بایگانی ماهانه: ژوئیه 2011

بیش از۱۵۰دورگه انسان – حیوان در آزمایشگاههای بریتانیا پرورش یافته اند !

بیش از۱۵۰دورگه انسان – حیوان در آزمایشگاههای بریتانیا پرورش یافته اند !

(Daniel Martin & Simon Caldwell – dailymail.co.uk)

تاریخ خبر: ۲۳ جولای ۲۰۱۱

دانشمندان بیش از ۱۵۰ جنین هیبرید ( انسان –  حیوان ) در آزمایشگاه های بریتانیا به وجود آورده اند.

این هیبرید ها طی سه سال گذشته تحت تدابیر امنیتی و محرمانه شدید توسط محققان و به منظور بررسی راههای درمان ممکن برای طیف وسیعی از بیماری ها محافظت شده اند.

https://i1.wp.com/i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/07/22/article-2017818-0D1F06B200000578-115_468x286.jpg

(مرکز تحقیقات: دانشگاه   warwich   که از سه سال پیش شروع به بوجود آوردن هیبریدهای انسانی – حیوانی کرده است.)

https://i0.wp.com/www.whiteowlconspiracy.com/wp-content/uploads/2011/07/gptrns65-human-animal-300x205.jpg.pagespeed.ce._DgWt749_L.jpg

افشاگریهای اخیر در مورد هیبریداسیون از کابوسی خبر میدهد به نام سیاره میمونها که در پی تولید بیش از حد هیبریدهای انسانی – حیوانی صورت خواهد پذیرفت.شب گذشته یکی از افراد باسابقه درباره افراط تحقیقات پزشکی در این مساله اظهار انزجار کرد . آمار مشاهده شده توسط دیلی میل بیان کننده بیش از ۱۵۵ جنین ‘دورگه’ است که حاوی عناصر ژنتیکی هم انسان و هم حیوان میباشند و از زمان وضع قانون لقاح مصنوعی جنین انسان در سال ۲۰۰۸ بوجود آمده اند . این قانون ایجاد انواع دورگه ها شامل لقاح تخم حیوانات توسط اسپرم انسان میشود . ‘cybrids’ که در آن یک هسته انسانی در سلول های حیوانی کاشته میشود و ‘chimeras’کایمرا که در آن سلول های انسانی با جنین حیوانات مخلوط میشود .

دانشمندان می گویند این تکنیک می تواند به منظور توسعه سلول های بنیادی جنینی مورد استفاده قرار گیرد که برای درمان طیف وسیعی از بیماری های علاج ناپذیر مفید است.

 

به سه آزمایشگاه در انگلستان — کینگز کالج لندن  دانشگاه نیوکاسل و دانشگاه وارویک — مجوز برای انجام دادن پژوهش اعطا شد و پس از آن به مرحله اجرا رسید . در حال حاضر ایجاد جنین هیبرید به دلیل کمبود بودجه متوقف است ، اما دانشمندان معتقدند که امکان چنین کاری در آینده وجود خواهد داشت.این رقم در پی سوال مجلس از عضو مجلس اعیان لرد آلتون افشا شد .

https://i1.wp.com/i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/07/22/article-2017818-0D1F139200000578-250_233x368.jpg

( مرکز آزمایشات: دانشگاه نیوکاسل که یکی دیگر از مراکزی است که در آن آزمایشات روی هیبریدهای انسانی – حیوانی در حال انجام میباشد.)

شب گذشته، او گفت : “من در پارلمان در برابر ایجاد دورگه انسان حیوان به عنوان یک اصل مهم ایستادم و هیچ یک از دانشمندان هیچگونه توضیحی از شرایط پیش از درمان به ما ارائه نکردند .این مساله هیچ توجیه اخلاقی ندارد و کشورمارا به زیر سوال خواهد برد .این هیبریداسیون بسیار مشمئز کننده است .هرموقع از دانشمندان توضیحی خواسته شده آنها آنرا اینگونه توجیه کرده اند که اگر شما فقط به ما اجازه این کار را بدهید ما راه درمان بسیاری از بیماریهای ناشناخته بشری را کشف خواهیم کرد !!ولی این یک باج خواهی عاطفی است!!از ۸۰ راه درمانی که با سلولهای بنیادی صورت میگیرد ،از سلولهای بنیادی بالغ می آیند و هیچ کدام آنها جنینی نیستند!این مساله هم به دلایل اخلاقی و معنوی مطرود است وهم به دلایل علمی و پزشکی.”

Josephine Quintavalle از گروه طرفداران زندگی در مورد اخلاق باروری اظهار نظر کرد که ” من مبهوت مانده ام که این روند در جریان است و ما هنوز هیچ چیزی از آن نمیدانیم !! “

“چرا آنها این مساله را مثل یک راز بیان میکنند و اگر آنها به کاری که میکنند اطمینان دارندچرا ما برای شفاف سازی آن نیاز به پرسشهای پارلمانی داریم ؟”

“مشکلی که با بسیاری از دانشمندان داریم این است که آنها میخواهند این کار را انجام دهند صرفا برای تجربه آن !واین یک دلیل منطقی خوبی نیست!”

اوایل این هفته ، یک گروه از دانشمندان برجسته در مورد” آزمایش سیاره میمونها “هشدار دادند .آنها خواستار قوانین جدیدی شدند که از بوجود آمدن حیوانات آزمایشگاهی با ویژگیهای انسانی جلوگیری کند .به عنوان مثال تزریق سلولهای بنیادی انسان در مغز پستانداران!

اما  پروفسور Robin Lovell-Badgeاز شورای پژوهش موسسه ملی تحقیقات پزشکی در گزارش خود گفت که “دانشمندان نگرانی بابت هیبریدهای انسانی – حیوانی بوجود آمده در آزمایشگاهها ندارند چرا که به موجب قانون٬ این هیبریدها ظرف مدت ۱۴ روز نابود میشوند .”

او گفت ” دلایل انجام چنین آزمایشهایی ٬درک بیشتر از نحوه تکامل اولیه بشر و نیز رسیدن به راههای درمان بیماریهای ناعلاج است . و من به عنوان یک دانشمند، احساس می کنم که ضرورت اخلاقی در دنبال کردن این تحقیقات وجود دارد. تا زمانی که به اندازه کافی کنترل روی آزمایشاتی داریم که در این کشور انجام میشود باید به این پژوهشها افتخارکنیم .”

با این حال وی خواستار کنترل شدیدتری در مورد نوع دیگری از آزمایشات جنینی شد که در آن مقادیری از عناصر ژنتیکی انسان در جنین حیوانات به کار برده میشود .

این هیبریدهای انسان – حیوان در حال حاضر در کشورهای زیادی بوجود میآیند که شاید قوانین ضعیفتری در این رابطه دارند یا اینکه اصلا قوانینی در این موارد ندارند!

منبع : روزنامه دیلی میل

http://www.dailymail.co.uk

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از یاسمینای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

Advertisements

کامپیوتر باستانی با قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال

کامپیوتر باستانی با قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال

Antikythera mechanism یک کامپیوتر مکانیکی متعلق به ۲۰۰۰ سال پیش (۸۰ قبل از میلاد ) می باشد که برای محاسبات نجومی طراحی شده است .

این وسیله در سال ۱۹۰۰ در قسمت شمالی جزیره کوچک آنتی کیترا در ناحیه کرت یونان توسط عده ای غواص که برای جمع آوری اسفنج رفته بودند در یک کشتی غرق شده متعلق به عصر برنز در میان تعداد زیادی از وسایل دیگر کشف گردید و به موزه آتن منتقل شد اما ماهیت اصلی آن تا دهه ها بعد مجهول ماند.در سال ۱۹۵۸ درک جی سولا پرایس در صدد ترمیم این قطعه برآمد. درسال ۱۹۷۱ یک اسکن ایکس ری نشان داد که این جسم دارای چرخ دنده های متعدد درون خود می باشد.این کامپیوتر  دارای تکنولوژی منحصر به فردی است به صورتیکه تکنولوژی ساخت آن برابر با تکنولوژی ساخت ساعت در سویس در قرن ۱۹ می باشد  وتا قبل از قرن ۱۴ که ساعت نجومی ساخته شد وسیله ای با این مکانیسم پیچیده ساخته نشده است .

File:NAMA Machine d'Anticythère 1.jpg

Front Gears & Dials

با تحقیقات بیشتر در مورد این وسیله شکل نهایی آن یک صفحه ی مدرج درروی یک جعبه چوبی که درون آن ۲۰ چرخ دنده وجود داشت تصویر شد . در روی این جعبه تقویم های نجومی و سال نما و همچنین فرایندی که زمان دقیق طلوع و غروب خورشید . حالت های ماه و مختصات قرار گیری سیارات منظومه شمسی را در روز های سال با دقت بالا  نشان می داد وجود دارد .

منبع :

http://www.antikythera-mechanism.gr/project/overview

http://en.wikipedia.org/wiki/Antikythera_mechanism

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از پدرام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

مشاهده یوفو در حادثه نروژ یا مشاهده یک لامپ خیابان؟

در حادثه ای که چند روز قبل در نروژ اتفاق افتاد فیلم هایی از این رویداد منتشر شد که در یکی دو تا از این ویدئو ها یک شی در آسمان به صورت معلق دیده شد که رسانه ها مدعی رویت یوفو در زمان این حادثه شدند در حالیکه این شی یک لامپ خیابانی است که به وسیله سیم بالای خیابان قرار میگیرد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/07/ufo_oslo.png?w=300

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/07/norway-ufo-2011-oslo.jpg?w=300

در یکی از این فیلم ها این مورد ثابت میشود .یا به عکسهای خیابانهای شهر اسلو مراجعه کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=UUZC7M26a_s&feature=player_embedded

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

هیولای ناشناخته در ساحل چین

به  گزارش گروه خواندنی های مشرق، لاشه یک موجود غول پیکر در ساحل گواندانگ چین به گل نشست. در حال حاضر هیچ کس از ماهیت این موجود خبر ندارد. طول این هیولا ۱۷ متر بوده و با داشتن چهار و نیم تن وزن این نکته را در ذهن تداعی می کند که شاید یکی از گونه های کمیاب از خانواده  نهنگ ها باشد اما زیست شناسان با بررسی بدن این موجود این احتمال را به کلی رد کردند.

http://blogs.discovery.com/.a/6a00d8341bf67c53ef0154333ccd10970c-pi
ماهیگیران محلی گواندانگ عامل اصلی مرگ این موجود هستند چرا که دور لاشه این جاندار تور ماهیگیری پیچیده و بدنش کاملا متلاشی شده است.
در حال حاضر تحقیقات گسترده ای توسط سرویس ملی آبهای اقیانوسی بر روی این جاندار صورت گرفته و زیست شناسان این مرکز در تلاشند تا این جانور غول پیکر را شناسایی کنند.

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

بابک نامی

مکزیک یکی از عجییب ترین کشورهای دنیاست و قطعاً این بدلیل آثار باستانی بی شمار و البته منحصر بفردی است که در همه جای این سرزمین قابل مشاهده است. به جرات می توانم بگویم تنها کشوری که می تواند از لحاظ باستان شناسی با مصر رقابت کند همین کشور مکزیک است. مکزیک قلب تمدن آمریکای باستان است. در این مطلب من درباره شهرهای فوق العاده مایاها بحثی نخواهم کرد بلکه سعی خواهم کرد درباره چیزی صحبت کنم که تنها یکی از دلایلی است که لقب سرزمین جمجمه های اسرارانگیز را برازنده کشور مکزیک کرده است. اگر از جمجمه هایی با کاسه سر دراز شده با قدمت بیش از هزار سال بگذریم و اگر فقط محض اطلاع به این نکته اکتفا کنیم که تا کنون سیزده جمجمه کریستالی باستانی در مکزیک یافت شده است، به جمجمه ای موسوم به کودک ستاره ای می رسیم که به نظر من می تواند اسرارانگیز ترین جمجمه در بین جمجمه های باستانی باشد. در اینجا سعی کرده ام  تا آنجا که می شود بطور خلاصه به معرفی این اثر بی نظیر باستانی بپردازم. البته ناگفته نماند آزمایشات و تست های علمی بسیاری برای کشف مجعولات آن انجام گرفته است و اگر جزئیات آزمایشات و تست ها یا داده ها و نتایج تجزیه و تحلیل آزمایشات و نظرات متخصصان امر را در این نوشتار می آوردم، قطعاً حجم متون به چندین کتاب نیز کفایت نمی نمود، بنابراین در اینجا به چکیده ای از آن اکتفا می کنم.

https://i0.wp.com/s1.hubimg.com/u/2839508_f260.jpg

جمجمه کودک ستاره ای (Starchild Skull) یک جمجمه ای کاملا متفاوت و عجیب ولی کامل و به اندازه جمجمه کودک ۵ یا ۶ ساله با قدمتی حدود ۹۰۰ سال است که در دهه ۱۹۳۰ در مکزیک یافت شد. در سال ۱۹۹۹، رای و ملانی یانگ (Ray and Melanie Young) صاحبان جمجمه، آن را در اختیار لوید پای (Lloyd Pye) یک متخصص آثار باستانی و مسائل پارنرمال قرار دادند تا تحقیقاتی رو آن انجام دهد. پای اولین کسی بود که جمجمه را بصورت علمی بررسی کرد. او در ابتدا فکر کرد جمجمه متعلق به یک انسان است و شکل عجیب آن را نتیجه نوعی فرآیند دفورمه شدن است که در بسیاری از بیماری های ژنتیکی نادر نظیر آن مشاهده شده است، اما با بررسی های دقیق شبیه سازی رایانه ای با این حقیقت مواجه شد که تقارن دو نیمه چپ و راست جمجمه بسیار کامل تر از آنست که آنرا در نتیجه یک بیماری یا فشار فیزیکی بدانیم. در حقیت تقارنی که در جمجمه کودک ستاره ای وجود دارد از انسان طبیعی نیز بیشتر می باشد. او متوجه شد که تمام قسمت های جمجمه با یک نظام خاص و هماهنگ با سایر بخش ها تغییر شکل و رشد یافته است. حال اینکه در مواردی که جمجمه تحت اثر بیماری یا فشار های فیزیکی بیرونی دچار دفورماسیون می شود، تقارن آن بهم خورده و تناسب و تعادل اندازه اجزا از بین می رود. به عبارتی در جمجمه های دفرمه شده در اثر این عوامل معمولا یک بخش آن بزرگتر و بخش دیگر کوچکتر می شود یا یک جزئی بیشتر رشد می کند و جزء متناظر آن رشد کمتر یا نرمالی نشان می دهد. پای نمی توانست بپذیرد شکل جمجمه کودک ستاره ای از شکل نرمال دچار تحول شده باشد. او معتقد بود شکل نرمال و ذاتی جمجمه ستاره همینی بود که هست. پای با همکاری چندین دانشمند اعم از ژنتیکدانها، باستان شناسان دیگر و شیمیدان ها، پروژه ای موسوم به “پروژه کودک ستاره” را به منظور پاسخ به سوالات بیشمار پیرامون این جمجمه عجیب راه اندازی کرده است. وی آخرین نتایج و اطلاعات بدست آمده این پروژه  را در کتابی تحت عنوان (Llyod Pye’s Starchild project) در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده است. (برای دانلود نمونه کتاب اینجا کلیک کنید).

گمانه زنی های بسیاری حول این جمجمه در جریان است. دانشمندان نظرات متفاوتی ارائه می دهند. در این بین کشمکش بین دو جریانی برقرار است که یکی معتقد است جمجمه متعلق به یک انسان زمینی است که در اثر عواملی، دفرمه شده و دیگری ادعا می کند هیچ شاهدی دال بر انسان بودن آن در دست نیست و صاحب این جمجمه یک موحود فرازمینی احتمالا نژاد بیگانه گری و یا حداقل هیبریدی از انسان و بیگانه است. تحقیقات بر روی جمجمه همچنان ادامه دارد و هر از چند گاهی اطلاعات جدیدی درباره آن افشا می شود. شکل ظاهری و نتایج آزمایشات فیزیکی تئوری فرازمینی بودن صاحب جمجمه را مطرح می کند. برخی تستهای بیولوژی مولکولی حکایت از منشا انسانی جمجمه کودک ستاره ای دارد، در برخی دیگر نیز نتایج بدست آمده با هیچ یک از داده های انسانی مطابقت نمی کند. بسیاری از مردم از جمله خود لیود پای معتقدند جمجمه کودک ستاره ای می تواند متعلق به یک موجود فرازمینی باشد.

تاریخچه:

هشتاد سال قبل در سالهای دهه ۱۹۳۰ یک خانم جوان آمریکایی برای گذراندن تعطیلات به زادگاه پدرش، روستایی در منطقه کوپر کانیون واقع در ۱۰۰ کیلومتری شهر چیهاهای مکزیک سفر می کند. علیرغم هشدارهای داده شده درباره عدم ورود به  تونل های اطراف دهکده، وی مصمم است تا وارد یکی از این مکانهای باستانی شود. کنجکاوی های او باعث می شود سری به یکی از این تونلهای معدن بزند. او بعد از وارد شدن به تونل و طی مسافتی به انتهای تونل می رسد و در کف زمین اسکلت انسانی به پشت خوابیده را کشف می کند. نزدیک تر می رود تا نگاهی دقیقتر به آن بیاندازد. او متوجه می شود اسکلت بازوی انسانی دیگر ولی کوچکتر از زیر خاک بیرون آمده و اسکلت بزرگتر را در آغوش گرفته است. دختر جوان خاک های زیر اسکلت را به کناری می زند و اسکلت دوم را از زیر خاک خارج می کند. اسکلت دوم مربوط به یک کودک بود چون نسبت به اسکلت اولی اندازه کوچکتری داشت اما بزرگترین تفاوتی که با اسکلت کناری و هر اسکلت انسان داشت شکل کاملا غریب جمجمه آن بود. دختر سعی کرد هر دو اسکلت را از تونل معدن خارج کند اما باران شدیدی شروع شده بود و هر آن احتمال داشت سیل وارد معدن شود. او می دانست اگر عجله نکند خودش نیز در کنار این اسکلت ها دفن خواهد شد بنابراین تصمیم می گیرد جمجمه ها را با خود ببرد. او بلافاصله به خانه اش در ال پاسوی تگزاس بر می گردد. مدتی بعد دوباره به محل اسکلت ها و باز می گردد تا اگر شد بقیه استخوانها را از آنجا خارج سازد ولی معدن قدیمی در اثر سیل آنروز کاملا ویران شده بود و هیچ اثری از اسکلت ها نبود. او هردو جمجمه را تا پایان عمرش به عنوان میراثی گرانبها از طرف اجدادش در خانه خود در تگزاس نگهداری کرد.

دختر کاشف در سال ۱۹۹۰ درگذشت و جمجمه های اسرار انگیز در سال ۱۹۹۸ به دست ری و ملانی یانگ افتاد. ملانی یک پرستار نوزادان بود و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده بود. بنابراین خیلی زود به شکل عجیب و ناهنجار جمجمه کودک پی برد. او بخاطر کار و رشته تحصیلیش بخوبی می دانست که این جمجمه به هیچ وجه جمجمه نرمالی نیست و بسیار مایل بودند تا بدانند چرا جمجمه کودکی در قریب به ۹۰۰ سال پیش اینگونه بوده است و اصلا این جمجمه متعلق به انسان است یا خیر. وی برای یافتن پاسخ سوالاتش از یک متخصص جمجمه های عجیب  بنام لیود پای کمک می خواهد. پای چندین کتاب درباره جمجمه ها نوشته و سابقه تحقیقات زیادی در این باره دارد. کودک ستاره ای نامی بود که پای به این جمجمه داد و در سال ۱۹۹۹ پروژه ای به همین نام با هدف کشف راز های آن آغاز کرد. پای از پژوهشگران و محققین مربط دعوت کرد تا او را در این راه یاری کنند. مهمترین سوالی که او در پی پاسخش بود این بود که آیا صاحب این جمجمه موجودی از نژاد بیگانه بوده است؟

https://i1.wp.com/a2.l3-images.myspacecdn.com/images02/152/476ff0e90cd1461bbd83ed615838f798/l.jpg

رای و ملانی یانگ. صاحبان جمجمه کودک ستاره ای

https://i2.wp.com/www.gexplorer.net/notizie/wp-content/uploads/2010/12/Ray-e-Melanie-Young.jpg

لیود پای. متخصص جمجمه کودک ستاره ای

 

دورگه انسان-بیگانه

بررسی ها حاکی از این است که جمجمه بزرگتر، طبیعی و متعلق به یک زن بالغ می باشد، در مقابل جمجمه کودک ستاره ای به دلایلی شبیه گونه های فرازمینی است تا انسان (در بخش دوم بیشتر، به دلایل این شباهت می پردازیم). آنچه در اولین نگاه به این جمجمه به ذهن متبادر می شود شباهت آن به گونه ای بیگانه بنام گری هاست. گفته می شود گری یا خاکستری ها موجوداتی فرازمینی هستند با قدی تقریباً نصف قد انسان، سری بزرگ و بالون شکل، چشمانی بزرگ به رنگ سیاه و نزدیک به هم و کلاً با صورتی کوچک. اگر چهره کودک ستاره ای را از روی جمجمه اش بازسازی کنیم، این مشخصات ظاهری را می توانیم در آن ببینیم. مثلا سر کودک بالونی شکل با چشمانی بزرگ و صورتی کوچک است. بسیاری از افراد معتقدند کودک ستاره ای نه یک بیگانه اصیل بلکه هیبریدی از بیگانه و انسان است. این نظریه به این دلیل جسارت مطرح شدن پیدا کرده است که در کنار اسکلت کودک، اسکلت یک زن انسان هم خوابیده بود. همچنین اسکلت ها در شرایطی قرار داشتند که به نظر می رسید زن کودک را بغل گرفته است. آیا این زن مادر آن کودک بوده است؟

https://i0.wp.com/www.frontierscience.us/images/Pye3.jpg

تصویر بازسازی شده از کودک ستاره ای (سمت راست) و نقاشی از بیگانه خاکستری (تصویر چپ)

در بسیاری از اساطیر منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی افسانه هایی از پدران فرود آمده از آسمان که زنان زمینی را بارور می سازند وجود دارد. همیشه در این افسانه ها موجودات ستاره ای طی دوره ای خاص بر زمین فرود می آمده و با زنان انسان آمیزش می کرده اند. زن فرزند را در بطن خود پرورش می داده، آنرا به دنیا می آورده و تا پنج سالگی بزرگ می کرده. تا اینکه پدر آن موجود از آسمان فرود آمده و کودک را با خود به آسمان می برده است. طبق برخی گمانه زنی ها، کودک ستاره ای طی این روند به دنیا آمده است.

“روزی روزگاری در دهکده ای واقع در مکزیک امروزی موجودی ستاره ای از آسمان فرود می آید و با یکی از دختران دهکده آمیزش می کند سپس به دنیای خود بر میگردد. دختر باردار فرزند ستاره ای خود را در بطن خود حمل می کند، به دنیا می آورد و بزرگ می کند. موجود ستاره ای دوباره به همان روستا باز می گردد تا کودک را به دنیای خودش ببرد. مادر تمایل به از دست دادن کودک نیست. او دست کودکش را میگیرد و راهی صحرا می شود. او بدنبال مکانی برای دور ماندن از موجود ستاره ای وارد معدنی در دامنه کوه می شود. در همانجا کودک ستاره ای را می کشد و خودش با نوشیدن زهر همراه کودکش در دنیای مردگان می گردد”.

جمجمه مرموز

در مورد جمجمه کودک ستاره ای می توان گفت با بررسی خطوط محل اتصال تکه استخوانها حدس زده می شود که صاحب آن در سن پنج یا شش سالگی مرده است. برخی متخصصان بر مبنای آزمایشاتی که بر روی دندانها صورت دادند سن آن را در حدود بیست و شش سال تخمین می زنند. اندازه جمجمه علیرغم کودک بودن آن بزرگتر از جمجمه یک انسان بالغ است. ضخامت استخوان جمجمه تقریباً نصف ضخامت استخوان یک جمجمه طبیعی با ابعاد خودش است، وزن کلی جمجمه نصف وزن نمونه طبیعی است. آزمایشات نشان داده است میزان مقاومت استخوان جمجمه نسبت به نمونه طبیعی علیرغم نازکتر بودن، بسیار بیشتر است. یعنی نوع استخوان جمجمه بگونه ای است با حجم کمتر استحکام بیشتری دارا می باشد.این درحالی است که بیماری های استخوانی موجب تضعیف استخوانها می گردد. مطالعلت میکروسکوبی وجود فیبر ها یا رشته های نا شناخته ای را در بافت استخوان جمجمه به اثبات رسانده است. تقریباً تمامی اجزاء جمجمه با جمجمه طبیعی انسان متفاوت است این تفاوت بیشتر در بخش تحتانی و پیشانی کاسه سر و اجزای صورت بارزتر به نظر می رسد.  دانشمندان در ابتدا حدس می زدند بدشکلی (Deformation) استخوان پسین جمجمه کودک در اثر فشار وارد شده طب بستن سر در دوران کودکی بوجود آمده است. باند پیچی سر کودکان به منظور درازکردن جمجمه امروزه نیز در برخی قبایل افربقا انجام می شود.  طی این عمل، تحت فشار قرار دادن قسمت فوقانی جمجمه باعث جدا ماندن و عدم اتصال کامل تکه های استخوانس می شود که این عمل منجر به بوجود آمدن قسمتی به نام نقطه نرم در بالای جمجمه می شود که تا پایان عمر آثار آن از بین نمی رود. در جمجمه کودک ستاره ای اثری از نقطه نرم دیده نمی شود. علاوه بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این جمجمه در کودکی تحت فشار فیزیکی قرار گرفته است.

قسمت پس سری (Occiptial) در جمجمه انسان طبیعی کاملا منحنی است و تا استخوان اینیون (Inion) این انحنا را حفظ می کند، استخوان اینیون انحنا را می شکند و به این دلیل در قسمت پائین پس سر یک گودی ایجاد می شود. در جمجمه کودک، این استخوان پس کله کاملا صاف و با شیب بسیار تند رو به پائین قرار دارد (می توانید یک لامپ را تصور کنید). حتی خود اینیون هم همین انحنا را تا انتهای جمجمه حفظ کرده است. بنابراین جمجمه فاقد آن سوراخی است که همه ما در پس کله مان داریم. اصطلاحاً گفته می شود جمجمه کودک ستاره ای فاقد نشیمنگاه است یعنی انتهای انتهای پس سر ان به جای اینکه تخت باشد، عمودی است. تختی پس سر تا حدودی در جمجمه افرادی که در کودکی روی گهواره تخت بزرگ شده اند نیز مشاهده شده است ولی نه به ابعاد کودک ستاره ای. تاکنون افراد بسیاری موضوع گهواره تخته ای یا آلاتی که باعث تخت شدن پشت سر نوزاد می شود را درمورد تخت بودن پس سر جمجمه کودک ستاره ای مطرح می کنند. در سال ۲۰۰۴ دکتر تد رابینسون (Dr. Ted Rabinson) بعد از پایان نطالعات خود اعلام کرد تختی پس سر کودک ستاره ای نمی تواند ناشی از این قبیل تغییر شکل مصنوعی باشد.

در گهواره تخت بدلیل قرار گرفتن سر نوزاد بر روی سطح صاف و سفت، استخوان آکسیپیتال (پس سر) که در هنوز نرم است بصورت تخت رشد کرده و به همان صورت محکم می شود. در این نوع گهواره فقط استخوان آکسیپیتال در تماس با تخته قرار می گیرد و فشاری به استخوان اینیون (Inion) وارد نمی شود. بنابراین گهواره تخت و آلات سخت شبیه به آن فقط می توانند استخوان اکسیپیتال را تخت کنند نه اینیون را. از همینرو است که در انسانهایی که در کودکی گهواره تخت استفاده کرده اند استخوان پس سر تخت و استخوان اینیون طبیعی دیده می شود. دکتر رابینسون در گزارش خود نتیجه گرفته است که این نوع تخت شدگی پس سر که در جمجمه کودک ستاره ای دیده می شود نمی تواند بواسطه فشار فیزیکی بوجود آمده باشد. بلکه شکل فیزیولوژیکی آن ذاتاً اینگونه بوده است.

تصاویر:

 

https://i1.wp.com/www.starchildproject.com/images/bone-thick-comp.jpg

 

مقایسه ضخامت استخوان جمجمه کودک ستاره (سمت چپ) با جمجمه زن پیدا شده در کنار کودک (سمت چپ).

تصویر واقعی و نگاره اشعه ایکس از جمجمه زن همراه کودک ستاره ای که دچار پدیده تختی از نوع گهواره تخت شده اما کاملا سالم و طبیعی بنظر می رسد. وضعیت تختی استخوان اکسیپیتال (خط قرمز) و محل اینیون (فلش) مشخص شده است.

منبع:    http://www.starchildproject.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

سنگ لاژورد (لاجورد ) گوهر فراموش شده ایرانى Lapis lazuli

سنگ لاژورد (لاجورد ) گوهر فراموش شده ایرانى     Lapis lazuli

نویسنده مقاله : -دکتر فرزانه بهار

https://i2.wp.com/h.imagehost.org/0750/lajoward-kokchapress.jpg

بررسى مشخصات  فیزیکى و شمیایى سنگ لاجورد -لاژورد

لاژورد پارسى که معرب آن لاجورد یا لازورد است .سنگى است که از دیر باز براى رنگ آبى چشمگیر و بى نظیر ى که دارد ،مقدس شمرده شده و موردتوجه بشرقرار گرفته است . این سنگ اکنون جزو سنگ هاى نیمه قیمتى محسوب مى شود . در واقع ،سنگى صخره اى است که از چند ماده معدنى ترکیبى درست شده است . مهمترین بخش آن ،لازوریت (Lazurite) به میزان ۴۰-۲۵% است که شامل سدیم ،آلومینیم ،سیلیس ،اکسیژن ،سولفور و کلر مى باشد .فرمول آن :[۲-۱(s,so4,cl)6(Al sio4)]8(Na,Ca)

علاوه بر لازوریت ،شامل کلسیت (Caclite) به شکل رگه هاى سفید رنگ ،سودالیت (Sodalite ) و پیریت (SeS2,pyrite  سولفور آهن )، به رنگ طلایى و به شکل ذرات طلایى و غیره مى باشد .هر چقدر رگه هاى سفید آن ؛ یعنى کلسیت ،کمتر و هر چقدر دانه هاى طلایى (پیریت ) بیشتر و پراکنده تر باشد ،لاژورد با ارزش تر محسوب مى شود .وجود دانه هاى طلایى پیریت  ،یکى از راه هاى تشخیص لاژورد اصل است .
Lapis Lazuli

 

این سنگ به خوبى صیقل مى پذیرد و جزو سنگ ها ى دگرگونى محسوب مى شود .لازم به تذکر است که این سنگ ممکن است  با آزوریت (Azurite ) که یک سنگ آبى کربنات مس(آبدار ) است آشتباه شود .

https://i1.wp.com/www.allnaturaljewelry.com/images/azurite.jpg

(سنگ آزوریت)

به دلیل همین صیقل پذیرى و همچنین رنگ زیباى آبى آن ،از دیر باز در ساخت انواع ظروف ،مهره هاى تزیینى ،به عنوان جواهر ،لوحه  ها ،طلسم ها  و همچنین تزئینات ساختمان  و تابوت به کار مى رفته است . از خرده ها  و پودر آن براى تهیه لعاب نیز استفاده مى شده است .مهمترین ،مشهورترین و بهترین معدن لاژورد ،معدن سر سنگ بدخشان ( در ارتفاع ۲۷۰۰-۲۶۰۰ متر ) واقع در دره کوه کوکچا(Cokcha) است که اکنون جزو افغانستان  مى باشد ؛ولى همیشه جزو ایران بوده است (لازم به تذکر است که منطقه بدخشان در سال ۱۸۵۹ توسط انگلیسى ها و روسیه تزارى براى همیشه از ایران جدا شد و جزو افغانستان گردید ).

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0015.jpg

معدن سر سنگ ،تنها  معدن جهان است که حداقل از ۶۵۰۰ سال پیش تا به حال ،بدون وقفه مورد بهره بردارى قرار داشته است .شاید فقط معدن فیروزه نیشابور بتواند در این زمینه با آن رقابت کند .معادن دیگرى که جدیدا” کشف شده اند یکى در کناردریاچه بایکال  در سیبرى و همچنین اوکال (ocalle) در شیلى است . از نظر مرغوبیبت ،باز هم بدخشان برترین است .

اگر قطعه اى از لاژورد  را بر آتش نهند ،لاژورد واقعى رنگ شعله را آبى مى کند و این علاوه بر وجود پیریت یکى از راهاى تشخیص لاژورد اصل است (کانى شناسى در ایران قدیم ) لاژوردى که جهت رنگ کردن ملحفه ها و زدودن زردى آنها به کار مى رود  نیز از سنگ لاژورد به دست مى آید  و آن گوه اى از لاژورد معدنى در نزدیک  کاشان و قم است که پس از تخریب و تجزیه ،سختى اولیه خود را از دست داده ،نرم و شبیه خاک هاى رستى مى شود .رنگ آن آبى مایل به سیاه است و در بازار به نام لاژورد  به صورت پودر با قالب هاى کوچک عرضه مى گردد(نقل به مضمون ،از فرهنگ معین ).

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0016.jpg

رنگ آبى با شکوه و استثنایى آن ،از قدیم براى نقاشان غنیمتى به حساب مى آمد .لاژورد را صلایه (ساییدن روى سنگ ) کرده ،مذهبیان  و نقاشان شرقى از آن استفاده مى کردند (فرهنگ دهخدا).

در اروپا که بسیار دیر به ارزش آن پى برده بودند ،در طى قرون وسطى برایه تهیه رنگ آبى به کار مى رفت. دران جا به آن آبى اواترا مارین (Ulteramarine ) یا آبى ماوراى دریا مى گفتند ؛زیرا واقعا” از ماورا دریاها  آمده بود و همچنین نشانى از رنگ دریاها بود . از اینم رنگ در نقاشى هاى مذهبى مثل ترسیم شنل آبى حضرت مریم و سایر صحنه هاى دینى استفاده مى شد و اثرى جادویى بر بیننده  داشت .بعدها که روش تهیه مصنوعى دینى استفاده مى شد و اثرى جادویى بر بیننده داشت .بعدها که روش تهیه مصنوعى رنگ آبى را یاد گرفتند .استفاده از پودر لاژورد در نقاشى ها منسوخ شد .

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0017.jpg

 

بررسى واژه شناسى لاژورد (Lapis lazuli )

لاجورد یا لازورد،معرب واژه  فارسى است .نام این سنگ همراه خود آن از فارسى به زبان هاى دیگر رفته است .لازورد عربى و Lapis lazuli در لاتین ،انگلیسى و سایر زبان هاى اروپایى ،از همین واژه فارسى گرفته شده است .Lapis به معنى  سنگ (در لاتین ) و Lazuli از  Lazulum (لاتین ) و آن از Lazward  (عربى ) و در نهایت ،از Lazhward  (فارسى ) آمده است .معنى تحت اللفظلى آن ،سنگ لاژورد مى باشد .این سنگ Lazurite  نیز نامیده مى شود و رنگ آبى آن به علت وجود سولفور در لازوریت است .

در انگلیسى Azure به معنى رنگ نیلى آسمانى ،لاجوردى یا سنگ لاجورد ،در اسپانیایى و پرتغالى Azul  و در ایتالیایى Azzurro  به همان معنى مى باشد .در همه زبان هاى ذکر شده و به خصوص فارسى ،نام  این سنگ ،با نام رنک آبى و همچنین نام آسمان یکى شده و معادل شمرده مى شود .این امر نشان دهنده این است که اساسا” رنگ آبى (غیر از مورد آسمان و دریا ) با این سنگ شناخته شده است .یعنى هیچ چیز دیگر همرنگ آسمان و دریا  در طبیعت یافت نمى شده است . در فارسى لاژوردى (لاجوردى ) ،به معنى رنگ آبى روشن ،آبى تیره ،سورمه اى ،بنفش ،فیروزه اى و حتى  سیاه در ادبیات  نا آمده است .بعضى معتقدند که علت اطلاق این نام به این سنگ ،نام محلى بوده که اولین بار این سنگ از آن استخراج شده است .

از آنجا که این سمگ ،از واردات ایران به اروپا بود، اروپایى ها در بسیار ى از موارد ،مثل بعضى از مورخان و دانشمندان  یونان و روم ،آن را به اشتباه ،سفیر یا یاقوت کبود (Saphire) مى نامیدند (مثل پلینى ).

این نکته که نام این سنگ از فارسى به سایر فرهنگ ها رفته است ،نشان مى دهد که ایرانى ها کاشف این سنگ و معرف آن به جهان و همچنین تجارت آن بوده اند  که امروزه البته شواهد باستان شناسى ،این یافته زبان شناسى را تایید مى کند .

در دوره هخامنشى ،لاجورد را (( کپوتک )) مى نامیدند . در کتیبه  بنیاد کاخ داریوش  بزرگ در شوش (شماره Dsf ) ،از لاجورد با عنوان (کاسک کپ و تک ) ؛یعنى سنگ قیمتى کبود نام برده شده است .

داریوش مى نویسد که سنگ قیمتى  کبود یا لاژورد  را براى ساختن کاخش از سغد(Sogdiana  سوگدا) به آنجا آورده است . در این متن ،از لاژورد در کنار طلا ،عقیق و فیروزه جهت تزئین کاخهاى شوش نام برده مى شود  . داریوش بزرگ در این کتیبه مى گوید که هر یک از مصالح لازم براى ساختمان  کاخش را از کدام سرزمین آورده است .

کریستین سن در کتاب کیانیان  مى نویسد : کاسک در اوستا  به معنى مطلق سنگ قیمتى است ؛ ولى به نظر هرتسفلد ،کاسک اسم سنگ لاژورد بوده است .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0018.jpg

 

در کتیبه  هاى آشورى ،تیکلات پیلسر سوم ،پادشاه  آشور در قرن هفتم قبل از میلاد  و در الواح گلى سومرى مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد از لاژورد ایرانى هستند و به خوببى ارتباط لاژورد با فرهنگ ایرانى  را نشان مى دهند.

بدخشان که قدیمى ترین ،مشهورترین ،مهمترین و مرغوب ترین  لاژورد دنیا ست  از دیر باز جزئى از ایران و یا به عبارتى  جزو استان خراسان بزرگ بوده است .نام باستانى  آن شناخته  شده نیست اما ساسانى  ها کلمه بدخشان را به این منطقه اطلاق کردند . این کلمه از کلمه بدخشان مى آید که لقبى والا در دربار ساسانیان  بود و پسوند آن در انتها ى بدخشان به معنى تعلق این منطقه به عنوان تیول یا ملک به فردى با این لقب دربارى بوده است مثل آذربایجان ،کرمانشاهان ، و اصفهان (ایرانیکا). انگلیس ها و روس ها  که در دوران حکومت فاسد قاجار ایران بزرگ را تکه تکه کردند ،طى قرار داد ۱۸۷۳ که بین روسیه تزارى و انگلیس بسته شد بدخشان را به امیر کابل واگذار کردند .

 

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0019.jpg

در ادبیات پس از اسلام از سنگ هاى قیمتى بسیارى از نام برده شده است . از نظر ترتیب فراوانى ،لولو یا مروارید ،مقام اول و لاژورد ،مقام پنجم را دارد . ولى در شاهنامه  فردوسى و در دیوان نظامى لاژورد در مرتبه سوم قرار گرفته است (کانى شناسى قدیم ایران ).

همانطور که گفته شد در ادبیات لاژورد در بسیارى از موارد ،مترادف آسمان و همچنین مترادف رنگ آبى (آبى آسمانى ،نیلى ،فیروزه اى ؛سورمه اى ،بنفش ،سیاه ) به کار رفته است .

 

ارتباط لاژورد و آسمان

آسمان کلمه اى مرکب از ((آس)) و پسوند ((مان )) است .آس ؛ یعنى دو سنگ گرد و پخ که بر هم ساییده شوند .کلمات آسسیاب ،دستاس ،خرآس ،بادرس یا آس باد و ستوراس ،همگى به این معنى مر بوط مى شوند .در واقع ،آسمان به سنگ آسیاب تشببیه شده است . ایرانیان  قدیم ،جنس آسمان  را از سنگ مى دانستند و حرکت مداوم دورانى آن را نیز  مانند سنگ اسیاب مى دیدند ” پارسیان  او را آسمان نام کردند .یعنى مانند ه آس ،از جهت حرکت او که گرد است “( التفهیم  به نقل از فرهنگ دهخدا).

به نظر مى رسد  که سنگ لاژورد که تنها تجسم مادى و زمینى رنگ آسمان بوده است نقشى مهم در سنگ دانستن جنس آسمان داشته است . در بعضى منابع ایران باستان  جنس آسمان از خماهن ودر بعضى دیگر الماس نر دانسته شده است نگارنده به منبعى برخورد نکردم که مستقیما” جنس آن را از لاژورد دانسته باشد .اما شواهد باستان شناسى و زبان شناسى (مترادف دانستن  لاژورد با نام اسمان ) و همچنین این نکته که سقف تخت معروف خسرو پرویز ؛ یعنى  تخت طاقدیس ،از لاژورد بوده است و همچنین شواهد باستان شناسى  مى تواند بیانگر این باشد که وجود  این سنگ باعث  شده که جنس آسمان سنگ پنداشته شود .بعضى مفسران قرآن مثل ابن عباس و وهب (به نقل از سلمان  فارسى ) جنس هفتت آسمان را از سنگ هاى گوناگون ،مثل مرمر سفید ،زمرد سبز ،یاقوت ،نقره و غیره دانسته اند (على اکبرى،۱۳۸۲).

ثعالبى مى نویسد )) تخت معروف طاقدیس ،در زمان خسرو پرویز ،سقف آن از لاژورد و طلا بوده است این تخت در سال ۶۲۴ میلادى ،پس از شکست خسرو پرویز از هرقل ،امپراتور روم ،به دست رومیان افتاد )).

وجود ذرات پراکنده پیریت که به آن طلاى مصنوعى مى گویند ،در متن آبى سیر لاژورد ،منظره آسمان پر ستاره  را به آن مى دهد . این نماى عجیب نیز در یکى دانستن  جنس آسمان با لاژورد موثر بوده است .پلینى (Pliny the Elder ) از لاژورد ،به عنوان تکه اى از آسمان پر ستاره یاد مى کند  براى مصر ى ها نیز این سنگ ،سمبل آسمان پر ستاره  بود.

 

تاریخچه  لاژورد

در مقبره هاى باستانى ،اشیاى بسیارى از لاژورد به دست آمده که نشان دهنده  ارزش بالاى این گوهر ایرانى نزد مردمان  آن روز بوده است .قدیمى ترین مقبره ،مقبره هاى نئولیتیک (نوسنگى ) مهرگار (Mehrgarh)، واقع در بلوچستا ن پاکستان است (لازم به یادآورى است که انگلیس ،بلوچستان پاکستان  را که قطعه اى از خاک ایران بود ،حدود ۱۵۰ سال پیش ، از ایران جدا کرده است نخست آن را به بلوچستان  انگلیس نام نهاد و سپس آن را از طرف خود به دولت تازه بنیاد پاکستان  تقدیم نمود و بدین وسیله آن را براى همیشه از ایران جدا کرد).

 

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0020.jpg

 

مهرگار ،اولین و قدیمى ترین منطقه شهر نشینى جهان به شمار مى رود .محل و نام آن نیز گویاى پیشتازى فرهنگ و تمدن ایرانى در شهر نشینى است . این شهر به حدود ۷۰۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل از میلاد  تعلق دارد و اشیاى لاجوردى  بسیارى از مقبره ها به دست آمده است . از دیگر مقابر باستانى  که لاژورد  در انها یافت شده ،مى توان  از مصر ،اور ،شهر سوخته ،جیرفت ،قفقاز و حتى موریتانى در آفریقاى غربى نام برد.

اور(Ur)

اور شهرى باستانى ،مسکن قوم سومرى در جنوب بغداد ( در ۳۵۰ کیلومترى جنوب تیسفون ،پایتخت باستانى  ایرانیان )و ۱۶ کیلومترى ناصریه امروزى در عراق است .قدمت آن به ۴۶۰۰ سال پیش مى رسد . از این پهر حدود هزار قطعه لاژورد از قبرهاى  کاوش شده به دست آمده  که شامل مهر ،ظروف،اشیاى تزئینى ،مجسمه  و جواهرات  مى باشد .کشف این شهر باستانى در اواخر دهه ۱۹۲۰ توسط باستان شناسى بریتانیایى به نام (C.Leonard Wooley) صورت گرفت . در این شهر ،۱۸۵۰ قبر حفارى شد که شانزده مورد از آنها قبرهاى سلطنتى لقب گرفتند .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0021.jpg

 

در میان قبرهاى سلطنتى ،قبر ملکه پابى(Lady Pubi) که نامش از روى مهرى که در کنارش بود یافت شد،از اهمیت خاصى برخوردار است .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0022.jpg

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0023.jpg

https://i1.wp.com/sumerianshakespeare.com/media/90977fd13b5ccabcffff8690ffffe417.jpg

از قبر این ملکه ،یک لیر Lyre بربط یا چنگ باستانى با تزئینات  لاژورد و طلا با سر یک گاو و همچنین یک مجسمه لاجوردى از یک بز که بر روى دو پا عقب ایستاده و از یک درخت طلایى تغذیه مى کند ،به دست آمده است .جنس هر دو ،عمدتا” از طلا و لاژورد است . از قبر دیگرى یک لوح بزرگ بدست آمد که Standard of Ur نامیده شد و در اصل ،یک جعبه چوبى تو خالى به ابعاد ۲۲۱/۵۹٫ ۴۹/۵۳  سانتى متر است .بر روى آن با صدف و سنگ آهنگ قرمز و لاژورد ،صحنه صلح و جنگ به تصویر کشیده شده است .هر صحنه ،سه ردیف دارد که بر روى هم قرار گرفته اند . در سمتى که جنگ به تصویر کشیده شده شاهد قدیمى ترین ارتش سومرى هستیم و در سمت صلح ،یک مهمانى تصویر شده است .

یک خواننده و نوازنده  با همان چنگى که نمونه اش یافت شده ؛ در مقابل مهمانان و صاحبخانه ،در حال خواندن و نواختن است . زمینه آبى این تابلوى تزئینى ،تماما” از لاژورد است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0024.jpg

سومرى ها معتقدبودند  که سنگ لاژورد ،ارواح خدایان را در خود نهان دارد و کسى که با خودش طلسم لاژورد را در جنگ همراه داشته باشد ،مثل این است که خدایش را همراه خود دارد . در اور ساختن طلسم  از لاژورد امرى رایج بود و مردم به موثر بودن شدیدا” معتقد بودند که با این کار شکست ناپذیر و رویین تن مى شوند.

https://i2.wp.com/www.iranian.com/History/2005/March/Gutians/Images/sumer_asmos_blueeyesa.jpg

http://www.stripes.com/polopoly_fs/1.53082.1273628747!/image/1001240593.jpg_gen/derivatives/landscape_490/1001240593.jpg

 

ریش خدایان سومرى معمولا” از لاژورد ساخته مى شد. از شهر اور در تورات  چند بار نام برده شده و زادگاه حضرت ابراهیم  به شمار آمده است .زیگورات عظیم اور با قدمت ۴۱۰۰ سال قدیمى ترین زیگورات جهان است .این زیگورات  خانه الها ماه دانسته مى شد در کنارش قبرهاى سلطنتى اور یافت گردید .لازم به یادآورى است که سومرى ها اقوامى ایرانى بودند که از کوههاى شمال و غرب ایران به جنوب عراق امروزى کوچ کرده بودند و تمدن اور در واقعه به نوعى تمدن ایرانى است .ایلامى ها در نهایت سومرى ها را شکست دادند .

https://i2.wp.com/www.cowboysindians.com/content/articles/2010-09/weg-gift/weg-gift-01-xl.jpg

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0025.jpg

مصر باستان

مصرى ها نیز لاژورد را سنگ خدایان مى دانستند زیرا که تداعى کننده آسمان پرستاره بود .طلسم هاى بسیارى از مصر باستان از جنس لاژورد بدست آمده که مهمترین آنها طلسم چشم خداى خورشید  یا چشم هوروس یا Wedjat بود .جنس آن معمولا” از لاژورد و طلا بود و معتقد بودند گذاشتن آن در کنار مومیایى از مرده حمایت و حفاظت کرده و ارواح خبیث و شیطان  را دفع مى کند و به علاوه مومیایى مى تواند در دنیاى دیگر دوباره چشم باز کند و ببیند .طلسم نوعى سوسک ،به نام سرگین غلتان یا Scarab بود که آن را داخل کفن مومیایى بر روى قلب مرده مى گذاشتند تا قلب مرده در روز قضاوت نهایى علیه او شهادت ندهد.

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0026.jpg

در وسایل تزئینى و همچنین ماسک هاى مومیایى نیز لاژورد از عناصر مهم بود که معروفترین آنها ماسک پادشاه ((توت آنخ آمون))(Tuthankhamen ) بود که از طلا ،لاژورد ،عقیق و فیروزه درست شده بود.

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0027.jpg

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0028.jpg

در بخش ۱۴۰ کتاب ((مردگان )) آمده است که لاژورد در شکل طلسم چشم هوروس از قدرت بالایى برخوردار است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0029.jpg

لاژورد به عنوان سنگ نوشته ،جهت عبور از مراحل مختلف پس از مرگ براى راهنمایى مرده نیز به کار مى رفت .در پاپیروس ابرس Ebers آمده است که این سنگ دید چشم را افزایش مى دهد چه زمانى که به صورت طلسم  چشم هوروس پوشیده شود (مثل گردنبند )و چه زمانى که پودر شده  آن در اطراف چشم مالیده شود .مى گویند کلئوپاترا از پودر لاژورد به عنوان سایه چشم استفاده مى کرد.

قدیمى ترین لاژورد یافت شده در مصر که آن نیز از بدخشان آمده بود ،به ۳۳۰۰- ۳۱۰۰ قبل از میلاد؛ یعنى ۵۳۰۰-۵۱۰۰ سال پیش تعلق دارد .همانطور که دیده مى شود ،مهمترین آن به شکل آویز یک گردنبند مى باشد.این لاجورد ها در محل Neqada  یافت شده ، متعلق به دوران قبل از سلسله هاى فراعنه  مى باشد.

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0030.jpg

شهر سوخته

مهمترین مرکز تراش و تجارت لاژورد ایران

شهر سوخته ،معروف ترین و مهمترین محل یافت شدن اشیاى لاجوردى است .دکتر منصور سجادى ،سرپرست تیم کاوشگرى شهر سوخته ،در کتاب “جواهر سازى در شهر سوخته “،به طور مفصل ،به بررسى اشیاى تزئینى و جواهرات به دست آمده از حفارى ها پرداخته و ثابت کرده که شهر سوخته محل کارگاه هاى صنعتى براى تراش و صیقل لاژورد و تولید اشیاى تزئینى و همچنین پایگاه تجارى و ارسال آن به اقصى نقاط بوده است .در وب سایت ” دوستداران میراث فرهنگى و گردشگرى  شهر سوخته “،به دقت به جزئیات تراش لاژورد در شهر سوخته پرداخته شده است .

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0031.jpg

آقاى میشل کازانوا(C.Michele Casaova) ،باستان شناس معروف فرانسوى که تخصصش در سنگ لاژورد  باستان است و سال ها بر روى شهر سوخته  کار کرده نیز معتقد است که شهر سوخته ،مرکز عمده لاژورد بدخشان بوده و لاژورد هاى یافت شده در اور ،همه بدخشانى هستند .

دکتر یوسف مجید زاده ،باستان شناس و سرپرست هیئت اکتشافى جیرفت نیز در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که ” وجود انبوه سنگ لاژورد و تراشه هاى آن در حفریات شهر سوخته و بررسى هاى آزمایشگاهى  آنها نشان داده است که این سنگ ،مهمترین محموله تجارى شناخته شده اى است که حکومت هاى شرق ایران در تجارت آن ،در منطقه گسترده اى از کوه بدخشان  در شرق تا سرزمین مصر در غرب ،نقش انکار ناپذیرى را ایفا مى کردند .این سنگ تزیینى با ارزش که طى هزاره هاى سوم تا اول قبل از میلاد در سر تاسر آسیاى غربى ،به ویژه میان رودان و مصر در مجسمه سازى،ترصیع و ساختن زیور آلاتى مانند گوشواره ،دستبند ،و گردنبند کاربرد فراوان داشت ، از معادن عظیم واقع در کوه هاى سر سنگ بدخشان  در افغانستان امروز استخراج و به صورت ماده خام ،به شهر بزرگى که امروزه شهر سوخته نامیده مى شود و شاید هم به مراکز شهرى و صنعتى دیگرى که تا به امروز شناسایى نشده اند ،وارد و پس از پاکسازى در کارگاه ها به صورت سنگ لاژورد ناب از راه کرمان و فارس ،به شوش و از آن جا به شهر هاى جنوبى میان رودان و دورتر ،به مصر در قاره آفریقا منتقل مى شد”(دکتر مجید زاده ،مقاله آیا ارت خاستگاه تمدن سومرى است ؟)

https://i2.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0032.jpg

https://i1.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0033.jpg

قدیمى ترین سند هاى کتبى مربوط به لاژورد ایران

قدمى ترین سند مکتوب خوانده شده ،یک لوح گلى سومرى است که به نام ” انمر کار و فرمانرواى ارت ” شهرت دارد .این لوح متعلق به بیش از ۴۰۰۰ سال پیش مى باشد که نشان مى دهد در آن زمان لاژورد ایرانى به عنوان سنگى قیمتى و مقدس کاملا” شناخته شده، هواخواهان زیادى داشته  و تجارت آن پر رونق بوده است . این رویداد تا ریخى به خط میخى و به زبان سومرى در ۶۰۰ سطر بر لوحى چهار گوش  به ابعاد تقریبى ۵/۲۲٫  ۵/۲۲ سانتى متر در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد  به رشته تحریر در امده است .پادشاه اوروک(اور) به منظور دستیابى به سنگ ها و فلزات گرانبها به خصوص لاژورد (زیرا که میان رودان فاقد این مواد معدنى بوده است ) نماینده اى را از جانب خود به حضور پادشاه ارت (ایران فعلى ) روانه مى کند و به طور مکتوب ،سنگ گرانبها ى لاژورد را از او در خواست مى نماید . در این متن ،پادشاه اور از الهه شهر خود اینن ،با التماس در خواست مى کند که کارى کند  تا پادشاه ارت براى او طلا ،نقره ،لاژورد و صنعتت کاران ماهر بفرستد  تا معابد مقدس اور ساخته شود . او مى گوید :

” اى خواهرم ،اینن،براى اوروک،

بگذار تا آنها سنگ لاژورد ناب از تخته سنگ پایین بیاورند ،

بگذار تا آنها سنگ گرانبها و سنگ لاژورد ناب پایین بیاورند “.

نکته جالب ،اشاره پادشاه اوروک به مرتفع بودن محل استخراج لاژورد و یاد‌اورى پایین آوردن پر زحمت آن از ارتفاعات است . که همانطور که گفته شد دره کوکچا که معادن لاژورد در آن واقع  است در ارتفاعى بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ متر قرار دارد و معروفترین معدن لاژورد یعنى معدن سر سنگ در ارتفاع ۲۶۰۰ تا ۲۷۰۰ مترى سطح دریا قرار گرفته است .

در پایان داستان  مى خوانیم که فرمانرواى ارت با درخواست پادشاه اوروک موافقت مى کند و مردم ارت براى توروک طلا و نقره و سنگ لاژورد مى آورند و آنها را در صحن مقدس معبد اینن(الهه ماه ) بر روى هم انباشته مى کنند . در این داستان بارها از لاژورد نام برده شده است همچنین در قسمتى دیگر که آسیب دیده ،آمده است ” ساقه ها و تنه انجیر و انگور را با سنگ لاژورد  مى پوشانند”.

در یکى دیگر از الواح مشهور سومرى یعنى ” حماسه گیلگمش” که به دنبال زندگى جاویدان از شهر ظلمات مى گذرد ،زمانى که این پهلوان  از شهر ظلمات  خارج مى شود به باغ سنگهاى گرانبها یا باغ جواهرات مى رسد .او به نزدیک باغ رفته و باغ جواهرات را این چنین توصیف مى کند :

“میوه هاى آن از یاقوت است .

نماى آویزان آنها از تاک ها دلپذیر است ،

بر گ ها از سنگ لاژورد است ،

نیز بار آن میوه است ،تماشاى آن باشکوه است “.

در این دو داستان آشکارا از هنرمندان ایرانى (ارت ) یاد مى شود که یکى از کارهایشان درست کردن درختان میوهاى بود که تنه و ساقه و برگ هاى آنها از سنگ لاژورد و میوه هایشان (که فقط نام دو نوع از آنها ؛انجیر و انگور خواناست ) از طلا و نقره درست شده بود .

غیر از الواح سومرى ،کتیبه آشورى تیکلات پیسلر سوم پادشاه آشور که در قرن هفتم قبل از میلاد ،مادها را در نزدیکى دماوند شکست داد، نیز از لاژورد سخن مى گوید . در نتیجه این شکست ،تعدادى اسب ،مقدارى مفرغ آلات در حدد ۱۵ تن (۵۰۰ تالان) و قریب ۱۰ تن لاژورد (۳۰۰ تالان ) به عنوان غرامت از مادها مى گیرد (۲۷۰۰ سال قبل ،به نقل از کانى شناسى در ایران قدیم ).

گرفتن  لاژورد از مادها ،دلیل بر فراوانى و بومى بودن لاژورد در ایران و اثبات منشا لاژورد از ایران است .

 

خواص درمانى لاژورد

در بیشتر منابع پزشکى قدیم ایران ،طبیعت لاژورد ،سرد و خشک دانسته شده است . از لاژورد ،در درمان بسیار یاز بیمارى ها ،به صورت خوراکى و مالیدنى استفاده مى شد .مثلا” در درمان اسهال (سودا ) که از لاژورد مغسوله یا شسته شده استفاده مى کردند . و به ویژه در درمان مالیخولیا و بى خوابى کاربر داشت .معتقد بودند خوردن آن باعث قوتت دل و از بین رفتن  ترس مى شود .براى همین اگر به کسى که هول کرده و یا از جایى افتاده ،اندکى لاژورد دهند ،حالش خوب مى شود در داروهاى  چشم چه به شکل محلول و چه به شکل سورمه و پودر به کار مى رفت .معتقد بودند مالیدن پودر آن بر پلک چشم باعث رویش موى مژه مى شود .اگر ساییده آن را با عسل مخلوط کرده ،بر زخم هاى کهنه (سودایى) بمالند مفید است .اگر نیم مثقال از ساییده آن را بخورند ،عادت ماهیانه بند مى آید و در صورت استعمال مانع سقط جنین مى شود (عرایس الجواهر و کانى شناسى در ایران قدیم و فرهنگ دهخدا ).

همانطور که گفته شد در مصر باستان هم به عنوان آرایش چشم و هم به عنوان تقویت و محافظت چشم مورد استفاده بود .در منابع غربى که از دانش شرق استفاده شده ،آمده است :”داشتن و حمل آن باعث درمان تب ها ،سر درد،میگرن ،کاهش درد،افسردگى ،اضطراب ،بى خوابى و مالیخولیا مى شود .اختلالات  بینایى ،شنوایى ،سیستم ایمنى ،گلو و ریه را بهبود مى بخشد “.

تروبادورها (Trou badours)،نوازندگان و خوانندگان دوره گرد قرون وسطى در اروپا،قصه پادشاه موبدى را به نام پرستر جان Prester John نقل مى کردند که تخت خوابش از سنگ یکپارچه لاژورد بود و بر روى آن مى خوابید تا بى خوابى و افکار گناه آلود و شیطانى به سراغش نیایند .

 

خواص متافیزیکى و معنوى لاژورد

سنگ لاژورد،سنگ چارکراهاى تنفسى شش و هفت ؛ چارکراى ابرو(اجنا) و چاکراى سر (ساهاسارا) است .چشم سوم را مى گشاید ،حس ششم و الهام هاى درونى را بیدار مى کند ،خود آگاهى را افزایش مى دهد ،به تمرکز فکر کمک مى کند و در تمرین هاى تمرکز یا مدیتیشن بسیار موثر است .آرامش درونى را افزایش مى دهد ،هارمونى و تعادل درونى ایجاد مى کند ،در روابط هماهنگى و هارمونى ایجاد مى کند ،تبلور عفت و پاکدامنى است ،کمک مى کند تا دارنده اش فرد معتبر و قابل اعتمادى در چشم دیگران به نظر برسد .همراه داشتتن این سنگ ،کمک مى کند تا از قدرت هاى درونى خود بهره بردارى کنیم .روح و افکار خود را تصفیه و پالایش کنیم و بتوانیم با حامیان معنوى و روحى خود ارتباط برقرار کنیم.سنگى حمایت کننده است ،شفاى احساسى و روشنى فکر مى آورد و حملات روانى و افسردگى را از ببین مى برد ( در ایران قدیم آن را ضد مالیخولیا مى دانستند ). با درمان بیخوابى و بهبود کیفیت خواب ؛به بهبود عملکرد مغز کمک مى کند و باعث بهبود قضاوت و تعقل مى شود .

سنگ درستى و حقیقت است .روشنایى و عقل ،به این سنگ جذب مى شوند ؛ زیرا نماینده آسمان است سنگ آگاهى و خودآگاهى است از مجموع آن چه گفته شد ،بر مى آید که سنگى است که با نیروى فکر و تعقل ارتباط تنگاتنگى دارد .زمانى که مردد و گیج هستید و نمى توانید تصمیم بگیرید ،کمک مى کند تا جوابى روشن و صریح به ذهنتان خطور کند .امروزه توصیه مى کنند زیر سر خود و یا در بالش خود ،یک قطعه لاژورد بگذارید و نیز هر جا که مى روید،همیشه یک قطعه لاژورد همراه داشته باشید .

 

نتیجه گیرى

بر اساس تمام شواهدد ذکر شده ،سنگ لاژورد ،هدیه تمدن ایرانى به بشریت است شناسایى،استخراج ،تراش و تجارت آن از دیر باز تاریخ در دست ایرانیان بوده است .شواهد روزافزون باستان شناسى و همچنین زبان شناسى همه موید این مسئله هستند .لاژورد و پیروزه (فیروزه ) ،دو سنگ اصیل ایرانى هستند که پیوند جاودانى با فرهنگ و تمدن ما دارند ؛ به ویژه براى خراسانى ها که معدن هاى قدیمى و اصلى آنها و همچنین مراکز کار و تجارت در این منطقه بوده است این سنگ باید بیش از پیش مورد توجه  قرار گیرد .با توجه به اشاعه و گسترش فرهنگ سنگ درمانى و استقبال روزافزون مردم از سنگ هاى نیمه قیمتى ،بایستى است که به این گوهر فراموش شده ایرانى ،بیشتر توجه کنیم و از یاد نبریم که لاژورد ،با تار و پود حافظه تاریخى ما عجین شده است .همگام با نیاکان خود همیشه حداقل یک قطعه لاژورد همراه خود داشته باشید .

در خاتمه از کمک هاى بى دریغ و راهنمایى هاى سرکار خانم فاطمه جهان پور ،استاد فرهنگ و زبان هاى باستانى ایران در دانشگاه فردوسى و همچنین جناب آقاى مهندس محمد جواد پیش بین ،مدیر عامل محترم موسسه آموزشى گوهر شناسى الماس آسیا بسیار سپاسگذارم .

https://i0.wp.com/www.gsi.ir/Images/Books/sanghaye%20gheimati%20va%20nime%20gheimati/scan0034.jpg

منبع: سایت زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور

پ . ن : اگر خواستید این سنگ را بخرید مواظب باشید شیشه یا پلاستیک یا سنگ دیگر نخرید.

فرازمینیان عهد باستان (قسمت ۴،۵،۶)

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت :  ۴۰۴دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت چهارم

با درود ادامه بخش چهارم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهی می رسانم. امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

ادامه گزارش، در هفته گذشته به آنجای ماجرا رسیدیم که پروفسور “دنیکن”، پس از دریافت نتیجه آزمایش از دانشگاهی که در آن مشغول تحصیل بود از مسئولین تقاضا می کند که گروهی را همراه او برای مکاشفات باستانشناسی به محل “نازکالاین”، اعزام کنند، اما مسئولین مربوطه به دلایل خاص با تقاضای وی مخالفت می کنند، مهمترین دلیل آنها این بود که دولت “پرو”، هرگونه کاووش باستانشناسی در “نازکالاین”، را بدلیل مقدس بودن آن منطقه نزد اهالی بومی، ممنوع اعلام کرده است “دنیکن”، در همین رابطه می گوید؛ از آن تاریخ چهل سالی می گذرد وهیچکس هنوز موفق به انجام عملیات باستان شناسی در آن منطقه نشده است، افراد بومی آن منطقه معتقدند که حتی نباید یک سنگ در آن منطقه جابجا گردد.

گزارشگر در این بخش اضافه می کند که نظریات و تئوریهای بی شماری در رابطه با “نازکالاین”، اراعه شده است از جمله آنکه این خطوط و طراحی ها، اشکال دقیق و پیچیده هندسی می باشند و یا آنکه خطوط یاد شده وضعیت گستره ستارگان را مشخص ساخته اند و یا حتی گروهی معتقدند که اشکال طراحی شده جنبه مذهبی داشته و صرفاً جهت پرستش خدایان باستان بوجود آمده است.

“جورجیو تسرکالوس”، در این رابطه می گوید؛ زمانیکه از آسمان به این اشکال و خطوط نظر می اندازید در اولین نگاه متوجه خطوط یک فرودگاه بزرگ در نظرتان مجسم می گردد، شخصاً اعتقاد دارم که این یک فرودگاه عظیم است. فرودگاهی که دهها مایل طول و عرض آن است.

“دیوید چیلدرس”، می گوید؛ براستی هدف از ساختن “نازکالاین” چیست؟ آیا مکان بزرگی برای فرود سفاین عظیم فرازمینیان در دوران کهن بوده است، به گمان من، فرودگاه بهترین ونزدیکترین حدس است که می توان برای این مکان زد، گزارشگر می گوید؛ در دوران جنگ جهانی دوم، ارتش آمریکا در جزیره دور افتاده ای در اقیانوس اطلس پایگاه هوایی بزرگی بنا می کند، بومیان منطقه که تا آن زمان هواپیما ندیده بودند، فرود و برخواست این اجسام بزرگ آنهم با غرش وهم آور برایشان مانند این بود که خدایان در حال رفت و آمد به زمین می باشند.

“دیوید چیلدرس”، می گوید؛ زمانی که این هواپیماهای غول پیکر فرود آمده و یا از زمین به هوا بر می خواستند، مردم بومی آن جزیره دچار شور وحال خاصی می شدند، و با وجودی که نمی دانستند این اشیاء پرنده اصولاً چگونه کار می کنند با تعجب فراوان شاهد فرود و برخواست آنان می شدند و البته نکته بسیار جالب توجه دیگر این بود که این مسافران ناخواسته برای بومیان دائماً آذوقه و پوشاک می آوردند و باعث خوشحالی و دلگرمی آنان شده بودند، اما ناگهان جنگ جهانی دوم به پایان می رسد و نیروی هوایی آمریکا نیز پایگاه خود را از آن جزیره دور افتاده بر چیده و اثری به جز یک باند فرودگاه در آن جزیره از خود بجای نمیگذارد، بومیان جزیره مات و مبهوت به یکدیگر نگاه می کردند و از خود می پرسیدند، چطور شد چرا دیگر اثری از خدایان نیست! خبرنگاری که در جزیره مانده بود و مدام از تحولات پس از خروج آمریکائیان گزارش تهیه می کرد، شاهد شگفت زدگی بومیان شده بود، و نگرانی را در چهره ساکنان آن جزیره براحتی تشخیص می داد، ساکنان آنجا بدور روحانیون، حلقه زده بودند و خواستار پاسخ، که براستی چرا خدایان باز نمی گردند، آنها به ما غذا و پوشاک می دادند و باعث دلگرمی ما شده بودند، چرا ما را ترک کردند، روحانیون یا پیران منطقه توضیح داده بودند که این خدایان فرستادگان اجدادشان بودند و بهترین کار برای آنکه، آنان دوباره باز گردند این است که مشغول دعا گردند، اما گروه کثیری از بومیان تصمیم می گیرند که با هر آنچه که در آن جزیره یافت می شد نمونه یک هواپیما را در نوک کوه بسازند تا شاید این اقدام آنان، نظر خدایان آسمان را جلب کند و دوباره اشیاء پرنده به آن جزیره بازگردند. آنان شبانه روز برای مدت مدیدی بدور آن هواپیمای دست ساز خود آتش افروختند تا شاید نمای هواپیمای آنان و دود حاصله از آتش، سبب بازگشت خدایان پرنده به آن جزیره گردد.

“دیوید”، از این ماجرا نتیجه می گیرد که مشابه این حادثه در هزاران سال پیش برای پیشینیان ما اتفاق افتاده است و براحتی می توان گفت که از بطن چنین حادثه ای در گذشته حتی مذاهب گوناگون شکل گرفته اند.

در بخش دیگری از این گزارش “اریک فون دنیکن”، پس از نشان دادن فیلمی که او در هنگام پرواز با هواپیما از “نازکالاین”، گرفته است توضیح می دهد که در یک مقایسه بسیار ساده از خطوط مستقیم بر روی کوههای “نازکا”، می توان این نتیجه را گرفت که در زمان ساخت چنین خطوطی، سازنده آن، از چنان تکنولژی پیشرفته ای برخوردار بوده است که برای بوجود آوردن این خطوط مستقیم، حال برای هر منظوری، قسمت فوقانی کوه را براحتی بریده است و جابجا کرده است. این نکته را در قیاس با کوههای اطراف آن براحتی می توان تشخیص داد، نکته جالب توجه دیگر آنکه پس از برش قسمت فوقانی کوه، اثری از بخش بالایی نمی توان درجایی دیگر یافت، این براستی خارق العاده است. در همین رابطه “جورجیو تسوکالوس” می گوید؛ تمام کوههای اطراف و منطقه “نازکا”، همه دارای نوک یا قله کوه می باشند بدون هیچ استثنایی، اما نقاطی که بریده شده است تا خطوط را بوجود آورد ، مانند این است که کوه از وسط بریده شده و هیچ اثری از بخش بالایی آن حتی در صدها مایل اطراف “نازکالاین”، هم دیده نمی شود. سوال من این است که بخش بالای کوه که بریده شده کجا رفته است؟

سوال دیگر “جورجیو” این است که چرا این فرازمینیان در چنین جای خشک و بی آب و علفی در کشور “پرو”، چنین پروژه ای را ساخته یا بوجود آورده اند؟

وی می گوید؛ بیایید تصور کنیم که فرازمینیان تازه از راه رسیده اند واز آسمان بدنبال مکان مناسبی برای انجام آزمایشات و نمونه برداری از خاک زمین می گردند و خیلی زود مایلند بدانند که این کره از چه مواد و آلیاژی ساخته شده است “نازکا”، بدون شک یکی از کاملترین و مناسبترین مکانهایی است که آنان می توانستند جواب سوالات خود مبنی بر چگونگی وضعیت کره زمین و آلیاژهای موجود در آن را بدست آورند، جالب توجه است که این منطقه همچنان بهترین مکانی است که می تواند درآن جا جواب سوالات زمین شناسی را بدست آورد، دلیل دیگر آنکه هنوز منطقه “نازکا”، جزو بکرترین و دست نخورده ترین مناطق در کره زمین به حساب می آید، در این منطقه شما هرگونه آلیاژی را می توانید پیدا کنید، طلا، اورانیوم، مس و …. در حقیقت تمام آلیاژهایی که خاک زمین را بوجود آورده اند در این منطقه به شکل خام و از نوع درجه  یک آن را می توانید بدست آورید.

ادامه دارد..

پایدار باشید.

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت :   ۴۰۵دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت پنجم

فرازمینان عهد باستان

با درود فراوان، بخش پنجم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهیتان می رسانم، امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد.

ادامه گزارش، محقق و نویسنده داستانهای تخیلی علمی “خاویر گریلو- مارکز”، در رابطه با “نازکالاین”، می گوید: براحتی نمی توان خطوط و تصاویر “نازکا” ، را فقط یک کار هنری تصور کنیم، به هیج وجه، زیرا در زمان ساخته شدن این تصاویر بدون هیچ شک و تردیدی هواپیما و یا هر شی پرنده دیگری در دسترس انسانهای آن زمان نبوده که بتوانند از تصاویری که ساخته اند، صرفاً، بهره هنری ببرند، دلیل مشخص آنهم این است که این اشکال فقط زمانی معنا پیدا می کند که از آسمان به آنها بنگریم. وی اضافه می کند که جالبترین نکته در این تصاویر و خطوط این است که دریچه بزرگی بر روی تخیلات و گمانه زنی را بر روی انسان بازمی کند!

“جورج نوری”، می گوید؛ بیایید تصور کنیم  که این تصاویر و خطوط برای خدایان طراحی و ساخته شده اند! آن خدایان که بوده اند، از کجا آمده بودند، آیا آن خدایان فرود آمده بودند و در کنار انسانها مدتی زیسته بودند؟ براستی چه کسی می تواند جواب این سوالات را بدهد؟

“اریک فون دنیکن”، نیز در همین رابطه می گوید؛ این تصاویر فقط زمانی به درستی دیده می شوند که از آسمان به آنها نگاه بیاندازیم! امیدوارم باستانشناسان نیز روزی به این نتیجه برسند!

گزارشگر می گوید؛ اگر تصور کنیم مسافران فضایی که از کره دیگر آمده اند خدایان باشند، بدون شک، سنگ نوشته و الواحی باید وجود داشته باشد که درباره بازدید آنان از کره زمین، چیزی نوشته باشد! جواب این سئوال شاید برای بسیاری از انسانها عجیب به نظر برسد اما این یک حقیقت انکار ناپذیر است که بدانیم در کتب آسمانی، خصوصاً انجیل بطور دقیق و با جزئیات کامل در باب این برخورد بزرگ، میان انسان و موجوداتی که از آسمان به زمین آمده اند نوشته شده است.. “اریک” در این رابطه می گوید؛ از ابتدای جوانی بطور عمیقی به وجود خداوند کائنات اعتقاد پیدا کردم و همواره به آن باورمند م  و در حقیقت پس از این همه تحقیق ، خدشه ای به اعتقاداتم نسبت به وجود خداوند وارد نشده است. اما نکته ای که به آن باید اشاره کنم و بسیار مهم است این است که خدایی که من به آن اعتقاد دارم ورای خدایی است که در کتب کهن آمده است، خدای من خدای کائنات است نه آن خدایی که سوار بر ارابه یا هر شی دیگری شود و برای خود در آسمان چرخ بزند و هراز گاهی از نقطه ای به نقطه دیگر در کره زمین پرواز کند! جالب است بدانیم که نوشته های “اریک فون دنیکن” برداشتی از اعتقادات مذهبی وی نسبت به کتاب انجیل بوده است. گزارشگر می گوید؛ براساس آنچه که مسیحیان ، به نام انجیل عهد عتیق می شناسند، در بخشهایی از آن نوشته شده است که خدا و فرشتگانش چندین بار برای بازدید انسان به کره زمین آمده اند، در حین فرود، غرش مهیبی به گوش انسانها می رسید و آسمان را دود و مه پر می کرد. گزارشگر مثال دیگری میزند و می گوید؛ در کتاب “ایزیکیو”(اضحاق)، پیامبر مدعی میگردد که شاهد دیدار فرشتگانی بوده که از آسمان به زمین فرود آمدند، او توضیح می دهد که فرشتگان سوار بر ماشین پرنده ای بودند که با غرش سهمگین به زمین نشستند، به عقیده پروفسور “دنیکن”، این ماجرا نمونه بارز و دقیق دیدار فرازمینیان از کره زمین می باشد. “دنیکن”، در این رابطه می گوید خارق العاده است که “ایزیکیو”، پیامبر ، نه تنها توضیح دقیقی راجع به آنچه را که می بیند می دهد بلکه می گوید چه شخصی را می بیند. او اعتقاد دارد که خدا را دیده است.

پیامبر “ایزیکیو”، مشاهدات خود را اینگونه توضیح می دهد، وی شی پرنده ای را می بیند که در آن چهار موجود انسانگونه که هر یک دارای بال هستند و هر یک جهتی را نظاره می کنند از آسمان به زمین می آیند. در بالای سر آنان یک گوی بزرگ مدور و درخشان نیز در پرواز است و نهایتاً، حلقه ای نورانی را مشاهده می کند که در آن حلقه مدور، موجودی بسیار نورانی و کهنسال نشسته است که به تعبیر او خدا بوده است.

گزارشگر ادامه داده می گوید؛ شاید بتوان توضیح علمی نیز برای مشاهدات پیامبر “زیکیو”، قائل شد! “پروفسور لوئیس ناویا”، رئیس انستیتو علمی و تکنولوژی نیویورک می گوید؛ بطور اتفاقی در یکی از سفرهای علمی، افتخار آشنایی و سفر با پروفسور “جوزف بلومبریچ”، برایم پیش آمد، او رئیس پروژه های فضایی “ناسا”، بود و در حقیقت سفینه مارینر تحت نظارت وی به کره مریخ فرستاده شد . وی سرپرست و طراح اصلی دستگاه فرود آمدن سفینه “مارینر”، بر سطح مریخ بود. او در این رابطه به من گفت که در واقع، ایده اصلی وسایل فرود سفینه مارینر درسطح کره مریخ را، از نوشته های “ایزیکیو”، الهام گرفته است.

گزارشگر می گوید؛ شخصیت دیگری که اریک فون دنیکن، در کتاب عهد عتیق به او توجه خاص دارد”ایناک”، است، در همین رابطه “دنیکین”، می گوید؛ تنها در یک بخش بسیار کوچک از انجیل عهد عتیق از ایناک نام برده شده است اما در “تکستهای اپاکریتک”، به کتاب “ایناک” بر می خوریم که صدها صفحه راجع به تجارب و مشاهداتش توضیح داده شده است. در واقع “ایناک”، اولین شخصیت ، در دوران کهن است که جزئیات کاملی از مشاهدات خود را با دقت و جزئیات کامل توضیح داده است. ایناک در واقع پدربزرگ حضرت نوح است و در بخشی از کتابش توضیح داده است که : به مدت ۳۰۰ سال ، کره زمین را توسط خدایان ترک کردم، ابتدا توسط قدرتی به آسمان پرواز کردم و  درمکانی فرود آمدم که مرد کهنسالی، با موهای سفید و بسیار نورانی  نشسته بود، در اطراف وی مردان جوان و تنومندی دیده میشدند، مرد کهنسال (که “ایناک”، از او به نام خداوند یاد می کند) به مردان جوان که حکم خدمتکاران وی را داشتند فرمان می دهد که ابتدا به من سواد خواندن و نوشتن را یاد دهند و سپس زبان آنان را به من یاد دهند، من می بایست هر آنچه را که در این مدت یاد می گرفتم مینوشتم و با خود نزد همنوعانم  به زمین میبردم. من در مدتی که نزد خدا بسر میبردم، نام و حرفه خدمتکاران خدا را فرا گرفته بودم، بعنوان مثال دقیقاً می دانستم که چه شخصی به من ستاره شناسی را یاد می دهد و چه شخصی اخلاقیات و ….

“جورجیو تسرکالوس”، می گوید؛ زمانی که این وقایع توسط “زیکیا” نوشته می شد، در واقع قدرت نوشتن، بزرگترین حادثه ای بود که در آن زمان اتفاق افتاده بود، قدرت نوشتن برای آنان آنقدر خارق العاده بود که ابتدا هر آنچه را که دیده و تجربه کرده بودند را دقیقاً نوشته و درباره آن توضیح میدادند، کاری که بدرستی توسط “زیکیا”، انجام شده بود. شخصاً نمی توانم بفهمم که چرا مدعیان علوم مدرن نمی توانند واقعی بودن آن حوادث را درک کنند؟

ادامه دارد

پایدار باشید.

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : ۴۰۶دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت ششم

 

با درود فراوان بخش ششم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهی شما میرسانم. و ادامه گزارش؛ تحقیقات پروفسور”اریک فون دنیکن”، نشان می دهد ، تنها کتاب انجیل نیست که در رابطه با حضور فرازمینیان در کره زمین صحبت می کند، بلکه این رابطه در تمامی مذاهب رسمی جهان از ابتدا وجود داشته است و شباهت وقایع نوشته شده درکتب مذهبی، امری خارق العاده است. “دنیکن”، در این رابطه می گوید؛ پس از تحقیق و خواندن کتب آسمانی، از خود پرسیدم؛ این همه شباهت در وقایع، مگر ممکن است؟ این خدایان همه از آسمان آمده اند، در نزد انسان زندگی می کنند، همه فرمان صادر می کنند بطوریکه انسان می بایست فرمان آنان را بدون چون وچرا، انجام دهد و همگی درنهایت کره زمین را ترک می کنند ولی قبل از آنکه بروند، وعده می دهند که در آینده ای دور به کره زمین باز خواهد گشت! ؛”مایکل کریمو”، در این باب می گوید؛ اینگونه باوردارم که مردمان باستان با سفرهای فضائی آشنایی داشته و با مسافران فضایی یا فرازمینیان ارتباط برقرار کرده بودند و برای اثبات این موضوع کافیست به متون باستان، الواح و کتیبه های کهن مراجعه کنیم . بدون شک درمیان نوشته ها، رد پای فرازمینیان را می توان براحتی پیدا کرد. گزارشگر در این رابطه می گوید؛ درمیان نوشته های “سانزکریت”، هندیان که متعلق به پنج هزار سال پیش است، مردم هند باستان، از وسیله یا ماشینی پرنده، بنام “ویمانا”، صحبت می کنند.”مایکل کریمو”، می گوید؛ در نوشته های “پاگاما”، در بخش “پرانا”، جزئیات کامل این اشیاء پرنده که “ویمانا”،  نامیده می شود نوشته شده است، بعنوان مثال نوشته شده که از نوع فلزی ساخته شده است و گاهی همزمان در دو مکان مختلف ظاهر می شوند و اغلب حرکات و مانورهای این ماشین را، به شاپرک تشبیه کرده است، به عقیده من آنچه که مردم باستان شاهد پروازش بودند مطاقبت کامل با آنچه که امروزه ما از آن “بشقاب پرنده” یا “یوفو” نام می بریم دارد.

گزارشگر می گوید؛ در نوشته های دیگر “سانزکریت”، که بنام “ماها باراتا”، “ویرا”، “رامایانا”، معروف است  به شیی پرنده ای که “ویمانا” نام می برند و ارتفاعی در حدود “۱۴۰″، فیت هم دارد و براحتی می توانیم جزئیات آن شی پرنده را با هواپیماهای امروزی مقایسه کنیم اشاره شده است. در همین نوشته ها در باب یک “ویمانا”، توضیح داده که، توانائی هدف قراردادن هر شیی را در زمین دارد، بطوریکه با فرستادن پرتو نوری از “ویمانا”، شیی مورد هدف، در آن واحد تبدیل به خاکستر می گردد، تقریبا شبیه به سلاح های  لیزری امروزی.

” دیوید چلیدرس”، در این رابطه توضیح می دهد که؛ مانند این است که کتابهای تخیلی قرن بیستم را می خوانید، نوشته شده که موجودات شبیه انسانها، هر یک در ویمانای خود نشسته اند و در فضا پرواز می کنند و در آسمان شروع به نبرد می کنند و حتی در مواقعی با شلیک آتشبارهای خود شهری را با سکنه اش نابود می کنند .”جورجیو سرکالوس”، می گوید: نکته ای که شخصا من را دیوانه می کند این است که اکثریت مردم هند، امروزه به حوادث و وقایع این متون باستانی اعتقاد کامل داشته و آن وقایع را واقعی می پندارند! “مایکل کریمو” می گوید؛ من فکر نمی کنم که این وقایع باستانی صرفا جنبه تخیلی داشته باشند زیرا آنچه که با جزئیات در این نوشته ها اشاره شده است با آنچه که امروزه مردم شاهد آن هستند و گزارش می کنند کاملا مطابقت دارد. ” جسی مارتل”، نویسنده و محقق دیگر آمریکایی در این رابطه می گوید، آیا این نوشته ها، صرفا حماسی، یا متالوژی باستانی است یا آنکه این وقایع فیزیکی بوده و به راستی درآن دوران اتفاق افتاده است و مردم آنزمان سعی کرده اند به بهترین وجه آنچه را که دیده اند توضیح دهند، به عقیده من مورد دوم با عقل بیشتر جور درمی آید. گزارشگر می گوید؛ اگر بخواهیم در رابطه با تئوری وجود فضانوردان کهن تحقیق کنیم، دو راه در پیش رو داریم. یک راه این است که به نوشته های بجا مانده که توسط محققان دولتی ترجمه شده اند بسنده کنیم و راه دوم آنکه ببینیم اصولا چه مدرک و شواهدی بطور فیزیکی از آن دوران بجا مانده است که بتوانیم تحقیقات تازه ای را آغاز کنیم! درمیان این شواهد، نقاشی غارها ، مجسمه ها و الواح بیشماری، دراقصی نقاط جهان تا به امروز پیدا شده که دریایی از اطلاعات در آنها نهفته است. در این باره ” جورج نوری “می گوید به عقیده من تصاویر غارها هریک به تنهایی نمایانگر یک واقعیت بزرگ هستند، زمانی که شما با یک تصویر در غاری در ایتالیا مواجه می شوید که در آن تصویر دو انسان را با لباس و کلاهخود فضائی نشان می دهد، غیر از آنکه دو فضانورد در ذهنتان نقش ببندد، آیا به چیز دیگری فکرمی کنید؟ مگر آنکه شما اهل انکار کردن باشید، درآن صورت با شما حرفی ندارم!

گزارشگر می گوید؛ مجسمه های بیشماری در گرداگرد جهان پیدا شده اند که بعضی از آنان، انسان را در لباس و کلاهخود مخصوص نشان می دهد، آیا براستی این مجسمه ها می توانند فضانوردانی که در دوران باستان به زمین آمده اند را نشان دهند؟ “جورجیو” در این باب می گوید؛ در هر گوشه کره زمین مجسمه، نقاشی و اسکالپچر پیدا شده که هریک به هزاره های پیشین تعلق دارد و در نظر اول انسان را به یاد یک فضانورد فرازمینی می اندازد حتی در آمریکا به  تازگی در ایالت “یوتا”، در ناحیه “سگا”، هیروگلیف هایی درغار پیدا شده است که موجوداتی عجیب را نشان می دهد که کلاهخودهای عجیب با آنتن بر سر دارند و همزمان در آنسوی کره زمین در استرالیا، در ناحیه “کیمبرلی”، دقیقا نمونه بی کم و کاست و همین هروگلیف های “یوتا”، را می توانید مشاهده کنید موجوداتی با کلاهخودهای عجیب آنتن دار و لباسهای مخصوص، به عقیده من همنوعان ما در آن دوران چگونه موجوداتی را مشاهده می کردند که شکل و شمایل آنان را مشانه هم، بر دیوارغارها نقاشی می کرده اند. این را نیز بد نیست بدانید که در قاره ای دیگر در کشور “گواتمالا”، اخیرا هیروگلیف دیگری پیدا شده که دقیقا نمونه بارز یک موجود انسانگونه با کلاهخودی کاملا شبیه به کلاهخودهای فضائی امروزی، دارای لوله هایی برای تنفس، جلیقه ای مجهز به ادوات فضائی را نشان میدهد … برای آن چه توضیحی داریم؟

ادامه دارد پایدار باشید

آرش بیک

منبع: فیس بوک سفر به ناشناخته ها

پ .ن : با تشکر از آرش عزیز که مطالب روز دنیا را برای هموطنان فارسی زبان خود ترجمه و منتشر میکنند.

لوله های عجیب ۱۵۰ هزارساله در Baigong چین

لوله های عجیب Baigong چین
لوله های Baigong یکسری از اجسام لوله شکلی هستند که در نزدیکی کوه Baigong پیدا شده اند . در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب شهر Delingha ، Haixi Mongol و حکومت مستقل تبت در چین . منبع و منشا این لوله ها ناشناخته است ، ممکن است طبیعی یا مصنوع بشری باشند . اما این شبکه پیچیده اتصال لوله ها در بعضی از سایت ها جزو گروه Out-of-place artifact(OOParts) طبقه بندی شده اند . برای اطلاعات بیشتر به مرجع آن رجوع کنید . [۱]

لوله های Baigong را به هرم ۵۰ تا ۶۰ متری کوه Baigong نسبت می دهند . در جلوی این هرم سه غار گزارش  شده است که دهانه دوتا از این سه غار فروریخته و تنها دهانه غار بزرگتر که ۶ متر ارتفاع دارد قابل ورود است . دو سری لوله Baigong در غار بزرگ گزارش شده است ، یکی از این لوله ها ۴۰ سانتی متر قطر دارد و به رنگ قرمز و قهوه ای می باشد همچنین لوله هایی با قطر های متفاوت نیز در آنجا یافت شد . دوجین خروجی لوله ای شکل نیز در بالای ورودی غار دیده شد که از بدنه غار بیرون زده بود . همچنین لولهایی در کف سواحل دریاچه Toson در ۸۰ متری بیرون غار یافت شد این لوله ها پوکیده و توخالی بودند . این نوع از لوله ها از قطر ۲ تا ۴/۵ سانتی تفاوت می کردند . علاوه بر این تکه پاره هایی زنگ زده از اجسامی شبیه به این لوله ها در آن حوالی پیدا شد .این قطعات زنگ زده توسط Liu Shaolin  که کارخانه دار محلی ذوب آهن بود آنالیز شد : نتایج بدست آمده حاوی ۳۰% اکسید آهن و مقادیر زیادی اکسید سیلیکون و اکسید کلسیوم در آن یافت شد .
این لوله ها اولین بار توسط یک گروه اکتشافی آمریکایی برای تحقیقات پیرامون فسیل های دایناسورها کشف شد و به دولت محلی گزارش شد اما توجهی به آن نشد تا زمانی که یک گزارش بوسیله خبرگزاری Henan Great River News در ژوئن سال ۲۰۰۲ انتشار یافت . اینجا بود که حکومت مرکزی این محل را محلی مستعد برای جذب توریست دید و به آن پرداخت . در همان سال ۹ گروه مشتمل از دانشمندان ، ژورنالیست ها و گروه شبکه  تلویزیونی CCTV نیز از این محل دیدن کردند . چیزی که درباره این لوله ها ی فلزی جالب است اینکه آنها در داخل صخره ها قرار گرفته اند . این لوله ها در داخل صخره ها با هم ارتباط داشته و به نزدیکی دریاچه نمک می رسند . ( گمانه زنی هایی در این زمینه وجود دارد که این ها ساخته بیگانگان در حدود ۱۵۰۰۰۰ سال پیش می باشد ) . لوله های مذکور نمونه ای پیشرفته از سیستم لوله ای فلزی است که در دل خاک و صخره ها مدفون شده است . گزارش دیگری وجود دارد که دانشمندان در سال ۲۰۰۱ بازدیدی از محل به منظور آنالیز لوله ها داشته اند ، نمونه هایی از آنها برای انیستیتوی زمین شناسی بیجینگ (Beijing Institute of Geology) آورده شد . تکنیک هایی به منظور اطمینان از ایجاد تبلور و ذوب شدگی حاصل از گرما بروی آنها زده شد نتیجه حاصله بر این اساس بود که اگر این اجسام حقیقتا لولهای آهنی حاصل از ذوب شدگی سنگ آهن بوده باشند ، آنها در حدود ۱۴۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ سال پیش ساخته شده اند در حالیکه تاریخ حضور بشر در این ناحیه چیزی حدود ۳۰۰۰۰ سال می باشد .[۲][۴]
در ضمن نمونه های دیگری از این اجسام مثل navajo pipes و Louisiana Cylinders در جاهای دیگر دنیا دیده شده است . [۳]

References :

[1] http://www.ooparts.us

[2] http://skeptoid.com/episodes/4181

[3] http://en.wikipedia.org/wiki/Baigong_Pipes

[4]http://forum.davidicke.com/showpost.php?p=1059185390&postcount=1

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از وحید طایفه  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: