بایگانی دسته‌ها: کتاب بزرگترین راز

کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _فصل 1 -قسمت 2

کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _ مقدمه

کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _ آیا مریخی ها فرود آمده اند ؟

این الواح گنجینه مکتوب سننی هستند که سینه به سینه نقل شده اند و قدمت آن به سالیان بسیار دور میرسد ولی باید در جزئیات دقت کرد که اضافه و یا کم نشده باشند و نماد ها یا داستان را به جای حقیقت محض نپذیریم . من مطمئن هستم که برخی از سردرگمی ها به این دلیل بوده است. من خودم در مورد سناریو نیبیرو تیامات و مدت زمان ادعا شده شک دارم  . اما حقایق های زیادی در متون است که می تواند ثابت شود،ویا دست کم دانش آنها در علم نجوم ثابت شده است. این الواح وضعیت منظومه شمسی و سیارات , مدارها و اندازه ها را صحیح به تصویر کشیده است و صحت آنها در 150 سال گذشته با کشف برخی از این سیارات تایید شده است . در این الواح به ماهیت و رنگ نپتون و اورانوس که تنها در چند سال گذشته تایید شده! اشاره شده است  تازه ، کارشناسان امروزی حتی فکر هم نمی کردند که سیارات واقعا اینگونه باشند ,  حال آنکه سومری ها هزاران سال قبل از میلاد به انچه که امروز درسایه ‹پیشرفت› علم کشف شده است واقف بودند .https://i1.wp.com/galacticchannelings.com/abzu-plaatje8.jpg

(منطقه کشف شده در آبزو  آفریقا که قدیمیترین آثار حیات انسان در جهان را دارد.)

Circles in the Middle East

( کشف آثار کاملا مشابه با تمدن آبزو افریقا در سوریه )

شگفت انگیز ترین مورد در الواح سومری توصیف  نحوه بوجود آمدن انسانهای هوشمند (homo sapiens) است. سچین می گوید  آنوناکی در حدود  450.000 سال قبل جهت استخراج معدن طلا ازجایی که در حال حاضر آفریقا است به زمین آمد .مرکز اصلی معدن طلا در زیمبابوه  کنونی بود ، منطقه که سومری ها به نام AB.ZU (رسوب عمیق)، نام می بردند . مطالعات انجام شده توسط شرکت انگلیسی آمریکایی شواهد گسترده ای از استخراج طلا را در آفریقای حداقل 60000 ، یا احتمالا 100.000 سال پیش بر داشت. بنا بر آنچه سچین از این تابلوها ابراز می دارد, آنوناکی طلا را استخراج کرده و به سیاره محل اقامت خود در پایگاه هایی در خاور میانه برده است. فکر می کنم در مورد استخراج معدن طلا مسائل بیشتری وجود دارد و حتی اگر یک دلیل هم باشد باور نمی کنم که دلیل اصلی آمدن آنوناکی به زمین این بوده باشد .سچین می گوید در ابتدا، استخراج از معادن طلا توسط طبقه کارگر آنوناکی انجام شد ، اما به دلیل شورش معدنکاران طبقه حاکم  آنوناکی تصمیم می گیرد یک نژاد کارگر جهت ادامه کار خلق کند . در این الواح نحوه ترکیب ژن آنوناکی و انسان اولیه در یک لوله آزمایش و خلق بشر ارتقا یافته به منظور انجام وظایف مورد نیاز آنوناکی توضیح داده می شود. این ایده لقاح  آزمایشگاهی در زمان  کشف الواح یاد شده در سال 1850 به نظر تمسخرآمیز می رسید . اما این دقیقا همان چیزی است که دانشمندان در حال حاضر قادر به انجام آن هستند. بازهم تحقیقات اخیر در راستای تائید متون الواح هستند . به عنوان مثال میتوان به پیشرفت ناگهانی شکل فیزیکی انسان در 200,000 سال قبل اشاره کرد. علم رسمی در مورد علت این واقعیت سکوت کرده و تنها به گفتن لفظ حلقه گمشده بسنده کرده است.در حالیکه باید به برخی از واقعیت های اجتناب ناپذیر اشاره شود. تغییر ناگهانی ظاهر فیزیکی موجودی به نام همو ارکتوس به آنچه که امروزه انسان هوشمند نامیده می شود. از همان آغاز انسانهای هوشمند از توانایی صحبت به زبان پیچیده برخوردار بودند و اندازه مغز انسان افزایش چشمگیر یافت . بنابر اطهارات توماس هاکسلی زیست شناس , تغییرات عمده اینچنینی می تواند ده ها میلیون ها سال طول بکشد. ظهور هومو ارکتوس در آفریقا در حدود 1.5 میلیون سال پیش شاهدی در راستای تایید نظریه توماس هاکسلی است . شکل فیزیکی هموارکتوس ها بیش از یک میلیون سال به نظر می رسد به همان شکل باقی ماند، اما پس از آن، ناگهان به دنبال تغییر قابل توجهی به انسان هوشمند (هموساپین)، تبدیل شد. 35000 سال قبل ارتقاء ناگهانی دیگری بوقوع پیوست و انسان هوشمند(هموساپین) به شکل فیزیکی امروزی که ما می بینیم ظهور کرد. درالواح سومری از دو نفری که خالق  نژاد انسان کارگر بودند نام برده شده است. آنها دو دانشمند ارشد به نامهای آنکی ( امپراتور زمین ) و Ninkharsag, و یا  نینتی (بانوی حیات) به دلیل تخصص او در علم پزشکی بودند. او بعدها با عنوان Mammi،  مورد خطاب واقع شد که ریشه کلمات مامان و مادر از آن می آید.  Ninkharsag در تصاویر بین النهرین بانماد ابزار ی برای بریدن بند ناف به تصویر کشیده شده است. این ابزار مانند نعل اسب بوده و در زمان های قدیم استفاده می شده است. او همچنین در مذاهب مختلف به الهه مادر معروف شد و به نامهای ملکه سمیرامیس , ایسیس، براتی، دیانا، مریم و بسیاری دیگر نامیده گردید، و منشا این افسانه ها در سراسر جهان  شد. . او اغلب به شکل یک زن باردار به تصویر کشیده شده است. متن ذیل در مورد رهبری آنوناکی صحبت میکند :

آنها فرا حوانده شدند و از الهه درخواست کردند

قابله خدایان , زاینده دانا

به موجودی حیات ببخش , کارگر بوجود آور !

کارگر بدوی که بتواند اسارت و بندگی را تحمل کند بوجود آور

کارگری که تحت اسارت انلیل باشد

کارگری که زحمت خدایان را بر دوش کشد !

https://i0.wp.com/www.viewzone2.com/adams44-atrahasis.gif

انلیل فرمانده آنوناکی و برادر ناتنی انکی بود. براساس نوشته های الواح, انکی و  Ninkharsagدر جریان ترکیب

ژنتیکی با شکست های بسیاری روبرو شدند. براساس شواهد موجود آنها موجوداتی با نقصهای عمده و همچنین  جانوران دورگه انسان- حیوان خلق کردند.  جریان وحشتناکی است و دقیقا همان چیزی است که ادعا می شود که امروز در پایگاه فرازمینی انسان زیرزمینی در سراسر جهان رخ می دهد. داستان فرانکشتاین، مردی که در آزمایشگاه بوجود آمد ، می تواند نمادی از این وقایع باشد که توسط مری شلی، همسر شاعر معروف نوشته شده است. او و همسرش پرده از راز شبکه مرموزی برداشتند که این دانش را از زمانهای قدیم پنهان و سرکوب کرده بودند. بر اساس نوشته های این الواح , انکی و Ninkharsag در نهایت موفق به کشف ترکیب صحیح شده و وبدین ترتیب اولین انسان هوشمند (هموساپین ) ، که سومری ها به نام LU.LU نامیدند (موجود ترکیب شده ) بوجود آمد. این موجود در کتاب مقدس به نام «آدم نامیده شده اشت. LU.LU ترکیبی ژنتیکی، ترکیبی از همو ارکتوس با ژن خدایان، برای خلق یک برده، یک زنبور کارگر انسان در حدود 200.000 تا 300.000 سال قبل بود. یک نسخه زن نیز ساخته شد . نام سومری بشر لو (lu) است، که به معنای کارگر یا خدمتکار بود، این واژه به معنای حیوانات اهلی نیز مورد استفاده قرار میگرفت. و این است آنچه که نژاد بشر تا کنون بوده است. هزاران سال است که آنوناکی آشکارا و در حال حاضر مخفیانه بر این سیاره حاکم هستند .

https://i1.wp.com/enkispeaks.com/wordpress/wp-content/uploads/2012/01/NinmahEnkiThothAdam_Sitchin1990p162.gif

ترجمه غلط از کتاب مقدس و زبان نمادی که بصورت تحت الفظی  گرفته شده ,  معنای اصلی کلمه را از بین برده  و به ما یک داستان تخیلی ارائه داده است .کتب  آفرینش و  Exodusتوسط کشیشهای عبری , لاویها  ، پس از آنکه درسال 586 قبل از میلاد به بابل منتقل شدند نگاشته شدند. بابل در سرزمینهای سابق سومربوده , بنابراین بابلی ها و لاوی ها از داستانهای سومری آگاه بودند، و براساس این شواهد لاویها کتب»آفرینش و مهاجرت بنی اسرائیل » را تالیف کردند. منبع واضح است. الواح سومری از عدن (محل اقامت نیکوکاران) صبحت می کند . و این در ارتباط با نام سومری خدایان آنها  DIN.GIR (پارسایان  موشک های فروزان) است . بنابراین سومری هایی که صحبت از عدن و پیدایش می کردند صحبت از باغ بهشت می کنند.

این مکان مرکز خدایان، یعنی آنوناکی بود. در الواح سومری از پادشاه سالمند سارگون نام برده شده که در  کودکی در سبد بر روی رودخانه شناور بوده و توسط  خانواده سلطنتی تربیت شد. .  Exodusاز موسی سخن می گوید که کودکی در سبد بر روی رودخانه شناور بوده و توسط  خانواده سلطنتی تربیت.  فهرست بیشماری از رویدادهایی که با هم مطابقت می نماید موجود است.

کتاب عهد عتیق نمونه کلاسیک از بازیافت مذهبی است که منشا همه ادیان بوده است. بنابراین، هنگامی که شما به دنبال معنای اصلی Genesis (آفرینش) و قصه آدم هستید، باید به روایات سومری مراجعه کرده و ببینید داستان چگونه دستکاری شده است. در کتاب آفرینش می گوید که خدا (خدایان)، آدم،اولین انسان را از خاک زمین آفرید. و  سپس با استفاده از دنده آدم, حوا، اولین زن را آفرید. ذکریا سچین اشاره می کند که ترجمه کلمه «خاک زمین» از کلمه عبری tit (مادر متاسفم) می آید و این خود از واژه سومری، TI.IT مشتق شده است، که به معنی «آنچه که با زندگی است». آدم از خاک زمین ساخته نشد. بلکه از آن چیزی که دارای زندگی است – ازسلولهای زنده خلق شد. واژه سومری، TI، یعنی هر دو دنده و زندگی.  در اینجا مترجمان مرتکب اشتباه شده اند. حوا (کسی که زنده است ) از دنده آفریده نشده، بلکه از  آن چیزی که دارای زندگی است – سلولهای زنده خلق شد. طبق گفته سومری ها نطفه انسان برای ایجاد لولو / آدم از یک زن در Abzu، آفریقا آمد ،  و یافتهای جدید فسیلی و پژوهش های انسان شناختی نشان می دهد که منشا انسان هوشمند(هموساپین) از آفریقا بوده است. در دهه 1980، داگلاس والاس از دانشگاه Emory در گرجستان DNA 800 زن را با یکدیگر مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آن را از یک نیای زن هستند. وسلی براون از دانشگاه میشیگان، پس از بررسی DNA از 21 نفر از زنان با زمینه های مختلف ژنتیکی از سراسر جهان گفت، که همه آنها از یک منبع واحد بود که در آفریقا بین 180.000 تا 300.000 سال پیش زندگی می کرده است. ربکا کن از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، همین کار را با 147 زن با زمینه های گوناگون نژادی و جغرافیایی انچام داد و ابراز کرد : منشاء وراثت ژنتیکی مشترک آنها از نیای زن واحد که  150.000 تا 300.000 سال پیش زندگی می کرده  می باشد. در یک مطالعه دیگر از 150 زنان آمریکایی از وراثت ژنتیکی  اروپا، آفریقا و خاور میانه، همراه با بومی استرالیا و گینه نو، این نتیجه رسیدند که همه آنها از نیای زن مشترک که در آفریقا 140.000  تا290.000   زندگی می کرده می باشند.

من شخصا فکر می کنم منشاء نژاد بشر بغیر از آنوناکی از منابع مختلف دیگر نیز بوده است.

الواح سومری و بعدها داستان های اکادیها به آنوناکی نام و سلسله مراتب نهادند. آنها به پدر خدایان،، کلمه آن(AN)  که به معنی بهشت است نام نهادند. پدر ما که در آسمان است؟، و یا طبق نامگذاری آکادیها, آنو عمدتا در بهشت با همسرش Antu زندگی می کرد،  و به ندرت از سیاره ایکه به نام E.RI.DU (خانه ساخته شده دور دست) نام می بردند دیدار می کرد، کلمه E.RI.DU طبق ترجمه ذکریا سچین به زمین اشاره می کند.  آنچه که درالواح شرح داده شده این مفهوم را میرسانند که آنو بیشتر در کوه های خاور نزدیک که»باغ بهشت» , محل خدایان ,بنا بر شواهد موثق در آنجا بود اقامت داشت.  او به ندرت از دشت سومر بازدید می کرد. در الواح نوشته شده است که آنو دو پسر خود را به شهر سومری به نام Eridu به منظور توسعه و حکومت در زمین فرستاد.

آن دو پسر به نامهای انکی، مردی که می گویند انسان هوشمند (هموساپین) را ایجاد کرده است و انلیل برادر ناتنی او بودند. این دو بعدها رقبای بزرگ برای کنترل نهایی این سیاره شدند. انکی پسر اول آنو , به دلیل وسواس آنوناکی در خلوص ژن فرمانبردار انلیل بود. مادر انلیل خواهر ناتنی آنو بود و خلوص ژن های حاصل از این برابری در مقایسه با انکی که از مادر دیگری به دنیا امده بود  بیشتر بود.  در این الواح بعدا می خوانیم که چگونه آنوناکی نژاد خاصی ایجاد کرد تا از طرف آنها بر بشر حکومت کند و من معتقدم این خانواده ، تا به امروز کنترل جهان را در دست دارند. در الواح سومری می خوانیم سلطنت توسط آنوناکی به بشریت اعطا شده و در اصل به عنوان Anuship پس از آن یا آنو،  فرمانروای خدایان شناخته می شد. خانواده برادری در مورد

نژاد خاص و وراثت ژنتیکی وسواس دارند و بدون توجه به عشق به اصلاح نژاد می پردازند. خانواده های سلطنتی (family) و اشراف اروپا و خانواده ها ی شرقی تشکیل شده کذایی در ایالات متحده از نمونه های بارز این مدعا هستند .  آنها از تبار و ژن یکسان برخوردارند. به همین علت است که خانواده های برادری همواره  در مورد اصلاح نژاد وسواس خاصی دارند، درست همانطور که در الواح سومری از آنوناکی توصیف شده است . هدف آنها از اصلاح نژاد خودستایی نیست، بلکه منظور حفظ ساختار ژنتیکی که آنها را از توانایی های تکوین و آفرینش، به ویژه توانایی » تغییر شکل» و به فرم های دیگر ظهور کردن برخوردار می کند . من بعدا در این مورد به تفصیل سخن خواهم گفت.

در این الواح گفته می شود چگونه انکی انسان را قادر به تولید مثل کرد و این امر موجب انفجار در جمعیت انسانی شد که خود تهدیدی برای از بین رفتن آنوناکی که از لحاظ تعداد کم بودند شمرده میشد.  انلیل و انکی در دو جبهه مخالف برای گرفتن حکومت با یکدیگر به مبارزه برخواستند که این امر منجر به وقوع جنگهای داخلی بیشمار آنوناکی با سلاحهای پیشرفته گردید. به طور کلی محققان  آنوناکی بر این باورند که انکی در جبهه موافق و در کنار انسان است . اما به نظر من که هر دو گروه خواهان سلطه بر این سیاره  هستند و این انگیزه واقعی آنها از جنگ با یکدیگر است. ذکریاسچین در ترجمه خود، و همچنین خوانندگان کتاب های مقدس هند، وداها، تائید خواهند کرد، بسیاری از خدایان در مبارزه برای برتری جویی به جنگ رفتند . در این الواح شرح می دهد که چگونه اکثرا فرزندان آنوناکی «خدایان» در این جنگها شرکت داشته اند. منظور از این خدایان , نواده های انکی و انلیل، برادران ناتنی بودند که به رقیب سرسخت یکدیگر تبدیل شده بودند، و فرزندان آنها در این جنگها شرکت داشتند. یکی ازاین جنگهای به نظر میرسد که در نابودی مقدس سدوم ((sodom و (Gomorrah)بود. احتمالا این شهرها در انتهای جنوبی بحرالمیت، جایی که که در آن، امروز، مقدار تشعشعات ، بسیار بالاتر از حد نرمال است واقع شده بود. . با توجه به کتاب مقدس در این هنگام بود، زن لوط به عقب نگاه کرد و به ستون نمک تبدیل شد. ذکریا سچین با اشاره به متون سومری اصلی، می گوید که ترجمه درست آن عبارت این است که همسر لوط به یک ستون از بخار تبدیل شده .

در سراسر جهان در هر فرهنگ بومی، با داستان طوفان بزرگ برمی خوریدو الواحی سومری نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سچین می گوید: در این الواح شرح داده می شود که هنگامی که طوفان عظیم نسل انسان را محو کرد  آنوناکی این سیاره را با یک وسیله  پروازی ترک کرد. بی شک فاجعه یا فاجعه های غیر قابل تصور ی بر روی زمین درسالهای بین4000 سال و 11000 سال قبل از میلاد به وقوع پیوسته است. یافته های زمین شناسی و بیولوژیک نیز , داستان ها و روایات بی شماری که به توصیف این رویدادها می پردازند را قویا تائید می کند. منشا این داستانها  اروپا، اسکاندیناوی، روسیه، آفریقا، کل قاره آمریکا، استرالیا، نیوزیلند، آسیا، چین، ژاپن و خاور میانه , همه جا می باشد. در برخی روایات صحبت از حرارت فوق العاده ای که موجب جوشیدن دریا گردیده , از کوه های آتش فشان , ناپدید شدن خورشید و ماه و متعاقب آن ظلمت , بارش باران خون، یخ و سنگ, زمین و آسمان در حال سقوط، فروپاشی زمین، از دست دادن یک قاره بزرگ از یخ، و تقریبادر همه این داستانها  از سیل خارق العاده,  دیواری از آب که سراسر زمین را فرا گرفت اشاره شده است .  در فیلمی به نام «تاثیر عمیق» (Deep Impcat) ,موج جزر و مد ناشی از ستاره دنباله دار  تصویری از ان فاجعه را بازنگری می کند. متون قدیمی چینی از ستونهایی  صحبت می کند که مانع از فروپاشی آسمان شده اند. همینطور چگونه خورشید، ماه و ستارگان را در شمال غرب، جایی که آسمان به زمین نزدیک شد  , رودخانه ها، دریاها و اقیانوس ها به جنوب شرقی جایی که در آن زمین غرق شد و  سیل خانمان براندازی  موجب فرو نشستن حریق بزرگ گردید. در امریکا، سرخپوستان pawnee  از زمانی می گویند که ستاره های قطبی شمال و جنوب، تغییر مکان دادند به دیدار یکدیگر رفتند. در روایات آمریکا شمالی از ظهور ابرهای بزرگ و حرارت بسیار   قدرتمندی  که موجب به جوش آمدن  آب می گردد صحبت می شود . اسکیموهای گرینلند به مبلغان اولیه گفته اند که در سالیان خیلی دور زمین دگرگون شده است. در افسانه های پروئی آمده است هنگام جنگ آسمان با زمین , آندو  از هم جداو تقسیم شدند. در افسانه های برزیل می خوانیم چگونه آسمان ها از هم می پاشند و هنگام تغییر مکان آسمان و زمین تکه های زمین جدا می شود و همه چیز و همه کس را به کشتن می دهد. در داستانهای سرخپوستان هوپی در شمال امریکا آمده است که : «در زمین شکافهای عمیقی بود و آب همه چیز را  فرا گرفت و جز حاشیه ای باریک گلی بر جای نماند».

همه این داستانها با افسانه آتلانتیس و Mu و یا Lemuria در ارتباطند.   دو قاره پهناور، یکی در اقیانوس اطلس و دیگری در اقیانوس آرام، که به باور بسیاری از مردم توسط نژادهای بسیار پیشرفته اداره می شد. گفته می شود این قاره ها در اثر شرایط و حوادثی که به آنها اشاره شد ه در زیر دریا ناپدید شد.  و فقط جزایر متروک مانند آزور به عنوان باقی مانده ای از عظمت و شکوه سابق انها برجای ماند . آتلانتیس و انجمن سری شبکه پر رمز و راز توسط فیلسوف یونان باستان,  افلاطون (427-347 پیش از میلاد) شرح داده شده است.

تا به امروز این شبکه مخفی  اطلاعات و دانش را به عده قلیلی منتقل کرده در حالیکه توده اکثریت را از این امیتاز محروم کرده است. تاریخ رسمی , بحثهای افلاطون درمورد وجود چنین قاره ای را نادیده انگاشته و اختلاف آشکار تاریخی در گزارشهای او وجود دارد اما شواهد زمین شناسی  مطلب اصلی او را تائید می کند . آزورها ، که برخی معتقدند بخشی از آتلانتیس بودند، در وسط خط الراس اقیانوس اطلس که به خط شکستی که به گرداگرد سیاره متصل است,  مستقر بودند (شکل 3). طول این خط 40.000 مایل ادامه دارد .
خط الراس اقیانوس اطلس میانی یکی از مهمترین مناطق زلزله و آتشفشان است. چهار صفحه گسترده تکتونیکی، اوراسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و کارائیب، همه در این منطقه بایکدیگر برخورد و ساختار بسیار ناپایدار زمین شناسی بوجود اورده اند. آزور و جزایر قناری (اسم جزیزه در لاتین به معنای «سگها» است، نه قناری!) هر دو،  فعالیت گسترده آتشفشانی در مدت زمانیکه افلاطون برای پایان آتلانتیس پیش بینی کرده بود داشتند. گدازه Tachylite در طی 15000 سال در داخل آب دریا  متلاشی شد و در عین حال هنوز هم  در بستر دریا در اطراف آزور یافت می شود و تحولات اخیر زمین شناسی آن را تایید می نماید. شواهد دیگر، از جمله شن و ماسه ساحل جمع آوری شده از اعماق  10,500  و  18,440 پا، نشان می دهد که بستر دریا در این منطقه باید براساس مطالعات  زمین شناسی اخیر، بالاتر از سطح دریا بوده باشد. موریس یووینگ، اقیانوس شناس ، در مجله ملی جغرافیایی نوشته است که: «یا زمین باید دو یا سه مایل غرق شده باشد ، و یا دریا باید دو یا سه مایل پایین تر از سطح کنونی بوده باشد. «

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شیرین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _ آیا مریخی ها فرود آمده اند ؟

فصل1

https://i1.wp.com/images.word-power.co.uk/images/product_images/9780952614760.jpg

آیا مریخی ها  فرود آمده اند ؟

دو راه برای نوشتن این کتاب وجود دارد. می توانم اطلاعاتی را که به طور شگفت انگیزی  عجیب و غریب، اما واقعی است  را اصلا ارائه ندهم  ، ماندن در داخل منطقه بی خطر  و برقراری ارتباط  تا  حدی که حس امکان گرایی  بسیاری از مردم را به چالش نکشد گزینه آسانی است.

یا می توانم فرض کنم که خوانندگان این مطلب افراد بالغی هستند که می توانم کاملا با آنان ارتباط برقرار کرده  و تمام اطلاعات را دراختیار آنها قرار دهم حتی اگر پاره ای از این اطلاعات موجب شود حس واقع گرایانه آنان دچار تزلزل گردد.مثل همیشه، من روش دوم را انتخاب کرده ام. ویرایش اطلاعات وظیفه من نیست بلکه بر عهده خوانندگان است.  دورنگهداشتن مردم از اطلاعات صرفا به این دلیل که آمادگی پذیرش آن را ندارند از نظر من تفکر  متکبرانه و ترحم انگیزی است . من چه کسی هستم که چنین تصمیمی برای آنها بگیرم .برخی از دوستانم به من
می گویند: » دیگران را در جریان اصل داستان قرار بده ، اما تو را به خدا قسم می دهیم  به خزندگان اشاره نکن . بزودی منظور آنها را خواهید فهمید.. من نگرانی آنها را درک می کنم ، اما من فقط می توانم خودم باشم.  من باید همه آنچه را که می دانم و نه فقط آن قسمت از اطلاعاتی که به حفظ منطقه بی خطر مربوط می شود را به همه بازگو نمایم . فقط به این طریق من خودم خواهم بود.  البته موضوع کتاب، موجب  تمسخر کسانی که از بینشی به اندازه یک نخود برخوردارند و یا طبیعتا افرادی که به درستی آن باور دارند  اما نمی خواهند عموم مردم به آن پی ببرند و باور کنند را در پی خواهد داشت   . اما سرانجام که چه؟ چه کسی اهمیت میدهد؟ برای من مهم نیست. به قول گاندی  «حتی اگر شما در اقلیت قرار داشته باشید حقیقت هنوز هم حقیقت است. » بنابراین در اینجا داستان، رک و راست بازگو می شود .

به طور خلاصه , نژادخاص( نسل دو رگه)  یا در واقع نسل در نسل , در جهان باستان در منطقه خاور میانه و خاور نزدیک متمرکز بوده و طی هزاران سال قدرت خود را در کل جهان گسترش دادند . یکی از جنبه های بسیار مهم آن , ایجاد شبکه ای از مدارس پر  رمز و راز و انجمن های مخفی جهت معرفی مخفیانه دستور کار خود از یک طرف و ایجاد موسساتی مانند ادیان , به منظور زندانی کردن توده ها از لحاظ ذهنی واحساسی و ترغیب به جنگ با یکدیگر ازطرف دیگربوده است. سلسله مراتب تبار نژادخاص منحصرا به مردان  متعلق نیست و برخی از موقعیت های کلیدی آن توسط زنان اجرا می شود. اما از نظر تعداد اکثریت با مردان است و به همین دلیل من به این گروه به عنوان انجمن برادری اشاره خواهم کرد . با توجه به اهمیت بابل باستان در این داستان , اگر بخواهیم خیلی دقیقتر بیان کنیم ؛ به این گروه با عنوان جامعه برادری بابلی نیز یاد خواهم کرد. نقشه یا طرحی که آنها به نام » کار قرون طولانی » می نامند , من از آن به نام دستور کار برادری (فراماسونری) یاد خواهم کرد.نفوذ پیوند برادری طی چند سال صورت نگرفته است بلکه به چندین سال یا قرن برمی گردد : پیشینه آن حتی به هزاران سال بر می گردد. این قدرت در ساختار نهادهای امروزی در دولت، بانکداری، کسب و کار ، نظامی و رسانه ها نه تنها رسوخ کرده بلکه از همان آغاز توسط آنها ایجاد شده است . دستورکار برادری در واقع , دستور کار هزاره هاست که در جهت کنترل متمرکز این سیاره بخش به بخش اجرا می شود. سلسله  نژاد خاص( نسل دو رگه)  در بالای هرم انسانی کنترل و سرکوب ,عامل سرکوب را به نسلها، بویژه بطور موروثی از پسران به پدران منتقل می کنند. فرزندانی که از این خانواده ها عامل سرکوب را به ارث می برند از کودکی دستور کار و نحوه تبدیل » کار بزرگ»  به واقعیت را می اموزند. پیشبرد این دستور کار , ماموریت القا شده به آنها از بدو تولد است. تا زمانی که نوبت به پیوستن به مرحله پیوند برادری و انتقال عامل سرکوب به نسل بعدی می رسد . نحوه تربیت آنها به گونه ای است که تبدیل به افراد به غایت غیرعادی می شوند. آنها از لحاظ علمی بسیار تیزهوش ولی بدون رحم و شفقت و درعین حال متکبر و خودخواه گویی که حق فرمانروایی برجهان  و تسلط و کنترل توده های نا آگاه  که به چشم زیر دست به آنها می نگرند را دارند.هر یک از فرزندان برادری که در  این قالب قرار نگیرد و یا آن را نادیده انگاشته و  یا مقاومت نماید کنار گذاشته می شود تا اطمینان حاصل گردد فقط افراد برگزیده شده و مطمئن به درجات بالاتر هرم  که حاوی اطلاعات فوق  محرمانه است راه می یابند. بعضی از اعضای این نژاد نامگذاری شده اند. مجلس ویندزور بریتانیا  یکی از آنها است، و  Rothschilds، خانواده سلطنتی و اشراف اروپا، راکفلرها، و بقیه به اصطلاح  تشکیلات شرقی ایالات متحده که  ازدرون آنها روسای جمهور آمریکا، رهبران کسب و کار، بانکداران و مدیران قدعلم می کنند نیز ایضا در این رده قرار دارند .اما در راس همه اینها عامل  کنترل نژاد انسان از مکانی مخفی و خارج از دسترس عموم به ایفای نقش می پردازد. هر گروه که طمع کنترل کامل این سیاره را داشته باشند در درون خود بصورت جناح های مختلف به دنبال کنترل نهایی با یکدیگر می جنگند. این امر بخصوص در انجمن برادری اتفاق میافتد. در داخل این گروه رقابت , نزاع و مناقشه فوق العاده ای وجود دارد. یکی از محققان از آنها به عنوان باند سارق مسلح بانک یاد کرده است که همه در ماهیت کار بایکدیگر موافق هستند ، اما بر سر نحوه  تقسیم غنایم بایکدیگر مشاجره می کنند. این توصیف بسیار عالی است و در طول تاریخ، جناح های مختلف با یکدیگر برای تسلط بر جهان جنگیده اند. با این حال نهایتا آنها در طرح اجرای نقشه یا دستور کار متحدالقول بوده و در لحظات کلیدی که پیشبرد دستور کار با چالش مواجه شده همه انها با تمام قوا به کمک یکدیگر می آیند.

منشا داستان فریب انسانها و فامیل سالاری که رهبری » کار بزرگ » را برعهده دارند  به صدها هزار سال قبل می رسد.در این سالها هرچه بیشتر تحقیق می کنم ؛ بیشتر برایم  اشکار می شود که منشا این نژاد خاص و نقشه تصاحب زمین به نژاد یا نژادهایی از سیارات دیگر یا نوع دیگری از ابعادتکامل بر می گردد که ما از آنها به عنوان فرازمینی نام می بریم . اگر به وجود موجودات فرازمینی شک دارید ؛ یک لحظه فکر کنید که خورشید ما فقط یکی از حدود100 میلیارد ستاره دراین کشهشان است.

سر فرانسیس کریک برنده جایزه نوبل می گوید 100 میلیارد کهکشان در جهان وجود دارد و معتقد است که حداقل یک میلیون سیاره  در  کهکشان ما هستند که در آنها زندگی جریان دارد.

فکر کنید  اگر کل جهان را در نظر بگیریم  حتی بدون درنظر گرفتن سایر ابعاد حیات فراتر ازمحدوده فرکانس حس فیزیکی ما ,چه رقم بزرگی خواهد شد !.

اگر شما با سرعت نور 186.000 مایل در ثانیه سفر  کنید، 3/4 سال دیگر به نزدیکترین ستاره این منظومه شمسی می رسید. این امر بیش از سطح درک بشر است و صحبت از زندگی فرا زمینی در  نظرش عجیب جلوه می کند و در حالیکه  آن را رد می کند, براین باور است  که زندگی فقط بر روی این سیاره کوچک پدید آمده است.!  وجود ساختارهای شگفت انگیز بیشمار در جهان باستان حاکی از وجود یک نژاد پیشرفته  در آنزمان است.به ما گفته شده که در آن زمان مردم بدوی در مقایسه با انسان مدرن امروزی زندگی می کردند، که کاملا مضحک است.

موسسات تاریخی و باستانشناسی مانند بیشتر تفکرات ساختگی ؛ داستانهای مخصوص خود را ساخته اند. و از آنها به عنوان حقایق اثبات شده یاد کرده اند و به سادگی شواهد  بسیاری که اشتباه آنها را برملا می کند را نادیده گرفته اند. این باور یاد داده نشده بلکه القا شده است .هر که خود را با مسیر تاریخ ساختگی  تطبیق ندهد  توسط مورخان و باستان شناسان همکار خود , کسانیکه که کار و اعتبار خود را ارجح می دانند و  سرمایه وثروت خود را در گرو پایبندی به نوع ساختگی تاریخ میدانند و به عبارتی کسانی که جز نوک دماغ خود را نمی بینند,  طرد می شود. در مورد  مدرسان و کسانیکه در مشاغل  روشنفکری  نیز هستند همین  اوضاع حاکم است.

در سراسر این سیاره , هزاران سال قبل سازه های فوق العاده ای  یافت شده است که فقط با روشهای پیشرفته امروزی  و  حتی مدرن تر  قابل  ساختن بوده  است . در بعلبک , شمال شرق بیروت واقع در لبنان  سه تکه عظیم از سنگ ، هر کدام به وزن 800 تن، حداقل یک سوم مایل جابجا شد و بالای یک دیوار قرار گرفت. این کارهزاران  سال قبل از میلاد انجام شد.همچنین یک بلوک دیگر به وزن  1000 تن ( وزن سه جمبو جت ) ..چنین چیزی چطور ممکن است ؟ تاریخ ساختگی مایل به پاسخگویی به سوالات اینچنینی به دلیل حقیقتی که در پس آن نهفته است را ندارد . تصور کنید  امروز  به یک سازنده زنگ زده و از او درخواست کنید که همین کار را برای شما انجام دهد ؟ می دانید او چه خواهد گفت : «هیچ میدانی تو ازمن چه درخواست می کنی !!؟ ؟ .. تو دیوانه ای ! ». خطوط مرموز نازکا در پرو هستند. مردم باستان سطح فوقانی زمین  را خراشیده تا سطح زیرین سفید رنگ نمایان شود و به این ترتیب روشی جهت ترسیم تصاویر باور نکردنی از حیوانات، ماهی، حشرات و پرندگان ابداع کردند. بعضی از این تصاویر به قدری بزرگ هستند که برای دیدن تصویر کامل باید از فاصله 1000 پایی از  بالا دیده شوند . دانشی که سبب خلق شگفتی هایی مانند نازکا، بعلبک، هرم بزرگ جیزه و دیگر آثار شگفت انگیز شده که با دقت و مقیاس بالا ساخته شود، حاکی از وجود نژادهای پیشرفته که در دوران باستان، در میان جمعیت بدوی زندگی می کردند می باشد.  از این نژاد به عنوان خدایان در متون عهد عتیق و آثار دیگر و سایر روایات باستانی  نام برده شده است.  پیروان کتاب مقدس صحبت از خدایان را در کتاب  انکار می کنند در حالیکه انیچنین نیست. ترجمه کلمه «خدا در عهد عتیق اغلب از کلمه ای که به معنای خدایان، جمع است گرفته شده است . مانند کلمات الوهیم و Adonai  . به راحتی می توان فهمید نژادی که شاهکارهای تکنولوژیکی به این عظمت خلق کرده اند توسط مردمی که قادر به درک این توانائیها نبودند به عنوان « خدایان» نام برده شوند.در دهه 1930 سربازان آمریکایی و استرالیایی هواپیماهای خود را در بخش های دور افتاده گینه نو جهت تامین تجهیزات برای نیروهای نظامی خود فرود آوردند.مردم محلی، که هرگز هواپیما ندیده بودند، تصور کردند که سربازان خدایان هستند و این به نوعی باور دینی تبدیل شد. این مسئله در دنیای باستان که نژاد پیشرفته , موجوداتی از سایر سیاره ها , ستاره ها یا ابعاد دیگر بوده و صنعت پرواز پیشرفته تر از هر شی پرنده (حداقل رسمی ) ارتش امروزی بود, بیشتر رایج بوده است. هجوم دانش از خارج از این سیاره و یا منبع دیگر که بسیاری از «اسرار» را توضیح دهد , با سکوت پر سر و صدای تاریخ رسمی (ساختگی) مواجه می شود. شاهکارهای باورنکردنی ساختمانی نیز به این ترتیب قابل توجیه می شوندو همینطور رمز و راز  تمدن های باستانی نظیر  مصر و سومر ( سرزمین شینار در کتاب مقدس) که در اوج توسعه پیدایش خود به ناگهان از هم فروپاشید؛ درحالیکه سیر تکامل طبیعی در سطح پایین آغاز شده و به آرامی از طریق یادگیری و تجربه پیشرفت می کند . بی شک دانش بسیار پیشرفته در قدیم به وضوح وجود داشته است که بعدها به دست فراموشی سپرده شد . در هر فرهنگ در سراسر جهان باستان داستان ها و متونی هستند که به توصیف ‹خدایانی می پردازند که این دانش پیشرفته را به ارمغان آوردند. این امر دوباره رمز و راز چگونگی درک فوق العاده انسانهای باستانی را از نجوم توضیح میدهد . افسانه های بی پایانی در سراسر جهان از زمانی که به عصر طلایی معروف بوده وجود دارد ، که توسط یک توفان (کشتار) و «سقوط انسان» نابود شد. شاعر باستان یونانی ، Heslod، جهان قبل از ‹سقوط› را اینگونه توصیف می کند:

« انسان مانند خدایان زندگی می کرد، بدون گناهی یا هوس، رنجش و ستیز. در همراهی مسالمت امیز با انسان الهی (فرازمینی؟)، آنها ایام را در آرامش و شادی می گذراندند، بایکدیگر در برابری کامل ، متحد با اعتماد به نفس و عشق متقابل زندگی میکردند.زمین زیباتر از اکنون بود و تنوع فراوان از میوه ها را به همراه داشت. انسان و حیوانات به یک زبان صحبت می کردند و با یکدیگر  طریق تله پاتی داشتند. مردها پسران صد ساله به نظر می رسیدند. آنها هیچ مشکل ناشی از ضعف و ناتوانی هایی کهولت  سن نداشتند و گذر به زندگی برتر همراه با یک  چرت آرام بود. «

داستان های بی شماری که به نظر تخیلی می رسند از هر فرهنگ باستانی وجود دارد که جهان را در گذشته دور در آن شرایط توصیف می کند. ما با تغییر نحوه تفکر و  احساس می توانیم این چشم انداز را دوباره از نو خلق کنیم . جامع ترین اطلاعات مربوط به نژاد پیشرفته در قالب ده ها هزار لوح گلی می باشد که در سال 1850 در منطقه ای در فاصله 250 مایلی از بغداد، عراق ، توسط یک انگلیسی به نام سر آستن هنری لیارد  در حالیکه  مشغول کاوش های باستان شناسی در نینوا، پایتخت آشور بودکشف شد. این منطقه نزدیک شهر کنونی موصل در عراق واقع شده است. بعدها  کشفیات دیگر در همین منطقه که بین النهرین نامیده شد انجام شد . منبع اصلی این دانش، آشوری ها نبودند ، بلکه سومری ها بودندکه تخمین زده می شود در همان منطقه از 4000 تا 2000 سال قبل از میلاد زندگی می کردند. بنابراین من در این کتاب  لوح های گلی را با عنوان متون یا الواح سومری نام خواهم برد . آنها یکی از بزرگترین یافته های تاریخی قابل تصور هستند و با این حال 150 سال بعد از کشف آنها هنوز هم توسط تاریخ و آموزش مرسوم نادیده گرفته شده است. چرا؟ زیرا این کشفیات بنیان نسخه رسمی  و ساختگی وقایع تاریخی را نابود می کند. معروف ترین مترجم این الواح محقق و نویسنده زکریا سچین است که قادر به خواندن خطوط سومری , آرامی، عبری و دیگر زبان های خاورمیانه و نزدیک است . او تحقیق و ترجمه گسترده ای بر روی الواح سومری داشته اشت و شکی نیست که آنها موجودات فرازمینی را توصیف می کنند. برخی از محققان می گویند که او با استفاده از زبان سومری جدید الواح قدیمی را ترجمه کرده و بنابراین برخی از ترجمه های او ممکن است 100 ٪ دقیق نباشد. من فکر می کنم تم های او درست است ، در واقع آثار و  شواهد, صحت همه ترجمه ها را ثابت می کنند , اما من شخصا به برخی از جزئیات شک دارم. من فکر می کنم که برخی از ترجمه های سچین بسیار سوال برانگیز است، ولی با تز کلی موافق هستم.

از ترجمه متون ( وسایر شواهد ) اینطور برمی اید که تمدن سومری ، که  دارای بسیاری از ویژگی های جامعه مدرن است، «یک هدیه از خدایان «است. نه خدایان اسطوره ای ، بلکه خدایان فیزیکی که در میان آنها زندگی میکردند. در این الواح از این خدایان به نام آنوناکی( کسانی که از آسمان به زمین آمدند) و DIN.GIR ( (پارسایان  موشک های فروزان) نام برده شد است. نام خود سومر KI.EN.GIR (سرزمین ارباب موشک های فروزان و نیز سرزمین ناظران بنا بر انچه سچین می گوید) بوده است. در کتابی باستانی به نام Enoch  و همچنین مصریان از این خدایان به عنوان ناظران  نام برده شده است .نام خدایان مصری Neteru است که به معنی ناظران می باشد و مصریان معتقدند که خدایان با قایق آسمانی آمدند.

https://i0.wp.com/www.truthcontrol.com/files/truthcontrol/images/77.jpg

https://i1.wp.com/www.ufo-contact.com/wp-content/uploads/2011/07/Sacred-Tree-Pine-Cone-Fertilization-Anunnaki-Reptilian-Hybrid-DNA-12-Strand-Genetic-Mesopotamia.jpeg

طبق گفته های ذکریا سچن، در این الواح توضیح داده می شود که چگونه آنوناکی از یک سیاره ای به نام نیبیرو (سیاره متقاطع) آمده است وی بر این عقیده است که این سیاره  دارای 3600 سال مدار بیضی شکل است که بین مشتری و مریخ  ودر  فضایی بسیار فراتر از پلوتون قرار دارد.

علم مدرن ثابت کرده است که یک سیاره ای به نام ایکس وجود دارد که در آنسوی پلوتون قرار دارد و بخشی از منظومه شمسی است.  اما این مدار بیضی شکل فوق العاده ناپایدار بوده و به سختی در این مدار خود را حفظ می کند.. دانشمندان بر این باورند و من نیز معتقدم که سچین در نظریه خود در مورد نیبیرو  اشتباه کرده است، هر چند تم اصلی در مورد آنوناکی درست است.  بنابر ترجمه سچین در الواح سومری، توضیح داده می شود که در طول شکل گیری اولیه منظومه شمسی، سیاره نیبیرو باعث نابودی سیاره که زمانی بین مشتری و مریخ وجود داشته گردیده است.سومریان این سیاره را  Tiamat، نامیدند و لقب هیولا آبی به ان گذاردند .بقایا و خرده های ناشی از برخورد تیامات با ماه نیبیرو موجب ایجاد باند بزرگ یا کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری شده است . بقایای حاصل از متلاشی شدن تیامات به مدار دیگری پرتاب شده و در نهایت سیاره زمین بوجود امد (شکل 2) در زبان سومری نام زمین به دلیل سوراخ عظیمی که در اثر برخورد ایجاد شده است سیاره شکاف دار نام دارد. جالب است اگر آب اقیانوس آرام را از زمین حذف کنیم با یک سوراخ بسیار عظیمی مواجه خواهیم شد .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شیرین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _ مقدمه

مقدمه کتاب بزرگترین راز اثر ارزشمند دیوید آیک و ترجمه شیرین عزیز که قبول زحمت کرده و این کتاب را به زبان شیرین فارسی در اختیار علاقه مندان قرار میدهند.

*****************************************************************

https://i1.wp.com/images.word-power.co.uk/images/product_images/9780952614760.jpg

بزرگترین راز

خیلی ها مرا به خاطر انچه در این کتاب نوشته ام احمق خواهند نامید . جواب من این خواهد بود :

بلوط های تنومند امروز همان بذرهای احمق  دیروزند که در زمین کاشته شدند.

جهان آزاد

آیا من آدم فضایی هستم ؟ آیا من به نسل جدیدی در زمین تعلق دارم که توسط مردان فضایی وزنان زمینی تربیت می شوم ؟ آیا فرزندان من اولین نوادگان نسل بین سیاره ای خواهند بود ؟ آیا دیگ درهم جوش جامعه بین سیاره ای در سیاره ما مانند آنچه که 190سال قبل در امریکا ایجاد شده  قبلا بوجود امده است ؟

یا این فکر به چیزهایی که در آینده اتفاق می افتد مربوط است؟ این حق من است که بدون تهدید به زندان توسط هر مقام دولتی یا احتماعی چنین اعتقادی داشته باشم و سوالات اینچنینی در ذهنم بوجود اید . در شرایطی که سلسله مراتب سانسور علمی شدید , متعصب حاکم است ؛ چاپ این اندیشه و عقاید احمقانه به نظر می رسد . هرکسی با کوچکترین اندیشه شیطانی هر کاری می تواند با این نوشته ها بکند. اما هرکس حق اشتباه کردن و خلاف بودن را باید داشته باشد . ما نباید بواسطه وجود گربه های وحشی هراسی از پای گذاردن در جنگل به خود راه دهیم . ما نباید حق خود را تسلیم تفکرات کنترل شده نماییم .در این گونه تفکرات سوالات خاصی مطرح می شود که صاحبان دانش شناخته شده را به هراس وا میدارد ..اما  با وررود به دوره کیهانی باید بر حق خود در مطرح ساختن سوالات جدید , حتی احمقانه بدون ترس از مورد تعرض واقع شدن پافشاری نماییم .

ویلهلم رایش , دانشمندی که در کتاب خود مدعی ارتباط با فضا شده بوده در سوم نوامبر 1957 در زندان ایالات متحده جان خود را از دست داد .

میدانم به نظر یک فانتزی می آید  ، اما اگر نژاد انسان کمی دید خود را از یک نمایش اپرا یا بازی بالاتر برده و مغز خود را به کار اندازد خواهد دید که این رویداد نه آنکه در آینده اتفاق بیافتد بلکه در حال شکل گیری می باشد.

حرکت در جهت کنترل متمرکز سیاست های جهانی ،کسب و کار،بانکداری،ارتش و رسانه، به سرعت در حال انجام است.

فریب و اغوای ذهنی توده مردم از قبل تدارک دیده شده، و در بسیاری از موارد در حال اقدام است. همیشه در پی اجرایی شدن یک دستور کار پنهانی، مورد پنهان شده ناگزیر از در هم شکستن لایه سطحی و تبدیل شدن به یک واقعیت فیزیکی است.

این است آنچکه امروزه  شاهد انفجار ادغام بین بانکی در سطح جهانی و امپراتوری کسب و کار و سرعت متمرکز شدن کنترل سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد،سازمان تجارت جهانی ،توافق چند جانبه در مورد سرمایه گذاری و جریان سایر گروهای جهانی سازی نظیر بانک جهانی،صندوق بین المللی پول، و نشست g8 و g 7 میباشیم.

در پس این تمرکز هماهنگ و ثابت ، قبیله نژاد اصیل  وجود دارد که منشاء آن به خاورمیانه باستان و خاور نزدیک میرسد.

این قوم  از آن منطقه ظهور کرده و به اعضای خانواده سلطنتی اشراف و روحانیت اروپا تبدیل شدند. این واقعه قبل از گسترش قدرت در سطح جهان که به طور عمده از طریق بریتانیای کبیر بوده اتفاق افتاده است. بیش از 40 رییس جمهور آمریکا و مشخصا 33 تن از انان ارتباط ژنتیکی با پادشاه انگلستان آلفرد کبیر و شارلمانی پادشاه معروف فرانسه در قرن 9 میلادی دارند. طی این بازه زمانی (دستور کار) پروژه این نژاد خاص  به تدریج اجرا شده است تا زمان حال و به نقطه ای رسیده ایم که کنترل متمرکز جهانی امکان پذیر گردیده است.

مادامیکه سریع از خواب غفلت بیدار نشوید ،نخواهید دانست جهان و زندگی در آینده چگونه خواهد بود. نگاهی به حزب نازی در آلمان بیاندازید. این جهانی است که انتظار جامعه جهانی را می کشد و من از آن به عنوان  دستور کار برادری نام برده ام و در سال 2000 و در 12 سال اول قرن جدید برملا میشود.

سال 2012 به خصوص به دلایلی که در مورد آن بحث خواهیم کرد سال بسیار مهمی است. مردم هیچ تصوری از مهلکه ای که در آن هستیم  ،ماهیت جهانی که برای فرزندانمان بر جای خواهیم گذارد تا در ان زندگی کنند ندارند و اکثر مردم اهمیتی هم به موضوع نمی دهند.

انها ترجیح میدهند بدیهیات را با دیده اغماض نگریسته و به انکار حقیقتی که در پیش روی آنهاست بپردازند. مانند گاوی که در مزرعه میدود و فریاد میزند :«آهای ،آیا شما میدانید آن کامیون تعدادی از دوستان ما را از اینجا می برد ؟»

آنها دوستان ما را به مزرعه دیگری نمی برند .بلکه تیری در سر آنها خالی کرده ،خون آنها را ریخته ، گوشتشان را تکه تکه  کرده و بسته بندی میکنند. سپس آن انسانها اینها را خریده و میخورند. تصور کنید عکس العمل گله چه خواهد بود؟ «شما دیوانه هستید .آنها هرگز چنین کاری نمیکنند.من در آن شرکت حمل و نقل سهام دار هستم و سود خوبی عایدم می شود. پس خفه شو و ایجاد تشویش نکن.»

دستور کاری که میخواهم درباره آن صحبت کنم از هزاران سال قبل آشکار شده و اکنون رو به تکمیل است.چرا که بشریت معنا و مسئولیت خود را فراموش کرده است. بشریت ترجیح میدهد انچه را که فکر میکند صحیح است را انجام دهد تا عواقب رفتار خود با انسان را در نظر بگیرد.

ما میگوییم نادانی ،خوشبختی است . این درست است اما برای یک مدت کوتاه ، شاید عدم اطلاع از طوفانی که در راه است یک سعادت باشد چرا که مجبور نیستید نگران شده و یا اقدامی کنید . غافل از اینکه مثل کبک سرتان را در برف فرو برده اید و طوفان در راه است.

اگر واقعیت را بپذیرید و با آن مواجه شوید، از وقوع فاجعه میتوان اجتناب کرد اما جهل و انکار بی شک شدیدترین عواقب را در پی دارد. چرا که زمانی به وقوع میپیوندد که انتظار آن نمیرود و شما به هیچ وجه آمادگی رویارویی با حادثه را ندارید. همانطور که قبلا گفتم نادانی خوشبختی است اما برای یک مدت کوتاه. ما با افکار و اعمال خود خالق واقعیت خود هستیم. هر عملی یا هر انفعالی  عواقبی را در پی دارد.

اگر متوجه ذهن و مسئولیت خود نباشیم ،در واقع زندگی خود را از دست داده ایم و اگر این کار توسط تعدادی از انسانها انجام شود ،در واقع جهان را از دست داده ایم. و این دقیقا آن چیزی است که در طول تاریخ شناخته شده بشر به وقوع پیوسته است.

به همین دلیل همیشه عده ای اندک بر اکثریت تسلط داشته اند . تنها تفاوتی که در دنیای امروز وجود دارد این است که این عده اقلیت به دلیل جهانی شدن کسب و کار ،بانکداری و ارتباطات کل سیاره را فریب می دهند.

ولی اساس این کنترل همیشه یکسان بوده است: نگهداشتن مردم در جهل و نادانی ، ترس و جنگ با خود ، تفرقه بیافکن و حکومت کن و در حالیکه آگاهی و دانش را برای خود حفظ میکنی پیروزی را از آن خود گردان. (تصویر 1 را مشاهده کنید . ) همانطور که ما در این کتاب باید توجه کنیم ،کسانیکه با استفاده از این روش کنترل بشریت را هزاران سال در اختیار دارند ،اعضای همان قدرت ، همان نژاد خاص هستند که در حال اجرای دستور کار بلند مدتی هستند که در حال حاضر به نقطه مهمی از آن رسیده است. حکومت فاشیست جهانی در انتظار ماست. در عین حال میتواند اینگونه نباشد. قدرت واقعی با اکثریت است نه اقلیت. در واقع قدرت بی نهایت در درون هر فرد است.دلیل اینکه ما اینقدر تحت کنترل هستیم این نیست که ما قدرت تصمیم گیری بر سرنوشت خود نداریم، بلکه ما در هر دقیقه از زندگی این قدرت را واگذار میکنیم و از آن فاصله میگیریم.

زمانیکه یک حادثه ناخوشایند اتفاق میافتد همیشه به دنبال یک مقصر میگردیم . وقتی مشکل در جهان به وجود میاید  میگوییم انها این مشکل را چگونه حل خواهند کرد.

در این مقطع آنها که خود مخفیانه این مشکل را ایجاد کرده اند در وهله اول، با معرفی کردن یک راه حل که همان افزایش تمرکز قدرت و سلب آزادی است پاسخگوی مشکل به وجود آمده خواهند بود.

چنانچه هدف افزایش قدرت پلیس، سازمانهای امنیتی و نظامی بوده  از طرفی این خواسته مطرح شده مردم باشد،  پس باید جرم و جنایت ، خشونت و تروریسم بشری وجود داشته باشد تا مقصود به راحتی حاصل شود.

هراس مردم از دزدی ، بمباران یا حمله ،موجب می شود از شما تقاضا کنند که در ازای گرفتن حق آزادی، آنها را از آنچه که به عمد از آن ترسانده شده اند  محافظت کنید. واقعه بمب گذاری اوکلاهاما نوع کلاسیک از این دست است و همانطور که در کتاب (وحقیقت  باید تو را ازاد کند )توضیح داده ام , من نام این تکنیک را مشکل-واکنش –راه حل نامیده ام. مشکل را ایجاد کن دیگران را تشویق  به واکنش کن «باید اقدامی انجام شود.» و سپس راه حل را پیشنهاد کن.

خلاصه آن همان شعار فراماسونری است: «نظم پس از هرج و مرج.»

هرج و مرج را ایجاد کن سپس راهی برای برقراری نظم ارائه کن.

نظم مورد نظر شما:

اداره توده ها توسط انواع مختلف کنترل های احساسی و ذهنی صورت می پذیرد. این روش تنها راه انجام آن است. کنترل فیزیکی میلیونها نفر توسط اقلیت امکان پذیر نیست. درست همانگونه که برای اداره و کنترل مزرعه حیوانات به افراد بیشماری نیاز است.

دو خوک از کشتارگاهی در انگلیس فرار کردند و با وجود تلاش مردم برای دستگیری آنها تا مدتها کسی نتواست آنها را به دام بیندازد و در نهایت این دو خوک تبدیل به مشاهیر ملی شدند.

امکان کنترل فیزیکی جمعیت جهان وجود ندارد. پرواضح است در حالیکه میتوانند نحوه تفکر مردم را تغییر داده و به نقطه ای ببرند که همان تصمیمی را بگیرند که شما مایلید آنها انجام دهند و از شما تقاضای وضع قوانینی را نمایند که خود مایل به معرفی آنها هستید, نیازی نیز به این کار نیست.

یک ضرب المثل بسیار قدیمی میگوید: اگر میخواهید کسی کاری انجام دهد به او بقبولانید که آن کار ایده و نظر خود اوست.

بشریت توسط ذهن کنترل میشود و از متوسط روح زنده شما فقط بخش اندکی خود اگاه است.آیا این تعریف دور از ذهن است.نخیر.در تعریف شماره 1, کنترل ذهن عبارت است از نفوذ در ذهن شخص به طوریکه آنگونه که شما میخواهید فکر کرده و عمل نماید.

بر اساس این تعریف سئوال بر سر تعداد افرادیکه تحت کنترل ذهنی هستند نیست بلکه مسئله بر سر باقیمانده اندکی که تحت کنترل ذهن نمی باشند است.

وقتی شما از طریق تبلیغات خریدی انجام میدهید که به آن نیازی ندارید شما فردی هستید که تحت کنترل ذهن هستید.چنانچه خواندن و گوش دادن به هر خبر تحریف شده بر برداشتهای  ذهنی شما از فرد یا حادثه تاثیر بگذارد نشاندهنده این است که شما تحت کنترل ذهن هستید.

به دوره آموزشی نیروهای مسلح توجه کنید.

کنترل ذهن به معنای واقعی انجام میگیرد. از همان روز اول به شما گفته میشود که بدون سوال دستورات را اجرا کنید. و اگر احمقی از شما بخواهد به افرادیکه تاکنون ندیده و نمیشناسید شلیک کنید,شما باید بدون سوال شلیک کنید.

این همان ذهنیت (بله قربان )است که در جهان غیر نظامی هم سایه افکنده است.

«خب میدانم که درست نیست ولی رییس از من خواسته که انجام دهم چاره دیگری ندارم.» واقعا چاره دیگری ندارید؟

ما هرگز چیزی به نام «عدم انتخاب» نداریم. ما دو گونه انتخاب داریم. انتخاب هایی که دوست داریم و آنهایی که دوست نداریم. ولی چیزی به نام عدم وجود انتخاب نداریم. به عبارت دیگر این به نوعی فرافکنی است.

فهرست تکنیکهای فریب ذهنی بیشمار است. آنها خواهان ذهن شما هستند. زیرا تا زمانی که آنرا در اختیار دارند در واقع مالک شما هستند. چاره در باز پس گیری ذهن ما نهفته است. برای خود فکر کنیم و به دیگران نیز اجازه دهیم بدون ترس از تمسخر یا محکومیت به جرم متفاوت بودن همانگونه عمل نمایند.

اگر این طور عمل نکنیم، دستورکاری که در مورد آن صحبت خواهم کرد به اجرا در میاید. اما اگر موفق شویم کنترل مجدد ذهن را در اختیار بگیریم و به حاکمیت روانی نائل شویم ،دستور کار به مرحله انجام نخواهد رسید ،زیرا اساس و شالوده وجودی  آن دیگر از بین رفته است.

من در بیش از 20 کشور تحقیق و سخنرانی داشته ام و شاهد فرایند مشابه در همه این کشورها بوده ام.سیاست ها و ساختارهای مشابه در راستای دستور کار جهانی معرفی شده است.با اینحال همزمان یک بیداری جهانی هم به وضوح وجود دارد ,که بر تعداد افرادی که صدای زنگ ساعت معنوی را می شنوند و از خواب عاطفی و ذهنی  و خلسه زمینی بیدار میشوند افزوده میشود.

در این هزاره تا سال 2012 چه نیرویی غالب خواهد شد کاملا به خود ما بستگی دارد.ما با اعمال و افکار خود خالق واقعیت خود هستیم. با تغییر افکار و اعمال خود جهان را متحول خواهیم کرد.

در این کتاب من به ترسیم تاریخچه یک نژاد خاص  میپردازم که کنترل دنیای امروز را در دست دارند و ماهیت واقعی دستور کار جهانی را آشکار خواهم نمود و در اینجا تاکید میکنم که من به دنبال فاش نمودن دستور کار هستم نه توطئه و تبانی.

توطئه و تبانی به معنای فریب مردم و تحریف رویداد به منظور معرفی دستور جلسه میباشد.این توطئه ها به 3 شکل اصلی صورت میگیرند: توطئه در جهت حذف افراد و سازمانهایی که تهدیدی برای دستور جلسه به حساب میایند(ترور پرنسس دیانا)

توطئه برای گماردن افراد بر مسند قدرت که موجب اجرای دستور کار گردد. (جرج بوش،هنری کسینجر،تونی بلر و سایر همکاران) و توطئه برای ایجاد حوادثی که موجب گردد مردم درخواست معرفی دستور کار از طریق روش مشکل – واکنش – راه حل نمیایند( جنگ ها، بمبهای تروریستی ، فروپاشی اقتصادی). به این ترتیب تمام این حوادث و فریب های به ظاهر بی ارتباط با یکدیگر در واقع بخشی از همان توطئه معرفی دستور کار مورد بحث میباشند . در ماهها و سالهای آینده هر گاه مجله ای را ورق بزنید ،تلویزیون را روشن کنید و یا به نطق یک رهبر سیاسی و یا صاحب کسب و کار گوش دهید به اطلاعاتی که در اینجا به ذکر آن خواهم پرداخت برخواهید خورد.

اگر با مفهموم کلاهبرداری آشنا باشید درحال حاضر نیز همین وضعیت وجود دارد.

با نگاهی به سایر کتابهای من نظیر (حقیقت باید تو را آزاد کند) (من ،من هستم آزادم) (شورش رباتها) و کار سایر محققین درطی دهها سال خواهید دید که تمام پیش بینی ها به واقعیت تبدیل شده است. این پیشگویی نیست بلکه فقط اطلاع قبلی از محتوای دستور کار است.

بنابر این آیا حکومت فاشیستی جهانی در چند سال آینده تحقق می یابد؟

این سوال را فقط میتوان با سوال دیگر پاسخ داد : آیا ما انسان گونه زندگی خواهیم کرد و یا همچنان گوسفند خواهیم ماند؟

اجرای این دستورالعمل بستگی به سوال دوم دارد.

«هشدار »

این کتاب حاوی اطلاعات چالش برانگیز بی شماری می باشد . چنانچه بر نظام باورهای کنونی خود معتقدید و یا از لحاظ عاطفی قادر به هضم آنچه که واقعا در این جهان اتفاق می افتد نیستید لطفا از ادامه خواندن کتاب خودداری کنید.

اما اگر تصمیم گرفته اید که ادامه دهید ،به خاطر داشته باشید که موردی برای ترسیدن وجود ندارد.زندگی همیشگی است و هر چیز در زندگی به مثابه تجربه ای در جاده روشنگری می باشد. چنانچه با درک و شعور بالا به مسئله نگاه شود، در واقع خیر و شری وجود ندارد، بلکه آگاهی فقط تجربیاتی را که باید تجربه شوند را انتخاب میکند.حوادث شگفت انگیزی که در این کتاب به آن اشاره خواهد شد هم زمان با دمیدن بارقه آزادی در بزرگترین تحول آگاهی و خرد که در طی 26000 سال در این سیاره دیده شده است، به پایان خود نزدیک میشود.

برخلاف آنچه که شما در اینجا میخوانید ،اکنون زمان فوق العاده ای برای زنده بودن است.

دیوید آیک

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شیرین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

دیوید آیک

گزارش هفتگی
نویسنده : آرش بیک
قسمت : 281 دانستنیها
تاریخ : 23 سپتامبر 2008

«دیوید آیک» ، محقق، جامعه شناس و نویسنده چند کتاب ارزنده راجع به پنهان کاری دولتها، اخیراً سخنرانی جالبی انجام داده است که در این گزارش به نکات مهمی از آن اشاره خواهم کرد. اما قبل از آغاز این گزارش مایلم قدری راجع به او بدانیم ، «دیوید آیک» اهل انگلستان است و در دوران جوانی یکی از فوتبالیست های معروف کشورش بوده است ولی بعدها تدریجاً کارش به سیاست کشیده می شود که البته به گفته خودش کتاب جالب و خواندنی 1984 ، اثر «جورج اورول»، سبب کشش او به عالم سیاست می گردد و تحت تاثیر همین کتاب اولین کتاب خود را در باب آزادی انسان می نویسد و در آن زمان که تقریباً 30 ساله بود، استقبالی از کتاب او نمی شود و حتی در یک شو تلویزیونی که شرکت کرده بود ، توسط شومن آن برنامه و حاضرین در استودیو به شکل ناراحت کننده ای مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرد.
مدتی می گذرد و با آغازعصر «اینترنت» و پخش سریع اخبار و حوادث مختلفی که در جهان اتفاق می افتد خصوصاً بعد از حادثه حمله تروریستی به نیویورک , تدریجاً مردم انگلیس و بخشاً اشخاصی که کتاب او را در نقاط مختلف جهان خوانده بودند متوجه امر خارق العاده ای می شوند و آن که پیش بینی های دقیق او در رابطه با حوادث جهان، دولت سایه و جماعات سری همه و همه درست از آب در می آیند.

https://i2.wp.com/www.alien-earth.org/books/authors/david_icke.jpg
«دیوید آیک» ، می گوید؛ حرفهایی را که می خواهم با شما در میان بگذارم بدون شک در همه جای کره خاکی پخش می گردد و در میان شنونده ها، آمریکایی، استرالیایی، یهودی، مسلمان، مسیحی، سیاه و سفید بدان گوش خواهند داد، همه افرادی که در حقیقت با کمی اختلاف نظر انسان بوده و از نظر آفریدگار یکی هستند به آن گوش فرا خواهند داد. انسانهایی که بخاطر ایده های گوناگون و خلقیات متفاوت گاهی بخاطر عقاید مختلف حاضرند همدیگر را نابود کرده و از بین ببرند و اصولاً در همین جاست که انسانها به شکل ریشه ای و تعصب گرایانه به گروهی فرصت طلب، این اجازه را می دهند که مسیر و جهت فکری آنان را بدست گرفته و سپس بر اساس نفع شخصی یا گروهی، به هر سو و جهتی آنها را سوق داده و درنهایت بطرف مرکزی برای قدرت و استبداد در آورند. یا به زبان ساده تر، سرنوشت میلیونها انسان در دست گروهی معدود و جاه طلب خلاصه می گردد. جالب است که بدانید در اوایل سالهای 90 بود که ناگهان احساس کردم دچار تحول فکری شده ام و به قولی توانایی آن را پیدا کرده ام که مسائل را از دریچه ای متفاوت بنگرم، بعضی ها به این حالت می گویند؛ «بیداری عرفانی روحانی» البته با (بیداری مذهبی) اشتباه نگردد, زیرا گاهی مردم تصور می کنند که منظور از حالت «بیداری عرفانی روحانی» ، همان حالت مذهبی است در صورتی که از نظر من عوالم مذهبی در جهت مخالف عوالم عرفانی است زیرا من بر این باور هستم که مذهب بزرگترین شکل کنترل فکری انسان، آنهم بر اساس گناه و ترس و متعاقب آن کنترل فکری کامل انسان است ولی «بیداری عرفانی روحانی» دقیقاً متضاد عوالم مذهبی است. زیرا فقط در حالت عرفانی است که فکر و وجدان انسان به ناگاه آزاد گشته و از قید و بندها رها می گردد و نتیجتاً در همین حالت است که انسان نه تنها آزادانه اندیشیدن را تجربه می کند بلکه به دیگران نیز، این اجازه را می دهد که آزادانه بیاندیشند , به قولی احترام افکار و عقاید دیگران را حق طبیعی آنان بداند. مثال جالبی را می خواهم برایتان بزنم، چندی پیش در اطراف شهر «ولز» بودم. در آنجا مزارع بسیار زیبایی وجود دارد و در حال خود، مشغول نگاه کردن به مزارع بودم که ناگهان عبور گله ای گوسفند با مرد چوپانی که آنها را کنترل می کرد نظرم را بخود جلب کرد، آنها ظاهراً می خواستند از پل کوچکی عبور کرده و سپس وارد مزرعه آنسوی خیابان شوند، گوسفندان برای مدتی مکث کرده و بی حرکت مانده بودند و به ناگاه یکی از آنان به طرف پل حرکت می کند و دیگر گوسفندان نیز به دنبال او بحرکت در می آیند و تک و توک گوسفندان دیگر که کمی عقب مانده بودند با صدای واق واق سگهای گله سریع خود را به دیگر گوسفندان رساندند. در همین حال بود که با دیدن گوسفندان و گذر آن به شکل گله وار ناگهان به این فکر افتادم که من به شکلی تفاوتی بین گوسفندان و نژاد بشر نمی بینم. آری، گوسفندان یاد گرفته اند که اگر یکی جلو برود باید او را دنبال کنند و گرنه سگ گله یا چوپان او را با ارعاب وادار به اطاعت می کند، دقیقاً حادثه ای که برای انسان درحال اتفاق افتادن است، در نظر بگیرید اگر قرار بود برای هر گوسفند یک انسان را مامور کنند چه حادثه ای اتفاق می افتاد، لذا باید گوسفند را از نظر فکری به شکلی کنترل کرد تا با صدای صوت یا واق واق عکس العمل نشان دهد. در مورد انسان هم این گونه است که یا باید با ترس و یا تحت شرایط خاصی فکر او را کنترل کرد.


دیوید می گوید؛ حال ببینید که چه بلائی بر سر انسان آورده اند، چگونه آزادی را از او گرفته و به شکلی اعمال او را تحت کنترل درآورده اند. صحبت اینجاست که چگونه توانایئی را بعنوان انسان پیدا کنیم که آزادی از دست رفته را باز ستانیم، یک مثال کوچک دیگر می زنم؛ چندی پیش پسر کوچکم در حین بازی فوتبال دچار آسیب دیدگی پا گردید و من او را به یک کلینیک برده و تقاضای دیدن دکتر را کردم، دکتری جوان از راه رسید و بعد از معاینه از جیب خود شیشه کوچکی درآورد و از فرزندم خواست که دو قطره از آن را با آب بخورد و سپس از من نیز همان درخواست را کرد، من با تعجب پرسیدم آن قطره چیست؟ او گفت داروئی گیاهی است که برای آرام کردن بیمار ابتدا از آن استفاده می کند، از او پرسیدم آیا مدیریت بیمارستان از کاری که می کند با خبر است، زیرا داروهای گیاهی اصولاً مورد تایید نظام پزشکی انگلیس نبوده و اصولاً تجویز نمی گردند پزشک جوان گفت این ماجرا اصولاً بین ما و بیمار به شکلی سری و مخفی انجام می گیرد، حال در نظر بگیرید که چنین کار مثبتی از طرف پزشکان می بایست مخفی نگاه داشته شود زیرا شرکت های بزرگ چند ملیتی که داروهای با «امراض جانبی» را می سازند و مردم با پرداخت پولهای هنگفت این شرکتها را پشتیبانی می کنند خود، نمونه واضح ترس و فرمانبری انسان را نشان می دهد. وی در بخش دیگری از سخنانش می گوید؛ تقدیم کردن آزادی های شخصی، آنهم به این آسانی و مصون ماندن از عواقب احتمالی نافرمانی آن هم در دنیای کنونی را، من به نام » منطقه بی خطر» نامگذاری کرده ام. انواع مذاهب با » د گمهای» خود، انواع سیاستهای دگلماتیک , اقتصاد دگماتیک، و یا بهتر بگوییم کمپانی دگماتیک سازی بشر همه و همه منطقه بی خطر ، به شمار می آیند که اگر انسانها در این مناطق سیر کنند و پای خود را از آن خط ها بیرون نگذارند به حال خود گذاشته شده و به قولی در امان بوده و کسی را با آنان کاری نیست، هیچ کس شما را دیوانه خطاب نمی کند هیچکس شما را خطرناک به شمار نمی آورد اما همین که شروع می کنید فکر خود را داشته باشید و آزادانه بیاندیشید و مطابق آنچه که فکر می کنید درست است، قدم بردارید ناگهان زیر سوال رفته و به قولی زیر ذره بین می روید، یعنی در حقیقت از منطقه بی خطر دور شده اید، در این حال است که مردم شروع می کنند شما را با القاب مختلف مورد سرزنش قرار می دهند و همین جاست که اغلب انسانها یعنی 99% انسانها اصولاً مایل نیستند که چنین اتفاقی برای آنان بیافتد و به قولی ترجیح می دهند در همان منطقه بی خطر بمانند که مبادا مورد شماتت دیگران قرار گیرند.
دیوید می گوید؛ اینجاست که مورد «نقاب» پیش می آید؛ یعنی اکثر غریب به اتفاق مردم، برای ماندن در منطقه بی خطر، نقاب را انتخاب می کنند. حال اگر تصمیم بگیریم که نقاب را بر چهره نزنیم و هر آنچه که به نظرمان صحیح و درست است را آزمایش کنیم یعنی تمام آن زیبایی هایی را که ما انسان ها را از نظر روحی و فکری از یکدیگر متمایز می کند, درست مانند اثر انگشت هایمان که با یکدیگر متفاوت هستند.
اصولاً این چه ترسی است که وجود ما را فرا می گیرد؟ آیا از خود می پرسیم که آقای کلینتون از کار من خوشش نخواهد آمد، یا آنکه تونی بلر حرکت ما را نخواهد پذیرفت یا آن شخصیت سیاسی یا هنری؟! نخیر، نگرانی ما از این خواهد بود که همسایه من چه فکری راجع به من می کند، دوستانم، خانواده ام، فامیلم چه فکری راجع به من می کنند! به زبانی ساده تر ما مانند پلیس در برابر همدیگر اقدام می کنیم و مراقب رفتارهای همدیگر هستیم و به سادگی آزادی را از همدیگر به سلب می کنیم، درست مانند این است که یک زندانی راه فرار را یافته است و دیگر زندانیان راه را بر او سد می کنند در حقیقت ما هم زندانی هستیم وهم زندانبان یکدیگر، و یا به عبارتی ما افکار همدیگر را بدون آنکه آگاهی از آن داشته باشیم کنترل کرده و آزادی همدیگر را سلب می کنیم.
پایدار باشید.
منبع :    http://www.facebook.com/note.php?note_id=407194428154

فیس بوک سفر به ناشناخته .با تشکر از دوست عزیزم آرش بیک .

پ . ن : کتاب بزرگترین راز دیوید ایک توسط یکی از دوستان عزیزم در حال ترجمه میباشد که از این هفته کم کم در وبلاگ قرار داده میشود.خواندن این کتاب ارزشمند را از دست ندهید.

https://i0.wp.com/ecx.images-amazon.com/images/I/51ioIpjPg5L._SL500_AA300_.jpg

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: