بایگانی ماهانه: ژوئن 2011

شواهدی بر سفر زمان و شکاف زمانی و حضور فرا زمینی ها در زمین در زمان ماقبل تاریخ

بر اساس تئوری تکامل داروین موجودات میمون شکل در حدود ۲۵ میلیون سال پیش پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و حدود ۲۰ میلیون سال بعد از آن این موجودات قادر به حرکت روی دو پای خود  به شکل امروزی شدند و در طول ۵ میلیون باقی سال این فرایند تکامل ادامه یافت تا اینکه ۱۰۰ هزار سال پیش انسان مدرن پا به عرصه ی وجود گذاشت . باستان شناسان قدمت اشیای کشف شده را بر اساس محل قرار گیری  آن شی در لایه های  خاک تخمین می زنند ومعمولا اشیایی که در عمق کم خاک و نزدیک به سطح  کشف می گردد مربوط به این دوره ی ۱۰۰ هزار ساله می باشد و اشیای ابتدایی تر که در لایه خاک با عمق بیشتر کشف می شود که تا چند میلیون سال نیز می تواند قدمت داشته باشد.

در این بین شواهدی نیز از دل خاک بیرون میآید که خلاف آنچه که در بالا گفته شد را ثابت می کند .

۱-    اشیای مربوط به انسان مدرن با قدمت ۵۵ میلیون سال

در سال ۱۸۸۰ میلادی در یک معدن طلا در کالیفرنیا در کوه تی بل (Table ) در عمق ۹۰ متری زمین معدن چیان به اشیای سنگی برخوردند که طبق آنچه باستان شناسان به آن معتقدند مربوط به انسان مدرن میباشد ولی این اشیا با توجه به برآوردهای انجام شده حدود ۵۵ میلیون سال قدمت دارند .

۲-    فسیل انگشت انسان با قدمت ۱۳۵ میلیون سال

این انگشت در کاوش های باستان شناسی مربوط به شناسایی فسیل های دایناسورها در یک لایه آهکی در امریکا کشف شد .

تحقیقات بیشتر اثبات کرد که این فسیل مربوط به انگشت انسان می باشد. برخی نیز معتقدند که فسیل متعلق به بیگانگان می باشد .

 

 

۳-    رد کفش انسان با قدمت ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیون سال در یوتا امریکا (قبل از به وجود آمدن حیوانات )

قبل هر چیز باید متذکر شوم که در ۶۰۰ میلیون سال پیش موجودات زنده حالت بسیار ابتدایی داشته و ۵۰ میلیون سال بعد از آن اشکال پیچیده تر حیات شکل گرفته اند.

ویلیام جی میستر که یک جمع کننده ی آمارتور  فسیل محسوب میشد در سال ۱۹۶۸ یکی از عجیب ترین کشفیات دوره باستانشناسی را انجام داد.در منطقه ی چشمه های آنتولوپ که در ۴۳ مایلی شمالغربی دلتای یوتا قرار دارد میستر یک تخته سنگ بزرگ را یافت که روی آن رد پای انسان وجود داشت.اینطور به نظر می رسید که این رد شبیه رد صندل می باشد. این رد ۲۶ سانت طول دارد و در قسمت پنجه ۹ سانت و در قسمت پاشنه در حدود ۷٫۵ سانت می باشد.

او همچنین فسیل یک موجود زنده را در رد پا شناسایی نمود که این موجود از ابتدایی ترین اشکال حیات در کره زمین می باشد که در دوره ای بین ۲۶۰ تا ۶۰۰ میلیون سال پیش می زیسته است.

۴-    اشیای گوی شکل فلزی با قدمت ۲٫۸ میلیارد سال !

در طی دهه های گذشته معدنچیان افریقای جنوبی صدها شی کروی فلزی را از دل خاک بیرون آورده ند که حداقل تعدادی از آنها دارای ۳خط موازی در وسط خود ( مانند خط استوا در زمین ) می باشند . قدمت این گوی ها با توجه به لایه خاک وسنگهایی که درون آن قرار گرفته بودند ۲٫۸ میلیارد سال تخمین زده شده است.

این گوی ها دو دسته هستند :

دسته ی اول از یک فلز با رنگ متمایل به آبی با بلورهای سفید تشکیل شده است ودسته ی دوم گوی های تو خالی هستند که مرکز آنها با یک ماده ی اسفنج مانند پر شده .

آقای جان هاند در حالی که در یک رستوران نشته بود .با یکی از گوی ها شروع به بازی کرد او متوجه شد که وقتی آن را روی میز می چرخاند ( مانند فرفره ) در هنگام چرخش گوی دارای تعادل عجیبی است .

او یکی از گوی ها را برای بررسی به موسسه ی تحقیقات فضایی در کالیفرنیا فرستاد بابررسی های  انجام شده این موسسه اعلام کرد که تکنولوژی اندازه گیری دقت تعادل این گوی وجود ندارد وهمچنین تکنولوژی ساخت همچین شیی با این اندازه از تعادل نیز موجود نیست و تنها جایی که می توان همچین چیزی را ساخت مکانیست که درآن جاذبه صفر می باشد .

منبع:

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم پدرام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

بیگانگان فضایی بر فراز ساختمان “بی بی سی” + تصاویر

شاهدان ویدیویی که به تازگی در لندن گرفته شده است ادعا می کنند که سه شیء پرنده ناشناس بر فراز یکی از ساختمانهای “بی. بی. سی” پرواز کرده اند.

به گزارش مهر، این فیلم که روز جمعه گرفته شده است نشان می دهد که این اشیای پرنده به صورت سه نقطه نورانی در میان ابرهای آسمان بالای ساختمان شماره ۱ رادیو “بی. بی. سی” در خیابان “گریت پورتلند” به پرواز در آمده اند.
براساس گزارش تلگراف، کاربری که این فیلم را بر روی “یو تیوب” گذاشته در این خصوص نوشته است: “چه کسی می تواند توضیح دهد که این نورها روی زمین چه کار می کنند؟”

علاوه بر این ویدئو، دو فیلم دیگر نیز در نقاط مختلف لندن تهیه شده اند که این سه نقطه نورانی را نشان می دهند. پل برج لندن، یکی از مناطقی است که روز جمعه سه شیء نورانی ناشناخته در بالای آن رویت شده اند.

بسیاری از کاربران یوتیوب معتقدند که این فیلمها جعلی هستند و فعلا خبری از بیگانگان فضایی نیست.

انگلیس یکی از معدود کشورهایی است که بحث موجودات فضایی در آن بسیار داغ است. به طوریکه از دهه ۴۰ میلادی تاکنون ادعاهای بسیاری درباره مشاهده یوفوها در آسمان این کشور مطرح شده و حتی مورد توجه وینستون چرچیل، نخست وزیر انگلیس در زمان جنگ جهانی دوم نیز بوده اند.

در طول دو سال گذشته، دولت انگلیس یکسری اسناد محرمانه را در مورد حضور بیگانگان فضایی بین سالهای ۱۹۵۲ تا ۲۰۰۰ منتشر کرده است.

برپایه بعضی از این اسناد، وینستون چرچیل  در ۲۶ جولای ۱۹۵۲ از وزیر امور خارجه خود رسما اطلاعاتی را درباره UFO ها یا همان بشقاب پرنده های بیگانگان فضایی خواسته است.

پس از جمع آوری این اطلاعات، نخست وزیر وقت انگلیس دستور داد که تمام این اسناد به دو دلیل اصلی ترس از “تشویش اذهان عمومی” و “ایجاد تزلزل در ایمان به کلیسا” محرمانه شوند.

 

منبع: خبرگزاری مهر

شجره نامه فرگش.تی (تکاملی) انسان (Human) و نژاد خزندگان (Reptilian)

بیل رایان (Bill Ryan)، بنیانگذار پروژه کاملوت (کاملوت معروفترین و مهمترین قلعه متعلق به آرتور، شاه افسانه ای انگلستان بوده است – مترجم) و پروژه آوالون (آوالون که ریشه در زبان ولزی دارد و همان اپل انگلیسی معنی می دهد جزیره ای است که در داستان آرتور شاه مکررا از آن یاد شده است – مترجم) در سال ۲۰۱۰ نامه ای دریافت کرد که در بر دارنده “شجره نامه فرگش.تی (تکاملی) انسان و خزنده گون” بود. این نامه توسط شخصی بنام چارلز فرستاده شده بود.

این موضوع نهایتا توسط همکار و شریک بیل، کری کاسیدی (Kerry Cassidy) برای آگاهی اذهان عمومی منتشر شد. مطمئنا پس از خواندن پیغام کری در زیر شما هم متوجه دلایل وی برای انتشار عمومی این نامه خواهید شد:

نامه به بیل:

من این مطلب را با علم و آگاهی کامل و بدون کوچکترین تردید و ابهامی می نویسم. با در نظر گرفتن جریاناتی که در خواب دیده بودم (و سپس اتفاقاتی که پس از آن افتاده اند را از تو شنیدم)، من معتقدم که تو را تعمدا برای داشتن این اطلاعات هدف قرار داده اند. لذا من تصمیم دارم که با انتشار این اطلاعات از جانب خودم و با لوث کردن کل قضیه به این موضوع خاتمه داده و تو را از کانون این هدف گیری خارج کنم.من اینکار را بدون اجازه تو و با به عهده گرفتن کامل مسئولیت عواقب آن انجام می دهم. به نظرمن، چارلز با گنجاندن برخی موارد غلط و ابهامات عمده ای در این اطلاعات تلاش داشته تا با استفاده از ان بعنوان نیرویی مجاب کننده و فریبنده،  تو را درگیر این فکر اشتباه نماید که اطلاعاتی در اختیار تو قرار گرفته که آنها نمی خواسته اند تو آنها را داشته باشی و در وافع تو اسیر مجموعه ای از فریبکاری ها شده ای…

من معتقدم تنها راه خنثی کردن چنین تهدیدی فقط و فقط انتشار و آگاه ساختن افکار عمومی نسبت به آن است  و هیچ دلیلی برای عدم انجام اینکار نمی بینم.

با انتشار این اطلاعات توسط من فشاری که اکنون روی تو متمرکز است برداشته خواهد شد  و همچنین از آنجائیکه من بشدت تاکید خواهم نمود که این اطلاعات مغشوش بوده و از طرف آنان آلوده به اغراض شخصی است می توان امیدوار بود که وضعیت موجود به حالت لوث شدن کل قضیه سوق پیدا کند و سپس با توجه به عدم امکان تشخیص اطلاعات درست و نادرست، تهدید فعلی که ناشی از هدف قرار گرفتن تو است بصورت بی فایده درآمده و خانمه پیدا کند.

به قول معروف هر چه باداباد.

باز هم تاکید می کنم که از آنجائیکه این اطلاعات مبتنی بر واقعیت نیستند سر نوشت آنها مشابه سرنوشت دیگر اطلاعات از این دست خواهد بود. این فقط بخاطر آن است که تو اهمیت و قدرتی به این اطلاعات بخشیده ای که بر علیه تو مورد استفاده قرار می گیرد.

من هم با در نظر گرفتن اصول و قواعد پروژه کاملوت و نیز با توجه به این سخن معروف که بهترین پنهان کردن، پنهان نکردن است، این اطلاعات را منتشر می کنم.

دوستت دارم،

کری

(صفحات ۱ و ۲ نامه حاوی مطالب شخصی بود و حذف گردیدند)

 

 

و اما نامه مورد بحث و شجره تکاملی:

من اجازه انتشار این مطلب را گرفته ام و بر این باورم که این اطلاعات معتبرند. به اعتقاد من تمامی مطالب مرتبط با جولیان (Julian) (آنچنانکه از ادامه مطلب برمی آید منظور جولیان آسانژ بنیانگذار سایت ویکی لیکس است – مترجم) قابل استناد و محکم هستند. با اینحال چون نیاز به اطلاعات بیشتری دارم بغیر از این مورد مطالب دیگری منتشر نخواهم کرد.

اسناد ضمیمه شده در اینجا در حقیقت یک نسخه ثانوی از بخشی از اسناد اولیه هستند. نسخه اولیه یک کپی بسیار دقیق کلمه به کلمه و کامل بود. نسخه ثانوی برای ایجاد درک و فهم بهتر، ویرایش و اندکی مختصر شده است. ( باید اذعان کنم که بخشی از این اسناد شامل مطالبی بود که من تا زمانی که شخصا با او بصورت رو در رو صحبت نکردم برایم قابل درک نبود.)

لطفا تا زمانی که اتفاق ناگواری برای من نیافتاده است این نامه و یا حتی بخشی از ان را منتشر نکنید. من کل این نامه را بعنوان یک نسخه احتیاطی برایت می فرستم. در حال حاضراین مدارک را بر روی اینترنت می توان دقیقا بعنوان یک سری مزخرفات بی معنی تعبیر کرد. من برای معتبر قلمداد کردن این مدارک نیاز به عکس های اصلی و کاست صدا یا ویدئوی جولیان (ادامه مطلب را ببینید) دارم.

دوست دیگری که تو نمی شناسی و عملا هرگز با پروژه کاملوت در ارنباط هم نبوده است، بصورت شخصی و انفرادی با جولیان در تماس نزدیک بوده و نظرات من را تائید می کند.

باید اعتراف کنم که من خودم بخش زیادی از این داستان را درک نکرده ام. من و جولیان بزودی با هم ملاقات خواهیم کرد و طی آن من این مطلب را سطر به سطر مورد بحث قرار داده و ثبت خواهم کرد. او همچنین قول یک مصاحبه ضبط شده را هم به من داده است. وی تاکید نموده که این مصاحبه برای من در بردارنده خطر بسیار بیشتری خواهد بود تا او، ولی از آنجائیکه به درخواست من انجام می شود ان را می پذیرد.

وی وعده کرده که طی ملاقات رودرروی مورد اشاره، عکس های با کیفیتی از سند “شجره نامه” اصل به من خواهد داد. دست کم آنموقع من چیزی که بطور مستند و معتبر قابل انتشار باشد خواهم داشت، بااینحال موضوع کماکان محل اشکال است و بیش از این قابل بحث و بررسی نیست.

به هر حال داستان شجره نامه را چنین می توان تصویر کرد.

قضیه از حضور دو گونه انسان بر روی کره ارض آغاز می شود: انسانهای از نسل خزندگان (انسانهای خزنده گون ) و انسانهای از نسل بشر (انسانهای بشری) (نظیر ما).

من بر این باورم که هدف ازآزمایشی که راجع به آن صبت می کنیم (جدای از اینکه معلوم شود محصول آزمایش چه موجودی است) فراهم کردن این امکان برای قانون فرگشت (تکامل) داروین ( بقای گونه برتر) برای ایفای نقش و پدید آوردن یک ابر موجود یا ابر گونه بعنوان محصول نهائی آزمایش بوده است.

تشریفات و اصول بکار رفته توسط  انجام دهندگان آزمایشهای فرا زمینی (ET) بشدت سری و غیرقابل دسترسی بوده اند. بنظر می رسد که این موضوعی بسیار خطرناک بوده است تا جائی که جولیان نیز از جزئیات این مورد اطلاعاتی نداشت.

 

کلیات قضیه این است که برای زمان درازی –  بمدت صدها هزار سال – درگیری عمیقی بین انسانهای بشری و انسانهای خزنده گون در جریان بوده است. در طی این دوره طولانی زمانی شاخه های متعددی از نسل های حاصل از اختلاط این دو گونه نیز پدید آمده اند.

{پایان صفحه ۱ تصویری}

در حقیقت این “شاخه های” مختلف “قرابت خونی”، در نژادهای دورگه اصلاح شده، بودند که مسئول و پدید آورنده نژاد های مختلف فعلی انسانی (سیاه افریقائی؛ زرد آسیائی، سفید قفقازی، مغول ها، و غیره و غیره) بر روی زمین هستند.

تقریبا هرکسی را روی کره زمین مثال بزنید یک جائی در وجودش DNA خزندگان را دارد. در حقیقت بر اساس این شجره نامه  اگر به اندازه کافی به گذشته باز گردیم همه ما دورگه های انسان – خزنده هستیم.

البته دو استثناء هم وجود دارند: خزنده گون های خالص و انسان های بشری خالص.

( ضمنا جلسه استماع – (جلسه ای که طی آن در دادگاه به اظهارات متهم یا شاهد گوش فرا داده می شود – مترجم) – سیاستمدار نروژی را در خصوص علامتهائی که وی در پایگاه زیرزمینی دیده بود بیاد دارید؟ به یکبار دیگر خواندنش می ارزد …!!)

خزنده گون های خالص مفقود شده اند. کسی هم در این خصوص چیزی نمی داند و این فقط شامل حال ساکنین کنونی زمین نیست. آنها دیگر اینجا نیستند. اطلاعات بجای مانده از آنها (از قبیل کتابخانه اسکندریه، مهرهای استوانه ای و غیره و غیره) حاکی از جابجا شدن محور زمین  هستند بگونه ای که تغییرات آب و هوائی حاصل باعت آن شد تا خزنده گونها که نیازمند آب و هوائی گرمتر بودند در نبرد با انسانها مقهور موقعیت برتر و سازگاری بیشتر آنها گردند. بنظر می رسد که اندک بازماندگان آنها هم ناچار به ترک کره زمین شده باشند.

دسته دیگر که در سوی مخالف طیف نژادی انسان نماهای فعلی ساکن بر روی کره زمین جای دارند عبارتست از انسانهای خالص. این دسته شامل ۳۳ رگه قرابت خونی خالص نژاد انسانهای بشری است.

آنهائی که در داخل این دسته جای دارند اینگونه فرض می کنند که چون آنها انسانهای اصیل می باشند، فقط آنها هستند که حق اداره این سیاره را دارند. هر کس دیگری غیر از آنان (که شامل من و شما و هر کسی که ما می شناسیم می شود) اساسا (اگر به اندازه کافی به گذشته رجوع کنیم) یک دورگه است.

(بر اساس تفکر اعضای دسته انسانهای خالص) ما لیاقت داشتن حقی برای اظهار نظر و دادن رای را نداریم چرا که ما در درون خود حامل DNA دشمن بزرگ و قدیمی مان هستیم. ما خالص نیستیم.

بخش دیگر این قضیه که از قضا از دید افکار عمومی قابل پذیرش هم نیست اینست که نژاد مو بور و چشم آبی آریائی که مورد علاقه هیتلر هم بودند در حقیقت اولین نسل حاصل از اختلاط نژادی میان انسان و خزنده گون ها بوده اند.

این رگه (یا شاخه) نژادی در این شجره نامه با عنوان “دورگه خالص” عنوان شده اند که بیش از آنکه عنوانی برای شناختن این شاخه باشد به یک توهین ظریف و زیرکانه شبیه است. تا جائی که فهم من اجازه می دهد این عنوان یعنی “خالص تر از تمامی رگه های نژادی دیگر بجز انسانهای خالص بشری”.

لذا از دیدگاه آن ۳۳ دسته، “دورگه های خالص” مو بور و چشم آبی از برتری کاملی نسبت به باقی نژاد انسانها برخوردارند. (چشمان آبی یک مشخصه اصلی این دسته است. موی بور را بنظر من گاهی می توان تا جائی تعمیم داد که موقرمزها را هم در بر بگیرد.)

اعضای دسته های نژادی ۳۳ گانه به همان شکلی که مرکز کنترل ترافیک هوائی هواپیما ها را در هوا شناسائی می کند، قادر به تشخیص رگه قرابت خونی هر شخصی از فاصله دور هستند. این موضوع با در نظر گرفتن ابعاد عظیم آزمایش اختلاط نژادی چندان هم دور از ذهن نمی نماید.

{پایان صفحه ۲ تصویری}

https://i0.wp.com/www.paranormalhaze.com/img/misc/are-reptilians-really-controlling-the-world/05.jpg

کل موضوع به “رگه های قرابت خونی” وابسته است. آزمایش اولیه را هم به هر تقدیر نوعی از آزمایشهای ژنتیکی می توان به حساب آورد.

اکنون هسته مرکزی گردانندگان این سیاره را ۳۳ نفر تشکیل می دهند. اینها پیر ترین (بعبارتی ارشد ترین) نمایندگان ۳۳ گروه رگه های قرابت خونی خالص هستند. تقریبا می شود گفت که اینها اداره کره زمین را در ۱۷۰۰۰ سال گذشته در دست داشته اند.

این گروه ۳۳ نفر اسمی ندارد. آنها را نباید با گروه ایلومیناتی ( اطلاعات بیشتری در باره این گروه که خود در بردارنده گروه های دیگری همچون فراماسون هاست را می توان از این آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Illuminati بدست آورد. در هر حال این نام مبین گروهی بسیار مخفی است که غالبا حتی تائید وجود و اهداف کاری آن بسیار مشکل است. عنوان می شود که این گروه و زیر شاخه های بسیار وسیع آن که با هدف سردرگم ساختن هر چه بیشتر افراد کنجکاو و محافل رقیب پدید اورده شده اند حکمرانان اصلی کره زمین و تعیین کنندگان سیاست اداره آن در بلند مدت هستند – مترجم) اشتباه گرفت.   گروه ایلومیناتی یک گروه و جماعت رده پائین تر نظیر ماسون ها، شوالیه های مالت، روزیکروسیون ها ( از ترکیب دو لغت Rose و Croix  یا همان  Cross که مجموعا صلیب سرخ معنی می دهد ایجاد شده و یک گروه شبه ماسونی است و همانطور که در بالا گفته شد یکی از گروه های متعدد از این دست است. به آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Rosicrucian مراجعه کنید. – مترجم) است. پایگاه آنها در و یا حداقل نزدیکی های لندن قرار دارد و اعضاء شان را مردان انگلیسی یا اروپائی و تعداد زیادی از اتباع آمریکا و کانادا تشکیل می دهند.

من سئوالی راجع به  نامها نکردم چرا که احساس کردم این کار به نظر چندان مسئولانه نخواهد آمد. بیاد داشته باش که حرف به حرف این نامه توسط ناظران مخابراتی شنود شده است. با اینحال جولیان اصرار داشت که بغیر از یک یا دو مورد استثناء این اسامی در هیچ جائی در دسترس عموم قرار نگرفته اند. اینها مردمی “نامرئی” هستند و اسامی شان معلوم نیست.

و یک مورد باورنکردنی. (این یکی را نباید برای هیچ کس، تکرار می کنم هیچ کس بازگو کنی. این موضوع خیلی مهم است.)

سن ژرمن (Saint Germain) یکی از این ۳۳ نفر است (اطلاعات بیشتری راجع به این شخصیت حقیقی که ادعای داشتن عمری متجاوز از چندین قرن را داشته است در آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Count_of_St._Germain مطالعه فرمائید – مترجم). این را جولیان گفت. او هیچ سر نخی راجع به اینکه چگونه چنین چیزی ممکن است نداشت و فقط چیزی را که به وی اطلاع داده بودند تکرار می کرد. سالها قبل به وی گفته بودند که سن ایشان ۲۰۰۰ سال است این درحالی است که او میان سال به نظر می رسد و از سلامتی خوبی هم برخوردار است. تعریفی که جولیان از وی داشت “همچون دریائی ژرف و فردی بسیار محترم” بود.

https://i0.wp.com/awakenvideo.org/images/DNAActivationAscension/human-dna.jpg

(من حتی به باور داشتن خودم به این موضوع شک دارم. صحت آن را ۵۰-۵۰ تلقی می کنم. ولی او می گفت این تمام آن چیزی است که به وی گفته شده اگرچه خودش هم نمی توانست توصیفی برای درست بودن آن ارائه نماید. شاید این یک دروغ تعمدی باشد (همیشه برای هر سطحی از افراد دروغ مناسبی وجود دارد) – که جولیان آن را صحیح پنداشته است. او می گفت دروغ در همه جا شایع است. بعقیده او دروغ معمول ترین سلاح چه در خارج و چه در داخل است.)

در بسیاری از موارد جولیان بهنگام تصمیم گیری های این افراد در اتاق جلسه حضور داشته است. آخرین حضور وی در آن اتاق به دو هفته قبل باز می گشت. از آنجائی که در آن زمان وی تازه به بریتانیا بازگشته بود از وی برای یک ملاقات دعوت شده بود. بر اساس آنچه او به من گفت پس از اوائل سپتامبر ناگهان ورق برگشت و اوضاع بطرز دیوانه واری عوض شد. او بطرز ناباورانه مورد حمله قرار گرفت، بطرز ناباورانه ای دیگران از وی حمایت کردند، و در نهایت هم توسط یکی از اعضای تیمش فراری داده شد.

وی به نیجریه گریخت جائیکه ارتشی از تعداد قابل توجهی از مردم آنجا طرف او بودند. همانجا بود که وی ربوده شده و نهایتا  سر از یک زندان در نیجریه در می آورد. به هر حال وی با تحمل جراحات شدیدی (زانوهای خرد شده و دستان شکسته) موفق به فرار می شود. شخصی که بهمراه جولیان فرار کرده بود در پی سلسله ای از اتفاقات که فقط در فیلمهای “جری براکهایمر” می توان سراغ کرد از آی پد جولیان با من تماس گرفت.

{پایان صفحه ۳ تصویری}

نهایتا پس از رد و بدل کردن شتابزده انبوهی از ایمیل ها من از تماس با موبایل وی که فقط می توانستم روی آن برای وی پیغام بگذارم خودداری نمودم. پیغام صوتی من بعدا توسط این شخص برای مادر جولیان که یک “شمن” (‏کشیش یاکاهن یا جادوگر مردم قدیم شمال اسیا و اروپا – مترجم) بود و بر این باور بود که جولیان نباید انسان باشد، پخش می شود آنهم درست زمانی که مادر جولیان درصدد تماس با مقامات دولتی بوده است.

من در طی پیغام صوتی ام از هر فردی که در حال گوش فرا دادن به این پیغام بود دوخواست می کردم درک نماید که او انسان خوبی است که در موقعیت بدی گیر افتاده و نیازمند کمک است. در طی پیام من با کمال تواضع و ادب مختصرا راجع  به خودم با بهترین لهجه ممکن انگلیسی توضیح می دادم. به هر کلکی بود جولیان موفق به فرار گردید. واژه هائی خودش بعدا برای من بکار برد بهترین تعریفی بود که از وی شنیده بودم (اینها را باید با لهجه شرق لندنی وینی جونز در فیلم “Lock Stock and Two Smoking Barrels” بخوانید): “پسر گنده، تو خیلی کارا ازدستت بر میاد.”

سپس وی با یک کشتی از لاگوس گریخته و در نزدیکی های لیسبون با یک لباس غواصی مندرس و مایملکش که برای حفاظت در برابر آب سه مرتبه آنها را بسته بندی و مهروموم کرده بود بدرون آب می پرد.۴۵ دقیقه بعد در نزدیکی های تنگه جبل الطارق وی با یک قایق تفریحی موتوری توسط یک شخص آشنا از آب گرفته می شود. بالاخره، چند روز بعد وی دوباره در بریتانیا بود.

پس از سوار شدن به کشتی و هنگامی که وی (به معنای واقعی کلمه) داخل مرزهای اروپا بود، با فرستادن یک ایمیل به من اطلاع داد که “ملاقاتی با من انجام خواهد شد” و من بایستی ضمن گوش فرا دادن دقیق، کاغذ و قلمی به همراه داشته باشم. داستان مختصری که الان می خوانید اگرچه مورد خاصی در بر نداشت ولی به نوبه خود جالب بود.

من اصلا هیچ حدسی راجع به آنچه قرار بود اتفاق بیفتد نداشتم.با فرض اینکه احتمالا طی فرصت کمی از من خواسته خواهد شد تا در جائی حضور به هم برسانم یک چمدان مسافرتی کاری شامل لباس مختصر، گذرنامه، گواهینامه رانندگی، دستگاه ضبط صوت، حافظه فلش، لپ تاپ، آداپتور های لازم، تلفن همراه و پول نقد از سه نوع ارز رایج فراهم کرده و در همه حال حتی هنگام خرید منزل آن را همراه داشتم.

بالاخره تماسی که منتظرش بودم با من گرفته شد، آن هم بصورتی که بیشتر در فیلمها اتفاق می افتد. این تماس عبارت بود از صدای یک زن انگلیسی زبان که از یک خط با شماره مخفی پیامی به این شرح برای من گذاشته بود: “آقای رایان، من دقیقا ده دقیقه بعد دوباره تماس خواهم گرفت. وقتی تماس گرفتم، نام و نشانی هتلی را به من بدهید که فردا از آنجا می توانید به یک تماس از خارج کشور پاسخ دهید.” و بعد صدای قطع تماس.

من تمام آنچه را که از من خواسته شده بود انجام دادم و ۲۴ ساعت بعد این جولیان بود که از یک خط ویژه کاملا محرمانه بامن تماس گرفت. هرچند او با عجله فن آوری بکار رفته برای چنین تماسهائی را برای من توضیح داد ولی برای من مشکل بود از حرفهای او سر در بیاورم. تکنیک هوشمندانه ای بود – چیز در مایه های کش رفتن یک خط یا شماره یک خط دیگر – که برای فرار از دست شنود تلفن و فقط برای یکبار می شود از آن استفاده کرد. ما توانستیم بطور محرمانه راجع به برخی برنامه های تدارکاتی صحبت کنیم. به هر ترتیب من نیازی به استفاده از پاسپورت و یوروهایم نیافتم! (البته هنوز هم داخل چمدان کاریم هستند…)

 

{پایان صفحه ۴ تصویری}

همینکه وی به بریتانیا بازگشت، از وی برای حضور در یک اجلاس رسمی ۳۳ دعوت شد. این بیشتر یک ملاقات انضباطی بود، چیزی که او آن را به جلسه دادگاه تشبیه می کرد. سئوالاتی از وی شده بود و از وی خواسته شده بود که صادقانه پاسخ دهد. وی جزئیات جلسه را در اختیار من قرار داد که البته من از تکرار آن در اینجا معذورم.

او به اندازه کافی باهوش بود تا با صداقت کامل در مورد اسراری که برای فرد دیگری آشکار کرده بود، هویت آن فرد و قصد و نیتش از این کار و دیگر موارد با راستگوئی پاسخ دهد. من کاملا درک می کنم که او مجبور به انجام اینکار بود. دروغ گفتن وی در آن شرایط کاری بس احمقانه بود. پیشنهادی به او شد که او آن را بررسی و سپس رد کرد.

دانستن این موضوع است که اعضای این گروه به دو دسته تقسیم می شوند چیزی است که به درک بیشتر ماوقع کمک می کند (البته این تقسیم جنبه رسمی ندارد و بیشتر بر می گردد به تفاوت دیدگاه و نگرش آنان.)

“خالص گرا”ها – یا آنهائی که بیشتر می توان انها را “طیف سنتی” نامید – خودشان را نگهبانان این سیاره، نژاد انسان و آزمایش بعمل آمده می دانند. آنها خودشان را متقاعد کرده اند که عملی که انجام می دهند کاری درست و در راستای انجام وظیفه و مسئولیت ایشان است.

DNA مهمترین چیز است: اشخاص به هیچ وجه دارای اهمیت نیستند (درست همانطوری که تک تک گاوهای یک مزرعه دار تا وقتی که گله یا نسل گاوها محفوظ است برای وی چندان اهمیتی ندارند.) “خالص گرا”ها هر چند به لحاظ تعداد اقلیتی از ۳۳ را تشکیل می دهند ولی قدرت در دست آنهاست چرا که ارشدترین افراد (ازجمله شخص شماره یک این جمع) خالص گرا هستند.

دسته دیگر اما – که من عنوانی هم برایشان ندارم – نیاتی بیشتر مغرضانه دارند و به نظر می آید که از طریق اعمالی همچون کنترل ذهن انسانها، حقه های کثیف و سایر روشها قصد دخالت بیشتری دارند. تفاوت این دو فراکسیون (تا جائی که من تا الان توانسته ام بفهمم) در میزان “مجاز” دخالتی است که به نظر آنها می توان در فرآیند “طبیعی” انجام داد.

هر یک از این دو دسته توجیهات و استدلالهای خاص خودشان را دارند و بحث های سنگینی نیز بر سر آنها انجام داده اند. خطوط ترسیم شده بین آنها چندان واضح و معین نیست. برای نمونه، یک “غیر خالص گرا” ممکن است معتقد باشد که هدف گلوله قرار گرفتن من از پشت سر در یک کوچه تاریک می تواند بخش مشروعی از آزمایش باشد. چرا؟ چون اگر من به اندازه کافی باهوش بودم که از قضیه با خبر شوم، می توانستم احتیاطات لازم را بعمل بیاورم.

در حالیکه از دید یک “خالص گرا” احتمالا این دخالت زیاده از حدی تلقی می شود و به بازهم احتمالا به اعتقاد وی من می بایستی از حق ادامه پروژه کاملوت / آوالون خودم بی هیچ مانعی برخوردار باشم …. و دست آخر نتیجه آنها را هم شاهد باشم.

{پایان صفحه ۵ تصویری}

علت این اعتقاد آنها را می توان از زبان جرج گرین چنین بیان نمود: آنها بر این باورند که از “هم اکنون” پیروز هستند. اجازه دادن به من برای تعقیب کردن فعالیتهایم برای آنها نظیر اجازه دادن به یک گربه برای بازی کردن با موشی است که شکار کرده است. جدای از سرگرمی حاصل از چنین کاری، این تفکر مشروعیت حود را از فلسفه اصلی آزمایش مبنی بر “بهترین انسان پیروز خواهد شد” بدست می آورد.

ابعاد قضیه البته بسیار بسیار وسیعتر از این حرفهاست، که البته بحث در مورد آن ما را از محدوده این نامه خارج خواهد کرد.

ریسک قضیه در آنجاست که هرگاه “غیر خالص گرا” ها تفوق یابند (یا سرخود اقدامی نمایند) من حقیقتا در مخاطره جدی قرار خواهم داشت. جولیان بارها تاکید کرد که وی دیگر از وسایل و منابع لازم برای حفاظت از من برخوردار نیست و با ورود به قلمروهای ناشناخته و خطرناک، من باید براستی از آنچه انجام می دهم آگاه باشم.

این وضعیت بی نهایت مخاطره انگیز است. می توان گفت که این غیرعادی ترین وضعیتی است که من تاکنون درگیر آن بوده ام. آنچه به آن ارزشی بیش از یک فیلم سینمائی می دهد اینست که بین من و جولیان دوستی و احترام عمیقی بوجود آمد که ارزش آن بسی فراتر از کارهائی نظیر درز دادن جرائم و تخلفات به رسانه غیر رسمی (زیرزمینی) بود.

من پس از فرار وی از زندان نیجریه هوای او را خیلی داشتم که همیشه بخاط این موضوع از من سپاسگزار بود. او هم هوای من را در افریقای جنوبی خیلی داشت (اگر در جریان نیستی به من اطلاع بده – فکر میکنم که بهت گفته باشم). حدس زدن اتفاقات بعدی چندان سخت نیست.

نهایتا طرح سه نکته بسیار مهم:

۱-      امکانات شنود مخابراتی که پیشتر از آن یاد شد کاملا واقعی هستند. چیزهائی وجود دارند که شخص معمولی حتی فکرش را هم نمی تواند بکند چرا که در این صورت همانند درخشش نور یک فلاش در یک اتاق تاریک لو خواهد رفت. به همین علت بود که او هیچ وقت راجع به بعضی چیزها با من صحبت نکرد. بعدا در این باره بیشتر باهم صحبت خواهیم کرد. این موضوعی بسیار فریبکارانه است.

۲-      در کل این قضیه اشکالی وجود دارد که احتمالا خود جولیان هم از آن بی خبر است. (  او نخستین شخصی است که قبول دارد همه چیز را نمی داند.) می دانیم که خزنده گون های خالص ناپدید شدند و مدارک تاریخی متعلق به افراد این دسته هم بیان نمی کند دقیقا چه بر سر آنها آمد. ولی در شجره نامه دستنویس موجود در نزد جولیان، صراحتا ذکر شده که آنها “مردند یا اینجا را ترک کردند”.

و از سوی دیگر، ما با ۳۳ انسان خالص روبرو هستیم که حق خود می دانند بر این سیاره حکمفرمائی کنند و این موضوع را هم در بین خودشان نگهدارند چرا که به زعم آنان هیچ کس دیگری را “یارای پذیرش حقیقت نیست” (و احتمالا حق هم با آنهاست!).

اشکال یاد شده در بالا می تواند این باشد که خزنده گون های اصیل با روشهای نامرئی و مخفی کماکان حکمفرمائی بر این سیاره را هنوز در دست داشته باشند. مطمئنا آنان بطور فیزیکی اینجا حضور ندارند –  یقینا خودشان را آشکار نمی کنند. ولی اگر در زمانهای قدیم امکانات عمل از ورای ابعاد را فراهم آورده باشند، آنها

{پایان صفحه ۶ تصویری}

احتمالا این کار را با کنترل گونه “انسانهای خالص” انجام می دهند – که احتمالا خودشان هم از این قضیه آگاه نیستند.

04

از اینها گذشته خزنده گون های خالص (از دیدگاه شخصی خودشان) این سیاره را متعلق به خودشان قلمداد می کنند …. درست نظیر انسانها. انگیزه آنها برای کنترل نژاد انسان خالص پس از اینکه از روی زمین بطور فیزیکی حذف شدند احتمالا بطور خیلی ساده “گرفتن انتقام” است.

موارد بالا نظر شخصی من هستند. با این حال با حقایق موجود جور در می آیند.

بقول Ezra Kramer رئیس CIA در هنگام آغاز اکران آخرین فیلم جیسون بورن: “تو حق نداشتی این چرندیات رو بهم ببافی”

۳-      نهایتا: اهم آنچه در سالهای آتی با آنها روبرو خواهیم بود.

– جنایتکار جلوه دادن و بی اعتبار ساختن رسانه غیر رسمی – زیرزمینی ( او این موضوع را قبل از مطرح شدن داستان ویکی لیکس در رسانه های رسمی به من گفت)

– اردوگاه های  FEMA (Federal Emergency Management Agency به معنی آژانس فدرال مدیریت وضعیت اضطراری – مترجم) برای “افرادی نظیر تو” ساخته شده اند (او این حرف را خطاب به من گفت)

– یک تهدید فرا زمینی دروغین (نظیر قضیه Blue Beam ، ولی نه با آن نام)

– فعالیت مخرب خورشیدی، احتمالا در سال ۲۰۱۳، که باعث صدمه به شبکه انتقال برق خواهد شد.

– “سیاره ایکس” (نیبیرو – مترجم) واقعیت دارد (یک کوتوله قهوه ای دقیقا مطابق با گفته اندی لویدز) ولی تهدید ناشی از آن حقیقت ندارد هر چند در موقع مقتضی از آن استفاده خواهند کرد.

– هیچگونه جنگ اتمی به وقوع نخواهد پیوست: این گزینه روی میز نیست.

– سناریوی واکسیناسیون / آنفولانزای خوکی هم دیگر روی میز نیست (مردم هوشیارتر از این حرفها هستند)

– آغاز تدوین راهبرد و استراتژی برای کاهش جمعیت با استفاده از غذا بعنوان اسلحه (روش انجام: اجرای سناریوی GMO بطور کامل – یا سناریوی Monsanto یا هر چی – و بعد اصطلاحا ، “کلید رو خاموش کن”.) این تقریبا طی دهسال آینده و شاید قدری زودتر اتفاق خواهد افتاد.

توجه داشته باشید که منطق حاکم بر کاهش جمعیت جهان با استفاده از بحران غذائی اینست که “این امر از اسلوب کلی آزمایش پیروی می کند”. باهوش ترین ها، آنهائی که دقیق تر می توانند حوادث و مشکلات آتی را پیش بینی کنند، افرادی که ماهیت تهاجمی( یا تدافعی) دارند، افرادی که به بهترین شیوه ممکن مشکلات را حل می کنند، آنهائی که بیشترین قابلیت کار در گروه را دارند، افرادی که بطور فیزیکی و جسمانی پایدار ترین هستند (و غیره) – اینها هستند که بحران را پشت سر خواهند گذاشت. این باعث تقویت و بهبود DNA در نجات یافتگان از بحران خواهد شد. منطق حاکم بر این سناریو می گوید که ژنوم نسل بشر با این کار اصلاح خواهد شد.

یک جنگ اتمی همه را یکسره خواهد کشت: “DNA خوب” و”DNA ضعیف” هر دو نابود خواهند شد. این امر با قواعد و قوانین آزمایش جور در نمی آید – بنابراین اکنون این اتفاق نخواهد افتاد. من بر این باورم که قبلا چنین گزینه را مد نظر داشتند ولی بعدا موضوع تغییر کرد. هرچند هنوز اوضاع بهتر نشده است.

{پایان صفحه ۷ تصویری}

 

دوستان گرامی ،
این نامه بسیار جالب و مفید است، اما تحقیقات من ثابت می کند که این سرگذشت و تارخچه وجودی حقیقی ما نیست. این یک نسخه دستکاری شده است، بگونه ای که  ”خزنده گون” ها مایلند ما بدانگونه باور کنیم. آنها ما را به گونه بهتری ارتقاء نداده اند ، بلکه ما را به یک گونه پست تر تنزل داده اند.  انسان حداقل ۱۲ رشته DNA فعال داشته است و ما بگونه ای بسیار تنگاتنگ به دستگاه آفرینش  متصل بوده ایم.  انسان موجودی مهربان  و مثبت اندیش بوده  و هرگز تا زمانی که “خزنده گون” ها  به زمین قدم گذاردند و بر اساس اهداف شریرانه خود ما را تغییر ژنتیکی دادند با منفی نگری آشنائی نداشته است.

“خزنده گون” ها بطور ژنتیکی ما را تغییر دادند تا تبدیل به عروسک های خیمه شب بازی برای اهداف مورد نظر آنها شویم. با تنها دو رشته  DNA  کنترل کردن ما بسیار آسانتر است. علاوه بر این ، آنها با ادغام کردن DNA خود با ما، به ما به بخشی از مغز خود را اهدا کرده اند.  این بخشی از مغز است که در طب مدرن به عنوان “مغز خزنده گون” نامیده می شود و آن را مسئول تمام افکار و اعمال منفی از قبیل نفرت ، ترس ، انتقام ، بندگی ، سنتها ، و غیره میدانند. آنها ما را بسیار تضعیف کرده اند ، در حالی که احساسات منفی ما بسیار قویتر شده اند ، لذا ما نمی توانیم اعمال خود را تحت کنترل داشته باشیم. اما زمان تغییر کرده است!  در حال حاضر قدرت بیشتری یافته ایم و در حال دریافت کمک برای یک تحول دوباره می باشیم!

(بدن ما دوباره در حال ایجاد ۱۲ رشته DNA است ) برای مطالعه این مقاله اینجا را کلیک کنید: “شگفت انگیز! دانشمندان: DNA ما همچنانکه در حال خواندن این سطور هستیم در حال جهش است! ما در حال ایجاد ۱۲ رشته هستیم!”

و: انتقال ۵ بعدی و ارتقاء DNA

The Human and Reptilian Evolutionary Tree:

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/06/avisualguidetoalienbeingsbydavidw-chace.jpg?w=225

“خزنده گون” ها فریبکارهستند و  چیزی که از ما می خواهند تا باورکنیم ، این است که آنها خالق ما هستند و ما به آنها مدیون و وامداریم. در حال حاضر این داستان را پیش کشیده اند تا دروغ های بیشتری را مطرح کرده  و به نوبه خود توجه ما را از خودشان منحرف سازند. مرگ برای   ”خزنده گون” ها قابل قبول تر از ترک این سیاره است. آنها بسیار قدرتمند و بیش از حد هوشمند هستند. آنها فعلا کنترل کننده هستند.

یکی از برنامه های گروه ایلومیناتی این  است که اعلام دارند  فرا زمینی ها واقعیت دارند ، با این تفاوت که “خزنده گون” ها  و نژاد خاکستری را  به عنوان قهرمانان به ما بقبولانند.  بدینگونه برده داران تبدیل به قهرمانان می شوند و ما به بندگی آنان می پردازیم.
برای من ، این داستان دروغ محض است. در فرضیات من “خزنده گون” ها هنوز هم در اینجا حضور دارند، چون زمین آخرین سیاره ای است که با فراخور ارتعاش کم آنهاست . نبرد نهایی روی زمین رخ خواهد داد در اینجا و ما پیشاپیش آن را برده ایم … نه از طریق تسلیحات و در خلال جنگها، بلکه بکمک عشق و اتحاد.

این شجره نامه تکاملی از نظر من تقریبا درست است، اما نیاز به تفسیری متفاوت دارد.  ”انسانهای خالص” درحقیقت  ”انسانهای با DNA  خالص خزندگان” هستند و آنها عروسکهای خیمه شب بازی اصلی و میزبان   reptilians ها هستند.

(اینجا می توانید اثباتی بر قدمت صدها میلیون ساله نژاد بشر بیابید: برای مطالعه مقاله اینجا کلیک کنید: “مدرک شگفت انگیز: نژاد بشر صدها میلیون سال قدمت دارد!”)

همانطور که می بینید ، واقعیت در نهایت آشکار می شود. این روند نمی تواند متوقف شود. سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ما تاریخ و سرگذشت واقعی مان را ، گام به گام نشان خواهد داد.

همیشه دوستدارت ،
الکساندر.
پیوست – پاسخ بیل رایان به این نامه (۵۰ دقیقه ):

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=t2KDtqIP7kk

منبع:      http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=t2KDtqIP7kk

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم فریبرز عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

دوستان عزیز ۲ مطلب دیگر هم درباره دی ان ا توسط دوستان عزیزم در حال ترجمه است که به زودی در سایت قرار داده میشود.

خدای مار پرنده .. محبوب هر دو قوم آزتک و مصریان باستان

Quetzalcoatl – رویترز – ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۷

هم مکزیکی ها و هم مصریان باستان که هرگز کشور ها و مناطقی با هزاران مایل دورتر از کشورشان را ندیده بودند
خدایان پر – مار را میپرستیدند  ،  آن ها اهرام مصر را ساختند و تقویم ۳۶۵ روزه را ارائه دادند که یک نوع نمایش جدید بود.  باستان شناسان مکزیکی که مدتی به عنوان بزرگترین ارائه دهندگان  باستان شناسی در جهان بودند  گنجینه هایی را  از مصر باستان به ارمغان آوردند تا برای اولین بار  در کنار تمدن بزرگ بومی مکزیک نمایش داده شود .
این نمایشگاه ، که دارای مجسمه های  پنج تن  با قدمت ۳،۰۰۰ ساله ازاهرام فرعون دوم مصر  و سنگ های حجاری شده از اهرام Chichen Itza  مکزیک است  قصد دارد تا بسیاری از شباهت ها ی دو جهان پیچیده را نشان دهد که توسط اروپایی ها در حملات ۱،۵۰۰ سال قبل فتح شده است  . تشابه های فرهنگی بسیار زیادی بین مصر باستان و مکزیک از نظر دین ، ​​نجوم ، معماری وهنر وجود دارد .به گفته Gina Ulloa  ، سازمان دهنده نمایشگاه که تقریبا سه سال وقت خود را صرف اماده کردن ۳۵،۵۲۰ فوت (۳،۳۰۰ متر مربع) زمین برای نمایشگاه کرده است ، آنها با یکدیگر بسیار قابل تقدیر هستند .

این نمایشگاه ، که در تعطیلات آخر هفته در شهرستان مکزیک شمالی مونتری افتتاح شد نشان می دهد چگونه تمدن مکزیک به پرستش خدایان پر- مار و Quetzalcoatl از حدود ۱،۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تا سال  ۱۵۲۱ در زمانی پرداخته اند که اسپانیا آزتک را فتح کرده است .

مصری ها از ۳،۰۰۰ سال قبل از میلاد به بعد  اغلب خدایان خود را به تصویر کشیده اند از جمله الهه فراعنه ایسیس که به گفته Ulloa در هنر و مجسمه سازی به عنوان افعی با بال و پر نمایش داده میشود . مار بال دار و افعی در کنار خدای  نشانگر دوگانگی وجود انسان میباشد ، تماس با آب وزمین ،مار ، و آسمان  پر از پرنده میباشد  . مجسمه های مصری در نمایشگاه از معابد باستانی در کنار رود نیل و از موزه ها در قاهره ، اقصر و اسکندریه به مکزیک اورده شده اند که نشان میدهند که چگونه هوروس پسر ایسیس اغلب با دست های بالدار وهمراه با افعی نمایش داده میشود. کلئوپاترا ، ملکه آخرین ملکه مصر قبل از فتح مصر توسط روم در ۳۰ سال قبل از میلاد ، خودش را به عنوان ایسیس با کلاه خودی طلایی از افعی بر سرش  دید .

شباهت غیر طبیعی

در هنر، اولین تمدن مکزیک، Olmecs، بازتابی از بهترین مجسمه های مصر است. هنرمندان  Olmec  به حکاکی مجسمه جنگجویان بزرگ جاگوار پرداخته اند که شبیه به sphinxes  های مصری در نمایش شیرها با سرهایی از خدایان و یا پادشاهان هستند. مجسمه نشسته از یک کتیبه بین سال های ۲۴۶۵ و ۲۳۲۳ قبل از میلاد نشان دهنده سنگ کاری  و توجه  یک مجسمه از  پادشاه Olmec میباشد که به موازات ان قرار گرفته است . هیچ مدرکی از ملاقات Omlec و مصری  ها وجود ندارد.
رفتار های مشابهی در مورد ساختمان اهرام مصر به عنوان مقبره هایی سلطنتی، Mayansو آزتک به دنبال مکان مقدس خدایان مصر وجود داشته است

در حالی که هیچ جایی برای اهرام مصر در نمایشگاه وجود ندارد اما بخشی از انجمن جهانی فرهنگ وجشنواره فرهنگی بین المللی میباشد که در جشنواره بارسلونا در سال ۲۰۰۴ برگزار شد. سازمان دهندگان جشنواره  می گویند این اولین بار است که بسیاری از آثار باستانی از مصر خارج شده است .. آنها عبارتند از کل سردر معابد نیل، دستبند پوشیده شده توسط رامسس دوم وتابوت های استفاده شده توسط فراعنه. همچنین مکزیک آثاری را از آزتک ها، مایاها و Olmec واز سراسر کشور گرد اوری کرده است .

منبع:    http://www.crystalinks.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ترجمه و ارسال این مطلب .

آیا حلقه کشتزار بیستم ژوئن ۲۰۱۱ در منطقه Poirino ایتالیا نشان از ترسیم کد ASCII داشته است؟

تصویر کشتزار جدیدی که در نزدیک Poirino ایتالیا در ۲۰ماه ژوئن ۲۰۱۱ دیده شده ، در مرکز نشاندهنده یک ستاره بزرگ هفت وجهی است که به وضوح مشابه ستاره تصویر کشتزار جنوب انگلستان در جولای سال ۲۰۰۵ است که برخی محققان آنرا پیش بینی انفجار دنباله دار هولمز۱۷P در اکتبر ۲۰۰۷ دوسال بعد از آن میدانند . آیا تصویر جدید پیام آور یک انفجار دنباله دار دیگر در آینده ای نزدیک است؟

Poirino, Italy – ۲۰th June 2011

چیزی که در تصویر کشتزار Pirino ایتالیا بیشتر جلب توجه می کند یک سری خطوط در امتداد راسهای هفت ستاره داخلی در محیط پیرامونی است که به زبان کد اسکی  هشت بیتی (eight-bit ASCII code ) دارای معنی و مفهوم است، که به نظر میرسد خالق این اثر در تلاشی برای بیان اشاره و شناساندن EA یا انکی (خدای مو طلائی در سومر باستان) به بینندگان بوده است .

بر اساس افسانه های کهن، انکی و Innanna با اختلاط اسپرم خدایان  و تخمک انسانهای بومی اولیه ساکن زمین ،توسط علم ژنتیک، از ده ها هزار سال پیش انسان مدرن امروزی را بوجود آورده اند. (ویکی پدیای انگلیسی)

در زیر شرح دقیق محاسبه کد اسکی نمایش داده شده در اطراف دایره پیرامونی هفت ستاره بزرگ منطقه Poirino چنانچه در جهت عقربه های ساعت خوانده شود ،ارائه شده است.

۰۱۰۰۰۱۰۱ E

01100001 a

01000101 E

01101110 n

01101011 k

01101001 i

00100000 space(فضای خالی)

شگفت انگیزتر اینکه این تصویر کشتزار در اطراف هفت لبه پیرامونی خود تعدادی ستاره را نشان میدهد اما روشن و واضح نیست که این نمادها بیانگر تصاویر نجومی اطراف یک انفجار ستاره دنباله دار (مشابه آنچه در تصویر کشتزار جنوب انگلستان در سال ۲۰۰۵ دیده شد) یا تعدادی کد هوشمندانه ریاضی باشد. چنانچه هر دسته از ستاره ها را جداگانه شمارش کنیم به نظر بیننده آنچه دیده میشود:۵٫۳۳۴۴۴۴ است.

در تابستان ۲۰۱۰ در منطقه Poirino در تصویر کشتزاری مشابه ، تعداد دقیق ستاره ها در زبان کد اسکی ده دهی ، معادله مشهور E=mc2 را نمایش داد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم منتظر عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

مصاحبه با کردو موتوا: ربایندگان بیگانه و نژاد خزندگان

دانلود پی دی اف

مصاحبه با کردو موتوا شمن بزرگ اهل زولو در افریقا

credo mutwa_05

ربایندگان بیگانه و نژاد خزندگان

https://i0.wp.com/animal.discovery.com/tv/lost-tapes/meet-the-creatures/creature-images/reptilian-625x450.jpg

توسط ریک مارتین  ۹۹/۳۰/۹

همیشه گفته شده که بزرگان بومی هر قبیله ای کلید دستیابی به دانش هستند و این جمله هرگز تا زمانی که من موفق شدم تا با کردو موتوا سانوسی (شامن) اهل زولو، که به هشتاد سالگی خودش نزدیک می شود، مصاحبه کنم بر من ثابت نشده بود. از طریق تلاش و زحمات دیوید آیک (David Icke) موفق شدم تا با دکتر یوهان جوبرت (Johan Joubert) ، کسی که قرار گفت و گو را با کردو موتوا هماهنگ کرد تماس برقرار کنم .در نتیجه مصاحبه از طریق تلفن انجام پذیرفت ان هم با ان سوی دنیا در افریقای جنوبی. ما اینجا در روزنامه اسپکتروم از صمیم قلب از دیوید آیک و دکتر جوبرت به خاطر تلاش و زحمات بی شائبه آنها برای با خبر کردن دنیا از حقایق از زبان این مرد تشکر می کنیم.

لینک دانلود مستقیم:

http://ul.to/vjozo2pt

مدارک و شواهد از انسان مدرن باقدمت چندین میلیون سال

مدارک و شواهد از انسان مدرن باقدمت چندین میلیون سال

(قسمت اول )

۱- جمجمه ی کاستندلو در ایتالیا با قدمت ۳ تا ۴ میلیون سال

این جمجمه که متعلق به یک انسان مدرن است در سال ۱۸۸۰ در ایتالیا کشف شد. جمجمه در لایه ی خاکی که مربوط به دوره ی پلیوسن (۵٫۳۳۲ تا ۲٫۵۸۸ میلیون سال پیش ) بود قرار داشت.وبا توجه به این مطلب عمر این  جمجمه ۳ تا ۴ میلیون سال تخمین زده شد ه است .

جمجمه ی کاستندلو

۲- رد پای انسان با قدمت ۱۴۵-۱۹۵ میلون سال (ترکمنستان )

در اوایل دهه ی ۸۰ میلادی خبری مبنی بر پیدا شدن رد پای انسان در کنار رد پای دایناسور در ترکمنستان در مقالات علمی  شوروی سابق مشاهده شد  . ولی در آن زمان به علت اینکه ترکمنستان بخشی از شوروی بود  این گزارش توسط دولت مسکوت گذاشته شد.بعد از استقلال ترکمنستان  تحقیق روی این رد پاها توسط دانشمندان دوباره آغاز شد.آنها کشف کردند که برخی از این رد پاها  که مربوط به دوره ی ژوراسیک می باشد متعلق به انسان است.آنها از دکتر اریک سویفت در امریکا دعوت کردند تا برای انجام تحقیات بیشتر به ترکمنستان سفر کند . دکتر سویفت در نهایت به این نتیجه رسید که ردپاها متعلق به انسان است و به اضافه ی آن آثار رد پای بز نیز درصخره هایی که در دوره ی ژوراسیک شکل گرفته بودند پیدا شد  .( دوره ژوراسیک بین ۱۴۵ تا ۱۹۵ میلون سال پیش)

۳- رد کفش انسان با قدمت ۲۰۵-۲۵۰ میلیون سال متعلق به دروه ی تریاسه در نوادا- امریکا

این رد پا توسط یک زمین شناس آماتوردر دره فیشر در نوادا  کشف شد .در ۸ اکتبر سال  ۱۹۲۲

در روزنامه ی نیویورک سان دی مطلبی با عنوان راز یک ردپای سنگی  به نقل از  دکتر بالو منتشز گشت که متن آن در زیر آمده است :

جان رید  یک مهندس معدن و زمین شناس  چند وقت پیش که برای اکتشاف فسیل به نوادا رفته بود در حین گشت زنی  ناگهان ایستاد و  با شگفت زدگی  بخشی از  تخته سنگی که روی آن ایستاده بود را  دید که شبیه رد پای انسان بود . .بررسی های بیشتر نشان داد که آن رد یک پای برهنه نیست بلکه رد یک کفش می باشد که تبدیل به سنگ شده است . قسمت پنجه و قسمتهای بالای آن از بین رفته  اما دو سوم آن سالم مانده وفرم آن « به صورتی بود که انگار حاشیه دوزی چرمی داشت ویک خط دوخت در مرکز آن مشاهده می شد و جای پاشنه به وضوح قابل رویت بود .

این رد پا بعدها نیز بررسی  و صحت قدمت  ردپا و سنگ توسط دانشمندان تایید شده است وهمچنین با بررسی آن در زیر میکروسکوپ جای نخهای دوخت آن نیز تایید شده است .

۴- رد پای انسان ودایناسور در تگزاس

همانطور که در یکی از مقالات این سایت  آمده است رابطه انسان و دایناسورها در نقاشی ها و کنده کاری های  متعدد دیده شده اما .با کشف رد پای انسان ودایناسور در کنارهم  این تئوری را که میگوید انسان و دایناسورها هم دوره نبوده اند دوباره به چالش کشیده شده است.

در کنار ساحل رودخانه پالوکسی درگلن رز تگزاس در اثر سیل تخته سنگی نمایان شد که در آن هزاران رد پای انسان و دایناسورها در کنار هم وجود دارد. بسیاری از این رد پاها به موزه منتقل شده است ولی با این حال تعداد زیادی هنوز در منطقه موجود است.

۵- جمجمه ی ذغال سنگی با قدمت ۲۸۰ میلیون سال

یکی از جدیدترین  و مورد تایید ترین مورد جمجمه ی پیدا شده توسط آقای اد کنارد در معدن ذغال سنگ است. آقای کنارد یک شی بزرگ را در رگه های آنتراسیت معدن کشف کرد که شباهت عجیبی به جمجمه ی انسان اولیه داشت .

او ترتیب یک ملاقات را با متخصصان موزه ی استمسونین داد که این متخصصان در وحله ی اول وبدون هیچ آزمایش علمی  و فقط با یک نگاه اعلام کردند که این شی  حاصل سفت شدن مواد معدنی می باشد و فقط شکل یک جمجه را دارد!

آقای اد کنارد پس از آن شروع به بررسی و تراشیدن برخی از نقاط جمجمه نمود که در یک مورد به حفره ای برخورد  که تقریبا در محل فک آن قرار داشت و شبیه قوس دندانی بود.وی یک عکس از آن گرفت برای یکی از مشهورترین آناتومیست های جهان فرستاد و پس از مدت کوتاهی جواب گرفت که آنچه در عکس بدان اشاره کرده است در واقع یک دندان آسیای کوچک می باشد و نوک تیز دندانهانیز قابل مشاهده است.

پس از آن او مقدار دیگری از مواد سنگی داخل جمجمه را تخلیه کرد به سوراخهای ا ستخوانی برخورد (حالت اسفنجی استخوان )  . سپس او یک اسکن مادون قرمز روی جمجمه انجام داد . این اسکن نشان داد که مواد تشکیل دهنده ی این جسم منشا استخوانی دارند. او آزمایش های دیگری نیز در معتبر ترین آزمایشگاهای امریکا انجام داد که همه ی آنها این مطلب را که این فسیل متعلق به انسان است را تایید می نمود .

منبع:

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم پدرام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

ادامه دارد.

جستجو گران آب حیات در قاره آمریکا

یک داستان قدیمی‌ وجود دارد در مورد یک جویندهٔ اسپانیایی، خوان پنک ده‌ لئون که اولین شهردار پورتو ریکو بود و به دنبال منبع جوانی میگشت و در سال ۱۵۱۳ وارد فلوریدا شد. اما داستان با خود خوان شروع نشد، همچنین چیز جدیدی برای دنیای امروزی نبود. داستان آب شفا دهنده برمیگردد به دوران اسکندر. افسانه اینطور میگوید که اسکندر مقدونی همراه خدمتکارش از سزمین تاریکیها عبور کرد و در کوههای تبت به آب حیات دست پیدا کرد .

اسکندر شک کرد و کوزه ای که پیش کش شده بود را خدمتکارش با شمشیر شکافت
آن چشمه در کوههای تبت واقع شده است.

https://i1.wp.com/www.kilork.com/wp-content/uploads/2011/04/fountain-of-youth.jpg

Fountain of Youth Entry Gate

تعداد بسیار زیادی منابع غیر مستقیم هم در مورد افسانه وجود داره. جوانی همیشگی‌ یک هدیه هست در داستانها و افسانه‌ها، همچنین داستانهایی در مورد سنگ فیلسوفها، اکسیر عمومی و اکسیر زندگی‌ در اسیا و نقاط دیگر دنیا بسیار مشهور بوده‌اند. اشارت دیگری به این ماجرا‌ میتواند داستان شفا دادن یک مرد توسط عیسی مسیح باشد که در انجیل یوحنّا به آن اشاره شده. داستان آب شفا دهنده مربوط می‌شود به سرزمینی به نامه بیمننی یا بنینی، سرزمین ثروت و کامیابی. آب در جزیره ای به نامه بینکا واقع شده بود.

https://i1.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/en/1/11/Gondolin.jpg

هرچند که بعضی‌ از ترجمه ها پیشنهاد میکنند که آن آب در مجاورت باهاما واقع شده بود. مردم بومی به یک منطقه اشاره میکنند که در خلیج هندوراس واقع شده است. جزیرهای بیمینی در باهاما در زمان سفر پنک، به عنوان لا ویجا لقب داشتند

طبقه افسانه‌ها، اپنیییها از اروکس در هیسپنیلا، کوبا و پرتریکو در این مورد شنیده بودند. سقون، یک رئیس اروک که اهل کوبا بود، نمیتونست طمع اغوا کردن این آب رو از سرش بیرون کند. وی گروهی از مکتشفین رو گرد هم آورد و با کشتی به سمت شمال حرکت کرد و هیچ وقت بر نگشت. داستانهایی در این مورد میگویند  که وی و همراهانش آب زندگی‌ بخش رو پیدا کردند و زندگی‌ با عیشی رو در بیمینی شروع کردند. بیمینی و آب شفا بخشش در کریبین، ورد زبانها شده بود.

پتر مرتیر که متولد ایتالیا بود، در یک نامه به اسقف در ساله ۱۵۱۳ از این موضوع صحبت کرده بود، هرچند که خود وی این صحبتها رو باور نمیکرد و از اینکه مردم این صحبتها رو باور میکردند، کمی‌ می‌ترسید.

داستان ادامه پیدا کرد زمانی‌ که خوان پنک پس از تصرف جزیره‌ پورتوریکو از مردم در مورد آب زندگی‌ بخش  چیز‌هایی‌ شنید. به خاطره نا رضایتی از چیز‌هایی‌ که به دست آورد بود، تصمیم گرفت که با کشتی برای پیدا کردن آب زندگی‌ بخش حرکت کند. در این مسیر، فلوریدا رو پیدا کرد. با اینکه وی یکی‌ از اولین اروپاییانی بود که پا بر روی خاک آمریکا میگذاشت، اما هیچ وقت موفق به پیدا کردن عصارهٔ جوانی نشد. با اینکه خوان پنک در مورد آب زندگی‌ بخش شنیده بود و آن را باور داشت، اسمش تا زمان مرگش در افسانهٔ آب زندگی‌ بخش ثبت نشد. ژنرال گنزلو فرناندز در ساله ۱۵۳۵ نوشت که خوان پنک به دنبال آب بیمینی بود تا بتواند ناتوانی جنسی خود رو درمان کند. بعضی‌ از محققین بر این باورند که نوشته‌های فرناندز به خاطره بعضی‌ها سیاسی نوشته شده تا بتوانند در دادگاه‌ها به وی کمک کنند. داستانی مشابه در ساله ۱۵۵۱ توسط فرانسیسکو لوپز نوشته شد. در یاد داشت هرنندو اسکلنتِ در ساله ۱۵۷۵، نویسنده در مورد وجود آب زندگی‌ بخش در فلوریدا صحبت می‌کند و یاد آور می‌شود که لئون به دنبال آن آب میگشته. نوشته‌های وی بر روی آنتونیو ده‌ هرا تردسیلس در دنیای جدید تاثیر گذاشت.فون تانده  ۱۷ سال را به عنوان یک سرخپوست اسیر سپری کرده بود بعد از اینکه کشتی آنها در فلوریدا غرق شد. در یاد داشت‌های خود در مورد آبهای یک رودخانه گم شده صحبت می‌کند و آن رودخانه رو به نام جردن می‌شناسد. اما فون تان ده‌ کاملا در نوشته هاش یاد آور می‌شود که در مورد اینکه لئون در زمان ورود به فلوریدا به دنبال آب زندگی‌ بخش میگشته، شک دارد. به اضافه اینکه پنک در زمان تحقیقاتش، در نوشته‌هایش از کلمهٔ سرچشمه چیزی ننوشته. در حقیقت این هرررا بود که ارتباط قطعی رو در نسخهٔ دستی فون تانده به وجود میاورد و در کتاب تاریخچه “هیستریا ژنرال ده‌ لوث کستللنس ان لاس ایسلس تیررا فیرم دلم مار اکینو” آن رو یاد آور می‌شه. هرررا یاد آور می‌شود که مردم محلّی به صورت منظم به چشم میرفتند. یک مرد پیر میتوانسته کاملا جوان بشود، به طوری که ‌ بتواند ورزش کند و دوباره زن بگیرد و بچه دار بشود. هرررا اضافه می‌کند اسپنیردس به طور نا موفق تمام رود خانه ها، دریا چه‌ها و برکه‌ها رو در فلوریدا به دنبال آب افسانه گشته بودند. آخرین تحقیقات پنک در وینیسیتی پورت جدید شارلوت، در فلوریدا اتفاق افتاد. در فاصلهٔ خیلی‌ کمی‌ از مکان آخرین نبرد وی، یک چشمهٔ آب معدنی گرم وجود دارد. این آب معدنی برای هزاران سال مورد استفاده قرار گرفته بود، به خاطره همین این آخرین نبرد، تلاشی بود برای به دست آوردن آن آب و برای اطمینان یافتن از اینکه آیا آن آب، همان آب زندگی‌ بخش هست یا نه.

منبع:  http://theunexplainedmysteries.com/fountain-of-youth.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مسعود عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: