شهير ايراني نماينده اصلي مكتب اول و ملاصدرا نماينده اصلي مكتب حكمت متعاليه محسوب مي‌شوند. اما شهاب‌الدين سهروردي را شايد بتوان تنها نماينده مكتب خود؛ يعني مكتب اشراق دانست. در اين كه چرا مكتب اشراق به اندازه 2 مكتب ديگر پيرو ندارد دلايل بسياري را مي‌توان ذكر كرد، ولي توجه به همين مطلب كه سهروردي جان خود را پاي عقايد فلسفي خود داد، تا حد زيادي پاسخ سوال ما را آشكار مي‌كند. امروز، سالروز بزرگداشت اين حكيم شهيد است و در مطلبي كه اكنون مي‌خوانيد زندگي وآتار اين فيلسوف با بياني ادبي و زيبا توصيف شده است.

از صخره شدم بالا
در هر گام، دنيايي تنهاتر، زيباتر!
و ندا آمد: بالاتر، بالاتر!

«و بعضي از دوستان من از من درخواستند كه «صفت حضرت مَلك بگوي و وصف زيبايي و شكوه او»! و اگرچه به آن نتوانيم رسيد، بعضي موجز بگويم:

بدان كه هرگاه در خاطر خود جمالي تصور كنيد كه هيچ زشتي‌اي با او نياميزد و كمالي كه هيچ نقص؛ پيرامُن او نگردد او را آنجا يابيد كه همه جمال‌ها به حقيقت او راست. گاه نيكويي همه روي است، گاه جود همه دست است. هركه خدمت او كرد، سعادت ابد يافت و هركه از او اعراض كرد، خسر الدنيا والاخره شد.

و بسا دوستا كه چون اين قصه بشنود،گفت «پندارم كه تو را پري رنجه مي‌دارد يا ديو در تو تصرف كرده است. به خداي كه تو نپريدي، بل كه عقل تو پريد و تو را صيد نكردند، كه خرَد تو را صيد كردند. آدمي هرگز كي پريد؟ مرغ هرگز كي سخن گفت؟ گويي كه صفرا بر مزاج تو غالب شده است يا خشكي به دماغ تو راه يافته است. بايد كه طَبيخ افتيمون (نوعي طعام) بخوري و به گرمابه رَوي و آب گرم بر سرريزي و روغن نيلوفر به كار داري و دَر طعام‌ها افگني و از بيداري دور باشي و انديشه‌ها كم كني كه بيش از اين، عاقل و بخرد ديديم تو را. و خداي برما گواه است كه ما رنجوريم از جهت تو و از خَلَلي كه به تو راه يافته است.»

چون بسيار گفتند و چون اندك پذيرفتيم. و بَتَرين سخن‌ها آن است كه ضايع شود و بي‌اثر مانَد. واستعانت من با خداي است. «شهاب‌الدين سهرودي» (1)

جملاتي كه خوانديد بخشي از رساله‌ قصه مرغان شيخ شهاب‌الدين يحياي سهروردي فيلسوف و عارف بزرگ ايران زمين بود كه اين گونه دوستانش او را متهم به ديوانگي و جنون مي‌كنند. توگويي اين مساله هميشگي متفكران بزرگ تاريخ است كه نه تنها كسي نمي‌تواند آنها را در زمانه‌شان درك كند بلكه تحمل زنده بودن اين چنين فرزانگاني را نيز ندارند و سعي مي‌كنند با تهمت‌هاي متعددي چون كفر و بي‌ديني و… از شر وجود آنها (و در واقع از شر ناداني و سفاهت خود) خلاص شوند. اينان هميشه تنهايند و گويي تنهايي سرنوشت محتوم و مقدر آنهاست بقول استاد شفيعي كد كني:

گه دهر‌ي و گه ملحد و كافر باشد / گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد / بايد بچشد عذاب تنهايي را / مردي كه زعصر خود فراتر باشد

و البته فراتر از قوم و قبيله و عصر خود بودن نزد عوام گناه كمي نيست تا آنها را به اين گناه، شمع آجين‌ كنند يا بردار روانه سازند.

و اما سهروردي كيست؟

شهاب‌الدين يحياي سهروردي كه او را شيخ اشراق، شيخ شهيد، شيخ مقتول، شهاب مقتول هم مي‌خوانند، مرد يكتا و مجردي بود. نه هيچ يار و ياوري داشت و نه هيچ شيخي. نزديك 30 سالگي، از اين‌كه تا به اين سن و سال رسيده و هيچ‌كسي را نيافته است كه چيزي سرش بشود و يا دست كم همصحبت خوبي باشد گله مي‌كند. 38 سال قمري (37 سال شمسي) بيشتر عمر نكرد و بيشتر عمرش به سفر گذشت.

وي در سال 549 هجري قمري در قريه سهرورد نزديك زنجان به دنيا آمد و در آنجا به نزد مجدالدين جيلي تحصيلات اوليه خود را به پايان رساند. سپس به اصفهان رفت و تحصيلات عاليه علمي را نزد ظاهرالدين فارسي استاد امام فخررازي (متكلم و مفسر برجسته) به پايان رساند.

در مسافرت به حلب آوازه بحث و مناظره و تفوق علمي او به ظاهرشاه حاكم آنجا (پسر صلاح‌الدين ايوبي سردار جنگ‌هاي صليبي) رسيد. ظاهرشاه او را به نزد خود فراخواند و از بودن در كنار او و آموختن نكته‌هاي بديع از او لذت مي‌برد. اما اين كار موجبات خشم و كينه علماي قشري و ظاهربين را فراهم كرد و آنها به حاكم تذكر دادند كه صلاح نيست با اين جوان درويش يك لاقبا همنشين باشد ولي ظاهرشاه توجهي به اين تذكرات نمي‌كرد. حتي مجالس مناظره براي شهاب‌الدين و علما ترتيب داد تا به آنها نشان دهد كه اين جوان تنها، چه اعجوبه‌اي است در علم و دانش.

يكي از تهمت‌هايي كه علماي ظاهربين به شهاب‌الدين زدند اين بود كه: چرا در آثارت اين همه از دين زردشت سخن گفته‌اي و بر احياي ديني كه حتي آسماني بودن آن معلوم نيست كوشيده‌اي؟ و در مناظره‌اي به او گفتند اي شهاب‌الدين براي كسي كه به آثار تو آشنا باشد يا مدتي باتو نشست و برخاست كند، شيفتگي تو را به آيين منسوخ و نادرست ايرانيان پوشيده نمي‌بيند و تو چه پاسخي براي اين سوال داري؟

شهاب‌الدين در پاسخ گفت: «من معتقدم كه حضرت محمد (ص) سرور و سالار ما، خاتم پيامبران است. با دين او همه اديان گذشته منسوخ شده‌اند اما اين‌كه من در كتاب‌هايم فرزانگان پارس را مطرح كرده‌ام، هرگز به معني اقرار به حقانيت و منسوخ نشدن دين زردشت نيست. من همه جا آشكارا گفته‌ام كه آنچه براي من ارزش دارد حكمت فرزانگان ايران باستان است، نه تنويتي كه گروهي از مجوس آن را وارد آيين زردشت كرده‌اند. خود زردشت يك موحد بود و بسياري از فرزانگان ايران باستان يكتاپرست بودند. براي من حكماي ايران و يونان فرق ندارد. آنچه مهم است حكمت است و من در حكمت اشراق به احياي حكمت حكماي ايران زمين پرداخته‌ام، نه چيز ديگر! اين حكمت را افلاطون و حكماي پيش از وي نيز تاييد كرده‌‌اند كه از فرزانگان ايران باستان گرفته‌اند.» (2)

اما ظاهربينان از علما گوششان بدهكار اين حرف‌ها نبود. آنها وقتي ديدند تذكراتشان به ظاهرشاه كارگر نمي‌شود نامه‌اي به صلاح‌الدين ايوبي (پدر حاكم) نوشتند تا به پسر بگويد او را از ميان بردارد. اما ظاهرشاه به اين سخن پدر توجهي نكرد. ظاهربينان از علما بيكار ننشستند، اين بار نامه‌اي به صلاح‌الدين نوشته و خدا مي‌داند در آن چه تهمت‌هايي به شهاب‌الدين زدند و چه هشدارهايي به صلاح‌الدين دادند كه پدر اين بار در نامه‌اي به پسر يادآور شد اگر شهاب‌الدين را از ميان برندارد، خود از حكومت عزل مي‌شود.

شمس تبريزي (همان كسي كه مولوي غزلياتش را به نام او سروده است) مي‌گويد: «آن شهاب‌الدين را علمش بر عقلش غالب بود. عقل مي‌بايد كه برعلم غالب باشد، حاكم باشد. دماغ  كه محل عقل است  ضعيف گشته بود.» (3)

شهرزوري شاگرد نزديك شيخ در كتاب نزهه‌الارواح كه  شايد بهترين شرح حيات سهروردي باشد  در باب كيفيت قتل شهاب‌الدين مي‌گويد: «چون شيخ را اين حكم محقق گشت و حال را بر آن منوال ديد، گفت مرا در خانه محبوس سازيد و طعام و شراب ندهيد تا آن كه به الله كه مبداء كل است واصل شوم.» (4)

و اين‌گونه بود كه شهاب‌الدين سهروردي در جواني به همان سرنوشتي مبتلا شد كه صوفي مشهور و محبوب وي حلاج به آن دچار شده بود.

آثار شيخ اشراق

سهروردي با وجود كمي عمر، حدود 50 كتاب به فارسي و عربي نوشته كه بيشتر آنها به دست ما رسيده‌ است. نوشته‌هاي وي سبك جذابي دارد و از لحاظ ادبي ارجمند است و آنچه به فارسي نوشته از شاهكارهاي نثر اين زبان به شمار مي‌رود كه بعدها سرمشق نثرنويسي داستاني و فلسفي شده است. آثار وي از چند نوع است و مي‌توان آنها را به 5 دسته تقسيم كرد:

1- چهار كتاب بزرگ تعليمي و نظري كه همه‌ آنها به زبان عربي نوشته شده است. در سه كتاب تلويحات، مقاومات و مطارحات ابتدا از فلسفه مشايي به آن صورت كه سهروردي تفسير كرده و تغيير شكل داده، بحث مي‌شود و سپس بر پايه همين فلسفه، حكمت اشراقي مورد تحقيق قرار مي‌گيرد.و بالاخره شاهكار سهروردي حكمه‌ الاشراق است كه مختص به بيان عقايد اشراقي اوست. خود شيخ در مقدمه اين كتاب از كتاب‌هاي ديگري كه قبلاً نوشته است ذكري به ميان مي‌آورد و مي‌گويد: «حقايق و مطالب آن نخست براي من از راه فكر و انديشه حاصل نيامده است و بلكه حصول آنها به امري ديگر بود.» كه منظور همان ذوق و كشف و شهود باشد.

بدان كه هرگاه در خاطر خود جمالي تصور كنيد كه هيچ زشتي‌اي با او نياميزد و كمالي كه هيچ نقص؛ پيرامُن او نگردد او را آنجا يابيد

 

قطب‌الدين شيرازي در مقدمه‌اي كه بر اين كتاب نوشته مي‌گويد: «اين كتاب از يك سو شامل مهم‌ترين و سودمندترين مسائل حكمت بحثي و از سوي ديگر مشتمل بر والاترين و روشن‌ترين مسائل حكمت ذوقي است زيرا شيخ اشراق در هر دو بخش حكمت ذوقي و بحثي سرآمد بود. او را انديشه‌هايي ژرف و مقامي بس بلند است تا آنجا كه انديشه‌هاي دانايان به ژرفناي وي نرسيده است.» (5)

تلفيق حكمت بحثي و حكمت ذوقي با اتكا به تعاليم فرزانگان ايران باستان كه به گفته همه مفسران بارزترين و ارزشمندترين دستاورد شيخ و طليعه‌ احياي حكمت اشراق بوده است در اين كتاب صورت قطعي يافت.

2- سهروردي رساله‌هاي كوتاه‌تري به فارسي و عربي دارد كه در آنها مواد چهار كتاب سابق به زبان ساده‌تر و بصورت خلاصه توضيح داده شده است. از اين جمله است، هياكل النور، الالواح العماديه‌ (اهدا شده به عمادالدين) كه هر دو هم به عربي و هم به فارسي نگاشته شده، پرتونامه، في‌اعتقاد الحكماء، اللمعات، يزدان‌شناخت و بستان القلوب.

3- تحريرها، ترجمه‌ها، شرح‌ها و تفسيرهايي كه بركتاب‌هاي فلسفي قديمي‌تر و نيز بر قرآن كريم و حديث نوشته است مانند: ترجمه فارسي رساله‌ الطير ابن سينا، شرح براشارات ابن‌سينا، تاليف رساله‌ في حقيقه‌ العشق كه مبتني بر رساله‌ في العشق ابن‌سيناست و تفسيرهايي برچند سوره از قرآن و برخي احاديث.

4- دعاها و مناجاتنامه‌‌هايي به زبان عربي كه سهروردي آنها را الواردات و التقديسات ناميده است.

5- حكايت‌هاي رمزي و عرفاني. كه عبارتند از: 1- رساله‌ الطير (قصه‌ مرغان)، 2- آواز پر جبرئيل، 3- عقل سرخ، 4- روزي با جماعت صوفيان، 5- رساله‌ في حاله‌ الطفوليه، 6- رساله‌ في حقيقه‌ العشق يا مونس العشاق، 7- لغت موران.

اما متاسفانه مرتبه و ارزش اين آثار تاكنون چنان كه بايد شناخته نشده است. اين داستان‌هاي رمزي و حكايت‌هاي عرفاني پتانسيل آن را دارد تا جزو شاهكارهاي داستان كوتاه عرفاني در سطح جهان براي عامه مردم ترجمه و شناسانده شود. شايد اغراق نباشد كه بگوييم اين قصه‌هاي دل‌انگيز عرفاني اگر به زبان‌هاي انگليسي و آمريكايي ترجمه و شرح شود به اندازه ترجمه‌هاي مثنوي مولوي در جهان طرفدار پيدا مي‌كند خصوصا آن كه اين داستان‌ها كوتاه و مختصر و متناسب با ذائقه انسان اين عصر است. هركدام از اين حكايات در چند صفحه به نحوي اعجازگونه روايتي را بيان مي‌كنند. اين داستان‌ها قبل از آن كه داراي مفهوم و محتواي فلسفي باشند، قصه‌اند و شكل و ساختار داستاني آنها رعايت شده است. به گمانم اگر كتاب‌هاي فلسفي سهروردي به دلايلي امروز در دسترس ما نبود و ما تنها اين داستان‌ها را از وي در دست داشتيم، او را در سطحي به مراتب بالاتر از پائولوكوئيلو به عنوان راوي سفرهاي معنوي و روحاني بشر مي‌شناختيم.

سهروردي در اين داستان‌ها از سفر نفس در مراتب وجود و رسيدن به رستگاري و اشراق سخن گفته است. و هر يك از اين داستان‌ها صحنه و پرده‌اي است از حيات معنوي انسان كه جنبه عملي زيست انسان اشراقي را توصيف مي‌كند.

پا‌نوشت‌ها:

1. قصه‌هاي شيخ اشراق. شهاب‌الدين يحياي سهروردي، ويرايش متن: جعفر مدرس صادقي، نشر مركز، ص 7.

2. قلندر و قلعه (داستاني براساس زندگي شيخ شهاب‌الدين سهروردي)، تاليف دكترسيديحيي يثربي، نشر قو، ص 288.

3. مقالات شمس: شمس‌الدين محمد تبريزي، نشر مركز، ص 38.

4. به نقل از مجموعه مصنفات شيخ اشراق، جلد سوم، نشر پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ص 29.

5. حكمه الاشراق، شيخ شهاب‌الدين سهروردي، ترجمه و شرح از دكتر سيدجعفر سجادي نشر دانشگاه تهران، ص 4.

حسين نعمتي

شيخ اشراق و هستي شناسي انوار

شيخ اشراق و هستي شناسي انوار
آنچه هست؛ نور و ظلمت
سهروردي از جمله مهم‌ترين فلاسفه اسلامي است كه انديشه‌هاي او مورد توجه شرق‌شناسان و پژوهشگران غربي فلسفه اسلامي است. حكمت اشراقي سهروردي از چند جهت مورد توجه ويژه اين دسته از پژوهشگران است؛ از جمله اين‌كه او علاوه بر آثار و انديشه‌هاي اسلامي از حكمت به جا مانده از ايران باستان هم بهره گرفته و متاثر بوده است. همچنين سهروردي مراتب عالم در انديشه خود (كه به اعتقاد بسياري از متفكران از وجه مميزه‌هاي انديشه حكيمانه سنتي با تفكر مدرن است) را در قالب مراتب انوار تبيين كرده و به جاي استفاده از اصطلاحاتي همچون «وجود»، «ذات»، «ماهيت» و… اصطلاح «نور» را به عنوان اصطلاح كليدي و محوري فلسفه خود معرفي كرده است.

مطلبي كه هم اكنون مي‌خوانيد؛ ترجمه بخشي از مدخل «سهروردي» از دايره‌المعارف فلسفي استنفورد است كه در اين بخش، نويسنده هستي شناسي سهروردي را با توجه به اهميت عنصر «نور» در انديشه او تبيين كرده، سپس بحث كوتاهي نيز به اهميت عالم خيال در انديشه سهروردي اختصاص داده است.

محمد غزالي در يكي از آثار خود در حالي كه از اصطلاح نور در قرآن استفاده مي‌كند، از معرفت‌شناسي عرفاني بحث مي‌كند و حال آن‌كه سهروردي در حكمت‌الاشراق خود، يك هستي‌شناسي حقيقي و اصيل نور را طرح مي‌كند. در عين حال كه نور هميشه به خودي خود، متعين و متشخص است، نزديكي و دوري آن از نورالانوار واقعيت وجودي نوراني هر چيز را مشخص و متعين مي‌كند. نور از طريق فعاليت‌هاي قلمرو انوار قاهر و داراي مرتبه بالاتر فعال مي‌شود، به اين شكل كه در همه سلسله مراتب و درجات واقعيت، انوار پايين‌تر انوار مراتب بالاتر را طلب مي‌كنند و به اين طريق فعال مي‌شوند. (PI, 97.7-98.11) «واقعيت» حاصل از نورالانوار است و به واسطه نور اول و همه انوار لاحق بر آن كه فعل و انفعال روشنگرانه آنها موجب وجود (existence) همه چيز مي‌شود، آشكار ميگردد. از آنجا كه نور جديد با ديگر انوار موجود در تعامل است، جواهر روشن و تاريك ديگري خلق مي‌شود. «نور» هم انوار غير مادي و هم انوار جوهري؛ يعني نفوس غيرمادي (فرشتگان)، نفوس انسان‌ها و نفوس حيوانات را توليد مي‌كند. «نور» جواهر تيرهاي چون بدن‌ها را [نيز] توليد مي‌كند. نور مي‌تواند هم اعراض نوراني؛ مثل اعراضي كه در انوار غيرمادي و انوار فيزيكي موجودند، و هم اعراض تاريك را چه اين اعراض در انوار غيرمادي باشند و چه در ابدان، توليد كند. (PI,77.1-78.9)

حكمت انوار سهروردي دست‌كم مبتني است بر 2 اصل محوري كه نزد همه حكما طبقه‌بندي بنيادين موجودات محسوب مي‌شود (نور و ظلمت، جوهر و حالت، موجودات مستقل و موجودات وابسته.) والبورگ مي‌نويسد «اصل نخست خود شكلي از «اصل دليل كافي» (principle of sufficient reason) است و اصل امكان اشرف ناميده مي‌شود كه بر اساس آن، هيچ چيز بدون اين‌كه علتي از مرتبه بالاتر آن را ايجاد كرده باشد، نمي‌تواند موجود شود. (PI, 90.1-92.95) دومين اصل، اصلي ارسطويي است با عنوان عدم امكان نامتناهي بالفعل كه اگر اين اصل را به اصل اول ضميمه كنيم اين نتيجه حاصل خواهد شد كه «محال است تعداد مراتب و درجات موجودات، نامحدود باشد و لزوما موجود واحدي وجود دارد كه وجودش به خودي خود ضروري است؛ يعني همان واجب‌الوجود ابن سينا كه سهروردي آن را نورالانوار مي‌نامد. (5-24 : 2000 Walbridge)

سهروردي با توجه به مفهوم شدت نور، فرآيند دو لايه توليد نور را طرح مي‌كند. سلسله مراتب طولي و عرضي انوار غيرمادي محض، بنيان حكمت شهودگراي اوست. از نورالانوار نور اول صادر مي‌شود (كه اين مطابق با همان اصل [افلوطيني] است كه از واحد صرفا واحد صادر مي‌شود) و از نور اول، نور دوم و برزخ همه گير (يعني جسم اثيري) صادر مي‌شود و از نور دوم، نور سوم و برزخ دوم يا همان عالم اعيان ثابته صادر مي‌شود و به همين شكل روند صدور ادامه دارد. اولين سلسله طولي انوار، يادآور فرآيند مشايي ابن‌سينايي تجلي آگاهي است، اما سهروردي تعداد اصول فعال را افزايش داد، يعني همان چيزي كه موجب شد ابن‌رشد هستي‌شناسي ابن‌سينا را محكوم به نوافلاطوني بودن كند. بدينسان تعداد انوار قاهر سهروردي به تعداد ستارگان افلاك بدون تغيير و ثابت است.

سلسله مراتب طولي [يا عمودي] انوار با سلسله مراتب عرضي[ يا افقي] انوار در فعل و انفعالاند. اين دومين سلسله از انوار مدبره واجد عناصري از فرشته‌شناسي باستان (مراتب معناشناختي فرشتگان و عرفان زرتشتي) و نوعي از صور و ايده‌هاي افلاطوني است. هر يك از اين انوار افقي [عرضي] يك رب‌النوع مي‌شود، و رب‌النوع موجودي مستقل و منور و نوعي ثابت است و كاركرد آن در حكمت سهروردي مشابه صور [يا ايده‌ها] در فلسفه افلاطون است، از آن حيث كه بر اشيايي كه همنوع آن هستند حاكم است (يعني يك كلي صرف نيست)؛ همچون انواع اجسامي كه افلاك آسماني و موجودات تحت‌القمر، از جمله نفوس انسان‌ها را به حركت در مي‌آورند. اجسام جهان زيرين [مادي] در نتيجه فعل و انفعال انوار طولي [يا عمودي] و عرضي [يا افقي] ايجاد مي‌شوند. اين انوار طولي [عمودي] و عرضي [افقي] از حيث ساختاري به واسطه قاعده عشق، عشقي كه انوار پست‌تر به انوار عالي‌تر دارند، و قاعده سلطه، سلطه‌اي كه انوار عالي‌تر نسبت به انوار پست‌تر دارند، با يكديگر در ارتباطند. سلسله دو بعدي انوار مفهوم غيرخطي جديدي از عليت متافيزيكي را معرفي مي‌كند.

تكثر موجودات متافيزيكي موجب افزايش فاصله هستي شناختي بين نورالانوار و جهان تحت‌القمر است، ضمن اين‌كه در عين حال نگرش كل‌گرايانهتري را نسبت به واقعيت ايجاد مي‌كند، چراكه نور ريشه در مركز آن دارد. مفاهيم شدت و درجه‌بندي نور، به همراه مفاهيم حضور و خود متجلي، مفاهيم محوري حكمت سهروردي است. شدت نور مطابق است با درجه خودآگاهي، همچنان كه خودآگاهي نورالانوار محيط بر همه واقعيت است. بعدها ملاصدرا عنصر درجات و شدت انوار فلسفه سهروردي را گرفت و هستي‌شناسي خود را كه مبتني بر درجات وجود (existence) (به جاي نور) همه موجودات (beings) بود مطرح كرد، به نحوي كه هستي‌شناسي سهروردي را معكوس كرد و وجود را برتري داد و ذات [ماهيت] را مفهومي ذهني دانست.

عالم خيال

سهروردي حدود نيم قرن قبل از ابن‌عربي «عالم خيال» مستقل خود را معرفي مي‌كند، كه در كنار عالم معلوم، عالم روحاني و عالم مادي، چهارمين جهان است. عالم خيال سهروردي كه تشكيل شده از سايه‌هاست، همچون برزخ يا قلمرويي واسطه بين عالم نور محض و عالم ظلماني اجسام فيزيكي عمل مي‌كند و در جايي بين اين عالم ظلماني و عالم انواع صور افلاطوني (انوار افقي/ عرضي)، كه احتمالا پايين‌ترين سطح جهان انفس است، قرار دارد.

در جهان خيالي موجودات به نحوي واجد وجودي از آن خود هستند (برخي آنها قبل از به وجود آمدنشان در اين جهان واجد چنين وجودي هستند.) عالم خيال شامل تصاويري است كه داراي ماده نيستند و طرحي هستند از ارواح، اشكال در آينه‌ها، روياها و جهان‌هاي شگفت. (26 : 2000 Walbridge) جهان خيالي ماده معجزات را فراهم مي‌كند.

نويسنده: روكسان ماركوت
مترجم: سلمان اوسطي

كشف اسكلت مردي از قوم عاد

[ و به آن قوم عاد تمکین و قوتی دادیم که شما  را چنان ندادیم و با آنکه بر آنها چشم و گوش و قلب درک کننده قرار دادیم هیچ یک از آنها را از عذاب نرهانید…] سوره احقاف ۲۶

[ ندیدی که خدای تو با قوم عاد چه کرد؟ قومی که دارای قامتهای ستون آسا بودند و نظیر آنها از لحاظ قدرت بدنی در هیچ جای دنیا خلق نشده بود.] سوره فجر۶-۷-۸

[ ای پیامبر بگو در روی زمین گردش کنید و در عاقبت شوم آنان که آیات الهی را تکذیب کردند به دقت بنگرید.] سوره انعام ۱۱

 

 

http://www.slowmotiondoomsday.com/main.html

در ۲۲ آوریل ۲۰۰۴ میلادی استخوانهای عظیم الجثه ی انسانهایی مربوط به هزاران سال  پیش از زیر خاک بیرون آورده شد.

این حادثه در صحرای ربع الخالی در کشور عربستان  اتفاق افتاد.اطلاعات مربوط به آن توسط سازمان جاسوسی آمریکا C.I.A کاملا پاک شد و بعدها عکسهای گرفته شده را جعلی اعلام کردند.از خودتان بپرسید که چه لزومی دارد کشور عربستان به زور ناگهانی این اطلاعات را بیرون دهد و بعد آمریکا صحت آنها را انکار کند؟ این خودش دلیل بر واقعی بودن ماجراست.

خوشبختانه هیچ محقق و باستانشناسی خریدار این دروغ نشد و چندین کتاب در این باره نوشته شد.وجود این مخلوفات در تمام اسطوره های ملل به چشم می خورد و مجسمه ها و کتیبه های بسیاری از آنها وجود دارد.

از تاریخ ژاپن گرفته تا اسطوره ی گرشاسب و رستم و از موجودات غول پیکر آمریکای لاتین  گرفته تا قوم عاد که در قرآن یادآوری شده اند همگی یک داستان را حکایت می کنند.

این اسکلت توسط باستانشناسی به نام سلام الوی اهل ریاض یافت شد و سپس گروههای حفاری کل ناجیه را کندند و این عکس از داخل هلیکوپتری از بالا گرفته شده است.

صحرای ربع الخالی صحرایی بی آب و علف است که هیچ چیز در آن نمی روید و این کاملا با گفته ی قرآن تطابق می کند که قوم عاد توسط صیحه ای آسمانی با به عبارت امروزی تر با بمباران اتمی با حتی بدتر از میان رفتند و بازماندگان قوم که پیامبر حضرت هود را پیروی کردند به جای امنی برده شدند توسط سفینه هایی که مامور بمباران قوم بودند.

بيگانه ای که در روسيه سقوط کرد

این نوغ از موجودات فضایی در سال ۱۹۹۶ در شهری نزدیک مسگو سقوط کرد.سرنشین آن پس از چند ساعت درگذشت و مامورین مخفی کا.گ.ب آن را برای تحقیقات بیشتر به آزمایشگاه خود بردند و دیگر خبری از آن شنیده نشد. تمام وب سایتهای مربوط به این خبر بسته شده است و اخبار آن سانسور .

سازمان جاسوسی روسیه یا همان کی.جی.بی K.G.B  به هر نوعی جلوی انتشار این خبر را گرفت.کاملا واضح است که چرا دولتها این اخبار را از مردم مخفی نگه می دارند. اول برای اینکه سر شما را گرم مسائل دیگری کنند و بتوانند به راحتی آزمایشهای خود را انجام دهند. دوم اینکه اگر به شما حقیقت را بگویند شما باور نخواهید کرد.

ru3.jpg

اهرام در سراسر دنيا

اهرام فقط متعلق به مصر و مکزیک نیستند بلکه در تمام نقاط دنیا ساخته شده اند و  دلیلش را اگر دوست داشتید بدانید به من ای میل بزنید ! اگر عکسها باز نشدند برایتان ای میل می کنم.

اهرام سودان-آفریقا

سودان-مه رو

اسپانیا

می سی سی پی-آمریکا

جزایر قناری

نیپور – عراق

ترکیه

چین

تبت

استرالیا

سالبری-انگلستان

 

ساردینیا-ایتالیا

مکزیک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: