بایگانی ماهانه: اکتبر 2012

بیداری کیهانی 2012 – پان آندو

بیداری کیهانی 2012

مسیرنوروصلح وآشتی, یامسیرتاریکی وجنگ ودشمنی, انتخاب باشماست.

ماچه هستیم؟

http://paneandov2012.files.wordpress.com/2011/03/pane-andov-4.jpg?w=682

لینک دانلود:

بیداری کیهانی 2012 -پان آندو

با تشکر فراوان از هادی عزیز و مترجمان محترم این مطلب.

یوفویی غول پیکر نزدیک خورشید

تاریخ عکسبرداری 23 ژوئیه 2012 ساعت 09:20

عکسی که توسط سازمان ناسا گرفته شده است اینبار نیز همگان را در بهت و حیرت برد…!

عکسی که توسط خود سازمان ناسا گرفته شده است اینبار نیز همگان را در بهت و حیرت برد…!پروژه ای که ناسا جدیدا شروع کرده است بنام پروژه Heliospheric است که یک پروژه منبع باز برای تجسم اطلاعات خورشیدی است که توسط NASA و ESA روی ان کار میشود در این تصویر با توجه به انعکاس نور به سطح این جسم غول پیکر به وضوح می توانید این جسم را ببینید جالب است که این بار خود ناسا رسما در سایت خود این تصویر را گذاشته است به آدرس:http://sdo.gsfc.nasa.gov/data/aiahmi

 

 

 

 

 منبع:    http://www.7end.blogfa.com

حمله بیگانگان به زمین؟؟ ورود جسم ناشناخته به دهانه آتشفشان

آتشفشان Popocatepetl در مکزیک با حمله یک یوفو دیروز جمعه 26 اکتبر فوران کرد. این آتشفشان از سال 2005آرام بوده است ولی از ماه آوریل نشانه هایی از دود در آن ظاهر شد.

دیروز جمعه خبرنگار Televisa ، خواکین لوپز دوریگا ، در حین فیلمبرداری از کوه آتشفشان مکزیک با صحنه ای عجیب مواجه شد.
یک جسم استوانه ای به طول یک کیلومتر داخل دهانه آتشفشان شد و متعاقب آن انفجار مهیبی صورت گرفت.. این خبر را رسانه های معتبر جهان به عنوان اخبار حادثه ای پخش کردند.

یکی از متخصصان مرکز نجوم در مکزیک عقیده دارد که این به احتمال زیاد میتواند یک حمله به زمین از سوی موجودات بیگانه تلقی گردد..گویا افسانه حمله بیگانگان به زمین در سال 2012 در حال شکل گیری است. تصور کنید تا کنون بشر جسم پرنده به طول یک کیلومتر نساخته است.. قبلا مدارکی درز کرده بود که نشان میداد یکی از چالشهای فراروی بشر در حوادث آینده بازگشت بیگانگان به زمین خواهد بود. قوم مایا در آمریکای جنوبی کاملا به این مسئله اعتقاد دارند که روزی بیگانگان برای انتقام به زمین باز خواهند گشت. این یک مدرک موثق است !!!
فوران این آتشفشان هشدار قرمز را سبب گشت و پیش بینی میشود زندگی 19 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار دهد. ساکنان نواحی در حال تخلیه شهرها هستند.
منبع:   www.facebook.com/mahdyoon
پ . ن : طول جسم دویست متر بوده است.

تاریخچه پنهان راز باستانی صلیب شکسته(سواستیکا) – قسمت اول

تاریخچه پنهان راز باستانی صلیب شکسته(سواستیکا)

قسمت اول

نوشته ریچارد کاسارو

Richard Photo 

نژادی سفید پوست از مذهب آبا و اجدادیشان هندوئیسم که در سراسر ما قبل تاریخ اروپا هزاران سال قبل از ظهور مسیحیت میزیسته اند.سفید پوستان آن دوران از مسیر معنوی خود خارج شده و یک نوع دور اندیشی مادی پیدا کرده بودند که در اصل آن را وحشی گری می نامند.در اینجا می خواهیم پرده از بعضی سانسورهای مدرن و روز اروپا بر داریم.و همچنین بررسی ایمان بومیان هندو و سرکوب نماد کلیدی هندوها (صلیب شکسته).

 

دیسک طلا با صلیب های شکسته یونان باستان قبل از میلاد مسیح

آیین هندو دارای مفاهیم فوق العاده بالای معنوی مانند,روح ابری,تناسخ,کارما,یوگا,چشم سوم و نیروانا است.سنت مذهبی از دست رفته اروپا مدتها قبل از مسیحیت و کتاب مقدس عبری که 2,000سال پیش به وجود آمدند و جای آن سنت را گرفته اند تشکیل شده بود.(این یک حدس نژاد پرستانه نیست بلکه یک حقیقت است و ریشه در تحقیقات دانشگاهی دارد.)

تمام فرهنگ های باستانی اروپا به عنوان مثال :یونانی ها,رومی ها,گول ها, نژاد سلت ها و غیره…همان دین معنوی از آیین هندو است .ما هنوز هم می توانیم نمادهای مرکزی این دین یعنی صلیب شکسته را در بیشتر خرابه ها و همین طور اشیاء باستانی مشاهده کنیم،این تحقیقات را دانشگاه ییل در سال 1898 به انجام رسانیده:

 

صلیب های شکسته،اروپای باستان

صلیب شکسته بر روی یک سفال از کرت

 

موزاییک روم باستان با صلیب شکسته

کوزه کوچک قرمز قهوه ای با نماد صلیب شکسته از کرت،موزه ملّی باستان شناسی،آتن.

اکثر مردم امروزه آیین هندو  را وابسته به هند می دانند این درست است امّا هندو در هند متولّد نشد به هند آورده شد.این امر توجه محققان را به خود جلب کرد،دانشمندان بر این باورند که قبل از اقامت در اروپا عشایری(منظور آریایی ها)با نژاد سفید از شمال به هند باستان حمله کردند و آیین هندو را به آنها معرفی کردند.(به ما در مدرسه آموزش داده اند که آریایی ها نژاد برتر و اصطلاح آریایی به اعتقاد هیتلر انسانهایی با موهای بور،چشمان آبی هستند امّا این تفکری اشتباه است خیلی ساده است واژه آریایی به معنای سفید پوست(مردم سفید)است.آیین هندو هنوز هم در سراسر هند اجرا میشود امّا این اروپا است که دچار سرنوشتی متفاوت شده،معرفی مسیحیت در دو هزار سال پیش و همین طور قطع نژاد قفقاز از ریشه هندویی بومی مذهبی.

تهاجم آریایی ها به هند

پژوهشگران بر این باورند که نماد هند ما قبل تاریخ صلیب شکسته آلمان نازی بوده و این نماد اصلی هندوهاست،هندوها بر دو نژاد بوده اند نژاد آریایی های مهاجم(غیر بومی)و (بومی)

تهاجم آریایی نظریه ای است که (بومی ها) از مدتها پیش داشتند،این نظریه به این صورت است:رزمندگان نژاد قفقازی از سمت شمال به هند حمله کردند و خیلی سریع پیروز شده و تصمیم به ماندن گرفتند و ترک شیوه عشایری خود کردند. آریایی ها فرهنگ و دین خود را به بومیان آموختند و نماد کلیدی خود یعنی صلیب شکسته را ترویج دادند،در نهایت این امر منجر به تسلط فرهنگ و زبان آریایی در شمال شبه قاره هند شد.

آریایی ها نظام خود را به عنوان طبقه حاکم بر هندوها به منظور جلوگیری از مخلوط شدن نژاد تاسیس کردند(آنها معتقد بودند که از نظراجتماعی برتری دارند.)

بنا بر گفته مورخان, این آریایی ها آنهایی هستند که نوشته های ودایی را تاُلیف کردند که این نوشته ها قلب دین هندو نامیده میشود.آریایی ها در نهایت به سمت غرب اروپا مهاجرت کردند و فرهنگ بالایی را در:آلمان,بریتانیا,فرانسه,اسپانیا,ایتالیا و لهستان به وجود آوردند و به همین ترتیب تکامل پیدا کردند.هر قفقازی در آمریکا ریشه خانوادگی اش از نسل آریایی ها است.باز هم این یک نظریه نیست یک دانش خالص است.در کتاب(جذر و مد بربرها)انتشار به سال1982 به این موضوع پرداخته است:

«این افراد( طبقه آریایی ها) نهادهای اجتماعی خود را در شبه قاره هند گسترده اند و همین طور یک فرهنگ منحصراً معنوی که همان آیین هندو است را به وجود آورده اند.منظور از از طبقه همان ظهور ناگهانی آنهاست در واقع کلمهُ طبقه آریایی ها به معنای رنگ و نژاد است.»

این یک نتیجه قابل توجه است که بسیاری از غربیها آن را قبول ندارند,نتیجه این است:در سالهای طولانی قبل از مسیحیت نژاد آریایی، مذهبی را به اروپا آوردند که در حال حاضر آن را هندوئیسم می نامند و اروپاییان آریایی تبار به همین شکل در برخی نقاط اروپا پراکنده میشوند.

البتّه بسیاری از اروپاییان امروزی میدانند که صلیب شکسته نمادی مقدس برای هندو ها است.این نماد در معابد هند, متون دینی و همچنین در مراسم عروسی,جشنواره ها,لباس و جواهرات قابل رؤیت است:

صلیب های شکسته در هند

معبد هندو در هند

موسیقیدان هندی با گیتار

معبد هندو

 

نماد صلیب شکسته در اروپای باستان

نقش صلیب شکسته،موزه گالو رومن،لیون،فرانسه

موزاییک از روم باستان، اسپانیا

آرتمیس با صلیب های شکسته،یونان،حدود 700سال قبل از میلاد

مدت کوتاهی پس از این کشف باستان شناسی آلمانی به نام هاینریش متوجه شد که بسیاری از نمادهای صلیب شکسته در خرابه های شهر وجود دارد او با دو تن از استادان زبان سانسکریت مشورت کرد و به این نتیجه رسید که نماد صلیب شکسته نماد دینی آریایی و همچنین نماد متصل کننده آریایی ها به هندوها بوده است.

او در سال 1896 در کتاب خود صلیب شکسته(اولین نماد شناخته شده و مهاجرین آن)را منتشر کرد.

تومس ویلسون،سرپرست سابق بخش مردم شناسی ماقبل تاریخ در موزه ملّی آمریکا،در این کتاب نوشت:

«برخی از مقامات بر این نظر هستند که نماد آریایی توسط مردم آن قبل از پراکندگی خود در اطراف آسیا و اروپا استفاده می شده است، این موضوع پس از تحقیق ممکن و عادلانه است،صلیب شکسته یک نماد مقدس است که ممکن است نمادی برای مردم و کشورهای مختلف باشد امّا در حال حاضر آن را فقط برای تقسیم مردم آریایی و مهاجرت آنها به نقاط مختلف اروپا میدانند.»

در قرن20 تصاویری از صلیب شکسته روی آثار مکشوفه در سراسر اروپا مانند:موزاییک ها,مجسمه ها و نقاشی ها توسط رومی ها اسکاندیناوی ها و یونانی ها طراحی می شده.

غیر از اروپا صلیب شکسته در بین النهرین,ایران باستان و تبت استفاده می شده و همین طور شاخه های بودیسم در معابد هندو و در هنر چینی,کره ای,ژاپنی می باشد.

 

دالایی لاما .صلیب شکسته

 

صلیب شکسته در معبد بودایی ژاپن

معبد بودایی ژاپن

 

احیای صلیب شکسته در اروپا «خدا مرده است»

بلافاصله بعد از کشف صلیب شکسته و رواج آن در بین سفید پوستان اروپا بسیاری ار آنان شروع به محکوم کردن مسیحیت کردند و صلیب شکسته را به عنوان یک نماد معتبر برای تبار اروپایی دانستند واین جنبش سفید پوستان در سراسر جهان گسترش یافت.

ادمونتون،کانادا،1916

تیم بسکتبال پسران،سان فرانسیسکو،1908 

نویسنده انگلیسی و فراماسون رودیارد کیپلینگ(1936_1865)

صلیب شکسته بر روی جلد کتاب گرد و غبار از آثار او

بازیگر نقش مکمل زن کلارا،1920

کوکا کولا

در آن زمان نوشته هایی که بسیار تاُثیر گذار شد نوشته فردریش نیچه(1900_1844) بود که کمک بسیاری برای تبلیغ و گردش صلیب شکسته کرد.نیچه برای کتاب «خدا مرده است»معروف شد و همین طور اعلامیه معروف خود که «چنین گفت زرتشت»نام داشت(1883).

منظور نیچه از این جمله تحریک آمیز چه بوده؟(خدا مرده است)

نیچه اعتقاد داشت که دین مسیحی در غرب از زمان روم بوده و یهودیان در زمانی که در اوج قدرت و نفوذ قرار داشتند هدفشان بالا بردن عبری خدا به خدا در جهان از طریق ایجاد مذهب عهد جدید بر پایه سنت های عهد قدیم بوده است.

آموزه های نیچه با جو ضد یهودی و نژادی در قرن 19و اوایل 20 متهم و به سرعت تبدیل به جوی ناراحت کننده شد.همان طور که در اوایل رنسانس بسیاری از اروپاییان تمایلی به سنت خود در کتاب مقدس نداشتند در آن زمان آنان به عنوان بیگانه به اصل و نسب خوانده شدند این جنبش به نام ضد مسیح زمینه فوق العاده ای در میان دانشمندان,دانشگاهیان و روشنفکران به وجود آورد, مانند:آلدوس هاکسلی که به توحید بی اعتماد بود و در بسیاری از مقاله های خود این را عنوان کرده:

«توحیدی که ما آن را در غرب می شناسیم توسط یهودیان اختراع شد.»

پیروان ادیان ابراهیمی یا سامی,یهودیت,مسیحیت و اسلام از صلیب شکسته استفاده نمی کنند مردم سامی تاریخ مذهبی فرهنگی و زبانی بسیار متفاوتی از هندو اروپا دارند.

سانسکریت زبان مادری در اروپا

محققان دریافتند که سانسکریت در واقع زبان مادریِ زبان های در حال تکاملِ اروپا است.زبان سانسکریت همان زبان (هندو اروپایی) است،محققان همچنی به این نتیجه رسیده اند که پایه و اساس زبان اوستایی و ارمنی نیز سانسکریت است.

واژه آریایی مشتق شده از هند باستان(سانسکریت ودایی)و فارسی(اوستایی)،آریا به معنی نجیب است.اقوام آریایی در هند نام سرزمین خود را آریا وارتا (گستره آریایی) و آریایی ها در ایران(گستره ایران)می نامند.غربی هایی که از نژاد آریایی نیستند معمولاٌ در اطراف کشورهای عربی و وجه مشترک آنها و ایرانیان دین اسلام است،ولی در بسیاری از جهات متمایز هستند،ایرانیان هویت ملّی،نژادی و فرهنگی خود را برای هزاران سال حفظ کرده اند.

مورخ یونانی(هرودوت) در5قرن قبل از میلاد مسیح نوشته:در دوران باستان آنان بعنوان آریایی ها در میان خود و همسایگان خود مشهور شدند.

6قرن قبل از میلاد پادشاه ایران داریوش بزرگ درکتیبه ای در نقش رستم می گوید:من داریوش شاه بزرگ_ پارسی،پسر از پارس، آریایی و از تبار آریایی ام.

حدود دو سوم از جمعیت فعلی ایران به عنوان قفقاز آریایی باستانی و یک سوم باقیمانده ترکان و اعراب هستند.شاه(آریا مهر)به معنی نور از آریایی ها است،این یک سنت کهن ایرانی است که برای ازدواج بین نژادی بوده به این معنی که ازدواج با غیر آریایی ها ممنوع است.

سازمان ملل آریایی به عنوان کشورهای اصلی شمال غرب آسیا و اروپا بوده اند.آنها جامعهُ کاملاً با اخلاق بوده و به نوعی اروپاییان ادبیات,آثار هنری,عناصر علمی,قوانین هنر و اصول فلسفه را از آنان آموختند.این سازمان از حاکمان بزرگ تاریخ تشکیل شده است و به نظر میرسد ماُموریت آنها تشکیل تمدن در تمام نقاط جهان بوده.

سیل بزرگی که منجر به غرق شدن آتلانتیس شد

برخی از محققان رد پای آریایی ها را در شرق قفقاز تبت که به اصطلاح(بام جهان)می گویند پیدا کردند،محققان بر این باورند سیلابی که منجر به نابودی آتلانتیس شد آوارگانی به همراه داشته که این آوارگان به ارتفاعات تبت فرستاده شدند و در آنجا برای نسل ها امن باقی مانده اند،بنا بر این نظریه آریایی ها با خون فرزندان آتلانتیسی در این ناحیه زندگی می کردند.

فیلسوف معروف جهان امانوئل کانت(1804_1724)گفت:آن بالاترین کشور است و بدون شک اولین ساکنان آن قبل از هر گونه دیگر در جهان و مشرف به تمام حقیقت و علوم بوده اند.فرهنگ سرخپوستان به طور قطع از تبت آمده و همینطور تمام هنرهای اروپاییان مانند کشاورزی,اعداد,بازی شطرنج و… .

دانشمندان, متفکران و فلاسفه این وقایع را به عنوان یک حقیقت پذیرفتند.به عنوان مثال:رودولف اشتاینر(1925_1861) فیلسوف معروف اتریشی،محقق ادبی،معمار،نمایشنامه نویس و متفکر اجتماعی در کتاب حافظه کیهانی نوشته است:بزرگترین قسمت از جمعیت آتلانتیس کاهش یافته و این بخش کوچک از تبار آریایی به اصطلاح بشریت متمدن امروزی را تشکیل می دهند.

افلاطون عقیده داشت خدایان در اساطیر یونان و رومی توانایی های فوق العاده ای داشتند و فانی نبودند، به دلیل اینکه با روح ابدی خود را تقویت می کردند(منظور مسیح و بودا)،با این حال در زمان پادشاه آتلانتینکم کم ارتباط با الوهیت درونی از بین رفت و در این زمان بود که آتلانتین از قدرت فوق العاده ای برخوردار شد.

افلاطون همچنین می نویسد:در نسل های بسیاری آنها اطاعت از قوانین الهی را انجام می دادند آنها به ویژگی های شخصیت بیشتر اهمیت می دادند تا به رفاه خود،بطوری که آنها از ثروت و دارایی خود کم کم خرج می کردند و اجازه نمی دادند استاندارد های بالای زندگی آنان را مست و کنترل خود و زندگی را از دست بدهند.امّا هنگامی که عنصر الهی در آنها تضعیف شد و صفات انسانی بر آنان غالب شد متوقف شدند تا رفاه خود را به اعتدال برسانند.

افلاطون در ادامه توضیح می دهد که در چند هزار سال پیش وقتی قاره آتلانتیس درون دریا غرق شد تعداد انگشت شماری از بازماندگان برای فرار از ویرانی به نقاط مختلف جهان رفتند و با ساختن اهرام دین خود را ترویج دادند و این کار را افتخار و فرهنگ مادری خود می دانند.

 حتّی امروزه هم این تئوری مورد بحث است،اینکه ما اهرام را می توانیم در هند,چین,پرو,بولیوی

مکزیک,ایرلند وبسیاری از نقاط دیگر ببینیم چنین ساختاری متنوع امّا با اهداف مشابه به نظر می رسند،در صورتیکه هیچ ارتباطی بین فرهنگ ها وجود ندارد! امّا باید یک منبع مشترک وجود داشته باشد.

در نتیجه

 نتیجه گیری آخر اینکه صلیب شکسته اتصال نزدیکی به آریایی های باستان دارد،امّا در دنیای مدرن امروزی تناقص و تصورات غلطی از صلیب شکسته وجود دارد به ویژه در ارتباط معنایی آن،

محققان,مردم شناسان,زبان شناسان و دانشمندان دریافتند که صلیب شکسته شواهدی از

یک پارچگی معنوی مردمان آریایی در پیش از تاریخ اروپا بوده است.

سوال این است که چرا این تاریخچه به عمد پنهان شده؟آیا به دلیل اتصال مستقیم به آتلانتیس؟

ایده های آدولف هیتلر در تمام مسائل آریایی بود ولی متاُسفانه شقاوت او و نازی ها تحت نماد صلیب شکسته باعث شد مخاطبان مدرن معنی بدی از این نماد در ذهن داشته باشند.

سمت چپ:آمریکا جنگ جهانی اوّل ، سمت راست:آدولف هیتلر

در انتها نماد شکسته واقعاً چیست؟چرا مردم باستان از آن استفاده می کردند؟و امروزه این نماد چگونه میتواند نماد قدرت هر یک از ما باشد؟

در بخش دوّم بررسی می کنیم:

تحقیقات دانشگاهی در قرن 19و20 در ارتباط با آتلانتیس.آریایی

معنای باستانی صلیب شکسته»ما خدایان به طور موقت در بدن انسان زندگی می کنیم

چگونه سفید پوستان به وسیله کتاب مقدس یهودیت و مسیحیت از هندوئیسم کناره گرفتند؟

منبع:       http://www.richardcassaro.com

پ . ن : با تشکر فراوان از آرزو عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

روح ورزشگاه پورتو پیدا شد!

برخی از روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌اند.

غزال زیاری/ یکی از عکس‌های خبرگزاری «AP» که در جریان بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن گرفته شد، حالا و بعد از گذشت چندین روز، مبدل به سوژه داغ روز شده است‌؛ البته نه از بابت فوتبالی.
در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تک‌گل بازی است، در میان تماشاگران، یک روح دیده می‌شود. گویا این روح بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، را از نزدیک تماشا کرده و حالا این روزها یکی از بحث‌برانگیز‌ترین سوژه‌های روز فوتبال اروپا، آن هم در بحبوحه دور جدید لیگ قهرمانان اروپاست.
برخی از روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌اند و به این نکته اشاره کرده‌اند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل می‌زند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر می‌شود و شادی می‌کند.
با دقت بیشتر در چهره این روح فوتبال‌دوست، می‌توان دریافت که او متعلق به زمان دیگری است. اگر به لباس‌های تن او و مدل موهایش توجه کنید، به نظر می‌رسد که او متعلق به قرن گذشته میلادی باشد.
این عکس که روز سوم اکتبر 2012 در یکی از بازی‌های لیگ قهرمانان اروپا و توسط آژانس خبری «ای پی» گرفته شده، در وب‌سایت رسمی این آژانس خبری قرار گرفته است، یعنی اینکه این عکس دستکاری نشده و این شبح توسط فتوشاپ و یا برنامه‌های مشابه ویرایش عکس، اضافه نشده و برای اطمینان می‌توان به عکس‌های این آژانس خبری معتبر رجوع کرد.
این تصویر احتمالاً نتیجه عکس گرفتن‌های پشت‌سر هم و با سرعت بالای شاتر دوربین است، چراکه ثبت چنین تصاویری به ندرت ممکن است و معمولاً عکس‌ها تار می‌شوند ولی هرچه سرعت عکاسی و شاتر دوربین بالاتر باشد، عکس‌هایی که در آن شیء متحرک وجود دارد، بهتر و با وضوح بیشتری گرفته می‌شوند. در این عکس، چهره این شبح کاملاً واضح است و نمی‌توان گفت این یک خطای دید و یا تاری عکس و یا شیءای است که شبیه یک انسان دیده می‌شود.
منبع: موندو دپورتیوو

عکسی که از بازی پورتو و پاری‌سن ژرمن منتشر شده بود، واکنش رسانه‌ها را به دنبال داشت.

به گزارش خبرآنلاین؛ در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تک‌گل بازی در ورزشگاه خانگی پورتو است، در میان تماشاگران، یک جسم شبیه روح دیده می‌شد. شایعه شده بود این روح بازی دو تیم پورتو و پاری‌سن‌ژرمن که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، را از نزدیک تماشا کرده.

برخی از روزنامه‌های پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خوانده‌ بودند و به این نکته اشاره کرده‌اند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل می‌زند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر می‌شود و شادی می‌کند.
حالا در تصویر جدیدی که از شبح ورزشگاه پورتو منتشر شده، مشخص است که این شبح، یک انسان است و گمانه زنی های رسانه های پرتغالی اشتباه بوده.

مستند ما و فرازمینی‌ ها – سازه‌‌ های ناشناخته

اگر بیگانگان باستانی از کره زمین دیدن کرده باشند، آیا می توان شواهدی از حضور آنها را در بناهای مرموزی که درجای جای جهان قد برافراشته اند، پیدا کنیم؟ بناهای مگالیتی که در قاره های مختلف یافت شده اند، شباهت عجیبی به هم دارند و برش و انتقال سنگهای عظیمی که برای ساخت این شاهکارهای مجلل بکاررفته اند، صرفنظر از انسانهای باستانی، حتی برای ماشین آلات مدرن امروزی نیز دشوار است. طرفداران نظریه فضانورد باستانی ابراز می کنند که سنگهای ایستاده در کارناک در فرانسه به عنوان یک سیستم جی.پی.اس باستانی برای هواپیماهای قدیمی محسوب میشدند. تپه گوبکلی که به تازگی در ترکیه کشف شده است و قدمت آن به ۱۲۰۰۰ سال میرسد، دارای ستونهایی است که با ظرافت حجاری شده اند و کارشناسان از آنها به عنوان کشتی نوح سنگی یاد می-کنند. آیا امکان دارد که موجودات فضایی برای ساخت این بناهای معما گونه به انسان نخستین، یاری رسانده باشند؟ اگراین موضوع صحت داشته باشد، هدف این پروژه های عظیم چه بوده است؟

با تشکر از دوست عزیزم رامین .

2012- 2013 دگرگونی زمین از بعد سوم به بعد چهارم

1) ما کامپیوترهای زیست شناختی هستیم(2 صفحه):
http://www.mediafire.com/view/?l9ljkl774f9sxoy

2) طرحهای مزارع چرخان, بعنوان driver هایی هستند که اگر بدرستی به روی کامپیوترهای زیست شناختی مان install شوند تاثیرات psionic ذهنی و روحی خواهند گذاشت:

DOWNLOAD 2010 SWIRLS FIRST: https://www.box.com/shared/jfhzh1n2sz
CONTROLS: http://www.mediafire.com/view/?aarae0fl3abfnq7

3) مدیتیشن روزانه(برنامه ریزی کامپیوترهای زیست شناختیمان)/پارت 18 ویدئوی متعلق به ALAJE:

http://www.youtube.com/watch?v=videoseries&feature=player_embedded

http://www.youtube.com/user/777ALAJE
(PART 18 is for the DAILY MEDITATION; they’re 19 parts in total)

ترجمه فارسی پارت 18 ویدئوی متعلق به ALAJE :
http://www.mediafire.com/view/?uopvky94vxh64tv

4) نیایش روزانه(برنامه ریزی کامپیوترهای زیست شناختیمان):
http://www.mediafire.com/view/?46x3a4r1b6i9uf8

5) پنج فاکتوری که با آنها برنامه ریزی میشویم(3 صفحه):
http://www.mediafire.com/view/?nt4hlrxqkmyc1u3

با تشکر از هادی عزیز .

اوزیریس, اولین مسیح: آیا عیسی مسیح دومین پیامبر مصر بود؟

اوزیریس, اولین مسیح: آیا عیسی مسیح دومین پیامبر مصر بود؟

نوشته ریچارد کاسارو

Richard Photo

در میان خرابه های مصر باستان مدارکی مربوط به نجات دهنده ای ریشو و موبلند وجود دارد که رستاخیز او نسلهای متمادی از پیروانش را به حیات پس از مرگ معتقد میکند. از او به نام «چوپان», «شاه شاهان» و «خدای خدایان» نام برده شده است و تصاویرش در آثار هنری چندین هزار سال با صلیب حیات ابدی «آنخ» نقش شده است. اولین پادشاه مصر توصیفی اساطیری به این شرح دارد که چون ققنوس تا ابد در مشرق زمین طلوع میکند تا دوران جدید را آغاز کند. او که قاضی روز جزا بود –مقامی که بعدا به عیسی نسبت داده شد- قانون مقدس را به اجرا در آورد. تمام فرعونها پوشش و ظاهر خود را مانند او می آراستند (چوپانی با ریش و موی بلند درست همانند عیسی) و بر تخت مینشستند. مردگان را مانند او میاراستند تا از طریق شباهت با او به جاودانگی دست یابند. آیا این پادشاه باستانی مصر که شباهت به مسیح دارد کلید دسترسی به دنیای آینده است؟

زیرنویس تصویر: اولین ظهور مسیح در مصر. همچون مسیح خدای باستانی ازیریس (آصار) چوپانی ریشوبا موی بلند بود که صلیبی به نشانه زندگی پس از مرگ با خود حمل میکرد.

به مدت هزاران سال پیش از دوران مسیحیت مصریان اجساد درگذشتگانشان را به شکل چوپانی ریشو و مو بلند می آراستند. به نقل از مصرشناسان دلیل این کار این بود که مردگان بتوانند در روز رستاخیز پیرو این چوپان ریشو و موبلند باقی بمانند.

نام این نجات دهنده مصری که به مسیح شباهت دارد آصار یا ازیریس است و وسعت و اهمیت شباهتهای او به مسیح هنوز از نظر محققین و مصرشناسان به دور مانده است.

به تصاویر زیر نگاه کنید, به شباهتهای تصاویر حک شده بر تابوت دو پادشاه مصری, شاه توت  Tutو شاه سوسنس Psusennes  با تصویر مسیح دقت کنید. همان تصویر چوپانی با مو و ریش بلند که بعدها به مسیح منصوب شد.

زیرنویس تصویر: سربند وموهای بلند, عصای چوپانی و ریش

سرپوش مصری که به نام نمس  Nemes شناخته میشود به وضوح سمبلی از موی بلند است چرا که دنباله مو در پشت سر به صورت یک دسته بسته شده است.

زیرنویس تصویر: سرپوش نمس که در پایین به صورت مو دسته شده است.

بیشتر تصاویر مسیح او را با ریش نشان داده اند.

تابوتهای مصری عصای چوپانی را در دست چپ فراعنه نشان میدهد. عیسی خود را «چوپان خوب» مردم مینامید و تصاویری که از او ترسیم شده همان عصای چوپانی را که هزاران سال پیش بر تابوت فراعنه نقش میشد در دستانش نشان میدهد.

انجیل به رانده شدن کسانی که به تبادل پول در معبد میپرداختند توسط عیسی و به کمک شلاق اشاره کرده است. در مصر عصای چوپانی به یک دست و شلاق به دست دیگر فرعون تصویر می شده است و این دو به شکل صلیب بر روی سینه فرعون قرار میگرفته اند.

به مدت هزاران سال فراعنه مصر با سربند, ریش و عصای چوپانی به تابوت سپرده میشدند تا ظاهری شبیه به اوزیریس داشته باشند.

 

رستاخیز دینی

والیس باج E.A. Wallis Budge(1857-1934)  یکی از سرشناسترین مصرشناسان باستان میگوید:

«مهمترین فرد در دین مصر باستان اوزیریس بود و مهمترین آموزه های آیین او اعتقاد به الهی بودن او, مرگ, رستاخیز و کنترل کامل سرنوشت بدن و روح مردمان بود. مهمترین بخش اعتقاد دینی تمام پیروان ازیریس امید به رستاخیز در بدنی تغییر شکل یافته و به صورت جاودانه بود که تنها با مردن و بازگشت به حیات در هیبت ازیریس ممکن میشد.»

در ابتدا تنها پادشاهان در لباس و با ظاهر ازیریس به تابوت سپرده میشدند اما بعدها رسم خاکسپاری به شکل ازیریس به افراد عادی از طبقات بالاتر و سپس به مردم عادی نیز تعمیم یافت.

زیرنویس تصویر: خاکسپاری به شیوه ازیریس, هدف فرار گرفتن در مقبره با ظاهری شبیه به ازیریس بود.

هنری فرانکفورت, استاد سابق باستانشناسی ماقبل کلاسیک در دانشگاه لندن چنین توضیح میدهد:

«باید تاکید کرد که شبیه سازی خاکسپاری ازیریس وسیله ای بود برای رسیدن به پایان, رستاخیز پس از مرگ.»

جالب است که نام ازیریس (آصار) به خط هیروگلیف به صورت نیمرخ مردی ریشو با موی بلند نوشته میشود.

از منظر مدرنتر یک پیرو مسیحیت, ازیریس کمابیش مانند مسیح اول به نظر میرسد. مصریان در واقع در اعتقاد به زندگی پس از مرگ و پیروی از نجات دهنده ای که به حیات بازگشته بود بر مسیحیان تقدم دارند.

این حیات پس از مرک با صلیب «آنخ» تصویر میشده است, سمبلی که مشابهی بسیار نزدیک در مسیحیت دارد.

آنخ پراستفاده ترین و مورد احترام ترین نشانه در مصر بوده است. این نشان بر روی مقابر و معابد, در دستان شاهان, خدایان, روحانیان, وزیران, شهروندان عادی و فرزندانشان تصویر میشده است. مبدا این نشان بر کسی روشن نیست. معنای آن, زندگی پس از مرگ, شباهت چشمگیری به معنای تصلیب در مسیحیت دارد که سمبل حیات پس از مرک است.

زندگی جاوید به کرات در انجیل ذکر شده است: مسیح میگوید: » من رستاخیزم, و حیاتم. آنان که به من ایمان دارند اگر بمیرند نیز به حیات ادامه میدهند. و آنان که زندگی کردند و به من ایمان داشتند هرگز نخواهند مرد.»              

بعضی آنخ را به شکل مردی مصلوب تفسیر میکنند, دایره بالایی سر او, دو خط افقی بازوانش و خط عمودی دو پای میخ شده او به صلیب هستند.

 

روز داوری

ازیریس پس از بازگشت به حیات داور ارواح مردگان شد. او قدرت آن را داشت که به کسانی که بر روی زمین درستکار بودند حیات آسمانی ببخشد.

زیرنویس تصویر: پاپیروس هونفر: ازیریس داور مردگان در روز داوری 1285 پیش از میلاد

والیس باج میگوید:

«این عقیده که ازیریس داور منصفی درباره اعمال و کلام مردمان بوده است, و درستکاران را پاداش و بدکاران را کیفر میداده, و ارباب بهشتی بوده که در آن تنها بیگناهان وارد میشدند, و این نیرو را به دلیل زندگی کردن بر روی زمین و مرگ رنج آور و سپس خیزش و حیات دوباره به دست آورده بوده است به درازای تمدن مصر عمر دارد.»

 روز داوری در مسیحیت اهمیت زیادی دارد. ارواح مردگان در مقابل کرسی داوری مسیح قرار میگیرند. آنان که از تعالیم او پیروی کرده اند درستکارند و به بهشت میروند. در انجیل آمده:

«همه باید مقابل کرسی داوری مسیح قرار گیریم و هر کس معادل اعمالش را دریافت میکند, چه خوب و چه بد.»

توصیف داوری مسیح و ازیریس بسیار به هم شبیهند. نقاشی میکل آنژ از روز داوری شباهت زیادی به تصاویر روز داوری در پاپیروسها و نقاشیهای مقابر مصری دارد.

زیرنویس تصویر: مسیح در روز داوری, اثر میکل آنژ از صومعه  سیستین, 1512 میلادی

در تصایر مصری قلب متوفی به نشانه اعمال زمینی و سجایای اخلاقی او در ترازویی قرار میگیرد که پری به نشانه «مات», قانون الهی در کفه مقابل آن گذارده شده است. اگر دو کفه برابری کنند درگذشته به بهشت راه داده میشود.

ازیریس در مقام داور همیشه نشسته تصویر میشود, همانطور که مسیح.

این تشابهات حکایت از چه دارد؟ آیا مسیحیان این مفاهیم را از مصریان آموخته اند و به تقلدی استفاده کرده اند یا ظهور مسیح برای تاثیرگذاری بر تمدنهای بر روی زمین اتفاقی تکرار شونده بوده است؟ آیا این روش و سنتی برای رو به جلو راندن انسان و تمدنش بوده است؟

 

حقیقت رو در رو با اساطیر

هیچ کس منشا ازیریس را نمیداند. اولین اسناد مکتوب تاریخی درباره او مربوط به وقایع نگارانی همچون هرودوت و پلوتارک است. این نویسندگان کلاسیک ازیریس را به صورت پادشاهی نیمه خدا تصویر کرده اند که به انسانها آموخت بر اساس «مات» یا قانون خدا زندگی کنند و آدمخواری را رها کنند. او به آنها آموخت تا به انسانها عشق بورزند ودر پیشرفت اخلاقی کوشا باشند. سپس به سایر نقاط زمین سفر کرد تا به پیشرفت سایر تمدنها کمک کند. او به دست برادر حسودش ست کشته شد اما به کمک جادوی خواهرش ایسیس دوباره حیات یافت. بار دیگر به دست برادرش کشته شد و جسد قطعه قطعه شده اش در سراسر رود نیل پخش شد. فرزند او هوروس ست را مغلوب کرد و انتقام قتل پدر را از او گرفت.

این نیمه واقعی بودن داستان تا حدی به این نکته برمیگردد که راویان ازیریس را شخصیتی افسانه ای و غیر واقعی میپنداشتند. اما نگاهی به دیوار نگاره های مصر و پاپیروسها خلاف این تصور را ثابت میکند. ازیریس تغییرات زیربنایی در تمام جنبه های زندگی مردم مصر ایجاد کرد. او فضایل اخلاقی, قدرت تمایز بین خوب و بد و عشق به همنوع را به آنان آموخت به حدی که در ساید تمدنهای زمین مشابهی نیافت.

او همچنین بنیانگذار یک فلسفه جدید بود. پیروانش آموختند که بدن انسان نه کامل است و نه ابدی بلکه عنصری معنوی در وجود آنان است که پس از مرگ بدن برمیخیزد و برای ادامه وجود به عالمی معنوی منتقل میشود, اگر بر اساس مات یا قانون الهی رفتار کرده باشد. در نتیجه وابستگی به متعلقات این دنیا بی معنی دانسته میشود. این دقیقا همان تعلیمات مسیحیت حقیقی است, نه مسیحیتی که کلیساها رواج میدهند.

ازیریس, ققنوس

مصریان ازیریس را به پرنده ای آسمانی تشبیه میکنند درست همانطور که مسیحیان روح مسیح را به کبوتری سفید و درخشان تشبیه میکنند. مصریان پرنده را بنو  Benu مینامیدند و یونانیان آن را ققنوس میخواندند. بر اساس اساطیر این پرنده در مقاطعی از تاریخ در آسمان مشرق پدیدار میشود تا نوید آغاز دورانی جدید را بدهد. این پرنده پس از آشکار شدن در آتش خود میسوزد اما دوباره جوان و زنده از مرگ برمیخیزد.

محققان جملگی عقیده دارند ققنوس همان ازیریس است. فیلسوف آلمانی آدولف ارمان  Adolf Erman چنین توضیح میدهد:

«روح ازیریس … در پرنده «بنو», ققنوس, جای دارد…»

نوشته ای بر روی یک تابوت این فرض را تایید میکند:

«من ققنوس بزرگم درون «اون». او کیست؟ ازیریس کیست؟ ناظر هستی. او کیست؟ او ازیریس است.»

ویژگیهای نسبت داده شده به ازیریس و ققنوس همام ویژگیهای مسیح هستند. هر دو در آسمان مشرق ظهور میکنند(ستاره بیت اللحم در آسمان به نشانه ظهور «شاه» طلوع کرد). هر دو از مرگ دوباره متولد میشوند. هر دو به مفهوم زندگی پس از مرگ و رستاخیز اشاره میکنند. هر دو آغازگر عصری جدیدند. (ظهور مسیح نقطه تعیین عصر جدید شد, پیش/پس از تولد مسیحی) و بالاخره وعده ظهور دوباره هر دو داده شده است.

اولین ظهور ازیریس

مصریان اولین ظهور ازیریس و نمایان شدن ققنوس را آغاز عصر طلایی خود, زپ تپی Zep Tepi میدانستند و آن را «اولین بار» مینامیدند. آنها معتقد بودند بنیان تمدنشان در همین دوران دور و درخشان بنا گذاشته شد. راندل کلارک R.T. Rundle Clark پروفسور سابق مصرشناسی در دانشگاه منچستر درباره «اولین بار» چنین میگوید:

همه آنچه که وجود یا اهمیتش مورد تایید بود به «اولین بار» منصوب میشد. از پدیده های طبیعی تا مناسک, نشان سلطنتی, نقشه معابد, فمولهای جادویی یا پزشکی, خط هیروگلیف, تقویم, همه افزار الات تمدن… همه آنچه که خوب یا مفید بود در «اولین بار» بنا گذاشته شده بود, که به همین دلیل دوران طلایی کمال مطلق بود…»

«اولین بار» به نظر دوره ای میرسد که در آن ازیریس به عنوان پادشاه برگ مصر حکمرانی میکرد. در همین دوره » مات» و ستایش «را», خدای واحد مصر را بنا نهاد. راندل کلارک میگوید:

«پادشاهی ازیریس دوران طلایی بود, الگویی برای نسلهای آینده»

«مات» و وحدانیت الگوهایی برای نسلهای آینده بودند که توسط ازیریس پایه گذاری شدند, نیروی پیش برنده مصر به مدت هزاران سال.

منبع:       http://www.richardcassaro.com

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام الف عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: