بایگانی ماهانه: ژانویه 2016

دانشی دوازده هزار ساله…! آگاهی ایرانیان باستان از قاره های آمریکا و قاره کهن قطبی

دانشی دوازده هزار ساله…!
آگاهی ایرانیان باستان از قاره های آمریکا وقاره کهن قطبی:
در جلد نخست کتاب به نام جغرافیای کهن و سرزمینهای گمشده برای نخستین بار یاد آور شدیم که دانشمندان ایرانی دردو کتاب از کتابهای کهن خود با منحنی تابش آفتاب بر کره زمین مرزهای خشکیهای زمین را تعریف کرده اند.! که این مرزها به درستی با قاره های امروز زمین مطابق است و جای شکی نمی ماند که نیاکان ما علاوه بر آنکه از قاره های زمین حتی آمریکای شمالی و جنوبی آگاه بوده اند قاره هفتمین را که در میان قاره های دیگر قرار داشته و با سنجش منحنی تابش آفتاب جایگاه آن در قطب شمال مشخص میشود نیزبه خوبی میشناختند ! (قاره ایی که تا امروز هم ما از آن بیخبر بوده ایم.!)

photo_2016-01-31_03-28-47
تعریف مرزهای قاره های زمین در کتاب بندهشن آنچنان علمی و مستدل است که حتی میتوان منحنی آنرا ترسیم کرد. از اینرو این متن جای هیچ ابهامی در آگاهی ایرانیان از مشخصات قاره های زمین باقی نمیگذارد.
لازم به یادآوری است که این دو متن اگر چه به هزار سال پیش تعلق دارد اما از آنجا که از قاره کهن قطبی گزارش نموده است (قاره ایی که بیش از ده تا دوازده هزار سال پیش نابود شده!) میتوان دریافت که دیرینه واصل این دانش شگرف ایرانی حداقل بیش از ده تا دوازده هزار سال پیش است. آنهم در زمانی که اروپاییان عقیده دارند بشر باید در غارها زندگی میکرده است…!

1- متن بندهشن با اندکی ساده سازی در جایگاه قاره ها و خشکیهای زمین بر مبنای تابش آفتاب:
«…از آنجا که خورشید به روز بلند بر آید تا به روز کوتاه برسد اینجا را کشور ارزه (خاور دور و اقیانوسیه) گویند و از آنجا که از روز کوتاه به روز کوتاه بشود آنجا را نیمروز ( میانه آسیا و خاور میانه) گویند که محدوده کشورهای ویدفش و فردفش باشد. از آنجا که از روز کوتاه بر آید تا به روز بلند برسد غرب کشور یا قاره سوه (آفریقا و شمال اروپا) گویند و از آنجا که از روز بلند تا به روز بلند برسد دو کشور وروبرشن و وروگرشن (آمریکای شمالی و جنوبی) قرار دارد و آنجا که نیمی از زمین روشن و نیمی تاریک است که میان آنها کوه تیرگ فاصله انداخته کشور خونیرس (قاره کهن قطبی) باشد….»
با توجه به شکل و دیاگرام خورشیدی گفتار بالا چنین و مطابق عبارات زیر توضیح داده شده است:
A TO B….از روز بلند به روز کوتاه منطقه شرق سرزمینهای چین، ژاپن، استرالیا و شمال روسیه
B TO C….از روز کوتاه به روز کوتاه سرزمینهای قطب جنوب و آسیای میانه
C TO D….از روز کوتاه به روز بلند سرزمینهای آفریقا و شمال اروپا
D TO A….از روز بلند به روز بلند دو قاره آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی

پی نوشت:
1- بندهشن ترجمه مهرداد بهار صفحه 60 با اندکی ساده سازی
2- واژه «ورو» در دو کشور ورو برشن و ورو گرشن که در جایگاه آمریکا گزارش شده اند میتواند از واژه «وارزا» اوستایی به نام آنسو و آنور یا همان ورای زمین معنی دهد که جایگاه دو قاره آمریکا را در مقابل نیمکره شرقی و آنسوی کره زمین گزارش میکند.
3- برای دیدن متن اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی به چاپ دارصادر بیروت صفحه 103 مراجعه نمایید.
4- این منحنی تابش آفتاب را امروزه TIME ZOON مینامند.
5- با توجه به متن فوق ایرانیان از گردش زمین، کرویت زمین، انحراف زمین، مرکزیت خورشیدی، قاره های جهان، تسطیح نقشه و بسیاری از دانشهای دیگر آگاهی داشته اند. که در آنزمانهای دور…! هنوز از اسرار تاریخ و هزاره های گمشده بشری است…!

 

کاربرد هندسه پیشرفته در ستاره شناسی بابلیان

تهران- ایرنا- تازه ترین یافته محققان حاکی از آن است که اخترشناسان بابل باستان در علم هندسه پیشرو بودند و از روش های هندسی استفاده می کردند که تاکنون از دستاوردهای محققان قرون وسطای اروپا تلقی می شد.

به گزارش ایرنا از رویترز، این یافته محققان نتیجه بررسی چهار لوح گلی متعلق به دوران 350 تا 50 پیش از میلاد است که روی آنها با خط میخی چگونگی ردیابی مسیر سیاره مشتری در آسمان توضیح داده شده است.
‹متیوس اوسندریور› استاد تاریخ علوم باستان در دانشگاه ‹هومبولت› در برلین گفت: روش های ترسیم و توصیف شده در این الواح چنان پیشرفته هستند که از توسعه محاسبات حکایت دارند.
اوسندریور افزود: تصور می شد که این نوع درک رابطه میان سرعت، زمان و فاصله متعلق به حدود 1350 بعد از میلاد است. روش های توصیف شده در الواح مشابه تکنیک هایی هستند که محققان قرن چهاردهم در کالج مرتون دانشگاه آکسفورد به کار می بردند.
به گفته اوسندریور، بابلیان اخترشناس معتقد بودند تمامی رخدادهای روی زمین از سطوح رودخانه ها گرفته تا قیمت های بازار و آب و هوا به حرکت سیارات بستگی دارد و بر این اساس، جداولی را با موقعیت های محاسبه شده سیارات برای هوروسکوپ های سفارشی متقاضیان تهیه کرده بودند. آنها با پیش بینی حرکت سیارات امیدوار بودند که تحولات زمینی را پیش بینی کنند.
وی افزود که در عین حال در الواح مورد بررسی که حدود سال 1880 میلادی در پی عملیات حفاری به دست آمد و در موزه بریتیش در انگلیس نگهداری می شود، به این کاربردهای اخترشناسی اشاره نشده است.
براساس این گزارش، الواح یاد شده شامل محاسبات هندسی مبتنی بر یک منطقه ذوزنقه ای شکل و اضلاع کوتاه و بلند آن است. تاکنون تصور می شد که اخترشناسان بابل تنها بر مفاهیم حساب و نه هندسه تکیه داشتند.
بابل شهر و تمدن مهمی در بین النهرین واقع در عراق در حدود 100 کیلومتری جنوب بغداد کنونی بود.
دانشمندان یونان باستان نیز به خاطر به کارگیری هندسه شناخته شده اند، اما روش محاسبات هندسی در لوح های بابلی ها پیشرفته تر و انتزاعی تر است.
این تحقیق در نشریه ساینس منتشر شد.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

پشت پرده اسرار آمیز یکی از مشهورترین تابلوهای جهان!

يکی از تابلوهای مشهور جهان تابلوی «Crying boy»؛ پسر گریان، اثر هنرمند ایتالیایی برونو اماديو، (١٩١١_١٩٨١) و با نام مستعار «جيوفاني براگولین» Giovanni Bragolin است.

بنا بر این گزارش، این تابلو یکی از پرحاشیه ترین تابلوهای نقاشی جهان بوده است.

در یکی از شب های سرد زمستان برونو از خانه خارج می شود تا در خیابان های خلوت و ساکت روم قدم بزند و ایده و موضوع جدیدی را برای تابلوی جدیدش پیدا کند. ناگهان نگاهش به پسربچه ی کوچکی افتاد که در گوشه پیاده رو کز کرده و گریه می کند. کودک به نظر یتیم و گرسنه می آمد و لباس های مندرس و کهنه ای به تن داشت. برونو تصمیم گرفت تا او را به کارگاه نقاشی اش ببرد و یک تابلوی احساسی را با الهام از چهره ی خسته و تکیده پسرک فقیر بکشد.

تابلو در حال تکمیل شدن بود و برونو آخرین ضربه های قلم مو را بر بوم نقاشی می زد که متوجه شد خانه در حال سوختن است و شعله های سرخ و زرد آتش در حال بلعیدن همه چیز است. پسر بچه به وحشت افتاد و از خانه گریخت و برونو هم به سرعت تابلو را برداشت و به دنبال پسر بچه رفت اما نتوانست او را پیدا کند. او با پرس و جو از مردمی که دور خانه او جمع شده بودند، اطلاعاتی را درباره ی آن پسرک به دست آورد. نام او دون بونیلو بود. پدر و مادر او ثروتمند بودند و زندگی خوبی داشتند؛ اما مشکل از جایی شروع شد که پسر بچه به هر چیزی دست می زد آتش می گرفت و پدر و مادر او نیز بر اثر یکی از آن آتش سوزی ها کشته شدند.

پس از گذشت مدت زمانی، برونو پسرک را فراموش کرد. تابلوی پسر گریان او را به شهرت رساند و باعث شد تا دیگر تابلوهای او نیز به سرعت به فروش بروند.

چند سال بعد اتومبیلی که به سرعت حرکت می کرد، دچار آتش سوزی شد و راننده در آتش سوخت؛ تحقیقات و مدارک نشان می داد که نام راننده دون بونیلو بوده است؛ همان پسر کوچک گریان که تابلو از روی چهره ی او کشیده شده بود.

در طول دهه های گذشته ده ها هزار نسخه از این تصویر در سراسر جهان به فروش رسید. گفته میشود در برخی از خانه هایی که این تابلو آویخته شده بود، آتش سوزی هایی رخ داد و مردم نام تابلوی نفرین شده را بر روی این نقاشی گذاشتند.

این مسأله تا جايي پیش رفت که مردم حدود ۲۵۰۰ نسخه از تابلو را در یک جا جمع کرده و به آتش کشیدند؛ هر چند برخی هم سالها آن را بر دیوارهای خانه های خود آویختند و هیچ اتفاقی برایشان نیفتاد.

The Crying boy
Solved:the curse of the crying boy
سعیده ملایی

انتشار تصاویری دیده نشده از بشقاب پرنده‌های عجیب بوسیله سیا

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از اکسپرس، از آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) همواره به دلیل پنهان کردن اطلاعات و نتایج تحقیقات درباره زندگی موجودات فرازمینی انتقاد شده است. با این وجود، سیا در اقدامی کم‌سابقه تصاویری آرشیوی از اشیای ناشناس پرنده (یوفو) مرتبط با تحقیقات فوق‌سری این سازمان در سال‌های دهه 1940 و 50 را منتشر کرد.

انتشار تصاویری دیده نشده از بشقاب پرنده‌های عجیب بوسیله سیا

در میان پرونده‌ها و تصاویر منتشر شده بوسیله سیا، عکس‌هایی وجود دارد که بوسیله شخصی به نام «جرج استاک» اهل ایالت نیوجرسی آمریکا در 29 ژوئیه 1952 (8 مرداد 1331) گرفته شده‌اند. به گفته این شخص، زمانی که او و یکی از دوستانش حدود ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در حیاط بودند، شیئی عجیب را در آسمان دیدند. او با دیدن این صحنه به سرعت به داخل منزل می‌رود و با آوردن دوربین، 5 عکس از آن گرفت.

او در همین ارتباط گفته بود: این شیئ در فاصله 200 پایی (حدود 70 متری) زمین قرار داشت و بعد به سرعت ناپدید شد. به نظر می‌رسید جنس آن از فلزی به رنگ آبی متمایل به خاکستری بود.

با وجود وضوح تصاویر عکس‌برداری شده بوسیله جرج استاک، در آن زمان توجه چندانی به آن‌ها نشد. در آن سال‌ها سیاست آمریکا بر این بود که اخبار دیده شدن اشیای عجیب در آسمان، چندان رسانه‌ای نشود. به نظر می‌رسید سیا علاقه چندانی به دیدن این اشیا در آسمان آمریکا نداشت.

تصویر منتشر شده بعدی متعلق به بشقاب پرنده‌ای است که در شهر «شفیلد» انگلیس در سال 1962 مشاهده شد. در این تصویر، چندین یوفو به طور همزمان در آسمان دیده می‌شوند. کشف حقیقت درباره این تصویر تا سالها محققان و رسانه‌ها را درگیر خود کرده بود.

انتشار تصاویری دیده نشده از بشقاب پرنده‌های عجیب بوسیله سیا

اما عجیبترین تصویر مربوط به شیئی بزرگ و نورانی است که 20 اکتبر 1960 (29 مهر 1339) در آسمان ایالت «مینه‌سوتای» آمریکا دیده شد. گرچه هرگز ماهیت آن به طور کامل مشخص نشد؛ به گفته کارشناسان، علت نورانی بودن این بشقاب پرنده حرکت آن در میان ابرها برای جلوگیری از دیده شدن از زمین بوده است.

انتشار تصاویری دیده نشده از بشقاب پرنده‌های عجیب بوسیله سیا

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

پرواز دلهره‌آور یک بشقاب پرنده در آسمان بلغارستان/ تصاویر

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از میرور؛ گروهی از علاقه‌مندان به بشقاب پرنده و اجرام فضایی تصاویر و فیلمی را در اینترنت منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد یک جسم عجیب به شکل صفحه‌ای گرد در آسمان بلغارستان به پرواز درآمده است و یک هواپیما که به نظر می‌رسد هواپیمای نظامی ارتش باشد، در تعقیب این جسم فضایی است.
پرواز یک بشقاب پرنده در آسمان بلغارستان+ تصاویر
محل دقیق مشاهده این بشقاب پرنده، آسمان شهر «نوا زاگورا» بود. شاهدان عینی اعلام کردند میان بشقاب پرنده و هواپیمای نظامی هیچ درگیری و یا تنشی مشاهده نشد. هواپیمای نظامی برخلاف مقررات معمول، در ارتفاع بسیار پایینی پرواز و جسم ناشناخته را تعقیب می‌کرد. بشقاب پرنده نیز تلاشی برای فرار نمی‌کرد و به حرکت در مسیر خود ادامه داد.
پرواز یک بشقاب پرنده در آسمان بلغارستان+ تصاویر
وجود بشقاب پرنده در آسمان بلغارستان هنوز از سوی هیچ نهاد علمی یا دولتی تایید نشده است؛ اما علاقه‌مندان به اجسام ناشناخته با انتشار تصاویر آن در فضای مجازی تاکنون نظر 100 هزار کاربر را به خود جلب کرده‌اند.
پرواز یک بشقاب پرنده در آسمان بلغارستان+ تصاویر

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

ادعای چند دختر : ما با بیگانگان فضایی رابطه برقرار کرده ایم و نوزادان آنها را به دنیا آورده ایم .

ادعای چند دختر : ما با بیگانگان رابطه ی جنسی برقرار کرده ایم … و نوزادان آنها را به دنیا آورده ایم .
UFO Bridget Children Hybrid
این زنان نه تنها یوفوها را مشاهده کرده اند بلکه افزون بر این با سرنشینان آنها رابظه ی جنسی نیز برقرار کرده اند و 13 نوزاد دو رگه به دنیا آورده اند .
بریجیت نلسون و آلونا ورس که هر دو آمریکایی هستند از اعضای انجمن نوزادان دو رگه اند ، گروهی از زنان که ادعا می کنند فرزندانشان به همراه پدران بیگانه خود در سفینه های فضایی غول پیکر زندگی می کنند.
این زنان معتقدند بیگانگان دی ان ای آنها را برداشت کرده اند تا کودکانی بوجود آوردند که هم مشخصه های انسانی و هم مشخصه های بیگانگان را دارا باشند ، همچنین ادعا می کنند لقاح هم بصورت مصنوعی و هم بصورت رابطه ی جنسی انجام گرفته است.
مجری بازاریابی سابق بریجیت نلسون که ظاهرا با ده فرزند دورگه اش تماس هاس منظمی داشته است، رابطه ی برون سیاره ایش را بدین صورت شرح می دهد :
» رابطه ی جنسی به طور باورنکردنی بسیار برتر از رابطه ای ابتدایی و خام بود. رابطه ای راحت و خواستنی ، بهترین رابطه ای که تجربه کرده ام»

طراح بازی های ویدیویی آلونا ورس که 23 سال دارد مادر سه فرزند دورگه بیگانه است ، توضیح می دهد که چگونه در کلاسی به سمت آن فرازمینی جذب شده است.
آلونا می گوید : » ناگهان کنار آن موجود سبز خزنده نشستم و فورا احساسات جنسیم با نگاه کردن به او برانگیخته شد . بسیار حیرت زده شدم از این که در کلاس جلوی چشم همه که توجهشان به ما جلب شده است رابطه ی جنسی برقرار میکنم.»

آلونا درحالی که تصویر یکی از سه فرزند دو رگه اش را در دست دارد می گوید :» بنظر دیوانگی می آید و مردم می گویند من عقلم را از دست داده ام ، اما این اتفاق کاملا واقعی است .»
بریجیت می گوید بیگانگان تنها با همراهی زنانی تولید مثل می کنند «خودشان خواهان برده شدن هستند»، که ممکن است دلیلی باشد بر اینکه چرا شواهد اندکی برای اثبات این ادعاها وجود دارد .
او می گوید:» آنها تنها فرزندان ما را نمی برند بلکه نژاد دورگه ای می سازند که برتر از نژاد انسان است .»
این مادران تصاویری از کودکان دورگه خود ترسیم کرده اند که بنظر در حالی که به انسانها شباهت دارند، بیشتر دارای خصایص بیگانگان خزنده گونه مانند چشمان درشت سیاه هستند . در حالی که آنها هیچگاه فرزندانشان را در زمین ملاقات نکرده اند بریجیت می گوید «غم بسیاری از اینکه نمیتواند با آنها باشد احساس می کند.» همچنین اضافه می کند :» ما معتقدیم ممکن است صدها یا هزاران زن در سراسر دنیا باشند که فرزندان دورگه بیگانه دارند اما خودشان نیز از این موضوع مطلع نیستند. زیرا زنهایی که انتخاب شده اند تا از رابطه خود با بیگانگان آگاه باشند در جامعه مورد ستیز و منازعه قرار گرفته اند.»
بریجیت تا کنون موفق نشده است رابطه ای با ثبات و طولانی با یک مرد داشته باشد و دوستانش می گویند صراحتش اعتبار وی را در انظار عمومی و روابطش از بین خواهد برد . مادرش نیز داستان او را رد میکند. بریجیت می گوید : » من رابطه ی معمولی نداشته ام و اکنون این رابطه ی معمولی من شده است . میدانم زنان متاهلی نیز که این رابطه فرازمینی را تجربه کرده اند اگر موضوع را باهمسرانشان در میان بگذارند رابطه شان به شدت خراب می شود.»

بریجیت میگوید بیگانگان تنها با زنانی ملاقات می کنند که «خواهان برده شدن» هستند.او به زنانی که باور ندارند فرزاندشان دورگه باشند می گوید موارد حتمی در زندگیشان وجود دارد که با دقت به آنها متوجه تفاوتها خواهند شد. نشانه هایی مانند رویاهایی تکرار شونده از مطب پزشک یا کلاس درس ، از دست رفتن زمان یا حاملگیهای اشتباهی که به این معنیست که شما صاحب فرزندی دورگه بیگانه هستید.
همسران بیگانه اکنون برنامه هایی دارند تا همه مادران دورگه با هم در یک خانه زندگی کنند تا بتوانند در امنیت با فرزندانشان ملاقات کنند . این خانه میتواند در مکانی خارج از شهرها باشد جایی که فرزندانه دورگه آزادانه گردش کنند و تواناییهای خود را بروز دهند.

آلونا نیز ادعا می کند روی تخته ای به یک سفینه ی واقعی برده شده است . میگوید:» مردم ما را دیوانه میخوانند اما ما دیوانه نیستیم و تمام اینها واقعا برای ما اتفاق افتاده است.»

منبع: http://www.disclose.tv/news/girls_make_bizarre_claim_we_had_sex_with_aliens_and_gave_birth_to_their_babies/126931

با تشکر فراوان از  دوست عزیزم برای ترجمه و ارسال مطلب.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

The Din.Gir آن شیی نوک تیز

The Din.Gir

آن شیی نوک تیز
(31 ژانویه 2010تجدید چاپ شده)
dingir 2dingir 1
یکی دیگر از معماهای بین النهرین Din.Girاست. اسم Din.Girبه سومری یعنی»دقیقترین انواع اشیاي درخشان نوکدار».سومریان به Anunnaki,زیارتگاه خدایانشان ارجاع دادند.آنها این نماد دو قسمتی استفاده شده را جمعا به Anunnakiتخصیص دادند.هنگام نگاه کردن به چگونگی نوشته های سومری ,این نماد از این تصویر دو بعدی که نشان دهنده شیيی سه بعدی است جدا نیست. این تنها زمانی که شما نگاه میکنید به دیسک بالدار خورشیدیی , شما آن را شییی سه بعدی شبیه آن چیزی که هست را میبینید.این دیسک در سبکهای متنوعی ازنوع مکانیکی, به آن تعداد زیاد پرنده مانندش حضور یافته است.ترجمه ای دیگراز Din.Girوجود دارد از قبیل»عالیترین نوعهای راکت های مشتعل».کلمه ی معادل سومری «راکت های مشتعل»چیست؟این ترجمه ای غلط Sitchinی است ومتاسفانه به دیگر وبسایت ها نیز برده شده است. هر دو اساطیر خدایان بین النهرینی و مصری خدای خورشید مسافر در طول آسمان در یک کشتی کوچک ,نوعی وسیله, نقلیه دارند.آنچه بعدا آمده است گمانه زنی درباره Girاست,آنچه به نظر میرسد انواعی پوشش برای آن شیی نوکدار تیز باشند.

این نسبت داده شدگان بهGirفراوان هستندوچندین مفهوم به هم ربط داده شده را که ابتدا بیربط به نطر میرسند را در بر گرفته است.به عنوان یک پازل(معما)ی دو قسمتی, Dinنصفی از آن نشان دهنده ی چیزی سوزان به نظر میرسدو قسمت دوم,Girپوششی برای فقدان دنیایی بهتر به نظر میرسد.اینDin.Girارایه ای دیگر از دیسک بالدار خورشیدی از سومر است.درست به همان نسبت ارایه های نخستین, این نماد مکانیکی به نظر میرسد.بعدها آشوریان و پارسیان این دیسک بالدار را به عنوان ناقل خدایان ملیشان, گویی با وسیله ای نقلیه ی بالدار نشان داده اند.این عقیده ی خدایان راننده ی یک وسیله نقلیه از سنن شفاهی بین النهرین تا آخر زمان روزگار یونان-روم نشات گرفته است.حتی در برخی نقاشی های قرون وسطایی هنرمند در این تفکر از ناوبری وسیله نقلیه ی مشتعل که تعبیری مدرن از UFO(شیی پرنده شناسایی نشده)فرو رفته بود.افسانه ها دنیای خودشان را دارند و سختی های فهم معنی حقیقیشان از میان یک نقاب فرهنگی را نشان میدهند.به این دلیل است که من ارجاع به آنچه سومریان نوشته اند را ترجیح میدهم زیرا متون سومری به تنهایی معیاری برای کل این افسانه ها هستند.مشکل مدرن درباره تفسیر در دانستن این است که از دیسک بالدار نظریات دیگری از میان یک تراشه ی چوبی دور از نسخه ی کامل اصلی پدیدار گشته است.Din.Girمثال خوبی است.چنانچه من زودترگفتم در این منظردیسک بالدار حمل و نقلی سرافینی است که بوسیله آن این آسمانیون(Anunnakiبخوانید)به این سیاره رسیده اند.این اتفاق حماسی صفر(آغاز) زمین است برای همه آنهایی که بعدا آمدند و در این نماد مبهم Din.Girمیتواند یافت شود.در صفحه ی مار بزرگ من وارد جزییات بیشتری درباره ارتباط دیسک بالدار به عنوان سرافین و ارتباط با این مار بزرگ,ارتباط آن با یک وسیله نقلیه و روح ,میشوم.اما اینجا ما با اینGirو چگونگی ارتباط آن با Anunnakiخواهیم ماند.از کل اعضای آکادمیک مدرن که به این نمادها نگاه کرده اند هیچیک در حقیقت آنها را آنچنان که در واقع هستند توصیف نکرده اند.گمانه زنی ها متناوبا نزدیکتر شده اند اما کاملا درنیافته اند.زمانیکه نمادی برای این مار بزرگ وجود دارد این خدای پرنده از دید دور نیست.آنها هستند و برای همیشه به یکی دیگر سنگدلانه سخت میتازند. ریشه ی مشکل این است:این مار بزرگ و خدای پرنده چیزی یکسان هستند.آنها متفاوت نیستند اما نماینده های متفاوتی از چیزی یکسان هستند.و این به این دلیل است که جداکردن این معانی متفاوت و متعلقاتش سخت است.من میتوانم به شما بگویم بعد از سالها جست و جو در میان شماری از وب سایتهای بیشمار درباره ی همه چیزهای مربوط به هسته ی این موضوع هیچیک حتی اشاره نکرده است که این مار بزرگ و پرنده یکی و یکسان هستند. (در واقع اصل Ying Yangآسیایی به نزدیکترین مثال در, اژدها ومرغ افسانه ای منحصر به فرد( سمندر)رسیده است.) من در چگونگی (اظهار)این امور در حیرت نیستم.این صرفا به خاطرآنچه کتابUrantiaدرباره ی حوادث حماسی برای گفتن دارد,آنچه سومریان و همه ی اشخاص دیگر درباره ی این موضوع نوشته اند روی اینترنت,که آن برای من چنین نمایان شدکه چگونه همه ی آنها به هم ربط داده شده اند و چگونه در سراسر فرهنگ های دنیا پذیرفته شدند.بزرگترین کمک در واقع دانستن درمورد Andites, پیدایش آنها,چرا آنان منبعی برای این افسانه ها هستند,آنها چگونه این افسانه ها و عقاید را با خود به سراسر دنیا برده اند و قدرت مذهب و یک کشور از کجا آمده است,میباشد.

من قصد دارم قسمتDin,قسمتی سوزان,را تا صفحه ماربزرگ رها کنم.قسمتGirیک سرپوش(پوشش)است در واقع برای شیی نوکدار شناخته شده است.اگرچه قسمت بالدار سرافین است.آنچه Gir ممکن است در این ارتباط باشد یک دربردارنده ی(محتوی) غیر سرافینی است.در این نماد Girشکلی هرمی دارد.سنگ سرطاق که بالای ستون مصری واقع شده است ستون هرمی شکل سنگی,هرمی مانند است,نقطه آغازین افسانه ها و روایات قومی مصری است. این نقطه ی آغازین بوسیله ی سنگ Benbenنیز, یک هرم نشان داده شده است.اگرشما صفحه ی سنگ OmphalosوBaetylرا خوانده اید شما خواهید دانست چرا این سنگ به عنوان خانه ی خدایان شناخته شده است.متصلین به خدایان و مرتبطین به شکل هرمی اینگونه اند.گذشته از این بحث پرنده Bennuروی سنگ سرطاق هرمی روی درختی پاپیروس از Nakhtایستاده است. (http://www.touregypt.net/featurestories/heliopolis.htm).

Atum serpent
مصریان چندین خدای خورشید برای نشان دادن طلوع خورشید,خورشید دربالای آسمان و غروب خورشید داشتند.خدای صبحگاه Atumماری بالدار در طلوع خورشید را میراند ویکی از قدیمیترین خدایان مصری در کیهان شناسی در بعلبک(شهری باستانی در شام)که یونانی On(قبطی)یا Iunuیک اسم اورجینال مصری است.این اسم اورجینال به معنی ستون است.این که یک خدا این کشتی کوچک مقدس رابرای مسافرت درطول آسمان نیاز داشته جالب است.بعدها این قایق مبدل به کالسکه ای که به وسیله اسب های بالدار کشیده می شد گردید.ارتباطات مصری با مشخصه های متفاوت ازین دیسک خورشیدی عمیق و پیچیده هستند.آنچه مهم است این است که به علت قدمت این گفته مصری به دیدگاه خالص تری از آنچه همه این ها ممکن است معنی بدهد کمک کرده است.برای اطلاعات بیشتر درارتباط با این پیوند مصربروید به : to: http://home.eol.ca/~cumulus/Obelisk/index.htm

obleskverticle dingircap stone

visitor

این ستون هرمی شکل سنگی ممکن است نماینده مصری از Din.Girباشد.که سه قسمت کلاهک,بدنه وپایه را دارد.اما سنگ سرطاق(بالای دیوار)این هرم جالب ترین قسمت است.مرسوم بود که این سنگ سرطاق رابا فلزطلا یا مخلوطی از طلا و نقره که الکتروم نامیده شده,روکش دهند.الکتروم طلای طبیعی واقع شده در مصر است وگاهی طلای سرخ نامیده شده است.این هرم در شکل دیگری نیز به عنوان سنگ Benben شناخته شده است.این سنگ نخستین زمینه به شکل هرمی را نشان داده است.این نقطه ای است که خدای Atum(نخستین خدای مصری)همه چیز را به وجود آورده است که آن از آب های زمین برخاسته است.این نخستین ماهور باستانی است,»بگذار زمین خشک نمایان شود.وآن چنین بود».این متن مستقیما به مفهوم سومری و بابلی از این ماهور اولیه پیوند داده شده است.این هرم اقامتگاه Atumخدای خورشید بود کسی که بعدها باRaبه عنوانRa-Atumیکی شده است.نهایتا این سنگ Benbenستاره یا روح سرگردان فرعون را نشان داده است.اگر روح Atum(همچنین Ra)در Benbenمنزل یافته پس این ممکن است چرایی حکاکی دیسک خورشیدی بالدار رو سنگ سرطاق و چرایی موجودات احتمالی خدا یا خدایان نشان داده شده روی یک گذرگاه در سنگ سرطاق بالایی را توضیح دهد.این به نظر می رسد در مصر به تنهای برای Atum/Raعمومیت داده شده است.گمانه زنی های من در این مورد این است که Atumقدیمی ترین خدا بوده,ممکن است پیوست های که به سومریان نزدیکترند را حمل کرده اند که شامل Benbenبا دیسک خورشیدی بالدار متصل,روح جای داده شده داخل Benbenوشخصیت Benbenنمایشی از مرکز,شئ نوک دار ,دیسک بالداربه عنوان هردوحامل ارواح ونیز به عنوان یه سرپوش باشد.
dingir

تصویری دیگر نیز وجود دارد که dingirنامیده شده است که مقدم بر نام خدایان است.این صفتی برای نشان دادن آسمانی بودن نام پس ازآن نامیده شده است.بعضی وب سایت ها ادعا می کنند که dingirاسمی سومری برای خدا است.چنین نیست این تصویری است که به واسطه آن اسمی که بعد از آن آمده الهی گفته شده است. در حقیقت dingirبسیار شبیه آپوستروفی صامت و بی صدا است.سومریان هرگز آن های که از بهشت آمده اند رابه عنوان خدایان ننامیده اند, چنین نامگذاری یونانی است .با این حال دیوها نیزآسمانی در نظر گرفته شده اند و dingirنیز چنین استفاده شده است.
اسم Anunnakiبه معنی «آنهای که از بهشت آمده اند است»
.تصویر آنها به معنی بجاترین اشیای درخشان است.
هردوی این جملات صحیح است.
http://firstlegend.info/3rivers/thetreeoflifedingir.html

با تشکر فراوان از  همیاران گرامی.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

درخت زندگانی

درخت زندگانی و عهد باستان
Tree of LifeWinged Solar DiskDin.Gir
اتصال آسمان و زمین

حداقل سه مهد تمدن به پا خواسته در عهد باستان حوالی مشرق زمین وجود داشتند.این سه ,سومر ,مصر وفرهنگ هاراپای Harappan وادی هند بودند. BMAK مجموعه باستانی Margiana ی باختر که به تمدن آمودریا نیز معروف بوده, تمدن نخستین دیگری است.امروزه این تمدن به اندازه سه تمدن دیگر قدیمی به نظر نمیرسد,البته برای گفتن این زود است.این ممکن است به خوبی سومر ,سبب شگفتی هایی شده باشد.این سه تمدن نخستین بزرگ به وفور افسانه های خدایان و الهه ها جان بخشیدند.این صد افسانه پایه انتقال یافته و بازسازی شده توسط رودخانه وادی تمدنها به سراسر دنیا صادرگشته واز نسلی به نسل دیگر تا زمان حاضر پاس داده شده است.در راس این افسانه ها خدایان و متصلین به بهشت هستند.این متصلین محور موندی, جهان سوم و نقل دهنده سرافینی بودند.حتی از زمانهای نخستین مفاهیمی ازقبیل ,روح,بهشت ,موجودات آسمانی و فناناپذیر بودند که درباره آنها نوشته شده .چیزی که نمیتوان دوباره تاکید کرد این است که این مجموعه صد تایی که تاریخ این سیاره داشته آدم,حوا و Enki” “را نیزشامل شده بود.

tree of life locations

یک ویژگی جالب این سه تمدن تاریخ خطی پیدایش و رشد این فرهنگ هاست.کاملا تقریبی این تمدنها حدود3500 سال قبل از میلاد شروع شده و در سال 2000 قبل از میلاد خاتمه یافته اند.چه اتفاقی افتاده است که سه (و احتمالا چهار)تمدن در یک زمان پدیدار شدند-و نسبتا خاتمه یافتند-دردوره زمانی طولانی داده شده ایی که تنها پیشرفت انسان نخستین,عصر حجر بود؟آنچنانکه که انسانهای عهد باستان نوشته اند, که این شفاعتی الهی بوده.این است که این تمدن «هدیه ای از طرف خدایان «بودند.آنها به قدری به این باورها عقیده داشته اند که آنها مطلقا عقده حوادث گذشته را داشتند.این تصاویر,تشریفات و سنن شفاهی به قدری زیاد قدرتمند بودند که مذهب سومر,کل حواشی شرق و فراسوی آن را تحت تاثیر قرار داده بودند.به قدری این عقاید به سادگی با کل تمدنهای جاری یکسان سازی شده است که این پذیرش باید یک از منبع رایج شناخته شده ی خوبی نشِت گرفته باشد.یک منبع برمز درآورده شده با سنن ANE.زبانشناسان نمیتوانند از وادی هند صحبت کنند چنانچه دست نوشته های آنان تاکنون رمز گشایی شده بود اگر زبان درستی در آن بوده باشد.اما تصویر هاراپا Harappan نشان داده در قسمتی ریشه ای مشابه با نوع سومری و مصری دارد.واضحترینشان درخت زندگانی و این Enkiهمواره ارایه داده شده است.داستان درخت زندگانی با همه تفاسیر متفاوتش قویترین افسانه منسجم به اشتراک گذاشته شده توسط سه تمدن بزرگ وادی رودخانه است.این درخت با اسامی فرهنگی متفاوتی عنوان یافته است.این درخت Mes و Huluppuی سومر,درخت انجیر مقدس هندی که درخت Bhodiی وادی هند شده ودرخت انجیر مصری (درخت Hathor) در مصر شده است,میباشد.آنهایی که فرهنگ های باستانی را مطالعه میکنند آن را درخت مقدس نامیده اند.از افسانه این درخت این خدایان,فناناپذیر,دانا,عصای کیهانی,آیین باروری,سلطنت الهی ,انسانهای نخستین و بهشت می آیند.حتی آیین الهه مادرنیز ممکن است از این درخت سرچشمه بگیرد.این پیامدها ,جنبه های متفاوت از این درخت زندگانی در ارتباط با آنچه آنان در راهی تغییر پذیر و قابل انعطاف انجام دادند,هستند.این مفاهیم متفاوت از این درخت ,خود را فرهنگ های در هم تنیده ی قابل توجه و دور از دسترسی ابراز داشته اند.این درخت زندگانی از جنبه های زیادی پرثمر بوده است.
اینها در قسمت پایین پنج صفحه از افسانه ها و نمادها هستند.این نمادها و معانی به عنوان یگ گروه در نظر گرفته شده اند ,اگر چه با اسامی متفاوتی دسته بندی شده اند هنوز در مرکز آنها دربردارنده ی حقایقی اورجینال هستند.آنها از خاندانی باستانی با صفاتی مشترک هستند و مطابق با فرهنگ های متفاوتی از آن زمان دوردست تعریفی دوباره یافته اند.از سومر به امپراتوری روم ما میتوانیم درازا و تنوع این نمادها متصل به آسمان و زمین را ببینیم.

درخت زندگانی

tree of life

درخت زندگانی در هنر
Fluer-de-Lys
گلگونه
اینانا(خدای عشق و جنگ)Inanna

 

دیسک بالدار خورشیدی

winged disk

ماهیت مکانیکی
دیسک آشور
زرتشت
بالها

 

غوغایGir

din.gir

Anunnaki
تندیس دو تکه
Atum
ساختمان یا سنگ هرمی

 

 

مرکز جهان/Baetyl سنگ

omphalos

سنگBenben
Shiva Linga
عصای کیهانی
اسب خدا

 

مار بزرگ

نقل دهنده های سرافینی خشمگین
مفاهیم مصری
مدلی مدرن
روح و جاودانگی
http://firstlegend.info/3rivers/thetreeoflifeheavenandearth.html
*************************************************************************************************
درخت زندگانی
Tree of Life
دیدبانان.شمایل.اولاد آدم
هنگام گفت و گو از درخت زندگانی چیزی که جالب است شمار نمادهای اقتباس شده ازمراکز این سه منبع رایج پیشنهادی از ژرفای پارینه سنگی است.به احتمال زیاد این نماد باستانی عمیقا در طول دوره نو سنگی بوسیله کاهنان یا جادوگران مردم قدیم شمال آسیا یا اروپا پخش شده بود.این گروههای نخستین از خدا یا انسان بارور, حامل فرهنگ ,هلالی شکل ,که منشا فرهنگ بودند ,به بیرون تابیدند.مثالهای زیر ازدرختی زندگانی از سومر,شهر بابل قدیم/آشور,Uratua,و وادی هند هستند.همه آنهابعضی مشخصه های رایج از قبیل عصای کیهانی,زنگ کوزه شکل,توری منظم,و این میوه /برگهارا به اشتراک گذاشته اند. تقریبا همیشه این درخت با یک یا دو جن (محافظان آسمانی), اشخاص یا پادشاهان اسطوره ای, نسبت داده شده اند.این این اشخاص همراه شده بدون شک بالهایی نشان دهنده ای از الوهیت دارند.دیسک خورشیدی بالدار معمولا در بالا شناور است.

الگوی مشبک ,تفسیری انتزاعی از شاخه های درخت سومری است.این الگوی قطعیتری از الگوی درخت آشوری و بابلی شده است.در سبک درخت تاک,هر شاخه بسطی مجزا از هسته پایانی در یک میوه شده است.
دسته ی بلند(عصای) کیهانی تنه ی درخت است.این دسته بلند(عصا)چوب بلند عصای چاوش (نشانه علم پزشکی)ومحور موندی از ارکان دنیا شده است.
زنگوله کوزه شکل یکی از مشخصه های مجزای این درخت است. این در همه فرهنگ های بین النهرینی و در فرهنگ هاراپای وادی هند حضور یافته است.اگرچه اینچنین در متعلقات مصری ظاهر نشده است.
این درخت همواره میوه یا شاخ و برگ دارد.این میوه نسبتا بزرگ و فربه است و گاهی اوقات شبیه یک مخروط درخت بلوط به نظر میرسد.این میوه شبیه یک یک مخروط بلوط محبوبترین نمایش حتی در یونان و روم بوده است.

در زمان نگاه کردن به این پنج تصویر از درخت زیر ما میتوانیم این مشخصه های مشترک راببینیم:

1سومری: جن,دسته بلند (عصا),شبکه توری,شکل زنگوله,میوه و دیسک خورشیدی در بالا اما نشان داده نشده
2بابلی /آشوری: : جن,دسته بلند (عصا),شبکه توری,شکل زنگوله,شاخ و برگ و دیسک خورشیدی در بالا اما نشان داده نشده
3Urartian: جن,دسته بلند (عصا),شبکه توری,شکل زنگوله ومیوه
4وادی هند:شکل زنگوله,شاخ و برگ و خدایی داخل درخت
5سومری دسته بندی شده اما به احتمال زیادتر آشوری: جن,دسته بلند (عصا),شبکه توری,شکل زنگوله/خدا داخل درخت,میوه و خدایی شبیه دیسک بالدار خورشیدی

یک مشخصه جابی دیگر از وادی هند خدایی داخل این درخت است.در افسانه ازیریس ,ازیریس به عنوان خدایی مصری توسط دستگاه برادرش به قتل رسید و داخل تابوتی به مدیترانه پرتاب شد زمانیکه روی سواحل فینیقیه او درون درختی جای داده شد.همچنین مانند محور موندی که نمادی دیگر از درخت زندگانی است این شاه این درخت است(آنچنانکه دررویای Nebuchadnezzar(پادشاه بابلی قرن 6 قبل از میلاد)-«این درخت ,ای پادشاه]تو هستی»دانیال4:10-22)در وادی هند درخت انجیر مقدس هندی به کریشنا ربط داده شده است.برای این در آواز خدا Baghavad Gita,او میگوید «میان درختان من ashvattha هستم»,-درخت انجیر مقدس هندی به سانسکریت

sumeria treeassyrian tree

uratru treeindus tree

 

 

 
tree bell king

تصویر سمت چپ آشوری است.جن یا به احتمال بیشتر «این پادشاه داخل شکلی زنگوله مانند است.این درخت میوه ,شبکه توری(کار مشبک)و عصا(میله بلند)کیهانی را نشان داده است.دیسک بالدار خورشیدی از آشور در بالا شناور است.
شکل زنگوله مانند احاطه کننده این درخت ممکن است تاثیر گرفته از شکل مخروطی سنگهای مرکزی یونان یا هر جای دیگری باشد.این شکل اصطلاح خاص شیوا از آیین هندی را باز نمود کرده است کسی که زادگاهش به وادی هند نسبت داده شده است .چه چیزی را این شکل زنگوله مانند نشان داده است موضوعی برای تفکر و تعمق است.این ممکن است مجسمه ای برافروخته یا درخشان شبیه به موارد درخشنده یا سرچشمه نیروی زندگانی باشند.درختی که برافروخته شده میتواند به این معنی باشد که آن میتوانسته مانند کرم شب تاب شب تابی(فسفر افکنی)نماید.مایانها معتقد بودند که آن چند نوع قدرت تابش یا نیرو داشته است.هرانچه که این نشان داد ویژگی مهم این درخت زندگانی نمایش داده شده است.

pine cone fruitvine tree

زمانی که باستان شناسان به این تصاویراز جن نگاه میکردند آنها این میوه مخروط شکل را اسفنجی به منظور پاشیدن آب مقدس روی این درخت,نوعی تشریفات شستشو پنداشته اند.این میوه گاهی یه مخروط بلوط نامیده شده است],مانند آن میوه که هنرمندان آن زمان گاهی نشات داده بودند.دورترین تصویر سمت چپ این میوه که مخروط بلوط نامیده شده بود را نشان می دهد.می دانیم که جنی یک میوه فناناپذیری را برداشته که در جیبش قرار دهد.دومین تصویر سمت چپ مثالی از تفسیری درخت تاکی ازدرخت زندگانی است.این به وضوح این میوه کشیده شده مانند مخروط بلوط را نمایش داده است.تصویر بعدی هندی است و ذرت خوشه ای دسته بندی شدند.این نیز مثالی دیگر از این میوه از هنرهند شرقی است. همچنین به خاطر بسپارید طرح گلگونه روی هر دو دستبند مچی را که همچنین به درخت زندگانی پیوند داده شده است-نماد مقدس دیگری است.اگر به شکل این میوه نگاه کنید آن تقریبا همیشه به شکل توپ فوتبال یا بیضی است.گاهی گل زنبقی نیز ضمیمه شده است (که در نشان پادشاهی قدیم فرانسه شکل مرکزی نیز از این شکل امتداد یافته است.)

افسانه درخت زندگانی و میوه فناناپذیریش میتواند در در افسانه های دیگر فرهنگ ها نیز دیده شود.در یونان باستان داستان Hesperides(حوری های دریایی که پاسبان باغ سیب های طلا بودند),سه حوری محافظ که محافظت میکردند درختی از یک باغ که سیبهای طلای فناناپذیری را روییده است .در این باغ اژدهایی نیز که نمادی دیگر از مارهای بزرگ خشمگین است میباشد .در اساطیر اسکاندیناوی ,Idunنگهدارنده ی این سیبهای فناناپذیری است.آنچه که ما از اساطیر اسکاندیناوی میدانیم از نسخه ای خطی از این جزیره است.در یکی از افسانه های سومری Inanna و Dumuziدرختهای میوه داشتند ویکی از آنها درخت سیب بوده است.
باغ تندرست من در این میدان
جو من در شیارهایش عالی رشد کرده
درخت سیب من که در حد کمال خود میوه داده
این کاهوی کاشته شده با این آب است
فهمیدن اینکه اکثر اوقات به نظر میرسد دو شخص متمایل به این درخت وجود داشته,سخت نیست.دو شخصیتی که محافظ درخت بودند و بوسیله آن تقویت میشدند موجود بودند,البته آنها میتوانسته اند پیشگام و انسان تعادل یافته همراه Amadon باشند.این تصویر درخت زندگانی با پادشاهان نسبت داده شده به آن باقی مانده است.در حقیقت این درخت به پادشاهان فوق بشری نسبت داده شده است.در برخی تصاویر از این درخت,این محافظان جنهای عقاب سر بودند اگرچه برخی این تمثال را یک شاهین می نامند.عبارت (شیر دال,جانوری که نیمی از بدنش شیر و نیم دیگر دال بوده است)Griffinگاهی برای توصیف این محافظان استفاده شدند.
منشا آسمانی از شاهنشاهی تاکنون درنخستین فرهنگ های بین النهرینی تصدیق شده است.(زمانیکه شاهنشاه از از آسمان پایین آورده شد شاهنشاه در Eriduبود.).در هر دو اساطیر سومری و بابلی,به صورت تمثیلی تصویردرختی کاشته شده روی زمین توسط الهه مادر اینانا یا ایشتاربیان شده است.درخت مقدس معمولا به شکلی از یک سبک درخت خرما مانندروی یک کوه نمایش داده شده رایجترین موتیف تزیینی در پیکرنگاری سلطنتی آشوری است.این در معماری شاهنشاهی ,روی نشان ها و سلاحهای حکمران سرآمد ,روی جواهر سلطنتی یا هر جای دیگری حضور یافته است.دیوارهای کاخ شاه Ashurnasirpal IIآشورنصیرپال دو(883-859قبل از میلاد)درKalhu(نمرودمدرن)با بیشتر از 400نمایش از این درخت پوشیده شده است.
(http://www.bib-arch.org/bswb_AO/bswbao0604kprdg3.html) (http://www.gatewaystobabylon.com/introduction/sonsofgod.htm)
توصیفی از ساختمان شاه سلیمان,خانه او از شاه شاهان 1فصل 6:1موجود است.»او همه دیوارهای حدوددورو بر این خانه را با شکلهایی از کروبیم cherubimودرختهای خرما و گلهای باز حکاکی شده در اتاقهای داخلی و خارجی را حکاکی کرده است.در شعرهای دیگرگفته شده این کروبیم ها جفت هستندو روی درها آنها و درخت با طلا پوشش داده شده اند.این مفهوم از درخت با کروبیم در کل پرستشگاه در زمانهای زیادی تکرار شده است.
French fluerenki fluercompassleather vestmentfluer phoneciaassyrian vorticalurartain
نماد شاهنشاهی فرانسوی سمت چپ با عنوان گل زنبق (سوسن)شناخته شده است.این از اولین پادشاهان Merovigianفرانسوی نشات گرفته است.این نماد از سومر بیرون آمده و مستقیما به درخت زندگانی پیوند داده شده است.این میتواند بازگشتی به Enkiخدای سومری را دنبال کرده باشد.در تصویر دوم سمت چپ او آبپاشی از آبهای جاری با نمادی روی آن را نگه داشته است.این همچنین نمادی دریایی است که همواره شمال را نشان داده.تصویر بعدی از Uratuمیباشد که این نشان سلطنتی فرانسوی ضمیمه شده به این میوه را واضح نشان داده است.بعدی عکسی فینیقیه ای از درخت زندگانی است.به نشان سلطنتی فرانسه (گل زنبق)بالای مرکز توجه کنید. این سبکی شناخته شده به عنوان درخت حلقوی مانند درخت آشوری زیر است.آخرین مثال از این نشان شاهی فرانسه از قطعه ای کار فلزی از Uratuاست.این کلاهخودی از یک جن نجیب زاده است.نشان شاهی فرانسه(گل زنبق)به قدری گسترده استفاده شده است که کلاسیک به حساب آورده شده است.
rosetterosette from vanrosette tree
گلبوته
سپس ما این گل بوته را داریم.آن نیز نمادی متصل به درخت زندگانی است.این هشت برگ پره چرخ مانند دارد دقیقا مانند نماد خدای خورشید شاماش.دورترین طرح خورشید سمت چپ گل بوته استاندارد با حفره مرکزی تیره است.بعدی کار فلزی Urartianبا روبانی از گل بوته هاست.آخرین تصویر ,نشانی سومری است که اتصال گل بوته ها به درخت را نشان میدهد.این نماد پیوند نزدیکی به الهه ی ایناناInannaوالبته به درخت زندگانی داده شده است.این کل نمادهای بین النهرینی است.
این گلبوته رایجترین «نماد معبد»زینتی سراسر سرزمینهای باستانی,مرسوم در بین النهرین ,آسیای غربی ,آنتالیا,جزیره کرت و یونان بود.این دیدگاهی پذیرفته شده است که این گل بوته به عنوان نماد معبد,پیامدی از پدیده ای آسمانی (خورشیدی احاطه شده با قمرهایش)یا کسوفهای خورشیدی بوده است. (http://www.strayreality.com/Lanis_Strayreality/where_did_they_come_from.htm)
منطقی که این گل بوته ها از پدیده ای خورشیدی نشات گرفته بودند نتیجه ای منجر شده از تفسیر صخره پارینه سنگی از تصاویر نخستین ساخته شده بوسیله انسان نخستین است.
در این مقاله ارائه شده ما مدرک آوردیم که تشعشعات غیر متعارف پیکرنگاری اولیه پیوند داده شده با اجسام آسمانی مختلف را تشخیص می دهند.سنگ نوشته های ماقبل تاریخ از اطراف دنیا خدای خورشید عهد قدیم را به صورتی استوار توصیف می کند,به شکلی که شباهت کمی به ظاهر امروزه عالم خورشیدی دارد.در این بین رایج ترین سنگ نوشته ها آن هایی هستند که دیسک خورشیدی راکه با یک گل بوته با خال مرکزی,جسمی هشت پره ویک پیوست پایه مانند آراسته شده,نشان می دهد.این واقعیت که تصاویری بسیار مشابه در میان این علائم تصویری نخستین در سومر,مصر و بین النهرین نه تنها طول عمر بی امان این تصاویر مقدس را تایید کرده است بلکه بعضی توجیهات برای این دیدگاه که تداوم عقاید (به عنوان مثال پرستش ستاره ای )همچنان لایه زیرین این تصاویر رایج قرار می گیرد, در نتیجه امید کشف مفهوم اصلی دستنوشته های ماقبل تاریخ با تحلیل همتاهای تاریخی آنان را ارائه میدهد. (http://www.kronia.com/library/journals/rockart.txt)
مقام ایناناInanna
این الواح خط میخی سومری,هشت اثر ذکر شده ساخته شده در هزاران سال قبل به وسیله قلم فو لادی حکاکی به داخل سفال مرطوب را نشان می دهد,و ما امروزه می دانیم که این هشت اثر ذکره شده به اینانا الهه صبح و شب دلالت می کند.این به دجا به نظر می رسد که این هر دو اثراتی ازین زبان باستانی نوشته شده تصاویر از هردو گل بو ته های گل مانند و ستارهای ذکر شده را یادآوری می نمایند.برای اینکه تصاویری که هر دو نیرومندی(فزونی)یک ستاره و ظرافت ماهرانه یک گل به خوبی ماهیت متناقض این الهه را نمایان می کند.دراین به تنهایی اینانا شبیه Kaliالهه هند که اغلب «مادر جهان «یا»مادر الهی»نامیده شده است.شکل هندسی جادویی kaliیاyantraدر بر دارنده هشت گلبرگ درخت کنار است.به علاوه,قدرت اینانا به عنوان یک الهه با فرماندهی هر دو جنبه زندگی دهنده و زندگی گیرنده این جهان علاوه بر مجاورت فیزیکی با رودهای دجله و فرات وادی هند به ما می گویید که اینانا و kaliبه صورت تصادفی به هم ربط داده نشده اند اما با رابطه مستقیم از سومریان با فرهنگ های هندی مربوط شده اند. (http://www.maabatakali.org/inanna.htm)
این هشت گل بوته اشاره شده مدتها به عنوان نمادی از اینانا سومرشناخته شده است که تاریخ آن به حداقل 3500سال قبل برمیگردد.[شکل ارائه شده2-1].این پیکرنگاره پیونده دهنده اینانا وهشت گل بوته اشاره شده 3000سال قبل ازمیلاد تاسیس شده است این گل بوته داخل تخته های بازی نخستین همزمان با حفاری های انجام شده مقبره سومری جاداده شده بودند.[شکل3]حدود 2600 تا3000 سال قبل از میلاد(http://www.goddesschess.com/chessays/janigk.html)
Game board Figure 3
عناوین دیدبانان,vanitesوفرزندان آدم به آن آسمانیونی که قادر به بهره بردن ازدرخت زندگانی بودن اشاره دارد و همچنین یادداشت های سومری نشان می دهد همه این سه,ازبعضی جهات به این درخت پیوند داده شده اند.این دیدبابان(یا همچنینAnunnaki)به این ازطریق Dilmunباغ خدایان جای که هیچ کس پیر نمی شد,پیوند داده شده بودند.Vanitesازطریق Enkiو فرزندان آدم پیوند داده شده بود.
http://firstlegend.info/3rivers/thetreeoflifepage2.html

با تشکر فراوان از  همیاران گرامی.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: