دنیای اسرار آمیز

بسم الله الرحمن الرحیم

وبلاگ دنیای اسرار آمیز را هم زمان با وبلاگ در فیسبوک و تلگرام هم دنبال کنید.

www.ufolove.wordpress.com

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

ایران:گهواره تمدنها

ایران:گهواره تمدنها

به نام خداوند جان و خرد

با درود بر ایرانیان گرامی

در این دنیای مجازی اینترنت که روزانه میلیونها بیننده و جستجوگر در آن سیر میکنند جستاری به نام «آیا آگاهید…» یا «آیا میدانید…» و دیگر که فهرست گونه به چیزهایی که ایرانیان باید به آن افتخار کنند پرداخته است(برای نمونه آیا آگاهید که:قسمت یکم و دوم)و آن را در بسیاری از تارنماهای ایرانی میتوان یافت.اما مشکل از اینجا آغاز میشود که کس یا کسانی از خود و دیگران و نویسنده و یا رونویس آن تارنما میپرسند که چگونه چنین چیزی ممکن است؟بابلیان مصریان و چینی ها و و و در آن زمان کجا بودند؟آنها نیز با ایرانیان بودند و گفتار شما درباره اینکه میگویید ایرانیان کشاورزی و ذوب مس و شیشه و دیگر را نخستین بار ابداع و کشف و ساختند دروغ و گزاف است و شگفت در اینکه آنها نیز نمیتوانند پاسخ بدهند زیرا به جایی که اینها از آن برگرفته شده دسترسی ندارند.به این دلیل خواستم متن ترجمه شده جستاری به نام»Older Than Egyptian Civilization» به نوشته م.صادق ناظمی افشار در سال ۲۰۰۳ میلادی یا ۱۳۸۲ هجری خورشیدی که در دو تارنمای مرکز پژوهشی ایرانیان باستان(CAIS) و آپارتمان جامعه ایران موجود است را در اینجا قرار دهم که بگویم آنچه را خواندید فسانه مدانید و مخوانید.

به دلیل آن که این متن به وسیله خود من ترجمه شده است در هنگام دیدن اشکالی در ترجمه از شما خواهش میکنم که من را از آن آگاه کنید.بسیار سپاسگذارم.

————————————————————————————————

روستایی ۱۲۰۰۰۰ ساله در میمند(۱)

تمام پدیده ها بر این اشاره دارند که امروز متداول و آشکار یک سرآغازی داشته است.بیش از صدها سال پیش به بالا,موشکها,هواپیماها و حتی اتومبیل نیز بوجود نیامده بود.ما خاستگاه هزاران اختراعات و کشفیات میدانیم,اما پیش از آن زمانی بود که زبان ما بوجود نیامده بود,کیش و باورهای ما نامعلوم بود,چیزی مانند کشاورزی وجود نداشت و حتی نسل انسان نمیدانست چگونه از آتش استفاده کند.سه بیلیون سال پیش,هیچ موجود زنده ای بر روی زمین زندگی نمیکرد;پنج بیلیون سال پیش,سیاره دوست داشتنی ما چیزی جز گازهای آتشین در دستگاه خورشیدی نبود.

دانش امروزی و دیرینه شناسی ثابت کردند که همه موجودات زنده بر روی زمین آهسته در میلیون ها سال پدیدار شده اند.در زمانی که شکل پیچیده تری از زندگی برخاست که سرانجام راهنمای شکل گیری انسان بوده است.

این راستی ثابت شده است که خاستگاه بسیاری از کشفیات و اختراعات از انسانهای ساکن در شرق میانه و به ویژه قسمت پهناور آن که به نام «فلات ایران» شناخته میشود بوده است.این جستار تلاش برای پاسخ به پرسش تاریخ ساکن شدن انسان در فلات ایران و چگونه آنها نخستین کسانی بودند که در رام کردن اسبها,ابداع کشاورزی,کوزه گری,استفاده از فلز,روشهای آبیاری و بسیار چیز دیگر موفق شدند.

در میان نخستین ۵۰۰۰۰۰ سال دوران یخی که انسان نما ها در آسیا پخش شدند,یخچالهای طبیعی بزرگی آسیای مرکزی مانند شمال و مرکز ایران را پوشانده بود که شرایطی بوجود آورده بود که مناسب زندگی انسان نبود.در همین زمان,جنوب ایران مرطوب تر از آن بود که هم اکنون است که با چمنزارهای پهناور و گسترده که شرایط مطلوبی برای اجداد ما بوجود آورده بود.به همان دلیل پیش از دسترسی به چین و جاوا,انسان نما ها باید برای هزاران سال در این ناحیه ساکن شده باشند.

نگاره ۱۷۰۰۰ ساله از یک سواره در غار دوشه(۲)

در نتیجه,جنوب فلات ایران درخور جستجوی آثار یک میلیون سال قدمتی انسان است.چند دیرینه شناسان پیشنهاد کردند که انسان از خلیج فارس به آسیای دور دسترسی یافت زیرا این راه آبی سه بار در دوران یخی به شکل کامل خشک شده بود.بدینگونه انسان میتوانسته با استعداد نهانی خود از آن گذر کرده باشد.به هر حال,این راستی که بستر خشک دریاها برای هزاران سال خشک مانده است نتیجه لایه های نمک و بدون خاک بودن آن,گذر انسان از خلیج فارس را غیرمحتمل میکند.بالاترین امکان این است که انسان در بین یک میلیون سال تا ۵۰۰۰۰۰ سال پیش,انسان وارد فلات ایران از آفریقا شد و زندگی جدیدی را در چمنزارهای جنوب فلات ایران در نزدیکی کوه های یخزده البرز و زاگرس آغاز کرد.به دنبال آن در ۳۰۰۰۰۰ سال پیش,این انسانها به کل اروپا و آسیا از فلات ایران دسترسی یافتند و نژادی بوجود آوردند که اکنون به نام «انسان نخستین» شناخته میشوند.

وزن مغز انسانهای نخستین در حدود ۱۲۰۰ گرم بوده است,بدن آنها با مو پوشانده شده بود و یک دم کوچک که از دم اجداد خود به ارث برده بودند.چندین دسته از اجداد انسانهای نخستین کم و بیش شناسایی شده است.این شناخته شده است که انسانهای نخستین در اروپا در آخرین دوره یخی هلاک شدند و هستی انسان شاخه ای از انسانهایی است که در شرق میانه زندگی میکردند که به نام «انسانهای هوشمند» شناخته میشوند.

دلیل انقراض نسل انسانهای نخستین اروپا این بود که در آخرین دوره یخی,پیشرفت یخچالهای طبیعی تا دریای مدیترانه,انسانهای نخستین و گله آهوهای کوهی را با یکدیگر نابود کرد.انسانهای نخستین در آسیا و شرق میانه به هر حال توانستند با مهاجرت به جنوب در زمان سرد شدن آب و هوا زنده بمانند.

نگاری دیگر نشان دهنده بز در غارهای ایران(۳)

با اشاره به این واقعیتها,بقایای انسان با قدمت یک میلیون سال تا ۵۰۰۰۰۰ سال بایستی در ایران پیدا شود.در سال ۱۸۹۶,گری هوم(Garry Hume) از دانشگاه مینسوتا پژوهشی در بلوچستان انجام داد که آثار با قدمتی بسیار یافت شد که تک در پیشینه شناسی شناخته میشوند.بر وفق دانش زمین شناسی,ابزار از زیر خاک در آمده قدمتی ۸۰۰۰۰ ساله تا ۱۰۰۰۰۰ ساله دارند.

حفاری دیگری در ۱۹۴۹-۱۹۵۰ انجام شد,زمانی که گروهی از پروفسورهای دانشگاه پنسیلوانیا چهار اسکلت از دوره یخی در عمق ۹ متری در غارهای کمربند و تویو نزدیک شهر کاسپین بهشهر یافتند.آن گروه قدمتی حدود ۷۰۰۰۰ سال تا دوره سنگی بر روی اسکلتها قرار داد.جمجمه اسکلت ها نشان میدهد که آنها به انسانهای نخستین با پیشانی و فک برآمده تعلق دارد.فک پایینی هفت سانتیمتر ضخیمتر نسبت به دندانهای ضخیم آن است.به شکل آشکار,انسانهای نخستین ساکن شده در شمال ایران به آنجا پس از فرونشستن دوره یخی مهاجرت کرده اند.

نگاره های درون غار دوشه(۴)

دوره یخی و آب شدن یخچالهای طبیعی که فراز برفهای ماندنی در حوزه رشته کوه های البرز و زاگرس ایران در حدود ۱۰۰۰ متر رسیده بود,رودهای بزرگ شروع به جاری شدن در بخش مرکزی فلات ایران بود و دریاچه های کوچک و بزرگ در حوزه کوه های مرکزی را فرا گرفتند که پس از آن شبه جزیره هایی بوجود آمدند.در نتیجه آب شدن یخچالهای طبیعی و جاری شدن رودها,جابجایی رسوب از کوه ها به دشت ها شایان توجه بود که گروه بسیاری از انسانی های بدوی را دفن کرد.به هر شکل,کالبدهای باقی مانده از آن دوره بهترین بخشها برای کاوش در پیشرفت نسل انسان پس از دوره یخی در ۱۲۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش میباشد.در آن زمان,ایرانیان در غارهای طبیعی در حوزه کوهپایه های البرز و زاگرس همانند تپه های سالم که از طغیان آبها ساکن بودند.

کهنترین سکونتگاه انسان(دوره میان سنگی)در گنج دره در کرمانشاه که به وسیله انسان با گل ساخته شده است و او از سقف وارد آنها میشده است.(۶)

با گرم شدن آهسته آب و هوا و خشک شدن چمنزارهای جنوبی,ساکنان ایران به شمال مهاجرت کردند و چند گروه فلات ایران را ترک کردند.دیرینه شناسان بسیاری بر این باور هستند که سومریان و مصریان که زودهنگامترین ملتهای جهان را ایجاد کردند در میان آن مهاجران بوده اند.دیرینه شناس مشهور ماهاراجی بخایکاکا(Maharaji Bakhaikaka) در کتاب خود «پیوندهای پیش از تاریخ میان ایران و مصر(Prehistoric relation between Iran and Egypt)» گفت:»گروهی از مهاجران ایرانی که خورشید را ستایش میکردند به نیل مهاجرت کردند.سپیگل(Spiegel) در خاطراتش مینویسد:»تمدن ایرانیان بسیار کهن تر از تمدن مصریان است.» کهنترین تمدنی که در میانرودان یافت شده است کلدیان هستند که به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد باز میگردد.در این موضوع,پروفسور پرآوازه دکتر لاپریر(Dr.Laprier) نوشته:»سرزمین اصلی کلدیان شوش(در ایران) بوده است.»

کوزه ای از شمال غرب ایران.ساخته شده در هزاره ۱۲ تا ۸ پیش از میلاد(۵)

سومریان و آکادیان اجداد خود بوده اند.نژاد کهن تر که سومریان هستند از تاجیک ها پدید آمده است که نخست در ایالت کردستان ساکن بودند و به نام «کرد»ها شناخته شده بودند.این اصطلاح پس از آن به «خلدـ(Khald)» سپس «کلد(Kald)» و «چلدیان(Chaldean)» تحریف شد.آن مردم کردستان را برای میانرودان ترک کردند و تمدن چلدیان را بنیاد نهادند.

گریفیت تیلور(Griffith Taylor),پروفسور رشته جغرافیای انسان در دانشگاه سیدنی در استرالیا,نگره با دقت بحث شده ای را بر خاستگاه انسانهای هوشمند پیشنهاد کرد.بر گفته این نگره که «سرزمین گهواره» خوانده میشود در نتیجه چهار دوره یخی که در چهار دوره جغرافیایی اتفاق افتاد,نژاد انسان در چهار موج از ایران و ترکستان بیرون آمده و در جهان گسترده شده است.در دید دیگر,کشفیات جدید به وسیله دیرینه شناسان نشان میدهد که به شکل نزدیک در تمام آن چهار دوره,دریای بزرگی شمال البرز مانند قفقاز و مرکز آسیا را پوشانده بود و به همین دلیل امکان سکونت انسانها در آن مکانها پیش از دوران تاریخی وجود ندارد.تنها بخش مطلوب برای زنده ماندن انسان و پس از آن,جنوب سرزمین فلات ایران بوده است.دانشنامه بریتانیکا این موضوع را تایید کرده و گفته است:»این را سرانجام میتوان به خوبی ثابت کرد که نژاد انسان در آسیای مرکزی یا ایران نمو کرده است.» و دلیلی برای چنین تکاملی می افزاید که:»آب و هوای زمین و گیاهان و جانوران آن تشویقی به اختراع و نوآوری بوده است اما نه بسیار مساعد که کاری را انجام دادن و کوشش نالازم باشد.»

مجسمه ای فلزی از دوره برنز هزاره یکم پیش از میلاد.(۷)

با افزودن گواهی های زمین شناسی فراوانی,نشان دیگری بر سرزمین گهواره ای بودن ایران دارد.متناوب بودن,دگرگونی آهسته آب و هوا و وجود چهار فصل متمایز بهترین شرایط آب و هوایی برای تکامل فراهم نموده است.

نخستین جانوران اهلی شده مانند سگ,اسب,گوسفند و بز بومی ایران هستند و کشف استخوانهای این جانوران در غارهای باستانی این سرزمین نشان میدهد ایرانیان نخستین مردمی بودند که جانوران را اهلی نمودند.در غار دوشه در نزدیکی شهر خرم آباد,نگاره ای قابل توجه که به ۱۵۰۰۰ سال پیش از میلاد باز میگردد,نشان میدهد که انسان بر اسبها سواری میکنند و افسارهای جانوران را نگه داشته اند.کهنترین گواهی که استفاده اسب را در میانرودان و مصر نشان میدهد,به هر شکل فقط به ۴۰۰۰ سال پیش باز میگردد.همچنین بر گواهی پژوهش هایی که بوسیله پروفسور موریس داماس(Morris Damas) در کتابش «تاریخ ابتکار و اختراع(History of Industry and Invention)»,این نژاد آریایی بوده است که از کالسکه های چرخی کشیده شونده به وسیله اسبها استفاده نمودند.

وجود معدنهای پربار مس.قلع و سنگ در ایران و فقدان آنها در دیگر مکانهای پیش از تاریخ مانند مصر و میانرودان و به ویژه نزدیکی معدنهای مس و قلع در خراسان,بی مانندی این پدیده در تمام جهان امکان کشف فلزات را در هیچکدام از مکانهای باستانی به جز ایران رد میکند.ساخت برنز که آلیاژی از مس,قلع و توتیا(سنگ سرمه) است باید از خراسان آغاز شده باشد.هنری لوکاس(Henry Lucas) در کتاب خود «تاریخ تمدن(History of Civilization)» نوشته است که قلع کانی فراوانی نیست و نخست در خراسان ایران استخراج شده است.کهنترین کوره ذوب مس به ۷۰۰۰ سال پیش باز میگردد که در دشت قزوین(اسماعیل آباد و سغزآباد) نزدیک تهران یافت شده است.در زمانی که تمدن میانرودان کهن تر از ۴۰۰۰ پیش از میلاد یا ۶۰۰۰ سال پیش نیست.افزون بر آن,هیچ معدن مسی در سومر باستان وجود ندارد و در نتیجه کشف چیزهای مسی در آن مکان نمایانگر وجود پیوند میان ایران و سومر در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد است.دوره برنز در مصر بسیار دیرتر در زمان امپراطوری میانه حدود ۲۱۶۰ سال پیش از میلاد آغاز شد و آن در چین زودتر از ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد آغاز نشد.

کوزه ای یافت شده در حاجی فیروز تپه.گواهی هایی بر وجود باده(می یا شراب) در آن که به ۷۰۰۰ سال پیش باز میگردد.(۸)

این ثابت شده است که خاستگاه زبانهای بسیاری در جهان ایران بوده است.هندی, پشتو, سغدی, خوارزمی, آلمانی, لاتین, انگلیسی, فرانسوی, ارمنی, اسپانیایی, ایتالیایی, یونانی و بسیاری دیگر از زبانهای مرده از سانسکریت زبان ایرانیان باستان پدید آمده است.چند واژه های کلیدی در این زبان مانند مادر-پدر-ستاره و چندین دیگر از آنها دگرگونی خرد و کوچک آنها در گفتار در تمام زبانهای زنده جهان از چین تا اروپا است.توسعه جهانی زبان ایرانیان باستان یکی از دلیلهای مهم است که ثابت میکند که ایران سرزمین گهواره ای از جایی که مهاجران زبان خود را در جهان گسترش دادند است.

وجود اندوخته بزرگی از خاک رس در سرتاسر فلات ایران و کشفیات باستان شناسی بازگو میکند که نخستین انسانی که چیزهای کوزه گری از سرزمین ایران ساخته است یک گواه نیرومند برای اختراع این صنعت به وسیله ایرانیان است.باقیمانده کوزه های کشف شده در ایران و مصر به ترتیب ۹۰۰۰ و ۷۰۰۰ سال پیش میباشد.همچنین این بااهمیت میباشد که کهن ترین کالای زمینی ساخته شده با چرخ کوزه گری مانند کهن ترین گلدان های براق شده در فلات ایران یافت شده است.در قبرستان شوش که به ۵۰۰۰ سال پیش باز میگردد,کوزه های بزرگ آب که بوسیله چرخ کوزه گری ساخته شده و در خمیر نرمی غربال شده(براق کردن) یافت شده است.کوزه های نازک و پیچیده به خوبی به پشت انداخته شده و مایل به قرمز به چم اکسید آهن خشک شده است.

بدست آمده از تمدن جیرفت در کرمان.گمان میرود که این تمدن از تمدن سومریان نیز کهن تر است(۹)

مهمتر از همه گندم,گیاهی که قابل توجه برای کلید آغاز یک تمدن و پیشرفت راستین انسان در ۱۰۰۰۰ سال پیش بوده,یک گیاه بومی در فلات ایران است.به این باید توجه کرد که نخستین پایه های کشاورزی نمیتوانسته جلگه رود نیل یا دجله و فرات به دلیل طبیعت طغیانگر آنها باشد.در زمان باستان,آن رودها به وسیله مردابهای پهناوری که خانه حشرات به ویژه پشه مالاریا است احاطه شده و مرگبارترین بیماریهای تمام دوران را بوجود آورده بود که ساکن شدن انسان را ناممکن میکرد.در نتیجه,انسان کهن باید کشاورزی را در دشتها و کوهپایه های میانه رو آغاز و مهاجرت به جلگه رودها در پایه های پیشرفته تری که آنها میتوانستند بر رودها سد ببندند و از آب استفاده کنند کرده اند.

دلیل مهاجرت ایرانیان در سرتاسر جهان در کشف کشاورزی قرار میگیرد.با ورود کشاورزی و اندوختن کالاهای خوراکی در میان هزاره نهم و هفتم پیش از میلاد,جمعیت ایران به گونه قابل توجهی افزایش یافت,دگرگونی های آب و هوایی هزاره های پس از آن و خشک شدن دریاچه های مرکزی ایران در هزاره پنجم و چهارم پیش از میلاد بخشی از جمعیت را مجبور به مهاجرت کرد.بهمان اندازه نگاه به شیوه کشاورزی,پروفسور داماس نوشته است که آسیاب بادی به روشنی در دشتهای ایران برای نخستین بار در جایی که بادهای پایدار آنها را بچرخاند ساخته شده است.

اختراع مهم دیگر انسان نخستین بافتن پارچه بوده است.داماس نوشته است:»در قبرستان شوش,تبرهایی یافت شده است که با جامه هایی که رنگ آنها با تبرها درهم آمیخته شده پوشانده است.تجزیه های شیمیایی آن جامه ها نشان میدهد که آنها از پارچه های گوناگونی ساخته شده است…برخی از کتان با ریسمان و تار و پود دستباف بیسار خوب در همیستار(مخالف و ضد) مسیرشان بافته شده اند.تجهیزات پیشرفته امروزی نمیتواند پارچه بهتری از آنها در حدود ۵۰۰۰ BP بسازد».

در آخر اما نه کم اهمیت ترین آن معماری است.کشف خانه های گلی در دهلران که به هزاره هفتم پیش از میلاد باز میگردد و مهرچاپی ۶۰۰۰ ساله در شوش نشان میدهد که نخستین گنبدهای دایره ای بر سقف خانه ها اشاره کننده بر پایه پیشرفته این هنر و صنعت در ایران است.

تمام راستی های دیرینه شناسی کوتاه در این جستار اجتناب ناپذیرانه نشان میدهد که گهواره کهن برای شکل گیری انسانهای هوشمند,ایران سرزمین افسانه ای جایی که آریاییان از آن برخاستند و در جهان گسترده شدند است.

——————————————————————————————–

نگاره های قرار گرفته در جستار برگرفته از:

(۱)http://www.cais-soas.com/CAIS/Geography/meymand.htm

(۲)http://www.derafsh-kaviyani.com

(۳)http://www.derafsh-kaviyani.com

(۴)http://www.salamiran.org/content/index.php?option=com_content&task=view&id=166&Itemid=252

(۵)http://www.anaviangallery.com/ancient_iranian_preface.html

(۶)http://www.cais-soas.com/News/2006/October2006/07-10.htm

(۷)http://www.anaviangallery.com/ancient_iranian_preface.html

(۸)http://www.archaeology.org/9609/newsbriefs/wine.html

(۹)http://www.chn.ir/en/news/?Section=2&id=6342

————————————————————————————

این جستار در اینجا به پایان میرسد.

با سپاس

علیرضا سپهرآرا

http://www.didesevom.blogfa.com/

تاریخ در چهره ستارگان

تاریخ در چهره ستارگان

به نام خداوند جان و خرد

با درود بر ایرانیان گرامی و پژوهشگر

 

پیشینه ای سیزده هزار ساله در پشت نگرش ما ایرانیان به آسمان است که سرانجام پس از نگرش چند هزارساله در آسمان,مردم چهره و پیکره هایی در میان ستارگان دیدند و برای هرکدام از آنها نامی گذاشتند.درمیان این پیکره ها,دوازده پیکره برجستگی ویژه ای از دیگران پیدا کردند که به نامهای روبرو هستند: بره(ARIES) – گاو(TAURUS) – دوپیکر(GEMINI) – خرچنگ(CANCER) – شیر(LEO) – خوشه(VIRGO) – ترازو(LIBRA) – کژدم(SCORPIO) – کمان(Sagittarius) – بز(Capricorn) – دال(Aquarius) – ماهی(Pisces) که به آنها پیکره های آسمانی(صورتهای فلکی) میگویند.

انگیزه برجستگی این پیکره ها بر یکی جنبشهای زمین به نام «جنبش محوری» است.در این جنبش محور زمین که خطی انگاری(فرضی) از قطب اپاختری(شمالی) تا قطب نیمروزی(جنوبی) است به اندازه ۲۳ درجه و نیم میچرخد.

 

 

فرتورهای نشان دهنده جنبش محوری زمین

زمان این جنبش نزدیک ۲۵۹۲۰ سال است که شمارش آن اینگونه است که دیدند این جنبش پرهونی(دایره ای) را اگر به ۳۶۰ درجه بخش کنند,محور زمین نزدیک هر ۷۲ سال یک درجه به پیش میرود.
۷۲ سال/یک درجه * ۳۶۰ درجه= ۲۵۹۲۰ سال برای یک دور کامل.

این جنبش زمین دو درآمد دارد.نخست دگرگونی آب و هوا در زمین و پدید آمدن چهار فصل پدید می آورد. دوم این اندیشه ای را در ما پدید می آورد که زمین و دیگر سیاره ها در نیسنگ پرهون(دایره البروج) که دربرگیرنده همان ۱۲ چهره آسمانی(صورت فلکی) در جنبش هستند.ولی این جنبش به وارون چگونگی چینش نامهای آنها است.به این چم که زمین نخست از چهره بره نمیگذرد که به گاو برسد بلکه پس از بره ماهی و سپس دال و سپس بز و دیگر خواهد بود.

پیشینه آگاهی ایرانیان از جنبش محوری

پس آن جام بر کف نهاد و بدید — درو هفت کشور همی بنگرید
ز ماهی به جام اندرون تا بره — نگاریده پیکر بدو یکسره
چه کیوان و چه هرمز و چه بهرام و شیر — چو مهر و چو ماه و چو ناهید و تیر
— استاد سخن فردوسی توسی

بر پایه داستانهای ایرانی ستاره شناسی به دوره جمشید باز میگردد که با جام گیتی نمای خود هفت کشور را می نگریست که با زمان سنجی که کدبان فریدون جنیدی انجام دادند به هشت هزار سال پیش یا پایانه دوره جمشیدی باز میگردد.
کدبان جهانشاه درخشانی با گفتگویی که با امیر حسین رسائل داشتند اشاره کردند که اوستا و نوشته های زرتشتی به آگاهی های ستاره شناسی ریزی برخورد میکنیم که یکی از آنها همان جنبش محوری است که به گونه گذرا در نسک(کتاب) ایشان «آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان» بیان گشته است.
جنبش محوری در روزهای ویژه ای که پیوند میان زمین و خورشید را به بهترین نشان میدهد اندازه گیری و بررسی میشود که این روزهای ویژه اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی است و در میان هیچ فرهنگ و مردمی به جز مردم و فرهنگ ایران چنین تلاشی برای درست نگه داشتن زمان این رویدادها و گرامی داشتن آن(در جشنهای بزرگ نوروز و مهرگان و یلدا)دیده نشده است.پیشرویی ایرانیان در دانش ستاره شناسی نیز بر کسی پوشیده نیست.پس میتوان گفت که ایرانیان از دوره های کهن از جنبش محوری آگاه بودند.

هزاره های فراتر از هزار ساله

در دوران باستان ایران آغاز و پایان جهان را ۱۲ هزاره میدانستند که هر هزاره به نام یکی پیکره های آسمانی است و از هزاره پنجم که به نام پیکره آسمانی شیر است,فرنام(لقب یا عنوان) های هزاره ها آغاز می یابد که نخستین آنها کیومرث و سپس هوشنگ و سپس جمشید و ضحاک و فریدون و زرتشت و اخیشت اره و اخیشت اره ماه هستند که در زیج(جدول) زیر میبینید.

هزاره

نام هزاره

لقب هزاره

1

بره       (حمل)

2

گاو       (ثور)

3

دوپيکر  (جوزا)

4

خرچنگ (سرطان)

5

شير     (اسد)

کيومرث

6

خوشه    (سنبله)

هوشنگ

7

ترازو     (ميزان)

جم

8

کژدم    (عقرب)

ضحاک

9

کمان    (قوس)

فريدون

10

بز        (جدي)

زردشت

11

دال      (دلو)

اخشيت اره

12

ماهي    (حوت)

اخشيت اره ماه

کدبان ذبیح بهروز مانند دیگر پژوهشگران تا کنون هر هزاره را برابر یک هزار سال دانسته اند و با اندازه گیری های خود زمان زرتشت را  که در آغاز هزاره دهم یا بز بوده ۱۷۶۸ سال پیش از زایش مسیح بیان کردند و با افزودن یک هزار سال به هر هزاره, آغاز و پایان هزاره ها اندازه گیری کردند که آغاز آنها را در زیج زیر میبینید.

هزاره

نام هزاره

آغاز هزاره

ميلادي (پ‌ م)

خورشيدي (پ Ú )

يكم

حمل (بره)

10762

11383

دوم

تور (گاو)

9763

10384

سوم

جوزا (دو پيكر)

8763

9384

چهارم

سرطان (خرچنگ)

7764

8385

پنجم

اسد (شير) كيومرث

6765

7386

ششم

سنبله (خوشك) هوشنگ

5765

6386

هفتم

ميزان (ترازو) جم

4766

5387

هشتم

عقرب (كژدم) ضحاك

3767

4388

نهم

قوس (نيم اسب) فريدون

2767

3388

دهم

جدي (وهيك) زرتشت

1768

2389

يازدهم

دلو (آورنده‌ي آب) اخشيت‌ اره

769

1390

دوازدهم

حوت (ماهي) اخشيت‌اره ماه

230 (ميلادي)

391

آغاز کنجکاوری من در اینباره از آن پرسش از خودم بود که آیا میشود که انگیزه از یک هزاره یک هزار سال نبوده باشد بلکه به یک دوره ویژه اشاره داشته باشد؟و هریک از این دوره ها هنگامه ای باشند که چهره های آسمانی دوازده گانه به انگیزه جنبش محوری که در بالا سخن رفت پدیدار و سپس جای خود را به دیگری میدهند؟

میتوان برای اندازه گیری نه چندان دقیق(و تنها برای گرفتن برآورد) درازای هزاره ها, ۳۶۰ درجه که میتوان گفت جنبش محوری دارد بر ۱۲ بخش کنیم و سپس بر ۷۲ ضرب کنیم که درازای هر هزاره برابر با ۲۱۶۰ خواهد بود.

(۳۶۰/۱۲) * ۷۲ = ۲۱۶۰

ولی اگر به شکل ریز و دقیق که از آغاز پدیدار شدن یکی از ستاره های چهره آسمانی راستای دیدمان(در اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی از سویی که خورشید بر می آید) تا دیدن آخرین ستاره آن چهره آسمانی به اندازه گیری بپردازیم داستان دگرگون میشود.اندازه برخی هزاره ها بیش از یک هزاره و یا دو هزاره میشود و برخی نیز کمتر از یک هزار سال خواهند بود.هنگامه ای نیز خواهد بود که سالها یا سده ها یا بیش از یک هزار سال میان دو هزاره جدایی باشد یا بر روی هم افتاده باشند(این به آن چم است که پیش از دیدن آخرین ستاره از یک چهره آسمانی,نخستین ستاره از چهره آسمانی دیگر پدیدار میشود).

در جستجویی که برای یافتن درازای هر هزاره انجام دادم,به نوشته ای از کدبان زیپ دوبینس(Zip Dobyns) برخوردم که نشانی آن را در بخش بنمایه ها گذاشته ام.در این نوشته به آگاهی های بسیاری ولی نه بسیار کاملی دست یافتم که گزارش آن را در پایین می آوردم.

نام هزاره ها درازای هزاره ها
گاو ۲۴۴۸ سال
بره ۱۴۶۵ سال
ماهی ۲۹۲۷ سال
دال ۲۷۴۹ سال
بز ۱۶۴۹ سال
کمان ۱۸۸۸ سال
کژدم ۱۶۹۷ سال
ترازو ۱۰۵۲ سال
خوشه ۲۸۹۳ سال
شیر ۱۱۶۱ سال
خرچنگ ۷۰۷ سال
دو پیکر ۹۵۹ سال

زیج برای درازای هزاره ها بر پایه اعتدال بهاره

 

از گاو به بره ۱۵۹ سال بر روی هم افتادگی
از بره به ماهی ۲۷۹ سال جدایی
از ماهی به دال ۱۲۶ سال بر روی هم افتادگی
از دال به بز ۱۰۱۲ سال بر روی هم افتادگی
از بز به کمان ۲۹۵ سال جدایی
از کمان به کژدم ۲۴۴ سال جدایی
از کژدم به ترازو ۱۶۷ سال جدایی
از ترازو به خوشه ۲۱۵ سال جدایی
از خوشه به شیر ۶۱ سال جدایی
از شیر به خرچنگ ۸۹ سال جدایی
از خرچنگ به دو پیکر ۲۹۷ سال جدایی
از دو پیکر به گاو ۶۲۰ سال جدایی

زیح برای جدایی و بر روی هم افتادگی هزاره ها بر پایه اعتدال بهاری

 

شماره هزاره ها نام هزاره ها زمان هزاره ها
۱ هزاره گاو ۴۱۴۳ پ.م – ۱۶۹۵ پ.م
۲ هزاره بره ۱۸۵۴ پ.م – ۳۸۹ پ.م
۳ هزاره ماهی ۱۱۰ پ.م – ۲۸۱۷
۴ هزاره دال ۲۶۹۱ – ۵۴۳۱
۴ هزاره بز ۴۴۱۹ – ۶۰۶۸
۵ هزاره کمان ۶۳۶۳ – ۸۲۵۱

۷ (هزاره مار افسای)* ۸۲۸۵ – ۱۰۲۱۱
۸ هزاره کژدم ۸۴۹۹ – ۱۰۱۹۶
۹ هزاره ترازو ۱۰۳۶۳ – ۱۱۴۱۵
۱۰ هزاره خوشه ۱۱۶۳۰ – ۱۴۵۲۳
۱۱ هزاره شیر ۱۴۴۶۲ – ۱۶۶۲۳

۱۲ هزاره خرچنگ ۱۶۷۱۲ – ۱۷۴۱۹
۱۳ هزاره دو پیکر ۱۷۷۱۶ – ۱۸۶۷۵

زیج زمان هزاره ها از ۴۱۴۳ سال پیش از زایش مسیح تا آینده ای بسیار دور ۱۸۶۷۵.در کنار هزاره مار افسای ستاره گذاشته شده است زیرا در هزاره های دوازده گانه نیست ولی در آگاهی ها آمده و پایینتر کاربرد آن را در میان ایرانیان نیز نشان می دهیم.(۰ بره)

 

هزاره شیر ۴۱۵۱ پ.م – ۱۱۹ پ.م
هزاره خرچنگ ۲۹۸ – ۱۷۵۳
هزاره گاو ۲۳۷۳ – ۴۷۶۵

زیج زمان هزاره ها بر پایه انقلاب تابستانی(آگاهی کم داده شده است ولی در این جستار به کل نیازی به این زیج نیست)(۰ خرچنگ)

 

هزاره کمان ۴۶۲۴ پ.م
(هزاره مار افسای) ۴۵۷۸ پ.م – ۲۴۹۶پ.م
هزاره کژدم ۴۳۴۸ پ.م – ۲۵۲۴ پ.م
هزاره ترازو ۲۳۱۸ پ.م – ۱۱۸۷ پ.م
هزاره خوشه ۸۷۷ پ.م – ۲۴۷۵

زیج زمان هزاره ها بر پایه اعتدال پاییزی(۰ ترازو)

 

هزاره ماهی ۴۷۰۸ پ.م – ۳۷۰۵ پ.م
هزاره دال ۳۷۹۹ پ.م – ۱۰۰۹ پ.م
هزاره بز ۲۰۰۹ پ.م – ۳۳۴ پ.م
هزاره کمان ۴۶ پ.م – ۱۹۰۹
(هزاره مار افسای) ۱۹۴۳ – ۳۹۷۲
هزاره کژدم ۲۱۷۶ – ۳۹۵۶

زیج زمان هزاره بر پایه انقلاب زمستانی(۰ بز)

توجه داشته باشید که من نمیگویم که نیاکان ما زمان و درازای هزاره ها را به ریزی و درستی که ما داریم داشته اند.کوچکترین چشمداشتی(انتظاری) که ما میتوانیم از گذشتگان داشته باشیم این است که آغازه و پایانه یک چهره را میدیدند و گروهی نیز با دست به دست کردن آگاهی ها پس از به پایان رسیدن هزاره درازای آن را نیز اندازه گیری می کردند و تاریخ خود را بر پایه آنکه چه اندازه از آغازه آن گذشته بود مینوشتند و به یاد میسپرند.در چگونگی دیدن آغازه و پایانه یک هزاره تا ۳درجه پیشبینی پس و پیش دیدن اشتباهی هست(هر درجه اگر نزدیک ۷۲ سال باشد, ۲ درجه=۱۴۴ سال, ۳ درجه=۲۱۶ سال). اشتباه بیش از ۳ درجه را درست و شدنی نمیدانم زیرا نیاکان ما نسبت به ما چشمان تیزبین تری داشته اند(اگر اکنون تیزبینی چشم بر پایه ۲۰/۲۰ است, نیاکان ما دارای تیزبینی ۴۰/۴۰ یا ۶۰/۶۰ بوده اند) زیرا ما در جهان کنونی با فن آوری پیشرفته خود به اندازه ای که نیاکان خود چشم خود را ورزش میدادند چشم خود را ورزش نمیدهیم و به جای ورزش دادن چشم از فن آوری پیشرفته خود کمک میگیریم.هرچه بیشتر به گذشته برگردیم درجه پس و پیش دیدن آغاز و پایان هزاره افزایش می یابد که بیشتر بر پایه ناآگاهی کمتر نیاکان ما بر دانش ستاره شناسی و ابزار کمتر و ساده تر در پیشرویشان میتوان خواند.

زمان زرتشت

درباره زمان زرتشت به چند گونه آگاهی همستار(مخالف) یکدیگر برمیخوریم.کهنترین نویسنده یونانی به نام اکزانتوس(سده پنجم پ.م) زمان زرتشت را در دو دستنوشته ۶۰۰۰ سال پیش از سپاه کشی خشایارشاه آورده و همودوروس شاگرد افلاتون ۵۰۰۰ سال پیش از جنگ ترویا را زمان زرتشت دانسته است.در گزیده های زاداسپرم و اردویراف و دینکرد(کهنتر از دیگر بنمایه ها) زمان زرتشت را به سه سده پیش از پیروزی اسکندر و در دیگر داستانهای ایرانی زرتشت در آغاز هزاره دهم یا بز بوده است.بر پایه هرکدام که زمان زرتشت را مینویسیم از ۶۰۰۰ پیش از جنگ ترموپلای تا ۶۰۰ سال پیش از زایش مسیح خواهد بود که همه آنها از نگاه خود درست هستند.
یکجا نشاندن آنها نیاز به یک نظریه توانمند دارد.یکی از نظریه هایی که تلاش کرد که آنها را در کنار هم بگذارد نظریه بودن چند زرتشت در درازای تاریخ است که یکی ۶۰۰۰ سال پیش از جنگ ترموپلای(به گونه ریز بیان نگشته است) و دیگری ۱۷۶۸ سال پیش و دیگری ۶۰۰ سال پیش بوده است.در آنچه که در پایین می آید نظریه ی تازه ای بیان میگردد که میتوان همه زمانهای گفته شده درباره زرتشت را روشن کرده و به گونه ای در کنار هم بنشاند و شاید بتواند گوشه دیگری از تاریخ ایران را روشن کند.

نخست ما همه زمان ها را کنار میگذاریم و به گزارش ایرانی میپردازیم که زرتشت در آغاز هزاره دهم یا بز بوده و به همین انگیزه این هزاره به نام او شناخته شده است. در میان زیج(جدول) های گذاشته شده, زیج انقلاب زمستانی بر پایه هزاره بز است که از ۲۰۰۹ سال پیش از زایش مسیح آغاز و تا ۳۳۴ پیش از زایش مسیح پایان می یابد.پس زمان زرتشت بر این پایه ۲۰۰۹ سال پیش از زایش مسیح است که از دیدگاه زبانشناسی که گاتاها در هزاره دوم پیش از زایش سروده شده هماهنگی دارد.از آنجا که زرتشت هم دوره گشتاسب بوده است,زمان کوچ گشتاسب به روم با زمان کوچ گروهی از ایرانیان به اروپا در هزاره دوم پیش از زایش نیز هماهنگ است.در دیگر داستانهای ایرانی آمده است که زرتشت آغاز هزاره بره را دید.این گفته زمانی درست میشود که بر پایه بر اعتدال بهاری هزاره بره در ۱۸۵۴ آغاز و ۳۸۹ پیش از زایش مسیح پایان یافته است.میان آغاز هزاره بز در انقلاب زمستانی و اعتدال بهاری تنها ۱۵۵ سال جدایی است که اگر بگوییم که زرتشت در سن ۴۲ سالگی آغازه هزاره بره را دیده باشد,این جدایی میشود ۱۱۳ سال یا نزدیک ۱.۵۷ درجه که به پای اشتباه پیش دیدن زرتشت میتوان گذاشت(اشوزرتشت هرچه داشمند باشد آدمی بود که ۲۰۰۰ پ.م میزیسته و ابزار و آگاهی درست و ریز برای اندازه گیری ریزتر را در چشم داشتن از او با خرد نمیخواند) و با یکدیگر هماهنگ هستند.

شگفت انگیزتر از آغازه هزاره زرتشت, پایان آن است.اگر به خوبی به هزاره بز(که هزاره زرتشت هم هست) و هزاره بره نگاه کنیم, هردو (به ویژه در هزاره زرتشت) در زمان ویژه ای به پایان میرسند: پایانه پادشاهی هخامنشیان. هزاره زرتشت بر پایه انقلاب زمستانی تنها ۳ یا ۴ سال با پیروزی اسکندر(۳۳۰-۳۳۱ پ.م) جدایی دارد.در شاهنامه فردوسی دارا و دارایان (همان هخامنشیان) آخرین فرمانروایان هزاره بز یا زرتشت بودند.در بندهش سخن از فروانروایان در آغاز هزاره آمده ولی از پایان آن سخنی نبرده است. در همان نخست پیشگویی های زرتشت که نوشته ای به زبان پهلوی است نیز چنین آمده است:» گشتاسپ شاه پرسید که: این دین چند سال روا باشد و پس از آن چه هنگام و زمانه رسد؟ جاماسب بیتخش گفتش که: این دین هزار سال روا باشد.پس از آن مردمان که در آن هنگام باشند همه به مهردورجی ایستند, با یکدیگر رشک و دروغ کنند و بان چم ایرانشهر را به تازیان بسپارند و تازیان هرروز نیرومند شوند و شهر شهر فراز گیرند.» ما بیشتر درباره این بخش به آمدن عربها یا مغولها اشاره دارد ولی آن اندیشه با هزار سال گذشتن از دین نمیخواند.اگر ما آن هزار سال را همان هزاره زرتشت بدانیم, آغاز پیشگویی های زرتشت نه از آمدن عربها و مغولها میگوید بلکه به اسکندر اشاره دارد و چون این نوشته پس از هخامنشیان نوشته شده باید این بخش آن را بازگویی تاریخ دانست ولی چون در ادبیات این نوشته به گشتاسب و جاماسب که پیش از هخامنشیان بودند پرداخته, هخامنشیان در آینده می افتند.مانند آنکه من از زبان گذشتگان سرگذشتی را که خود داشتم را بنویسم ولی بجایی که بگویم «شده» مینویسم «خواهد شد».

۶۰۰ پ.م: زمان زرتشت یا هوشیدر سوشیانت؟

همانگونه که در بالا آورده شد نوشته های پهلوی ایرانی مانند گزیده های زاداسپرم و پندنامه اردویراف زمان زرتشت را سه سده پیش از پیروزی اسکندر میدانسته اند که به همین گون خود چیزی را برای گفتگو و بررسی نمیگذارد ولی اگر از دیدگاه هزاره ها نگاه کنیم که پایان هزاره زرتشت با پیروزی اسکندر نزدیک و همزمان است, به پدیده ای شگفتی نزدیک و همزمان میشویم: هنگامه آمدن هوشیدر سوشیانت.

هوشيدر (در زبان اوستايي، « اوخشيت اِرِت»، در پهلوي اوشيدر) نخستین سوشیانت در داستانهای دین مزدایی است که سی سال مانده به پایان هزاره زرتشت از دوشیزه پانزده ساله که در دریاچه هامون آبتنی میکرده از تخمه بازمانده زرتشت باردار شده و هوشیدر زاده میشود.از آنجا که پایانه هزاره زرتشت بر پایه انقلاب زمستانی را میتوان با زمان پیروزی اسکندر یکسان و همزمان دانست, اگر تنها سی سال  سیسد سال میبود(تنها یک ۰ در کنار ۳۰ کم داشت) زمان این دو پدیده درست بر روی یکدیگر می افتند.فراتر از آن ما میتوانیم یکی از انگیزه های فروپاشی هخامنشیان و پیغمبر نامیده شدن اسکندر در برخی نوشته های ایرانی را در همین پدیده سوشیانت جستجو کرده و بیابیم.

به گمان من چنین شد:
آنگونه که به چشم می آید, ایرانیان دوره هخامنشی توانسته بودند ریزبینی در دیدن ستارگان را به جایی برسانند که اشتباه در آن رو به ۰ بوده است ولی مانند امروز نمیتوانستند به پیشبینی درست آغاز یا پایان یک هزاره بپردازند زیرا به گمان نمی آید که آنها این جنبش را به ۳۶۰ درجه بخش بندی کرده و دیده باشند که هر درجه چند سال است که به کمک آن زمان آغاز و پایان و آنچه به آن هنگام مانده را دریابند.۳۰۰ سال پیش نزدیک ۴.۲ درجه است که بدون درجه بندی پیشبینی زمان مانده از آن دشوار است.برای نمونه یک دگرگونی دید ۰ ما پس از ۶۰۰ سال که دو برابر ۳۰۰ سال است نشان میدهم که چه اندازه دگرگونی کمی میان آنها است.

 

دید ۰ ما در سال ۲۰۰۰ بر پایه اعتدال بهاری.برگرفته از Astrology: A Vernal Equinox Point Time-Line

 

دید ۰ ما در ۲۶۰۰ پ.م بر پایه اعتدال بهاری. برگرفته از Astrology: A Vernal Equinox Point Time-Line

بر پایه دو فرتور(عکس) بالا اگر میانه دو گردی زردرنگ را بپندارید ۳۰۰ سال خواهد بود که میبینید که زیاد نیست.اکنون اگر موبدان ۳۰۰ سال به پایان هزاره زرتشت به آسمان نگاه میکردند,پایان هزاره به انگیزه ناتوانی در پیش بینی زمان درست آن را نزدیکتر از ۳۰۰ سال میپنداشتند.

نزدیک به ۳۰۰ سال پیش از پیروزی اسکندر,موبدان که هم از ستاره شناسی و هم از دین مزدایسنایی آگاهی داشتند پایانه هزاره زرتشت را نزدیک دیدند.به همین انگیزه کسانی از میان موبدان خود را سوشیانت نامیدند که با نزدیکتر شدن پایانه هزاره شمار آنها افزایش یافت.از آنجا که در افسانه ها سرشت سوشیانت از تخمه زرتشت در درون دوشیزه ای پرورده شده است, میتوان اندیشید که نخستین یا یکی از میان نخستین کسانی که خود را سوشیانت نامیدند مانند سید علی محمد باب که نخست خود را نایب امام زمان و سپس امام زمان خواند(* پانوشت), خود را زرتشت خواند.پیتاگورس(فیثاغورس)(۵۸۰ پ.م یا ۵۷۲ پ.م – ۵۰۰ پ.م یا ۴۹۰ پ.م) آورده است که گفتگویی با زرتشت در بابل داشته است که میتواند همان کس باشد که در بالا از او سخن رفت.گروهی از میان خود موبدان نیز میتوانستند پیروی او بوده باشند و این گروه تا زمان ساسانیان مانده باشند و حتی برخی نوشته ها در اوستا(به جز یسنا و گاتاها) میتوانسته از نوشته او باشد یا پیوندی با اندیشه او داشته باشد.از دیدگاه من,پس از پیروزی اسکندر که آگاهی دینی مزدایسنایان پراکنده شد, زمانی که ساسانیان به گردآوری این آگاهی ها پرداختند به دو زرتشت برخورد کردند که یکی همان اشوزرتشت در آغاز هزاره زرتشت که همراه دیگر داده های کهن آمده بود و دیگری در ۳۰۰ سال پیش از پیروزی اسکندر که گروهی از مردم و موبدان و حتی در نوشته های انیرانی(غیرایرانی) دیده شده است.از آنجا که بودن دو زرتشت برابر آشوب در دین است و با خرد نیز هماهنگی ندارد یکی از آنها باید نادرست و دروغین باشد که زرتشت سخن رفته در ۳۰۰ سال پیش از اسکندر به این انگیزه که به آنها نزدیکتر و تاریخ استوارتری داشت و ایرانی و انیرانی از بودن کسی به نام زرتشت در آن زمان میگویند را درست و همان اشوزرتشت دانستند و در نوشته های پهلوی آمده است ولی آگاهی هایی که زرتشت کهنتر را از بین نبردند(شاید به انگیزه آنکه از زرتشت کهنتری نیز سخن رفته بود و یا به اندیشه خود نیز به گونه تردید نیز مینگریستند).

به هر گون,هرچه به پایان هزاره زرتشت نزدیکتر می شد, شمار بیشتری خود را سوشیانت راستین میخواند که با گفته کتاب «پیشگویی های زرتشت» که میگوید ایرانیان در آن هنگام به یکدیگر دروغ گویند زیرا سوشیانت های دورغین پیدا شده بودند.از آنجا که هر کسی به گونه ویژه خود می اندیشد,هر کسی که خود را سوشیانت مینامید نیز اندیشه ویژه ای داشت که گروهی از ایرانیان نیز که هم اندیشه با یکی از آنها بودند از او پیروی میکردند.دینهایی مانند زروانگری که دسته ای از دین مزدایسنایی بود میتواند از اندیشه یکی از این سوشیانت ها ریشه گرفته باشد.بودن اندیشه های گوناگون و جدا میان سوشیانت ها(همان کسانی که خود را سوشیانت خواندند) و پیروان آنها انگیزه چند دستگی ایرانیان شد که آشوب در گستره پادشاهی هخامنشی برپا کرد.اسکندر مقدونی نیز که چنان دید, هنگامه را شایسته برای کشورگشایی دید و به جنگ ایران آمد ولی این پایان نیست.در شاهنامه آمده است که اسکندر خود را پیغمبر خواند که «پیغمبر» خواندن میتواند همان «سوشیانت» خواندن باشد.زمان زایش اسکندر(۳۵۶ پ.م) نیز به زمانی که سوشیانت زایش می یابد(۳۳۴ + ۳۰ = ۳۶۴ پ.م) نزدیک است.پس اسکندر خود را سوشیانت خواند و گروهی از مردم که به سوشیانت بودن او باور داشتند دربرابر او نایستادند و حتی او را برای گرفتن ایران همیاری کردند که با گفته کتاب «پیشگویی های زرتشت» که «بان چم ایرانشهر را به تازیان بسپارند » همخوانی دارد.در زمان ساسانیان اسکندر نیز دروغگو و گجستک دانسته شده است ولی پس از آمدن عرب ها داستان سوشیانتی اسکندر رواج می یابد و چون سوشیانت گرامی بود اسکندر را نیز گرامی در نوشته های های پس از اسلام مانند فردوسی آمده است و چون سوشیانت در عرفان ایرانی نژادش هم ایرانی است,به این انگیزه که اسکندر سوشیانت خوانده میشد را در نوشته های عارفانه چهره ایرانی به خود گرفت.

سپس به سخن یونانی میرسیم که میگفتند که زرتشت ۶۰۰۰ سال پیش از جنگ ترموپلای بوده است.اگر پایه بر اعتدال پاییزی هنگامه هزاره زرتشت را بدست بیاوریم(آگاهی از شماره های ریز من کم است به همین انگیزه از درازای هزاره زرتشت در اعتدال بهاری برای پاییزی بکار میگیرم)(۴۶۲۴ پ.م(هزاره فریدون)+۱۶۹۷(درازای هزاره زرتشت) +۲۹۵(جدایی میان دو هزاره)) ۶۵۶۸ پ.م خواهد شد که اگر بخواهیم بدانیم ۴۸۰ پ.م که جنگ ترموپلای بود چند هزاره پیش بوده است ۶۰۸۸ سال پیش از جنگ ترموپلای خواهد بود که نزدیک به همان ۶۰۰۰ سال است.اینگونه که به چشم می آید یونانیان شنیده بودند که زرتشت در آغازه هزاره بز میزیسته است و آنها بر پایه اعتدال پاییزی آن را شمردند.

نگاهی به گذشته با درازای هزاره ها

من پس از آنچه در بالا آمد با کنجکاوی به این اندیشه افتادم که پایه بر آغازه هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی آغازه هزاره های دورتر از را بشمارم و آیا میتوان میان آن شماره ها با تاریخ هماهنگی دید؟
۱۲ هزاره سالهای ایرانی همستار(برخلاف) گردش محوری زمین چیده شده اند. به این چم که در گاهشمار ۱۲ هزار ساله نخست هزاره کمان(هزاره فریدون) می آید و سپس هزاره بز(هزاره زرتشت) ولی در گردش محوری زمین نخست هزاره بز یا هزاره زرتشت می آید و سپس هزاره فریدون.پس من چنین کردم که نخست درازای این هزاره ها و جدایی آنها از یکدیگر را بدست آورده ام و سپس بر هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی(۲۰۰۹ پ.م – ۳۳۴ پ.م) زمان آنها را چیدم که هم درازه(از کم کردن آغازه هزاره به پایانه هزاره) و زمانه هزاره ها در زیج(جدول)های پایین آمده است.

هزاره ماهی ۱۰۰۳ سال
هزاره دال ۲۷۹۰ سال
هزاره بز ۱۶۷۵ سال
هزاره کمان ۱۹۵۵ سال
(هزاره مار افسای) ۲۰۲۹ سال
هزاره کژدم ۱۷۸۰ سال

درازای هزاره ها بر پایه انقلاب زمستانی(آگاهی ها به همین اندازه بود که البته کم است)

 

هزاره ماهی – هزاره دال ۹۴ سال جدایی
هزاره دال – هزاره بز ۱۰۰۰ سال بر روی هم افتادگی
هزاره بز – هزاره کمان ۲۲۸ سال جدایی
هزاره کمان – هزاره کژدم ۲۶۷ سال جدایی
هزاره کمان – هزاره مارافسای ۳۴ سال جدایی
هزاره مارافسای – هزاره کژدم ۱۶ سال بر روی هم افتادگی

روی هم افتادگی و جدایی هزاره ها بر پایه انقلاب زمستانی

 

هزاره فریدون ۴۲۵۲ پ.م – ۲۲۹۷ پ.م
هزاره اژیدهاک(ضحاک) ۶۲۹۹ پ.م – ۴۵۱۹ پ.م
هزاره جمشید ۷۵۱۸ پ.م – ۶۴۶۶ پ.م
هزاره هوشنگ ۱۰۶۲۶ پ.م – ۷۷۳۳ پ.م
هزاره کیومرث ۱۱۸۴۸ پ.م – ۱۰۶۹۴ پ.م

زمانه هزاره های فریدون تا کیومرث بر پایه هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی.به انگیزه آنکه درازای هزاره جمشید و هوشنگ و کیومرث بر پایه انقلاب زمستانی در دسترس نبود از درازای آنها بر پایه اعتدال بهاره کار برده شد.

کدبان جهانشاه درخشانی زمان کوچ بزرگ نخستین ایرانیان را هزاره پنجم پیش از زایش مسیح گفتند که زمانه هزاره فریدون(تراتئون = سه ایدون(تور و ایرج و سلم)) با آن هماهنگ است.کدبان فریدون جنیدی پایانه دوره جمشیدی و آغازه دوره اژیدهاک را ۸۰۰۰ سال پیش یا ۶۰۰۰ سال پ.م گفته اند که زیج بالا با آن هماهنگ است.از آنجا که بر پایه گفتار کدبان فریدون جنیدی آگاهی ایرانیان از این چرخش در پایان دوره جمشیدی بود پس چشمداشتی از درست یا هماهنگ با پیشبینی ها بودن آغازه هزاره جمشیدی و کهنتر از آن را نمیتوان داشت.به هر شکل هزاره جمشیدی به زمان پیشبینی شده رسید ولی هزاره های هوشنگ و کیومرث کم کم از پیشبینی های من بدور بودند(بر پایه گمان من دوره کیومرث در آغازه دوره یخی(۷۰۰۰۰ سال پیش) و هوشنگ میانه دوره یخی(۳۰۰۰۰ سال پیش) و جمشید پایانه دوره یخی(۱۰۰۰۰ سال پیش) بوده است).باز بر پایه کنجکاوی یک دوره بزرگ(درازای همه ۱۲ هزاره با هم) به زمان هوشنگ و دو سال بزرگ به زمان کیومرث افزودم که آیا به زمان پیشبینی شده من نزدیک میشود؟این سال بزرگ بر پایه اعتدال بهاری ۲۵۱۵۹ سال است.با افزودن آن شماره آغازه هزاره هوشنگ ۳۵۷۸۵ پ.م و هزاره کیومرث ۶۲۱۶۶ پ.م شد که میتوان گفت به پیشبینی هایم نزدیکتر شد با آنکه یک یا دو دوره افزودن به آنها هیچ گونه پشتوانه ای ندارد.

پیشگویی آینده

اگر اندیشه های من درباره هزاره ها درست باشد,هزاره دوازدهم یا هوشیدر ماه هنوز نیامده و یا ما در آن هستیم.
از آنجا هزاره هوشیدر ماه هنوز نیامده است زیرا بر پایه انقلاب زمستانی اگر هزاره بز یا زرتشت هزاره دهم باشد هزاره دوازدم هزاره کژدم شناخته شده به هزاره اژیدهاک(ضحاک) (۲۱۷۶ – ۳۹۵۶) است که ۱۶۸ سال دیگر(شمرده شده از ۲۰۰۸ ترسایی) به آغاز آن مانده است.به دیدگاه من داستان «در پایان زمان,ضحاک از زنجیر خود خواهد گسست و یک سوم از مردم و ستوران را نابود خواهد کرد» پیوندی با هزاره ضحاک که هزاره دوازدهم پایه بر انقلاب زمستانی است داشته باشد که نیاکان ما با پیشبینی آمدن این هزاره(تنها آمدن آن و نه اندازه گیری زمان آن) را کردند. هزاره مارافسای (۱۹۴۳ – ۳۹۷۲) در اینجا کمی مورد توجه ام آمد که «مارافسای» را میتوان «اژی(مار و اژدها) افسای» و یا «ضحاک افسای» دانست و از آنجا که این دو هزاره هم زمان(تنها مارافسای ۱۶ سال پیشی میگیرد) میتواند پیوندی با «رستاخیز گرشتاسب و کشتن ضحاک» باشد.
و از آنجا ما در هزاره هوشیدر ماه هستیم که بر پایه اعتدال بهاری ما در هزاره ماهی (۱۱۰ پ.م – ۲۸۱۷) هستیم. جدا از آنکه هزاره هوشیدر ماه همان هزاره ماهی هست, باید یادآوری کنم که ماهی نماد مسیح یا همان رهاننده است که میتوان آن را نماد سوشیانت نیز دانست که به باوری در پایانه زمانه پدیدار میشود.

 

در پایان بدون گفتن روشن است که این نظریه مشکلات بسیاری دارد ولی از سوی دیگر دارای توانمندی هایی است که باید به آنها نیز توجه داشت.این نظریه میتواند سه زمان گوناگون درباره زمان زرتشت را در یک جا بگذارد و همچنین دارای تاریخ گذاری بر روی تاریخ سنتی است که با گفته کسانی که دراینباره کار کردند هماهنگی دارد.شاید این نظریه بتواند برخی از کنجهای تاریک تاریخمان مانند انگیزه شکست هخامنشیان و ستایش شدن اسکندر در ادبیات پس از اسلام را روشن کند.

با سپاس
علیرضا سپهرآرا

—–

*پانوشت: پیوند هایی که ممکن است میان سوشیانت و علی محمد باب و بهاالله و امام زمان میتواند بیش از آنچه میدانیم باشد.چیزی که توجه مرا به خود کشانید این بود که جنبش باب(در سال ۱۸۴۴ خود را امام زمان خواند) و بهاالله(در سال ۱۸۶۳ خود را «من یظهره الله» که علی محمد باب آمدنش را بیان داشته بود خواند) بسیار نزدیک به پایانه هزاره یازدهم بر پایه انقلاب زمستانی(۴۶ پ.م – ۱۹۰۹) است.چنانکه از بیان سید علی محمد باب به «امام زمان» بودن خود ۶۵ سال و از «من یظهره الله» خواندن خود بهاالله ۴۶ سال به پایانه هزاره یازدهم مانده بود. یکی از چیزهایی که آمدن امام زمان را گواهی میدهد پدید آمدن نشانه های آسمانی است که آمدن پایانه هزاره یا زمانه (آخرالزمان) برابر آن نشانه ها دانست.

——————————————————————————

بنمایه ها:

۱.نوروز جشن دانش بشری از کدبان فریدون جنیدی

۲.zodiac از تارنمای جام جمشید

۳.منطقه البروج از ویکیپدیا

۴.Astological ages by Zip Dobyns

۵.اخترشناسی در ایران باستان از کدبان برزو نجمی

۶.از جام جمشید تا استرلاب از کدبان منوچهر آرین

۷.گفتگو با جهانشاه درخشانی از کدبان امیر حسین رسائل

۸.زمان گذاری برای تاریخ ایران کهن از کدبان هوشنگ طالع

۹.بندهش بزرگ از تارنمای اوستا

۱۰.زمان زرتشت از م.اورنگ

۱۲.پیشگویی های زرتشت – بخش نخست

۱۳.رهانندگان از کدبان هوشنگ طالع

۱۴.بهاالله – ویکی پدیا فارسی

۱۵.سید محمد علی باب – ویکی پدیا فارسی

۱۶.ضحاک – ویکی پدیا پارسی

http://www.didesevom.blogfa.com/

کره ماه توسط موجودات فضایی ساخته شده است ؛ بررسی یک ادعای جنجالی

گروهی از دانشمندان روسی کره ماه را سازه‌ای مصنوعی خوانده و موجودات فضایی را به عنوان سازندگان آن معرفی می‌کنند. در ادامه به بررسی این ادعالی جنجالی پرداخته ایم.

در جولای 1970، دو دانشمند روسی با نام‌های میخائیل واسین (Mikhail Vasin) و الکساندر شرباکوف (Alexander Shcherbakov) مقاله‌ای علمی را منتشر کردند که عنوان مرموز آن سر و صدای بسیاری را به پا کرد: «آیا ماه توسط بیگانگان هوشمند ساخته شده است؟»

این نظریه پیشنهادی استدلالی را ارائه می‌کند که قادر است مضامین بی‌شماری در مورد ماه و علت ایجاد شدن آن را توضیح دهد.

ماه یکی از عجیب‌ترین اجسام موجود در منظومه شمسی ما است. مسئله موجودیت کره ماه به طور کامل توسط یکی از دانشمندان ناسا با نام رابین برت (Robin Brett) تشریح شد و او در این باره می‌گفت: «به نظر می‌رسد که توضیح وجود داشتن کره ماه از وجود نداشتن آن راحت‌تر باشد!»

اما این دو دانشمند روسی با انتشار این مقاله توانستند سوالات عجیب و غریبی را مطرح کنند که تا آن زمان هیچ دانشمند دیگری جرأت پرسیدن آنان را نداشت! مقاله آنان انتقادات شدیدی را علیه این ادعا روانه ساخت؛ اما این دو دانشمند روسی تنها سعی داشتند با نقطه نظرهای خود به اسرار عجیب و غریب کره ماه پاسخ دهند.

در این مقاله می‌خوانیم که کره ماه به جای آنکه یک جسم طبیعی باشد، در واقع ریزسیاره‌ای مصنوعی بوده توسط گونه‌ای پیشرفته از موجودات فضایی به شکل قابل توجهی توخالی شده و به سمت ما ارسال شده است. گفته می‌شود که این نژاد از موجودات فضایی، تکنولوژی بسیار پیشرفته‌تری را حتی نسبت به امروز بشر دارا بوده‌اند!

moon-the-creation-of-alien-intelligence1

میخائیل واسین و الکساندر شرباکوف می‌گویند برای ساخت کره ماه از ماشین آلات فوق پیشرفته‌ای استفاده شده تا مسیرهایی خاص را در دل آن به وجود آورد. پس‌ماندهای مربوط به این فرآیند را می‌توان در عناصر موجود در سطح کره ماه نیز یافت.

با استناد بر چنین فرضیه‌ای باید سناریوی عجیب و غریبی را متصور شویم! موجودات فضایی کره ماه را همچون کره‌ای با مسیرهای پیچ در پیچ در هم ساخته‌اند و سطح این کره نیز توسط پس‌ماندهای فلزی شکل گرفته است. در نهایت این هنر بی‌نظیر و خارق‌العاده با عبور از مسافتی بسیار طولانی سرانجام در مدار سیاره ماه قرار گرفت.

سطح سنگی ماه، سرشار از تیتانیوم است! از طرفی فلزاتی ارزشمند همچون برنج، اورانیوم 236 و نپتونیوم 237 نیز در سطح این قمر اسرارآمیز یافت می‌شوند. این عناصر تاکنون هیچ‌گاه به صورت طبیعی کشف نشده اند! اورانیوم 236 عنصری رادیو اکتیوی، حاصل مصرف شدن اورانیوم و فرآوری دوباره‌ی آن است و جالب تر اینکه نپتونیوم 237 نیز یک عنصر فلزی رادیو اکتیوی،‌ ساخته‌ی راکتورهای اتمی است. به راستی که این اسرار عجیب در مورد ماه، تصادفی هستند؟

در این مقاله از زبان نویسنده‌های آن می‌خوانیم:

ما مفاهیم سنتی «عقل سلیم» را کنار گذاشته و مسئله‌ای را مطرح می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است فانتزی به نظر برسد.

اما در چند دقیقه آینده، یافته‌های فعلی بشر از کره ماه را به طور جدی‌تری زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم. شواهد موجود به گونه‌ای هستند که برای رد چنین فرضیه‌ای حتی یک دلیلی قانع‌کننده هم وجود نخواهد داشت! علاوه بر این، چیزهای غیرقابل توضیح دیگری در مورد کره ماه وجود دارند که با این نظریه جدید به خوبی قابل توضیح هستند.

دکتر فاروک ال باز (Farouk El-Baz) در جریان ماموریت آپولو با آژانس فضایی ناسا (NASA) و اکتشاف در کره ماه همکاری داشت. او در این باره می‌گوید:

در زیر سطح ماه، غارهایی ناشناخته و متعدد وجود دارد. چند آزمایش مختلف برای واقعیت داشتن این امر نیز انجام گرفته است.

جالب است بدانید که نتایج این آزمایشات هرگز به صورت عمومی منتشر نشد.

moon-the-creation-of-alien-intelligence21

دکتر ادگار میشل (Edgar Mitchell) به عنوان یکی از فضانوردان آپولو 14 احتمال عجیبی را در مورد غارهای زیرسطحی کره ماه مطرح ساخت. او مدعی شد که به علت عناصر سنگین موجود بر سطح این قمر، ممکن است غارهایی در زیر پوسته آن وجود داشتند.

سین سی سولومون (Sean C. Solomon) به عنوان یکی از دانشمندان ارشد دانشگاه MIT با اظهارات خود بر داستان توخالی بودن کره ماه اضافه کرد. برنامه مدارگرد ماه (The Lunar Orbiter) نتایج فوق‌العاده‌ای در مورد میدان گرانشی کره ماه در پی داشت که نشان می‌داد گویی که کره ماه واقعا توخالی است!

در نگاه اول پذیرش چنین ادعایی غیرممکن به نظر می‌رسد، اما طرفداران نظریه ماه توخالی معتقدند که این مدل قادر است تمامی اسرار مرتبط با کره ماه را توضیح دهد!

این دو دانشمند روسی در تشریح فرضیات خود می‌گویند که عمر کره ماه بسیار قدیمی‌تر از زمین و حتی کل منظومه شمسی است! همچنین مدل پیشنهادی آنان می‌تواند علت وجود 3 لایه مختلف در دل ماه را توضیح دهد. متراکم‌ترین مواد موجود در ساختار ماه در لایه بیرونی قرار دارند. این بدان جهت است که موجودات فضایی این کره را همچون یک هواپیمای بین کهکشانی به سمت زمین رهسپار کرده‌اند و پوسته خارجی آن، نقش «بدنه هواپیما» را بازی می‌کند.

علاوه بر این‌ها، فرضیات محققان روسی می‌تواند علت عدم کشف آب بر سطح ماه را توضیح دهد. اما در مقابل شواهد گسترده‌ای از وجود آب در زیر پوسته این قمر وجود دارد.

تئوری انقلابی ماه توخالی می‌تواند رمز و راز نهفته در مورد سطوح بسیار بزرگ سنگ بازالت و کشش‌های چشم‌گیر گرانشی در برخی نقاط سطحی این قمر را توضیح دهد. به عقیده محققان، این اثرات در واقع بقایای ابزار آلاتی هستند که از آنان برای تولید ماه توخالی استفاده می‌شد.

از این گذشته، به کمک تئوری ماه توخالی می‌توان علت لرزش‌های عجیب و غریب در کره ماه را به خوبی توضیح داد.

جالب اینجاست که اگر ایده ماه مصنوعی درست باشد، مسئله مرموز «ماه سرد» و «ماه گرم» که سال‌ها مورد بحث دانشمندان قرار دارد نیز قابل توضیح خواهد بود. موجودات فضایی از ابزارآلات پیشرفته‌ای برخوردار هستند و می‌توانند شرایط حاکم بر یک سیاره یا کره آسمانی را برای پشتیبانی از حیات تغییر دهند. از این جهت، فراهم‌سازی ایجاد کره سرد یا گرم برای آنان امری بسیار آسان است.

این بدان معناست که کره ماه ذاتا یک ریزسیاره بسیار سرد بود که نهایتا به کمک فناوری‌های پیشرفته به یک سازه مصنوعی و گرم تبدیل شد.

این نظریه همچنین می‌تواند تناقضات موجود در مورد توخالی بودن ماه را نیز توضیح دهد. دانش فعلی ما از کره ماه شواهدی را به همراه دارد که نشان می‌دهد کره ماه در ابتدا یک جسم کاملا جامد بوده و بعدها توسط ماشین آلاتی پیشرفته به صورت توخالی درآمده است.

حتی آیزاک آسیموف (Isaac Asimov) به عنوان نویسنده آمریکایی روسی‌تبارِ گونه‌های علمی، علمی–تخیلی، خیال‌پردازی، وحشت و پروفسور بیوشیمی در دانشگاه بوستون (Boston University) از خصوصیات اعجاب‌آور کره ماه مطلع بود.

آسیموف معتقد بود که کره ماه توسط نژادی بیگانه تسخیر و سپس در فضا ارسال شده است. اظهارات او در این باره را می‌خوانید:

کره ماه برای آنکه در میدان گرانشی زمین به دام بیوفتد، بسیار بزرگ است! علاوه بر این دانشمندان معتقدند که کره ماه از مدار واقعی خود بسیار دور است و همین امر موجب می‌شود که در مورد «طبیعی» بودن آن شک و تردید بسیاری وجود داشته باشد. من معتقد هستم که کره ماه برخلاف باور عموم، یک ماهواره طبیعی در مدار سیاره ما نیست. اگر چنین بود، کره ماه در امتداد خط استوای زمین گردش می‌کرد. جالب است بدانید که اثرات گرانشی خورشید بر ماه، دو برابر این اثرات از سوی زمین است! در واقع کره ماه می‌بایست مدت‌ها قبل از دام کره زمین فرار می‌کرد. اما بنابر دلایلی ناشناخته، این اتفاق رخ نداده است.

جالب است بدانید که آسیموف در این باره کاملا درست می‌گفت؛ زیرا گردش کره ماه در مدار زمین یک دایره کامل نیست و گذشته از این موضوع، همواره یک سمت از ماه به سمت زمین قرار دارد. در توضیح این پدیده عجیب و غریب، دانشمندان از پدیده‌ای تحت عنوان قفل گرانشی یاد کرده‌اند که به گفته آنان پدیده نادری هم نیست؛ چرا که نمونه‌های دیگری از آن را نیز می‌توان در مورد رابطه سایر اقمار و سیارات نیز مشاهده کرد. با تمام این تفاسیر نظر شما چیست؟ آیا ادعاهای مطرح شده در این مقاله، شواهد محکمی برای اثبات چنین فرضیه‌ای است؟ اگر چنین باشد، به چه علت موجودات فضایی ماهواره‌ای مصنوعی را در مدار زمین گذاشته‌اند؟ آیا کره ماه در واقع یک ستاره مرگ همچون سری فیلم‌های جنگ ستارگان است؟ آیا بیگانگان تکنولوژی‌های پیشرفته خود را در داخل این کره قرار داده و آن را مدت‌ها قبل به ما هدیه کرده‌اند؟ نظر شما در این باره چیست؟

منبع: http://gadgetnews.net/202893/%da%a9%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%85%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87/

 

راز همراستایی هرم بزرگ جیزه با قطب‌های زمین فاش شد

راز همراستایی هرم بزرگ جیزه با قطب‌های زمین چه می‌تواند باشد؟

همراستایی هرم بزرگ جیزه با جهت‌های جغرافیایی شمال،‌ جنوب، شرق و غرب موضوع پژوهش جدید دانشمندان است که توضیحی را برای این مورد از شگفتی‌های مختلف این بنا، ارائه داده‌اند.

هرم بزرگ جیزه (Great Pyramid of Giza) که به عنوان تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان و بزرگ‌ترین بنا در میان اهرام مصر شناخته می‌شود، رازها و شگفتی‌های بسیاری را در خود دارد که یکی از این شگفتی‌ها همراستا بودن، به صورت تقریبا بدون نقص، با جهت‌های شمال،‌ جنوب، شرق و غرب جغرافیایی است.

در همین رابطه، به تازگی یکی از متخصصان باستان شناسی کشف کرده است که مصریان باستان احتمالا به کمک موضوعی به نام اعتدال پاییزی (fall equinox) توانسته‌اند تا امکان همراستایی هرم بزرگ جیزه با قطب‌های زمین را فراهم کنند؛ اعتدال پاییزی به نقطه‌ای زمانی که دقیقا در انتهای فصل سوم سال و ابتدای تابستان است، گفته می‌شود. طول شب و روز هم در زمان اتفاق افتادن این پدیده تقریبا با هم برابر می‌شوند.

اطلاعاتی از هرم بزرگ جیزه

یکی از فرعون‌های مصر باستان به نام خوفو (Khufu) چیزی در حدود 4500 سال پیش هرم جیزه را با ارتفاع 138 متر،‌ در فلات جیزه ساخته بود و با وجود مشکلاتی از قبیل کج بودن بنا، اندازه‌گیری‌های دقیق و به کار گیری تکنیک‌های مهندسی خاصی برای ساخت این هرم، تاکنون باعث شگفتی بسیاری از دانشمندان شده است.

گلن دش (Glen Dash)، یکی از مهندسان برجسته که به تازگی مقاله‌ای از هرم جیزه را در ژورنال “The Journal of Ancient Egyptian Architecture” به چاپ رسانده، در مورد همراستایی هرم جیزه با جهت‌های جغرافیایی می‌گوید که سازندگان این بنا هرم را با دقت یک پانزدهم درجه، با قطب‌های زمین در یک راستا قرار داده‌اند!

هرم خفرع (Khafre)‌ که در همان فلات جیزه قرار دارد و هرم سرخ (Red Pyramid) که در دهشور مصر واقع شده است هم همانند هرم بزرگ جیزه در جهتی همراستا با شمال و جنوب زمین قرار گرفته‌اند و دقیقا مانند بزرگ‌ترین هرم مصر، به میزان اندکی در جهت خلاف عقربه‌‌های ساعت از راستای موردنظر منحرف شده‌اند.

در یک صد سال گذشته متخصصان حوزه‌های مختلف روش‌های گوناگونی را که احتمالا توسط مصریان باستان مورداستفاده قرار گرفته تا این ویژگی شگفت‌انگیز را در هرم جیزه و دو هرم دیگر به وجود بیاورد، پیشنهاد کرده‌اند. دَش هم در جدیدترین مقاله خود احتمال به کار گیری نقطه اعتدال پاییزی را برای رسیدن به همراستایی دقیق مطرح کرده است.

ایجاد همراستایی هرم بزرگ جیزه به کمک اعتدال پاییزی

دش برای دستیابی به نتایج گزارش شده آزمایشی را در یکی از مناطق آمریکا انجام داد؛ او یک چوب بلند را در روز 22 سپتامبر 2016 که روز اعتدال پاییز بود، در زمینی فرو کرد و سایه‌ به وجود آمده  با حرکت خورشید در آسمان را علامت‌گذاری کرد.

523-620x909

این محقق می‌گوید که نوک سایه ایجادشده از چوب با گذر زمان در یک راستای خاص قرار می‌گیرد و یک خط راست از شرق به غرب به وجود می‌آورد؛ خط مستقیم ایجادشده با وصل کردن نقاط نوک سایه‌ها، درست همانند همراستایی هرم بزرگ جیزه و دیگر هرم‌ها، به میزان اندکی در جهت خلاف عقربه‌های ساعت با راستای قطب‌های زمین اختلاف دارد.

با وجود اینکه آزمایش دش در آمریکا انجام شد، او معتقد است که نتایج تفاوت چندانی با نتایج انجام تست در فلات جیزه نمی‌کند و برای کمک گرفتن از این روش، مصریان باستان باید در یک روز آفتابی با قرار دادن شی بلند در زمین، جهت‌های را به صورت دقیق محاسبه کرده باشند. برای مشخص شدن روز اعتدال پاییزی هم آزمایش باید 91 روز بعد از ابتدای تابستان انجام شده باشد.

آیا مصریان واقعا از روش اعتدال پاییزی استفاده کردند؟

با وجود اینکه نتایج بررسی‌های دش از صحت تکنیک اعتدال پاییزی خبر می‌دهند، هنوز نمی‌توان با اطمینان کامل گفت که مصریان باستان از این روش استفاده کرده‌اند؛ به خصوص که در طول سال‌های گذشته، تکنیک‌های مختلفی برای محاسبه جهت‌های جغرافیایی در چند هزار سال پیش پیشنهاد شده‌ است.

متاسفانه هیچ مدرک و گزارشی که در آن توضیحاتی دقیق در مورد این ویژگی هرم‌ها چیزی نوشته شده باشد،‌ به جا نمانده است و از طرف دیگر، نمی‌توان این احتمال را رد کرد که مصریان از چند روش مختلف برای همراستا کردن هرم جیزه با جهات جغرافیایی استفاده کرده باشند.

giza-plateau-pyramids-620x413

دش در دفاع از روش اعتدال پاییزی می‌گوید که تاکنون هیچ روش دیگری پیدا نشده که از این تکنیک ساده‌تر باشد و در مقایسه با توجیه‌های دیگر که دانشمندان در نظر گرفتن موقعیت خورشید و ستاره‌ها را برای همراستایی هرم بزرگ جیزه با قطب‌ها پیشنهاد کرده‌اند، اعتدال پاییزی شانس بیشتری دارد.

http://gadgetnews.net/251202/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AC%DB%8C%D8%B2%D9%87/

ترجمه لوح زمرد ،‌ منبعی اسرارآمیز از کیمیاگری و علوم غریبه

ترجمه لوح زمرد ،‌ منبعی اسرارآمیز از کیمیاگری و علوم غریبه

لوح زمرد (Emerald Tablet) به عنوان یکی از مرموزترین متون باستانی کشف‌شده در تاریخ و منبعی برای علم کیمیاگری و علوم غریبه است که در ادامه ترجمه آن را بررسی خواهیم کرد.

کیمیاگری مجموعه‌ای از رسوم و مفاهیم است که اساسا بر روی پاکیزه کردن برخی اشیا و تبدیل فلزهای کم‌ارزشی مانند آهن، به فلزات گران‌قیمتی مانند طلا تمرکز دارد؛ در همین رابطه،‌ شیئی باستانی به نام لوح زمرد (Emerald Tablet) وجود دارد که به عنوان انجیل کیمیاگران و منبعی از مفاهیم فلسفه هرمسیه شناخته می‌شود و به گفتی بسیاری از محققان، یکی از اسرارآمیزترین نوشته‌های باستانی موجود در دست بشر است.

هویت نویسنده این متن تاریخی که از قرن 8 میلادی مرجع بسیاری از فعالان حوزه مرموز کیمیاگری بوده، دقیقا مشخص نیست و برخی می‌گویند که هرمس الهرامسه (Hermes Trismegistus)، یکی از دانشمندان علوم غربیه مصر باستان، نوشته‌های مربوط به این کتاب را در ابتدا بر روی لوح‌هایی از زمرد نوشته و در یکی از اتاق‌های هرم بزرگ جیزه قرار داده است.

1-114

البته دانشمندان زیادی هم هستند که کاملا صحت تاریخی لوح زمرد را زیر سوال می‌برند،‌ اما ابهامات و اسرار مربوط به متن آنقدر زیاد است که بسیاری از طرفداران دنیای کیمیاگری و علوم غربیه همچنان به محتوای نوشته‌ها علاقه‌مند هستند. این لوح در قرن دوازدهم برای اولین بار به لاتین ترجمه شد و از آن به بعد، ترجمه‌های متفاوتی از متن بین کیمیاگران جهان دست به دست شده است.

file-oct-07-5-17-45-pm-1024x768-620x465

 

بسیاری از مخاطبان، از جمله تعداد زیادی از ما کاربران ایرانی، با شنیدن داستان‌های مربوط به این سند باستانی به شدت کنجکاو می‌شوند تا قسمت‌هایی از اصل نوشته‌ها را با چشمان خود ببینند و شگفتی‌های نقل‌شده از دیگران را مستقیما تجربه کنند؛ در همین رابطه، متن لوح زمرد که توسطایزاک نیوتن، یکی از شناخته‌شده‌ترین دانشمندان تاریخ بشریت ترجمه ‌شده را بررسی خواهیم کرد. معنی این نوشته‌ها چه می‌تواند باشد و شباهت آن‌ها با متون خاصی که از قرن‌های پیش به جا مانده، در چیست؟ با هم بخوانیم و قضاوت کنیم:

متن ترجمه‌شده لوح زمرد

این حقیقتی خالی از دروغ است؛ قطعی و راست‌ترین.

آن چیزی که در پایین است همانند آن چیزی است که در بالا قرار گرفته و آن چیزی که در بالاست همانند آن چیزی است که در پایین قرار گرفته، برای جامه عمل پوشاندن به معجزه‌های چیز یکتا و از آنجایی که همه‌چیزِ بوده و به وجود آمده‌ی وساطت یکی بوده، پس تمامی چیزها تولدی به‌ واسطه‌ی تطابق از این چیز یکتا دارند.

خورشید پدر آن است، ماه مادر آن و باد هم آن را در شکم خود حمل کرده است و زمین هم پرستاری از آن را بر عهده دارد.

پدر تمام کمال‌های جهان اینجاست.

قدرت و نیرویش تکمیل و تمام است اگر به زمین تبدیل شود.

زمین را از آتش جدا کن، ظریف را با ابتکار زیاد و بالطافت از زمخت جدا کن.

آن از زمین به سوی آسمان‌ها عروج می‌کند و مجددا به زمین بازمی‌گردد و نیروی آنچه که برتر و پست‌تر است را دریافت می‌کند.

به این ترتیب تو باید پیروی تمامی جهان را داشته باشی و در نتیجه، هر ابهامی باید از تو رخت بربندد.

نیرویش برتر از هر نیرویی است؛ به این دلیل که هر چیز ظریفی را در هم می‌شکند و به هم چیز مستحکمی نفوذ می‌کند.

بنابراین جهان خلق شد.

از این انطباق‌های تحسین‌برانگیزی ناشی می‌شوند، از آنجایی که وسایل (یا فرآیند) اکنون در داخل این است، پس من به عنوان هرمس الهرامسه شناخته می‌شوم و هر سه بخش فلسفه کل جهان را در اختیار دارم.

آن چیزی که از عملکرد خورشید گفته‌ام،  انجام شده و پایان یافته است.

منبع: http://gadgetnews.net/251593/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%B2%D9%85%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D9%87/

سال نو مبارک

بنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود
نوروز مبارک

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا/تصاویر

به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در تصاویری که به تازگی منتشر شده است  اشیا پرنده ناشناس عجیب را در آسمان کشورهای ترکیه و آمریکا نشان می دهد.
این اشیا مرموز که در برخی مواقع در آسمان بدون حرکت بودند دائما شکل خود را در آسمان تغییر می دادند. این شی پرنده ناشناس ابتدا در شهر هوستون ایالت تگزاس آمریکا مشاهده شد.
در تصاویر اولیه این شی مانند یک نقطه درخشان در آسمان دیده می شود اما در تصاویر بعدی و با بزرگنمایی بیشتر،  یک شی درخشان در حالی که دائما شکل خود را تغییر می دهد در آسمان قابل مشاهده است.

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا+تصاویر

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا+تصاویر

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا+تصاویر

در تصاویر دیگری نیز که به تازگی منتشر شده است شی درخشان مشابه ای را در شمال غربی ترکیه و در آسمان  شهر «بورسا» نشان می دهد.

انتشار این تصاویر با واکنش کاربران فضای مجازی نیز همراه بود. یکی از کاربران در کامنتی نوشت:» در ساعت 3.15 دقیقه بعدظهر 23 نوامبر (3 آذر) هنگامی که از ماشینم خارج شدم این شی درخشان را در آسمان مشاهده کردم. کاملا بی حرکت بود اما وقتی حرکت کرد شکل خود را تغییر داد. این شی در حالی که کاملا بی صدا بود به آرامی در آسمان حرکت می کرد. »

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا+تصاویر

مشاهده اشیا پرنده ناشناس عجیب در آسمان ترکیه و آمریکا+تصاویر

افشای عجیب کارمند سابق ناسا از وجود دو انسان در سیاره مریخ در ۳۵ سال قبل!

افشای عجیب کارمند سابق ناسا از وجود دو انسان در سیاره مریخ در 35 سال قبل,یکی از کارمندان قبلی ناسا خبری را منتشر نمود که در نوع خود بی سابقه است.خانمی که گفته می شود نامش جکی است به یکی از شبکه های رادیویی امریکا می گوید:

35 سال قبل شاهد بوده است که دو فرد روی سطح مریخ در حال دویدن بوده اند.این خانم ادعا می نماید دو فرد لباسهای محافظ به تن داشته و با لباسهای کنونی فضانوردان متفاوت بوده است.

خانم جکی به شبکه رادیویی Coast to Coast AM امریکا می گوید هنگامی که در حال دریافت اطلاعات از ماهواره وایکینگ لندر بوده است شاهد بوده است که دو فرد در حالی که به سمت وایکینگ حرکت می نموده اند روی سطح مریخ می دویده اند.

خانم جکی می گوید تعداد شش نفر از کارمندان دیگر ناسا نیز شاهد بر ماجرا بوده اند.گفتنی است تعداد دو ماهواره به نامهای وایکینگ لندر1 و 2 به فاصله یک هفته از همدیگر به فضا پرتاب شده بود.

خانم جکی در ادامه می گوید هنوز این سوال در ذهن من باقی مانده است که ایا ان دو نفر از افراد ما بودند یا خیر؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: