بايگانی‌ وب‌نوشت

ارتباط تمدن سومر و تمدن آمریکای جنوبی

کشور بولیوی و ارتباط با سومریها

آثار مصنوعی پیدا شده در کشور بولیوی و آمریکای جنوبی اشاره بر ارتباط با سومریهای باستانی دارد.

 

در حال جستجو برای توضیحات و تصاویر بهبود یافته از خدایی بنام Oannes که از دریایی ذکر شده در افسانه سومریها پدیدار شد, من بطرز اتفاقی با مجسمه های مشابه در مجموعه پدر Crespi در کشور اکوادر برخورد کردم. بجای داشتن ظاهر «کله ماهی ای», این مجسمه ها ظاهر «کله عقابی» را مجسم میکردند.

Sargon از Akkad مدعی بود که «ارباب 4 اقامتگاه» بوده است (درست مانند در Andes , اینکاها «اربابان 4 اقامتگاه» بودند, این نامی بود برای امپراطوری اینکا در بعدها, بنام Tahuantinsuyo).

معمولا فرض شده که آن 4 اقامتگاه Sargon قلمروهای سرحدات پادشاهی آشوری اش بودند, اما Sargon همچنین مدعی بود که سفری دریایی به دوردستهای مغرب زمین کرده است, برای بدست آوردن ؟قوطی فلزی؟. دوباره, معمولا فرض شده که او به Cornwall برای ؟قوطی؟ اش رفت اما آنجا همچنین تجهیزات فراوانی در کشور بولیوی وجود داشت درنتیجه شاید وقتیکه او مدعی ارباب بودن 4 اقامتگاه جهان شد, آن جهان حتما بولیوی و آمریکای جنوبی را نیز شامل شد.

 

Fuenta Magna , یک بشقاب سنگی بزرگ پیدا شده در سواحل دریاچه Titicaca , پوشیده از نوشته زبان سومری بدوی است, پس شاید ادعای Sargon تماما درست بود. همچنین یافته ای وجود دارد که حروف یا ریشه های سامی (Semitic) زیادی نهفته در زبان Aymara محلی در بولیوی وجود دارند, همانطورکه در کتاب «زبان آدم (The Language of Adam)» بقلم محقق بولیویایی, Villamil de Rada , سندیت داده شده است.

 

پس نام قدیمیترین ساکنان Altiplano وجود دارد, یعنی کسانیکه در خانه های ساخته شده از نی و شن زندگی میکردند و قایق های نی ای درست مانند سومریها میساختند. آنها نامشان Uru بود, که در Mesopotamia , یکی از قدیمیترین یا اولین شهرها بر طبق گفته های G.Maspero (تاریخ مصر باستان, Chaldea) نیز آمده که نامش URU بوده که بعدها کوتاهتر شده به UR. مردم روستای Uru-Chipaya در ناحیه خیلی دورافتاده در Salar de Coipasa متعلق به Altiplano بخاطر خانه های مدور گنبد نمایشان معروف هستند, و خود سطح دشت بسیار پهناور شبیه به دشت باستانی Mesopotamia است که بخاطر کانالهای آبش معروف است و کمتر شناخته شده بخاطر خانه های مدور گنبدنمایش.

 

مجسمه های آشوری بخاطر بالدار بودن و سرهای عقابی داشتن که گاهی اوقات بنام Genii نامیده میشوند معروف هستند. اغلب نمایش داده شده با بالهای عقاب, نقاب و یک سبد در یک دست. طرح بالایی آشوری از یک خدا نشان دهنده نقاب مرسوم عقاب گونه است, اما در پشت سرش آنچه را دارد که مسلما یک روسری زنانه پردار است, نه تنها آن, بلکه این نوع از روسری زنانه همانند آنهایی اند که سرخ پوستان آمریکایی در پشتشان میپوشند. یک مثال از تنوع گوناگونی آمریکایی در تصویر دوم معلوم است درحالیکه تصویر سوم نمایش دهنده یک جنگاور Aztec است که پوششی از نقاب عقاب بر تن دارد طوریکه اگرکه آنرا روی سرش بکشاند خیلی زیاد همانند نقاب عقاب نمایش داده شده در ترسیم آشوری خواهد شد. گفته شده که اولین خدایان سومری از دریا پدیدار شدند و مدنیت را به سومریهای باستانی آموختند, این خدایان اغلب در فرم مردیکه پوششی از لباس ماهی به تن دارد نمایش داده شده اند, معمولا چنین خدایی بنام Oannes نامیده میشود و گاهی اوقات این ترسیمات نشان دهنده هم یک سر(نقاب) ماهی یا سر(نقاب) خزنده گونه هستند.

بیشتر بخوانید…. در کتاب جالب توجه Jim Allen بنام «Atlantis and the Persian Empire» که کتاب چهارم از سری کتابهای آتلانتیس او است.

منبع:     http://blog.world-mysteries.com/strange-artifacts/atlantis-and-the-persian-empire/

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

حقیقتی که دانشمندان پنهان می کنند: تشابهات دو فرهنگ در دو سوی اقیانوس

حقیقتی که دانشمندان پنهان می کنند: تشابهات دو فرهنگ در دو سوی اقیانوس

تشابهات تمدنهای مایا و بالی

ترجمه آزاد ازنوشته ریچارد کاسارو

یکی از معماهای بزرگ باستان شناسی و یکی از حقایقی که به عمد پنهان شده است شباهتهای بین دو فرهنگ باستانی است که در دو سوی اقیانوس آرام قرار دارند: مایاهای باستان در یک سو و ساکنین باستانی بالی در سوی دیگر. شباهت اسرارآمیز بین معماری, سمبلها و مذهب این دو قرهنگ چنان چشمگیر است که به نظر میرسد دو فرزند یک والد بوده باشند. با این وجود این شباهت عجیب نه تنها توسط دانشمندان آمریکایی مورد بررسی قرار نگرفته بلکه حقایق حربوط به آن نیز پنهان شده است.

اگر میپرسید باستان شناسی چه ارتباطی با سیاست دارد پاسخ شما این است: ارتباط همه جانبه.

گروهی پر قدرت وثروتمند متشکل از چندین دسته شرکتهای بزرگ صاحب نفوذ حقایق تاریخی و معنوی مربوط به گذشته تاریخی ما را با موفقیت از ما پنهان کرده اند. هدف این گروه در کنترل داشتن یک سیستم سری اقتصاد جهانی و تسلط و ستم سیاسی است که پدرانشان بیش از یک قرن پیش به دست آوردند. کسانی که توسط رهبران صاحب نفوذ آمریکا دولت سری نامیده شده اند.

این گروه واقعیت وجود تمدنی بسیار پیشرفته به نام «عصر طلایی» را بر روی زمین و پیش از تاریخ پنهان میکند. عصر طلایی به ناگهان به پایان رسید اما حکمت معنوی پیشرفته خود را بر روی زمین به جا گذاشت. این حکمت بعدها به تمدنهایی که امروز به عنوان تمدنهای اولیه شناخته میشوند به میراث رسید. این تمدنها همه فرزندان عصر طلایی بودند.

این تمدنها دین فراگیر را از طریقی که امروزه به آن نام توهین آمیز هایپر دیفیوژنیسم hyperdiffusionism  داده شده آموختند. این نام که اخیرا توسط رسانه های بزرگ و دانشمندان ساخته شده این طور تعریف شده است:

فرضیه ای که همه فرهنگها را منشعب از یک فرهنگ به نام عصر طلایی میداند. پیروان این نظریه نمیپذیرند که پیشرفت و اختراعات بزرگ و با اهمیت در طول تاریخ به صورت مستقل و موازی در جهان پدید آمده است. آنها مدعیند که همه فرهنگها در ریشه به یک فرهنگ واحد میرسند. (تعریف استخراج شده از ویکیپدیا)

این گروه صاحب قدرت با تقبیح و خار شمردن هر مطالعه و تحقیقی که به هر نحو میتواند به هایپر دیفیوژنیسم مرتبط شود- هر چند این روش تحقیق در قرنهای پیش بسیار رایج بوده و در آن زمان عصر طلایی به نام آتلانتیس شناخته میشده- این آیین جهانی را خارج از دسترس ما قرار داده اند. به این طریق موفق شده اند ما را از دسترسی عمیق به این خرد قدرت بخش که میتواند همه پیش فرضهای بشریت را تکان دهد بازدارند و به یکه تازی در عرصه قدرت جهانی ادامه دهند.

این مقاله بر آن است که نگاهی تازه به فرهنگ باستانی مایاها که در یوکاتان در جنوب شرقی مکزیک میزیستند و شباهتهای آن به فرهنگ باستانیی که در گوشه دیگری از جهان مستقر بوده, فرهنگ بالی باستان در جزیره کوچک بالی در اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا داشته باشد. آنچه خواهید دید شواهدی از آیین جهانی عصر طلایی است که در دو سوی اقیانوس آرام به جا مانده است.

دانشمندان میگویند مایاها و اهالی بالی هرگز در تماس نبوده اند زیرا گذر از اقیانوس آرام برایشان ناممکن بوده است. با این حال توضیحی برای شباهتهایی ندارند که دوازده مورد آن در زیر می‌آید.

 

یک- اهرام پلکانی با معبد بر فرازشان

بالی (چپ)- معبد بساکی یا پورا بساکی Pura Besakih مهمترین و مقدس ترین معبد بالی است . این معبد شامل تراسهای پلکانی است.

مایا (راست)-  معبد پلکانی کشیش بزرگ یا اوسواری Ossuary چهار ضلع و پلکانی در هر ضلع دارد. دو طرف پلکان مارهای پرداری کنده کاری شده اند. ستونهایی که به این معبد منتسب میشوند نیز به شکل مارهای پردار تولتک و انسان هستند.

 

دو- اژدهای دوگانه /نرده های مار شکل

بالی (چپ)-آخرین طبقه معبد بساکی به نام پلکان خدا شناخته میشود و از دو مار/اژدها ساخته شده که در تمام طول پله کشیده شده اند و با دهان باز در پایین پلکان قرار گرفته اند.

مایا (راست)-  مارهای پردار که با دهانی باز در طول پلکان معبد ال کاستیو El Castillo کشیده شده اند. هنگام اعتدال بهاره و پاییزه خورشید اواخر بعد از ظهر به گوشه شمال غربی معبد میتابد و سایه های مثلث شکلی روی پلکان و نرده های شمال غربی ایجاد میکند و باعث میشود مانند مارهای پرداری که به طرف پایین معبد میخزند به چشم آیند.

 

سه- طاق مقدس

این نوع طاق سنگ کلید در میان ندارد (سنگی که در طاقهای اروپایی دیده میشود و در بالاترین نقطه طاق و در میان آن قرار داده میشود تا وزن طاق را تحمل کند). مایا شناس معروف قرن نوزدهم, آگوستوس لو پلونژان Augustus Le Plongen که به دلیل اعتقاد به وجود تمدن باستانی مادر همه تمدنهای بزرگ زمین بی اعتبار خوانده میشود گسترگی این نوع طاق در تمام جهان را شاهد محکمی بر نظریه اش میداند.

نقل از کتاب آگوستوس لو پلانژان: از دست رفتن اعتبار باستان شناسی – نوشته لارنس جی دزموند:

«… آگوستوس لو پلونژان, پیشگام مایاشناسی و اولین کسی که اسناد تصویری دقیق و منظم از سایتهای باستانی یوکاتان تهیه کرد… طاقهای بدون سنگ کلید مایایی را نشانه ای از همریشه بودن فرهنگها میدانست… او عقیده داشت طاقها با نسبت 3.5.7 ساخته شده اند که به نظر او اعداد مورد کاربرد معماران باستانی بوده است… وی همین نسبتها را در مقابر اتروسکی, مجسمه های یونان باستان و بخشهایی از اهرام مصر یافته بود…

در نوشته هایش به خصوص در کتاب «ریشه های مصریان» که پس از مرگش در سال 1913 منتشر شده او مصر و مایای باستان و معاصر را از دیدگاه مردم شناسی, زبان شناسی, سمبلها و آیینهای دینی مورد مقایسه قرار داده است… روش مطالعه او صحیح بوده است و مشاهدات و تشبیهات جالبی نیز به دست آورده است…»

چهار- خدایان ترسناک در ورودی معابد

بالی (چپ)-به صورت, دست راست, دست چپ و پای چپ دقت کنید. مشعلی به دست چپ, دندانها و دندانهای نیش بزرگ, موی بلند, ریش و حالت صورت ترسناکی دارد. پای چپش رو به بیرون و دست راستش با مشت بسته روی سینه قرار دارد.

مایا (راست)- میمون غران خداییست که در فرهنگ مایا حافظ و حامی هنرمندان مخصوصا مجسمه سازان و خطاطان است. به شباهت حالات دو مجسمه توجه کنید.

پنج- مارهای سنگی

بالی (چپ)-مارهای سنگی بالی از ساختمان معبد رو به بیرون تراشیده شده اند. مار یکی از قدیمی ترین سمبلهای اساطیری است که با گستردگی بسیاری در سطح جهان به کار رفته است. مار سمبل باروری و نیروهای خلاق حیات است. پوست انداختن مار سمبل تولد دوباره, تغییر شکل, نامیرایی و درمانگری است.

مایا (راست)- مارها در فرهنگ مایایی سمبل تولد دوباره بودند. مایاها در هنگام انجام مراسم آیینی با اجداد خود ارتباط برقرار میکردند. در آین آیینها تصاویر مارهای بزرگی را میدیدن که دروازه ورود به قلمرو روح بود. حضور و ورود اجدادشان را به شکل بیرون آمدن از دهان مار تصویر کرده اند.

 

شش- انرژی معنوی که حالت دستها نشان از مهار آن دارد

بالی (چپ)-به حالت دستهای آسینتیا, خدای بزرگ مذهب باستانی بالی, (مجسمه آسینتیا در موزه بالی) مطابق با وضعیت دستها در یوگا دقت کنید. وضعیت دست در یوگا همچنان که وضعیت بدن و چشمها یکی از جنبه های مهم یوگاست.

مایا (راست)- اعتقاد بر این است که این مجسمه پنجم دسامبر سال 711 برافراشته شده است. وضعیت دستها را با مجسمه آسینتیا مقایسه کنید. حالت انگشتها عموما برای آن است که از هدر رفتن پرانا از نوک انگشتان جلوگیری شود. حالتهای مختلفی برای به چسباندن انگشتها و در نتیجه ایجاد چرخه انرژی وجود دارد. این چرخه ها پرانا را در مسیرهای خاصی به جریان می اندازند تا بر ذهن و بدن اثرات خاصی وارد شود.

 

هفت- صورتهای ترسناک بر فراز درهایی که طاقهایشان به صورت پله ای فرو نشسته است

بالی (چپ)-در بالی درها و پنجره ها نقاط نفوذ ارواح خبیث و بخت بد بودند. عقب نشستگی پلکانی مانع این شیاطین به حساب می‌آمد . صورتهای ترسناک بر فراز درها برای ترساندن ودور کردن آنها تعبیه میشد.

مایا (راست)- بسیاری معتقدند مایا ها صورتکهایی از مارها و سایر موجودات میساختند.

 

هشت- خدایی به شکل فیل

بالی (چپ)-فیل در فرهنگ بالی ممکن است مربوط به قبل یا بعد از هندوئیسم باشد. لرد گانشا فیل-خدای هندوان است که سمبل خرد مطلق است و برطرف کننده موانع و هدیه دهنده ثروت. این خدا هوش فیل و انسان را یکجا دارد.

مایا (راست)- فیل در هنر آمریکای باستان به وفور به چشم میخورد و این کمی اسرار آمیز است. فیلها 10 هزار سال قبل و در پایان عصر یخبندان در این منطقه از جهان از بین رفتند. دانشمندان گذشته که به فرضیه دیفیوژنیستی معتقد بودند دلیل وجود فیل در هنر این منطقه را این میدانستند که مایاها بازماندگان جهان قدیمی تر بودند و یا اینکه توانسته بودند به سوی دیگر جهان سفر کنند و فیلها را ببینند. شاید هم فرهنگهای این منطقه بسیار قدیمی تر از چیزی هستند که دانش امروز ادعا میکند. جراح و چین شناس بریتانیایی, پرسوال یتز W. Perceval Yetts (1878-1957) مینویسد:

«در سال 1813مبدا مورد تایید تمدن مایا مورد تردید قرار گرفت و پروفسور آناتومیست جی الیوت اسمیت مباحث قدیمی درباره ارتباط تمدن مایا به جهان قدیم را دوباره به جریان انداخت. او تصاویر و سمبلهایی از هنر مایا را که از جهان قدیم منشا گرفته بود روی تخته سنگهای کنده کاری شده یافت…این تصاویر به شکل سر فیل بودند, به شکل فیلهایی که خدایان هندیان بودند.»

 

نه- ورودی معابد به شکل دهان هیولا

«نما و بدنه ساختمانهای مایایی صحنه اجرای مناسک آیینی و حاوی معانی مهم سمبلیک و سیاسی بودند… یکی از این صحنه آراییها پذیرفتن نمای ساختمان به عنوان هیولا و ورودی به عنوان دهان هیولا بود… همانطور که در هرم «جادوگر» در اوکسمال Uxmal … مردمی که به چنین ساختمانی وارد می شدند به نظر افرادی میرسیدند که به دهان هیولا قدم میگذارند.

منبع: نمادشناسی نمای ساختمانهای مایایی در دوران کلاسیک متاخر نوشته لیندا شل»

 

ده- نماد صلیب چاکانا

بالی (چپ)- دانشمندان اغلب اهمیت سمبل رازآمیز و معنوی چاکانا را نادیده گرفته اند. چاکانا یک سمبل اینکایی و ماقبل اینکایی است, صلیب اینکا. چاکانا در اسطیر اینکایی معادل چیزی است که در سایر فرهنگها به نام درخت زندگی شناخته میشود. این سمبل متشکل از یک صلیب سه طبقه است با اشاره هر بال به یکی از جهات اصلی و قرار گرفته در قابی مربع شکل.

مایا (راست)- چاکانا با شکلی مشابه در ابنیه مایایی دیده میشود. این صلیب روی هر بال سه پله دارد, چهار جهت اصلی را نشان میدهد و مربعی را دربر گرفته است.

 

یازده- چشم سوم میان چشمها و روی پیشانی

این نماد در مجسمه ها و سردیس های هر دو فرهنگ دیده میشود.

 

دوازده- معابدی با درهای سه گانه و تاکید بر درب میانی

درهای سه گانه و تاکید بر درب میانی سمبلی از دو چشم سر و چشم سوم است.

منبع:       http://www.richardcassaro.com

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام الف عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: