بایگانی ماهانه: مارس 2014

اهميت فيزيك در اسپيريچوال و سوپرنچرال

اهميت فيزيك دراسپيريچوال و سوپرنچرال
توماس فاسكو
از زمان گاليله، تفكيك بين فيزيك و اسپيريچوال سنت شده است. گاهي افرادي با تخيل قوي ازين سنت عبور كرده اند، اما اين معمولا يك تهاجم حاشيه اي بوده و فورا به نظام فكري مربوط به خود بازگشته اند. زيرا عموما به طرف مقابل با شك مي نگريستند و تغيير آنرا انتظار مي كشيدند.

1-ghost

اما من معتقدم كه راه حل معماهايي كه هر دو اين نظامهاي فكري را به ستوه مياورده در زير يك چتر هست. اين تصور كه رويدادها و تجربيات اسپيريچوال، پارانرمال و سوپرنچرال به فيزيك ربطي ندارد و برعكس، از نظر من قديمي و تعصبي انحرافي هست. بگذاريد ابتدا نگاهي به فيزيك بيندازيم. تفسيرعادي فيزيك، مطالعه آنچه فيزيكال است، ميباشد و چون موارد اسپيريچوال و سوپرنچرال عموما در قلمرو فيزيكال ملاحظه نميشوند پس بطور سنتي كنار نهاده ميشوند. اما چنين تفسيري يكي از آسان سازي هايي است كه براي پرهيز از مقابله بكار ميرود.
درواقع معناي اساسي فيزيك مطالعه چيزهاي فيزيكال است. اين ممكن است كه تمايز ناچيزي بنظر بيايد اما تفاوت مهمي بين اين دو تفسير هست. اولي هر منظر ويژه اي از عالم فيزيكال(طبيعي) سوژه اي براي مطالعه است كه كنارگذاشتن موارد ديگر را مجاز ميكند. تفسير دوم فيزيكدان را بر آتش صداقت و حقيقت نگاه ميدارد، الزامشان ميكند كه تمام قلمرو فيزيكال را به حساب بياورند.

اين چه ربطي به سوپرنچرال دارد؟ يكي از اهداف اساسي فيزيك اينست كه روزي به تئوري نهايي همه چيز ( theory-of-everything or TOE ) برسد، كه طبيعت همه ذرات و واكنشهاي آنها را، بخوبي يك مدل كيهاني منفرد براي تمام فرآيندهاي فيزيكي، بيان كند. آلبرت انيشتين مدعي بود براي اين كه چنين تئوري اي معتبر باشد، هر مشاهده اي بايد توصيف متناظري را در آن تئوري داشته باشد.
براي اينكه يك TOE به درستي كامل بشود، بايد پايه اي براي هر پديده مشاهده پذير آماده كند. بياد داشته باشيد كه هر چيز كه مشاهده پذير است محسوس است، هر چيز كه محسوس است فيزيكال (طبيعي) هست، هر چيز كه فيزيكال است زير پوشش فيزيك قرار دارد. نمودهاي سوپرنچرال معيني وجود دارند كه در واقع بطور طبيعي مشاهده پذيرند.
يك مثال، شفابخشي از منظر مسيحيت است، روح ، شبح و تجسم مواردي اينچنين،مثالهايي از پارانرمال است. آنچه آنها را سوپر نچرال ميكند اينست كه خودشان بطور طبيعي مشاهده پذير نيستند، آنها دلايل طبيعي قابل تحقيق (اثبات پذير) ندارند، و به همين دليل فوق طبيعي (سوپرنچرال) هستند. ‌‌اما فيزيكال، نمودهائي مشاهده پذير، پس حقيقتا در ارتباط با فيزيك هستند، و بايد از آن طريق ملاحظه شوند. تا تماما علت هاي طبيعي را درك نكنيم، هرگز قادر به تعيين علت هاي سوپرنچرال نخواهيم بود. طوريكه دقيقا بدانيم كجا يكي تمام ميشود و ديگري آغاز ميگردد.
از منظر تاريخي، فيزيك هر آنچه را كه به آساني نتوانست در آزمايشگاه بازسازي كند را ناديده گرفته بود. خيلي ها تا آنجا پيش رفتند كه گفتند آنچه كه در آزمايشگاه نشان داده نشود واقعا وجود ندارد. كه اين گرايشي بين تعصب لجوجانه و وهم است. آزمايشهاي آزمايشگاهي طبيعت واقعيت را تعيين يا برپا نميكنند، بلكه فقط آنرا اندازه ميگيرند. بر طبق آن نقطه نظر، ابزارهاي اندازه گير كه نتوانند تحت شرايط كنترل شده آزمايشگاهي آنرا ثبت كنند، نيازي به تصديق موجوديت آن نيست. آنها ترجيح ميدهند كه مشاهده را خدشه دار بدانند تا اينكه ابزارها را ناكارآمد مطرح كنند! اين نظر همچنين هر پديده اي را كه بطور خاصي پر زحمت، ناجور و مشوش باشد را از بررسي بر كنار ميكند.

 2-quantum

يك مثال خوب در اين باره اين است كه بسياري از مردم، فيزيكدان و غير متخصص مانند هم چنين فكر ميكنند كه احساسات به فيزيك مربوط نيست.
درماندگي ابزارها در اندازه گيري مستقيم و درنتيجه در اثبات احساسات به اين معني تعبير مي شود كه آنها رواني (psychological ) و بنا بر اين غير فيزيكال هستند پس با فيزيك مرتبط نيستند. اما در تمام دنيا امكانات تحقيقاتي اي وجود دارند كه در حال نقشه برداري از مغز تحت تاثير احساسات، (با استفاده از فيزيك و اصول آن) هستند تا علت آنرا بهتر بفهمند. زيرا اين دانشمندان واقعيت فيزيكال (طبيعي) مشاهده پذير احساسات را همانند گواه تجربي بشر از قبل پذيرفته اند، و بنا بر اين آنها سعي ميكنند علت فيزيكال دقيق آنرا و چگونگي عملكرد آنرا تعيين كنند. براي مثال اگر سگي به شما حمله كند، شما خواهي دانست كه احساس خاصي پذيرفته شده است، بخشي از واقعيت فيزيكال عيني مشاهده پذير يعني خونريزي ساق پايتان مدرك فيزيكال مورد نياز شماست. بنا بر اين حتي اگر اول بنظر برسد كه مربوط نيست، يك بررسي از نزديك آشكار ميكند كه احساسات واقعا آثار طبيعي مشاهده پذير هستند، پس بخشي از فيزيك هستند.

اين حقيقت كه ما ابزارهايي كه بتوانيم برخي پديده ها را بطور مستقيم اندازه بگيريم نداريم به اين معنا نيست كه واقعيت مشاهده پذير بطريقي ناقص هست، در واقع اشكال در ابزارها، روشها و فهم ما هست. فيزيكدانها تا موقعي كه به ناديده گرفتن چنين داده هاي مخالف موازين علمي خود ادامه ميدهند، هرگز به تئوري غايي مطلوب خود نخواهند رسيد. اگر مدلهاي فيزيكي ما نميتواند با آنچه ما در جهان مشاهده ميكنيم تطبيق يابد، راه حل اين نيست كه تمام داده هايي كه تطبيق نميشوند را دور بريزيم، بلكه كار سخت اما صادقانه، تجديد نظر در مدل معيوب است.

از طرف ديگر معتقداني كه ايمان به سوپرنچرال دارند در مقابل هرگونه مداخله فيزيك مقاومت ميكنند. براي بعضي اين كاملا قابل درك است چون فيزيك مناسب هر ذائقه اي نيست و در تمرين ايمان هم نيست. اما براي ديگران، دلايل چندان سر راست نيست. كساني هم هستند كه تحقيق درست علمي را تهديدي براي سيستم اعتقادات خود مي بينند.
اما اگر يك سيستم اعتقادي اي درست باشد، فيزيك صادق و با ذهن باز تهديدي براي آن نخواهد بود. ديگراني هم مواجهه علمي را محروم كردن جذبه عرفاني از آن پديده ها مي بينند، كه رضايت هيجاني از راز و پيروي از احساسات را دور ميكند.

هنوز ديگراني هستند كه سوپرنچرال را همچون وسيله اي براي فرار از عملگرايي استدلال علمي مي پذيرند، و فيزيك را شكلي از تهاجم به حريم شخصي مي بينند. در مقابل كساني هستند تقريبا همانند يك فرقه، بصورت نوعي مقابله فرهنگي، كه سوپرنچرال را بعنوان راهي براي سركشي درمقابل موسسات سياسي طلب ميكنند. بعلاوه هستند كساني كه يك اثبات علمي را بعنوان خاتمه اي بر سفر ماجرايي خود به ناشناخته مي بينند.

من اخيرا با خانمي كه عضو دو تشكيلات تحقيقاتي متفاوت پارانرمال بود، صحبت كردم كه مشاركت با اعضاي گروه را با مشخصه آزار دهنده اي ميدانست. آنها به او گفته بودند تحقيق جدي علمي را نميخواهند زيرا اگر كه فرآيندهاي در پشت پرده پارانرمال كشف شوند- هرچه كه به هر حال نرمال يا سوپرنچرال باشند- آنوقت تمام هيجان و لذت جستجو به پايان خواهد رسيد. مانند بعضي از محققان بيگ فوت «پا گنده» كه مخفيانه نميخواهند كه كسي بدن آن موجود را پيدا كند و آنرا براي هميشه به اثبات برساند. هدف بررسي آنها هم همراه با رشد حالت تخصصي آنها در آن راز خاتمه خواهد يافت.

اما براي آنهايي از ما كه حقيقتا به دنبال جواب هستيم، فيزيك براي آن جستجو اساسي و ضروري است. به ويژه مسيحيان بايد فيزيك را پذيرا باشند، همچنانكه غولهاي مسيحي علم مانند نيوتن، كپلر، مكسول و بوهم چنين كردند.
كتاب مقدس مياموزد كه خدا جهان را با قوانين ثابت بر طبق نظمي الهي بوجود آورد. اگر اينطور هست، پس هركسي بايد معتقد باشد كه سرانجام فيزيك آن نظم را بقدر كافي آشكار خواهد كرد طوريكه آن دو نظام به همگرايي احتمالي خواهند رسيد. او به ما ذهني داد كه در باره رازهاي آفرينش او تعمق كنيم.
دوري از آن، به نظر من، مسامحه كاري و شايد بي احترامي است. هر رويدادي كه به سوپرنچرال مربوط است و تحت تاثير آن در دنياي واقعي صورت ميگيرد، بدون مساعدت فيزيك كاملا فهميده نميشود، و فيزيكدان ها با ادامه ناديده گرفتن و مختومه كردن مشاهدات سوپرنچرال هرگز به هدف غايي شان نائل نخواهند آمد.

با نقل قولي از انيشتين، كسي كه مدعي بود اگر كه قوانين طبيعي وجود دارد بايد قانون دهنده اي هم باشد، اين نوشته را به پايان ميبرم : » علم بدون دين لنگ و دين بدون علم كور است.»

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

Advertisements

چقدر به سوپرنچرال معتقد هستيد؟

چقدر به سوپرنچرال معتقد هستيد؟
V. On SuperNatural
يك سايت آمريكايي يك نظرسنجي با عنوان بالا در آمريكا انجام داد… درصد ده مورد اصلي را سئوال كرد كه نتيجه در جامعه آمريكايي پيشتاز علم و تكنولوژي بسيار جالب هست!
نتايج را 7 روز ديگر منعكس ميكنيم… تا شما هم در نظرسنجي زير شركت كنيد و نتايج را با آن
مقايسه كنيم!

ادراك فراحسي (ESP ) ، خانه هاي تسخيرشده (Haunted Houses ) ، اشباح (Ghosts) ، دورآگاهي (Telepathy) ، روشن بيني (Clairvoyance ) ، ستاره شناسي (Astrology ) ،
احضار روح (Speaking with Deads) ، ساحري (Witches) ، تناسخ (Reincarnation) ،
چنلينگ (Channeling Spirits).

(( سه خط زير را در كامنت خود كپي پيست كنيد و در پرانتز درصد مورد نظرتان را بنويسيد.))
ادراك فراحسي ( ) ، خانه هاي تسخيرشده ( ) ، اشباح ( ) ، دورآگاهي ( ) ،
روشن بيني ( ) ، ستاره شناسي ( ) ، احضار روح ( ) ، ساحري ( ) ،
تناسخ ( ) ، چنلينگ(بيان مطالب ارواح مرده و زنده ابعادي) ( ).

***شايد براي بعضي لازم باشه كه بگم… 50% معادل: شايد/ با ميل مثبت به بيشتر هست.
حالا… از صفر تا 25% : ممكن ضعيف/ 25% تا 50% : ممكن شدني!…. 50% تا 75% : حتما ضعيف/
75% به بعد : اعتقاد رو به ايمان… حتمي!
***البته بازم چنين نظرسنجي علمي نيست! چون در وبلاگ امكان نرم افزاري و كنترل نيست.
از طرفي حتما مشابهت معنايي هم بين افراد چندان نيست پس بايد با باور ذهني- قلبي پاسخ بدهيد نه اينكه بطور منطقي تصميم بگيريد و يا تحت تاثير نتايج ديگران قرار بگيريد.
با اينوجود… 1) اگه دلتون خواست دلايلي بياريد/ مختصر. 2) ميتونيد دو بار راي بديد… دومي در ميانگين درنظر گرفته ميشه. 3) حداقل لازمه كه ده نفر در راي گيري باشند. 4) نتايج مقايسه اي در همين صفحه منعكس ميشود.

پ . ن : دوستان لطفا در نظر سنجی شرکت کنند.

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای تهيه و ارسال مطلب.

اجسام کروی در عکس‌‏ها چه هستند؟ ارواح یا گرد‌‏ و‌‏غبار؟

محققان می‌‏گویند برخی از اجسام کروی که در تصاویر ظاهر می‌‏شوند، غیر عادی بوده و با مبحث انعکاس نور قابل توضیح نیستند.


این تصویر که در سال ۲۰۰۹ گرفته شده، زنی را به‌‏نام جوآن در پارک بریانت منهتن نشان می‌‏دهد که اجسام کروی، او را احاطه کرده‌‏اند. اگر از نزدیک دقت کنید، دو دایره‌‏ی کوچک را در جسم بزرگ کروی می‌‏بینید. (با کسب اجازه از جوآن)


اعضای گروهی در لاس‌‏وگاس، اغلب در عکس‌‏های گرفته شده‌‏شان، اجسامی کروی مشاهده می‌‏کنند. (با کسب اجازه از گروه Spirit St. John)
بسیاری، لکه‌‏های کروی و روشنی را در عکس‌‏های خود می‌‏بینند. این لکه‌‏ها معمولاً با نام اجسام کروی شناخته می‌‏شوند. برخی، آن‌‏ها را نور منعکس شده بر سطوح اطراف می‌‏پندارند و برخی، نور منعکس شده از ذرات غبار. عده‌‏ای نیز آن‌‏ها را روح یا دیگر موجوداتی که با چشم قابل مشاهده هستند، می‌‏پندارند.

تحقیقات کمی بر‌‏روی این پدیده انجام شده؛ امّا دکتر گَری ای.شوارتز و کاترین کرِت، استاد علوم نوری در دانشگاه آریزونا در سال ۲۰۰۵، مطالعات خود را بر‌‏روی اجسام کروی منتشر کردند.


یک جسم کروی که در مستندی از شبکه‌‏ی بی‎بی‎سی گرفته شده است. به‌‏گفته‌‏ی محققان دانشگاه آریزونا علت آن نمی‌‏تواند انعکاس نور بوده باشد. این محققان نتوانسته‌‏اند توضیحی علمی برای آن بیابند. (Screenshot/u.arizona.edu)
به‌‏گفته‌‏ی آن‌‏ها بسیاری از اجسام کروی، با نور منعکس شده‌‏ی دوربین بر روی اجسام یا گرد و‎غبار محیط اطراف قابل توضیح هستند. اما برخی‌‏از اجسام کروی ظاهر شده در عکس‌‏ها، این توضیح متداول را نقص می‌‏کنند.

برای مثال، اجسام کروی‌‏ای که در مستند بی‌‏بی‌‏سی گرفته شده است، قبل‌‏از محو شدن، به‌‏آرامی حرکت می‌‏کردند. شوارتز و کرت می‌‏نویسند: «توضیح چنین اجسام کروی که در مسیر‌‏های غیرقابل پیش‌‏بینی حرکت می‌‏کنند و بر‌‏اثر بازتاب‌‏هایی اتفاقی ایجاد می‌‏شوند و همچنین آن‌‏هایی که براثر انعکاس نور برروی ذرات گرد وغبار هوا به‌‏وجود می‌‏آیند، غیرممکن است. »


یک جسم کروی نزدیک شاخ سمت چپ گاو قرار دارد که ظاهر شدن آن غیر‌‏عادی و نامعمول است؛ با‌‏این‌‏حال سایه‌‏ای واضح قابل مشاهده است. (Cindy Drukier/Epoch Times)
این مستند که با گران‌‏ترین مدل دوربین مادون‌‏قرمز و نصب شده بر‌‏روی سه‌‏پایه، فیلم‌‏برداری شده، برخی‌‏از عواملی که محققین علت ایجاد اجسام کروی در عکس‌‏ها بر‌‏اثر ارزان بودن مدل دوربین می‌‏دانند، کنار می‌‏گذارد.

شوارتز و کرت ادامه می‌‏دهند: «همچنین این موضوع نه منطقی و نه صحیح است که نتیجه بگیریم همه‌‏ی اجسام کروی مشاهده شده در جهان را می‌‏توان با مکانیسم متداول علم نورشناختی مثل بازتاب‌‏های نور توضیح داد.»

با‌‏این‌‏حال، به‌‏عقیده‌‏ی آن‌‏ها، اکثر اجسام کروی، با علم متداول نور قابل توضیح هستند و شاید توضیحات جدیدی برای اجسام کروی غیرعادی پیدا شود.


اجسام کروی در تئاتر رِجِنت ملبورن استرالیا، پس از اجرای هنرهای نمایشی شن‌‏یون در ۱۴ آوریل ۲۰۱۲ مشاهده می‌‏شوند. (با‌‏کسب اجازه از ناتالی تپلیسکی). شن‌‏یون، فرهنگ ۵۰۰۰ ساله‌‏ی چین را از‌‏طریق رقص مبتنی بر داستان احیا می‌‏کند. به‌‏گفته‌‏ی وب‌‏سایت اصلی شرکت شن‌‏یون در نیویورک، این فرهنگ دارای ارتباطی قوی با معنویت است و اعتقاد براین است که آسمانی است.( اپک تایمز)


اجسام کروی دیده شده در نیوزلند، نزدیک‌‏به محل استقرار قبیله‌‏ی Ngati Mamoe؛ قبیله‌‏ای که دیگر وجود ندارد. (Wikimedia Commons)


اجسام کروی‌‏ای که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‎اثر بارش باران ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)


اجسام کروی‌‏که که به‌‏گفته‌‏ی عکاس بر‌‏اثر گرد‌‏وخاک ایجاد شده است. (Wikimedia Commons)

http://persian.epochtimes.com/

پیشگویی‌های متنوع درباره سال آینده

به گزارش مشرق، می‌گویند آیزاک آسیموف فیزیکدان معروف، با درایت و هوشمندی خودش توانست تا 50 سال بعد از خود را پیش‌بینی کند. او که در اواسط قرن بیستم می‌زیست با نگاهی به آینده‌های دور و درازی که به زمان اکنون ما نیز می‌رسد، گفته است:
انسان به دوری از طبیعت ادامه خواهد داد تا محیطی را بسازد که برایش مناسب تر باشد. ارتباطات به صورت دیداری و شنیداری خواهد بود تا انسان ها بتوانند همدیگر را از پشت تلفن ببینند و صدای همدیگر را بشنوند. از صفحات ویژه برای دیدن کسانی که با شما تماس می گیرند یا برای مطالعه مدارک مهم و تماشای عکس ها و فیلم ها استفاده خواهد شد.
البته آقای آسیموف که سال 1992 درگذشت جمعیت جهان را در سال کنونی میلادی 5/6 میلیارد نفر تخمین زده بود که این پیش بینی درست از آب درنیامده و هم اکنون جمعیت جهان از این مرز گذشته است. همچنین پیش بینی او در مورد جمعیت آمریکا نیز برای سال کنونی 350 میلیون نفر بود که حالا این جمعیت به زور به 317 میلیون نفر رسیده است.
از جناب آقای آسیموف که بگذریم بد نیست پیشگویی های یک ستاره شناس مراکشی را مرور کنیم که به او لقب «نوستراداموس عرب» داده اند. او دراین باره گفته است: انقلاب های عربی تا سال 2015 میلادی ادامه خواهد یافت و سپس به برخی از کشورهای اروپایی منتقل خواهد شد. این پیشگوی مشهور عرب که گفته می شود پیشگویی درباره حوادث 11 سپتامبر را هم در کارنامه خود دارد، درباره آینده آمریکا گفته است: آمریکا شروع به پس رفت اقتصادی و سپس فروپاشی خواهد کرد و بازارها با شکست و رکود روبه رو خواهد شد. به گفته او همین وضع موجب می شود هم به برگ و بار بنشیند و شاهد تظاهرات و اعتراض ها درخیابان های لس آنجلس و نیویورک باشیم. این جناب پیشگو همچنین گفته است: در آینده نزدیک دلار آمریکا حدود 90 درصد ارزش خود را از دست خواهد داد!
این پیشگوی مراکشی درمورد دیگر مناطق جهان نیز حرف هایی زده است که مسئولیت آنها را باید به عهده خودش گذاشت. مثلا گفته است: در هند حمام خون به راه می افتد، یک آتشفشان مملو از دود سیاه در مرکز لبنان سر بر می آورد و سپس این کشور به دو بخش تقسیم می شود. اسرائیل نیز شاهد حملاتی از شرق و غرب خواهد بود. خیل عظیمی از زنبورها به ظهور می رسند که منبع آن مشخص نیست. دانشمندان به داروهای جدیدی برای بیماری های لاعلاج مثل ایدز و سرطان دست خواهند یافت و نیز مخلوقات تازه ای در خارج از منظومه شمسی کشف خواهد شد.
در این میان منجمان و اختر شناسان نیز درباره سال آینده حرف هایی زده اند. آنها سال پیش رو را توام با برخی حوادث کیهانی دانسته و تا آنجا که می شده است آنها را به صورت مشروح فهرست کرده اند. از جمله این که روز بیست و ششم فروردین ماه گرفتگی کاملی به وقوع خواهد پیوست. یا در روزهای ابتدای اردیبهشت شاهد بارش های شهابی خواهیم بود و نهم اردیبهشت نیز خورشیدگرفتگی صورت می گیرد. در مرداد، ساکنان کره زمین شاهد بزرگ ترین ابر ماه سال خواهند بود. بارش های شهابی و ماه یا خورشیدگرفتگی بازهم در طول سال آینده به کرات اتفاق می افتد که بخشی از ساکنان زمین شاهد آن خواهند بود. درمورد دیگر حوادث مثل سیل، زلزله و… این منجمان اما سکوت کرده و چیزی نگفته یا ننوشته اند. گروهی از جادوگران منطقه آمریکای لاتین نیز ضمن پیشگویی های خود یک پیش بینی سیاسی هم کرده و گفته اند فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا احتمالا در سال آینده فوت خواهد کرد!
اما پیش بینی و پیشگویی اقتصاددانان و سیاستمداران هم خالی از لطف نیست. مثلا محمدحسنین هیکل نویسنده و روزنامه نگار معروف مصری سال آینده را برای کشورش «سال سرنوشت» پیش بینی کرد و گفت یا مصر می تواند روی پای خودش بایستد و جایگاه تاریخی و منطقه ای خود را بازیابد یا این که دچار یک شکست تاریخی شده و به قهقرا خواهد رفت. همچنین وائل الحلقی نخست وزیر سوریه گفت سال آینده «سال پیروزی بر تروریسم» خواهد بود. سوریه از سال 2011 صحنه ناآرامی های مرگبار بوده است که تاکنون هزاران نفر در اثر آن کشته یا مجروح یا آواره شده اند. در همین رابطه عبدالباری عطوان تحلیلگر معروف عرب نیز سال آینده را این گونه پیش بینی کرده است: «سال جدید شاهد افزایش پدیده جنگ فرقه ای و توسعه جغرافیایی آن خواهیم بود، همچنین مرزهای بین المللی در این باره بیش از پیش از بین خواهد رفت و امتداد جنگ سوریه به لبنان و اردن و شاید کشورهای خلیج فارس نیز کشیده خواهد شد. مصر در سال جدید شاهد بی ثباتی بیشتر خواهد بود. بشار اسد حداقل تا دو سال آینده در رأس قدرت سوریه باقی خواهد ماند. از محبوبیت اردوغان نخست وزیر ترکیه و معجزه اقتصادی وی کاسته خواهد شد.» او در پایان در یک کلمه گفته است: «چهره سال آینده بسیار سیاه است، سال آینده شاید خون بارتر از سال های قبل خود باشد.»
از آنجا که پیش بینی های سیاستمداران حتی اگر درست هم باشد بیشتر رنگ و بوی سیاست را می دهد و در مجموع تلخ و ناگوار است، بگذارید تا از آنها بگذریم و ببینیم که اقتصاددانان درباره آینده چه می گویند؟
بانک جهانی می گوید سال 2014 میلادی و سال 93 شمسی، سال رشد اقتصاد جهانی خواهد بود. این بانک سال پیش رو را نقطه عطفی در اقتصاد جهانی دانسته و تاکید کرده است که ریاضت مالی و بی ثباتی سیاسی دیگر بشدت سال های گذشته گریبان قدرت های اقتصادی را نخواهد گرفت.
در همین زمینه بانک فدرال رزرو آمریکا برعکس پیش بینی منجمان گفته است، احتمالا ارزش دلار در سال پیش رو افزایش خواهد یافت؛ در نتیجه قیمت کالاهای ارزشگذاری شده به دلار گران تر می شود. همچنین فراوانی عرضه در بازارهایی مانند نفت و ذرت موجب کاهش قیمت این کالاها خواهد شد. این اقتصاددانان تاکید دارند که: «با توجه به همزمانی افزایش تولید نفت در آمریکا و احتمال بازگشت نفت ایران و لیبی به بازار، ما شاهد افزایش ریسک ناشی از فراوانی عرضه نفت خواهیم بود.» از این رو آنها به این باور رسیده اند که نفت در سال آینده به زیر 80 دلار سقوط کند. همچنین اقتصاددانان غربی پیش بینی می کنند قیمت طلا نیز در بازارهای جهانی کاهش داشته باشد. در سال گذشته میلادی (2013) طلا حدود 27درصد کاهش داشت.
منبع: جام جم

یوفوی فرشته مانندی در حال ترک خورشید در عکسهای سوهو مشاهده شد.

یوفوی فرشته مانندی در حال ترک خورشید در عکسهای سوهو مشاهده شد.

19 مارس 2014

Method: SOHO Photo LASCO C2 

Date of sighting: 2014-03-19

Time: 17:48 & 18:12

دکتر روگر لیر یوفولوژیست برای ادامه تحقیقاتش از من خواسته بود عکسهای سوهو رو چک کنم.

من این یوفوی فرشته مانند را  در ساعت ۱۷٬۴۸ در حال ترک خورشید پیدا کردم و فقط ۲۴ دقیقه بعد اون در عکس دیگر سوهو در ساعت ۱۸٬۱۲ رویت شد این یوفوی فرشته مانند به تنهایی از زمین بزرگتراست.

شبیه موردی است که در تاریخ Oct 15, 2012 at 08:24 رویت شد.اون به نظر شبیه تکنولوژی اینده بیگانه  ها هست.

که سفینه ای به شکل یک پرنده بزرگ یا یک فرشته بزرگ ساخته اند.من ادم مذهبی نیستم ولی این رویت منو به فکر فرو برد.و یاد یک سناریوی قدیمی انداخت که به سختی میشه باورش کرد

که میگوید این ممکنه یک یوفو نباشد و ممکنه خودش یک بیگانه  واقعی باشه یا موجود فرشته مانندی در حال ترک خورشید.

5899689http://www.ufosightingsdaily.com

با تشکر فراوان از یاسمینای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

اسپيريچوال/ پارانرمال/ سوپرنچرال/ متافيزيك

اسپيريچوال/ پارانرمال/ سوپرنچرال/ متافيزيك

بخش اول… زمينه سازي

در بعضي از نوشته- نظرها درمقابل اسپيريچواليته، يا مجزا، از واژه پارانرمال استفاده كرده ام. به عمد براي اشاره به «پديده- باور» هاي مآورايي، از سوپرنچرال و متافيزيك استفاده نكردم! (اينكه چه دلايلي داشته ام… فعلا مهم نيست!). در محاورات و نوشته هاي فارسي همواره واژه هايي چون «فوق طبيعه/ علوم باطني/ روحي» استفاده شده. در فرهنگ لغت داريم:

supernatural   ماوراء‌ طبيعي‌، فوق‌ العاده‌
paranormal     ماوراي‌ پديده‌هاي‌ علمي‌ مكشوف‌، نادر، فوق‌الطبيعه،
فراهنجار
spiritual     روحاني‌، معنوي‌، روحي‌، غير مادي
metaphysics   دانش ماوراى طبيعت ،علم معقولات ،نسبت بهشتى و دانش

كه بسيار مانند هم، نارسا و درمواردي نادرست هست!
اين مشكل براي علاقمندان مطالب/ تجربيات مآورايي غربي هم گاهي وجود دارد. كساني كه بطور جدي وجود و موقعيت علم رو در – به اصطلاح فوق طبيعه- باور دارند و ناديده نميگيرند.
گفتگوي زير را از يك فروم خلاصه سازي كردم: (اميدوارم درعين حال اين درسي باشه براي مخاطبان معمولا خاموش كه عادت كردند- حتي در ناشناخته بودن در صحنه مجازي هم- خودشون رو دستكم بگيرند!).

para-super-normal

Unalienable
عموما دو اصطلاح پارانرمال و سوپرنچرال مترادف اند اما فكر ميكنم معمولا پارانرمال به چيزهايي كه نيمه علمي هستند، اشاره دارد، مانند: (ESP ) ، تله كينيتيك (telekenesis )، و بيوريتم (biorhythms ). واژه سوپرنچرال اغلب براي چيزاي خيلي عجيب مثل: اشباح/ ارواح (ghosts )، خون آشامان (vampires )، عروسكهاي وودو (voodoo dolls )، و تخته هاي ويجا (Ouija boards ) اختصاص داره.
فكر ميكنم اين مهمه كه بين چيزي كه توسط علم مدرن بيان نميشه و چيزي كه نميتونه در چارچوب علم مدرن بيان بشه، تمايز قائل بشيم.

Fasto
پارانرمال يعني غيرقابل شرح، سوپرنچرال يعني شامل قدرتهاي قطعي. مشكل اينه كه اون قدرتهاست كه چيزي رو پارانرمال ميكنه! كجا مابين آنها كه شامل «نيرو» هستند و آنها كه «فقط رخ ميدهند» ميشه خط تمايز كشيد؟

cj.23
من هميشه سوپرنچرال رو براي هرچيزي بالا/ وراي اين جهان، مثل فرضيه جهان مضاعف يا مثل فرضيه پيش بيگ بنگ، بكارميگيرم.

Fasto
اما تفاوتي هست؟ اگر بوسيله علم شرح داده نميشه، نميتونيم بدونيم كه تا مقداري شرح داده نخواهد شد- و اگر كه بوسيله علم شرح داده ميشه كه ديگه پارانرمال يا سوپرنچرال نيست، به ساده گي اون علم هست.

Unalienable
ميتونيد بدونيد كه قبل از اينكه يك شرح علمي بتونه كار بكنه، علم مجبوره  دستخوش تحول بزرگي بشه.
براي مثال، ممكنه دانشمندان كاركرد ارتباط خفاش رو نفهمند، اما براي اينه كه ايده هاي متفاوت زيادي كه ما معتقديم كه همه در چارچوب فيزيكال (طبيعي) مناسب اند وجود داره. صوت، فرا صوت، بو، شكل بال، تركيبي از همه. كه اغتشاش در ارائه شرح درست ميكنه. حال آنكه اگر دو خفاش هم نژاد كه چند كيلومتر از هم دورند رو پيدا كنيم كه در ارتباط با هم اند، چيزي مثل روشن بيني (
clairvoyance ) شرح اون واقعا سخت ميشه. ناگهان ديگه صدتا تئوري نداريم بلكه ميشه صفر! 

UnrepentantSinner
من دقيقا چنين تمايزي قائلم. چيزهايي مانند: (PSI, Cryptozoology, UFOs, astrology ) پارانرمال هستند. چيزهايي مانند: (Ghosts, deities, demonic possession ) سوپرنچرال اند.
خيلي چيزها در طبقه پارانرمال من، اگر مطالعه بشند، طبيعي خواهند شد. براي مثال براي كاركرد تله كنتيكهيچ شرحي نداريم، فقط ميتونيم ادعاهاي هرفرد رو وارسي و ارزيابي كنيم. درمورد سوپرنچرال، روش علمي واقعا نميتونه به موضوع بزرگتري آدرس بده، اما ميتونه ادعاهاي منفرد رو وارسي بكنه. براي مثال نميتونه بگه كه شياطين/ ارواح پليد (‌‌ demons ) وجود دارند، فقط ميتونه تعيين بكنه كه كسي بطور ذهني مريض هست يا وانمود ميكنه كه تحت نفوذ موجودات شر هست. 

Piazza
دو واژه، عمدتا معناهاي مشابه اي دارند، اما سوپرنچرال قديمي تر(از حوالي1526) از پارانرمال (1920) بوده. شك دارم كه پارانرمال اختراع و رشديافته عامه بوده باشه چون معاني ضمني منفي، چسبيده به اعتقادات در سوپرنچرال هست. ادعاي يك اعتقاد در پارانرمال گمانه شبه علم بودن رو داره، بنابراين به قرن 20-21 تعلق داره.

من تمايزي بين پديده هاي پارانرمال مثل ادراك فوق حسي (ESP ) و پديده هاي مثل ارواح/ اشباح (ghosts ) نمي بينم- اگر وجود داره ميتونه بطريق علمي مطالعه بشه. چنين تمايزي فقط اعتباردادن مقايسه اي به بررسي كننده/ محقق هست.
اين سئوال بيادم مياره كه داوطلب هاي «آزاديخواه» براي احراز مقام، خودشون رو «پيشرو» ميخوندند چون واژه قبلي رتبه منفي در نظرسنجي عامه داشت (اگرچه تمايز واقعي بين اين دو واژه وجود داره).

Unalienable
براي تحريك بحث بزاريد مثال چهارگانه نوترون رو بزنم. دانشمندان يك دسته چهار نوتروني رو كه از يك شتابنده برخورد ذرات بيرون آمده بود مشاهده كردند. اين خيلي مشوش كننده بود چون نقض اصل طرد پائولي هست، كه بنابر دانش من تنها استثناي شناخته شده ست. خيلي ها پيشنهاد كردند كه چنين اتفاقي هرگز نيافتاده بلكه فقط يك خطاي بشري و سوء تعبير داده ها هست.
حالا بخاطر مباحثه حاضر قبول ميكنيم كه تترانوترون در طبيعت وجود داره و بايد تحولي در فيزيك بوجود بياريم، وابسته به واگشت انيشتين، بمنظور اينكه آنچه را كه شاهد بوديم شرح بديم.
آيا آن سوپرنچرال خواهد بود يا پارانرمال؟

غريزه حريصانه من، من رو هدايت ميكنه كه بگم «نه، اين دانشمندان هستند كه اينكار رو ميكنند نه ديگران». اما چه تفاوتي هست بين تترانوترون و ادراك فوق حسي (ESP )؟ هر دو آنها پديده هايي هستند كه توسط مدل پذيرفته شده رايج فيزيك شرح داده نميشند.
من واقعا جوابي به اين سئوال ندارم، مگر اينكه پيشنهاد كنم كه سوپرنچرال و پارانرمال واژه هايي تهي از هر تعريف دقيقي هستند.

Paul C. Anagnostopoulos
سوپرنچرال يعني وراي (ماوراي) طبيعت. از اون واژه استفاده ميكنيم كه رجوع بديم به چيزي كه منشاء اش طبيعي نيست. هرچند كه هرگز نميتونيم شرح بديم كه چگونه به يك رويداد سوپرنچرال ميخواهيم توجه كنيم. يا اگر كه يك رويداد طبيعي معلول يك رويداد سوپرنچرال هست، چگونه سوپرنچرال با طبيعي، كنش ميكنه.

fls
منهم هميشه پيشنهاد دادم كه سوپرنچرال و پارانرمال مقوله هاي طبيعي نيستند. آنها ما رو از شخصي كه داره چنين برچسبي رو استفاده ميكنه آگاه ميكنه، نه اينكه از خود رويداد با چنين برچسبي آگاه بكنه.


((ادامه احتمالي(!)… بخش دوم: يك مقاله مرتبط)).

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای  ترجمه، خلاصه سازي و ارسال مطلب.

فرازمینیان حوادث کریمه و اوکراین را زیر نظر دارند.

فرازمینیان حوادث  کریمه و اوکراین را زیر نظر دارند

روز گذشته یک یوفوی سیگاری  شکل در آسمان کریمه در اوکراین دیده شد. آیا فرازمینیان اتفاقات اخیر را زیر نظر دارند ؟

aliens ufo Ukraine_Crimea

کریمه سوابق زیادی از پدیده های شگفت انگیز و و ملاقات فرا زمینیان دارد.

extraterrestrial race 

گفته شده که نژاد Vinnitvaryاز کریمه در اوکراین بازدید کرده اند . آن ها از صورت فلکی طاووس(Pavo ) می آیند. آن ها از سال ١٠٠٠ میلادی به زمین رفت وآمد دارند. به نظر می رسد  نژادی  خیر خواه با قدرت های شگفت انگیز هستند . آخرین بار در ادسا(Odessa) در اوکراین در جولای سال ١٩٩٥ دیده شدند .

case 1924case 1924_1

در سال ١٩٢٤ در نزدیکیDnipropetrovskدر اوکراین سه  دختر کاپیتان  Andriychukنا پدید شدند. کشاورزی که دختران را دیده بود و آن ها را تا فاصله ای دنبال کرده بود  گفت آن ها را دو ساعت قبل از طلوع آفتاب دیده است که به سمت جنگل می روند. بعد از نیم ساعت پیاده روی او نوری بنفش و قرمز در میان درختان در مه دید .

او جلوتر رفت و گفت جسمی نورانی  معلق درهوا مانند آسیاب بادی اما مانند هواپیما با پنج موجود کوچک مانند بچه ها اما با صورتی بسیار مسن تر دید . بعد آن جسم آسیاب بادی شکل را دید که به آرامی پرواز کرد و به سمت ستارگان رفت تا آن جا که نا پدید شد.  او  به طرف خانه ی کاپیتان دوید تا آن ها را سریعا از این حادثه مطلع کند , هنگامی که به خانه ی آن ها رسید با جسد مرده ی کاپیتان و همسرش بر روی تخت روبرو شد . در آشپزخانه نامه ای از طرف یکی از دختر ها گذاشته شده بود که روی آن نوشته شده بود : » ما داریم به همراه دوستان خود به مدرسه ای در ماه می رویم  » .

دردوم اکتبر ١٩٤٧ , یوفویی فرازمینی درIllichivsk Odessa در اوکراین بر زمین نشست. ٢ روز بعد ١٢ ماهیگیر بر روی یک کشتی ماهیگیری ناپدید شدند.  ٣٥ سال بعد , یکی از ماهیگیران گمشده با سن ١٦ سالگی درMaardu, Estonia آمد و گفت » در ماه بوده است  » . سال بعد او با زخمی کردن  خود , خودکشی کرد . روی سینه اش این عبارت با چاقو هک شده بود   : SS Waratahکشتی استرالیایی سال١٩٠٨.م  , … آن ها هنوز منتظرند

اس اس واراتا, کشتی استرالیایی بود که در سال ١٩٠٨ با ٢١١ مسافر و خدمه ناپدید شد و اثری از آن پیدا نشد.

   

کنفرانس یالتا (The Yalta «Argonaut› Conference)


کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ میلادی، به مدت هشت روز در کاخ تزارها در شهر یالتا واقع در شبه جزیره کریمه برگزار شد. چند ماه پیش از پایان جنگ جهانی دوم در یالتا، روزولت رییس جمهور آمریکا وچرچیل نخست وزیر انگلستان از یک سو و استالین ازسوی دیگر در باره تقسیم غنایم جنگی قبل از پایان آن به بحث پرداختند. نکته این جا است که کد رمزنام این کنفرانس , » Argonaut » , آرگونات , به معنای سفر و کشتیرانی به سمت نور ها /  دریانوردان به ستارگان است .

 هرم  کریمه 

درسال ٢٠١٢ , دانشمندی در جست و جوی آب به طور اتفاقی با جسمی سخت برخوردکرد و با تحقیقات بیشتر و کند و کاو هرمی بزرگ با عرض ٤٥ متر و ارتفاع ٧٢متر کشف شد .  هرم دارای نوکی مانند هرم  های ما یایی است , اما خود هرم بیشتر مانند هرم های مصری است . درون هرم مومیایی  موجودی ناشناس با قد١.٣٤متر با تاجی بر سرش کشف شد.

crimea pyramid

در مارچ ٢٠١٤ , زلزله ای در نزدیکی این هرم به وقوع  پیوست

  http://www.youtube.com/watch?v=ytJdQaq1gTY&feature=player_embedded

http://ufosightingshotspot.blogspot.co.uk

با تشکر فراوان از احمد رضای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پرهيز از سرگرداني 1

كوتاه نوشته ها، برخلاف نقل قولها، از افراد مشهور نيست. درواقع نتيجه گيريهاي معرفتي شخصي هست… كه هركسي ميتونه براي خودش به مرور تجربه هاي مختلف زندگي بنويسه و با دوستان همفكر و همسو  به اشتراك بزاره. و تصحيح بكنه. براي همين دوست ندارم اسم افراد ناشناس خارجي رو ذكر كنم! ممكنه از كم تا زياد با نگرش شما همخواني نداشته باشه… براي همين خوبه كه روي هرقسمت اگه خواستيد موافق/ مخالف ، سئوال/ جواب كنيد. اگه براتون جالب بود و واكنش داشتيد… ادامه ميدم تا يك اطلس فكري رو تدريجا شكل بديم! چطوريش كم كم مشخص ميشه.
ضمنا ممنون ميشم كه سكته هاي نوشتاري من رو تذكر بديد و يا اگه تونستيد روانتر بنويسيد بطوريكه مفهوم عوض نشه ولي فهم راحتتري رو ممكن بكنه.

 

شهود

1

به كمك تجربه دريافته ام كه شهود به ما كمك ميكنه كه براي آنچه كه خواهد آمد آماده بشيم، اما چگونه اينرا براي ديگران بيان كنم؟

وقتي ما نشانه هايي كه توسط شهود ما داده ميشود را دنبال كنيم، ما به بعد ديگري نفوذ مي كنيم. در درون اين بعد خيلي بيشتر از نظم جهاني مابين همه چيزها آگاه هستيم. اينست كه آسانتر لطافتهاي قانون علت و معلول را تشخيص ميدهيم. اين منظر بسط يافته به ما اجازه ميدهد كه به طريقي خط بطلان بر زمان بكشيم و با تغييرات ناديده قبل از وقوع آنها بهتر در توافق قرار بگيريم.

 

چگونه با عميق ترين سطوح وجود در تماس باشيم؟

2

يكبار كه ما خودمان را از ترسها و آرزوهايي كه ما را از جوهر حيات دور نگاه ميدارد رها كنيم، زندگي شادمانه و در طريق سازمان يافته طبيعي گشوده ميشود. در حين اين فرآيند آزادسازي، ما در جريان تجربه هايمان همزماني مهمتري را توجه ميكنيم، و دقت ما بطور شهودي بر عميق ترين سطوح هستي متمركز ميشود.

 

حقيقت و واقعيت

3

آنچه كه به آن به عنوان حقيقت اعتقاد داريم، نهايتا خود واقعيت را تعيين نميكند.

اعتقادات ادراك ما را از واقعيت منحرف ميكند، و بهيچ طريقي خود واقعيت را شكل نميدهد.
واقعيت نيازي ندارد در هستي شكل داده و به اعتقاد درآيد، تا به حقيقتي كه هست برسد. فقط يك حقيقت مطلق هست، و اين حقيقت در هر لحظه اي تازه هست، بنابراين در حركت دائمي هست. اعتقادات ما در آنچه كه دائما در حركت هست، سفت و خيلي محدود است. يك اعتقاد چيزي بيش از يك دسته نظريه نيست. پنداشت اينكه اين نظريه ها حقايقي هستند فقط منظر ما را از واقعيت محدود ميكند و هرگز متعلق به واقعيت حقيقي نيست. هر فرضيه اي محكوم است كه روزي منهدم شود، با اين آگاهي كه آنچه كه منهدم كرده عامل بالاتري را در هستي نسبت به منهدم شده دارد.

حالت عشق

4

چگونه به حالت عشق نائل شويم؟

عشق حالتي نيست كه ما نياز به رسيدن به آن داشته باشيم. ما به ساده گي مجبوريم آگاه شويم كه ما چيزي بجزعشق نيستيم. وقتي ما بفهميم كه عشق تنها واقعيت هست، ما بطور طبيعي از قيد تصور وهمي رها ميشويم، و اجازه ميدهيم كه جوهر حقيقي ما خود را آشكار كند.

ماهيت روحي (اسپيريچوال)

5

چگونه است كه يك شخص ميتواند به سطوح خيلي بالاي خود- آگاهي دست يابد، و ميتواند در لحظاتي ديگر در پايه اي ترين اميال گم شود؟ آيا ميشود از آن پرهيز كرد، اگر چنين است چگونه؟

ذهن ما بر چندين سطح عمل ميكند، سطوحي كه نتيجه گره هاي احساسات ما هستند و طريقي كه ما عادت كرده ايم كه نيازها و حواسمان را اداره كنيم. هرچه بيشتر توجه مان را بر تماميت جوهر روحي مان تمركز دهيم، ذهن بيشتر حس عميقي كه به زندگي ميدهيم را دنبال خواهد كرد. بواسطه ميل روحي ما هست كه عادات جديد ما شكل ميگيرد و جايگزين كاستي ها و ابتدايي ها ميشوند.

 

چه حيات را در جهان پديد آورد؟

6

 اگر كه هرچه كه وجود دارد دليلي دارد، علت نخستين چه بود؟ چه حيات را در جهان پديد آورد؟

نه چيزي كه در هستي هست و نه از آن باب هر رويدادي، علت مشخصي ندارد. آنها كه چنين موضوعي را عميقا تحقيق ميكنند، به اين درك ميرسند كه تمام جهان نسبت به هرچيزي در هستي درمشاركت است بهمان طور كه در رخداد هرچيزي هست. درواقع بدون اينكه كل جهان اجازه دهد چيزي روي نميدهد و نه ميتواند روي دهد. هرچيزي در درون يك نظم جهاني رخ ميدهد و آينده خودش را دارد.

ادامه دارد…

با تشکر فراوان از صبا ی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: