بايگانی‌ وب‌نوشت

کندالینی

معرفی کوتاه:

 

کندالینی  Kundalini اصطلاحی است به زبان سنسکریت برای حالتی از بیداری روحی که انسان را قادر می سازد انرژی درونی اش را آزاد کند. منظور از انرژی درونی همان انرژی روح است که در زمان خلقت به انسان دمیده شده است.

با بیدار کردن این انرژی و کنترل کردن صحیح آن انسان می تواند بر تمام عناصر عالم و طبیعت غلبه و برتری پیدا کند و خواهد توانست کارهای خارق العاده انجام دهد.

کندالینی در سنسکریت به معنی مار خوابیده است و در زبان چینی به آن «چی» می گویند.

بیداری انرژی کندالینی : Kundalini Awakening

نکته اول که باید در نظر داشت این است که از هر صد میلیون نفر شاید فقط یک نفر بتواند با موفقیت کندالینی را در خود فعال کند و این هم فقط تحت شرایط بسیار خاصی ممکن است. از این جهت است که بیشتر انسانها نه فرصت این کار را دارند و نه می توانند پس از بیدار کردن این انرژی را کنترل کنند. برای رسیدن به مرحله بیدار کردن ماری که خوابیده است حداقل چندین دهه تمارین منظم و دقیق لازم است که این تمرینها شامل تمرینهای سخت روحی و جسمی است. داشتن استاد برای رسیدن به این مرحله سودی ندارد زیرا که معمولا دو انسان با چنین قدرتهایی در یک زمان زندگی نمی کنند (به دلیل طولانی بودن پروسه کندالینی ) و دیگر آنکه هر انسان باید با روش و متدهای خاص خودش به این بیداری درونی برسد و راهنمایی استاد نمی تواند این جریان را سرعت ببخشد.

کندالینی در اصل یک نیروی ناپایدار است (  نه به معنی از بین رونده بلکه به معنی بسیار غیر قابل کنترل ) و این انرژی در کاسموس در جریان است.

چنانچه کسی بتواند این نیرو را بشناسد و در خودش بیدار سازد – در نهایت منجر به نابودی خودش خواهد شد زیرا که این انرژی بسیار غیر قابل کنترل و فرار است و از سوی دیگر خطرات بسیار زیادی را با خود می آورد.

خطرات کندالینی یا چی : Dangers of Kundalini

انرژی چی یا کندالینی در صورت بیدار شدن در انسان منجر به بروز بیماریهای خطرناکی خواهد شد مخصوصا اگر آن انسان قادر به مهار و کنترل نیروهایش نباشد به سرعت خودش را نابود خواهد کرد. کندالینی همان مار خوابیده است که با بیدار شدن به جنب و جوش در بدن انسان می پردازد و سرانجام می تواند با زهرش انسان را نابود کند.

از جمله خطرات کندالینی آزاد شدن هورمونهای سمی در خون به مقدار زیادتر از حد طبیعی است که چنانچه فرد قادر به ایجاد تعادل نباشد منجر به مرگش خواهد شد.

دیگری فشارهای زیاد به قلب و بروز بیماریهای قلبی است. کندالینی بخش اعظم انرژی اش را در مغز و در غده پینه آل ذخیره می کند و از آنجا که انرژی تصاعدی بالا می رود منجر به سردردهای وحشتناک  حتی خونریزی و انفجار سلولهای مغزی بر اثر فشار می شود.

فشار این انرژی اعصاب بدن را مختل می کنند و فعالیت اندامها را تحت تاثیر منفی قرار می دهند. این علائم پایدار نیستند و بر اساس مقدار انرژی آزاد شده در هر ساعت تغییر می کنند.

علائم بیدار شدن کندالینی: Symptoms of Kundalini Awakening

اولین نشانه های بیدار شدن کندالینی در فرد این است که انرژی به سرعت در بدن گردش می کند و در مرحله اول مشکلات فیزیکی و یا بیماریهای جسمی را شفا می دهد. در مرحله بعدی بدن به طور غیر ارادی حرکت می کند. اندامها دچار شوک می شوند و لرزشهای بدن افزایش می یابد. ماهیچه ها دچار گرفتگی و انقباض می شوند. خاطرات به سرعت در ذهن روان می شوند و فرد به شدت از نظر احساسی لطمه می خورد. اگر در این مرحله انرژی کندالینی با ذکاوت کنترل نشود- انسان طعمه مار درونی اش خواهد شد. انرژی کندالینی پس از این مرحله کنترل انسان را به دست میگیرد و فرد دیگر قادر نخواهد بود شخصیت انسانی اولیه اش را باز پس گیرد بلکه بدنش آرامگاه انرژی کندالینی و تمام انرژی هاش موجود در کاسموس ( جهان چند بعدی) می شود.

علائم بعدی از این قرار هستند- فرد شروع به انجام فعالیتهایی می کند که قبلا هیچ تجربه یا آگاهی از آنها نداشته است مانند سخن گفتن به زبانهای خارجی یا نا شناخته – انجام رقصهای باستانی و یا کارهایی که از انسان معمولی ساخته نیست- مانند پرواز کردن یا نفس نکشیدن و …

در مرحله آخر بیداری کندالینی به دلیل شدت یافتن حرکت انرژی در بدن و افزایش سرعت گردش آن سلولهای بدن واکنش نشان داده و مواد سمی بیشتری آزاد می کنند که سبب اختلال در قلب و مغز خواهد شد . البته همانطور که گفتیم این علائم پایدار نیستند و ممکن است در یک هفته فقط چند بار ظاهر شوند ولی آنچه مسلم است جنگیدن با این مار درونی و رام کردن آن کاری همیشگی است و اگر فرد یک لحظه دچار سستی شود توسط کندالینی اسیر خواهد شد- این البته در شرایطی است که فرد موفق شده باشد انرژی درونی اش را در مراحل اول و دوم تحت کنترل بگیرد و به دام کاسموس نیفتاده باشد.

دام کاسموس : Cosmos Trap

کاسموس یا جهان چند بعدی برای بشر نا شناخته است چرا که بشر فقط می تواند با آنچه می بیند ارتباط برقرار کند. جهانهای موازی و ابعاد وسیع نامرئی که در اطراف ما در جریان هستند نیز مانند جهان ما دارای سکنه و موجودات مختلفی هستند. این موجودات را بیشتر شرح خواهیم داد(شامل فرشتگان – جنیان و پریان – مخلوقات اتری و یا گازی شکل و انرژی های مختلف که در فرکانسهای مختلف زندگی می کنند)

فردی که انرژی کندالینی را در وجودش بیدار می کند به معنی آن است که دارد پل ارتباطی بین بدن خودش و سایر مخلوقات عالم می سازد. این پل از جنس انرژی است و بدن فرد را با موجودات نا شناخته و انرژیهای مثبت و منفی مرتبط می کند.

انسان به هیچ عنوان قادر نیست که جلوی ورود و خروج این انرژیها را به بدن خودش بگیرد و علاوه بر آن نمی تواند این انرژیها را از هم جدا کند. همانطور که مشخص است غالب انرژیهایی که در کاسموس در جریان هستند از نوع سیاه و ناخالص هستند( Dark Energies and Dark Spirits)

کسی که کندالینی را بیدار می سازد این ریسک را نیز می پذیرد که بدنش با انواع انرژیهای سیاهی آلوده شود- آنکه خیلی در این زمینه پیشرفت کرده باشد فقط قادر خواهد بود با تمرینهای منظم و تمرکز حواس- مرتب بدن و روح خود را خالص کند – و اگر حتی لحظه ای دچار درنگ شود این موجودات وجودش را پر خواهند کرد. از این رو کسانی که کندالینی را بیدار می کنند به هیچ وجه نخواهند توانست زندگی عادی داشته باشند و به طور مداوم تحت فشارهای زیادی هستند که از سایر ابعاد بر آنها وارد می شود.

روشن شدن : Enlightenment

در این مرحله به اصطلاح می گویند که فرد روشن شده است و قادر است انرژی ها را ببیند و یا حتی افکار را بخواند و …مغزش وسعت یافته به جهانهای دیگر وصل شده است.

رسیدن به این مرحله شامل ریسکهای فراوانی است- اغلب افرادی که در تاریخ به این مرحله رسیده اند در نهایت دچار انحراف گشته اند زیرا هر چقدر که قدرت بیشتری داشته باشند کنترل آن هم سخت تر خواهد بود. از جمله افراد مشهوری که به این درجه رسیده اند می توان به بودا – ویوکاناندا – کریشنا مورتی – Osho  اشاره کرد.

مشکل اساسی کندالینی این است که می تواند انسان را دچار جن زدگی کند بدون آنکه انسان از آن با خبر باشد. جن زدگی عموما به این شکل است که فرد چیزهایی می بیند که سایرین قادر به دیدن آن نیستند- اگرچه بعضی از شما ممکن است تصور کنید که این یک هدیه خداوندی است و کسانی که این چیزهای را می بیند افراد برگزیده هستند- اما حقیقت این است که آنچه فرد می بیند و گزارش می دهد در اصل اوهامی است که در ذهنش جریان دارد و هیچ کدام اتفاق نیفتاده است ولی باز به چشم آن فرد دیده می شود. چطور ؟ زیرا قادر نبوده کندالینی را به درستی هدایت کند و خودش طعمه افکار و انرژیهای منفی کاسموس گشته است. به این مشاهدات «توهم» یا Hallucination می گویند.جن زدگی گاهی هم به شکل انجام مراسم برای جنیان مخصوصی است که این قدرتهای خارق العاده را به انسان هدیه می کنند.

یوگی مقدس هندو در حال مصرف حشیش

متاسفانه افرادی مانند ویوکاناندا و یا کریشنا مورتی تحت تعالیم غلط توانستند کندالینی را در خود بیدار کنند که در نهایت نه تنها خودشان را نابود کرد بلکه سبب گمراهی سایر انسانها نیز شدند. این تعالیم غلط شامل جن پرستی و انجام قربانی- انجام دادن جادوگری و جادوهای سیاه و در مراحل پیشرفته حتی غرض دادن بدن به جنی که آنجا حضور دارد می شود.

یوگی مقدس هندو در حال نوشیدن شراب در کاسه جمجمه انسانی که برای خدایان قربانی شده است. با استفاده از راههای غلط و شیطانی نیز می توان کندالینی را بیدار کرد و آنانکه به نوعی روشن شده اند لزوما انسانهای خوب و وارسته نیستند.

استفاده از مواد مخدر خلسه آور:

استفاده از مواد سکر آور در همه جای تاریخ ثبت شده است( مانند آریاییان که عصاره سوما یا هوم را می گرفتند و می نوشیدند و به حال خلسه و دیدن توهمات فرو می رفتند) این سنت همچنان در میان آریاییان هند و یوگی ها وجود دارد. حشیش از اصلی ترین مواد مورد استفاده در هوم و سایر مخدرات خلسه آور است. این ماده فعالیت بخشی از مغز را که مخصوص درک و فهم واقعیت است مختل می کند و در نتیجه آن انسان دنیای اطرافش را به اشکال نا موزون و غیر قابل تشخیص می بیند.

تمام فرقه های بشری که ادعا می کنند در صدد بیدار کردن انرژی درونی هستند در اصل کاری نمی کنند به جز معتاد کردن پیروانشان به مواد خلسه آور- انسانها با خوردن یا کشیدن این مواد به این باور می رسند که قادرند به دنیاهای دیگر سفر کنند یا می توانند موجودات ناشناخته ببیند. این سنت در میان صوفیان – یوگیان – برهماییان و فرقه های متعددی در اروپا و آمریکا رواج دارد. مخصوصا در میان سرخپوستان از اهمیت بالایی برخوردار است.

اسامی این مواد خلسه و توهم آور :

Slang, LSD , Blotter , Magic Mushrooms , Shrooms , PCP , Angel Dust , Boat , Ozone  , Wack , Ecstasy

این مواد قدرت درک انسان از زمان و واقعیت را نابود می کنند – با مختل کردن فعالیت مغز باعث به هم ریختگی در حس های پنجگانه می شوند که روی شنیدن – دیدن – حس کردن و فکر کردن تاثیر منفی می گذارند . فرد دچار توهم می شود. افراد یا چیزهایی می بینند یا صداهایی می شنود که وجود ندارند.

این فرقه ها و باورهای خرافی ترویج می کنند که مواد خلسه آور هدیه خدایان هستند که با مصرف آنها بشر می تواند با خدایان ارتباط برقرار کند. این سموم برایشان جنبه مذهبی مهمی دارند که بدون آنها قادر نخواهند بود با مردگان و خدایان حرف بزنند.

متاسفانه اثر این مواد روی مغز دائمی است و کسی که حتی یکبار از این مواد مصرف کند دچار اشتباه در فکر کردن و تشخیص واقعیت و رویا می شود. بنابراین کسی مانند David Icke بدون هیچ شرمی ادعا می کند که موجودات خزنده ای در بین انسانها زندگی می کنند که شکلشان را مرتب عوض می کنند و ….مسلما هر که چنین سمومی را وارد مغز و خونش کند چنین اوهامی هم خواهد دید و تصور خواهد کرد که سایر مردم خزنده و یا پرنده هستند.

یوگی ها ی هندو با مصرف همین مواد خطرناک است که ادعا می کنند با جنیان در ارتباطند و یا نماینده آنها روی زمین هستند. این افراد نه تنها با مصرف حشیش مغز خود را نابود کرده اند بلکه با اجرای غلط کندالینی بدن خود را تسلیم نیروهای ناخالص کرده اند که در نتیجه  آن دست به اعمال عجیب ولی بدون فایده می زنند.

اغلب مردم متاسفانه تصور می کنند که روشن شدن و انجام کارهای خارق العاده هدف نهایی بشر از زندگی در این دنیاست در حالیکه هدف نهایی بشر در این دنیا آن است که خودش را از نیروهای اهرمینی و سیاه حفظ کند.

کشف اسرار :  Uncovering the Mysteries

بزرگترین دلیلی که بعضی انسانها را به سمت ماورا الطبیعه می کشاند میل شدید آنها به کشف اسرار خلقت است. انسانهای حقیقت جویی که برای فهمیدن آنچه پشت پرده است خود را به هر دری می زنند و هر مکتب و فرقه غیر قابل اعتمادی را در آغوش می کشند به امید آنکه کسی پیدا شود و جواب نهایی را به آنها بگوید.

متاسفانه یا خوشبختانه جواب نهایی را نمی توان از راه قربانی کردن خود و دیگران به دست آورد- جادوی سیاه و پرستش ارکان طبیعت و یا پرستش ارواح مردگان چیزهای جدیدی در دنیای بشر نیستند و همچنان در جریانند. عدم آگاهی انسان از سایر ابعاد خلقت سبب شده است که انسانها به دامهای کاسموس بیفتند و دیگر امکان رهایی از آن را نداشته باشند. به خاطر داشته باشید که انرژی جهانی Cosmic Energy در ۹۰٪ موارد یک انرژی غیر قابل مهار و منفی برای نوع بشر است و بدن انسانها برای تحمل فشار این سیاهی ها ساخته نشده است و در نهایت هم از تحمل آنها چیزی عایدش نخواهد شد به جز سوالات بی جواب بیشتر.

 ===============منابع

http://teens.drugabuse.gov/mom/mom_hal1.asp

http://kimolsen.wordpress.com/2007/06/05/yoga-is-occult

http://www.peopleconnectionblog.com/2008/09/03/how-to-download-your-hometown-files/

http://www.cit-sakti.com/

http://www.yoga-age.com/articles/kundalini.html

http://www.innerexplorations.com/ewtext/ke.htm

منبع:   www.limbolegacy.blogfa.com

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: