بایگانی ماهانه: دسامبر 2009

نقاشی های قدیمی که حاکی از دیدن UFO داره !!

http://www.crystalinks.com/ufohistory.html

Advertisements

عکس موجود فضایی کرمان

سلام

این عکس موجود فضایی کرمان است که اول فکر کردند آدم کوچولو یا مومیایی است و وقتی فهمیدند تمام مدارک جمع آوری شد و تمام سایت ها خبر را از روی سایت برداشتند.من دقیقا یادمه چند سال قبل بود.

بشقاب پرنده ها زميني پرنده هاي جاسوس در خدمت اربابان قدرت


ترجمه و تنظيم: مژگان نژند
اشاره:
«بشقاب پرنده» ها در شمار «پرندگاني» قرار دارند كه پيوسته قوه تخيل انسان را به كار گرفته، مقالات، داستان ها و فيلم هاي بسياري را به خود اختصاص داده اند، چراكه به واسطه اشكال نامتعارف، نوع حركت، طريقه فرود و برخاست و ديگر ويژگي هاي خود به صورت معمايي غامض جلوه گر شده و در شمار ناشناخته هاي جذاب درآمده اند. ضمن اين كه، نياز افراد بشر- كه از نظام ها و وضعيت موجود كماكان ناراضي اند- به باور موجودات فرازميني هوشمندتر از انسان، پيوسته نقشي بسزا در تقويت قوه تخيل آنها ايفا كرده است. بهر صورت، اين گونه به نظر مي رسد كه تكنولوژي به كار رفته در اين «اشياي پرنده ناشناخته» با تكنولوژي «زميني» بسيار فاصله دارد، و قدر مسلم آن كه هيچ مدرك علمي تا به امروز وجود بشقاب پرنده ها و موجودات فرازميني را به اثبات نرسانده است.
اما، آيا اين «اشياي مرموز آسماني» و يا «اشياي فضايي نامتعارف» حقيقتاً ريشه در ديگر سيارات دارند، يا كه كاملاً «زميني» و در واقع نوعي از انواع هواپيماهاي جنگنده كاملاً سري و محرمانه اند كه صرفاً در مأموريت هايي ويژه و در راستاي بلندپروازي هاي «اربابان قدرت» به كار مي روند؟ اين سؤالي است كه در نوشتار ذيل سعي شده به آن پاسخ داده شود .
مشاهده هزاران «بشقاب پرنده» طي ساليان متمادي در آسمان بسياري كشورها پيوسته قوه تخيل انسان را به كار گرفته، سوداي كشف تمدني فرازميني و برقراري ارتباط با موجودات فضايي را در سرها پرورانده است. باورهاي مردمي هرچه كه باشد، پژوهشگران براي توضيح اين اشياي نوراني و نامتعارف سه نظريه ارائه مي دهند كه معروفترين آنها- كه به ويژه در آمريكا از طرفداران بسياري برخوردار است- بر وجود «بشقاب پرنده »ها به عنوان سفينه هايي فضايي دلالت دارد كه از سوي موجوداتي فرا زميني كه از نقاط دوردست فضا به كره زمين سفر مي كنند، هدايت مي گردند. در اين راستا، برخي پژوهشگران انديشه سفينه هاي فضايي را مردود شمرده، بشقاب پرنده ها را ساخته و پرداخته دست بشر مي دانند كه قادرند از طريق فركانس هاي خاص خود مغز انسان را تحريك كرده، آن را دچار توهم سازند. امكان ديگر اين كه، آنچه مردم «شئ آسماني پرنده» مي پندارند، در واقع درها يا سوراخ هايي هستند كه نقاط مختلف «فضاي زمان» را به يكديگر متصل ساخته، مورد استفاده موجوداتي هوشمند قرار دارند كه در فاصله زمان جابه جا مي شوند. برخي نيز براين باورند كه هوشي كه در پس بشقاب پرنده ها نهفته در بعدي ديگر از زمين پنهان است. پژوهشگران معتقدند كه تكنولوژي بشقاب پرنده ها تكنولوژي پيشرفته اي است كه توسط گروه هاي سري و مخفي دانشمندان توليد گرديده و از توانايي هاي واقعي علم شناخته شده و مكشوف بسيار فراتر مي رود. اما، هيچيك از اين انديشه ها به واقع مستند نيست. آن دسته از پژوهشگران كه به واقعيت وجود بشقاب پرنده ها ترديد مي ورزند، ذهن انتقادي خود را بيشتر معطوف نظريه نخست مي سازند. آنها تأكيد دارند كه فاصله عظيم موجود ميان ستارگان و سيارات هرگونه سفر بين آنها را غير ممكن مي سازد. اين «بدبينان» بر اين باورند كه توصيف هاي متعددي كه براي «اشياي آسماني پرنده» و سرنشينان آنها ارائه گرديده، بدان معناست كه گروه هايي از «موجودات فرازميني» درحال ديدار از كره زمين هستند، نظريه اي كه به ديد آنها امكان ناپذير مي نمايد. به علاوه، اين موجودات در اين صورت فعاليت هاي خود را پنهان نداشته، حضور خود را به هر شكل ممكن بارز مي ساختند. و بالاخره، اشخاص بدبين براين مهم تكيه دارند كه هنوز هيچ سند و مدركي- مانند تصاوير واقعي و يا قطعاتي از فلزات به كار رفته در اشياي پرنده- دال بر وجود اين اشياي آسماني به دست نيامده است.
دومين نظريه كلي بر اين باور است كه بشقاب پرنده ها در واقع پديده هايي طبيعي اند. به عنوان مثال، صاعقه «گوي شكل» نمونه اي از پديده هاي نادر و كاملاً ناشاخته است. طرفداران نظريه نور بازتاب يافته از زمين مي گويند، فشار زمين بر پوسته آن سبب به وجود آمدن صاعقه گوي مانند يا به عبارت ديگر، طيف هاي نوري گاز جوي يونيزه، مي گردد. آنها معتقدند كه خواص اين گازها (كه پلاسما ناميده مي شوند) پيامدهايي عجيب و غريب براي اشخاصي كه سعي در نزديك شدن بدان را دارند، به همراه مي آورد. بدينسان كه، پلاسما مناطقي از مغز را تحريك كرده، ايجاد «توهمات زنده» مي كند كه مي تواند اساس موارد تصور «ربوده شدن» توسط «فرازميني»ها- همانگونه كه بسياري مدعي آن گرديده اند- قرار گيرد. اما، مخالفان مي گويند نظريه صاعقه «گوي شكل» تمامي داده ها را مدنظر قرار نمي دهد. آنها اين باور را مردود مي شمارند كه فشار زمين مي تواند پلاسمايي با ابعاد، شكل و طول مدت گزارش شده براي مشاهده اشياي آسماني پرنده، پديد آورد. آنها همچنين اين موضوع را زير سؤال مي برند كه توهم به وجود آمده براثر امواج الكترومغناطيسي مي تواند خاطراتي براي آنها كه «ربوده» شده اند، به جاي بگذارد.
و بالاخره، نظريه سوم بر اين باور است كه بشقاب پرنده ها حاصل عوامل رواني يا اجتماعي اند. بسياري از دانشمندان، به ويژه آنها كه در شمار بدبين ترين اند، تاكيد مي كنند كه تمامي مشاهدات در واقع از درك اشتباه پديده هاي طبيعي حاصل گرديده، و يا اين كه هواپيماهاي متعارف اند. آنها معتقدند، اين توهمات از عدم آگاهي فرد شاهد، رفتار احساسي او، سلامت روانش و حتي شرايط اجتماعي خصمانه اي كه بر مكانيسم هاي ادراك فرد تأثير گذارند، سرچشمه مي گيرد.
پژوهشگران ديگري نيز معتقدند كه استرس و دگرگوني هاي جامعه مدرن در غرب براي بسياري اشخاص اين نياز را به وجود مي آورد كه با اشياي آسماني پرنده و يا موجودات فرازميني تماس برقرار سازند. آنها مي گويند نياز به وجود آمده واقعي است، زيرا كه جامعه مدرن با تنها گذاردن افراد و مأيوس ساختن شان ارزش ها و باورهاي سنتي آنان را ناديده شمرده است. در واقع، اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضايي پيشرفته به لحاظ تكنولوژيك، اين باور را در افراد به وجود مي آورد كه مي توانند به فرد و يا چيزهايي اعتقاد داشته باشند كه قادرند به بشريت درحل و فصل مسائل و معضلات موجود كمك كرده، انگيزه اي تازه براي ادامه زندگي در انسان ها پديد آورند.
فراي گزارشات متعدد كه از وجود بشقاب پرنده ها حكايت دارند، هم اكنون بسياري از دانشمندان فعالانه در جست وجوي زندگي هوشمند فرازميني اند، كه اين نيز به كمك تلسكوپ هاي قدرتمند و برنامه هايي به منظور دريافت امواج ارسالي از سوي ديگر تمدن هاي پيشرفته صورت مي پذيرد. يكي از نخستين پروژه هاي اجرا شده در اين راستا- كه مجموعاً «SETI» (Search for Extra- Terrestrial Intelligence) نام گرفته اند-پروژه «اوزما» (Ozma)، يك پروژه استراق سمع است كه «فرانك دريك» اخترشناس آن را به اجرا درآورد. او در جست وجوي خود بر معادله اي اتكا داشت كه براساس آن هفت عامل به منظور محاسبه رقم احتمالي تمدن هاي پيشرفته به لحاظ تكنولوژيك كه قادر و خواستار آن باشند كه امواج راديويي زمين را دريافت دارند، به كار گرفته مي شود. اين عوامل شامل نرخ تولد ستارگان جديد، رقم سيارات موجود در اطراف يك ستاره، سياراتي كه از قابليت پذيرش زندگي برخوردارند، محيط هاي مساعد زندگي هوشمند، جوامع فضايي مرتبط با يكديگر و مدت زمان لازم براي چرخش حيات يك تمدن، مي شوند.
حل معادله «فرانك دريك» اين نتيجه را عايد مي سازد كه 250 تمدن فرازميني در كهكشان وجود دارد كه مايل به برقراري ارتباط راديويي با زمين هستند. اگرچه اين معادله هنوز چيزي را به اثبات نرسانده، اما بسياري از اخترشناسان مدعي اند كه احتمال وجود زندگي فرازميني بسيار است.
بسياري نيز براين مهم تاكيد دارند كه با توجه به سرعت نور (300 هزار كيلومتر در ثانيه) و اين كه نزديكترين كهكشان به ما «آندروما» است كه لبه آن تا كره زمين 2 ميليون سال نوري فاصله دارد، احتمال اين كه موجوداتي از ساير كهكشان ها به زمين آمده باشند، در عمل غيرممكن مي نمايد. و با فرض براين كه چنين موجوداتي به لطف تكنولوژي برتر خود به زمين نزديك شده باشند، منطقي وجود ندارد كه نشان دهنده آنها صرفا با هدف ايجاد رعب و وحشت در زمين دراين كره فرود آمده و سپس به سياره خود بازگشته اند. اين دانشمندان براين اساس زندگي فرازميني را كاملا مردود مي شمارند.
نظريه اي كه بيش از باقي نظريه ها اين ديدگاه را نمايان مي سازد، نظريه «انريكو فرمي» است كه با نام «پارادوكس فرمي» شناخته مي شود و به موجب آن، چنانچه زندگي فرازميني حقيقتا در عالم كيهاني وجود مي داشت، موجودات فضايي تاكنون به زمين آمده بودند، چرا كه عمر زمين زمان و فرصت لازم براي پيوستن به زمينيان را براي آنها فراهم مي آورد.
و اما، بشقاب پرنده چيست؟
بشقاب پرنده يا «يوفو» (Unidentified Flying ObjectUFO شيئي پرنده است كه تاكنون بارها در آسمان بسياري كشورها مشاهده گرديده و شكل ظاهر، سرعت و نوع حركت، نورفشاني و ديگر ويژگي هاي آن حكايت از تكنولوژي بسيار پيشرفته دارد. اين «معما» هاي آسماني به بسياري نام ها، از جمله «بشقاب پرنده ها» (Flying Sauras)، «اشياي مرموز آسمان» (Skyصs Mysterious Objects)، «اشياي فضايي نامتعارف» (Unconventional Areal Objects) و … خوانده مي شوند.
اما، در فرهنگ عمومي واژه «يوفو» عموما به آنچه «سفينه فضايي فرازميني» فرض مي شود، اطلاق مي گردد. حال، اگرچه تمامي «يوفو» ها را «بشقاب پرنده» مي خوانيم، اما صورت ظاهر اين «پرنده »ها يكسان نبوده و به اشكال گوناگون، از جمله به شكل ديسك، بيضوي، دوكي، استوانه اي، مثلثي و مخروطي مشاهده گرديده اند.
«يوفو»ها در گذشته بسيار مشاهده شده اند، اما تعداد گزارشات در مورد رؤيت اين اشياي پرنده از سال هاي دهه 0195 به ويژه در آمريكا افزايش يافته است. طبق اسناد سازمان ملل، از سال 7194 بيش از 015 ميليون تن به مشاهده «يوفو»ها شهادت داده اند. هرچند كه، بسياري اوقات موشك هاي پرتاب شده به وسيله هواپيماها، همچنين ماهواره ها، شهاب سنگ ها، ابرهاي نوراني كه در ارتفاع پايين قرار مي گيرند، نورهاي حاصل از سوختن ماهواره ها در جو، گلوله هاي منور نظامي، بالون ها، ستارگان درخشان، نورافكن ها، هواپيماهاي بدون خلبان و بسياري چيزها و پديده هاي ديگر نيز «بشقاب پرنده» تلقي شده اند. ضمن اين كه، در پهنه بيكران آسمان كه ميليون ها جرم نوراني را در خود پنهان دارد، غالبا رصدگران با مشاهده اجرامي چون سيارات «مشتري» و «زهره» و يا هر جرم نوراني ديگر، تصور مي كنند كه بشقاب پرنده اي را پيش رو دارند.
طي جنگ جهاني دوم (9193 تا 5194)، خلبانان بسياري گزارش دادند در پروازهاي خود با شئي عجيب و غريبي روبرو شده اند كه بر هواپيماي آنها سايه افكنده بود. در 42 ژوئن 7194، «كنت آرنولد» خلبان يك هواپيماي مسافربري، در گزارشي فاش كرد ناوگاني از 9 شئي پرنده گرد را مشاهده كرده كه همانند نعلبكي هايي كه بر روي آب سر مي خورند، حركت مي كردند. نام «بشقاب پرنده» نيز از همين گزارش سرچشمه مي گيرد. اما، درنهايت برخي تحقيقات نشان داد كه اين «اشياي پرنده آسماني» در اصل بالون هاي هواشناسي يا اجرام شهاب سنگي بوده اند.
از سال 7194، اشياي آسماني ناشناخته در غالب نقاط جهان مشاهده گرديده اند. امروز به رغم بسياري ادعاها مبني بر اين گونه مشاهدات و حتي تماس با موجودات فرازميني سرنشين بشقاب پرنده ها، دانشمندان تأكيد دارند كه حيات صرفا در زمين وجود دارد و بس.
بشقاب پرنده يا هواپيماي نظامي؟!
«نيك كوك»، روزنامه نگار انگليسي و كارشناس هواپيماهاي نظامي، در گزارشي تحت عنوان «اسناد محرمانه» كه در اكتبر 5200 از شبكه «كانال4« انگليس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازي هاي آلمان ذكر مي كند و خاطرنشان مي سازد: در زمان جنگ جهاني دوم، دانشمندان آلماني در يك پايگاه زيرزميني فوق سري در لهستان بر روي پروژه هايي چون «نيروي ضدگرانش» و نيز ساخت ديسك هاي پرنده كار مي كردند. اما، در پايان جنگ آمريكايي ها اين دانشمندان (و تكنولوژي هاي آنان) را با خود به آمريكا بردند.
«نيك كوك» در ادامه گزارش خود مي گويد: مقامات آمريكايي با هدف پنهان نگاهداشتن آزمايشات خود بر روي هواپيماهاي جديد نظامي از جمله «يو2» بر فراز اتحاد شوروي، حتي باور فرضيه موجودات فرازميني را در رسانه ها مورد تأييد قرار دادند. وي در پايان تصريح مي كند كه به رغم بسياري مشاهدات، اشياي آسماني ذكر شده در غالب گزارشات در اصل هواپيماهاي نظامي با اشكال غيرمتعارف و عجيب و غريب بوده اند.
در «پايگاه 15» چه مي گذرد؟
«پايگاه 15» يا «منطقه 15» گستره اي جغرافيايي در «نوادا»ي آمريكاست كه «دريم لند» (Dreamland)، «واترتاون» (Water Town)، «رنچ» (Ranch)، «پارادايز رنچ» (Paradise Ranch)، «فارم» (The Farm)، «باكس» (The Box)، «گروم ليك» (Groom Lake)، «نورلند» (Neverland) و يا «داير كتوريت فور ديولوپمنت پلانز اريا» (The Directorate for Devrelopment Plans Area) نيز خوانده مي شود، و درواقع پايگاهي نظامي را در خود پنهان دارد كه كاملا محرمانه و فوق سري است. «پايگاه 15» در اصل سري ترين پايگاه جهان است كه صرفا به طراحي، ساخت و آزمايش انواع هواپيماهاي فوق پيشرفته با اشكال گوناگون مربع، مثلثي شكل، گرد و… مي پردازد.
«منطقه 15» مستطيلي است به وسعت 515 كيلومترمربع در ناحيه «لينكلن» نوادا، در حدود 016 كيلومتري شمال غربي «لاس وگاس». اين منطقه بخشي از سرزميني پهناور است كه 21 هزار و 014 كيلومترمربع وسعت دارد و به «NAFR» (Nellis Air Force Range) يا «رسته نيروي هوايي نليس» متعلق است.
پايگاه نظامي «گروم ليك» كه به دليل آن كه در بستر خشك شده درياچه اي بدين نام بنا گرديده، اينگونه خوانده مي شود، پايگاهي متعارف نيست و ناوگان جنگنده هاي شناخته شده آمريكا نيز در آن ديده نمي شود، بلكه مكاني است كه صرفا به آزمايش دستگاه هاي جديد و نامتعارف اختصاص يافته است. علاوه بر اين، تعدادي هواپيماي ساخت شوروي نيز- كه به طرق گوناگون به دست آمده اند- به منظور تحقيق بر روي آنها و آموزش خلبانان آمريكايي به اين پايگاه انتقال يافته اند.
«گروم ليك» در زمان جنگ جهاني دوم مكاني براي تمرينات تيراندازي و بمباران ها محسوب مي شد، اما پس از آن تا سال 5195 متروك باقي ماند و سپس شركت «لاكهيد» آن را مكاني ايده آل براي آزمايش هواپيماي جاسوسي «يو2» خود يافت، چرا كه بستر خشك درياچه باندي مناسب براي فرود دستگاه ها به نظر مي رسيد و كوه هاي دره «اميگرنت» و نيز محدوده امنيتي «نليس» آزمايشات را از چشمان كنجكاو پنهان مي داشتند.
«پايگاه 15» امروز سري ترين پايگاه جهان به شمار مي رود، و در اين كه حافظ اسرار مملكتي آمريكاست ديگر هيچ ترديدي باقي نيست. اين پايگاه در نقشه هاي رسمي منطقه به هيچوجه انعكاس نيافته، ورود به منطقه آن نيز اكيداً ممنوع است. وجود اين پايگاه در 81 آوريل 0200 و هنگامي علني شد و رسماً مورد تأييد قرار گرفت كه مجموعه تصاويري از آن- كه توسط ماهواره مشترك يك شركت خصوصي آمريكايي به نام «اريال ايميجز»(Aerial Images Inc.)و آژانس فضايي روس تهيه شده بود- در سايت اينترنتي «تراسرور» انتشار يافت. تا پيش از اين، دولت آمريكا حتي وجود پايگاهي به اين نام را مردود مي شمرد. به هرشكل، اين پايگاه تا به حدي سري و محرمانه است كه حتي نيروهاي نظامي متعارف آمريكا نيز حق ورود به منطقه آن را ندارند.
و اما، آغاز واقعي ماجراي «گروم ليك» به بهار سال 5195 بازمي گردد. در آن زمان، سازمان «سيا» به دنبال مكاني بود تا بتواند آسوده خاطر به آزمايش هواپيماي جاسوسي جديد شركت «لاكهيد» (U2) بپردازد. آزمايش اين دستگاه بايد پنهان از ديد كنجكاو و در مكاني انجام مي پذيرفت كه باند فرودي طويل و مقاوم در برابر وزن دستگاه جديد، و نيز ذخاير سوخت بسيار مي داشت، و به منظور تداركات نيز در جوار نهادي نظامي مي بود. بدين منظور، طبيعتاً ابتدا پايگاه «ادواردز»- كه به آزمايش بر روي انواع هواپيماهاي آزمايشي اختصاص داشت- مدنظر قرارگرفت. اما، باتوجه به معروفيت پايگاه و سطح امنيت لازم براي آزمايشات «سيا»، اين پايگاه موردقبول واقع نگرديد.
علاوه بر «يو2»، پروژه هاي «اس آر-17» و «اف-711» و بسياري پروژه هاي ديگر نيز در «منطقه15» به آزمايش گذارده شده اند. همگان بر اين پندارند كه محل «گروم ليك» به نيروي هوايي وابسته است، چراكه «نليس» يك پايگاه هوايي است. درواقع، «منطقه 15» تحت كنترل كامل نيروي دريايي آمريكا قرار دارد.
شايان ذكر است كه، بسيار پيش از آن كه رسانه ها و متخصصان امور بشقاب پرنده ها از اشياي پرنده ناشناخته سخني به ميان آورند، «منطقه 15» علاوه بر آزمايشات محرمانه بر روي سيستم هاي نوين پروازي و سلاح هاي فوق سري، يا به عبارت ديگر «پروژه هاي سياه» خود، به كار آزمايشات هسته اي نيز مي آمده است.
بهرصورت، پنهان كاري دولت آمريكا در باب «پايگاه 15» تا بدان حد است كه سبب به وجود آمدن روايات و افسانه هاي بسيار گرديده است. ازجمله اين روايات نيز، حفظ بقاياي يك سفينه فضايي و سرنشينان فرازميني آن در محلي در پايگاه است كه گفته مي شود در سال 7194در «راسول» نيومكزيكو سقوط كرده است. از ديگر حكايات موردعلاقه عموم، وجود قرارگاهي به منظور تماس با موجودات فضايي، آزمايش تكنولوژي هاي غيربشري، آزمايش كنترل آب و هوا و يا سفر در زمان است.
اما، اين روايات تا چه اندازه به حقيقت نزديك اند؟ تا اوايل سال هاي دهه 0198، پيش رفتن تا حوالي «گروم ليك» با هدف مشاهده پايگاه از فاصله دور، امكان پذير بود. اما، در اواسط سال هاي دهه 0198 ارتش آمريكا كوه هاي «گروم» را نيز به تصرف خود درآورد و به اين ترتيب، منطقه از نقشه هاي جغرافيايي كاملاً پاك گرديد.
و اما، اين منطقه صرفاً براي كارشناسان بشقاب پرنده ها جالب توجه به نظر نمي رسد، چراكه «استالين» نيز در زمان خود بسيار مراقب تحركات آن بود. بدين ترتيب، روس ها تصاوير ماهواره اي متعددي از آن تهيه كرده اند كه برخي از آنها همين اخيراً تهيه شده است. و نه فقط «استالين» ،كه شركت هاي خصوصي آمريكايي نيز سعي در فراهم آوردن تصاوير اين پايگاه داشته اند، و بسياري از اين تصاوير نيز در اينترنت انتشار يافته است. آنچه با مشاهده تصاوير مزبور تعجب را برمي انگيزد، فقدان هرگونه فعاليت در سطح پايگاه است. نتيجه آن كه، كليه پژوهش ها در زيرزمين انجام مي پذيرد. منطقه نيز كاملاً خشك و بي آب وعلف است، كه وضعيتي ايده آل براي انجام تحقيقات نظامي به حساب مي آيد. در اين حال، اقدامات امنيتي بسيار چشمگير به نظر مي رسد، چراكه مسئولان شركت خصوصي مسئول مديريت پايگاه از هيچ كوششي- اعم از نصب موشك هاي زمين به هوا، ردياب هاي تحركات روي زمين، دوربين هاي نظارتي و…- براي تضمين امنيت آن فروگذار نبوده اند. خلبانان، چه نظامي و چه غيرنظامي، درصورت پرواز بر فراز اين پايگاه با خطر ازدست دادن مجوز خود مواجه مي گردند. نزديك شدن به آن نيز حمله هلي كوپترها و خودروهاي گشتي را به دنبال دارد.
مشاهدات عجيب و غريب
در اوت 9198، «كريس گيبسون» مهندس تجسس هاي نفتي و عضو «گروه ديدبان سلطنتي انگليس»، دستگاهي مثلثي شكل را برفراز درياي شمال مشاهده كرد كه در حال سوختگيري در آسمان بود، و دو هواپيماي «اف-111» نيز آن را همراهي مي كردند. پس از آن معلوم گرديد كه مكان مزبور محلي ممتاز براي رؤيت دستگاه هاي پرنده سري و غيرمتعارف است، و تمامي ماجراهاي «منطقه اي» نيز از همين نقطه آغاز مي شود.
بدين ترتيب، چيزها و اشياي عجيب و غريب متعددي در منطقه مشاهده مي گردد، كه انواع نور و اشياي مثلثي شكل از آن جمله اند؛ كه اگرچه غيرقابل رديابي توسط رادارها هستند، اما شاهدان عيني بسياري آنها را به چشم خود ديده اند.
در سال 5199، نوار ويدئويي يكي از دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» پنهاني در اختيار متخصصان بشقاب پرنده ها قرار گرفت كه در آن دستگاهي فلزي در حال برخاستن به سوي آسمان مشاهده مي شد. اين تصاوير سپس مورد تأييد بسياري از تحليلگران نظامي متخصص در امور دفاعي- از جمله «بيل سوئيتمن»، كارشناس تكنولوژي هواپيماهاي «فرتيف»- قرار گرفت. در سال 6199، خبرنگاران برنامه تلويزيوني «اسلايتينگز» دستگاه فيلمبرداري شده توسط دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» را با يكي از اشياي پرنده فيلمبرداري شده در آسمان مكزيك به هنگام ماه گرفتگي سال 1199 مقايسه كرده، دو شئي را يكسان يافتند و چنين نتيجه گرفتند كه بشقاب پرنده هايي كه بر فراز مكزيك و «نليس» مشاهده شده اند به احتمال قوي بخشي از برنامه نظامي سري ارتش آمريكا را تشكيل مي دهند.
در 31 مارس 7199، يك شئي پرنده به شكل حرف «وي» لاتين(V) در حال پرواز بر فراز شهر «فنيكس» آريزونا فيلمبرداري شد. تجزيه و تحليل اين فيلم ويدئويي سپس نشان داد كه اين شئي پرنده ساختار دستگاهي را دارد كه در 9 مكان متفاوت فيلمبرداري شده است. بيش از 020 شاهد عيني حضور اين شئي پرنده را گزارش دادند. كارشناسان نظامي سپس تأييد كردند كه «پرنده» ناشناخته از «منطقه 15» برخاسته است.
بدينسان، اشياي پرنده بسياري از اين منطقه به پرواز درآمده اند، و اين پروازها گاه با ناپديد شدن پرسنلي كه شب هنگام در پايگاه به مشاهده آنها پرداخته بودند، همراه بوده است. چرا كه، «منطقه 15» از سيستم امنيتي خوف آوري برخوردار است و توسط گروهي از «كلاه سبزها» مخافظت مي شود. اخيرا، نيروي هوايي آمريكا كنترل تپه اي در نزديكي «گروم ليك» را به دست گرفته است كه بر تأسيسات پايگاه مشرف بوده، به هر فرد كنجكاوي اجازه مي داد پايگاه را به طور كامل مشاهده كند. يك تصوير ماهواره اي شوروي كه در سال 9198 تهيه گرديده، مجتمعي را در يك سمت پايگاه نشان مي دهد كه از سيستم امنيتي بالايي برخوردار است، اما نوع فعاليتي كه در آن صورت مي پذيرد مشخص نيست.
در سال 9198، يك تكنسين سابق پايگاه به نام «باب لازار» از فعاليت اشياي پرنده بر فراز «منطقه 15» پرده برداشت، و حتي افزود كه نيروي هوايي آمريكا فعالانه تمامي تلاش خود را بر روي تكنولوژي فرازميني متمركز ساخته است. وي محل اين فعاليت را نيز ناحيه فوق سري «4«S واقع در داخل «منطقه 15» در نزديكي درياچه «پاپوز» ذكر كرد. او علاوه بر اين به منظور كسب محبوبيت بيشتر مدعي شد كه موجودات فرازميني به همراه بشقاب پرنده شان در اين مكان نگهداري مي شوند. اما، پس از آن معلوم گرديد كه گفته هاي وي كاملا بي اساس بوده است.
در سال 7199، «ديويد ادير» مهندس آمريكايي در امور فضا و دريا كه اشتهاري جهاني دارد، شهادت داد كه به هنگام اقامتي كوتاه در «پايگاه 15»، دو باند پرواز را مشاهده كرده كه هر كدام 3 هزار متر طول داشته است. وي همچنين تأسيساتي عظيم و همينطور رآكتوري را در زير زمين مشاهده كرده است كه ابعاد يك اتوبوس را داشته و هيچ پيچ و مهره و يا حتي محل اتصال قطعات بر روي آن مشاهده نمي شده است. و عجيب تر آن كه، انگار كه «حيات» داشته است، چراكه به تماس دست حساس بوده و به نظر مي رسيده كه نسبت به امواج واكنش دارد.
پژوهش هاي رسمي بسياري امروز پيرامون هواپيماهاي جنگي انجام مي پذيرد كه خلبانانشان صرفا به كمك الكترودها به مغز فرماندهي هواپيما متصل اند. در واقع، آنچه سبب واكنش دستگاه مي گردد، افكار خلبان است. رآكتور «منطقه15» در سال هاي دهه 0197 نيز مطابق با همين اصل ساخته شده و برحسب وضعيت روحي و احساسي فردي كه آن را لمس مي كرد، تغيير رنگ مي داد. در آن زمان، هيچ كشوري از اينگونه تكنولوژي برخوردار نبود.
منطقه فوق سري «4S»
اين منطقه در واقع در زير سلسله كوه هاي اطراف «پايگاه 15» نهفته و بنابراين پايگاهي زيرزميني است كه از ديد تيزبين ماهواره ها پنهان است. مي توان گفت كه «4«S سري ترين پايگاه جهان است و تحت تدابير شديد امنيتي محافظت مي گردد. بدين گونه كه، دوربين هاي نظارتي و ردياب هاي تحركات زميني تا شعاع 04 كيلومتري پايگاه را تحت پوشش دارند، و پرسنل آن نيز از حق صحبت درباره نوع فعاليت خود محروم بوده، در صورت شكستن سكوت در معرض خطر مرگ قرار مي گيرند. ورودي «4«S از 9 در خاكي رنگ تشكيل شده است و خود پايگاه نيز 9 بشقاب پرنده را در خود پنهان دارد. اين اشياي پرنده براي پروازهاي خود از سوختي ويژه استفاده مي كنند كه «عنصر 511» ناميده مي شود. پروازها نيز بدون كمترين صدا انجام مي پذيرد.
«عنصر511» عنصري ثابت و پايدار است كه خواص جالب توجهي دارد. مي توان از آن به عنوان سوخت رآكتورها استفاده و يا آن را به منشأ يك ميدان انرژي قدرتمند تبديل كرد. تمامي اين بشقاب پرنده ها دستگاه هايي را در خود جاي مي دهند كه «عنصر511» را به يك ميدان انرژي قدرتمند براي خنثي كردن نيروي جاذبه يا گرانش زمين مبدل مي سازد.
بشقاب پرونده ها «زميني»اند!
پاسخ هاي ارائه شده براي معماي «اشياي پرنده ناشناخته» در واقع دروغ هايي ديگر در خدمت اهداف آنهاست كه دوست دارند مردم را در راستاي منافع خود در ناآگاهي كامل نگه دارند. چرا كه، «اربابان قدرت» براي رسيدن به اهداف خود از هيچ كوششي فروگذار نيستند، هر چند كه اين تلاش ها كره زمين را به ورطه نابودي كشاند.
آيا «بشقاب پرنده»ها در حقيقت آخرين دستگاه هاي نظامي نيستند كه در خفا و به گونه اي كاملا سري و محرمانه ساخته شده اند؟ قدر مسلم آن كه، آمريكا تنها كشوري نيست كه تكنولوژي هواپيماهاي رنگارنگ و از جمله هواپيماهاي مثلثي شكل را تحت كنترل درآورده است. شايد نيز به همين خاطر است كه رقم شاهداني كه به عنوان مثال، اشياي پرنده مثلثي شكل را در آسمان رؤيت كرده اند، بسيار بيش از ديگر شاهدان بشقاب پرنده هاست.
در واقع، شركت هاي بسياري در سراسر جهان در ساخت بشقاب پرنده ها كوشيده اند. اما، شركت «ساراتف» در منطقه «ولگاي» روسيه كه كار خود را از بدو سال هاي دهه0199 آغاز كرده است، موفق به يافتن راه حل هايي ابتكاري گرديده، مهندسان آن به لطف شكل خاص بشقاب پرنده خود و نوآوري هاي تكنولوژيك بسيار ويژه، پاسخي براي يكي از مشكلات كليدي بشقاب پرنده ها كه لرزش آنها در وضعيت آب و هوايي نابسامان بوده است، يافته اند.
در اين حال، فرانسوي ها نيز «پايگاه 15» خود را دارند. پايگاه «آلبيون» در استان «پرووانس» فرانسه، پايگاهي فوق سري است كه در آغاز يك پايگاه موشك انداز هسته اي بوده، اما امروز يك پايگاه سري «فرازميني» است، اگرچه «متروك» به نظر مي رسد. يك افسر ذخيره اين پايگاه مي گويد، بسياري از خلبانان هلي كوپترهاي پايگاه بدفعات «بشقاب پرنده»ها را برزمين آن مشاهده كرده اند. ضمن اين كه، پرونده اي فوق سري درباره «اشياي پرنده ناشناخته» حاوي تصاوير اينگونه اشيا نيز در پايگاه «آلبيون» وجود دارد. و در كنار آن نيز، شايعات متعدد درباره موجودات فرازميني… و چيني ها نيز از غافله عقب نمانده، بشقاب پرنده اي ساخته اند كه 1/2متر قطر دارد و از راه دور كنترل مي شود.
در مجموع، دو نظريه هم اكنون درباره اين «پرندگان فلزي» وجود دارد. عده اي بر اين باورند كه دولت آمريكا سعي در توليد تكنولوژي هايي نظامي دارد كه قادر باشند در صورت وقوع منازعه اي جهاني پيروزي را نصيب اين كشور سازند. برخي نيز مدعي اند كه تهديد از جانب زمين نيست، بلكه از فضا مي آيد! اما، نظريه كلي بر اين باور است كه اين ناشناخته هاي پرنده نه از «زهره» مي آيند و نه از «مريخ» سرازير گرديده اند، بلكه ساخته و پرداخته دست بشرند و در راستاي اهداف پنهان و اسرار مگوي اربابان جهان به كار گرفته مي شوند.
منابع: سايت هاي – اووني- لوموند ديپلماتيك- انفودونت- لوپست- ويكيپديا- كانسپيرنسي واچ- دزانسيكلوپدي ويكيا- اووني آنلاين- باز15- فوتووني فري- ويكيو- جاناتان درودر يي مونسيت- – استروسرف- يا بيلادي- زن بلاگز- – بيزاروس- ژس مارسل فري- اووني زبلاگ- سكرت باز.

ترجمه و تنظيم: مژگان نژند

 
عکسهای منطقه 51

http://www.kayhannews.ir/880923/12.htm

توقف ضربان قلب توسط دکتر سالم جعفری با استفاده از نیروی تمرکز

http://www.bineshmavara.com

این قسمت را که مشاهده می کنید کاری است که بنده در تیر ماه سال ۱۳۸۶ زیر نظر فوق تخصص قلب و عروق جناب دکتر محمد جواد معتمد انجام دادم .بنده طی ۶ ماه تمرینات طاقت فرسا و مکرر قدرتی را بدست آوردم که طی [ ادامه مطلب ]


<!—-><!–
–>4564566565

 

 

من سالم جعفری متولد ۱۳۶۰ ، رئیس هیئت مدیره موسسه یبینش ماورایی و مدیراین سایت  هستم. دارای مدرک فوق لیسانسه روانشناسی عمومی ،دکترای تجربی متافیزیک از آمریکا و

الان دیگه تقریبا ۱۳ سال است که در زمینه ی علوم متافیزیک چه علوم قدیم مثل سیمیا هیمیا لیمیا جفر اوفاق کریستالومانسی جیومانسی  علم اعداد و حروف استرولوژی فراست انسانی ریاضتهاوفرمولهای خاص علوم غریبه و …. و چه در علوم جدید مثل هیپنوتیزم مدیتیشن مانیه تیزم هاله شناسی بحثهای روح شناسی تله پاتی فرافکنی کالبدی ریلکسیشن چاکراها و…..مشغول فعالیت

هستم و ۳۷ رشته ی این علوم رو به صورت کامل کار کردم البته با وقت تحقیق  تمرین  و زحمت  شبانه روزی .

به جایی رسد دانش من         که همی میدانم که نمی دانم

در این مدت بیش از ۲۰۰۰ شاگرداعم از قشر ورزشکاران پزشکان دانشجویان و… در زمینه ی علوم جدید داشتم که همچنان هم این اموزشهادر قالب موسسسه ی بینش ماورایی برقرار است (بنا به دلایلی در زمینه ی علوم قدیم اموزشی نداریم)این سایت هم که مشاهده میکنید بزرگترین سایت متافیزیک دنیا با بیش از ۴۰۰۰ صفحه محسوب میشود که راه اندازی اون بیش از یکسال زمان برده که سعی کردیم با این سایت هم غبار خرافات را با دادن اگاهی از اذهان زدوده و هم راهی باشد در راه معرفت به قدرتهای درونی و خودشناسی به همین دلیل نکات و مطالبی را در این سایت میبینید که بعضی از اونها حاصل همین ۱۳ سال تحقیق و زحمت بنده است. احتمالا از همه ی مطالب سایت همه نمیتونند استفاده کنند چون سایتو جوری تنظیم کردیم که برای همه قابل استفاده باشه هم برای یه استاد هم برای کسی که بخواهد از اول یه سری اطلاعات داشته باشه یه سری لینکهای روانشناسی رو هم به سایت اضافه کردیمکه روز به روز مطالب روانشناسی هم کاملتر و کاربردی تر خواهد شد. امیدوارم این سایت قدمی باشد ولو کوچک که ما بتوانیم به خود شناسی برسیم که همانا این مسبب شناخت سبب ساز ذات اقدس اللهی است.هر گونه سوال مشاوره پیغام و پیشنهادی را در رابطه با لینکهای داخل سایت یا تجربیاتی که در علوم متافیزیک دارید و علتشو نمیدونید  یا اسیبهای ماورایی و روانی رو به قسمت پرسش و پاسخ که در قسمت بالایی سایت است بفرستید .در اینجا جا داره به روح پاک اساتیدم که الان در قید حیات نیستند درود بفرستم. و از اینجا دست اونهایی رو که از محضرشون استفاده کردم میبوسم.شما عزیزی که وققتتو توی این سایت میذاری بدونید بدونید وبدونید که تمامه این علوم  ابزار است و هدف غایی خداست خدا.در همین لینک در قالب صحبتی با شما از این پس هر چند وقت یکبار تجربیات ۱۳ ساله ی خودمو اونهایش که میتونه کمک کنه بهتون رو مینویسم .امیدوارم در سیر اللهی خود همیشه موفق باشید.

 

این قسمت را که مشاهده می کنید کاری است که بنده در تیر ماه سال ۱۳۸۶ زیر نظر فوق تخصص قلب و عروق جناب دکتر محمد جواد معتمد انجام دادم .بنده طی ۶ ماه تمرینات طاقت فرسا و مکرر قدرتی را بدست آوردم که طی آن می توانستم عمل کنترل ضربان قلب و نبض که در این حالت هیچ گونه ضربانی در قلب و نبض وجود ندارد راانجام دهم. در ابتدا در سال ۱۳۷۸ که این موضوع را مطرح کردم سبب تمسخر بعضی از دوستان پزشک و یا غیر پزشک شد، زیرا به اعتقاد آنان به هیچ عنوان و تحت هیچ نیرویی نمی توان ضربان قلب و یا نبض را کنترل کرد البته شاید حق با آنان بود ولی من اطمینان داشتم به همین دلیل به پزشکان مختلفی مراجعه نمودم و هر کدام در ابتدا با تمسخر به این مسئله نگاه میکردند و وقتی به صورت واقعی با این قضیه روبرو می شدند دچار حیرت می شدند که چگونه امکان دارد شخصی بتواند که ضربان قلب خود را به اختیار کنترل کند در یکی از سمینارهایی که در دانشگاه علوم پزشکی جهرم داشتم و در مورد قدرت ذهن صحبت میکردم یکی از دانشجویان با صدای بلند گفت که آقای فلانی شما که این همه از قدرت ذهن صحبت میکنید آیا خودتان میتوانید عملی انجام دهید که نشانگر قدرت با لای ذهن باشد که ما به قدرت ذهن ایمان آوریم آخه هر کسی که در مورد علمی صحبت کند باید بتواند به صورت عملی اثبات کند ما تا حالا هر چه از اساتید مختلف دیده ایم حرف خالی و بدون عمل بوده در آنجا من برای نشان دادن قدرت ذهن انسان چند نفر از دانشجویان را هیپنوز کرده و عمل بی حسی موضعی را روی انان انجام دادم و دانشجویی را که تحت هیپنوز بود با فرو کردن سوزن در بدنشان بدون احساس هیچ گونه دردی به حضار نشان دادم البته بعد هم بدون خونریزی از نقطه خراش خورده ولی تصمیم گرفتم برای این که قدرت بالای ذهن انسان را به همگان به عنوان کسی که از قدرت ذهن دم می زند را نشان دهم. بنابراین بار دیگر تمرینات کنترل ضربان قلب را از سر گرفته و در سال ۱۳۸۵ به پزشکان مختلفی در مراجعه کردم که اکثرا به دلیل غیر ممکن قلمداد کردن موضوع همکاری نمی کردند تا اینکه جناب دکتر معتمد فوق تخصص قلب و عروق و مسوول بخش قلب بییمارستان ام ار ای شیراز موافقت کرد در مطب خویش این موضوع را بررسی کند چون خود ایشان به موضوعات ماورا الطبیعه اعتقاد داشت و مواردی هم دیده بود این عمل در نزد ایشان انجام گرفت و با تعجب وتایید ایشان همراه شد به مدت ۱ سال بنده زیر نظر ایشان آزمایشات متعددی را انجام دادم که همهُ  این آزمایشات تایید کنندهُ این امر بود که بنده میتوانم به اراد هُ  خویش ضربان قلب خود را از کار بیندازم یا به شدت در حالت آرامش افزایش دهم بنا به پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتم موضوع رسا نه ای شود با دکتر که در میان گذاشتم ایشان گفتند باید از دستگاه اکو کار دیو گرافی استفاده شود چون هم تصویر و هم صدای قلب را به خوبی بازتاب میدهد برای چندمین بار متوالی در بیمارستان ام ار ای در بخش قلب در مکانی که همه ی سیستمهای احتمای جلوگیری از خطر توسط پرسنل بیمارستان آماده شده بود و زیر نظر دکتر محمد جواد معتمد فوق تخصص قلب و عروق در شیراز و تحت دستگاه دقیق اکو در حضور ۵ نفر از پرسنل بخش قلب بیمارستان بنده بنا به تایید دکتر معتمد و دستگاه اکو «فیلم تصویری کنترل ضربان قلب یعنی ایست قلب ومصاحبه دکتر معتمد و تصویر کامل دستگاه اکو موجود میباشد انشا الله برای دانلود میگذارم » موفق شده ضربان قلب خود را از کار بیندازم این عمل برای تایید همهُ  حاضران در اتاق چندین بار انجام گردید و یعد از آن نوبت افزایش ضربان قلب به صورت ارادی بود که در حالت آرامش و یا حالت عادی معمولا بین ۷۵ تا ۹۰ باید باشد ولی بنده با تمرکز و تحت دستگاه مانیتورینگ آن را به ۱۸۵ ضربه رساندم جالب این است که بدانید مقدار زمانی را که بنده صرف تمرکز میکردم تا ضربان قلب خود را از کار انداخته یا افزایش دهم فقط ۳۰ ثانیه بود«فیلم افزایش ضربان قلب نیز موجود میباشد» .به هر حال انجام این عمل با بازتاب مطبوعات همراه بود و روزنامه های خبر جنوب نیم نگاه  عصر مردم . دریادلان و  … به بازتاب آن پرداختند که در این قسمت چند مورد را برایتان میگذارم به هر حال بنده قصد داشتم با این عمل به همه ی بیماران بگویم به همه انسانهای نا امید و کسانی که استرس ترس عدم اعتماد به نفس دارند که اگر میتوان با نیروی ذهن ضربان قلب را که یک سیتم کاملا غیر ارادی است را تحت کنترل در آورد میتوان با همان نیرو به شرط توکل به نیروی لایزال الهی همه ی این مشکلات را رفع کرد فقط باید به خود و خدای خود باور داشته باشیم خود باوی سبب خدا باوری میگردد.

heart

117

پرنده ای عجیب در فیلیپین

این تصویر در نوامبر سال ۲۰۰۶ در فیلیپین گرفته شده است — این موجود عجیب و غریب رو که می بینید توسط جوانی فیلیپینی عکسش گرفته شده است که در حال پرواز در بالای ساختمان ها است — به گفته اهالی این منطقه هر موقع این موجود در آسمان دیده میشه برخی از مردم شبح زده میشوند !!! — و جالب اینکه این موجود دارای بدنی نصفه و کوچک و با دو بال بزرگ شبیه به خفاش است !! — خوب به تصویر دقت کنید :

 

 

۴- تصویر بالا زوم شده است با دقت به تصویر نگاه کنید و پرنده عجیب را مشاهده کنید !!!!! :

 

http://tars.mihanblog.com/post/archive/1385/9

معمایی که هنوز حل نشده: روئیت نور عجیبی در آسمان نروژ ( به همراه تصاویر آن)

نور آبی عجیب نروژ

شب گذشته مردم نروژ شاهد اتفاق بسیار عجیبی بودند. نوری مرموز از پشت کوهی در شمال این کشور بصورت مارپیچ به آسمان رفت و پس از مدتی شروع به چرخش کرد این چرخش حدود 12 دقیقه به طول انجامید و در نهایت از دیدگان مردم این کشور ناپدید شد. در ابتدا تصور می شد که این نور عجیب مربوط به آزمایشات موشکی روسیه باشد اما ماجرا زمانی جالب شد که انجام آزمایشاتی موشکی در آن شب تایید نشد. البته این نور ارتباطی با شفق قطبی که در این کشور بسیار دیده می شود ندارد.

http://www.dailymail.co.uk/news/worldnews/article-1234430/Mystery-spiral-blue-light-display-hovers-Norway.html

What’s blue and white, squiggly and suddenly appears in the sky?

If you know the answer, pop it on a postcard and send it to the people of Norway, where this mysterious light display baffled residents yesterday.

Curiously, it appears to be unconnected with the aurora borealis, or northern lights, the natural magnetic phenomena that can often be viewed in that part of the world.

Strange spiral: Residents in northern Norway were left stunned after the lightshow, which almost looked computer-generated, appeared in the skies above them

Strange spiral: Residents in northern Norway were left stunned after the lightshow, which almost looked computer-generated, appeared in the skies above them

Curious: A blue-green beam of light was reported to have come shooting out the centre of the spiral

Curious: A blue-green beam of light was reported to have come shooting out the centre of the spiral

The mystery began when a blue light seemed to soar up from behind a mountain in the north of the country. It stopped mid-air, then began to move in circles. Within seconds a giant spiral had covered the entire sky. Then a green-blue beam of light shot out from its centre – lasting for ten to 12 minutes before disappearing completely.

Onlookers describing it as ‘like a big fireball that went around, with a great light around it’ and ‘a shooting star that spun around and around’.

Confusion: The Norwegian Meteorological Institute was flooded with calls after the light storm

The Norwegian Meteorological Institute was flooded with telephone calls after the light storm

Totto Eriksen, from Tromsø, told VG Nett: ‘It spun and exploded in the sky,’

He spotted the lights as he walked his daughter Amalie to school.

He said: ‘We saw it from the Inner Harbor in Tromsø. It was absolutely fantastic.

‘It almost looked like a rocket that spun around and around and then went diagonally down the heavens.

‘It looked like the moon was coming over the mountain, but then came something completely different.’

Celebrity astronomer Knut Jørgen Røed Ødegaard said he had never seen anything like the lights.

He said: ‘My first thought was that it was a fireball meteor, but it has lasted far too long.

‘It may have been a missile in Russia, but I can not guarantee that it is the answer.’

Air traffic control in Tromsō claimed the light show lasted ‘far too long to be an astronomical phenomenon’.

Norwegian defence spokesman Jon Espen Lien also said the lights were probably from a Russian missile test claiming it was normal for Russia to use the White Sea and the Barents Sea as a testing ground.

Tromsō Geophysical Observatory researcher Truls Lynne Hansen agreed, saying the missile had likely veered out of control and exploded, and the spiral was light reflecting on the leaking fuel. 

But the mystery deepened last night as Russia denied it had been conducting missile tests in the area.

A Moscow news outlet quoted the Russian Navy as denying any rocket launches from the White Sea area.

Norway should be informed of such launches under international agreements, it was stressed.

The Russian Defence Ministry was unavailable for comment

چرا2012 آغازی بر یک پایان خواهد بود و دنیا به پایان نخواهد رسید؟ پاسخهای ناسا به ادعاها (ترجمه مطلب پیشین)

 چرا2012 آغازی بر یک پایان خواهد بود و دنیا به پایان نخواهد رسید؟ پاسخهای ناسا به ادعاها

http://www.nasa.gov/topics/earth/features/2012.html

س : آیا در سال 2012 چیزی زمین را تهدید می کند ؟ وب سایتهای اینترنتی زیادی می گویند که جهان در سال 2012 تمام خواهد شد .

ج : در سال 2012 هیچ اتفاق بدی در کره زمین نخواهد افتاد . سیاره ما اکنون بیشتر از 4 میلیون سال است که در وضعیت خوبی به سرمی برد . و دانشمندان معتبر در سراسر دنیا با آگاهی می گویند که تهدیدی در سال 2012 متوجه زمین نیست .

س : چه چیزی منشاء این تئوری است که جهان در سال 2012 تمام می شود . ؟

داستان با ادعاهای مربوط به نیبیرو شروع شد . سیاره فرضی که توسط سومریان کشف شد . برتراز سیاره زمین . این فاجعه ابتدا در ماه می سال 2003 پیش بینی شده بود . اما زمانی که این اتفاق نیفتاد ، روز قیامت به دسامبر 2012 حرکت داده شد . در آنوقت دو افسانه اشاره داشتند به پایان یک چرخه در تقویم قدیمی قوم مایا در یک انقلاب زمستانی در سال 2012 که با اتصال آنها تاریخ 21 دسامبر سال 2012 بعنوان روز قیامت پیش بینی شد .

س : یعنی تقویم مایا در دسامبر 2012 تمام می شود ؟

 

ج : درست همانطور که تقویم دیوار آشپزخانه شما هم نشان می دهد ، پس از 21 دسامبر چیزی وجود ندارد . در تقویم مایا بعد از 21 دسامبر 2012 دیگر شما چیزی پیدا نمی کنید . این تاریخی است بر پایان یک دوره طولانی تمدن مایا اما پس از آن تقویم شما از 1 ژانویه شروع می شود ودوره طولانی دیگری برای تمدن مایا در تقویمش آغاز می گردد .

س :این پدیده کجا رخ میدهد که سیارات دیگر در مسیرشان برروی زمین تاثیر می گذارند ؟

هم ترازی سیارات در دهه های آینده خیلی کم خواهد بود . و حتی اگر این اتفاق هم بیفتد . تاثیر شان بر زمین اندک خواهد بود . « در هر ماه دسامبر  ،زمین و خورشید بامرکز تقریبی کهکشان راه شیری در یک ردیف قرار می گیرند . اما این رویداد هر ساله نتیجه ای ندارد . در آنجا ظاهرا مقدار زیادی کشش میان اجرام آسمانی وجود داشته و محل و گذرگاه آنها در انتهای تقویم سال 2012 قرار دارد .

من عاشق یک کتاب خوب و فیلم به اندازه یک مرد در آینده هستم .اما کنون در زمانی هستیم که مواد اطراف ما می توانند در فضای کامپیوتری حرکت کنند . همه چیزهایی که تلویزیون و فیلمها نشان می دهند مبنای علمی ندارند . آنها حتی اخبار جعلی از ناسا را منتشر می کنند . »

Don Yeomans دانشمند ارشد پژوهشهای سازمان ناسا

س : آیا در آنجا یک سیاره کوتوله قهوه ای رنگ به نام نیبیرو یا همان سیاره ایکس وجود دارد که بخواهد به زمین نزدیک شود و بخواهد سیاره ما را تهدید کند و باعث نابودی جمعی شود . ؟

نیبیرو و بقیه داستانهای مربوط به سیارات خودسر در واقع کلکهای اینترنتی هستند . آنها مبنای واقعی برای ادعاهای خود ندارند . اگر نیبیرو یا سیاره ایکس واقعیت داشت و درراه برخورد با سیاره زمین در سال 2012 بود اختر شناسان در دهه های گذشته ردی از آن را برای دنبال کردن پیدا می کردند . و تا حالا با چشم غیر مسلح هم باید قابل رویت می شد . یک چیز آشکار است ؛ چنین چیزی وجود ندارد .اما اگر واقعی هم باشد ، سیاره ای خواهد بود مانند پلوتون و دربیرون از منظومه شمسی باقی خواهد ماند . این سیاره می توانست به زمین در عرض 4 میلیون سال نزدیکتر شود .

س : نظریه تغییر قطبها چیست ؟ آیا این حقیقت دارد که کره زمین در روز و ساعتی که مشخص نیست 180 درجه مخالف محور هسته خود خواهد چرخید وباعث تغییر آب و هوا خواهد شد ؟

ج : چنین چرخش معکوسی برای زمین ناممکن است . اینها حرکتهای آهسته قاره ها هستند .   ( بعنوان مثال قطب جنوب در صدها میلیونسال قبل نزدیک خط استوا قرار داشت . ) اما ادعاهای مربوط به حرکت معکوس قطبها نامربوط است . با این حال بسیاری از وب سایتها این باورها را به مردم احمق می خورانند . آنها ادعاهایی را درباره چرخش و قطبهای مغناطیسی زمین مطرح می کنند . این موضوع بصورت نامرتبی تغییرمی کند . بطور متوسط از 400000 هزار سال پیش به این سو با تغییراتی در موضع مغناطیسی روبرو هستیم . تا آنجایی که ما می دانیم این تغییرات معکوس مغناطیسی باعث تهدید و اذیت و آزار زندگی بر کره زمین نشده است . میلیونها سال نشان داده که چنین چرخش مغناطیسی بسیار بعید است که اتفاق بیفتد .

س : آیا جهان در سال 2012 درخطر اثابت یک شهاب سنگ قرار دارد ؟

ج : همیشه زمین موضوع برخورد ستاره ای دنباله دار و سیارکها بوده است . اگر چه ضربه های بزرگ خیلی کم هستند اما در 65 میلیون سال قبل برخورد بزرگی صورت گرفته که به نابودی دایناسورها منجرشد . اختر شناسان ناسا امروز طرحی را پیاده می کنند تحت عنوان نگهبان فضا که طی آن سیارکهایی که بیش از حد به زمین نزدیک شوند نابود خواهند شد . ما قبلاً روشن کرده ایم که در فضا سیارکی همچون نمونه ای که باعث نابودی دایناسورها شد وجود ندارد و تهدیدی هم برای ما وجود نخواهد داشت . همه این کارها و کشفیات بصورت آشکاردر وب سایت دفتر برنامه NEO ، ناسا موجود است .

بنابراین شما خودتان می توانید ببینید که آیا برخوردی در سال 2012 پیش بینی شده است یا نه .

س : دانشمندان ناسا درباره ادعاهای مطرح شده مربوط به روز قیامت چه احساسی دارند ؟

ج :برای ادعای فاجعه و یاتغییرات تاثیربرانگیز در سال 2012 ، مبنای علمی چیست ؟ و چه مدرکی وجود دارد ؟ هیچی نیست ! همه اینها تخلیلی هستند و ساخته و پرداخته کتابها و فیلمهای سینمایی و مستندها و اینترنت . اینگونه ما قادر به تغییر این واقعیت ساده نیستیم . هیچ مدرک معتبری مبتنی بر داده های علمی و شواهد معتبری که نشان از وقوع یک فاجعه در دسامبر 2012 باشد وجود ندارد .

س: آیا خطر طوفان خورشیدی غول پیکری در سال 2012 خورشیدی پیش بینی نشده است ؟

ج : فعالیتهای خورشیدی یک چرخه عادی است که هر 11 سال به اوج می رسد . اکنون داریم به اوج این فعالیتها نزدیک می شویم . شعله های فروزان خورشید ممکن است باعث قطع ارتباطات ماهواره ای شود . اگر چه مهندسان اکنون در حال یادگیری این مساله هستند که چگونه قطعات الکترونیکی بسازند که بتوانند در برابر طوفانهای خورشیدی بتواند دوام بیاورد . اما این ارتباطی با خطر ویژه ای در سال 2012 ندارد . طوفان خورشیدی بعدی بین سالهای 2012 تا 2014 رخ خواهد داد . پیش بینی می شود که این چرخه خورشیدی در حد متوسط بوده وتفاوتی با چرخه های قبلی اش در طول تاریخ نخواهد داشت .  

www.lostbook.persianblog.ir

کتاب گمشده انکی

سلام

دوستان من هر روز دیگر وقت نمیکنم به اینترنت بیام که مطالب جذاب کتاب گمشده انکی را بگذارم.

خواهش می کنم به وبلاگ اصلی کتاب www.lostbook.persianblog.ir  مراجعه کنید.

ممنون از مهر عزیز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: