بایگانی دسته‌ها: پیام های کریون از ماوراء برای ما

آغاز فعال سازی DNA

آغاز فعال سازی DNA

پیامی از کریون – مدیوم لی کارول

یکشنبه ، 15 مارس 2009 در ریگا – لتونی (Riga –  Latvia)

سلام عزیزان . من کریون از خدمت مغناطیسی هستم . مجدداً می‌گوییم که انرژی‌‌ای که به این مکان ارائه شده است خالص است . و باز می‌گویم که برنامه یا اعمال نفوذی وجود ندارد . اینجا برنامه‌ای برای تسخیر ارادۀ شما وجود ندارد ؛ فقط قلب خود را بگشایید .

بشر جستجو برای خالق را شروع می‌کند ، و او این کار را تقریباً از زمان تولد انجام می‌دهد زیرا که چیزی گمشده در او وجود دارد . نام آن را موسیقی می‌گذارم ، صدایی که از ازل از آن سوی پرده شنیده‌اند … یعنی سوی من . تولد در این سیاره و در جسم بشری مانند یک شوک است که به ناگاه به شما در یک ساختار سلولی وارد شده است . این یک شوک برای سیستم روحی است . چیزی که از یک سوی پرده به سوی دیگر آن بیشتر مشهود می‌باشد ، احساس ناگهانی تنهایی است و شما باقی عمر خود را در جستجوی قسمت گمشدۀ خود می‌گذرانید .

بعضی از شما آن را کشف کرده‌اید ، هنگامی که در مکان عبادتتان زانو زده‌اید و قدرت خدا را لمس کرده‌اید  … و شما را متأثر ساخته است . در این حالت شما فقط می‌خواهید همان‌جا بنشینید ، نمی‌خواهید ؟ زیباست . تعدادی از شما در مدیتیشن‌های خود همان حالت را دارید . زیباست ! برای شمایی که می‌توانید بنشینید و این را لمس کنید ، برای مدتی کوتاه به این بیندیشید . چیزی فیزیکی هست که شما می‌توانید انجام دهید تا این ارتباط گمشده را باز یابید .

در آن لحظات کوتاه همه چیز عالی است . در آن لحظات کوتاه شما احساس می‌کنید که زمانی را بوجود آورده‌اید که چهرۀ خدا را لمس کرده‌اید ، اما تنها اندکی . و موقعی که شما اینکار را انجام می‌دهید ، صدای موزیکی را می‌شنوید و همه چیز عالی است . شما زمان زیادی را در تلاش برای بازیابی مجدد چیزهایی که گم شده‌اند ، سپری می‌کنید … گمشده از لحظۀ تولد .

بشریت همیشه این کار را انجام داده است . من می‌دانم چرا ، برای موسیقی‌ای که هرگز برای من متوقف نشده است . من به عنوان کریون به شما خواهم گفت ، من قادر نیستم که آفرینش را بدون آن تصور کنم . این همسرایان آسمانی هستند که در این سوی پرده و در سوی من به روشنی آواز می‌خوانند و ما به آن عادت داریم چرا که به اینجا تعلق داریم . شما هر دو سو را در ازلیت و ابدیت گذرانده‌اید ، به آن گوش فرا دهید ، باز هم ، اکنون که به زمین وارد شدید صدای آواز به طور کامل قطع می‌شود .  با آغاز بشر ، به ضرورت خنثی شد و رفت … موسیقی آنجا نیست .

بنابراین ما امروز آموزش را شروع می‌کنیم ، و با گفتن این شروع می کنیم که : انرژی جدیدی بر روی این سیاره وجود دارد ، و این انرژی می‌طلبد که هم اکنون تکه‌ها و بخش‌هایی از انرژی روحی خود را فعال کنیم که ما آن را DNA می‌نامیم . آن قسمتی از بدن شما که در دو حالت سه بعدی و چند بعدی وجود دارد ، جایی که خود برتر سکونت دارد . هنگامی که شما انرژی ابزار جدید را فعال می‌کنید ، همچنین باعث مرتب شدن خطوط (realigment) شبکۀ مغناطیسی ، تشکیل شبکۀ کریستالی ، چرخۀ ارتعاشی گایا (روح زندۀ زمین ؛ طبق نظریه‌ای کره زمین زنده و آگاه است. نیروی کوندالینی از وسط زمین رد می‌شود. آب ها دورتادور کره زمین را احاطه کرده‌اند و خط‌های انرژی از تمام قسمت‌های آن رد شده است . هاله‌ای از نور دور کره زمین را فراگرفته است و شبیه به یک مرکابای در گردش است. به این وضعیت زمین شبکه نوری و به این دیدگاه که کره زمین یک پدیده زنده است گایا می گویند- نقل از دکتر ساناز صنایع گلدوز و سیدعباس عطایی) ، که توسط مایاها محاسبه شده است ، می‌شوید … همۀ این چیزها در شرف حرکت هستند . سپس شما در انرژی همگرایی هماهنگی به حرکت در می‌آیید ، همۀ چیزهایی که ارائه شد به شما اجازه می‌دهد که فرایندی را آغاز کنید که به یک فارق‌التحصیلی روحانی می‌انجامد که استادی و تسلط کامل نام دارد .

اینها ابزار استادی تسلط هستند . پاداشی برای شما تا حالت کوانتومی را درک کنید ، حالتی که همراه شماست . در فرایند این اکتشاف ، بعضی از شما شروع خواهید کرد تا این آواز را دوباره بشنوید . من قول می‌دهم . شایسته است که برای انجام این چیزها بنشینید و مدیتیشن کنید زیرا موقعی که DNA فعال می‌شود ، به همین طریق باقی می‌ماند ]تغییر پابرجا می‌ماند[ … محتاط باشید و به آرامی گام بردارید تا به طور صحیح هدایت شوید و توضیحات مختصر و روشنی دریافت کنید و با عشق ارتباط برقرار کنید .

چیزهایی که در ادامه خواهید دید در یک کتاب نقل خواهد شد ، بنابراین اینها آموزش‌هایی هستند که دوست من (لی کارول) دارد برای نخستین بار می‌شنود . کتاب DNA در حال تهیه است و این یک فصل از آن خواهد بود ، از اینرو این قسمتی عملی از چیزی است که قبلاً تنها به صورت آکادمیک موجود بوده است … 12 لایۀ DNA چگونه شناسایی شده‌اند ؟ نامشان چیست ؟ هدفشان چیست ؟ اما اکنون داستانی بیش از این در پیش است و من امشب می‌خواهم این اطلاعات را در این مکان بزرگ (Riga Arena) به شما ارائه دهم ، در این مکان با زبان‌های متعدد و در این مکان با آزادی جدید .

اینکه چرا ما آن را در اینجا برای شما آشکار می‌کنیم ، بخشی از آن برای این است که این یک پیام غربی نمی‌باشد و به تمام جهان مربوط می‌باشد ! این یک پیام جهانی است برای کل خانواده و آنهایی که اکنون با من در این جلسه هستند و به زبانهای متعددی گوش فرا می‌دهند ]انگلیسی ، لیتوانی ، روسی ، لتونیایی ، استونیایی [ ، اما تنها یک زبان را احساس می‌کنند – زبان سوم عشق .

https://i0.wp.com/www.kryon.com/seminar%20images/DNA%20page/rollovers/DNAilus1.jpg

آموزش آغاز می‌شود

آنهایی که پیگیر پیام‌های من بوده‌اند از مدیوم من (لی کارول) می پرسند : «این همه از DNA گفتن برای چیست ؟ چرا کریون همیشه از DNA می‌گوید ؟ چرا او از چیزهای آسمانی و فرشته‌گونه و اسرار نمی‌گوید ؟ چرا نمی‌گوید که ما برای چه آمده‌ایم ؟ اما به جایش فقط می‌خواهد از شیمی برایمان بگوید ؟» اگر شما نیز از این دسته سوال کنندگان هستید باید بگویم که عزیزان ! شما هنوز موضوع بزرگ را که آشکار شده است ، درک نکرده‌اید : همراه ساختار سلولی شما ابزاری برای استادی و تسلط تمام است که پنهان نیستند . آنها قسمتی از ساختار سلولی هستند که در حال مطالعه شدن در راهی متفاوت توسط علم امروزی بودند . رازهای روحی در DNA هستند ! مجموعۀ تمام آموزش‌ها برای استادی تمام و تسلط در DNA وجود دارد ! بنابراین موضوع محرمانۀ DNA شما ، موضوع استادی و تسلط تمام و ورود به خدا و یک تشرف به همۀ آنهاست .

شما صدها تریلیون نسخه از مارپیچهای دوگانه در بدنتان دارید و من به شما نام انرژی‌های موجود در آنها را داده‌ام . حالا می‌خواهیم در مورد بعضی از خصوصیات یک مجموعه از آنها صحبت کنیم . به هر حال ، قبل از آنکه وارد جزییات شویم باید مجدداً زمینه‌ای از آنچه که باید درک کنید به شما بدهیم .

موجودات بشری لیست می‌خواهند ! شما مایل هستید که هر چیزی را قسمت‌بندی کنید و از اینرو می‌توانید به طور خطی در مغزتان بفهمید که اشیاء چگونه کار می‌کنند . این به شما کمک می‌کند تا بیاموزید ، از اینرو همۀ شما از تفکر خطی استفاده می‌کنید . شما همچنین هدف واحدی از عملیات مکانیکی و شیمیایی داشته‌اید . حتی بیشتر عملیات شیمیایی پیچیده در هر زمان از شیوه یکسانی عمل می‌کنند . شما دریافتید که چگونه چیزی عمل می‌کند ، سپس شما آن را در یک لیست از خواصی که در یک زمان معین از خود بروز می‌دهد وارد کردید . سرانجام شما یک شیمیدان شدید که به این فرایندهای خطی آگاهی دارد .

DNA کوانتومی در یک مُد خطی عمل نمی‌کند . بنابراین شما نمی‌توانید آن را در آن مد طبقه‌بندی کنید . منظور من چیست ؟ : در بیشتر ماشین‌های پیچیدۀ روی سیاره ، ممکن است در یکی از آنها ده‌ها هزار قسمت وجود داشته باشد ، قسمت‌هایی که یک کار را انجام می‌دهند . شما ممکن است چیزی را داشته باشید که هزاران بار دقیق‌تر از یک ساعت خوب کار کند ، اما در هر حال فنر و چرخ‌دنده همیشه فنر و چرخ‌دنده است . آنها در یک ماشین ساده همان کاری را انجام می‌دهند که در یک ماشین پیچیده انجام می‌دهند .

پیچیده‌ترین الکترون‌ها همان کار را انجام می‌دهند . آنها بالغ بر میلیون‌ها پروسۀ یکسان را انجام می‌دهند و مدارهای الکترون همیشه همان مسیر را بر می‌گزینند … یک فرایند منفرد با پیچیدگی خطی سریع انجام می‌شود . اما نه DNA . DNA یک ماشین نیست . شما باید این تفکر را آغاز کنید که DNA یک موجود کاملاً زنده است که در درون خودش فعل و انفعال دارد . هنگامی که یک قسمت تغییر می‌کند ، متعاقب آن قسمت دیگر نیز تغییر می‌کند . شما نمی‌توانید هدف واحدی را از قسمت‌های یک DNA خاص شناسایی کنید که همیشه کار یکسانی را انجام می‌دهند . به همان ساعت پیچیده‌ای که گفته شد بیندیشید .  چه می‌شد اگر حالتinterdimensional  می‌داشت و چرخ‌دنده می‌توانست ناگهان تبدیل به فنر شود و فنر می‌توانست به میزان مورد نیاز تغییر شکل و اندازه دهد ؟ به این فکر کنید – قسمتی که بزرگتر از حد مورد نیاز نیست ، به سادگی ناپدید می‌شود و اگر به آن نیاز بود دوباره پدیدار می‌شود ! این ممکن است و حقیقتاً پیچیده است ، نیست ؟ به علاوه ، این ساعت کوانتومی تصمیم می‌گیرد که شخصاً بازۀ زمانی را که برای کار کردن با آن ساخته شده است را تغییر دهد . عجیب نیست ؟ این DNA کوانتومی است .

لحظاتی قبل ، ما توضیحی از 12 لایۀ DNA به همان طرزی که در روش‌های آکادمیک موجود است ، ارائه کردیم  . ما

مراقب بودیم که  در هر صورت به شما نگوییم که هر لایه در هر لحظه چه انجام می‌دهد . ما فقط به شما اهداف آنها و انرژی آنها یا خواص ذخیره شدۀ آنها را ارائه دادیم . در یک لحظه متوجه خواهید شد . اما هنگامی که آنها با یکدیگر کار می‌کنند ، تغییر شکل هر یک متناسب با کاری است که بقیه انجام می‌دهند . بنابراین شما ممکن است بگویید که شما یک موتور دارید که همۀ اجزای آن به طور پیوسته متناسب با نیاز موتور تغییر می‌کنند و جابجا می‌شوند . این پیچیده است و این کوانتوم است .

در یک حالت کوانتومی ، زمان وجود ندارد . در یک حالت کوانتومی مکانی واقعی برای هیچ چیز وجود ندارد . فیزیک کوانتومی بر هر ماده‌ای حکم می‌کند ، اگر شما بخواهید آن یا هر انرژیی را فراخوانی کنید ، همه جا با هم هستند و همگی یکی هستند .  چیزی به چنین پیچیدگی را تصور کنید ! حال تصور کنید که صدها میلیون برابر از این نسخه در بدن شما وجود دارد .

]مکث[

برای درنگ مدیوم من دلیلی وجود داشت چرا که داشتم چگونگی آن را به او نشان می‌دادم زیرا کلماتی برای شرح آن یافت نمی‌شود . هنوز علمی وجود ندارد و از اینرو برای او تازگی داشت . به منظور اینکه DNA درست عمل کند و همه چیز را همانطور که گفتیم به صورت کوانتومی و محرمانه انجام دهد ، هر 300 تریلیون قسمت از  DNA باید بعضی چیزها را به طور همزمان بدانند ! باید ارتباطی بین DNA نوک انگشت پای شما و بلندترین موی سر شما به طور همزمان وجود داشته باشد . آنها باید به طور همزمان در مورد آن اطلاع داشته باشند . سپس باید بین تریلیونها قسمت از آنها سازگاری وجود داشته باشد و باید یک انرژی جذب هوشیاری داشته باشند . همۀ اینها باید در یک سازۀ سه بُعدی وجود داشته باشند که درون ذات حقیقی شماست . برای این فرایند لغتی علمی وجود ندارد مگر اینکه در آفرینش (برای کسب توضیحی در مورد فوتون‌ها که «entanglement» نامیده می‌شوند) بیندیشید .

درون آن «یک پیوندگاه انرژی» وجود دارد . پیوندگاه (confluence) در زبان انگلیسی در واقع به معنای یک محل برای تلاقی انرژی‌ها به یکدیگر می‌باشد ، بنابراین آنها چیز دیگری می‌شوند ، یک یگانگی . علم هنوز آن را درون DNA مشاهده ننموده است ، اما در بعضی سطوح می‌دانند که باید وجود داشته باشد . بدن انسان به چه روش دیگری می‌تواند آن را انجام دهد ؟

ساختار سلولی خاص و اختصاصی است . مانند یک ماشین خطی ، اختصاصی است و شما از تقسیمات سلولی که حامل این خصوصیات هستند آگاه هستید . اما DNA در همۀ بدن یکسان است و اختصاصی نیست .  شما چیزی به عنوان DNA ناخن پا یا DNA مو یا DNA قلب ندارید . شما تنها یک DNA دارید . تریلیون‌ها نسخه از طرح‌های کوانتومی مشابه انسانی باید به طور همزمان با یکدیگر در ارتباط باشند یا اینکه امکان زیست از بین می‌رود . آنها چگونه این کار را انجام می‌دهند ؟ در واقع نامی علمی به این فرآیند ارتباطی بین حلقه‌های DNA داده نشده است اما در آینده نامگذاری خواهد شد . یک حالت کوانتومی در ظرفی از سوپ مغناطیس .

حال بیایید بررسی کنیم که ارتباطات چگونه انجام می‌شوند و این پازل چگونه سر هم می‌شود . عده‌ای برای سالها فکر می‌کردند که خصوصیات مغناطیسی گفته شده توسط کریون در مورد شبکه بوده است . این تنها جزیی از واقعیت است ، اما در حقیقت در مورد مغناطیس DNA بوده است . برای مدیوم من در این سلسله کنفرانس ها چیزهایی در مورد DNA آشکار گشته است که شما نیز باید بدانید و آن در مورد اجزای مغناطیسی است . هر حلقۀ DNA یک حوزۀ مغناطیسی دارد که به حلقۀ بعدی اتصال (همپوشانی) دارد . صدها تریلیون از این همپوشانی‌ها در یک سطح هوشیاری قرار دارند . این بیانگر یک نگارش مغناطیسی است که حامل‌های انسانی توسط آن پوشش داده می‌شوند . یک هاله ، حوزۀ مغناطیسی نیست و شما قادر نخواهید بود که یک هاله را با تجهیزات مغناطیسی مشاهده کنید . یک هاله ، نتیجۀ پیوند ارتباطات DNA با بدن انسان ، نگارش کوانتومی و یک ادغام انرژی است که حوزۀ مغناطیسی را ایجاد می کند و هنوز در این سیاره قابل اندازه‌گیری توسط هیچ چیز نیست .
من این چیزها را برای شما می‌گویم زیرا شما باید بدانید که چه اتفاقاتی درون DNA رخ می‌دهد ، اتفاقاتی که در هر لایۀ انرژی روی می‌دهد . اگر شما قصد دارید تا این بخش از DNAها فعال شوند به این بیندیشید که چه روی خواهد داد ؟ صدها تریلیون از این قسمت‌ها فعال خواهند شد ! چه احساسی دارد ؟

لحظه‌ای تأمل …

در جمعیت حاضر حالات روحی متعددی وجود دارد . بعضی‌ها دریافته‌اند که این یک ارتباط واقعی است و عده‌ای به هیچوجه درک نکرده‌اند . من و شما در یک حالت کوانتومی هستیم . در این مکان انرژی‌های کوانتومی وجود دارند که بین راهروها در حال حرکتند . بعضی از آنها در حال لمس شما هستند و شما می‌توانید آنها را احساس کنید .

در این انرژی جدید پنج لایه وجود دارد که در حال فعال شدن هستند و این هدیۀ شگفتی برای شما خواهد بود و یکی از آن پنج لایه از پیش در حال فعال شدن بوده است .

در علم اعداد ، 5 عدد تغییر می‌باشد . انرژی‌های عدد 5 یا خصوصیات لایه‌ها ، شامل اعداد 2 و 6 ، ترکیبی از لایه‌های 7و 8 و عدد 9 می‌باشد . این بیانگر آن است که انرژی‌های 5 با شش لایه سروکار دارد . همچنان که پیش می‌رویم آنها را توضیح می‌دهم و در یک لیست مورد بررسی قرار می‌دهیم . این آموزشی رازآمیز ، پیچیده ، زیبا و جدید است و چیزهایی را به شما خواهد آموخت ، مفاهیمی که باید از آن آگاه باشید . این آگاهی به شما توضیحاتی در مورد این هدیه می‌دهد و جزییاتی را برای انجام دادن شما ارائه می‌دهد که قبلا قادر به انجام آن نبوده‌اید . آن چه را که غیر قابل شرح است را برای شما تشریح می‌کند .

اکنون ما در انرژی اعداد هستیم . اگر تردید دارید که ما در انرژی عدد 5 هستیم پس این کار را انجام دهید : لایه‌های 2 و 6 و 7 و 8 و 9 را انتخاب کنید و با هم جمع کنید ، شما می‌خواهید که به انرژی علم اعداد دست یابید ، انرژی عدد 5 ]32=9+8+7+6+2[  . عدد 32 وقتی به یک عدد تقلیل یابد تبدیل به عدد 5 می شود ]5=2+3[ ، عدد 5 بیانگر تغییرات جهانی است . برای تغییرات آماده شوید !

هیچ یک از اینها رخ نخواهد داد اگر شما نخواهید . اینها هدایایی است برای روشن ضمیران . اگر اشخاص روشن ضمیر بخواهند که در را باز کنند و اگر بخواهند که اجزای کوانتومی خود را از طریق گزینش حس هوشیاری متحول کنند ، آنگاه تغییر رخ خواهد داد . اگر نخواهند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد . حقیقت شما در این سیاره توسط گزینش حس آگاهی هدایت می‌شود .

این نیت شماست که در DNA کوانتومی تغییر ایجاد می‌کند .  بدون نیت هیچ اتفاقی نمی‌افتد .

https://i1.wp.com/www.spiritualhealing-godsway.org/DNA_Strands.JPG

آموزش DNA … درس‌های کوانتومی برای شما و گذشتۀ شما

لایۀ دوم DNA به عنوان درس زندگی انسان تعریف شده است . هنگامی که DNA را به قسمت‌های مجزایی قسمت‌بندی می‌کنید و سپس آن را در یک حالت سه بُعدی مورد مطالعه قرار می‌دهید ، درک آن آسان‌تر می‌شود . این مهم است که بدانید درس زندگی چیست و چرا آن در DNA شما وجود دارد . شما با آن به این سیاره می‌آیید و آن چیزی است که در بایگانی آکاشیک (در” آکاشیک” هر اندیشه ای که در سراسر گیتی در جریان است، وجود دارد از حقیقت و مفهوم برگ برگ کتاب‌هایی که تاکنون نگاشته شده و نهان هر رخدادی که تاکنون به وقوع پیوسته است و زندگی‌هایی که در گذشته داشته‌اید ) برای شما ساخته شده است . این به شما می‌گوید که درس زندگی شما با زندگی‌های گذشتۀ شما در ارتباط است .

بنابراین دلیل اینکه چرا آن با زندگی‌های گذشته در ارتباط است ، این می‌باشد که بایگانی آکاشیکDNA  شما با لایه‌های 7 و 8 ( لایه‌های مربوط به مردم لموریا در DNA شما ) پیوند خورده است . هیچ لایه‌ای به تنهایی عمل نمی‌کند اما بیایید به عدد دو بازگردیم .

زندگی‌های گذشتۀ شما مانند یک پازل در کنار یکدیگر قرار داده شده‌اند . تعدادی از شما در این اتاق درس زندگی بسیار مشابهی دارید و موقعی که من در مورد آن سخن می‌گویم ، به درستی گفته‌ام پی خواهید برد . برای نسل‌ها مردم بالتیک یک حقیقت از زندگی داشتند که برای شما معین است . شما این هستید و شما آن می‌باشید . شما به این راه می‌اندیشید و شما به آن راه می‌اندیشید و بسیاری از شما می‌دانید که من چه می‌گویم . بنابراین درس‌های زندگی بسیاری در این اتاق وجود دارد که مشابه می‌باشند . اجازه دهید تا آزادی و استقلالی که در کشور شماست در اندیشۀ شما منعکس شود . این کارما (بودا در مورد کارما می‌گوید : حتی اگر در زیر محکمترین صخره‌ها بروید کارما گریبان شما را می‌گیرد . کارما به معنای«تاوان» است. بدین معنا که نتیجهٔ اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی و یا زندگی های بعدی وی تاثیر خواهد گذاشت. کارما از اعتقادات ادیان هندو، بودایی و ادیان آسیای جنوب شرقی است – ویکی پدیا) نیست ، اما چیزی شخصی است و بازتابی از آن چیزی است که با دیگران می‌کنید . این درس زندگی شماست .

آیا می‌دانید که آکاشیک برای شما به عنوان یک گروه چه انجام می‌دهد ؟ آکاشیک به انرژی شما اجازۀ بلند پروازی می‌دهد . شگفت زده نشوید اگر یک بیدار کنندۀ مبتنی بر روح در این اتاق وجود دارد . این راهی است که آن عمل می‌کند . آن لایۀ دو است و شروع به تحول کرده است ، شروع به اصلاح کرده است . شروع به دگرگونی کرده است . بنابراین ممکن است بگویید : « خب ، چگونه شروع به دگرگونی کرده است ؟ درس زندگی باید درس زندگی باشد . چگونه می‌تواند تغییر کند در حالی که مبتنی بر اتفاقات واقعی است ؟ »  من این گونه جواب خواهم داد : آن شروع به تغییر کرده است به خاطر تواناییش در آشکارسازی . از اینرو درس ممکن است همان باشد ولی نتیجۀ درس بسیار بزرگ تر است .

انرژیی که همواره در هر چیزی ادغام شده است عدد 6 می‌باشد . آیا شما به علم عدد 6 آگاهی دارید ؟ عدد 6 بیانگر انرژی خود برتر است . اگر قبلا این را نشنیده‌اید ، اکنون نیاز است تا بشنوید : خود برتر کجاست ؟ تنها جزیی که برتر است قوۀ ادراک این ارتعاش است . خود برتر در مکانی است که به شما امکان می‌دهد تا آن را ستایش کنید . آیا تصدیق می‌کنید که بسیاری از شما به عبادتگاه‌هایی می‌روید تا به خودتان اتصال یابید ؟ شما زانو می‌زنید و موسیقی را می‌شنوید و برای خودتان به عبادت مشغول می‌شوید !

من کفر نمی‌گویم . من به شما اطلاعات هسته‌ای از راه‌کارهای بشری و آگاهی شما از خدا می‌دهم . خود برتر ، آن فرشتۀ باشکوه ، شخص طلایی ، آن جزء یا قسمتی که با آن سوی پرده اتصال می‌یابد و روح شماست ، هواره نمایانگر شباهت شما با خداست . هنوز جزیی از شماست … و درون DNA شماست ! شما علاقه‌مندید که همواره به آن متصل باشید ، آیا نیستید ؟ خب ، تا زمانی که این انرژی جدید توسعه یابد ، نیاز است تا کاری برای آن انجام دهید ، زیرا آن در دسترس طبیعی ادراک بشری نیست .

عشق به خدا همواره در قلب شماست و همیشه در حال اتصال است . انرژی تغییر در حال شروع است تا این توانایی را به شما بدهد و این موضوع نائل آمدن به استادی و تسلط را تسریع می‌بخشد . لایۀ ششم باید در هر مجموعه چیز منفردی که من برای شما تشریح کردم ، ادغام شود . آن به طور پیوسته با هر لایه‌ای که با آن کار می‌کند تغییر می‌کند . لایۀ دوم درس زندگی است و لایۀ ششم خود برتر می‌باشد . هر دوی آنها در این مجموعه ابزار ادغام شده‌اند .

دو انرژی (لایه) DNA که من قصد دارم برای شما ارائه کنم بیشترین اهمیت را در انرژی‌های DNA بر روی سیاره دارند . آنها همیشه مهمترین خواهند بود از اینرو که محرک موتور کارمیک (مربوط به کارما) می‌باشند . مسئولیتهایی در درسهای زندگی وجود دارد که مربوط به لایۀ ششم (خود برتر) می‌باشد . دو گروه انرژی DNA وجود دارد که جفت می‌باشند . آنها لایه‌های چهار و پنج می‌باشند که امروز مورد بحث ما نمی‌باشد و لایه‌های هفت و هشت که در مورد آن خواهیم گفت .

مانند این است که لایه‌های 4 و 5 و همچنین لایه‌های 7 و 8 با یکدیگر ازدواج کرده‌اند . لایه‌های 7 و 8 لایه‌هایی هستند که ما آنها را لایه‌های لموریا می‌نامیم . آنها بایگانی آکاشیک شما می‌باشند . یک بایگانی از همۀ زندگیی که بر روی زمین داشته‌اید ، هر چیزی که انجام داده‌اید ، همۀ معلومات شما ، همۀ مهارتهایی که آموخته‌اید و شیشۀ روحی دانشی که در طول مسیر از دانش انباشته‌اید .

مجددا به شما می‌گویم که درDNA  شما دانشی روحی وجود دارد که ازل آموخته‌اید . فکر می‌کنید که چه تعداد زندگی در گذشته داشته‌اید ؟ شما در اینجا نشسته‌اید بی آنکه هیچ مدرکی از اینکه زندگی گذشته‌ای نیز داشته‌اید ، داشته باشید ، اما آن را به طور شهودی درک می‌کنید ، اینگونه نیست ؟

در آن شیشۀ روحی ، در آن لایه‌های DNA که بایگانی آکاشیک نامیده می‌شوند ، دانش دوران زندگی وجود دارد . بایستی این شیشۀ کوانتومی را با قصد و نیتی که از انرژی شمنیک می‌آید ، بگشایید ! عزیزان ، شما برای انجام این کار بسیار دانایید .

من فقط یکی از جزییات نخستین هدیه را برای شما شرح دادم ، توانایی فرزانگی روحی در یک چشم بر هم زدن . بنابراین شما هدف زندگیتان ، درس زندگیتان ، احساس عشق به خدا در زندگیتان و آغاز فرایند اتصال را می‌دانید . تنها با گشودن شیشۀ روح ، شما به همۀ اینها دست می‌یابید . آن شما را به سوی آنچه که نیاز به دانستنش دارید هدایت می‌کند و شما را به سوی همزمانی‌هایی که بر شما دلیل بودنتان در اینجا را آشکار می‌سازد ، هدایت می‌کند .

حال بیایید بیشتر در مورد فعل و انفعالات لایه‌های 7 و 8 با لایۀ 6 (لایۀ خود برتر)  بحث کنیم . چه چیز آن در رابطه با زندگی‌های گذشته اهمیت دارد ؟ من به شما  دو ویژگی ارائه می‌دهم که جدید نیست ولی به این بحث مربوط است .

DNA و بایگانی آکاشیک شما یک حالت کوانتومی است . بنابراین شما نمی‌توانید از یک مرجع زمانی مانند کلمۀ «گذشته» استفاده کنید . «کریون! پس زندگی گذشته یعنی چه ؟ آیا من در گذشته زندگی نکرده‌ام ؟» اوه ، در حالت سه بُعدی ممکن است داشته باشید اما زندگی‌های تجربه شده در DNA شما مانند انرژی زندگی فعلی شماست . «این چه معنی می‌دهد کریون ؟»من روشی را به شما ارائه می‌دهم تا بتوانید به آسانی آن را درک کنید . در نظر بگیرید که شما نقاش بزرگی در 300 سال پیش بوده‌اید . آیا می‌دانید که آن استعداد خدادادی با شما بوده است ؟ «خب ، کریون من اصلا نقاشی نمی‌توانم بکشم» . می‌دانم . من به شما می‌گویم که تنها در حالت سه بُعدی تلاش کرده‌اید ! چه می‌شود اگر شما به مدیتیشن بروید و با ساختار سلولی خود حرف بزنید و بگویید «من مایلم تا به دورانی بروم که می‌توانستم نقاشی کنم «

فرایند را شروع کنید ! با قصد و نیت استعداد درونی خود را فرا بخوانید . شما شروع به نقاشی کشیدن خواهید کرد ، در ابتدا ضعیفید اما سپس اتفاقی می‌افتد : رنگها به طریقی که قبلا وجود نداشت ظاهر می‌گردند . شما خواهید دانست که چه چیزی در حال روی دادن است . مدیوم من می‌داند که این حقیقت دارد ، او آکاشیک خود را برای بعضی موارد فراخوانی کرده است .

خب حالا ربط آن به خود برتر چیست ؟ به شما خواهم گفت : هنگامی که شما به زندگی گذشته نگاه می‌کنید ، مثلا در صدها سال قبل در نوعی از زندگی گذشته که داشته‌اید ، ممکن است که به شما بگویند که در گذشته شخص دیگری بوده‌اید . حتی ممکن است به شما اطلاعاتی بدهند که شما چه کسی بوده‌اید . آنها قادر به این کار می‌باشند ، چرا که همۀ اینها در آکاشیک شما ثبت شده است و برای بسیاری قابل خواندن می‌باشد . آیا فکر می‌کنید که به آن متصل می‌باشید یا اینکه منقطع از آن می‌باشید ؟ شما به هر چیزی که انجام داده‌اید متصل می‌باشید . خود برتر شما همۀ آنهاست !

در بایگانی آکاشیک شما ویژگی‌هایی وجود دارد که به آنها نیازمند می‌باشید . در  این زمان و در عصر حاضر شما به این ابزار نیاز دارید . شما به این تسلط نیاز دارید . شما به این بردباری کوانتومی نیاز دارید . چرا به آکاشیک خود نمی‌روید و از خود برتر نمی‌خواهید که آن را فعال سازد ؟ خود برتر شما می‌خواهد که به آن دست یابد و از شما یک شخص صبور بسازد .

کندوکاو آکاشیک همان ابزار جدیدی است که ما از آن صحبت می‌کنیم . بروید و بخش‌ها و قسمت‌هایی که از شما هستند و شما آنها را زندگی کرده‌اید و شایستگی آن را دارید ، بدست آورید . در این زندگی چه چیزی را آموخته‌اید ؟ اگر من به شما زمان بدهم ، اگر تمام غروب را به شما اختصاص بدهم ، شما می‌توانید یکایک آنها را برشمرید ؟ به عنوان یک زن ، یک مرد ، یک انسان ؟ خواهید گفت :»من به زمان بیشتری از یک غروب نیاز دارم تا همۀ آنها را بنویسم» . حق با شماست ! اکنون چندین و چند برابر آن را در ازای چند صد زندگی که داشته‌اید در کتابخانه‌ای از تجارب و دانش‌ها در اختیار دارید . همۀ اینها از آن شماست .

 

لایۀ نهم

ما لایۀ نهم را به عنوان لایۀ شفادهندگی معرفی کرده‌ایم . نه به این دلیل که جسم را شفا می‌دهد – ما هرگز چنین چیزی را نمی‌گوییم – به این دلیل که آکاشیک را شفا می‌دهد ! اکنون بعضی از رازها آشکار می‌گردند : همۀ این لایه‌ها با هم کار می‌کنند و تعدادی از آنها بخش‌های غیرفعال را آماده می‌سازند تا زمانی که انرژی زمین به نقطۀ اصلی رسید آنها را فعال سازند . و زمان آن اکنون فرا رسیده است . من امشب با گروهی از مردم صحبت می‌کنم که در انرژی قدیم محدود شده بودند و به طور تصادفی صاحب آزادی و روحی مستقل شده‌اند . این دلیل آن است که چرا این پیام را نخست به شما داده‌ام ، زیرا که شما بیانگر گسترش آگاهی برای لذت بردن از آزادی و برای اشاعۀ این ایده هستید که هر چیزی ممکن است .

شما قادرید که به بایگانی آکاشیک خود رجوع کنید و آن را دسته‌بندی کنید . در راه شخصی خود ، شما خودتان را بوسیلۀ ایجاد تغییرات در DNA خود از طریق بایگانی آکاشیک شفا می‌بخشید .

«منظورتان این است که من می‌توانم خودم را شفا بخشم ؟» اوه بله ! این دلیل بودن شما در اینجاست و آماده و متوازنید تا من چگونگی آن را به شما بگویم . آسان و در عین حال مشکل است ، بستگی به میزان اعتقاد شما به آن دارد .

آیا می‌توانید عشق خدا را در اینجا احساس کنید ؟ اگر می‌توانید شروع خوبی است . من به شما خواهم گفت : اگر بتوانید این پیام را احساس کنید می‌توانید آنچه را که آموخته‌اید عملی سازید . این شفادهی به یکباره اتفاق نخواهد افتاد ، اما من به شما روشی را ارائه خواهم داد . هر یک از شما بر روی این سیاره منحصربه فرد است . هر کدام درس زندگی منحصر به فردی دارد . هر یک الگوی منحصر به فردی از زندگی‌های گذشتۀ خود دارد . این بدین معناست که بایگانی آکاشیک شما شبیه با مال هیج کس دیگری نیست و همچنین خود برتر شما منحصر به فرد است . این حداقل توانایی من جهت ارائۀ لیستی از  کلیات سه بُعدی برای شفا دهی شماست . چرا لحظه‌ای خاموش نمی‌نشینید و با خلوص به روح خود نمی‌گویید : «من این چیزها را دوست دارم . من قول می‌دهم تا انرژی‌هایی که در زندگی خود نیاز یه فعال کردن آنها دارم را فعال سازم تا اهدافی را که به خاطر آنها آمده‌ام را به کمال برسانم . من می‌خواهم از زندگی خود لذت ببرم و لذت را در تمامی آکاشیک خود پیدا کنم ، زیرا من شایستگی آن را دارم و به آن دست یافته‌ام . من پیش از این زندگی مثبت و سراسر لذتی داشته‌ام ، بنابراین می‌خواهم به این انرژی دست یابم .

شما عزت  نفس می‌خواهید . شما می‌گویید » روح … جسم ، من عزت نفس می‌خواهم ، زیرا عزت نفس زیادی ندارم .» خود برتر شما به آکاشیک می‌رود و با یک جنگجوی دلیر در میدان نبرد باز می‌گردد … چیزی که در یکی از زندگی‌های گذشته خود بوده‌اید . این به شما اعتماد به نفس می‌دهد . تنها کافی است که به خاطر بیاورید .

برای کسی که می‌خواهد کتاب بنویسد ، یا سخنران و نویسنده‌ای در DNA خود پیدا کند ، این انجام شدنی است . من چگونه می‌دانم ؟ زیرا بسیاری از مردمی که خواهند پرسید ، مشغول گوش دادن و نوشتن هستند . آنها ارواح قدیمی سیاره هستند و کامل‌ترین آکاشیک را دارند … با بیشترین تجارب نسبت به هر کسی .

کسی که دانش روحی می‌خواهد باید برود شیشه روح را پیدا کند ! در آنجا شمنی هست که قبلا بوده‌اید یا معلمی روحی در درون روستا . همه چیز در آنجاست . من این را می‌دانم زیرا شما را می‌شناسم !

https://i0.wp.com/www.sunhealer.com/DNA%20in%20face.jpg

مرور مجدد

پنج لایۀ انرژی وجود دارد که در حال فعال شدن هستند : درس زندگی (لایۀ 2) ، خود برتر (لایۀ 6) ، دو لایۀ لموریا (لایه‌های 6 و 7) ، و لایۀ شفادهندگی (لایۀ 9) . اینها هدایای این عصر هستند . من می‌خواهم که به این انرژی‌ها به عنوان یک هستۀ انرژی بنگرید که در حال ارتعاش است … یک دروازه . می‌خواهم به شما در مورد آن دروازه بگویم : این دروازه با موسیقی آن سوی پرده به ارتعاش در می‌آید .

در مدیتیشن‌های خود  اگر شما با نیت خالص به آن نور علیرغم همۀ مشکلات ادامه دهید ، دست خالق را خواهید یافت که شما را لمس می‌کند ! زیرا خالق می‌خواهد که کشف شود !

تغییر در  حال رخ دادن است و  شما اگر به آن فقط در حالت سه بُعدی نگاه کنید تغییر با ترس ، اضطراب و ابهام همراه خواهد بود . تغییر ممکن است توسط آب و هوا یا اقتصاد یا مشکلات خانوادگی یا دوستانه یا حتی شغلتان ایجاد شود . این تغییر است و به هر حال در حال روی دادن است . اگر شما بتوانید به آن به شیوۀ کوانتومی بنگرید ، همان تغییری است که ما داریم 20 سال از آن حرف می‌زنیم . اکنون شما دارید به تمامی ابزار مجهز می‌شوید .

شبکۀ جهانی ویژگی‌هایی از آکاشیک شخصی یک موجود بشری را ارائه می‌دهد ، یک انرژی کوانتومی که او را احاطه می‌کند تا بتواند مورد استفاده و دریافت قرار گیرد . که شامل شفادهندگی ، توازن زندگی ، و حتی استادی و تسلط می‌شود . DNA تنها یک حامل فیزیکی از یک حالت کوانتومی است . یک حالت کوانتومی در همه جا وجود دارد …

من کریون هستم . انسان‌های عزیز شما در راه خود هستید . با حق انتخابی آزادانه . این مکان را با ذهنی روشن ترک نمایید ، بیشتر از آنچه که پیش از آمدن به اینجا بوده‌اید . اینجا را در حالی ترک کنید که آماده‌اید کارهایی را انجام دهید که پیش از این باور به توانایی انجام آن را نداشته‌اید . نور این پیام و هویت اصیل خود را توسعه دهید … هویتی که جزیی از خداست . من شما را به شنیدن موسیقی دعوت می‌کنم .

منبع : http://spiritlibrary.com

(دوستان عزیز ضمن تشکر از توجه شما خواهشمندم ضعف‌ها و نارسایی‌های این ترجمه را به بزرگواری خود ببخشایید و آن را به حساب تازه کار بودن من بگذارید – ساسان)

مترجم :http://saytome.blogfa.com

 

پ.ن : با تشكر فراوان از ساسان عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

از آنجايي كه خيلي از دوستان ايميل زدند و تقاضا كردند كه بحث هاي غير مرتبط در قسمت نظرات پاك بشود تصميم به حذف  نظرات گرفتم. اين آدرس هم ميگذارم كه هر كسي بحثي دارد به اين آدرس مراجعه كند و دوستان با هم تبادل نظر كنند.

اين آدرس براي اينجانب نيست و متعلق به يكي از خوانندگان وبلاگ است كه براي همين منظور ايجاد شده است.

ناشناخته ها

http://westsun.wordpress.com/about/

البته خودم با اين دوستمان هم فكر نيستم ولي دليلي ندارد با هم دشمن باشيم چون هر دو از يك آب و خاك هستيم و نبايد به خاطر تفاوت افكار و اعتقادات بين افراد اختلاف و دشمني به وجود بياد. اين عشق و دوستي است كه موجب نزديكي افراد حتي با گرايش هاي مختلف ميشود. اين قسمت را ليليانا مي نوشت خيلي بهتر ميشد.


Advertisements

پيامهاي كريون از ماورا

خلاصه فصل پنجم
بیماری و شفای آن

من به عنوان کریون به بسیاری از مسائل می توانم پاسخ گویم ولی در رابطه با چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتاده و یا شرایطی را دارند که وقوع یا عدم وقوعشان مشخص نیست ، نمی توانم چیزی بیان دارم . شما بایستی مرا به صورت معلمی بدانید که تنها آموزش می دهد و آن چیزهایی را که شما بدان آگاهی ندارید ، به شما یاد می دهد و وضعیت شما را بر اساس امتحانی که از شما می گیرد ، تخمین می زند . من در رابطه با وضعیت و سرنوشت زندگی شما و آینده تان همین حالت و وضعیت را دارم . علم و آگاهیم به واسطه ی ابعاد وجودیم و به شکلی که آفریده شده ام از شما بیشتر است و اگر در رابطه با زندگی و آینده ی شما سخن به میان می آورم ، بر اساس شرایط و روحیاتی که ایجاد کرده اید ، بوده و در واقع آنچه را سالیان سال به شما و اجدادتان آموخته ام و امتحان دادید ، از روی آن می توان تخمین قریب به یقین بزنم که چه اتفاقی برایتان خواهد افتاد .
در این دیدار و رابطه می خواهم از بیماری عظیمی که جهان را مشغول خود ساخته است ، برایتان سخن گویم … حتما می دانید که بیماری ها از ارگانیزمهای بسیار کوچکی که پیوسته تکثیر می یابند و تولید می شوند ، بروز می کند . این موجودات بسیار ریز به صورت سیمتریک در کنار هم قرار گرفته و برای حفظ موجودیت خودشان با سیستم بدنی انسان تطابق می یابند و برای اینکه خودشان را بیشتر نمایند ، دست به تخریب دیگر ارگان ها و سلول های موجود در بدن انسان می کنند تا بتوانند با کثرتشان زمینه ی نابودی بدن انسان را فراهم سازند . این ها در واقه راه خطایی را دنبال نمی کنند . بلکه با اتحاد و یکپارچگی راهی را که شما طی می کنید ، ادامه می دهند و آنها نیز به نوعی تکامل خودشان را عملی می سازند و این ناشی از انرژی موجود در آنهاست . اگر این موضوع را به چیزهای دیگر تسری بخشیم ، خواهیم دید که انسان اگر در راه هایی که تکامل مثبت او مقدور و میسر است حرکت نکند ، عوامل دیگری راه تکامل خویش را انتخاب کرده و به گونه ای با حرکت سریع شان انسان را در دشواری قرار خواهند داد که نتایج پیشرفت آنها را عمل منفی خود خواهیم دانست … از بین بردن انرژی بیماری به دو صورت مقدور است : الف ) از طریق روحی ب ) از طریق عملی
اگر همیشه روحتان متعالی باشد و انرژی لازم را داشته باشد که از پس هر کاری برآید ، بیماری قدرت ورود به بدنتان را نخواهد داشت . یعنی به واسطه ی تعادل انرژی در وجودتان ، امکان نفودذ انرژی های زیان بار از بین خواهد رفت . از طرفی اگر دچار بیماری شوید ، می توانید با تقویت روحی از پس بیماری برآیید .
هر بیماری ناشی از انرژی های موجود در دنیاست و انرژی ها نیز حاوی رنگ های مختلفی هستند . برخی از رنگ ها تکثیر و رشد بیماری را کاهش می دهند و بعضی دیگر سبب افزایش آن می شوند . لذا رنگ درمانی و یا کسب انرژی از طریق آن یکی از بهترین شیوه های مبارزه با بیماری ها است .
راه دیگر مبارزه با بیماری ها ، استفاده از ابزار و وسایل موجود در نظام خلقت است . این را یقین بدانید که درد و درمان هر دو در این جهان شکل گرفته و وجود دارند . اگر بیماری خاصی در میان شما شیوع یافت می توانید درمانش را نیز از زمین بگیرید . گیاهان مختلف دارای ارگانیزم های مختلفی هستند که هر کدام دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند . این خصوصیات شامل ترکیبات آنها ، مقدار انرژی موجود در آنها و نوع گیاهان بستگی دارد . وقتی گیاهی را به رنگ خاصی می بینید ، تناه به رنگ ظاهری آن توجه نکنید ، در ورای این رنگ انرژی خاصی نهفته است که تعادل لازم در میان ترکیبات تشکیل دهنده ی آنها ایجاد می کند . اگر حالت و قامت گیاهی ضعیف است ، این ظاهر قضیه می باشد و در باطن آن گیاه انرژی زیادی موجود می باشد … اگر نگاه دقیقی به نظام هستی خود بیندازید ، در تمام بخشهای آن به نوعی تضاد ظاهری را مشاهده می کنید که این تضاد نیست ، بلکه انتظام لازم و اجباری است که بایستی باشند . هر سیاهی در مقابل خود سفیدی را دارد ، هر خاری با گلی همراه است ، هر سفتی با نرمی مصادف و مقابل است و … بنابراین اگر بیماری خاصی دارای انرژی است ، چیز دیگری نیز وجود دارد که انرژی مقابل آن را در خود احتواء کرده است . یعنی به نوعی حالت قطبی (دو قطب متضاد) در یمان مخلوقات وجود دارد و با مقابله ی با آنها حالت تعادل در میان موجودات ایجاد می شود .
اگر بیماری خاصی مشاهده کردید با بکار بستن انرژی (ترجیحا انرژی درمانی و رنگ درمانی) نحوه ی واکنش و برخورد بیماری را تشخیص دهید . اگر در برابر انرژی خاصی واکنش نشان داد و فهمیدید که با انرژی خاصی و با رنگ های آن از رشد و حرکت باز می ایستد ، به سراغ گیاهان و موادی بروید که چنان انرژی در آنها نهفته است . اگر متوجه شدید که با رنگ و انرژی خاص دیگری رشد می کند ، بیمار را از مسیر چنان انرژی و رنگهایی دور سازید .
این سخن را همیشه به یاد داشته باشید : تمامی مشکلات تنها با کلید طلایی خیرخواهی حل می شوند و خیرخواهی شما نیز تنها با جولان انرژی عشق و محبت آشکار می شود .
این بیماری (احتمالا منظور کریون همان ایدز می باشد که در فصل قبل نیز بدان اشاره شده است- مترجم ) که شما هنوز عمق وقوع آن را تشخیص نداده اید و می رود که جامعه شمارا آلوده سازد ، باعث نابودی شما انسان ها خواهد شد ( در اواسط دهه ی90 و اندکی بعد از انتشار این کتاب بود که جهان متوجه عمق فاجعه شد و این بیماری به طرزی شگفت و مهلک فراگیر شد- مترجم ) . ارگانیزمهای این بیماری علیرغم کوچکی خود بسی زائو هستند و به سرعت تکثیر می شوند و در اثر کثرتشان از انرژی بسیاری برخوردار هستند و به سرعت تکثیر می یابند . آنها سریعا میدان انرژی گلبولهای سفید شما را محدودتر کرده و از بازتاب آن جلوگیری می نمایند . با نفوذ در آنها حالت تخریب و پراکندگی را پدید آورده و در نتیجه انرژی موجود در گلبول از بین رفته و میدان وسیعی برای رشد ارگانیزمهای بیماری زا ایجاد می شود . با یافتن فرصت تکثیر مناسب در محیطی جدید به تداوم تکثیر خود پرداخته و چون انرژی آن تنها قابلیت نفوذ در انرژی گلبولهای سفید را دارد ، سریعا آن را را از بین می برد و در نتیجه سیستم دفاعی بدن که شما به وسیله ی انرژی روحی و جسمی تامین می نمایید ، از بین می رود . به نهایت بدن ضعیف تر شده و طیف نوری و هاله ی انرژی بدن رفته رفته به حالت کبود و قهوه ای و به نهایت به خاموشی می گریاد و جسم از بین می رود . این بیماری چون از خون ایجاد شده است ، در خون نیز تکثیر می یابد و همانطور که پیشتر گفته شد این بیماری توسط خود شما انسان ها بوجود آمده است … این بیماری در مقطع و عصر کنونی بزرگترین خطر برای جوامع انسانی است …. همانگونه که در گذشته با بیمای های خطرناکی روبرو شده اید ، امروز نیز با این بیماری دست به گریبان خواهید بود ولی یقین دارم که به سان گذشته به سهولت خواهید توانست با تمرکز فکری و یافتن راه های چاره از پس این بیماری برآیید .

شفا در نیروی جدید
قبلا در مورد نیروی جدید با شما سخن گفتم و اگر صاحب چنین نیرویی شوید ، چنان قدرت شفا یافتن و شفا دادن در شما ایجاد می شود که در طول عمرتان آن را تجربه نکرده اید . زمانی که شما دارای عشق و محبت می شوید و انرژی حاصل از آن تمام وجودتان را در بر می گیرد ، بدون اینکه خودتان متوجه باشید ، قدرت شفا دهندگی در وجودتان ایجاد می شود و وقتی که با فردی که احساس نا آرامی یا بیماری می کند ، تماس یابید ، با تماس دستان شما و یا حتی نزدیک کردن آنها ، انرژی متعادل عشق و محبت وارد بدن شخص شده و میادین مغناطیسی انرژی های مختلف موجود در بدن را متعادل می سازد . بدین ترتیب راه شفا یافتن میسر و هموار می شود … البته باید گفت که نیروی موجود در شخص شفا دهنده برای درمان مطلق بیماری نیست ؛ بلکه نیروی وی باعث می شود که میادین مغناطیسی موجود در تمامی ارگانهای بیمار که از ناهماهنگی رنج برده و جسم شخص را بیمار کرده اند ، مجددا به حالت اولیه برگشته و انتظام یابند که با انتظام وجود بدن بیمار آمادگی بهبودی را می یابد .
برخی از شما انسان ها اعتقاد دارید که سرنوشت و دست تقدیر باعث می شود که تلخکامی یا شیرینی و خرسندی بر زندگی حاکم شود ، حال آنکه خداوند چیزی را به عنوان دست تقدیر خلق نکرده است . هر آنچه برایتان از نیک و بد عارض می شود ، بازتاب رفتارها و انرژی هایی است که شما در گفتار ، پندار و رفتار خویش ساطع می سازید .
اگر روحی نتواند آنچه را که برایش از دروس واجبه است ، فرا گیرد ؛ آنگاه جسم حاکم بر روح آن فرد ، همیشه بیمار خواهد بود .
… شما نیز که می دانید خداوند خالق مهر و محبت و مظهر عشق و رافت است و شما نیز از اویید و بایستی به او بازگردید ، چرا از تغییر و تحول خود هراسناک هستید ؟ چرا از تحول و تکامل روح خود می نالید ؟ مرگ برایتان تحول عظیم و بازگشت به سوی اوست . بازگشتی که به نهایت به محبت و نوازش منتهی خواهد شد . مگر اینکه مثل کودکی بزهکار از تنبیه ترسیده باشید و این را نیز اعمل خودتان سبب شده اند و در واقع طیف نیرومند کرده های خودتان است که به سویتان بر می گردند و اما با اینحال هیچگاه نترسید ، زیرا اگر تقصیراتی نیز دارید ، این بیماری است و می توانید با کسب انرژی خود را بهبود ببخشید .
بهبودی جسم را توضیح دادم ولی برای بهبودی و شفای روح خود نیازمند انرژی روحی عظیمی هستید . این انرژی نه تنها القایی است ، بلکه از سویی خود زایی نیز می باشد . یعنی اگر شما در اعمال و گفتار و پندار خویش دچار نقایصی شده اید ، می توانید با تقویت روح خود در اکتساب از انرژی های مختلف که شما آن را براهین و داده های معنوی می دانید ، خودتان را آماده ی بهبودی سازید . در کسب بهبودی حال نوبت شماست که این انرژی را در وجود و مخصوصا قلب و مغز خویش تقویت نمایید و انرژی مطلقش را حاکم سازید . این کار شدنی نیست مگر اینکه به این بیندیشید که شما تنها برای خودتان ساخته نشده اید و برای دیگران نیز اهمیت دارید . شما انسان ها اگر بُعد وجودی خودتان را بشناسید و یقین حاصل کنید که با عشق و محبت و فداکاری و انعطاف رفتاری می توانید نیروهای زیادی را در پیش خود به عنوان تکیه گاه ایجاد نمایید ، هیچگاه به روح خود اجازه نمی دهید که دچار نقصان و یا تقصیر شود . زیرا چنان انرژی مطلقی شما را در انجام هر کاری یاری می دهد و با حاکمیت انرژی مطلق دوستی و محبت زمینه بروز هر نوع ناملایمات و ناگواریها ی عملی و فکری را از بین می برید .
اگر با صداقت و از صمیم قلب ، عشق را در قلب و مغز خویش حاکم سازید ، انرژی آن با تمام قدرت و سفیدی تمام و براق و درخشندگیش به وجود سایرین نفوذ کرده و آنها را مجذوب خویش می کند . در چنین حالتی ممکن نیست که کسی از شما دوری کند . اگر شما این انرژی را پیوسته ساطع سازید و دیگران متوجه شما شوند و تنها فرد با افرادی از میان جمع به انرژی شما پاسخ ندهد ، آن زمان آنان بیمار خواهند گشت و اگر بیمار گردند ، بیمارتر نیز خواهند شد تا جایی که به ستوه آمده و درصدد شفا بر می آیند .
… من کریون از خادمان انسان و دارای انرژی مغناطیسی خدمت ! همه تان را با قلبی سرشار از عشق دوست دارم

###################################################

خلاصه ای از فصل ششم
عیسی مسیح و رازهای او

( از آنجایی که مدیوم کریون (آقای لی کارول) شخصی مسیحی بوده و بیشترین مخاطبین این شخص را جامعه ی مسیحیت که شامل بخش عظیمی از جوامع انسانی در سرتاسر کره ی زمین می شود ، کریون لازم می بیند تا در مورد عیسی مسیح و حقایق پنهانی در مورد او سخن بگوید و در مورد بعضی افکار و اندیشه ها که پیرامون عیسی مسیح شکل گرفته اند ، خرافه زدایی کن و مطمئنا بعضی از حرفهای کریون به هیچ وجه به مذاق مسیحیان متعصب خوش نخواهد آمد و جالب تر اینکه گفته های کریون در مورد مسیح ، با گفته های قرآن در مورد مسیح مطابقت می کند . به طور مثال : مسیحیان به سه خدایی ( پدر ، پسر ، روح القدس) اعتقاد دارند و لی کریون این را رد می کند و با دلیل و منطق تک خدایی را اثبات می کند . )

نگاهی اجمالی به سیستم ایمان متافیزیکی :
… شاید اینگونه بینیدیشید که که اگر فردی به تکامل مطلق روحی رسیده باشد ، می تواند به عنوان برگزیده ی خداوند در میان انسان ها ظاهر شود و ادعای پیامبری کند ؟ در حالی که اینگونه نیست و این انتصاب از سوی خداوند صورت می گیرد و هر فردی با تکامل روحی قادر به رسیدن به این منزلت نیست … امروزه بشر به مرحله ای از علم و دانش رسیده است که همه چیز را خود با تجربه ی علمی و یا ذهنی و با کمک گرفتن از مستندات مادی و معنوی می تواند به منصه ی ظهور برساند . دیگر حلقه ی گم شده و یا نقصی در زنجیره ی دانش و آگاهی انسان باقی نمانده که نیازی به آن باشد که خداوند دانش مورد نیاز را به بشریت به اوسطه ی پیامبری برساند . رازهای زمین و زمان به طور کلی برای بشر داده شده است و اکنون زمان آن است که بشر خود کلید طلایی را که در دست دارد ، درهای اسرار الهی را بگشاید و به آن برسد که راه تکامل همین است . .. اکنون دانش بشری به گونه ای است که اگر درست هدایت شود ، انسان را تا مرحله ی پنجم و حتی ششم تکامل سوق خواهد داد . یعنی به درجه ای خواهد رسید که حتی از موجودات فعلی و مقتدر در سایر سیارات فراتر خواهد رفت …
کسی که با علم متافیزیک ارتباط دارد و به آن رسیده است ، دارای روحی متعالی است و به تمامی اعتقادات و ادیان الهی با دیده ی احترام می نگرد . هیچ سیستم دینی و معنوی را اشتباه ندانسته و با درایت و آگاهی به آنها می اندیشد . در کارهایش خطایی به چشم نمی خورد . در اعتقادات و گفته هایش هیچگاه عناد به خرج نمی دهد و تعصب خاصی ندارد .
… در اصل همه ی انسان ها از یم «من» واحد تشکیل شده اند و این «من» واحد نیز از خداوند نشات گرفته و پدید آمده است … اگر به دقت کتب الهی را بخوانید و حروف رمزی آنها را کشف کنید و یا برخی از آیاتی که به صراحت از آنسوی پرده خبر می دهند ، مطالعه کنید و در آنها تامل داشته باشید ، آن زمان در خواهید یافت که رازهای دنیای متافیزیک چیست ؟
همه ی انسان ها یکسان آفریده شده اند و حتی عیسی مسیح نیز مانند شما آفریده شده است و هیچ تفاوتی میان شما وجود ندارد . تنها تفاوت در این است که جسم و روح او مقدس است ولی جسم شما در این دنیا اسیر خواهد شد .
شاید بپرسید که اگر ما از خداوندیم و با رشته ای با روح الهی ارتباط داریم ، پس آیا می توانیم با تکامل روحی تمثیلی از خداوند شویم ؟ این تصور کاملا خطاست . زیرا من و شما و هر موجود دیگری تنها بخش کوچ و ذره ای از انرژی و قدرت الهی هستیم و مقدار ناچیزی از روح الهی در ما به حرکت در آمده است . او قادر است ارتباط انرژیکی خود را با روح ما قطع کند و به نحو دیگری ما را اداره کند ولی ما قادر به این کار نیستیم . زیرا منبع اصلی حرکت و بقای ما اوست .
چیزی به عنوان تصادف و اتفاق وجود ندارد و هیچ سرنوشت و دست تقدیری نیز در زندگی حاکم نیست . آنچه که هست نتیجه ی عملکرد روح و جسم ماست . هر چیزی علتی دارد و هیچ معلولی بدون علت نمی تواند ظاهر گردد … هیچ چیزی جادویی نیست و طلسم و جادو وجود ندارد ، بلکه آنچه به صورت طلسم یا جادو پدید آمده است مظهری از تلفیق انرژی روحی است … انرژی منفی سبب می شود که انرژی پدیده ی مقابل به واکنش در آید و آن زمان حادثه ای که انتظارش را می کشیدیم به سراغمان آید ( چیزی که در متافیزیک به عنوان قانون جاذبه از ان یاد می شود . یعنی ذهن خود را به هر چیز معطوف داریم ، همان چیز نیز به سراغمان خواهد آمد – )
هیچ زشت و خطرناک و بدکار و تبهکاری وجود ندارد . هیچ پدیده ای اضافی نیست و هیچ چیز بدون هدف آفریده نشده است . سعی کنید راز آنها را کشف کنید و همه چیز را دوست داشته باشید و با شک و تردید به چیزی ننگرید و همه چیز را لازم و ملزوم حیات دنیوی خویش بدانید و یقین بدانید که تمامی موجودات زنده دارای روح هستند و می توان بوسیله ی روح آنها بهره برد و سود رساند . اگر چنین دیگاهی داشته باشید ، هیچگاه دچار مشکلی نخواهید شد .
نابودی و تخریب دیوار برلین در یک شب ، نابودی سیستم امپراتوری شوروی و بروز تغییرات عظیم در آن ، بروز انقلاب ایران ، ایجاد زمینه ی دوستی و صلح در آمریکای جنوبی ، خاورمیانه و … تمامی این حوادث زاییده ی دین خاصی نیست و اتفاقاتی بوده اند که حالات و جنبه ی جهانی داشته اند و تمامی انسان ها را در بر می گیرد و یقین بدانید که این همان تاثیر یک روح بر ارواح پیکره ی انسانی است . هنگامیکه یک روح متافیزیک گرای مثبت و قدرت گرفته از روح الهی به حرکت در می آید ، سایر ارواح را نز به حرکت وا می دارد و آن ارواح نیز به نوبه ی خود بر دیگر ارواح تاثیر می گذارند و موجی عظیم و جهانی شکل می گیرد و تغییر و تحولات شگفتی به وقوع می پیوندد .
متافیزیک گرا هیچگاه دست از نیایش بر نمی دارد و مدیتیشن و یوگا و راز و نیاز و عبادت دنیای او را زینت می بخشند .
رقابت یکی از عوامل خسارت بار و گسستگی آور در روابط انسانی است . یقین بدانید که رقابت به نهایت حس حسادت را در شما ایجاد خواهد کرد . برای مثال رقابت در میان بعضی از کشورهای صاحب امکانات ویژه سبب نادیده گرفتن خوی های انسانی و پایمال شدن حق و حقوق انسان های بسیاری شده است … بدانید که چیزی به عنوان رقابت سالم یا نا سالم وجود ندارد و هر دو در نهایت مضر می باشند و نمی توانند جای دوستی و همکاری و همیاری را بگیرند .
هر کس که دست به دعا بلند می کند در نهایت به یک چیز متصل می شود و آن خداست و در نگاه خدا ، دعا کردن و توسل جستن به او در هر شرایطی و هر مکانی اعم از معبد ، بتکده ، مسجد ، کلیسا ، کنیسه ، خانقاه و … تفاوتی ندارد و در همه ی آنها یک روح جاری است … انسان متافیزیک گرا باور دارد که اگر می خواهد با خدا باشد و روحش از نزدیک روح الهی را احساس کند ، باید مثل خداوند بیندیشد . این انسان از هیچ کاری ناراحت نمی شود و آن را علتی خاص در بروز معلول می شمارد . یقین دارد که خالقش خداوند، هیچگاه چیز نادرست و نامناسبی را برایش ایجاد نمی کند و هر چه هست خیر و نیکی است و اگر پیشآمدی است که برایش ناگوار می باشد ، این یا از بازتاب اعمالش است و یا اینکه قدرت درک مسایل را نداشته که چنان پیشامدی را ناگوار می شمارد .
شما مسیحیان احساس می کنید که دیگران با شما عناد و دشمنی دارند ، در حالی که این دشمنی نست و حقیقت است . شما باور دارید که عیسی فرزند خداست و حتی در حد خداوند او را ستایش می کنید ، به طوریکه : پدر ، پسر ، روح القدس … خداوند مظهر انرژی و قدرت جاودانه است . او جنس و جسم نیست که بتوان برایش چارچوبو شکل خاصی را قائل شد . او انرژی است که شروع و پایانش در خودش است . اول و آخر خود اوست . چیزی که آغاز و پایانش یکی باشد ، در واقع نه می زاید و نه زاییده می شود …
زمانی که مرگ را پذیرفتید ، آغاز خوشبختی شماست . دیگر در آن جهان دشواری و سختی نخواهید داشت . زیرا در آنجه احساسات زمانی و زمینی اعم از نفرت یا علاقه ، دوستی یا دشمنی ، خوبی یا بدی ، زیبایی یا زشتی ، موفقیت یا شکست و … وجود نخواهد داشت . به همین خاطر نیازی به ریاکاری ، دروغ ، طرح انداختن و تدبیر اتخاذ کردن نخواهد بود . همه چیز از حیث ظاهر و باطن یکی است . در چنین عالمی که همه چیز آشکار و به دور از هر نوع احساس نگران کننده ای است ، چه نیازی دارد که انسان احساس آرامش نکند ؟ … چنان روح خویش را تقویت کنید که روحتان بتواند در آن دنیا به راحتی حرکت کند و مانعی از سوی سایر ارواح و یا سایر ارواح مامور ایجاد نشود .

… من کریون ، از صمیم قلب همه ی شما را بدرود گفته و عشق الهی را هدیه تان می کنم . مهر الهی با شما باد !

ادامه دارد …

###############################################

خلاصه ای از فصل هفتم
پیشگویی هایی برای هزاره ی سوم میلادی

یادداشتی از مدیوم نوشتاری (لی کارول) :
در حالی که نخستین کتابی را از نوشته های کریون برایتان آماده کرده و در این فصل به پایان می رسانم ، وظیفه ی سنگینی را بر دوش خود حس می کنم . زیرا مطالبی را که از وی دریافت کرده و به عنوان پیام های کریون که الهام گرفته از فرامین و احکام الهی است ، برای شما خوانندگان ارجمند به رشته ی تحریر می آورم . احساس می کنم که به راستی عشق یکایک شما در قلبم رسوخ کرده است و با شما سخن می گویم . برادر و خواهر گرامی و عزیزتر از هر چیز ، اکنون که این مطلب را می خوانی یقین بدان که اگر همین مطالب را بار دیگر در ذهن خود تداعی کنی و به حلاجی آنها بپردازی ، به یقین انرژی و حقانیت نور الهی را در قلبت احساس خواهی کرد .
گفتگوهای من با کریون بیش از محتویات این کتاب بود و در این کتاب براساس زمانبندی و توصیه ی کریون تلاش کردم در رابطه با مسایل متافیزیک و غیر بیولوژی سخن بگویم . در انتهای این کتاب ، بخشی را به عنوان پیشگویی های کریون آورده ام که در حکم اخطار برای یکایک ما انسان هاست . او در مسایل جسمانی و راز خلقت ما مطالب زیادی را مطرح کرد که فراتر از حد ادراک من بود ولی با قدرتی که از انرژی عشق الهی دریافته بودم توانستم آنها را به خوبی به رشته ی تحریر درآورم و زمانی که آنها را به متخصصان امر دادم که در رابطه با مسایل مطروحه در خصوص موارد بیولوژیکی نظر بدهند ، همگی اعتقاد داشتند که من در این مورد صاحب نظر هستم و توانسته ام چنان مطالبی را بنویسم . اما آنهایی که از ابتدا مرا می شناسند و میزان تحصیلات و معلومات مرا می دانند ، یقین دارند که آن مطالب نمی تواند نشات گرفته از اندوخته ها ذهنی من باشد . در کتاب بعدی خود به نام «کریون 2 » از این مطالب بحث خواهد شد و خواهید دید که خداوند در رابطه با راز خلقت و امانتی را که به عنوان جسم و جان به ما بخشیده ، چه اهدافی در پیش روی ما قرار گرفته است . (متاسفانه تا آنجا که اطلاع دارم این کتاب در ایران هنوز به ترجمه و چاپ نرسیده است )
کریون بارها در گفته هایش اعلام داشته است که نمی تواند از آینده خبر بدهد و هیچ کس را یارای این نیست مگر آنکه زمینه های بروز حوادث و رخدادها از هم اکنون فراهم آید و نتیجه مشخص شود و آن زمان پیشگویی محقق خواهد شد و این در واقع پیشگویی نیست ، بلکه احاطه ی قدرت روح به تمامی جوانب کائنات است . زیرا روح محدود و محصور در زمان نبوده و همه چیز را به خوبی می تواند مشاهده نموده و درک کند . زیرا آنچه را که ما انسان ها در ذهن خویش می پروریم و نقشه هایی را ترسیم می کنیم ، تماما زاییده ی روح ماست و ارواح می توانند با نزدیک شدن به روح ما و ایجاد گفتمان با آن به سهولت پی به نیات ما ببرند و آینده را تخمین بزنند . پیشگویی های کریون نیز بدین گونه بوده است و با ایجاد ارتباط با روح انسان هایی که خود را سردمدار جامعه دانسته و یا دانشمند می باشند ، توانسته است به نیات آنها پی برده و از آینده خبر دهد .

چه اتفاقاتی در آینده رخ خواهند داد ؟
من کریون از خادمان انسان و انرژی خدمت ، اطلاعاتی را که شما از من خواستید تا در رابطه با آینده ی جامعه ی بشری برایتان بگویم ، بیان می دارم . رخدادهایی را که از آنها صحبت خواهم کرد ، تماما زاییده ی فکر و تصورات مقاصد شما انسان هاست . انرژی مرتعش شده ی شما انسانها مرا به این آگاهی رسانیده که بدانم با روندی که پیش روی دارید چه سرنوشتی در انتظارتان است . برخی از این رویدادها شاید برایتان نگران کننده باشد ولی بسیاری از تلاش هایتان مفید و مثبت بوده و زندگی شما را در مسیر درستی دگرگون خواد کرد .
در آینده ای نه چندان دور متاسفانه عده ی بسیاری از شما در اثر حاکمیت برخی از بزرگان جامعه که خودشان را رهبران شما می دانند ، دچار قتل و کشتار عظیم خواهید شد . این قتل منطقه ی جغرافیایی آسیا و شمال آفریقا را در بر خواهد گرفت . زیرا سردمداران ساکن در این مناطق درصدد کسب قدرت شیطانی بوده و برخی از صاحبان روح شرور با آنها همراهی می نمایند و باعث خواهند شد که میان انسان هایی با روح متعالی و روح شیطانی جنگ سختی در بگیرد ( در نظر داشته باشید که این کتاب در سال 1994 به چاپ رسیده است و حوادث سال های بعد را پیشگویی می کند – مترجم ) . اما در این جنگ خانمان سوز گر چه جان انسان های زیادی از بین خواهد رفت ولی زمینه برای رشد و تکامل روح انسان های دیگر فراهم شده و آرزوهای انسان های متعالی که سالیان سال در انتظار رسیدن به خواسته ی بر حق خودشان است ، محقق خواهد شد و بعد از ان منطقه ی یاد شده به عمران و آبادی و صلح و صفا روی خواهد آورد . (احتمالا مربوط به جنگهای خاورمیانه می باشد که بعد از حادثه ی تروریستی یازده سپتامبر با حمله ی آمریکا به افغانستان و عراق شروع شد و هنوز هم دامنه ی این حملات و تهدیدات ادامه دارد و اگر تهدیدات آمریکا و اسراییل علیه ایران عملی شود باید منتظر جنگهای ویرانگرتری نیز باشم – مترجم)
در چند عصر آینده نژادی از انسان پدید خواهد آمد که حاصل تغییرات ژنتیکی است که امروزه دانشمندان شما آن را تعقیب می نمایند . این نسل جدید ، چون ماشین انتظام زندگی شما را تضمین خواهند کرد ولی بسان ماشین فاقد روح و احساس بوده و زندگی را رویایی حسرت زده خواهند کرد . در نتیجه انسان واقعی درصدد فروپاشی این سیستم خواهد بود که باز جنگ سختی در میان انسان ها پدید خواهد آمد و آن زمان تکنولوژی شما از حالت اسرار خارج شده و نظم و قاعده ی خاصی بر آن حاکم خواهد شد و کسی را قدرت بهره گیری منفی از تکنولوژی نخواهد بود .
با باز شدن لایه ی اوزون در سیاره ی شما و کثرت قمرهای مصنوعی در اطراف زمین ، میادین مغناطیسی تصنعی در لای جریان واقعی انرژی اجرام آسمانی نزدیک زمین ایجاد شده است . همین مورد باعث شده که از هم اکنون تغییرات انحرافی در حرکت مداری زمین ایجاد شود و حتی تاثیرات دیگر اجرام آسمانی نیز گاهی به طور منفی بر زمین حاکم گردد . لذا در اواسط عصر کنونی با دگرگونی جدیدی از آب و هوا روبرو خواهید شد که زندگی شما را تهدید خواهد کرد . تابستان هایی بسیار بارانی و توفانی و زمستانی ملایم و بدون برف خواهید داشت . این سیستم اکولوژیکی زمین را به هم زده ، بسیاری از موجودات جدید خلق خواهند شد و برخی از بیماری هایی که اکنون نمی توانید تخمین بزنید زندگی شما را به مخاطره خواهد انداخت .
فقر و فلاکت در نقطه ای از زمین عصیان کرده و گروهی در غنای افراطی خواهند بود . نکبت زندگی انسان های فقیر دامان آنان را خواهد گرفت .
با افزایش نسل کنونی ، طبیعت پاسخگوی نیاز شما نخواهد بود و مشکلاتی در تامین نیازهایتان پدید خواهد آمد که موجبات برخورد و جنگ را در میان شما فراهم خواهد آورد و در نتیجه یک سوم از جمعیت جهان در این جنگ از بین خواهد رفت .
منطقه ای از شرق قاره ی اروپای کنونی دچار بیماری هولناکی خواهد شد که هیچ کس قدرت برخورد با آن را نداشته و نسل زیادی از انسان های موجود در ان از بین خواهند رفت .
جنوب قاره ی اروپا به تدریج به زیر آب رفته و مناطق جدیدی در شمال زمین سر از زیر آبها بیرون خواهند آورد .
اقیانوس آرام شاهد پیدایش جزایر جدیدی خواهد شد ولی در مقابل بخش هایی از ژاپن و شبه جزیره ی هند و کره به زیر آب خواهد رفت .
انسان هایی در منطقه ی آسیا پا به عرصه ی وجود خواهند گذاشت که خود را قدرتمند دانسته و بر زندگی دیگر انسان های ساکن در آسیا سایه ی نکبت و بدبختی خواهند افکند .
عقاید محکم دینی به تدریج رنگ باخته و ارزشهای ناهنجار و ناهمگون در میان نسل جدید رواج خواهد یافت . اما در این میان در غرب نسلی ابراز موجودیت خواهند کرد که همه را به تساوی حقوق و برابری دعوت می کنند و این خواسته در همه جا طرفدار خواهد داشت .
در پایان هزاره ی سوم انسان به منظومه های دیگری راه خواهد یافت . موجودات دیگر سیارات از نزدیک با انسان رابطه برقرار کرده و بدین ترتیب بشر به سوی سعادت حرکت کرده و امیدوار خواهد شد .
زندگی آزمایشی و نخستین در یک چهارم سده ی اول هزاره ی سوم در سیاره ی مریخ مقدور خواهد شد و بخش هایی از علم انسانی به آنجا انتقال داده خواهد شد .
زندگی کنونی و زیست محیطی با پیدایش شرایط و امکانات تغییرات ژنتیکی دگرگون گردیده و طبیعت با سرسبزی بسیاری آشکار خواهد گشت .
عمر انسان ها در اثر تغییر و تحولات ناشی از تاثیرات ناموزون و با فرکانس های مختلف و نا سازگار با انسان رو به کاهش نهاده و پیری به سرعت بر انسان عارض می گردد .
در نیمه ی دوم سده ی دوم از هزاره سوم ( 2200-2150 م ) سیستم تولید و تکثیر سلولی به نتیجه رسیده و امکان بازگردانی سیستم بیولوژیکی بدن انسان و حیوانات مقدور خواهد بود ولی این موفقیت عاملی در جلوگیری از مرگ و میر انسان ها نخواهد بود .
تغییرات پدید آمده در سیستم غذایی و مواد تغذیه باعث خواهد شد که انسان های بسیار زیبایی در میان شما ظاهر شوند و از لحاظ قامت ورزیده ولی از حیث توانمندی ضعیف خواهند بود . با این حال رشد مغزی آنها بیشتر بوده و نابغه خواهند بود .
با تمام این اوصاف انسان های خاصی با توانایی های مغزی و جسمی پدید خواهند آمد که حاصل تغییر و تحولات انجام گرفته در آزمایشگاه هاست . اگر انسان آینده بتواند روح متعالی را حفظ نماید و معنویت را همیشه در خود حفظ کرده باشد که عموما اینگونه بوده و موسیقی و ادبیات آینده توام با پیام های آن خواهد بود ، زندگی راه سعادتمندی را در پیش گرفته و خوشبختی بر انسانها حاکم خواهد شد و گر نه با کوچکترین خطا و تقصیر چنان فاجعه های پدید خواهد آمد که جبران آن ممکن نخواهد بود . زیرا دیگر زمان آن فرا رسیده که همه چیز در کنار هم است و گوشه ای از جهان در آن واحد از گوشه ی دیگر جهان تاثیر می پذیرد .
در سال 2052 نزدیکترین همسایگان خود را خواهید یافت و در آن زمان من بار دیگر در میان شما خواهم بود و پیام هایی را که برای آن مقطع لازم است ، به شما ابلاغ خواهم کرد . این زمان برای همه ی بشریت بهترین زمان است . زیرا دریچه های زندگی نوین در برابر افق دید شما گشوده خواهند شد . همسایه های شما راهکارهای مناسبی را برای حفظ طبیعت و زندگیتان خواهند آموخت . قدرتهای دینی ، ملی ، سیاسی در هر نقطه ای از جهان موقعیت خویش را از دست خواهند داد و تنها اعتقاد راسخ به خداوند رایج خواهد بود و کسانی به عنوان امیران و رهبران ملتها بر مسند مسئولیت ( و نه قدرت ! ) خواهند نشست که در میان انسان ها شناخته شده و عزیز واقعی هستند و اینگونه رهبران از جان و دل به بشریت خدمت خواهند کرد .
در سال 2025 نیز تغییرات شگرفی در سیستم اجتماعی ساکنان آسیایی پدید خواهد آمد . به دلیل شرایط آب و هوایی و رژیم غذایی تعداد زنان بر مردان فزونی یافته و آشفتگی در جوامع پدید خواهد آمد . روابط سالم از میان رفته و بیماری هایی را که آنها را فراموش نموده اید ، بار دیگر در میان انسان ها ی آسیایی خواهید دید . پیوسته حکومتهای متنوعی بر سر کار خواهند آمد و چند صباحی به حیات خود ادامه داده و سقوط خواهند کرد . مرزهای جغرافیایی آنها به هم خواهد خورد و در اثر اتحاد برخی از کشورها با قدرتهای دیگر ، انتظام مقطعی حاکم خواهد گشت .

پایان

پ .ن : با تشكر و سپاس از ساسان عزيز .

جلساتی با کریون ( خلاصه فصل چهارم )

پاسخ کریون به سوالات مهم و مشخص

حدود سه ماه بعد از جلسه ی زنده ، جلسه ی دیگری با اشتراک 14 نفر که تماما از اعضای متافیزیک و کارشناسان امر بودند ، برای دریافت برخی از سوالات خودشان در محل سالن اجتماعات دانشکده ی فلسفه و علوم نظری دانشگاه کالیفرنیا تشکیل گردید که در این جلسه حاضران شرکت کننده سوالات خودشان را به طور فهرست آماده نمودند تا در هنگام رابطه از کریون پرسیده شود . با توجه به اینکه بسیاری از سوالات مشابه هم بودند و تمامی آنها از کریون پرسیده شدند ، ولی من در این میان به سوالاتی که جنبه عمومی داشته و برای همگان مطرح است ، انتخاب نموده و در اینجا ذکر می نمایم . البته شاید برخی از این سوالات برای تعدادی از شما خوانندگان گرامی چندان مهم جلوه نکرده و جذابیت خاصی نداشته باشد ، اما یقین دارم پاسخ هایی را که کریون برای ما دادند ، از بسیاری لحاظ حائز اهمیت است . سوالات مطرح شده ، گر چه پس از افشاء شدن از سوی پلیس ایالتی ایالات متحده آمریکا چندی مکتوم و مختوم باقی ماند ولی با توجه به اینکه در این ارتباط و بیان مطالب هیچ نفع سیاسی و یا شخصی خاصی وجود نداشت و حتی عواملی از پلیس و حتی FBI نیز در برخی از جلسات حضور یافتند ، مشخص گردید که این مطالب واقعیت محض بوده و اطلاعات اخذ شده از کریون واقعی هستند . گروه سوالات مطروحه به شرح زیر است : 1- آیا از نقشه ی سیاه سرخپوستان هوپی اطلاعی دارد ؟ اگر دارای آگاهی و اطلاعاتی در این زمینه می باشید ، نظرتان را برای ما بیان دارید . ( با توجه به اینکه سرخپوستان قبیله ی هوپی اعتقاد دارند که الهه ی خورشید از میانشان رفته است و هر سال با بروز بهار که مصادف با 21 مارس است ، الهه ی خورشید بر زمین با نگرانی می نگرد و انتظار دارد که انسانها چنان ظلم و جور را بر زمین و زمینیان حاکم سازند که سرانجام الهه ی خورشید ماموریت عزیمت به زمین را بگیرد و باز با قتل و عام و نابودی تبهکاران ، صلح و آرامش را در زمین برقرار کند – مترجم ) جواب کریون : … نقشه ی سرخپوستان هوپی ناشی از احساسات و تصورات و اعتقادات آنهاست . آنها نیز واقعیت را دریافته و در طول تاریخ فرستادگان و ارواح برتری با آنها رابطه برقرار کرده و خبر بروز و وقوع روز سخت را داده است . اما اینکه این روز می تواند به دست انسان سریع تر حادث شود یا نه ، امری است که نمی توان به آن با دیدۀ یقین نگریست . بشر زمینی راه تکاملش را خواه ناخواه طی می کند و خواهد کرد . در این رهگذر مشکلاتی از سوی خود و یا عوامل جانبی عارض خواهند شد . ولی این مشکلات نمی تواند دلیل بر این باشد که حادثه ای زود انجام خواهد گرفت یا نه ؟ و ما موظفیم که آن مرحله را سریعتر حادث نماییم . لذا سوال شما در رابطه با نقشه ی هوپی ها ناشی از ترس شماست که این ترس موردی ندارد و باید به نحوی ایمان و اعتقادات انسان ها را تقویت بخشید تا حاکمیت روح شیطانی مقدور نشود . این پیام را من (کریون) ، خادم شما و از منشاء انرژی صراحتا بیان می دارم که سعادت و بهروزی شما در سایه ی پیروی از احکام الهی است و هر اندازه با عشق و محبت گرایش به خداوند را تقویت بخشید ، ارواح شیطانی در میانتان رسوخ نیافته و هیچ حادثه ای پدید نخواهد آمد . 2- برای اینکه تعادل و توازن در سیارۀ زمین حفظ گردد ، آیا لازم است انسانهای زیادی کشته شوند ؟ با توجه به اینکه برخی از ارواح و روح متعالی مربوط به RA در بسیاری از ارتباطات خود با مدیوم هایشان اعلام داشته اند که بشر برای تکامل خود همیشه دچار یکسری اشتباهات شده و از طرفی با کشفیات خود به بقا و طول عمر خویش می افزاید . از طرفی همین کشفیات باعث می شوند که بشر توازن میان طبیعت و خود را از بین برده و در نتیجه با بسیاری از بیماری ها و یا حوادث روبرو می شود که عنداللزوم تعداد زیادی از انسان ها را از بین می روند تا زمینه ی تعادل در روی زمین برقرار شود . به طور مثال برای گذر از مرحله ی دوم تکامل به مرحله ی سوم ، بیماری هایی اعم از طاعون و وبا انسان های زیادی را از بین برد و یا بشر خود با دست خویش جنگهای اول و دوم جهانی را پدید آورد و بسیاری از انسان ها کشته شدند و اکنون که در سالهای آخر تکامل سوم هستیم و بایستی به مرحله ی چهارم برویم ، آیا باز هم چنین ناگواری هایی انسان را تهدید می کند ؟ اگر تهدید می کند ، می توان بیماری مهلک ایدز را ماحصل دوران عبور از مرحله سوم به چهارم برای ایجاد تعادل به شمار آورد ؟ جواب کریون : در جواب سوال شما باید بگویم که دلیل قتل عام بشر در طول تاریخ به دلیل موفقیت های ناشیانه ی او و بهره گیری نا مناسب از او از آنچه بدست آورده بوده ، می باشد . انسان هر آنچه را که کشف و یا اختراع نموده است ، آن را محدود به منطقه و یا قشر خاصی کرده و دنیای انسانی را با خطراتی مواجه کرده است . اگر به نتایج توسعه های علمی و فنی انسان ها بنگرید ، در راستای تمامی گامهای برداشته شده ، تنها یک هدف برای بهره وری از امکانات جدید مطرح بوده است : برخورداری و چیرگی داشتن ! این دو عامل بسیار خطرناکی در زندگی بشریت است . در ابتدای امر کارهای انجام شده حالت قداست و توام با نیت خوبی را همراه داشته است ، ولی در جریان بهره گیری از آنها راه صحیح به گم گشتگی منتهی شده است . به طور مثال اگر همین تغییرات ژنتیکی را که در سالهای اخیر شروع کرده اید ، در نظر بگیرید ، کار بسیار مثبت و بزرگی است که در سایه ی آن می توانید به بسیاری از نایافته ها دست یافته و راههای رسیدن به تعالی جسمی و روحی بشریت را هموار سازید ، اما می بینیم که برخی از پیشگامان چنین علمی در میان شما به نوعی از آن سوء استفاده کرده و با تغییرات ژنتیکی درصدد یافتن و بهره گیری از امکاناتی هستند که بتوانند از طریق آن انسان هایی را بوجود بیاورند که همیشه تابع خواسته هایشان باشند . این گروه از پیشگامان برای بشریت خطرناک هستند و دارای روح شیطانی هستند . همانگونه که در جسات زنده ی قبل بیان داشتم شما از موجودات دارای شعور و استعداد زیاد که از سیارات دیگر به سویتان می آیند ، ترسیده اید ، حال آنکه برای صدمه زدن به روی زمین سفر نمی کنند . خطرناکترین موجودات برای شما همانا موجوداتی هستند که از میان خود شما بوده و مشابه شما هستند . شما از این نوع موجودات بترسید و نه از یوفوها ! البته باید بگویم که صاحبان یوفوها که از نظر هوشی و استعدادهای بالقوه بسی از شما فراتر هستند . آنان دیگر دچار خطا و اشتباه نمی شوند . آنان راهی را که انتخاب کرده اند ، آن را شناخته و درصدد رسیدن به اهداف غایی خویش هستند و هر مانعی را در برابر راهشان قرار گیرد ، آن را از بین خواهند برد . این کشتار و یا قتل و عام و ظلم نیست ، بلکه انتخابی است که انسان برای خویش برگزیده است . آنان می دانند که استفاده ی درست و نادرست از امکانات چیست ؟ و اگر روزی با آنها بوسیلۀ امکاناتی که به تدریج صاحبش می شوید ، مواجه گردید ، آنان ماهیت شما را در خواهند یافت و در چنین شرایطی مسلم است که ابتدا سعی خواهند کرد که شما را هدایت نمایند ، در غیر اینصورت برخوردی سخت میان شما ایجاد خواهد شد که به قتل عام عده ی زیادی از انسان ها منجر خواهد شد . شاید این حادثه را مرحله ای از مراحل تکاملی انسان ها بدانید و تصور نمایید که چون از مرحله ی تکامل سوم به چهارم پا نهاده اید ، مجبور به پذیرش این حادثه هستید . حال آنکه برای رسیدن به مرحله ی جدید هیچ نیازی به کشت و کشتار نیست و اگر در طول تاریخ خود شاهد چنین برخوردها و کشتارهایی شده اید ، بالطبع زاییده ی رفتارهای نابخردانه ی انسان ها بوده است . در واقع سوء استفاده کنندگان از امکانات موجود از نظر جسمی و یا عقلی اگر پیشرفته و متکامل بوده اند ، ولی از حیث روحی عقب مانده بوده و انسان هایی به شمار می رفتند که با شرایط جدید نمی توانستند خویشتن را سازگار نمایند . پس دلیل کشتار چنان انسانهایی منبعث از عدم سازگاریشان بوده است . حال برگردیم به موضوع اقدامات انسانی که آن نیز تولید کننده ی آشفتگی های مختلف اجتماعی است . شما مطرح کردید که زمانی انسان به وسیله ی طاعون و وبا و زمانی با جنگ و خونریزی و زمان دیگری با تغییرات اقلیمی و اکنون نیز امکان دارد با بروز بیماری ایدز نسل انسان از بین برود . آیا این چرخه ی انکار ناپذیر خلقت است که باید تحقق یابد ؟ باید در پاسختان بگویم که اینگونه نیست . اگر روزی انسان بوسیله ی بیماری های مختلفی از بین رفته است ، ناشی از کثرت بشر و افزایش ارتباطات انسانی بوده و از طرفی چون آگاهی ها و اطلاعات موجود در برخورد با بیماری ها برای انسان آشکار نبود ، لذا انسان در معرض نابودی بوسیله ی چنان بیماری های خطرناکی قرار گرفت . به عبارتی دیگر بیماری در اثر تکامل و دگرگونی که در میان مخلوقات مختلف زمین انجام پذیرفت ، بخش هایی از خلقت به صورتهای مختلف که شما به آنها نام ویروس نهاده اید ، متظاهر شدند . چون بشر آمادگی کامل و کافی در برابر این را نداشت ، به ناچار شکست خورد . از طرفی رابطه های مختلف امکان شایع شدن این بیماری را در میان بشر ایجاب کرد و نسل بسیاری از انسان ها از بین رفتند . اما این خود تحولی دیگر در زندگی شما بود . یعنی به عبارتی اگر چنان حادثه ای بوقوع نمی پیوست ، شما قادر نبودید بر روی آن تمرکز داشته و راه های مقابله با آن را بیابید . بروز حادثه ، شما انسان ها را به این کار واداشت که بدانید چه بوده و چه باید کرد که به نهایت راه چاره را یافته و راه های درمان را نیز برگزیدید . این را شاید نشنیده باشید ولی ایدز به دست انسان ایجاد شده است . زمانی که اولین برنامه ی تغییرات ژنتیکی در میان انسان ها رایج گردید و چنین تغییراتی را بر روی خون انسان هایی به نام سیاهپوست در آفریقا ایجاد کردند و به مرحله ی آزمایش گذاشتند ، تازه متوجه بُعد وسیع و خطرناک این تغییرات شدند . آنها سعی داشتند به نوعی خون مصنوعی را در انسان ها آزمایش نمایند و از طرفی چندین خون حیوانی را نیز با تغییراتی وارد خون انسان ها کردند که در نتیجه ی این خون جاری در رگهای انسان های مورد آزمایش پاسخ لازم را نداد و گلبولهای سفید انسان های تحت آزمایش در معرض نابودی قرار گرفته و خون جدید تزریق شده ، دیگر نتوانست پاسخ لازم را در ایمن سازی بدن انسان ها بدهد . هنوز نمی دانستند که وسعت این عمل تا به کجا ادامه خواهد یافت که از رابطه های انسانی غافل شدند و چون تکثیر چنین سلولهای خونی بسی سریع تر از خون معمولی انسان بود ، لذا با انتقال سلولی از این خون ساختگی به بدن شخص سالم ، زمینه برای بیمار شدن فراهم آمد . بدین ترتیب انسان های بسیاری در اثر ارتباطات جنسی و روزانه سلولهای بیمار را به یکدیگر انتقال دادند و زمانی که همان افراد دارای روح شیطانی دریفتند که بیماری تازه کشف شده ، زاییده ی عمل خودشان بوده است و چاره ای ندارند ، به تحقیقات خود ادامه نداده و حتی برای یافتن راه حل اقدامی نکردند و تصور نمودند که شاید نسلی منقرض خواهد شد و بدین ترتیب مشکل حل خواهد گشت . اما شما امروز با این بیماری روبرو هستید و اگر چاره آن را نیابید ، که یقین دارم خواهید یافت ، نسل شما انسانها به تعداد زیادی منقرض خواهد شد . این بیماری دلیل حتمی برای تغییر و تحول در انتقال دوره ی تکاملی نیست ، بلکه شما انسانها با یافتن دانش لازم راه درست را انتخاب نکرده و با دست خویش تکامل خودتان را مسدود و محدود کردید و با یافتن راه چاره دوره ی جدید ایجاد خواهد شد و باور خواهید کرد که اگر چنان حادثه ای بروز نمی کرد ، اکنون به تکامل نرسیده بودید . ولی این تصوری باطل و به دور از منطق است و توصیه می کنم حداقل در مراحل دیگر طی تکامل دچار چنین اشتباهاتی نشوید . 3- انسان در حال حاضر دست به تغییرات ژنتیکی زده و حتی با کاشت کروموزومهای منتخب نر در درون تخمک ماده ، قادر شده است که انسان های بدل و باب میل خود ایجاد نماید . آیا می توان باور کرد که روزی انسان قادر به ایجاد انسانی به رنگ نقره ای خواهد شد که در آن به غیر از حس اطاعت چیز دیگری نباشد ؟ و یا موجودی باشد که بر خلاف انسان نقره ای ، تماما انسانی با احساس و نیک باشد ؟ پاسخ کریون : … باید به اطلاع شما برسانم که رنگ عصر جدید ، آبی نیلی و یا تیره خواهد بود که به رنگ روح می شناسید . و همچنین باید به اطلاعتان برسانم که در سایر سیارات موجودات تکامل یافته از این رنگ بهره می برند که بدلیل برخورداری از تکنیک لازم و بهره گیری از آلیاژهایی که شما نیز صاحب آن هستید ، به رنگ نقره ای متمایل به آبی به نظر می رسند . بدون تردید شما هم اگر بخواهید ، می توانید دارای این رنگ باشید . اما برای رسیدن به این مرحله باید به تکامل روحی مطلق رسیده و از مواد و غذاهایی بهره ببرید که جنبه ی حیوانی نداشته باشد . زمانی که بتوانید از لحاظ ژنتیکی بر روی مواد غذایی خویش تاثیر بگذارید و گوشت را از رده ی غذاهایتان خارج سازید و بجای تامین نیازمندی های وجودی خود به پروتئین ، هیدرو کربن ، مواد معدنی و … از چیزهای دیگری که به وفور در طبیعت وجود دارند ، بهره ببرید ؛ آن زمان رنگ شما نیز به تدریج دگرگون خواهد شد و خواهید گفت که خون جاری در بدن ما موجب سفیدی رنگ و یا حالت کنونی است . اما باید بدانید که خون تنها عاملی نیست که شما رنگ کنونی را دارید . شرایط محیطی ، آب و هوا و نوع غذا باعث شده است که رنگ کنونی را داشته باشید . هر اندازه از مواد گوشتی بهره ببرید و یا گوشت مصرف کنید ، رنگ شما سرختر و تیره تر خواهد شد و رنگ قهوه ای به خود خواهید گرفت . از طرفی هر قدر گوشت مصرف نمایید ، بدن شما به همان اندازه نیازمند شده و انرژی نفسانی شما بیشتر خواهد شد . زیرا تاثیرات انرژیکی که در گوشت وجود دارد ، به نوعی در میادین مغناطیسی وجود شما تحت تاثیر نهاده و پس از عادت یافتن به گوشت ، همیشه نیازمند آن خواهید بود . زیرا تعادل انرژی بدن شما با آن مقدور خواهد بود . از طرفی اجسام و بدنهای انسان های راغب به گوشتخواری در تاثیر و تاثر از کواکب و صورتهای فلکی نیز با انسان هایی که کمتر گوشت مصرف می کنند ، متفاوت است . شما اگر قادر باشید که رژیم غذایی خودتان را تغییر دهید و به کلی از گوشت فاصله بگیرید ، نه تنها انرژی روحی شما بیشتر خواهد شد که تغییرات زیادی را در ساختار وجودی خودتان نیز احساس خواهید کرد . بدین ترتیب با افزایش انرژی روحی در بدن شما ، رنگتان نیز دگرگون خواهد شد . لازم به ذکر است که ایجاد نسلی به رنگ نقره ای و مشابه موجودات سایر سیارات به دست شما انسان ها کار مقدور و شدنی نیست . زیرا نوع مواد تشکیل دهنده ی اتمسفر شما و موادی که در زمین وجود دارد ، رنگ بدن شما را متمایل به سرخ و شرایطی که الان دارید ، کرده است . البته با تغییرات ژنتیکی می توانید رنگ دانه های موجود در بدن انسان ها را در همان حالت نطفه تغییر دهید و این در یک لحظه و در یک مقطع قابل انجام نبوده و چندین مرحله و نسل باید این آزمایش ادامه یابد تا نسلی جدید به رنگ نقره ای یا آبی تیره پدید آید . اما در رابطه با موضوع ساخت و ایجاد انسانی که از نظر روحی کامل بوده و بسیار پاک سیرت و نیکخو باشد ، باید بگویم که این کار شدنی است . اما این کار به وسیله ی ابزار مکانیکی و یا آزمایشات خاصی مقدور نیست . زیرا آنچه را که شما به نام خلق و خوی انسانی می شناسید ، ناشی از روح انسان است . روح انسان با دست و یا چیز دیگری قابل تغییر و یا دگرگونی نبوده و باید به گونه ای با آن کنار آمد که بتواند به طور زیر بنایی دگرگون شود . انسان بدلیل برخورداری از روح خدایی و عقل و خرد که ودیعه ی خاص و ابزار تکامل انسان است ، از سایر موجودات از بسیاری جهات تفاوت کرده است . به همین خاطر خداوند او را با مجهز کردن این دو برجستگی ، آزاد و مختار آفریده است و از این رو به چیزی یا عاملی اجازه نداده است که مایه ی تغییرات جبری و روح انسان شود . انسان باید با ایجاد تعادل میان عقل و روح خود و همچنین شامل کردن انرژی جسمانی خود به گونه ای حرکت کند که رفتارش منطبق با روح او باشد . در واقع با تقویت انرژی روحی می توان خلق و خوی پاکیزگی ، نیک سیرتی ، دانایی و آگاهی را در انسان پدید آورد و او را نیکخو کرد . در غیر اینصورت امکان تغییر انسان مقدور نیست . 4- اگر روزی بر حسب اظهاراتی که شما کرده اید و یا اخبار و روایاتی که در کتب مختلف دینی آمده است و مقرر است که سیاره ی زمین روزی از هم متلاشی خواهد شد و در اثر یافتن مدار خاصی باز به حیاتش ادامه خواهد داد ، آیا باز هم مداراتی در اطراف زمین وجود خواهند داشت ؟ اگر خواهند بود ، این مدارات چندین درجه و تا چه مدتی را شامل خواهند شد ؟ جواب کریون : در این رابطه باید گفت که زمین دارای انرژی خاصی است که در اثر وجود قطبین صاحب این انرژی تسلسلی شده و بقای زمین و هر آنچه در اوست ، به این انرژی بستگی دارد . اگر عظمت و قطر زمین بیش از این می بود ، مدارهای موجود در آن و فواصلی که میان دو قطب وجود دارد ، بیشتر می شد و انرژی زیادی در زمین نیاز می گشت و فزونی انرژی و وسعت میدان مغناطیسی زمین را به گونه و شکل دیگری ظاهر می کرد . موجوداتی که در زمین می بودند ، بیش از این عظیم و قدرتمند بوده و شاید موجودات ریز اندام و تک یاخته ای که امروز بر روی زمین است ، به گونه ی دیگری ظاهر می شدند . از این رو می توان گفت که آنچه باعث ایجاد زندگی کنونی در زمین شده است ، همین انرژی مغناطیسی است . با توجه به اینکه زمین در هر جریان و گردش خود تحت تاثیر اقمار و سیارات دیگر قرار گرفته است و در اثر قدرت جاذبه ی آنها از مدار خود به طوذ نامحسوسی به انحراف و تمایل روی می آورد ، دیر یا زود از مسیر خود خارج شده و در برخورد با سایر اجرام آسمانی متلاشی خواهد گردید که واقعه ی آن را از ابتدای خلقت برایتان گوشزد کرده اند . در این حالت زمین به طور کامل تقسیم نشده ، ولی تکه هایی از آن از زمین جدا شده و در فضا سرگردان خواهد بود . برخی از آنها در تاثیر و تاثر زمین و ماه قرار گرفته و به مانند سیاره ای کوچک در مدار خاصی خواهد گشت و چون از زمین جدا شده و هنوز شرایط زمین را دارد ، قابل زیست خواهد بود ولی انرژی موجود در آن باعث خواهد شد که شکل زندگی و موجودات دگرگون گردند . برخی دیگر نیز از زمین فاصله گرفته و بدلیل عدم برخورداری از انرژی خورشیدی به یخبندان سختی دچار خواهد شد . امام با این حال شرایط کنونی زمین در آن وجود خواهد داشت و از نظر تنفسی مشکلی برایتان پدید نخواهد آمد و تنها میزان جاذبه و فشار موجود تغییر خواهد کرد . زمین به دلیل کوچک شدن خود ، از نظر فواصل قطبی بسیار کم مسافت شده و میدان مغناطیسی فشرده تر خواهد بود . در اثر این تغییر انسان های تازه بدنیا آمده و حتی موجودات دیگر بسی کوچکتر خواهند بود ولی از نظر بهره هوشی و انرژی خیلی قوی خواهند شد . همین مقدار مداراتی که اکنون در روی کره ی زمین متصور است ، در آن زمان نیز وجود خواهد داشت . پرسیدید که این حادثه چه زمانی اتفاق خواهد افتاد و عیار شدن مدارها چقدر طول خواهد کشید ؟ که باید پاسخ بگویم که این به میزان انرژی موجود در بعد از روز حادثه بستگی دارد . انحراف و تمایل زمین به خارج شدن از مدارش در حال حاضر وجود دارد و ادامه می یابد و اگر مقدار انرژی جذب و دفع ماه و سایر سیارات در تقابل با زمین بیشتر شود ، زمان وقوع آن زودتر خواهد بود . همانطور که قبلا نیز گفتم من تا پایان سال 2002 میلادی از زمین دور خواهم شد و از آن زمان عیار شدن شرایط زمین و زمینیان به خودتان بستگی دارد . زیرا هر قدر بیشتر از مواد و موجودات زمین استفاده کنید ، تعادل قدرتی موجود در زمین کاهش خواهد یافت و از درون نیز پوسیدگی را فراهم خواهد آورد . به عبارتی بودن یا نبودن هر چیزی در زمین بر میزان تعادل میدان مغناطیسی اثر می گذارد . هر نوع افراط و تفریط در محصولات و موجودات باعث می شود که انرژی از عیار خود خارج شود که خطرناک است . اگر به آنچه به شما توضیح دادم و بتوانید هر نهوع تحول علمی و عملی را منطبق با اصول کنید ، حادثه ی بوقوع پیوسته کمتر شما را تحت تاثیر قرار داده و حتی این امکان را به شما خواهد داد که با تکامل روحی و عقلی خویش و استفاده ی بهینه از امکانات خود ، به آنچه که تصور می کنید در هزاران سال بعد بدان خواهید رسید ، نائل خواهید آمد و این رمز موفقیت شما خواهد بود که با مهاجرت و تغییر مکان نیز بتوانید بخش اعظمی از خطرات ناشی از انفجار زمین را کاهش دهید . حادثه را می توانید از احتساب میزان گرایش و تمایل زمین در مدار با ضریب زمانی و تاثیرات انرژیکی سایر سیارات و ماه بدست آورید . اگر این را به خوبی درک کرده و محاسبه ی لازم را به انجام برسانید ، به یقین خواهید فهمید که زمین بعد از 25000 سال دیگر نابود خواهد شد . اما مژده ی دیگری به شما بدهم که انسان تا آن موقع به نقطه ای از پیشرفت خواهد رسید که کمتر صدمه ای را خواهد دید، به شرط آنکه همبستگی در میان انسان ها وجود داشه باشد و همه در کنار هم و در حمایت یکدیگر باشند . 5- نکته ی اصلی برای هر فرد در زندگی به نظر شما چه می تواند باشد ؟ جواب کریون : در این رابطه در این رابطه فرمان و حکم آکنده از مهر خداوندی را برایتان نقل می کنم . خداوند در این رابطه انسان را در دو جنبه آگاه گردانیده است : الف) یقین داشته باشید که شما موجودی برتر بوده و از بدو خلقت تا ابدیت در حال تکامل بوده و راهی را در پیش دارید که بایستی آن را طی کنید . ب) دنیای زمینی شما دنیای مطلق شما نیست و شروع و پایان در آن محدود نشده است . زندگی جسمانی شما محدود به زمین بوده و زندگی روحانی شما همیشه پایدار و جاوید و ماندگار است . نکته ی اصلی در زندگی برای بشر ، توجه به این دو موضوع می باشد . زمانی که بدانید شما به طور هدفدار آفریده شده اید ، یقینا راهی را که پیش روی خواهید داشت ، بر اساس منطق ، برنامه و اهداف ویژه خواهد بود . اما اگر غافل از این باشید که برای چه آفریده شده اید ؟ آنگاه راه را به بیهودگی طی خواهید کرد . بشر نیز به سان سایر مخلوقات با هدف خاصی آفریده شده است . باید این را بدانید که خداوند منشاء و مبدا انرژی و قدرت است . در او همه چیز ایجاد می شود و از این رو نمایش ظاهر و باطن در او یکی است . تحول و دگرگونی انرژی در او واحد است . همه چیز از او و مربوط به اوست . خداوند بر اساس انرژی هدایت شده اش که باز از خود او و ماهیتش است ، مخلوقات را یکی پس از دیگری خلق کرده است . هدف او از این کار تظاهر و نمایش قدرت خویش نبوده است . زیرا ایجاب تحولات انرژیکی او منجر به خلق مخلوقات شده است و پس از آفریده شدن ، همه چیز باز تابع قانون و انرژی خودشان بوده و به راه تکاملی خویش ادامه داده اند … عقل و خرد امتیازی بوده که انسان به کمک آن آزاد و رها و مستقل آفریده شده است . با اعطای امتیاز آزادی اراده و اندیشه و عمل ، انسان مسیر جدیدی را پیش روی خود داشته است . از طرفی چون از مبدا انرژی و خداوند است ، روح جاودانه و خدایی دارد . او در حقیقت تمثیلی از قدرت و مظهری از نمایش دانایی و توانایی خداوند است . از این جهت برتر از سایر موجودات به حساب می آید . … انسان در طول تاریخ حیات خویش ، قادر نبوده است که برخی از مسائل را به عنوان تجربه ی عملی دریابد و از اینرو یا از انها غافل شده است یا اینکه تمایلی نسبت به آنها نداشته است و در این مرحله بوده که ما کریون ها وظیفه یافته ایم بیش از بقیه ی موجودات به انسان توجه داشته باشیم و او را در مسیری قرار دهیم که بتواند به سهولت راه خویش را ادامه دهد . در این میان برخی از انسان ها به درجه ای از نبوغ عرفانی و روحانی می رسند که قادر می شوند با ایجاد ارتعاشات روحی خویش همیشه با ما در ارتباط باشند و این گروه به دلیل برخورداری از این موهبت الهی برگزیده شده و یا به عنوان انسان های والا شناخته می شوند و ترجیحا با آنها رابطه ایجاد می شود . این رابطه ها را شما در طول حیات خویش به صورت وحی دیده ایسد و یا اینکه به حالت الهام آنها را تجربه کرده اید . اگر از این دو طریق انسان هدایت نمی شد ، هیچ تفاوتی با سایر موجودات عالم نداشت . … روح شما به دلیل خدایی بودن و به جهت اینکه ماده نیست ، هیچگاه مرگی بر آن متصور نیست . روح شما نیز به مانند جسمتان تکامل می یابد تا به مرحله ی نهایی خویش برسد . مرحله ی نهایی روح شما ، بازگشت به مبدا انرژی است . باید به گونه ای تکامل یابید که بتوانید به ریشه ی خویش بازگردید و گرنه به مانند انرژی الکتریکی جاری و باطل به هدر خواهید رفت و چون هنوز باقی هستید ولی در مسیر جریان یابی خویش نیستید ، از ادامه ی حیات خویش همیشه رنج خواهید برد . چون مرگی برای روحتان متصور نیست ، رنج و عذاب جاودانه همیشه با شما خواهد بود . بنابراین اهمیت دادن به نکته ی اصلی که همانا تقویت روحی خودتان است و آن نیز با تمایل و گرایش به مرکز انرژی و کسب قدرت از آن که نامش را معنویت نهاده اید ، مقدور و میسر می گردد . اما این را نیز علاوه کنم که تنها ادامه ی خط سیر تکامل روحی کافی و وافی نخواهد بود . بلکه هر چیزی که در دسترس و در امکان شماست ، امانت هایی هستند که بایستی از آنها بهره گرفته و استفاده کنید . زندگی رخوت بار و سست و همچنین بی توجه به هدایت تکوینی نیز باعث می شود تا در دیگر مسیرها با کندی به پیش بروید . در همه چیز حالت تعادل را در نظر داشته باشید . 6- با توجه به اینکه ثبات و امنیت و بهروزی جامعه با تلفیق اصالت فرد و جامعه مقدور می گردد ، هر انسان علاوه بر خودسازی ، چه اقداماتی می تواند برای جامعه سازی خویش انجام دهد ؟ جواب کریون : … زمانی که عشق و محبت ایجاد می شود ، روح انسان به تکامل خود آهنگ آغازین می بخشد . با تکامل روح او ، انرژی وی بیشتر ساطع شده و سایر مخلوقات از آن بهره مند می شوند . این همان اصالت اجتماعی انسان است … زمانی که فرد دیگران را بشناسد در واقع نیازهای خود را شناخته و از آنها آگاه است . در چنین شرایطی است که به وظایف خود نیز اهمیت داده و هدف خویش را از خلق شدن درک می کند و این اصالت فردی است . وقتی انسان به وظایف خویش آگاهی داشته باشد ، وظیفه ی خود را در قبال دیگران نسبت به توانمندیها و استعدادهایش می شناسد . همین شناخت باعث می شود که انسان راهی را برگزیند که به شکست منتهی نشود . این نیز مرحله ای از تکامل روحی انسان است . لذا همیشه به شما توصیه می کنم که به عشق و محبت اهمیت دهید … شادی دیگران باعث افزایش انرژی مغناطیسی مثبت آنان خواهد شد و انرژی عشق و محبت افزایش خواهد یافت و بشریت همیشه راه سعادت را خواهد پیمود . نه جنگی را شاهد خواهید بود و نه عدم تفاهم را . این دو واژه (جنگ و عدم تفاهم ) به تدریج از خاطر شما زدوده خواهد شد . 7- آیا می توانید تمریناتی را برای ما توصیه کرده و توضیح دهید که بتوانیم بر اساس آن قدرت فکری خویش را تقویت نموده و بصیرت لازم را بیابیم ؟ جواب کریون : برای پاسخ سوال شما باید بگویم که تمرین خاصی نیاز نیست . همیشه سعی کنید که پایه های محبت را در خود مستحکم تر نگهدارید . این حقیقت زمانی ممکن می شود که بیش از اینکه از دیگران توقع داشته باشید ، حق دیگران را بر حق خودتان ترجیح دهید . مادامی که آنچه را که بر خودتان نمی پسندید ، بر دیگران جایز می دانید ، راه به جایی نخواهید برد . … عشق و دوستی ، ناخواسته محبت و عشق الهی را نیز افزایش می دهد . هر اندازه که به خداوند عشق بورزید و او را در کنار خویش ببینید، به انرژی او مجهزتر خواهید شد و این راه موفقیت شماست . بهتر است همیشه پیرامون برخوردها ، رفتارها و واکنش های خودتان تمرکز فکری داشته باشید . روزانه چندین بار نام خدا به زبان بیاورید و با او سخن بگویید . این را می توانید به نام دعا خواندن و یا نیایش کردن بشناسید . ورزش هایی از قبیل : یوگا ، مدیتیشن و … بهترین راه های تمرکز فکری و شناخت حقایق است . اما مهمتر از همه ی اینکه عشق و دوستی را فراموش نکنید . این تابلویی جاودانه است که همیشه نوری درخشان از ان ساطع می شود و راه تاریک شما را روشن خواهد کرد . همیشه متواضع باشید و دیگران را دوست بدارید . اگر چنین باشید ، دیگران نیز شما را دوست خواهند داشت . البته برای عمل تمرکز فکری و مدیتیشن ، راه هایی را پیشنهاد می کنم که تمرین در خصوص آنها شما را تقویت خواهد کرد : یک ) سعی کنید با دوستان بسیار نزدیکی که با عشق و علاقه با آنها رابطه دارید و از نظر فکری و عقیدتی با همدیگر بسیار نزدیک هستید ، برای تمرین گرد هم آیید … محل جایگیری شما باید به گونه ای باشد که حالت شمال – جنوب یا شرق-غرب داشته باشد ( به دلیل تاثیرات میدان مغناطیسی زمین ) . یعنی به گونه ای بنشینید که یا پشت شما به شمال باشد یا به شرق و روبروی شما جنوب یا غرب قرار گیرد . می توانید با اعضای گروه پشت سر هم یا در کنار هم بنشینید . در ضمن وسایل الکتریکی و الکترونیکی را از اطراف خود دور سازید تا فرکانسهای موجود در آنها در جریان انرژی تاثیر منفی نداشته باشد . دو ) تمام هوش و ذکاوت و حواس خود را به عشق و دوست داشتن معطوف و متمرکز سازید و هر چیز دیگری را از ذهن خود خارج سازید . اگر دیدی که ذهنتان مغشوش است و نمی توانید متمرکز بمانید بهتر است که جلسه را ترک گویید تا انرژی منفی حاصل از تصورات مغشوش شما ، آرامش و تمرکز دیگران را به هم نزند . سه ) خودتان را برای ادراک وقف کنید . بپذیرید و قبول کنید که شما جزیی از موجودات خلقت در کائنات هستید که عشق و محبت و قدرت الهی در اطراف شما جریان دارد . خودتان را بخش مهمی از خلقت بدانید و باور کنید . خودتان را آنگونه که هستید بشناسید و انسان بودنتان را با تمام خصوصیاتش درک کنید . در واقع هویت و منیّت را درک کنید . چهار ) برای اینکه قلب و روحتان آکنده از فکر و اندیشه و نیروی الهی باشد ، از صمیم قلب و چندین بار نام خداوند را تکرار کنید . اگر در این کار از اسماء الهی پیوسته استفاده کنید و آنها را بدون اینکه به چیز دیگری فکر کنید بر زبان بیاورید ، ناخواسته تمرکز فکری حاصل کرده و به غیر از نامها چیز دیگری را حس نخواهید کرد . زمانی که نام خدا را به چنان تمرکزی فرا می خوانید ، خداوند به شما پاسخ خاوهد داد . این حق مسلم شماست . اگر در این فراخوانی ، عشق و محبت او را بطلبید ، آن را در قلب خویش احساس خواهید کرد و اگر چیز دیگری از خداوند بخواهید ، یقین داشته باشید که راه های رسیدن به خواسته تان از سوی خداوند به شما ابلاغ خواهد شد . شما در واقع با این تمرکز فکری ، چشم بصیرت خواهید یافت . پنج ) در آن حال بیاد آورید و باور کنید که بخشی از همان انسان های طالب و آرزومندی هستید که در آنجا حضور یافته اید . انها را بیاد آورید و بدانید که آنها نیز اگر با شما باشند ، چقدر از داشتن و کسب آرزوهایشان شادمان خواهند بود . برای آنها نیز خواستار خوبی ها و مجاب شدن آرزوهایشان باشید . آنها را جزیی از بدن خویش بدانید و چنان احساس کنید که اگر آرزوی آنها نیز اجابت نگردد ، چقدر ناراحت خواهید شد . در این حال ناخواسته عشق و علاقه ای که آنها به شما دارند ، احساس خواهید کرد . این همان انرژی نیرومند و جانفزای عشق و محبت است که از آنها می گیرید . همانگونه که آنها از شما می گیرند . شش ) خود پرستی را در خود هضم نمایید و نگذارید بر شما مسلط باشد . به نظر بیاورید که که دیگر جسم ندارید و تنها روح هستید . همانگونه که درعالم روح همه چیز مشخص و عیان است ، آن را احساس کنید که با روح انسان ها در ارتباط هستید و بده بستان دارید . در چنین شرایطی قدرت خاوند و پی بردن به روح و احساس دیگران را نیز پیدا خواهید کرد . زمانی که به این احساس نایل آمدید ، قلب خودتان را مالامال از عشق و فداکاری به دیگران بکنید و سعی نمایید در ذهن خویش در مکالمه و گفتگو با روح دیگران به آنها بقبولانید که دوستشان دارید و آنها نیز باید همدیگر را دوست داشته باشند . این رمز موفقیت شماست . با اجرای چنین تمریناتی همیشه بر دیگران قدرت تاثیر گذاری را خواهید داشت و این می تواند شما را در تمامی مراحل تاثیر و تاثر بر انسان ها و هدایت آنها یاری دهد . در روابط خود هیچگاه مسایل و منافع فردی و جسمی و جنسی را در نظر نگیرید . بگذارید روح حکم نماید که کسی را دوست دارید و یا دوستتان دارد یا نه ؟ در چنین شرایطی علاقه مندی پا بر جا خواهد بود و تمایلات نفسی و جسمی که زودگذر هستند ، نخواهند توانست بر رنگ باختگی و علاقه مندی شما و دیگری سایه بیفکند . اگر عشق شما قلبی باشد و سرچشمه ی پاکی را با خود به همراه آورد ، هر نوع رابطه ای صمیمانه خواهد بود . خواه این رابطه با جنس مخالف باشد یا جنس موافق . ماهیت دوست داشتن بایستی صاف و بدون انرژی های مادی باشد و اگر حاکمیت روحی در آن متصور گردد ، هیچگاه رابطه منجر به شکست نخواهد شد . 8- اگر اتحاد و همبستگی ، مظهر جاودانه ی عشق و دوستی است ، آیا می توان نمونه ای از انسان یا انسانها را نام برد و شناخت که در این راستا تلاش کرده و یا ظاهر شده اند ؟ جواب کریون : در رابطه با انسان های رابط و برگزیده باید بگویم که تمامی اشخاصی را که شما به عنوان رهبران دینی و اعتقادی خویش دانسته و یا آنها را با نام پیامبران و یا اولیای الهی می شناسید و یا کسانی را که محبان الهی هستند و نام های حواریون ، مومنان و … می شناسید ، تمام آنها از جمله اشخاصی هستند که توانسته اند زمینه ی وحدت انسانی را فراهم آورده و مظهر عشق و دوستی باشند . اگر امروز در میان شما پیراون مسیحی یا یهودی یا مسلمان وجود دارد ، تمامی اینها زاییده ی عشق و محبت واقعی بوده و پیامبران بوسیله ی دریافت انرژی مطلق محبت از خداوند و با تکامل روحی خود و پی بردن به اسرار خلقت توانسته اند در میان انسان ها محبوب شوند . زیرا عشق آنها به انسان ها واقعی بوده و انرژی شان با صداقت در تبدیل و تبادل قرار گرفته و انسان های بسیاری نیز آنها را پذیرفته اند . آنها نمونه های الگویی برای انسان های کنونی هستند که توانسته اند با هدایت انرژی دگر پذیری و دگر دوستی ، زمینه را برای خود دوستی نیز فراهم آورند و در نتیجه جامعه ای واحد را زمینه سازی نمایند که انسان های بیشماری را در کنار همدیگر جای داده است . همیشه دیگران را دوست داشته باشید ، تا سایرین نیز شما را دوست بدارند . این نهایت سخن و آرزوی من است . شما 14 انسان والا که در این جلسه حضور دارید ، یقین دارم که با دریافت سوالات خودتان ، دیگر می دانید که چه باید بکنید و چه عملی را ادامه دهید . مدیوم های من در تمامی نقاط زمین بر این وظیفه موظف گردیده اند که به نحوی در میان مردم جای یابند و پیام های مالامال از عشق و محبت الهی را به انسان ها ابلاغ نمایند تا انسان ها از گمگشتگی راهیی یافته و بتوانند زمینه ی صلح و مودت را میان انسان ها برقرار نمایند . اگر حوادث و رخدادهای بسیار مهیبی که در آینده در انتظار شماست ، از آنها سخن بگویم ، مو بر بدنتان راست خواهد شد . اما این رخدادها با توجه به شرایط کنونی و روندی که در پیش گرفته اید ، حادث خواهد شد و اگر بتوانید عشق و محبت را در میان جوامع مستحکم تر سازید و پایه های آن را نیرومند نمایید ، هیچگاه چنان رخدادهای تکان دهنده ای اتفاق نخواهند افتاد . …

من کریون ، همه تان را با عشق و مهرورزی بدرود می گویم .

ادامه دارد …

با تشكر از ساسان عزيز.

پیام های کریون از ماوراء برای ما

این مطالب مجموعه ای از خلاصه ی فصل های کتاب » پایان عمر » نوشته لی کارول با ترجمه قدیر گلکاریان می باشد . نویسنده ادعا کرده است که با موجودی غیر ارگانیک به اسم کریون ارتباط دارد که این موجود از طرف خدا مامور آموزش این شخص شده است تا این شخص پیام خدا را به همه ی زمینیان ابلاغ کند . این ارتباط در سال 1989 آغاز شد و تا سال 2002 ادامه یافت و این کتاب که شامل پیام های کریون می باشد در سال 1994 با زحمات و مشقات بسیار به چاپ رسید و نویسنده همواره مورد اتهام و بازخواست و بازجویی بوده است تا اینکه با وقوع پیش بینی حادثه ی 11 سپتامبر ، نظر بسیاری به این شخص و ادعاهایش جلب می شود .

https://i2.wp.com/www.humandesignuniversal.us/yahoo_site_admin/assets/images/Lee_Carroll.58160647_std.jpg

کریون اطلاعاتی را در مورد ویفها و گنوم ها و انسان های کوتوله و جن ها داده است و پدیده ی ال نینو و حادثه ی یازده سپتامبر را نیز پیشبینی کرده بود و همچنین پیش بینی هایی در مورد آینده کرده است و اطلاعاتی در مورد علم اعداد داده است . کریون می گوید که یوفوهایی که از طرف سیاره ی مشتری می آیند نیت خیرخواهانه ای دارند و در پیشرفت انسان ها نقش بسیاری دارند و سعی دارند که با اصلاحات ژنتیکی نسلی از نابغه های باور نکردنی بوجود آورند که انسان ها را به سوی تکامل سوق دهند و همچنین اطلاعاتی از نوعی دیگر از یوفوها که تنها اهداف تحقیقاتی دارند و به صورت کنترل شده با زمین ارتباط دارند . بعضی از دیگر پیش بینی های کریون : 1-وقوع جنگ در خاورمیانه که با حمله آمریکا به افغانستان و عراق تحقق یافت . 2- پیدایش انسان هایی با تغییرات ژنتیکی که فاقد روح و احساس هستند 3- انحراف در مدار زمین و بروز تغییرات ناهمگون جوی و انقراض نسلی از موجودات و پیدایش نوع جدیدی از موجودات و بیماری ها 4- بروز جنگی که در طی آن یک سوم جمعیت زمین نابود می شود . 5- به زیر آب رفتن جنوب اروپا و بخش هایی از هند و ژاپن و کره و بالا آمدن خشکی هایی در شمال زمین . 6- راه یافتن به دیگر منظومه ها در پایان هزارۀ سوم 7- زندگی آزمایشی در مریخ در 25 سال اول این قرن 8- آشنایی با همسایگان فرازمینی در سال 2052 . 9-در سال 2025 سیستم اجتماعی آسیایی ها تغییرات شگرفی پیدا خواهد کرد و بدلیل شرایط آب و هوایی و رژیم غذایی تعدادزنان بیشتر از مردان خواده شد و نابسامانی هایی پیش خواهد آمد و روابط سالم از بین می رود و بیماری های فراموش شده دوباره بروز می کنند و حکومت ها پی در پی عوض می شوند و مرزهای جغرافیایی تغییر خواهند کرد . اصلی ترین پیام کریون برای زمینی ها “عشق” است چرا که عشق را حامل نوعی عظیم از انرژی می داند که سعادت واقعی انسان ها را تامین می کند . البته عشقی که کریون از آن یاد می کند از لحاظ معنی و مفهوم با عشقی که ما می شناسیم بسیار متفاوت و بزرگتر است .

پ . ن: با تشكر فراوان از دوست عزيزم سامان بابت تايپ و ارسال اين مطالب. قبل از اينكه بعضي دوستان برداشت اشتباه كنند بايد بگم اين كتاب چاپ شده است يعني  اين نوشته  مجوز دارد و مشكلي ندارد.

لينك وبلاگ سامان : http://kryon.mihanblog.com/

براي اينكه دوستان بيشتر آشنا بشوند خلاصه 3 قسمت اول را يكجا ميگذارم.

پایان عمر (راز خلقت و دنیای پس از مرگ )
نویسنده لی کارول – مترجم : قدیر گلکاریان

خلاصه ای از فصل اول : آشنایی با کریون
در کتاب پایان عمر شاهد پیام های موجود غیر ارگانیکی به نام کریون خواهیم بود که خود را مامور خدا برای آموزش آقای لی کارول معرفی می کند و قصد دارد پیام خدا را از طریق او به همه ی جهانیان ابلاغ کند . نویسنده (آقای لی کارول) می گوید : (( در عید سال 1991 بود که برای نخستین بار انرژی خاص کریون را احساس کردم و در زمانی که شدیدا خسته بودم و از زندگی در دنیا به ستوه آمده بودم ، در خواب ، موجودی عجیب و شبح مانندی که چهره ای نداشت را دیدم که ترس شدیدی را در من بوجود آورد ، اما نیرویی تحریک کننده در آن موجود بود که مرا به دنبال خود می کشید و صدایش در گوشم طنین انداز می شد که می گفت : « اگر سعادت و خوشبختی خودت را می طلبی ، به انسان ها بیندیش ! زندگی زیباست ، اگر تو زیبایش کرده باشی ! » .
این رویا روزهای متمادی ذهن مرا به خود مشغول داشته بود تا اینکه روز در محل کار ناخواسته همان حرف های موجود عجیب و غریب را بر روی کاغذ آوردم و این نوشته در میان نوشتارهای اداری قرار گرفت و مسئول شعبه پس از خواندن آن نوشته ، مرا احضار می کند و می خواست بداند که منظور من از نوشتن آن نامه چه بوده است ؟ هر چند که خودم نیز به اندازه ی او از این موضوع حیرت زده بودم ولی متوجه شدم که او نیز مانند من تحت تاثیر این نوشته قرار گرفته است و می خواهد راجع به آن با من بحث کند و این موضوع باعث شد تا در این زمینه به تحقیق در کتاب های مدیوم و ارواح بپردازم .
این رویا دیگر بار به دفعات بر من ظاهر می شد تا اینکه در یکی از این رویاها نام کریون را شنیدم و او از من خواست تا آنچه را شنیده ام یا احساس کرده ام را بر روی کاغذ بیاورم و من نیز همین کار را انجام دادم . در یکی از رویاها کریون را مشاهده کردم و او از من خواست که قلم و کاغذ را بردارم و حرفهای او را بنویسم و من نیز همان کار را کردم ، اما نکته ی حیرت انگیز این بود که بعد از مدتی متوجه شدم که من در رویا به سر نمی بردم و واقعا در بیداری پشت میز نشسته بودم و مشغول نوشتن بوده ام ! ))

https://i2.wp.com/kryon.com/inspiritmag/scrapbook-pics/Moscow-10/Image-002.jpg
کریون ، آقای لی کارول را مامور می کند تا این نوشته ها را جمع آوری کند و بدون تغییر و ویرایش در پیام ها ، آنها را به صورت یک کتاب به چاپ برساند و در اختیار مردم قرار دهد . این کتاب که شامل نکات حیرت انگیزی از مسایل متافیزیک و دنیای پر رمز و راز نیرو و انرژی ، پیشگویی ها و همچنین ماموریت های الهی کریون می باشد ، با هزاران مشقت و تحمل بازخواست ها ، بازجویی ها ، تهمت ها و ناراحتی ها در سال 1994به چاپ می رسد . این کتاب تا سال 2001 مورد توجه واقع نمی شود ، اما با وقوع حادثه ی 11 سپتامبر و تحقق پیشگویی کریون ، ناگهان مورد استقبال چشمگیری در سرتاسر دنیا قرار می گیرد و جهانیان بر اهمیت پیام های کریون واقف می شوند . ارتباط آقای کریون با آقای لی کارول تا سال 2002 ادامه داشت .

من کیستم ؟ (از زبان کریون ) :
من از عالم خدمت مغناطیسی هستم . این موضوع دو چیز را برای شما تداعی می کند و من تشریح این قضیه را از دومین موضوع آغاز خواهم کرد . من موجودی هستم که صرفا برای خدمت و انجام وظیفه خلق شده ام . من انسان نیستم و از حالتی که شما آن را کریون می نامید فراتر نرفته ام . هدف نهایی من ، خدمت به دانش و آگاهی انسان ها و رشد و ترقی قدرت معنویت در آنهاست . من در واقع قسمت عظیمی از مجموعه ی دانش و آگاهی هستم که شما آن را به صورت مجموعه ی آکادمی و یا دانشگاه می شمارید . دانش من در برخی موارد برای شما قابل درک بوده و در خواهید یافت که اطلاعات و آگاهی های قابل انتقال از سوی من بعضا فراتر از علوم آکادمیهای شماست و در برخی موارد نیز پایین تر از آنهاست . این تصورات در محدوده ی قیاس عقلی شما جای می گیرد و واقعیت مطلق نیست …… شما انسان ها یکی از مهمترین بخشهای تشکیل دهنده ی قالب کلی خلقت محسوب می شوید . شما از جمله موجوداتی هستید که فرکانس قدرت الهی را در سطوح بسیار متعالی تری درک می کنید و همین ادراک ، شما را از سایر مخلوقات برتر ساخته است . این خیلی مهم است ؛ زیرا شما را مجبور می سازد که آزادی عمل خویش را درک نمایید و تلاش نمایید تا به درک بسیاری از فرکانس های الهی باشید ……

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/08/energia.jpg?w=300

شما در سوی دیگر پرده ای قرار دارید که من در سوی دیگرش قرار دارم . شما در سوی خود بسیاری چیزها را می بینید و منطقی می شمارید و اهمیت زیادی برای آنها قائل هستید . حال آنکه حقایق مطلق در این سوی پرده قرار دارند که شما قدرت شنیدن و یا دیدن آن را ندارید و درکشان نمی کنید . باید بدانید که آن چیزی را که شما در زندگی خود مهم می شمارید ، جزیی ترین پدیده های خلقت هستند و مفاهیم اصلی از چندین رخداد خلقتی ناشی می شوند … موجوداتی مانند من از ابتدا ماموریت یافته اند که برای موجوداتی عقب مانده تر از برخی پدیده های خلقتی کمک نمایند و خدمت کنند . تعداد ما خادمین بیش از آنچه که تصورش را بکنید هست و هر یک از ما وظایف متنوع و خاصی را داریم … از طرفی هر کدام از انسان ها دارای یکی از ما کریون ها است که وظیفه اش هدایت ، کنترل و در نظر گرفتن شماست . هر قدر که شما تکامل پیدا کنید و یا وضعیت شما از لحاظ عقلی و جسمی تغییر کند ، موظفین به کنترل شما نیز به همان صورت دگرگون شده و کریون های دیگر جای کریون های اولیه را می گیرند . .. اگر چه می دانم باور این موضوع برای شما در شرایط کنونی دشوار است ، اما برای ما از دیدگاه خاص خودمان بطور کامل منطقی و اصولی است . به غیر از شما انسان ها موجودات دیگری نیز در سیاره ی زمین و سایر سیارات هستند که تعدادی از ما وظیفه دارند تا آنها را نیز تحت کنترل و نظارت بگیرند و در خدمتشان باشند . بنابراین باید بپذیرید که غیر از خودتان با موجودات دیگری نیز سروکار دارید .ما وظیفه داریم تا انتظام خلقت را تضمین کنیم و نگذاریم خللی در حرکت و جنب و جوش خلقت پدید آید … از سوی دیگر موجودات اتریکی نیز وجود دارند که نه کاملا روح به شمار می روند و نه کاملا انسان ! شما آنها را با نام اشباح و اجنه و عفریته ها می شناسید . انها نیز در خلقت وظایفی را بر عهده دارند که باید وظایف خود را به نحو احسن به اتمام برسانند . آنها نیز مانند گیاهان و جانوران در زندگی شما نقش دارند و هر نوع حرکت نا بخردانه و دور از منطقی می تواند آسیب برساند که ما در این زمینه در خدمت انسان ها بوده و انتظام لازم را گارانتی می کنیم … ما کریون ها به همدیگر متصل و مرتبط هستیم . ما از لحاظ قرابت به منشاء خلقت و خداوند بسیار برتر از شما انسان ها هستیم و حالت قدسیت داریم . ما همان «من» مقدسی هستیم که نام ما در لوح محفوظ ذکر گردیده است و سرنوشت شما نیز بر ما آشکار است …اگر بتوانید تکامل بیابید آنگاه شما نیز به این سوی پرده خواهید آمد و مرا درک خواهید نمود . شما انسان ها به اندازه ی بسیار باور نکردنی مورد محبت و عشق خداوند قرار دارید که هیچ موجودی به اندازه ی شما برای خداوند دوست داشتنی نیست .

https://i2.wp.com/www.churchofthewhitelight.com/UserFiles/image/KyronCDcvr1prf.jpg

شما کیستید (از زبان کریون) :
در ارتباط با یکی از مدیوم هایم شما انسان ها را به حیواناتی تشبیه کرده ام که می توانید ارتباط برقرار کنید …برای درک و شناخت حقایق تنها یک راه اصولی وجود دارد و آن اینست که بیولوژی خودتان را متعادل با روحتان کنید . زیرا جانب روحی شما صاف و بدون تاثیرپذیری است و از طرفی هیچگاه محدود نشده و قابل محدودیت پذیری نیست . اگر بتوانید نیروی روحی خود را تقویت کنید و تعادل لازم را میان آن و جسم خود برقرار سازید ، مرزهای ادراک شما به راحتی درهم شکسته و شما به چیزهایی خواهید رسید که برایتان ملموس و آشنا نبوده است که شما به این ترقی و تحول « روشنفکری و آگاهی » می گویید و به عبارت دیگر آن را حالت عرفانی و کسب علم متعالی می شمارید …شما زمان را دو بعدی می پندارید که مانند خط ممتدی از یک نقطه شروع می شود و در نقطه ای پایان می یابد ، در حالی که نه گذشته ای وجود دارد و نه آینده ای ! زمان را شما ایجاد می کنید ، زیرا بعد سوم آن را نمی شناسید . اگر من بخواهم زمان را همانگونه که هست برایتان تشریح کنم قادر به درک آن نخواهید بود . مثالی که در این مورد می شود زد این است که خود را درون یک بالن بزرگ تصور کنید . حال بگویید که نقطه ی شروع این بالن کجاست ؟ اگر قلمی را بردارید و نقطه ای را به عنوان نقطه شروع علامت گذاری کنید ، آنگاه از شما خواهم خواست که نقطه پایان آن را نیز بیابید . شما از نقطه شروع حرکت خواهید کرد و انحنای بالن را می پیمایید و دوباره به نقطه ی شروع می رسید و نقطه ی شروع همان نقطه ی پایان خواهد بود و به عبارت دیگر هیچ شروع و پایانی در کار نیست . این نکته ای است که باید به عنوان یک اصل و حقیقت از آن آگاه باشید . در هر جای بالن قرار گیرید ، همه چیز حکم زمان حال را خواهد داشت . در این بالن بعد سومی وجود دارد و شما در مرکزیت قرار دارید و چیزی نیست که فراتر یا فروتر از شما وجود داشته باشد .
تمام فعالیتهای تحقیقاتی و علمی شما دو بعدی است و شما هنوز نتوانسته اید تعادلی را که من از آن نام می برم را کشف و برقرار سازید … علوم روحی و متافیزیک کائنات دارای منطق علمی مختص به خودش است و همیشه به اعداد و ارقام و فرمول های خودش تابع بوده و خواهد بود . در عالم روحی ، فیزیک و روح با هم زوج شده اند و در اثر همین امتزاج نتایج منطقی به وجود می آورند که بسی شگفت انگیز هستند … تنها در سایه ی امتزاج ذهن ، فکر و روح است که شما قادر خواهید بود به علم واقعی دست یابید … هر انرژی که شما بدان نیازمند هستید در وجود شما به ودیعه نهاده شده است . این نیروها و انرژی ها به صورت مدار بیضی شکل در اطراف بدن شما ساطع می شوند ولی شما قدرت استفاده و دانش لازم را برای بهره گیری از آنها ندارید . مادامی که نتوانید راه چگونه بهره بردن از نیروها را در قالب سه بعدی یاد بگیرید ، باز به طور پاسیف و وامانده از بهره گیری از نیروهای موجود ناتوان خواهید ماند … در حقیقت تا زمانی که شما قادر به استفاده کردن از انرژی های موجود نباشید ، انرژی بر شما مسلط خواهد بود …برای اینکه در راه حیات و بقای خود به منوری و روشنفکری برسید باید از لحاظ سه انرژی قوی و نیرومند باشید : 1- انرژی فیزیکی 2- انرژی ذهنی 3- انرژی روحی ……….. برای اینکه همه چیز تحت فرمان شما باشد و بتوانید آنچه را که می خواهید از دنیا بگیرید و برای ترقی و تکامل خود مورد استفاده قرار دهید ، مستلزم بهره وری از این سه منبع خواهید بود … شما در عالم رویا به خوبی از این سه انرژی بهره می گیرید و میان آنها تعادل برقرار می سازید و چنان ارتباط واحدی را میان آنها برقرار می شازید که با هم یکی می شوند و در عالم خواب قادر به هر کاری خواهید بود و نکته شگفت انگیز این است که اگر بتوانید در بیداری نیز چنان ارتباطی را میان انرژی های خود برقرار سازید ، قادر خواهید بود که هر کاری را که در عالم خواب انجام می داده اید را در عالم بیداری نیز انجام دهید ! … (در ادامه کریون نام خود را با استفاده از علم اعداد تشریح می کند و وجود سه انرژی را در آن تبیین می کند ) …. من به شما فرمول نیرو و توان را خواهم آموخت . این فرمول و عدد همان عدد 9944 است. نیروی تجزیه و پیشگویی شما باعث خواهد شد که به نهایت معنا و مفهوم این عدد را درک کنید و یقین بدانید که این معنا و مفهوم در دگرگونی و بازگشت انرژی نقش بسزایی دارد . .. وظیفه ی من این است که شما را به نحوی با سه عامل انرژی زا و راهگشا برای ایجاد تکاملتان آشنا کنم .
ما کریون ها همواره در طول تاریخ از طریق انسان های برگزیده پیام های خود را به انسان ها را رسانیده ایم و در هر مرحله از تکامل انسان ها با آنها بوده ایم و حتی در ابتدا به صورت مجسم با انسان ها ارتباط برقرار می کرده ایم . در اخرین مرحله تکامل قوانین الهی که با زندگی متمدن انسانی همراه بوده است ، کامل ترین قواعد و قوانین را از طریق برگزیده ای کامل به نام عیسی به شما انسان ها رسانیده ایم و تصورمان بر این بود که او خواهد توانست در شرایطی که انسان ها سیر ترقی فیزیکی را پشت سر می گذارند ، به سیر معنوی خویش نیز روی آورند ، اما بر خلاف انتظار ، چنان شد که قوانین ابلاغ شده توسط وی در سالهای بعد تحریف گردیدند و به ناچار فرد دیگری از میان انسان ها انتخاب گردید تا قوانین کامل و با تبصره و متمم رایج و شایع گردد . او کسی نبود جز محمد که خواسته های او در واقع خواسته های الهی است . این را باید ذکر کنم که برگزیدگان الهی از میان شما همگی دارای منزلت و اعتبار و قدرت یکسانی هستند و به خاطر قرابت و محرمیتی که میان آنها با منشاء نور و عشق وجود داشته ، تفاوتی از سوی خداوند در میان آنها صادق نشده است . هر کدام مامور خداوند بوده اند و به نحو احسن ماموریتشان را به پایان رسانیده اند . از این رو امیدوارم شما نیز این را دانسته باشید که تمامی آنها دارای منزلتی برابر بوده اند و هیچ یک بر دیگری تقدم و افضلیت نداشته است …
(در ادامه کریون انسانها را متوجه خطری می سازد که علایم آن از سال 2002 شروع می شود و حیات بشری را تحت خطر قرار می دهد . این حادثه با انحراف زمین از مدار خود تحت تاثیر جاذبه ی سایر سیارات و اجرام آسمانی انجام می پذیرد و قسمت عظیمی از زمین از بین خواهد رفت و اثری از قطب شمال و جنوب نخواهد بود و زمین دارای قطب های جدیدی خواهد شد و تنها موجوداتی قادر به ادامه ی حیات خواهند بود که قادر به سازگاری با شرایط موجود باشند . این خبر هر چند ناگوار است ولی حقیقتی است که اتفاق خواهد افتاد. این خبر توسط گذشتگان ما و همچنین در کتابهای آسمانی تورات و انجیل و قرآن نیز داده شده است ولی مورد توجه قرار نگرفته است . در ادامه کریون اطلاعاتی از انرژی اعداد 0 و 1 داده است و عنوان کرده است که رمز نجات از این حادثه ی طبیعی در آگاهی از انرژی نهفته در این دو عدد قرار گرفته است . در کتاب عهد عتیق و انجیل نیز خبر وقوع این حادثه با عدد 666 داده شده است و حتی این عدد در آخرین پیام کریون به مسلمان ها نیز ابلاغ شده است که مورد بی توجهی قرار گرفته است . در ماهیت عدد 666 ، عدد 9 وجود دارد . اگر رقم های عدد 666 را تک به تک با هم چمع کنیم عدد 18 بدست می اید و اگر رقم های 18 را نیز با هم چمع کنیم عدد 9 بدست می آید . عدد 9 دارای انرژی تعادل و توازن در هر شرایطی بوده و انرژی های موجود را بقا می بخشد و تمثیل کننده ی انرژی می باشد . در عدد 666 که به اشتباه عدد منحوسی شمرده شده است ، هر یک از 6ها تمثیل کننده ی یکی از محاسبات 6 اصل ریاضی است . به طوریکه (1) یکی از 6ها نماینده ی زمان است . چنین سیستمی از جریان گردش زمین بر گرفته شده است (2) دومین عدد6 نماینده ی سیستم قطب بندی 360 درجه ای مغناطیسی زمین است –حدود یک صفحه در این مورد در کتاب توضیخ داده شده است – (3) آخرین عدد 6 مربوط به جاذبه ی زمین است . )
مادام که در نگاه دیگران مظنون نیستید عشق بورزید و دیگران را دوست بدارید و عشق را بکار گیرید . معنای واقعی پایان عمر همین است !

( در ادامه کریون کشورها را به اقتصاد پایاپای فرا می خواند و آنها را از تکیه بر قدرت مالی خود بر حذر می دارد و دولت ها را از خصوصی سازی منع می کند زیرا آن را باعث فردگرایی اقتصادی و نفع پرستی شخصی و پریشان سازی جامعه می داند . همچنین از لزوم برچیده شدن تبعیض ها سخن می گوید … همچنین از هوشیاری مردم جهان در جنگ خلیج فارس می گوید که عکس العمل سریع دولت ها مانع بروز یک جنگ جهانی شد و دنیا توانست بدون حضور کریون ها صلح را تثبیت کن.

https://i1.wp.com/www.luisprada.com/Protected/IMAGES/heart2.jpg

رابطه ی عشق و دوستی :
عشق نیر و قدرت است ! کلمات و واژه های شما از بیان ماهیت اصلی و پیام موجود در بطن این مفهوم (عشق) بسیار ناتوان عاجز است . شاید به ظاهر بتوانید معنای عشق را درک کنید ولی کلمه ای که برای احساسی عظیم چون عشق و محبت به کار می برید ، بسیار ناقص تر و نارساتر از اصل آن است . عشق و محبت تنها یک کلمه و یا یک احساس ساده نیست . عشق و محبت منبع اصلی نیرو و قدرت است ! عشق انرژی است . شما می توانید آن را صدا بزنید ، آن را باز و بسته نمایید ، آن را ذخیره کنید ، آن را متظاهر سازید و یا برای استفاده از چیزهای دیگری از آن بهره گرفته و واسطه قرار دهید . عشق و محبت همیشه وجود دارد و هیچگاه شما را به ناکامی سوق نمی دهد و تنهایتان نمی گذارد . عشق و محبت وعده ی کائنات و هدیه ی خلقت است که به شما داده شده است . عشق تنها رابطه و شبکه ی مشترک و پیوند دهنده ی همه ی موجودات عالم است . دیگر زمان آن رسیده است که آن را به خوبی درک کنید . زیرا بدون عشق و محبت در خسران فانی و باقی خواهید بود ، هم در این جهان و هم در جهان آخرت دست خالی خواهید بود.
برای اینکه درک حقیقی از واژه ی عشق و دوستی و محبت داشته باشید ، آن را به نام « منبع خدایی» معرفی کرده ام و نام خواهم برد . در این واژه همه ی آنچه که دارای ماهیت عشق و دوستی و محبت است ، جای می گیرد . زیرا عشق اصلی و واقعی اوست و آنچه هیچگاه و در هیچ شرایط و در هیچ زمان و مکانی تغییر نیافته و از مقدار عشق و محبتش کاسته نشده و تمنای رابطه ی متقابل و یا طلب خاصی ندارد ، خداوند است . او تنها دوست دارد و به غیر از دوستی و عشق ورزیدن به چیزی نمی اندیشد . از عشق اوست که همه چیز خلق شده است و همه را به نظم و قاعده در آورده است … او را در هر شرایطی بخوانید و بخواهید ، یقین بدانید که که انرژیش به شما می رسد … خداوند نور است و نورش سفید و به براقی هر آنچه که تصورش را بکنید . شفای تمام دردهای شما در عشق و انرژی آن نهفته است . شما بسان سایر موجودات در روی زیمن و کائنات نیستید و هر چند که آنان نیز مانند شما روح دارند ولی روح آنها مانند شما عشق و محبت را درک نمی کند و شما می توانید با درک عشق و محبت به چنان مرحله ای از تعالی برسید که فراتر از هر چیزی است . راز و نیایش ، مدیتیشن ، تمرکز فکری از راه های کسب انرژی عشق و محبت است . هیچ چیز را منفی ننگرید و بگذارید منفی یا مثبت بودنش را خود نشان دهد و نه اینکه شما قضاوت کرده باشید .
… من کریون پیام خود را ابلاغ کرده و وظیفه ام را به انجام رسانده ام . همه ی شما را به نام خداوند که مظهر عشق و دوستی است ، ترک می گویم و از صمیم قلب دوستتان دارم .

خلاصه فصل دوم ( انرژی جدید )

یادداشت مدیوم نوشتاری :
مطالبی را که در این فصل مشاهده می کنید در چهارم ژانویه 1992 نوشته شده است و در رابطه ی با کریون نگارش یافته است . این فصل به طور غالب درای مفاهیم و معلومات متافیزیکی بوده و دارای پیچیدگی های خاصی است .
شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که آیا با افشای این ارتباط خود با کریون دچار مشکلاتی شده ام ؟ آیا کسانی مرا عوام فریبو یا عده ای بی دین قلمداد کرده اند ؟ باید بگویم که تمام این مشکلات را به جان خریده ام ولی بواسطه ی ماموریتی که داشته ام با جان و دل وظیفه ی خود را بر عهده گرفته و از هیچ مشکلی نترسیده ام و مطمئنم روزی حقایق بر همگان آشکار خواهد شد . همانگونه که زمانی پیامبران نیز مورد انکار واقع شده بودند ولی در ادامه به هدف خود دست یافته اند . البته من ادعای هیچگونه پیامبری و یا نیابتی ندارم و تنها ادعایم این است که پیام های کریون را که منطبق با خواسته های الهی است و برای زندگی و بقا و دوام تکامل بشریت لازم است ، به انسانها ابلاغ نمایم .

جلساتی با کریون
سلام !من کریون ، انرژی خادم در خدمت انسان ها هستم . همه تان را از صمیم دل دوست دارم . حقیقتا این رابطه بسیار پر میمنت و مهم می باشد . زیرا هر کسی که این پیام ها را بگیرد ، خودش را در میان انرژی حس خواهد کرد . برای اینکه پیام هایم قابل درک و موثر باشد با شما به طور مستقیم سخن می گویم .
من از سال 1989 که بشریت دوره ی تحول جدیدی را آغاز کرده بود ، در روی زمین وظیفه ی خویش را دنبال می کنم . من دارای گروهی حامی هستم که در اطراف سیاره ی مشتری قرار گرفته اند و پیوسته انرژی مورد نیاز مرا برای ایجاد ارتباط با شما فراهم آورده و شبکه ی ارتباطی من و منبع انرژی را برقرار می سازند . گر چه در مورد انرژی مغناطیسی خود دارای قابلیت و توانایی هستم ولی این کار به تنهایی نمی تواند انجام پذیرد و شبکه ی ارتباطی نیازمند عوامل مختلف می باشد . شاید شما با برخی از یاوران و حامیان من آشنا باشید ، زیرا آنها نیز گخگاهی با دریافت مسئولیت و ماموریت به سیاره ی شما آمده و در برابر چشمانتان ظاهر شده اند . آنها 11 سال است که به مقیاس زمانی شما با من همکاری می کنند و هنوز هم این رابطه ادامه دارد .

https://i2.wp.com/icache.20six.net/myblog/de/engelundtarotwelt/img/Chamuel_09_kryon.jpg
زمان فعالیت من از نظر تاریخی برایتان دارای اهمیت است . زیرا با توجه به بررسی و تحلیل رخدادها نیاز دارید که زمان حضور مرا درک کنید و استنتاج لازم را کسب نمایید . بودن من و زمان فعالیتم از جنبه ی دیگر جهت درک رخدادهای آینده دارای اهمیت است که بدان نیز توجه خواهید داشت .
من در حال حاضر که سال 1992 میلادی شماست ، در میان شما هستم . روز اول ژانویه آغاز فعالیت جدید من بود و این فعالیت یازده سال دیگر ادامه خواهد داشت و به عبارتی تا 31 دسامبر 2002 با شما خواهم بود . من بعد از آن در میان شما نخواهم بود .
حرف هایی را که برایتان مطرح می کنم برای همه ی شما لازم است . اگر به طوذ مستقیم حرفهای مرا درک کنید ، احساس و اندیشه ی خودتان را به خوبی کنترل کرده و بر روی آن نتیجه گیری خواهید کرد . این فرصتی است که به شما امکان دستیابی به توانایی ها را می بخشد … با درک حرفهای من یاد خواهید گرفت که چگونه با زمان و فرصت های موجود کار کنید و از آنها بهره ببرید و مشکلات نهفته در آن را نیز درک خواهید کرد .
کسانی که با سیستم ها کار می کنند
آیا شما از افرادی هستید که با سیستم ها کار می کنید ؟ اگر ادعا می کنید که با سیستم ها کاری ندارید سخت در اشتباهید . زیرا انسانها خواه ناخواه تحت تاثیر سیستم ها هستند … شما انسان ها دارای وضعیتی هستید که انرژی خودتان را تحت سیستم ها متعادل و معین می سازید . این یکی از الزامات سازگاری یافتن شما با زندگی روی سیاره ی زمین است . ما به این مُهرها سیستم می گوییم و شما نام آنها را برجهای فلکی یا صور آسمانی می نامید و از روی آن ها طالع و سرنوشت و یا هر آنچه که به سرتان خواهد آمد یا آمده است ، تخمین می زنید . این تخمین و حدس و گمان به دور از عقل و منطق نیست ! کسانی می توانند از این علم استفاده کنند که به بسیاری از علوم متافیزیک ، از جمله صورت شناسی ، ساعت شناسی ، ستاره شناسی و هندسه موجود احطه داشته باشند .
انرژی های موجود در این صور فلکی و موقعیت هایی که در آسمان پیدا می کنند ، به تغییرات انرژیکی سبب می شوند که همین انرژی های دگرگون شده در همان لحظه بر مخیله ، اندام ، افکار و حتی روحتان تاثیر می گذارد . علم ستاره شناسی ، علمی برتر و واقعی است و آنچه که از روی کواکب برای انسان ها بیان می شود زاییده ی خیالات و توهمات فرد منجم یا ستاره شناس نیست … از این رو بی اعتنایی به علم ستاره شناسی در واقع بی اعتنایی به واقعیت زندگی است . فردی که در برج دوقلو (جوزا) متولد شود ، به قدر یقین با انسانی که در برج سرطان متولد شده است ، بسیار تفاوت دارد . این تفاوتها نه تنها در شخصیت ظاهری که در روح و روان نیز مشهود است و اگر شما با تحقیق و تدبر به وجود این تغییرات پی ببرید دیگر هرگز مشکلی با دیگران نخواهید داشت .
اگر شما انسانی «بیدار و آگاه» هستید ، یعنی به عبارتی از لحاظ استعدادهای روانی و روحی تکامل یافته اید و خودتان را با سیستم ها در ارتباط ساخته اید ، آن زمان است که باید به شما گفت که انسانی ایده آل هستید و قابلیت معبر شدن ، مدیوم شدن ، پیشگویی و همچنین استعداد خواندن روحیه ی انسانهای دیگر را دارید .
اما افرادی که به سیستم ها توجه نمی کنند ، غالبا انسان هایی هستند که زندگیشان به کوشش و تلاش بی ثمر سپری می شود و در همه حال متضرر می شوند و شکست می خورند .
در چه شرایطی انرژی جدید و عظیم عاید نمی شود ؟
1) ما انسان ها عادت کرده ایم که در برابر هر چیزی از خود عکس العمل نشان دهیم و از این رو اگر به طور مثال با شخصی عصبانی روبرو شویم ، اولین واکنش ما حالت تدافعی گرفتن به خود است ، در حالی که می توانیم با آرامش به این بیندیشم که چگونه موجب رنجش آن شخص شده ایم و سهم ما در این رنجش چقدر است (حتی اگر مقصر صد در صد خود آن شخص باشد ) و در صدد یک راه حل دوستانه برآییم . عکس العمل های شتابزده تنها به ناکامی و پشیمانی ما منجر خواهند شد و این حالت تا ابد ما را خواهد آزرد .
2) تحمیل کردن عقاید خود به دیگران
3) خیانت به امانت و عدم توجه به گروه
4) خودپرستی و خودخواهی
5) توقع و انتظار بیجا داشتن
6) مهمترین عاملی که باعث می شود انسان از داشتن انرژی جدید و عظیم محروم بماند ، بازگشت به حالت روانی گذشته است که شما نام آن را کینه توزی و دشمنی گذاشته اید

چه باید کرد و چه راهی را باید برگزید ؟
روح انسان آزاد و مقدس خلق شده است . بهتر است بگوییم که نفخ شده است . انسانها زمانی که بتوانند وظیفه ی خویش را بدانند ، دیگر مشکلی در برخورد و عدم توانایی در بهره گیری از انرژی عظیم و جدید نخواهند داشت . شاید این سوال برایتان مطرح گردد که چگونه می توان وظیفه ی خویش را درک نمود ؟ برای پاسخ به این سوال نیازی به پردازش عمیق و یا دلیل تراشی نیست . زیرا انسان ها بهتر از هر کسی می دانند که چه بکنند تا زمینه ی کسب انرژی را داشته باشند . بشر با عشق و دوستی بیش از هر چیزی آشناست . این انرژی بیش از هر انرژی دیگری در روحش جولان می کند . در واقع محرک اصلی حرکت انسان ، همانا عشق و دوستی و علاقه مندی است … هم اکنون انسان ها بیشاز گذشتگان خود معنا و مفهوم عشق و دوستی را درک می کنند و این خود مایه ی مباهات است …
سال های آتی (2003-2002) برای انسان ها سالی دشوار خواهد بود . زیرا در این سالها انسانهایی با روح های پلید و شیطانی آرامش همگان را به هم خواهند زد …

پایان عمر
خلاصه فصل سوم (جلسه ای زنده )

تاریخ سوم مارس 1992 را نشان می دهد . ساعت 7 عصر به وقت کالیفرنیا می باشد . در برابرم چهار دانشجوی جوان نشسته اند . این چهار جوان برای اینکه شاهد جلسه ی ارتباطی زنده ی من با کریون باشند ، در محل حاضر شده اند و از آنها دعوت به عمل آمده است .
اما قضیه ی برگزاری جلسه ی زنده نیز به مانند شروع رابطه ی من با کریون عجیب و حیرت آور بود . یک هفته قبل از برگزاری جلسه ی زنده که در خانه ام مشغول دوش گرفتن بودم ، باز تاثیر روحی کریون را احساس کردم که خطاب به من دستور می داد که جلسه ی زنده ای را ترتیب دهم . او از من خواست که حرفها و مسائل مربوط به وی را آشکارا مطرح سازم . گرچه من اقدام به این کار را بسیار خطرناک می دانستم و باورم این بود که اگر چنین موضوعی را برای دیگران مطرح سازم ، مرا مسخره خواهند کرد و یا به اتهام عوام فریبی مورد بازخواست قرار خواهم گرفت ، از این کار امتناع کردم . امام کریون ترجیحا نام چند تن از افراد را برایم برشمرد که موضوع را برای آنها بیان کنم . او تاکید داشت که کارم را از دانشگاه و محیط علمی شروع کنم . می گفت که در این مسیر دچار مشکل نخواهم شد و طالبان علم به هر حال هر چیزی را با قواعد و اصول منطقی ارزیابی کرده و با آن برخورد خواهند کرد . از اینرو خواسته ی وی را پذیرفته و ترجیحا به سراغ محیط دانشگاهی رفتم و با افرادی که کریون از آنها نام برده بود رابطه برقرار کردم و موضوع را بیان داشتم . آن دو تن از شنیدن این ماجرا به حیرت افتاده و ابتدا باور نکردند ولی زمانی که من برخی از خصوصیات و علاقمندی و طرز فکر آنها را برایشان اعلام داشتم ، آنها متقاعد شدند که من اطلاعات خصوصی انها را به خوبی می دانم و به من اعتماد کردند . با این حال یقین داشتم که آنها مرا به طور کامل باور نداشتند و شاید تصورشان این بود که من مامور FBI یا CIA هستم که از خصوصیات آنها با خبر هستم . به هر حال آن دو خواسته ی مرا پذیرفتند و قرار بر این شد تا دو تن از دوستان دیگرشان را نیر دعوت کنند .

نخستین جلسه ی ارتباطی زنده با کریون :
من کریون از خادمان انسانها و موظف به خدمت به آنها هستم . همه تان را از صمیم قلب سلام کرده و بهروزیتان را آرزومندم . در اینجا چندین تن از شما انسان ها حضور دارید و به غیر از شما موجودات دیگری نیز در این سالن حضور دارند که روی هم رفته تعداد حاضران به 38 تن می رسد . من قبل از اینکه به حرفهایم بپردازم ، جهت آماده سازی سالن برای انتقال آسان و سریع ارتعاشات ، مجبورم سه دقیقه از وقت شما را بگیرم .
ما حالا برای تمیز کردن چیزهایی که در هوای اینجا به حالت سیال حرکت می کنند ، بوده و بعد از چند دقیقه درباره ی این چیزها برایتان سخن خواهم گفت . .. از اینکه به واسطه ی دعوت مدیوم من به اینجا آمده اید ، تا با حضور در جلسه ی زنده برخی از حقایق را در یابید ، از شما متشکرم .
من ابتدای امر از مدیوم خودم (لی کارول) که به ماهیت عدد 9 اعتقاد دارد ، سپاسگزارم و شما نیز باید این را بدانید که برای درک قدرت و ارتعاشات نیروهای متافیزیکی نیازمند اعتقاد و گرایش به عدد 9 هستید . البته بسیاری از شما از آن اطلاع دارید و اهمیت آن را می دانید ، زیرا این عدد پایان هر چیزی را تمثیل می کند و زمان کنونی را نیز به همان سان تمثیل می کند . عدد 9 با هر عددی ضرب گردد ، تفاوتی در نتیجه ی آن ندارد زیرا هر حاصلی که از این ضرب بدست آید ، اگر با یکدیگر جمع گردند ، باز عدد 9 حاصل می شود ( مثال : ضرب 9 در 3 برابر 27 می شود و اگر دو رقم 27 را با هم جمع کنیم ، حاصل جمع 2 با 7 مجددا عدد 9 می شود ) . در واقع به غیر از عدد 9 هیچ عدد کاملی نداریم و این قضیه نیز باز پایان هر چیزی را نشان می دهد که با 9 خاتمه یافتنی است … حتی خط نصف النهار مبداء را که از قطب شمال تا قطب جنوب کشیده شده است و 90 درجه ی آن برای شمال و 90 درجه ی آن برای جنوب منظور شده است ، حاصل اندیشه ی تصادفی نبوده و وجود چنین قاعده و اصولی در روی زمین بر اساس همان فلسفه ای است که قبلا بیان کردم . هر دو درجه ارتعاشی از عدد 9 هستند و در هر دو سوی کره ی زمین قطب وجود دارد و وجود چنین قطبیتی که ارتعاشات دو سو را به هم وصل می کند ، خواه ناخواه میدان مغناطیسی خاصی را ایجاد می کند که برای بقای انسان ها و زمین لازم و اجباری است . بدون آنها همه چیز پایان پذیر است .
امروز تاریخ سوم مارس 1992 می باشد و اگر خواسته ام که در این تاریخ در این محل گردهم آیید ، تصادفی نیست . زیرا اگر این اعداد را نیز روی هم حساب کنید ، باز عدد 9 حاصل خواهد شد و این تایخ از سوی من انتخاب نشده است و تاریخی کریونی نیست ، بلکه تاریخی است که شما در آن ارتعاشات خاصی داشته اید و بایستی در اینجا گرد هم می آمدید .
اکنون اجسام سیال موجود در فضای سالن از اینجا دور شده اند . حال به بحث خودمان بپردازیم . باید دانسته باشید که سیاره ی شما دارای سه حالت متعادل است که بدون وجود هر یک از آنها امکان توازن و ثبات انرژی در روی زمین مقدور نمی باشد . یکی از اینها تعادلی است که موجودات زنده ایجاد می نمایند و دیگری مربوط به تعادل وجود ارتعاشات حاصل از انرژی های موجود و گردان در زمین بوده و در نهایت ، تعادل مغناطیسی را که آخرین ابزار ایجاد تعادل و توازن در زمین می باشد ، تامین می کند .
اجسام سیالی که قرن ها با شما بوده و در هوای اطرافتان در چرخش هستند ، با انرژی مغناطیسی زمین در تضاد می باشند . آنها هیچگاه تحت جاذبه ی زمین قرار نگرفته و زمین و زمان برایشان مفهوم کاملی که شما از آن دارید ، نداشته و به همین جهت از نظر قدرت حرکت و تغییر حالت از شما انسان ها بسی کارآمدتر به نظر می رسند . هر جا که روح انسانی به جولان بیفتد و انرژی آن بیشتر شود ، این نوع اجسام و موجودات سیال جای خود را تغییر می دهند . زیرا انرژی حاصل از روح و عقل باعث می شود که جریانات الکتریکی خاصی در مغز انسان ایجاد شود و سیستم عصبی آن هوشیارانه تر از قبل عمل نماید که در چنین حالتی انسان از نظر شنوایی و بینایی قدرتمندتر می شود . این نوع موجودات را شما در طول تاریخ شناخته اید و نام آنها برایتان آشناست . ویفها (Waif) ، گنوم ها (Gnim) ، انسان های کوتوله که شما آنها را جن می پندارید ، حال آنکه آنها موجوداتی روحی هستند که در طبیعت بقا دارند و بهتر است نام آنها را روح های طبیعی گذاشت .
آنها موجودات سیال به شمار می روند . آنها از جمله موجودات صاف و فاقد هر نوع خواسته ی شخصی هستند که صدمه و زیانی برای انسان ها ندارند و نباید از آنها ترسید و آنها برای اینکه میدان تاثیر انرژی روحی را تضمین نمایند ، پدید آمده اند و در اطراف شما در حرکت هستند . آنها علیرغم اینکه آموزش های خود را می بینند و راه تکامل خویش را طی می کنند ، از سویی در رابطه با شما نیز فعالیت می کنند . به خاطر اینکه نوع حالت روحی آنها با حالات روحی شما متفاوت است ، از انرژی کمتری برخوردار بوده و به راحتی قادر به اقدام جهت رویت خودشان نبوده و نمی توانند با شما رابطه ی تنگاتنگی داشته باشند . اما با تمام این اوصاف انسان هایی که دارای روحی پاک و نیتی درست بوده و از نظر روحی و عقلی به تکامل رسیده اند ، قادر به رویت آنها هستند و حتی می توانند بر آنها تاثیر نهاده و فرامین خودشان را به چنان موجوداتی القاء نمایند . این موجودات به خاطر اینکه در حالت عادی قابل مشاهده نبوده و در اطراف شما حضور دارند و بسیاری از اعمال شما را شاهد می باشند ، می توانند در صورت نیاز به کسانی که دارای بصیرت چشم و حواس هستند ، مراتب را نقل کنند . در واقع همان موجوداتی هستند که اسرار را دانسته و برای شما نقل می کنند . آنها از لحاظ ارتعاشات انرژی چنان صاف و شفاف هستند که هیچ دشمنی در انرژی شان مشهود نیست و گویی به تمام و کمال سمبلی از شفقت می باشند و باز باید تاکید کنم که هیچ نیازی نیست که از آنها بترسید .
البته در حال حاضر در اینجا هیچ نوع موجودی از آن قبیل وجود ندارد و تنها رهبران روحی شما حضور دارند که سخت هیجان زده می باشند . زیرا آنها در کنار من (کریون) می خواهند با شما رابطه برقرار کنند . از همین رو از شما می خواهم که دریچه های قلبتان را محدود نکنید و با شک و تردید و واهمه ی پنهانی راه را برای ایجاد ارتباط نبندید .
به غیر از مدیوم من ، حدود هشت مدیوم دیگر نیز در سطح وجود دارند که با من در ارتباط هستند و همان پیامی را که برای شما می فرستم برای سایر مدیوم ها نیز می فرستم . مدیوم های من در هندوستان ، مکزیک ، آفریقا ، روسیه ، اسراییل ، آمریکای جنوبی ، چین و سوریه حضور دارند . مدیوم های روسی و سوری من که در مسکو و شام حضور دارند از قدرتمندترین آنها می باشند .
خبر اصلی این است که پرده به تدریج بالا خواهد رفت و این بزرگترین تحولی است که در پایان سال 2000 اتفاق خواهد افتاد . اکنون قادر به درک آن نخواهید بود ولی به تدریج آنچه را که گفته ام ، خواهید فهمید .
اگر قادر به دیدن هاله ی مدیوم من باشید خواهید دید که به رنگ سفید درخشان است و من نیز در آن هاله جای گرفته ام . در واقع نزدیکی من به او و تداخل در میدان مغناطیسی مدیوم به نوعی حالت واکسینه دارد و من به دلیل اینکه روحی صاف و با انرژی هستم ، شما قادر به دیدن من نیستید و تنها بوسیله نفوذ در وجود مدیوم ، انرژی مرا می توانید حس کنید . رنگ اصلی کریون سفید براق است که در طیف های نوری و در اجسام به رنگ های مختلفی در می آید و مانند رنگین کمان می توانید او را در چندین رنگ مشاهده نمایید .
حال به موضوع بالا رفتن پرده و آشکار شدن برخی از اسرار می پردازم . با بال رفتن پرده ، شما در رابطه با استفاده از سیستم یا همان مُهرها به توانایی خاصی خواهید رسید . در اثر بهره گیری از آن خواهید توانست بسیاری از پیشآمدها را تخمین زده و آمادگی لازم را داشته باشید … برای مثال شما در سالهای آینده و تقریبا در 98-1997 شما با تغییرات شدید آب و هوایی روبرو خواهید شد که در اثر آن ناهمگونی در سیستم اقلیمی پدید خواهد آمد . سیل و توفان و گردبادها به وفور دیده خاوهد شد و در اثر بروز چنین تحولاتی انرژی های درون زمین نیز متاثر شده و زلزله های شدیدی در اقصی نقاط جهان به وقوع خواهد پیوست ( این پیش بینی درست در همان سالهای مورد اشاره بوقوع پیوست و کره ی زمین با حوادث بسیار عجیبی از نظر آب و هوایی روبرو شد که به ال-نینو مشهور است و اثرات آن در اقصی نقاط جهان در قاره ی آمریکا و کشورهای ساحلی اقیانوس آرام و ژاپن و اندونزی و فیلیپین و انگلستان و … دیده شد و سیاره ی ما شاهد سیل های عظیم و زلزله های ویرانگری در آن سالها بود . )
با بالا رفتن پرده بسیاری از انسان ها پی به حقیقت خواهند برد و با شما هماهنگ خواهند شد . بسیاری از دولتمردان شما با معنویت اقدام به هر کاری خواهند کرد و در اثر بروز جنگی بقیه دولتمردان پی به عظمت معنویت برده و دنیا به تدریج روح آرامش را حس خواهد کرد .
با بالا رفتن پرده ، حقایق بیرون از زمین نیز آشکار خواهد شد و رمز و راز بسیاری از اجرام و اجسام و سیارات آسمانی برایتان مشخص خواهد گردید . با درک وجود سیاراتی مناسب و مساعد برای زیستن ، اهداف دیگری را در پیش روی خواهید داشت . با شناخت از موقعیت آنها و با تخمین اینکه موجودات دیگری در آن سیارات وجود دارند که نشانه های آن را خواهید دید ، به عظمت هماهنگی ، مودت ، همکاری و همبستگی روی خواهید آورد . جوامع شما روی سعادت را به تدریج دیده و از ان لذت خواهد برد . موجوداتی را که در قدیم به شکل افسانه شناخته اید ، برایتان قابل فهم و معنا خواهد بود و در خواهید یافت که آن موجودات خیالی نبوده اند .
در دنیاهای دیگر و خارج از زمین ، مهمانان و میزبانانی دارید که با بالا رفتن پرده به آنها پی خواهید برد . شما با تعدادی از آنها روبرو شده اید …. یوفوها اگر چه از سوی شما انسانها سالیان سال است که به عمد نادیده انگاشته شده اند ، ولی وجود خارجی داشته و آنها را در سالهای بعد از 2020 به خوبی خواهید شناخت . برخی از آنها مهمانان شما بوده و برخی به دشمنی با شما رابطه برقرار خواهند کرد . آنها از نظر تکامل فکر و روحی از شما فراتر هستند و از این رو حالاتی را که از آنها خواهید دید ، تصور خواهید کرد که با شما قصد دشمنی داشته و قصد صدمه زدن را دارند ولی با پیشرفتی که در زبان انتقالی اعداد خواهید داشت و خواهید توانست با اعداد انرژی لازم را برای ایجاد ارتباط بکار گیرید ، در آن صورت منظور و مقصود حضور بشقاب پرنده ها را درک خواهید کرد .
باز به شما توصیه می کنم که به اطراف و تحولات موجود در آن دقت داشته باشید . علایم زمانی را مبارک بدانید ! این علایم شما را در آستانه تحولات به وقوع پیوسته آماده تر خواهد کرد . زیرا با شناخت علایم خواهید توانست آنچه که در سوی دیگر پرده قرار دارد را درک کنید .
در سالهای آیند در میان شما کسانی پدید خواهند آمد که دارای روح قوی و نیرومندی بوده ولی روحشان اسیر ارواح پلید و تاثیرات انرژیکی آن خواهد بود . این گروه از از انسان ها با استفاده از اعداد مقدس و تحریف آنها ، استفاده های منفی و شیطانی خواهند کرد .
موجوداتی که در سیارات دیگر سکونت دارند و من خبر انها را همین حالا به شما می دهم ، از نظر انرژی فراتر از شما هستند . آنها به درجه ای از تکامل روحی رسیده اند که حالتی صریح و یکرو دارند . به هیچ وجه دروغ و یا دو رنگی در میانشان نیست . آنها هدف خویش را شناخته و به سمت آن حرکت می نمایند . خوبی ، نیک رفتاری ، پی بردن به حال و اسرار مبدا خلقت از اهداف غایی خلقت آنهاست . شما انسان ها نیز باید به این درجه برسید .
احساس می کنم که اکنون ذهن شما بیشتر بر روی موجودات فضایی متمرکز است … از این موجودات هیچ هراسی نداشته باشید و آنها را برای خود خطری جدی تلقی نکنید . یوفوها بر دو نوع می باشند که تمایز این دو نوع از همدیگر کار آسانی می باشد . نوع نخست از یوفوها از دنیایی بسیار دور که خیلی تامل یافته تر از همه ی موجودات می باشند ، به زمین مسافرت می کنند . نوع دیگر آن از سیاره ای در نزدیکی زمین حرکت کرده و به زمین می رسند . آنهایی که از نزدیک زمین می آیند ، به خاطر عدم وجود انرژی کافی از میدان مغناطیسی شدیدی برخوردار نبوده و از این رو اگر کسی بخواهد از آنها تصویری برداشته و یا فیلمی بگیرد ، به راحتی قادر به این کار خواهد بود و تصوایر آنها بر روی نگاتیو کاملا مشخص می شوند . اما به خاطر اینکه آنها به قدرت انرژی نوری پی برده اند ، از نظر تهاجمی و یا تدافعی بسی قدرتمندتر از انسان زمینی هستند . بدن پوش و وسایل آنها به دلیل آلیاژ خاصی که دارد و در آن از آهن نیز استفاده شده است ، تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار می گیرد و اگر شما قادر باشید که بتوانید میادین مغناطیسی نیرومندی را ایجاد کنید که از میدان مغناطیسی آنها قوی تر باشد ، به سهولت خواهید توانست آنها را بر روی زمین نگه داشته و بر رویشان تحقیق کنید . رنگ آنها غالبا نقره ای و یا به رنگ آهن است . البته این گروه از صاحبان یوفو خود به دو گروه تقسیم می شوند که یکی از آن گروه ها به دانشمندان و روشنفکران آنها مربوط می شود و گروه دیگر تنها وظیفه دارند که کارها و عملیات خودشان را عملی سازند که از نگاه شما موجوداتی منفی هستند . آنها بدلیل اینکه نیازمند انرژی زیادی می باشند چندان نمی توانند دور از زمین باشند و مجبورند که سریع به مبدا خویش باز گردند . البته بسیاری از نیروهای ساکن در سیارات برتر که آنها نیز دورادور نظاره گر زمین و حرکات و پیشرفت های شما هستند ، تلاش می کنند که این گروه از صاحبان یوفو وارد زمین نشوند . زیرا احتمال دارد ، آنان به خاطر دیده شدن و یا تحت تاثیر میدان های مغاطیسی قرار گرفتن ، بدست انسان ها اسیر شوند و شما انسان ها نیز برای پی بردن به راز آنها ، مجبور به حبس آن افراد شوید ، که در آن صورت جنگ بین سیاره ای به وقوع می پیوندد .
یوفوهایی که در سیارات برتر ساکن هستند ، دارای جوانب قابل انعطاف بوده و به دلیل برخورداری از انرژی زیاد و داشتن میدان مغناطیسی قوی و نیرومند ، قابل رویت برای شما نیستند و اگر هم به شکل هاله ای شبح گونه مشاهده نمایید و بخواهید از آنها تثاویری و یا فیلمی را بردارید ، موفق به این کار نخواهید شد . زیرا قدرت انرژی و میدان مغناطیسی آنها چنان تاثیری بر روی فیلم یا نگاتیو شما می گذارد که محل وجود آنها بر روی فیلم سفید و سوخته باقی می ماند . این گروه از یوفوها نه تنها هیچ صدمه ای برای انسان ندارند که حامی انسان ها به شمار می روند و حتی در زمان حضور و ورود به زمین قصد انتظام بخشیدن به برخی از مشکلات و یا نا هماهنگی های موجود در زمین را دارند . غالب بیماری هایی که زندگی بشر را متلاشی کرده و باعث شده است که نسل انسان رو به انقراض بگذارد از طریق همین موجودات از بین رفته و راه های درمان بیماری ها برای انسان به طریقی ارائه شده است . اغلب نابسامانی هایی که در زمین از نظر جغرافیایی و یا اقلیمی بروز کرده ، بوسیله ی همین یوفوها راه حل یافته و رفع شده است . لذا این یوفوها حامیان شما هستند .
البته باید توضیح دهم که یوفوهای نامبرده نیز به چند گروه تقسیم می شوند . شما در زمان مشاهده ی یوفوها به آنچه که باید توجه داشته باشید ، توجه نکرده و تنها صورت ظاهری موضوع را بررسی می کنید . شما آنها را موجوداتی ترسناک و عجیب دانسته و تفکرات شما که در واقع از سوی آنها قابل شناسایی است و چون روح آنها به طرق مختلفی با روح شما در ارتباط قرار می گیرد ، لذا آنها نیز ترجیح می دهند مادامی که شما آمادگی پذیرش آنها را ندارید ، بطور آشکار و دوستانه با شما رابطه برقرار ننمایند و یا ظاهر نشوند . روزی که شما به درجه ای از علم برسید که بتوانید مثل آنها دارای تکنولوژی پیشرفته باشید و یا حداقل شبیه به دانش آنها چیزهایی را ایجاد نمایید ، آن زمان شاید موجودیت آنها برایتان چندان دشوار نباشد و آنها نیز به راحتی و اطمینان خاطر به شما نزدیک شوند … آنها در این فکر هستند که بتوانند از میان انسان ها گروهی را انتخاب نمایند و بر روی آنها فعالیت کرده و از انسان زمینی چنان نابغه های باور نکردنی ایجاد نمایند که بتواند راه سریع تغییرات و تکامل را بپیماید .
به دو عدد 0 و 1 توجه زیادی داشته باشید و سعی کنید در برج های فلکی تغییرات عددی که اتفاق می افتد را کشف کنید و آنها را واسطه قرار دهید و زبان دیگر سیارات را بیاموزید . البته آنها قادر به خواندن ذهن شما هستند ولی شما هنوز به این توانایی دست نیافته اید .
درست در یازدهمین سال حضور من در زمین ، تعدادی از انسان ها با روحی شرور از عدد 11 در کتاب عهد عتیق استفاده کرده و با استناد به قدرت آن در یازدهمین روز از سال 11 به تخریب بنیان های اجتماعی انسان ها خواهند پرداخت … اگر این گروه شیطانی به خاوسته های خویش برسند ، زمینه ی بسیاری از ناملایمات و دشواری های اجتماعی انسان ها را فراهم خواهند آورد . با بروز چنین حادثه ای قتل عام بزرگی در روی زمین شروع خواهد شد و حس انتقام و ادامه حق خواهی و خونخواهی به جنگی خانمان سوز بدل خواهد شد و از امروز از بین رفتن یک سوم نسل بشر را به شما خبر می دهم ( کریون برای نخستین بار در تاریخ 11 سپتامبر 1991 حضور خود را بر مدیوم خویش (لی کارول) آشکار می سازد و طبق پیش بینی کریون ، درست در یازده سال بعد ، یعنی در تاریخ 11 سپتامبر 2002 حادثه ی حمله به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک بوقوع می پیوندد زمینه ای می شود برای حمله ی آمریکا به افغانستان و بعد عراق و خونهای بیشماری که ریخته می شود و هنوز آتش این خونخواهی و انتقام جویی فرو ننشسته خاورمیانه را مورد تهدید قرار داده است . نکته ی جالب دیگر اینکه خود ساختمان های دوقلوی تجارت جهانی تمثیلی از عدد 11 بودند ! . در واقع به حقیقت پیوستن همین پیشگویی بود که توجه جهانیان به کتاب حاضر جلب شد و در تیراژ بالا در جهان منتشر شد – مترجم ) .
طرفداران شیطان با توجه به شناختی که از آیات الهی در کتب مختلف دینی دارند و رمز و راز هایی که از اسماء حسنی و کلام خاص خداوند که در انجیل و توارات و قرآن آمده است ، اطلاع دارند و همچنین با وقوف به قدر و انرژی موجود در این اعداد اسرار آمیز ، به قدر یقین در آینده نیز دست به کارهای شومی خواهند زد ( بعد از حمله ی تروریستی القاعده به برج های دوقلو ، این عمل وحشیانه ی خود را توسط سوره ی 9 (توبه) و جزء 11 و آیه ی 2001 توجیه کردند که اشاره به تاریخ آن حمله تروریستی دارد . در این آیه آمده است : « آیا کسی که بنیاد خود را بر پایه ی تقوی و خشنودی خداوند بنا نهاده بهتر است یا کسی که بنای خود را بر لب پرتگاه و دره ای که مشرف به سقوط است پی ریزی نماید که با آن به آتش دوزخ فرو می افتد ؟ خدا ظالمان را هدایت نمی کند .» و این همان استفاده ی شیطانی است که انسانهایی با ارواح پلید قادرند از اعداد مقدس کتب الهی بکنند و با تحریف آنها در جهت منفی ، دست به اعمال ناشایست بزنند . ) .
… من کریون خادم شما از انرژی خدمت هستم . همه تان را با عشق و مهرورزی بدرود گفته و از شما دور می شوم .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: