بایگانی ماهانه: مارس 2011

باغ عدن _ میوه دانش خیر و شر

باغ عدن

در دیلمون هنوز کلاغ قار قار نمی کرد، کبک قد قد نمی نمود. شیر شکار نمی کرد و گرگ بره ها را نمی دزدید، به سگ آموزش داده نشده بود که با کودکان بازی کند، و خوک نیاموخته  بود که غلات خوردنی هستند. متن سومری، انکی و نین هورساگ.

میوه دانش خیر و شر

جزیره دیلمون و باغ عدن فقط دو تا از روایت های مختلف مربوط به عصر طلایی گمشده در گذشته های دور است.زمانیکه مرگ و بیماری وجود نداشت. در تورات، این بهشت زمانیکه مار، اولین زن، حوا را برای خوردن میوه ممنوعه با قول اینکه در دانش مانند خداوند می گردد، اغوا نمود، ویران گشت. پس از آن حوا، آدم را برای خوردن میوه فریفت و این کار باعث گردید که آن دو به دانش خیر و شر دست یابند. در این میان شرم برهنگی نیز وجود دارد. به خاطر این وسوسه، مار به بلای خزیدن بر روی شکمش و خوردن خاک محکوم شد و به حوا بخاطر مجازات گناهش گفته شد که در زمان زایمان درد بسیار زیادی خواهد داشت .و این سرزنش نیزکه بر روی شانه های او باقی مانده است دلیل از دست دادن تساوی بین مرد و زن است همان طور که یهوه شرح میدهد : » میل و خواسته تو برای همسرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد نمود «. (3:16) مرد و زن پس از آن از باغ بهشت بیرون شدند و برای ادامه زندگی مجبور به کار بر روی زمین گردیدند .

https://i1.wp.com/www.sevenfoldtruth.com/DilmunHeadwater/dilmunEast3.jpg

در این مورد این اظهار نظر وجود داشته است که خوردن میوه کنایه ای برای امیال جنسی است البته تشبیه الت مردانه و زنانه به مار و میوه ، کوشش سختی جهت رسیدن به این نتایج است . هر چند ، ایه ای در فصل قبل اینگونه بیان می کند که به دلیل اینکه حوا از دنده آدم آفریده شده است ، مرد ، پدر و مادرش را ترک می کند و با همسرش برای یکی شدن متحد می گردد و این گمان را می رساند که خداوند روابط جنسی را قبل از هبوط در نظر داشته است . چگونه روابط جنسی به دانا تر شدن از خدا مربوط می شود ؟ بر خلاف مسیحیت ، یهودیت همیشه آیینی بوده است که تولید نسل را تشویق و تقویت نموده است عموماً ازدواج کردن و بچه دار شدن چه برای کشیش چه برای خاخام یک انتظار بوده اگر که قانون نباشد ، با پیروی از گفتار حکیمانه تورات :

بارور و زیاد شوید و زمین را پر نموده آن را مطیع خود سازید بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و هر جانداری که بر روی زمین می خزد چیره شوید ( 1:28) جان میلتون نیز در کتاب حماسی بهشت گمشده خود به این نکته اشاره می کند که آدم و حوا قبل از خوردن میوه با یکدیگر ارتباط داشته اند ولی پس از آن در عشق بازی شهوانی تری گرفتار شدند. در کتاب ازدواج بهشت و جهنم، ویلیام بلیک می نویسد:» دلیلی که میلتون در زنجیرها، زمانیکه کتاب فرشتگان و خدا را نوشت و در آزادی زمانیکه کتاب شیاطین و جهنم را نوشت، شرح داده است بخاطر اینست که او شاعری راستین است و البته بدون اینکه بداند در گروه شیطان قرار دارد.

http://stupendoustidbits.files.wordpress.com/2010/10/fallofman1.jpg

معمای اصلی باغ اینست که چرا خداوند نمی خواست که انسان از میوه حکمت خیر و شر بخورد. دانش بطور معمول به عنوان نیرویی مثبت و روشن در بیشتر فرهنگ ها دیده شده است. در اساطیر اسکاندیناوی، اودین یکی از چشمانش را فدا می کند و خودش را بر درخت دنیا، ایگدراسیل، با نیزه مقدس، گانگینر، برای رسیدن به دانش خدایی مصلوب می کند. خود مار از زمان های قدیم با دانش ارتباط داشته است. حتی در انجیل ماتیو، عیسی به این اشاره می کند و می گوید: به دانایی مارها و معصومیت قمریان باش. (10:16)

در اولین کتاب ایناک راجع به ایناک صحبت می شود که بر روی دریای سرخ و به سوی باغ درستی می رود، جائیکه گفته شده درختان زیادی وجود دارد که در میان آنها درخت حکمت نیز هست و از میوه های آن می خورند و به دانش بزرگ دست می یابند.(32:4) اگر چه مار در رساله رومیان با شیطان شناخته می شود ولی این تفسیر جریان اصلی یهودیت نیست، که ادعا می کند شیطان شخصیتی بیشتر از تحت پیگرد بهشتی است و او قسمت و بخشی از برنامه خداوند است. مار در باغ به عنوان سمبل اغواگری شناخته شده است.

آیین یزیدی، که در ابتدا توسط کردها در مرکز عراق ایجاد گردید،شخصیتی شبیه به پرومیتوس به نام ملک طاووس، طاووسی هزار چشم با دانش کیهانی، را در آیینشان داخل نمودند. این فرقه توسط شیخ عدی ابن مصطفی متوفی به سال 1162 بعد از میلاد تاسیس گردید.و شدیداً تحت تاثیر سنت مرموز صوفی گری اسلامی قرار گرفت. در فصل پنجم کتاب اشراق که گمان می شود توسط خود ملک طاووس نوشته شده است، فرشته طاووس می گوید: از این رو، درست است که دانش من حقیقت فراوانی را از تمام انچه که هست، داراست زمانیکه برای فرزندان آدم آشکار گردد، توسط همگان قابل دیدن خواهد شد و عده زیادی به موجب آن خواهند ترسید. تمام شهرها و بیابان ها در حقیقت توسط من خلق شده اند، از پیش آغاز شده، و تماماً با قدرت من و نه قدرت خدایان دروغی، از این رو من آن کسی هستم که مردم با ستایش حقیقی خود می پرستند. نه خدایان دروغی کتاب های نادرست آنان، لیکن آنها برای شناختن من می آیند. طاووسی از برنز و طلا. بال گسترده بر فراز  معبد و کلیسا، خدایی که تحت الشعاع قرار نمی گیرد. و در ژرفای نهان حکمت من، این آگاهی وجود دارد که خدایی جز من نیست. فرشته مقرب بر فراز تمام میزبانها، ملک طاووس، با وجود دانستن این موضوع، چه کسی جرات انکار دارد؟ با دانستن این، چه کسی جرات قصور در پرستش را دارد؟

خوردن میوه دانش سبب وقوع همان خطایی گردید که باعث شد پاندورا جعبه پرومتئوس را باز کند: حس کنجکاوی. دو تنبیه برای زن بخاطر این کار در نظر گرفته شد: افزایش درد زایمان و فقدان برابری با مرد(3:16). زایمان بدون درد نین هورساگ در سرزمین فناناپذیر دیلمون سبب شد تا زمینه برای سقوط انسان همراه با درد زایمان فراهم گردد. در بیانی تکاملی، انسان ها بخاطر جمجمه توسعه یافته شان زمان بارداری طولانی تر و آسیب پذیری بیشتری در زایمان را نسبت به سایر میمون ها دارند. از این جهت، دانش انسان به قیمت درد زایمان  به دست آمده است. اگر چه کاملاً بعید به نظر می رسد که این افسانه خاطره ای به جای مانده از زمان های دور باشد.این امکان وجود دارد که این سوال از دیدن زایمان آسان سایر حیوانات ایجاد می شود و یا ممکن است مقایسه ای مابین نژادهای مختلف انسانهای باستانی باشد. در مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به کنعان، قابله ای بخاطر اجازه دادن جهت زایمان پسران اسرائیلی اینگونه عذرخواهی نمود: زنان اسرائیلی مانند زنان مصری نیستند، آنها نیرومندند و قبل از رسیدن قابله می زایند.

https://i0.wp.com/urdbha.blu.livefilestore.com/y1pGB0AW5pBFuOkkeDiqloKDChzAd4GDSu7jiUyCJvCmWgFNMCvhy1I0sl6xd0zg-n7w3k15YMIwoAZeBa6zLumwalZSZhGjG5u/dilmun1.gif

با بررسی مجسمه های کوچک ونوس، تسلیم به جنس نر، با گذار از خدایی با سر ماده به خدایی با سر نر نشان داده شده است. به نظر می رسد که این جریان به هنگام آغاز تمدن در دره رودخانه های مصر، عراق، ایران و هند اتفاق افتاده است، و شکل ظاهری ازدواج یک الهه را با یک خدا نشان می دهد. بنابراین پسر آن دو می توانسته برای هر ایشان به عنوان قهرمان – شاه باشد مانند گیلگمش. این پس زمینه اسطوره ای در تورات دیده می شود:

زمانی که انسانها شروع به ازدیاد در زمین کردند و دخترهایشان به دنیا آمد، پسران الوهیم مشاهده کردند که این دختران بسیار زیبایند و با هر کدام که انتخاب نمودند، ازدواج کردند. سپس یهوه گفت: روح من برای همیشه با انسان ها ستیزه خواهد نمود، بخاطر اینکه آنها فناپذیرند. روزهای زندگی آنها 120 سال خواهد بود. نفیلیم در آن روزها بر روی زمین بودند- و نیز بعد از آن- زمانی که پسران الوهیم به سمت دختران انسان رفتند و از آنان دارای فرزند شدند. آنها قهرمانان قدیم، انسانهای مشهور بودند. تورات (4/1: 6)

این قطعه که در ادبیات ایناکی به تفسیر شرح داده شده است، بیان می کند که 200 پسر بهشتی به رهبری سامیازا، با دختران انسان ازدواج نمودند و پدران انسان های غول پیکر شدند. در نسخه های بازمانده یونانی ایناک، این غول ها در ادامه سبب بوجود آمدن نفیلیم شدند و او نیز الیود را بوجود آورد.(9/7) هر چند، جلوتر در کتاب می گوید که ارواح غول ها مانند ابرها خواهند بود و زمین را خراب می کنند، معادل یونانی برای کلمه ابرها، نفلاس است که ممکن است ترجمه نادرستی از نفیلیم بوده باشد، که اشاره به این دارد که غول ها و نفیلیم در اصل یکی هستند. این مطلب با نسخه های زیادی از انجیل مطابقت دارد که شامل نسخه شاه جیمز است که از ترجمه غول ها برای کلمه عبری استفاده می کند.

کتاب ایناک ادامه می دهد که عزازیل به انسانها آموخت که چگونه شمشیر، چاقو، سپر، زره سینه، آیینه، بازوبند، زیورآلات، وسایل آرایش، خط چشم، کار با سنگ و رنگها را بوجود آورند. بنابراین جهان دگرگون شد. بخاطر این: بی تقوایی افزایش یافت، فحشا چند برابر گردید، و آنها سرپیچی نموده و تمام راه هایشان را از بین بردند. آمارزاک به تمام ساحران و جداکنندگان بنیان ها آموزش داد. آرمرز راه حل ساحری، بارکایال مشاهده ستارگان، آکیبیل نشانه ها، تامیل ستاره شناسی و آساراول حرکت ماه را آموزش داد. و انسان ها، نابود شدند، کمک خواستند و صدایشان به بهشت رسید. 1 ایناک 9-2-8

در نقل قول تورات، یهوه واکنش خاصی به پسران الوهیم که با دختران انسان ازدواج کرده بودند، نشان داد. او اراده کرد تا انسانها برای همیشه زندگی نکنند و سال های عمرنژاد انسان را به 120 سال محدود نمود. این محدودیت توسط حامیان انجیل شکسته شد. (به ابراهیم اجازه داده شد تا بیشتر از 160 سال عمر کند) ولی یهوه در این تصمیم ثابت قدم ماند. در منابع یهودی این موسی است که تا نهایت مرز محدودیت زندگی نموده است، نه متوشالح، که دقیقاً در 120 سالگی وفات یافت، ولو اینکه چشمانش کم نور نشده بود و نیروی حیاتش از میان نرفته بود. این نکته نیز قابل توجه است، اگر چه احتمالاً فقط یک تصادف باشد. گفته شده است که گیلگمش 126 سال در لیست شاهان سومری حکومت کرده است و و او تنها دومین شاهی است که چنین عمر کوتاهی داشته است. قبل از او دوموزی چوپان در حدود 100 یا 110 سال حکومت کرده است و اگر او به عنوان انکیدو شناخته شود، به این نتیجه می رسیم که آن دو اولین شاهان فناپذیر بودند که بر روی زمین حکومت کردند که با مجموعه وقایع نگاری در تورات مطابقت می نماید. قبل از ایشان، لوگال باندای چوپان 1200 سال حکومت نمود، ده برابر آن دو.

می توان گیلگمش را با این قهرمانان قدیم شناخت همانطور که در کتاب غول ها از طومارهای دریای مرده دیده می شود. مثل دیگر کتاب های ایناکیان، این کتاب صدمه دیده مربوط به سقوط نژاد انسان است که توسط نژادی از غول ها که به نژاد انسان علوم ممنوعه را آموختند، ایجاد شده است. یکی از این غول ها گیلگمش است و دیگری هوبابین نام داشته، نامی که ممکن است از هیولای جنگل سرو، هومبابا، گرفته شده باشد. در این کتاب، غولی که به نظر می آید گیلگمش باشد، می گوید: من یک غول هستم، و با قدرت زیاد بازویم و قدرت زیاد … هر کسی فانی است، و من بر علیه آنها جنگیدم، ولی من … قادر به ایستادن در برابر آنها نیستم، برای مخالفانم … اقامت در بهشت، و آنها در مکان های مقدس ساکنند ونه … قویترند از من … از هیولای وحشی که آمده است و انسان وحشی که آنها مرا بدان می خوانند. مانند بیشتر ادبیات ایناکیان، خرابی به بار آمده از این دانش ممنوعه بود که سبب شد خداوند زمین را غرق نماید. اگر چه شرارت نژاد انسان بلا واسطه سبب این رخداد شده است. در متون اصلی تورات، ارتباط بین نفیلیم و سیل آنچنان پاک نشده است: نفیلیم در آن روزها بر روی زمین بودند – و البته بعد از آن – زمانیکه پسران الوهیم به سوی دختران انسان رفتند و از آنان بچه دار شدند. آنها قهرمانان قدیم، مردان مشهور بودند. یهوه مشاهده نمود که چگونه شرارت نژاد انسان بر روی زمین زیاد شده است، و انحراف افکار و قلوب انسان ها در آن زمان تماماً شرارت بود.یهوه از خلقت انسان بر روی زمین پشیمان شده بود و قلبش عمیقاً شکست. بنابراین یهوه گفت: من نژاد انسان را که بر روی زمین خلق نموده ام، خود از بین خواهم بردو با آن ها حیوانات، پرندگان و هر مخلوقی را که بر روی زمین حرکت می کند – بخاطر اینکه از خلق آنها پشیمانم. ولی نوح توجه و مرحمت را در چشمان یهوه مشاهده نمود- تورات 6-4-6

( پایان قسمت اول)

منبع : http://www.lost-history.com/eden.php

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  حميد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

كتاب غولها با عكسي از شيطان

كتاب غولها

https://i1.wp.com/extraordinaryintelligence.com/files/2009/09/Devil_codex_Gigas.jpg

مجموعه غول پیکران (Gigas = gigantics) (یا در انگلیسی کتاب بزرگ یا کتاب غولها) بزرگترین دست نوشته باقی مانده از قرون وسطی در جهان است. این کتاب در اوایل قرن 13 در صومعه ی بندیکتین (Benedictine) از podlazice بوهمیا بوجود آمد، و الان در موزه ملی سوئد در اسکتهلم نگهداری میشود، جایی که دو کتابدار برای بلند کردن آن مورد نیاز است. همچنین بدلیل مثالها و تصاویری از شیطان در داخل آن و همچنین بدلیل افسانه هایی که حول پیدایش و ساخت آن وجود دارد، به انجیل شیطان نیز معروف است.

https://i2.wp.com/extraordinaryintelligence.com/files/2009/09/Codex_Gigas_devil.jpg

این نسخه قدیمی در یک پوشه چوبی قرار داده شده، جلد آن چرمی است، بوسیله آهن آراسته شده و در قطع92 سانتیمتر بلندی، 50 سانتیمتر عرض و 22 سانتیمتر قطر دارد و بزرگترین دستنوشته شناخته شده قرون وسطی است. نسخه اولیه آن دارای 320 کاغذ از پوست پرداخت نشده گوساله است، گرچه 8 صفحه آن متعاقبا به دلایل نامفهوم از نسخه اصلی جدا شده است. هیچکس نمیداند که این صفحات توسط چه کسی و به چه دلیلی کنده شده است، اما به نظر میرسد که آن صفحات شاملقواعد رهبانی از راهبان آن صومعه بوده است. وزن این نسخه قدیمی تقریبا به75 کیلوگرم میرسد. کاغذ استفاده شده در آن شامل پوست 160 گوساله (طبق برخی از منابع پوست خر) می باشد.

Facsimile of Codex Gigas, the Devil's Bible, Michal Manas

این دستنوشته در صومعه بندیکتین ساخته شده نزدیک به کرودیم (Chrudim) که در طول قرن 15 نابود شد. تاریخچه این دست نوشته در سال 1229 پایان مییابد. این کتاب بعدا به صومعه سدلک (sedlec) گرو گذاشته شد و بوسیله راهبان صومعه بندیکن، در برومو خریداری شد.

از سال 1477 تا 1593 در کتابخانه صومعه برومو نگهداری شد تا سال 1594 که برای پیوستن به کلکسیون رودولف دوم، به پراگ برده شد.

بعد از جنگ 30 ساله در سال 1648، تمام کلکسیون بوسیله ارتش سوئد به عنوان غنائم جنگی به سرقت رفت. این دستنوشته از سال 1648 تا سال 2007 در کتابخانه سلطنتی سوئد در اسکتهلم نگاه داشته شد. مکان ساخته شدن این کتاب، در یک ماکت، در موزه کراست(Chrast) مشخص شده است.

در 24 سپتامبر 2007، بعد از 359 سال، این مجموعه تاسال 2008 به عنوان یک امانت از سوئد به پراگ داده شد.

The Devil

این مجموعه شامل تمام نسخه لاتین عهد عتیق و عهد جدید است (تورات و انجیل)، به غیر از کتاب اعمال رسولان و مکاشفه، که از نسخه ابتدایی و قدیمی لاتین آن هستند.

همچنین ایزیدور (Isidore) از دایره المعارف ریشه لغات سویل (Seville) هم شامل آن هستند همچنین عهد عتیق جوزوفوس (Josephus) از یهودیها، کسماس (cosmas) از تاریخچه پراگ در بوهمیا (Bohemia)، مقالات مختلف (شامل مقالاتی از تاریخ، فیزیولوژی، علوم طبیعی، ریشه جویی و ….. )، یک تقویم به همراه آمار کامل، و لیستی از برادران صومعه پودلازیس (Podlazice)، روشهایی از سحر و جادو و دیگر سوابق محلی. کل این سند به زبان لاتین نوشته شده است.

این نسخه قدیمی شامل تذهیباتی به رنگهای قرمز، آبی، زرد، سبز، طلایی است. حروف بزرگ مکررانه در کل صفحه بصورت کاملا استادانه تذهیب شده اند. به طور کلی به نظر میرسد که در سراسر کتاب هیچگونه تغییری بوجود نیامده است. هیچ نشانی از گذر زمان، خرابیها و یا حالاتی بر روی نوشته های آن نیست. این ممکن است پیشرو این باور باشد که کل کتاب در زمان بسیار کوتاهی نوشته شده است.

صفحه 290، به عبارتی دیگر خالی، شامل یک عکس منحصر بفرد از شیطان، بطول 50 سانتیمتر است. صفحات زیادی قبل از این صفحه، بر روی پوست گوساله لکه دار نوشته شده و تیره و تاریک هستند (میتوان گفت تقریبا متفاوت از بقیه دستنوشته). دلیل وجود تفاوت در رنگ این است که وقتی پوست گوساله بدون حفاظ در معرض آفتاب قرار گیرد تیره میشود. و چون این کتاب از پوست ساخته شده، صفحاتی که در معرض آفتاب قرار گرفته اند، تیره تر هستند.

طبق افسانه ها راهبی بود که که یکی از قواعد رهبانی را شکست و محکوم به زنده در دیوار قرار داده شدن(زنده بگور شدن)، شد. و برای اینکه اشتباه خود را جبران کند، قول داد که یک کتاب را در طول یک شب بنویسد که باعث شکوه این رهبانگاه (معبد)، برای همیشه شودو شامل تمام دانش بشری باشد. نزدیک نیمه شب مطمئن شد که نمیتواند این کار را تمام کند، پس روح خود را به ازای کمک، به شیطان فروخت. شیطان این کتاب را تمام کرد و راهب یک عکس از او را به آن اضافه نمود.

با اینکه افسانه این کتاب بوسیله تفتیش عقاید مذهبی کلیسا ممنوع نبود و بسیاری از دانش پژوهان آن را مطالعه میکردند، خیلی از نمودهای متاب با واقعیت مخلوط میشدند، همچنین با توجه به تصویر بزرگ شیطان که در آن زمان منحصر بفرد بود، میتوان گفت که افسانه، حقیقت را تغییر داد تا داستان بصورت جالبتری گفته شود.

در طول زمان هرکسی که به این تصویر نگاه میکرد برای مدتی غرق در تصویر میشد و به این باور میرسید که این یکی از نقاط کلیدی این کتاب است و این توضیح میدهد که چرا مردم باور دارند که این راهب روح خود را به شیطان فروخته است. افراد بسیاری بوده اند که نتوانسته اند صفحه مخالف این عکس را ببینند(هشت صفحه کنده شده بود) و این باور وجود دارد که این عکس تصویری از پادشاهی بهشت بوده است (در اسطوره های مختلف پادشاهی بهشت به صورتهای مختلف به تصویر کشیده شده است برای مثال باغ عدن یا کوه الیمپوس در اساطیر یونان باستان و …. رجع شود به ویکیپدیا). این باور نیز وجود دارد که این دو صفحه جداشده از هم، ساخته شده بود تا نشانه ای باشد از این حقیقت که خوب و بد در کنار هم وجود دارند و هیچ چیز بدشگونی وجود ندارد(Nothing Sinister).

چیزی که به احمال زیادتر اتفاق افتاده این بوده که این راهب درخواست کرده تا این کتاب را در تنهایی بسازد و احتمالا در یک دوره 20 ساله این اتفاق افتاده است. و بسیاری از راهبان از متون موقوف شده و مقدس به عنوان وسیله ای برای پاکسازی روح شیطانیشان(قسمت پلید وجودشان) استفاده کرده اند.که میتواند انگیزه راهبان را توضیح دهد(منظور از انگیزه در اینجا راه و رسم وسلکشان است). این قسمت از افسانه که میگوید او به عنوان تنبیه زنده بگور شد، احتمالا یک تفسیر غلط از اسمش است که در لاتین بصورت ŒHermanInclusus نوشته میشود یا در انگلیسی هرمان دور افتاده و منزوی (Inclususدر لاتین به معنی منزوی و از جامعه جدا شده میباشد و بدلیل آوردن پسوند Œ میتواندهم به معنی تبعید شده (دور افتاده بدلیل تنبیه) یا دور افتاده خود خواسته باشد).

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست  خوبم كامران عزيز  برای ترجمه و ارسال این مطلب .

فوبوس = قمر مريخ يا سفينه موجودات فرازميني

در سال 1989 دو كاوشگر شوروي به نامهاي فوبوس يك و دو براي كاوش در مريخ و قمرهايش به مريخ رسيد . فوبوس 1 بنا به دلايلي كه هيچ گاه توضيح داده نشد از بين رفت.

فوبوس 2 به مريخ رسيد و شروع به گرفتن عكسهايي با دو دوربينش گرفت. يكي به صورت عادي ،يكي به صورت مادون قرمز . آنها شامل عكسهايي بودند از سايه يك شكل سيگاري شكل شناور در آسمان بين سفينه مشتري و سطح مريخ.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_marte/marte21_01.jpg

روساي ماموريت شوروي اين سايه را تحت عنوان چيزي كه ممكن است عده اي آن را برخور با يك بشقاب پرنده بنامند توصيف كردند.

بلافاصله فضاپيماي هدايت شونده تغيير رويكرد مدار داده از مدار مريخ به قمر رسيد. و از فاصله 50 ياردي آن را با پرتو هاي ليزري بمباران كرد.

آخرين عكس ارسالي از فوبوس 2 موشكي را نشان مي دهد كه از قمر به سويش مي آيد. بلافاصله بعد از آن، فضاپيماي فرستاده شده مثل فرفره چرخيد و مخابره اش متوقف شد و توسط موشك اسرار آميزي تخريب شد.حادثه فوبوس به طور رسمي غير قابل توضيح باقي ميماند.

phoboscraft.jpg

phobosufo.jpg

كميسيون مخفي تشكيل شد از رهبران موسسات فضايي پيشرو در اين عرصه و دست به كار شدند.اين كميسيون تحت تدابير شديد امنيتي قرار داشت.براي در اختيار داشتن كليد درك آنچه رهبران ملتهاي جهان واقعا درباره نيبيرو و آنوناكي ميدانند.

جغرافياي حوادثي كه منجر به شكل گيري گروههاي سري شد با كشفي در سال 1983 آغاز شده بود.از سياره اي به اندازه نپتون توسطiras ماهواره اختر شناسي مادون قرمز ناسا كه ميتوانست كرانه هاي غير قابل رويت منظومه شمسي را اسكن كند اما با توانايي تشخيص حرارت ساطع از اجرام سماوي.

جستجو براي سياره دهم يكي از اهداف آن اعلام شده بود. و در واقع اين يكي از دلايلي شد براي تشخيص يك سياره،كه يكبار شناسايي شد و دوباره در شش ماه بعد نيز شناسايي شد كه به وضوح در حال حركت به سوي ما بود.خبر انچه كشف شده تيتر همه روزنامه ها شد.

اما روز بعد تحت عنوان سوءتفاهم همه چيز جمع شد.

در آنچه واقعا كشف شده بود شوك اور بود و به يك تغيير ناگهاني در روابط شوروي و امريكا منجر شد.نشست و توافق نامه اي براي همكاري فضايي بين ريس جمهور ريگان و رييس گورباچف.و بيانيه علني ريس جمهور ريگان در مجمع عمومي سازمان ملل شامل كلمات زير شد(با اشاره انگشتش رو به آسمان)خطاب به انها گفت:

(فقط به اين فكر كنيد كه چقدر وظيفه من و او ممكن است راحت باشد در اين چنين گردهماييهايي كه برگزار ميكنيم.اگر ناگهان خطري اين جهان را از جانب گونه هايي از سياره اي ديگر در خارج از كيهان تهديدمان كند…گاهي فكر ميكنم كه چقدر سريع تفاوتهاي ما از بين خواهد رفت اگر خطري بيگانه مواجه شويم از جايي در خارج از كيهان.)

منبع : كتاب پايان روزها اثر زكريا سچين-مترجم مهر عزيز

البته بعضي ها اين گفته ها را رد كرده اند  دليل اين امر را هم مشكلي براي دوربين موجود و ساختار پيكسلي ان ميدانند ولي  هنوز جوابي براي نابودي اين 2 كاوشگر و قمر عجيب مريخ با ساختاري ناشناخته ندارند و همينطور عكسهايي كه از موجود فضايي رازول  و ebe گرفته شده است.البته اين 2 عكس كه به احتمال زياد جعلي هستند نميتواند واقعه رازول  و ماجراي سياره سرپو را زير سوال ببرد چون اين 2 عكس را براي نشان دادن شكل تقريبي اين موجودات استفاده كرده اند.

بهر حال اين مطلب را هم قرار دادم تا خواننده در جريان نظرات مخالف هم باشد.

*****************************************************************

فوبوس 2 : درگيري خونين براي روسيه .

25 مارس 1989 ،ظاهرا عكسهاي فوق محرمانه اي كه با اشعه مادون قرمز گرفته شده است شيي را در حال نزديك شدن از يكي از اقمار كوچك مريخ نشان ميدهد!براورد ها نشان ميدهد كه يوفويي تقريبا 15.5 مايل آنطرفتر قرار گرفته است. [UFO mag, vol 7, n 1, 1992]

phobos_last

Don Ecker ميگويد: «قبل از جنگ ما و فوبوس روسها يك ليزر فوق پيشرفته طراحي كردند براي شليك كردن به فوبوس ،يكي از اقمار كوچك مريخ.»

نا 25 مارس 1989 كه كاوشگر بدون سرنشين شوروي از مسير خود منحرف شده و مانند يك چرخ نخ ريسي به دور خود چرخيد و ناپديد شد.بر طبق گفته هاي زكريا ستچين در كتاب » Genesis Revisited » شواهد نشان ميدهد كه صنعت فضايي روسيه با يك يوفوي بزرگ در مدار مريخ مواجه خواهد شد.در اين كتاب ستچين عكسي وجود دارد كه روسها آنرا منطبق دانستند با سايه بيضي شكل خيلي بزرگي كه در عكسها بر روي مريخ مشاهده شده است.ستچين ادعا ميكند كه عكسهاي كمي كه قبل از ناپديد شدن فرستاده شده هيچگاه توسط روسها عنوان نشده و از آن با عنوان مطالب فوق محرمانه ياد ميشود.

اسرار جالبي نيست؟ولي راه حل آن كمي مشمول خونريزيست!! ولي ما آنرا رايگان در اختيار شما قرار ميدهيم.چه كسي باور ميكند كه 20 سال ديگر اين اسرار و عكسهاي فوق محرمانه به طور كامل و باز شده در دسترس همگان قرار خواهد گرفت بر روي چيزي كه اينترنت ناميده ميشود!

phobos2vsk

براي ديدن سايز واقعي عكس بر روي آن كليك كنيد.

عكسها به نظرتان آشنا نيست؟بخاطر اينكه آنها عكسهاي واقعي از بشقاب پرنده اي غول پيكر هستند.اجازه بدهيد آنها را از نزديكتر مشاهده كنيم.

c2550033

جالب اينجاست كه يوفوي مهاجمي كه در سال 1989 رويت شد اينجا به اندازه 8 بايت فضا اشغال كرده .اين عكسها پيكسل بندي شده و دقيقا زير پيكسل عمودي از تصوير ديجيتال ميباشد.نه تنها اين،خط افقي ديگري نيز وجود دارد كه شايد شايد يك يوفو با عرضي بيشتر از 100 مايل باشد كه آنرا قطع ميكند!!

Jim Oberg در سال 2000 ميلادي بيان كرده است:

«خوانندگان باهوش حتما حدس ميزنند كه اينها فقط عكسهاي مصنوع ديجيتال هستند و از آنجايي كه اين خطوط اجرا ميشوند درست درراستاي خطوط اسكن تله متري است.فضاي ايجاد شده فقط نوعي نقص انتقال است و نه نوعي شئ واقعي در فضا «.

اگر شما تا بحال هرگونه شكي در مورد آن داشتيد كه يك مورد ديجيتالي ساختگي است و كاملا در طراز وسط قرار دارد و از لحاظ ژئومتريك 15 مايل نيست و … فقط در كادر زير تصاوير متحرك را تماشا كنيد كه توسط Internos2k از ATS درست شده و جواب اكثر موارد در اين پست ارائه شده است.

full_infrared__data_set

توجه داشته باشيد كه چطور اين خطوط روشن عمودي كه همگي در يك مكان واحد در همه عكسها قرار دارند ساختگي به نظر ميرسند!بعضي در 21 فوريه حادث شده اند، ومابقي در 25 مارس .( با نظر به اين داده هاي تصويري كه در سايت جامعه (Planetary Society ) آورده شده ،موسس: Carl Sagan ) و اگر شما هنوز هم هرگونه شبهه اي داريد به اين نكته توجه داشته باشيد كه فوبوس 2 دقيقا در روز 27 مارس تماسش را با زمين قطع كرده دو روز بعد از حادث شدن آن تصاوير فوق محرمانه .اگر منطقي تر بررسي كنيم آن يوفوي هندسي غول پيكري كه درتراز وسط قرار دارد چندروز قبل تراز نابودي كاوشگر روسي پديدار شده بود.من حدس ميزدم كه يك درگيري خونين دركار باشد.

اگرچه علت دقيق تصنعي و ديجيتالي به نظر رسيدن آن شئ  ميتواند بخاطر يك مشكل در حسگر تصوير باشد در پردازش يا انتقال و يا تركيبي از هردو.تنها چيزي كه ما ميتوانيم با اطمينان بگوييم اين است كه ما شاهد خونريزي پيكسل ! «pixel bleeding » هستيم،مشكلي كه در آن بعضي از پيكسلها در تماس با ديگري خونريزي ميكنند يا بصورت عمودي و يا در راستاي افقي در اسكن / رمز ويا خطوط انتقال .اگر شما منتظر چيز خارق العاده اي هستيد پس بايد تا زماني كه ما سربازانمان را براي جنگيدن به مريخ ميفرستيم منتظر بمانيد!

واما در مورد اسرار باقيمانده ديگر؛

ترس از سايه خود :

سيتچين مساله اي را مطرح كرده بود با عنوان سايه بيضي شكل عظيمي كه بر روي مريخ منعكس شده است.اين توضيح تازه اول كار است.

Internos مينويسد » او هرگز عكسي از سايه فوبوس مشاهده نكرده است در غير اين صورت او متوجه ميشد كه اين اصلا چيز غير عادي نيست و اين سايه ، ظاهر طبيعي خود آن در شرايط خاص است . »

PhobosShadow

آن عبارت است از سايه قمر كوچك مريخ » فوبوس «‌ و هيچ چيز مرموزي وجود ندارد در تمام عكسهايي كه توسط مريخ اكسپرس برداشته شده است . و تمام اين اظهاراتي كه در افكار عمومي سايه خود فوبوس را به عنوان چيز عجيبي مطرح كرده از جانب مردي كه خود را از مشاوران ناسا معرفي ميكند برامده است . با فرض اينكه او اين اشتباهات را غير عمدي بوجود مي آورد به ما اين امكان را ميدهد كه در نظر بگيريم كه او عمدا يافته هاي علمي و نو آوريها را منحرف نساخته .كه به ما منابعي از عكسهاي فوق محرمانه از يك يوفوي 15 مايلي مصنوع ديجيتالي ميدهد با توجه به UFO mag .

Dr. Marina Popovich خلبان آزمايشي سابق شوروي كه سفرهاي متعددي به ايالات متحده امريكا داشته براي به اشتراك گذاشتن مشاهدات خود در مورد مساله يوفو .كه در ماه مه 1991 ادعاي ديدن يوفو را داشت كه اين حادثه مطرح شده توسط ژنرال روسي بحث برانگيز شد ودر كنفرانس مالت توسط وزير ميخائيل گورباچوف و بوش مورد بررسي قرار گرفت وعكس به دكتر Popovich داده شد. بر طبق گزارش ها عكس توسط دوربین های مادون قرمز گرفته شده بود .با توجه به گفته روسها فاصله شئ بلند بيضي شكلي كه در عكس ديده ميشود از فوبوس فقط 25 كيلومتر طول دارد(چيزي حدود 15.5 مايل ). Popovich نامي است كه شما امروزه زياد درباره اش نميخوانيد.اما او به بسياري از داستانهاي وحش در اين يكي دو دهه اخير مربوط ميشود. به طور خاص ، Popovich نیز منبع دیگری برای تصویر کلاسیک از بشقاب پرنده ها در اوايل قرن 1990 ميباشد همانطور كه Luis Ruiz Noguez اورا » خلاصه كننده مريخ » خواند .

zippermartian

این تصویر بدنام در واقع مجسمه ساخته شده از موم با عنوان «مرد رویاهای من» توسط Linda Corriveau ميباشد .كه در “Strange, Strange World” به نمايش گذاشته شد و از 1978 تا 1981 ميليونها بازديد كننده داشت .او در اينجا تمام داستان پيرامون آنرا بازگو ميكند .آن شامل Popovich, Hynek, Friedman و جزئيات بامزه ديگري که چگونه مجسمه ساخته شده از موم در آلومینیوم بزرگ و پلکسی گلاس در اصل برای نمايش غول کاردیف ایجاد شده بود .

بعضي چيزها سريع تغيير ميكنند .20 سال پيش تصاویر xeroxed ظهور کرد تا كه توسط ساده لوحان در کنفرانس يوفوها به اشتراک گذاشته شوند .

بيشتر شایعات منتشر شده در کتاب، خبرنامه ها هستند و پس از آن تبدیل شدن به افسانه . مصنوع دیجیتالي حمله به کاوشگر فضایی شد غول بشقاب پرنده ها، موضوع سرپوش گذاشتن و بحث بین رهبران جهان. مجسمه ساخته شده از موم شد تصویر شناخته شده است برای اولین بار از بیگانگان راسول!!!سالها طول كشيد تا روزنامه نگاران حرفه اي بتوانند با كارشناسان مناسب تماس بگيرند براي اينكه به داده هاي بيشتري راجع به كاوشگر روسي دست پيدا كنند يا به تصاويري از بيگانگان و اينكه به نويسنده اصلي اين مطلب برسند.امروزه ما ميتوانيم با سرعت به عكسهاي چوباكاپراي مخوف دست پيدا كنيم كه توسط يك هنرمند ساخته شده و يا اطلاعاتي درباره كاوشگرها كه با چند كليك در دسترس قرار ميگيرد . هیچ کس نمی گوید سایه فوبوس گرفته شده توسط مریخ اکسپرس مرموز استچیزهای دیگر را تغییر ندهید. خونریزی پیکسل ازفضاهاي  پروب ، كه اخیرا از سال 2003 تا بحال هنوز به عنوان بشقاب پرنده غول پیکر در فضا ترویج داده ميشود!!و بيانات هدايت بخش ناسا تنها يك هفته بعد ازآن . ساده لوحی و باور آنها را تغییر ندهید و ارتباط بین غول كارديف و » خلاصه كننده مريخ » قرن بيستم را.

اين هم این آلومینیوم و پلکسی گلاس از ebe 007

ebe007

منبع:  http://forgetomori.com/2009/ufos/phobos-2-a-bloody-soviet-close-encounter/

با تشكر فراوان از ياسميناي عزيز براي ارسال اين مطلب.

****************************************************************

مطلب ديگري در مورد فوبوس و ساختار عجيب آن.

در اعماق فضا ….و در مجاور سیاره مریخ ، رازی شگفت انگیز در دل صخره ای عظیم نهان گردیده است . که شاید بتواند تاثیری بسیار ژرف بر زندگی بشر امروز باقی گذارد ….
قمر بزرگ مریخ فوبوس Phobos از نخستین سالهای کشف آن ، پیوسته مورد بحث و مجادلات بی پایان بین منجمین و دانشمندان علوم فضایی قرار داشته است . از همان ابتدا کشف اقمار مریخ توسط Asaph Hall محور اصلی گفتگو پیرامون دلایل عدم کشف آن توسط پیش کسوتانی چون گالیله دور میزد چرا که گالیله نزدیک 250 سال قبل از آن ( سال 1877 ) و پس از مشاهده و کشف چهار قمر مشتری هرگز نتوانست اقمار مریخ را مشاهده کند و در آن هنگام نیز علت را بیشتر ، کوچکی اقمار مریخ ( در مقایسه با مشتری ) فرض میکردند .

اندکی بعد اندازه گیری جرم فوبوس حیرت دانشمندان را برانگیخت چرا که فوبوس با جرم حجمی معادل هوا هرگز نمیتوانست سطحی جامد داشته باشد و مطابق هیچ مدل فیزیکی در اخترشناسی نیز جرم جامد توخالی نمیتواند بوجود آید .
به دلیل عدم امکان مشاهده دقیق سطح فوبوس در آن زمان این نظریه قوت گرفت که احتمالا فوبوس نه صخره بلکه از مقداری یخ جامد ( همانند پاره ای از استروئیدها ) شکل گرفته باشد و تا زمان ارسال سفاین مارینر این نظریه همچنان پابرجا ماند .
سرانجام در دهه هفتاد میلادی با دریافت عکسهای نسبتا دقیق از سطح فوبوس نظریه اقمار یخی برای همیشه به کنار گذاشته گردید و مجددا فرضیه بحث پیرامون سیارات تو خالی قوت گرفت . در این زمان دانشمندان موفق شدند با روشهای بسیار دقیق تری جرم فوبوس را اندازه بگیرند ولی نتیجه همچنان به فرضیات اولیه ختم میگردید چرا که هیچ ماده جامدی با جرم حجمی بسیار اندک نمیتواند برای مدت طولانی پایدار باقی بماند ( پراکندگی در مدار همانند حلقه های زحل ) و از طرفی نیز عکسهای سطح فوبوس آشکارا سطح سنگی مستحکمی را نشان میداد که حتی اثرات برخورد شهاب سنگها بر روی آن به وضوح مشخص بود.
در طی بیش از یک دهه کلیه فرضیات علمی در این باره به بن بست رسید تا سرانجام در اوایل دهه هشتاد میلادی طی یک تلاش بین المللی تصمیم به ارسال دوسفینه اختصاصی جهت ارسال به فوبوس و پایان دادن به همه حدس و گمانها گرفته گردید . دو سفینه گرانقیمت فوبوس یک و دو با اهداف چند منظوره طراحی گردیده بودند ولی هدف اصلی ماموریت آنها چنان که گفته شد مطالعه فوبوس و ساختمان داخلی آن را شامل میگردید . یکی از مهمترین آزمایشات این دو سفینه آزمایش شلیک به سطح فوبوس بود که طی آن قرار بود گلوله کوچکی با سرعت خیلی زیاد به سطح فوبوس اصابت کند و در انفجار کوچکی که بوجود میامد مواد تشکیل دهنده فوبوس از طریق طیف سنجی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگرفتند و هم زمان ساختار داخلی آن نیز از طریق لرزه نگاری توسط دو ابزار کوچکی که قبلا بر سطح آن فرود آمده بود ترسیم میگشت .

سفاین توسط ژاپن ، آژانس فضایی اروپا و شوروی سابق ساخته گردیده بود و توسط موشک پروتون به سوی فوبوس پرتاب گردید . در دوم سپتامبر سال 1988 مرکز کنترل ماموریت در بیانیه ای اعلام نمود به دلیل اشتباه تایپی !!!! در ارسال نرم افزار ، سفینه فوبوس 1 را از دست داده است . و مطابق این ادعا در اثر چرخش ناصحیح در سفینه پانل های حاوی باتری خورشیدی از جهت درست منحرف گردیده و پس از خالی شدن باتری ها امکان هیچ نوع تماسی با سفینه امکانپذیر نمیباشد .
اکنون همه امیدها به سفینه دوم بسته شده بود . همه مردم جهان برای رسیدن سفینه دوم به فوبوس لحظه شماری میکردند . سر انجام در 27 مارس 1989 سفینه دوم ابتدا در مدار مریخ قرار گرفت و سپس به فوبوس نزدیک گردید . دو پروب کوچک Lander با موفقیت در سطح فوبوس فرود آمدند و با استقرار سفینه در فاصله 50 متری فوبوس ….. مجددا مرکز کنترل ماموریت در میان بهت و حیرت جهانیان با بیانیه کوچکی اعلام کرد ارتباط با سفینه دوم نیز قطع گردیده است …..

نکات قابل تامل :

قبل از آن بارها این فرضیه عنوان گردیده بود که فوبوس نه یک قمر طبیعی بلکه سفینه ای میباشد که توسط تمدنی با تکنولوژی بسیار پیشرفته و به دلایل ناشناخته در مدار مریخ قرار گرفته است . اگر فرض کنیم در سطح مریخ هیچگاه موجودات هوشمندی شانس بقا نداشته اند ( چیزی که هرگز اثبات نگردیده است ) شرایط سایر نقاط منظومه شمسی برای توسعه و تکوین حیات هوشمند بسیار نامطلوب میباشد و در چنین شرایطی تنها پاسخ منطقی در توجیه فرضیه فوق پذیرش حضور مهمانانی از ستارگان دیگر در منظومه شمسی ما میباشد که پیرامون ر آن نیز حرف و حدیث بسیاری وجود دارد .
نباید فراموش کنیم انسان با تکنولوژی کنونی تنها از پس ساخت ایستگاه فضایی بین المللی با اندازه تقریبی کمتر از 100 متر و آن هم در سیاره بومی خودش بر آمده است و تخمین سطح فن آوری فضایی که بتواند قمری به ابعاد تقریبی 18 کیلومتر و جرم بیش از ده میلیارد تن در مدار سیاره ای دور از موطن اصلی خود قرار دهد بسیار دشوار میباشد .
در کلیه منابع علمی و اکادمیک در مورد احتمال مصنوعی بودن فوبوس بسیار کم سخن گفته شده است و در اکثر منابع ناسا نیز تنها به ارائه نمودار ها و جداول از داده های بدست آمده از سفاین ، بسنده گردیده است .
در دانشنامه آزاد Wikipedia نیز تنها اشاره به شرایط غیر عادی فوبوس پاراگراف کوچک زیر میباشد :

در مورد سفاین فوبوس یک و دو نیز میتوانیم سه فرضیه را محقق بدانیم :
1- پذیرش بیانیه های رسمی و از دست رفتن تصادفی دو سفینه
2- توجه به تئوری توطئه و پذیرش این فرض که ادعای از دست رفتن سفاین تنها به منظور عدم ارائه نتایج تحقیق به مردم و پنهان کاری صورت گرفته است .
3- و در نهایت ترسناک ترین فرض ممکن که باید در آن نژاد انسان را از نزدیک شدن به فوبوس منع شده بدانیم .

البته ادعای اشتباه تایپی فرض دوم را بشدت تقویت میکند چرا که به طور یقین کلیه نرم افزارهای ارسالی به سفاین قبل از ارسال توسط Simulator یا شبیه ساز به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و شاید کسانی که مدعی چنین اتفاقی گردیده باشند شنوندگان و بسیاری از مردم دنیا اندکی ساده لوح تصور کرده باشند .
سابقه چنین مخفی کاری هایی توسط دولتها کم نمیباشد و ضرورت حفظ امنیت و آرامش اجتماعی از نظر آنها توجیه مناسبی برای پوشیده نگه داشتن چنین اخباری است که ممکن است باعث بروز نوعی شوک در مردم دنیا گردد

http://forum.takdownload.ir

منابع

http://forum.takdownload.ir

http://en.wikipedia.org/wiki/Phobos_(moon)
http://nssdc.gsfc.nasa.gov/planetary/phobos.html
http://en.wikipedia.org/wiki/Phobos_program

سایه قمر سیب زمینی شکل فوبوس روی سیاره بهرام را نشان ميدهد.

قمر های مریخ به سیاره مادر بسیار نزدیکند.بطوری که قمر درونی یا فوبوس روی مداری دایره ای شکل به فاصله 9270 کیلومتر از مرکز بهرام به دور سیاره مزبور می گردد و نسبت به سیاره مادر نزدیک ترین قمر در خانواده منظومه شمسی است.نزدیک بودن فوبوس به بهرام و نیروی جاذبه اين سياره حرکت انتقالی سریعی را که یک دور کامل آن 7 ساعت و 39 دقیقه و 27 ثانیه به درازا می کشد،به قمر مزبور تحمیل می کند و مدتی که طول میکشد تا فوبوس از غرب طلوع کند و در شرق غروب کند 5 و 2/1 ساعت به طول می انجامد. سرعت و نزدیکی فوبوس در وهله اول این پندار را مطرح می سازد که مدار قمر ذکر شده به صورت مارپیچ رو به سوی سیاره مادر به مرور نزدیک گردیده و سرانجام روزگاری که شاید 100 میلیون سال دیگر باشد به سطح بهرام سقوط خواهد نمود!

این عکس در فاصله 250 کیلومتری مريخ گرفته شده است . از چپ به راست —– قرمز ، —– آبی استفاده شده و در آخر تصويري با ترکیبی از رنگها را مشاهده ميكنيد.عکس با سیستم

Wide-Angle دوربین گرفته شده است.

با تشكر از مريم عزيز براي ارسال اين مطلب.

عكسهايي از كاوشگر مربوط كه حكايت از تمدني در مريخ دارد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/03/closeup.jpg?w=300


مدارگرد آبزرور هم بعد از اين كه سطح مريخ را مورد كاوش قرار داد قرار بود به فوبوس نزديك شود كه در 22 اوت 1993  به طور ناگهاني اعلام شد تماس با اين مدارگرد قطع شده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

سومریان و اکدیان در کتب عهد عتیق

سومریان و اکدیان در [کتب عهد عتیق]1

«اینگونه شد ، وقتی که مردان شروع به زیاد شدن بر روی زمین کردند ، و دختران برای آنها بدنیا آمدند ، چنانچه پسران خدا دختران را از مردان زیباتر دیدند ، و آنها همسرانی از بین آنان برای خود برگزیدند. و [یهوه]2 گفت : ‹ روح من تا ابد در انسان نخواهد ماند ، زیرا آن  فقط از گوشت و پوست است ، با وجود این او را یکصد و بیست سال عمر خواهد بود›. [پسران خدا]3 در آن روزها در زمین بودند ، همچنین بعد از آن ، زمانی که با دختران بشر آمیزش می­کردند. آنها فرزندانی برای ایشان زاییدند : همانا آن نیرومندان قدیم ، آن افراد معروف.» [سفر پیدایش]4 1-4 :6

[(مترجم:) 1: بعضی متون قدیمی که به دلیل مشکوک بودن در کتابهای مقدس مثل انجیل وارد نشده­اند، از جمله مجموعه کتابهای عبرانی­ها (مجموعه کتابهای مربوط به موسی/سفر انبیاء) 2: (نام خدای قوم بنی­اسرائیل) یا (نام خدا در میان قوم بنی­اسرائیل) 3: واژه نُفلویم / Nephilim واژه­ای عبری است که در متون مقدس عبرانی­ها و انجیل آمده است و بدین صورت وارد زبان انگلیسی شده است/ در کتب مقدس به معنی پسران خدا می­باشد / این واژه در انگلیسی «جاینتس» که به صورت جمع می­باشد معنی می­شود به مفهوم انسانهای غول پیکر ، قوی هیکل ،نره غول ، اشخاصی با اندام ناهنجار ، مردان نیرومند 4: اولین کتاب عهد عتیق که داستانهای خلقت را بیان می­کند]

مهد تمدن

«[جریکو]5-Jericho » قدیمی ترین شهر شناخته شده در جهان می­باشد ، که قدمتش حدوداً به 11000 سال گذشته بازمیگردد. با عمق 846 پا (258 متر) زیر سطح دریا و نیز گودترین شهر. عوامل دیرینه­ای چون خط السیر بزرگ کانالهای ارتباطی با دریای مدیترانه و احاطه چشمه های دائمی در نزدیکی بحرالمیت این منطقه حاصلخیز را بوجود آورده است. در 8000 پیش از میلاد جمعیت آن به 1500 رسیده است ، چیزی بمراتب بیشتر از هر ناحیه دیگری در آن زمان. در همان زمان دیوارهای محافظی گرداگرد این منطقه بنا شده است. امروزه «جریکو» در روایات کتب مقدس عهد عتیق و جدید نام معروفی بحساب می­آید چنانکه «[یهاشوا]6» ([جاشوا]7) تحت فرمان یهوه دروازه­های شهر را ، بدلیل رژه هفت روزه ارتش عبرانی­های رانده شده از مصر بدور شهر ، قبل از بصدا درآمدن هفت شیپور (بوق کرنا) ، پایین آورد.

[(مترجم:) 5: یکی از قدیمی­ترین شهرهای بین­النهرین 6: نام مرد/عبری 7: رهبر قوم بنی­اسرائیل پس از مرگ موسی/مطابق کتاب مقدس]

دومین مکان قدیمی «شَتول هوک – Chatal Huyuk» می­باشد، بیشتر نقاط شمالی ترکیه، در تاریخ 6700 پیش از میلاد. هردوی این مکان­ها صریحا مراسم مذهبی تزیین جمجمه­ها را گواهی می­دهند، که قدمت آن به دوران [نوسنگی]8 بازمی­گردد. بیشتر جمجمه­ها تکه تکه شده­اند، آنها با گل اخرایی یا قیر طبیعی رنگ شده­اند، حال آنکه در انواع دیگر صدفی داخل حدقه چشم جاسازی شده است.

[(مترجم:) 8: وابسته به عصر حجر جدید]

Chatal Huyuk Hunting Painting

نقاشی شکار » شَتول هوک»

تمدن اولیه در منطقه «[هلال خصیب]9» بین­النهرین بوجود آمده است، تغذیه شده از غذای مفیدی که بواسطه رودهای دجله و فرات نازل شده است، که نهایتا به خلیج فارس منتهی می­شوند، ایجاد یک منطقه حاصلخیز بزرگ مساعد برای زندگی در میان صحرایی خشک و بایر. در غرب این منطقه هلالی شکل شهر [اورشلیم]10 قرار دارد (موسوم به شهر صلح و صفا). در جهت شرق آن شهرهای باستانی «[اور]11– Ur» (موسوم به شهر) و » [اریدو]12-Eridu» (موسوم به شهر خوب) در عراق قرار دارند.

[(مترجم:) 9: منطقه­ای حاصلخیز به شکل هلال در بین النهرین 10: بیت المقدس / شهری در اسرائیل 11:شهر باستانی سومری در نزدیکی رود فرات 12: شهر باستانی سومری در حاسیه خلیج فارس /12 کیلومتری جنوب غربی اور/ اولین اقامتگاه اِنکی]

Neolithic Tower, Jericho, 8000 BC

قلعه ­ای از دوران نوسنگی ، جریکو ، 8000 پیش از میلاد

Fertile Crescent, Mesopotamia

هلال خصیب ، بین­ النهرین

بواسطه چهار تمدن، کشاورزی میان رودهای دجله و فرات در این منطقه گرسترش یافته است، که شیوه سفالگریشان آنها را از یگدیگر متمایز ساخته است. «هاشون-Hussuna» نخستین اجتماعی بود که توانست تمدن را پایه­گذاری کند (6500 – 6000 پیش از میلاد)، کسانی که در حاشیه عراق/سوریه/ترکیه می­زیسته­اند، جایی که بعدها «آشور- Assyria» پایتخت خود را در آنجا بنا نهاد. آنها گوسفند، بز، خوک و گاو پرورش دادند و همچنین دامپروری. آنها همچنین جُو کشت کردند و توانستند مس و سرب را ذوب کنند. آنها اولین کسانی بودند که سفالهای نقش­دار را تولید کردند و نیز اولین کسانی که از مهر حک استفاده کردند، که نمادی محبوب برای مالکیت در بین­النهرین شد.

آنها بعدها جای خود را به تمدن «هُلاف-Halafia» دادند (6000 – 5400 پ.م)، که بسیار بیشتر از «هاشون» گسترش یافت و تحت مدیریت کسانی که اموال زیادی گرد آورده بودند و شاید کسانی که کنترل داد و ستد کالاها را بدست گرفته بودند قرار گرفت. همدوره با «هلاف» تمدن «سامار-Samarran» (6000-5500 پ.م) بود که حاشیه جنوبی خود را با «هاشون» مشترک بود. برخلاف «هلاف»، «سامار» بمقدار زیادی در روش آبیاری پیشرفت کرد که به آنها این اجازه را داد که در زمین­های لم­یزرع جنوبی نیز به کار کِشت بپردازند. تمدن «یوبــِـید-Ubaid » (5900 – 4300 پ.م) به طرف محدوده خارجی رودهای دجله وفرات تا خلیج فارس و همچنین به طرف غرب تا «[یوگاریت]13-Ugarit » و دریای مدیترانه گسترش یافت. همچنین یافته­های بیشتری از ظروف سفالی «یوبید» در امتداد جنوب خلیج فارس و جزیره بحرین بدست آمده است، که این نشان می­دهد در آنجا میان بین­النهرین و عربستان ارتباط تجاری وجود داشته است. روشهای پیشرفته آبیاری به آنها این امکان را می­داد که از زمینهایی تقریبا خشک محصول بدست آورند. ثبت علامت­های گِلی نخستین گواه برای یک نظام پولی است. حدوداً 5000 پ.م اولین شهرها و معبد­ها ساخته شد. نه چندان بعد از اختراع گاوآهن ، کشتیرانی و چرخ (ابتدا در سفالگری) نیز ابداع شد ، دوره «یوبید» تقریبا بعد از 15000 سال به انتها رسید ، و بواسطه تمدن دوران «اوراک-Uruk» بپایان رسید.

[(مترجم:) 13: شهری بندری متعلق به دوران باستان در ساحل شرقی دریای مدیترانه/ رأس شمرة امروزی / نزدیک لاتاکیا در سوریه]

نخستین شهرها تقریبا در 4300 پ.م در این سرزمین پدیدار شدند، در حالیکه بزرگترین آن «اوراک» بود («اریش-Erech»؛ عراق). این شهر منسوب به پادشاه دلاور «گیلگمش-«Gilgamesh و دارای دیواری باستانی به طول [15.3 کیلومتر]14 می­باشد. بیشتر شهرها در این زمان نخست بین 2000 تا 8000 نفر جمعیت داشتند ولی «اوراک» به تنهایی در ابتدا بیش از 10000 نفر جمعیت داشته است. در ساخت معابد همان چیزهایی به کار رفته است که در معابد تمدن «یوبید» ، اما اینها بزرگتر و باشکوه تر و آراسته به نقش و نگارهایی با موزاییک­های قرمز، سفید یا سیاه می­باشند.

[(مترجم:) 14: 9.5 مایل/طبق متن اصلی]

دوره «اوراک» (4300- 3100 پ.م) بواسطه مهاجرت بزرگی از سمت شمال تعیین شده است، واقع در اطراف شهر «نِپور-«Nippur، به سمت جنوب، اطراف «اوراک». این واقعه در اوایل-اواسط دوره «اوراک» رخ داده است، زمانی که یک نهر باستانی بواسطه پیوستن رودهای دجله و فرات تغذیه شد و به سمت راست «نپور» جریان یافت، تا دوره «[جمدة نصر]15‎-«Jemdet Nasr، حدود هزار سال بعد زمانی که مسیر رودخانه­ها ممکن است دگرگون شده باشد.

[(مترجم:) 15 : منطقه­ای تاریخی در بین­النهرین / در عراق]

این که سومریان از کجا سرچشمه گرفته­اند یک معماست. «سَموئِل نوح کِـرِیمِر-«Samuel Noah Kramer، یکی از معتبرترین و بدون شک مشهورترین سومرشناسان، دلایلی مبنی بر آمدن آنها از هند آورده است. تاریخ­دان «جی.ام رابرت- «J.M. Roberts در مورد اینکه آنها قفقازی بوده­اند اظهار نظر کرده است، کوچ­کنندگانی از کوهستان قفقاز میان دریای سیاه و خزر، همانند همسایه شرقی خود از ایلام (ایران). آنها ممکن است از جزیره دُولمِن نیز سرچشمه گرفته باشند، که تا حد زیادی در بین عموم به عنوان بحرین و «کِـرِت-«Crete شناخته شده است. هیچ راهی برای تشخیص اینکه آیا سومریان از نژاد تمدن یوبید بوده­اند و یا اینکه براحتی آنجا را فتح کرده­اند وجود ندارد، اما آنها قطعاً در جنوب بابِل در عراق حداقل در 3500پ.م مستقر بوده­اند. آنها اولین کسانی بودن که دقیقۀ 60 ثانیه­ای، ساعت 60 دقیقه­ای، ساعت، دایرۀ 360 درجه­ای و روز 24 ساعته را به کار بستند (که به چهار دستۀ شش­تایی تفکیک شده­اند). سیستم پایه­ای 60 مربوط بوده به اینکه 60 عدد مقدسی برای «[آن]16-An» بوده است، کسی که در عرش سکنی گزیده است، در بالای معابدشان. همچنین، 50 مربوط به خدای هوا و آسمان «اِنلیل-Enlil» و 40 مربوط به خدای آب و خرد، «اِنکی-«Enki بوده است.

[(مترجم:) 16: خدای عرش یا بهشت سومریان / پسر نَمیو Nammu / پدر انلیل Enlil / همسر کی Ki]

سومریان پوشش لباس خود را در مهرهایشان به صورت خزدار ترسیم کرده­اند، شاید پوست موجودی مثل گوسفد یا بز باشد. مردان سومری دامن­های چین­دار بتن می­کردند و مو های خود را بلند نگاه می­داشتند. اکثر آنها صورت خود را می­تراشیدند در حالی که بقیه دارای ریش و سبیل فرفری بودودند. زنان یک شانه خود را لخت نگاه می­داشتند و در زمستان آن را می­پوشاندند. کشیش­ها و پزشکان سرها و صورت خود را می­تراشیدند. به نظر نمی­رسد سربازان در پوشش خود هماهنگ بوده باشند، باستثناى یک کلا­هخود نوک­دار. برخی فرمانروایان سومری شانه­های چپشان را با شالی فراخ و بلند می­پوشاندند. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه پیش از 3000 پ.م ، طبقه فرودست سومری بدون لباس، در کشتزارها کار می­کردند.

خانواده­های توانگر می­توانستند فرزندان ذکور خود را به مدرسه بفرستند، جایی که آنها بازرگانی و اقتصاد ، اداره امور، و ابتکار نوشتن را بآموزند، اغلب فارغ­التحصیلان مُنشیان و کاتبانی برای معابد و قصرها می­شدند. متون مدرسه نشان می­دهد که کپی کردن الواح قسمت بزرگی از برنامه آموزشی بوده چنانچه تنبیه و جایزه روشی برای بهتر انجام دادن این کار بوده است.

هر مرد فقط اختیار داشت با یک زن ازدواج کند اما می­توانست برای خود صیغه هایی داشته باشد و زنان نسبت به دارایی خویش خق مالکیت داشتند و می­توانستند قراردادهای بازرگانی منعقد کنند. هرچند صیغه بجای ازدواج نامحدود محسوب می­شد، مردانی که قصد [روسپی­گری در معابد]17 را داشتند داغ علامت کوچکی به او می­زدند. طلاق (که شامل مراسم برش گوشه لباس قبل از گواهی بود) در چند حالت مجاز بود، از قبیل ناتوانی در حامله شدن، ولی در این زمینه اطلاعات کمی وجود دارد. فرزند خواندگی زیاد رواج داشت ، بدلیل تداوم نام خانوادگی. فرزندان می­بایست بشدت احترام والدین خود را داشته باشند، چرا که خطر محروم شدن از ارث یا فروخته شدن آنها را تهدید می­کرد، به مقدار کمتر لازم بود تا احترام یک برادر یا خواهر بزرگتر را نیز داشته باشند.

[(مترجم:) 17 : مراسم مقدس مذهبی آمیزش جنسی که در معابد باستانی به عنوان بخشی از عبادت شرعی معمولا با یک الهه و ربه­النوع انجام می­شده است و هدف از این مراسم  ارتقاء باروری زمین بوده است / مراسم باستانی ازدواج بین خدا و یک الهه / برای کسب اطلاعات بیشتر به http://en.wikipedia.org/wiki/Sacred_prostitution مراجعه نمایید]

برده­داری رواج داشت ولی با این حال برده­ها تا حدی تحت حمایت قانون بوده­اند. همچنین برده­ها می­توانستند دادوستد کنند، قرض بگیرند، و حتی میتوانستند آزادی خود را بخرند. اکثریت برده­ها اسرای جنگی بودند، همچنین آنها شامل بودند از تبهکاران، بدهکاران، فرزندان بردگان و آنهایی که توسط والدین خود فروخته شده بودند. یک برده معمولاً 20 «شِکول-shekels» قیمت داشته است، کمتر از یک الاغ. هر کس ممکن بود سرانجام یک بره شود، براستی این یک نظام طبقاتی و زناشویی متداول میان بردگان و مردم آزاد بود. زنان را جهت صیغه کردن خرید و فروش می­کردند ولی گاهی اوقات در قراردادها به آنها این امکان را می­دادند که با برده­های دیگر ازدواج کنند.


نمونه­ای معتبر از «اور»

نام «سومر» از یک نام «بابلی» در قسمت جنوبی «بابل» مشتق شده است. سومریان در حقیقت کشور خود را «کِنگای-«Kengi («سرزمین متمدن») و خودشان را «سِگیجا-«Saggiga («سر سیاهان» و یا شاید «سر طاسان») نامیده­اند. زبان نوشتاری سومریان به صورت حکاکی بر روی لوحه­های گِل رُس آغاز شده است و شاید از خط هیروگلیف مصریان الهام گرفته است. به طور کلی عقیده بر این است که سومریان خط خود را حدود 3400 پ.م از روی برخی از ابتدایی ترین نوشته­های «اوراک» احیا کرده اند، که پیش از آن خطی پیشرفته با بیش از 700 نشانه بوده است و این خط تصویری بر دیگر زبانهای نوشتاری وارد شده است، از قبیل خط «ایلامی» و خط تمدن «درۀ ایندوس-Indus Valley»، تمدنی که در پاکستان و قسمت­هایی از افغانستان و شمال هند در حدود 2500 تا 1750 پ.م ظهور کرده است. نشانه­های نقش بسته بر روی ظروف سفالی دره ایندوس که به تازگی در حفاری­های «هراپا» یافت شده است نشان میدهد قدیمی­­تر از نوشته­های سومریان هستند (3500 پ.م)، اما نه به صورت پیشرفته. حدود 2000 پ.م سومریان به تجارت کالاهای خود می­پرداختند، هرچند غیر مستقیم با «دره ایندوس». بعد از انحطاط تمدن دره ایندوس، این تمدن بدست فراموشی سپرده شد تا اینکه نشانه­هایی از آن در دهه 1920 یافت شد.

Indus Valley

حدود 2900 پ.م، خط مصور سومریان به خط ساده­تری که به خط میخی معروف است مبدل شد، که به دلیل خط­های کوچک گُوه مانند این نام را بر آن نهاده­اند. خط میخی نوشتاری [غیرمستقیم]18 بود، و جای خط مصور را گرفت. عقیده بر این است که این خط اولین خط کامل محسوب می­شود، اگرچه برخی از باستانشناسان معتقدند که سنگ نبشته­های یافته شده در مقبره پادشاه عقرب، نخستین پادشاه مصر، مورخ 3400 تا 3300 پ.م، شایستگی یک خط نمادین را دارد از این رو بر خط سومریان مقدم­تر است. قبل از فراگیر شدن خط میخی سومریان این خط در سه نوع مختلف در میان آنان رواج داشت. برخی از این خط­ها که خودشان آن را «اِمگِیر» نامیده­اند تا به امروز باقی مانده­اند: حروف سومری «مایاکو» (درهم / آشفته/مست) و «کول» (سرمه) مربوط به «کاخال» عِبری (رنگ/رنگ کردن/زینت دادن) و «الکَحل» عربی (سرمه) هستند، که امروزه آن را «الکل» (-مایع- مست کننده) نامیده­اند. به عنوان مثال واژۀ سومری «کِنوبی» (دوتایی تپیدن (احساسات)) ریشه واژه امروزی «کَنوبیس» (حشیش) میباشد.

[(مترجم:) 17 : یعنی از تصاویر و نشانه­های مستقیم استفاده نمی­شد]

هر یک از ایالت­های سومر تحت اداره معبدی ویژه یکی از خدایانِ [معبد جامعشان]18 بوده است، که حدود دو سوم از سرزمین را در بر می­گرفته است. هر خدا بعنوان یک چیز خوش یمن برای هر شهر محسوب می­شده است، و هر کاری که بدست سربازان هر شهر انجام می­شد غالبا بصورت مستعار به خدای آن شهر نسبت می­دادند. معبد جامع بزرگ در اوراک قرار داشت، که غالبا پایتخت و رأس­المال سومر بوده است، هر چند در رقابتی شدید با دیگر شهرها بوده، مخصوصاً اور و شهر اکدی کیش. هرچند نپور هیچگاه پایتخت نبوده، ولی هیچ پادشاه رسمی برای آن در نظر گرفته نشده است بدون آنکه توسط آن شهر منتفی شده باشد. در بیشتر مناطق مرکزی سومر و اکد، هشتاد درصد از تمام نوشتجات سومریان در حفاریهای نپور یافت شده است.

[(مترجم:) 18 : معبدی برای تمام خدایان]

ارابه سومری، 2800 پ.م

یک لوحه متعلق به نپور

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع :   http://www.lost-history.com/apocrypha1.html

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست  خوبم نويد عزيز  برای ترجمه و ارسال این مطلب .

انجمن متافيزيك ابن سينا

انجمن متافيزيك اين سينا به مديريت دكتر اشتري

http://metaphysiquesociety.net

 

 

كشف موميايي گريgrey ( بيگانه فضايي) در پرو

به تازگي از آرشيو دانشگاه ايلينويز تصويري متعلق به يك موميائي كشف شده در سال 1972 در پرو بدست آمده است كه با توجه به مسائل طرح شده در سالهاي اخير سوالهاي زيادي را در ذهن ايجاد ميكند، گفته ميشود اين موميائي در يك موزه خصوصي در Arequipa پرو نگه داري ميشده و بازديد كنندگاني كه از طرف اين دانشگاه اعزام شده بودند اين تصوير را تهيه كرده اند.

Ancient Extraterrestrial Mummy?

مطابق ركورد دانشگاه اين موميائي توسط گروهي از مردم محلي كه گمان ميبردند مقابر مربوط به قوم اينكا را يافته اند كشف شده بوده است، محل اين كشف غاري با دهانه بسيار مرتفع در نزديكي Tres Cruces بوده و ديواره هاي غار با تصاويري از مارها پرنده كه در آسمان منهدم شده و به داخل رودخانه فرو ميافتاده اند تزئين شده بوده است.

اين موزه خصوصي در سال 1996 بعد از اينكه تمامي اشياء با ارزش آن توسط گروهي ناشناس به سرقت برده شده به آتش كشيده شده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست  خوبم مهدي عزيز mahdi4chaos  برای ترجمه و ارسال این مطلب .


تهاجم بیگانگان .(سپيده دم خدایان – تقویم مایا ها و بازگشت فضائی ها)

تهاجم بیگانگان

کتاب جدید دانیکن منتشر شد : سپيده دم خدایان – تقویم مایا ها و بازگشت فضائی ها

در نسخه سپتامبر خبر نامه » رازهای جهان »  این کتاب با مقدمه طولانی جورجیو سولاکس معرفی شد .

قضاوت در باره محتوی کتاب نشان میدهد که احتمالا دانیکن خیلی تصادفی موفق به انتخاب یک عنوان درست شده است  . هر عنوان دیگری می توانست نشان دهنده باورهای شخصی و حدسها و فرضیات او و به طور کلی نمودی از عقاید فعلی اش در مورد این موضوع  باشد  . سولاکس خیلی ماهرانه به این موضوع پرداخته است  . هر دو نویسنده در این کتاب  به روشنی نشان دادند که  درپژوهش و بررسی کامل و تام موضوع این کتاب که سر و کار دارد با بیگانگان و ارتباطشان با جامعه انسانی  شکست خورده اند   .

دلایل و سرنخ های زیادی وجود دارد که بین تقریبا بین 5800 سال و 3500 سال پیش بیگانگانی که خود را  » خدایان »  نامیدند در سیاره ما زندگی میکردند . بدون شک آنها کسانی بودند که اولین حرکت برای  جهش تمدن را در کره زمین شروع کردند  . علم اسطوره شناسی در سراسر کره زمین پر از افسانه هایی است از » خدایانی » که در تقابل با زمینیها از مذاهب باستانی برای کنترل  انسان استفاده کرده اند .

ریچ آندرز سالها در این مورد تحقیق کرد . اودر ترکیب  معابد ، زیگوراتها و اهرام و …  و  آنالیز عمیق مهمترین سلاح و ابزار » خدایان »  یعنی مذهب   به  این درک رسید که »  خدایان »  چه برنامه ای داشتند و چطور به چیزی که در تلاش برای به دست آوردنش بودند رسیدند .

https://i0.wp.com/www.world-mysteries.com/tfg_cover_icn.jpg

ریچ آندرز نتایج تحقیقات و یافته های خودش را در کتابی به نام » وحشت از بهشت »  گرد آوری و چاپ کرد . لیست موضوعات و بررسی تصادفی بخشهای کتاب درک روشنی  از ساختار کتاب و  وفور قابل اطلاعات  در باره زمانی که »  خدایان »  با بشر زندگی میکردند به دست میدهد .

او حقایق شناخته شده را با فرضیات و حدسیات مطالعه شده ترکیب کرده و تصویر منسجمی از دورانی چنان باستانی را نشان میدهد  که اسطوره شناسی تنها منبع بررسی تاریخ آن است . به خلاصه ای از کتاب اشاره میکنیم  :

5800 سال پیش به طور کاملا ناگهانی تمدن در پنج نقطه از زمین شکوفا شد . در مصر ، بین النهرین ، دره سند ، جنوب و مرکز آمریکا و ژاپن . معابد ، اهرام و سایر سازه های مذهبی مثل زیگورات ها در بین النهرین ساخته شدند . با توجه به آموزه های » خدایان » مهاجم و نیازهای آنها ، کشاورزی به سمت تغذیه جمعیت های عظیم  انسانی رشد کرد . نوع بشر با کنترل و هدایت » خدایان » به طور ناگهانی در مسیر تکامل سریع قرار گرفت .

تقریبا 3500 سال پیش ، جزیره آتشفشانی » ترا » در دریای مدیترانه که در حال حاضر به نام »  سنتورینی »  نامیده میشود ، در طی یک آتشفشانی که در 10000 سال گذشته بزرگترین از نوع خود بوده است  به دو پاره تقسیم شد . وقتی  » اکرتایری » که مهمترین منطقه مسکونی این جزیره بود کشف شد هیچ نمونه یا سرنخی از متعلقات  زندگی انسانی در آن محل پیدا نشد . جزیره مشخصا تخلیه شده بود . خرابی و ویرانی گسترده ای در تمام مدیترانه بکر و دست نخورده وجود داشت و بعد از این فاجعه و انهدام ،  » خدایان »  و رب النوع ها ناگهان از پهنه جهان ناپدید شدند  . پیدا بود که علاوه بر آتش فشانی ، اتفاق مهیجی در منطقه رخ داده است .

این کتاب محدوده زمانی بین تهاجم » خدایان » در  5800 سال پیش و محو شدن آنها در 2300 سال بعد را پوشش میدهد .

خدایان هیچ ملیت واحدی نداشتند . آنها در پنج گروه بزرگ به زمین فرود آمدند که هرکدام حیوانی به عنوان سمبل برگزیدند :

گروه مار در مصر فرود آمدند و گروه گاو نر در بین النهرین . گروه عقاب در ابتدا به فیلی پین وارد شدند ولی از طریق اقیانوس به پرو مهاجرت کردند . گروه اژدها ، ژاپن و گروه ببر ، دره رود سند را برگزیدند .

https://i0.wp.com/www.bible-codes.org/images/apophis_snake-crocodile-serpent-dragon.jpghttp://home.comcast.net/~DiazStudents/MesopotamiaBabylonWingedBull.jpg

Tiger figurine, Harappa

هنوز این حیوانات در این مناطق مقدس شمرده میشوند .

گروه های » خدایان » علی رغم دشمنی با هم ،  در ابتدا به دلیل نیاز به آماده کردن پناهگاه و محل استقرار ، مشغول تر از آن بودند که  ملاقات و رو یارویی فیزیکی داشته باشند  . اگر چه که این دشمنی را از راه های معنوی پیش گرفتند  . این جمله نیاز به توضیح دارد :

این  » خدایان »  از معنویت و مذهب به عنوان اسلحه مورد علاقه استفاده میکردند .  آنها ترتیب ساخت سازه های فیزیکی نمادین معنوی در دوره های مشخص زمانی در محدوده حکمرانی خود را دادند . آنها میدانستند که گروه های دیگر نیز در حال به کار بردن همین متد هستند . بسیاری از سازه های باستانی که  کسی دلیل واقعی ساخت آنها را کشف نکرده است به عنوان نماد آسمانی برای  تضمین برتری یکی از این پنج گروه بر پا شدند . ضمنا هر گروه از » خدایان » میدانستند که برای اثبات موفقیت بر گروه های دیگر باید نماد مذهبی سنگین تر و عظیم تری ساخته شود .

با توجه به مطلب گفته شده توضیح میدهیم  که چرا گروه مصری » مار » توانستند موفقیت و برتری مذهبی بزرگتری نسبت به باقی گروه های » خدایان »  به دست آورند :

تمرکز اصلی گروه مار در مصر بر اهرام جیزه بود . این اهرام ظاهرا سنگین ترین سازه ساخته شده به دست بشر در کره خاکی بود . ولی ماجرا چیزی بیشتری بود : اهرام در همان زوایای کلیدی کمربند ستاره ای اوریون طراحی شده بودند .

گروه اهرام جیزه در جای ستاره های اصلی  کمربند اوریون قرار گرفته اند و کل مجموعه همان نسبت را با راه شیری دارد . به علاوه نقشه اهرام  طوری طراحی شده که  رودخانه نیل را نیز در  تصرف  خود داشته  باشد که با کهکشان راه شیری  در آسمان شب مرتبط  مینماید .

طبق توضیحات داده شده ، گروه مار در مصر اهمیت مذهبی ستارگان را به تقدس خود در معادلات اضافه کرد . این روش خیلی کارآمد تر از روش گروه عقاب در پرو بود که اهمیت روحانی ماه و خورشید را به زیگورات های  مقدس  »  تئوتی هوآکان » در مکزیک  اضافه کردند .

همانطور که در مثال بالا گفته شد ، در متن کتاب ، تلفیق  حقایق آشکار و حدسیات  ، ارائه دهنده سناریوی تاریخ این کره خاکی در زمان اشغال » خدایان » است که با تهاجم آنها در 5800 سال پیش شروع  و با خروجشان بعد از 2300 سال در زمان آتشفشانی کوه ترا خاتمه یافت .

» ون دانیکن »  در این کتاب به پیشگویی های » ادا »  منظومه  حماسی مردم شمال اروپا  اشاره میکند که در آنها پایان دنیای فعلی ما  هم زمان با مرگ »  خدایان »  و اسطوره ها  رقم خورده است ،  خدایگانی هر چه و از هر کجا که باشند . » ادا» میگوید : پس از پایان تمام بلایا و نابودی  دنیای امروزی  ، جهان زیبای جدیدی با خدایان جدید شکل خواهد گرفت .  به نظر می آید که » دنیکن » با ارائه این مطلب ادعا میکند که در آن زمان »  خدایان »  باز خواهند گشت .

» دنیکن » همچنین خاطر نشان میکند که طبق پیشگویی مایا ها پایان دوره بزرگ جهانی در تاریخ 21 دسامبر سال 2012 اتفاق خواهد افتاد . مایا ها اعتقاد داشتند که در انتهای هر دوره  یک  فاجعه جهانی  باعث نابودی کل دنیا و ظهور دنیای جدید و شروع دوره بعدی جهانی خواهد شد . به عقیده مایا ها این پنجمین دوره خواهد بود . آنها هر  5126 سال کوچک را یک دوره جهانی میدانند . در گاه شماری مایایی  شروع دوره چهارم همزمان با  تاریخ تقریبی سیل بزرگ که به وسیله سومریها گزارش شد یعنی حدود 3104 سال قبل از میلاد مسیح بوده است .

» ئی چینگ » قدیمی ترین کتاب مقدس چینی نیز پایان دوره بزرگ جهانی را در سال 2012 پیشگویی کرده است .

» ریچ  اندرز » مقاله ای با عنوان » 2012 –  سیاره ای در بند » در رویارویی با دسامبر 2012 نوشته است و پیشگویی میکند که این آینده نزدیک چه برایمان خواهد داشت .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رها ي عزيز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

آدرس مقاله  ریچ  اندرز :

http://www.world-mysteries.com/gw_RichAnders1.htm

در این آدرس که مربوط به سایت » ریچ  اندرز » است نیز میتوانید مقاله را مرور کنید

http://www.richanders.com/

آدرس صفحه خرید کتاب » غروب خدایان » نوشته » ون دانیکن »  در سایت آمازون

http://www.amazon.com/exec/obidos/ASIN/1601631413/worldmyster07-20/

منبع ترجمه : سایت اسرار جهان

http://www.world-mysteries.com/gw_RichAnders2.htm

سال 1390 بر تمامي دوستان مبارك باد

فرا رسیدن سال 14090 اهورایی 7033 میترایی آریایی 6761 آشوری 3749 زرتشتی 2570 شاهنشاهي و 1390 خورشیدی فرخنده باد.

https://i0.wp.com/up.alamto.com/m/img/haftsin-3.jpg

پیام نوروز این است که دوست داشته باشید و زندگی کنید که زمان همیشه از آن ما نیست. با آروزی ۱۲ ماه شاد، ۵۲ هفته ی پیروز، ۳۶۵ روز پر از سلامتی، ۸۷۶۰ساعت عشق، ۵۲۵۶۰۰دقیقه خیروبرکت، ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه دوستی برای همه ی شما عزیزان.

ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: