بایگانی دسته‌ها: EBE تنها نجات یافته سقوط رازول

افشای گزارش FBI در مورد برخورد بشقاب پرنده در آسمان یوتای آمریکا و بازیافت اجساد موجودات فضایی و لاشه یوفو

افشای گزارش FBI در مورد برخورد بشقاب پرنده در آسمان UTAH و بازیافت اجساد موجودات فضایی و لاشه UFO

tumblr_mcbeuylT0z1rer7l3o1_500

یک یادداشت یک ورقی ، در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۵۰، از هتل گای برای ریس کل پلیس و همچنین ریس پلیس مرکزی واشینگتن فرستاده شد که اطلاعاتی را به نقل از یک خبرچین بیان می‌کرد.
خبرچین نوشته: یک مأمور تحقیق نیروی هوایی گفته که سه بشقاب پرنده در نیومکزیکو دیده شدند. این‌طور که تعریف شده آن‌ها دایره ای شکل هستند و مرکزشان برجسته است، قطرشان حدوداً ۵۰ فوت است. در هر کدام از آن‌ها سه بدن انسان مانند بود اما فقط ۳ فوت قدشان بود و لباس‌های فلزی یکدستی به تن داشتند که شبیه لباس خلبان‌ها بود.

https://i1.wp.com/i.huffpost.com/gen/1058915/thumbs/o-FBI1950DOC-570.jpg
همچنین خبرچین اظهار کرده بود که مأمور ویژه نیروی هوایی تحقیقات خودش رو هرگز ادامه نداد.
این گزارش در آوریل ۲۰۱۱ تحت قانون آزادی اطلاعات منتشر شد، و به گفته پلیس FBI میلیون‌ها بار دیده شد البته تا حدودی به خاطر اینکه رسانه‌ها به اشتباه اعلام کردند که FBI سندی در تائید برخورد یک UFO در Rosewell نیومکزیکو و بازیافت اجساد موجودات فضایی و لاشه UFO منتشر کرده است.


پلیس مرکزی FBI اعلام کرد که یادداشت هتل، نمیتواند وجود UFO رو ثابت کند، این میتواند  ادعای دسته چندمی باشد  که ما هرگزحاضر نیستیم در موردش تحقیقی انجام بدیم.

http://www.ufosightingsdaily.com/2013/04/fbi-files-reveal-ufo-reports-over-utah.html

پ . ن : با تشکر فراوان از سهای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

منبع: وبسایت پروژه کاملوت

http://projectcamelot.org/lang/en/mr_x_interview_transcript_en.html

بیل: من بیل رایان مولف وبسایت سرپو (serpo.org) هستم که در اواسط نوامبر سال 2005 راه اندازی شده. یکی از ویژگی های بارز این وبسایت این بود که من  بازدیدگان را تشویق می کنم تا با من تماس بگیرند و هر گونه اطلاعات نظر و ایده خودشان را به من منتقل کنند. البته منظور اصلی من از تشویق مردم برای ورود به بحث در خود سرپو بود (تالارهای گفتگوی سایت سرپو – مترجم). اما از همان آغاز کار وبسایت مردم زیادی پیام های شخصی بسیاری به من می فرستادند و در موضوعات متفاوتی صحبت می کردند که البته من از همه اینها استقبال می کنم.

https://i0.wp.com/projectcamelot.org/mr_x.jpg

و من امروز در کنار یکی از این افراد هستم و این سعادت بزرگی برای من است.  من به دلایل گوناگون از معرفی این فرد معذورم ولی خرسندم این را بگویم که وی داری تجربیات و گذشته بسیار جالبی در باره بیگانگان بوده  و با بسیاری از اسناد محرمانه، ویدئوها و چیزهای مرتبط با بیگانگان از زمان واقعه رازول یعنی 1947 تا کنون سروکار داشته است. وقتی این مرد با من تماس گرفت و جزئیات یک موضوعی را برایم گفت، همان لحظه فهمیدم که این شخص حرفهای مهمی برای گفتن می تواند داشته باشد. البته حرفهای او با اینکه ربطی به پروژه سرپو نداشت ولی می تواند برای یک محقق یا دانشجوی یوفولوژی بسیار مهم و جذاب باشد.

بیل: احتمالاً برای شما و من جای بسی تعجب خواهد داشت اگر از شما  درخواست کنم صحبت هاتونو خیلی خلاصه وار و فقط در چند خط بیان کنید ولی بینندگان ما خودشان خواهند فهمید که چرا من اصرار دارم بلافاصله شما سر اصل مطلب بروید.

ایکس: (صدا توسط مبدل الکتونیکی تغییر یافته است). خب. … در واقع من مطلبی که مربوط به پروژه سرپو باشه رو ندارم چون من هیچ تجربه ای با ماجرای سرپو نداشتم ولی اطلاعات دیگری ارائه خواهم داد. و اینها اطلاعاتی هستند که من در مدت شش ماه که در یک شرکت هوا و فضا کار می کردم جمع آوری کرده ام… من یک نظامی نیستم و هیچوقت هم نبودم. من شش ماه در مرکز بایگانی سازی مستندات مربوط به پرونده، ویدئو ها، فیلم ها، تصاویر و اسناد و مدارکی که توسط دولت در طی پروژه های یوفو و تحقیقات محرمانه و مواردی از این دست تهیه میشده کار می کردم.

بیل: و این در چه سالی بود؟ در دهه 1980؟

ایکس: بله ، سالهای 84 و 85

بیل: بسیار عالی. دقیقا کاری که آنجا انجام میدادید چی بود؟ و در طول آن دوران با چه نوع چیزها سروکار داشته و مواردی  که بدست می آوردید چه بودند؟

ایکس: خب، من درواقع کارمند مسئول پرونده ها و ترخیص امنیتی اونها بودم. هر روز برای من آیتم هایی میومد. و من وظیفه داشتم اون آیتم ها رو به بخش های گوناگونی تقسیم کنم و گاهی کار طبقه بندی امنیتی اسناد هم بر عهده من بود. بعضی وقتها هم پرونده هایی می آمد که نیاز بود محتویات آنها را بصورت منظم طبقه بندی کنم. بیشتر اون پرونده ها بصورت مهرو موم شده به دستم می می رسید. مواردی مثل سفینه های سقوط کرده  و دیسک های منهدم شده.  اغلب آنها حاوی تصاویر و اسنادی از دولت ایالات متحده و اکثر بخش های دولتی و شرکت هایی که به نوعی در زمینه هوا و فضا فعالیت دارند بود.

کری کاسیدی: می توانید به ما بگوئید چه نوع مهر هایی پای آن اسناد خورده بود؟

ایکس: مهر؟ «خیلی محرمانه». محرمانه. فقط مهر چشم ها. کلمات رمز. اغلب اون رمز ها را فقط برخی کارکنان مجاز می توانستند بخوانند. منظورم اینست که من در قسمت مستند سازی کار می کردم  و من از چگونگی نشانه گذاری روی اسناد مطلع بودم و به لحاظ وظیفه ای که داشتم قادر بودم آن رمز ها را خط به خط بخوانم و چیزهایی که بصورت اشتباهی نشانه گذاری شده بودند را اصلاح می کردم  و دوباره آنها را علامت می زدم. خب کار من شامل مواردی از این دست بود که انجام می دادم.  بسیاری از اسناد نظامی بودند و بدون نشانه گذاری می آمدند، اینکه مربوط به چه بخشی هستند مشخص نشده بود و من اینکار رو انجام می دادم. این کار بخشی از روش آنهاست که هیچ توضیح یا رمزی روی برخی از اسناد نمی زنند.

کری: بیشتر از همه کدام اطلاعات بود که وقتی برای اولین بار چشمت بدانها افتاد واقعا شوکه شدی؟

ایکس: اون چیزی هست که من مدت طولانی آنرا باور داشتم و می توانم واقعا آنرا برای شما اثبات کنم. احتمالا آن یکی از بهترین چیزهایی است که برای من اتفاق افتاده است.

بیل: می توانم آنرا تصور کنم. وقتی که شما شروع به بیرون ریختن این اطلاعات کردید، یک یا دو نفر شما را «مرد رازول» صدا زدند. دلیل این نامگذاری چی بود؟.  منظورم اینست که این لقب به واقعه سقوط رازول مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره ؟ اجازه بدید این رو هم بپرسم که شما در جریان برنامه دادوستد (بین ما و بیگانگان) هم بودید؟

ایکس: اوه بله! این موضوع مربوط به همون دوران میشه. درخواست هایی داشتیم از دولت مبنی بر تعامل با فرازمینی ها و بازسازی سفینه های سقوط کرده، بهبود تجهیزات و مواردی مثل این.

بیل: پس واقعیت داره  ماجرای بده و بستان بین دولت و بیگانگان بین سالهای 1947 تا…؟

ایکس: تا زمان حال.

بیل: واو… بسیار عالی.

کری: شما اشاره به تعدادی موارد سقوط کردید و به ما از چندین مورد سقوط گفتید. ممکن است بگید در بین این سالها دقیقا چند مورد سقوط اتفاق افتاده است؟

ایکس: بالای پنجاه مورد

بیل: در خاک آمریکا؟

ایکس: آمریکا و خارج از آن.

بیل: آیا ایده ای از تعداد گونه های متفاوت بیگانگانی که در این سقوط دخیل بودند وجود دارد؟

ایکس: نه. من به یاد نمی آورم دقیقا چند تا. ولی تا این حد می دانم که حداقل با پنج گونه متفاوت از فرازمینی ها سروکار داشتیم.

بیل: آیا عکس هایی هم از این آنها دیده اید؟

ایکس: چهار نوع از آنها. چهار گونه متفاوت

بیل: عکس های چهار نوع موجود فرازمینی.

کری: می توانید توصیفشان کنید؟

ایکس: خب گونه ای که بیشتر من با اسناد آنها کار کرده ام قدهای بلند و پوستی نارنجی رنگ دارند و در اسناد از آنها به عنوان «سازندگان» یاد میشه. آنها گونه ای که ما با نام خاکستری می شناسیم را بوجود آوردند. اینها باهم شباهت  فراوانی دارند و از طریق چانه هایشان متمایز می شوند. نارنجی های بلند قدتر ولی لاغرتر هستند و صورتشان گرد تر است ولی چشمانشان مثل بقیه خاکستری ها بزرگ است. این ها دونوع از رایج ترین هاشون هستند. گونه دیگری هم هست که خیلی به خاکستری ها شبیه است اما کمی رنگ پریده تر و زمخت تر هستند. شاید بشود گفت تقریبا عموزاده های خاکستری ها باشند (خنده). من عکس هایی هم از یک گونه موجودات فرازمینی دیده ام که کاملا مثل من و شما هستند فقط با پوستی بسیار سفید تر. قدشان تقریبا هم قد آقای رایان، چشمانشان آبی رنگ و موهای روشنی دارند. درباره اینها حتی در اینترنت هم می توانید مطالبی بخوانید. من تا کنون هیچ سند رسمی درباره این نوع نخوانده بودم … آنها به ما پیشنهاد دادند که اگر سلاح های هسته ای مان را کنار بگذاریم حاضرند به ما در پیشرفت کمک کنند و مارا نجات دهند.

بیل: ولی شما آن را در هیچ سندی ندیدید.

ایکس: بله همینطور است.

بیل: باشه. بسیار خب

کری: آیا هیچ مدرکی وجود دارد که نشان دهنده هدف اصلی آنها از آمدن به زمین باشد؟ آنها چرا اینجایند؟

ایکس: بله وجود دارد. آنها از فعالیت های هسته ای ما در هراسند. آنها فکر می کنند که ما ممکن است نسل خودمان و دیگر گونه های فرازمینی را نابود کنیم. چون ما به دانش و امکان سفر فضایی به نقطه هایی که آنها قرار دارند روز به روز نزدیکتر می شویم.

بیل: این فرضیه ای از طرف دولت هست یا چیزی هست که شما واقعا از اسناد رد و بدل شده قطعی دریافته اید؟

ایکس: اینها چیزی هایی هستند که از طریق ارتباط با آنها دستگیرمان شده بود.

کری: آیا آنها توضیح دادند که چگونه با بیگانگان ارتباط برقرار می کردند؟

ایکس: آنها تله پاتی می کردند.

کری: تله پاتی؟

ایکس: بله.

کری: آیا آنها اینکار را بصورت از راه دور انجام میدادن؟ یا… شما می دانید چگونه اینکار انجام میشد؟

ایکس: درسته. افرادی بودند که وظیفه برقراری ارتباط بین انسانها و بیگانگان را برعهده داشتند. آنها مثل ما که اینجا نشستیه ایم رو در رو با بیگانگان می نشستند و همانطور که من به سوالات شما پاسخ می دهم. بیگانگان بصورت ذهنی به سوالات انسانها جواب می دادند. درست به همین صورت.

بیل: آیا می توانید نظری بدهید که چه تعداد از آن موجودات در اینگونه جلسات شرکت داشتند؟ به عبارتی افرادی از طرف دولت آمریکا که بخواهند با آن موجودات مذاکره کنند هم حضور داشتند؟

ایکس: تا آنجا که یادم می آید پنج تا ده تا. فکر کنم بیشتر از اینها هم می تواند باشد.

کری: پنج تا ده تا رو از روی اسناد و مدارک می گوئید؟

ایکس: با توجه به اسناد، با پنج تا ده موجود بیگانه مذاکره کردند.

کری: بسیار خب.

بیل: چه چیزی دیگری باعث شده بود که این موجودات بخواهند با دولت آمریکا مذاکره کنند؟

ایکس: اینکه ما نوادگان و فرزندان آنها هستیم و ما انسانهای زمینی در حقیقت از مواد ژنتیکی آنها بوجود آمده ایم. ما گونه هایی هستیم که توسط آنها مهندسی ژنتیک شده ایم. این اصل چیزی بود که من در آن اسناد خواندم و به یاد دارم. همچنین آنها ادعا می کنند که آنها بودند که عیسی مسیح را بر روی زمین قرار دادند و مذهب را به انسانها یاد دادند و ما به واسطه آنها تکامل یافتیم تا اینکه حریص شدیم و شروع به تخطی و انجام گناه کردیم. آنچنان که در کتاب مقدس از آن به عنوان گناه یاد می شود. من واقعا نمی دانم آن گناهی که می گویند چه بود. فقط اینرا می دانم که شرایط زندگی سبب می شوند تا انسانها حریص و آزمند شوند و این جزو مهارت های زندگی برای بقا و تکامل است.

بیل: اینها توی اسناد و مدارک قید شده بودند؟

ایکس: مطالب اسناد دلالت به این ها داشت. من نمی توانم دقیقا بگویم خط به خط چی توی اسناد نوشته شده بود اما مفهوم کلی که موضوعیت داشت رو می تونم بگم که به چی دلالت داشت.

کری: به چی دلالت داشت؟

ایکس: آموزش دادن به انسان برای رسیدن به سطح بالاتری از پیشرفت و تکامل، سطحی که درک کنیم که همه گونه ها از ماهیت و ماده واحدی آفریده شده ایم. ما همه ترکیبی از انرژی و مواد فیزیکی هستیم. و نیازی به مبارزه و نزاع با یکدیگر نداریم. نیازی به پول نیست. اینکه ما همه چیز را در مسائل دنیوی خلاصه می کنیم و ما آنقدر در غرور خودمان غرق شده ایم که نمی دانیم واقعاً هویت و منشا ما چیست؟. به گفته بیگانگان، آنها اینگونه نیستند. آنها بدن  خودشان را مثل چیزی که ما خودمان از بدنمان تصور می کنیم نمی بینند. بدنها برای همیشه به آنها داده نشده است و آنرا وسیله ای بیش نمی دانند.

کری: آیا شما تصاویری از آنها را دیده اید؟

ایکس:  عکس خودشان را، سفینه ها، اغلب سفینه های پرنده که بیشتر آنها از مسافت های دور بودند و برخی از گزارشات از آنها به عنوان «تو خالی» یاد می کردند. بیشتر ماموریت های شاتل فضایی.

کری: عکس هاشون؟

ایکس: بله، عکس های سیاه و سفید که خیلی قدیمی بودند.

کری: آیا جزئیاتی از آن عکس ها در ذهن شما مانده که خیلی بارز بوده باشد؟

ایکس: من در مصاحبه های دیگر این را گفته ام که من آن عکس ها را برای اولین بار می دیدم. در بین آنها تصاویری بودند که رویشان نوشته شده بود «هاوایی». نوشته ها با ماشین تحریر تایپ شده بودند و سیاه و سفید بود از این طریق می توانستم بفهمم که عکس ها خیلی سال پیش گرفته شده بودند. عکس سفینه ای بود که نمی دانم درحال وارد شدن به درون آب بود یا در حال خروج از آن. ولی می توانستم ببینم که سفینه نسبت به آب نفوذ ناپذیر بود (آب نه از آن بیرون می ریخت و نه به درونش رخنه می کرد – مترجم).

بیل: بسیار خب. درباره سفینه بگید؟

ایکس: یه سفینه بشقاب مانند بود که می توانستم بخوبی تشخیص بدهم که نور تولید می کرد. خیلی شفاف بود. در واقع آن عکس ها خیلی خوب گرفته شده بودند.

بیل: از چه مسافتی؟

ایکس: از مسافتی پنجاه یا شصت یاردی، شاید هم از فاصله یک چهارم مایلی.

بیل: بسیار خب.

ایکس: عکس ها در ابعاد 8 در10 اینچ بودند دیسک ها در آن به اندازه 2 یا 2.5 اینچ دیده می شدند. من آن ها را خیلی با دقت برانداز کردم و جزئیاتش خوب یادم هست. چون تا آن موقع هرگز به فکرم خطور نمی کرد که سفاین فرازمینی ها می توانند درون آب هم حرکت کنند. بعد ها که بیشتر در مورد آنها فکر کردم به نظرم آمد که آنها شاید از مکانی شبیه به آب می آیند.

بیل: از آب یا مایعی غیر از آن؟

ایکس: هر چیزی چگال تر از هوا.

بیل: برگردیم به خود بیگانگان… آیا مدرکی بود که نشان دهد اینها از کجا می آیند؟

ایکس: من اسنادی را دیدم که درباره ماجرای سرپو و زتا رتیکولی بحث می کرد.

بیل: زتا رتیکولی. خُب. آیا نامی از سیستم های ستاره ای یا مکان های دیگری هم برده شده بود؟

ایکس: نـه.

بیل: اُکی. آیا درباره چیزی که بتواند امنیت انسانها و نژاد ما رو تهدید کند هم سخنی به میان آمده بود؟ مثلاً درباره آدم ربایی، یا همدستی برای اجرای پروژه های شومی مثل کنترل جمعیت انسان و از این قبیل.

ایکس: نه. به هیچ وجه.

کری: درباره فن آوری های بیگانگان چی؟ دستاوردی وجود دارد که آنها به ما داده باشند؟ از نظر تکنولوژیکی…

ایکس: اسنادی مبنی بر فعالیت های بازسازی وجود داشت ولی درباره راهنمایی های مستقیم نه. برای مثال منطق آنها این بود که سفینه بیگانگان اینجایند، خوب بینیند و سعی کنید ازشون سر در بیاورید.

بیل: اُکی. آیا چیزی درباره سطح فن آوری های آنان در خاطرت هست. تکنولوژی پیشرفته بیگانگان که همواره  درباره آن صحبت می شود.

ایکس: یادم هست منبع انرژی آنها خیلی بارز بود و اینکه از یک سیستم ارتباطی پیشرفته استفاده می کنند.

بیل: درباره چیزهای دیگر؟

ایکس: درباره سلاح هاشون چیزی نمی توانم بگویم. ما با سلاح ها کار نمی کردیم.

بیل: در مورد دستگاه های ارتباطیشون می توانی صحبت کنی؟

ایکس: زیاد نه. فقط چندین نفر آنجا بودند که بصورت خاص در تلاش بودند تا بفهمند سازوکار ارتباطی آنها چیست و چگونه از این مسافت دور با هم ارتباط برقرار می کنند. اما در این مورد هیچ چیزی نتوانستند بدست بیاورند.

بیل: درباره خطرات احتمالی که از طرف بیگانگان انسانها را تهدید می کند چیزی می دانید؟ چرا که انسانها در جهت نادرست و خارج از چهارچوب معنوی بیگانگان حرکت می کنند. اینکه ما انسانها هر روز از معنویت داریم فاصله می گیرم و آنها موجودات بسیار معنوی هستند.

ایکس: قطعاً آنها در این باره به ما آموزه هایی داده اند اینکه ما مثل آنها معنوی هستیم. و این همان چیز مشترک بین ما و آنهاست. آنها معتقدند این بدن ما همواره در یک چرخه بازیافت هست و کسی برای همیشه صاحب جسم مادیش نیست. آنها جسمشان را به مثابه وسیله نقلیه ای می بینند که روحشان بر آن سوار است و یک روزی فرا می رسد که آنرا ترک خواهند کرد. آنها بر عکس ما انسانهای زمینی جسمشان را تقدیس نمی کنند.

بیل: مانند راننده ای که ماشین خود را بعد از مدتی تحویل خواهد داد.

ایکس: بله من آنرا به یک ماشین تشبیه کردم. در واقع هر کسی می تواند صاحب یکی از این ماشین ها شود و تولید و عرضه آن بی پایان است. شما بابت آن بهایی نمی پردازید. چون که آن مال شما نیست بلکه موقتاً به شما داده شده است.

بیل: بعد از مردنشان چه اتفاقی برای آنها می اُفتد؟

کری: آنها حافظه خودشونو رو فراموش نمی کنند؟ درست است؟

ایکس: مرگ آنها آنگونه که در انسانها اتفاق می اُفتد نیست. همچنین قبل از مردنشان از زمان مرگشان با خبر هستند. آنها وقتی می میرند به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند و صاحب یک جسم جدید در یک زندگی جدید می شوند. ولی خاطرات اندوخته شده از زندگی های پیشین را فراموش نمی کنند. بنابراین زندگی آنها ادامه می یابد و هر مرحله از زندگیشان 200 تا 400 سال طول می کشد.

 بیل: یعنی هر عمر آنها 200 الی 400 سال طول می کشد؟

ایکس: این مدت در مقیاس سال زمینی است.

کری: درباره نام رئیس جمهور یا فرمانده ارتش در آن زمان ها چیزی به خاطر دارید؟

ایکس: بیشتر نام ترومن و آیزنهاور را در اسناد دیدم و نه کس دیگر.

کری: بنابراین ترومن و آیزنهاور در جریان این ملاقات ها بودند.

ایکس: من شواهدی دیدم که آنها کاملاً از کیفیت این مذاکرات آگاه بودند. فکر می کنم اکثر روسای جمهور آمریکا و نه همه آنها در جریان ملاقات های پنهانی با فرازمینی ها هستند. من نمی توانم بگویم تا چه اندازه مقامات بلند پایه به این اطلاعات دسترسی داشتند ولی می دانم که آنها در جریان بودند.

بیل: آیا چیزی در بین اسناد سالهای دهه 1980 بود که درباره اتفاقی در آینده صحبت کرده باشد؟

ایکس: بله بود. صحبت هایی درباره «فرود توده» (Mass landing) در پایان سال 2012 مطرح بود.

بیل: در پایان سال 2012؟

ایکس: بله فرود یک توده.

بیل: این تاریخی است که شما در اسناد خواندید؟

کری: آیا بیگانگان آمریکائی ها درباره اتفاقی در آینده خبر داده بودند؟

ایکس: خُب، آنها گفته بودند که حادثه ای در آینده رخ خواهد داد. بدون اینکه اشاره کنند که این حادثه به خواست آنها خواهد بود یا نه.

کری: چرا این سال رو گفتند آیا دلیل خاصی وجود داشت؟

ایکس: در طول یک زمان دراز. من فکر می کنم تمدن های بسیاری بر روی زمین وجود داشته اند، شاید هنوز هم وجود دارند. ولی این تمدنها برای همیشه پایدار نبوده اند. این تاریخ برای آنها بسیار اهمیت داشت.

بیل: با این حساب آینده ای  اجتناب ناپذیر در انتظار ماست….

ایکس: بله.

بیل: … که دارد نزدیک می شود.

ایکس: بله.

بیل: و این یک چیز مسلم و مستندی است و ما سالهای زیادی با آن نداریم.

ایکس: نه نداریم (خنده).

بیل: با توجه به تجربیاتی که داشته اید، احساس و نظر شما درباره این موضوع چیه؟

ایکس: من از آن استقبال می کنم. برای اینکه فکر نمی کنم چیز تهدید آمیز یا خطرناکی باشد… تنها چیزی که باید از آن وحشت داشت رفتار دولت ها با مردمی است که فقط می خواهند حقیقت را بدانند. دولتها نمی خواهند شهروندانشان چیزی زیادی بداند.

بیل: آیا شما مشاهداتی دال بر نزدیک شدن آن اتفاق در حال حاضر دارید؟

 ایکس: بله. خیلی ضعیف

بیل: خیلی ضعیف؟. خب اگر شما مسئول عملیات افشاسازی بودید چه اقدامی می کردید؟

ایکس: خُب اگر من این کار را از الان شروع می کردم  شغل بسیار سختی داشتم. فکر می کنم این کار از سالها پیش آغاز شده. کار من از رازول شروع شد زمانی که هنوز گزارش آن ماجرا به روزنامه ها و رادیو کشیده نشده بود. من دوست دارم اینکار ادامه پیدا کند. من از همه افراد درگیر و تاثیر گذار استقبال می کنم. از همه آن دانشمندان و کارکنانی مثل خودم دعوت می کنم بیایند و درباره مشاهدات خودشان صحبت کنند و حقیقت را بگویند. می دانید! ما در آن واقعه موجوداتی را پیدا کردیم. بعضی از آنها در اثر سقوط جان خودشان را از دست داده بودند ولی چندین موجود دیگر را توانستیم مداوا کنیم و زنده نگهداریم.

بیل: آنهایی که زنده نماندن کالبد شکافی شدند؟

کری: شما گزارشی از کالبد شکافی دیدید؟

ایکس: بله دیدیم.

بیل: به یاد دارید در آن گزارش ها درباره فیزیولوژی و زیست شناسی آنها چه چیزهایی نوشته بود؟

ایکس: تمام چیزهایی که خواندم و در خاطرم هست اینه که خون آنها دارای کلروفیل است و بر مبنای کلروفیل کار می کند. آنها غذا نمی خورند و آنگونه که ما گوارش می کنیم آنها همچین چیزی ندارند. آنها فاقد معده هستند و مواد زایدی که تولید می کنند را مثل انسانهای سنتی دفع نمی کنند. آنها موجوداتی بین حیوان و گیاه هستند و انرژی و مواد معدنی خودشان را از طریق پوست جذب می کنند. همچنین از نور برای فتوسنتز استفاده می کنند.

کری: من کنجکاو شدم بدانم شما چه تجربیات شخصی در آن دوران داشتید. آیا شما خودتان تجربه ملاقات با آنها را دارید (از نزدیک آنها را دیده اید) یا با مردان سیاه پوش رو در رو شده اید تا حالا؟

ایکس: من تا به حال در عمرم موجود فضایی ندیدم حتی مشاهده عینی یا بصری هم نداشتم. با مردان سیاه پوش هم برخورد نکردم. من تا کنون درباره تجربیات و مشاهداتم هم با کسی صحبت نکردم البته تا دو، سه ماه پیش که با آقای رایان درباره این موضوعات صحبت می کنیم.

کری: بسیار عالی، از شما بسیار سپاسگزاریم که خیلی صادقانه و آینده نگرانه به سوالات پاسخ دادید. امیدوارم در آینده صحبت های شما را بیشتر بشنویم.

بیل: این یک خدمت واقعی است. شما واقعا مرد شجاعی هستید. متشکرم

ایکس: خواهش می کنم.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از  بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

به گواهی مدارک رسمی FBI: فضایی‌ها وجود دارند

تصاویر عجیب اجساد بیگانگان فضایی در نیومکزیکو/ مدارکی در اثبات فضایی‌ها
خبرگزاری مهر – گروه فناوریهای نوین: مرکز FBI به تازگی گزارش عجیب و غریبی را منتشر کرده است که به نظر می رسد می تواند فرود بیگانه های فضایی در نیومکزیکو را در سال 1950 به اثبات برساند.
به گزارش خبرگزاری مهر، این اداره هزاران پرونده مرتبط با این رویداد را در منبعی آنلاین به نام The Vault منتشر کرده است. در میان این گزارشها می توان گزارش مامور «هاتل» مامور ویژه FBI در واشنگتن را دید که خطاب به رئیس کل FBI نوشته شده است. مامور «هاتل» در این گزارش که «بشقاب پرنده ها» نام دارد اعلام کرده یکی از اکتشاف گران نیروی هوایی تا کنون سه بشقاب پرنده را در نیومکزیکو کشف کرده است. 

رونوشتی از گزارش سال 1950 که کشف بشقاب پرنده و بیکانه های فضایی را در نیومکزیکو اعلام می کند

این اکتشافگر اطلاعات مربوط به بشقاب پرنده ها را به مامور هاتل داده است، FBI در گزارشهای منتشر شده هویت مامور و اکتشافگر را مخفی نگه داشته است. هاتل در گزارش خود بشقاب پرنده ها را اجرامی گرد با مرکزی برجسته و با شعاعی برابر 15 متر توصیف کرده است.

تصویری از بیگانه ای فضایی که در سال 1947 در راسول کالبد شکافی شده است، هنوز کسی نتوانسته واقعی بودن این تصاویر را به اثبات برساند

بر اساس گزارش وی هر یک از بشقاب پرنده ها توسط سه موجود انسان نما اشغال شده بود که قد آنها به یک متر نیز نمی رسیده است. این موجودات لباسی نقره ای رنگ از جنس پارچه ای بسیار ویژه به تن داشته اند و در زیر آن بدن آنها مشابه خلبانهای پروازهای سریع السیر باندپیچی شده بود.

در این گزارش آمده است که بشقاب پرنده ها با استفاده از رادارهای قوی این منطقه از نیومکزیکو ردیابی شده اند و به نظر می رسد این رادارها در سیستم کنترل بشقاب پرنده ها اختلال ایجاد کرده اند.

گزارش محرمانه ای خطاب به رئیس FBI که به تازگی منتشر شده و می تواند رویداد بیگانه های فضایی راسول در سال 1947 را به اثبات برساند

شهر «راسول» نیومکزیکو پس از دریافت گزارشی از سقوط یک بشقاب پرنده در صحرا و در نزدیکی یک پایگاه نظامی در تاریخ 21 جولای 1947 به شهرت زیادی رسید. گفته می شود بدن بیگانگانی که درون بشقاب پرنده بوده اند حفظ شده و توسط ارتش آمریکا تحت کالبد شکافی قرار گرفته است اما مقامات آمریکایی از نشت اخبار این رویداد به شدت جلوگیری کردند.

در آن زمان، مقامات ارتش آمریکا در گزارشی مطبوعاتی اعلام کردند: شایعات درباره بشقابهای پرنده ها به واقعیت تبدیل شده است زیرا روز گذشته مقامات امنیتی دسته 509 بمب از گروه هشتم نیروهای هوایی در منطقه هوایی راسول موفق شده است به یکی از این بشقاب پرنده ها دست پیدا کند.

یکی از موجوداتی که ظاهرا از خانواده بیگانگان فضایی است، مورد آزمایش قرار می گیرد
هنوز کسی نتوانسته واقعی بودن این تصاویر را به اثبات برساند

تیتر این گزارش چنین بود: «نیروی هوایی بشقاب پرنده ای را به دست آورد» اما تنها پس از 24 ساعت ارتش اعلام کرد جسم دیده شده یک بالن مطالعات آب و هوایی بوده است. رسانه ها نیز این توضیح را به شکلی باور نکردنی پذیرفتند و دیگر سخنی از راسول به میان نیامد.

گزارش دیگری که در این سری از پرونده توسط FBI منتشر شده اعلام می کند در سال 1947 جرمی مشابه یک بشقاب پرنده در نزدیکی راسول کشف شده است. این جرم پنج ضلعی بوده و با استفاده از کابلی از یک بالن آویزان بوده است. بر اساس این گزارش بالن به همراه جسم پنج ضلعی برای مطالعات بیشتر به مرکز «رایت» انتقال داده شدند.

بر اساس گزارش دیلی میل، انتشار این گزارشها آتش شایعات پنهان کاری دولت آمریکا درباره وجود بیگانگان فضایی را شعله ورتر خواهد ساخت.

http://www.thesun.co.uk/sol/homepage/news/ufos/3519288/Aliens-exist-say-real-life-X-Files.html  

امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع  «خبرگزاری مهر» مجاز است.  

 

پروژه سرپو(SERPO PROJECT) _ديدار از سياره سرپو _قسمت اول

SERPO PROJECT   – پروژه سرپو قسمت اول

ویکتور مارتینز کارمند سابق دولت آمریکا که در حال حاظر هماهنگ کننده ارتباطات ایمیلی و پیغام های الکترونیکی میباشد میگوید منبعی مورد اعتماد که در گذشته و حال از مقامات  آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا DIA)) بوده  در مورد یک ملاقات غیر معمول اطلاعاتی به او داده است بر طبق این ادعا بخش هایی از دولت آمریکا از چند دهه قبل ملاقاتهایی با فرازمینیان داشته اند. مارتینز میگوید این منبع ناشناس همچنین اعلام کرده که در  تاریخ 12 نوامبر 2009 فرازمینیان ملاقاتی را با 18 نفر از ایالات متحده انگلستان روسیه چین و واتیکان و مهمانان ویژه دیگر داشته اند آمریکاییهایی که در این ملاقات بوده اند شامل پنج نفر پرسنل نظامی دو نفر افسر اطلاعاتی یک نفر متخصص زبان و نماینده ویژه اوباما بوده اند که این ملاقات در جزیره محافظت شده   kita (AKA AKAU) که در 750 مایلی جنوب غربی  Honolulu  قرار دارد انجام شده است . در مورد صحت این اطلاعات نمیتونم توضیح خاصی بدم ولی چون توی دنیای یوفولوژیست ها سر و صدای زیادی به پا کرده و دیدم که متاسفانه هموطنام توی ایران عزیز اطلاعات زیادی در این مورد ندارند خواستم تا متن کامل ایمیل های ارسال شده از طرف فرد ناشناس رو توی سایت رامتین جان بذارم تا همه ازش استفاده کنند . قضاوت در مورد درست بودن یا نبودن جزییات این مساله که به پروژه سرپو  SERPO معروف شده رو به خود خوانندگان واگذار میکنم ولی این توضیحو بدم که نکاتی که در این جریان که گفته میشه اطلاعات مربوط به اون بیش از 3000 صفحه است گفته شده جالب و تا حدودی منطقی به نظر میرسه و من سعی میکنم در قسمت های مختلف توی این وبلاگ قرارش بدم  این مطلب در ادامه مطلب قبلی ای که ترجمه کردم و توی همین وبلاگ گذاشتم با عنوان (EBE  تنها بازمانده سقوط رازول ) هست پس اگه اون مطلبو نخوندین برید بخونید و بعد این مطلبو تا بهتر متوجه بشید.البته در قسمت های بعد جزییات بیشتری گذاشته میشه. قربان همگی شما – مهدینار

قسمت اول :

اول اجازه دهید خودم را معرفی نمایم . نام من ناشناس درخواستی است.من کارمند باسابقه دولت ایالات متحده میباشم.نمیخواهم وارد جزییات زندگی گذشته ام شوم ولی باید بگویم که درگیر پروژه ای استثنایی بودم.

در مورد واقعه رازول بایستی بگویم که اتفاق افتاد ولی نه شبیه آنچه که کتاب ها میگویند . در آنجا دو سایت سقوط وجود داشت یکی در جنوب غربی کرونا نیومکزیکو و دومین سایت در  pleona park جنوب  datil نیومکزیکو . سقوط مشتمل بر دو فضاپیمای فرازمینی بود.سایت کرونا یک روز بعد توسط تیم باستان شناسی پیدا شد این تیم محل سقوط را به کلانتر لینکولن کانتی گزارش داد . یک معاون روز بعد مراجعه و افسر پلیس ایالتی را احظار کرد. یک موجود زنده  (EBE) که در پشت یک صخره پنهان شده بود پیدا شد.به موجود فوق آب داده شد ولی از خوردن غذا خودداری کرد موجود بعدا به لوس آلاموس منتقل شد.اطلاعات مربوطه سرانجام به پایگاه هوایی رازول ارسال شد سایت مورد آزمایش قرار گرفت و تمام اطلاعات جمع آوری شد سایر اجساد به آزمایشگاه ملی لوس آلاموس منتقل گردید و دلیل آن وجود سیستم فریز بود که اجازه میداد بدن ها برای تحقیقات به صورت فریز باقی بمانند.فضاپیما به رازول و سپس به  wright field اوهایو منتقل گردید

سایت دوم تا آگوست 1949 کشف نشد و در آن زمان توسط دو مزرعه دار کشف شد. آنها یافته هایشان را چندین روز بعد به کلانتر کاترون کانتی گزارش دادند.به دلیل دور بودن منطقه چند روز طول کشید تا کلانتر به محل سایت رسید. قبل از هر چیزی کلانتر چند عکس از محل سقوط تهیه و سپس به  datil بازگشت.سپس پایگاه فضایی ساندیا در Albuquerque  نیومکزیکو اطلاع پیدا کرد. یک تیم ریکاوری از ساندیا تمام یافته ها شامل شش جسد را در اختیار گرفت. اجساد به پایگاه ساندیا منتقل شدند اما بعدا به لوس آلاموس منتقل گردیدند . موجود زنده باقیمانده با ما ارتباط برقرار نمود و اطلاعات در مورد جایگاه و سیاره محل زندگی خود را به ما داد.وی تا 1952 زنده ماند و در آن زمان مرد.اما قبل از اینکه  بمیرد توضیحات کاملی در مورد اجزا و آیتم های هر دو فضاپیمای کشف شده به ما داد.یکی از این اجزا یک دستگاه ارتباطی بود موجود زنده فوق اجازه پیدا کرد تا با سیاره اش تماس برقرار کند.

به دلایلی من این اطلاعات را نمیدانستم اما یک قرار ملاقات در آوریل 1964 نزدیک Alamogordo  نیومکزیکو ایجاد شده بیگانگان بر زمین نشستند و و اجساد یاران خود را با خود بردند. اطلاعاتی مبادله شد ارتباط از طریق زبان انگلیسی بود بیگانگان دستگاه ترجمه داشتند . در 1965 ما یک برنامه مبادله با بیگانگان داشتیم. ما با دقت 12 پرسنل نظامی را انتخاب کردیم. آنها تحت تمرین و آموزش قرار گرفته واطلاعات مربوط به آنها  به دقت از سیستم نظامی حذف شدند.هر 12 نفر مهارت های تخصصی گوناگونی داشتند. بیگانگان در نزدیکی بخش شمالی سایت آزمایش نوادا فرود آمدند و 12 آمریکایی با آنها زمین را ترک کردند و یک موجود فضایی بر روی زمین باقی ماند.طرح اصلی برای اقامت 12 انسان به مدت 10 سال و سپس بازگشت آنها به زمین بود اما برخی موارد تغییر کرد.12 نفر تا 1978 باقی ماندند و سپس به منطقه ای در نوادا بازگشتند.

7  مرد و یک زن بازگشتند. دو نفر در سیاره بیگانگان مرده بودند و دو نفر دیگر بنا به گفته بازگشت کنندگان تصمیم گرفتند تا همانجا بمانند .در حال حاظر تمامی افرادی که بازگشتند مرده اند . آخرین نفر در 2002 مرد . افراد بازگشته از 1978 تا 1984 در پایگاه های مختلف نظامی قرنطینه شدند . اداره ارزیابی های ویژه نیروی هوایی (AFOSI) مسوول حفاضت و سلامت آنها بود AFOSI  همچنین هدایت و رهبری جلسات با بازگشت کنندگان را به عهده داشت .

من هرگز چیزی در مورد برنامه مبادله ندیده و نخوانده بودم . اولین بار مطالبی جزیی از Linda howe   شنیدم اما او اطلاعات زیادی به من نداد . من ایمیل شما را به مدت 6 ماه مونیتور کردم و ایمیل هایی از شما و دیگران را خواندم اما هرگز حقیقت در مورد واقعه رازول و برنامه مبادله را ندیده و نشنیده ام.

میخواهم بدانم دیگران در مورد این مساله چه میگویند.

https://i2.wp.com/www.ufophotoarchives.com/wpe14.jpg

{ ویکتور مارتینز ایمیل ارسالی بالا رو برای سه نفر میفرسته که در ذیل پاسخ اونها آورده شده البته من فکر میکنم که این افراد هیچ وقت فکر نمیکردن که مارتینز پاسخهاشون رو منتشر کنه – مترجم }

نظر 1 ( به وسیله جین لوسکوفسکی ): این فرد کیست ؟ اغلب اطلاعاتش کاملا درسته. به هر حال من هرگز نشنیدم که زنی رفته باشه بر پایه اطلاعات خوبی که دارم ما 12 مرد داشتیم که همگی نظامی بودند . 8 نفر از نیروی هوایی و دونفر از ارتش و دو نفر از نیروی دریایی . من فکر میکنم همانطور که گفتم آنها رفتند و 20 سال اونجا بودند . وقتی برگشتند به صورت ترکیبی به مدت 365 روز در قرنطینه قرار گرفتند فقط 8 نفرشون برگشتند که همش درسته دو نفرشون بعد از چند سال که در اون سیاره بودند مردند و دو نفر دیگه تصمیم گرفتند که بمونند و ممکنه هنوز زنده باشن . کسانی که بازگشتند همگی مرده اند. آخرین نفر در 2003 در بیمارستان va  مرد. در مورد واقعه رازول ایمیل فرستاده شده درسته . گزارش کامل مشتمل بر پروژه سرپوهست و گزارش نهایی با شماره 80HQD893-020 classified TS  کدگذاری شده .از Rick Doty  در مورد گزارش بپرس چون من فکر میکنم این یک گزارش OSI  باشه همینطور Paul Mcgovern  بایستی نظرشو در مورد گزارش بذاره .

( توضیح به وسیله ویکتور مارتینز  1 دسامبر :  طبقه بندی این پروژه به وسیله Paul Mcgovern  انجام شده نه جین لاسکوفسکی – به خاطر این اشتباه معذرت میخوام. )

نظر 2 ( به وسیله Paul Mcgovern  ) :جالب توجه است اما همش درست نیست( ایمیل ارسال شده توسط فرد ناشناس ). در مورد واقعه رازول کاملا صحیحه افرادی که به محل رفتند کاملا درسته در اونجا دو منطقه سقوط وجود داشت نه یکی. در مورد برنامه مبادله بایستی بگم انتشار اطلاعات طبقه بندی شده اونطور که من میدونم غیر مجازه اما ممکنه یه نفردر دولت در حال حاظر خواسته باشه که اونا رو بیرون ببره . هیچ زنی فرستاده نشد. 12 مرد همه نظامی 8 نفر نیروی هوایی دو نفر ارتشی و دو نفر نیروی دریایی. دو نفرشون پزشک بودند سه نفر دانشمند . دو نفر متخصص زبان و دو نفر پرسنل حفاظتی بودند.دو نفرشون خلبان و یکی رهبرشون بود (کلنل نیروی هوایی )

همگی کاملا از ردیف های نظامی پاک شدند. من در مورد دوره تمرین اونها مطمعن نیستم ولی فکر میکنم بایستی حدود 6 ماه طول کشیده باشه.اونها قادر بودن پیغام ها رو به وسیله دستگاه ارتباطی ای که قبل از سفرشون تهیه شده بود به زمین منتقل کنن.

یک پزشک و یک پرسنل حفاظتی  سه سال بعد از حضورشون در سیاره فوق مردند. پزشک به دلیل بیماری پنومونی و پرسنل حفاظتی به دلیل آسیب و زخم برداشتن مرد . تیم مبادله بایستی سختی شدیدی رو برای تطابق با محیط سیاره فوق تحمل میکردند.گرما شدید بود و زمان زیادی برد تا تطابق پیدا کنند همینطور غذا یک مشکل دیگه بود چون سیستم انسان برای هضمش دچار مشکل بود. تیم غذای کافی برای دو سال با خودش به همراه داشت برای 8 ماه دیگه هم جیره بندی کرد اما سرانجام بایستی غذای ملاقات شوندگان(( EBENs را میخورد. این مساله باعث ایجاد مشکلات گوارشی برای همه اعضای تیم شد . سرانجام اونها تطابق پیدا کردند اونها تلاش کردند تا غذاهای مختلفی درست کنند ولی کمتر موفق شدند.تیم هرگز توسط ملاقات شوندگان ایزوله یا محدود نشدند. اونها میتونستند هر جایی که بخواهند سفر کنند و هر چیزی را که بخواهند ببینند. پس از حدود 6 سال تیم به منطقه شمالی سیاره منتقل شد جایی که هوا سردتر بود و محتوی بیش از حد لزوم سبزیجات بود..

ملاقات شده ها نظم شدیدی در زندگی روزانه خودشون داشتند. هر نفر در یک برنامه زمان بندی شده کار میکرد که با ساعت مشخص نمیشد بلکه با حرکت خورشیدهایشان ( سیاره سرپو دو خورشید دارد ) مشخص میشد .هر جامعه کوچک یک ساختمان بزرگ داشت که سرتا سر اون نور خورشید میرسید. وقتی خورشید در نقطه خاصی از ساختمان میتابید معنی آن این بود که افراد بایستی کار بخصوصی انجام میدادند..آنجا هرگز کاملا تاریک نمیشد. کم نور میشد ولی تاریک نمیشد.مردم آنجا دوره استراحت داشتند اما نه شبیه دوره خواب ما. آنها در طی روز خورشیدی خود سه بار استراحت میکردند تیم ما تمام مدت دوره کاری را مشخص کرد.43 ساعت اونها سه دوره استراحت در طی 43 ساعت داشتند که در حدود 14 ساعت بود.مردم اونجا همینطور ماه یا سال نداشتند..تیم ما مشخص کرد که اونها دوره حیات داشتند ممکن نبود که بتوان سن آنها را قضاوت کرد اگرچه تیم ما قبر های اونها رو پیدا کرد.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_sociopol/serpo04_01.jpg

جمعیت سیاره سرپو در حدود 650000 نفر بود و در سرتاسر سیاره جوامع کوچکی وجود داشت . آنها رودخانه های زیرزمینی داشتند که دره های بازی را مشروب میکرد آنها صنعت داشتند اما تمام غذای مورد نیازشون کشت میشد حتی در محیط و ساختمان های بزرگ. آنها حیوان داشتند گونه های مختلف . حیوانات چهارپای بزرگ و عجیب و غریب که برای کار یا موارد دیگر مورد استفاده قرار میگرفتند اما برای خوردن گوشت استفاده نمیشدند. از نظر ژیولوژیکی سیاره اونها با سیاره ما فرق میکرد.کوههای کم بدون اقیانوس درختان یا چیزهایی شبیه درخت و نه هیچ تمدنی به غیر از Ebens  .

در ابتدا همه ساکنین آن سیاره در نظر اعضای تیم ما به یک شکل و قیافه به نظر میرسیدند اما پس از گذشت مدت زمانی اعضای تیم یاد گرفتند که افراد مختلف Ebens   را از طریق صدایشان شناسایی کنند.اگرچه Ebens  نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند اما صداهایی ایجاد میکردند که اعضای تیم ما قادر بودند تا به انگلیسی ترجمه کنند.پس از 5 سال ما میتوانستیم زبان آنها را کاملا به انگلیسی ترجمه کنیم .

اطلاعات کامل این گزارش در حدود 3000 صفحه است .

نظر 3 : ( به وسیله ناشناس 2 ) :

ترجیح میدهم تا نامم را مخفی نگه دارید. اما اینجا ارزیابی من از اطلاعات فرد ناشناس : 1- در مورد واقعه رازول ( توضیح داده شده توسط ایمیل فرد ناشناس ) این مساله ایست که من در پرونده های تاریخی به نام کتاب قرمز خوانده ام .تقریبا و دقیقا با کلمات. اگرچه آنجا اطلاعات بیشتری در مورد محل ها ی سقوط و چیزهایی که ما پیدا کردیم وجود داشت. 2 –  در مورد برنامه مبادله من در موردش خوانده ام اما فکر میکنم آنها 12 مرد بودند. من در مورد زنی نشنیده ام . این حدودا همه چیزیست که میدانم. ما واحد ویژه ای داریم که گزارشات را پیگیری میکند که سازمان اطلاعات ارتش هم شامل آن میشد ولی من هرگز در این برنامه نبودم اما میدانم که افراد دیگری حضور داشتند.

3 – دوست دارم با این منبع تماس داشته باشم من در حدود یک میلیون سوال دارم که بپرسم.

من به صحبت Linda How  در مورد برنامه مبادله چند سال پیش گوش دادم و متعجب شدم که این اطلاعات رو از کجا آورده بود.

کار عالی خودتون رو ادامه بدید.

پایان قسمت اول  –   قربان همگی – مترجم : مهدینار

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد

منابع:

http://www.serpo.org http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/sociopol_projectSERPO04.htm

http://naturalplane.blogspot.com

پ . ن: با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدينار عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

اين هم لينك مطلب مربوط به اين بخش  :

EBE تنها موجود فضايي نجات یافته سقوط رازول

مطلب بعدي : دور قطبی صور فلکی در مصر باستان

EBE تنها موجود فضايي نجات یافته سقوط رازول

برداشت رسمی از رویداد رازول این میباشد که هیچگونه سفینه بیگانه ای بر روی زمین سقوط نکرده است.اما شواهد انباشته شده حاکی ازچیزهایی با منشا ناشناخته میباشد که پایین آمده و پس از پیدا شدن به دلیل تکنولوزی باورنکردنی مورد بهره برداری قرار گرفته اند.

https://i2.wp.com/www.exopolitics.org/images/Exo-com-52--Roswell-Crash.jpg

مشهورترین شاهد سقوط رازول یک سرهنگ بازنشسته به نام فیلیپ کورسو است . او در کتاب شگفت انگیزش با عنوان  روز بعد از رازول  توضیح میدهد که در سال 1961 دستوری از ژنرال ترودو که آن زمان مسوول تحقیقات -رویدادها و تکنولوژی ارتش بود دریافت کرد مبنی بر انتقال محرمانه لاشه باقیمانده واقعه  رازول به آزمایشگاه Monsanto، bell ، IBM و تعداد محدودی کمپانی دیگر.

مامور قانونی تحقیق آقای بیل مک دونالد بر پایه مصاحبه عمیق با شاهدین زنده شامل گروهی از ضد جاسوسی که در آن محل بوده اند و پس از بررسی دقیق از شواهد  در طی 5 سال تحقیق هیچ تردیدی در مورد منشا وسیله نقلیه نداشت مک دونالد میگفت وسیله نقلیه رازول به وسیله تمدنی فرازمینی ساخته شده جامعه ای که چند عضوش را برای بررسی سایت های هسته ای ما از دست داده است.

https://i1.wp.com/inventionideasblog.com/wp-content/uploads/2010/06/roswell-ufo.jpg

وقتیکه او در مورد وسیله نقلیه رازول حرف میزد بیاناتش را با سکوت و لحنی محترمانه بیان مینمود.

خواندن داستان سیاره ای که دو خورسید در آسمانش بودند.11 فضانورد زمینی به مدت 13 سال بر روی این سیاره سپری کردند دو نفر از آنها فوت کردند دو نفر باقی ماندند و بقیه در 1978 بازگشتند که در حال حاظر فوت نموده اند. این اطلاعات مربوط به گزارش serpo میباشد که حدود 3000 صفحه حجم دارد.

رونالد ریگان بایستی بین 6 و 8 مارس 1981 از قضیه سقوط دو سفینه فضایی در نیومکزیکو و جزییات آن آگاه شده باشد. اطلاعات لازم توسط w.casey سرپرست سابق سازمان سیا و سپس وزیر دفاع

c.weinberger و مشاورین مختلف به او داده شد.آنها یک نجات یافته داشتند که به او EBE میگفتند.یک بیگانه از سیاره serpo که 42/38 سال نوری از زمین فاصله داشته و در سیستم ستاره ای زتا رتیکولی قرار گرفته است.

ALIENHEADWOUNDED3.jpg

گزارش نهایی پروژه serpo در چهارشنبه 2 نوامبر سال 2005 منتشر شد پس از مشاجره ای طولانی  به دلیل پایان محدودیت زمانی پروژه های سری دولتی (25 سال) بخشی جزیی از پروژه برای اعلام به جامعه آماده شد.

ایالات متحده آمریکا به وسیله بیگانگان در 1947 بازدید شده است اما شواهد زیادی وجود دارد که آمریکا هزاران سال است که به وسیله تمدن های مختلفی با منشا فرازمینی مورد بازدید قرار گرفته است.

در جولای 1947 اتفاقات مشخصی در نیومکزیکو روی داد در طی یک طوفان دو سفینه فضایی در Datil نیومکزیکو سقوط کردند ارتش ایالات متحده هر دو منطقه را محاصره نموده و مواد بازمانده و بیگانه زنده مانده را با خود بردند.

به او EBE1 گفته میشد که مخفف ورود بیولوژیکی فرازمینی بود.این مخلوق انسان نبود.تمام مواد وEBE مربوط به سقوط اول به پایگاه هوایی رازول منتقل شدند EBE جراحات کمی داشت که درمان شد.سپس به لوس آلاموس منتقل شد که امن ترین و حفاظت شده ترین پایگاه در جهان است.

شرایط مخصوصی برای EBE جهت تطابق با محیط ایجاد شد مواد باقیمانده سرانجام به دیتون اوهایو به قسمت تکنولوژی بیگانگان پایگاه هوایی ایالات متحده منتقل شد.

سقوط دوم تا اوایل 1949 به وسیله تعدادی از مزرعه داران پیدا شد.در آنجا بیگانه زنده ای نبود تمام مواد باقیمانده به پایگاه هوایی sandia در Albuquerque نیومکزیکو منتقل شد .

در سفینه فضایی اول 5 فوت شده و یک بیگانه زنده بودند بدن فوت شدگان به Wright field اوهایو منتقل و در شرایط فریز نگهداری شد.سرانجام آنها به لوس آلاموس جایی که محفظه های مخصوصی برای محافظت از اجساد فوت شدگان ساخته شده بود منتقل شدند.

در جایی که فضاپیمای دوم سقوط کرده بود 4 بدن پیدا شد.بدن های آنها به شکل زیادی متلاشی شده بود باقیمانده ها به پایگاه هوایی ساندیا و لوس آلاموس منتقل شدند.هر دو سفینه سقوط کرده به یک شکل طراحی شده بودند و بدن های پیدا شده هم شکل بودند آنها مشخصه انسان نداشتند به جز چشم ها ، گوش ها و دهان. بدن های آنها با ما فرق میکرد همینطور پوست و تنفسشان .خون آنها قرمز نبود و مغزشان کاملا با مغز انسان ها فرق میکرد دو چشم مختلف داشتند شاید به دلیل شفافیت و وضوح زیاد سیاره آنها.

EBE1 تا 1952 زنده ماند و در آن سال مرد.اگر چه او ارگان های صوتی شبیه انسانها نداشت ولی به دنبال اجرای یک https://i0.wp.com/www.alieninfluence.com/images/zeta_reticuli.pngعمل جراحی توسط پزشکان ارتش قادر شد تا ارتباط برقرار کند.او بسیار باهوش بود و خیلی سریع انگلیسی را فقط از طریق گوش دادن به پرسنل نظامی که مسوول حفاظت و مراقبت از او بودند یاد گرفت.او در منطقه ویژه ای در لوس آلاموس و ساندیا (Albuquerque) مقیم شد.

اگرچه طیف مختلفی از پزشکان نظامی ، محققان و تعدادی از افراد انتخاب شده EBE را مورد بررسی و تحقیق قرار دادند ولی او هرگز ناراحت یا عصبانی نشدEBE به پرسنل کمک کرد تا محل دقیق و آیتم ها و جزییات دو سفینه سقوط کرده را بفهمند.

EBEتوضیح داد که چه جایی از جهان زندگی میکرده است.ما به آنجا سیستم ستاره ای زتا رتیکولی میگوییم که در حدود 40 سال نوری (42/38) از زمین دور است.برای سفینه بیگانگان 9 ماه زمان میبرد تا این فاصله 40 سال نوری را طی نمایند.سفینه فضایی آنها میتواند از طریق نوعی تونل فضایی مسافرت کند.از A به B بدون داشتن سرعت نور برای سفر.

ارتش مطمئن بود که هر دو سفینه فضایی در نیومکزیکو آسیب زیادی دیده اند.هر دو سفینه به وسیله محققان ماهر مورد بررسی دقیق قرار گرفتند ابزارها خیلی پیشرفته تر از آن بودند که دانشمندان بتوانند آنها را رمزگشایی کنند بنابراین هر دو سفینه در منطقه حفاظت شده ای در غرب انبار و نگهداری شدن.

به دنبال جستجوی نیروی هوایی ایالات متحده و سیا چندین مطالعه مستقل علمی در طی دوره پروژه کتاب آبی اجرا شد MJ12. تصمیم گرفت که نیروی هوایی ایالات متحده تمام بررسی ها در مورد مشاهده یوفو را بایستی متوقف نماید. دلیلش این بود که ایالات متحده با فرازمینیان ارتباط برقرار کرده بود ایالات متحده نسبتا مطمعن بود که بررسی زمین توسط فرازمینیان ستیزه جویانه و دشمنانه نبود.آنها همچنین دریافتند که حضور بیگانگان یک تهدید فوری برای امنیت ایالات متحده نیست.

به علاوه جامعه شروع کرده بود تا اعتقاد پیدا کند که یوفوها واقعی هستند شورای امنیت ملی دریافت که اگر اطلاعات مربوط به یوفو و ملاقات بیگانه ها افشا گردد منجر به ایجاد وحشت عمومی در جامعه خواهد شد..

بنابراین ام جی 12 وشورای  امنیت ملی  تصمیم گرفتند که تمام تحقیقات بایستی بدون اطلاع یافتن جامعه به وسیله آزاد نشدن اسرار در مورد یوفوها و بیگانه ملاقات شده و بایستی به صورت سری ادامه پیدا کند. و در صورت افشا شدن ممکن است ترس و تزلزلی را در بین رهبران مذهبی در سراسر جهان ایجاد نماید.

تمدن فرازمینی EBE1 به جایی رسیده است که ما به آن جامعه EBEN میگوییم این نامی نیست که آنها برایش انتخاب کرده باشند این نام را ارتش انتخاب کرد.طول عمرشان بین 350 تا 400 سال است تکنولوژیی که آنها استفاده میکنند هزاران سال از ما جلوتر است زمان در سیاره) EBEN که خودشان به آن serpo میگویند ) خیلی با سیاره زمین فرق میکند.یک روزشان در حدود 40 ساعت طول میکشد و با حرکت دو خورشیدشان اندازه گیری میشود .خورشیدهای آنها شبیه خورشید ما نیستد در طول 40 ساعت آنها در روشنایی روز به سر میبرند به جز دوره کوتاهی که هر دو خورشید به افق میرسند .

EBEN در نهایت صلح به سر میبرد و هرگز به انسان (موجود انسانی آنجا ) و یا حیوان آسیبی زده نمیشود .در کنار EBEN سیاره فرازمینی دیگری وجود دارد که سرویس مخفی آمریکا در مورد آن میداند تا اندازه ای که در 1961 در کانادا به او (احتمالا اشاره به سقوط سفینه ای از سیاره مربوطه در کانادا – مترجم) زندانی Tartaloid میگفتند.تا زمانیکه در 1962 فوت کرد . سفینه فضایی مربوطه جمع آوری شد و در محدوده مورفلون لیورپول در اطراف پایگاه هوایی ادواردز آزمایش شد اما در نوادا منطقه 51 مجموعه دریایی گروم نگهداری شد.

این حقیقت که ایالات متحده شواهدی در دست دارد که سیاره ما مورد ملاقات بیگانگان قرار گرفته است باعث شد که در طول سالها برنا مه های مختلف و موثری برای حفاظت از این اطلاعات ایجاد شود. پروژه DOVE به مجموعه ای از ارایه اطلاعات ناقص توسط همه سازمانهای اطلاعاتی ارتش اطلاق میگردد .

همکاری های زیادی بین دولت ها ، پایگاه هوایی و صنعت فیلم سازی ایجاد شد اولین پروژه همکاری در فیلم The day the earth stood still بود و فیلم برخورد نزدیک یک همکاری بین نیروی هوایی و صنعت فیلم سازی برای فریب دادن جامعه بود.

آنها در حال حاضر شروع به برانگیختن احساسات مذهبی بشریت کرده اند که به طور فزایندهای برای اسرار پدیده یوفو و ملاقات بیگانگان مشکل آفرین است …

alien38.jpeg

alien-head.jpg

2147354.jpg

 

با سلام خدمت همگی دوستان و همینطور رامتین جان عزیز امیدوارم از این مطلب استفاده لازم رو برده باشید انشاالله اگر عمری باشه و پروردگار یاری کنه مطالب دیگه ای در این زمینه ترجمه میکنم به خصوص در مورد EBE دوست داشتنی و شرایط بدنی موجودات فوق و اینکه اصلا اونا موجود زنده بودند و یا ربوت که فکر میکنم خیلی جالب باشه .

هر گونه بهره برداری از این ترجمه با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com آزاد میباشد

مترجم : مهدی. ن ( مهدینار )

ایمیل : mehdinar76@yahoo.com

منبع : http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/2010/09/15/ebe-the-only-survivor-of-the-roswell-crash/

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدينار عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.منتظر مطالب ديگر هستيم.ممنون .

چيزي كه نظرم را جلب كرد نزديكي سيارات گليس به سيستم ستاره اي زتا رتيكولي است. آيا مي خواهند حقيقت را كم كم به ما بگويند؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: