جنگلِ نفرین شده

آئوکی گاهارا، ژاپن
در شمال غربی کوه فوجی، جنگلی آرمیده که آن را دریای درختان می‌نامند. مشهور است که منابع غنی آهن در لایه‌های زیرین این منطقه، سبب از کار افتادن قطب‌نماها و سرگردانی  طبیعت‌گردان می‌شود. اما این جنگل، بیشتر به خاطر جاذبه‌ای که بین مردم برای خودکشی ایجاد می‌کند، شهرت یافته است. از سال 1950 تا کنون، بیش از 500 مورد خودکشی در این جنگل ثبت شده است. ساکنان محلی می‌گویند شباهنگام، آوای ناله و شیون ارواح سرگردان از درون جنگل به گوش می‌رسد.

aokigahara_resize

جنگل سیاه، آلمان
این جنگل که در جنوب غربی آلمان و در امتداد رود راین واقع شده، پس‌زمینۀ بسیاری از داستان‌های برادران گریم بوده است. این جنگل، آنچنان از انبوه درختان پوشیده شده که انوار خورشید به زحمت درون آن نفوذ می‌کند. این مکان، جایگاه مناسبی برای پا‌گیری افسانه‌های جادوگران، انسانهای گرگ‌نما و کوتوله‌های جنگل‌نشین به شمار می‌رود.

black fo_resize

جنگل ویچ‌وود، بریتانیا
شاخسارانی که بر شانه‌های شما دست می‌سایند، درشکۀ اسرار‌آمیزی که زن و مردی همراه کودکان گریان خود بر آن سوارند… اینها بخشی از دیده‌های مردم در این جنگل است که زمانی بخشی از یک محوطه‌ی شکار سلطنتی در آکسفورد‌شایر بوده است. مهمترین افسانۀ این جنگل، به داستان «امی روزبرت» باز می‌گردد، زنی که به شکلی اسرار‌آمیز در گذشت و همچون یک روح، در این جنگل بر همسر نجیب‌زادۀ خویش ظاهر شد و به وی گفت پس از ده روز، او نیز خواهد مرد، و این واقعه برای مرد نگون‌بخت رخ داد. مردم منطقه معتقدند روح این زن بینوا بر هر کس در این جنگل ظاهر شود، مرگ او قریب‌الوقوع خواهد بود!

wychwood-forest_resize

سرزمین ابلیس سرگردان، کارولینای شمالی
اندکی دورتر از سیلور‌سیتی، در اعماق جنگل‌های کارولینای شمالی، دایره‌ای خشک و بایر به قطر تقریبی 12 متر، میعادگاه هر شب ابلیس است که هر شبانگاه در رقصی شوم، به چگونگی گمراه ساختن و نابودی نسل بشر می‌پردازد… این داستانی است که محلی‌ها از این منطقه‌ی اسرارآمیز برای شما خواهند گفت. نمونه‌برداری‌های صورت گرفته از خاک این دایره، هنوز مشخص نکرده چرا در این قسمت از جنگل، هیچ گیاهی نمی‌روید.

devils-tramping-ground_resize

داو هیل، هندوستان
این افسانه در اواخر قرن نوزدهم در بین شاگردان مدرسه‌ی ویکتوریا در بنگالِ غربی شایع بود که رد پاهایی که به هیچ کسی تعلق نداشت، به شکلی مرموز در سرسراهای ساختمان مدرسه، ظاهر و ناپدید می‌شود. اما هیزم‌شکنان جنگل مجاور مدرسه، افسانه‌های هراسناکتری نیز تعریف کرده‌اند: افسانۀ پسرکی بدون سر که در میان درختان جنگل داو هیل سرگردان است!

dow-hill_resize

هویا بِیشو ، رومانی
ساکنان محلی ترانسیلوانیا، معتقدند این جنگل دروازه‌ای است به دنیای دیگر که هر کس به آن قدم بگذارد، دیگر باز نخواهد گشت.  کسانی که از این منطقه – که در مرکز خود منطقه‌ای تهی از درخت دارد – جان سالم به در برده‌اند، از احساس نگرانی و تهوع شدید در خود خبر داده‌اند. درختان این جنگل، اکنون ظاهری در هم پیچیده دارند… درختانی که می‌گویند زمانی صاف و سر به فلک کشیده بوده‌اند.

hoia-baciu_resize

جزیرۀ عروسک‌ها، مکزیک
شاخه‌های درختان این منطقه که در نزدیکی مکزیکوسیتی واقع شده، با صدها عروسک تزئین شده‌اند. 50 سال پیش، تنها ساکن این جزیره، جسد دخترکی را در یک نهر کشف کرد و سپس اندکی بعد عروسکی را نیز بر آب همین نهر یافت، و آن را به نشانۀ مرگ دخترک، بر درختی آویخت. این، نخستین عروسک از هزاران عروسک مثله شده‌ای بود که او تا زمان مرگش بر درختان این جزیره آویخت. وی در همان نهری غرق شد که جسد دخترک را در آن یافته بود.

island_of_the_dolls_resize

جنگل رودخانۀ فری‌تاون فال
سرخپوستانی که در سال 1600 این سرزمین را به سپیدپوستان فروخته و از آن کوچ کردند، گورستان‌های چندی از خود بجا گذاشته‌اند. این جنگل که در جنوب شرقی ماساچوست واقع شده، به خاطر قتل‌های زنجیره ای شیطانی در دهۀ 70 و 80 میلادی، شهرت یافت. هنوز بسیاری از مردم، صحنه‌های غیر عادی و آواهای مرموزی را در این منطقه گزارش می‌کنند.

free-fall_resize

جنگل رندالف، آمریکا
این جنگل در حاشیۀ کوچکترین شهرایالت مِین، به عقیدۀ ساکنان محلی، نفرین شده است. در این ناحیه، ماشین‌های رها شده و خطوط راه‌آهن پوشیده شده توسط گیاهان، بوفور دیده می‌شود و گزارش‌های بسیاری از نورهای عجیب شبانگاهی در این جنگل، توسط مردم ثبت شده است.

randolph-forest_resize

جنگل اپینگ، بریتانیا
این جنگل که از شرق لندن تا اِسِکس کشیده شده است، مکان وهم‌آلودی است آمیخته با وقایع تاریخی و افسانه‌ای. این جنگل، مکان اختفای شماری از قاتلین سریالی انگلستان (همچون دیک تورپن و هری رابرتز) بوده و حتی تعدادی از قربانیان نگون‌بخت روناد جبسن که اکثرا کودک بودند نیز، در این جنگل از پای درآمدند. یک گروه تلویزیونی که در پی شکار تصاویری از روح دیک تورپن بودند، خود در این جنگل گرفتار و سرگردان شدند!

epping_resize

جنگل رابینسون، ایلینویز
الکساندر رابینسن، رئیس قبیلۀ پوتاواتومی در ایالت اوتاوا، همراه اعضای خانواده‌ی خود در این جنگل دفن شده‌اند. گزارشهایی از دیده شدن هاله‌های نور عجیب شبانه در این جنگل ثبت شده. گاه بی‌آنکه دلیل خاصی وجود داشته باشد، گردشگران در این منطقه توسط گله‌های گوزن محاصره می‌شوند. در نزدیکی قبرهای خاندان رابینسون، گاه در زمستان هوا از بوی لطیف یاس پر می‌شود!

robinson_resize

جنگل خلیج، بریتانیا
در اوایل قرن نوزدهم، در گوشه‌ای از این جنگل، زندانی برای اسیران فرانسوی جنگ ساخته شد. افسانه‌های محلی می‌گویند دختری از ساکنان این مکان، عاشق یکی از زندانی‌ها شد، اما توسط برادر و پدر خود بیرحمانه شکنجه و تهدید شد. اندکی بعد، دخترک به زندگی خود پایان داد. می‌گویند روح این دخترک به مکان عشق ناکام خویش باز می‌گردد، میان درختان جنگل می‌خرامد و گاه گریه سر می‌دهد.

firth_resize

جنگل خانۀ قدیمی، ویرجینیا
این جنگل 50 هکتاری، زمانی پناه‌گاهی برای ارواح سرگردان سربازان انگلیسی یا دزدان دریایی بوده که صندوق جواهرات خود را در نزدیکی شهر بندری ماتئو دفن می‌کرده‌اند. در مرکز این جنگل، ساختمانی از دورۀ برده‌داری وجود داشته که بر اثر آتش‌سوزی از بین رفته است. یکی از عجیب‌ترین مشاهدات اوایل قرن نوزده ماهیگیران در این منطقه، کشتی ارواحی است که آرام و خاموش سینۀ رود را می‌شکافد، از ساحل می‌گذرد و در دل تاریکی‌های جنگل ناپدید می‌شود!

old_house_woods_resize

منبع : http://debriiss.wordpress.com/2014/03/28/%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84%D9%90-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AF%D9%87/#more-3700

مورد مرموز اوتسرو-بونه (کشتی تو خالی)و زن اسرار آمیز

 Utsuro bune UFO

مورد مرموز اوتسرو-بونه (کشتی تو خالی)و زن اسرار آمیز
اولین سری داستان های یوفو از ژاپن سرچشمه می‌گیرد.اوتسرو بونه یکی از این داستان‌هاست،زنی مو قرمز که به طور ناگهانی با سفینه‌ای مدور از اعماق اقیانوس آرام ظاهر شد.جزئیات داستان که در آن زمان نقاشی شده این حقیقت را فاش می‌کند که آن شی خیلی به بشقاب پرنده شباهت دارد.زنی موقرمز و رنگ پریده ملبس به لباسی نازک و براق با جعبه‌ای در دست داخل سفینه قرار داشته است.زن به زبانی سخن می‌گفته که تا کنون هیچ ژاپنی آن زبان را نشنیده بوده است.از نظر علاقه مندان یوفو این داستان ممکن حقیقت داشته باشد چون خواهر مثلث برمودا مثلث اژدها یا مثلث شیطان که منطقه‌ای خطرناک می‌باشد، در سواحل جنوبی ژاپن قرار دارد .تعداد زیادی قایق و بالغ بر 800 نفر تا حالا بنا بر گزارشات در این منطقه مفقود شده‌اند که هیچوقت پیدا نشده‌اند.گروهی از مردم بر این باورند که برمودا و اژدها مناطقی هستند که موجودات فضایی پایگاه‌های خود را در زیر آب این مناطق راه‌اندازی کرده‌اند و اگر قایقی به محدوده‌ی آنها برود ضمانتی برای برگشتش وجود ندارد.بعضی از مردم معتقدند که اوتسرو-بونه از مثلث اژدها می‌آید هر چند که چه کسی واقعیت را می‌داند.
داستان‌های کست وی(کست وی یعنی کسی یا چیزی که در ساحل افتاده باشد-مترجم)
در مخزنی از کتاب در ژاپن که پیشینه‌ای مربوط به 1800 میلادی دارد قصه‌هایی دارد مربوط به اجسام و یا افرادی که در ساحل پیدا می‌شوند، یکی از این داستان‌ها اوتسرو-بونه هست، کشتی مقعر با طول 3 متر و قطری 5 متر که فلزی بوده و پنجره‌هایی کریستالی داشته است و داخل آن به زبانی نا اشنا نوشته شده بوده ، روزی در یکی از سواحل استان ایباراکی دیده شده است.
clip_image001
شرح افسانه
در 22 فوریه 1803 ماهیگیری محلی که در ساحل هارایودوری در استان هیتاچی کشتی بی مقصدی را برروی آب می‌بیند از روی کنجکاوی آن را یدک می‌کشد و به ساحل می‌آورد،کشتی 129.9 اینچ بلندی (هر اینچ 2.54 سانتی متر) و 212.6 اینچ عرض داشته و شبیه یک کوهاکو(بخوردان ژاپنی) می‌باشد.قسمت بالایی به رنگ قرمز پوشش داده شده است ، قسمت پایینی بوسیله یک قاب برنجی پوشیده شده بوده که احتمالا برای محافظت از سنگ های تیز به این صورت طراحی شده بوده است میله هایی از جنس چوب که با صمغ پوشانیده شده بودند پنجره ها کاملا شفاف بوده است، ماهیگیر کاملا دستپاچه به داخل آن نگاه می‌کند داخل اوتسرو-بونه به زبانی ناشناخته نوشته شده بوده است . ماهیگیر اقلامی از قبیل دو رختخواب بطری با 3.6 لیتر آب مقداری کیک و گوشت و زنی زیبا و جوان احتمالا بین سنین 18 تا 20 با قدی حدود 4.93 فوت (1.50266 متر) با چشمانی قهوه‌ای و موهایی قرمز که قسمت پایینی آن با رشته هایی خز مانند و سفید آرایش شده بود (احتمالا اکستنشن مو داشته) مدل موهایی که قبلا هیچوقت در ژاپن دیده نشده بوده است پوست خانم به رنگ صورتی بسیار کمرنگ را داشت . لباسی بلند و صاف از پارچه‌ای ناشناخته عینکی گرانبها داشته است. زن شروع به صحبت می‌کند ولی کسی از صحبت‌های او سر در نمی‌آورد، همینطور او سخنان مرد ماهیگیر را نمی‌فهمد پس کسی نمی‌توانسته از او سوال کند که از کجا آمده است. زن ظاهری مودب و دوستانه داشته و او عملی عجیب انجام می داده ، او جعبه‌ای رنگ پریده به اندازه 23.62 اینچ را محکم در بغل داشته وبه کسی اجازه نمی‌داده به جعبش دست بزند. داستان در دوره تاکوگاوا فاصله زمانی بین سال های 1603 تا 1867 می‌باشد، زمانی که ژاپن کاملا از تمام دنیا جدا افتاده بود.زندگی در جامعه‌ی فئودالی اجتناب از هر گونه نفوذ خارجی به ویژه از غرب. این غیر معمول بود که غریبه‌ای از خارج بیاید یک خارجی علت کافی برای جنبشی نوشتاری برای بسیاری از نقشه ها و نوشته ها می‌تواند باشد.کازیو تاناکا پرفسوری از دانشگاه گیفو توکیو کسی است که افسانه اوتسرو-بونه را در سال 1997 بازنویسی کرد.
تحقیقات او براین موضوع متمرکز بود که زن اسرارآمیز کسی که از زیر آب اقیانوس آرام بیرون آمده است خیلی شبیه برخورد از نوع سوم می‌باشد.
(close Encounters of the third kind)فیلمی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته‌ی سال 1977 اسم این فیلم معمولا معرفی برای نشان دادن این گونه برخوردها می‌باشد.تحقیقی کاملی بر روی ساختمان‌های موجود از 200 سال قبل در منطقه انجام شده است ولی کشتی با جزئیات که قبل شرح داده شد پیدا نکرده‌اند، پیرمردی از دهکده‌ای می‌گوید این زن ممکن است پرنسسی از مناطق بیگانه باشد او در میهن خود ازدواج کرده ولی در پی رسوایی عشقی معشوق او کشته شده، شاهزاده خانم از خانه طرد شده و او مجازات مرگ گریخته است. درون جعبه سر معشوق او باشد این امکان وجود دارد در گذشته اجسام مشابهی در ساحل یافت شده است.ماهیگیران او وسفینه‌اش را دوباره به دریا بازگرداند.

در 24 مارس سال 1803 در ساحل هاراتو-نو-هاما در استان هیتاچی قایقی عجیب و غریب در ساحل بود، شاهدان می‌گویند که شبیه دیگ پخت و پز برنج بوده و چهار پنجره در چهار طرف داشته و به رنگ سیاه و سفید بوده است.پنجره میله‌هایی داشته که با صمغ درخت مسدود شده بود.قسمت پایین فلزی با کیفیت فلزات غرب داشته است، ارتفاع این قایق 131،1 اینچ و عرض آن 212،9 اینچ بوده، یک زن 20 ساله در قایق پیدا شده است. قد او 92.4 فوت (1.49962 متر ) و پوست او سفید مثل برف بوده است.او بسیار زیبا و موهایی بلند داشته،لباس زن مدلی ناشناخته داشته است.و همینطور مثل جزئیات قبل به زبانی ناشناخته تکلم می کرده و جعبه‌ای در دست داشته است. داخل قایق دو فرش خیلی سبک و پارچه‌ای ناشناخته و غذا وجود داشته ، همچنین فنجان و زیورآلاتی که آنها تا آن موقع ندیده بودند.

 Utsuro-Bune UFO

روایات مشابه
اسناد بیشتری از رویت اوتسرو-بونه در ژاپن وجود دارد برای مثال هیروکوتا زوایستو و اوشا کوزاکی دو نقاشی را که با جوهر کشیده شده و مورد تایید کازئو تاناکا نیز قرار گرفت را در خلال سال‌های 2010 و 2012 پیدا کزدند.این داستان‌ها نیز در مورد اوتسرو-بونه است هرچند محل ‌های مختلفی برای حوادث یاد شده است.
افسانه‌ای معروف که اصل آن به زمان سلسله کاوانو مربوطه به قرن هفتم می‌باشد ، ماهیگیری به اسم واکگرو از جزیره گوگو دختری 13 ساله داخل اوتسرو-بونه شناور در دریا می‌یابد اوتسرو را به ساحل می‌آورد دختربه او می‌گوید که دختر امپراطور چین است و از دست نامادریش گریخته است . او دختر را پرنسسی از کشتی می‌نامد دختر را بزرگ می‌کند و او از قبل با پرنسسی از استان ایو ازدواج کرده بود آنها صاحب پسری به نام اوچیسکو می‌شود که این پسر سرسلسله‌ی کاوانو می‌شود، بخشی از قصه می‌گوید او اولین بار پیله ابریشم را به ژاپن آورده است.پرنسسی از کشتی هنوز هم در روستای فوناکوشی در جزیره‌ی گوگو پرستش می‌شود.

 Utsuro-Bune

نقاشی با جوهر اوتسرو-بونه کیوکوتو باکین 1825

تفسیر
تحقیقات اولیه برروی اوتسرو-بونه را کیوکوتو باکین(1767-1848) در سال 1844 انجام داد. کیوکوتو درباره کتابی به اسم راشیا بنزوکیود (به ژاپنی یعنی سوابق از چیزهایی دیده و شنیده از روسیه ) نوشته کاناموری کینکن گزارش داد.این کتاب به توصیف لباس سنتی روسیه مدل مو و به یک روش محبوب برای آغشته کردن مو با یک پودر سفید اشاره می‌کند بسیاری از زن های روسی مو قرمز طبیعی دارند و دامنی مشابه بانوی داستان می‌پوشیدند کیوکوتو معتقد بوده این زن از روسیه آمده. داستان ها شبیه هم بودند برای مثال در توصیفات تفاوت داشته‌اند (در یک سند 3.6 لیتر و در سند دیگر 36 لیتر آب داشته)اما سوال در مورد منشا نمادهای عجیب و غریب داخل قایق می‌باشد او متقاعد شده این نشانه‌ها مشابه نشانه‌های شکار نهنگ انگلستان دیده بوده، ممکن پرنسس یک پرنسس انگلیسی امریکایی یا روسی بوده باشد. و همچنین معتقد بوده نقاشی مشابه توضیحات شاهدان نبوده است.
تحقیقات مدرن
تحقیقات بیشتر در مورد اوتسرو-بونه در خلال سال‌های 1925 تا 1962 توسط تاریخدان و قوم شناس ژاپنی یاناگادا گونیو انجام شد. او به این نکته اشاره می‌کند که قایق مدوربا توضیحات غربی از قبیل شیشه کریستالی و بدنه برنجی چیز غیر عادی در زمان‌های دور در ژاپن نبوده است. او همچنین افسانه‌های بیشماری را مشابه اوتسرو-بونه یافت. یادآوری می‌شود که قدیمیترین نسخه از اوتسرو-بونه آن را شی ای ساده‌تر بدون هیچ گنبدی توصیف شده جزئیات از قبیل بدنه فلزی و شیشه کریستالی بعدا به آن اضافه می‌شود تا قابل سفر در دریا باشد.
دکتر کازیو تاناکا (دکترای کامپیوتر و الکترونیک ) دانشگاه گیفوی توکیو متن اصلی را در سال 1997 پیدا کرد، او معتقد است مقایسه معمولی بین اوتسرو-بونه و یوفوهای مدرن با هم فاصله‌ای بسیار دارند او به این نکته اشاره می‌کند که اوتسرو-بونه خود هیچگاه به تنهایی حرکت نکرده است و فن آوری فوق العاده‌ای در آن یافت نمی‌شود و به سادگی بر روی آب شناور بوده او اوتسرو-بونه را مخلوطی ادبی از تصورات و فرهنگ عامه می‌داند دکتر تاناکا به این نکته اشاره می‌کند که مکان‌های هاراتونو وهارایادوری خیالی می‌باشند برای اینکه حکایت معتبر باشد نویسنده ساحلی مربوط به یک فئودالی به نام اوگاسارا ناگاشیگه را تعیین می‌کند این فئودال واقعا در دوره ادو می‌زیسته اما زمین‌های او در مرکز ژاپن قرار داشته که نمی‌تواند با ساحل یا ماهیگیران اقیانوس آرام مرتبط باشد فئودال اوگاساراوا به سلسله مشهور تاکوگاوا خدمت می‌کرد. تاناکا به این نکته اشاره می کند که داستانی به این اهمیت در هیچ سندی نگهداری نشده و تنها حادثه‌ی مستند مربوط به زمانی شکارچی در سواحل شمال شرقی استان هیتاچی دیده شده است، تاکانا همچنین متوجه شد که در طی حکومت خاندان تاکوگاوا خانواده اوگاساوارا و تاکاگوا شروع به نقشه برداری اراضی تحت تملک خود نمودند هر دو نام هاراتنوهاما و هارایادوری گم شد و روی اولین نقشه کامل که در سال 1907 کشیده شده یافت نمی شود، اگر نام روستا در طی تاریخ تغییر کرده باشد این تغییر باید در بعضی اسناد موجود باشد ولی چنین چیزی وجود ندارد تاناکا معتقد است بعید نیست که اسامی مهمی از قبیل اسم این دو دهکده در پرونده ها فراموش شده باشند.

 Utsuro-bune UFO

ظاهر عجیب وغریب اروپایی این زن و شرایط تاریخی ایزوله در دوره ادو ممکن منجر به تولید این داستان شده است .بعلاوه تاناکا و یاناگیدا به این نکته اشاره می‌کنند که مردم آن دوران علایق خود را به صورت ماوراالطبیه و هیولاها و اشیای نورانی با هم در میان می‌گذاشتند در ضمن خود تاناکا به مشکل قرائت صحیح نام محل‌ها اشاره می‌کند در رونوشت جدید نقشه ها کانجی به نام هاراشا شناخته می‌شود هاراتونو الان فوریگانا نامیده می‌شود بصورت دیگر هاراتونو را می‌توان هارایادوری خواند اما با توجه به نوشته‌ها همه یک محل را توصیف می‌کنند
یوفولوژی
برخی یوفوشناسان معتقدند که نقاشی ها به بشقاب پرنده شباهت دارد و اوتسرو-بونه نوعی شی زیر دریایی ناشناس است. (USO) علاوه براین آنها به نمادهای عجیبی که در ضمیمه نقاشی موجود است اشاره می‌کنند آنها بر این باورند که شباهت های خیره کننده‌ای بین حادثه‌ی جنگل رندشام انگلستان (این حادثه نیز برخورد نزدیک از نوع سوم می‌باشد که در سال 1980 در جنگل رندشام انگلستان روی داد )و این حادثه وجود دارد آنها معتقدند که جعبه نوعی دستگاه فرازمینی می‌باشد درنهایت در مورد ظاهر و لباس غیر معمول زن نکاتی که ممکن است هر مورخ مردم شناسی نادیده بگیرد صبحت می‌کنند.

منبع : http://theunexplainedmysteries.com/Utsuro-Bune-UFO.html

با تشکر فراوان از آناهیتای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

درخواستی از همراهان سایت

دوستان عزیز مطالب زیادی درباره ماورالطبیعه و سایر مسائل متافیزیکی موجود است که احتیاج به ترجمه دارد. و همچنین اخبار رویت یوفو و سایر موارد که مطالبی کوتاه هستند. از آنجاییکه احتیاج به کمک شما دوستان داریم یک گروه تشکیل دادیم که هر دوستی که میتواند در انجام ترجمه کمک کند عضو گروه شود که سعی میکنیم گروه از 60 نفر تشکیل بشود که هر نفر در صورت قبول کردن مطلب دو ماه یکبار زحمت یک مطلب را بر عهده بگیرد. با تشکر از همه دوستان. منتظر حضور شما دوستان عزیز هستم.

https://www.facebook.com/groups/1409053449363340

فیلمبرداری زن وشوهر امریکایی از یک بشقاب پرنده

 روزنامه ایران نوشت:
یک زن و شوهر امریکایی که شبانه شاهد پرواز یک یوفو (بشقاب پرنده) با نور خیره‌کننده‌ای بودند عکس های جالبی از آن گرفته‌اند.


«ادی» و همسرش «رینر» که شبانه سرگرم پیاده‌روی در منطقه جکسون آلاباما بودند این پرنده مرموز را مشاهده کردند که با نور شدید چراغ‌هایش حدود 30 دقیقه در آسمان پرواز کرده و کم کم از محل دور شده است.در پس زمینه تصاویر حضور یک گوزن نیز که در آن لحظه در منطقه حضور داشت دیده می‌شود و یوفو از بالای سر این حیوان به سرعت گذشته و ناپدید شده است. زوج سالخورده گفته‌اند از این بشقاب پرنده مرموز هنگام پرواز در حاشیه یک منطقه جنگلی فیلمبرداری کرده‌اند. آن‌ها گفته‌اند در نگاه اول نور یوفو به نظر شبیه یک نور شدید چراغ‌های خودرو به نظر می‌رسید که رفته رفته یوفو به خوبی دیده شد.ادی شاتل معتقد است این یوفو می‌تواند یک هواپیمای بدون سرنشین یا یک بشقاب پرنده باشد.


وی در این باره به خبرنگاران گفت: من و همسرم پس از ضبط فیلم بلافاصله آن را در اختیار مقام‌های منطقه قرار دادیم که لحظه شگفت‌انگیزی را نشان می‌داد. این شیء مرموز دقیقاً شبیه یک یوفو متعلق به موجودات بیگانه بود. در حال حاضر برخی کارشناسان در حال تحقیق روی فیلم و تصاویر گرفته شده هستند.

بیل کلینتون در مورد بیگانگان و منطقه 51 صحبت کرد.

رییس جمهور بیل کلینتون در برنامه زنده ی جیمی کیمل در آپریل 2014 در قسمت خبرهای شاهدین یواف او در مورد بیگانگان و منطقه 51 صحبت کرد.


جیمی کیمل در برنامه خود با بیل کلینتون مصاحبه کرد و از او سوالاتی در مورد آنچه که سالهاست در ذهن همه مردمه سوال کرد… یعنی فضاییها.
او در پاسخ گفت منطقه 51 را بازرسی کرده است ولی هیچ موجودفضایی را در آنجا نیافته است.
کلینتون اضافه کرد که احتمال اینکه ما در جهان تنها نباشیم خیلی زیاد است. در همین حین جیمی کیمل از میان حرفهای کلینتون نکته ای را میگیرد و میگوید: پس شما هم بر این باورید که ما تنها نیستیم.
و کلینتون با نگرانی از اینکه قسم خود را برای نگهداری اسرار شکسته باشد جواب منفی داد. کلینتون صحبتهای خود را با حرفهایی که از رونالد ریگان دزیده شده بود ادامه داد، » شاید این تنها راه برای متحد کردن دنیای تقسیم شدمان باشد».

http://www.ufosightingsdaily.com

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

اهميت فيزيك در اسپيريچوال و سوپرنچرال

اهميت فيزيك دراسپيريچوال و سوپرنچرال
توماس فاسكو
از زمان گاليله، تفكيك بين فيزيك و اسپيريچوال سنت شده است. گاهي افرادي با تخيل قوي ازين سنت عبور كرده اند، اما اين معمولا يك تهاجم حاشيه اي بوده و فورا به نظام فكري مربوط به خود بازگشته اند. زيرا عموما به طرف مقابل با شك مي نگريستند و تغيير آنرا انتظار مي كشيدند.

1-ghost

اما من معتقدم كه راه حل معماهايي كه هر دو اين نظامهاي فكري را به ستوه مياورده در زير يك چتر هست. اين تصور كه رويدادها و تجربيات اسپيريچوال، پارانرمال و سوپرنچرال به فيزيك ربطي ندارد و برعكس، از نظر من قديمي و تعصبي انحرافي هست. بگذاريد ابتدا نگاهي به فيزيك بيندازيم. تفسيرعادي فيزيك، مطالعه آنچه فيزيكال است، ميباشد و چون موارد اسپيريچوال و سوپرنچرال عموما در قلمرو فيزيكال ملاحظه نميشوند پس بطور سنتي كنار نهاده ميشوند. اما چنين تفسيري يكي از آسان سازي هايي است كه براي پرهيز از مقابله بكار ميرود.
درواقع معناي اساسي فيزيك مطالعه چيزهاي فيزيكال است. اين ممكن است كه تمايز ناچيزي بنظر بيايد اما تفاوت مهمي بين اين دو تفسير هست. اولي هر منظر ويژه اي از عالم فيزيكال(طبيعي) سوژه اي براي مطالعه است كه كنارگذاشتن موارد ديگر را مجاز ميكند. تفسير دوم فيزيكدان را بر آتش صداقت و حقيقت نگاه ميدارد، الزامشان ميكند كه تمام قلمرو فيزيكال را به حساب بياورند.

اين چه ربطي به سوپرنچرال دارد؟ يكي از اهداف اساسي فيزيك اينست كه روزي به تئوري نهايي همه چيز ( theory-of-everything or TOE ) برسد، كه طبيعت همه ذرات و واكنشهاي آنها را، بخوبي يك مدل كيهاني منفرد براي تمام فرآيندهاي فيزيكي، بيان كند. آلبرت انيشتين مدعي بود براي اين كه چنين تئوري اي معتبر باشد، هر مشاهده اي بايد توصيف متناظري را در آن تئوري داشته باشد.
براي اينكه يك TOE به درستي كامل بشود، بايد پايه اي براي هر پديده مشاهده پذير آماده كند. بياد داشته باشيد كه هر چيز كه مشاهده پذير است محسوس است، هر چيز كه محسوس است فيزيكال (طبيعي) هست، هر چيز كه فيزيكال است زير پوشش فيزيك قرار دارد. نمودهاي سوپرنچرال معيني وجود دارند كه در واقع بطور طبيعي مشاهده پذيرند.
يك مثال، شفابخشي از منظر مسيحيت است، روح ، شبح و تجسم مواردي اينچنين،مثالهايي از پارانرمال است. آنچه آنها را سوپر نچرال ميكند اينست كه خودشان بطور طبيعي مشاهده پذير نيستند، آنها دلايل طبيعي قابل تحقيق (اثبات پذير) ندارند، و به همين دليل فوق طبيعي (سوپرنچرال) هستند. ‌‌اما فيزيكال، نمودهائي مشاهده پذير، پس حقيقتا در ارتباط با فيزيك هستند، و بايد از آن طريق ملاحظه شوند. تا تماما علت هاي طبيعي را درك نكنيم، هرگز قادر به تعيين علت هاي سوپرنچرال نخواهيم بود. طوريكه دقيقا بدانيم كجا يكي تمام ميشود و ديگري آغاز ميگردد.
از منظر تاريخي، فيزيك هر آنچه را كه به آساني نتوانست در آزمايشگاه بازسازي كند را ناديده گرفته بود. خيلي ها تا آنجا پيش رفتند كه گفتند آنچه كه در آزمايشگاه نشان داده نشود واقعا وجود ندارد. كه اين گرايشي بين تعصب لجوجانه و وهم است. آزمايشهاي آزمايشگاهي طبيعت واقعيت را تعيين يا برپا نميكنند، بلكه فقط آنرا اندازه ميگيرند. بر طبق آن نقطه نظر، ابزارهاي اندازه گير كه نتوانند تحت شرايط كنترل شده آزمايشگاهي آنرا ثبت كنند، نيازي به تصديق موجوديت آن نيست. آنها ترجيح ميدهند كه مشاهده را خدشه دار بدانند تا اينكه ابزارها را ناكارآمد مطرح كنند! اين نظر همچنين هر پديده اي را كه بطور خاصي پر زحمت، ناجور و مشوش باشد را از بررسي بر كنار ميكند.

 2-quantum

يك مثال خوب در اين باره اين است كه بسياري از مردم، فيزيكدان و غير متخصص مانند هم چنين فكر ميكنند كه احساسات به فيزيك مربوط نيست.
درماندگي ابزارها در اندازه گيري مستقيم و درنتيجه در اثبات احساسات به اين معني تعبير مي شود كه آنها رواني (psychological ) و بنا بر اين غير فيزيكال هستند پس با فيزيك مرتبط نيستند. اما در تمام دنيا امكانات تحقيقاتي اي وجود دارند كه در حال نقشه برداري از مغز تحت تاثير احساسات، (با استفاده از فيزيك و اصول آن) هستند تا علت آنرا بهتر بفهمند. زيرا اين دانشمندان واقعيت فيزيكال (طبيعي) مشاهده پذير احساسات را همانند گواه تجربي بشر از قبل پذيرفته اند، و بنا بر اين آنها سعي ميكنند علت فيزيكال دقيق آنرا و چگونگي عملكرد آنرا تعيين كنند. براي مثال اگر سگي به شما حمله كند، شما خواهي دانست كه احساس خاصي پذيرفته شده است، بخشي از واقعيت فيزيكال عيني مشاهده پذير يعني خونريزي ساق پايتان مدرك فيزيكال مورد نياز شماست. بنا بر اين حتي اگر اول بنظر برسد كه مربوط نيست، يك بررسي از نزديك آشكار ميكند كه احساسات واقعا آثار طبيعي مشاهده پذير هستند، پس بخشي از فيزيك هستند.

اين حقيقت كه ما ابزارهايي كه بتوانيم برخي پديده ها را بطور مستقيم اندازه بگيريم نداريم به اين معنا نيست كه واقعيت مشاهده پذير بطريقي ناقص هست، در واقع اشكال در ابزارها، روشها و فهم ما هست. فيزيكدانها تا موقعي كه به ناديده گرفتن چنين داده هاي مخالف موازين علمي خود ادامه ميدهند، هرگز به تئوري غايي مطلوب خود نخواهند رسيد. اگر مدلهاي فيزيكي ما نميتواند با آنچه ما در جهان مشاهده ميكنيم تطبيق يابد، راه حل اين نيست كه تمام داده هايي كه تطبيق نميشوند را دور بريزيم، بلكه كار سخت اما صادقانه، تجديد نظر در مدل معيوب است.

از طرف ديگر معتقداني كه ايمان به سوپرنچرال دارند در مقابل هرگونه مداخله فيزيك مقاومت ميكنند. براي بعضي اين كاملا قابل درك است چون فيزيك مناسب هر ذائقه اي نيست و در تمرين ايمان هم نيست. اما براي ديگران، دلايل چندان سر راست نيست. كساني هم هستند كه تحقيق درست علمي را تهديدي براي سيستم اعتقادات خود مي بينند.
اما اگر يك سيستم اعتقادي اي درست باشد، فيزيك صادق و با ذهن باز تهديدي براي آن نخواهد بود. ديگراني هم مواجهه علمي را محروم كردن جذبه عرفاني از آن پديده ها مي بينند، كه رضايت هيجاني از راز و پيروي از احساسات را دور ميكند.

هنوز ديگراني هستند كه سوپرنچرال را همچون وسيله اي براي فرار از عملگرايي استدلال علمي مي پذيرند، و فيزيك را شكلي از تهاجم به حريم شخصي مي بينند. در مقابل كساني هستند تقريبا همانند يك فرقه، بصورت نوعي مقابله فرهنگي، كه سوپرنچرال را بعنوان راهي براي سركشي درمقابل موسسات سياسي طلب ميكنند. بعلاوه هستند كساني كه يك اثبات علمي را بعنوان خاتمه اي بر سفر ماجرايي خود به ناشناخته مي بينند.

من اخيرا با خانمي كه عضو دو تشكيلات تحقيقاتي متفاوت پارانرمال بود، صحبت كردم كه مشاركت با اعضاي گروه را با مشخصه آزار دهنده اي ميدانست. آنها به او گفته بودند تحقيق جدي علمي را نميخواهند زيرا اگر كه فرآيندهاي در پشت پرده پارانرمال كشف شوند- هرچه كه به هر حال نرمال يا سوپرنچرال باشند- آنوقت تمام هيجان و لذت جستجو به پايان خواهد رسيد. مانند بعضي از محققان بيگ فوت «پا گنده» كه مخفيانه نميخواهند كه كسي بدن آن موجود را پيدا كند و آنرا براي هميشه به اثبات برساند. هدف بررسي آنها هم همراه با رشد حالت تخصصي آنها در آن راز خاتمه خواهد يافت.

اما براي آنهايي از ما كه حقيقتا به دنبال جواب هستيم، فيزيك براي آن جستجو اساسي و ضروري است. به ويژه مسيحيان بايد فيزيك را پذيرا باشند، همچنانكه غولهاي مسيحي علم مانند نيوتن، كپلر، مكسول و بوهم چنين كردند.
كتاب مقدس مياموزد كه خدا جهان را با قوانين ثابت بر طبق نظمي الهي بوجود آورد. اگر اينطور هست، پس هركسي بايد معتقد باشد كه سرانجام فيزيك آن نظم را بقدر كافي آشكار خواهد كرد طوريكه آن دو نظام به همگرايي احتمالي خواهند رسيد. او به ما ذهني داد كه در باره رازهاي آفرينش او تعمق كنيم.
دوري از آن، به نظر من، مسامحه كاري و شايد بي احترامي است. هر رويدادي كه به سوپرنچرال مربوط است و تحت تاثير آن در دنياي واقعي صورت ميگيرد، بدون مساعدت فيزيك كاملا فهميده نميشود، و فيزيكدان ها با ادامه ناديده گرفتن و مختومه كردن مشاهدات سوپرنچرال هرگز به هدف غايي شان نائل نخواهند آمد.

با نقل قولي از انيشتين، كسي كه مدعي بود اگر كه قوانين طبيعي وجود دارد بايد قانون دهنده اي هم باشد، اين نوشته را به پايان ميبرم : » علم بدون دين لنگ و دين بدون علم كور است.»

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

چقدر به سوپرنچرال معتقد هستيد؟

چقدر به سوپرنچرال معتقد هستيد؟
V. On SuperNatural
يك سايت آمريكايي يك نظرسنجي با عنوان بالا در آمريكا انجام داد… درصد ده مورد اصلي را سئوال كرد كه نتيجه در جامعه آمريكايي پيشتاز علم و تكنولوژي بسيار جالب هست!
نتايج را 7 روز ديگر منعكس ميكنيم… تا شما هم در نظرسنجي زير شركت كنيد و نتايج را با آن
مقايسه كنيم!

ادراك فراحسي (ESP ) ، خانه هاي تسخيرشده (Haunted Houses ) ، اشباح (Ghosts) ، دورآگاهي (Telepathy) ، روشن بيني (Clairvoyance ) ، ستاره شناسي (Astrology ) ،
احضار روح (Speaking with Deads) ، ساحري (Witches) ، تناسخ (Reincarnation) ،
چنلينگ (Channeling Spirits).

(( سه خط زير را در كامنت خود كپي پيست كنيد و در پرانتز درصد مورد نظرتان را بنويسيد.))
ادراك فراحسي ( ) ، خانه هاي تسخيرشده ( ) ، اشباح ( ) ، دورآگاهي ( ) ،
روشن بيني ( ) ، ستاره شناسي ( ) ، احضار روح ( ) ، ساحري ( ) ،
تناسخ ( ) ، چنلينگ(بيان مطالب ارواح مرده و زنده ابعادي) ( ).

***شايد براي بعضي لازم باشه كه بگم… 50% معادل: شايد/ با ميل مثبت به بيشتر هست.
حالا… از صفر تا 25% : ممكن ضعيف/ 25% تا 50% : ممكن شدني!…. 50% تا 75% : حتما ضعيف/
75% به بعد : اعتقاد رو به ايمان… حتمي!
***البته بازم چنين نظرسنجي علمي نيست! چون در وبلاگ امكان نرم افزاري و كنترل نيست.
از طرفي حتما مشابهت معنايي هم بين افراد چندان نيست پس بايد با باور ذهني- قلبي پاسخ بدهيد نه اينكه بطور منطقي تصميم بگيريد و يا تحت تاثير نتايج ديگران قرار بگيريد.
با اينوجود… 1) اگه دلتون خواست دلايلي بياريد/ مختصر. 2) ميتونيد دو بار راي بديد… دومي در ميانگين درنظر گرفته ميشه. 3) حداقل لازمه كه ده نفر در راي گيري باشند. 4) نتايج مقايسه اي در همين صفحه منعكس ميشود.

پ . ن : دوستان لطفا در نظر سنجی شرکت کنند.

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای تهيه و ارسال مطلب.

اجسام کروی در عکس‌‏ها چه هستند؟ ارواح یا گرد‌‏ و‌‏غبار؟

محققان می‌‏گویند برخی از اجسام کروی که در تصاویر ظاهر می‌‏شوند، غیر عادی بوده و با مبحث انعکاس نور قابل توضیح نیستند.


این تصویر که در سال ۲۰۰۹ گرفته شده، زنی را به‌‏نام جوآن در پارک بریانت منهتن نشان می‌‏دهد که اجسام کروی، او را احاطه کرده‌‏اند. اگر از نزدیک دقت کنید، دو دایره‌‏ی کوچک را در جسم بزرگ کروی می‌‏بینید. (با کسب اجازه از جوآن)


اعضای گروهی در لاس‌‏وگاس، اغلب در عکس‌‏های گرفته شده‌‏شان، اجسامی کروی مشاهده می‌‏کنند. (با کسب اجازه از گروه Spirit St. John)
بسیاری، لکه‌‏های کروی و روشنی را در عکس‌‏های خود می‌‏بینند. این لکه‌‏ها معمولاً با نام اجسام کروی شناخته می‌‏شوند. برخی، آن‌‏ها را نور منعکس شده بر سطوح اطراف می‌‏پندارند و برخی، نور منعکس شده از ذرات غبار. عده‌‏ای نیز آن‌‏ها را روح یا دیگر موجوداتی که با چشم قابل مشاهده هستند، می‌‏پندارند.

تحقیقات کمی بر‌‏روی این پدیده انجام شده؛ امّا دکتر گَری ای.شوارتز و کاترین کرِت، استاد علوم نوری در دانشگاه آریزونا در سال ۲۰۰۵، مطالعات خود را بر‌‏روی اجسام کروی منتشر کردند.


یک جسم کروی که در مستندی از شبکه‌‏ی بی‎بی‎سی گرفته شده است. به‌‏گفته‌‏ی محققان دانشگاه آریزونا علت آن نمی‌‏تواند انعکاس نور بوده باشد. این محققان نتوانسته‌‏اند توضیحی علمی برای آن بیابند. (Screenshot/u.arizona.edu)
به‌‏گفته‌‏ی آن‌‏ها بسیاری از اجسام کروی، با نور منعکس شده‌‏ی دوربین بر روی اجسام یا گرد و‎غبار محیط اطراف قابل توضیح هستند. اما برخی‌‏از اجسام کروی ظاهر شده در عکس‌‏ها، این توضیح متداول را نقص می‌‏کنند.

برای مثال، اجسام کروی‌‏ای که در مستند بی‌‏بی‌‏سی گرفته شده است، قبل‌‏از محو شدن، به‌‏آرامی حرکت می‌‏کردند. شوارتز و کرت می‌‏نویسند: «توضیح چنین اجسام کروی که در مسیر‌‏های غیرقابل پیش‌‏بینی حرکت می‌‏کنند و بر‌‏اثر بازتاب‌‏هایی اتفاقی ایجاد می‌‏شوند و همچنین آن‌‏هایی که براثر انعکاس نور برروی ذرات گرد وغبار هوا به‌‏وجود می‌‏آیند، غیرممکن است. »


یک جسم کروی نزدیک شاخ سمت چپ گاو قرار دارد که ظاهر شدن آن غیر‌‏عادی و نامعمول است؛ با‌‏این‌‏حال سایه‌‏ای واضح قابل مشاهده است. (Cindy Drukier/Epoch Times)
این مستند که با گران‌‏ترین مدل دوربین مادون‌‏قرمز و نصب شده بر‌‏روی سه‌‏پایه، فیلم‌‏برداری شده، برخی‌‏از عواملی که محققین علت ایجاد اجسام کروی در عکس‌‏ها بر‌‏اثر ارزان بودن مدل دوربین می‌‏دانند، کنار می‌‏گذارد.

شوارتز و کرت ادامه می‌‏دهند: «همچنین این موضوع نه منطقی و نه صحیح است که نتیجه بگیریم همه‌‏ی اجسام کروی مشاهده شده در جهان را می‌‏توان با مکانیسم متداول علم نورشناختی مثل بازتاب‌‏های نور توضیح داد.»

با‌‏این‌‏حال، به‌‏عقیده‌‏ی آن‌‏ها، اکثر اجسام کروی، با علم متداول نور قابل توضیح هستند و شاید توضیحات جدیدی برای اجسام کروی غیرعادی پیدا شود.


اجسام کروی در تئاتر رِجِنت ملبورن استرالیا، پس از اجرای هنرهای نمایشی شن‌‏یون در ۱۴ آوریل ۲۰۱۲ مشاهده می‌‏شوند. (با‌‏کسب اجازه از ناتالی تپلیسکی). شن‌‏یون، فرهنگ ۵۰۰۰ ساله‌‏ی چین را از‌‏طریق رقص مبتنی بر داستان احیا می‌‏کند. به‌‏گفته‌‏ی وب‌‏سایت اصلی شرکت شن‌‏یون در نیویورک، این فرهنگ دارای ارتباطی قوی با معنویت است و اعتقاد براین است که آسمانی است.( اپک تایمز)


اجسام کروی دیده شده در نیوزلند، نزدیک‌‏به محل استقرار قبیله‌‏ی Ngati Mamoe؛ قبیله‌‏ای که دیگر وجود ندارد. (Wikimedia Commons)


اجسام کروی‌‏ای که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‎اثر بارش باران ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)


اجسام کروی‌‏که که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‌‏اثر گرد‌‏وخاک ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)

http://persian.epochtimes.com/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: