بایگانی ماهانه: سپتامبر 2010

حیات، در همسایگی؟«گلیس ۵۸۱جی» (Gliese 581g)

کشف نخستین سیاره‌ی فراخورشیدی، با قابلیت میزبانی از حیات

حیات، در همسایگی؟

برگردان: احسان سنایی

هرچه زودتر این متن را بخوانید؛ پیش از آن‌که رسانه‌های جمعی جهان دست به غلو کشف نخستین سیاره‌ی «قابل سکنی» در ورای مرزهای زمین زنند. هرچند خوانندگان مطلع از برخی حقایق، این را متوجه خواهند شد که چنین پیشرفتی در علم بشر، به‌واقع کمتر از آنچه در نظر می‌نماید، انقلابی‌ست.


طرحی خیالی از سیاره‌ی گلیس ۵۸۱جی / AP

دکتر «سارا سیگر» (Sara Seager)؛ متخصّص سیاره‌های فراخورشیدی در انیستیتو فناوری ماساچوست (MIT)، از کل داستان این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: «این کشف، هم ماندگار و تاریخی است و هم یک ترقی». بسیاری از سیارات فراخورشیدیِ «تقریباً» مشابه این نمونه، اخیراً پیدا شده بودند و از این‌رو جامعه‌ی متخصصین سیارات فراخورشیدی؛ انتظار چنین کشفی، آن‌هم در این روزها را پیش‌ترها می‌کشیده‌اند.

آنچه که این سیاره را متمایز کرده، گردش‌اش در مداری‌ چنان مناسب به گرد خورشیدش است، که دمای سطح آن را برای میزبانی از آب، آن‌هم به‌شکل مایع‌اش مطلوب کرده. ولی اگر این کشف از پیش هم انتظارش می‌رفته؛ باز راه‌اش برای ثبت همیشه در کتاب رکوردها هموار شد. اما چرا؟

این سیاره، موسوم به «گلیس ۵۸۱جی» (Gliese 581g)، یکی از دست‌کم شش سیاره‌ای‌ست که به‌گرد ستاره‌ی «کوتوله‌ی سرخ»ی1 موسوم به Gliese ۵۸۱، در فاصله‌ی ۲۰سال نوری از زمین و واقع در در صورت فلکی «میزان» (Libra) در گردش‌اند. مدار این سیارات، با ۲۴۰ مرتبه سنجش‌های دقیق سرعت شعاعی، که نوسانات ریز گرانشی واردآمده از سمت سیارات بر ستاره‌ی مزبور را مشخص می‌کردند، آن‌هم طی ۱۱سال متوالی شناسایی شده بود.

ستاره‌ی گلیس ۵۸۱؛ کوتوله‌ای کم‌نور، سرد و سرخ‌رنگ به قطر تقریبی یک‌سوم خورشید ماست که به‌اندازه‌ی تنها ۱.۳درصد از خروجی انرژی خورشید ما نیز از خود انرژی گسیل می‌دارد و از همین‌روست که در عین همسایگی با ما، به‌سختی می‌شود از شهر حتی با تلسکوپی کوچک مشاهده‌اش کرد. همه‌ی شش سیاره‌اش درفواصلی نسبتاً نزدیک، که تماماً کمتر ازفاصله‌ی زمین تا خورشید (۱۵۰میلیون کیلومتر) است؛ به گِرد این ستاره در گردش‌اند.

به‌عبارتی، این منظومه‌ای مینیاتوری‌ست که برازنده‌ی یک ستاره‌ی ضعیف و نحیف همچون گلیس ۵۸۱است. مدار دو عدد از این سیارات به نام‌های c و d، در دو سمت مخالف، و خارج از ناحیه‌ی مطلوب دمایی جهت میزبانی از آب مایع، قرار دارند. ولی سیاره‌ی تازه‌کشف‌گشته؛ یعنی g، درست مابین‌شان واقع شده است. با این‌وجود، طبق تعریف دقیق «منطقه‌ی مطلوب حیات» (Habitable Zone) اگر سیاره‌ای در این ناحیه واقع شده باشد نیز حتی برای میزبانی از حیات، بایستی‌که جو نه‌چندان ضخیمی داشته باشد که تأثیرات گلخانه‌ای متوسطی در حد و ابعاد جو زمین خودمان را بر سطح‌اش اعمال نماید. اما تأیید این تبصره، تا دورزمانی و با وقوع پیشرفتی در مرزهای دیدمان، صرفاً محدود به حدس و گمان خواهد بود.

جرم این سیاره، طبق محاسبات گرانشی و نیز حداکثر جرمی که بایستی برای ثبات مداری‌اش در این منظومه داشته باشد؛ مابین ۳.۱تا ۴.۳ برابر زمین است. ضمناً به احتمال زیاد همچون زمین از سنگ و آهن هم تشکیل گشته که با این‌حساب قطر و شتاب گرانش سطحی‌اش به ترتیب در حدود ۱.۲ تا ۱.۴ برابر و۱.۵ تا ۲ برابر زمین خواهد بود.

به‌عبارتی، می‌توان پس از فرود سفینه‌ای خیالی بر آن، به‌راحتی بر سطح‌اش ایستاد و قدم زد. البته هنوز هیچ نمی‌دانیم این سطح از چه جنسی‌ست. شاید گلیس ۵۸۱جی، پیچیده‌ در پیله‌ای از گازهای فوق‌چگال همچون سیاره‌ی ناهید خودمان باشد2 و یا شاید هم اقیانوسی سراسری سطح‌اش را درنوردیده است.

فاصله‌ی گلیس ۵۸۱جی تا ستاره‌اش آنقدرها هست که بشود از روی زمین کاهش درخشندگی ستاره را به‌واسطه‌ی عبور این سیاره از مقابل‌اش تشخیص داد. این افت نور، هر ۳۶.۶ روز یک‌بار رخ می‌دهد. محاسبات، حاکی از آن‌اند که با این حساب، چرخش وضعی این سیاره، دقیقاً برابر با چرخش انتقالی‌اش به گرد ستاره‌ی مادرش است و از این‌رو همواره یک نیمه‌اش در روز، و یک‌نیمه‌اش در شب بوده و هست؛ درست مانند همان وضعی که ماه نسبت به زمین دارد (همیشه یک طرف‌اش به‌ سمت ماست).


تاکنون از دید ما تنها اقامتگاه حیات در کیهان، زمین زیبایمان بوده است؛ آیا گلیس ۵۸۱جی، دومین خواهد بود؟ هنوز نمی‌توان گفت / ناسا

ولی چنین وضعیتی چندان از نقطه‌‌نظر میزبانی از حیات احتمالی اهمیتی نخواهد داشت، اگر که این سیاره پوست‌کلفت باشد! بدین‌معنا که وجود جوی به ضخامت تنها 1درصد جو زمین کافی‌ست تا گرما چنان از نیمه‌ی روز، به نیمه‌ی شب‌ سیاره جریان یابد که گازهای جوی واقع در قسمت شب یخ نزنند و پوسته‌ی سختی را در آسمان بخش‌های تاریک این سیاره ایجاد نکنند. البته وجود چنین جوی برای مهار بادهای فراصوت و گسلنده‌ای هم که هر منطقه‌ی مرتفعی از سطح سیاره را تخت و یکدست ‌می‌کنند الزامی‌ست!

اما بر اساس مدل‌سازی‌های دقیق جوی، «بادهای سطحی [این سیاره]، کاملاً ملایم‌اند». این را «استیون وگت» (Steven Vogt)؛ از اعضای تیم اکتشافی، طی نشست مطبوعاتی روز گذشته اعلام نمود. جریانات باد مرتفع، اکثریت وظیفه‌ی حمل گرما را به‌دوش می‌کشند؛ آن‌چنان‌که در سطح سیاره، همچون زمین، بادهایی با سرعت ۰ تا ۴۰ گره‌ی دریایی می‌وزد. به‌گفته‌ی وگت، بخش‌هایی از این سیاره که بادهایش ملایم‌اند، مکان مناسبی برای استقرار زندگی‌ست.

اگر اتمسفر گلیس ۵۸۱جی آنقدرها ضخیم نباشد، آنگاه حتی شما می‌توانید اقامتگاه‌تان را از منطقه‌ای همیشه‌ظهر و گرم گرفته؛ تا نقطه‌ای همیشه‌تاریک و سرد انتخاب کنید. وگت اظهار می‌دارد که: «هرگونه حیاتی که در آنجا پدید آید، فهرستی بلندبالا از اقلیم‌های باثبات را بسته به طول جغرافیایی‌شان؛ جهت اقامت و شکوفا شدن در آن منطقه؛ به‌منظور انتخاب، پیش روی خود خواهد داشت».

البته فرق زیادی بین «قابل سکونت» و «مسکونی» وجود دارد. سیگر می‌گوید هم‌اکنون یکی از دانشجویان‌اش در حال کار بر روی گستره‌ای از مدل‌های جوی گوناگونی‌ست که یک سیاره با جرم تقریبی ۳ برابر زمین – البته تا جایی که ما می‌دانیم – می‌تواند به گرد خودش داشته باشد؛ تا نهایتاً بتوان فهمید که چند درصد از چنین سیاراتی می‌توانند از آب مایع، حقیقتاً میزبانی کنند.

با همه‌‌ی این اوصاف، مهم‌ترین مسئله در خصوص گلیس ۵۸۱جی، همسایگی‌اش با ماست. فقط ۱۱۶ ستاره از این دست، به ما نزدیک‌ترند و از این بین هم فقط 9تایشان با هدف کشف سیاراتی از این نوع، به‌خوبی بررسی شده‌اند. به‌گفته‌ی «پل باتلر» (Paul Butler)؛ از اعضای تیم اکتشافی، این‌که به‌همین‌زودی‌ توانسته‌ایم، یکی از آن‌ها را با قابلیت میزبانی از حیات بیابیم؛ خود نشان از این‌ می‌دهد که دست‌کم ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل ستارگان، میزبان حیات هستند. و تازه این در حالی‌ست که هنوز هیچ سیاره‌‌ی فراخورشیدی‌ای ‌هم‌جرم زمین یا کمتر از آن، مشاهده نشده است. پس امکان دارد که ده‌ها میلیارد نقطه‌ی قابل سکونت فقط در سرتاسر کهکشان راه شیری ما وجود داشته باشد.«ولی ما این را می‌دانستیم!» این را سیگر می‌گوید. «بایستی‌که به‌زودی تعداد بیشتری از آن‌ها را نیز شناسایی کنیم».

منبع: Sky & Telescope

پانوشت:

۱- کوتوله‌‌های سرخ (Red Dwarf)، ستارگانی ریزجثه، کم‌جرم و بالنسبه سردند که در عین اینکه کسر وسیعی از ستارگان عالم را شکل می‌دهند؛ اما به‌واسطه‌ی درخشندگی اندک‌شان، کمتر دیده شده‌اند. دمای سطحی‌ کم‌شان، به این اجرام، سیمایی سرخ‌فام بخشیده است.

منبع:     http://zamaaneh.com/science/2010/09/post_220.html

تنها چند قدم با بیگانگان فضایی فاصله داریم

دانش  – با این که پیشبینی‌ها اردیبهشت سال آینده را زمان موعود برای کشف بیگانگان فضایی می‌‌دانست، اما ستاره‌شناسان سیاره‌ای با ویژگی‌های مشابه زمین در همین نزدیکی پیدا کرده‌اند که می‌تواند دارای حیات باشد.

بهنوش خرم‌روز: چندی پیش دو دانشمند با محاسبات ریاضیاتی ادعا کردند که در ماه مه سال آینده میلادی/ اردیبهشت آینده، اولین سیاره قابل سکونت خارج از منظومه شمسی ما یافت خواهد شد (به این خبر نگاه کنید). تا آن زمان هنوز بیش از 7 ماه دیگر باقی مانده است، اما ظاهرا برخی ستاره‌شناسان قصد ندارند تا آن موقع صبر کنند و می‌خواهند خیلی زودتر بیگانگان فضایی را بشناسند.

به گزارش پاپ‌ساینس، این ستاره‌شناسان به تازگی کشف سیاره‌ای را اعلام کرده‌اند که خود باور دارند می‌تواند اولین سیاره مشابه زمین قابل سکونتی باشد که توسط انسان کشف می‌شود. این سیاره در نزدیکی ستاره کوتوله قرمز گلیز 581 قرار دارد.

به گفته آن‌‌ها، این سیاره سه برابر زمین جرم دارد و دقیقا وسط منطقه قابل سکونت در حال گردش به دور ستاره است. به بیان دیگر، ‌دقیقا در فاصله‌ای از ستاره قرار گرفته است که آب مایع می‌تواند روی سطح آن وجود داشته باشد. همچنین جرم آن احتمال این که سیاره‌ای سنگی باشد و سطح جامدی داشته باشد را بالا می‌برد. به علاوه به اندازه‌ای نیروی جاذبه دارد که بتواند اطراف خود اتمسفری داشته باشد.

اما سیاره تازه کشف شده،‌ مانند زمین به دور خودش نمی‌چرخد و این باعث می‌شود که همیشه یک سمت آن به طرف ستاره گلیز581 باشد. در نتیجه یک طرف سیاره همیشه روز است و سمت دیگر همیشه شب. ستاره‌شناسان معتقدند اگر قرار باشد موجودی مشابه انسان روی این سیاره زندگی کند، ‌بهترین مکان لبه مرزی نیمه تاریک با نیمه روشن است.

البته بسیاری ا زمحققین تنها فاصله از ستاره مرکزی را دلیل کافی برای قابل سکونت بودن یک سیاره نمی‌دانند.  به اعتقاد آن‌ها عوامل فراوانی بر قابل سکونت بودن تاثیر می‌گذراند. به علاوه، سیاره گلیز 581 جی، تازه کشف شده است و هنوز باید مشاهدات دقیق‌تری از آن به عمل آورد.

با این حال،‌ گلیز 581 فقط 20 سال نوری از ما فاصله دارد و در ظاهر که موقعیتی شبیه به زمین دارد. همین امر امید به یافتن سیاره‌های بیشتر با این خصوصیات در فاصله‌های دورتر را افزیش می‌دهد.

******************************************************************

تا کشف بیگانه‌های فضایی،‌ فقط 8 ماه مانده

تا کشف بیگانه‌های فضایی،‌ فقط 8 ماه مانده

دانش > نجوم  – دو دانشمند ادعا کرده‌اند که تا 8 ماه دیگر، ‌سیاره‌ای پیدا خواهد شد که قابل سکونت است. آیا تا 8 ماه دیگر،‌ ما با دنیای جدیدی آشنا خواهیم شد؟ آیا 8 ماه دیگر بیگانه‌های فضایی دیگر افسانه نخواهند بود؟

بهنوش خرم‌روز: مدت‌ها است که امکانات متفاوت سازمان‌های مختلف فضایی، در تلاش هستند تا سیاره‌ای را پیدا کنند که شرایطی مشابه زمین داشته باشد. دانشمندان باور دارند که خارج از منظومه شمسی ما،‌ چنین سیاره‌ای وجود دارد و اگر این‌طور باشد،‌ احتمال این که موجودات زنده‌ای هم روی آن زندگی کنند هست. تلاش برای یافتن بیگانه‌های فضایی هنوز به نتیجه نرسیده، ‌اما به نظر می‌رسد به مرحله‌ای رسیده‌ایم که همه چیز مهیا است و زمان زیادی تا رسیدن به نتیجه نمانده است. دست کم دو تن از اساتید دانشگاه‌های هاروارد و کالیفرنیا چنین باوری دارند.

بر اساس گزارش پاپ‌ساینس،‌ آن‌ها حتی تاریخ رسیدن به نتیجه را هم تخمین زده‌اند:‌ ماه مه سال 2011/ اردیبهشت سال 1390. اما آن‌ها چه طور به چنین تاریخی رسیده‌اند؟‌ ظاهرا محاسبات آن‌ها پیچیده‌تر از آن است که بتوان در یک گزارش آن‌ها را مطرح کرد، اما به گفته خودشان، ‌آن‌ها از اطلاعات مشاهده‌گرهایی مانند کپلر ناسا استفاده کرده‌اند. آن‌ها از این طریق یک ضریب قابل سکونت بودن درست کرده‌اند، ضریبی که بر اساس داده‌هایی مانند دما و جرم سیاره،‌ مشخص می‌کند که چه‌قدر احتمال وجود حیات روی آن وجود دارد.

تا به حال سیاره‌های دوردست زیادی کشف شده‌اند. بسیاری از آن‌ها غول‌های گازی بوده‌اند و برخی هم صخره‌های یخ‌زده کوچک بوده‌اند. به اعتقاد محققین، ‌هر چه سیاره‌های بیشتری کشف می‌شوند،‌ شانس رسیدن به سیاره‌ای که شرایط مشابه زمین داشته باشد بالاتر می‌رود.

البته بسته به این که یافته‌ها چه‌طور پردازش و ارزش‌گذاری شوند، می‌توان نگاه‌ها و پیش‌بینی‌های متفاوتی داشت. با دید بلندمدت،  تا سال 2013/ 1392 با احتمال 66 درصد و تا سال 2020/ 1399 با احتمال 75 درصد چنن سیاره‌ای پیدا خواهد شد.

اما تاریخ میانگین معمولا زودتر است. تا جایی که در پیش‌بینی اخیر به نیمه اول سال 2011 که تا سه ماه دیگر آغاز می‌شود رسیده است. حتی این محققین باور دارند که تاریخ رسیدن به کشفی که سال‌ها منتظرش بودیم،‌ 8 ماه دیگر،‌ یعنی ماه مه 2011/ اردیبهشت 1390 خواهد بود. ادعای بزرگ،‌ جذاب و هیجان‌انگیزی است، نه؟

خبر آنلاين

پ . ن : اينها كم كم دارند ذهن مردم را آماده ميكنند.

بهتره به جاي گشتن در فضا نگاهي به اسطوره هاي قديمي يا الواح سومري بيندازند .آنجا آدرس سياره ها هست.

گروهی از افسران بازنشسته آمریکا: بشقاب‌های پرنده بارها روی تاسیسات اتمی آمریکا پرواز کرده‌اند! (ویدئو)

آفتاب – گروهی از افسران بازنشسته آمریکا بعد از سال‌ها مدعی شدند اجرام پرنده ناشناس بارها روی تاسیسات هسته‌ای آمریکا در سراسر این کشور پرواز کرده‌اند.

به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز، این افسران مدعی شدند بشقاب‌های پرنده بارها هدف حملات تاسیسات دفاع ضد هوایی آمریکا قرار گرفته‌اند و بارها موشک‌های پرتاب شده را خنثی کرده‌اند.

رابرت سالاس که از جمله افسران سکوهای موشکی در آمریکا به‌شمار می‌آید گفته است کسانی که این اجرام پرنده را دیده‌اند می‌گویند اجسام بیضی‌شکل و قرمز رنگ بودند.

پرواز این اجسام باعث از کار افتادن سامانه موشک‌های هسته‌ای شد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/ufonearmissilesilo.jpg?w=300

این حادثه بارها پیش آمد.

رابرت هیستین محقق اجرام فضایی ناشناس موسوم به یوفو نیز گفت من با بیش از 120 نفر از افسران بازنشسته نیروی هوایی که در رویدادهای مرتبط با پرواز یوفوها بر فراز تاسیسات اتمی حضور داشتند مصاحبه کرده‌ام.

این افسران گفته‌اند که موشک‌ها در زمان پرواز این اجرام کار نمی‌کردند.

https://i2.wp.com/www.ufodigest.com/news/0309/images/nuke-ufos.jpg

وی باور دارد کاری که این بشقاب‌های پرنده انجام می‌دهند نوعی کار اکتشافی به‌شمار می‌آید و این پروازها در آمریکا و شوروی نیز صورت گرفته است و با توجه به دوران تاریکی که در زمان جنگ سرد حاکم بود و ممکن بود به جنگی اتمی ختم شود، این بشقاب‌های پرنده تلاش می‌کردند به شکلی در این امر مداخله کنند.

پ . ن :فكر كنم اينجا بايد افكارمان را نسبت به بعضي نژاد هاي فضايي درست كنيم و پي به صلح دوستي آنان ببريم.

دوستاني ايميل زدند و اعلام كردند كه بشقاب پرنده هاي مثلث شكل ديده اند . بايد بگويم اين يوفو ها ي مثلثي شكل همه ساخته دست بشر است.به لينك زير مراجعه كنيد. http://www.latest-ufo-sightings.net/2010/03/famous-ufo-cases-tr-3b.html

زتا رتیکولی

زتا رتیکولی  (Zeta Reticuli)مجموعه ای از دو ستاره است که در حدود 39 سال نوری از زمین قرار دارند.

موقعیت آنها ، در صور فلکی نگاری (constellation Reticulum) قرار گرفته است ،

و در آسمان بسیار تاریک نیز با چشم غیر مسلح  قابل مشاهده میباشد.

از نظر موقعیت ، چون در محل بادهای جنوبی از مجموعه قرار گرفته اند ، از شمال مدار راس السرطان قابل رویت  نمیباشد.

مشخصه ها

در اصل تصور می شود که کوتوله های جايگزين  (subdwarfs) ، دومین ساکنین درهاله ی کهکشان قدیمی باشند.

هم اکنون گمان می رود  که این دو ستاره ، جوانتر از دیسک ستاره کهکشانی باشند،

اما هنوز بطور قابل توجهی مسن تر از خورشید هستند ، شاید به اندازه هشت میلیارد سال مسن تر .

آنها به مجموعه ی متحرک ستاره » زتا هریکولس» (Zeta Herculis)   تعلق دارند.

این ستاره ها ، » زتا  رتیکولی 1″ و » زتا  رتیکولی 2″ هستند . هر دو کوتوله زرد (در ترتیب اصلی) شباهت قابل ملاحظه ای به خورشید ما دارند .

بدون در نظر گرفتن سیارات غول پیکر ، کشف شده است که در اطراف هر یک از اجزای سازنده ، ایجاد سیارات مشابهی شبیه به کره خاکی ما امکان پذیر است.

با این حال ، این ستاره ها به عنوان خورشید ،  تنها با 60 ٪  از فلزات غنی شده اند.

با توجه به دانش کنونی ما ، احتمال کمتری دارد که سیارات خاکی کوچک  در اطراف این ستاره با فلزات کمتری غنی شده باشند ، هر چند مانع  ازایجاد و توسعه ی  گاز بسیار حجیم نمیشوند.

» زتا رتیکولی 1″ از نظر گستردگی کمی کمتر از خورشید ، اما نورانی تر از آن است .

این ستاره از نظر طیفی در کلاس G2.5V قرار دارد.

» زتا رتیکولی 2″ از نظر جرم و درخشندگی بسیار شبیه به خورشید ماست .

این ستاره از نظر طیفی در کلاس G1V قرار دارد.

این ستاره مشکوک به یک همراه نزدیک ستاره ای بود . با اینحال آن همراه مشکوک ،  یک ساخته ی مصنوعی فرض می شد.

در 20 سپتامبر 1996 اعلام شده بود که این سیاره فراخورشیدی یک ستاره ی در حال چرخش است.

این سیاره مداری کوتاه دارد (0.14 AU) و جرم آن ، حدود 27 %  سیاره مشتری است.

با این حال ، اینگونه کشف شد که :

انقباض ساده ی سیگنالی نشان داده بود که سبب ایجاد ارتعاش ستاره ای میشود.

اعتبار فرهنگی

Gray Aliens

مجموعه » زتا رتیکولی»  به دلیل ارتباط و پیوستگی آن با یوفوشناسی  (ufology) محبوبیت قابل توجهی به دست آورده است .

اغلب ادعا میکنند که  » زتا  رتیکولی» خانه ی بیگانگان است  که بازدید از زمین و ربودن انسان ها به دلایل مختلف ،  معمولا توسط همین بیگانگان ( خاکستریها ) انجام میپذیرد.

این باور از آنجا شکل گرفت که «بتی» و «بارنی هیل»  (Betty and Barney Hill)  ادعا کردند که در سال 1961 ربوده شدند.

سال ها بعد  «بتی هیل»  ، تحت هیپنوتیزم توانست ، نقشه ی ستاره ای که به آن منتقل شده بود را بکشد .

این نقشه موقعیت نسبی ستاره بیگانگان و خورشید را نشان میداد.

در مصاحبه ای برای یک برنامه مستند تلویزیونی ، باب لازار (Bob Lazar) ، مردی که اولین بار «منطقه 51 »  را ، به عنوان مرکز پژوهش «راز بشقاب پرنده ها» معرفی میکرد ، به این مساله نیز اشاره کرد که بشقاب پرنده هایی که او ادعا می کرد به مبحث «مهندسی معکوس» کمک کرده اند ، ممکن است از مجاورت » زتا  رتیکولی»  آمده باشند.

نظریه  ی دیگری که درباره ی  » زتا  رتیکولی»  عنوان شده ، این ادعا است که برنامه ی «تبادل سری» بنام «پروژه سرپو» (Serpo) متشکل از 12 نفر ، برای سفر به سرپو تشکیل شده است. گفته شده که سیاره سرپو در » زتا  رتیکولی»  قرار دارد.

منبع :   http://www.crystalinks.com/zeta.html

پ . ن : با تشكر فراوان از كيوان عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

مثلث اژدها ژاپن . . . پایگاه بشقاب پرنده ها UFO ؟

مثلث اژدها . . . پایگاه UFO ؟

گوگل ارث، وب سایت محبوبی که به مردم معمولی اجازه میدهد زمین را از آسمان نگاه کنند، برنامه جدیدی را ارائه کرده است. گروهی از پژوهشگران آماتور، هزاران چیز شگفت انگیز را بوسیله عکسهای با کیفیت بالای این ماهواره، در روی زمین پیدا کرده اند. گوگل از عکسهای رنگی با کیفیتی که از فضا گرفته شده، استفاده میکند. گوگل این عکسها را به هم وصل میکند تا فرم کامل و مسطحی از کل زمین رابه ما بدهد یکی از منافع استفاده از این تکنولوژی توانایی مختصات دادن و پیدا کردن سازه های جالب و منحصر به فرداز سطح آب و زیر آب است. در یکی از این تصاویر دو شئ دیسک مانند دیده میشود که دقیقا زیر سطح آب قرار دارند و پشت سر هم حرکت میکنند. این دیسکهای پرنده میتوانستند یک توضیح منطقی داشته باشند. اما چیزی که این اشیاء را عجیب میکند این است که آنها در قلب مثلث اژدها عکس برداری شده اند.

[DragonTriangeUFOs.jpg]

مثلث اژدها متضاد مثلث شیطان یا مثلث برمودا است که ساحل فلوریدا یکی از راسهای آن میباشد. یکی از راسهای مثلث اژدها ساحل ژاپن است. این دو مثلث تقریبا موازی و در جهت مخالف هم در جهان قرار دارند. مثلث اژدها  نیز مانند مثلث برمودا در طی قرنها داستانهای زیادی از اتفاقات ناخواسته و عجیب را رقم زده است.

[dragonstriangle.jpg]

که البته مثلث اژدها اطلاعات دقیقتری را از وسایل پرواز غیر طبیعی که به آب خارج و داخل میشوند در ساحل ژاپن ارائه میدهد. این وسایل پرواز دارای قابلیت های شگفت انگیزی هستند. طبق گفته دهها نفری که آنها را با چشم خود دیده اند، این ماشین ها میتوانند با سرعت فوق العاده زیادی پرواز کنند و با چالاکی تمام در هر مسیری مانور دهند. شاید بهترین و جالبترین قابلیت آنها توانایی انجام عملیات زیر آب است.

این وسیله نقلیه ( UFO ) با سرعت بسیار زیادی وارد اقیانوس میشود و دقیقا زیر سطح آب حرکت میکند. دنباله آبی ساخته شده توسط آنها در هنگام خروج و دخول میتواند کشتی های بزرگ اقیانوس پیما را نیز واژگون کند. داستانهای کفته شده درباره صدها کشتی و خدمه آنها که در این آبها گم شده اند، به هزاران سال قبل میرسد. یکی از جدید ترین آنها این است که ژاپن، 5 کشتی نیروی دریایی را با 700 خدمه در بین سالهای 1952 تا 1954 در این آبها از دست میدهد.دولت ژاپن که بسیار نگران بود ، در سال 1954 تصمیم گرفت با یک کشتی پژوهشی به همراه 31 دانشمند از جاهای مختلف به بررسی ناپدید شدنهای عجیب در این ناحیه بپردازد. کشتیkaiyo mary شماره 5 به قلب مثلث اژدها فرستاده شد و دیگر از آن خبری نشد. دولت ژاپن این منطقه را بسیار خطرناک توصیف کرد و هر گونه حمل و نقلی را به آنجا ممنوع اعلام کرد.

https://i0.wp.com/www.nationalufocenter.com/artman/uploads/japufo1803disc.jpg

ژاپن تاریخ جذابی در رابطه با UFO ها دارد. تاریخ آنها بسیاری از وقایع مربوط به UFO و عملیاتهای آنها را ثبت کرده است. یک نقاشی که بر دیواره غاری پیدا شده است، سندی است مبنی بر وجود دو بشقاب پرنده و خلبان آنها که بر فراز گله ای از حیوانات وحشی پرواز میکنند و با اسلحه هایی به گله شلیک می کنند. این واقعیتی است که بوسیله شخصی که شاهد این ماجرا بوده، به تصویر کشیده شده است.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/japaneseufos.jpg?w=300

دهها تصویر دیگر به این صورت وجود دارد. یک تصویر رنگی دیگر که از سال 900 میلادی پیدا شده است، واضحانه محل فرود و نشست دیسکهای پرنده را نشان میدهد. این تصویر با کیفیت، پورتالها و برشهایی از بالای یک وسیله نقلیه را نشان میدهد.

[JapaneseUFos2.jpg]

افسانه ای که تمام اتفاقات ثبت شده را به هم پیوند میدهد، چیستان دوگو DOGU است. مجسمه های سفالی دوگو برای قرنها در معرض تماشا قرار گرفته اند. این مجسمه کوچک تجسمی از موجودات فضایی امروزی است. بیش از صد عدد از این مجسمه پیدا شده و به نظر میرسد که هزاران سال عمر داشته باشند و حتی قدمت بعضی از آنها به 12 هزار سال پیش میرسد. اگر با دید مدرن به آنها نگاه کنید، جزئیات آنها بسیار خیره کننده است. به نظر میرسد که دوگو یک لباس پرواز در ارتفاعات زیاد پوشیده و روی لباس دستگاههایی که به نظر میرسد لوله ها و منافذ و اتصالات، ارتفاع سنج، فشار سنج، کلاه و غیره . . . باشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/doguman.jpg?w=200

شگفت انگیز است که کلاه آن در حال نشان دادن یک عینک ایمنی بزرگ به همراه عدسی های بزرگ است.

اینها نشان دهنده خلبانان وسایل نقلیه پروازی هستند که برای قرنها دیده شده اند و از مثلث اژدها بیرون می آیند. لباس پوشیده شده توسط دوگو، هم میتواند محافظی در مقابل خلاء در فضا یا و یا حتی فشار بسیار زیاد در عمق اقیانوس باشد. (لباس غواصی و فضانوردی هردو فشار داخل را ثابت نگه میدارند). یک افسانه باستانی ژاپن توضیح میدهد که چگونه دوگو هر روز از اقیانوس بیرون می آمد و به مردم محلی کمک میکرد. دوگو به مردم محلی وسایلی میداد که زندگی روزانه آنها را ساده تر کند. چه چیز بیشتر از این میتوانست الهام بخش ساخت مجسمه دوگو باشد.

https://i0.wp.com/exodus2006.com/nom/dogu2.jpg

مجسمه های سفالی فضانوردان در کل کشور و در تعداد زیاد پیدا شده اند. و حتی ممکن است که آنها به صورت خدا دیده میشدند. بدون شک محبوبیت آنها در تمام کشور گسترش داشته و آنها به گرمی مورد پرستش قرار میگرفتند.

آیا مثلث اژدها فقط یک گرداب ناپایدار زمین شناسی است؟

آیا صدها وسیله گمشده و بشقاب پرنده های زیر سطح اقیانوس، فقط یک اثر جانبی اقیانوس است؟

نویسنده :Roc Hatfield

منبع:       http://www.theatlantium.com

پ . ن : با تشكر فراوان از كامران عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

EVP ضبط صداي ارواح.

EVP ضبط صداي ارواح

صداي ارواح

روزانه موارد زيادي از وقايع عجيب در جهان رخ مي‌‌دهد كه با بررسي مجموعه‌اي از آن‌ها مي‌‌توان به نتايج خارق‌العاده و البته جذابي دست يافت. اين نتايج ما را به عالم ناشناخته‌ها رهنمود مي‌‌كند تا ببينيم دنيا فقط همان كه ما حس مي‌‌كنيم نيست. اگر آماده‌ايد براي قدم گذاشتن به جهان ناشناخته با ما همراه باشید.

تصوير روح در برفك تلويزيون
در اواسط دهه 1980 محققي به نام <كلاس اسچربر> يكي از كانال‌هاي برفكي تلويزيون را انتخاب نمود و دوربين فيلم‌برداري را جلوي آن گذاشت و به ضبط برفك‌ها پرداخت. پس از ضبط، تصاوير برفكي را در ويدئو گذاشت و تماشا كرد. خيلي عجيب بود، در تصاوير برفكي تصاويري از دخترش <كارين> كه به تازگي فوت كرده بود، به صورتي مه‌آلود ضبط شده بود. تصاوير، مثل ابر به تدريج ظاهر مي‌‌شدند. او توانست علاوه بر دخترش ساير اعضاي خانواده‌اش را هم ببيند.
اگرچه چنين رويدادي عجيب و تا حدي باورنكردني به نظر مي‌‌رسيد ولي اين تجربه تنها گزارش ارائه شده درباره مواردي از اين دست نيست. در ادامه به چند مورد ديگر اشاره خواهيم كرد.

ارتباط روحي مادر و پسر
<گريس> و پسرش <باب> با كدهاي مورس آشنايي داشتند. در جنگ جهاني اول، باب به فرانسه منتقل و از مادرش دور شد. يك بار گريس در حال خواندن نامه پسرش متوجه شد كه بي‌‌سيم، پيغامي را مي‌‌رساند. پيغام از طرف باب بود: <مادر… من زنده هستم و دوستت دارم. من و ساير پسران نزديك لنز هستيم. اگر پيغام را گرفتي به ديگران هم بگو. ما حالمان خوب است. مادر اين روش ارتباط خيلي سخت است. حسابي گيج شده‌ام. باب.>
آيا ارتباط باب و مادرش ارتباطي روحي بود؟ چطور آن‌ها توانسته بودند بدين شكل با هم ارتباط داشته باشند؟

نوار خالي كاست
<كارول> رژيم لاغري داشت. به همراه رژيم غذايي، نوار كاستي را هم گوش مي‌‌داد يك طرف نوار خالي بود. يك‌بار براي آن كه قسمت ضبط شده را بشنود طرف خالي نوار را گذاشت تا صداهاي محيط اطراف را ضبط كند. بعد از آن كه چند دقيقه‌اي از ضبط صداها گذشت نوار را از اول گذاشت تا ببيند چه چيزي ضبط كرده است. صدايي عجيب و غريب به گوشش رسيد. خيلي برايش عجيب بود. مجددا به ضبط صدا مشغول شد و گوش داد صدايي مي‌‌گفت:<من دوستت دارم! آيا تو هم مرا دوست داري؟> اين اولين تجريه كارول در زمينه پديده صداي الكترونيكي بود.

پيغام هوشياري
در سال < 1915ديويد ويلسون>، اپراتور آماتور بي‌‌سيم و اهل لندن، وسيله‌اي ساخت كه نسبت‌ به تاثيرات الكترونيكي بسيار حساس بود. اين دستگاه به يك گالوانومتر متصل بود كه حضور و ميزان جريان الكتريكي را ثبت مي‌‌كرد. ويلسون حركات گالوانومتر را ثبت مي‌‌نمود. در دهم ژوئن 1915 گالوانومتر حدود هشت دقيقه به صورت پيوسته حركت مي‌‌كرد. كليه حركات گالوانومتر ثبت شد. ويلسون آن حركات را به كدهاي مورس ترجمه نمود. حركات گالوانومتر پيغامي را مي‌‌رساند: <مشكلي بزرگ، پيغام هوشياري، روز پنجم، ساعت شش عصر>
ممكن است كه اين پيغام براي ما مفهوم خاصي نداشته باشد ولي شايد براي ديويد ويلسون حاوي پيام بسيار مهمي بوده، خصوصا اين‌كه از طريق يك گالوانومتر براي او ارسال شده است.

يك تجربه در آزمايشگاه
<ديويدس> براي اولين بار در آگوست 2001 ساعت 9:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد. چيز خاصي ضبط نكرده بود. مجددا ساعت 11:30 دقيقه به ضبط صدا مشغول شد، هنگام ضبط صدا سوالي را پشت سر هم تكرار مي‌‌كرد: <آيا كسي هست كه دوست داشته باشد با من صحبت كند؟> هنگامي كه به صداهاي ضبط شده گوش داد، صدايي شنيد كه مي‌‌گفت: <آيا كسي پاسخ مي‌‌دهد؟> مو به تنش راست شده بود. مجددا ساعت 5:15 دقيقه به ضبط صدا پرداخت. هنگامي كه صداهاي ضبط شده را گوش مي‌‌داد صدايي مي‌‌گفت: <وقت ندارم.>

انجمن آمريكايي و پديده صداي الكترونيكي
در سال < 1982سارا استپ> در آمريكا انجمن EVP را براي كارهاي تحقيقاتي در زمينه صداي الكترونيكي تاسيس نمود. وي با انتشار كتاب <صداهايي از ابديت> كار خود را آغاز كرد. تيم تحقيقاتي استپ پس از خواندن اين كتاب مصمم شد هر روز راس ساعت و به مدت زمان معيني به ضبط صداها بپردازد و سپس صداهاي ضبط شده را با هدفون گوش دهد. دو روز اول هيچ صداي خاصي ضبط نشده بود. روز سوم، شنبه بود و كار ضبط شروع شد. آنها پس از آن‌ كه با هدفون به صداهاي ضبط شده گوش دادند متوجه شدند صدايي ضعيف به گوش مي‌‌رسد: <كريستال‌ها كمكم كنيد.> لحظه‌اي فراموش نشدني بود. بارها و بارها صدا را گوش دادند.
سارا استپ حدود يك هفته به مدت پنج دقيقه به ضبط صدا مشغول بود. بارها و بارها سوالي را تكرار مي‌‌كرد و از موجودات روحي و ارواح مي‌‌خواست پاسخ بدهند ولي زماني كه مجددا به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد هيچ‌ صدايي جز صداي خودش نمي‌‌شنيد. روز ششم كه حسابي خسته شده بود، تصميم گرفت روال عادي كار را تغيير دهد و از ارواح چنين خواست: <خواهش مي‌‌كنم از دنيايتان چيزي بگوييد.> اين بار زماني كه به صداهاي ضبط شده گوش مي‌‌داد صدايي به گوشش رسيد: <زيبا.>

سارا استپ كار تحقيق و بررسي در زمينه پديده صداي الكترونيكي را متوقف نكرد. او تئوري‌ها و نظريه‌هايي در اين زمينه ارائه داده است. او پيام‌هاي دريافتي را دسته‌بندي و گروه‌بندي كرده است. پيام‌هاي گروه A يا كلاس A، پيام‌هايي هستند كه به راحتي و سادگي از طريق بلندگوي سيستم صوتي شنيده مي‌‌شوند و قابل درك و فهم هستند. اين دسته‌ صداها در آستانه شنوايي انسان قرار دارند و مي‌‌توان صداها را بدون استفاده از تجهيزات خاصي به وضوح شنيد. پيام‌هاي گروه B يا كلاس B پيام‌هايي هستند كه از طريق بلندگوي سيستم صوتي شنيده مي‌‌شوند ولي واضح، كامل و قابل درك نيستند و برخي كلمات آنها قابل تشخيص نيست.
پيام گروه C يا كلاس C، پيام‌هايي ‌هستند كه از طريق هدفون شنيده مي‌‌شوند و درك و فهم آنها مشكل است. تعداد زيادي از اين پيام ها در حالت عادي قابل تشخيص نيستند و فركانس آنها عموما در آستانه شنوايي انسان قرار ندارد.استپ، هر پيامي را با توجه به ويژگي‌هايش در يكي از سه كلاس A يا B يا C قرار مي‌‌دهد.
در ماه مي‌ سال < 2000تام> و <ليزا باتلر> در امور تحقيقاتي به سارا استپ ملحق شدند. اين دو نفر حدود 14 سال در اين زمينه تحقيق و بررسي نموده‌اند. تام، مهندس الكترونيك است و ليزا سابقه طولاني در متافيزيك دارد و هر دو نفر در رشته روان‌شناسي مدرك ليسانس دارند.
در حال حاضر اين انجمن در تحقيقات خود از دستگاه‌هاي الكترونيكي بسيار مجهزي استفاده مي‌‌كند. برخي از دستگاه‌ها تنها به همين منظور طراحي و ساخته شده‌اند.

https://i0.wp.com/www.angelsghosts.com/sitebuilder/images/stull_cemetery_ghost_photo_1-418x308.jpg

خبري از انجمن آمريكايي EVPانجمن آمريكاي EVP
از روز سوم تا ششم ماه ژوئن 2004 كنفرانسي در زمينه EVP برگزار مي‌‌كند. اين كنفرانس سه روزه با هدف آشنا كردن عموم مردم با پديده صداي الكترونيكي و ICT و ارائه آخرين گزارشات و دستاوردهاي تحقيقاتي در اين زمينه برگزار مي‌‌شود كه شامل سخنراني، ارائه مقاله، كارگاه‌هاي آموزشي و آشنايي با محققان و موسسات مرتبط با EVP مي‌‌شود. در سايت انجمن، برنامه دقيق كنفرانس و نشست‌هاي مربوط به آن به همراه فرم‌هاي ثبت‌نام و ساير اطلاعات موجود است.

آزمايشات و يافته‌هاي جديد
اخيرا محققي اسكاتلندي به نام <الكساندر مك رايي> دست به تحقيقاتي در اين زمينه زد و به نكات تازه‌اي دست يافت:
_ جنس صداهايي كه به گوش مي‌‌رسيد كاملا معلوم بود. حتي سن صاحبان صدا هم قابل تشخيص بود. اغلب آن‌ها، نام شخص آزمايش كننده را مي‌‌دانستند و به سوالات جواب مي‌‌دادند.
از آن جايي كه نوار ضبط شده يا تصاوير گرفته شده بايد بارها و بارها پخش شود، بهتر است مدت زمان ضبط بين سه تا پنج دقيقه باشد.
_ اگر در زمان ضبط صدا، صدايي مثل هواكش و يا هر نويز (صداي اضافي) ديگري در محيط پخش شود عموما نتايج بهتري در بر خواهد داشت.
_ در زمان ضبط بهتر است شخص آزمايش كننده براي برقراري ارتباط بهتر، مكررا سوالي را بپرسد، در اين صورت تا پنجاه درصد به پيشرفت كار خود كمك كرده است.
محققان ديگري هم در زمينه پديده صداي الكترونيكي به تحقيق پرداخته‌اند و به يافته‌هاي جديدي دست يافته‌اند:
_ اكثر پيام‌هاي دريافت شده مربوط به روزهاي باراني، برفي و يا در طول شب بوده‌اند تا در روزهاي آفتابي و صاف.
_ پيام‌هاي دريافت شده به نوعي با شخصي كه در حال ضبط صوت يا تصوير است در ارتباط است.
_ گاهي مشاهده شده دو نفر در دو مكان مختلف يك پيام مشابه دريافت كرده‌اند. البته اين حالت به ندرت اتفاق مي‌‌افتد و زياد معمول و متداول نيست.
_ اغلب پيام‌ها به شكل معكوس ضبط شده‌اند؛ يعني زماني كه نوار ضبط شده در سيستم صوتي به عقب زده مي‌‌شود كلمات و لغات قابل فهم و درك مي‌‌شوند، گويا ارواح كلمات را بر عكس ادا مي‌‌كنند. در اين صورت با استفاده از نرم‌افزارهاي كامپيوتري مي‌‌توان صداي ضبط شده را در جهت معكوس پخش كرد و شنيد. برخي معتقدند كساني كه از مشكلات روحي رنج مي‌‌برند يا دچار مشكلات ذهني و عاطفي هستند اصلا نبايد دست به تجربه‌ كردن اين پديده بزنند.

پديده‌هاي صدا و تصوير الكترونيكي
<پديده صوتي> شكل جديدي از ارتباط ارواح است. در اين ارتباط از دستگاه‌هاي الكترونيكي استفاده مي‌‌شود. <پديده صوتي> مي‌‌تواند به صورت صوتي يا به صورت تصويري باشد. صداهاي غيرمتعارف و يا تصاوير غيرمتعارف از طريق تجهيزات صوتي و تصويري ضبط مي‌‌شوند كه با اصول و قواعد شناخته شده فيزيك قابل توجيه و تفسير نيستند. در بسياري از تجارب گزارش شده، شخصي كه به كار ضبط صدا يا تصوير مشغول بوده، خيلي ساده و راحت با ارواح ارتباطي دو طرفه و متقابل را تجربه و گاهي حتي خيلي راحت با آنها صحبت كرده است.
با پيشرفت تكنولوژي و اختراع وسايلي مثل تلويزيون، راديو، تلفن و… ارتباط با ارواح هم شكل‌هاي تازه‌تري به خود گرفته و اصطلاحات جديدي هم ميان محققان براي اين‌گونه پديده‌ها و ارتباطات فوق‌العاده به وجود آمده است. به ارواح موجود در تصاوير يا فيلم‌هاي ضبط شده‌ كه در حالت عادي ديده نمي‌‌شوند اصطلاحا ICT مي‌‌گويند…

راه به ناشناخته‌ها
در سراسر دنيا در مورد پديده صداي الكترونيكي نظريات و تئوري‌هاي مختلفي وجود دارد و همه محققان در جستجوي دست‌يافتن و رسيدن به علت وجودي اين پديده هستند. گروهي معتقدند پس از مرگ، انسان به جهان‌ ديگر و يا سطوح ديگري از هستي مي‌‌رود و اين پيام‌ها از طرف همان كساني است كه زماني در ميان ما و در اين جهان زندگي مي‌‌كرده‌اند. البته گاهي مشاهده شده پيام‌ها از طرف كساني ارسال شده كه هم‌اكنون هم در ميان ما زندگي مي‌‌كنند.
سال‌ها پيش يعني در سال 1966، پژوهش‌گري اعتقاد داشت اين صداها مي‌‌تواند بر اثر <تكانه‌هاي الكترونيكي> ارسال شده از ذهن ناخودآگاه تجربه‌كنندگان به وجود آيد. در آن سال‌ها، امكان چنين چيزي را ضعيف مي‌‌دانستند زيرا تصور مي‌‌كردند ذهن نمي‌‌تواند چنين علايمي ارسال نمايد. البته امروزه قدرت تاثيرگذاري ذهن بر ماده بر همگان روشن شده است و بين بسياري از فرآيندهاي ذهني و فعاليت‌هاي بدني ارتباط‌هايي وجود دارد. مثلا بسياري از مردم هنگامي كه بدون صدا پيش خود مطالعه مي‌‌كنند لب‌هايشان مي‌‌جنبد و چنان حركتي در حنجره ايجاد مي‌‌شود كه بسياري از پزشكان به بيماراني كه حنجره‌شان را عمل كرده‌اند، توصيه مي‌‌كنند اصلا مطالعه نكنند تا آسيبي به حنجره‌شان نرسد.
تحقيقات نشان داده اگر دستگاه ضبط صوت درون يك حصار حفاظتي قرار گيرد يا داخل يك اتاق خالي از انسان گذاشته شود، ولو اين كه نوار در حال حركت باشد هيچ صدايي روي آن ضبط نخواهد شد. اين محققان معتقدند بايد در مجاورت دستگاه ضبط حتما انسان حضور داشته باشد. گروهي ديگر اعتقاد دارند شخص ديگري از فاصله دور به صورت تله‌پاتي و با استفاده از نيروي ذهن خود اين كار را انجام مي‌‌دهد. به طور كلي تحقيقات در مورد اين پديده و ساير پديده‌ها در حال انجام است و كماكان ادامه دارد. در كتاب پديده‌هاي انرژي‌زايي و رديابي نشانه‌هاي روح‌زايي در اين‌باره آمده است: < گرچه ما با موضوعاتي سروكار داريم كه تا به حال به خوبي تفسير نشده‌اند ولي در آينده اميد حل معماهايي درباره آن‌ها وجود دارد… امروزه موضوعات تاز‌ه‌‌اي با عناوين ناشناخته در مسايل اعجاب‌انگيز فيزيك و بيولوژي مطرح شده‌ است كه از آنچه ساحران قديمي به آن مي‌‌انديشيدند بسيار عجيب‌تر و اعجاب‌ برانگيزترند.>

پي‌نوشت: پديده‌هاي انرژي‌زايي و رديابي نشانه‌هاي روح‌زايي

منابع: ماهنامه .Fate مارس2004

منبع:      http://www.ganjineh-danesh.com/evp-t9544.html

پ . ن : فايلهاي صوتي اين پروژه در اينترنت موجود است.

نماینده زمین برای ملاقات با فرازمینی‌ها انتخاب شد

در حاشیه اجلاس عمومی اخیر سازمان ملل، نمایندگان حقوق فضایی بر سر انتخاب نماینده زمین برای خوشامدگویی به فرازمینی‌ها به توافق رسیدند و مازلان اوتمن، بانوی اخترشناس مالزیایی را به این سمت برگزیدند.

https://i1.wp.com/khabar.khabaronline.ir/images/position1/2010/9/un-16.jpg

محمود حاج‌زمان: سازمان ملل قرار است در اقدامی جالب توجه، خانم مازلان اوتمن، اخترشناس مالزیایی را برای انجام وظیفه واکنش هماهنگ بشر در هنگام تماس بیگانگان فضایی، تعیین کند.

به گزارش تلگراف، هنگامی‌که موجودات فضایی با سفینه خود بر روی زمین فرود می‌آیند و تقاضای ملاقات با رهبران زمینی را می‌کنند، به نزد خانم اوتمن برده می‌شوند. وی جزئیات شغل جدیدش را هفته آینده، در گردهمایی رویال سوسایتی در باکینگهام‌شایر اعلام خواهد کرد.

به احتمال فراوان پیشنهاد کاری جدید این خانم 58 ساله، واکنشی نسبت به کشف اخیر صدها سیاره فراخورشیدی است که به دور ستارگان خود در حال گردش هستند و تصور می شود که احتمال کشف حیات فرازمینی را بیش از هر زمان دیگری امکان‌پذیر کرده باشد.

خانم اوتمن که در حال حاضر رئیس مرکز سازمان ملل در امور فضای خارج از جو (Unoosa) است، در گفتگوی اخیرش با گروهی از دانشمندان گفته است: «جستجوی پیوسته برای ارتباطات فرازمینی، این امید را که روزی نوع بشر علائمی را از موجودات بیگانه دریافت کند، افزایش داده است. وقتی این اتفاق بیافتد، ما باید برای یک واکنش هماهنگ آماده باشیم. این واکنش باید تمام حساسیت‌ها را در رابطه با این موضوع مد نظر قرار دهد. سازمان ملل یک ساز و کار آماده برای چنین واکنش‌های هماهنگی است.»

پرفسور ریچارد کروتر، متخصص حقوق فضایی آژانس فضایی انگلستان که رهبری نمایندگان اعزامی این کشور به سازمان ملل را بر عهده دارد، می‌گوید: «اوتمن برای انجام نقش رهبر زمینی در برخورد با بیگانگان، بدون شک بهترین فرد است.»

طرح پیشنهادی انجام وظیفه اونسا برای واکنش به تماس فضایی‌ها، ابتدا در کمیته‌های مشاوران علمی سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و نهایتا به مجمع عمومی سازمان ملل فرستاده خواهد شد.

نظرات در خصوص نحوه خوشامدگویی به ملاقات‌کنندگان فرازمینی آینده متفاوت است. بر اساس عهدنامه فضای خارج از جو در سال 1967 / 1336، اعضای سازمان ملل توافق کردند تا از طریق ضدعفونی (استریل) کردن ملاقات‌کننده‌های فرازمینی، زمین را در برابر آلودگی گونه‌های فضایی محافظت کنند. اما اوتمن می‌داند که باید رویکرد بردبارانه‌تری را اتخاذ کند.

از سوی دیگر فیزیک‌دان معروف، استیفن هاوکینگ هشدار داده است که در مقابل متجاوزان بیگانه باید با احتیاط رفتار شود. وی گفته است: «من تصور می‌کنم که آنها احتمالا در سفینه‌های عظیمی زندگی می‌کنند و تمام منابع سیاره مادری خود را مصرف کرده‌اند. نتیجه ملاقات آنها با سیاره ما، بسیار شبیه زمانی است که کریستوف کلمب برای اولین بار قدم در خاک آمریکا گذاشت. ملاقاتی که پیامد خوبی برای ساکنین بومی آمریکا به دنبال نداشت.»

منبع :     http://www.khabaronline.ir/news-95570.aspx

پ . ن : حق ما را تو روز روشن خوردند. عيب نداره.

ماشين زمان سومريان باستان

معما در یک پکیج مرموز پر از سوال پیچیده شده، جستجو در باستان عالم آتلانتیوم. علم این را کشف کرد که آثار تصنعی و رابطه آن با امپراطوری پیشرفته باستان از 15000 الی 50000 سال پیش وجود داشت، اینها چه کسانی بودند؟  آنها نسبت به سیستم دور ستاره ای چقدر دور بودند؟  تمام این سوالات شاید برای عده ای خیلی سخت برای به کار بردن باشد.  بنشینید و با خود به آتلانتیوم فکر کنید و نظر خود را بدهید.

تمدن 6500 ساله سومریان نوشتن را اختراع کرد که الفبای آن شامل صدها حرف بود. آنها به منظور اضافه کردن تصویربه مدارک خود مهرهای استوانه ای را اختراع کردند. تئوری های زیادی در مورد نحوه ساخت این مهرهای استوانه ای ميباشد، اما کسی واقعا نمی داند.

[Cylinder_seal.jpg]

دهها هزار مهر بوسیله باستان شناسان طی 125 سال اخیر پیدا شده که آنها را از موزه های لندن و بغداد جمع آوری کردند. بسیاری از این لوحهای باستانی دانش باورنکردنی را از قبیل وجود حیات در تمام سیاره های منظومه شمسی آشکار می سازد که وضعیت و حتی رنگ آنها وابسته به خورشید است.

سومر این دانش پیشرفته را مدیون آنوناکی (خدایان سومریان که از بهشت آمده اند). این لوحهای سفالی امروزه به عنوان وثائقی در عملیات سری ملی که ممکن است منجر به تولید یک ماشین زمان واقعی شود است.

دکتر بوریش میکروبیلوژیستی که داستان فوق العاده جالبی را در مورد درگیری خود در عملیات فوق سری که از سری هم سری تر بود ساخت. حال یک مامور گردن کلفت میخواهد که همه چیزهایی که میداند را بگوید، او در واقع چیزهای زیادی میداند. اگر بوریش داستان خود را بسازد، آنوقت ما شاهد یک «ژول ورن» مدرن هستیم. بوریش ادعا داشت که گروهی از دانشمندان اطلاعاتی را که در مورد مهر استوانه ای سومر پیدا کرده بودند را برای طرح و ساخت دوباره دستگاه «استارگیت»  استفاده کنند. (استارگیت: فیلمی در مورد بیگانه ها که در سال 1994 به کارگردانی  «رولند امریچ»  و بازیگری  «کورت راسل» ساخته شد)

[dan-burisch.jpg]
این دستگاه میتوانست به طور مسلم و دقیق جای سوراخهای کرم خورده و کیسه های حمل بار و مهمات را بر روی آنها به منظور تبادل اطلاعات به مسافتهای دور به دور دنیا مشخص کند. این دستگاه از یک بشکه مهر و موم شده به قطر 18اینچ و طول 6فوت پر شده از گاز آرگون یا گاز دیگری است استفاده میکند.

تعدادی الکترومگنت بشکه را احاطه کرده و هنگامی که نیرو به داخل مگنتها به نوسان در می آید، سوراخهای کرم خورده را پیدا کرده، مثل گرفتن کانال رادیویی در رادیو، این پروژه در عملیات سری به آئینه معروف است.

چیزی که دانشمندان بر طبق گفته های دکتر بوریش با سرعت به آن رسیدند این بود که این دستگاه چندکاره بود. او میخواست بوسیله تغییرات در تنظیم نیرو و تنظیمات بشکه تصاویر تولید کند. او مصمم بود که تصاویری از وقایع و اتفاقاتی که در آینده بر روی زمین خواهد افتاد را به تصویر بکشد.

آئینه سالها استفاده میشده و هوشیاری محققان نسبت به افرادی که از آینده دور ما هستند را معرفی میکند. دکتر بوریش مفصل شرح داد که چطور دو جامعه یکی 47000سال و دیگری 52000سال در آینده از لحاظ دیدار بواسطه افراد خاصی در دو فریم زمانی به حد اعلی خواهند رسید.

اگرچه حتی ما که بیننده آینده هستیم، به این نتیجه رسیدیم که باید مختلفتر از چیزی که الان هستیم باشیم، حتی در حرکت کردن در عظمت کهکشانمان.

پس از سالها استفاده، برای محققان نامعلوم بود که استفاده از این دستگاه یک دگرگونی در خط زمان ما است و حقیقت ما در جنبش بود زیرا که مشاهده آینده در اینجا و در همین لحظه دارد اثر خود را میگذارد. اساسا یک لوپ بی نهایت در حال تشکیل شدن بود. وقتی که ما آینده را مشاهده میکنیم میتوانیم تغییراتی در زمان خود به روشهای زیادی انجام دهیم که در آینده اثر میگذارد. سرانجام این لوپ یک لوپ بسته خواهد شد و همه چیز بارها و بارها تکرار خواهد شد. طبق گفته های دکتر بوریش، این دستگاه بی مصرف شده زیرا ترس از این است که شاید این دستگاه به طریقی به رخ دادن وقایع در سالهای آینده کمک کند.

این آئینه رخ دادن یک عذاب شدید و دردناک را که میتواند میان سالهای 2012 و 2016 باشد را پیش بینی کرد.

آئینه فقط آینده امکانپذیر را میسر میکند، باز میگوئیم که دیدن آینده میتواند آن را تغییردهد پس آنها درصدهایی از امکانپذیری را به وقایع میدهند.

عذاب آینده درصد پایینی از امکانپذیزی را به علت مداخله و نفوذ ما و نسل آینده را دارد. دکتر بوریش حداقل اعتقاد داشت که شاید آنها غضب و مدت عذابهای آینده را به حداقل برساند.

غیر فعال کردن آئینه بخشی از این نفوذ بود و همه موافق بودند که آن را تا زمان سپری شدن این مصیبتها و بلاها فعال نکنند. اگر هر کدام از این حرفها درست باشد پس چرا دکتر دان میخواست این حکایت وحشتناک را بسراید؟

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/femacoffins.jpg?w=300

او بنظر میرسید که یک روحانی و یک مسیحی نمونه باشد و میگویند که به او دستور داده شده بود که این اطلاعات را به بالا دستهای خود ببرد. این آشکارسازی ها در تمام دفاتر تجسس و تحقیق طی سالهای درازی پخش شدند. حدسهایی که جنگ عراق یک سرپوش برای اکتساب و بازیافت صنایع مصنوعی باستان بود که میخواست در پروژه آئینه کمکی داشته باشد.

موزه عراق به غارت رفت و هنوز قطعه هایی از موزه مفقود هستند.
مدارک و اطلاعات قابل توجهی از آئینه جمع آوری شده که در انجمن کشورمان(کشور نویسنده) به صورت جدی گرفته شده.
مقادیر بزرگی از تابوتهای پلاستیکی در سرتاسر کشور پیدا شده . یک میلیون تابوت در فاصله 10مایلی فرودگاه آتلانتا قرار گرفته اند که نزدیک مسیرهای اصلی قطار هستند. این تابوتها توسط سازمان امنیت قومی و مرکز کنترل بیماریهای کشور خریداری شد. محققین آماتور مراکز بازداشت بزرگی را درست نزدیک ریلهای آهن پیدا کردند. فیلمهای گرفته شده از این ساختمانها در منطقه ای بسیار بزرگ و آشکارا حفاظت شده با حصار خاردار با ارتفاع 20فوت را نشان میدهد.

بدون درنظر گرفتن مقدمه ای برای این آماده سازی عظیم، به نظر راحت و آسان میرسید که ببینیم این ساختمانها در نهایت در شرایط آشفته و پتانسیلی از روی عناد و بدخواهی استفاده خواهد شد، البته در صورتی اوضاع خیلی بد شود.

کتاب آشکارا سازی(12.6) به موقعی اشاره میکند که ستاره ها به زمین برخورد کرده و همانند مشعلی آتش گرفته، هر کوه و جزیره ای از جای خود تکان خورده و پادشاهان زمین، دولتمندان، فرماندگان و دانشمندان خود را در غارهایی درون زمین و داخل صخره های کوهها به هنگام فرا رسیدن روز خشم پنهان میکنند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/undergroundbases.jpg?w=300

دکتر بوریش و دیگران بیان کردند که پایگاه های بزرگ زیر زمینی طی 20سال اخیر در سرتاسر آمریکا با تمام وسائل لازم برای زندگی در آنها ساخته شده است. طی این فاش سازی ها این ساختمانها دیگر نمیتواند آن کمکی که انتظار میرفت باشند. آیا آنوناکی باستان این ساختمانها را به منظور ساخت ماشین زمان ترک کرده؟
آیا برخی از دانشمندان نترس و بی باک درگیر استفاده از دستگاهی شده اند که بتواند زمان و فضا را شکافته؟
در زنجیره آتلانتیوم جواب «بله» است
آیا ما میتوانیم به عنوان یک جامعه آزمایشات یک دستگاه بیگانه که پتانسیل متلاشی کردن دنیا را دارد را اثبات کنیم؟

تقریبا نمیتوان این کار را انجام داد، به همین دلیل است که برخی از دانشمندان حیرت زده باید در محیطی کاملا سری به فعالیت خود بپردازند زیرا آنها می دانند که خشمی در کار است.
بهترین قسمت این اتفاقات ناگهانی این است که تمامی بشر از صورت زمین پاک خواهند شد، درست مثل بقیه ما.

منبع :       http://www.theatlantium.com/2009/01/atlantium-episode-xlix.html

پ . ن : با تشكر فراوان  از مصطفي عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب .

دوستان لطف كنيد نظرات راجع به موضوع را بگذاريد و وارد حيطه دين و مذهب نشود. چون بحث به انحراف كشيده ميشود. من هم مجبورم عليرغم ميل باطني نظرات خواندني شما را پاك كنم. ممنون. كوچك شما رامتين.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: