بایگانی ماهانه: اکتبر 2011

مصاحبه با میچیو کاکو ،مولف کتاب «فیزیک غیر ممکن

مصاحبه با میچیو کاکو
ترجمه : فاکس مولدر
در ژانویه سال 2010، هنگامی که فیزیکدان مطرح و یکی از متخصصین نظریه رشته ها، میچیو کاکو به مینسوتا سفر کرده بود، این فرصت به فیلیس گالد داده شد تا از طرف مجله Fate مصاحبه ای خصوصی با او داشته باشد. میچیو کاکو مولف کتاب «فیزیک غیر ممکن: توضیح علمی دنیای فیزرها، میدان های نیرو، دور فرستی و سفر در زمان» بوده و در دانشگاه City University در نیویورک مشغول به تدریس فیزیک نظری به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا می باشد.

https://i0.wp.com/www.freedomsphoenix.com/Uploads/Graphics/023-0415121819-DR._MICHIO_KAKU1.jpg

ابعاد دیگر
فیلیس: شما یکی از طرفداران نظریه رشته ها هستید. این نظریه 11 یا 13 جهان یا بعد را در نظر می گیرد. شما این ابعاد را چگونه توضیح می دهید؟
کاکو: ما در دنیایی سه بعدی زندگی می کنیم. طول، عرض و ارتفاع. و بعد چهارمی هم داریم که زمان است. اما اگر کسی در مورد ابعاد دیگر صحبتی کند، مردم خواهند گفت که او زیادی توهم زده است. خوب، وقتی که من هنوز خیلی کوچک بودم، خیلی به باغ چای ژاپنی در سن فرنسیسکو می رفتم. آنجا تعدادی ماهی بود که در برکه ای کم عمق شنا می کردند. من هم خودم را یک ماهی تصور می کردم. در آن حالت، می توانستم به جلو، عقب و راست و چپ شنا کنم. ولی بالا معنایی نداشت، چون دنیای برکه در سطح آب تمام می شد!
پس تصور می کردم که یک دانشمند آنجاست که می گوید: «خل نشو! هیچ بعد دیگری غیر از جلو و عقب و چپ و راست نداریم. چیزی به اسم بالا وجود ندارد. همه چیز همین است که می بینی! اگر نتوانی اندازه اش بگیری، پس وجود ندارد.» پس من به عنوان یک کودک تصور می کردم که یک ماهی یا همان دانشمند را می گیرم و آن را به سمت جهان بالا یا ابر فضا یا بعد سوم بلند می کنم. خوب در این حالت او چه چیزی را می دید؟
او جهانی را می دید که در آن، موجوداتی بدون باله و دم وجود داشت و قوانین فیزیکی جدیدی بر آن حکمفرما بود. آنها بدون آب تنفس می کردند. بعد، ماهی را دوباره درون آب می گذاشتم. خوب حالا او چه چیزی درباره این تجربه می توانست بگوید؟ در باره جهانی که فراتر از جهان خودش بود.
امروز هم فیزیکدان هایی وجود دارند که معتقدند ما مثل آن ماهی ها هستیم. ما تمام زندگی مان را در سه بعد جلو و عقب، راست و چپ و بالا و پایین سپری می کنیم و اگر کسی در مورد بعدی نا دیدنی صحبت کند، او را به عنوان فردی توهمی و خیال پرداز می شناسیم. البته الان دیگر اینطور نیست. تابستان امسال (2010)، بزرگترین ماشینی که علم تا کنون ساخته، یعنی Hadron Collider با محیطی به طول 5/43 کیلومتر و هزینه ساخت 10 میلیارد دلاری شروع به کار خواهد کرد و امیدواریم که با استفاده از آن بتوانیم مدارکی دال بر وجود بعد یازدهم –یعنی 1 بعد زمان و 10 بعد مکان- به دست بیاوریم.
ما در حیطه ای به نام نظریه رشته کار می کنیم که در گذشته، از نظر جامعه فیزیک، عده ای مطرود بودیم. ولی اکنون تمام حواس ها متوجه ما است. ما کرسی های استادی مهمی در دانشگاه های هاروارد، پرینستون و یِیل داریم. نسل جوان هم به شدت به این نظریه علاقه مند هستند. نسل ما خیلی سختی کشیدند. مردم ما را مسخره می کردند و به طعنه می گفتند: خدای من! این مثل پیشتازان فضاست. با اشعه من رو هم بفرست تو یه بعد دیگه!»
جوان تر ها فرصت استفاده از این مزیت را دارند که این حیطه، مرکز توجه ها است. خوب چه اتفاقی افتاد؟ اتفاق این بود که ما فیزیکدان ها توانستیم اتم ها را بشکافیم و درک خوبی از نظریه ذرات هم داریم و به آن «مدل استاندارد» می گوییم. فقط اینکه این، زشت ترین نظریه در علم است. چرا باید طبیعت در سطوح بنیادی، چنین نظریه زشتی به نام «مدل استاندارد» را بوجود آورده باشد؟ در این نظریه، 36 کوارک، 8 گلوآن، 3 دبلیو بوزان و تعداد زیادی الکترون، نوترون و غیره داریم.
موسیقی حیات
چرا این باید کامل ترین نظریه جهان باشد؟ مثل این است که یک مورچه خار آفریقایی، یک پلاتیپوس و یک نهنگ را در نظر بگیریم و بگوییم در طول میلیون ها سال تکامل، فقط این حیوانات وجود داشته اند. من دوست دارم اینطور به قضیه نگاه کنم که این ذرات، سطحی ترین نوع نگرش به جهان هستند.
حالا برویم سراغ رشته های مخصوص خودمان. این رشته ها، رشته معمولی نیستند. زمانی که این رشته ها به ارتعاش در می آیند، نت هایی موسیقایی ایجاد می شود که باعث تشخیص ذرات مختلفی می شوند که ما در جهان می بینیم. ما می توانیم توضیح بدهیم که چرا لپتون، موئون، هادرون، فوتون، نوترینو و کلا این باغ وحش ذرات وجود دارند. اینها چیزی جز پایین ترین محدوده ارتعاشی رشته ها نیستند. جنبه عادی رشته ها به اینگونه است که آنها فقط در 10 یا 11 بعد ارتعاش می کنند. آنها بطور عادی در 10 بعد ارتعاش دارند و زمانی که غشاها یا توپ های ساحلی اضافه شوند، در بعد یازدهم مرتعش می شوند. پس ما فکر می کنیم که بیگ بنگ یا انفجار بزرگ، یک نوع ناپایداری در ابرفضای بعد یازدهم بود.
اینشتین می خواست ذهن خدا را بخواند. هدف زندگی اش این بود. او به دنبال یک معادله 3 سانتیمتری بود که به او اجازه بدهد افکار خدا را بخواند. تمام فکر و ذکرش این بود. این اولین بار بود که کسی اینگونه فکر می کرد.
فیلیس: به نتیجه هم رسید؟
کاکو: خیلی تلاش کرد و زحمت کشید ولی به چیزی که دنبالش بود دست پیدا نکرد.

http://sciencegeekgirl.files.wordpress.com/2008/07/800px-gamma_ray_burst.jpg

دنیای مسطح
فیلیس: آیا این ابعاد نادیدنی می توانند محل یا منشا پدیده های فرا طبیعی مانند یوفوها، اشباح، حرکت ذهنی اشیا و خم کردن ذهنی فلزات باشند؟
کاکو: حدود صد سال پیش یعنی اوایل قرن بیستم، ایده این ابعاد بالاتر کم کم در جامعه انگلستان رواج پیدا کرد. مردم شروع به بررسی این موضوعات کردند. این سوال ساده در بین مردم مطرح شد که: «اگر به یکی از ابعاد پایین تر نگاه کنیم، به نظر ما چه شکلی خواهد داشت؟»
مردم متوجه شدند که برای مردمی که یک دنیای مسطح زندگی می کنند، به نوعی خداگونه جلوه خواهند کرد. یعنی ما می توانیم در آنجا از دیوارها عبور کنیم. می توانیم ناپدید شویم و سپس دوباره ظاهر شویم. می توانیم وارد گاوصندوق ها شده و طلاها را بدون باز کردن در آن بدزدیم.
اگر هم بخواهند زندانی در آنجا داشته باشند، خطی احتمالا دایره ای دور موجودات مسطح آنجا می کشند. اگر از زندانی ها بپرسید: «چرا از آنجا فرار نمی کنید؟»، به شما می گویند: «چطوری فرار کنیم؟ هر طرف که بریم به دیوار بر می خوریم!» شما هم احتمالا خواهید گفت: «خوب چرا بالا نمیای؟» او هم خواهد گفت: «چیزی به اسم بالا وجود نداره! فقط عرفا و دیوونه ها درباره بالا صحبت می کنند. همچین چیزی اصلا معنی نداره.»
خوب، اگر بخواهید آنها را بلند کنید، چه چیزی خواهند دید؟ همینطور که آنها در دنیای سه بعدی معلق هستند، محل تقاطع دنیای دو بعدی و سه بعدی را خواهند دید. خوب ما را چگونه خواهند دید؟ اگر به سینه من نگاه کنند، سه خط بسته می بینند، یعنی دو دایره که بازوهای من هستند و مقطع کشیده قفسه سینه من. اگر او را تا سطح گردنم بالا بیاورم، آن سه خط تبدیل به یک دایره می شوند که گردنم است. اگر آن را بالاتر ببریم، دایره هم محو خواهد شد، چون از سرم بالاتر است. آنها ما را اینطور می بینند. آنها ممکن است فکر کنند ما نوعی وجود با توانایی های خداگونه هستیم، چون می توانیم از زندان فرار کنیم. می توانیم از دیوارها رد شویم. در واقع در دنیای آنها، چیزی نمی تواند جلودار ما شود.
حدود سال 1900 در انگلستان ویکتوریایی، این سوال مطرح شد که چه کسی ممکن است در بتواند در این ابعاد بالاتر زندگی کند؟ چه کسی توانایی عبور از دیوارها، ناپدید و دوباره ظاهر شدن و دزدی از گاوصندوق ها را دارد؟ و جواب شان هم این بود: «اشباح این قدرت ها را دارند.»
در اوایل قرن گذشته، حتی جنبش هایی بوجود آمدند که معتقد بودند اشباح در این ابعاد بالاتر زندگی می کنند. کلیسا هم وارد ماجرا شد و حتی گفتند که خدا هم ممکن است در بعد چهارم باشد. یک بار کشیشی عنوان کرد که بعد چهارم هم ممکن است برای خدا کم باشد و خدا حتما در دنیایی ابر فضایی با بی نهایت بعد حضور دارد.
خوب اتفاق خاصی رخ نداد، چون این ابعاد را نمی توانستند اندازه بگیرند. در واقع هیچ کاری نمی شد کرد. هیچ نظریه ای در مورد این ابعاد بالاتر وجود نداشت.
زمانی که سر و کله اینشتین پیدا شد و به همه گفت که زمان، بعد چهارم است و فرمول معروفش را ارائه داد، همه چیز به هم ریخت. بمب اتم ساخته شد و همه جهان را وحشت آن فرا گرفت. پس برای یک نسل، این طرز تفکر به فراموشی سپرده شد. مردم به خودشان می گفتند: «خدای من! این بعد چهارم مثل «شاگرد جادوگره» که توش همه جور نیروهای عجیب و غریب که ما نباید در موردشون بدونیم، آزاد می شن! اینها هم همه اش تقصیر فرمول اینشتینه!»
جهان های موازی
ما نظریه پردازان تئوری رشته ها، صد سال بعد از این ماجراها، تازه شروع به بررسی و مطالعه دوباره این مسایل کرده ایم و متوجه شدیم که احتمالا این ابعاد بالاتر وجود دارند. ما می خواهیم سعی کنیم با استفاده از برخورد دهنده بزرگ هادرون -که این تابستان شروع به کار می کند- و یا ماده تاریک، این ابعاد را اندازه گیری کنیم. ما اکنون می دانیم که حالتی نامرئی از ماده به نام ماده تاریک وجود دارد که 23 درصد جهان ما را تشکیل می دهد و با اینکه نامرئی است، دارای جرم است. ما امیدواریم که مدارکی از ماده تاریک پیدا کنیم چون نظریه رشته ها آن را پیش بینی کرده است.
ما همینطور می خواهیم مدرک موثقی درباره وجود جهان های موازی پیدا کنیم. اگر یک جهان موازی در این اتاق وجود داشته باشد، قوانین نیوتن در اینجا اشتباه خواهند بود.
در دانشگاه کلرادو، اولین آزمایش های اندازه گیری میزان جاذبه در مقیاس کوچک جهت بررسی نظریه گرانشی نیوتن انجام شده است. ما از این نظریه در سفینه های فضایی و کاوشگرها استفاده می کنیم ولی نه در فضایی مثل یک اتاق. این آزمایش چند سال پیش انجام گرفت و نتیجه آزمایش منفی شد. ولی معنی آن برای من این است که در کلرادو جهان موازی وجود ندارد. ممکن است جهان های موازی در همه جا وجود داشته باشند، ولی ما در کلرادو هیچ نشان تاییدی در اینباره پیدا نکردیم.
این موضوع خیلی داغ است و به صورت خیلی منطقی به دنبال یافتن این جهان های موازی هستیم.
ESP (درک فراحسی) آزمایشگاهی
فیلیس: در مورد روان بین ها که می توانند دنیاهای دیگر را ببینند، چه؟ من 180 درجه نظرم با نظر شما فرق دارد. یکی از برادران من که فیزیکدان اتمی است، و ذهنش هم به این صورت کار می کند. من بیشتر الهامی هستم و به احساسم توجه بیشتری دارم. در یک خانه تسخیر شده بزرگ شدم و در تمام طول زندگی ام، اشباح و موجودات غیر زمینی بسیاری را دیده ام.
کاکو: خوب من یک فیزیکدان هستم. ما فقط چیزهایی را باور می کنیم که بتوانیم آنها را چند بار اندازه بگیریم. ما می توانیم ماده تاریک را با اینکه نامرئی است و در جهان به میزان بسیار زیاد وجود دارد، اندازه بگیریم. خیلی اسرار آمیز است، ولی می دانیم که وجود دارد. در مورد ابعاد بالاتر، مطمئن نیستیم. یادتان باشد که در حال ساخت برخورد دهنده بزرگ هادرون هستیم و آزمایشات زیادی قرار است روی ماده تاریک انجام دهیم. ما نمی توانیم سریع قضاوت کنیم. ما فکر می کنیم که حقیقت داشته باشد. به همین خاطر، زندگی و تخصص مان را وقف ساختن این دستگاه های عظیم کرده ایم تا شاید به جهان های بالاتر دسترسی پیدا کنیم.
فیلیس: آیا خودتان تا به حال تجربه ای فرا طبیعی داشته اید؟
کاکو: خوب، ریچارد فین من که یکی از بنیانگذاران فیزیک مدرن بود و جایزه نوبل هم گرفت، یک بار خودش را درون محفظه فشار بالا محبوس کرد تا از بدن خود خارج شود و البته موفق هم شد. درباره اش مطلب هم نوشت و توضیح داد که در آن زمان چگونه به آرامی از بدنش خارج شد و به صورت معلق در هوا و از فاصله دور به بدنش نگاه می کرد.
سوالی که مطرح می شود این است که «این چه معنی می تواند داشته باشد؟» او گفت که خودش هم مطمئن نیست که دقیقا چه اتفاقی برایش افتاده است. ولی مثل رویا بود.
به عنوان یک فیزیکدان، من روی چیزی که قابل اندازه گیری باشد، کار می کنم. چیزی که قابل آزمایش باشد و بشود آن را در آزمایشگاه تکرار کرد. ما با جدیت آزمایشات مان را ادامه می دهیم.
بیایید در مورد تله پاتی (انتقال افکار) و سایکو کنسیس (حرکت ذهنی اجسام) صحبت کنیم. ما فیزیکدان ها، به این پدیده ها در قالب کارهای آزمایشگاهی نزدیک می شویم. ما اکنون می دانیم که با دستگاه MRI می توان افکار ساده را خواند.
برای مثال در ژاپن می توانید تصویر یک سگ، گربه، میز و یک توپ را به کسی نشان دهید. اگر اسکن MRI مغز او را بررسی کنید، خواهید دید که آنها با هم تفاوت دارند. با این دستگاه می توانید عملا افکار ساده کسی را که به یک جسم ساده فکر می کند، را بخوانید. شاید اکنون تا 10 فکر مربوط به اجسام ساده را بتوان خواند. ولی در آینده ای نزدیک این عدد بسیار بزرگ تر خواهد شد.
همینطور، اگر تراشه ای را در مغز یک انسان قرار دهیم، او خواهد توانست با ذهن خود اشیای پیرامون خود را کنترل کند. این حالت بسیار ابتدایی سایکو کنسیس است.
در دانشگاه Brown University، مغز نیم از کار افتاده کسی را که سکته کرده بود به یک لپ تاپ متصل کردند و او توانست مکان نما را با ذهنش در صفحه حرکت داده و حتی پازل حل کرده، در اینترنت گردش کند و ایمیل بخواند و بنویسد. او تمام این کارها را در حالی انجام می دهد که تمام بدنش فلج است.
دسترسی به افکار دیگران که زمانی کاری ممنوع و غیرممکن بود، اکنون کم کم به واقعیت نزدیک می شود.
تماس با فرازمینی ها
فیلیس: آیا فکر می کنید اگر این تراشه ها در مغز کسی کاشته شوند، امکان کنترل افکار او توسط دیگران وجود دارد؟
کاکو: تا این لحظه، جواب منفی است، چون ما فقط می توانیم چیزی را که وجود دارد، بخوانیم. ما راهی برای مجبور کردن افراد به فکر کردن در مورد یک توپ، بدون اینکه او توپی ببیند، نمی شناسیم.
اگر زمانی با تمدن های فرازمینی برخورد کنیم، ممکن است آنها بتوانند بدون اینکه کلمه ای رد و بدل شود، با ما صحبت کنند. ما در این راه هنوز در مرحله نوزادی هستیم.
فیلیس: برای سفر میان فاصله های بسیار زیاد بین ستاره ای و بین کهکشانی، باید به سرعتی بیش از سرعت نور سفر کرد یا از سیاه چاله ها و کرم چاله های درون شبکه مکان-زمان استفاده کرد وگرنه سفر هزاران و میلیون ها سال به طول خواهد انجامید. آیا چنین سفرهای بین ستاره ای، برای تمدن های پیشرفته امکان پذیر است یا فقط در داستان های علمی-تخیلی آنها را می خوانیم؟
کاکو: اول اینکه اگر شما با دانشمندان متوسط و معمولی در مورد یوفوها، بیگانگان، سفر بین کهکشانی و این جور چیزها صحبت کنید، بیشتر آنها چشم هایشان را می چرخانند، ابروهایشان بالا رفته، سقف را نگاه می کنند و پیش خودشان می خندند. به این می گویند، «اصل خنده». احتمالا هم به شما خواهند گفت که فاصله بین ستاره ها آنقدر زیاد است که چنین سفرهایی را غیر ممکن می کند.
اما این فیزیک امروز است. امروز برای ما سفر به ستارگان دیگر امکان پذیر نیست. ما حتی از مشتری هم نمی توانیم آنطرف تر برویم. اما این فناوری امروزی ما است. اگر فکر کنید که تمدنی هزار سال یا یک میلیون سال پیشرفته تر از ما باشد، دنیاهای جدید و گسترده ای به روی ما باز خواهد شد. و یک میلیون سال در مقیاس عمر جهان مثل یک پلک بهم زدن است. پس من زمانی که کسی در مورد تمدن های فرازمینی صحبت می کند، نمی خندم، چون شاید آنها وجود داشته باشند و ما به دلیل حماقت بیش از حد، به آنها توجه نداشته باشیم.
اگر تمدنی کهکشانی وجود داشته باشد، موجودات آنجا چگونه ممکن است در کیهان سفر کنند؟ آنها کاپیتان کرک را از یک سیاره به سیاره دیگر نمی فرستند. این احمقانه ترین نوع سفر در کیهان است. میلیاردها سیاره وجود دارد. شما نمی توانید سفینه ای را به تمام سیاره ها بفرستید. کاری که می کنید این است که روباتی بسازید که بتواند یک نسخه شبیه خودش بسازد. این روبات باید بتواند روی قمرهای سیاره ها بنشیند (چون قمرها معمولا پایدارتر هستند)، در خاک آنجا حفاری کرده و چندین نسخه از خودش را بسازد. آنها به اقمار سیاره های دیگر سفر کنند و این فرایند تکرار شود. در این حالت که تعداد آنها به صورت تصاعدی زیاد می شود، تریلیون ها و تریلیون ها عدد از این روبات ها به صورت کره ای انفجاری در کهکشان پخش خواهند شد. این روند برایتان آشنا نیست؟ درست است. ویروس ها اینگونه عمل می کنند. با این روش، چند مولکول ساده در تمام بدن ما پخش می شوند و ما به مدت دو هفته سرما می خوریم.
یک تمدن کهکشانی، ممکن است روی ماه ما فرود بیایند و شروع به تکثیر خود کنند. این را کجا دیده اید؟ فیلم «2001: ادیسه فضایی» که به نظر من واقع بینانه ترین نحوه برخورد با هوش فرازمینی است.
زمانی که استنلی کوبریک این فیلم را می ساخت، با اختر فیزیکدان های بسیاری مشورت کرد و در ده دقیقه آن را نشان داد. آنها گفتند: «این از لحاظ ریاضی، کارآمد ترین نحوه سفر در کیهان است.» بعد، این ده دقیقه را از فیلم حذف کرد و فیلم آن حالت مرموز را پیدا کرد. ولی اگر آن را ببینید، متوجه می شوید که واقع گراترین با یک تمدن دیگر در کیهان است.
فیلیس: آیا فکر می کنید که HAL بتواند اتفاق بیافتد؟ منظورم این است که کامپیوترها هوشمند شوند و شروع به کنترل چیزها کنند؟
کاکو: خوب، روبات های امروزی، به اندازه سوسک ها هوشمند هستند. البته سوسک های خنگ! آنها به سختی از یک سمت اتاق به سمت دیگر آن می روند. به سختی می توانند الگوها را تشخیص دهند. واقعا خنگ هستند.
من فکر می کنم که فیلم 2001، باید 2100 می بود. در سال 2100، ما یک ایستگاه درست و حسابی در ماه خواهیم داشت. الان، ما آنقدر بدوی هستیم که اگر مدرکی دال بر یک برخورد با بیگانگان وجود داشته باشد، آن را نا دیده تلقی می کنیم. بگذارید اینطور فرض کنیم که اکنون بر روی ماه، یک کاوشگر وجود دارد که یک میلیون سال پیش توسط یک تمدن گه از کنار ما گذشته اند و در حال بررسی این بخش از کهکشان بودند، آنجا گذاشته شده. آیا ما متوجه آن می شویم؟ خیر. ما آنقدر بدوی هستیم که حتی متوجه چنین چیزی هم نمی شویم.
حالا یک سوال دیگر که کارل سیگن از خودش پرسید، این است که آیا ما آنقدر پیشرفته هستیم که بدانیم این بخش از کهکشان ما ساکنین دیگری غیر از ما دارد یا نه؟ بگذارید اینطور بگویم. اگر تمدنی کهکشانی هم وجود داشته باشد و حیات در سیارات دیگر این کهکشان وجود داشته باشد، آیا ما متوجه آن خواهیم شد؟ جواب «خیر» است.
فکر کنید که در یک جاده روستایی راه می روید و به یک تپه مورچه ها می رسید. آیا می روید جلو و به آنها می گویید: «بیایید براتون یه چیز خوشگل آوردم. براتون انرژی اتمی آوردم. من واسه شماها بهشت مورچه ها رو می سازم. من رو ببرید پیش رییستون.»؟ آیا واقعا این کار را می کنید؟ شاید حتی از روی مریضی، روی چند تایشان هم پا بگذارید! اگر کسی یک اتوبان ده بانده هم کنار لانه مورچه ها بسازد، آیا مورچه ها خواهند فهمید که اصلا اتوبان ده بانده چیست؟ آیا خواند توانست با کارگران اتوبان ارتباط برقرار کنند؟ آیا اصلا خواهند فهمید که انسان ها آن را ساخته اند؟ آنها هیچ نظری نخواهند داشت. آنها حتی راه ارتباط با انسان ها را نخواهند دانست. از فرکانس های رادیویی چیزی سر در نمی آورند. آنها نمی دانند که اتوبان چیست. ماشین و تراکتور هم برایشان نا مفهوم است.
فاصله بین ما و مورچه ها در مقایسه با فاصله ما و آنچه به عنوان تمدن نوع سوم معروف است، حقیقتا ناچیز است. پس اگر تمدن نوع سومی در حیات پشتی خانه مان هم وجود داشته باشد، حتی متوجه آن هم نخواهیم شد. ما مثل مورچه ها، سرمان را می خارانیم و همدیگر را بهت زده از اینکه این اتوبان چه چیزی می تواند باشد، نگاه می کنیم.
سفر در زمان امکان پذیر است
فیلیس: آیا فکر می کنید بتوان یک ماشین زمان ساخت؟
کاکو: احتمالش وجود دارد. با قوانین فیزیک جور در می آید.
شما به مقادیر بسیار زیاد انرژی نیاز دارید. تقریبا به اندازه یک سیاه چاله. ماکل جی فاکس و دلورین نمی توانند آن را بسازند.
اینشتین گفت: «زمان مثل یک رودخانه پر پیچ و خم است. ما آن را با استفاده از ماهواره های متعدد اندازه گیری می کنیم. سرعت کار یک ماهواره GPS  در فضا بسیار کمتر خواهد بود. ما این را هر روز اندازه می گیریم. اگر اینشتین نبود، GPSها هم نمی توانستند وجود داشته باشند. ولی مسئله جدید این است که رودخانه زمان، ممکن است انشعاباتی هم داشته باشد. اگر این مسئله اتفاق بیافتد، می توانید در زمان به عقب برگردید.
این مطالب نتیجه معادلات اینشتین است و دیگر رویاهای یک شخصیت داستان های علمی-تخیلی نیستند. ما محاسبات ریاضی این مسایل را داریم. مدل های بسیار بسیار زیادی پیشنهاد شده اند که با نظریات اینشتین همسو هستند. مشکل اصلی انرژی است. برای این کار به میزان قابل توجهی انرژی نیاز است. زمین انرژی زیادی صرف می کند تا من روی سطح آن باقی بمانم. به همین ترتیب، انرژی زیادی برای یک ستاره نیاز است تا شبکه مکان و زمان را خم کند و این چیزی است که برای سفر در زمان به آن نیاز دارید. در کتابم، یک طرح برای این کار ارائه داده ام.
فیلیس: آیا کتاب های علمی-تخیلی می خوانید؟
کاکو: بله. در گذشته ها، کتاب های ایزاک آسیموف را خیلی می خواندم.
فیلیس: من در دبیرستان کلاس داستان های علمی-تخیلی داشتم. آیا کتاب «چروک زمان» نوشته مادلین لانگل را خوانده اید؟
کاکو: بله. در حقیقت در آن کتاب، یک tesseract (تسرکت) بود که به عنوان دروازه عمل می کرد. تسرکت یک ابر مکعب از هم باز شده چهار بعدی است.
یک درصد
فیلیس: آیا هیچ یک از بحث های محققین یوفوها برای شما جالب توجه است؟
کاکو: من گزارش های رویت یوفوی بسیار زیادی را مطالعه کرده ام، ولی متوجه شدم که 99 درصد آنها را می توان به صورت اکوهای راداری، گازهای مرداب، سیاره زهره، ماهواره های هواشناسی، شهابسنگ ها و ناهنجاری های آب و هوایی یا چیزهای دیگر توضیح داد. آن یک درصد باقی مانده است که مو را بر بدن انسان راست می کند. آنها را نمی توان به راحتی توضیح داد. یکی از معروف ترین آنها مشاهده هواپیمایی JAL از آن جسم عجیب بود.
سخت ترین توضیح مربوط به رویت های راداری و مشاهدات بصری یک فرد یا در مواردی، کل مسافران و خدمه یک هواپیما می شود.
این مشاهدات همینطور پشت سر هم گزارش می شوند. همیشه مردمی هستند که می گویند: «من یک چیزی دیدم.» ما به مدارک معتبرتری نیاز داریم. مثلا DNA بیگانگان. اگر آن را داشته باشیم، دیگر بحث تمام می شود. ولی هنوز آن را نداریم.
در درجه دوم، یک سفینه بیگانه. آن هم می تواند به بحث ها خاتمه دهد. هر نشانه ای که درباره فرهنگی بیگانه باشد یا چیزی متفاوت از اطلاعات ما باشد. عده ای هم می گویند که شاید فناوری های امروزی ما از بیگانگان گرفته شده است، ولی این نظریه قابل آزمایش نیست.
فیلیس: منظورتان مهندسی معکوس است؟
کاکو: این مسئله قابل آزمایش نیست. من می توانم بگویم مهندسی معکوس نیست، چون کسانی که فلان ترانزیستور یا چیزهایی از این دست را ساخته اند، می شناسم و می دانم که با کار و تلاش و صبر بسیار به نتیجه رسیده اند. اما زمانی که از برخورد با بیگانگان صحبت می کنید، باید مدرک محکمی ارائه کنید. آن هم DNA بیگانه یا یکی از سفینه هایشان است. تا آن زمان، این بحث و جدل ها ادامه خواهد داشت.
فیلیس: بعضی ها می گویند که بیگانه ها می توانند خود را نامرئی کنند.
کاکو: خوب ما هم بزودی قادر به این کار خواهیم بود. ما بزودی و در طی چند دهه آینده خواهیم توانست یک جسم را در محدوده نور مرئی، نامرئی کنیم. در کتابم یک فصل کامل در اینباره نوشته ام.
شاید آنها اینجا باشند. شاید نامرئی باشند. ممکن است هیچ وقت این را نفهمیم. ولی نظر شخصی من این است که ما ممکن است آنچنان برای آنها جالب توجه نباشیم. آنها ممکن است هر از چند گاهی بیایند و سری به ما بزنند، اما آیا شما دلتان می خواهد با مورچه ها مصاحبه داشته باشید؟ فکر نمی کنم.
ما فکر می کنیم آنقدر مهم هستیم که آنها بخواهند پیش ما بیایند و ما را از فناوری هایشان آگاه کنند. آخر چرا باید چنین کاری کنند؟ ما آنقدرها هم که فکر می کنیم موجودات جالبی نیستیم. اگر آنها بتوانند سفرهای بین ستاره ای داشته باشند، دست کم 2000 سال جلوتر از ما هستند. به این معنی که ما آنچنان جذابیتی برای آنها نداریم.
منبع :    مجله همشهری دانستنیها

مشاهده موجودات فرازمینی در منطقه ای توریستی در آمازون + فیلم

باز هم آدم فضایی و بشقاب پرنده، اینبار در آمازون

عکس‌هایی که مشاهده می‌کینید چند روز پیش توسط یک فعال در زمینه موجودات فضایی به نام جان کوهن منتشر شده است که در آنها قطعاتی از یک ویدیو که توسط دو توریست در جنگل‌های آمازون گرفته شده است نشان داده شده است و ادعا می‌شود که موجود عجیبی که به همراه نوری مشعشع در پس زمینه این فیلم است مربوط به موجوداتی فرازمینی است. این منطقه از جنگلهای آمازون پس از گزارشهای مردمی‌مبنی بر مشاهده موجودات عجیب مدتی است که تحت تدابیر امنیتی قرار گرفته است.

باز هم آدم فضایی و بشقاب پرنده، اینبار در آمازون

 

نور خیره کننده ای که به بشقاب پرنده‌ها منتسب است.

باز هم آدم فضایی و بشقاب پرنده، اینبار در آمازون

توریستهای فیلمبرداری کننده از این صحنه و دختری که در فیلم لباس زرد به تن دارد این موجود را به چشم دیده اند.

باز هم آدم فضایی و بشقاب پرنده، اینبار در آمازون

نظر شما چیست؟

لينك فيلم / دانلود

منبع:     http://aksane.com

منبع:allnewsweb.com

رویت یوفو در بورلی هیلز توسط ویکتوریا بکهام

به گزارش پرداد و به نقل از دیلی میل:: همسر دیوید بکهام ادعا می کند که یک شی پرنده را اطراف خانه شان در بورلی هیلز دیده است.

https://i0.wp.com/i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/10/29/article-0-0E68AC2800000578-404_468x286.jpg

ویکتوریا می گوید این شی نورانی شبیه قرص کامل ماه به نظر میرسیده است .
این خبر در ایام نزدیک به هالووین بیشتر شبیه یک شوخی به نظر میرسد و یا یک خبری که بیشتر مردم را نسبت به هالووین هیجانزده کند.

https://i2.wp.com/i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/10/29/article-0-0E93CCF300000578-343_468x615.jpg

او گفته است که زیر نور ماه نتوانسته است به خوبی ماهیت این جسم پرنده را تشخیص دهد.
منابع محلی میگویند به احتمال زیاد وی یک هلی کوپتر دیده است.

تهیه و ترجمه:: گروه خبری پرداد / پریسا دهقان

آیا اشیا واقعا” وجود دارند یا جهان یک توهم است؟ سوپرهولوگرام چیست؟

در 1982 رویداد مهمی رخ داد. در دانشگاه پاریس یک تیم تحقیقاتی که توسط فیزیکدان آلاین اسپکت هدایت می شد آزمایشی را انجام داد که ممکن است مهمترین آزمایش قرن بیستم باشد. البته در اخبار بعد از ظهر خبری درباره آن نبود. در واقع، اگر عادت به مطالعه نشریات علمی را نداشته باشید ممکن است هرگز نامی از اسپکت را نشنیده اید، گرچه برخی معتقدند کشف او ممکن است چهره علم را دگرگون سازد.
اسپکت و تیمش کشف کردند که تحت شرایطی، ذرات زیراتمی نظیر الکترونها صرف نظر از قاصله بین آنها قادرند با یکدیگر بطور همزمان ارتباط داشته باشند. مهم نیست فاصله آنها از هم ده فوت یا یک میلیارد مایل باشد. هر ذره همیشه به گونه ای می داند که دیگری چه می کند. مشکل این شاهکار دراین است که اصل مسلم فرض شده انیشتن را نقض می کند که هیچ ارتباطی نمی تواند سریعتر از سرعت نور سفر کند. زیرا سفر سریعتر ازسرعت نور برابر است با شکستن مانع زمان ، این دورنمای ترسناک سبب شده تا برخی فیزیکدانان کوشش کنند با روشهای پرزحمت و به تفصیل یافته های اسپکت را توجیه کنند.
فیزیکدان دانشگاه لندن دیوید بوهم، برای مثال، معتقد است که یافته های اسپکت دلالت براین دارد که واقعیت عینی وجود ندارد، که علیرغم استحکام ظاهری، جهان در عمل یک هولوگرام تفصیلی شبح گونه، عظیم و با شکوه است.
برای درک اینکه چرا بوهم چنین ادعای شگفت انگیزی می کند، باید ابتدا کمی در مورد هولوگرام دانست. یک هولوگرام عکسی سه وجهی است که با کمک لیزر ساخته می شود. برای ساخت یک هولوگرام، شیئی که باید مورد عکاسی قرار گیرد ابتدا در نور یک اشعه لیزر غرق می شود. سپس اشعه دومین لیزربا انعکاس نخستین اشعه برخورد می کند و باز می گردد که به یک الگوی تداخلی منجر می شود. وقتی فیلم ظاهر می شود، یک گرداب چرخشی بی معنی از نور و خطوط تیره بنظر می رسد. اما بمحض آنکه فیلم ظاهر شده با پرتوی اشعه لیزر دیگری روشن شود، یک تصویر سه بعدی از شیئی اصلی ظاهر می شود. اگر هولوگرام یک گل سرخ از وسط به دونیم شود و بعد با پرتوی اشعه لیزر روشن شود، مشخص می شود هر نیمه باز تصویر کامل گل سرخ را نشان می دهند. در واقع ، حتی اگر این نیمه ها مجددا” نصف شوند، باز هم هرکدام حاوی نسخه دست نخورده تصویر اصلی ولی کوچکترمی باشند. برخلاف تصاویر عادی، هر بخش از یک هولوگرام شامل تمامی اطلاعاتی است که کل آن دارد. این ماهیت “کل در هر جزء” به ما درک کاملا” جدیدی ازسازمان ونظم می دهد.علم غربی در بخش بزرگی از تاریخچه خود متعصبانه تلاش کرده تا به بهترین روش یک پدیده فیزیکی را درک کرده ، چه قورباغه چه یک اتم، آن را شکافته و بخشهای مرتبط را مورد مطالعه قرارداده است.
هولوگرام به ما می آموزد نمی توانیم این رویکرد را با برخی چیزها در جهان داشته باشیم. اگر ما چیزی را که بطور هولوگرافی ساخته شده مجزا کنیم تکه ای از آنچه را که آن چیز با آن ساخته شده بدست نمی آوریم، ما فقط کل کوچکتری بدست می آوریم. بوهم معتقد است دلیل اینکه ذرات زیراتمی علیرغم فاصله ای که آنها را از یکدیگر جدا می کند قادرند در تماس با هم باشند این نیست که نوعی پیام مرموز بین هم رد وبدل می کنندبلکه دلیلش اینست که جدا بودن آنها، یک توهم است. بحث او اینست که چنین ذراتی موجودیتهای مستقل و منفرد نیستند بلکه امتدادی از یک چیز بنیادی می باشند.
برای اینکه آنچه او می گوید را افراد بهتر بتوانند تصور کنند، بوهم تصویر زیر را ارائه می دهد. تصورکنید یک آکواریوم شامل یک ماهی باشد. همچنین تصور کنید که قادر نیستید بطور مستقیم آکواریوم را ببینید و دانش شما درباره آن و آنچه که در آن است از دو دوربین تلویزیونی می آید، یکی درجهت جلوی آکواریوم و دیگری درجهت پهلوی آن. همانطور که شما به این دو مونیتور تلویزیونی خیره شده اید، فرض می کنید که ماهی های در هر یک از دو پرده ، موجودیت های متمایزی هستند. دست آخر، چون دوربینها در زوایای متفاوتی نصب شده اند، هر تصویر کمی متفاوت است. اما همانطور که به مشاهده دو ماهی ادامه می دهید، سرانجام درک می کنید که ارتباط معینی بین انها وجود دارد. وقتی یکی دور می زند، دیگری نیز کمی متفاوت ولی مطابق با اولی در می زند، وقتی یکی رو به جلو است، دیگری بسوی پهلو می رود. اگر از میدان دید کامل این وضعیت بی اطلاع باشید ممکن است حتی نتیجه بگیرید که این ماهیها باید بطور همزمان با هم ارتباط داشته باشند، اما واضح است که این صحیح نیست.

https://i1.wp.com/static.howstuffworks.com/gif/hologram-7.gif
بوهم می گوید این دقیقا” چیزی است که بین ذرات زیر اتمی در آزمایش اسپکت روی می دهد. طبق نظر بوهم، ارتباط سریعتر از سرعت نوربین ذرات زیراتمی در واقع بما می گوید که سطح پایین تری از واقعیت وجود دارد که ما اطلاعی از آن نداریم، یک بعد پیچیده تر، ماورای ابعاد ما که مشابه مثال آکواریوم است. او می گوید ما اشیایی نظیر ذرات زیر اتمی را مجزا از یکدیگر می بینیم زیرا فقط بخشی از واقعیت وجودشان را درک می کنیم.
چنین ذراتی بخشهای مجزا نیستند بلکه سطوح کوچکتری از موجودیتی عمیقتر و بنیادی ترهستند که نهایتا” بصورت یک هولوگرافیک و نامرئی هستند همانند گل سرخی است که پیش از این مطرح شد. و چون در فیزیک واقعیت از این تصویرهای خیالی تشکیل شده، جهان خود یک تصویر ناشی از پرتوافکنی ، یک هولوگرام است.
دریک جهان هولوگرافیک، حتی زمان و فضا نمی توانند دیگر بصورت واقعیات بنیادی در نظر گرفته شوند. چون در جهانی که هیچ چیز واقعا” جدا ازچیزهای دیگر نیست فرضیاتی نظیر مکان درهم می شکند، زمان و فضای سه بعدی نیز، نظیر تصاویر ماهی ها در مونیتورهای تلویزیون، باید بصورت تصویرناشی از پرتوافکنی ازیک نظم عمیق تر در نظر گرفته شوند. در سطح پایین تر واقعیت نوعی سوپر هولوگرام است که در آن گذشته، حال و آینده همگی همزمان وجود دارند.

برای مطالعه بیشتر ، کتاب جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت ترجمه داریوش مهرجویی نشر هرمس پیشنهاد می شود.البته مقالات و کتب بیشتری به زبان انگلیسی از اینترنت (free download) در دسترس می باشد.

منبع :      http://ieknafar.wordpress.com

مشاهده دوباره بشقاب پرنده ها در رشت

به گزارش آتی نیوز:
یکی از شاهدین دختر دانشجویی بود که ساعت ۱۹:۳۰ شب گذشته از رشت به سمت بندرانزلی در حرکت بود. وی در گفتگو با خبرنگار آتی، مشاهدات خود را اینگونه توصیف کرد:
در اتوبوس به سمت انزلی در حرکت بودم که ناگاه شیئی بسیار عجیب، کمی کوچکتر از هلی کوپتر را دیدم. اما اصلا شباهتی به هلی کوپتر نداشت. بیشتر شبیه یک بشقاب گرد بود و بسیار نزدیک زمین حرکت می کرد. این شیء گرد که به نظر من بشقاب پرنده بود سرعت بسیار بالایی داشت و در امتداد جاده حرکت می کرد. گاهی با سرعت بسیار زیاد مثل نور به جلو می رفت، می ایستاد و دوباره بر می گشت.

وی در ادامه توصیفات خود افزود: زیر آن دو لامپ قرمز قرار د اشت که یکی ثابت و دیگری چشمک زن بود. گاهی به زمین نزدیک و گاهی دور می شد. اول فکر کردم یکی است اما وقتی به انزلی نزدیک شدیم، ۳ تای آنها را دیدم که با نزدیک شدن به داخل شهر لا بلای ساختمان ها گم شدند.
در حال حاضر گزارش دیگری در این زمینه به دست ما نرسیده است. گفتنی است پیش از این نیز خبر مشاهده چنین اشیائی در شهر رشت، در اخبار و رسانه ها گزارش شده بود.

آدرس صفحه فيس بوك دنياي اسرار آميز

براي عضو شدن در صفحه فيس بوك وبلاگ دنياي اسرار آميز فقط به اين ادرس مراجعه كنيد. اين وبلاگ صفحه ديگري ندارد.

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

خلقت انسان از ديدگاه سچين

خدایان انسانها را به عنوان بنده خود افریدند تا غذای روزانه ی آنها را از باغهای Edin  برای همیشه تهیه کنند.    ( Edin زمین های کشت نشده ای در اطراف سومر بود، باغهای شهر قبل از خلقت بشر به وسیله ی خدایان ساخته شده بود تا خدایان درآن زندگی کنند) ، (انسان متحمل کار کمر شکن و پر زحمت در این باغها برای رشد دادن غذای خدایان است) ، بموجب آن انسان ها به خودشان معادل Shabbat یا shabbath از کار پر زحمت زمینی استراحت می دهند. کار پر مشقت انسان ها نیازهای اولیه خدایان را تدارک می بیند: غذا، پناهگاه و پوشاک ( خدایان به خوردن غذای زمینی نیازمند بودند در غیر اینصورت محکوم به مرگ بودند. در اسطوره های بین النهرین خدایان فناپذیر هستند)

خدایان هرگز انسان را از کار شدید در باغهای Edin رها نمی کردند و به او جاودانگی عطا می کردند زیرا که نمی خواستند تا کار پر مشقت قبلی خودشان را برای تهیه نیازهای اولیه زندگی شان ادامه بدهند.                      The Epic of Gilgamesh and The Epic of Atra-Khasis (حماسه Gilgamesh و حماسه atra-khasis).

آدم و حوا قبل از کتاب آفرینش- یک دیدگاه سچيني

https://i1.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/adam-and-eve.jpg

تردید در درستی کتاب مقدس عبری (وصیتنامه قدیمی) در قرن 19 بسیار زیاد بودکه به تدریج بعد از باستانشناسی های متعدد که تایید صحت داده های کتاب مقدس را که پیش از این از آن گرفته شده بود را می کرد فروکش کرد. از الوهیم تا یهوه نسخه های متعدد مربوط به خلقت نوع بشر  دلالت دارد بر اینکه یک منبع قدیمی با موضوع مشابه در هنگام نوشتن در پیش روی آنها بوده است، برای مثال، بخش 5 از کتاب آفرینش اظهار دارد که منبع نسل آدم آن از یک کتاب قدیمی تر با عنوان The Book of the Generation of Adam گرفته شده است. شماره های 21:14  به منبع دیگری به نام The Book of Wars of Yahweh اشاره می کنند. این دو و بیشتر از آن باید منبع برای اطلاعات اصلی نویسندگان وصیتنامه قدیمی بوده باشد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/anunnaki.jpg

موفقیت در درک زبان منقرض شده Akkadian که مادر زبان Semitic است اصول و اساس مربوط به پیدایش اولین انسان ها را آشکار می کند. دلیل خلقت بشر زمانی ایجاد شد که Anunnaki/Elohim (آنهایی که از بهشت به زمین آمده بودند) در خلیج فارس منعکس شدند.(منظور: فرود آمدند). سومری ها اعتقاد داشتند که این خدایان تمام راه را از لبه بیرونی منظومه شمسی آمده اند. این موضوع یک حقیقت مستند شده است که نشان می دهد سومری ها اعتقاد داشتند که خدایان آنها یک راه دوطرفه از اقامتگاه آسمانی شان به زمین برقرار کرده بودند.نوشته های قدیمی همچنین آشنایی این افراد را روی سیستم فلکی، مانند خورشید ما و سیاره های منظومه شمسی نشان می دهد  . سومری ها همیشه در نوشته های مصورشان یک سیاره اضافی به نام Nibiru(منزلگاه نژاد Annunnaki) را به تصویر می کشیدند. این سیاره حجیم اغلب به عنوان «سیاره بالدار» یا «کرم چوبی» به آن اشاره می شد که دارای یک مدار بیضوی است که از خانه ما هر 3600 سال  (sar) یکبار عبور می کند. انتظار می رود که برگشت آن در کمتر از 120 سال دیگر روی دهد. نوشته های سومری به ما از یک گروه 50 نفره اولیه که به زمین آمده بودند خبر می دهد. این گروه به وسیله یک دانشمند برجسته به نام Enki خداوندگار زمین که مستملکات خود را در حدود 432000 سال قبل در E.Ri.Du  سومر ساخته بود رهبری می شد. سایر سازه ها به دنبال ماموریت اصلیشان (پیدا کردن طلا برای حفظ دنیایشان از مرگ) خیلی زود ساخته شدند. این طور به نظر می رسد که هدف اولیه آنها استخراج طلا از کف اقیانوس بود اما نتایج آن به دلیل شکست در بدست آوردن مقادیر طلای کافی از خلیج فارس که نیاز داشتند راضی کننده نبود. Enli برادر Enki (خدای فرمان) از سیاره Nibru بوسیله پدرشان Anu هر دو با  600  Anunnaki دیگر به زمین اعزام شده بودند. 300 تای دیگر IGI.GI(آنهایی که مشاهده و دیدبانی می کنند) نامیده می شدند ، مراقبانی مستقر در کشتیی مستقر مابین اتمسفر ما برای دیده بانی کردن پیشرفت عملیات روی زمین و حمل و نقل شمش های تمیز شده بین زمین و Nibiru .

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/Enlil.jpg

Enlil یک شخص به شدت انضباطی بود که بر 7 شهر اطراف  E.Din (خانه ی درستکاران) فرمانروایی می کرد، موقعیت بعدی تمدن روی زمین، سومر بود. هر شهر به کار خاصی اختصاص داده شده بود: یک مرکز کنترل عملیات، یک پایگاه فضایی، یک مرکز برای فلزسازی و یک مرکز پزشکی تحت سرپرستی Ninmah خواهر ناتنی Enki و Enlil. برای جلوگیری از افزایش رقابت (چشم و همچشمی) بین Enkiو Enlil ، Enki به جنوب شرقی آفریقا برای شروع و مدیریت عملیات معدن کاری آنجا اختصاص داده شده بود و بیشتر زمان خود را در آنجا می گذراند.

در زمانی که Anunnaki ها در 432000 سال قبل (120 سال sars قبل از سیل) به زمین رسیدند انسان ها هنوز وجود نداشتند. 144000 قبل Anunnaki ها به کار در معادن طلای آفریقای جنوبی (Abzu) منصوب شدند. آنها گله و شکایت خودشان را مبنی بر کار سخت در معادن طلای پر از گرد و غبار و تاریک به Enki رساندند. رتبه و پرونده Anunnaki باعث اعتراض آنها مبنی بر اینکه به عنوان یک فضانورد وظیفه ی آنها پرداختن به کار پر زحمت در چاله Abzu نیست. کتابی از Atra Hasis نوشته شده در Akkadian جزییات بیشتری از رویدادهایی که منجر به سرکشی آنها شد ارائه می دهد. در واکنش، Enlil به تنبیه اشخاص یاغی به علت نپذیرفتن ادامه ی کار در معادن قدیمی پرداخت.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/Enki.jpg

Enki با زیردستانش بیشتر ملایم شد ، با پدرش Anu مشورت کرد و با یک پاسخ بهتر برای حل مشکل آمد.  راه حل Enki: یک انسان اولیه که کار کمر شکن Anunnaki را انجام دهد بود. بر طبق نظر Enki ،مخلوقی مورد نیاز بود که بتواند بعضی از وظایف معدن کاری Hominid که در آن زمان پیشاپیش در آفریقا وجود داشت را انجام دهد. تمام چیزی که نیاز داشتند خلق یک کارگری هوشمند به وسیله اثر گرفتن از Anunnaki بود.   4.5 میلیارد سال قبل Nibiru و سیاره آبی ما که Tiamat نامیده می شد با هم برخورد نمودند و عناصر رایج و ضروری برای شروع زندگی را برای گذشتگان Nibiru همانطور که در حماسه خلقت گفته شده است رد و بدل نمودند. حماسه خلقت یک نسخه سومری از این که چطور جهان و سایر سیاره های منظومه شمسی ما بوجود آمده اند است.

در مجلس خدایان – رهبران Anunnaki آنها، همگی بر سر ایده Enki توافق کردند و Ninmah مسئول ارشد  پزشکی شان را برای به عهده گرفتن کار احضار کردند. Enki علامت حرکت اولیه کار را داد ، «ساختن یک لولو» یک» انسان اولیه کارگر» او گفت:به او اجازه دهید  تا محتویات نطفه Anunnaki را شامل شود. Ninhursag/Ninmah – مسئول ارشد پزشکی، دستیار دانشمند بزرگ Enki  ، او را در انجام تعهدش بسیار کمک کرد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/ninhursag.jpg

فصل اول از کتاب آفرینش تصمیم آنها را خلاصه کرده است. الوهیم گفت: بیایید تا شمایل انسان را شبیه به خودمان بسازیم. روند طولانی و آهسته تکامل انسان با کمک Anunnaki رد شد و خلقت ما زودتر از آنکه ما می توانستیم تکامل پیدا کنیم اتفاق افتاد. به استثنای دانایی و طول عمر بلند، بوسیله افزایش به سطح مورد علاقه بوسیله Anunnaki  . در داستان ساده شده ای از کتاب آفرینش ما می توانیم بهتر متوجه شویم که چطور اولین انسان ساخته شد: با استفاده از گل رس و دمیدن زندگی در مدخل بینی او. کتاب Atra Hasis و سایر نوشته های باستانی  داستان را کمی پیچیده تر ارائه می دهند و اشاره به دستکاری ژنتیکی دارند، این نتیجه یک شبه حاصل نشده است. کار در اتاق خلقت که Bit Shinti( خانه ای که نفخ زندگی در آن دمیده شد) نامیده می شود «ذات» خون یک مرد Anunnaki جوان گرفته شد و با تخمک یک Hominid مونث ترکیب شد. سپس تخمک بارور شده درون رحم یک Anunnaki مونث مشابه روش مدرن امروزی Vitro-fertilization کاشته شد. آزمایشات و اشتباهات زیادی بوسیله Enki و Ninmah صورت گرفت تا نتایج مورد دلخواه حاصل شود. زمانی که  نتایج کامل شد تولید بیشتر صورت گرفت. 14 الهه تولد با تخمک دستکاری شده ژنتیکی زن میمون نما بارور شدند، 7 تای آنها نطفه مذکر و 7 تای دیگر نطفه مونث زن کارگر را شامل بودند. اما تا چه مدت طولانی زن فضانورد(الهه تولد) می توانست نقش الهه تولد را ایفا کند؟ مانند سایر دورگه ها اهالی زمین نمی توانستند تولید مثل کنند.

https://i0.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/hominid.jpg

  با رشد انسانهای اولیه کارگر و افزایش تعداد آنها کارهای فیزیکی بیشتری به آنها در Abzu واگذار شد. Anunnaki هایی که تحت رهبری Enlil در بین النهرین، کار می کردند حسادتشان بیشتر شد و در خواستند کردند که حجم انبوه کار را با Lulu به اشتراک بگذارند با وجود اعتراض Enki ، Enlil تعداد زیادی از انسان های اولیه کارگر را به تصرف آورد و آنها را به E.Din (منزلگاه درستکاران) در بین النهرین آورد. رویدادها همچنین در کتاب آفرینش اشاره شده اند، «و خداوند انسان را در باغهای Edin قرار داد»، «برای زراعت و نگهداری از آن» . تعداد زیادی از نقاشی های به تصویر کشیده شده از اولین انسان های اولیه کارگر ، آدم یا «Black Headed Ones» را به صورت عریان در حین انجام وظایفشان نشان می دهد. در افسانه احشام و دانه، اولین موجودات بدینسان توضیح داده شده اند:

زمانی که نوع اولیه انسان ساخته شد، آنها از خوردن نان و پوشیدن لباس چیزی نمی دانستند ، مانند گوسفندان با دهنشان غذا می خوردندو آب را از نهر آب یا گودال ها می نوشیدند.

یک نوشته باستانی سومری به نام The king List مقدار اندازه گیری شده دوره خدمت هر Anunnaki راsar (3600 سال) عنوان می کند. بعضی از فرماندهان Anunnaki در این کتاب28800 تا 36000 یا حتی بیشتر از 43000 سال به عنوان فرمانده منتصب عنوان شده اند. اگر این اعداد را به یک sar تبدیل کنید می بینید که عملیات آنها در شهرهایشان فقط 8 تا 10 سال از زندگیشان را شامل شده است. این یک دلیل رایج است که چرا انسان های عادی از آنها به عنوان خدایان جاویدان یاد می کردند. فضانوردانی که به زمین آمده بودند درباره طول عمر زندگیشان نگران بودند به این دلیل که ساعت بدن آنها برای سیاره خودشان تنظیم شده بود. این فضانوردان برای حفظ چرخ زندگی طولانی شان بر روی زمین یک نوع غذا و آبی که در سیاره خودشان تهیه شده بود را مصرف می کردند.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/homo+sapiens.jpg

Enki دانشمند بزرگ سعی کرد تا راز زندگانی، تولید مثل و مرگ روی زمین را حل کند، سوالاتی از قبیل اینکه چرا Homo sapiens(نام علمی انسان) طولانی تر از مردان و زنان میمون نما زندگی می کنند اما زندگی آنها کوتاه تر از Anunnaki/Elohim که به زمین آمده اند، است آیا این مساله وابسته به عوامل ژنتیکی است یا عوامل محیطی؟ با انجام آزمایشات بیشتر بر روی ژنتیک دورگه هایشان ،که اشاره دارد به Lulu ، Enki اسپرم خودش را با DNA آنها ترکیب کرد جریان شبیه سازی آهسته ای را انجام داد تا آنجا که یک مدل کاملی را که توانایی تولید مثل را داشت ساخت و او مخلوق جدید را آدم (Adapa)  به معنی انسان نام نهاد. به این مخلوق هوشمندی بیشتر از مخلوقات قبلی و توانایی برای زایش نسبت به مخلوقات قبلی داده شده بود. اما این مخلوقات زندگی طولانی مانند Anunnaki/Elohim را نداشتند.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/09/alien_intervention.jpg

» با اعطای ادراک وسیع، او آدم را کامل کرد. به او توانایی دانستن داده بود، اما زندگی جاودان به او داده نشده بود»

نخستین تصویر از آدم و حوا آن دو را در حالی که جلوی یک درخت «Tree of Knowing» با یک ماری که دور درخت حلقه زده است و تا زمان حال ما زندگی می کند نشان می دهد.

کلمه عبری برای مار،  Nahash است که دو معنی دارد: «He who solve secrets» و  «He of the copper»  دو معنی آخر می تواند از نام Enkit سومریان، ریشه گرفته باشد، BUZUR که به معنی آن بود که «او کسی است که رموز را حل کرد» و «او از مس است». از زمان های اولیه Enki با شمایل یک مار حلقه زده همراه بود. و در کتاب آفرینش گفته می شود که به آدم و حوا به عنوان انسان های دورگه بهبود یافته تنها دانش عطا نشده بود بلکه توانایی دانستن نیز داده شده بود- اصطلاح عبری مطابق با کتاب مقدس برای مقاربت، به منظور تولید مثل است .

بر طبق داستان Tale of Adapa متعلق به Akkadian ، Enlil با شنیدن خبر این که توسط برادرش Enki  به انسان ها توانایی تولید مثل اعطا شده بود خشمگین شد. در گفت و گو با همکارانشان که نامشان ذکر نشده است، Enlil از این که «انسان دارد یکی از ما می شود» خشمگین شده بود، ممکن است خودش را به درخت زندگی برساند و»از ان بخورد و تا ابد زندگانی کند» به این دلیل آدم و همسرش جدا شده بودند از بهشت شگفت انگیزی که در Edin قرار دشت: برای کار پر زحمت در کشتزارها و حفظ خودشان.

https://i1.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/anu.jpg

پدر آنها Anu درباره اخبار آشفته شده بود و دو رگه ها را  برای حضور پیدا کردن در پیشگاه او در منزلگاه آسمانی اش  فراخواند. از آنجایی که این باور وجود داشت که آدم پسر Enki و حاصل شده از یک مادر زمینی است نگرانی زیادی وجود داشت تا بوسیله پدر Enki  نابود شود، Enki به انسان یاد داد تا از هر گونه آب و غذایی که به او پیشنهاد می شود خود داری کند.  هنگامیکه مخلوق Enki در پیشگاه تخت Anu ایستاده بود ،Anu  از هوشی که به وسیله پسرش به او اعطا شده بود تحت تاثیر قرار گرفت. Anu با مشاورانش بر روی این مساله که با دورگه ها چه کار کند از آنجایی که پسرش آدم را بوسیله فرستادن او از میان یک Shem/Mu (rocket ship) در پیشگاه تخت او خیلی ممتاز ساخته بود. تصمیم آنها این بود که آدم را را در Murduk(Nibiru) نگه دارند. به منظور آن که بدن آدم با آب و هوای فاز آهسته چرخش سیاره Nibiru  در پیرامون خورشید ما خو بگیرد، به آدم «نان زندگانی» و «آب زندگانی» پیشنهاد شد که می توانست آدم را قادر به زندگی کردن به اندازه ی طول عمرAnunnaki  بر روی زمین کند ، اما از آنجایی که از قبل از طرف Enki به آدم اخطار داده شده بود آدم خوردن و آشامیدن آنها را نپذیرفت. زمانی که تصمیم نادرست آدم آشکار شد ، دیگر خیلی دیر شده بود. برای آن که او می توانست یک زندگی فنا ناپذیر را بدست آورد. آدم بازگشت به زمین در طی مدتی که که او داشت عمق فضا را می دید، «از خط افق بهشت ، تا اوج بهشت» . زمانی که او به زمین برگشت، بوسیله Enki به عنوان یک کشیش بلند پایه از Eridu  منصوب شد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/expulsion_from_garden___gustave_dore_1866_23.jpg

کتاب Jubilees  که داستانی را درباره خروج انسان از بهشت به ما می رساند ، زمانی که آدم و همسرش حوا از باغ Edin خارج شدند و   ودر زمین محل ولادتشان ساکن شدند، این می تواند به این معنی باسد که آنها به Abzu در جنوب شرقی آفریقا برگشتند. آدم همسرش را «دانست» و حوا هابیل ، قابیل، Seth و دخترشان Awan را به دنیا آورد. بر طبق گفته کتاب مقدس، آدم و حوا هم دختر و هم پسر داشتند. هیچ کتاب متعارفی نیست که بگوید در کل 63  فرزند داشتند. مشاهدات ژنتیکی تایید می کند که نوع بشر از باغهای Edin بین النهرین ناشی نشده بلکه در برگشت  به Abzu  در جنوب شرقی آفریقا ناشی شده است. علم انسان شناسی و تحقیقات ژنتیکی یک زن را به عنوان منبع اصلی تمام انسان ها از تقریبا 250000 سال قبل قرار داده است.

https://i0.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/death+of+adam.jpg

افسانه های باستانی نسل به نسل منتقل شده و به صورت نسخه های مختلف باقی ماندند تا 2000 سال قبل زمانی که The Book of Adam and Eve   نوشته شد. این کتاب یک داستان در مورد این که چطور آدم زمانی که 930 ساله بود و  بیمار شد می گوید ، پسر آدم Seth بیماری او را می بیند و آدم را به سوی دروازه بهشت نزد خدایان می برد، » اتفاقا به من گوش می کرد و فرشته اش را به سوی من فرستاد تا برای من میوه بیاورد ، برای تو که مدت زمان طولانی تر شده است» میوه ای از درخت زندگی. آدم پیشاپیش سرنوشتش را به عنوان یک فانی پذیر محض پذیرفت و تنها آرزو کرد تا به وسیله روغن زندگی تدهین شود. او به همسرش حوا و پسرش Seth گفت تا به اطراف Paradise»»  بروند و از خدایان طلب یک قطره روغن که درخت زندگانی جاری می شد ، کنند تا بوسیله آن درد بدن او بهبود پیدا کند. سرانجام یک فرشته که نامش میکائیل است تصمیم خدایان از بهشت را برای آن دو آورد مبنی بر این برای زندگانی او تضرع و التماس نکنند زیرا که زمان زندگی آدم تکمیل شده است ، آدم 6 روز بعد در گذشت. از آنجایی که مرگ آدم اولین درگذشت یک انسان بود، حوا و پسر آنها Seth نمی دانستند که چه کار کنند. آنها تنها در دروازه بهشت نشستند تا روح آدم از بدنش جدا شد. در همان حال که آن دو در حال سوگواری و گریه بودند، حوا در خیال خودش یک وسیله حمل و نقل درخشان (ارابه آتشین) را در حال آمدن از بهشت دید . او صدای خدا را که در حال آموزش فرشتگان بود تا پارچه کتانی و کفن بیاورند تا تا آدم و هابیل را که هنوز به خاک سپرده نشده بود را به خاک بسپارند. هر دوی آنها تقدیس شده و به خاک سپرده شدند.

از آن زمان به بعد جمعت نوع بشر رونق پیدا کرد. انسان دیگر تنها به کار در معادن گرد و خاکی و ساخت معابد برای خدایان محدود نشدند.آنها یاد گرفتند تا چطور برای خودشان بپزند و برقصند. خیلی طول نکشید که Anunnaki ها که کمتر از زن های روی زمین بودند توانستند با دختران انسان سکس داشته باشند و این در حالی بود که هر دوی آنها از لحاظ بیولوژیکی یکسان بودند  . رهبر آنها Enlil  درباره این موضوع خوشحال نبود و با نگرانی به این مساله نگاه می کرد. برای او این یعنی شکست آنها در هدفشان برای حفظ دنیایشان به عنوان ماموریت اصلی شان بر روی زمین. طبیعت خیلی زود به Enlil  پیشنهاد کرد تا یک پایان برای تمام اینها بگذارد در پایان آخرین عصر یخبندان که موجب تغییرات آب وهوایی می شود او عمدا انسان را بلایای قریب الوقوع بعد از عقب نشینی یخها منجمله از بین رفتن محصولات زراعی، قحطی و در نهایت سیل آگاه نخواهد کرد.

خروج انسان از باغهای Edin  پایان ارتباط بشر با خالقانش نبود. در عوض ترک باغهای Edin تنها شروعی بود از یک فرم از ارتباط ، که رویارویی های مستقیم به ندرت اتفاق افتادند و رویاها و وحی شدند تجهیزات ارتباط الهی.

منبع: The Earth Chronicles  توسط Zecharia Sitchin

http://blog.world-mysteries.com/science/creation-of-mankind-a-sitchins-view/

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از آرمين  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

آدرس صفحه فيس بوك وبلاگ

http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%8A%D8%B2/121257084644047?sk=wall

تعرض دو زن فرازميني بروي پيتر خوري

این برنامه تحقیقاتی برای اثبات واقعی بودن ادعای ربوده شدن توسط بیگانه به وسیله کار بردن تمرکز در پزشک قانونی آغاز شد.مطالعه بروی Peter Khoury نتیجه ای به جز تایید تجربیات شگفت انگیز وی نداشت.این روش تمرکز ممکن است بروی افرادی که با موجودات فضایی در گیر شوند یا موجودات فضایی آنها را بربایند موثر واقع شود.علاوه بر این در یک مطالعه فوق العاده فرصتی شگفت انگیز را در تمرکز بروی الگوی بیگانه نشان می دهد که مداخله هوشمند موجودات فضایی بروی ساختار DNA  وجود دارد و شواهدی نیز ممکن است که این عمل بروی DNA  انسان مخصوصا در آن دسته از فرهنگ های بومی که دارای تاریخی غنی و دارای ادعای قوی های آتشین از آسمانها هستند را دارد و برای اولین بار در جهان pcr از مدارک و شواهد بیولوژیکی ربوده شدن توسط بیگانه را انجام داد (این مقاله در سال 2001 منتشر شد و در سال 2009 نسخه جدید آن ارائه شد  مقدمه ای بر 4 مرحله مطالعه بروی DNA ، Khoury  مانند ساختار و کاتالیزور آن بود.

by Bill Chalker
Anomaly Physical Evidence Group (APEG) Copyright 2001- B.Chalker/APEG Trust

سیدنی استرالیا تجربه ربودن انسان توسط موجودات فضایی با توجه به شواهد بیولوژیکی DNA  توسط PCR  مورد برسی قرار می گیرد.و موجب بدست آمدن نتایج فوق العاده ای می شود.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/dsc00153.jpg?w=300

پیتر خوری در سال 1964 در لبنان متولد می شود و در سال 1973 به استرالیا مهاجرت می ند.او همسر آینده اش Viva  را در سال 1981 می بیند  و در سال 1990 با هم ازدواج می کنند و صاحب دو فرزند می شوند.

پیتر اولین بار بشقاب پرنده را در 1971 هنگامی که با هفت کودک دیگر برای بازی به پشت بام رفته بود در لبنان مشاهده می کند سپس همه دوستانش را بصورت یخ زده مشاهده می کند و بعد جسم تخم مرغی شکلی که ترکیبی از هنر و صنعت بود را بر بالای سرش مشاهده می کند.سپس هر هشت کودک را به طبقه همکف انتقال می دهد بعد از مدتی هر هشت کودک بدون به یاد آوردن اتفاقاتی که افتاده بود به حالت عادی بر می گردند پیتر و همسرش بعدها  در سیدنی نور قوی را دیدند که حرکات شگفت انگیزی با افکت های عجیبی از نور را انجام می داد.

اثري مارك مانند روي پاي پيتر خوري

ترسناکترین رویارویی زندگی خوری با موجودات بیگانه در 12 ژولیه 1988 رخ داده است زمانی که خوری بصورت فلج بروی تخت بیمارستان افتاده بود و تعدادی از بیگانگان فضایی در اطراف تخت وی ظاهر شدند.یکی از آنها بلند و نازک با رنگ زرد طلایی و چشمانی سیاه داشت.یکی از آنها سوزنی بلند را وارد سر خوری کرد بعد از اینکه خوری هوشیاری اش را بدست آورد خود را به اتاق دیگری که خانواده اش در آن بودند رساند و متوجه شد مدت زمانی که در اتاق بین 1 الی 2 ساعت سپری شده بود در بیرون از اتاق فقط 10 دقیقه زمان گذشته بود صدمات وارده به سر خوری تایید شد.

تا آن زمان پیتر خوری در هیچ زمینه ای مورد مزاحمت و آزار قرار نگرفته بود.و سر انجام او مورد آدم ربایی موجودات بیگانه قرار گرفت و با نا امیدی با مشکلات دست و پنجه نرم می کرد گروه Ufology  در آپریل 1993 گروه (UFOESA) را برای حمایت از پیتر خوری تشکیل داد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/1988encountera.jpg?w=300

با وجود تلاش برای حمایت از پیتر خوری تجربیات عجیب و غریب برای او ادامه یافت.خوری در صنعت ساختمان کار می کرده در ساعت 7 صبح از ایستگاه قطار به خانه اش در حومه سیدنی باز می گردد پس از پیاده شدن همسر احساس ناخوش آیندی به خوری دست می دهد و او به خواب می رود بعد از بیدار شدن چیز عجیبی روی تختش می بیند دو زن عجیب غریب برهنه یکی از شمال اروپا و دیگری از آسیا دارای چانه ای دراز چشمانی بزرگ و بسیار زیبا به نظر می رسد زن بعدی قهوه ای تیره پوست با چشمان سیاه و موهای سیاه و سبکی شبیه به سبک پسرانه داشته.

در این میان هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاد خوری متوجه شد که زن اروپایی به زن آسیایی آموزش هایی را می دهد.زن شمال اروپایی که به نظر می رسد بیش از شش فوت قد و ظاهری بسیار زیبا داشت سعی داشت سر خوری را بطرف نوک سینه اش بکشد ولی خوری از خود مقاومت نشان می داد بعد از مدتی زن اروپایی نسبت به هیچ دردی واکنش نشان نمی داد و اثری از خون ریزی های وی نبود و قرار نبود این اعمال برای انتقال چیزی به زن آسیایی اتفاق بیفتد بعد از اینکه خوری سرفه ای می کند متوجه می شود هر دو زن از بین رفته بودند.

خوری بعد از نوشیدن یک چای برای ادرار کردن که می رود متوجه می شود در ادرار کردن مشکل دارد و این عمل برای او بسیار درد ناک است زیرا تعدادی از موهای زن اروپایی در زیر ختنه گاه او بطور محکم پیچیده بودند.خوری متوجه شد که این موها ههیچ ربطی به موهای همسرش ندارند او که دور اندیش بود موها را در پلاستیکی پیچیده و مهر و موم کرد.

خوری به این نتیجه رسید که چیز بسیار عجیب و فوق العاده ای رخ  داده است دو قطعه موها بلوند نازک در حدود 10-12 سانت و 8-6 سانتی متر متعلق به موهای زنهای شمال اروپا است.

 

مانند بسیاری ها پیتر خوری دارای تجربه های شگفت انگیز بسیاری است در طول ماه نوامر 1996 وقتی که با همسرش در تخت خواب بود نوعی انرژی مزاحم را در اتاق حس کرد.چشمانش را باز کرد و دوباره چند چهره بمانند آنچه در 1988 دیده بود را دید پیتر دوباره احساس فلجی کرد و احساس کرد شناور است و پاهایش بطور افقی بطرف آینه است و تماس پاهایش با آینه را احساس کرد.سپس احساس نوعی الکتریسیته را در بدنش کرد که وز وز می کند سپس بعد از مدتی در رخت و خوابش از خواب بیدار می شود.در بین سالهای 1994 تا 1995 پیتر خوری تجربیاتی مانند انفجار نور با صدا که توسط ویوان همسرش نیز مشاهده شده بود را دید و سپس دوباره تجربیات قبلی به او دست داد در بین سالهای 1996 تا 1999 خوری از هر گونه تجربه ای مصون بود.

در سال 1996 پیتر توسط روانپزشک دانشگاه هاروارد جان ماک برنده جایزه پولیتتیزر مورد برسی قرار گرفت.بر اساس نوشته های رگرسیون پیتر وارد یک اتاق  نورانی شده و یک میز بالاتر از او بوده و صدایی مانند صدای پرندگان و سایه را دیده و صدای آنها مانند 50 نفر به نظرش رسیده.سپس پیتر ماهیت عجیب  حنجالی دو زن را با روانشاس مورد بررسی گرفته و آزمایشات محدود و ناقصی در مورد نمونه مو انجام گرفت زیرا پیتر ممکن بود توسط موجودات فضایی بیگانه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته باشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/mack1.jpg?w=300

(از چپ به راستProf. John Mack, Peter Khoury, Bill Chalker & Dominique Callimanopulos (Photo: P. Khoury)

در سال 1998 برای نخسین بار در جهان DNA PCR واکنش زنجیره ای پلیمراز بروی دو تار مو انحام گرفت و نتایج موها متلعق به یک انسان اما از نوع نژادی غیر معمول نادر مغول چینی که یکی از کمیاب ترین نوع انسان ها بود است.همچنین این مو نیز می توانست مال یکی از سکنه اولیه کره زمین که نوعی نژاد آفریقایی بوده اند باشد.

ناهنجاری عجیب و غریب بدست آمده همانطور که انتظار می رفت از نوع آسیایی میتوکندری DNA  است نتیجه این شد:موها متعلق به یک زن بلوند قد بلند که رنگ های زیادی را در مو یا پوست خود ندارد تا او را از اشعه خورشید محافظت کند می باشد.

شکل ترسیم شده توسط یک هنرمند از موجودی که توسط پیتر خوری توصیف شده بود.

در بهار 1992 توالی dna زن توصیف شده بهبود یافت و استخراج شد.نمونه بزرگ نشان دادن شفافیت نوری و ساختار موزاییکی شکل در شکل مشاهده می شود توالی DNA  از سمت چپ نوشته شده اند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/xseq.jpg?w=300

DNA کار اصلی بروی شفافیت دادن موها را انجام می داد جذب نا هنجاریها نیز در ریشه مو انجام می گرفت Dna  نادر نوع چینی نیز در ساقه مو یافت شد و نوعی dna نادر اسکاتلندی نیز در ریشه مو پیدا شد.

توالی DNA میتوکندری از رشته مو زن بلوند

ریشه توالی مو بسیار گیج کنننده و بحث بر انگیز بود تا زمانی که در سال 2000 تکنیک جدیدی ابداع شده یافته های اخیر را در پیوند با موها ناسازگار نشان داد این توالی در سال 1992 توسط پیتر خوری بهبود بخشیده شد.

بخث بر انگیز ترین مورد موها مقاومت مو ها در مقابل ویروس ها بود .برسی نمونه نشان داد که دو ژن از آن حذف شده اند که یی از آنها پروتئین CCR5 بود حذف این پروتئین در کمتر شدن احتمال ابتلا به ایدز موثر است.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/ccr5deletionsequence.jpg?w=300

این شواهد نشان داد که انسان ها در مرحله ضعیفی از علم ژنتیک هستند.

ماهیت این یافته های ژنتیکی منجر به یافتن برخی ارتباطات جالب با فرهنگ و اسطوره ها و باستان شناسی مانند مومیایی عجیب تاکائاکان در چین که دارای موهای بلندی بود و داستان خدا و زن باسک ماری و ارتباط آن با اساطیر ایرلند شد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/strangespeculationsa.jpg?w=300

از چپ به راست تتیس در هود-عاج از دوره-سن سنگ-سنت ژرمن

داستان Tuatha  از اساطیر ایرلند توصیف خدایان قدرتمند بلوند با موهای نارنجی و سایر ویژگی های غیر معمول است.در حالی که ارتباطات فرهنگی و استوره ای جذاب سایر ملل داستان های جذابی از سایر ملل در باره ربوده شدن توسط موجودات بیگانه و نوردیک دخیل در دزدیده شدن سایل ملل را دارند.

https://i2.wp.com/images.mylot.com/userImages/images/postphotos/2514378.jpg

بنظر می رسد زنی که پیتر خوری با او روبه رو می شود الهه نوسنگی قدیمی اروپا و خدای اولیه در اساطیر باسک بود تا به حال به شکل های گسترده ای از جمله درخت زن شعله های آتش ابر سفید رنگین کمان توپ در هوا آتش داس و آسمان احاطه شده در آتش و بصورت شناور افقی در فضا دیده شده بود.

سوابق ایرلند باستان توصیف کل از یک سری از تهاجمات توسط بیگانگان است در طول قرن 12 میلادی توصیف آمدن Danann مرموز tuath یا قبیله danu  با ظاهر و موهای بلند قرمز که به مردم محلی آموزش هایی را نیز می دادند دارد.

گزارش های دیگر نشان می دهد که موجودی که خوری توصیف کرده بود در سال 1957 در ربودن نتونیو ویلائی بواس  نیز نقش داشته و نمونه ی دیگری از موهای طلایی در آن نقطه کشف شده است.تجذیه و تحلیل DNA  از نمونه های بیولوژیکی و ارتباط اسطوره ای نشان می دهد که ادعای ربوده شدن توسط افراد مذکور می توانست درست باشد.

این تحقیقات در مورد ادعای خوری در 4 فاز انجام شد در فاز اول تحقیقات اولیه در مورد پرونده خوری که منجر به دستیابی به اطلاعاتی در باره اصل بودن مدارک و شواهد ارائه شده توسط خوری بود

فاز دوم روی ریشه ی موی بیگانه متمرکز شده بود و نشان داد که ماهیت مو از یک اهدا کننده بیگانه بوده است و متعلق به یک زن بلوند نوردیک با پروفیل غیر معمولی از dna  است که ممکن است به یک نژاد نادر آسیایی وابسته باشد.که ژن CCR 5  که در عدم ابتلای فرد به ایدز و ابله موثر بوده است را حذف شده است این گزارش در کتاب ژن موی بیگانه نوشته شده است.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/strangeevidencepage1.jpg?w=226

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/pkhairdnaresultssummary.jpg?w=300

با احتیاط و با استفاده از داده های محافظه کارانه مشخص شد که ccr5  در حدود 5000 سال قبل از نژاد نادری از انسان ها حذف شده است که شامل یک درصد پایین جمعیت انسانی در مردم شمال شرق اروپا نیز می باشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/ccr5deletionsequence1.jpg?w=300

دلایلی که برای امکان داشتن یک جهش ژنتیکی در موها و حذف تصادفی ژن ها ارائه شده بود نیز رد شد.بنا به گذارشات بیگانگان فضایی در تعامل با محیط زیست و بدون هیچگونه اقدام احتیاطی نسبت به انسان و بیماری ها به ادامه کار خود مشغول هستند.

آلیسون گالوانی و جان نوامبر در گزارش خود در كتاب تاریخچه تکاملی نوشته اند این  allele جان در زمان تکاملی قرار دارد و دارای فرکانس نسبتا بالایی در اروپا است.این دو دانشمند اظهار می دارند که حذف CCR5  نقش تاثیر گذاری در حذف ابله طاعون در اروپای باستانی و قرون وسطی داشته است.

با توجه به این استدلال ها به نظر می رسد که بطور کلی در آفریقا و سپس در هند و چین و قبل از رسیدن به اروپا و آمریکا این allele حذف شده باشد.

فاز 3 اتصال LAHU  تایلند چین 2005-2006

در فاز سوم تمرکز بروی ارتباط ژنتیکی در سطح گسترده انجام گرفت و به دلیل منحصر به فرد بودن نژاد مغولی چینی گروهی از مردم چین جنوبی شمال تایلند میانمار برمه لائوس یوننان مورد برسی گرفتند و اتصال های غیر معمول نوری در ژن ها مشاهده شد که مانند نونه خوری با ظاهر هیبریدنوردیک بودند هر دو از طریق dna  خود و محلی که در آن یافت شده بودند سرشار از شواهد بیگانگان فضایی بودند.

در فاز چهارم جنبه های بسیار مهم و حیاتی برای برسی شواهد مداخله ژنتیکی موجودات فضایی هوشمند در فرهنگ های مختلف جهان ماننند تایلند چین برزيل نیوزلند آفریقا و اتصالات مطرح دیگر مانند آینو ژاپن و ژنتیک سامی تنیگما در شمال اروپا  و …. مورد بررسی قرار گرفت و ممکن است حضور بیگانگان فضایی خارج از کنترل ذهن ما هستند را بدهد که ممکن است با پیشرفت علم پزشکی و ژنتیک مدارک پزشمی قانونی بیشتر از حضور فضایی ها را به ما بدهد.

این مرحله با توجه به مطالعه ی مشاهده موجودات در بالا دستیابی به موفقیت در فعالیت با يوفو و پدیده های نوری آدم ربایی های بیگانه فرهنگهایی که مشاهده موجودات فضایی را در تاریخچه خود دارند Dna   های غیر معمول و مکانهای غیر معمول و خالی از سکنه نیز می تواند به پیش برود.

منبع : كتاب ژن موي بيگانه

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/hoa2bcover2bex2bauforn.jpg?w=198

پ . ن : با تشکر فراوان از رامين  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: