بایگانی ماهانه: سپتامبر 2013

پیغام SEPTEMBER 28, 2013 یک گروه آرکتورین

 

«پیغام SEPTEMBER 28, 2013 یک گروه آرکتورین»

 The Arcturan

سلام عزیزان. ما برایتان امید و راحتی را میرسانیم زیراکه میدانیم که خیلیها در این زمانهای تغییر عظیم دارند رنج میبرند. شما در پروسه رهاسازی و پاکسازی انرژیهای قدیمی از بدنهای فیزیکی و احساسی و ذهنی تان هستید که اغلب میتواند پراسترس و ناخوشایند باشند. درک کنید که این پروسه پاکسازی انرژی, دارای سطوح مختلفی است. ممکن است فکر کنید که تجربیات یا احساسات خاصی را پاکسازی کرده اید, و بعد ناگهان دوباره آنها را تجربه میکنید. بیشتر این پروسه پاکسازی عمیق مربوط به زندگیهای دیرینه شما هستند, زندگیهایی که درون ساختار آیینی و عبادی و مذهبی سپری شده اند. پروسه پاکسازی انرژی, در هر نوع شیوه ای که خویشتن برتر شما میداند که شما آمادگی اش را دارید رخ خواهد داد. تجربیات خیلی عمیق تر از زندگیهای قدیمی شما, اغلب دارای سطوح عمیقتری هستند که شما تاکنون درونتان دفن کرده اید و فقط اخیرا آماده پاکسازی شده اند. 

 

لطفا انتظار نداشته باشید که زندگی معمولی تان همانگونه مثل گذشته ادامه داشته باشد زیراکه زندگی روزمره تان تاکنون براساس ایده های همگانی و عمومی بوده است — یعنی برخی خوب هستند و برخی بد(دوگانگی و جدائی) – که بیشترشان اکنون دارند منحل میشوند. هیچ چیزی دیگر نمیتواند همانطوریکه بوده است بماند, اگرچه ظواهرات عمومی ممکن است که هنوز تغییرناپذیر و یا تغییر نیافته دیده شوند. این مردم بعنوان یک کلیت هستند که دارند اینرا انتخاب میکنند که دیگر وضعیت موجود را قبول نمیکنند, یک نشانه رشد روحی. چنانچه فرکانس انرژی Gaia تغییر میکند و بطبع آن شماها بیشتر روشن فکر و هدایت میشوید, انرژی فرکانس بالاتر خودش را در راههای جدید و برتری از آنچه شما هر روز انجام میدهید نشان خواهد داد. شما خالق هستید و سطح آگاهی شما در بیرون نیز متجلی خواهد شد.

 

همه چیز بطور روحانی است زیراکه هیچ چیز دیگری وجود ندارد – یک حاضر در همه جا, یک قادر مطلق, یک واقف به همه چیز, یک آگاهی, که دارد خودش را همچنان متجلی میکند…. این جهالت بشریت از این موضوع و اعتقادش به دوگانگی و جدائی بوده است که جهانتان را اینگونه که آنرا میشناسید و بهش معتقدید خلق کرده است – اشخاص پر شده از جفتهای متضاد هم.

 

بیداری و آگاهی, هدف سفر روحانی است و چیزیست که شماها دارید به آن, آگاه و بیدار میشوید. شماها آماده اید. چنانچه آگاهی در مقیاس فردی و جهانی به بیداری میرسد, یعنی به حقیقت وجودی و عقیده غلط دوگانگی و جدائی, صحنه بیرونی جهانتان نیز بطور اتوماتیک بایستی تغییر کند و تغییر خواهد نمود. هر تشخیص فردی از حقیقت, به نور آگاهی جهانی خواهد افزود و کمک خواهد نمود تا ظواهرات دروغین و غلط خلق شده از و در جهالت, منحل شوند.

 

از هر چیزیکه دیگر بکار شماها نمی آیند و بدانها هم طنین نیستید دست بکشید. چرا؟ چرا به چیزهائیکه, یا افرادیکه, یا مکانهائی که, یا اعتقاداتی که, دیگر با آنها هم طنین نیستید همچنان چسبیده اید و دارید با آنها ادامه راه میدهید؟  با خودتان صادق باشید و این سوال را از خودتان بپرسید. خیلیها حتی از این آگاه نیستند که دارند چنان کاری را انجام میدهند, حتی وقتیکه درک شهودیشان بهشان دارد سیخونک میزند که از چیزیکه دیگر بدردشان نمیخورد و با آن هم طنین نیستند و بدرد خوبی بالاترشان نمیخورد دست بکشند! چسبیدن به ایده ها و راههای زندگی که شماها فرای آنها رشد روحی کرده اید, آنهم برحسب عادت روزمره گی یا برخی وفاداریهای نابجا,  فقط باعث میشوند تا رشد روحی شماها را کند کنند و شماها را در اسارت گذشته نگه دارند.

 

وقتیکه حس ناتوانی برای رهاکردن آنچه که با آن هم طنین نیستید وجود دارد, این یعنی همیشه یک حس ترس در ماجرا حضور دارد. انسانها, زندگی پس از زندگی (وبعضا برای دلایل خوب) اینطوری برنامه ریزی شده اند تا از چیزیکه برایشان ناشناخته است بترسند. ترس, ابزاری شده است تا بتوسط کسانیکه عطش قدرت دارند, برای حکمرانی کردن استفاده شود, لذا ترس از ارتکاب یک اشتباه, عمومی شده است. ترس, از هر نوع از تجربیات شدید زندگیهای گذشته, در وجود شخص ریشه میکند و برای خیلیها بطور مستحکم و محکم درون حافظه سلولی (مخصوصا درون چاکرای ریشه) باقی میماند, تا اینکه بطور آگاهانه پاکسازی و رهاسازی شود.

 

پروسه پاکسازی و رهاسازی در راههای مختلفی رخ میدهند. اغلب موقعی شروع میشوند که سطح انرژی یک شاگرد بواسطه مدیتیشن افزایش می یابد یا بتوسط عملیات انرژی رسانی که بتوسط اشخاص روشن ضمیر انجام میشوند. پروسه پاکسازی انرژی میتواند کلی و عادی باشد, اما موارد عمیق تر پاکسازی باید بطریقی به سطح وجودیتان بیایند و تصدیق شوند (از نقطه نظر فیزیکی, احساسی یا ذهنی). تمام پاکسازیهای انرژی بتوسط خویشتن برتر هدایت میشوند و یک شاگرد نیازی نیست که هرگز بترسد که آیا برای تجربه کردن چنان پاکسازی آماده است یا خیر.   

 

خیلی از این تجربیات شدید زندگیهای گذشته شماها که هنوز در حافظه سلولی شماها نگه داشته شده اند, موقعی برای پروسه پاکسازی بتوسط خویشتن برترتان فعال میشوند که یک شخص در طول زندگی کنونی اش به یک انتخاب نزدیک مشابه به آنچه ممکن بوده در یک تجربه وحشتناک اصلی در گذشته اش انجام داده باشد درحال نزدیک شدن باشد. و برای ممانعت از این,  بدنتان پاسخهای حفاظتی برپا میکند – ترس از ارتفاع, ترس از آب, ترس از سگها, غیره و غیره – ترس, ترس, ترس. اغلب نور به سلولهای بدنتان بفرستید, خصوصا در طی مدیتیشن. قصدتان را در طی مدیتیشن بیان کنید که حافظه سلولیتان این انرژیهای قدیمی و پرچگال را رهاسازی و پاکسازی کنند و بجایشان اجازه دهید تا نور نقشه الهی جایگزینشان شوند. حافظه سلولیتان را آگاه کنید که آنها دیگر نباید چنین چیزی را دوباره تجربه کنند حتی اگر که شما واقعا ندانید که آنچه در گذشته تجربه کردید چه بوده است.

 

وقتیکه ترس های نامعقول و بی معنی بسراغتان می آیند, بخودتان زمان بدهید و از خودتان بپرسید:»به چه چیزی معتقدم که باعث شده اینطوری احساس کنم؟ آیا این حقیقی هست یا الکی؟» بدینصورت میتوانید فرای آن ترس و از طریق آگاهی بالاترتان و قصدتان برای پاکسازی و حرکت به فرای آن ترس, مشاهده کنید, رهاسازی کنید و حرکت کنید. قصد, در هر چیزیکه میگوئید و انجام میدهید خیلی مهم است. از خویشتن برترتان و آگاهی برترتان بپرسید و بخواهید تا در این موارد کمکتان کنند زیراکه آنها برای همین حاضر هستند تا کمکتان کنند و بهتان شدیدا عشق بدهند. با این وجود, همانند هر چیز دیگری, این انتخاب خودتان است.

 

یک روح در حال رشد روحی, شجاعانه شروع میکند تا به ناشناخته اعتماد کند, وقتیکه درک میکند که تمام چیزیکیه حقیقی است در دستورالعمل الهی و قانون الهی نگه داشته شده است آنهم علیرغم هرگونه ظواهراتی که در مغایرت با آن باشند – زیراکه هیچ چیز دیگری وجود ندارد. بشریت اینگونه آموخته است که راه حلها را در سطح ذهنی بیابد, با اعتقاد بر اینکه مغز مهمترین عضو بدن است. اما مغز بسادگی فقط ابزاری است که آگاهی, فعال کننده این ابزار میباشد.

 

بچه ها از دوران کودکی اینطوری آموخته داده شده اند تا هر زاویه از زندگیشان را بهش فکر کنند و برایش نقشه بریزند تااینکه همه چیز بدون هیچ مشکلاتی جریان یابد (براساس ایده های بعد سومی که امور چطور باید جور شوند). تشخیص دهید که وقتیکه دارید از یک آگاهی از منظر دوگانگی و جدائی کار میکنید, همیشه جفتهای متضاد یکدیگر برایتان وجود خواهند داشت, آنهم فارغ از اینکه چقدر خوب برنامه ریزی و نقشه کشیده باشید, چراکه شما دارید دقیقا و کاملا درون انرژی دوگانگی و جدائی, خلقت میکنید. این همان تجربه بعد سومی است.

 

نقشه کشیدن لازم است وقتیکه مثلا دارید بلیط هواپیمایتان را رزور میکنید یا دارید به مسائل روزمره گیتان توجه میکنید, اما داریم میگوئیم که دیگر زمانش است تا بیاموزید تا ابتدا به قصدتان گوش فرا دهید, و حقیقت پشت هر نوع ظواهرات زندگی را تصدیق کنید, و بعد هر آنچه که قدمهای انسانی نیاز دارند را بردارید. انسانها آموخته اند تا برعکسش را انجام دهند, یعنی نقشه کشی و طرح ریزی در طول زندگی و بعدا و با در درجه دوم اهمیت قرار دادن و یا شاید در یک یکشنبه در کلیسا بخواهند که جنبه های روحانی یک موقعیت در زندگیشان را بهش تعمق کنند. آگاهی روحانی, خیلی کاربردی است. کمال و هارمونی مجسم درون آگاهی الهی (و شما) وقتیکه تشخیص داده شود, در راههایی که برایتان تمام عیار هستند متجلی خواهند شد, اما لزوما همان راهها که برای یکنفر بی عیب هستند برای شخصی دیگر ممکن است مناسب نباشند.

 

باید برای هر لحظه از روز و شب, زندگی روحانی را باهاش زندگی کنید. حقیقت باید به سطح آگاهی شما تبدیل شود – یعنی لنزهایی که با آن هرچیزی در زندگیتان را مشاهده میکنید. هویت اصلیتان این است که شما موجودیتهای روحانی هستید, و بنابراین الزامی است که یک شاگرد روحانی مصمم, این حقیقت را تصدیق کند و با این آگاهی شروع به زندگی کردن نماید. شما انتخاب کردید تا در انرژیهای پرچگال بعد سومی سیاره زمین باشید تااینکه بیدار شوید آنهم علیرغم تمام ظواهرات زندگی که در مغایرت با آن باشند.

 

خیلیها حقیقت را در سطح عقلانی و ذهنی میدانند اما از آن جلوتر نمیروند. حقیقت نمیتواند در سطح عقلی و ذهنی تجربه شود, بی اهمیت به آنکه در چه تعداد کلاس و درس حاضر شده باشید یا چه تعداد کتاب خوانده باشید. حقیقت نگه داشته شده در سطح عقلی ذهنی, بسادگی فقط یک شاگرد روحانی را در همان مکانی که هست نگه میدارد و فقط به انرژیهای بعد سومی می افزاید. وجود الهی و الوهیت نمیتواند که بتوسط مغز درک شود, زیراکه خیلی عمیق, خیلی جهانی و خیلی مقدس است. حقیقت بتدریج از درون فاش میشود چنانچه یک فرد از نظر روحی آماده است. دانش عقلانی و ذهنی از حقیقت فقط یک قدم نوزادانه اولیه است.

 

هرفردیکه در انتخابش برای رشد روحی جدی و مصمم است, باید شروع به قدم نهادن در مسیر کند عزیزان, بجای اینکه فقط درباره حرفهای گفته شده حرف بزند.

 

اکنون زمانش است, و برای خیلیها حکم زمان اتمام یافته را دارد. بیاد بدارید, بشریت فقط به این خاطر روی سیاره زمین نیست تا از صحنه لذت ببرد, بلکه بدین خاطر اینجاست تا بیدار و آگاه شود. تمام کسانیکه دارند این پیغامها را میخوانند آماده هستند, و آنرا میدانند, درحالیکه هنوز عده زیادی مردد و بی میل هستند تا واقعا و عملا اینطوری زندگی کنند.

 

زیستن در یک زندگی بیدار شده روحانی اصلا بدین معنی نیست که 24 ساعت روز و 7 روز هفته را با دستان بفرم عبادت گره کرده بایستید, و بهیچ وجه هم بدین معنی نیست که  بگوئید:»آه, خدا همه چیز است, همه چیز توهم است, لذا اجازه میدهم تا این نوزاد قحطی دیده بمیرد.»

 

زندگی کردن از و در حقیقت همچنین اصلا بدین معنی نیست که کفش پاککن یک فردی دیگر شویم, بعنوان یکی دیگر از خیلی ایده های درباره زیستن روحانی که شاید بهش ایمان داشته باشید. زندگی کردن در مرکز وجودیتان, در آگاهی و بیداری قلبیتان, بمعنی زیستن و حرکت کردن و بودن وجود شما در یک فونداسیون براساس حقیقت است آنهم علیرغم تمام ظواهرات بیرونی زندگیتان, و در این حالت شما درطی هرچیزی که نیاز باشد تا در یک سطح انسانیت انجام شود راهنمائی میشوید.

 

درک کنید که اختلاف و ناهماهنگی برایش هیچ قانونی وجود ندارد تا بخواهید آنها را نگه دارید بلکه بسادگی, فقط تفاسیر گمراه کننده از یک آگاهی عمومی و انفرادی و همچنین از یک سطح آگاهی جهان بیدار نشده بدام افتاده در اعتقادات دوگانگی و جدائی هستند.

 

نور و عشق به تمام افرادیکه میبینید در ستیز و کشاکش و تقلا هستند بفرستید, و همیشه آنهم با تشخیص از ذات حقیقی الهی آن افراد.

 

چیزهای بیشتری دارند می آیند که شماها بعنوان هرج و مرج مشاهده خواهید کرد, اما در ترس فرو نروید زیراکه همه آنها بسادگی فقط حذف و پاکسازی انرژیهای قدیمی و پایان یافته از Gaia و همچنین از آدم ها هستند.

 

هرگز مردد نشوید که شما موجودیتهای الهی هستید و دارید تجربیات زندگی انسانی را پشت سر میگذارید. آنهائیکه باندازه کافی رشد روحی کرده اند تا پیغامهایی مانند اینرا بخوانند, شماها در راهتان هستید و کاملا قادرید تا نور بیشتری در این زمانها به جهان بیافزائید – اگرکه اینرا انتخاب کنید.

 

از طرف یک گروه Arcturian بتاریخ  9/28/2013

 

پ.ن: (م:) با اجازه دوستان گرامی, لینک آن PDF مربوط به مدیتیشن heal دهنده فردی و سیاره ای را که با ترکیبی از دستورالعمل ذهنی-روحی برگرفته از پیغام گروه آرکتورین است و قبلا هم در پی نوشت پیغام قبلی گروه آرکتورین نهاده بودم, دوباره اینجا در انتهای این پیام قرار میدهم. باورکنید پروسه پاکسازی حافظه های سلولی رو سریعتر و بهتر میکنه, بله خب اما با احساسات ناخوشایندی که در طبع اون میاد چونکه داره پروسه پاکسازی رو تسریع میکنه و اینکه در روزهای اول اینطوری بیشتر احساس میشه, اما بعدش واقعا نتیجه خیلی خوبی میده. عین عمل جراحی, که هرکاریش کنی باید یخورده دردش رو تحمل کنی, اما بهتر از اینه که بزاری مثلا غده سرطانی درونت بمونه و تو رو زودتر به فنا بده, نیست؟

http://www.mediafire.com/view/3jvb4cabct79oqw/Daily_Meditation_for_self_and_planet.pdf

PDF لینک زیر هم دربردارنده لینک های دانلود تمام موسیقیهای مدیتیشنی است که در PDF مدیتیشن بالا ذکر شده اند که موسیقیهای مدیتیشنی زیبا از Anjey Satori میباشند:

http://www.mediafire.com/view/zvqf9jo8b3jxzga/Anjey_Satori.pdf

منبع: http://www.onenessofall.com

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

دیمیتری مدودف : موجودات فضایی بین ما حضور دارند.


دیمیتری  مدودف نخست وزیر روسیه چندی پیش در یک مصاحبه ی تلویزیونی با یک شبکه ی روسی  وجود حیات فرا زمینی را تائید کرد. این رویداد بسیار مهمی است . چون برای اولین بار است که یک مقام رسمی در مقام نخست وزیری این حقیقت را بیان می کند. دیمیتری مدودف از سال ٢٠٠٨ تا ٢٠١٢ رئیس جمهور روسیه بود.

دیمیتری مدودف در این مصاحبه گفت :

» من برای اولین بار و آخرین بار به شما می گویم. به همراه کیفی که برای کنترل مسائل هسته ای است، پوشه ای هم به من دادند که مربوط به مسائل فرا زمینیان در روسیه میشود که آن ها توسط سرویس های مخفی و امنیتی روسیه کنترل می شوند.این ها به رییس جمهور جدید داده می شود. نمی توانم به شما بگویم که چه تعداد  از آن ها در بین ما هستند،  . چون ممکن است باعث وحشت و هراس شود.

http://www.youtube.com/watch?v=NcvVzXzzJZk

با تشکر فراوان از احمد رضا  عزیز برای ترجمه و  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

کشف اشکال عجیب در کف دریا در شمال نروژ

تحقیقات در کف دریای بارنتز در شمال نروژ باعث کشف اشکال و حجم های عجیبی در کف دریا شده است .

یکی از این اشکال فرم عدد 9 است که با 1000 متر طول و 60 متر عرض و 80 متر عمق در عمق دریا قرار دارد.

آنه هودنستال مسئول پروژه ماریانو گفت : ما نمونه های از اشکال شبیه به قلب یا شبیه به فرم حیوانات و حتی شبیه به حروف عربی و تعدادی امضا های ناخوانا دریافت کرده ایم.
با این حال بارزترین کشف ما همان فرم عدد 9 میباشد.
ما فرم دیگری نیز در کف دریا پیدا کرده ایم که به شکل یک فلش خیلی بزرگ میباشد که تقریبا به وسعت نروژ جنوبی است .
هودنسدال به همراه سرمایه گذاران دولتی هزینه های بسیاری را صرف اکتشاف کف دریا کرده اند.
هیچ گاه تصور نمیکردند که به کشف چنین اشکال و فرمهایی در کف دریا نایل شوند . هدنسدال میگوید من فکر میکردم آن زیر خاک صاف صاف است !
نقشه ی کشیده شده از کف دربا توسط یک سیستم صوتی انجام شده که با برخورد به برآمدگی های خاک در کف دریا و بازگشت به دستگاه تصویر درستی از ناهمواری های دریا به نمایش می گذارد.

منبع: http://ufosightingshotspot.blogspot.co.uk/2013/09/mysterious-1000-meter-long-9-found-on.html

با تشکر فراوان از سینا عزیز برای ترجمه و  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرار آمیز 

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

پرونده های مرموز.مهندسی فرازمینی – 4 مهر (شبکه من و تو1)

مهندسی فرازمینی – قسمت اول

23:00 پنجشنبه 4 مهر
برای تمرین دادن تصور ذهنی‌تان آماده باشید. تصور کنید یک سفینه‌ی فضایی بیگانه در صحرا سقوط کرده و ما آن را پیدا کرده‌ایم. ما از مهندسین این سفینه چه چیزهایی می‌توانیم بیاموزیم؟ ما با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده از سالها مشاهده‌ی یوفوها و از طریق جدیدترین تکنیک‌های انیمیشن‌سازی، یک سفینه‌ی نمونه خلق کرده و کشف می‌کنیم که بیگانه‌ها چرا برای سفینه‌های خود چنین شکلی را انتخاب می‌کنند، چگونه بر تاثیرات جو زمین و جاذبه غلبه کرده، چگونه اینرسی را لغو کرده و چگونه با سرعتی سریعتر از سرعت نور سفر می‌کنند! متخصصین ما از طریق روند مهندسی معکوس، نشان‌مان می‌دهند که در دل این سفینه‌ی بیگانه چه چیزهایی وجود دارد.
مهندسی فرازمینی - قسمت اول
در این برنامه فناوری‌ای را بررسی می‌کنیم که امکان دیدار از دنیاهای دیگر را ممکن می‌کند. خواهیم دید که دستگاه سازنده‌ی کرم‌چاله چگونه به سفینه‌ها اجازه می‌دهد تا در عرض چند دقیقه به فواصلی عظیم منتقل شوند و اینکه پوسته‌ی نیمه‌شفاف سفینه چه عملکردی دارد. در نگاه اول، این فناوری‌ها دور از دسترس به نظر می‌رسند ولی به گفته‌ی متخصصان برنامه، هیچ چیز از دایره‌ی امکان بیرون نیست.

تمدنهای روزگاران پیش از نوح«فصل هفتم» (از معابد و میادین عمومی شهر رم باستان تا راکتورهای اتمی)

«فصل هفتم»
(از معابد و میادین عمومی شهر رم باستان تا راکتورهای اتمی)
pish_az_noh_rojeld
پی بردن به راز لوحه های زمردين معبد هرمس مورد علاقه فراوان

هر دانشجوی رشته تاریخ علوم است.
اسناد آن از دوران تاريك قرون وسطی جان سالم به در برده و به

دست ما رسیده است و تحقیقات دکتر «سیگیسماند بکستروم»

دانشمند قرن هیجدم نیز آنها را تاييد ميكند، سابقه لوحه های زمردين

به حدود ۲۵۰۰ قبل از میلاد میرسد.


اولین جمله روی لوحه ها چنین آغاز میشود:
«چیزی که در بالا قرار دارد شبیه همان است که در پایین قرار دارد و

چیزی که در پایین قرار دارد شبیه همان است که در بالا قرار دارد، تا

مایه تعجب شخص گردد و همین کار ادامه میابد».


این کلمات را میتوان با تشابه ساختمان اتم که الکترونهای آن به دور

هسته مرکزی در حال گردش هستند و سیستم منظومه خورشیدی

که سیارات به دور آن می چرخند مقایسه و به عنوان نمونه کوچکی

از ستارگان و کهکشانها تعبیر نمود.


نظریه یکی بودن کاینات و وحدت ماده بار دیگر در قسمتی دیگر از

لوحه مورد تأکید قرار گرفته است:
«ـ همه چیز، هستی خود مدیون یکی بودن است، بنابر این همه چیز

مبدا خود را مدیون فقط آن يك چیز است.»


«ـ با احتیاط و دقت کامل خاک را از آتش و نرم را از زبر جدا نمایید.»


«ـ این ماده از زمین به هوا بلند میشود و دوباره از آسمان به زمین

نزول مي كند.»


«ـ و بدین طریق هم بالایی و هم پایینی افزایش قدرت مي بابند.»


این قسمت را میتوان به خوبی به شكافتن اتم و خطرات ناشی از آن

و به وجود آمدن انرژی فراوان تعبیر و تشبیه نمود.


یا در لوح زمردین دیگر به قسمتی میرسیم که میگوید:
«این قدرمتندترین نیروهاست.


زیرا بر همه آنها که نرم هستند فایق می آید و بر تمام آنها که زبر

هستند نفوذ خواهد کرد، بدین طریق جهان خلق شده است.»


این موضوع نشان میدهد که مردمان عهد کهن به ویژیگی های ماده و

امواج و اشعه ها که به مواد نفوذ می کنند واقف بوده اند.


«دیماکریتوس» اولی کسی بود که تئوری اتمی را فرمول بندی کرد.


او با ارائه تئوری خود، حدود دو هزار و پانصد سال قبل از فیزیکدانهای

عصر حاضر پیشی گرفته است.


دانشمندی دیگر از مردم فنیقیه به نام«ماسکوس» به فیلسوف

یونانی چنین نوشته است:
«در واقع در عالم چیزی جز اتم ها و فضا وجود ندارد».

این نظریه ماسکوس به حقیقت نزديك است بخصوص اين که بر

امکان شكافتن اتم نیز تأکید کرده است، تئوری اتمی او با کشف ذرات

تازه تر در دل اتم مورد تأکید قرار می گیرد.
فیلسوفان یونانی عقیده داشتند که هیچ فرقی بین نوع مواد تشكيل

دهنده جسم ستارگان با مواد تشکیل دهندۀ زمین وجود ندارد.


بی شک نظریات عهد هرمس مصر می بایست به عنوان یک قضیه

واقعی از سوی متفکرین عصر هلنیک یونان پذیرفته شده باشد که

چنین عقاید درستی را ابراز کرده اند.
لیوسییوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز  مانند اپیکوروس (۲۷۰-۳۴۱

قبل از میلاد) از تئوری اتمی حمایت می نمود.  


لوکرتیوس(قرن اول قبل از میلاد) دانشمند اهل رم باستان، در باره

اتم ها چنین نوشته است: «اتم ها به صورت دایمی در سرتاسر عالم

در حال حرکت سریع هستند و در صورت بر خورد به همدیگر

ساختمان آنها دچار تغییرات شدید میگردد.»


ضمناً تأکید می کند که آنها آنقدر ریز هستند که دیدنشان امکان ندارند.

این قبیل نویسندگان و فیلسوفان قدیمی احترام و تحسین ما را بر

می انگیزند،  زیرا علاوه بر پیش بینی علوم مدرن امروزی، در تکامل و

پیشرفت ان نیز سهیم بوده اند.


اما هنوز هم نمی دانیم چه عاملی یا چه کسی آنان را به سوی

فرضیه اتم نامریی هدایت نموده است.

لوکرتیوس در  کتاب خود تحت عنوان: «بر مبنای ماهیت کاینات» بر

این عقیده تأکید دارد که: «در عالم لایتناهی مرکزیتی نمی تواند وجود

داشته باشد.»


این نظریه سنگ بنای اصلی فرضیه نسبیت انیشتین، دانتشمند

بی نظیر عصر حاضر است.

هراکلیوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز می بایست نظریه نسبیت

داشته باشد، زیرا او یک بار گفته بود: «راه بالا و راه پایین یکی و

همان است.»
زینوالی (قرن پنجم قبل از میلاد) نسبیت حرکت و زمان را از طریق

طرح ها مسایل پارادوکس (ضد و نقیض) خود چنین بیان کرده است:

«اگر فرض کنیم که یک پیکان در حال حرکت در هوا در هر لحظه

نسبت به فضایی به طول برابر طول خودش در حال سکون باشد،

پس چه زمانی حرکت می کند؟»


او همچنین در مسایل معروف ارابه های خود سعی می کند کاهش

زمان در مورد اجسام در حال حرکت را ثابت نماید که انیشتین

در فرمولهای خود به طور کامل به آن پرداخته است.


نیکولاس، «کاردینال کوزاکه» که دانشمند قرن پانزدهم بود از کاینات

بدون مرکز سخن گفته است و بدین ترتیب یک نظریه پرداز دیگر در

مورد تئوری نسبیت به حساب می آید.


لائوتسه (قرون پنجم و شش قبل از میلاد) بنیان گذار مکتب

تائوئیسم، به شاگردان خود می آموخت که همه چیز در کاینات، بر

مبنای یک قانون طبیعت یا تائو ساخته شده است که دنیا را کنترل

می کند.


یعنی تمام مخلوقات نتیجه اقدام متقابل دو اصل کیهانی ـ «یان»

مذکر و «یین» مؤنث و خلق شده اند.


این نظر حقیقت  زیرا بارهای مثبت و منفی موجود در دنیای هسته

ای تعیین کننده ماهیت اجسام در طبیعت است حکمای عهد باستان

خطر نفوذ علوم را به کسانی که ممکن است آن را در اهداف

خرابکارانه به کار برند تشخیص داده و گوشزد کرده اند.


یک کیمیاگر چینی در هزار سال پیش چنین نوشته است: «اگر اسرار

 هنر خود را به جنگجویان فاش کنید، مرتکب بزرگترین گناهان

شده اید!»
آیا متخصصین شیمی هسته ای عصر حاضر مرتکب این گناه

شده اند؟
ساختمان اتم در کتاب سلوک براهما به نام«ویزسیکا و نایایا» شرح

داده شده است.

«یوگا ویزیشتا» چنین نوشته است:
« کرات بزرگی در  فضای خالی هر اتم وجود دارد که مانند ذرات

اشعه خورشید گوناگون هستند.»
حکیم دیگر هند باستان به نام «یولوکادر»۲۵۰۰ سال قبل فرضیه ای

را مطرح نمود که تمام موجودات مادی از پارامانوها یا دانه های ماده

ساخته شده اند، که از آن زمان به بعد او را ملقب به «کانادایای» دانه

 چین نمودند.
کتاب های مقدس هندوهای باستان شرحی در باره سلاح هایی دارند

 که شبیه بمب اتمی است.


«مازولاپاروا» از یک آذرخش صحبت نموده است: «یک پیام آور غول

 آسای مرگ که تمامی ارتش را به خاکستر تبدیل نموده و باعث شده

است مو و ناخن نجات یافته ها بریزد، کلیه ظروف سفالین بدون سبب

خرد شوند پرندگان رنگ ببازند و سفید شوند و بعد از چند ساعت کلیه

غذاهای ذخیره شده مسموم گردند.»


وقتی آدم این داستان کهن هندوها را میخواند صحنه وحشناک

هیروشیما در ذهن جلوه گر می شود.
حکیم دیگری به نام «درونا پاروا» چنین نوشته است: «یک موشک

مشعشع که دارای آتش خروجی بدون درد بود پرتاب گردید. ناگهان

تیره و تار شد.

ابرها غرش کنان به آسمان برخاستند و به رنگ خون در آمدند.

زمین در اثر حرارت آن اسلحه سوخت و چروک برداشت، انگار که تب

کرده است.»


بدین طریق به یک ورق دیگر از گذشته ناشناخته انسان برخورد

می کنیم.


کسی که این ماجرا را می خواند به یاد انفجار بمب اتم و بلند شدن

ابرهای قارچی ناشی از انفجار و تشعشعات اتمی می افتد.
شاهدی  دیگر آتش بازی ناشی از این انفجار را با پرتاب ده ها هزار

خورشید به هوا مقایسه نموده است.


«فردریک سادی» فیزیک دان مشهور این داستانها را تخیلی و جعلی

تلقی نمی کند.

او در کتاب خود تحت عنوان تفسیری بر رادیوم (۱۹۰۹) این مطالب

را نوشته است: «آیا در میان آن کتب نمی توانیم این حقایق را ببینیم

که انسان نسل های فراموش شده نه تنها به دانشی دست یافته

بود که ما اکنون پیدا کرده ایم؛ بلکه به نیروهایی دست یافته بود که

ما هنوز دست نیافته ایم؟»


وقتی که دکتر سادی آن کتاب را می نوشت جعبه اتم (بر مبنای

افسانه های یونان باستان «پاندو را» الهه مرگ و نیستی جعبه ای به

نام اتم داشت که کلیه بدی ها، امراض و زشتی ها و ویرانی در داخل

 آن وجود داشت و قرار بود رای تنبیه نوع بشر در آن را باز نماید. ـ مترجم)

«پاندورا» هنوز باز نشده بود.


در دنباله این مطلب باید افزود، یک اسکلت رادیو اکتیودار در

هندوستان پیدا شده که میزان رادیو اکتیو موجود در آن پنجاه برابر

بیش از حد نرمال است.
شاید مطالب موجود در کتاب سانسکریت که راجع به یک ابزار جنگی

ماقبل تاریخ است واقعیت داشته است.


سطح آن قسمت از صحرای گویی نزدیک دریاچه لاب نار پوشیده از

یک لایه شنهای ذوب شده و زجاجی است  که نتیجه آزمایشات اتمی

 چین سرخ است.


اما در بخش های دیگر آن صحرا مناطق مشابهی وجود دارد که از

هزاران سال قبل، پیش از سرکار آمدن مائو دارای سطح شنی

زجاجی است.


عامل حرارت زایی فوق العاده که باعث ذوب شدن شنها در آن

مناطق، در ایام ماقبل تایخ شده چه بوده است؟
در کتاب های براهما اشده به اجزای جالب توجهی از وقت شده

است. مثلاً «سیدهانتا» ساعت را به قدری بخش بخش کرده تا به

کوچکترین جزء به نام «تروتی» رسیده که برابر ۳۳۷۵۰/۰ یک ثانیه

است.


دانشمندان تحقیق کننده روی سانسکریت نمیدانند که چنین زمان

خیلی کوتاهی در عهد عتیق به چه درد میخورده است و کسی

نمی داند که آن را بدون داشتن ابزار دقیق چگونه اندازه گیری

کرده اند.
طبق گفته «پاندیت گانیاه» مرتاض امپراتور شهر مدرس که او را در

سال ۱۹۶۶ در هند ملاقات نمودم، مبنای اندازه گیری براهما تا شصت

 رقم اعشاری بوده است.


منبع اطلاعات او کتابهای «بریهات ستاکا» و دیگر منابع سانسکریت

بوده است.


در ایام باستان روز را به ۶۰ کالا تقسیم کرده بودند که هر کالا برابر ۲۴

دقیقه بوده و آن را به ۶۰ وایکالا تقسیم بندی جزء کرده بودند که هر

وایکالا نیز برابر ۲۴ ثانیه بود.

بعد تقسیم بندی ریزتر دیگری شروع می شد یعنی هر وایکالا را

به ۶۰ جزء فرعی تر تقسیم کرده بودند به نام «پارا» و آن را به

 «تاتپارا» و آن را به «وای تاتپارا» و آن را به «آیما» و بالاخره آن را به

«کاشتا» یا (یک سیصدوم) میلیونیم ثانیه تقسیم بندی کرده بودند.


معلوم است که عجله ای در کار  روزانه هندوها نبوده، پس جای

تعجب است که آنها این تقسیمات میکرو ثانیه را چگونه و برای چه

کاری مورد استفاده قرار می دادند؟
در حین اقامت در هندوستان، شنیدم که براهمایان در سراسر جهان

از روی اجبار این سنت کهن عهد باستان را نسل اندر نسل حفظ

می کنند بی آنکه خود از آن سر در بیاورند.


آیا این نوع زمان نگاری، بازمانده یک قوم متمدن با تکنیک بسیار عالی

باستانی نیست؟


چون بدون ابزارهای بسیار دقیق، کاشتا که همان  (یک سیصدوم)

میلیونیم باشد بی معنی خواهد بود.


از طرفی مشخص است که کاشتا یا  ۱۰ x ۳ ثانیه خیلی به طول عمر

تعدادی از مزون ها و هایپرونها نزدیک است.


این حقیقت روشن از این فرضیه که علم فیزیک هسته ای علم

جدیدی نیست حمایت می کند.
جدول «وراهامیرا» که در سال ۵۵۰ میلادی تنظیم شده، حتی اندازه

 اتم را نیز تعیین نموده است.


رقم ریاضی ثبت شده در آن جدول نسبتاً قابل مقایسه با اندازه

واقعی اتم هیدرژن است.


این امر شگفت انگیز است که علوم کهن پی به ساختمان اتمی ماده

برده و کشف کرده بود که ذره نهایی عناصر چقدر ریز است که هیچ

چیز از این نوع علوم تا قرن بیستم در دنیای غرب به عمل نیامده بود.
فیلولوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نظریه عجیبی در باره وجود یک

کره نامریی به نام «انتایکتان» یا «انتای ارث» (ضد زمین) در منظومه

 شمسی ما داشت.


در صورتی که در همین اواخر نظریه وجود ضد ماده، ضد دنیا و ضد

سیاره ها مطرح شده است.


از نظر فیزیک هسته ای «پوزیترون» را به عنوان الکترونی می شناسند

که از آینده به طرف گذشته حرکت می کند.


این حرکت در مسیر خلاف زمان  کشف تازه ای در دنیای اتم است.

ولی حکیم افلاطون در کتاب خود به نام «سیاستمدار» نوشته است

جهان مرتعشی وجود دارد که بطور دوره ای مسیر پیکان زمان خود را

 تعویض و گاهی از آینده به سوی گذشته حرکت می کند.


اکنون ما می دانیم که ذرات اتم می توانند در زمان به عقب حرکت

کنند و چنین به نظر می رسد که این نظریه برای افلاطون کبیر نا آشنا

نبوده است.
اگر دانش اتمی عهد باستان به صورت پاره پاره بوده است، چنین

مطلبی را در باره دانش ستاره شناسی نمی توانیم بگوییم.


زیرا با یک ریشه عمیق در تاریخ و اقدام مداوم به مدت بیش از یک

هزار سال، در دوران باستان به بالاترین سطح خود رسیده بود.

(پایان فصل هفتم)

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

 

120 گوزن مرده در نزدیکی دایره دیده شده شبیه به فرود بشقاب پرنده

شنیده های جدید حاکی از آن است که 120 گوزن در فاصله 24 ساعت از هم مرده اند .اما یک دایره اسرار آمیز خال خال در تصویر به نظر می رسد که به طرز  مرموزی به مکان فرود یک بشقاب پرنده شباهت دارند .بیش از 120 گوزن مرده در 20 مایلی لاس وگاس در نیومکزیکو در 26 آگوست 2013 یافت شده اند که در قاصله چند صد متری از هم مرده بودند.مجاورت گوزن ها به هم می گوید دست کم توسط یک ویروس کشته نشده اند.

منبع:

http://www.ufosightingsdaily.com/2013/09/crop-circle-seen-near-120-dead-elk.html

با تشکر فراوان از رامین  عزیز برای ترجمه و  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

تمدنهای روزگاران پیش از نوح «فصل ششم» (عصای هرمس)

تمدنهای روزگاران پیش از نوح

«فصل ششم»
(عصای هرمس)

pish_az_noh_rojeld
معمولاً در ایالات متحده رسم است که برچسب ویژه ای روی ماشین

پزشکان نصب میکنند که تصویر یک عصا و دو مار که به دور آن پیچیده

و در بالای آن کلاه قاصدهای قدیم با دو بال در طرفین است.

این نشان همان عصای هرمس بوده و دانش پزشکی مدرن با انتخاب

این نشان به عنوان سمبل پزشکی دین خود را به حکمای کهن ادا

کرده است.

در عملیات حفاری باستان شناسی اخیر در «دره شاهان» مصر

اجسادی مومیایی کشف شد که در دهان تعدادی از آنان دندان

مصنوعی وجود داشت که مشابه دندان مصنوعی های ساخت

دندانسازان ماهر عصر حاضر است.

دانشمندان که منتظر پیدا کردن دندان مصنوعی در مومیایی های

چندین هزار ساله نبودند و نمیدانستند که در آن دوران کهن دندانسازان

ماهری در مصر باستان وجود داشته است، شگفت زده شدند.

جمجمه های حفاری شده در ساحل «جینا» در شهر کمیک مکزیکو

نیز نشان دهنده مهارت در جراحی دهان و دندان در میان قوم «مایا»

میباشد.

بطوری که پرشدگی و روکش دندانها هنوز هم بعد از گذشت قرنها در

جای خود هستند!


نحوه چرخ کردن و پر کردهن دندان ها نشان دهنده مهارت مردانی

است  که می دانستند چگونه قسمت اساسی دندان را حفظ کنند.

 

نوع چسب و ماده ای که برای پر کردن دندان ها به کار میرفت، هنوز

هم ناشناخته مانده است.


اما چون هنوز محکم در حفره خود باقی مانده، معلوم میشود که

ماده بسیار بادوامی است.

جراحان قبل از«اینکاها» در ۲۵۰۰ قبل، عمل های جراحی ظریفی را

روی مغز انجام میداده اند.


مته کاری روی جمجمه یک تکنیک تازه در جراحی مدرن به حساب

می آید، اما یافتن هزاران جمجمه در پرو که نشانه هایی از مته کاری

موفقیت آمیزی روی مغز است مایه بهت و حیرت فراوان میشود.

وسایل و ابزار به کار رفته در آن جراحی، عبارت بود از نوک پیکان از

جنس شیشه های آتشفشانی سیاه رنگ، چاقوی جراحی،

چاقوهای برنزی، گازانبرها و سوزنهایی برای بخیه زدن محل جراحی.

 

طبق سندهای تاریخی موجود، جراحی مغزی که قرنها بعد یعنی در

سال ۱۷۸۶ در هتل «دایو » پاریس انجام شد، بی شک جراحی غیر

علمی و واقعاً خطرناک و کشنده ای بوده است.

قطع عضو از طریق عمل جراحی نیز در آمریکای جنوبی در عهد

باستان به عمل می آمده است.

پزشکان اینکاها از گاز (تنزیب) به منظور زخم بندی و به احتمال  زیاد

از کوکایین برای تخفیف درد استفاده میکرده اند.

در بابل روش به خصوصی برای مداوای بیماران رایج بود.

«هرودوتس» نحوه درمان بیماران را در خیابان چنین تشریح میکند:

«وظیفه وجدانی هر رهگذر بود که جویای احوال مریض خوابیده در

آنجا بشود و از روی تجربه شخصی خود راه علاجی که تجربه کرده و

یا شنیده بود و برای آن نوع بیماری مؤثر بوده به بیمار ارائه نماید و

بیماران نیز با به کار بستن راه های پیشنهاد شده در می یافتند که

کدام یک به حالشان مفید است.» همین روش مداوا به صورت

تجربی فشرده، پایه های داروشناسی و علم پزشکی قرنهای بعد را

بنا نهاد.

داروهای اعجاز آمیز امروزی ما مانند پنی سیلین، «آریومیسین»

یا  «ترامیسین» ریشه در مصر باستان دارند. یک پاپیروس پزشکی

عهد سلسله یازدهم فراعنه مصر از نوعی گیاه قارچی صحبت میکند

که روی آبهای راکد رشد کرده و برای مداوای زخم ها به کار گرفته

می شد و نیز برای زخم های رو باز تجویز می شده است.

آیا آنها به خواص پنی سیلین که در آن نوع قارچ یافت میشود، د

۴۰۰۰ سال قبل از فلمینگ پی برده بودند؟

آنتی بیوتیکها نیز برای مردمان عهد باستان نیز ناشناخته نبود.

گل گرم و دلمه سویا که خاصیت آنتی بیوتیکی دارند، به ترتیب توسط

پزشکان یونان و چین باستان جهت ریشه کن کردن کورک و حتی دمل

ها تجویز می شده اند.

مصریان باستان از یک نوع داروی معدنی ناشناخته برای بیهوشی در

حین عمل جراحی استفاده میکرده اند.

آنها همچنین به رابطه میان سیستم عصبی و حرکت اعضای بدن پی

برده بودند. بنابر این به علل فلج شدنها واقف بودند.

پاپیروس اسمیت حاوی چهل و هشت نوع موارد بهداشتی و درمانی  است.

ساکنان باستانی دره رود نیل بهداشت را رعایت مینمودند و به طور

کلی از نظر پزشکی و درمان به مراتب از مردمان نسل ها بعد اروپای

قرون وسطی پیشرفته تر بودند و این باز هم مورد دیگری است در

وجود باستانی بودن علم!

پزشکان سرزمین اهرام از کار قلب و رگها مطلع بودند و می دانستند

چگونه ضربان را بشمارند.

ایمهوتپ (۴۵۰۰ قبل از میلاد) معمار هرم   «زوسر» اولین پزشک ثبت

شده در تاریخ محسوب میشود.

هند باستان نیز دارای علم پزشکی پیشرفته ای بود. پزشکان آنجا

راجع به متابولیسم، سیستم گردش خون، علم ژنتیک، سیستم

عصبی و همچنین انتقال بعضی از خصوصیات و صفات از طریق

توارث اطلاع داشتند.

پزشکان هند باستان که از کتاب ودا (کتاب علمی فرهنگی مقدس

هندوهای عهد باستان-مترجم) الهام گرفته بودند، از روش های

پزشکی برای بی اثر کردن مسمومیت ناشی از گازهای سمی

استفاده میکردند و عمل های جراحی سختی مانند سزارین و مغز را

انجام میدادند و از داروهای بیهوشی استفاده میکردند.

 

ساشروتا (قرن پنجم قبل از میلاد) روش تشخیص ۱۱۲۰ نوع مرض  را

ثبت کرده است.


وی نوع کاربرد ۱۲۱ نوع لوازم و ابزار جراحی را شرح داده و اولین

پزشکی است که از جراحی پلاستیکی استفاده کرده است.

« سکتیا گرنتهام» یکی از کتابهای براهماست که در حدود سال ۱۵۰۰

قبل از میلاد گردآوری و تألیف شده، دارای شرحی راجع به مایه

کوبی آبله است: «مقداری از محتویات داخل ورم را با نوک چاقوی

بردارید، بعد آن را به بازوی مردی تزریق نمایید تا وارد خون او گردد.

آنگاه آن شخص دچار تب خواهد شد، اما ناخوشی به سادگی برطرف

 میشود و گرفتاری پیچیده ای به بار نخواهد آورد.»

 

در تاریخ ثبت شده که ادوارد جنر(۱۸۲۳-۱۷۴۹) میلادی اولین کاشف 

واکسیناسیون است، اما چنین بر می آید که هندوهای باستان حق

تقدم دارند.

انگلستان و سایر کشورهای دنیا دارای بیمه های درمانی هستند که

از طریق دولت حمایت میشود، اما مدارکی در دست است که نشان

میدهد پزشکان امپراتوری اینکاها و سرزمین فراعنه نیز اجرت معاینه

خود را مستقیماً از دولت دریافت میکردند و  استفاده از دارو و درمان

برای همه ملت رایگان بوده است.


واقعاً در زیر این آسمان  چیزی وجود ندارد که تازه باشد!

تسین ـ شی ـ (۲۱۰ ـ ۲۵۹ قبل از میلاد) یک «آیینه معجزه گر» در

اختیار داشت که می توانست استخوانهای داخل بدن را نشان بدهد.


آیا نوعی عکسبرداری با اشعه ایکس در چین باستان وجود داشته

است؟


آن آیینه را در سال ۲۰۶ قبل از میلاد در کاخ هین ـ ینگ در «شنسی»

قرار داده بودند.


وقتی مریضی در مقابل آن به ابعاد ۲۲/1در ۷۶ /۱  متر بود می ایستاد، 

به نظر می رسید که تصویر او وارونه شده است. اما کلیه اعضاء و

استخوانهای او درست مانند فلورسکوپ امروزی ما نشان داده

می شد.


آن آیینه نیز درست به همین منظور یعنی تشخیص بیماریها به کار

میرفته است.

عده کمی اطلاع دارند که یک جراح چینی نه نام «هوواتی او» در

هیجده قرن قبل بیماران را بیهوش و بعد آنان را عمل جراحی میکرده

 است.

یادداشتهای وقایع نگاری به نام «هومن شو» در عصر آخرین سلسله

آن (۲۲۰ ـ ۲5میلادی) ما را به یاد گزارش های پزشکی عصر حاضر

می اندازد: «پزشک ابتدا مریض را وا میداشت تا مخلوط کف آلود پودر

شاهدانه با شراب را سر بکشد و بلافاصله بعد از حالت نشئه و

بیهوشی مریض، او شکافی در شکم یا پشت بیمار به وجود می آورد

 و عضو ناسالم رشد کننده را میبرید و خارج می کرد.


اگر معده و روده دچار بیماری میشد، آنها را کاملاً می شست و تمیز

میکرد، قسمت های عفونی را خارج میکرد و سپس محل شکافته

شده را بخیه میزد و بر روی محل بریدگی مرحم معجزه آسایی

می گذاشت که زخم در عرض چهار تا پنج روز التیام می یافت.


بیمار پس از یک ماه به طور کامل شفا می یافت.»

موسسه «لستر» در شانگهای که توسط یک ثروتمند انگلیسی در

دهه سی قرن حاضر تأسیس شده، یک مبنای علمی برای تجسس

شیوه های دوا و درمان قدیمی چین به وجود آورده است.

دکتر«برنارد رید»، رئیس و محقق آن مؤسسه فهرستی از داروها و

مواد عجیب و غریب را که خواص شیمیایی و دارویی دارند، جمع

آوری نموده است.


برای مثال: پوست الاغ، مغز سگ، چشم گوسفند، جگر خوک و یا

خزه های دریایی.


می دانیم که انتقال خون از فردی به فرد دیگر در قرن هفدهم در

پزشکی دنیای غرب به وجود آمد.


در صورتی که این عمل توسط بومیان استرالیا از هزاران سال پیش

 مورد استفاده بوده است.


برای این کار ابتدا سیاهرگ وسطی یا داخلی بازو را باز می کردند و

آنگاه با استفاده از یک نی تو خالی خون را از شخصی به شخص

دیگر انتقال می دادند، یا اینکه از طریق دهان عمل، خون رسانی را

انجام میداده اند که البته این روش را هر چند به تعدادی از محققین

 نشان داده اند اما هنوز هم قابل درک نمیباشد.

به هر حال از قرائن بر می آید که پزشکان بومی امروزی استرالیا

هنوز از روش پزشکی کهن استفاده میکنند.


یک چنین پزشکی به خوبی از محل سیاهرگی که باید خون بگیرد،

مطلع است.


همچنین بدون انجام آزمایشی اهدا کننده مناسب را نیز انتخاب میکند.

عمل انتقال خون نه تنها در مواقع ضروری برای نجات مجروحین و

بیماران انجام میشد، بلکه برای نیروی مجدد حیات پیرامون نیز مورد

استفاده واقع میشد.


بومیان استرالیا در مواقع خشکسالی و یا سایر بلایا که خطر قحطی

و کمبود غذا وجود دارد، از نوعی داروی ضد حاملگی خوراکی

استفاده میکنند.


برای این کار نوعی رزین را که از شیرگاه خاصی به دست می آید به

 صورت قرص هایی در می آورند، و از زمانانهای کهن تاکنون به

زنهایشان می خورانند.

این واقعیت ها شگفت انگیز هستند و جای بی تأسف است که به

خاطر قبیله زدایی و عدم علاقه از سوی جامعه پزشکان مدرن،

درمان سنتی بومیان استرالیا تقریباً در حال فراموش شدن است.


بومیان دیگر گیاهان دارویی کشت نمیکنند و سعی در فراموش کردن

میراث ارزشمند کهن خود دارند.

(پایان فصل ششم)

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

اثرات ردپای بیگانه در هند

در روستای کوچک (ناگری پیسکو) در هند ، که در نزدیکی شهر رانچی (جارخند) قرار دارد گروهی از زمین شناسان به رهبری (نیتیش پریادرشی) در این مکان به مطالعه رد پائی که بر روی صخره ای قرار دارند و نسبتاً بزرگ نیز می باشد ، پرداخته و مردم محلی این ردپا را به گونه ای به پادشاهان کهن مربوط می دانند.
m-pc1.blogfa.com

این ردپای بجا مانده شبیه به کف یک کفش صندل است که قدمت آن در این منطقه به هزاران سال قبل باز می گردد. اندازه این جفت رد پا 28 سانتیمتر بوده و اندازه عرض آنها به 13 سانتی متر می رسد. با توجه به اساطیر هند ، پادشاهان راما و لاکشمانا در این مکان برای مدتی در جستجو برای یافتن سیتا (همسر راما) اقامت داشته اند.

با توجه به مطالعات صورت گرفته توسط محققان این اثر بجامانده بر روی سنگ گرانیت قرار داشته و به احتمال زیاد در حالی که شکل سنگ به صورت جامد بوده است این ردپا بر روی آن قرار می گیرد.

در برخی از سنگ های یافت شده تصاویری از اشیاء پرنده نیز به چشم می خورد. شاید دلیل هک کردن این اثار بر روی این سنگ ها این عامل بوده است که بیگانگان خواهان این موضوع بوده اند که به ساکنان کنونی زمین نشان دهند که پادشاهان باستان از طرق آسمانی و با بهره گیری از اجسام پرنده در این مکان حضور یافته اند.

هنوز نیز قدمت دقیق این یافته به ثبت نرسیده است . و قضاوت در مورد زمان آن با توجه به شرایط آب هوایی موجود در این منطقه و همچنین تاثیرات شرایط جوی بر روی سنگ ها سخت بوده ولی با توجه به گمانه زنی های بسیار زیاد در مورد ماهیت این یافته ها معلوم شد که قدمت آنها باید به هزاران سال قبل باز گردد.


منبع ترجمه و گردآوری:

 پایگاه بسوی حقیقت

برگرفته از:

http://paranormal-news.ru/news/v_indii_izuchajut_kamennye_sledy_prishelcev/2013-08-27-7568

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: