بایگانی دسته‌ها: کودکان ایندیگو و کریستال

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

دو شب پیش قبل از اینکه بخوابم از خالق خواستم تا در یک مورد مهم دیگر من را راهنمایی کند . صبح روز بعد پدرم بهم زنگ زد تا بگوید که دانشمندان در مورد DNA انسان به اکتشافات عجیبی دست یافته اند . حتی با وجود اینکه این من بودم که همیشه اینگونه اطلاعات را به پدرم می رساندم ، این بار او بود که مرا باخبر می ساخت . تا عصر آن روز به این موضوع توجه نکرده بودم .

صادقانه بگویم ، من شگفت زده شدم  از اینکه می دیدم علم نوین پزشکی بالاخره به رسانه ها منتشر کرد که اولین DNA انسان با 3 رشته به دنیا آمده . البته مورد «اَلفی» اولین موردی است که جامعه مدرن پزشکی را رسما وادار کرده تا وجود DNA سه رشته ای را به رسمیت بشناسد .

در واقع من سالها پیش خواندم که پزشکان مستقل روی مسأله کودکانی که سومین رشته DNA را داشتند کار می کردند . اما آیا آنها با انسان عادی تفاوت دارند ؟ من بسیار خرسندم که به شما اعلام کنم که آنها خیلی خاص هستند و در واقع در همین لحظه انسانها در حال جهش و تکامل به سوی گونه ای برتر هستند .

لطفا در کمال آرامش از مقاله لذت ببرید !

الف)علم پزشکی نوین رسما وجود اولین مورد کودکی با DNA سه رشته ای را به رسمیت شناخت .

ب)تحول ژنها در سرتاسر دنیا : «ما در حال تغییر تکاملی ای هستیم و حتی تا مارپیچ های DNA دوازده رشته ای نیز تکامل پیدا خواهیم کرد . هر رشته جدید به ما قابلیتهای «فرابشری» یا «فراطبیعی» خواهد داد .

ج)تغییرات بدن و DNA .

د)DNA فیزیکی ، ارتباط روحی .

الف) اَلفی کلامپ (Alfie Clamp) : اولین مورد تایید شده توسط علم نوین پزشکی از انسانی با سه  رشته DNA .

یک پسر بچه 2 ساله تنها انسانی در دنیا شناخته شده که یک رشته اضافی در DNA خود دارد . اَلفی کلامپ ، کور و با معلولیت های نابهنجاری به دنیا آمد که باعث شد پزشک ها روی او تست های مختلفی انجام دهند . آنها متوجه شدند که هفتمین کرومزوم او یک رشته اضافی دارد . پدیده ای که تا به حال هیچ کجا در جهان ثبت نشده . این رویداد به قدری در دنیا نادر است که حتی اسم هم ندارد .

پزشکان هیچ اطلاعی از اینکه این وضعیت طول عمر را بهبود می بخشد یا کاهش می دهد ندارند . اَلفی که در شهر نونیتون بخش وارکس انگلستان  (Nuneaton, Warks)زندگی می کند در این ماه یک عمل جراحی را برای مشکل روده هایش که به خاطراین وضعیت به وجود آمده را پشت سر خواهد گذاشت. والدینش ، ریچارد و گما کلامپ ، (Gemma and Richard Clamp)اولین بار وقتی متوجه شدند فرزندشان مشکلی دارد که برای بار نخست او را به منزل آوردند .

در عرض چند روز او را سریعا به بیمارستان برگرداندند چون از نفس کشیدن باز ایستاده بود و لبانش به رنگ آبی در آمده بودند .وقتی هم شش هفته داشت ، پزشکان فهمیدند که او حالتی غیر عادی در DNA خود دارد . خانم کلامپ گفت : وقتی دکترها به ما اطلاع دادند ، من کاملا از لحاظ روانی تخریب شدم . یک مادر باردار ، نه ماه را صرف فکر کردن به این که  لحظه برداشتن اولین قدمهای فرزندش یا دست تکان دادنش چگونه خواهد بود می کند .

داشتن پسری مانند اَلفی باعث می شود تا شما از بعضی از مسائل پیش پا افتاده خوشحال بشوید . او تا وقتی که یک سال و نیم داشت نتوانستد حتی بغلتد . وقتی هم که توانست بسیار خوشحال شد .وضعیت الفی باعث شد که او تا سه ماهگی کور باشد و عضلاتش آنقدر ضعیف ، که حتی نتواند غلت بخورد . او هنوز از مشکلات گوارشی رنج می برد و برای جذب ویتامین ها و مواد معدنی به مقادیر زیادی داروی روزانه نیاز دارد .او همچنین در دماهای بالا دچار تشنج می شود و مشکلات متابولیکی دارد که باعث می شود او نتواند بخورد یا بیاشامد .

یک تصویر میکروسکوپی از کروموزومهای انسانی . الفی کلامپ کوچک از اینها یک جفت اضافه دارد و به نظر می رسد در این مورد، در دنیا اولین باشد .

از زمانی که به دنیا آمده تابحال 6 بار در بیمارستان بستری شده . دو بار آن در یک ماه اخیر بوده که تنفسش قطع می شد . والدینش حتی فکر کردند که او مرده و شوکّه شدند وقتی فهمیدند بعد از بستری شدن نجات پیدا کرده و زنده مانده . خانم و آقای کلامپ دختر 10 ساله ی بسیار سالمی هم به نام جورجیا(Georgia) دارند که بسیار سالم است و DNA معیوبی هم ندارد .

آقای کلامپ گفت : پزشک ها گفتند که : » کاری نیست که ما بتوانیم انجام دهیم تا از این امر جلوگیری شود . فکر نکنم دلیلش را هیچ وقت بفهمیم.» در همان حال دیدم او که در بغلم بود پلک زد و چشمهایش شروع کرد به تمرکز کردن روی من . این یک رخداد عظیم بود چراکه ما هیچگاه تصور نمی کردیم این اتفاق روزی بیفتد . ما در آن لحظه حتی عکسی هم با هم گرفتیم ، و در آن داشتیم به هم نگاه می کردیم . الفی زندگی ما را تغییر داد . همه چیز حول او می چرخد اما او کودک خوشحالی است و به زندگی ما شادی زیادی آورده است .

هر وقت به بیمارستان می رویم همه ی دکتر ها و پرستارها می گویند از دیدن دوباره الفی بسیار خوشحالند !

ب)دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است!

مصاحبه با برندا فاکس (Berrenda Fox)
به وسیله پاتریشیا رش (Patricia Resch)
دکتر برندا فاکس در مقاله ای اثبات تغیرات ژنتیکی و سلولی DNA را بیان کرده بود . دکتر فاکس در مرکز بهداری آوالون(Avalon) در کوه شاستا در کالیفرنیا (Mt Shasta, California) کار می کند .دکتر فاکس از طریق تست نمونه های مختلف خون ثابت کرده که بعضی از افراد واقعا به یک رشته  اضافی DNA رسیدند .

پاتریشیا رش : برندا ، یکم راجع به گذشته ات به ما بگو .

برندا فاکس : من دکترای فیزیولوژی و naturopathy دارم . هنگام درس خواندن در اروپا من با رسانه ها هم همکاری می کردم . و این همکاری هنوز به صورت فیلم ها و مدیریت کردن ادامه دارد . همانطور که می دانید من با شبکه تلویزیونی FOX هم در خصوص برنامه هایی که موضوعات فرازمینی و نقش آنها در اتفاقاتی که هم اکنون برای بشر دارد می افتد کار می کنم . معروفترین این برنامه ها رویت ها (Sightings) و فایلهای ناشناخته (X-files) است .

پ.ر:هم اکنون چه تغییراتی در سیاره ما در حال رخ دادنه و چگونه بدن ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد ؟

ب.ف:تغییرات بزرگی در پیش رو داریم . جهش هایی که هنوز اتفاق نیفتادند. آنگونه که متخصصان ژنتیک می گویند در آغاز ما از آب بیرون آمدیم . چندین سال پیش در مکزیکو سیتی ، یک گردهم آیی از متخصصان ژنتیک سرتاسر دنیا برقرار شد که موضوع اصلی آن تغییرات DNA بود . ما در حال ایجاد یک تغییر انقلابی هستیم اما نمی دانیم داریم به چه تبدیل می شویم .

پ.ر:DNA ما چگونه تغییر می کند ؟

ب.ف: هر فرد یک جفت رشته DNA دارد . چیزی که ما در حال پی بردن به آن هستیم این است که رشته های دیگری هم در حال شکل گیری اند . در DNA ها دورشته پیچیده در هم و متصل به هم وجود دارند و من باور دارم که ما به دوازده رشته هم خواهیم رسید . در این مدت که به نظر می رسد از 5 تا 20 سال پیش شروع شده ، ما در حال جهش خواهیم بود . این توضیح علمی آن است . این جهش گونه هاست که معلوم نیست حاصلش چه می شود .

این تغییرات به اطلاع عموم مردم نخواهد رسید چون جامعه دانشمندان حس می کنند  که دانستن آن فقط باعث وحشت مردم می شود . و اما تغییر در سطح سلولی : من هم اکنون در حال کار با سه کودک هستم که همه آنها DNA سه رشته ای دارند .اکثر مردم می دانند و آنرا حس می کنند . بسیاری از ادیان راجع به تغییرات آینده بشر ، به روشهای گوناگون به ما گفته اند . ما می دانیم این یک جهش مثبت است هر چند به صورت فیزیکی ، ذهنی و احساساتی ممکن است وحشتناک باشد و مورد سوتفاهم واقع شود .

پ.ر: آیا این کودکان خصوصیات اخلاقی متفاوتی نسبت به کودکان دیگر دارند ؟

ب.ف: اینها کودکانی هستند که می توانند اشیای درون اتاق را فقط با تمرکز کردن به روی آنها حرکت بدهندیا در لیوانی ، تنها به وسیله نگاهشان آب بریزند . آنها تله پاتیک هستند . حال ممکن است فکر کنید که این کودکان نوعی ابربشر هستند اما اینطور نیست . اینها نمونه چیزی هستند که بشر قرار است به آن طی دهه های آینده تبدیل شود .

پ.ر: فکر می کنید این اتفاق برای همه ی ما رخ خواهد داد ؟

ب.ف: به نظر می رسد که اکثر مردمی که قبل از سال 1940 به دنیا آمده اند نتوانسته اند خودشان دچار این تحول بشوند اما زمینه را برای نسل بعدی آماده ساخته اند . غدد درون ریز و سیستم ایمنی بدن ما بزرگترین شواهد برای این تغییرات اند . این یکی از دلایلی است که کارم تحقیق بر روی تست ها و روش های درمان در قسمت دستگاه ایمنی بدن است .

بعضی از افراد بالغی که توسط من تست شدند ، واقعا در حال به دست آوردن یک رشته DNA دیگر بودند .بعضی ها هم حتی داشتند سومی شان را هم به دست می آوردند . این مردمان در کالبد فیزیکی و هوشیاری ذهنی شان در حال تجربه تغییرات بزرگی هستند . به نظر من زمین و هر چه در آن هست ، در حال افزایش ارتعاشات خود اند . خیلی از بچه هایی که اخیراً به دنیا می آیند به طرز محسوسی سبک تر اند .

پ.ر: چه چیزی باعث تغییر در یک جسم عادی که DNA دو رشته ای دارد می شود ؟

ب.ف:آسانترین راه برای جهش در DNA از طریق یک ویروس است . ویروس ها الزاما همیشه بد نیستند . ویروسها روی یک رشته زنده می توانند زندگی کنند .DNA ویروسهایی مانند اپستین بار(Epstein Barr) و تب خال نوع 6 (Herpes #6) ساختار سلولی را تغییر می دهند . ویروس HIV یک ویروس DNA نیست . به جای جهش دادن بدن ، در حقیقت آنرا می خورد . اکثر مردمی که دچار این پروسه می شوند ، پس از آن یک شغل جدید ، یک طرز فکر جدید یا حداقل یک شروع دوباره در زندگی را آغاز می کنند .هر چند ممکن است حتی احساس بیماری یا نا امیدی کنند امااین یک برتری است . به آنها این شانس داده شده که ساختار DNA خود را تعییر دهند و آنرا سبک تر و سالم تر کنند تا بتوانند به نسل بعد ارتقا یابند . تا آنجایی که من می دانم این پروسه تا سال 2012 کامل خواهد شد .

پ.ر: چه تغییرات دیگری را شاهد خواهیم بود ؟

ب.ف: هیچ بیماری ای وجود نخواهد داشت ، نیاز به مرگ پیدا نخواهیم کرد ، و دروسمان را نه تنها بدون سختی ، بلکه با عشق و علاقه خواهیم خواند .سیستم قدیمی باید از بین برود و این کار بدون یک نبرد بزرگ انجام نخواهد شد . جنگهای بسیاری را خواهیم دید ، علم پزشکی دیگر کارآمد نخواهد بود و دولت هم دیگر به درد نخواهد خورد . خیلی از اصول و قواعد قدیمی دیگر نمی توانند وجود داشته باشند . آنهایی که در آن برهه زمانی زندگی می کنند ، تقریبا نخستین افراد از گونه ای جدید هستند .

پ.ر: آیا این تغییرات ، عوارض جانبی هم دارند ؟

ب.ف: با یک تغییر سلولی ، ممکن است گاهی اوقات حس عدم وجود کنید ! ممکن هم هست احساس خستگی کنید چون سلول به سلول بدنتان دارد عوض می شود و تبدیل به موجودی جدید می شوید .مانند یک نوزاد ، ممکن است نیاز زیادی به استراحت داشته باشید . آشفتگی ذهنی و عدم توانایی تمرکز بر مسائل عادی ممکن است رخ دهد . دردهایی بدون علت خاص ممکن است در بدن رخ دهد و خیلی ها هم شاید احساس دیوانگی کنند . اگر به یک مرکز پزشکی عادی بروید احتمالاً برای شما Prozac تجویز خواهند کرد چون نمی دانند دلیلش چیست . برای افراد شاغل به حرفه ی پزشکی خیلی مشکل است ، چون هرگز با این موارد مواجه نشده بودند . به دلیل اینکه چاکرا ها با غدد داخلی ترشح کننده هورمون در ارتباط هستند ، زن ها دچار تغییرات هورمونی می شوند .احتمال اینکه زیر گریه بزنند ، بدون اینکه دلیلش را بدانند هم هست . بعضی ها هم دچار یائسگی زودرس می شوند .

در مردهای فعال ، احتمال عصبانی شدن از شدت خستگی وجود دارد . ممکن است حس کنند سمت زنانه شان در حال ظهور است .

پ.ر : چگونه شخصی که در حال گذراندن این تغییرات است را درمان می کنید ؟

ب.ف : من سعی می کنم نسبت بهشان بیشتر حس یک همکار را داشته باشم تا یک پزشک .واژه ی»دکتر»در زبان لاتین به معنای»آموزنده»است . به عنوان یک شفا دهنده واقعی تنها خدمتی که می توان کرد این است که به اشخاص اختیارات لازم را بدهیم و به آنها اطمینان بدهیم که اتفاقی که دارد می افتد واقعی است و آنها خوب خواهند شد از عوارض منفی بیماری رهایی خواهند یافت.

اول ، من حتما تست های ایمنی شناسی (immunology) را در نظر می گیرم که معمولا انجام نمی شود . این تست در یک آزمایشگاه خون و توسط محققین پیشرفته و متخصص انجام می پذیرد . بعد نتیجه را به خود بیماران نشان می دهم . این شبیه یک نقشه تغییرات است ، پس خود بیماران می توانند قدرت شفا یافتن را به دست آورند . من یک شفا دهنده نیستم ، فقط وسیله ای هستم در پروسه ی بهبودی شان . هنگامی که بیمار نقشه ی تست خون خودش را می بیند ، اتفاقی در ضمیر ناخودآگاهش می افتد .

کلید اصلی این است که شخص خودش مسئولیت قبول کند و کار خودش را انجام دهد . چیزی که من به عنوان ابزار استفاده می کنم معمولا مورد استفاده زیادی ندارد . من خیلی از Organotherapy(درمان غده های بدن مانند پانکراس ، تیروئید و غیره) استفاده می کنم که در قاره اروپا بیشتر برای آماده سازی سیستم هورمونی برای پذیرش تغییرات ژنتیکی استفاده می شود . من همچنین در بدنهای خیلی پر انرژی از هوموپاتی(Homeopathy) استفاده می کنم . به علاوه ویتامینها ، گیاهان دارویی و لیزر درمانی .کل درمان بستگی به نیازهای شخصی دارد . بخش اعظم کارهای من مدیون کسانی است که ترجیح می دهم آنها را خواهران و برادران بزرگترمان در آن سوی منظومه شمسی بنامم که آمده اند تا در عبور از این تحول کمکمان کنند .

پ.ر : تحول کار خود را چگونه می بینید ؟

ب.ف : من به کارم به عنوان یک پل یا گذرگاه نگاه می کنم . هم علمی است هم هنری . شفابخشی هم یک هنر است هم یک علم . برای رسیدن به سلامت کامل استفاده از تنها علم یا فقط هنر کافی نیست . فکر نکنم در تمام عمرم بتوانم یک شفا دهنده باشم چون باور دارم که بیماری ها ریشه کن خواهند شد . ما ، به عنوان مردمان آگاه ، تمامی بیماری ها و رنج ها را ریشه کن خواهیم کرد .

ج) داروهایی برای عوارض جانبی

برگرفته از مقاله تصویر بزرگتر نوشته شوشانا تورپ کلاک (‹The Bigger Picture› by Susanna Thorpe-Clark) :

ما به صورت فیزیک در حال تغییریم . از موجودات کربنی با 2 رشتهDNA به موجودات کریستالی با 1024 رشته DNA . چون فقط ساختارهای کریستالی می توانند در بعد هایی با سطوح بالاتر وجود داشته باشند . اما این تغییر تدریجی است و ناگهانی نیست و از دو رشته به سه رشته و از سه رشته به دوازده رشته خواهد بود . به نظر می رسد که بشر در آغاز 12 رشته DNA داشته و کسی یا چیزی در طی روندی تماملی آنرا به فقط 2 رشته تنزل داده . فقط انسانها نیستند که در حال تغییرند بلکه تمام گونه های زیستی روی زمین در حال کریستالی شدن اند .تمام ماهیان دریا ، گل و گیاهان باغچه شما ، پرندگان آسمان ، یا حتی سگ و گربه تان . همه چیز در حال تغییر است . هیچ چیزی دچار مرگ و نابودی نمی شود چرا که ما همگی در حال حرکت به سمت»حالت جدیدی از بودن»هستیم . این حالت جدید مستلزم این است که ما از لحاظ ذهنی و جسمی مفهوم بعدم سوم را رها کنیم . درست همانند مرگ ، رها کردن یک بخش عمده پروسه ی تغییر است چرا که نمی توان راه ها و ارزشهای قدیمی را نگهداشت و آنها را در یک چهارچوب جدید و کاملا متفاوت گنجاند . پس پیشرفت این تغییرات به ما کمک می کند تا بتوانیم خود را از روابط ، مشاغل ، منصب ها ، خانه ، دارایی ها و غیره رها کنیم (اگر سد راه تغییراتمان هستند) .

با وجود اینکه اکثر مردم از آن مطلع نیستند و آنرا حس نمی کنند ، این تغییرات هم اکنون در حال رخ دادن هستند . البته تغییرات فیزیکی هم اکنون با سرعت بالایی در حال انجام شدن هستند و نشانه های فیزیکی موقت بسیاری را بروز می دهند .

بعضی از این علایم :

 

علایمی شبیه آنفولانزا . بالا رفتن دمای بدن ، عرق کردن ، درد استخوانها و مفاصل و غیره . اما نسبت به آنتی بیوتیک ها واکنش نشان نمی دهند .

سردرد های میگرنی . دردهای شدید که با مسکن هم آرام نمی شوند .

در بعضی موارد اسهال

آبریزش بینی به همراه عطسه که تا 24 ساعت هم طول می کشد

سرگیجه

وزوز کردن گوش

تپش قلب

احساس لرزش در کل بدن ، خصوصا شب هنگام که شخص در حالت آرامی قرار دارد

اسپاسم عضلات به همراه کمر درد

از دست رفتن قدرت عضلانی در دستها ، به خاطر تغییرات ایجاد شده در سیستم گردش خون

مشکلات تنفسی

تغییرات سیستم ایمنی

تغییرات سیستم لنفی

احساس خستگی زودرس

میل به خوابیدن بیش از حد

سریعتر شدن رشد مو و ناخن

افسردگی بی دلیل

نگاه کردن به عمق گذشته ها و در نظر گرفتن رابطه ها و به وضوح دیدن مشکلات شخصی

اضطراب ، تنش ، و استرس بالا . چون که شخص حس می کند اتفاقی دارد می افتد اما نمی داند چه .

عده ی زیادی از مردم خیلی از این علائم را حس می کنند و با عجله پیش دکتر می روند و معمولاً بهشان گفته می شود که مشکلی وجود ندارد که خب درست هم هست . چرا که تمامی این علایم موقتی است و نشانی از تغییرات فیزیکی در حال رخ دادن است .

بعضی از این درمانهای توصیه شده : فراموشش کن ، باهاش مبارزه نکن ، اگر احساس خستگی می کنی استراحت کن ، مایعات زیاد بنوش ، برای درمان استرس از سنبل الطیب(Valerian) استفاده کن و ….

اگر دچار تپش قلب یا تنگی نفس شدید ، بدانید که از چاکرای قلب یا گلو است . این علایم موقت اند . شما نه در حال مرگ ، بلکه تنها در حال تغییر اید !این فقط حرف من نیست ، اگر مطمئن نیستید ، از راهنمایی پزشکی کمک بگیرید . اگر نمی توانید سنبل الطیب یا شنبلیله(Fenugreek) پیدا کنید ، از غذاهای طبیعی تر و سالمتری استفاده کنید .

ظاهراً اکثر علایم ممکن است گاهی اوقات بهبود پیدا کنند . این تغییرات لازم نیست که حتما با هم اتفاق بیفتند . درصد کوچکی از افراد بزرگسال کل تغییرات کریستالیزه شدن را پشت سر گذاشته اند و هم اکنون 1024 رشته DNA دارند . گزارشی از یک زن در دست است که ناگهانی سه اینچ به قدش و یک شماره به اندازه پایش اضافه شد . تمام کودکان زیر 7 سال نیز تغییرات را کاملا پشت سر گذاشته اند یا در حال گذارند .نوزادانی که در 2 سال گذشته به دنیا آمده اند هم مجموعه کاملی از DNA را دارند . بعضی افراد تازه شروع به تاثیر پذیرفتن از این تغییرات شده اند . این پروسه ی تغییر به»نام بیداری» یا “عروج”  یا “مرکاباه” یا همان بدن روشن (Merkabah)شناخته می شود

ما باید بر ترسمان غلبه کنیم و راجع به عشق حقیقی بیاموزیم . که باید با خودمان هم شروع کنیم . چون تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان اعتماد نکنیم ، نمی توانیم به کسی یا چیز دیگری عشق بورزیم و اعتماد کنیم .

د)ارتباط معنوی

همانطور که تحقیقات علمی ثابت کرده است ، DNAما که در این مقاله به صورت یک ترکیب رشته ای دوتایی شناخته شده ، نشان داده شده ،کدهای ژنتیکی را در بر دارد که نشاندهنده ی توسعه فیزیکی(جسمی) و عاطفی شماست . با این وجود علم باید به این حقیقت نیز دست یابد که DNA شما مقصود بسیار والاتری از این که فقط طرحی اولیه و ساده از بدن شما باشد را دارا می باشد .

پروژه ژنوم  تنها تقریبا 3 درصد از کل DNA فیزیکی(جسمی) شما را کشف نموده . به 97 درصد باقی مانده برچسب زاید زده اند . بدین معنی که هیچ فایده ندارند . واقعیت اینکه بدن انسان بی نهایت کارآمد و قابل است و اگر چیز بی فایده ای وجود داشته باشد آنرا تحلیل برده و در طی چندین نسل از دور هستی خارج و دفع می کند .

اگر 97درصد DNA ما زاید است ، پس چگونه است که ما هنوز واجد آنیم ؟

آن DNA به اصطلاح»زاید»در بدن شما در بردارنده تمام تاریخچه زندگی های شما از زمان تناسخ اولتان تاکنون می باشد . این همان جایی است که صفحات آکاشیک که نشاندهنده ی زندگی های متعدد شماست ، قرار دارد . DNA را بخاطر اطلاعات پرباری که با خود دارد کتابخانه زنده نام گذاشته اند .

ما ده رشته DNA اضافی داریم یعنی پنج رشته دو گانه ، که سالیان سال است که غیر فعال یا منفصل گشته اند . تاکنون علم به ماهیت این رشته ها پی نبرده است . هر چند آنها سایه هایی از این رشته ها را زیر میکروسکوپ های الکترونیکی خود مشاهده کرده اند . دانشمندان آنها را»DNAسایه»نامیده اند .

اگر این 12 رشته DNA فعال گردند شما به 10 برابر اطلاعات موجود در DNA خود دسترسی خواهید داشت . این رشته های اضافی مباحث زیر را در زندگی شما در بر می گیرند :
ارتباط با خدا/قادر متعال

بینش درونی ، دریافت پیام از راهنمایان معنوی

ارتباطات روحی و جسمی(الهی و زمینی)

عشق(الهی و زمینی)

جسم فیزیکی

نیروی حیات(چی) و اراده ی شخصی

علایم پیشرفت روحی(معنوی) :

رفع تشنگی با آب پاک . ارتباطات الکترومغناطیسی بین سلولی جدید در بدن ، شما را تشویق به نوشیدن بیشتر آب پاک و تمیز می کند و این باعث می شود که سموم بدن شما دفع شود و در نتیجه شما جسم سالمتری داشته باشید . بدن شما با نقاط ارتباط الکترومغناطیسی  بیشتری کار خواهد کرد و لازم است که مرتبا آبرسانی گردد تا ارتباط قوی و شفاف تری بین شما و راهنمایان روحی شما برقرار گردد .

رفع گرسنگی با غذای سالم . اشتهای شما بدون خیچ تلاشی به سمت غذاهای سالمتر و مغذی تر مانند غذاهای ارگانیک و خام گرایش می یابد . به نظر می رسد این مرحله خود به خود و بدون هیچ سعی و تلاش شما انجام می پذیرد .

سلامت بیشتر . شما ارتباط قوی و شفاف تری با جسم خود خواهید داشت و قادر خواهید بود که با برنامه DNA خود ، در هر سلولتان ارتباط برقرار کنید . بعلاوه ، زمانی که شما عادت غذایی خود را تغییر داده و به برنامه غذایی سالمتری روی آورده ، جسم شما نیز با داشتن سلامتی بیشتر ، پاسخ شما را خواهد داد .

آرامش درونی :

انرژی بیشتر . ارتباطات الکترومغناطیسی بیشتر درون بدن شما ، جریان طبیعی انرژی ، در کل ، سیستم های فیزیکی و جسمی شما را ارتقأ خواهد داد .

با هر رشته DNA اضافی ، شما به جهان خلقت آفرینش نزدیکتر می گردید :

یک ارتباط کامل و شایسته با آفرینش . راهنمایی روحی پیشرفته : فعال گشتن هر رشته DNA اضافی وصل دوباره ای است با خویشتن الهی حقیقی شخص .

ارتباط با موجودات زنده ، حیوانات ، ارواح طبیعت و خود گایا(الهه طبیعت) .

ارتباط با بعد های دیگر : برای بهره مند شدن از خرد روحی ، شما قادر خواهید بود که به راحتی با بعد های بالاتر هستی تماس برقرار کنید . شما موجودی چند بعدی هستید که نه تنها در این بعد که بعد سوم است زندگی می کنید ، بلکه در ابعاد بیشمار دیگری نیز زندگی کرده اید . چیزی که شما»منِ برتر خود»می نامید ، معمولا همان خود شما در بعد دیگر است .

دوازده رشته DNA : میراث روحی ما

نوشته : کیت آ.اسپرکلی Kate A. Spreckley

سالهاست که دانشمندان تشخیص داده اند که انسان ها دو رشته DNA فیزیکی فعال دارد . ما همچنین ده رشته DNA پرقدرت دیگر نیز داریم که قرنهاست به صورت غیر فعال در درون نوع بشر وجود دارد . این رشته های غیر فعال به وسیله ی دانشمندانی کشف گردیده که نمی دانند کارکرد آنها چیست و به آنها DNA «زائد» می گویند .

اسید دی‌اکسی ریبونوکلئیک (Deoxyribonucleic acid) یا همان DNA یک نوکلئیک اسید است که شامل تمام اطلاعات ژنتیکی ما می باشد که در رشد و عملکرد همه موجودات زنده نقش دارند . نقش اصلی DNA حفظ و نگهداری اطلاعات برای مدت طولانی است .DNA اغلب با یک سری طرح های اولیه تشبیه می گردد چرا که شامل اطلاعات و دستورالعمل هایی است که برای ساخت دیگر اجزای سلول ها مورد نیاز است . قطعه هایی از DNA که اطلاعات ژنتیکی (وراثتی) را با خود حمل می کند ژن نامیده می شود . اما قسمتهای دیگر DNA مقاصد ساختاری دارند و یا در تنظیم استفاده اطلاعات ژنتیکی نقش دارند .

بنابراین DNA ما طرح اولیه شخصی ما است و بدین طریق شامل تمامی اطلاعات فکری ، جسمی ، احساس و روحانی ما می باشد .

یک انسان اساساً دوازده رشته DNA دارد که مشخصاً فعالیت می کنند و کارکرد کامل انسان را به عنوان یک موجود روحانی تشکیل می دهند . از آنجایی که با قسمت چپ مغزمان بیش از حد لزوم فکر و استفاده می کنیم و مراکز مربوط به قلب مان را تعطیل کرده ، و این رشته های DNA اضافی بلااستفاده مانده اند .پیامدهای این عدم استفاده این است که ما در یک جهانی که از لحاظ روحی و معنوی نارسا و ناقص است زندگی می کنیم ، و توانایی های شهودی و شفابخش ما بطور چشم گیری کاهش یافته اند . همچنین این امر باعث شده است که ما به قسمت بسیار کوچکی از توانایی های مغزی خود دسترسی داشته باشیم و بتوانیم استفاده کنیم .

جسم انسان بسیار با ارزش است . جسم ما مجموعه ای با ارزش از اطلاعات ، خرد ، دانش در هر زمینه راجع به خودمان ، جهان ، و کل زندگی را در بر دارد .ترکیباتی از هوش در انسان جمع گردیده و حجم عظیمی از اطلاعات در درون جسم ما وجود دارد . در جسم های ما فرمولهایی که برای بازسازی هوشی در کل کائنات لازم است ، قرار دارد .

در زمان لقاح ، ما از والدین خود از طریق خون آنها ، یکسری ژنهای جفت و جور شده به ارث می بریم . این ژنها حاصل کدهای ظریفی هستند که بیشترین فرصتها را برای دستیابی و توسعه توانایی های روحانی(معنوی) و همچنین بهبود و شفای صدمات روحی ما ایجاد می کند .

در عین حال این ژنها حامل حافظه هایی هستند که موانعی در مسیر ما به طرف یگانگي ایجاد می کنند و احساسات ما را به طرف انزوا و جدایی از اصل واقعی و خالق ما می کشاند . این حافظه جدایی ما را وادار به خلق تجارب و موقعیتهایی کرده است که به ما فرصت شفای خویش ، جهان ، و جداییهایمان را داده است . زمانی که ما یک روح هستیم ، به دقت والدین خود و مشخصات ارثی آنها را برای تحصیل تجارب و موقعیتهایی که ما را قادر می سازند که خود را شفا دهیم انتخاب می کنیم . پس خود ما ساختمان دو DNA ای خود را دست چین کرده ایم .

انرژی کره زمین بر اساس تغییرات ارتعاشات اصلی حرکت کرده و به سطوح بالاتر هشیاری پیش می رود . همینطور که زمین ارتعاشات خود را بالا برده ، ما به عنوان انسان نیز از فرصتهای زیادی برای ارتعاشات خویش بهره مند می شویم . منظور از این تغییر همان معراج (عروج) است و افراد زیادی در سراسر جهان دچار سردرگمی و گیجی در جهانهای خود هستند . با این وجود در این به ظاهر سردرگمی و گیجی ، موفقیتهای بزرگی برای بالندگی ، توسعه و پیشرفت ما وجود دارد .

یکی از مهیج ترین جنبه های مرحله توسعه طراحی دوباره DNA ماست . نور کیهانی ، اشعه هایی(انواری) است که از طرف خالق ما به طرف زمین می آید و محرک تغییرات بدن ما و نظم دادنی دوباره به آن است . همانطور که این نور رمزگذاری انجام می دهد تارهایی جذب بدن ما می شوند که باعث فعال کردن DNA پراکنده ما می شوند و آنرا به صورت منحنی های مارپیچ جدید و با رشته ای DNA شکل می دهد و آنها را دسته دسته دوباره فعال می کند .

در همان زمان که این دسته بندی و تنظیم دوباره در حال پیشروی است ما یک سیستم عصبی پیشرفته تری را خلق می کنیم که انتقال و تبادل اطلاعات و داده ها را به آگاهی ما تسهیل می کند . بسیاری از سلولهای غیرفعال مغز ما برانگیخته و بیدار می شوند و ما قادر خواهیم بود که به تمام توانایی های جسم خود دسترسی پیدا کنیم . همچنانکه جسم ما با نور بیشتری آکنده می گردد ، حافظه های ما فعال می گردند و همچنانکه DNA ما به صورت یک هستی چند بعدی (هوشیار) توسعه می یابد ما نیز ارتقأ می یابیم .

دوازده رشته DNA ما فعال گشته و به دوازده نقاط چاکرای ما متصل می گردند که آستانه های انرژی هستند که از طریق آنها ما به میراث روحانی و معنوی خویش متصل می گردیم . این دوازده رشته DNA از طریق این دوازده چاکرا ما را به شبکه انرژی بیرون از جسممان متصل می کند . این دوازده چاکرا مانند دروازه های انرژی در بدن ما عمل می کنند و ما را با نیروهای حیاتی زیست متصل می گردانند .از طریق بازکردن و فعال نمودن این دروازه های انرژی است که ما می توانیم شروع به شناخت واقعی خویشتن کنیم.

زمانی که 12 رشته DNA ما در حال شکل گیری است ، هر موضوعی که با آن برخورد نکرده ایم و آنرا در تاریخچه شخصی خود شفاف نموده ایم ، ایجاد آشفتگی خواهد کرد . احساسات و خاطراتی که برای ما رخ می دهند موقعیتی برای تجزیه ساختار هستی مان ارائه می دهند و خود واقعی مارا که طی رخدادها و اعتقاداتی که به سخن در ما شنیده شده اند آشکار می سازد .

وظیفه ما بیدار نمودن ، فعال کردن و متحد ساختن این 12 رشته یا این 12 چاکراست . این اتحاد انرژی هایی را جذب خواهد کرد که ادغام خواهند شد تا در طول هستی ما به فعال سازی و بیداری جنبه های مختلف زندگی مان بپردازند . این موضوع جنبه ها، فهم و معانی جدیدی را به تمام وقایع زندگی و جهان می دهد .

دوازده چاکرای ما مجموعه هایی از انرژی هستند که اتفاقات بر اثر آنها به وقوع می پیوندد . آنها در بردارنده حافظه و هویت ما هستند و هرکدام به یکی از رشته های DNA ارتباط دارند . به این 12 مرکز انرژی می توان از طریق جایی که ما اطلاعات را حس می کنیم و در ارتباط با تغییر تجاربمان در افکارمان دسترسی پیدا کرد .

با گشودت قلوب و افکارمان جواب تمام اسرار بزرگ بر ما مکشوف می گردند . ما باید از عقاید کنونی مان دست بکشیم و عقاید جدیدی بنا بنهیم چراکه فکرمان همیشه در حال پیشرفت و توسعه است و تجارب جدیدتان را براساس آنچه که ما پیشنهاد می کنیم پایه گذاری کنید . فکر ما ارباب ما نیست ، ما ارباب افکار خویشتنیم . افکار ما وسیله ایست برای خلق واقعیات و نه چیزی بیش از آن .

با عملکرد آگاهانه با امواج انرژی و نوری که درون کره زمین در جریان است ، ما قادر به درک و ملاحظه تغییرات این سیاره براساس شفابخشی و قدرت افکار خود هستیم .

فعال سازی تمام این 12 رشته DNA کدهای ژنتیکی انسانی را به هم مرتبط ساخته و دسترسی ما را به تمام علوم و دانشها امکان پذیر می سازد . این آگاهی و درک آنچه حقیقتاً هستیم می باشد .

با فعالسازی تمام 12 رشته DNA ما اتحاد و یگانگی درون خود را می سازیم که به ما این فرصت را می دهد گه به آرامی به سطوح بسیار بالاتری از ارتعاش و تواتر نوری انتقال یابیم که به عروج ما با بیداری آگاهی انسانی آتی ما کمک کرده .

نتیجه گیری:

در این شکی نیست که DNA ما در حال جهش است . گونه بشر با سرعت زیادی در حال تکامل است . ما در حال بازیابی رشته های از دست رفته DNA هستیم و در آینده ما قادر خواهیم بود تا به طور ارادی این منبع را کنترل کنیم . هیچ چیزی نخواهد توانست این روند را متوقف کند چون که قانون خلقت است .

وظیفه ما این است که این انرژی جدید که برای ما فرستاده می شود را قبول کنیم و به طبیعت کمک کنیم تا جسم فیزیکی ما را بهتر تغییر دهد . با پدیده تکامل مقابله نکنید ! آنرا قبول کنید در آغوشش گیرید ! گونه نژاد بشری که ما هستیم هر لحظه در حال شکل گیری جدید است .

http://www.youtube.com/watch?v=g7VOKDQz3yU&feature=player_embedded

منبع :    http://humansarefree.com/2011/04/amazing-scientists-our-dna-is-mutating.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابك دقت  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

Advertisements

کودکان ایندیگو و کریستال

کودکان و بزرگسالان ایندیگو (INDIGO) و کریستال (CRYSTAL) چه کسانی هستند؟

اصطلاح «کودک ایندیگو» توسط نانسی آن تیپ (Nancy Ann Tappe) در دهه ی 1970 مطرح شد. او یک فراروانشناس و به گفته ی خود سایکیک و دارای جابجایی حسی (synesthete) است. در سال 1982 کتابی را تحت عنوان «Understanding Your Life Through Color» منتشر کرد که این اصطلاح را توصیف می کرد. او نخستین کسی بود که در اواسط دهه ی 1960 متوجه شد بسیاری از کودکان، با هاله ای مرکب از رنگهای «نیلی» (ایندیگو) و بنفش متولد می شوند.

Indigo

این ایده بعدها در سال 1998 با انتشار کتاب «کودکان نیلگون: بچه هایی جدید از راه رسیده اند» (The Indigo Children: The New Kids Have Arrived) نوشته ی لی کارول (Lee Carroll) و همسرش جین توبر (Jan Tober) رواج پیدا کرد. لی کارول ادعا می کند که این مفهوم را از طریق گفتگوهایی که با موجودی روحانی به نام «کریون» (Kryon) داشته، آموخته است.

به گفته ی آنها، کودک نیلگون، پسر یا دختری است که یک مجموعه ویژگی های روانشناختی جدید و غیرمعمول را بروز می دهد، یک الگوی رفتاری که عمدتاً پیش از این مستند نشده است.

کودکان نیلگون، از 100 سال پیش بر روی زمین تناسخ یافته اند. اولین نیلی ها، پیشگامان و راهنمایان بودند. بعد از جنگ جهانی دوم، تعداد بسیاری از آنها متولد شدند که بزرگسالان نیلگون امروز هستند. از آن جایی که در دهه ی 1970، موج عظیمی از نیلی ها به دنیا آمدند، اکنون یک نسل کامل از نیلی ها داریم همراه با افزایش توانایی ها و پیچیدگی ترکیب تکنولوژی با خلاقیت.

کودکان بلورین (کریستال) از حدود سال 2000 شروع به ظهور کردند، برخی نیز معتقدند کمی زودتر از این بوده است. آنها کودکانی بسیار توانمند هستند که هدف اصلیشان انتقال ما به مرحله ی بعدی تکامل و آشنایی ما با قدرت و  نیروی لایزال الهی است. آنها به صورت یک آگاهی و هشیاری جمعی عمل می کنند تا فردی، و بر اساس «قانون یگانگی» یا وحدت آگاهی زندگی می کنند. آنان بر روی این سیاره، نیروی قدرتمندی از عشق و صلح هستند.

بزرگسالان نیلگون و بلورین از دو گروه تشکیل شده اند. گروه نخست آنهایی هستند که به شکل کودکان نیلی به دنیا آمده اند و اکنون در حال انتقال به بلورین هستند. بدین معنی که آنها دستخوش یک دگرگونی معنوی و فیزیکی می شوند که آگاهی «مسیحا» یا «بلورین» را در آنها بیدار می کند و به عنوان بخشی از موج تغییر رو به تکامل، آنان را با کودکان بلوری پیوند می دهد. گروه دوم افرادی را شامل می شود که بدون این خصیصه ها به دنیا آمده اند اما، یا آنها را کسب کرده اند و یا با سخت کوشی و پیگیری مستمر مسیر روحانی، در مسیر فرا گرفتن آنها هستند. این به معنای آن است که همگی ما این توانایی بالقوه را داریم که جزئی از این گروه نوظهور باشیم. پدیده ی نیلی/بلوری، قدم بعدی در مسیر تکامل ما به عنوان گونه های انسانی است. آنها اینجا هستند تا راه را به ما نشان دهند.

http://azulmoon.files.wordpress.com/2009/03/indigos.jpg

منشأ این اسامی

لغات «نیلگون» و «بلورین» به این خاطر به این دو نسل داده شده است که به درستی رنگهای هاله و الگوهای انرژی آنها را توصیف می کند. کودکان نیلی، آبی نیلی زیادی در هاله شان دارند. این رنگ متعلق به «چاکرای چشم سوم» است، مرکز انرژی درون سر که بین دو ابرو قرار دارد. این چاکرا، بر روشن بینی یا توانایی دیدن انرژی، اشباح و ارواح نظارت دارد. بسیاری از کودکان نیلی، روشن بین هستند.
کودکان بلوری، هاله هایی رنگارنگ با چندین طیف رنگ دارند. این نسل همچنین، شیفته ی کریستالها و جواهرات هستند.

به عقیده ی نانسی تیپ، در حالیکه بنفش رنگ ها، کامپیوتر را به جهان عرضه کردند، این نیلی ها بودند که شبکه های اجتماعی مانند مای اسپیس، فیس بوک، توئیتر و سایر فضاهای تعاملات اجتماعی را به وجود آوردند که این امکان را به آنها می دهد که پیوسته با یکدیگر در تماس باشند. 95% از کودکانی که طی 40 سال اخیر متولد شده اند ایندیگو هستند و طی صد سال آینده، همه ایندیگو خواهند بود. او از اواخر دهه ی 1960 و اوایل دهه ی 1970 که ایندیگوها را شناسایی کرد، 4 تیپ شخصیتی آنها را مشخص کرده است. انسان گراها به طور چشمگیری افزون تر از سایر دسته ها و کارگشاها در حال حاضر بسیار بسیار کم هستند.

https://i0.wp.com/farm4.static.flickr.com/3654/3355490070_cba1aef20f.jpg

.

1- انسان گرا  (Humanist)

انسان گراها، بینش های نوینی را وارد روابط انسانی و نژاد بشر می کنند. آنها افرادی هستند که می توانند با هر کسی درباره ی هر چیزی صحبت کنند. مردم، منبع قدرت آنها هستند. از نظر جسمانی فعالند، در برقراری ارتباط بسیار خوب و غیر رسمی و خودمانی هستند. وقتی با افرادی که دوست دارند باشند، می درخشند. پاک نهاد و شوخ طبع هستند. دوست دارند سر به سر دیگران بگذارند.

ویژگی ها :
مهربان و دوست داشتنی
سر به سر دیگران گذاشتن
گروه همسال برای آنها، زندگی آنهاست.
مدت زمان توجه شان کم است.
فعالیت جسمی مداوم
صاف و ساده- کارشان را جلوی چشم عموم انجام می دهند.
ترجیح انگیزه ناگهانی به رفتارهای عادتی
موسیقی، درمان آنهاست.

.

2- هنرمند (Artist)

هنرمندان در تمامی عرصه ها، شکل های هنری را وارد می کنند نه فقط در هنرهای زیبا. در هر زمینه ای که متمرکز شوند، نگاره ی جدیدی را خلق می کنند. باید به سمت هنرهای نمایشی سوق داده شوند، و نیازی به آموزش در آن زمینه نخواهند داشت، با شهود خود در می یابند. فقط نیاز به نظم در تکنیک دارند تا آن را تکمیل کنند. هنرمندان، حس نیرومندی از استحقاق داشته و دوست دارند نمایشی و پرشور باشند. هنرمندان ایندیگو، به شدت خلاق و سخت کوش هستند تا زمانیکه مورد توجه باشند. آنها دیرپسند، مشکل پسند و دیرخشنود هستند.

ویژگی ها :

نمایشی
خبرچینی خواهر و برادرهایشان را می کنند.
دوست دارند طبق آخرین مد لباس بپوشند.
به برچسب قیمت هیچ توجهی ندارند.
چیزهای گرانقیمت را دوست دارند.
هنگام نمایش، می درخشند.
نسبت به موقعیت اجتماعی شان آسیب پذیرند.
کنار آمدن با آنها در مدرسه بسیار مشکل است چون فکر می کنند اشتباهی مرتکب نمی شوند.
بهانه گیر و نازک نارنجی

3- اندیشه گرا (Conceptualist)

اندیشه گرا ها افرادی برون افکن هستند. وظیفه ی آنها این است که مفاهیمی نو در زمینه های تکنولوژی، طرح و نقشه، و فرآیندهای مکانیکی ارائه دهند. ممکن است مهندس، معمار، برنامه نویس کامپیوتر یا طراح شوند.

آنها در پروسه های کامپیوتری، هوش سرشاری دارند. اما وجه تمایز اندیشه گراها با دیگران این است که آنها بسیار کمتر اجتماعی هستند. اگر افراد در پروژه های آنها بگنجند، عالی است. اگر نه، گوشه گیرند. آنها ارتش و روال های استحکام بخش را دوست دارند و در کارشان، روشمند و منظم هستند. قادرند ساعت های طولانی و سخت کار کنند- برای پروژه شان. تحمل وقفه و مزاحمت را ندارند. برخلاف انسان گراها، به ندرت بیش فعالند. بیشتر اهل تبانی و اندیشه ی سیاسی هستند. مردم برای آنها ابزارند. اگر قابل استفاده نباشند، کنار می روند.

4- کارگشا (Catalyst)

کارگشاها، پارادایم ها و نگاره های نو، فلسفه ها و مذاهب جدید را ارائه می کنند. آنها کوچکترین گروه ایندیگوها هستند. دارای اندامی بزرگ و سنگین بوده و نسبت به بدن انسان و چگونگی کارکرد آن به شدت کنجکاوند.

ممکن است به نظر بسیار بی اعتنا برسند و اغلب فضایی سرشار از برتری و چیرگی را موجب می شوند. مردم معمولاً آنها را عجیب و غریب و نامتعارف می دانند. اغلب سهل گیرند اما ممکن است دچار جنون ناگهانی شوند. متفکرانی آرمانی بوده و اغلب چیزهایی را مفهوم پردازی می کنند که در آینده ای دور به وقوع خواهند پیوست. در حال حاضر آنها در انتظار به سر می برند تا زمانیکه جهان دریابد حق با آنهاست.

ممکن است در ارتباط با خواهر و برادرهایشان مشکل داشته باشند. می توانند در کلاس درس اخلال گر باشند چون جریان های فکری آنها بسیار متفاوت از وضع معمول است. اغلب سر و صدایی عجیب و خاص ایجاد می کنند.

https://i0.wp.com/www.edgarcayce.org/images/indigochildren.jpg

تفاوت های کودکان نیلگون و بلورین

اولین چیزی که در برخورد با کودکان بلورین، توجه بیشتر افراد را به خود جلب می کند، چشمان بزرگ، نافذ و جذاب، و عاقلتر و داناتر از سن آنهاست. چشمان آنها بر روی شما قفل شده و شما را هیپنوتیزم می کند، احساس می کنید روحتان آشکارا در معرض دید آن کودک قرار گرفته است. آنها شاد، دوست داشتنی و بخشنده هستند. این نسل جدید کارگران نور، شبیه هیچ یک از نسلهای پیشین نیستند.

کودکان نیلگون نیز در این ویژگی ها با کودکان بلورین اشتراک دارند. هر دوی این نسلها، بسیار حساس و سایکیک بوده و اهداف مهمی در زندگی دارند.

تفاوت اصلی آنها در خلق و خوست. نیلی ها روحی جنگجو دارند چون هدف جمعی شان، نابود کردن نظام های قدیمی است که دیگر به کار ما نمی آیند. آنها اینجا هستند تا نظام های حکومتی، آموزشی و قانونی که فاقد یکپارچگی و همبستگی هستند را باطل کنند. برای به انجام رساندن این هدف، آنها نیاز به عزمی راسخ و تندخو دارند.

بزرگسالانی که در مقابل تغییر مقاومت می کنند و همرنگ جماعت بودن برایشان یک ارزش است، ممکن است برداشت نادرستی از این کودکان نیلی داشته باشند. آنها اغلب این برچسب اشتباه را از روانپزشکان دریافت می کنند، اختلال کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالی (ADHD) یا اختلال کمبود توجه (ADD). متأسفانه زمانیکه آنها تحت درمان دارویی قرار می گیرند، حساسیت زیبا، موهبتهای معنوی و انرژی جنگجویی شان را از دست می دهند. کودکان نیلی می توانند نادرستی و دروغ را حس کنند مانند سگی که ترس را احساس می کند.

در مقابل، کودکان بلورین، شادمان و آرام خو هستند. یقیناً ممکن است گاهی کج خلقی هایی داشته باشند اما بسیار بخشنده و سهل گیرند. موهبتهای روحانی و ذاتی کودکان کریستالی نیز دچار بدفهمی می شوند. به ویژه، توانایی تله پاتی آنها که باعث می شود دیر زبان باز کنند و اگر تا 3 یا 4 سالگی شروع به حرف زدن نکنند نیز غیرمعمول نیست. مشکل زمانی به وجود می آید که بلوری ها مورد قضاوت پزشکان و کارکنان آموزشی قرار می گیرند بدین مضمون که الگوهای سخن گویی «غیرطبیعی» دارند. این تصادفی نیست که هر چه بلوری های بیشتری متولد می شوند، تعداد کودکان تشخیص داده شده با اوتیسم (autism) نیز افزایش می یابد.کودکان بلورین، از جمله افراد خوش سخن، در ارتباط با دیگران و حمایتگر و مراقبت کننده تر از هر نسلی هستند. آنها همچنین دارای موهبتهای حکیمانه و معنویی هستند.

https://i2.wp.com/graphicleftovers.com/images/member/1233/StarChild.jpg

کودکان نیلگون، پرتو نیلی رنگ دارند که نشاندهنده ی موهبتهای روشن بینی و شفادهی است. آنها همچنین به بعدهای چهارم و پنجم آگاهی دسترسی دارند، در حالیکه بیشتر انسانها تنها به بعد سوم و چهارم راه دارند. این دسترسی به بعدهای بالاتر به همراه موهبت پرتو نیلی روح، به این معناست که نیلی ها ذاتاً، باهوش تر، حساس تر و روشن بین ترند. آنها خلاق بوده و اغلب قادرند به راحتی به نیمه ی راست و چپ مغز دست یابند که به آنها ذوق هنری و در عین حال مهارت در زمینه های مرتبط با تکنولوژی و ماجراجویی می بخشد.

از طرف دیگر کودکان بلورین، عمدتاً پرتوی طلایی رنگ تناسخ و تکامل را دارند. آنها در بعد ششم آگاهی تولد یافته اند و قابلیت این را دارند که به سرعت به بعد نهم آگاهی کامل مسیحا راه یابند و بعد، به بعد سیزدهم که نمایانگر آگاهی کائنات است.

موجودات بلورین با این موهبتها و توانایی ها، بسیار قدرتمند و خلاق هستند. بسیاری از آنها پرتوهای طلایی و سرخ رنگ دارند که آنها را استاد خلق کردن به ویژه در زمینه های نور و صوت، می سازد. آنهایی که پرتو نیلی – نقره ای دارند نیز «مادران» و «الهه های» این سیاره هستند و ارتعاشات مؤنث شفادهی و باروری دارند. افراد دارای پرتو قرمز- طلایی، ارتعاشات مذکر تجسم گری دارند و اغلب رهبرانی با درکی پویاتر می باشند.

لی کارول و جین توبر، 10 ویژگی کودکان نیلگون را شناسایی کرده اند :

آنها با احساسی از جلال و شکوه و شاهانه به این دنیا می آیند (و اغلب اینگونه رفتار می کنند)

آنها احساس می کنند «برای بودن در اینجا، سزاوارند» و از اینکه دیگران این احساس را ندارند تعجب میکنند.

ارزش شخصی خود، مسئله ی مهمی نیست، آنها اغلب به والدین می گویند «آنها کی هستند».

آنها با اقتدار محض مشکل دارند (اقتدار و صلاحیت بدون توضیح یا گزینش).

به سادگی، یک سری از کارها را انجام نخواهند داد، به طور مثال، منتظر ماندن در صف برای آنها مشکل است.

نظام های مربوط به تشریفات و رسوم مختلف که محتاج خلاقیت و نوآوری نیستند، آنها را سرخورده می کند.

اغلب هم در خانه و هم مدرسه، روشهای بهتر انجام امور را تشخیص می دهند که موجب می شود، «سنت شکن» به نظر آیند (از هیچ نظامی پیروی نمی کند).

به نظر غیراجتماعی می رسند مگر آنکه با افرادی همانند خود باشند. اگر افراد دیگری با آگاهی مشابه در اطرافشان نباشند، اغلب گوشه گیر و درونگرا می شوند، احساس می کنند سایر انسانها آنها را درک نمی کنند. به خاطر معاشرت و مردم آمیزی، مدرسه اغلب برایشان بسیار دشوار است.

آنها به نظام تربیتی که «گناه و تقصیر» به دنبال دارد واکنش خوبی نشان نمی دهند. («صبر کن پدرت بیاد و ببینه چه کار کردی»)

– از اینکه نیازهایشان را ابراز کنند خجالت نمی کشند.

.

ویژگی های کودکان بلورین :

عموماً سال 1995 به بعد به دنیا آمده اند.

چشمانی بزرگ با نگاهی به شدت خیره کننده دارند.

شخصیتی پرجاذبه و گیرا داشته و بسیار با محبت هستند.

دیر به حرف می آیند (3 یا 4 سالگی) و گرایش زیادی به کلام آهنگین دارند و ممکن است پیش از صحبت کردن، آواز بخوانند.

از تله پاتی و زبان اشاره ای که خود ابداع کرده اند برای برقراری ارتباط استفاده می کنند.

ممکن است مبتلا به اوتیسم و سندرم اسپرجر تشخیص داده شوند.

آرام و متین، دوست داشتنی، مهربان و بخشنده هستند.

بسیار حساس و همدل هستند.

با طبیعت و حیوانات ارتباط نزدیکی دارند.

نشانه هایی از شفادهی بروز می دهند.

به کریستال ها و جواهرات بسیار علاقه مند هستند.

اغلب در مورد فرشته ها، ارواح نگهبان و خاطرات زندگی گذشته صحبت می کنند.

به شدت هنرمند و خلاق هستند.

غذاهای گیاهی و آب میوه ها را به غذاهای معمولی ترجیح می دهند.

ممکن است سیاحان و کوه نوردانی بی باک باشند با احساس شگفت انگیزی از تعادل.

آنها عاشق رنگها هستند. رنگارنگ لباس می پوشند.

به محیط (می تواند غذا و افزودنی ها را هم شامل شود)، فضاهای انرژی، واکسن ها، مواد شیمیایی و آفت کش ها و حشره کش ها، سر و صدا، جریان های الکتریکی (مثلاً ساعت ها از کار می افتند) بسیار حساسند و همچنین به لحاظ احساسی نیز نسبت به آنچه اطرافشان روی می دهد حساسیت نشان می دهند.

احساس آسیب پذیری و بی دفاعی دارند ولی همچنان از درون قوی هستند. اراده و عزمی راسخ دارند زمانیکه بر روی چیزی متمرکز می شوند.

توانایی ذاتی برای پرده برداری از ترس افراد  دارند. به نظر می رسد می توانند بفهمند در سر و قلب کسی چه می گذرد.

اغلب چشمانی بزرگ و شفاف دارند. در عکس ها یا زمانیکه به شما نگاه می کنند، چشم ها برجسته و چشمگیر هستند. گاهی احساس می کنید که انگار به درون شما نفوذ می کنند.

https://i2.wp.com/2012rising.com/images/88.jpg

کودکان نیلگون و بلورینی که به این سیاره می آیند تحت عنوان «کودکان ستاره ای» شناخته می شوند. این نام اغلب به این خاطر است که ارواح آنها بیشتر در ستاره های دیگر خانه دارد و پیش از این روی زمین تناسخ نیافته اند. آنها در این زمان، به عنوان یک گروه «مأموریت ویژه» به منظور کمک به زمین و ساکنانش برای انتقال و تولد دوباره به صورت یک «زمین جدید» با بعدی بالاتر، به اینجا می آیند.

در حالیکه این موجودات، شبیه انسانهای معمولی به نظر می رسند، در حقیقت به حیطه ی وسیعتری از قابلیتهای انسانی دسترسی دارند. آنها نسبت به اینکه چه کسی هستند، هوشیارترند، به بازشناسی اصل و منشأ الهی شان نزدیکترند.افراد نیلی و بلوری، این ارتعاشات را به این سیاره می آورند تا با دیگران سهیم شوند. آنها، تنها با حضورشان، به دیگران کمک می کنند به این ارتعاشات جدید منتقل شده و همچنین به روی توانایی های بالقوه شان گشوده شوند.

افراد بسیاری که از بعد سوم آگاهی اصلی شان به مرحله ی نیلگون و بلورین منتقل شده اند، اکنون قادرند پرتو زرین تکامل را در چاکرای هشتم شان حفظ کرده و به ایجاد قالبی برای خلق زمین جدید کمک کنند. روشن بین ها به وضوح می توانند این ارتعاش نور طلایی را در هاله ی آنها ببینند.

کودک بلورین آتی، «بلور رنگارنگ» (Rainbow Crystal) نامیده خواهد شد که یک موجود بشری کاملاً تکامل یافته از بعد سیزدهم هستی است. می تواند تمامی پرتوهای تناسخ و تکامل را درون فضای ارتعاشات شان، حمل و منتقل کنند. در حال حاضر موجودات بلور رنگارنگ روی سیاره ی زمین وجود دارند، اما برای رسیدن به نهایت توانایی هایشان زمان لازم است.

.

:: منابع

starchild.co.za

allaboutindigos.com

mastersinstitute.org/indigo.html

crystalinks.com/indigochildren.html

en.wikipedia.org/wiki/Indigo_children

منبع :    http://ooust.wordpress.com

.lll

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: