بايگانی‌ وب‌نوشت

سفر روح (6)

گزارش شماره ی 13

– حالا که از دوش شفابخش فارغ شده ای به کجا می روی؟

– به دیدن مشاورم

– اسمش چیست؟

– … کلودیس… اسمش کلودیس است.

– وقتی وارد برزخ شدی، با کلودیس صحبت کردی؟

– نه، هنوز آمادگی نداشتم… فقط می خواستم پدر و مادرم را ببینم.

– حالا چرا به دیدن کلودیس می روی؟

– … باید … درباره ی کارهایم توضیح بدهم… بعد از اتمام هر یک از زندگی هایمان این مرحله را می گذرانیم… اما این مرتبه حسابی وضعم خراب است!

– چرا؟

– چون خودکشی کردم

– اگر کسی در زندگی زمینی مرتکب خودکشی بشود، روح او را در برزخ تنبیه می کنند؟

– اینجا تنبیه به صورتی دیگر و نه به صورتی که در زمین مرسوم است وجود دارد و جنبه ی آموزش دارد.

 کلودیس از این جهت ناراضی خواهد بود که من زود از میدان در رفتم و شهامت رویارویی با مشکلات را نداشتم. خودکشی مسئله ی مرا حل نکرده و همه چیز به همان صورت وجود دارد.

 حالا باید در قالب جسمی دیگر برگردم و با همان مشکلات روبرو شوم، فقط در این میان فرصت زیادی را از دست داده ام و خیلی پشیمان هستم!

– آیا تو را به جهت خودکشی محکوم نخواهند کرد؟

– (مکث) از کاری که کرده ام بسیار اندوهگینم…..

پس از اتمام هر گزارشی، من همواره تحت تاثیر صداقت روحها قرارمی گیرم. توجه کرده ام که هر وقت روحی یک زندگی سازنده داشته و خیر و منفعتش به خود و اطرافیانش رسیده باشد، با علاقه و اشتیاق به برزخ باز می گردد، برعکس هر وقت سوژه ای مانند گزارش شماره ی 13 احساس می کند که زندگی خود را تلف کرده، به خصوص اگر مرتکب خودکشی شده باشد، از بازگشت به برزخ اکراه دارد…

گزارش شماره ی 14

– پس برای روح مشکل است که در قالب جسم، زندگی زمینی داشته باشد؟

– بله، کاملاً به خصوص برای روح های کم تجربه تر، آنها به زندگی زمینی می روند و انتظار دارند همه با آنها منصفانه برخورد کنند ، ولی خلاف آن را تجربه می کنند و ناراحت می شوند.

 برای بعضی روحها، چندین زندگی متوالی طول می کشد تا با وضع دنیای خاکی آشنا شوند.

http://reyhaaneh.blogfa.com/cat-2.aspx

گزیده هایی از کتاب سفر روح -قسمت اول

نام کتاب: سفر روح (سیری در جهانهای معنوی و دیدار از طبقات مختلف برزخ با هیپنوتیزم)

نویسنده: دکتر مایکل نیوتن

ترجمه: دکتر محمود دانائی

شمار صفحات کتاب: 355

انتشارات جیحون

از مقدمه مترجم: نویسنده ی این کتاب، دکتر مایکل نیوتن، در مؤسسات مختلف آموزش عالی آمریکا در رشته های بهداشت فکر و روان تدریس کرده و سالهاست که به کار هیپنوتراپی نیز اشتغال دارد. وی از طریق ضبط و ثبت گفتار افرادی که به خواب مصنوعی فروبرده شده اند، به حقایقی در مورد تکامل روحی انسان و مکانی که روح ها در فاصله بین زندگی های متوالی خود به آنجا می روند، دست یافته است. این نخستین کتابی است که با دسترسی به حافظه ی پنهانی و ضمیر ابرآگاه افراد متعدد، در مورد وضعیت روح پس از مرگ جسم و جزئیات برزخ نگاشته شده است.

گزیده هایی از کتاب سفر روح

– آه خدای من! من واقعاً نمرده ام…منظورم این است که جسم من، بدن من روی تخت بیمارستان افتاده … پرستاران دارند ملحفه ای روی سرم می اندازند…افرادی را که می شناسم، دارند گریه می کنند.  عجیب است، جسم من کاملاً مرده، حال آن که دارم در اطراف آن می گردم. «من زنده هستم !»

اینها گفته های مردی است که به خواب عمیق مصنوعی فروبرده شده و تجربه ی مرگش را تعریف می کند. او یکی از مراجعین من است. در حالی که روی صندلی راحت کلینیک نشسته، با کمک من صحنه ی مردن در یکی از زندگی های قبلی اش را تعریف می کند. لحظاتی قبل در حالت خواب مصنوعی او را به دوران طفولیتش برگرداندم. ذهن نیمه آگاه او به تدریج به خاطرات قبلی بازگشت تا به رحم مادر رسید. وقتی به این مرحله ی مهم تصور ذهنی دست یافتم، او را از دهلیز زمانی تخیلی عبور دادم و بعد به زندگی قبلیش رسیدم.

روح ها غالباً علاقه زیادی به آنچه بعد از مرگ برای جسمشان رخ می دهد، ندارند.آنها علاقه دارند با عجله به سوی زیبایی های دنیای ارواح بشتابند، اما بعضی روحها می خواهند تا چند روز(به مقیاس زمینی) در محلی که جسمشان مرده است، باقی بمانند.

 برای یک روح متوسط، جدا شدن ناگهانی از جسم حتی گاهی پس از یک بیماری دراز مدت، تکان دهنده است و سبب می شود که روح در لحظه مرگ جسم، از رفتن اکراه داشته باشد.

 روح ها واقعاً در مورد چگونگی دفن شدن جنازه ی خود، کنجکاوی زیادی ندارند اما احترامی که دوستان و بازماندگان برای خاطره و جسدشان قائل می شوند، برایشان خوشایند است.

دلیل اصلی که بسیاری از ارواح نمی خواهند بلافاصله مکان فیزیکی خود را ترک کنند این است که مایلند پیش از رفتن به دنیای ارواح ذهناً موجبات تسلی و آرامش افرادمورد علاقه ی خود را فراهم آورند.

 در جریان هیپنوتیزم ، سوژه های من ابراز سرخوردگی و ناامیدی می کنند از اینکه قادر نیستند با استفاده از انرژی خود، به نحو مؤثر با افرادی که به سبب مرگ آنها بی قراری می کنند، رابطه برقرار نمایند.

 وقتی یک روح تازه جدا شده راهی پیدا کند که به کمک آن بتواند موجبات تسلی خاطر عزیز زنده ای را فراهم نماید، آن وقت معمولاً راضی می شود هر چه سریع تر سطح کره ی خاکی را ترک کند.

سوژه های من هنگامی که بوسیله ی خواب مصنوعی به گذشته بر می گردند، می گویند که مهاجرت روح، خیلی ساده تر از این حرف هاست. به گفته ی آنان روح پس از ترک زمین، از دهلیزی عبور می کند که آن سویش برزخ است.

اغلب عکس العمل هایی که می شنوم حاکی از احساس راحتی از قیود زندگی زمینی و به دنبال آن جملاتی از این دست می باشد:

«آه! چقدر عالیست، من دوباره به منزل و مأوای زیبایم بازگشتم»

بعضی از روح های خیلی پیشرفته با سرعت زیادی جسم خود را ترک می کنند و در نهایت راحتی و آشنایی به مقصد خود یعنی برزخ می رسند. اینها مجرب ها هستند و به عقیده ی من تعدادشان بر روی زمین، در اقلیت شدیدی است.

یک روح متوسط با این سرعت سفر خود را طی نمی کند، بعضی حتی در رفتن هم اکراه دارند. تجربه من نشان می دهد روح های جوان یعنی آنهایی که تعداد زندگیهای قبلی کمتری داشته اند، غالباً پس از مرگ جسم، خود را به محیط زمینی وابسته می دانند.

بسیاری از مسافران برزخ، شنیدن نوعی ارتعاشات آرام بخش موسیقی را گزارش می دهند. احساس شنیدن صدا مدت کمی پس از مرگ جسم آغاز می شود، صدا در ابتدا یکنواخت و زنگ مانند است اما پس از خروج از دهلیز، بیشتر حالت موسیقی پیدا می کند.

این موسیقی را اصطلاحاً انرژی کائنات می گویند چون حالت زندگی جدیدی به روح می دهد.

اگر چه بلا فاصله پس از ترک جسم، روح احساس تنهایی و بیکسی می کند، اما دیری نخواهد پایید که نیروهای هوشمند غیر مرئي، ما را به درون دروازه ی برزخ هدایت می کنند.

 اغلب تازه واردهای برزخ، مدت کمی در سردرگمی محل جدید و یا حیرانی از آنچه که برایشان رخ خواهد داد به سر می برند.

 راهنماهای ما و تعدادی از روحهای دوستان و آشنایان ما نزدیک دروازه ی ورودی برزخ منتظر هستند. آنها با ابراز مهربانی و مددکاری به ما اطمینان می دهند که جای دلواپسی و نگرانی نیست.

اغلب سوژه ها گزارش می دهند اولین فردی را که در برزخ ملاقات می کنند راهنمایشان است. همچنین امکان دارد که پس از هر زندگی، مونس روحی ما به ملاقاتمان بیاید.

 راهنمایان و مونسهای روحی یکسان نیستند. اگر یکی از خویشاوندان و دوستان به دیدن روح تازه وارد بیاید، راهنما در آن صحنه نخواهد بود. من به این نتیجه رسیده ام که راهنماها معمولاً در فاصله ی نزدیکی هستند و به روش خودشان ورود روح را زیر نظر دارند.

یکی از پدیده های عجیب دنیای ارواح این است که افرادی که برای ما خیلی مهم هستند همیشه حاضرند در دروازه ی برزخ به استقبال ما بیایند، حتی اگر آنها زندگی دیگری را روی کره ی زمین با قیافه و جسم شخص دیگری شروع کرده باشند.

شمار ارواحی که به ملاقات روحهای پیشرفته می روند، خیلی کمتر و گاهی نزدیک به صفر است چون این گونه روحها احتیاج خیلی کمتری به دلداری و آرام کردن دارند.

به نظر من جالب است که امروزه در بررسیهای متا فیزیکی برای اشاره به یک روح مهربان و پشتیبان از اصطلاح قدیمی و مذهبی» فرشته نگهبان» استفاده می شود.

باید اقرار کنم زمانی بود که من این عبارت را مسخره می کردم و آن را مفهومی ساده لوحانه و مغایر با واقعیت های دنیای متجدد امروزی تلقی میکردم اما اکنون دیگر چنین برداشتی از مفهوم فرشته ی نگهبان ندارم.

منبع:      http://reyhaaneh.blogfa.com 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: