دنیای اسرار آمیز

بسم الله الرحمن الرحیم

وبلاگ دنیای اسرار آمیز را هم زمان با وبلاگ در فیسبوک و تلگرام هم دنبال کنید.

www.ufolove.wordpress.com

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

یوفوی مثلثی شکل توسط «مریخ نورد کنجکاوی» عکسبرداری شد.

یوفوی مثلثی شکل (استتار شده) توسط «مریخ نورد کنجکاوی» (کیوریسیتی) عکسبرداری شد.

در تصویری که 11 ماه می 2016توسط مریخ نورد «کنجکاوی» ناسا با لنز تصویرساز دستی (MAHLI)از دامنه ی کوه «شارپ» در فلات «ناکلاو»،عکسبرداری شده است، بر بالای سطح مریخ یک شکل مثلثی که به سختی قابل دیدن است مشاهده شده، که در تصویر با نقطه گذاری مشخص شده است.

پس از تنظیم کردن رنگ ها، این شیءبه طور قطع شبیه یک یوفوی مثلثی شکل سیاه رنگ بود که در فضای بالای سیاره معلق بود.که آن بسیار واضح،اما استتار شده بود.

آیا امکان دارد این شیء نور حاصل از عکاسی نباشد ودر واقع نوعی فضاپیمای استتار شده باشد؟

فرض کنید که این تصویر یک فضاپیما است، آیا آن می تواند ساخته ی ناوگان فضایی مخفی کشف شده توسط»گری مک کینون»باشد یا توسط موجودات فرازمینی ساخته و هدایت شده است؟

این شیء تنها با بالاترین کیفیت تصویر (PIA 20602-TIF-83MB)قابل مشاهده است که می توانید آن را ببینید یا از اینجا دانلود کنید:

http://photojournal.jpl.nasa.gov/catalog/PIA20602

با تشکر فراوان از دوست عزیزم برای ترجمه مطلب

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/ufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

سخنرانی مایکل تساریون :جهان مارها

مقدمه

درباره سابقه مایکل تساریون اطلاعات موثق چندانی در اینترنت در دسترس نیست. چند سایتی که از او نام برده اند مطابق روال همیشگی حمله به کسانی که نظریه پرداز توطئه هستند, وی را مورد حمله و هتاکی قرار داده اند. وبسایت شخصی تساریون تنها شامل فهرست کتابهایی است که به قلم او نوشته شده, و چند ویدیو از مصاحبه ها و سخنرانی هایش. با توجه به اینکه هیچ بیوگرافی مستندی در وبسایت شخصی او منتشر نشده, فانوس نیز با همین روش, بدون پرداختن به سابقه و بیوگرافی او, متن یکی از سخنرانی هایش را در اختیار خوانندگان قرار میدهد تا خود مطالعه و قضاوت کنند.

maxresdefault.jpg

در بین کسانی که به توطئه و تاریخ آن می پردازند, وسعت و تنوع اطلاعات مایکل تساریون کم نظیر است. سخنرانی زیر از این جهت انتخاب شده که تصویر نو و جالب توجهی از تاریخ بشر زمینی و تکامل و تغییرات ژنتیکی و تکنولوژیکی او ارائه میشود, و بسیاری از نقاط خالی و قبلاً بدون توضیح مانده, در مدلی نسبتاً منسجم برای اولین بار توضیح داده میشود. از جمله منابع مورد استفاده مایکل تساریون, متون و الواح باستانی, متون باستانی دینی, افسانه های اقوام دیرین زمین, و همچنین منابع مورد تایید علم رسمی امروز است. در این سخنرانی ریشه خلق انسان امروزین از 50 هزار سال پیش توضیح داده میشود, نظریه نو و درخور توجهی درباره تمدنهای آتلانتیس و لموریا ارائه میشود, دلایل و تاریخچه تشکیل ایلومیناتی بررسی میشود, دلیل سفاکی و خونریزی ها و قربانی کردن ها به دست این گروه توضیح داده میشود, و در نهایت راه حلی برای پاکسازی زمین از طاعونی که به زعم سخنران چندین هزار سال درگیر آن بوده پیشنهاد میشود.

متن از فایل صوتی یکی از سخنرانی های مایکل تساریون پیاده شده است. با توجه به صوتی بودن فایل تلاش شده تا جای ممکن تصاویری که از آنها صحبت به میان می آید تهیه و در میان متن گنجانده شود. به دلیل طولانی بودن سخنرانی, متن مربوطه به تدریج ترجمه و در فضای مجازی منتشر خواهد شد. فانوس پیشاپیش از شکیبایی خوانندگان تشکر میکند.

————————————————————————

جهان مارها

اگر به سخنان زکریا سیچین مراجعه کنید نقطه شروع وقایع را با ارجاع به الواح و متون سومری حدود چهارصد هزار سال پیش میداند. من با این رقم موافق نیستم. متون مردم قدیم, مثلاً متون مردم سلتیک حدود پنجاه هزار سال پیش را نقطه شروع وقایع میداند. اگر به افسانه های باستانی مراجعه کنید میبینید که گروهی از موجودات که پس از ایجاد وضعیتی آخرالزمانی از سیستم سیاره ای خود اخراج شده بودند ( فلسفه های مختلف نظرات مختلفی در اینباره دارد, بعضی آنها را از پلیاد و برخی از صورت فلکی شعرای یمانی میدانند) و تحت تعقیب بودند, موجوداتی که بسیار پیشرفته بودند, شاید تکنولوژیشان در حد و اندازه تکنولوژی امروز ما بود و شاید هزار سال پیشرفته تر,  با سفر در فضا به منظومه خورشیدی ما رسیدند. آنها که فاصله زیادی با تعقیب کنندگانشان داشتند بر روی سیاره دیگری از منظومه خورشیدی ما فرود آمدند, یا وانمود به فرود کردند. این سیاره اکنون وجود ندارد.

در متون باستانی به کرّات به بازدیدکنندگانی از ورای زمین و به سفینه هایشان اشاره شده است. در کتاب حزقیال آمده: «هنگامی که به این موجودات زنده نگاه کردم چهار چرخ بر زمین دیدم. چرخی زیر هر یک از آنها. موجوداتی هر یک با چهار چهره. موجودات و چرخهایی که مانند کهربا می درخشیدند. هر چهار چرخ همشکل بودند. گویی چرخی در دل چرخ قرار داشت.» این تصویری است که حزقیال نبی از بیگانگان داده است. اگر به دست سازهای باقیمانده از دوران باستان نگاه کنیم, نقوش و مجسمه هایی میبینیم که شباهتی باور نکردنی به سفینه ها و هواپیماهای امروزین ما دارند.

بسیاری از برنامه های تلویزیونی که درباره این اشیا ساخته شده اند تنها به نشان دادن آنها اکتفا میکنند و توضیحی درباره چیستی آنها نمیدهند. هرگز از خودتان پرسیده اید چرا یک برنامه با بودجه چند میلیون دلاری شما را با سوالهای بیشتری تنها میگذارد و نه با جوابهای بیشتری؟ رسانه های بزرگ امروز این پاسخ ها را به شما نخواهند داد.

به حکاکی های دیوارهای معبد ابیدوس در مصر توجه کنید. شباهت بین این تصاویر و زیردریایی ها و هلیکوپترهای امروزی ما را میبینید؟ هندی ها از کلمه ویمانا برای نام بردن از این سفینه ها استفاده میکردند. اسرائیلی ها از کلمه شم استفاده میکردند.

Seti-I-Temple.jpg

معبد ابیدوس

این موجودات که به منظومه خورشیدی ما وارد شده بودند بر روی سیاره ای فرود آمدند که باستانیان آن را تیامات مینامیدند. بعضی نیز آن را لوسیفر نامیده اند, و بعضی دیگر لونا. این لونا با ماه امروزین زمین که گاهی لونا نامیده میشود یکی نیست. این سیاره غول آسا بود و بیشتر سطحش با اقیانوس پوشیده شده بود. اتمسفر این سیاره چنان شفاف و درخشان بود که مردم آن را خورشید دوم می نامیدند. نام لوسیفر هم از همین جا به این سیاره داده شده بود. یونانیان این سیاره را فیتان نیز نامیده اند. این سیاره یک خورشید نبود اما چنان اتمسفر درخشانی داشت که در نور خورشید تابشی شدید پیدا میکرد. در متون باستانی به کرّات به خورشید دوم اشاره شده است.

این موجودات وانمود کردند بر روی سیاره فرود آمده اند و حتی پایگاهی دروغین برپا کردند که امواج الکترومغناطیسی پخش میکرد. وقتی تعقیب کنندگان به منظومه ما وارد شدند با ردیابی این امواج به اشتباه تصور کردند موجودات تحت تعقیب در این سیاره ساکن شده اند, و حدس میزنید چه کردند؟ سیاره را منفجر کردند. افسانه های بسیاری درباره این انفجار وجود دارد, داستانهایی درباره دو تکه شدن این سیاره و تبدیل یکی از این نیمه ها به خورشید ما و نیمه دیگر به ماه ما. بعضی حتی میگویند بخشی از سیاره تیامات تبدیل به کره زمین ما شد. این داستانها هیچ یک حقیقت ندارد.

Fort_charles_1920.jpg

این سیاره منفجر شد و محتویاتش تبدیل به چیزی شد که امروز به نام کمربند سیارک ها میشناسیم. چارلز فورت, نویسنده سرکوب شده و کمتر شناخته شده آمریکایی, عمر خود را صرف مطالعه پدیده های غیر معمولی مانند باران های یخ یا بارش ماهی از آسمان کرد. کارهای او هرگز به دقت درخور توضیح داده نشد و او را دیوانه نامیدند. این بارش ها منبع زمینی ندارند. اوقاتی هست که مدار سیاره ما به کمربند سیارک ها نزدیک میشود, و وقتی چنین میشود, جاذبه زمین بخشی از محتویات کمربند را به داخل جوّ زمین میکشد. به همین دلیل است که حتی گاهی ماهی زنده از آسمان فرو میریزد. تخریب سیاره تیامات تنها 50 هزار سال پیش رخ داد. تیامات سیاره ای اقیانوسی بود. بیشتر محتویات کمربند سیارک ها یخ است, یخی که از منجمد شدن آن اقیانوس ها ایجاد شده است. به دلیل طبیعت و ذات منجمد شدن است که بخشی از محتویات آن یخ, زنده و جاندار بر روی سیاره ما فرود می آید. ماهی های منجمد شده در برخورد با اتمسفر زمین احیا میشوند. مردم در سراسر زمین شاهد چنین بارش هایی بوده اند اما هرگز توضیح مناسبی برای این بارشها به آنها داده نشده.

asteroid-belt.png

کمربند سیارک ها

بنابراین, این موجودات بر روی تیامات فرود نیامدند, بلکه بر روی سیاره ما فرود آمدند که در آن زمان بخش بزرگی از آن با جنگل پوشیده شده بود و پنج قاره مختلف داشت. افرادی مانند اریک ون دنیکن تونلهای زیرزمینی آنها را کشف کرده اند و از نحوه حفر و حکاکی های آنها حیرت زده شده اند. این تونلها توسط آن بیگانگان حفر شد. حتی گفته میشود که در زیر اقیانوسها هم پایگاه ایجاد کردند.

04.jpg

اریک ون دنیکن

در کتاب ساموئل چنین آمده: «پادشاه به او گفت از آنچه میبینی وحشت نکن… من خدایانی را دیدم که از آسمان فرود آمدند.» ادوارد بولور لایتون در کتاب خود به نام نژادهایی که می آیند از جوامع بسیار پیشرفته ای نوشته که در سرزمینی به نام وریلیا, به دلیل تغییرات سطح زمین وادار به نقل مکان به درون زمین شدند. این موجودات که به نام آنا هم خوانده میشدند مخصوصاً به دلیل سیلهای بزرگی که بر روی زمین جاری شد وادار به سکونت در دل زمین شدند. زمین توخالی موضوعی بسیار جالب و حیرت انگیز است.

800px-Edward_George_Earle_Lytton_Bulwer_Lytton,_1st_Baron_Lytton_by_Henry_William_Pickersgill.jpg

این تصویری از آدمیرال برد است که بر فراز قطب شمال پرواز کرد و غارهایی را در قطب شمال کشف کرد که بر روی نقشه های امروزین به آنها اشاره ای نشده است.

Admiral-Byrd-52.jpg

در کتاب ایوب آمده «مردگان از زیر آب سر بر می آورند, و ساکنان زیر آب نیز.» و در تفسیر این سطر در همین کتاب نوشته شده «محل رفائیم» و این کلمه به عبری به معنای مردگان, و فرزندان فرشتگان هبوط کرده است. چیزی شبیه به نفلیم. افسانه های سلتیک هم دقیقاً از همین موضوع صحبت میکنند: موجودات منفیی که از زیر اقیانوسها برای حمله به خدایان می آیند. اما مردم افسانه ها را جدّی نمیگیرند.

این موجودات به سیاره ما آمدند, و هنگامی که دریافتند تعقیب کنندگانشان رفته اند, به روی زمین نقل مکان کردند و مقرّ خود را در قاره آپالاسیا برپا کردند, و نام مقرّ خود را آتلانتیس نهادند. قاره نامیدن آتلانتیس نیز یکی دیگر از ترفندهای ضد اطلاعاتی است. آتلانتیس یک قاره نبود.

در آن روزگار 5 قاره عظیم بر روی زمین وجود داشت: تیرانیا, برندیا, اوسیانا, فنسکاندیا, و آپالاسیا. آپالاسیا در شمال زمین واقع شده بود, جایی که اکنون آمریکای شمالی و آلاسکا واقع شده است, و از فراز قطب شمال تا جایی که امروز شامل گرینلند, شمال انگلستان, سوئد و حتی سیبری میشود گسترده شده بود. تمام این سطح وسیع یک قاره را تشکیل میداد. آتلانتیس در نقطه ای بین گرینلند و انگلستان امروزی بنا شده بود.

سخنرانی مایکل تساریون

این موجودات شروع به تعامل با ما کردند. سیاره ما با قدمت 65 میلیون ساله اش, سکونتگاه ما هوموساپین های شکارچی و خوشه چین بود. احتمالاً به دفعات فراوان مورد بازدید خویشاوندان خود که در سایر نقاط منظومه خورشیدی ساکن بودند قرار گرفته بودیم. اما سیاست بیشتر این بازدید کنندگان بر این بود که تنها برای بازدید و تحقیق به سکونتگاه هوموساپین ها و نئاندرتال ها و سایر انواع زمینی بیایند و به دنبال هیچ دخالتی در سرنوشت ساکنین این سیاره نباشند, با آنها حشر و نشر نکنند, و تا حد امکان توسط آنها دیده نشوند. اما موجوداتی که فرشتگان هبوط کرده نامیده میشوند و به قول میلتون بهتر است در جهنم حکمفرمایی کنند تا در بهشت خدمتگذاری, با برنامه دخالت در زندگی هوموساپین به اینجا آمدند.

maxresdefault

بنابراین به تفحص و تحقیق درباره انواع شکل حیات بر روی زمین پرداختند. درست همانطور که در فیلم سیاره میمونها نشان داده شده, شروع به جمع کردن ما در آتلانتیس و بررسی ژنتیکی ما کردند. و مدتها بعد, چندین هزار سال بعد, آماده تغییر ژنتیکی ما شدند. و نتیجه این شد که تمام هوموساپین ها یا تغییر کردند و یا اگر تغییر نکردند, از بین برده شدند یا تبدیل به برده شدند و در نتیجه بردگی از میان رفتند. موجودی تولید شد که هومو آتلانتیسی می نامیم, موجودی با دی.ان.ای خالص بیگانگان و دی.ان.ای خالص بشری. همه ما بازماندگان هومو آتلانتیسی ها هستیم. موجودات بیگانه برادری مار یا مردم مار نامیده میشدند؛ نه به این دلیل که شبیه مار بودند. بعداً درباره دلیل این نامگذاری صحبت خواهیم کرد. عنوان شاعرانه تر فرزندان مار را به اولین دسته تولیدی آنها داده اند. در کتاب مقدس آمده: «و خدا گفت بگذار انسان را به صورت خودمان و با شباهت به خودمان خلق کنیم.» این داستان در کتاب پیدایش آمده است. آیا میدانستید نام کتاب پیدایش از چه ریشه گرفته است؟ ژنهای خداوند آیسیس, یا نسل آیسیس. و واژه ای که در کتاب مقدس به اشتباه خلق کردن ترجمه شده, در واقع در دنیای ما بیشتر به معنای ساختن و بنا کردن نزدیک است. در کتاب مقدس عبارت فرزند اول را نیز داریم. باید بپرسیم چرا فرزند اول تا این حد اهمیت داشته است. در داستانهای زمانهای گذشته و حتی زمان فرعونها به قتل رساندن فرزند اول دشمن, اهمیت بسیاری داشته است. آیا به قتل رساندن خود دشمن هوشمندانه تر از به قتل رساندن فرزند اولش نبوده است؟ چرا صبر کنند تا فرزند اول او به دنیا بیاید تا بعد او را بکشند؟ در هیچ یک از اسناد باقیمانده موجود هیچ ردی از چنین رفتار شنیعی دیده نشده است. قتل فرزند اول دشمن طبق هیچ سند تاریخی هرگز اتفاق نیفتاده است. بنابراین عبارت فرزند اول, یک عبارت تمثیلی است و اشاره دارد به فرزند مار. به این نسل فرزندان الوهیم نیز میگفتند. برخی افراد اولین مار-اربابان را یهوه مینامند, و بعضی الوهیم. در استفاده از کتاب مقدس باید یک قاعده را به کار برد: وقتی اسامیی همچون آدم و حوا, یهوه, الوهیم و غیره را میبینید, آنها را به عنوان یک نژاد در نظر بگیرید و نه یک فرد.

این فرزند اول را برای خدمتگزاری به خودشان خلق کردند, و این خلقت با دستکاری ژنتکی همزمان در دی.ان.ای بیگانه و انسان زمینی, و در جایی که آتلانتیس مینامیم انجام شد. به یاد دارید که تیامات منفجر شد و سقوط تکه پاره هایش بر روی زمین تغییرات عظیمی ایجاد کرد؟ سیلهای بزرگ به راه افتاد و چهره زمین برای همیشه تغییر یافت. این تغییرات باعث از دست رفتن جانهای بسیاری شد اما آنچنان عظیم نبود که رسوبات این تغییر و تحول در عرض چند صد سال ته نشین نشود. زمین بارها پیش از آن نیز شاهد چنین تحولاتی بوده است. وقتی فرزند اول تولید شد, به باغهای عدن, به زمینهای آپالاسیا فرستادندش تا برایشان کارگری کند.

این فرزندان اول دی.ان.ای انسانی نیز داشتند و در نتیجه دارای حس وصل بودن به معنویتی بودند که پدرانشان از آن بی بهره بودند. و زمانی فرارسید که این فرزندان دیگر نمیخواستند برده اربابانشان باشند. این فرزندان از این جهت که هم هوش سرشاری داشتند و هم ارتباط با معنویت, موجودات جالبی بودند. نه همه این فرزندان, ولی دسته هایی از آنها آپالاسیا و بردگی را ترک کردند و به قاره اوسیانا که ما امروز با نام لموریا میشناسیم مهاجرت کردند. تخمین زده میشود قاره آنها در محل امروزی اقیانوس آرام بوده باشد. وقتی پدران بیگانه شان را ترک کردند پدرانشان نمیدانستند چه واکنشی نشان دهند. سپس به سراغ تولید یک موجود دیگر رفتند. متن یک کتاب باستانی مکزیکی می گوید: «بگذار او را طوری خلق کنیم که ما را تغذیه و از ما نگهداری کند.» آیا میدانید فاتحین اعزامی از امپراتوری های پرتغال و اسپانیا چند جلد کتاب را سوزاندند؟ آیا میخواهید بدانید چرا؟ جمله نقل شده تنها یک تکه کوچک از یک کتاب کوچک است. تصور کنید چه اطلاعاتی در خیل کتابهای سوزانده شده موجود بوده.

اولین موجودات کاری که میخواستیم را انجام ندادند. پس تولید دومین دسته را شروع کنیم. در کتاب پیدایش چنین آمده: «از عرق جبین نان بخور تا روزی که به خاک بازگردی؛ چرا که از خاک آمده بودی, خاک هستی, و به خاک بازخواهی گشت.» آیا به نظر شما این کلام خدا است یا بیشتر شبیه سیاست های انسانی است؟ «و خداوند گفت بنگر که انسان یکی از خود ما شده است, خوب و بد را تمیز میدهد. نباید به او اجازه دست درازی به درخت حیات و خوردن از آن داده شود مبادا حیات جاودان پیدا کند.»

نسل دیگری خلق کردند, نسلی که ما نسل آدم مینامیم. یاداوری میکنم آدم یک فرد نبود. آدم و حوا در قالب یک نژاد تولید شدند و نه به عنوان دو فرد. با خود فکر کردند ما در خلقت اول چه اشتباهی مرتکب شدیم؟ مخلوق اول را دارای هوش ساختیم و چنین شد که با استفاده از هوششان و خودسرانه ما را ترک کردند. پس در خلق نسل بعدی خدمتکارانمان, آنها را با خاموش کردن و بستن مرکز هوشی که خود داریم, خرفت و نادان میسازیم. در آزمایشگاه های رفتاری امروزی نیز میتوان با دستکاری مغز به همین نتیجه رسید. آنها این تغییر را در سطح دی.ان.ای ایجاد میکردند. نژاد آدم با هوشی بسیار محدودتر خلق شد و به کار گماشته شد. این نژاد نوع مونثی هم داشت اما مذکر و مونث نژاد آدم نمیتوانستند از طریق جفتگیری تولید نسل کنند. حواها باکره بودند. «و خدا گفت بنگرید که انسان ها به یک زبان تکلم میکند. بگذارید زبانشان را پریشان و آشفته سازیم تا با هم تکلم نکنند.»

Bvgfh

عصای هرمس

در کتاب مقدس آمده که آدم و حوا برهنه بودند. معنی برهنه چیست؟ آدم و حوا برهنه به باغ عدن رفتند. مگر نگهبان عدن شلوار جین پوشیده بود؟ واژه برهنه در کتاب مقدس تمثیلی است از تنزل درجه هوش. هوش آدم و حوا سرکوب شده بود. نقل از متن کتاب درباره خوردن از درخت حیات را به یاد دارید؟ میوه ممنوعه از درخت حیات نیز یک تمثیل دیگر است, تمثیلی برای دانش نهفته در ژن انسان. درخت حیات همواره سمبلی از مارپیچ دی.ان.ای بوده است. در زمانهای باستان دو مار به هم پیچیده به دور عصای هرمس, و درخت حیات, هر دو سمبلی از دی.ان.ای بوده اند. در توصیف درخت حیات گفته اند ریشه در زمین داشت و شاخسار در آسمان. بعدها آن را درخت نیک و بد نامیدند. پس برهنه بودن و ناتوان بودن از خوردن میوه ممنوعه تمثیلی است از بی بهره بودن آدم از هوش پدرانش و توانمندی های تکنولوژیکی و علمیی که از این هوش حاصل میشود, علم زیست شناسی و تکنولوژی.

با درخت حیات کابالایی آشنا هستید؟ درخت حیات کابالایی 22 مسیر دارد. تعداد کروموزوم های موجود در  دی.ان.ای 22 است.

t1.jpg

درخت کابالا

به کتاب مقدس بازگردیم و ملاقات مار با آدم و حوا در باغ عدن. نژاد آدم به بردگی مشغول بود, بدون هیچ اتحادیه کارگری که از حقوقش دفاع کند, بدون وقت استراحت و اضافه کار و مرخصی. فرزندان مار در لموریا از این موضوع خبردار شدند. به خود گفتند ما هم به عنوان برده تولید شده بودیم اما خود را آزاد کردیم. اکنون دوباره با دی ان ای انسان نژادی برده دیگری خلق کرده اند. نژاد آدم خویشاوند ما است اما هوش او سرکوب شده است. این مخمصه ای جدید است. اگر به آتلانتیس بریم و آنها را با خود به اینجا بیاوریم چه میشود؟ و این دقیقاً همان کاری بود که کردند.

فرزندان مار به آتلانتیس رفتند و با نژاد آدم حرف زدند. افسانه های باستانی میگویند که نوع نر این نژاد متوجه حرف فرزندان مار نشد (صدای خنده حضار). اما حرف فرزندان مار به گوش حواها خوش آمد. گفته شده که فرزندان مار زیبا و خوشرو بودند, قدرتهای جادویی و هوش سرشار داشتند, و هاله ای از نور معنوی احاطه شان کرده بود و خردی عظیم داشتند. اگر شما هم به جای دختران حوا بودید از آنها خوشتان می آمد. دختران حوا پسران آدم را تشویق به رفتن با فرزندان مار کردند و آدمها را همراه خود کردند. مطمئنم بسیاری از شما فکر میکنید همراه کردن آدم زحمت بیهوده ای بوده (صدای خنده حضار).

شاید همه این نژاد آنلانتیس را ترک نکردند, اما بسیاری از آنها چنین کردند. فرزندان مار به آنها گفتند بدانید که هر چه ما میتوانیم انجام دهیم شما هم میتوانید, و حتی بیشتر. علم از این بخش داستان دل خوشی ندارد. این نوع مونث بود که حرف فرزندان مار را فهمید و عامل تغییر شد. علم امروز تا حد وسیعی در اختیار مردان است. ارتباط علم و قدرت گرفتن نظامهای زنسالار ارتباطی بسیار جالب است که نادیده گرفته میشود. گفته میشود که از آنجا که حواها حرف فرزندان مار را شنیدند و فهمیدند, در سرزمین فرزندان مار به حواها برتری داده شد. کاهنه های قدرتمند و حکومتهای زنسالار از همین جا ریشه گرفتند. زنان نگاهبانان اسرار بودند, و برگزار کننده مناسک ورود تازه واردین به جرگه.

coat450.jpg

کاهنه تصویر شده توسط هنرمند یونان باستان

ادامه دارد

بخش سوم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

زنان در دنباله همان سنت لموریا و اوسیانا دارای قدرت سیاسی و عرفانی بودند. به آنها محبوب یا مورد علاقه گفته میشد.

انجیل مریم مجدلیه را روسپی خوانده. واژه اولیه ای که به اشتباه به روسپی ترجمه شده کلمه ای احتمالاً یونانی بوده به معنای محبوب, مورد علاقه.  مسیح در انجیل نوزادی خوانده شده که از مادری باکره به دنیا آمده. به ارتباط این لغات فکر کنید.

حدس بزنید سمبل هیروگلیفی مصری برای زن چه بود؟ مار. هلینا بلاواتسکی, عضو انجمن تئوصوفیسم,  که از همه اینها خبر داشت گفت: «عنوان شیطان آپالاسیایی در عبری به حق از آن کسی نیست جز یهوه که از همه رقبای دیگر خود در خدایی بیرحم تر بود, و از آن مار نیست که در باغ عدن تنها از عشق گفت و خِرَد.»

Portrait_of_Madame_Blavatsky_signed.jpg

هلینا بلاواتسکی

حالا که صحبت از انجیل است, هر جا عبارت تولد از مادر باکره را میشنویم باید به یاد داشته باشیم که مادر باکره تمثیلی از تولد از طریق لقاح ژنتیکی است, منظور کودکی است که از بارداری حاصل از آمیزش یک انسان مونث و مذکر به دنیا نیامده, منظور کودکی است که از ترکیب ژنتیکی آدمیان و مار-نژادان ایجاد شده. به یاد دارید گفته بودم که آدم و حوا امکان آمیزش جنسی نداشتند. وقتی به سرزمین لموریا وارد شدند, فرزندان مار دریافتند که لازم است آدمها و حواها آمیزش داشته باشند, پس دی.ان.ای زنان را تغییر دادند تا امکان جفتگیری برایشان فراهم شود. اما گاهی زنانی هم بودند که فرزندان مار خود با آنها رابطه برقرار میکردند. هرگاه چنین اتفاقی میفتاد, به زن لقب باکره یا ملکه باکره داده میشد. و اگر از این آمیزش کودکی متولد میشد, کودک را باکره-زا مینامیدند. در زمانهای باستان این لقب به مسیح و اسکندر کبیر نیز داده شده بود(زرتشت نیز باکره-زا است- مترجم). پس هرگاه کلمه باکره-زا را میشنوید بدانید که اشاره به فرزندی است که یا از طریق تلقیح ژنتیکی و یا از طریق آمیزش بین انسان و نژاد دیگر به دنیا آمده بوده.

نشان کمپانی های بزرگ مملو از چنین تصاویر تمثیلیی است. برای نمونه به این نشان دقت کنید: زنی که مشابه سازی شده, یک مار قرمز بزرگ, یک درخت در پس زمینه, و یک قلب سیاه. به نام کمپانی نگاه کنید:

Atlantic Virgin

virginlogo230712w.jpg

نشان قدیمی کمپانی آتلانتیک ویرجین یا باکره آتلانتیکی

باکره آتلانتیکی. ریشه آن چیست؟ باکره های آتلانتیس. ریچارد برانسون واقعاً کارپرداز کیست؟

هر گاه در متن انجیل یا تورات به کلمه خون یا تخمه میرسید, مثلاً عبارت خون ابراهیم, تخمه یعقوب, تخمه ایوب, با تخمه اسرائیل چه خواهد شد, و عبارات مشابه, این کلمات پوششی بر معنایی متفاوت هستند. در انجیل آمده: «با حیوان آمیزش مکن.» منظور آمیزش جنسی با چهارپایان نیست بلکه آمیزش با مارها است. اکنون میبینید که این عبارات چه معنای روشنتری دارند؟

به یاد دارید وقتی موسی روبروی درخت شعله ور ایستاد و پرسید تو که هستی, چه جوابی شنید؟ من خدای پدرانت هستم. فرزندان مار, پدران فرهنگ های متعالی بر روی زمین بودند. اما پدران خود آنها اشاره دارد به اربابان بیگانه ای که بعدها در خاور میانه مستقر شدند.

روکش پوستی نازک آلت جنسی مردانه باقیمانده ای از دی.ان.ای انسان اولیه است. ختنه به منظور حذف این نشانه انسان بودن و یکی کردن انسان با خدایان, و نشانی از بردگی و خدمتگزاری ما است. به احتمال زیاد هوموساپین ها این پوسته را داشتند. برداشتن این پوسته یک مراسم آئینی است. حذف آن به شکلی سمبلیک ما را با دی.ان.ای بیگانگان مجدداً همردیف میکند. برداشتن این پوسته یادآوری است به شما که خدمتگزار مار هستید. از همین رو است که ختنه در بیمارستان انجام میشود, زیر سایه عصای هرمس با دو مار پیچیده به دور آن (که سمبل طب است-مترجم).

کامینس بومونت, نابغه ای که به شدت سرکوب شده بود (دوام آوردن نوشته هایش در نقاط مختلف دنیا خود معجزه ای است, خدا کارهای او را حفظ کرده) نوشته: «تاریخ تورات همانا تاریخ آتلانتیس است.»

256px-Comyns-beaumont.jpg

اربابان بیگانه در می یابند که این سومین باری است که نقشه هایشان نقش بر آب شده. بار اول از سیاره شان اخراج شدند و به این سیاره به درد نخور که احتمالاً دوستش هم نداشتند مهاجرت کردند. نسلی از بردگان برای خدمتگزاری خلق کردند که از خدمت کردن سر باز زد. نسلی دیگر خلق کردند که نسل قبلی اغوایشان کرد و از چنگ اربابان ربودشان. اربابان به شدت خشمگین هستند.

در کتاب حزقیال درباره خشم یهوه چنین آمده: «خدای مقتدر گفت در نتیجه از آن رو که عبادتگاه من را با بتهای نفرت انگیزت و با رفتارهای ناپسندت آلودی, از تو کناره گیری میکنم, بر تو رحم نخواهم کرد, و تو را نخواهم بخشید. آنگاه است که خواهی فهمید که من خدای تو هستم»

کسی پرسید, گمان میکنم کارل گوستاو یونگ بود که پرسید, چرا یهوه یکسره من من من میکند؟ چرا یکسره بر قدرتمند بودنش تاکید میکند, بر خشمگین شدنش پافشاری میکند؟ تنها در صورتی چنین میکنید که رقیبی داشته باشید, آیا چنین نیست؟ «من خدای تو هستم و زمانی این را خواهی دانست که اجساد انسانها را در اطراف بت هایت, در معابدت, بر فراز هر تپه, بر فراز هر کوه, و بر روی هر درخت سبز ببینی. زیر هر درخت هر جا که برای بتهایشان نذر و نیاز کردند دست مرا خواهی دید. زمین را متروک خواهم کرد تا بدانند که من خدایشان هستم.» اربابان بیگانه میخواستند آدم بداند که خدای واقعیش کیست. انسان را میان بتهایش قربانی خواهد کرد تا بتهایش شاهد کشته شدن انسان باشند. «قحطی و حیوانات درنده را سراغتان خواهم فرستاد, تا گرسنه بمانید؛ و طاعون به جانتان خواهد افتاد و خونهایتان جاری خواهد شد؛ بر روی شما شمشیر خواهم کشید, من خدای شما, چنین میگویم.»

کتاب ایوب: «او از سلاح آهنین خواهد گریخت, اما پیکانی فلزی از میان بدنش خواهد گذشت.»  اووید, شاعر رومی در کتاب دگردیسی: » غولها از تخت آسمان حمله ور شدند. ایوب به زمین کوفتشان.» مهابهاراتا: «خورشید در حرارت سلاحها میچرخید. جهان تبدار بود. هزارن ارابه سوخت. اجساد دیگر شباهتی به بدن انسان نداشتند.»

اربابان بسیار خشمگین بودند و با سلاحهای حرارتی و اتمی خود حمله ور شدند. اما لموریایی ها, فرزندان مار, از پیش آماده این حمله بودند و تلافی کردند. و این اولین جنگ خدایان بود که حدود 12 هزار سال پیش بر روی این سیاره اتفاق افتاد. ببینید در کتابی چند هزار ساله از این سلاحها چه گفته شده: «در حرارت سلاحها ذوب شدند. هزاران ارابه سوخت». در کتاب ارمیا آمده: «همه شهرها پیش روی خدا با خشم او از بین رفتند.» کتاب اشعیا: «بنگر که خدا چگونه زمین را خالی از سکنه میکند و سطحش را زیر و رو  میکند, و ساکنینش را می پراکند.»

ادامه دارد

بخش چهارم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

افراد مختلف در دورانهای مختلف در اینباره نوشته اند اما توصیفات مشابهی داشته اند. ایگناسیوس دانلی هوشمند و زیرک نیز در اینباره نوشته است. دانلی دوست ابراهام لینکلن بود. لینکلن موافقت کرد که چلنجر, یکی از کشتی های نیروی دریایی آمریکا, در اختیار دانلی قرار بگیرد تا برای پیدا کردن آتلانتیس عمق سنجی شود. لینکلن یک ماه پس از اعطای این مجوز به دانلی جان خود را از دست داد و در نتیجه بودجه مورد نیاز در اختیار دانلی قرار نگرفت. در آن دوران علاقه زیادی به آتلانتیس وجود داشت. لینکلن هم به آتلانتیس علاقمند بود و قصد داشت تمام تجهیزات لازم برای عمق یابی در اعماق اقیانوس اطلس را در اختیار دانلی قرار دهد. با ترور لینکلن برنامه های دانلی نقش بر آب شد.

Ignatius-Donnelly

دانلی چندین کتاب دارد که توصیه میکنم بخوانید. در یکی از کتابهایش نوشته: » نه همچون صدای فریاد یک انسان, که چونان صدای فریاد یک نژاد, یک نژاد بزرگ و دیندار و متمدن است که نمیتوانست بفهمد خدا چگونه با این همه بیرحمی به ملاقات جهان آمده.» مطلقاً درست است.

فردریک سادی, یکی از فیزیکدانان بزرگ دوران مدرن در کتابش, تفسیر رادیوم, نوشته: «آیا نمیتوان در این کتابها نوعی توجیه برای این عقیده یافت که انسان به دانشی که ما اخیراً صاحبش شده ایم دسترسی یافته بود, و به قدرتی فراتر از قدرتی که ما داریم؟ من معتقدم تمدنهایی در گذشته وجود داشته اند که با انرژی اتمی آشنا بودند و با سو استفاده از آن کاملاً نابود شده اند.» اینها جملات یک کلاهبردار نیستند.

Frederick_Soddy

در کتاب مقدس دیگری از هند, رامایانا, از گلوله رعد آسای آهنینی نوشته شده که میتوانست صدها هزار انسان را از بین ببرد, و چنان قدرتمند بود که میتوانست زمین را نابود کند. این سلاح تنها میتوانست با فرمان سلطنتی مورد استفاده قرار گیرد. در چند جای این کتاب همچنین به استفاده تلافی جویانه یک سوی جنگ از این سلاح در جواب استفاده طرف دیگر جنگ از همین سلاح اشاره شده است…

در نقطه ای که حدس میزنند محل شهرهای باستانی سدوم و گوموراه باشد ایزوتوپهای رادیواکتیو پیدا شده است. در ترجمه کتاب مقدس در جایی که آمده فرشته به همسر لوط گفت به پشت سر نگاه نکن وگرنه به ستونی از نمک تبدیل خواهی شد, اشتباهی وجود دارد. آنچه نمک ترجمه شده در زبان ما بیشتر به بخار نزدیک است تا نمک. این مکان امروز آکنده از رادیواکتیو است.

در انگلیسی کلمه توفان* که برای باد شدید استفاده میشود از کلمه تایفان به معنی مار ریشه گرفته است. کلمه هاریکن* نیز. هاری به معنای تکان خوردن و کین به معنای مار است. دلیل اینکه امروز برای این بلایای طبیعی از کلمه مار استفاده میکنیم این است که روزگاری بوده که مار بر روی زمین به جنگ پرداخته است. به همین دلیل است که مردم ایرلند دوران باستان از جنگ خدایان گفته اند, از جنگ پسران نور یا پسران مار که ناچار به جنگیدن با مارها شده اند, با استفاده از دانش و با استفاده از جادو, و از چگونگی تخریب زمین به دست این موجودات. کلمه ای که برای بلای طبیعی* –دیزستر– استفاده میشود به معنای فقدان ستاره است. لغت فاجعه* –کاتاستروف– به معنای تخریب ستاره است. هربار از فاجعه ای صحبت میکنیم با استفاده از این کلمات فاجعه انفجار تیامات در 50 هزار سال پیش را به یاد می آوریم, سیاره ای که آنقدر درخشان و بزرگ بود که همچون خورشید به نظرمان میرسید.

به یاد دارید گفتیم که این بیگانکان به زمین رسیدند؟ شاید نوع محیط برایشان نا آشنا بود. شاید تجربه امواج ماواری بنفش موجود در این سیاره را نداشتند. شاید در این تعقیب و گریز به نقطه ای ناشناخته از مرکز کهکشان رسیده بودند و شکل و جاگیری ستاره ها و سیارات برایشان کاملاً نا آشنا بود. توان ترک کردن این سیاره را دارند اما نمیدانند در کدام نقطه از کهکشان قرار گرفته اند. وقتی آتلانتیس ایجاد شد بناهایی برپا کردند که حکم قطب نما را داشت. بناهای سنگی مدوری که امروز در نقاط باستانی مهم زمین باقی مانده را آنها برپا کردند. پیدا کردن موقعیت مکانی زمان میبرد. لازمه پیدا کردن مسیر حرکت خورشید یک سال مشاهده مداوم بود. این بناها و نقش های سنگی که حکم ابزار تهیه نقشه آسمان را برایشان داشت به تعداد فراوان برپا شد. به همین دلیل است که این تعداد فراوان از آنها امروز هنوز پابرجا مانده. ابزار و دانش لازم برای جابجا کردن این سنگهای عظیم را داشتند. وقتی بناهای سنگی را برپا کردند از شمن ها یا کشیش هایشان خواستند محاسبات ستاره شناسی را انجام دهند تا بفهمند در کدام ناحیه قرار گرفته اند.

Ancient_stone_circle_Go_South_tour_Inroads_Ireland_Tours_IMG_7605

بعضی ها می گویند این بناها با توجه به سیل عظیمی که به راه افتاد چطور دوام آوردند؟ اهرام مصر و ابوالهول مثالهای عالی برای این مورد هستند. اهرام به وضوح پس از سیل بزرگ درست شده اند. اما نگاهی به فرسایش ابوالهول کنید: ابوالهول پیش از سیل بزرگ بنا شده بود. این موضوع درباره تمام بناهای باقیمانده در سراسر زمین صادق است. بعضی از آنها پیش از سیل بزرگ بنا شده اند و بعضی بعد از آن. این بناها برای علامت گذاری ساخته شده بودند. به همین دلیل است که بسیاری از آنها روی یک محور قرار گرفته اند, برای این که بتوانند بفهمند در کدام خوشه قرار دارند.

بر اساس یک دسته از افسانه های باقیمانده, پس از اینکه نژاد آدم اربابانشان را ترک کرد, اربابان باز هم در پی پیدا کردن برده جدید بودند. باز هم به مرور اشتباهات دوره های قبلشان پرداختند تا ببینند کجای کار ایراد داشته و به این نتیجه رسیدند که اشتباه در این بوده که دی.ان.ای خود را با دی.ان.ای نژاد بشر مخلوط کرده اند. پس شروع به تحقیق درباره سایر گونه های موجود بر روی زمین کردند. اسب تک شاخ و اسبهایی که بالاتنه انسان دارند و موجودات مشابه از همین آزمایشها به وجود آمدند. این موجودات حتی تا دوران قرون وسطی نیز زنده بودند. چیزی که دریافتند این بود که دی.ان.ای خزندگان زمینی به طور خاص با دی.ان.ای آنها پیوند بسیار خوبی برقرار میکند. و چنین بود که نژاد خزنده-گون یا رپتیلین ایجاد شد.

mosaico-de-los-centauros_2014

هر داستانی که درباره فرود رپتیلین ها بر روی زمین و تسخیر زمین توسطشان میشنوید دور از حقیقت است. بازدید کنندگان بیگانه رپتیلین ها را بر روی سیاره زمین خلق کردند. رپیتلین ها با این بازدیدکنندگان بیگانه یکی نیستند, بلکه گروهی هستند که بعدها توسط آنها درست شدند.

Anunnaki_20110613232745

رپتیلین ها خونسرد و بی ترحم هستند. اگر فرزند یک مارکولک یا هر خزنده دیگری را مقابل رویش بدزدید هیچ واکنشی نشان نمیدهد. حاصل اختلاط نژادی با رپتیلین ها دقیقاً همان چیزی شد که میخواستند: قدرتمند, خونسرد و بی وجدان. رپتیلین ها مدتی طولانی برده بیگانگان بودند. از آنجا که دی.ان.ای گونه بشر (بیگانگان از نوع بشر بودند) استفاده شده بود بسیاری از آنها شبیه انسانها بودند, اما بودند تعدادی که ظاهری خزنده نماتر داشتند, مثلاً چشمان یا دستهایی خزنده گون. بسیاری از آنها تا قرون وسطی نیز بر روی زمین بودند اما بعد به زیر زمین رفتند. داستانهای قرون وسطایی که درباره شوالیه یا دلاورانی است که به جنگ موجودی شیطانی یا اژدها میروند به همین دسته رپتیلین ها اشاره دارد. داستانهای اساطیری مملو از چنین موجوداتی است. با آغاز عصر صنعت این موجودات یا از بین برده شدندو یا به زیر زمین نقل مکان کردند. ممکن است امروز بسیاری از آنها از کنار شما رد شوند اما با توجه به ظاهرشان ندانید که با شما فرق دارند. برای مثال کسانی که واسطه ارواح هستند میتوانند آنها را تشخیص دهند. چنانکه کلمنت نوشته: «هیولاهایی بر روی زمین خواهند بود, نسلی از اژدها-انسان ها, و مار-انسان ها.»

Untitled

اکنون قرن بیست و یکم است و ما هنوز از این جنگها میگوییم. اگر یازده هزار سال پیش این جنگ مغلوبه شده بود, اکنون هیچ یک از ما هیچ مشکلی با وضعیت فعلی نداشتیم و به بردگی مشغول بودیم. بدی سراسر زمین را فرا گرفته بود. و از طرف دیگر اگر خوبی بر بدی غلبه کرده بود اکنون همه ما در صلح و صفا زندگی میکردیم. اما هیچ یک از این دو روی نداده و ما هر یک با اسکیزوفرنی درون خود درگیر هستیم. دلیل ادامه این وضعیت یک متغیر پیش بینی نشده بوده است.

بسیاری از افسانه های باستانی ایرلند از قدرتهای جادویی و ذهنی به کار رفته در این جنگها میگوید. البته نباید قدرتهای تکنولوژیکی را نیز فراموش کرد. اما این متغیر پیش بینی نشده چه بود: خشونت طرفین درگیر در جنگ خشونت کره زمین را نیز برانگیخت. سیل اول را به یاد دارید؟ سیلی که زندگی انسانها و حیوانات دیگری را از بین برد و چهره زمین را تغییر داد؟ اثرات این سیل بعد از چند صد سال فروکش کرد. اما این خشونت در حد دیگری بود. گفته میشود که جنگ اتمی درگرفته, اتمسفر کرده زمین را از بین برد. تمام رطوبت موجود در جو زمین خشک شد. در نتیجه میدان مغناطیسی زمین دچار تغییر شد و محور چرخش زمین نیز. نتیجه موقعیتی بود که ما امروز تغییر قطبها مینامیم. این تغییر قطبها بر مریخ نیز تاثیر گذاشت و سایر سیارات منظومه ما را نیز تحت تاثیر قرار داد. هنوز هم اثرات این تغییر قابل مشاهده است. اما اتفاق بزرگتر بعدی این بود که با تغییر میدان مغناطیسی زمین, همه محتویات کمربند ون الن به طرف زمین کشیده شد, همه آنچه که از انفجار سیاره تیامات در فضا پراکنده شده بود, تمام آب و یخ آن سیاره, تمام تکه پاره های آن, تریلیون ها تن مواد. در وبسایتم تعداد بسیار زیادی از داستانهای قدیمی و باستانی که اشاره به همین واقعه دارند قابل دسترسی است اما اینجا به دلیل کمبود وقت آنها را نقل نمیکنم. داستانهایی که درباره باران 40 روزه نوشته شده در اشاره به همین مطلب است. «زمین در آسمان بی حرکت شد و انسان حتی نمیتوانست صورت همنوع کنار خود را ببیند.» این سیل آب که بر زمین فرو ریخت از سر انتقام بود و چنان قدرتمند که خرابی هایی باور نکردنی ایجاد کرد.

*typhoon – hurricane  – disaster –  catastrophe

ادامه دارد

بخش پنجم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

مطالعات (علمی) نشان داده که ده هزار سال پیش از میلاد محور چرخش زمین نسبت به محور امروزین 30 درجه اختلاف زاویه داشته است. در کتاب وقتی زمین تقریباً مرد که توصیه میکنم همگی بخوانید آمده: «جابجایی های تکتونیک لایه های سطحی زمین در پایان دوره پلیستوسن چنان عظیم بود که تقریباً باورنکردنی است. این تغییرات عظیم بر خلاف تصور عمومی در اثر چیزی مانند دوران یخبندان ایجاد نشده بود.» سرخپوستان تاهو میگویند «زمانی بود که قبیله آنها زمین را در دست خود داشت و پرتعداد بود و قوی و ثروتمند. اما روزی رسید که مردمی که از آنها قدرتمندتر بودند قیام کردند و آنها را شکست داده و به بردگی گرفتند. سپس ارواح موجی بسیار قدرتمند از دریا به سمت زمین فرستادند, موجی که هم سرکوب کنندگان و هم سرکوب شدگان را طعمه خود کرد. تنها تعداد بسیار کمی زنده ماندند.»  افلاطون میگوید «در تنها یک روز و یک شب سرنوشت ساز موجی زمین را در بر گرفت که آن مردمان جنگجو را طعمه خود کرد.»

آنچه از انفجار تیامات باقی مانده بود و بر سر زمین فرو ریخت, و همراه با تغییر قطبهای زمین, هر 5 قاره موجود بر روی زمین را غرق کرد. تا آن زمان سیاره ما تقریباً هیچ آب سطحی وسیعی نداشت. تنها سطح وسیع آبی اقیانوس میوسین در محل دریای بالتیک, بحرالمیت و دریای خزر فعلی بود. احتمالاً آبهای سطحی نه چندان بزرگی دیگری هم در نقاط مختلف زمین وجود داشت. و هنوز دانشمندان در حیرتند که سرخپوستها چطور از این سوی زمین به سوی دیگر رفتند و چطور مصری ها به آمریکای جنوبی رسیدند. هیچ آبی روی زمین نبود که مانع از این جابجایی ها شود (صدای خنده حضار).

اما وقتی بقایای تیامات بر روی 5 قاره موجود بر روی زمین فرو ریخت, آن هنگام بود که تمام اقیانوسهای امروزین ایجاد شد. دقت کرده اید که ترس بیمارگونه از آب در چه تعداد از افراد وجود دارد؟ ترس از اقیانوس؟ دلیلی برای همه این ترسها وجود دارد. وقتی به اقیانوسهای زمین نگاه میکنید در واقع در حال دیدن آبهای تیامات هستید.

The-Flood.jpg

سیل بزرگ

در انجیل آمده » زمینی جدید و آسمانی جدید دیدم. زمین اول و آسمان اول درگذشته بودند و دیگر دیده نمی شدند.» این متن ارجاعی است به آبهای جدید که فرو نشست و زمین جدیدی که از زیر آن نمودار شد. ترسهای بیمارگونه انسانها, ترس از تاریکی, ترس از غارها و حفره ها, آب, ارتفاع, تنهایی, حشرات, بعضی حیوانات, فضاهای بسته و تنگ, غریبه ها و خارجی ها, روانشناس ها همه اینها را ترس روانی میدانند. اما اگر این ترسها فیزیولوژیکی باشند چه؟ من فکر نمیکنم ما درگیر این همه ترس روانی به سبک فرویدی باشیم. تحقیقاتی انجام شده که نشان میدهد این ترسها فیزیولوژیکی هستند. پنجاه هزار سال تنها یک نقطه کوچک در زمان است. در مقیاسهای زمان فیلوژنتیک, پنجاه هزار سال پیش زمانی بسیار کوتاه است. اگر پدران شما در غارها پنهان شده بودند و این تغییرات را مشاهده میکردند, به نظر من شما هنوز هم میتوانید این ترسها را به خاطر آورید. اگر از حشرات خاصی میترسید, از آب میترسید, یا رویاهای مرتبط با این موارد دارید, همه ناشی از این است که این ترسها در ضمیر شما باقی مانده. هر وقت صحبت از این ترسها شده کسی مانند فروید را مطرح کرده اند با تئوری ها و توضیحاتی که حواس شما را از دلیل اصلی این ترسها دور کند.

جولیان جیمز, این نویسنده فوق العادۀ آمریکایی, در کتاب خود ریشه های خودآگاهی در ضعفهای ذهن دوگانه نوشته: «این دوران که هزاران سال پیش رخ داده عامل صدمات روانی شدید به انسان بوده است.» این ترسها فیزیولوژیک است.

19d8m6ihpo1bojpg.jpg

پس متغیری که وارد معادله شد تخریب زمین بود. و تخریب زمین حیات بسیاری از ساکنین آن را تحت الشعاع قرار داد. میلیونها نفر از مردم ساکن زمین از میان رفتند. فرض کنیم که بیگانگان اولیه ای که به زمین آمدند 2000 نفر بودند. فکر میکنید چه تعداد از آنها باقی مانده بودند؟ احتمالاً 50 نفر. از میان چندین هزار تن از فرزندان مار شاید 2000 تایشان دوام آورند. چه تعداد از آدمهایی که با آنها همراه بودند باقی ماندند؟ هیچ کس نمیداند. اما چیزی که بسیار بیشتر از این خسارتها برای بیگانگان سنگین تمام شد این بود که تمام تجهیزات و توانمندی تکنولوژیکی خود را در این هنگامه از دست دادند. این تجهیزات هنوز مدفون باقی مانده اند. اکنون واقعاً گرفتار و پابند شده بودند. به یاد دارید که به لحاظ تکنولوژیکی بسیار پیشرفته بودند؟ همه کامپیوترها و سوپر کامپیوترها و تسلیحات و سفینه هایشان از بین رفت. هم خسارت جانی دیدند و  هم خسارت تکنولوژیکی. به همین دلیل بود که به هدف نهاییشان نرسیدند.

آیا فکر میکنید که دست روی دست گذاشتند؟ هدف جدید آنها تا کنون این شده است که انسان را به لحاظ تکنولوژیکی به جلو برانند تا بتوانند مجدداً به تواناییهای تکنولوژیکی مورد نظرشان برسند. بعضی از تسلیحاتشان دوام آورد و به زیر زمین و معابد منتقل شد و به عنوان مقدس ترین مقدس ها مورد محافظت قرار گرفت تا دست دیگران از آنها دور بماند. معابدی ساختند و معابد دارای سالنهای متعدد زیر زمینی بود و چیزی که مقدس ترین مقدس ها مینامیدند را در این سالنها مخفی کردند.

270px-Folio_29r_-_The_Ark_of_God_Carried_into_the_Temple.jpg

تابوت عهد

در داستانهای باستانی ایرلند و اسکاتلند به مردمانی اشاره شده که کاهن هستند. مردمی که  علم کار با فلزات را دارند و میتوانند وسایلی مانند دیگ قدرت و ابزاری که به هدایای خدایان معروفند را درست کنند. منظور تفنگ و سلاح است. هنگام خواندن کتاب مقدس باید بدانیم که هر جا صحبت از عصا میشود منظور سلاحهایی قدرتمند است.

moses-parts-the-red-sea.jpg

پس از این تخریب و خسارتهای عظیم, بازماندگان فرزندان مار و آدمهایی که همراهشان شده بودند دریافتند که بیگانگانی نیز از این بلایا جان به در برده اند. پس تصمیم گرفتند برای اینکه امنیت و شانس دوام بیشتری داشته باشند در سراسر بخشهایی از این سیاره که در آن زمان شناخته شده بود پراکنده شوند. خانمها و آقایان, آنچه تحت عنوان ورود خدایان در گوشه گوشه جهان ثبت شده همین است, زبان مشترک, عقاید مشترک, و رقصهای مشترک و غیره. البته که همه این اشتراکات وجود دارد.نژاد همه آنها یکی بوده است. ایده اصلی این بود که اگر تعدای از آنها کشته شدند یا از بین رفتند, دستکم تعداد دیگری که آداب و دانش فرزندان مار را به همراه داشتند, فرزندان ماری که هنوز در آن زمان زنده بودند, در سایر نقاط دوام بیاورند.

030d17d90cfd450abc03a5bdcd3a2a9f

امپراتوری های سفاک ناحیه خاور میانه

از جبهه مخالف, یعنی بیگانگان هم تعدادی باقی مانده بودند. بعضی معتقدند 50 نفر, و بعضی میگویند هیاتی 13 نفره. این افراد آنها را به عنوان برادری تاریک میشناسند و معتقدند تنها 13 نفر از آنها باقی مانده بود. من فکر میکنم سیزده عدد کوچکی است و احتمالاً 50 نفری از آنها زنده مانده بودند. این افراد درست برعکس عمل کردند. افراد جبهه مخالف در حال پخش شدن بودند, اما بیگانگان تمرکز و تجمع کردند. آنها در محل جدید استوای کره زمین تجمع کردند, در جایی که امروز خاور میانه مینامیم, به ویژه در میان-رودان و سومر. سپس به برپایی امپراتوری های خود پرداختند, امپراتوریهایی که امروز به نام امپراتوریهای مابعد سیل بزرگ میشناسیم. و چنان که تاریخ نشان داده تمام این امپراتوریها با قتل و خونریزی و سرکوب و رفتارهای غیر انسانی به قدرت رسیدند. دلیلی برای این رفتار وجود دارد: دریابید چه کسی این امپراتوریها را بنیان نهاد. از همان زمان است که پدرسالاری و مردسالاری رایج شد, اختلاف طبقات اجتماعی, تبعیض جنسیتی, شهرنشینی که مطلقاً غیر ضروری است, رژیم غذایی مبتنی بر گوشت, ازدیاد بیش از حد جمعیت, و تمامی طاعونی که جامعه امروز ما گرفتار آن است, همه از آن روزگار ایجاد شد. در این امپراتوریها رفتارهایی را میبینیم که به نظر ما اتفاقی و بی هدف می آید. در کتاب ایوب آمده: «ملتها را بزرگ میکرد و دوباره از بین می برد.» یازده هزار سال است که برنامه همین بوده. ملتها را گسترده و بزرگ میکنند و  سپس مورد قلع و قمع قرار میدهند. مانلی پی هال میگوید:

13697057_1094335310613080_5802098672519333638_n.jpg

و این کاریست که دین مداران میکنند. در بسیاری از کشورها نمیتوانند تفنگ را مستقیم روی شقیقه شما بگذارند, پس محیط را تهاجمی میکنند تا از همه چیز بترسید.

ادامه دارد

بخش ششم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

نکته ای که لازم است بگویم این است که هیچ یک از آن موجودات اولیه دیگر زنده نیستند. اگرچه بیگانگان اولیه عمرهای طولانی داشته اند هیچ کدام اکنون زنده نیستند. هیچ یک از فرزندان اولیه مار هم زنده نیستند. تنها کسانی از تبار و خط خونیشان اکنون زنده اند. کسی که احساس یکی بودن با بخش بیگانه خونش میکند اعمال شیطانی مرتکب میشود, اعمال غیر انسانی, قتلهای زنجیره ای و غیره. گاهی با افرادی روبرو میشویم که دوستشان نداریم. چیزی در وجودشان است که دوست نداریم. درون خود نیز ویژگیهایی داریم که دوست نداریم. بین دی.ان.ای. انسانی و بیگانه همواره کشمکشی بوده است. به اساطیر نگاه کنید. برای مثال دوقلوها در اساطیر: دوقلوی سفید-مو و سیاه-مو, جنگ بین هابیل و قابیل, مسیح و شیطان. دو جنبه مثبت و منفی که آنتی تز هم هستند و در یک وجود جا گرفته اند. حتی در ادبیات داستانی هم جلوه این دوگانگی دیده میشود: پروفسور موریارتی و شرلوک هلمز, هملت و … این دوگانگی در ادبیات داستانی که دوست میداریم, از سمبلی در جایی می آید.

7Rebis.jpg

بنابراین کسانی که امروز زنده هستند هر دوی این رشته ها را از دوران هومو آتلانتیس درون سلولهایشان دارند. ما مختاریم تصمیم بگیریم به کدام یک از این دو سویه درونمان متمایل شویم. اما یکی از این دو سو در بعضی افراد بسیار قوی است. ممکن است به نظر عجیب برسد, اما بسیاری از کسانی که بر مسند قدرت هستند, کسانی که ابایی ازکشیدن کل زمین به زنجیر بردگی ندارند, از بدو تولد کشش و ربطی بسیار قوی به سمت دی.ان.ای بیگانه دارند. استادان بزرگ و شفا دهندگان کششی بزرگ به سمت دی.ان.ای انسانی دارند؛ بتهوون ها و هندل ها و موتزارت ها که چنین نوابغی بوده اند و چنین آثار هنری بزرگی آفریده اند…کسانی که کارپرداز تخریب جهان هستند به وضوح سویه بیگانه قوی تری دارند.

مطلبی در اینباره وجود دارد که تا این نقطه عمداً از صحبت درباره آن ابا کرده ام. به یاد دارید که گفتم مارها تحت تعقیب بودند و به منظومه و سپس سیاره ما فرار کردند و سپس کسانی که تعقیبشان میکردند این سیاره و منظومه را ترک کردند؟ تعقیب کنندگان احمق نبودند که پیش از کسب اطمینان از اینکه گروه تحت تعقیبشان کاملاً از بین رفته یا مهار شده این منظومه را ترک کنند. به دلیلی مجبور بودند این سیاره را به سرعت ترک کنند. آنها احتمالاً فرصت نداشتند که این گروه را با دقت و حوصله پیدا کنند ولی احتمالاً پس از تخریب تیامات, به طور اجمالی در منظومه خورشیدی و سیاره ما به جستجویشان پرداختند. این تخریب چنان امواج قدرتمند الکترو-مغناطیسیی در سراسر این منظومه ایجاد کرد که تعقیب کنندگان مجبور بودند به سرعت اینجا را ترک کنند.

به نوشته های نسیم حرمین رجوع کنید. او خورشید ما را هم یک سیاهچاله میداند که میتوان از طریق آن در زمان سفر کرد. پس احتمالاً تعقیب کنندگان مجبور بودند به سرعت اینجا را ترک کنند. احتمالات بسیاری در اینباره وجود دارد. آنها احتمال دادند که بعضی از این موجودات بر روی زمین باشند, پس مانعی مغناطیسی در اطراف زمین ایجاد کردند, و کلید مغاطیسیِ این مانع ماه است. این مانع هنوز در اطراف زمین وجود دارد. به همین دلیل است که تاکنون هیچ انسانی فراتر از ماه نرفته است. تا ماه میتوان رفت اما فراتر از آن نه. انسان هرگز فراتر از ماه نخواهد رفت. میتوان سفینه و ماشین آلات گسیل کرد اما انسان نه. برایتان جالب نیست که هنوز هیچ انسانی فراتر از ماه نرفته است؟ این مانع با دانشی خاص و با تکنولوژیی بسیار پیشرفته ایجاد شده, چنان پیشرفته که احتمالاً حتی بیگانگانی که زمین را تسخیر کردند نیز نمی توانستند از آن بگذرند. زمین در قرنطینه قرار گرفت. نوشته های سی. اس. لوئیز را بخوانید. زمین را سیاره قرنطینه شده میخواند و به آن نام سیاره خاموش را داده. لازم بوده زمین از بقیه سیارات منظومه ما جدا و در قرنطینه باشد. سایر سیارات تنها یک جرم سماوی نیستند بلکه دارای نوعی هوشمندی هستند. سیاره ما در قرنطیه قرار گرفته تا جنگی که در آن در جریان است در همین محدوده بماند, درست مثل بیماری که قرنطینه میشود تا بیماریش شیوع پیدا نکند.

مانعی که اطراف زمین قرار گرفته دروازه ستارگان نامیده میشود. جبهه مخالف ما از طریق فیلمهای سینمایی اطلاعات خوبی در اینباره به دست میدهد. کیمیاگران و جادوگران باستان به خوبی از این مانع خبر داشتند و سمبلی که برایش انتخاب کرده بودند مار بود. در ستاره شناسی چینی به این مانع با عنوان سر و دم اژدها اشاره میشد. بسیاری از مردم رویاهایی میبینند که در آن سمبل اژدها و ماه حضور دارند, و نمیدانند چرا چنین رویاهایی میبینند. سرخپوستهای بومی آمریکا این مانع آسمانی را تور میخوانند, تور بزرگ آسمان.

c44e9d6a763000ecc2c25ab8bc743e97.jpg

این مانع از جنس اثیری 50 هزار سال پیش در آسمان قرار داده شد. اما بیگانگانی که در زمین فرود آمدند در ابتدا از وجود این مانع خبر نداشتند. در طول زمان از وجود این مانع باخبر شدند. آنها در حال پیش راندن تکنولوژی ما بودند تا بتوانند در نهایت این سیاره را ترک کنند. خانمها و آقایان, دانستن این نکته کار سختی نیست: برای همه با هر دیدگاهی این پرسش پیش آمده که چرا ما از لحاظ تکنولوژیکی تا این حد پیشرفته تر از وضعیت معنوی مان هستیم. دلیل این پیشرفت بزرگ این است که ما به سوی این پیشرفت هل داده شده ایم. کسانی که سیستمهای قدرت هرمی را برپا کرده اند, کسانی که افرادی مانند جردن مکسول به خوبی درباره شان توضیح داده اند, ما را به سمت این پیشرفت هل داده اند.

سوالها فراوانند و جوابها سخت به دست می آیند. چرا بالای هرم چشمی قرار دارد؟ اگر چشم بالای هرم چاپ شده بر روی اسکناس دلار را با ذره بین نگاه کنید میبینید که چشم انسانی نیست بلکه چشم خزنده-سان است. چرا هرم سیزده پله دارد؟

رنسانس که به معنای باز-زایی است دورانی است که همه آنها به خاطر وقوعش به خودشان تبریک می گویند. بله کارهای هنری زیبایی در این دوران خلق شد. اما این مفاهیم سرّی و پنهان دوران رنسانس است که اهمیت بیشتری دارد. خانواده های اشرافی یا سلطنتی سیاه ایتالیایی در این دوران برای اولین بار به معنی واقعی شروع به پیشرفتهایی کردند که مدتها در آرزویش به سر برده بودند. به نقطه ای رسیده بودند که پیشرفت به وضوح در حال روی دادن بود. و به همین دلیل است که رنسانس یا باز-زایی نامیدندش. دانشمندان مختلف در حال گرد آمدن دور هم بودند و این شبیه به اولین مراحل زیربنایی چیزی بود که پیش از تخریب بزرگ از آن برخوردار بودند.

John-Dee-court

سر جان دی و ملکه الیزابت دوم

امکان اینکه تمام آنچه در این یازده هزار سال رخ داد را برایتان توضیح دهم وجود ندارد. شما را دعوت به مطالعه شخصی این وقایع میکنم. اما نمونه ای را که در قرون چهارده, پانزده, شانزده و هفده, مخصوصاً در قرن هفدهم و در دوران سلسله تودور در انگلستان رخ داد مطرح میکنم. برنامه بزرگی در این دوران عملی شد که اهمیت زیادی دارد, برنامه ای که تا حد زیادی با سر جان دی مربوط بود. سر جان دی برای دولت بریتانیا کار میکرد, و نکته جالب این است که همزمان در دربار شاه جیمز هم فعالیت و حضور داشت, و به عنوان سفیر ملکه الیزابت دوم به کشورهای مختلف سفر میکرد. ذیل کلیه مکاتبات اطلاعاتیش که برای ملکه الیزابت دوم ارسال میشد را با 007 امضا میکرد (صدای خنده حضار). جان دی سرپرست اداره اطلاعات بود. سابقه اداره اطلاعات انگلستان به دوران سلسله تودور میرسد. ایان فلمینگ, نویسنده داستانهای جیمز باند, عضو اداره اطلاعات بود. وقتی بازنشسته شد به خود گفت حالا که دوست دارم بنویسم چرا درباره سازمانی که برایش کار کرده ام ننویسم؟ و چنین کرد. تمام فیلمهای جیمز باند حاوی داستانهایی حیرت انگیز هستند. البته باید از سطح ماجراهای چرند جنسی و اغراق آمیز درباره جذابیت جنسی مردانه این داستانها گذشت تا محتوای فوق العاده این داستانها را دریافت. به نشان سازمان ام.آی.5 دقت کنید. به هرم و چشمی که بر فراز آن قرار گرفته دقت کنید.

nftpop341.gif

نشان ام.آی.5

ادامه دارد

بخش هفتم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

جان دی در امور مرموز و اسرارآمیز تخصص داشت و جادوی سیاه میدانست. او برای الیزابت تودور, دختر هنری هشتم کار میکرد. الیزابت تودور به ملکه باکره معروف بود, اما نه از این جهت که نمیتوانست با مردان بیامیزد. آیا آنچه پیشتر درباره ملکه باکره گفتم را به خاطر دارید؟  جان دی نیز عضو رز-کراس بود, انجمنی سرّی که زیرشاخه فراماسونری است و در سراسر جهان فعال است. به همین دلیل است که چنان که جردن مکسول نیز گفته, در ساختانهای دولتی باغ رز وجود دارد, در طراحی پایتختهای جهان باغ رز وجود دارد. انجمن بوهمی و انجمنهای مشابه از سمبل رز استفاده میکنند, رز تودور.

800px-Darnley_stage_3.jpg

الیزابت تودور, ملکه باکره

جان دی در همان دورانی زندگی میکرد که دریافتند حصاری به دور زمین کشیده شده. در آن زمان به تلسکوپ دسترسی داشتند و احتمالاً سفینه های فضایی بدویی نیز ساخته بودند و تلاششان برای ترک زمین نافرجام مانده بود. حدود قرنهای سیزده, چهارده وپانزده بود که این تکنوکرات ها پس از حدود یازده هزار سال تلاش برای دسترسی به سخت افزار مناسب برای ترک زمین, دریافتند که حصاری در اطراف زمین مانع از ترک آن میشود. این یکی از دلایل اهمیت فوق العاده زیاد آن دوران است, و نه چیزهایی که در کتابهای تاریخ مدارس شما به عنوان دلایل اهمیت آن دوران مطرح کرده اند. اکنون دریافته بودند که واقعاً در زمین محبوس شده اند. در کتاب مکاشفات آمده «خدا هیولا را به مدت هزاران سال به حفره ای در زمین زنجیر خواهد کرد.» شیطان زنجیر شده در حفره ای در زمین بود.

rose_croix.jpg

وقتی دریافتند نمیتواننند زمین را ترک کنند, جان دی گفت ما باید روش خود را عوض کنیم. پیشبرد و ساخت نرم افزارهای لازم را متوقف نخواهیم کرد اما باید روشی کاملاً متفاوت پیش بگیریم. جان دی با روسایش, ملکه انگلستان و دربارش, این ایلومیناتی های اولیه تماس گرفت و به آنها گفت آنچه لازم داریم دستیابی به لایه ای بالاتر از هوشمندی است. نه فرازمینی ها, بلکه موجوداتی که مقید به ابعاد خاص نیستند و بین ابعاد گسترده اند. این موجودات ممکن است بتوانند به ما کمک کنند. تماس جان دی با این موجودات اولین نمونه گشایش درگاهی به سایر ابعاد نبود و آخرین آنها نیز. او با تعدادی از این موجودات تماس گرفت, موجوداتی که سی.اس. لوئیز آنها را ماکروب نامیده. دسته ای از موجودات وجود دارند که در سطحی پایین تر از سطح ادراک و دریافت ما قرار دارند. این دسته را میکروب مینامیم. اگر چند صد سال پیش درباره میکروبها, حیات میکروبی یا باکتری ها برای مردم میگفتید به شما میخندیدند و احتمالاً شما را مانند مجانین به زنجیر میکشیدند. با اختراع و فراگیر شدن میکروسکوپ, همه دریافتند که حیات میکروبی وجود دارد, جهانی عظیم از انواع گونه ها که زیر سطح دریافت ما قرار دارد. سی.اس. لوئیز نوشته سطحی بالاتر از ما وجود دارد, بالاتر از درک و دریافت ما. سخت افزاری برای مشاهده این لایه وجود ندارد, ابزار مشاهده آنها شهود انسان است, یا شاید باید بگوییم تخیلات انسان.

جان دی که دانش سرّی داشت و جادوگر بود در قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی در انگلستان درگاهی برای ارتباط با این موجودات با سطح بالاتر هوشمندی گشود. این ماکروبها تمایلی ندارند مورد مزاحمت آفت های سطح پایین تری مثل جان دی قرار بگیرند (صدای خنده حضار). ماکروبها خوب یا بد نیستند. خوب یا بد شمردن آنها اشتباه است. اما به هر حال برای اینکه داستان را مختصراً بگویم, ماکروبها به جان دی گفتند مشکلت چیست؟ و وقتی جواب او را شنیدند گفتند برای ما کار سختی نیست. میتوانیم مشکل شما را حل کنیم.

جان دی متوجه شد برای دریافت اطلاعاتی که ماکروبها ارائه میدادند با ضمیر شخص خودش, هزاران سال با زمان مادی و فیزیکی ما وقت لازم بود. سبک کار جان دی با نام جادوی اینوکایی معروف است. تصاویر رنگارنگ و قشنگ و گاهی کودکانه ای که درباره جادوگران وجود دارد را دیده اید؟ هیچ دقت کرده چه تعداد سمبل ستاره و سیاره در این تصاویر وجود دارد؟ وقتی جان دی با سبک اینوکایی خود شروع به دریافت اطلاعات کرد, متوجه شد که این حجم اطلاعات برای دریافت توسط او و ادوارد کلی و چند نفر دیگری که با او کار میکردند بیش از حد بزرگ است. به همین دلیل شرکای زیادی در اروپا برای خود دست و پا کرد. تمام خانواده های ایلومیناتی و خاندانهای اشرافی سیاه همزمان به کار دریافت مشغول شدند. اما قاعدتاً باید ردی از این همه علاقه و درگیری با دانش سرّی از طرف این خانواده ها در تاریخ پیدا شود. به همین دلیل است که در این دوران باز-زایی عظیمی در دانشهای رمزی میبینیم. این دانشها ناگهان تبدیل به چیزی شبیه به مد بزرگ آن روزگار شدند. تمام دانشمندان دست اندرکار شبانه روز به دانش وسیعی میپرداختند که از طریق ضمیر افراد دریافت کننده پذیرفته میشد.

wizard.gif

مدتی بعد دریافتند که نه تنها این اطلاعات بسیار وسیع و عظیم است, بلکه درک آن نیز برایشان مشکل تا غیر ممکن است. دانش محتوایی بسیار پیشرفته بود, بسیار فراتر از چیزی که این افراد بتوانند تفسیر کنند. سپس مدتی بعد دریافتند که کار کردن مجزای این افراد روش درستی نیست و باید این افراد را در محل مخصوص دانشمندان گرد هم آورند. به این محلها دانشگاه میگوییم. واژه انگلیسی برای دانشگاه, یونیورسیتی, از دو بخش تشکیل شده: یونیورس به معنای جهان و سیتی به معنای شهر: شهرهای جهان. واژه دیگر کالج است که از ریشه کولاژ یا کنار هم چینی می آید. تحقیق منفرد کافی نبود. این دانشگاه ها را برای من و شما و مادربزرگ ما درست نکردند که بتوانیم در آنها درس بخوانیم و فارغ التحصیل شویم. آنها به ما اهمیتی نمیدهند, هرگز اهمیتی نداده اند. امروز میتوانیم به دانشگاه برویم, شکر خدا این امتیاز را به ما هم داده اند. اما پدران من و شما شاید حتی تا پنجاه سال پیش هم امتیاز تحصیل کردن را نداشتند. زمان بسیار کوتاهی پیش از این, پدران ما در زمینهای کشاورزی عرق میریختند و حیران بودند که هدف از زندگی چیست و چرا زندگی چنین سختی دارند. اگر شما برای انسانیت دلسوزی و ترحمی حس نمیکنید, دستکم باید برای خاندانی که در آن متولد شده اید دل بسوزانید. پدران شما تمام عمرشان را به کار برده وار گذراندند تا به پاسخ سوالهایشان برسند, تا به جایی برسند. اگر نمیخواهید برای انسانیت بجنگید, دستکم به خاطر بردگی پدارن و پدربزرگانتان باید وارد این جنگ شوید.

برای گرد هم آوردن این دانشها و این دانشمندان اقدام به تاسیس دانشگاه ها کردند. اگر این ادعا را قبول نمیکنید به معماری دانشگاه های آن دوران نگاه کنید, به سمبلهایی که داخل این مکانها استفاده شد. به طبقه بندی و سلسله مراتب ها و لباسهای و کلاه های اساتید و دانشجویان توجه کنید.

6191923957_512c7eef48_b.jpg

دانشگاه واشینگتن

بخشی از اطلاعاتی که از ماکروبها دریافت شد این بود که برای دستیابی به حدی از دانش که به دنبال آن هستید, لازم است از تمام معادن و منابع زمین استفاده کنید. آیا طلوع امپراتوری انگلستان در قرون چهارده و پانزده شروع نشد؟ در همین زمان این کشور کوچک شروع به لشگر کشی به سایر نقاط جهان نکرد؟ و آیا در همین زمان شاهد ایجاد و گسترش دانشگاه ها نبودیم؟ از همان زمان مبادلات بورس وسعت و شدت نگرفت؟ آیا در همین زمان نبود که ریشه های انقلاب صنعتی رشد کردن گرفت, و انقلاب کشاورزی نیز؟ به تعداد عظیم چیزهایی که امروز وجودشان برایمان بدیهی است اما از همان زمان ایجاد شدند فکر کنید. آیا در همین زمان علم جدید فرانسیس بیکن, و نیوتن, و کوپرنیک و کپلر عرضه نشد؟ همه اینها به نظر ما وقایعی نامرتبط می آیند, چرا که دانشگاه هایی که افراد راس هرم برپا کرده اند به ما چنین آموخته اند, امه همه به هم مربوطند. اگر سفری به انگلستان داشتید بپرسید زیباترین ساختمانهای قدیمی چه زمانی ساخته شدند. نود درصد خانه های عظیم و پرشکوه انگلستان در قرن شانزدهم ساخته شدند. چیزی در این دوران در انگلستان رخ داد که ما امروز و در دوران مدرن به ارث برده ایم. پیش از آن زمان شاهان در قصرهایشان از سرما به خود میلرزیدند, چرا که حتی برای پوشاندن پنجره های قصر شیشه ای در دسترس نبود.

ادامه دارد…

بخش هشتم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

امپراتوری بریتانیا قدرت گرفت و شروع به اعزام دزدان دریایی کرد. نمیاندگانشان از کمپانی هادسن بی و کمپانی هند شرقی را به چهار گوشه جهان فرستاندند تا جهان را به بردگی بکشند, منابع کانی و طلای کشورهای دیگر را بدزدند, و همه را با یک هدف مشخص که به دست معدود افراد عضو سلسله تودور طراحی شده بود برسانند. سرنوشت آمریکا از طریق کمپانی هادسن بی و راسل تراست (نام تجاری انجمن جمجمه و استخوان که دفتر مرکزی آن در کانتیکات قرار دارد و در سال 1856 ثبت تجاری شد-مترجم) به شدت با این ماجرا گره خورده است. آمریکا نیز به تسخیر دزدان دریایی درآمد. واژه انگلیسی برای دزد دریایی, پایرت*, از واژه لاتین به معنای آتش مشتق شده است, و اشاره دارد به روشن شدگان, آتش, ایلومیناتی. کافی است تنها زندگینامه دزدان دریایی مشهور را بخوانید تا حیرت زده شوید. بعضی از سردستگان دزدان دریایی دارای قدرتهای جادویی بودند و بسیار بیرحم.

ماکروب ها هیچ کاری را به رایگان انجام نمیدهند. اول از همه به جان دی و همراهانش گفتند که برای رسیدن به آنچه در پی ش هستید نیاز به انجام دو کار کلیدی دارید. اولین کار این است که دریابید چگونه انرژی را به ماده تبدیل کنید. من داستان را خلاصه میکنم. در عمل صدها سال طول کشید تا مطالب دریافتی را درک کنند. ماکروبها به آنها گفتند شما آنقدر احمق هستید که نمیتوانید بفهمید چگونه این کار را انجام دهید. به همین دلیل مجبوریم اول عکس این تبدیل را به شما بیاموزیم: چگونه از ماده انرژی به دست آورید. کار کلیدی لازم این نیست, اما این قدمی ضروری است برای رسیدن به کار کلیدی است, و انجام این مرحله 500 سال برای شما طول خواهد کشید. به یاد دارید که اپنهایمر با شکستن اتم امکان ساخت بمب اتمی را فراهم آورد؟ برای این پیشرفت به خودشان تبریک گفتند. فاز اول تکمیل شده بود. حالا شاگردان ماکروبها یاد گرفته بودند چطور از ماده انرژی به دست آورند. مردم میگفتند ممکن است با این آزمایشها کل زمین را از بین ببرند, اما آنها اهمیتی نمیدادند. آنچه برایشان مهم بود این بود که به استادانشان ثابت کنند چه آموخته اند.

465108-oppenheimer-and-bomb.jpg

اپنهایمر, پدر بمب اتم

اکنون که فاز اول و مقدماتی انجام شده, به آهستگی در حال پیشرفت در انجام مرحله اصلی هستند: چگونه از انرژی ماده تولید کنند.ام.آی.تی, اس.آر.آی, نک, و سان* جبهه واضح و مقابل دیدگان در این راستا هستند.

ماکروبها به آنها گفتند دومین کلید با عنصری به نام سیلیکون مرتبط است. تصور کنید جان دی در قرن چهاردم این مطالب را شنیده باشد (صدای خنده حضار). مرحله پایانی, انقلاب سیلیکونی است که اکنون شاهد وقوع آن هستیم. به همین دلیل است که سمبل های باستانی را در نشانهای کمپانیهای مرتبط میبینیم.

ماکروبها هیچ کاری را به رایگان انجام نمیدهند. جان دی از آنها پرسید در عوض دانشتان چه میخواهید؟ و آنها پاسخ دادند ما خون میخواهیم. برای هر موجود خون آشامی خون منبع انرژی است. اگر در زمینه علوم خفیه مطالعه کنید در می یابید که خون نوعی انرژی است. در کتاب مقدس کلمه خون دومین واژه پرکاربرد پس از کلمه خدا است. جان دی جواب داد جای هیچ نگرانیی نیست. چقدر خون میخواهید و چه زمانی؟ ماکروبها گفتند ما قربانی میخواهیم. خانمها و آقایان, آیا از قرن شانزدهم به این سو جنگها, و منظورم جنگهای کوچک احمقانه شاهان محلی با چند صد شوالیه نیست, بلکه منظورم جنگهای واقعی است, آیا از قرن شانزدهم جنگهای بزرگ شروع نشده اند؟ به قاره افریقا نگاه کنید و ببینید تنها با یک قاره چه کرده اند. اشاره به راه دور لازم نیست, نگاه کنید با آمریکا چه کرده اند.

هرگز از خودتان پرسیده اید چرا همه سربازان این نشانها و سمبلهای مربوط به امور خفیه و سرّی را بر پوشش خود دارند؟ حتی اگر به رفتار جادوگرهای سطح پایین که پیدا کردنشان کاری آسان است نگاه کنید, جادوگرانی که گربه قربانی میکنند, میبینید که لازم است دایره ای بکشند و در زمان درست و مشخص و زیر سایه موقعیت خاص خوشه های ستارگان اقدام به قربانی کنند. حالا یک قربانی در سطح وسیع را تجسم کنید که به منظور فرستادن انرژی برای این موجودات انجام میشود. اگر آیینهای خاصی انجام نشود قتل عامها قربانی کردن آیینی محسوب نمیشوند. موقعیت مکانی قربانی اهمیت بسیاری دارد, و زمان قربانی نیز بسیار مهم است.

Idf_corps.PNG

نشانهای نظامی اسرائیل

شهرهای ما مراکز قربانی هستند. آیا میدانید که 23 منطقه البروج در طراحی شهر واشنگتن دی.سی لحاظ شده اند؟ این تعداد از هر نقطه مشابه دیگری در این سیاره بیشتر است. در کتاب معماری سرّی پایتخت کشور ما این اطلاعات آمده. نویسنده نمیداند اصل ماجرا چیست اما اطلاعات جالبی به دست میدهد. به دلیل کمبود وقت فرصت نمیکنم همه مطالب زیبای کتاب را برایتان نقل کنم اما در کتابم از مطالب این کتاب نقل کرده ام.

Untitled.png

بخشی از طراحی شهری واشنگتن دی.سی

این شهرها با منظوری خاص طراحی شده اند. بناهای یادبود و ابلیسک های این شهرها همه برای تقویت انرژی شبکه زمین و نقاط مخصوص قربانی در جای خود قرار داده شده اند. لیدی دایانا اسپنسر در پاریس در فاصله ای کوتاه از برج ایفل, در تقاطع سه خیابان و در مجاورت سیزدهمین ستون مسیر مسقفی که از آن عبور میکرد کشته شد, در روز 31 اوت (1997-مترجم), نزدیک به صد سال پس از روزی که جک قاتل (زنجیره ای معروف لندن-مترجم) اولین قربانی خود رابه قتل رساند (31 اوت 1888-مترجم). اولین قربانی جک قاتل یک باکره بود. لیدی دایانا در قاموس علوم خفیه نماینده دوشیزه باکره است. فاحشگانی که جک قاتل کشت در قاموس علوم خفیه باکره دانسته میشوند, قربانیانی که دانسته و خودخواسته به استقبال قربانی شدن آیینی میروند. 31 اوت روزی است که مجموعه ستارگان نشان زودیاک خوشه (که علامت آن باکره است-مترجم) وارد دنیای درون زمین میشوند. این افراد ستاره شناسی خورشیدی را مورد استفاده قرار نمیدهند, آنها ستاره شناسی متفاوتی را مورد استفاده قرار میدهند که به آن خواهم پرداخت. هندسه شهرهای مخصوص قربانی هندسه ای خاص است. برای مثال ترور جان اف. کندی قتلی آیینی در محلی خاص بود. طراحی شهرهای آمریکا شباهت به تراشه های سیلیکونی دارد.

Untitled.png

فرزندان مار عمرهایی طولانی داشتند, اما وقتی می مردند رفقای به جا مانده شان, برای بزرگداشت این نیمه بیگانگان فرازمینی که به جهان روشنی بخشیده بودند, تمدن برپا کرده بودند, شفابخشی کرده بودند, به نژاد آدم آزادی داده بودند, و در عمل خدایان ما بودند, با استفاده از آوا در مکانهایی با هندسه مقدس مقبره هایی توخالی مانند آنچه امروز به نام مقبره سربازان گمنام میشناسیم بنا میکردند. اگر هنگام بازدید از چنین مکانهایی احساسی خاص پیدا میکنید, به چیزی وصل شده اید.

*pirate

ادامه دارد…

بخش نهم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

قتلها و مرگهای وحشتناکی که توسط آزتک ها و دروییدها انجام شد را به یاد دارید؟ این فرهنگهای فوق العاده که ناگهان آکنده از خونریزی و قربانی شدند؟ این تغییر زمانی رخ داد که اعضای جبهه مقابل از راه رسیدند و بر آنها مسلط شدند.

بناهای یادبودی که بر اساس هندسه مقدس ساخته شدند بازتابی از شخصیت فرد درگذشته در سنگهای بنا بودند. امروز هم وقتی سنگ قبری بر مزار محبوب از دست رفته ای میگذاریم, بدون اینکه بدانیم مشغول همین رفتاریم. بیگانگان بدخواه نیز همین کار را میکنند. وقتی یکی از افرادشان می مرد بنایی بر فراز آن میساختند. در واقع در طول تاریخ هرجا یکی از این بیگانگان مرده و مقبره اش برپا شده, آن مکان تبدیل به نقطه ای آکنده از ناآرامی ها و تنش هایی باور نکردنی شده است. وقتی شروع به پرداختن به این مطلب کردم دریافتم دو تن از این بیگانگان مهم در فلسطین و ایرلند شمالی دفن شده اند. اقداماتی برای بیرون کشیدن بقایای این موجودات انجام شده اما این نقاط برای آنها بسیار مقدس و مورد ستایش هستند و از آنها به دقت نگهبانی میشود. هاله ای که از بقایای بدن این موجودات تشعتشع میکند باعث وقایع منفی فراوانی میشود, که این رخدادها و انرژی های منفی به نوبه خود منبع تغذیه دائمی برای آنها میشوند. جالب این است که بدن اعضای برادری سفید در هر جا دفن شوند صلح و امنیت می آورند. من جزو کسانی نیستم که در باره تغییرات اقلیمی و وضعیتی زمین حرف میزنند و به دنبال نقاط و راه حلهایی برای در امان ماندن  از این تغییرات میگردند, اما میتوان این نقاط را به عنوان نقاطی امن و حفاظت شده در نظر داشت.

همچنان که گفتم واشنگتن دی.سی بر اساس هندسه ای خاص بنا شده است. مجسمه جرج واشنگتن در این شهر درست با وضعیت قرارگیریی شبیه به خدای شوالیه های معبد, بافومه, طراحی شده است. هیچ نکته شیطانیی فی ذاته در این شکل تصویر شدن وجود ندارد. نکته این است که این شکل نشستن مربوط به انجمنهای مخفی است و یکی از روسای جمهور امریکا با این شکل تصویر شده است.

13.png

نشانهای نازی ها همان نشانهای دروییدها هستند. جردن مکسول به تفصیل به این مطلب پرداخته است: صلیب مالت و برگهای بلوط. آیا جالب نیست که اتاق بیضی شکل در کاخ سفید با تصویر برگهای بلوط تزئین شده است؟ برگ یا میوه بلوط بر روی کلاه سواره نظام آمریکا جالب نیست؟ ارتشیان روسیه برگ بلوط بر روی لباسشان ندارند؟ یا ژندارمهای فرانسوی؟ چطور این افراد که پیش آمده که دشمن هم بوده باشند یک نشان مشترک را بر روی لباسهایشان دارند؟.

12.png

صلیب مالت و برگ بلوط بر روی نشان نازی

سمبل جمجمه و استخوان هم مورد استفاده راهزنان دریایی بوده و هم مورد استفاده دانشگاه ییل. سمبل صلیب شکسته نیز پر استفاده بوده. به سمبل موسسه اسمیتسونیان دقت کنید: یک خورشید سیاه.

15.png

دعوتنامه قدیمی نشست هفتگی, منتسب به انجمن جمجمه و استخوان دانشگاه ییل

همیشه به ما گفته اند با کدام دو ابزار جهان را کنترل میکنند. به نشان شوالیه های معبد نگاه کنید: صلیب و تاج. دین و سلطنت دو ابزار کنترل جهان بوده اند. پیش از این گفته ام که صلیب شکسته خود در آغاز سمبل مار بوده است. اسکاتلندی های باستان از نشانهای صلیب شکسته, صلیب مالت و مار استفاده میکردند. میدانید چرا؟

Untitled.png

آنوناکی به غلط ترجمه شده است. ریشه کلمه نازی چیست؟ نازی یکی از هشت فرزند الهه سومری, نینهورساگ بود. یکی از فرزندان خانواده آنوناکی نازی نام داشت. ناصره شهری بود که مسیح در آن به دنیا آمد. ریشه بخش اول این نام, نازا, از کلمه ناگار به معنای مار مشتق شده است.

سالها است که به ما گفته اند مشغول چه هستند. عبارات جنگ اتمی و جنگ سرد همه معانیی عمیق تر دارند. درست است که بمب اتمی بر سر مردم فرو ریختند, اما همزمان در درون ما مشغول به جنگ بودند. مشغول به دستکاری اتمها و دستکاری ژنتیکی ما بودند. یاداوری میکنم چیزی که در جریان جنگ و سیلاب از دست دادند تنها توانایی ترک این سیاره نبود, بلکه توانمندی هایشان در زمینه علوم ژنتیکی نیز بود. بیشتر کمپانی های مستقر در ناحیه خلیج کالیفرنیا پایه فعالیت سیلیکونی ندارند, بلکه در زمینه ژنتیک فعالند. سه چهارم این کمپانی ها فعالیت ژنتیکی میکنند. فعالیت عمده دوم ماهواره است و سیلیکون در مقام سوم قرار میگیرد. در تمام مدت در قالب کلماتی که استفاده میکنند به ما میگفته اند ماجرا از چه قرار است.

قربانی کردن و مراسم خونریزی موضوع بسیار جالب توجهی است. آیا میدانید واژه هولوکاست در زبان ییدیش به معنای سوزاندن به منظور قربانی کردن است؟ جان اف. کندی, بانو دایانا, گروه دروازه های آسمان, قتل عام در مدرسه کلمباین, همه و همه مراسم آیینی قربانی بودند. این بیمار روانی (مارشا اپل وایت, پایه گذار گروه دروازه های آسمان) متعلق به یک فرقه پرستشگر زحل بود. تمام قربانیان خودکشی در این گروه لباسهایی با مارک نایک پوشیده بودند (بدن 39 عضو این فرقه, از جمله خود اپل وایت در خانه ای در سن دیگو کشف شد. این گروه با مصرف داروی فنوباربیتال خودکشی کرده بودند. همه اعضا به عنوان راه حل دوم برای خودکشی و در صورت تاثیر نکردن مسمومیت دارویی, کیسه های پلاستیکی بر سر خود کشیده بودند, همگی کفشها و لباسهایی با مارک نایک پوشیده بودند و دستمالهای بنفشی را به صورتی آیینی روی سر خود قرار داده بودند. این خودکشی همزمان با رصد یک دنباله دار خاص انجام شد- مترجم).

19.png

خودکشی گروهی اعضای فرقه دروازه آسمان در لباس و کفش سیاه با مارک نایک

همزمانی با قابل رویت شدن یک دنباله دار به معنای زمان بندی خاص است. زمان بندی خاص در مرگ آیینی اهمیت بسیاری دارد. همه به این نکته توجه میکنند که کدام دنباله دار در آن زمان در آسمان قابل رویت بود, اما کسی به همزمانی خودکشی گروهی و ظهور این دنباله دار توجه نمیکند. به نشان تجاری نایک توجه کنید. این نشان در واقع سمبل حلقه اطراف زحل است. تمام اعضای گروه لباس سیاه پوشیده بودند. از هر طالع بین یا ستاره شناسی بپرسید به شما خواهد گفت که رنگ زحل و نشان کماندار مشکی است. تمام قربانیان اخته شده بودند. اساطیر را مطالعه کنید تا ببینید زحل به لحاظ اساطیری چه کرده است. زحل پدر خود را اخته کرده است. به نام گروه توجه کنید: دروازه خدایان. در طالع شناسی بر اساس اجرام آسمانی, دو دروازه برای منطقه البروج وجود دارد: سرطان و کماندار. کماندار با با نام دروازه گذر و ترک کردن میشناختند.  سرطان دروازه ورود روح و کماندار دروازه خروج آن و درگذشتن است. یک بار دیگر به کل این واقعه نگاه کنید: یک قربانی آیینی با نام دروازه آسمان, ارواحی که از دروازه آسمان گذشته اند تا از منطقه البروج, از این جهان گذر کنند. بله, واقعاً جالب است. اما این تنها بخش بسیار کوچکی از نشانها و سمبلهایی است که ما را به محاصره شان در آورده اند.

17.png

اخته شدن اورانوس به دست زحل

آیا میدانید که در آغاز بنا بر این بود که نشانی که مارهایی به دورش پیچیده اند را بر روی دلار آمریکا چاپ کنند؟ به این دلیل که این سمبل کمی بیش از حد عیان است آن را روی دلار چاپ نکردند.

تمام روسای جمهور آمریکا با شاهان انگلستان هم تبار بودند. تمام کاندیداهایی که انتخاب نشدند یا ربط خونی با این شاهان خاص انگلستان نداشتند و یا ارتباط خونی شان ضعیف تر از کاندیدای پیروز بود. قرار است ایالات متحده کشوری بر پایه قانون اساسی باشد… واقعیت خنده داری است (صدای خنده حضار). به هر حال مهم این است که تمام این روسای جمهور با خانواده های سلطنتی انگلستان و اشرافیت سیاه ارتباط خونی داشته اند. سومری ها نوشته اند که اولین شاهان بر روی زمین از تبار فرمانروایان صاحب اختیاری بودند که با زنان نژاد آدم نزدیکی کردند و به این ترتیب اولین شاهان روی زمین فرزندان حاصل از این نزدیکی شدند.

در این مورد کتاب خدایان عدن را بخوانید. سومری ها گفته اند که اولین شاهان روی زمین از تبار فرمانروایان صاحب اختیار بودند. در همین چند کلمه کل داستان نهفته است.

ادامه دارد…

بخش دهم سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

در باب گستردن فرش قرمز… فکر میکردم فرش قرمز فقط برای اعضای خاندان سلطنتی گسترده میشود, اما اوباما نیز روی فرش قرمز راه میرود, کلینتون هم, بوش نیز, ریگان نیز روی فرش قرمز راه میرفتند. همینطور بریدن نوار قرمز. رنگ قرمز نشان خط خونی سلطنتی است. به همین دلیل است که ملکه انگلستان بر روی فرش قرمز راه میرود. گستردن فرش قرمز نشانه ای است برای شما, به شما میگویند که روسای جمهور منتخب مردم نیستند, بلکه برای یک گروه مشخص کار میکنند.

تامس مور, مردی که در قرن پانزدهم اعدام شد, و نویسنده کتاب آرمانشهر, چنین نوشته: «هر طرف میتوان توطئه ای از ثروتمندان را دید که تحت عنوان رفاه عمومی به دنبال منافع خود هستند.” حرف او آنقدر قدیمی و تکراری است که تازه به نظر میرسد.

برای اینکه تصویری کلی از گردانندگان دنیا به شما بدهم از ریچارد دوم, شاه انگلستان در قرن چهاردهم که موجود بسیار غریبی بود نقل میکنم: «خدای قدر قدرت از طرف ما در ابرهایش ارتشی از طاعون میگنجاند و با آن به فرزندان شما که هنوز نطفه شان بسته نشده یا متولد نشده اند حمله ور خواهد شد, شما رعیتانی که دستهایتان را علیه من بالا بردید و شکوه تاج باارزش من را مورد تهدید قرار دادید. شما خیره چشمان نفرت انگیز بر روی خشکی و آب که در پی برابری با اربابان هستید و ارزش زنده ماندن ندارید. این پیام را به همدستانتان برسانید, شما روستایی بودید و همواره روستایی می مانید. شما در اسارت باقی خواهید ماند, نه مانند گذشته, بلکه بسیار سخت تر. مادامیکه ما زنده ایم برای سرکوب شما تلاش خواهیم کرد و نکبت و تیره بختی شما درس عبرتی برای آیندگان خواهد بود. اما اگر وفادار بمانید زندگیتان را به شما خواهیم بخشید. اکنون راه خود را برگزینید.»

King_Richard_II_from_NPG_(2).jpg

ریچارد دوم, شاه انگلستان

این تنها مثالی کوچک است از کسانی که دنیا را می گردانده اند. و پیروانشان, افرادی همچون مالتوس فیلسوف که طرفدار از میان بردن طبقات پایین تر اجتماع بود و جنگ, بیماریهای فراگیر و قحطی را به عنوان راه حلی برای کاهش جمعیت جهان پیشنهاد میکرد. او به طور خاص موافق کنترل آمیزش جنسی و تولید نسل توده های مردم بود. داروین ایده های او را با آغوش باز پذیرفته بود.

اگرچه داروین به عنوان مبدع فرضیه تکامل شناخته شده, طرفدار پروپا قرص تئوری وحشت آور تکامل نژادی هربرت اسپنسر بود. از نظر او تنها یک نژاد قابلیت آن را داشت که از مارپیچ تکامل صعود کند. او درباره نژاد آریایی صحبت میکرد. نژاد مارها را با خاطر دارید؟ آنها برای مخفی نگاه داشتن واقعیت مدام از برتری نژاد آریایی و انگلو-ساکسون میگویند. البته که افراد این نژاد فوق العاده هستند و فرهنگی عالی دارند اما منظور این نژاد نیست. نام این نژاد تنها پرده ای است برای پوشاندن منظور واقعی آنها از نژاد برتر.

Thomas_Robert_Malthus_Wellcome_L0069037_-crop.jpg

صفحه شطرنجی سیاه و سفید توسط تمام گردانندگان استفاده شده است. مثلاً به یونیفورم پلیس توجه کنید. از من میپرسند چگونه است که ما هیچ یک از اینها را نمیدانیم؟ چطور همه اینها را از ما پنهان کرده اند؟ و من حکایتی درباره بازی شطرنج را برایشان میگویم. اگر از یک استاد شطرنج بپرسید لازمه استاد شدن در این بازی چیست, پاسخ خواهد داد که چهار ویژگی لازم است: لازم است صبور باشید, اگر صبر ندارید وقت خود را برای یاد گرفتن این بازی تلف نکنید. لازم است درک درستی از زمان و زمان بندی داشته باشید. لازم است درباره حریف خود مطلع باشید. و چهارمین چیزی که به شما خواهند گفت این است که لازم است آمادگی هر گونه از دست دادنی را داشته باشید.

cops.jpg

خانمها و آقایان, چرا جبهه تاریکی تا کنون برنده این بازی بوده است؟ زیرا شکیبایی بی پایانی دارند. پنجاه هزار سال بر روی یک موضوع کار کرده اند. درک شان از زمان و زمان بندی درخشان است, چرا که تمام دانش آسمانی مربوط به ستاره شناسی را حفظ کرده اند در حالیکه ما آن را فراموش کرده ایم. اجداد کشاورز ما این دانش را داشتند و تقویمهای خاص خود را داشتند, اما ما علاقه خود را به این موارد از دست داده ایم. ما برده ساعت مچی خودمان هستیم اما چیزی از زمان در سطوح بالاتر نمیدانیم تا بر اساس آن زندگی کنیم. دانش و اطلاعات آنها درباره ما حیرت انگیز و عمیق است. و چهارمین شرط را نیز دارند: آمادگی قربانی کردن هر چیزی در هر زمان و هر جا که لازم باشد. آنها بازی کنندگان خوبی هستند و نشان های بازی را در لوژهاشان نیز استفاده میکنند.

حرف من این نیست که فراماسونهای عادی و متوسط از این ماجراها باخبرند. صحبت از گروهی برگزیده است که در قرن هفدهم به رده های بالای فراماسونری نفوذ کردند. فراماسونها نشانی دارند که حرف انگلیسی جی در میانش قرار دارد. این حرف اغلب در زمانهای قدیم به شکل زیر نوشته و کشیده میشده است. این چه شکلی است؟

insular-g

نگارش حرف جی به شکل مار

و این نشانها, خط کش و پرگار, سمبل تکنولوژی هستند. در میان سمبل تکنولوژی, سمبل مار قرار دارد. به سادگی همه چیز را به ما گفته اند اما ما بدون اینکه بفهمیم از کنارش گذشته ایم.

n765090391_5234924_8001jpg.jpg

پنتیوم و میکروسافت توسط پنتاگون ایجاد شده اند و پنتاگون توسط چیزی دیگر. پنتیوم هیچ معنایی در انگلیسی ندارد. پنتیوم لغتی یونانی است به معنای خانه پنجم. به آغاز این کلمات سه حرف اس ای آر را اضافه کنید (حاصل کلمه سرپنت به معنای مار خواهد شد-مترجم)*. حاصل چه میشود؟

هیچ دقت کرده اید چه تعداد از نشانهای تجاری مرتبط با تکنولوژی به شکل درگاه هستند؟ نشانهای تجاری با را دقت بررسی کنید. نکات جالب بسیاری در آنها خواهید یافت.

eii-e1332252157235.jpg

خاندان سلطنتی انگلستان از دو نشان عمده استفاده کرده است: صلیب مالتی و کبوتر. همه میگویند کبوتر سمبل مسیح و روح القدس است, اما اینطور نیست. واژه لاتین و اسپانیایی برای کبوتر «کلوم» است و کلمه کلمبیا از این واژه گرفته شده است. امریکا توسط کریستف کلمب کشف شد و در آغاز کلمبیا نامیده شد. استودیوی صوتی کلمبیا, استودیوی فیلمسازی کلمبیا, بریتیش کلمبیا… برایتان جالب نیست که مواد مخدر آمریکا از کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی می آید؟ تنها کافی است دریابید چه کسی نام کلمبیا را بر آن کشور نهاد.

800px-Giuseppe_Balsamo.jpg

جادوگری به نام جوزپه بالسامو در خدمت اشرافیت سیاه بود. نام شاعرانه تر او کنت کگلی آسترو بود. او مراسمی را به جا می آورد که در فراماسونری به نام مراسم مصری کگلی آسترو خوانده میشود. در این مراسم از دختر یا پسری باکره به عنوان کانال دریافت اطلاعات و الهام استفاده میشود. در حلقه های ماسونی به این باکرگان «کلوم» میگفتند. آیا قتل عام سال 1999 در دبیرستان کلمباین را به یاد دارید؟ چه کسی در این قتل عام کشته شد؟ کودکان, باکرگان.

وقتی سربازان برای کشتن اعزام میشوند, کشتن و کشته شدن به تنهایی ارزشی ندارد. باید بر روی لباسهایشان ستاره باشد, ستاره های پنج پر. برگ بلوط باشد, یا صلیب مالت باشد. این یعنی علامت گذاری قربانیان برای ماکروبها و بعد به جبهه های جنگی ارسال میشوند که موقعیتشان اهمیت دارد. به محل جبهه جنگ کریمه که فرانسویان در آن کشته شدند توجه کنید, به موقعیت آن نسبت به نصف النهارها. به وبسایت ریچارد هوگلند مراجعه کنید تا معنای موقعیت مکانی چنین نقاطی را دریابید.

*ser+pent= serpent

ادامه دارد…

بخش یازدهم و پایانی سخنرانی مایکل تساریون

maxresdefault

در قرن هجدهم دوک برانزویک که سرپرست یکی از انجمن های فراماسونری بود, در مقابل تمام فراماسونهای جهان ایستاد و گفت: «من متقاعد شده ام که ما به عنوان یک انجمن تحت قدرت انجمنی سرّی و بسیار شریر قرار گرفته ایم که صاحب دانشی عمیق است, هم دانش سرّی و هم غیر آن, اما انجمنی که عاری از لغزش و خطا نیست و از روشهای جادوی سیاه استفاده میکند؛ روشهایی مانند قدرتهای الکترومغناطیسی, هیپنوتیزم و کنترل افکار. ما متقاعد شده ایم که انجمن ما یا توسط انجمنی خورشید پرست با ذاتی مانند ایلومیناتی اداره میشود یا توسط خود ایلومیناتی.»

Prinz_Ferdinand_Braunschweig.jpg

فراماسونهایی وجود دارند که از این نقل قول هیچ اطلاعی ندارند. او در قرن هجدهم خواهان فروپاشی فراماسونری شد چرا که میدانست شرارت راه خود را به این انجمن باز کرده است. جرج واشنگتن و جفرسون هم در همین مورد هشدار دادند.

یکی دیگر از کسانی که در کار جادوی سیاه بودند, برتراند راسل, و بهتر است پیشینه خانواده راسل را بررسی کنید تا ببینید که بودند, (درباره لزوم و روشهای کاهش جمعیت جهان-مترجم) چنین گفته: «نتیجه جنگها در این مورد مایوس کننده بوده است. لازم است یک طاعون سیاه دیگر ایجاد کنیم.»

اچ. جی. ولز نوشته: «تحقیق درباره آغاز دین در طول نیم قرن گذشته رفته رفته بیشتر شده است. بی اطلاع نگاه داشتن در اینباره تنها به کمک سانسور در حد وسیع, محدود سازی شدید تحصیلات به زمینه هایی به شدت کنترل شده, و روشهای مشابه دیگر ممکن شده است.» مردم میگویند امکان ندارد با این همه توطئه چنین چیزی رخ داده باشد, اچ. جی. ولز میگوید رخ داده. در واقع فعالیتهای بسیار زیادی برای پنهان کردن دانش انجام شده است.

Antonysutton.jpg

آنتونی ساتن, این نویسنده و مورخ درخشان آمریکایی از دانشگاه استنفورد در کتاب خود, تشکیلات سرّی آمریکا, نوشته: «منافع آنها جهانی است. هرچند این گفته احتمالاً با اعتراض آنها روبرو میشود, اما میتوان دید که تفاوتی بین جهانی سازی سه جانبه و برای مثال امپریالیسم قرن نوزدهمی بریتانیا و فرانسه, یا امپراتوری روم مقدس وجود ندارد.» او مطلقاً درست میگفت. اینها هیچ تفاوتی با هم ندارند. به همین دلیل است که هنوز از تاج و دسته برگ بو که در دوران روم باستان استفاده میشد, استفاده میکنند. به همین دلیل است که میگویند عقاب بر روی ماه فرود آمد: عقاب سمبل واتیکان است (منظور عبارتی است که درباره فرود سفینه حاوی نیل آرمسترانگ و باز آلدرین در ماموریت آپولو 11 بر روی ماه استفاده شد- مترجم).

12.png

واتیکان معادل کلیسای کاتولیک نیست. این دو با هم یکی نیستند. حقیقت این است که واتیکان صاحب تمام بناهای دولتی آمریکا است. اجاره ملک کاخ سفید به واتیکان پرداخت میشود. تمام رصدخانه های خورشیدی سراسر زمین متعلق به واتیکان هستند. هر گونه اطلاعاتی پیش از آنکه از دست ستاره شناسان به عموم مردم برسد, از فیلتر اطلاعات واتیکان عبور میکند, به ویژه تمام رصدهای خورشیدی.

برای گذر از دروازه ستارگان هر آنچه که قابل تصور است انجام داده اند, هر چیزی که بتوانید مجسم کنید. وقتی یک دزد به حصاری فلزی میرسد که جریان برق از آن عبور میکند, چه میکند؟ ابتدا مدار برق دومی ایجاد و متصل میکند و سپس مدار برق اصلی را قطع میکند تا مدخلی برای خود باز کند. و این کاری است که میخواهند انجام دهند, اما انجام این کار با یک سیم چین ممکن نیست (صدای خنده حضار). لازم است با به کار گرفتن انرژی جدید اقدام به گشودن دروازه کنند. انرژیی که برای این منظور استفاده میکنند لیزر است که بر روی ماهواره هایشان نصب کرده اند. اولین ماهواره هایی که به مدار زمین فرستادند به منظور شلیک لیزر به دروازه ستارگان به امید ایجاد مدخلی در آن بود. اما مشکلشان این است که درجه بندی و کالیبراسیون این مانع را نمیدانند.

در دوران اخیر با استفاده از اختراع نیکولا تسلا ماشین ماکرو ویو بسیار قدرتمندی درست کرده اند و مشغول تقویت مداوم آن هستند. این ماشین هارپ نام دارد. اختراع از آن تسلا بود, تاسیسات مربوطه را در آلاسکا برپا کرده اند, اما هدف نهایی این است که بر روی ماهواره نصبش کنند. کار بر روی این ماشین قدرتمند ماکرو ویو مدتهای طولانی در حال انجام بوده. در اثر فعالیت مداوم این ماشین اتمسفر چنان داغ شد که لایه ازون سوراخ شد. سوراخ لایه ازون حاصل استفاده از سی.اف.سی نبود. آنها میدانستند که چنین اتفاقی خواهد افتاد اما برایشان مهم نبود. هدف آنها بیرون زدن از این حصار بود. وقتی هدفت فرار کردن و بیرون رفتن باشد آنچه پشت سر باقی میماند برایت چه اهمیتی دارد؟ وقتی دیدند حفره لایه اوزون ایجاد شده به دنبال توجیهی برای آن گشتند و تقصیر را بر گردن گازهای سی.اف.سی گذاشتند (سی.اف.سی یا کلروفلوئورکربن ها موادی شیمیایی هستند که در تهویه و در چرخه‌های انتقال حرارت به عنوان مادهٔ واسط کاربرد دارند. از آنها به عنوان گاز یخچال نیز استفاده میشود-مترجم)

مجموع هزینه ای که در سال 1987 تمام دولتهای جهان صرف فعالیتهای نظامی کردند چنان زیاد است که برای به انجام رساندن تمام برنامه های اجتماعی سازمان ملل به مدت 300 سال کفایت میکرد. معنی این جمله را متوجه میشوید؟ دائماً درباره فقر که نمیتواند ریشه کن شود حرف میزنیم و اینکه چه باید کرد. کاری که باید بکنیم این است که اول از همه این افراد را از انجام آنچه در حال انجامش هستند باز داریم. مجموع هزینه های نظامی تمام دولتهای جهان در تنها یک سال, میتواند تمام برنامه های اجتماعی سازمان ملل را به مدت 300 سال تامین بودجه کند؟

مایلم از شما به خاطر این دیدار تشکر کنم. مایلم تکرار کنم که سیاره ما در زمانهای گذشته مورد بازدید بیگانگان قرار گرفته است. وقتی چیزی از یک منبع بیگانه یک ارگانیسم را تسخیر میکند چه شده؟ آلودگی ویروسی اتفاق افتاده. مردم از من میپرسند چه باید بکنیم؟ پلاکارد مخالفت آمیز به دست بگیریم؟ با تیر و کمان به آنها حمله کنیم؟ چنین اقداماتی بی تاثیر خواهد بود. آنها زمین ما را تسخیر کرده اند و شرایط درست مانند آلودگی ویروسی یک ارگانیسم است. یک طبیب کل-نگر در چنین موردی چه تجویزی خواهد داشت؟ چاره در تقویت سیستم ایمنی است. زمین هوشمند است. زمین میداند چه باید بکند. زمین زنده است. زمین دوست ندارد این آفتها آلوده اش کنند. زمین هوشمند است و میداند چطور خود را از شر این آفت خلاص کند, و هنگامش که فرا برسد خود را از این آفت خلاص خواهد کرد, اما لازم است که ما سیستم ایمنی زمین را تقویت کنیم, و ما روش تقویت سیستم ایمنی زمین را فراموش کرده ایم. تک تک انسانهای روی زمین مانند گلبولهای سفیدی هستند که سیستم ایمنی زمین را تقویت و از آن دفاع میکنند. اما اگر تک تک ما فراموش کرده باشیم چه باید بکنیم, چه آیینها و مراسمی به جا بیاوریم تکلیف چیست؟ افراد بسیاری بیدار شده اند و میشوند. این مراسم و آیینها به سادگی گفتن اینکه » آه من باید به دنبال خدای خودم بگردم» نیستند. تک تک آیینها و مراسمی که انجام میدهیم بر روی زمین تاثیر میگذارند. هر آیینی که انجام میدهید فاقد معنا و بیهوده است مگر آنکه شما از معنای آن آگاه باشید.

فکر میکنید رقصهای آیینی اژدها و روح که سرخپوستان آمریکایی انجام میدهند چه هستند؟ هر آنچه تمام شمن های دنیا به روشهای مختلف انجام میدهند برای تقویت سیستم ایمنی زمین است. به همین دلیل است که سرآویزهایی به شکل حیوانات میپوشند. به همین دلیل است که بومیان سراسر زمین کشته شده اند و میشوند. هر جا سیستم ایمنی زمین تقویت شود, برادری تاریکی خبردار میشود, درست مثل یک انگل که وارد ارگانیسم شده باشد. به همین دلیل است که در قرن هفدهم برنامه ای سراسری اجرا شد: هرجا به قبیله ای بومی رسیدید از میان ببریدشان. اول از همه به این دلیل که احتمالاً نوادگان فرزندان مار هستند که در هر صورت مورد تنفر ما هستند. دوماً به این دلیل که کارهای جادویی میکنند. دروییدها از میان برده شدند, سرخپوستها از میان برده شدند, قبایل بومی از میان برده شدند. این اتفاق امروز هم در جریان است.

bhutan teschu festival tapas ghosh flickr.png

بسیاری از این مراسم و آیینها از میان رفته اند و تعداد کمی از آنها باقی مانده اند. هر یک از شما باید در اینباره تحقیق کنید. باید در اینباره فکر کنید. ارتباط شما با زمین باید به شکلی آیینی باشد تا مراسم آیینی تقویت کننده زمین را کشف کنید.

سخن خود را با این مطلب به پایان میبرم, چرا که همواره در فیلمهایشان به ما گفته اند؛

از فیلم اهل کوهستان: از آغاز زمان آمدیم, در طول قرون حضور داشتیم, و در قالب زندگی های سرّی بسیاری زیستیم. هیچ کس تا کنون ندانسته که پنهانی در میان شما حضور داریم.

پایان

منبع: https://fanous.wordpress.com

عجایبی از اهرام مصر

باستانشناسان قدمت اهرام را در حدود 5000 سال تخمین می زنند اما در یافته هایی در خردهای باستانی و با توجه به برخی شواهد قدمت آنها به بیش از 27000 سال می رسد. یکی از دلایل این تخمین وجود نام فرعون و همزمان دانستن تمامی فراعنه با دوره پیامبری حضرت موسی است.
همانطور که می دانید انسانهای کنونی از 3 الی 7 درصد توانایی مغز خود استفاده می کنند که این عدد در زمان آتلانتین ها بسیار بیشتر بوده است انسانهای آن عهد از درصد بیشتری از توانایی مغز خود (نه فقط مغز فیزیکی) استفاده می کردند و دارای قدرتهایی بودند که در حال حاضر از آنها به عنوان قدرتهای ماورایی یا فراحسی یاد می شود در صورتی که انجام این امور برای افراد آن زمان امری بدیهی و عادی بوده است از قبیل روشن بینی، طی الارض و غیره. اساتید بزرگ در خردهای باستانی دلیل از بین رفتن و ناپدید شدن آتلانتیس را غرور بیش از حد مردم آن زمان دانسته اند که این غرور موجب برانگیختن قهر خداوندی و از بین رفتن آنها شده است.
هرم در انگلیسی Pyramid نامیده می شود که لغتی با ریشه یونانی است که به معنی «آتشی در میانه» است. این شبه جمله نمادی است از نیروی عظیم الهی موجود در قلب که به آن «نقطه ای در قلب» یا «بذر جاودان» نیز می گویند.
Pyramid = Pyr-a-mid = Fire-in the-Middle
کلمه هرم در خطوط هیروگلیف:

همانطور که مشاهده می شود این نماد کاملا قابل تشریح هستند. نماد اول از سمت چپ نماد انسانی است که با بزرگتر نشان دادن سر آن می خواستند تجمع انرژی بیشتر را در ناحیه چاکرای تاج نمایش دهند.
نماد وسط که یک پرنده (عقاب) است همواره سمبل انرژی الهی است – از نمونه های دیگر می توان به کبوتر سفید یا سیمرغ در افسانه های پارسی اشاره کرد.و نماد آخر هم که بس بدیهی است و سازه هرم را نمایش می دهد در اصل در این 3 نماد راز هرم را فاش نموده اند.
ابعاد هرم
ارتفاع :280 رویال کوبیت (Royal Cubits واحد سنجش طول در آن زمان که معادل 0.524 متر است) 138.8 (146.6 متر قبل از خرابی)
هر ضلع : 440 رویال کوبیت یا 230 متر
کل وزن تخمینی: 5.9 میلیون تن
با این دیدگاه می توان به مواردی ارزشمند در بحث هرم دست یافت.هرم دارای ابعاد مشخصی در تمامی جهات است از قاعده تا طول اضلاع و ارتفاع که این ابعاد از قانون خاصی بر اساس «نسبت الهی 1.618 «تبعیت می کنند که به آن «عدد فی» می گویند. اگر هرمی مطابق شکل زیر و رعایت نسبت الهی ساخته شود خاصیت بسیار جالبی پیدا می کند و آنهم تجمع حجم بسیار بالای انرژی در نقطه مشخص شده در تصویر است. از این طریق انجام مدیتیشن ها و تمرکزها و همچنین دریافت انرژی مضاعف برای انجام کارهای خاص یا فراحسی بسیار آسانتر و نتیجه بخش تر است.

همانطور که در شکل زیر می بینید در دیوارهای هرم سوراخهایی وجود داشته (خطوط g) که در زمانهای خاص با ستارگان خاصی در صور فلکی مشخص در ارتباط بوده و فراعنه و اساتید, مدیتیشن های مربوطه را انجام می دادند. درضمن دقیقا مانند خود هرم به طور برعکس در زیر آن ساخته شده که برخی از بخش های آن در تصویر دیده می شود.(ناحیه C)

 

گفته می‌شود که اگر دو خط عمود بر هم از دو منتها الیه شرقی – غربی و شمالی- جنوبی زمین رسم کنیم، محل تلاقی آن دو در محل ساخت اهرام مصر خواهد بود و دیگر اینکه ابعاد و اندازه‌های اهرام مصر به لحاظ هندسی با بعضی فواصل و نسبت‌های نجومی متناسب است.
در تصاویر زیر به وضوح خرد باستانی مصر مشاهده می شود.(به تصاویر و رابطه آن با ستارگان، صور فلکی و راه شیری خوب دقت کنید). به راستی که ده ها کتاب در این باره باید نگاشت. ارتباط کلیه هرمهای موجود در مصر را با صور فلکی و ستارگان راه شیری در این نقشه به زیبایی پیداست. آنها چه می دانستند که ما هنوز نمی دانیم؟ به چه زیبایی صورت فلکی Orion بر روی اهرام نقش شده است.

 

به هر حال اهرام مصر بغیر از اینکه مقبره بوده جایگاهی برای انجام مراسم آیینی و مدیتیشنهای سنگین و بسیار قدرتمند آن زمان بوده است. برخی ستارگان مرتبط با این معبرها عبارتند از: Sirius – Alnitak – Kochab – Thuban
در مورد برخی خواص هرم‌:
غذاهایی که در زیر اهرام نگه داشته شود ‌٢ تا ‌٣ برابر بیشتر غذاهایی که در دماهای معمول نگه داشته می‌شوند؛ بدون فساد باقی خواهند ماند.
مزه‌ی غذاها در زیر اهرام کمتر دچار تغییر می‌شود.
اهرام منجر به آب گیری و مومیایی شدن هرچیزی می ‌شوند ولی مانع از فساد آنها شده و از رشد قارچ‌ها هم ممانعت می کنند. به علاوه آنها منجر به کاهش سرعت رشد و یا توقف کامل رشد میکرو اوگانیسم های مختلف می شوند.
افرادی که در خانه های هرمی زندگی می‌کنند؛ یا کسانی که در ساختمان‌های هرمی کار می‌کنند، یا آنهایی که در زیر ساختارهای هرمی می‌خوابند همگی نوعی واکنش فوری مثبت در برخوردها از خود نشان می دهند.
موجودات به صورت مغناطیسی به نسخه‌های مشابه هرمی جذب می‌شوند. مشاهدات مختلف از نقاط مختلف نشان می‌دهند که حیوانات اهلی از هر نوع تمایلی به باقی ماندن و نزدیک شدن به ساختارهای هرمی دارند و در زیر آنها سرعت رشد بیشتری دارند.

در تصویر زیر رابطه برخی چاکراها با برخی سیارات و ستاره ها آمده است:

در زیر مقایسه ای از ابعاد Sirius و برخی ستارگان دیگر مثل خورشید منظومه شمسی آمده است:

خفو همان فرمانروایی است که یونانی ها او را خئوپس می نامیدند و بزرگترین هرم از آن اوست و پس از مدتی پسر و نوه خفو نیز برای خود هرم هایی را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت این سه هرم چند هرم کوچک نیز بنا شده اند که این هرم ها متعلق به درباریان وملکه ها بوده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشکیل شده است که درکنار آنها هرم های کوچکی نیز وجود دارند. وقتی ما اهرام مصر را از نزدیک می بینیم هرم وسطی از همه بزرگتر به نظر می رسد ولی این اشتباه است زیرا که هرم وسط چون روی زمین مرتفع تری بنا شده است بزرگتر به نظر می رسد. ولی در اصل هرم خفو که که در تصویر زیر سمت راست هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است.

هرم ها در گورستانی قدیمی در جیزه واقع شده اند. گروهی از باستان شناسان عقیده دارند که 100000 کارگر به مدت بیست وسه سال کار کردند. در این اهرام بیش از دو و نیم میلیون قطعه سنگ به کار رفته و وزن آن ها از دو نیم تن تا چهل تن است.
یکی از طرقی که احتمال دارد مصریان باستان سنگ های غول پیکر را حمل می کردند شیوه غلطاندن و بلند کردن است. یکی از دانشمندان اتریشی به نام آقای پروفسر دکتر اسکارریدل برای این معما راه حلی پیشنهاد کرده است. او می گوید که مصریان برای حمل این سنگ ها دور هم جمع می شدند و با نیروی خود و به وسیله اهرمهایی این سنگ ها را می غلتاندند اما در این باره نظرهای بسیاری وجود دارد بعضی از باستان شناسان عقیده دارند که این سنگ ها را با استفاده از سطوح شیبدار ماسه ای به بالای هرمها می بردند.
در تصاویر زیر 2 روش برای بالا بردن سنگها ترسیم شده ولی با توجه به باریک بودن راه و سنگینی زیاد سنگها این 2روش منطقی به نظر نمی رسد.

عده ای از باستان شناسان عقیده دارند که مصریان از داروهای نیروزای قوی استفاده می کردند و به وسیله ی آنها این سنگ ها را به بالا می بردند که این مورد هم منطقی نیست.
اما نظریه دیگر این است که این هرمها و جابه جایی سنگها با قدرت مغز و تمرکز تنی چند از اساتید آن زمان انجام می شده است.
اهرام مصر چه از نظر معماری وموقعیت جغرافیایی در محل مناسبی قرار دارد:
• هرم به گونه ای ساخته شده است که به چهار جهت اصلی مشرف است.
• خط مداری که از روی جیزه می گذرد دقیقا خشکی ها وآب های روی کره ی زمین را دقیقا نصف می کند و هرم در چنین نقطه ای از نصف النهار ساخته شده است.
• نوک هرم بزرگ دقیقا شمال و اطرافش نیز خط استوا را نشان می دهد.
سنگ هایی که در این هرم به کار رفته است از خود کشور مصر گرفته نشده اند و طبق نظر بعضی از کارشناسان و باستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط کارگران حمل می شده است و بعد از ده سال تازه به محل بنای اهرام مصر آورده شدند هنوز هیچ کس نمی داند که این سنگ ها متعلق به چه کشوری است و یا مهندس یا معمار اهرام مصر چه کسی بوده است و از چه شیوه ای استفاده شده است.
نکته ای که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که صد هزار کارگر برای ساخت اهرام مصر بر اساس یاداشت های هردوت درعرض بیست سال متمادی مشغول بودند. جالب اینکه اگر هر کارگر روزانه به اندازه ی یکصد گرم پیاز مصرف می کرده با این حساب هر روز برای تامین غذای یکصدهزار کارگر معادل ده هزار کیلو پیاز نیاز بوده است. این رقم در ده روز به یکصد هزار کیلو می رسد و مسلما در ماه نیز به سیصد تن می رسد. با این محاسبه مشخص است که درعرض شش ماه کار متوالی حدود هزار و هشتصد تن پیاز مصرف شده است و این اصلا معقول نیست چرا که حمل و نقل – محل کاشت و زمان برداشت – تعداد کارگران – آمار بیماری و مرگ و میر و … این محاسبات را صد چندان نموده و از قاعده عقل خارج می سازد.
این بدین معناست که ذهن انسان امروزی قادر به حل این معما نیست و جواب را در مسیر دیگری باید یافت.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

ده‌ها تن از کودکان در زیمبابوه «موجودات فرازمینی» را دیده‌‏اند

فرازمینی ها موجودات فضایی زیمبابوه سفینه

تصویری از یک زمین بازی. در ۱۶ سپتامبر سال ۱۹۹۴، در مدرسه ابتدایی آریل در زیمبابوه، ده ها تن از کودکان در زنگ تفریح در حیاط مدرسه، ظاهراً شاهد فرود سفینه‌ای به شکل دیسک بودند که دو موجود عجیب و غریب از آن بیرون آمدند. (Pong Moji/iStock)

ArielSchoolGrounds

دیروز بیست‌ویکمین سالگرد مشاهده موجودات فرازمینی بود که قبل از محو شدن از صحنه ماجرا، توجه بسیاری از مردم را در سراسر جهان به خود جلب کردند. برای ۶۰ دانش آموز مدرسه آریل در شمال شرقی زیمبابوه و سایر ساکنان محلی که شاهد آن بودند، تأثیر این رویداد همچنان زنده باقی مانده است.

فیلمی با عنوان «پدیده آریل» به کارگردانی فیلمساز راندال نیکرسون قرار است امسال اکران شود. این فیلم شامل مصاحبه‌های جدید با دانش آموزانی است که واقعاً شاهد این ماجرا بودند و جزئیات آن روز را به یاد می‌آورند. این فیلم همچنین دارای تصاویری است که مستقیماً بعد از این حادثه در سال ۱۹۹۴ تهیه شدند و در آن دانش آموزانی را نشان می‌دهد که با «جان ای. مک»، روانپزشک دانشگاه هاروارد، درباره آنچه که شاهد آن بودند صحبت می‌کنند.

https://i2.wp.com/www.ghosttheory.com/wp-content/uploads/2014/09/ArielSchoolSketches.jpg

کودکان فرود سفینه‌ای به شکل دیسک را در نزدیکی مدرسه شرح دادند. گفته شد که این موجودات عجیب و غریب به دانش آموزان نزدیک شده بودند.

«تیم لیچ»، رئیس دفتر بی‌بی‌سی در زیمبابوه، نیز بلافاصله بعد از واقعه با کودکان مصاحبه کرد. لیچ به نیکرسون گفت که این رویداد، «واقعاً چشم‌انداز جدیدی از زندگی، جهان و همه چیز آن را به من نشان می‌دهد.»

او گفت: «به‌خاطر جهان نمی‌خواهم آن را از دست بدهم.»

https://i1.wp.com/www.ghosttheory.com/wp-content/uploads/2014/09/zimbabwe-UFO.jpg

دکتر مک (۲۰۰۴ – ۱۹۲۹) به‌خاطر کار با افرادی که مشاهده موجودات فرازمینی را گزارش کردند، مورد انتقاد بسیاری فراتر از ابعاد این حادثه قرار گرفت. براساس وب‌سایت موسسه جان ای. مک: «علاقه مک به جنبه‌های تکاملی این تجربه‌های خارق‌العاده و پیشنهاد او مبنی‌بر اینکه این تجربه باوجود واقعی بودن، احتمالاً ماورائی‌تر از ماهیت فیزیکی آن است، به‌طور گسترده‌ای در رسانه‌ها به‌عنوان تأیید گزارش حاکی از واقعیت موجودات فرازمینی انعکاس پیدا کرد.»

در سال ۱۹۹۴، رئیس دانشکده پزشکی هاروارد، «دانیل سی. توس‌تسون» به کمک همکارانش تحقیق مک را به‌صورت محرمانه دوباره مورد بررسی قرار داد. این بررسی مجدد که توجه عموم مردم را به خود جلب کرد، سبب بروز برخی چالش‌ها شد. اما پس از ۱۴ ماه بررسی و تحقیق، هاروارد طی بیانیه‌ای اظهار داشت که مک «در مقام هیئت علمی دانشکده پزشکی هاروارد باقی می‌ماند.» رئیس دانشکده مجدداً بر «آزادی آکادمیک دکتر مک در مطالعه موضوعات مورد علاقه‌اش و بیان نقطه‌نظرات خود بدون هیچ مانعی» تأکید کرد.

بااین‌حال، تأکید کرد: «دکتر مک که شور و شوق وافری در توجه و مطالعه این گروه از افراد دارد، یعنی [افرادی که معتقدند توسط بیگانگان ربوده شده‌اند]، باید مراقب باشد که به هیچ طریقی، استانداردهای بالای مورد نیاز برای انجام کار عملی و تحقیقات بالینی که مشخصه این دانشکده بوده است را نقض نکند.»

«سین کریستی»، خبرنگار آفریقایی روزنامه «میل اند گاردین»، سال گذشته رویداد مدرسه آریل را مورد پیگیری قرار داد. او نوشت: «ستاره‌شناسان در سراسر منطقه به‌سرعت گزارش دادند که[در زمان فرود موجودات فرازمینی در مدرسه آریل] ‘صحنه نمایش اتش بازی’ تا صحرای زامبیا و بوتسوانا دیده می‌شد که بارانی از شهاب‌سنگ بوده است.»

با‌این‌حال، «سینتیا هیند»، کارشناس محلی گفت که ده‌ها گزارش به دست او رسیده که خبر از یک سنگ آسمانی بزرگ شبیه کپسول در کنار دو کپسول کوچک‌تر می‌داد.

کریستی با یکی از دانش آموزان، که مایل به درج نام خود نبود مصاحبه کرد. این دانش آموز به او گفت که کودکان به هنگام زنگ تفریح در حیاط مدرسه شاهد این رویداد بودند. هنگامی که درباره این موضوع با معلمان صحبت کردند، معلمان به آنها گفتند که ساکت باشند و آن را فراموش کنند. این دانش‌آموز گفت: «اما روز بعد، گروهی از والدین با مدرسه تماس گرفتند تا بدانند که چرا کودکانشان دچار ترس شده بودند. بنابراین معلمان نیز زبان به افشای رویداد گشودند.»

راندال هنوز هم به دنبال کسب بودجه برای فیلم «پدیده آریل» است. «کریستوفر سوارد»، برنده جایزه ویرایشگر (که تجربه کار روی محصولات مایکل مور شامل «فارنهایت ۱۱/۹»، «سیکو» و «چربی، بیماری و تقریباً مرگ» را دارد) به این گروه پیوسته است. نمایش‌های منحصربه‌فردی از این فیلم را می توان در لینک http://www.ArielPhenomenon.com مشاهده کرد.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:

http://persian.epochtimes.com

یک ژنرال ارتش رومانی روبرویی با یک موجود بیگانه از نوع خزنده را توصیف نمود.

یک ژنرال ارتش رومانی روبرویی با یک موجود بیگانه از نوع خزنده را توصیف نمود.

https://i1.wp.com/ufoholic.com/wp-content/uploads/2016/07/large_poster_22.jpg

ترجمه: حمیدرضا مزده، مهندس هوا – فضا
ژنرال بازنشسته Emil Strainu که یک مهرۀ کلیدی در ارتش رومانی است و چندین کتاب جالب در رابطه با «تاریخ قدغن شده» نوشته است روبرویی با یک موجود بیگانه در یک مکان عمومی را توصیف نمود. او در سرتاسر دنیا در کنفرانسهای مختلف در رابطه با رخدادهای اسرارآمیز و محرمانه صحبت کرده است.
روبرویی توسط یکی از دوستان نزدیک او با یک موجود خزنده در نزدیکی کوههای Retezat در یک پمپ بنزین صورت گرفته است. فرد مذبور پس از این که باک بنزین اتوموبیل خود را پر می کند می بیند که یک اتوموبیل هامر Hummer با شیشه های تیره در آنجا پارک شده بود. از روی کنجکاوی او به داخل اتوموبیل که در رانندۀ آن باز بود نگاه می کند و یک موجود خزنده را که به غیر از یک جفت کفش هیچ چیز به تن نداشت و لخت بود مشاهده می کند. موجود خزنده دارای پوست سبز رنگ فلس دار بود. او پس از یک لحظه رد و بدل کردن نگاه با موجود خزنده از شدت وحشت با عجله به داخل اتوموبیل خود وارد می شود، پا را بر روی پدال گاز می فشارد و از آن منطقه می گریزد.

https://i2.wp.com/ufoholic.com/wp-content/uploads/2016/07/msfgmsrgsky.jpg
ژنرال Strainu به وجود موجودات بیگانۀ خزنده که در شهرهای عظیم زیر زمینی مخفی هستند قویاً باور دارد، اما مایل نیست چیز زیادی در این رابطه فاش سازد (احتمالاً به این دلیل که مردم نترسند — مترجم)
این ژنرال بازنشسته در زمرۀ دستاوردهای خود، مشاور پارلمان رومانی در رابطه با امور نامتعارف و خطرات خارجی است. او همچنین مدیر دو مرکز پژوهشی در رابطه با بشقابهای پرنده و نویسندۀ چندین کتاب پیرامون موضوعات اسرارآمیز است.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:http://ufoholic.com/romanian-general-describes-encounter-with-reptilian-beings/

موجود فضایی در شاتل فضایی ناسا

کارمند سابق ناسا می گوید در حالی که شاتل فضایی ناسا در مدار زمین قرار داشت یک موجود بیگانه که 9 فوت (274 سانتیمتر) قد داشت وارد آن شد.

https://i0.wp.com/www.ewao.com/wp-content/uploads/2016/07/clark1-759x500.jpg
ترجمه: حمیدرضا مزده، مهندس هوا – فضا
یک بشقاب پرندۀ عجیب مثلثی شکل که با یک لایۀ مه آلود احاطه شده بود برفراز درهای قسمت بار شاتل فضایی در فضا معلق گردید، و در همان حال یک موجود بیگانه با دو فضانورد ناسا ارتباط متقابل برقرار نمود. این موجود بیگانه بین 8 تا 9 فوت قد داشت، و بدنی همانند انسان، دو دست، دو پا، یک بدن باریک و یک سر که متناسب با اندازۀ بدنش بود داشت.
کلارک مک کلیلاند (Clark C. McClelland) از مسئولین سابق پروژۀ شاتل فضایی شهادت داده است که وقتی در مرکز فضایی کندی مشغول به کار بود خود شخصاً یک موجود بیگانه را که بین 8 تا 9 فوت قد داشت در مانیتور کامپیوتر خود که پخش مستقیم شاتل از فضا را دریافت می کرد دید. به گفتۀ او موجود بیگانه در ناحیۀ بار شاتل ایستاده بود و با فضانوردان ناسا گفتگو می کرد. او همچنین ادعا می کند که بشقاب پرندۀ موجود بیگانه شاتل فضایی را در مدار کرۀ زمین دنبال می کرد.

Astronaut
از مک کلیلاند پرسیده شد، این موجود چگونه ارتباط برقرار می کرد؟ او گفت: » من نمی دانم. فقط دیدم که دستانش را زیاد حرکت می داد و تقریباً به نظر می رسید که در حال رهنمود دادن است. کلاهخود او به بزرگی کلاهخود فضانوردان ناسا نبود و دارای حفره هایی برای دیدن بود. همچنین دستگاه کوچکی به سمت راست آن وصل بود که ممکن است برای برقراری ارتباط بود. من در لباس فضایی او مخزن اکسیژن ندیدم. من هیچ چیز که شبیه به سلاح باشد در لباس او ندیدم. برعکس فضانوردان که با یک طناب به شاتل وصل بودند او به چیزی وصل نبود.»
مک کلیلاند می گوید: «بله سفاینی سقوط کردند و بدنهایی از آن به دست آمدند. آنها مدتهاست که به اینجا آمد و رفت می کنند. من از این امتیاز برخوردارم که بدانم این سیاره مدتهاست توسط بیگانگان مورد دیدار واقع شده است. پدیدۀ بشقابهای پرنده واقعی است، اگر چه مدتهای مدید است که دولتهای ما بر آن سرپوش گذاشته اند.»

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:http://www.ewao.com/a/9-foot-tall-aliens-boarded-nasas-space-shuttle-orbit-claims-former-nasa-employee/

«نگرش از راه دور»، حیات در قسمت تاریک ماه

دانشمندان دانشگاه استنفورد مردی را مشاهده کردند که از بدن خود خارج شد و به فضا رفت. آنچه که او دید شگفت آور بود.
ترجمه: حمیدرضا مزده، مهندس هوا – فضا
فضاپیمای پیشتاز 10 در سال 1972 به فضا پرتاب شد. این اولین فضاپیمایی بود که از کمربند آستروئیدها عبور نمود و از سیارۀ مشتری از فاصلۀ نزدیک تصویربرداری کرد.

Stanford Scientists Observe Man Travel Out of His Body and Into Space – What He Saw Was Remarkable 1
پیش از این پرواز سازمان سیا و ان اس اِ با همکاری دانشگاه استنفورد در پژوه ای درگیر بودند که «نگرش از راه دور» (Remote Viewing) نامیده می شود. نگرش از راه دور توانایی افراد برای دیدن مکانهایی است که چند صد هزار کیلومتر، وگاهی بیشتر، با این افراد دورنگر فاصله دارند، حین این که این افراد در مکان جغرافیایی خودشان هستند
مردی به نام ایگنو سوان توانست به طور موفقیت آمیز حلقه ای را که به دور مشتری قرار دارد ببیند. فضاپیمای پیشتاز 10 وجود حلقه به دور مشتری را تأیید نمود. تا آن هنگام دانشمندان از این امر اطلاع نداشتند. پیش از آن دانشمندان توانسته بودند ببینند که فرد مزبور توانسته بود اشیاء فیزیکی را ببیند که در پاکتهایی که چند صد کیلومتر با او فاصله داشتند قرار داشتند.
دکتر هارولد پوتاف از دانشگاه استنفرد می گوید: برای این که ایگنو سوان قدرت خود را به نمایش بگذارد پیشنهاد کرده بود که پیش از پرواز فضاپیمای پیشتاز 10 به سیارۀ مشتری، این سیاره را با تکنیک نگرش از راه دور ببیند. در نهایت شگقتی او حلقه ای به دور مشتری دید که هیچ کس از وجود آن خبر نداشت و ستاره شناسان تصور کرده بودند که او حلقۀ زحل را دیده است، تا این که فضاپیمای پیشتاز 10 وجود این حلقه را تأیید نمود.
از این جالب تر این است که ایگنو سوان برجها، ماشین آلات و ساختمانها، و موجودات انسان مانندی را نیز در قسمت تاریک کرۀ ماه دیده است.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:https://www.facebook.com/lanaforge606/posts/1561027783995943

 

کشف هرمی در قزاقستان که 1000 سال زودتر از اهرام مصر ساخته شده است!/عکس

به گزارش آخرین نیوز به نقل از جام جم آنلاین ، برخلاف دیگر هرم های ساخته شده در گوشه و کنار جهان، این هرم بسیار شبیه اهرام مصر است با وجود آنکه دو منطقه هزاران کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند.

اگرچه این هرم در حالت نیمه ویرانه است، اما کارشناسان معتقدند که از نظر ساختمان شبیه هرم معروف «زوسر» در مصر است با این تفاوت که این هرم 1000 سال پیش از زوسر ساخته شده است.

این کشف حیرت‌آور را موسسه باستانشناسی ساریاکینسکی در شهر قرغندی در کشور قزاقستان یکسال پیش انجام داد، اما محققان تصمیم گرفتند خبر آن را پس از انجام آزمایش های بیشتر منتشر کنند.

به گزارش سایت «اینشنت کد»، اکنون باستانشناسان قصد دارند که حفاری های بیشتری برای یافتن مقبره پنهان در دل این هرم را در روزهای آینده انجام دهند.

ویکتور نووژنف، باستانشناس دانشگاه قرغندی، گفت: این هرم 3 هزار سال پیش در «سریاکه» و برای یکی از رهبران مقتدر محلی در عصر پایانی برنز ساخته شده است. او گفت که کار برای گشودن مقبره درونی این هرم در روزهای آینده آغاز می شود.

اگرچه شهر قرغندی در زمان حکومت کمونیستی شوروی منطقه ای دور افتاده بود که برای تبعید از آن استفاده می شد، اما اکتشاف های جدید حکایت از آن دارد که در گذشته این منطقه مرکز یک فرهنگ ثروتمند و پیشرفته بوده که هرم می ساختند.

www.ufolove.wordpress.com

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: