بایگانی ماهانه: مه 2013

تصویری از یک روح در خوزستان + عکس

این عکس به طور اتفاقی در استان خوزستان شهرستان شوش دانیال، منطقه آخر آسفالت گرفته شده است.

9473_635055129426182047_srooh1

منبع: رویداد

انواع مدیوم ها

                      انواع مدیوم ها


                                               

1. مدیوم های آثار الکتریکی 

2. آدم های الکتریکی

3. مدیوم های حساس

4. مدیوم های شنوا

5. مدیوم های گویا

              6. مدیوم های بینا

7. مدیوم های سمنامبول

8. مدیوم های  شفا بخش

9. مدیوم های کتابت مستقیم

10. مدیوم های نویسنده

 

هر کسی که به نحوی از انحاء تحت تاثیر فکر یا فعل ارواح قرار گیرد  او را مدیوم می نامیم . استعداد مدیومی یک موهبت و استطاعت انحصاری نیست ، بلکه یک خاصیت جسمانی انسان زنده است که تقریبا همه کس لااقل مختصر بهره ای از آن دارد .اما بطور اخص اشخاصی را مدیوم میگوئیم که چنان استعداد را به میزان فوق العاده واجد باشند ،یعنی کسانیکه با وساطت آنها آثاری مسلم و آشکار پدید آید .چنین استعداد نزد افرادی یافت میگردد که از لحاظ ساختمان جسمانی دارای حساسیتی مخصوص باشند .حتی  نزد این افراد هم استعداد مدیومی بدرجات و به انواع مختلف است ، بعضی از آنها امکانات متوسطی دارند و برخی بسیار قوی هستند ،گروهی برای نوعی پدیده معین آمادگی دارند و عده ای هم برای حدوث پدیده های دیگر مستعد میباشند .در اینصورت به همان اندازه که در تظاهرات روحی تنوع وجود دارد استعداد مدیوم ها هم از لحاظ کمیت و کیفیت بسیارمتنوع است .

                                                                                                                  

  بر گرفته شده

 

از کتاب های آلان کارداک { کتاب ارتباط با ارواح}

AllanKardecBio_pic01

 

 

بیوگرافی 

  

آلان کارداک معروفترین محقق روانپژوه فرانسوی است که در واقع وی را پرچمدار روانپژوهی نوین و گرد  آورنده  قواعد و اصول این مبحث اخلاقی و علمی باید دانست . او علاوه بر درجه دکترای پزشکی ، در رشته های تعلیم و تربیت و زبان شناسی هم ، مقامی شاخص کسب نموده است .در چند انجمن علمی از جمله در فرهنگستان سلطنتی {آراس} عضویت داشته و مباحث فیزیولوژی و هیئت شناسی و فیزیک و شیمی را تدریس کرده است .آلان کاردک در دوران جوانی ، هنگامی که فقط نوزده سال داشت . به طور جدی به مطالعه   پدیده های مغناطیسی (مانیه تیسم ) پرداخت و طولی نکشید که به دنبال یک سلسله تحقیقات عمیق درباره پدیده های  شگرف روحی ، بالاخره ناگزیر گردید . اذعان آورد که آدمی بعد از مرگ جسمانی کماکان به موجودیت خود ادامه می دهد و احیانا ممکن است از طریق (مدیوم ها ) بازماندگان زمینی ارتباط پیدا کند . همین که آلان کارداک نسبت به واقعیت

پدیده های روحی اطمینان یافت ، به یک سلسله آزمایش ها و ارتباط های پیاپی و طولانی دست زد . وی در این پژوهش چندان پشتکار و شایستگی نشان داد که تدوین راهنمایی های علمی در باب روانپژوهشی از جانب ارواح عالی به او واگذار گردید .

https://i0.wp.com/test.110book.ir/Pic/01/72/005.jpg

 

1.مدیوم های آثار فیزیکی

چنین مدیوم ها مخصوصا برای وقوع پدیده های مادی و محسوس استعداد دارند ، مانند حرکت کردن اجسام ، ایجاد اصوات و غیره .افراد این گروه را به دو دسته تقسیم می کنیم :

(گروه اول مدیومهای آگاه و گروه دوم مدیومهای نا آگاه)

مدیوم های آگاه کسانی هستند که به استعداد خودشان آگاهی دارند و اراده بر تولید پدیده می کنند .در بین اینگونه مدیوم ها بسیار به ندرت افرادی یافت می گردد  که با میل و اراده خودشان میتوانند آثاری فوق العاده مانند تعلیق فضائی اجسام سنگین و انتقال هوائی آنها و مخصوصا پیدایش اشباح و تجسم ارواح را سبب شوند .

گردش دورانی صفحه میز گرد و ضربه نوازی از طریق حرکات نوسانی پایه های آن و تولید ضربات داخلی را ساده ترین آثار فیزیکی باید بشمار آوریم ، اما همین پدیده های ساده را هم لازم است همواره مورد توجه قرار دهیم چون بعضی اوقات چنان نتایج جالبی آز آنها بر میخیزد که برای اقناع پژوهندگان جدید بسیار نافع است .

اینجا باید تذکر دهیم مدیوم هائی  که برای مخابره با عالم نامرئی از طریق نویسندگی یا گویندگی استعدادی دارند معمولا برای تولید آثار فیزیکی کمتر مستعد میباشند .استطاعت مدیومی هر قدر از یک جهت قوی تر است بهمان نسبت در جهت دیگر ضعیف تر خواهد بود.

….

مدیوم های نا آگاه که آنها را مدیومهای طبیعی هم گفته اند ،کسانی هستد که استعدادشان بدون توجه و اراده خودشان بکار گرفته میشود .اینگونه افراد به هیچوجه واقف به استعداد خود نیستند و هر اثر عادی هم که در جوارشان پدید آید از لحاظ آنها شگفت و غیر عادی نخواهد بود و چنان است که گوئی این قبیل حوادث بمنزله جزئی از وجود خودشان است .سزاوار است در چگونگی رفتار مدیومهای ناآگاه و حوادثی که در اطرافشان بروز میکند مراقبت و مطالعه شود و هر روانپژوه لازم است شرح آثار ناشی از اینگونه استعداد ها را جمع آوری و هر واقعه را با نکته سنجی و با دقت تجریه و تحلیل نماید . استعداد مدیومی ممکن است ناآگاهانه در هر سنی متجلی شود حتی در سنین کودکی و نوجوانی .

استعداد ناآگاه مدیومی نفسا نمی تواند نشانه نوعی بیماری باشد چون به هیچوجه مباینت با سلامت کامل ندارد . پس اگر یک مدیوم ناآگاه احیانا بیمار شود علت کسالتش را باید جای دیگر جستجو نمایند، زیرا به تجربه ثابت شده است که هیچ اقدام درمانی قادر نیست استعداد مزبور را بکلی نابود سازد. البته در بعضی از موارد امکان دارد که این خاصیت بدنبال ضعف مزاج بیشتر تجلی کند ، ولی در هر حال نمی تواند علت بیماری تلقی شود. اما اگر یک مدیوم نا آگاه به استعداد خود واقف شود و استفاده افراطی از آن کند آنوقت البته ممکن است برایش زیان آور شود . چون افراط در تولید آثار فیزیکی مستلزم اخراج سیالات حیاتی از بدن به مقادیر زیاد میباشد که احیانا ضعف نیروی جسمانی را بدنبال میاورد.

2. آدم های الکتریکی

افرادی هستند که در ساختمان جسمانی آنها طبعا جریان برق وجود دارد به قسمیکه هرکس دستشانرا لمس نماید احساس تخلیه الکتریکی می کند .این افراد را گاهی به عنوان مدیوم های ناخوداگاه فیزیکی به شمار آورده اند در صورتیکه واقعا مدیوم نیستند،زیرا مدیوم کسی را میگوئیم که واسطه فعالیت یک روح باشد و حال اینکه آثار ناشی از این افراد منحصرا ناشی از جریان برق است . البته تصدیق می کنیم که آدم های الکتریکی خاصیت عجیبی دارند که شاید معلول نوعی دگرگونی شرایط عصبی باشد .ضمنا میدانیم که گاه بعضی از این افراد در عین حال نوعی استعداد مدیومی هم دارند ،ولی در هر حال مسلم است که این دو خاصیت بکلی جدا و مستقل ازیک دیگرند .بطوریکه بارها تذکر داده ایم تنها چیزیکه عاملیت ارواح را احیانا ثابت می کند، وقوع پدیده های هوشمندانه است و هر وقت که این جنبه محرز نباشد حق است پدیده را معلول عواملی منحصرا مادی بشمار آوریم . در مورد آدم های الکتریکی ضمنا لازم است بیفزائیم که احتمال دارد نتوان خاصیت این افراد را آنچنان متحول ساخت و یا توسعه داد که آنان را به

مدیومهای

فیزیکی تبدیل نماید.

در هر حال پژوهندگان قطعا در آینده این احتمال را آزمایش خواهد کرد .

 

3.مدیومهای حساس

مدیوم حساس به کسی می گویند که حضور ارواح را به طریقی نامعین احساس نماید و گاه چنان است که گوئی ارواح دست و پای مدیوم را آهسته لمس میکنند .حالتی است که خصوصیات مشخصی ندارد و معمولا مدیوم ها همگی باید تا حدی حساس باشند .در واقع حساسیت یک نوع خاصیت عمومی مدیومها می باشد و یک استطاعت مقدماتی است که لازمه هر نوع استعداد دیگر است . ضمنا حساسیت مدیومی را نباید با تاثرات جسمی یا عصبی اشتباه کرد ،زیرا اشخاصی هستند که با وجود اعصاب قوی کمابیش مجاورت ارواح را احساس میکنند و بلعکس افرادی هم هستند که بسیار تاثر پذیر بوده ولی هرگز حضور ارواح را متوجه نمی شوند.

بعضی اوقات این حساسیت در پی عادت به قدری حاد میشود که مدیوم علاوه بر تشخیص طبایع نیک یا بد ارواحی که در مجاورتش هستند حتی هویت آنها را گاهی میتواند معلوم بدارد ،مانند شخصی نابینا که معلوم نیست افرادی را که نزدش میروند با چه حسی تشخیص می دهد و میشناسد . مجاورت یک روح پیشرفته در مدیومهای حساس همیشه نوعی احساس مطبوع و ملایم بوجود میاورد ،در صورتیکه  نزدیکی ارواح عقب مانده اثری نامطبوع میبخشد که احیانا مدیوم را ناراحت و نگران میسازد.

4. مدیومهای شنوا

اینگونه مدیوم ها گفتار ارواح را میشنوند .گاهی اوقات صدائی است که در ذهن و در وجودشان طنین انداز میشود و اوقات دیگر صدائی مانند صوت انسان زنده است که واضح و روشن از خارج بگوششان میرسد .مدیوم های شنوا میتوانند مستقیما با ارواح گفتگو کنند و با بعضی ارواح که سابقه ارتباط دارند بلافاصله از لحن صدا هویتشانرا تشخیص میدهند.

افراد دیگر هم از طریق مدیوم های شنوا می توانند با آشنایان روحی ارتباط یابند و در این صورت مدیوم واسطه مکالمه آنها خواهد بود .

5.مدیومهای گویا

مدیومهای شنوا فقط آنچه را میشنوند بازگو میکنند، در صورتیکه مدیومهای گویا غالبا خودشان چیزی نمی شنوند بلکه اندام صوتی آنها مستقیما در اختیار روح قرار میگیرد مانند مدیوم های نویسنده ایکه دستشان تحت فرمان مستقیم روح کتابت میکند . وقتیکه روح بخواهد با افراد زنده وارد ارتباط شود از هر عضو مدیوم که برای برقراری رابطه مستعد است استفاده خواهد کرد،یعنی یک مدیوم دستش آلت ارتباط خواهد بود.دیگری گفتارش وسیله تبادل افکار میشود و سومی از طریق شنوائی واسطه اجرای مقصود میگردد .مدیومهای گویا معمولا بدون اینکه به گفتارشان توجهی داشته باشند سخن میگویند و غالبا مطالبی بر زبان جاری میسازند که بطوری فاحش دور از افکار و معلوماتشان بوده و حتی گاهی خارج از محدوده ادراکشان میباشد .این مدیوم ها با آنکه به هنگام بیداری و در حال طبیعی سخن میگویند اما موضوع گفتارشان را بندرت بخاطر می سپارند.زبان و حنجره این مدیومها ادواتی هستند .که به هنگام ارتباط تحت اختیار روح قرار میگیرند و اشخاص ثالث هم ممکن است از آن طریق با موجودات عالم نامرئی تبادل افکار کنند .

حالت بی خبری همیشه در مدیومهای گویا جنبه مطلق ندارد و افرادی از آنها گاه در لحظه ادای سخن از طریق الهامی به گفتارشان توجه پیدا میکنند. این مورد هم تنوعی از حالات مدیوم است.

 

6. مدیومهای بینا

این قبیل مدیومها خاصیت رویت ارواح را دارند.بعضی از آنها در حالت طبیعی و به موقع بیداری ارواح را می بینند و چگونگی واقعه را دقیقا بخاطر میسپارند، اما عده ای دیگر فقط در حالت سمنامبولی یا در وضعی نزدیک به آن قدرت دید خواهند داشت .استفاده مستمر از استعداد بینائی مدیومها در زمان بیداری باید از موارد بسیار استثنائی بشمار آید. این استعداد بطور کلی همیشه جنبه موقت دارد و در موقعیتهائی مخصوص متجلی می گردد.

خواب دیدن مردگان هم  شاید از انواع حالات مدیومی باشد ، اما مسلما ما  نمیتوانیم آن را بمنزله بینش مدیومی تلقی کنیم .

تجلی خودزا و اتفاقی اشباح را نبایستی با استعداد بینائی اشتباه گرفت .روئیت اتفاقی اشباح نسبتا فراوان است ،مخصوصا به هنگام مرگ عزیزان و آشنایانی که گوئی برای وداع بسراغ بازماندگان میروند.

 

7. مدیومهای سمنامبول (بیدار، خواب)

حالت سمنامبولی  ممکن است نوعی حالت مدیومی به شمار آید ،یا در واقع بهتر است گفته شود که در این دو حالت اکثر اوقات به یکدیگر پیوسته اند. کسی را سمنامبول میگوئیم که با عاملیت روح خودش عمل میکند ،یعنی هنگامی که روحش از قید قالب جسمانی آزادی نسبی یافته است در وراء محدوده حواس جسمانی می بیند و میشنود و ادراک میکند .در اینصورت چیزهائی را که کسی در وضع سمنامبولی بیان میدارد اقتباس از مدرکات و دانسته های خودش خواهد بود .وی معمولا صحیح تر از حالت طبیعی فکر میکند و معلوماتش به مراتب وسیعتر است چون روحش از قید ماده آزادتر است . اما یک مدیوم به منزله ابزار دست یک روح دیگر میباشد .وی تحت تاثیر و نفوذ یک روح خارجی قرار می گیرد و آنچه را که بیان میدارد معمولا از دانسته های خودش نیست .پس باید بگوئیم که یک سمنامبول ترجمان افکار خودش و یک مدیوم ترجمان افکار دیگران است .از طرف دیگر ، وقتیکه یک روح بتواند با مدیوم های عادی تماس بگیرد البته با مدیوم های سمنابول هم میتواند اخذ تماس کند و حتی بدانجهت که روح شخص سمنامبول نسبتا از ماده آزاد است غالبا ارتباط دو روح آسانتر قابل احراز خواهد بود . بسیاری از سمنامبول ها ارواح را به خوبی مشاهده و آنها را مثل مدیومهای بینا با نهایت دقت وصف میکنند ،هنگام مکالمه با ارواح جواب آنها را بازگو می نمایند ،اطلاعاتی را که خود بدانها وارد نیستند در اکثر موارد از ارواح جویا گشته و در اختیار متقاضیان میگذارند .

8. مدیومهای شفا بخش

مدیوم شفا بخش  کسی را گویند که بتواند بیمار را بدون تجویز دوا فقط از طریق لمس بدن یا با نگاه و حتی با اشاره دست شفا دهد . بعضیها میگویند اینگونه درمان عینا همان معالجه مغناطیسی است .پاسخ ما این است که البته در این رویه سیاله مغناطیسی هم نقشی عمده دارد ، اما اگر پدیده را به دقت بررسی کنیم می بینیم  در اینجا چیزی دیگری هم علاوه بر مغناطیس بایستی وجود داشته باشد .از لوازم معالجه مغناطیسی تکرار عمل بطور منظم و رعایت یک اسلوب مخصوص و پیگیر است ،حال آنکه در مورد استعداد شفا بخشی چنین الزامی وجود ندارد .درمان مغناطیسی هنگامی نتیجه مثبت خواهد داشت که توسط یک عامل مطلع و آزموده اجرا شود،و لیکن نیروی شفا بخشی در مدیومهای معالج یک استعداد ذاتی میباشد و بسیاری از آن مدیوم ها حتی سخنی هم از مغناطیس بگوششان نرسیده است .در مورد معالجات مدیومی گاه به مداخله یک نیروی فوق بشری گمان برده میشود مخصوصا هنگامیکه می بینیم اکثر این شفا دهندگان بموقع عمل متوسل به دعا میگردند .حال می دانیم دعا در واقع به منزله در خواست تماس با ارواح نیکان است.

9. مدیومهای کتابت مستقیم

اینگونه مدیوم ها افرادی هستند  که پدیده کتابت مستقیم در حضورشان تولید میشود و تعداد آنها تاکنون بسیار محدود بوده است . چنانکه قبلا هم گفته ایم پدیده کتابت مستقیم بدان سبب شایان اهمیت و مفید است که فاعلیت مستقیم موجوداتی نامرئی را در ایجاد اثر محرز و مسلم میدارد .فقط از طریق تجربه است که میتوان به وجود چنین استعداد واقف گردید و شاید گاهی هم هنگام ارتباط با ارواح حامی بتوان استفسار در این موضوع نمود .متناسب با کمیت استعدادی که موجود است حاصل کتابت مستقیم ممکن است به چند خط کج و معوج و بیمعنی منحصر باشد یا آنکه علامات و حروف و کلمات و عباراتی بر کاغذ نوشته شود ،حتی به ندرت مشاهده  شده است که چندین صفحه نوشته ،هم بدین ترتیب  بدست آمده است .معمولا برای اجرایی این آزمایش کافی خواهد بود یک برگ کاغذ سفید را تا کرده به مدت ده تا پانزده دقیقه و گاهی هم بیشتر در هر نقطه که مایل باشند و یا در مکانی که روح معین کند قرار دهند .دعا و تمرکز افکار و مراعات سکوت از شرایط اساسی برای توفیق آزمایش است ،بنابراین در محافل غیر جدی یا در حضور افرادی که دچار تشتت افکارند هرگز وقوع پدیده را منتظر نباید بود .

 

10. مدیوم های نویسنده

(مدیوم های ماشینی * القائی * نیمه ماشینی * الهامی* پیش آگاه)

نویسندگی با دست از سایر روش های ارتباطی بمراتب آسانتر و راحت تر و مخصوصا کامل تر است . با این اوصاف پژوهندگان باید بیشتر بدنبال این نوع ارتباط باشند چون با استفاده از این اسلوب ممکن است بطور مداوم و منظم با ارواح تماس حاصل کنند . در حین اینگونه ارتباط ها بهتر از هر طریقه دیگر میسر خواهد بود بر میزان ترقیات و معلومات و چگونگی خلق و خوی ارواح پی برده شود .

با استفاده از این طریقه که سهولت بیان را به نحو احسن متضمن است ارواح خواهند توانست نیات و افکارشان را با چندان تفصیل که مایل باشند بر ما عرضه بدارند و در اینصورت برای ما میسر خواهد بود آنرا بمقیاس یکدیگر سنجیده و افکار و شخصیت هر یک را ارزیابی نمائیم .از این گذشته ،باید بدانیم که استعداد  نویسندگی از هر خاصیت مدیومی دیگر بیشتر بوسیله تمرین قابل شکوفائی است.

(مدیوم های ماشینی)

مدیوم ماشینی کسی را می گوئیم که دستش را در اختیار روح مخاطب می گذارد .و بدون توجه و اراده خودش  مطالبی بر کاغذ می نویسد .اهمیت و ارزندگی این خاصیت آنست که افکار مدیوم در مطالبی که نوشته میشود هیچگونه دخالتی ندارد.

(مدیوم های القائی)

روح بجای آنکه دست مدیوم را در اختیار بگیرد و مستقیما چیزی بنویسد ممکن است مقاصد خود را از طریق انتقال فکر بروح مدیوم القاء نماید .

در این صورت او دیگر با دست مدیوم کاری ندارد بلکه فقط افکار خودش را منتقل بروح مدیوم میکند که وی هم دست جسمانی خودش را هدایت مینماید و دست هم مداد را به حرکت در میاورد. اینجا لازم است به مطلب مهمی توجه داشته باشیم که روح آزاد هرگز جای روح مدیوم را در پیکر جسمانی او نمیگیرد چون وی نمی تواند روح متجسد را از بدن خارج کند بلکه فقط از نزدیک با ارواح مدیوم تماس میگیرد و افکارش را به او القاء میکند در این میان روح مدیوم هم آنگونه نیست که بکلی بیکار بماند و فقط نقش مفعول را ایفا کند ،بلکه لازم است افکار روح آزاد را دریافت بدارد و بوسیله دست جسمانیش آنها را بدیگران ابلاغ نماید. هر وقت شیوه ارتباط بدینگونه باشد مدیوم قطعا توجه به مطالبی دارد که اضطرارا کتابت میکند و ضمنا میداند که نوشته اش مولد افکار خودش نیست . پس  افرادی را که استعدادشان در این حدود است مدیومهای القائی مینامیم .

(مدیوم های نیمه ماشینی)

در مورد مدیوم های ماشینی دست مدیوم بدون اراده خودش مستقیما توسط روح آزاد هدایت میشود ،در مورد مدیومهای القائی روح مدیوم برای کتابت افکاری که بر او القاء میشود دست جسمانی خودش را هدایت میکند ،اما در مورد مدیومهای نیمه ماشینی وضع مختلطی وجود دارد که میتوان گفت ترکیبی از دو حالت مزبور است .مدیوم نیمه ماشینی احساس می کند که دستش ناخواسته در حال حرکت است و ضمنا هر کلمه ای را که می نویسد فقط در حین نوشن متوجهش می شود .خلاصه اینکه مدیوم ماشینی فقط بعد از کتابت متوجه مطلب خواهد شد ،مدیوم القائی قبل از نوشتن مطلب آگاه بر آن می گردد و بالاخره مدیوم نیمه ماشینی بمرور و در حین نگارش مطالب موضوع را متوجه می گردد ، یعنی هر کلامی در همان لحظه کتابت به ذهنش خطور میکند . مدیومهای نیمه ماشینی از دو نوع دیگر فراوان ترند.

(مدیوم های الهامی)

هرکسی که در حال طبیعی یا در حالت خلسه افکاری بذهنش خطور کند که با پندارهای قبلی او نامتجانس است وی را میتوان در اعداد مدیوم های الهامی بشمار آورد. خاصیت الهام پذیری و استعداد مدیوم های القائی بسیار با یکدیگر شباهت دارند ،منتها در مورد الهام عاملیت یک شعور خارجی کمتر از مورد قبل محسوس است و تفکیک فکر الهامی از پندار خصوصی مدیوم دشوارتر است. چیزی که افکار الهامی را بهتر میتواند مشخص و متمایز سازد بی سابقگی و خود پیدائی این افکار خواهد بود . الهام از جانب ارواحی برما وارد میشود که بخواهد بقصد نیکو یا نیکوهیده در افکار ما نفوذ نمایند .معمولا الهام از جانب ارواح خیر اندیش است . اما چه سود که ما اکثر اوقات از توجه به راهنمائیهایشان خودداری میکنیم. در جریان زندگی روز مره وقتی که می خواهیم تصمیمی بگیریم احیانا افکاری بر ما الهام میشود که سزاوار توجهند. هر یک از افراد بشر را روح راهنما و مانوسش پشتیبانی میکند. راهنمایان روحی پیوسته حمایت شدگان خود را با افکاری سودمند و سازگار الهام میدهند و در اینصورت میتوان تایید کرد که افراد بشر همگی ازلحاظ الهام پذیری استعداد مدیومی دارند .این واقعیت اگر بکفایت در ذهن مردم رسوخ کند ، هر موقع که شخص نداند چه باید بگوید یا چگونه اقدامی شایسته است غالبا راه چاره ناگهان بر او الهام خواهد گشت.

پس شما ای خواننده گرامی ،اگر در واقع ضرورت با اعتماد و خلوص نیت از روح حامی خودتان استمداد جوئید خواهید دید که غالبا چه افکاری سازنده و غیر منتظر به ذهنتان خطور میکند . در مواردی هم که احیانا الهامی نرسد باز نباید مایوس شوید .چون متحمل است ضرورت باشد که چند صباحی فقط بشخص خودتان متکی باشید .هر فکری را که بما الهام می شود اگر بپنداریم در ذهن خودمان بوده است می بایست به محض تمایل بر ما آشکار میگردید .کسی که کور نباشد هر وقت بخواهد قادر است دیدگانش را بگشاید و ببیند و کسی هم که پنداری از خود دارد هر لحظه که مایل باشد بدان دسترسی  خواهد داشت ،پس اگر فکر مطلوب به محض اراده در نظرش متجلی نشود بدان معنی است که باید آنرا در جای دیگر غیر از ذهن خویشتن جستجو کرد .افرادی هستند که هر چند هوش و دانش آنها فوق العاده نیست ، اما بعضی اوقات در همان حال طبیعی ناگهان توانائی مشاعرشان ناخوداگاه بسی افزون میشود و استطاعت بیان و ادراکشان  موقتا بوجهی غیر منتظر گسترش پیدا میکند و نیز گاهی استعداد پیش آگاهی از امور آینده در آنان مشهود میگردد. در چنین لحظات الهام بخش است که افکاری نو یکی بعد از دیگری در ذهن خطور کرده و خود به خود زنجیروار به یکدیگر می پیوندند .حال آنکه اراده الهام گیرنده کوچکترین دخالتی در پیدایش این افکار و تنظیم آنها نداشته است .در اینگونه موارد محقق میشود که یک شعور برتر به یاری الهام گیرنده برخاسته و او را از کمک فکری خود مستفیض ساخته است .

کسانیکه در هر رشته از رشته های هنری و علمی به مقام نبوغ رسیده اند اعم از هنرمندان و دانشمندان و اهل ادب یا مانند آنها ،ارواحی پیشرفته بوده اند  که توانائی بسیط در تتبع نکات و استنباط احوال داشته اند .شایستگی چنان افراد موجبی است که از عالم ارواح افکار لازم جهت پیشبرد پاره ای نیات بدانها الهام گردد. نوابغ مذکور در مواقعی مخصوص مدیوم های ناخودآگاهی هستند که به گونه ای مبهم احساس نوعی آورش فکری میکنند و چه بسیار اوقات که آگاهانه طالب الهام میشوند و نیز میدانیم که مطلب کردن الهام با تقاضای تماس و مددجوئی از هوشمندان نامرئی مرادف است. 

زیرا  یکمصاحبه مختصر روحی را در موضوع الهام از نظر میگذرانیم.

1. علت اصلی در بروز پدیده الهام چیست !                                                                     

(روحی است که مطلبی را مخابره فکری میکند)

2.آیا موضوع الهام همیشه مربوط است به افشای بعضی نکات عمده و دقیق ؟

پاسخ ارواح (نه همیشه، چون غالبا به امور عادی زندگی هم مربوط میشود .فرض  می کنیم شما قصد عزیمت به مکانی را دارید ، ناگهان یک احساس مرموز و باطنی هشدارتان میدهد و اعلام خطر میکند ، یا یک آوای درونی شما را وقت دیگر توصیه به انجام کاری میکند که هرگز بدان نیندیشیده بودید .اینگونه الهامات در زندگانی افراد فراوان دیده میشود و بسیار قلیل اند کسانیکه در مدت عمر هرگز الهام نگرفته باشند.)

3. آیا مثلا یک نویسنده یا نقاش و یا موسیقیدان را هنگامی که الهام میگیرد میتوان بمنزله مدیوم تلقی کرد ؟

(البته ، چون روحش در چنان لحظات از مادیات آزادتر است و قسمتی از خواص اصلی و روحانی خود را باز یافته است و در این احوال افکار روح الهام دهنده را آسان تر جذب و درک میکند )

(مدیوم های پیش آگاه )

پیش آگاه یک نوع احساس مبهم است از وقایع آینده .این استعداد در بعضی اشخاص کمتر یا زیادتر موجود است خاصیت دید مضاعف داشته باشد،بعضی نتایج آتی را که از اوضاع جاری و ارتباط متقابل وقایع ناشی خواهد گشت روحش حدس بزند و یا مشاهده نماید .دوم اینکه ممکن است پیش بینی آینده از جمله مخابرات خفیه باشد .مدیوم پیش آگاه مخصوصا به کسی اطلاق میشود که راجع به وقایع آینده بتواند از ارواح بصیر کسب خبر کند و چنین استعداد را بواقع تنوعی از استعداد مدیومهای الهامی باید دانست.

 

مترجم حسن سعد عزیز

  بر گرفته شده

از کتاب های آلان کارداک { کتاب ارتباط با ارواح}

گرد آوری شده توسط

Alien

با تشکر فراوان از Alien  عزیز برای تایپ و ارسال مطلب. 

ماجرای وحشتناک روح گویرا/خانه ای که سنگ باران می شد

هیچ‌کس جرأت رفتن به خانه باون‌ها را نداشت. هر شب صدا‌های عجیب از آن خانه به گوش می‌رسید. صدایی مثل سنگباران که نه تنها اعضای خانواده باون‌ها بلکه حتی کارآگاهان را نیز شگفت‌زده کرده بود. تا ماه‌ها این سروصدا‌ها ادامه داشت و همه تصور می‌کردند که کودکان بازیگوش به طرف خانه سنگ پرتاب می‌کنند اما هیچ کودکی در روستا از ترس به آن خانه نزدیک هم نمی‌شد تا اینکه بالاخره راز سنگباران خانه باون‌ها فاش شد.

IMAGE635051624192726603

پرونده روح گویرا در آوریل 1921 با صدا‌های وحشتناک پرتاب سنگ به در و دیوار خانه‌ای روستایی درمنطقه گویرا در جنوب ولز و حتی شکسته شدن پنجره‌های این خانه باز شد. هیچ‌کس نمی‌دانست که چه کسی به طرف خانه «باون»‌ها سنگ پرتاب می‌کند و هدف از این سنگ‌پراکنی‌ها چیست.
تا اینکه یک روز یکی از اتاق‌های خواب خانه سنگباران شد و آن موقع بود که ساکنان این کلبه روستایی، متوجه شدند «مینی»، دخترک 12 ساله خانواده هدف سنگباران است. خبرنگار ساندی تایمز، که گزارشی از این ماجرا تهیه کرده بود، درباره مینی نوشته بود: «قد بلند و لاغر است با چشمانی سیاه و با نفوذ که هیچ حرکتی در اتاقش از چشم او دور نمی‌ماند. وقتی او با شما صحبت می‌کند، هیچ لبخندی را در چهره‌اش نمی‌بینید؛ انگار چیزی را می‌بینید که شما قادر به دیدن آن نیستید.»
در یکی از روز‌های آوریل 1921، اهالی خانه باون مشغول کار‌های خودشان بودند که باز هم صدا‌های وحشتناک شروع شد. انگار یک نفر از دور خانه آنها را نشانه رفته و مدام به آن سنگ پرت می‌کرد. به اتاق مینی‌ بیش از هر جای دیگر سنگ پرتاب می‌شد. همه در جای خود میخکوب شده بودند و نمی‌دانستند چه کار باید بکنند. چند دقیقه‌ای طول کشید تا صدا قطع شد و آن موقع بود که مینی و والدینش، جرأت ورود به اتاق را پیدا کردند.
آغاز یک معمای ترسناک
روی تخت و کف زمین اتاق مینی پر از سنگ شده بود. تکرار این اتفاق ترسناک به قدری زیاد شده بود که همه اعضای خانواده را سخت نگران کرده بود. چاره‌ای جز خبر کردن پلیس نداشتند. البته ماجرایی که خانواده باون برای اداره پلیس تعریف کردند آنقدر باور‌نکردنی بود که به سختی راضی شدند چند پلیس را برای رسیدگی به گزارش به خانه مورد نظر اعزام کنند. در بازجویی‌هایی که پلیس از تک تک اعضای خانه به عمل آورد، به این نتیجه رسید که یک بار یکی از پسر‌های خانواده، برای اینکه دیگر خواهر‌ها و برادر‌هایش را بترساند روی سقف خانه چند سنگ پرتاب کرده بود. نتیجه بازجویی‌ها مشخص شد و پلیس به این نتیجه رسید که سنگ پراکنی‌ها، کار پسر بازیگوش خانواده است. اما در نهایت ناباوری و زمانی که پلیس قصد داشت پسر خانواده را به عنوان مقصر ماجرا به خانواده معرفی کند و برگردد، دوباره صدا‌های بلند و وحشتناک سنگباران به گوش رسید. این بار مطمئناً کار پسر خانواده نبود، زیرا او برای پاسخگویی به سوالات پلیس پیش آنها نشسته بود. به این ترتیب پیگیری‌های پلیس بی‌نتیجه ماند. ساکنان منطقه، خصوصاً آنهایی که از نزدیک شاهد ماجرا بودند، خیلی احساس ترس و نگرانی می‌کردند. حتی بعضی از همسایه‌ها، شب‌ها موقع خواب تفنگ زیر بالش‌هایشان می‌گذاشتند که مبادا کسی به آنها حمله کند. متاسفانه استفاده تصادفی از این تفنگ‌ها، جان یک دختر را گرفت و چند نفر را هم زخمی کرد. ماموری از اداره پلیس ولز در خانه باون‌ها شبانه‌روز کشیک می‌داد و مراقب اوضاع بود. شدت پرتاب‌ سنگ‌ها به خانه روستایی آنقدر زیاد بود که این مامور، پس از مدتی حالت عصبی پیدا کرد و برای استراحت به مرخصی فرستاده شد.
کارآگاهان در خانه باون‌ها
شرایط خانه باون‌ها آنقدر خطرناک شده بود که مقامات دولتی به فکر افتادند تا گروهی از کارآگاهان اهل سیدنی را به ولز اعزام کنند. کارآگاهان به محض رسیدن به خانه باون‌ها، تحقیقات خود را شروع کردند. آنها اولین سوالات خود را از خانواده باون که نگرانی و اضطراب در چهره‌شان موج می‌زد، پرسیدند و ماجرا مو به مو برایشان توضیح داده شد. بعد نوبت به اهالی روستا و ساکنان گویرا رسید. قرار شد گروهی 80 نفره از مردان مسلح، شب‌ها اطراف خانه باون‌ها کشیک دهند تا معلوم شود چه کسی یا کسانی خانه را سنگباران می‌کنند. با وجود اینکه مردان مسلح،‌اطراف خانه باون را شبانه‌روز تحت نظر داشتند، اما باز هم سنگ‌پراکنی‌ها از منبعی نامشخص و از فاصله‌ای بسیار دور ادامه داشت. نکته عجیب این بود افرادی که داخل خانه بودند، صدای سنگباران را از بیرون می‌شنیدند و آنهایی که در بیرون خانه بودند، تصور می‌کردند صدای سنگ انداختن از داخل خانه می‌آید. از آنجا که هیچ توجیهی برای سنگ‌پراکنی‌ها یخانه باون‌ها پیدا نشده بود، مردم آن را به ارواح سرگردان و عصبانی نسبت داده و نام روح‌ گویرا را روی آن گذاشتند. علاوه بر کارآگاهان استرالیایی، افراد ماجراجویی که علاقه‌مند به امور ماوراء‌الطبیعه بودند نیز به خانه باون‌ها سرازیر شدند. یکی از این افراد آقای «مور» نام داشت که به او اجازه دسترسی به همه جای خانه داده شد. مور برای انجام تحقیقات خود، قسمتی از سقف خانه را برداشت تا از آنجا دیده‌بانی کند و همچنین چندین تله در اطراف خانه کار گذاشتند. اما هیچ یک از راهکار‌های مور نتیجه بخش نبود. سنگ‌هایی که به اندازه فندق بودند. همچنان به طرف خانه پرتاب می‌شد. مور و پنج دستیارش نمی‌فهمیدند که سنگ‌ها از داخل خانه به بیرون پرت می‌شود یا از بیرون به داخل خانه انداخته می‌شود؛ چه برسد به اینکه بخواهند منبع اصلی‌اش را شناسایی کنند. همین موضوع آنها را بسیار گیج کرده بود تا جایی که دیگر نتوانستند به تحقیقات خود ادامه دهند. پس از رفتن و آمد کارآگاهان زیادی به خانه باون‌ها، حالا نوبت یک کار‌آگاه محلی بود تا تحقیقاتش را آغاز کند . وقتی «بن داوی» اهل اورالا، جوانی علاقه‌مند به ماوراء‌الطبیه و احضار روح، به خانه مورد نظر رفت. متوجه شد که «می»، یکی از دختران آقای باون سه ماه پیش از دنیا رفته. داوی معتقد بود که روح «می» سنگ‌ها را به سمت خانه پرتاب می‌کند تا با «مینی» ارتباط برقرار کند. داوی با هیچ یک از اعضای خانواده به غیر از مینی صحبت نکرد. مینی 12 ساله همانطور که اشک می‌ریخت، اعتراف کرد که یک بار «می» با او صحبت کرده و با او گفته: «به مادر بگو نگران نباشد، من همیشه مراقب تو هستم». وقتی داوی به خانواده باون گفت که روح دختر از دست رفته‌شان خانه را سنگباران می‌کند، طولی نکشید که سنگ‌اندازی‌ها تمام شد. از آنجا که همه مینی را علتی برای اتفاقات وحشتناک چند وقت اخیر می‌دانستند. او را به خانه مادر بزرگش فرستادند. اما در آنجا هم اتفاق عجیبی افتاد. دیوار‌های خانه مادر بزرگ بدون دلیل شروع به لرزیدن می‌کرد و برای اینکه مبادا حوادث غیر‌منتظره بیشتری رخ دهد، مینی را دوباره به خانه‌اش برگرداندند؛ ولی خیلی‌ها معتقد بودند که او، مدیوم مناسبتی برای ارتباط با ارواح مزاحم است.

منبع: مجله سرنخ

50 پوند تگرگ همزمان با رویت یک حلقه کشتزار به شکل دو ماه از یک یوفو فرو می ریزد.

50 پوند تگرگ همزمان با رویت یک حلقه کشتزار به شکل دو ماه از یک یوفو فرو

می ریزد.

تاریخ مشاهده crop circle: May 13, 2013

تاریخ مشاهده توپ یخی: May 10, 2013

مکان مشاهده: Gray, Tennessee, USA

نیاز نیست نابغه باشی تا 2 را با 2 جمع کنی. از واضح هم واضحتره که هر دوی این پدیده های شگفت انگیز با هم مرتبط هستند چونکه با فاصله زمانی 72 ساعت از همدیگر رخ داده اند. یک توپ یخی بزرگ از آسمان می افتد نزدیک چند بچه ای که در زمینی مشغول بازی بودند که آن زمین کمتر از یک مایل از زمین کشاورزانی است که آن crop circle درونش کشف شد که به شکل چندین ماه در ارتباط باهم است.

 

ET, UFO, UFOs, sighting, sightings, gray, tennessee, may, 2013, alien, aliens, orb, orbs, ice, top secret, classified, USAF, hackers, black hat, area 51, paranormal, CNN, CNBC, news, world,

هر دوی اینها شواهدی هستند که UFOها دارند نوعی ماموریت روی شهر Gray انجام میدهند. و اما این نکته را هم درباره این شهر اضافه کنیم که جمعیت کوچک این شهر حدود 1222 نفر(Wikipedia) است و شانس اینکه یک UFO در آنجا متوجهش شوند بسیار پایین تر است در مقایسه با لس آنجلس در کالیفرنیا با جمعیت 3792621 نفر(Wiki). مردم کمتر یعنی شانس کمتر که فرازمینیها یا UFOها در آنجا متوجهش نشوند. آنجا مکانی عالی برای آنهاست تا آزمایشاتشان را انجام دهند یا غیره و دیده نشوند.

 

همچنین, اخبار ذکر میکنند که این یک سنگ آسمانی بوده…. چقدر خیالاتی مثل همیشه. به عمق سوراخ توجه کنید؟ حقیقت موضوع این است که(من,Scott C. Waring, جمع کننده سنگهای آسمانی هستم) هر نوع سنگ آسمانی یخی می بایست در اتمسفر بسوزد و همچنین هیچ سنگ آسمانی سقوط کرده از فاصله 150 مایلی آنهم با سرعت سقوط 11 تا 70 کیلومتر بر ثانیه همچین سوراخ کم عمقی را بوجود نمی آورد! تازه اینکه با برخورد به نزدیک بچه ها قاعدتا یک انفجار با آن سرعت سقوط رخ میداده که تلفات زیادی را بر جای میگذاشته, جدای از عمق و پهنای زیاد سوراخی که باید در زمین بجای میگذاشته…. به اندازه کافی بزرگ که میتونسته یک استخر شنای برای بچه ها ایجاد کنه….. البته ببخشید, بچه های همسایه, چونکه بچه های مذکور در حال بازی می بایست میمردند.

 

به عبارت دیگر, از آنجائیکه عمق سوراخ مذکور ساخته شده فقط حدود 2 تا 3 اینچ بوده…… این سقوط از فقط حدود 50 تا 60 متری رخ داده. احتمالا از یک UFO افتاده که مقدار زیادی یخ چسبنده بهش از فضا وجود داشته, و از آنجائیکه آنها یک میلیون سال یا بیشتر از نظر پیشرفت تکنولوژی از ما جلوتر هستند…. سفینه شان می بایستی که مخفی شده بوده. یخ چسبنده به سفینه ها میتونه از فضا جمع بشه هر چه که مسافت بیشتری رو سفینه بخواهد طی بکنه.

 

من پیش بینی میکنم که اگر یک گروه کوچک دنبال کننده UFO در شهر مذکور جمع میشد و مجهز به دوربینهای فیلمبرداری و دید در شب و همچنین دوربینهای مادون قرمز میشد, ما شاهد شواهد شگفت انگیزی به آن حقیقت میشدیم.

منبع:

 http://www.ufosightingsdaily.com/2013/05/50-pound-ice-ball-drops-from-ufo-as.html

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

پیغام مهم May 19, 2013 یک گروه آرکتورین

 

«پیغام مهم May 19, 2013 یک گروه آرکتورین»

 

گروه آرکتورین خوش آمد میگوید به تمام خوانندگان پیامی دیگر از نور و عشق(در معنای واقعی کلمه اش یعنی=فعالیت یگانگی). ما اینجائیم تا یاری دهیم به تمام موجودیتهایی که انتخاب کننده عروج به انرژی ابعاد بالاتر هستند, انرژی ای که اکنون دارد با گذشت هر روز بیشتر معلوم میشود.

 

The Arcturan

آنهائیکه انتخاب کننده عروج هستند باید تجربه کننده پاکسازی در میدانهای انرژی فیزیکی شان, احساسی شان, ذهنی شان, و روحی شان باشند که در واقع رهاسازی هر نوعی از انرژیهای پرچگال قدیمی اند که هنوز از زندگیهای متعدد گذشته (یا زندگی کنونی) دارند در خودشان حمل میکنند. این پروسه پاکسازی میتواند یک پروسه ناخوشایند باشد. ممکن است تجربه کننده روزهایی باشید که گریه کنید, افسرده باشید, یا عصبانی باشید آنهم برای هیچ دلیلی. ممکن است در یک زمان هم بگریید و هم بخندید درحالیکه قادر باشید تا بطور عقلانی به آن تجربه بنگرید عین اینکه بیرون از خودتان ایستاده اید و نظاره گر آن تجربه اید. خیلیها(نه همه) برخی از انرژیهای احساسی شدید قدیمی شان را دوباره یا چندباره تجربه خواهند کرد تا کاملا پاکسازی و رهاسازی شوند. اجازه دهید تا این آزادسازیهای انرژی انجام شوند و بروند, و نخواهید که آنها را بعنوان مشکلات شخصی تان نگه دارید و مطالبه کنید آنهم وقتیکه مثلا به خودتان بگوئید:»من خیلی افسرده ام.» یا «من دارو نیاز دارم, بهتره برم چند تا قرص بخورم.» زیراکه با اینکار پروسه پاکسازی آن انرژیها را در خودتان مخفی میکنید.

 

رهاسازی انرژی از حافظه سلولی فیزیکی غالبا از طریق ضعیف ترین ناحیه بدن فیزیکی انجام میشود که نتیجه اش بروز مسائلی چندین باره در آن ناحیه بخصوص خواهد بود. رهاسازی انرژی همچنین در عالم خواب نیز رخ میدهد. یک فردی ممکن است خوابهایی داشته باشد که در آنها اتفاقات خشن و شدیدی رخ دهد, مثل دیدن خوابی که در آن یک جنگجوی مبارز هستید و در شگفت هستید که چرا اینگونه است. این نوع خوابها احتمالا رهاسازی حافظه سلولی ذخیره شده از تجربیات واقعی در زندگیهای متعدد گذشته تان هستند. آزادسازی انرژی همچنین ممکن است درست در همان نقطه ای از صدمه زندگیهای قدیمی که حافظه سلولی تان هنوز آن حادثه دردناک را نگه داشته است انجام شود. افرادی که با ترس بیش از اندازه از آب, ارتفاع, حیوانات بخصوص, و غیره زندگی میکنند, همچنان در حافظه سلولی شان دارند برخی تجربیات گذشته دردناکی را که شامل آن چیزها بوده است حمل میکنند.

 

ما درباره پروسه پاکسازی و رهاسازی در پیام های قبلیمان صحبت کرده ایم, اما میخواهیم یادآوری کنیم که افرادیکه انتخاب کرده اند تا از نظر روحی به جلو حرکت کنند(عروج کنند) می بایستی که خالص سازی کنند. شما نمیتوانید انرژی قدیمی و پرچگال بعد سومی را نگه دارید و با خودتان بدرون انرژی جدید بعد بالاتر بیاورید. شما همچنین در پروسه باز کردن کانال انرژی طولی بدنتان هستید(مترجم: کانال انرژی که از فرق سر جائیکه چاکرای تاج طلائی که یکی از 7 چاکرای اصلی بدن است قرار دارد و از تمام 7 چاکرای اصلی بدن عبور میکند تا به پایین ترین 7 چاکرای اصلی بدن یعنی چاکرای اول پایه) که جریان انرژی بخوبی گسیل میشود در حالیکه 7 چاکرای اصلی را پاکسازی کرده و انرژیهای تازه را جایگزین میسازد. مسائل بیشتری در درون شما دارد رخ میدهد عزیزان, پس این حرفها را بیاد داشته باشید وقتیکه با این رهاسازیهای انرژیهای قدیمی و منسوختان مواجه میشوید. وقتیکه با تجربیات رهاسازی تان مواجه میشوید عجله نکنید که به استفاده از تشخیص های پزشکی بعد سومی روی بیاورید, اما مردد هم نشوید اگر که راهنمائی میشوید که به نزد یک دکتر بروید. اینرا بدانید که خیلی از مسائل فیزیکی امروزه برای ارواح در حال نمو و پیشرفت روحی در واقع مربوط به رهاسازی و پاکسازی انرژیهای قدیمی شان است.

 

میخواهیم با شما درباره زندگی در فرکانسهای بالاتر هستی صحبت کنیم, جائیکه انرژی آشکار و آزاد و احترام وجود دارد.احترام برای انتخابهای همدیگر در هر نوع ناحیه ای – بدون قضاوت یا انتقاد که همیشه ریشه در ایده های شخصی دارد. زندگی ابعاد بالاتر در هارمونی و در انرژی عشق(در معنای واقعی کلمه اش یعنی=فعالیت یگانگی) جریان دارد زیراکه در آگاهی کامل از موضوع یگانگی به سر میبرد. آنچه که نژاد بشریت ساکن سیاره زمین بعنوان امری عادی پذیرفته است (دوگانگی و جدائی) آنها را اینگونه برنامه ریزی کرده است که اعتقاد داشته باشند که حقیقت اینطوری است. ما به شما میگوئیم که این امری عادی نیست – انرژی عشق و یگانگی آن حقیقت است. نژاد بشریت ساکن سیاره زمین فراموش کرده که صلح و آرامش چیست درحالیکه زمانی در صلح و آرامش زیست میکرده و همینطور در تجربیات بین زندگیهای متعدد(مترجم: منظور آن سطح از بعد چهارم است, همان ایستگاه چرخه مرگ و زندگی یعنی چرخه سقوط و صعود, در مقایسه با چرخه هبوط و عروج که یک روح به اندازه کافی از نظر روحی پیشرفت کرده در آن قرار میگیرد و دیگر نیازی به incarnation بعدی در بعد سوم ندارد) در آن موقتا بسر میبرد, زیراکه وقتی روحی دوباره تصمیم به incarnation میگیرد در واقع آن نقاب فراموشی را که با آن می آید نیز قبول میکند. و این نتیجه اش میشود زندگیهای متعدد در سیاره زمین بدون آگاهی از اینکه او واقعا کیست.

 

اعتقاد در واقعیت پایدار دوگانگی و جدائی اکنون دارد شروع به منحل شدن میکند همچنانکه میزان وسیعی از نور (مترجم: منظور از نور, چراغ نورافکن نیست بلکه منظور به انرژیهایی فرکانس بالاتری است که برای عروج سیاره زمین با حداکثر ارواح incarnate کرده درونش به بعد چهارم و در نهایت به بعد پنجم است که از منابع مختلفی منجمله سفینه های مادر بسیار عظیم بین ابعادی تمدنهای فرازمینی بسیار پیشرفته روحانی و تکنولوژیکی به سیاره زمین دارد گسیل میشود که بالابرنده هر چه بیشتر دانش و عشق=فعالیت یگانگی در موجودیتهای سیاره زمین نیز دارد میشود, البته ارواحی که انتخاب کننده عروج اند) از منابع مختلفی منجمله از خود وجود ازلی تان دارد به سیاره زمین گسیل میشود و انرژیهای نهفته در سایه ها را آشکار و رها میکند. ما داریم اینرا به شما یادآور میشویم زیراکه همچنانکه شما شروع به تجربه کردن جلوه های بیشتری از آنچه که حقیقت است میکنید, میوه های دوگانگی و جدائی شروع به تقلیل یافتن میکنند – و درونتان بیشترسازنده برونتان خواهد شد. شروع به مشاهده این خواهید کرد که بیشتر صلح, آرامش, احساس فراوانی, احترام, شادی, سلامتی و تقسیم اینها با دیگران دارید زیراکه اینها آن حقیقت هستند که توسط قانون روحانی, محکم نگه داشته شده اند.

 

بشریت ساکن سیاره زمین اینطور برنامه ریزی شده بوده است تا به کمبود, محدودیت, جدائی, و اعمال شریرانه اعتقاد داشته باشد که نتیجه اش در زندگیهای متعدد این شده است که گرفتار کننده در رفتارهای ستمگرانه و خودپرستانه باشد(حتی شما عزیزان در زندگیهایی که بیدار و آگاه نبوده اید) برای آنانیکه بر دیگران حکم فرما بودند و هستند و برای سایرین هم اعتقاد بر اینکه آنها چیز دیگری ندارند مگر پذیرش بزور آنها. برای برخی, تجربه دوگانگی(مترجم: منظور چرخه مرگ و زندگی یعنی سقوط و صعود) ابزاری مهم در نمو روحی بوده و هنوز هم هست, اما زمانش برای ارواح در حال بیداری به پایان رسیده است.

 

آنچه که قدیمی و دروغ است بسرعت دارد بسوی هیچ بودن منحل میشود و آگاهی روحی دارد شروع میکند تا در بیرون بعنوان گونه های زندگی جدید و بالاتر جلوه گر شود, و این دلیلی است که شما شاهد هرج و مرج خیلی زیادی در این زمان هستید. ظواهر این موضوع شاید بیانگر این باشد که جهانتان دارد از هم میپاشد, مسائل دارد سخت تر میشود, و بشریت دارد عقبگرد میکند. اما حقیقت این است که انرژیهای نور فرکانس بالاتر در حال تابش به روی سایه های درون حکومت ها, کلیساها, مشاغل, و موسسات هستند تا آن چیزهایی را که از شما تا به حال مخفی بوده اند آشکار و روشن کنند.

 

اکنون زمانش است عزیزان تا قدرت ذاتی تان را اصلاح و مرمت کنید, و تصمیمات روزانه تان را از محل آگاهی تان بسازید. بعنوان نژاد بشری ساکن سیاره زمین, آوردن آگاهی روشن یافته به انتخابهای روزانه تان, آنچه که تغییرات گفته میشود را سبب خواهند شد. نیاز است تا یک آگاهی از جنبه روحانی و مادی بایکدیگر در ادراکتان بیاید زیراکه در حقیقت هیچ جدائی وجود ندارد. جهانی که دارید میبینید بسادگی یک حس مادی از واقعیت روحی است.

 

حمایت نکردن از موسساتی که مواد شیمیایی و آشغال بخوردتان میدهند, آن باصطلاح تغییرات را سبب خواهند شد. امتناع کردن از چشم بسته حمایت کردن از سیستم های اعتقادی و کلیساها که بشریت را در اسارت به ایده ها و دکترین شخصی مبنی بر خودپسندی نگه خواهند داشت نیز آن باصطلاح تغییرات را سبب خواهند شد.

 

اکنون زمانش است تا همه,پذیرنده و گنجاننده هر دو جنبه های انرژی مذکر (انرژی فعال,be-er, do-er)و انرژی مونث (انرژی خلاق, پذیرا) خودشان باشند. که این نتیجه اش یک حالت آگاهی بیشتر متعادل, کامل و قدرتمند خواهد بود که به فرد اجازه میدهد تا به یک سطح خوب بالاتری بخواهد عملکرد داشته باشد و انتخاب کند, بجای اینکه بوسیله تاثیرات بیرونی بخواهد کنترل شود.

 

موجودیتهای از نظر روحی پیشرفت کرده یاد گرفته اند تا زندگی کننده از درونشان به بیرونشان باشند, و نه از بیرونشان به درونشان. شما آن قدرت هستید عزیزان, و اکنون زمانش است تا تشخیص دهید و از این منظر آگاهی بخواهید شروع به عمل کنید. کاملا آگاه باشید که ما داریم درباره آن نوع حس قدرت که قدرت بر روی فرد یا چیز دیگر برای مقاصد خودپرستانه است که باعث سقوط خیلیها شده و از انرژیهای قدیمی است صحبت نمیکنیم. ما داریم از قدرتی صحبت میکنیم که از تشخیص این می آید که شما جلوه ای از منبع اصلی هستید و هیچ فرد یا چیزی نمیتواند شما را از آن جدا کند—تمام چیزیکه نیاز دارید پیش از این در درونتان است. و آن قدرت حقیقت است.

 

همیشه با دیانت, قصد ونیت تان را بیازمائید, زیرا هر آنچه میگوئید و انجام میدهید از انرژی قصد و نیت می آید. با وسواس تمام, با خودتان صادق و حقیقی باشید, از خودتان بپرسید:»به چه چیزی معتقدم که باعث شده اینطوری احساس کنم یا عمل کنم؟». انرژی حقیقت و نور, همیشه راهنما شما در تمام انتخابها, اعمال, یا حرفهای شما خواهد بود البته اگر جویای آن باشید, به آن اعتماد کنید و به آن اجازه دهید.

 

از طرف یک گروه Arcturian,5/19/13

 

منبع:www.onenessofall.com

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

دلیل بسته شدن قسمت تجربیات سایت

با سلام به همه دوستان و خوانندگان سایت دنیای اسرار آمیز وتشکر از بابت همراهی و همدلی همه دوستان

که چه با ترجمه های گهربارشان ،چه با مطالبی که بی منت در اختیار سایت و خوانندگان عزیز قرار میدهندو چه با نظرات گهربارشان و تبادل اطلاعات با سایر دوستان مارا در هرچه پربارتر شدن سایت همراهی و کمک کرده اند.

شاید همه دوستان متوجه بسته شدن بخش تجربیات خوانندگان شده اند و با توجه به ایمیلهای فراوان شما عزیزان، مبنی بر باز شدن دوباره این بخش لازم دانستم که توضیحاتی در این باب متذکر بشم .

اول اینکه بخش تجربیات صرفا در رابطه با بیان و تبادل نظر در باب تجربیات شخصی عزیزان، ،برای راحتی دوستان و انسجام و عدم پراکندگی این موارد شکل گرفته بود .

دوم هدف ازین بخش تبادل نظر مفید و نتیجه بخش و تبادل اطلاعات افراد آگاه و راهنمایی دیگر دوستان توسط ایشان بوده

که متاسفانه با توجه به کامنتهای تبلیغاتی گروهها و فرقه های مختلف ،ایجاد چند دستگی و..  به همه موارد پرداخته شد جز نتیجه مفید و راه گشا. که بعضا برخی کامنتهای هدفدار درین قسمت باعث سردرگمی و تشویش و حتی به بیراهه رفتن دوستان تازه وارد میشد

بناراین صلاح رو در این دیدم که فعلا این قسمت راکد باقی بماند و صرفا تمرکز روی پستها و مطالب باشد

امیدوارم با این تصمیم ،رنجش خاطر دوستان رو موجب نشده باشم،چراکه همه شما رو مثل برادرها و خواهرهای خودم میدونم و اصلا و تحت هیچ شرایطی دلم نمیخواد محیطی فراهم بشه که موجبات دلخوری و خدای نکرده گمراهی عزیز تازه واردی مهیا بشه

با تشکر از همراهی همگی شما. پاینده باشید.

اشیا ناشناخته و یوفو بر سطح ماه

تصاویری از وبسایت ناسا اشیا غیر عادی و یوفو های در حال پروازی را بر فراز سطح زمین و ماه نشان می دهد.

 

Video Streetcap1
Video Streetcap1
Video Streetcap1
Video Streetcap1
Video Streetcap1

این تصاویر توسط یکی از کاربران یوتیوب به نام  Streetcap1  آنالیز شده است.

منبع:
http://ufosightingshotspot.blogspot.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

نقشه باستانی زمین

نقشه باستانی زمین

226534_492637060791101_1795946143_n

این نقشه سنگی و تعداد سیصد و پنجاه اثر باستانی دیگر در سال 1984 هنگامی که معدنچیان در اکوادور در حال حفر یک تونل زیرزمینی بودند کشف شد. اشیاء کشف شده هیچ همخوانی با هیچ یک از تمدن های باستانی شناخته شده در آمریکای جنوبی ندارد.
بر روی این سنگ یک خط بلوری طبیعی وجود دارد و اگر از روبرو به آن نگاه کنید، بر روی این خط در نزدیکی جایی که اکنون آن را عربستان سعودی می نامیم، می توانید یک خاتم کاری به شکل یک چشم ببینید.

چیزی که قابل توجه است تفاوتهای این نقشه با نقشه امروزی زمین است. در این نقشه یک جزیره بلند در اقیانوس آرام کشیده شده که اکنون از آن خبری نیست. چیزی که با تحقیقات پروفسور کیمورا همخوانی دارد. او به این نتیجه رسیده بود که از شمال شرقی ژاپن تا کشور تایوان، روزگاری یک قاره بزرگ وجود داشته است. همچنین در نزدیکی آمریکای مرکزی، قاره ای دیگری (آتلانتیس) نیز کشیده شده که اکنون وجود ندارد.
خط سفید از بخشی از آمریکای جنوبی عبور کرده است. شما می توانید به وضوح خلیج گویاکیل را ببینید. در این قسمت یک خاتم کاری دیگری به شکل دایره وجود دارد و دقیقا جایی را نشان می دهد که این سنگ و دیگر آثار باستانی در آنجا کشف شده است.
این نقشه حد اقل 10000 تا 12000 سال عمر دارد. مدرکی دیگر که ما را وادر به سکوت و جستجوی بیشتر برای شناختن تاریخ مان به عنوان ساکنان این سیاره می کند.

https://www.facebook.com/danesh.keyhani :  دانش کیهانی

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: