بایگانی دسته‌ها: پروژه سرپو(SERPO PROJECT)

مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

منبع: وبسایت پروژه کاملوت

http://projectcamelot.org/lang/en/mr_x_interview_transcript_en.html

بیل: من بیل رایان مولف وبسایت سرپو (serpo.org) هستم که در اواسط نوامبر سال 2005 راه اندازی شده. یکی از ویژگی های بارز این وبسایت این بود که من  بازدیدگان را تشویق می کنم تا با من تماس بگیرند و هر گونه اطلاعات نظر و ایده خودشان را به من منتقل کنند. البته منظور اصلی من از تشویق مردم برای ورود به بحث در خود سرپو بود (تالارهای گفتگوی سایت سرپو – مترجم). اما از همان آغاز کار وبسایت مردم زیادی پیام های شخصی بسیاری به من می فرستادند و در موضوعات متفاوتی صحبت می کردند که البته من از همه اینها استقبال می کنم.

https://i0.wp.com/projectcamelot.org/mr_x.jpg

و من امروز در کنار یکی از این افراد هستم و این سعادت بزرگی برای من است.  من به دلایل گوناگون از معرفی این فرد معذورم ولی خرسندم این را بگویم که وی داری تجربیات و گذشته بسیار جالبی در باره بیگانگان بوده  و با بسیاری از اسناد محرمانه، ویدئوها و چیزهای مرتبط با بیگانگان از زمان واقعه رازول یعنی 1947 تا کنون سروکار داشته است. وقتی این مرد با من تماس گرفت و جزئیات یک موضوعی را برایم گفت، همان لحظه فهمیدم که این شخص حرفهای مهمی برای گفتن می تواند داشته باشد. البته حرفهای او با اینکه ربطی به پروژه سرپو نداشت ولی می تواند برای یک محقق یا دانشجوی یوفولوژی بسیار مهم و جذاب باشد.

بیل: احتمالاً برای شما و من جای بسی تعجب خواهد داشت اگر از شما  درخواست کنم صحبت هاتونو خیلی خلاصه وار و فقط در چند خط بیان کنید ولی بینندگان ما خودشان خواهند فهمید که چرا من اصرار دارم بلافاصله شما سر اصل مطلب بروید.

ایکس: (صدا توسط مبدل الکتونیکی تغییر یافته است). خب. … در واقع من مطلبی که مربوط به پروژه سرپو باشه رو ندارم چون من هیچ تجربه ای با ماجرای سرپو نداشتم ولی اطلاعات دیگری ارائه خواهم داد. و اینها اطلاعاتی هستند که من در مدت شش ماه که در یک شرکت هوا و فضا کار می کردم جمع آوری کرده ام… من یک نظامی نیستم و هیچوقت هم نبودم. من شش ماه در مرکز بایگانی سازی مستندات مربوط به پرونده، ویدئو ها، فیلم ها، تصاویر و اسناد و مدارکی که توسط دولت در طی پروژه های یوفو و تحقیقات محرمانه و مواردی از این دست تهیه میشده کار می کردم.

بیل: و این در چه سالی بود؟ در دهه 1980؟

ایکس: بله ، سالهای 84 و 85

بیل: بسیار عالی. دقیقا کاری که آنجا انجام میدادید چی بود؟ و در طول آن دوران با چه نوع چیزها سروکار داشته و مواردی  که بدست می آوردید چه بودند؟

ایکس: خب، من درواقع کارمند مسئول پرونده ها و ترخیص امنیتی اونها بودم. هر روز برای من آیتم هایی میومد. و من وظیفه داشتم اون آیتم ها رو به بخش های گوناگونی تقسیم کنم و گاهی کار طبقه بندی امنیتی اسناد هم بر عهده من بود. بعضی وقتها هم پرونده هایی می آمد که نیاز بود محتویات آنها را بصورت منظم طبقه بندی کنم. بیشتر اون پرونده ها بصورت مهرو موم شده به دستم می می رسید. مواردی مثل سفینه های سقوط کرده  و دیسک های منهدم شده.  اغلب آنها حاوی تصاویر و اسنادی از دولت ایالات متحده و اکثر بخش های دولتی و شرکت هایی که به نوعی در زمینه هوا و فضا فعالیت دارند بود.

کری کاسیدی: می توانید به ما بگوئید چه نوع مهر هایی پای آن اسناد خورده بود؟

ایکس: مهر؟ «خیلی محرمانه». محرمانه. فقط مهر چشم ها. کلمات رمز. اغلب اون رمز ها را فقط برخی کارکنان مجاز می توانستند بخوانند. منظورم اینست که من در قسمت مستند سازی کار می کردم  و من از چگونگی نشانه گذاری روی اسناد مطلع بودم و به لحاظ وظیفه ای که داشتم قادر بودم آن رمز ها را خط به خط بخوانم و چیزهایی که بصورت اشتباهی نشانه گذاری شده بودند را اصلاح می کردم  و دوباره آنها را علامت می زدم. خب کار من شامل مواردی از این دست بود که انجام می دادم.  بسیاری از اسناد نظامی بودند و بدون نشانه گذاری می آمدند، اینکه مربوط به چه بخشی هستند مشخص نشده بود و من اینکار رو انجام می دادم. این کار بخشی از روش آنهاست که هیچ توضیح یا رمزی روی برخی از اسناد نمی زنند.

کری: بیشتر از همه کدام اطلاعات بود که وقتی برای اولین بار چشمت بدانها افتاد واقعا شوکه شدی؟

ایکس: اون چیزی هست که من مدت طولانی آنرا باور داشتم و می توانم واقعا آنرا برای شما اثبات کنم. احتمالا آن یکی از بهترین چیزهایی است که برای من اتفاق افتاده است.

بیل: می توانم آنرا تصور کنم. وقتی که شما شروع به بیرون ریختن این اطلاعات کردید، یک یا دو نفر شما را «مرد رازول» صدا زدند. دلیل این نامگذاری چی بود؟.  منظورم اینست که این لقب به واقعه سقوط رازول مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره ؟ اجازه بدید این رو هم بپرسم که شما در جریان برنامه دادوستد (بین ما و بیگانگان) هم بودید؟

ایکس: اوه بله! این موضوع مربوط به همون دوران میشه. درخواست هایی داشتیم از دولت مبنی بر تعامل با فرازمینی ها و بازسازی سفینه های سقوط کرده، بهبود تجهیزات و مواردی مثل این.

بیل: پس واقعیت داره  ماجرای بده و بستان بین دولت و بیگانگان بین سالهای 1947 تا…؟

ایکس: تا زمان حال.

بیل: واو… بسیار عالی.

کری: شما اشاره به تعدادی موارد سقوط کردید و به ما از چندین مورد سقوط گفتید. ممکن است بگید در بین این سالها دقیقا چند مورد سقوط اتفاق افتاده است؟

ایکس: بالای پنجاه مورد

بیل: در خاک آمریکا؟

ایکس: آمریکا و خارج از آن.

بیل: آیا ایده ای از تعداد گونه های متفاوت بیگانگانی که در این سقوط دخیل بودند وجود دارد؟

ایکس: نه. من به یاد نمی آورم دقیقا چند تا. ولی تا این حد می دانم که حداقل با پنج گونه متفاوت از فرازمینی ها سروکار داشتیم.

بیل: آیا عکس هایی هم از این آنها دیده اید؟

ایکس: چهار نوع از آنها. چهار گونه متفاوت

بیل: عکس های چهار نوع موجود فرازمینی.

کری: می توانید توصیفشان کنید؟

ایکس: خب گونه ای که بیشتر من با اسناد آنها کار کرده ام قدهای بلند و پوستی نارنجی رنگ دارند و در اسناد از آنها به عنوان «سازندگان» یاد میشه. آنها گونه ای که ما با نام خاکستری می شناسیم را بوجود آوردند. اینها باهم شباهت  فراوانی دارند و از طریق چانه هایشان متمایز می شوند. نارنجی های بلند قدتر ولی لاغرتر هستند و صورتشان گرد تر است ولی چشمانشان مثل بقیه خاکستری ها بزرگ است. این ها دونوع از رایج ترین هاشون هستند. گونه دیگری هم هست که خیلی به خاکستری ها شبیه است اما کمی رنگ پریده تر و زمخت تر هستند. شاید بشود گفت تقریبا عموزاده های خاکستری ها باشند (خنده). من عکس هایی هم از یک گونه موجودات فرازمینی دیده ام که کاملا مثل من و شما هستند فقط با پوستی بسیار سفید تر. قدشان تقریبا هم قد آقای رایان، چشمانشان آبی رنگ و موهای روشنی دارند. درباره اینها حتی در اینترنت هم می توانید مطالبی بخوانید. من تا کنون هیچ سند رسمی درباره این نوع نخوانده بودم … آنها به ما پیشنهاد دادند که اگر سلاح های هسته ای مان را کنار بگذاریم حاضرند به ما در پیشرفت کمک کنند و مارا نجات دهند.

بیل: ولی شما آن را در هیچ سندی ندیدید.

ایکس: بله همینطور است.

بیل: باشه. بسیار خب

کری: آیا هیچ مدرکی وجود دارد که نشان دهنده هدف اصلی آنها از آمدن به زمین باشد؟ آنها چرا اینجایند؟

ایکس: بله وجود دارد. آنها از فعالیت های هسته ای ما در هراسند. آنها فکر می کنند که ما ممکن است نسل خودمان و دیگر گونه های فرازمینی را نابود کنیم. چون ما به دانش و امکان سفر فضایی به نقطه هایی که آنها قرار دارند روز به روز نزدیکتر می شویم.

بیل: این فرضیه ای از طرف دولت هست یا چیزی هست که شما واقعا از اسناد رد و بدل شده قطعی دریافته اید؟

ایکس: اینها چیزی هایی هستند که از طریق ارتباط با آنها دستگیرمان شده بود.

کری: آیا آنها توضیح دادند که چگونه با بیگانگان ارتباط برقرار می کردند؟

ایکس: آنها تله پاتی می کردند.

کری: تله پاتی؟

ایکس: بله.

کری: آیا آنها اینکار را بصورت از راه دور انجام میدادن؟ یا… شما می دانید چگونه اینکار انجام میشد؟

ایکس: درسته. افرادی بودند که وظیفه برقراری ارتباط بین انسانها و بیگانگان را برعهده داشتند. آنها مثل ما که اینجا نشستیه ایم رو در رو با بیگانگان می نشستند و همانطور که من به سوالات شما پاسخ می دهم. بیگانگان بصورت ذهنی به سوالات انسانها جواب می دادند. درست به همین صورت.

بیل: آیا می توانید نظری بدهید که چه تعداد از آن موجودات در اینگونه جلسات شرکت داشتند؟ به عبارتی افرادی از طرف دولت آمریکا که بخواهند با آن موجودات مذاکره کنند هم حضور داشتند؟

ایکس: تا آنجا که یادم می آید پنج تا ده تا. فکر کنم بیشتر از اینها هم می تواند باشد.

کری: پنج تا ده تا رو از روی اسناد و مدارک می گوئید؟

ایکس: با توجه به اسناد، با پنج تا ده موجود بیگانه مذاکره کردند.

کری: بسیار خب.

بیل: چه چیزی دیگری باعث شده بود که این موجودات بخواهند با دولت آمریکا مذاکره کنند؟

ایکس: اینکه ما نوادگان و فرزندان آنها هستیم و ما انسانهای زمینی در حقیقت از مواد ژنتیکی آنها بوجود آمده ایم. ما گونه هایی هستیم که توسط آنها مهندسی ژنتیک شده ایم. این اصل چیزی بود که من در آن اسناد خواندم و به یاد دارم. همچنین آنها ادعا می کنند که آنها بودند که عیسی مسیح را بر روی زمین قرار دادند و مذهب را به انسانها یاد دادند و ما به واسطه آنها تکامل یافتیم تا اینکه حریص شدیم و شروع به تخطی و انجام گناه کردیم. آنچنان که در کتاب مقدس از آن به عنوان گناه یاد می شود. من واقعا نمی دانم آن گناهی که می گویند چه بود. فقط اینرا می دانم که شرایط زندگی سبب می شوند تا انسانها حریص و آزمند شوند و این جزو مهارت های زندگی برای بقا و تکامل است.

بیل: اینها توی اسناد و مدارک قید شده بودند؟

ایکس: مطالب اسناد دلالت به این ها داشت. من نمی توانم دقیقا بگویم خط به خط چی توی اسناد نوشته شده بود اما مفهوم کلی که موضوعیت داشت رو می تونم بگم که به چی دلالت داشت.

کری: به چی دلالت داشت؟

ایکس: آموزش دادن به انسان برای رسیدن به سطح بالاتری از پیشرفت و تکامل، سطحی که درک کنیم که همه گونه ها از ماهیت و ماده واحدی آفریده شده ایم. ما همه ترکیبی از انرژی و مواد فیزیکی هستیم. و نیازی به مبارزه و نزاع با یکدیگر نداریم. نیازی به پول نیست. اینکه ما همه چیز را در مسائل دنیوی خلاصه می کنیم و ما آنقدر در غرور خودمان غرق شده ایم که نمی دانیم واقعاً هویت و منشا ما چیست؟. به گفته بیگانگان، آنها اینگونه نیستند. آنها بدن  خودشان را مثل چیزی که ما خودمان از بدنمان تصور می کنیم نمی بینند. بدنها برای همیشه به آنها داده نشده است و آنرا وسیله ای بیش نمی دانند.

کری: آیا شما تصاویری از آنها را دیده اید؟

ایکس:  عکس خودشان را، سفینه ها، اغلب سفینه های پرنده که بیشتر آنها از مسافت های دور بودند و برخی از گزارشات از آنها به عنوان «تو خالی» یاد می کردند. بیشتر ماموریت های شاتل فضایی.

کری: عکس هاشون؟

ایکس: بله، عکس های سیاه و سفید که خیلی قدیمی بودند.

کری: آیا جزئیاتی از آن عکس ها در ذهن شما مانده که خیلی بارز بوده باشد؟

ایکس: من در مصاحبه های دیگر این را گفته ام که من آن عکس ها را برای اولین بار می دیدم. در بین آنها تصاویری بودند که رویشان نوشته شده بود «هاوایی». نوشته ها با ماشین تحریر تایپ شده بودند و سیاه و سفید بود از این طریق می توانستم بفهمم که عکس ها خیلی سال پیش گرفته شده بودند. عکس سفینه ای بود که نمی دانم درحال وارد شدن به درون آب بود یا در حال خروج از آن. ولی می توانستم ببینم که سفینه نسبت به آب نفوذ ناپذیر بود (آب نه از آن بیرون می ریخت و نه به درونش رخنه می کرد – مترجم).

بیل: بسیار خب. درباره سفینه بگید؟

ایکس: یه سفینه بشقاب مانند بود که می توانستم بخوبی تشخیص بدهم که نور تولید می کرد. خیلی شفاف بود. در واقع آن عکس ها خیلی خوب گرفته شده بودند.

بیل: از چه مسافتی؟

ایکس: از مسافتی پنجاه یا شصت یاردی، شاید هم از فاصله یک چهارم مایلی.

بیل: بسیار خب.

ایکس: عکس ها در ابعاد 8 در10 اینچ بودند دیسک ها در آن به اندازه 2 یا 2.5 اینچ دیده می شدند. من آن ها را خیلی با دقت برانداز کردم و جزئیاتش خوب یادم هست. چون تا آن موقع هرگز به فکرم خطور نمی کرد که سفاین فرازمینی ها می توانند درون آب هم حرکت کنند. بعد ها که بیشتر در مورد آنها فکر کردم به نظرم آمد که آنها شاید از مکانی شبیه به آب می آیند.

بیل: از آب یا مایعی غیر از آن؟

ایکس: هر چیزی چگال تر از هوا.

بیل: برگردیم به خود بیگانگان… آیا مدرکی بود که نشان دهد اینها از کجا می آیند؟

ایکس: من اسنادی را دیدم که درباره ماجرای سرپو و زتا رتیکولی بحث می کرد.

بیل: زتا رتیکولی. خُب. آیا نامی از سیستم های ستاره ای یا مکان های دیگری هم برده شده بود؟

ایکس: نـه.

بیل: اُکی. آیا درباره چیزی که بتواند امنیت انسانها و نژاد ما رو تهدید کند هم سخنی به میان آمده بود؟ مثلاً درباره آدم ربایی، یا همدستی برای اجرای پروژه های شومی مثل کنترل جمعیت انسان و از این قبیل.

ایکس: نه. به هیچ وجه.

کری: درباره فن آوری های بیگانگان چی؟ دستاوردی وجود دارد که آنها به ما داده باشند؟ از نظر تکنولوژیکی…

ایکس: اسنادی مبنی بر فعالیت های بازسازی وجود داشت ولی درباره راهنمایی های مستقیم نه. برای مثال منطق آنها این بود که سفینه بیگانگان اینجایند، خوب بینیند و سعی کنید ازشون سر در بیاورید.

بیل: اُکی. آیا چیزی درباره سطح فن آوری های آنان در خاطرت هست. تکنولوژی پیشرفته بیگانگان که همواره  درباره آن صحبت می شود.

ایکس: یادم هست منبع انرژی آنها خیلی بارز بود و اینکه از یک سیستم ارتباطی پیشرفته استفاده می کنند.

بیل: درباره چیزهای دیگر؟

ایکس: درباره سلاح هاشون چیزی نمی توانم بگویم. ما با سلاح ها کار نمی کردیم.

بیل: در مورد دستگاه های ارتباطیشون می توانی صحبت کنی؟

ایکس: زیاد نه. فقط چندین نفر آنجا بودند که بصورت خاص در تلاش بودند تا بفهمند سازوکار ارتباطی آنها چیست و چگونه از این مسافت دور با هم ارتباط برقرار می کنند. اما در این مورد هیچ چیزی نتوانستند بدست بیاورند.

بیل: درباره خطرات احتمالی که از طرف بیگانگان انسانها را تهدید می کند چیزی می دانید؟ چرا که انسانها در جهت نادرست و خارج از چهارچوب معنوی بیگانگان حرکت می کنند. اینکه ما انسانها هر روز از معنویت داریم فاصله می گیرم و آنها موجودات بسیار معنوی هستند.

ایکس: قطعاً آنها در این باره به ما آموزه هایی داده اند اینکه ما مثل آنها معنوی هستیم. و این همان چیز مشترک بین ما و آنهاست. آنها معتقدند این بدن ما همواره در یک چرخه بازیافت هست و کسی برای همیشه صاحب جسم مادیش نیست. آنها جسمشان را به مثابه وسیله نقلیه ای می بینند که روحشان بر آن سوار است و یک روزی فرا می رسد که آنرا ترک خواهند کرد. آنها بر عکس ما انسانهای زمینی جسمشان را تقدیس نمی کنند.

بیل: مانند راننده ای که ماشین خود را بعد از مدتی تحویل خواهد داد.

ایکس: بله من آنرا به یک ماشین تشبیه کردم. در واقع هر کسی می تواند صاحب یکی از این ماشین ها شود و تولید و عرضه آن بی پایان است. شما بابت آن بهایی نمی پردازید. چون که آن مال شما نیست بلکه موقتاً به شما داده شده است.

بیل: بعد از مردنشان چه اتفاقی برای آنها می اُفتد؟

کری: آنها حافظه خودشونو رو فراموش نمی کنند؟ درست است؟

ایکس: مرگ آنها آنگونه که در انسانها اتفاق می اُفتد نیست. همچنین قبل از مردنشان از زمان مرگشان با خبر هستند. آنها وقتی می میرند به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند و صاحب یک جسم جدید در یک زندگی جدید می شوند. ولی خاطرات اندوخته شده از زندگی های پیشین را فراموش نمی کنند. بنابراین زندگی آنها ادامه می یابد و هر مرحله از زندگیشان 200 تا 400 سال طول می کشد.

 بیل: یعنی هر عمر آنها 200 الی 400 سال طول می کشد؟

ایکس: این مدت در مقیاس سال زمینی است.

کری: درباره نام رئیس جمهور یا فرمانده ارتش در آن زمان ها چیزی به خاطر دارید؟

ایکس: بیشتر نام ترومن و آیزنهاور را در اسناد دیدم و نه کس دیگر.

کری: بنابراین ترومن و آیزنهاور در جریان این ملاقات ها بودند.

ایکس: من شواهدی دیدم که آنها کاملاً از کیفیت این مذاکرات آگاه بودند. فکر می کنم اکثر روسای جمهور آمریکا و نه همه آنها در جریان ملاقات های پنهانی با فرازمینی ها هستند. من نمی توانم بگویم تا چه اندازه مقامات بلند پایه به این اطلاعات دسترسی داشتند ولی می دانم که آنها در جریان بودند.

بیل: آیا چیزی در بین اسناد سالهای دهه 1980 بود که درباره اتفاقی در آینده صحبت کرده باشد؟

ایکس: بله بود. صحبت هایی درباره «فرود توده» (Mass landing) در پایان سال 2012 مطرح بود.

بیل: در پایان سال 2012؟

ایکس: بله فرود یک توده.

بیل: این تاریخی است که شما در اسناد خواندید؟

کری: آیا بیگانگان آمریکائی ها درباره اتفاقی در آینده خبر داده بودند؟

ایکس: خُب، آنها گفته بودند که حادثه ای در آینده رخ خواهد داد. بدون اینکه اشاره کنند که این حادثه به خواست آنها خواهد بود یا نه.

کری: چرا این سال رو گفتند آیا دلیل خاصی وجود داشت؟

ایکس: در طول یک زمان دراز. من فکر می کنم تمدن های بسیاری بر روی زمین وجود داشته اند، شاید هنوز هم وجود دارند. ولی این تمدنها برای همیشه پایدار نبوده اند. این تاریخ برای آنها بسیار اهمیت داشت.

بیل: با این حساب آینده ای  اجتناب ناپذیر در انتظار ماست….

ایکس: بله.

بیل: … که دارد نزدیک می شود.

ایکس: بله.

بیل: و این یک چیز مسلم و مستندی است و ما سالهای زیادی با آن نداریم.

ایکس: نه نداریم (خنده).

بیل: با توجه به تجربیاتی که داشته اید، احساس و نظر شما درباره این موضوع چیه؟

ایکس: من از آن استقبال می کنم. برای اینکه فکر نمی کنم چیز تهدید آمیز یا خطرناکی باشد… تنها چیزی که باید از آن وحشت داشت رفتار دولت ها با مردمی است که فقط می خواهند حقیقت را بدانند. دولتها نمی خواهند شهروندانشان چیزی زیادی بداند.

بیل: آیا شما مشاهداتی دال بر نزدیک شدن آن اتفاق در حال حاضر دارید؟

 ایکس: بله. خیلی ضعیف

بیل: خیلی ضعیف؟. خب اگر شما مسئول عملیات افشاسازی بودید چه اقدامی می کردید؟

ایکس: خُب اگر من این کار را از الان شروع می کردم  شغل بسیار سختی داشتم. فکر می کنم این کار از سالها پیش آغاز شده. کار من از رازول شروع شد زمانی که هنوز گزارش آن ماجرا به روزنامه ها و رادیو کشیده نشده بود. من دوست دارم اینکار ادامه پیدا کند. من از همه افراد درگیر و تاثیر گذار استقبال می کنم. از همه آن دانشمندان و کارکنانی مثل خودم دعوت می کنم بیایند و درباره مشاهدات خودشان صحبت کنند و حقیقت را بگویند. می دانید! ما در آن واقعه موجوداتی را پیدا کردیم. بعضی از آنها در اثر سقوط جان خودشان را از دست داده بودند ولی چندین موجود دیگر را توانستیم مداوا کنیم و زنده نگهداریم.

بیل: آنهایی که زنده نماندن کالبد شکافی شدند؟

کری: شما گزارشی از کالبد شکافی دیدید؟

ایکس: بله دیدیم.

بیل: به یاد دارید در آن گزارش ها درباره فیزیولوژی و زیست شناسی آنها چه چیزهایی نوشته بود؟

ایکس: تمام چیزهایی که خواندم و در خاطرم هست اینه که خون آنها دارای کلروفیل است و بر مبنای کلروفیل کار می کند. آنها غذا نمی خورند و آنگونه که ما گوارش می کنیم آنها همچین چیزی ندارند. آنها فاقد معده هستند و مواد زایدی که تولید می کنند را مثل انسانهای سنتی دفع نمی کنند. آنها موجوداتی بین حیوان و گیاه هستند و انرژی و مواد معدنی خودشان را از طریق پوست جذب می کنند. همچنین از نور برای فتوسنتز استفاده می کنند.

کری: من کنجکاو شدم بدانم شما چه تجربیات شخصی در آن دوران داشتید. آیا شما خودتان تجربه ملاقات با آنها را دارید (از نزدیک آنها را دیده اید) یا با مردان سیاه پوش رو در رو شده اید تا حالا؟

ایکس: من تا به حال در عمرم موجود فضایی ندیدم حتی مشاهده عینی یا بصری هم نداشتم. با مردان سیاه پوش هم برخورد نکردم. من تا کنون درباره تجربیات و مشاهداتم هم با کسی صحبت نکردم البته تا دو، سه ماه پیش که با آقای رایان درباره این موضوعات صحبت می کنیم.

کری: بسیار عالی، از شما بسیار سپاسگزاریم که خیلی صادقانه و آینده نگرانه به سوالات پاسخ دادید. امیدوارم در آینده صحبت های شما را بیشتر بشنویم.

بیل: این یک خدمت واقعی است. شما واقعا مرد شجاعی هستید. متشکرم

ایکس: خواهش می کنم.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از  بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

ديدار از سياره سرپو-قسمت چهارم

پروژه سرپو(SERPO PROJECT) _ديدار از سياره سرپو _قسمت اول

سفر به سیاره سرپو – قسمت دوم

پروژه سرپو (ديدار از سياره سرپو)قسمت سوم

پروژه سرپو    قسمت چهارم    serpo project

پنجمین ارسال به وسیله ناشناس     13 نوامبر 2005

به دلیل همکاری در مورد نمایش اطلاعات مربوط به من از شما متشکرم . توجه شما به این موضوع کاملا شایسته قدردانی است. من گاهی اوقات سریعتر از فکرم تایپ میکنم بنابراین انگشتانم در قواعد و حروفچینی اشتباه میکند. من و همکاران دانشگاهیم در مورد مسایل مختلف مربوط به آزاد سازی این اطلاعات بحث میکنیم.اول؛ ما بایستی اجازه مناسبی از مقامات قبلی به دست بیاوریم .گروهی که به آن MJ-12  گفته میشود که واقعا گروهی نبودند که اطلاعات را کنترل میکردند اما به خاطر وضوح ما به آنها MJ- 12  میگوییم. نام واقعی گروهی که کنترل و ارزیابی و نظارت بر پروژه سرپو را انجام داد ………….. بود

roswell-report.jpg

بسیاری مرده اند اما ما هنوز افرادی را در اطرافمان داریم . ما در مورد نظر مساعد آنها برای آزادسازی اطلاعات سوال میکنیم. بعد ما بایستی اجازه مقامات فعلی را بدست آوریم که ممکن است کمی سخت تر باشد. مقامات فعلی DIA  اطلاعات خیلی کمی از موضوع دارند. به هر حال ما بایستی با طرح ها و نقشه هایمان به پیش برویم.مهمترین حامی ما ………. هست سرپرست سابق ……….. . او در حاشیه است و از طرح آزادسازی تدریجی ما حمایت میکند.

https://i2.wp.com/www.ufodigest.com/news/0409/images/serpo-hoax.jpg

ارایه پروپوزال توسط یکی از خوانندگان شما { بیل همیلتون } در مورد وبسایت یک ایده عالی است .با همکاری چندین نویسنده همکار ما بایستی یک وبسایت ایجاد کرده و برخی از این اطلاعات را در آن قرار دهیم.سپس من به مهیا نمودن اطلاعات مقامات تنها از طریق شما ادامه میدهم.

مربوط به وبسایت. میدانم که موانعی برای چیره شدن داریم ممکن است که اولین قدم خوب باشد اما چندین مشکل داریم. اگر طره  A کار نکند ممکن است طرح B  را اجرا کنیم ما در مورد انتشار همه چیز در یک کنفرانس خبری بین المللی در کلوپ ملی بحث کرده ایم.همینطور در مورد پیشنهاد شما برای آزادسازی 100 صفحه کلیدی ( از درون 3000 صفحه ) وارسال آنها توسط شما در سرتاسر کشور به 6 فرد کلیدی و تاثیرگذار که در ایمیل به آنها اشاره کردی دکتر ………..و دکتر ………… ؛……………..؛……………..؛……………. و ………….  بحث کردیم.

در مورد این اشخاص با شما موافقم که داشتن افرادی همچون دکتر ………… که در جامعه علمی دارای اهمیت است بسیار موثر بوده و ورود این افراد به داخل حلقه برای باورپذیری بیشتر برنامه آزادسازی موثرتر است از اینکه فقط اطلاعات را دریافت کنند همینطور برای توجیه ترکیب تعوریهای علمی – فیزیکی  و اعتقادات.

https://i0.wp.com/www.getxnews.com/wp-content/plugins/wp-o-matic/cache/d2249_Eben1.jpg

https://i0.wp.com/fc03.deviantart.net/fs31/i/2008/211/4/8/Serpo_Planet_Concepts_by_Supajoe.jpg

ما بایستی به شما اجازه دهیم تا بدانید.

من برای بسیاری از سوالاتی که آنها را پیدا کرده ام پاسخهایی یافته ام . به خاطرداشته باش من برای دیدن  بیش از سه هزار صفحه در اختیار دارم و همینطور دو حجم بزرگ از اطلاعات تکمیلی . بایستی پرونده ها و داده ها را مطالعه کنم. من نمیتوانم پاسخ همه سوالات افراد را پیدا کنم اما پاسخ برخی سوالات به خصوص آنهایی که توسط بیل رایان ارسال شده را پیدا کرده ام .

1)      من سوالاتی دیدم ( از اعضا مختلفی ) که خیلی آشفته بود.انتظار پاسخ هایی فکورانه داشتم نه انتقاد. اطلاعاتی که من تهیه میکنم مستقیما از پرونده های رسمی می آید . اما حدس میزنم که برای دانشمندان وابسته به علم زمینی ما مشکل باشد که چیزی خارج از دانسته های زمینی را درک کنند.

منتقدینی از لیست دانشمندان شما هستند که مرا اذیت نمیکنند. من فقط چیزی را که پرونده ها میگویند بیان میکنم. و اما ارزیابی های دانشمندان وابسته زمینی ما هم سوالات مشابهی در پی داشت. دانشمندان ما در مورد روش های جمع آوری اطلاعات به وسیله تیم ما سوال کردند.اما در پایان دانشمندان ما فهمیدند که ابزارها  و قوانین ما همیشه در سیاره سرپو کار نمیکند.وقتیکه ذهن دانشمندان ما بازتر شد اندازه گیری ها یافته های تیم را بهبود بخشید.

2) یکی از دانشمندان اصلی (فضانورد) که با ما قرارداد همکاری منعقد کرد دکتر کارل ادوارد ساگان بود.در ابتدا وی فرد خیلی شکاکی در گروه بود اما وقتی اطلاعات کم کم آنالیز شد دکتر ساگان به یک فرد میانه تبدیل شد. من نمیتوانم بگویم که او تمام جزییات اطلاعات را باور کرد ولی او گزارش نهایی را قبول کرد.

3) بحث های زنده باعث ایجاد سوالات بسیار جالبی میشوند.برخی از آنها را نتوانستم پاسخ دهم اگرچه تیم ما بیش از یک دهه زمان بر روی سرپو صرف کرد ولی آنها کامپیوتر لپ تاپ برای وارد کردن اطلاعات نداشتند. آنها دو ضبط کننده داشتند که مسوول ثبت اطلاعات بودند آگاهی های تیم ما در مورد بسیاری از یافته ها از دست رفت یا ثبت نشد.

https://i1.wp.com/www.serpo.org/graphics/bill_ryan_2.jpg

سوالات بیل رایان

4) مربوط به زمان :اعضا تیم چندین ابزار زمانی با خود آوردند از قبیل ساعت های مچی ؛نوع بدون باطری آنطور که در پرونده ها گفته شده .ابزارهای زمان کار کرد اما آنها مرجعی برای زمان نداشتند به دلیل اینکه روزهای ایبن طولانی تر بودند دوره های طلوع و غروب طولانی تر بودند و آنها تقویمی برای رجوع نداشتند.آنها از ابزارهای زمان برای تعیین حرکت استفاده کردند برای مثال تعیین زمان حرکت دو خورشید ایبن . همینطور دوره های زمانی بین کار و استراحت را.اما پس از مدتی تیم ابزار زمانی اش را از دست داد و از دوره های زمانی ایبن استفاده کرد . تیم با تقویمی که آنها آوردند گیج شد ؛ یک تقویم ده ساله.

پس از 24 ماه تیم مسیر زمان را از دست داد از وقتی که نتوانستند به درستی روزها را اندازه گیری کرده و  با روزهای زمینی مقایسه کنند. آنها ساعت بزرگی را با وقت زمین درموقع خروج از زمین تنظیم کردند. این ساعت دارای باطری بود و وقتی باطری تمام شد ساعت آنها متوقف شد و آنها فراموش کردند باطری ساعت را در زمان مشخص عوض کنند. بنابراین زمان زمینی را از دست دادند. تیم مقدار زیادی باطری با خود برده بود اما آنها پس از حدود 5 سال خراب شدند. ایبن ها اجزایی شبیه باطری نداشتند.

5) آنها همینطور ریش تراش برقی ؛ قهوه جوش ؛ گرم کننده برقی ؛ یک DIM  ( توضیحی داده نشده که چیست ) ؛یک ماشین تایپ IBM  برقی؛ ماشین حساب علمی ؛خط کش ( هم معمولی و هم مهندسی )ضبط کننده و جمع آوری کننده دیتا( BDCR) ؛ سه تلسکوپ با اندازه های مختلف ؛ tangent  هم معمولی و هم مهندسی به همراه داشتند.لیست بزرگ بود ولی آنها به دلیل محدودیت وزن چیزی را که اجازه داشتند با خود بردند . ایبن ها تجهیزات همراه تیم را وزن کردند محدودیت وزن 5/4 تن  یا Ibs 9000  بود .به عنوان غذا آذوقه های به سبک ارتش را با خود بردند. آنها به طور دقیق برای ده سال برنامه ریزی کردند.

6) سوال بعدی در مورد آرایش تیم بود.چرا فقط دو زن در تیم وجود داشت .یک مشکل بزرگ در انتخاب تیم 12 نفره این بود که اطلاعات هر کدام بایستی به طور کامل از سیستم نظامی پاک میشدهمینطور نبایستی محدودیت خانوادگی و همسر و فرزند داشته باشند.هر کسی میتواند سختی این انتخاب گروه را درک کند. گروه انتخاب کننده بهترین اعضا را از بین افراد ارتش برگزیدند.

گروه منتخب اولیه 158 نفر را برگزید و نهایتا 12 نفر از این بین انتخاب شدند با در نظر گرفتن آزمایشات سیکولوژیک ؛ پزشکی و دیگر تست ها 12 فرد نهایی بهترین کیفیت را در بین گروه اولیه داشتند.چرا دو زن انتخاب شد؟ چیزی در این مورد نوشته نشده . از قرار معلوم این دو زن بهترین افراد در تخصص خودشان بودند ؛ یک دکتر و یک متخصص زبان .

7) چطور ایبن ها با این سرعت پیشرفت کردند؟ چیزی در این مورد نوشته نشده اما دانشمندان زمینی حدس زدند که به دلیل ایجاد تمدن ایبن به صورت یک نژاد پیشرفت آنها عالی و سریعتر از تمدن هایی با نژادها و زبان های مختلف بوده است.

8) چرا جمعیت تمدن ایبن فقط 650000 نفر است ؟

باز هم تیم هرگز پاسخش را نیافت مگر اینکه چند صد هزار ایبن در طی جنگ بزرگ مردند .دانشمندان زمینی و متخصصان رفتار اجتماعی حدس زدند که ساختار تمدن ایبن بر اساس نیازهایش پایه ریزی شده است.تیم ما متوجه محدودیت تهیه کالا در سیاره شد. ساختمان های بزرگی به عنوان محل ذخیره مواد غذایی تولیدی به کار برده میشد.

خاک از مواد معدنی خیلی غنی نبود.ایبن ها فرمی از کشاورزی ارگانیک را برای ذخیره آیتم های غذایی به کار میبردند.شاید ایبن ها از افزایش جمعیت در سیاره و عدم توانایی تهیه ملزومات برای تمدنشان ترس داشتند. اینها تنها ایده من است و چیزی در این مورد در پرونده ها ثبت نشده است.

9) در مورد فرهنگ ایبن : آنها فرمی از سرگرمی و تفریح موزیکال داشتند . موزیک با ریتم آهنگ نواخته میشد.آنها همچنین به نوعی آواز موزون گوش میکردند. ایبن ها رقاص بودند آنها در دوره های مشخص کاری جشن میگرفتند با رقص به صورت تشریفاتی . فرم ایبن ها دور زدن و چرخیدن با رقص و گوش دادن به سبک آواز خودشان بود.موزیک به وسیله زنگ و طبل و یا چیزی شبیه آن ایجاد میشد.

آنها تلویزیون ؛ ایستگاه رادیویی و یا چیزی شبیه آن نداشتند.ایبن ها نوعی بازی انجام میدادند چیزی شبیه فوتبال ( soccer )  اما با یک توپ بزرگتر.سبک بازی شوت به توپ به سمت پایین محوطه و درون دروازه بود بازی پست های عجیبی داشت و در دوره های زمانی طولانی بازی میشد.

همینطور بازی دیگری داشتند که اغلب توسط کودکان انجام میشد و به شکل تشکیل اشکال مختلف با گروههایی از ایبن ها بود . به نظر میرسید که آنها واقعا از بازی لذت میبردند اما تیم ما فهم پایینی از بازی داشت.

اگرچه تمدن ایبن تلویزیون ؛ رادیو و غیره نداشت ولی هر فرد ایبن دستگاه کوچکی داشت که با کمربندی به دور کمرش متصل بود. این دستگاه دستورات خاصی جهت انجام وظایف مشخصی میداد همینطور اخبار ؛ وقایع و غیره را. دستگاه یک صفحه تصویری داشت شبیه تصویر تلویزیون اما به شکل سه بعدی. تیم ما یکی از این دستگاه ها را در بازگشت با خود آورد ( من فکر میکنم ما امروز میتوانیم آن را با هدایتگر دستی مقایسه کنیم ) .

10) دستگاه انرژی ایبن ها چندین مرتبه توسط تیم ما آنالیز شد . به دلیل عدم دسترسی تیم به میکروسکوپ های علمی و یا دیگر ابزارهای اندازه گیری نتوانستیم عملکرد دستگاه انرژی را بفهمیم.اما صرفنظر از تامین الکتریسیته دستگاه انرژی ایبن وات مناسب را ایجاد میکرد تیم حدس زد که دستگاه بخشی به صورت حسگر داشت که جریان مناسب وات را مشخص کرده و سپس میزان مناسب انرژی را مهیا میکرد ( اعضا تیم دو دستگاه انرژی را برای آنالیز با خود آوردند )

11) سیاره سرپو فقط دور یک خورشید میچرخید . خورشید دیگر داخل دو مدار بود . همانطور که قبلا گفتم چند هزار صفحه ارزیابی در مورد این مسایل وجود دارد.

12) چرا برخی از اعضا تیم باقی ماندند؟ گزارش میگوید افرادی که ماندند به صورت اختیاری اینکار را کردند. آنها عاشق سیاره و فرهنگ ایبن ها شدند.آنها دستوری برای بازگشت نداشتند. ارتباط با اعضای باقیمانده تا سال 1988 ادامه داشت و از آن تاریخ هیچ ارتباط دیگری با آنان برقرار و دریافت نشد. دو نفری که بر روی سیاره سرپو مردند در تابوت قرار داده شده و دفن شدند . بدن های آنها به زمین بازگردانده شد.

13) هر کدام از اعضای تیم دوز بالایی از رادیشن( radiation ) در طی اقامت در سرپو دریافت کرد اکثر اعضا تیم بعدا به دلیل بیماری ناشی از رادیشن مردند.

14) ایبن ها جنگی با یک دشمن در دوره ای از زمان داشتند. ارزیابی تیم نشان داد که جنگ در حدود 100 سال دوام داشت اما دوباره میگویم این بر اساس زمان ماست.جنگ با استفاده از سلاح های اشعه ذره ای ادامه داشت که توسط هر دو تمدن ساخته شده بودند.سرانجام ایبن ها قادر شدند تا سیاره دشمن را تخریب کرده و باقیمانده نیروهای دشمن را نابود کنند.

ایبن ها به ما هشدار دادند در مورد چندین نژاد بیگانه دیگر که در کهکشان ما بوده و متخاصم هستند . ایبن ها خودشان را از آنان دور نگه داشته بودند در پرونده ها هرگز نام دشمن بیان نشده بود شاید به این دلیل که مدت طولانی نیست که حضور دارند.

https://i2.wp.com/eaae-astronomy.org/blog/wp-content/uploads/2010/11/carl_sagan-440x365.jpg

حقایقی در مورد دکتر کارل ساگان : ( ویکتور مارتینز )

در بروکلین به دنیا آمد در 9/11/1934 و در سیاتل در تاریخ 20/12/ 1996به دلیل سرطان مغز استخوان  فوت کرد .او یک فضانورد آمریکایی ؛ محقق ؛دانشمند متخصص در امر سیارات و سرپرست آزمایشگاه مطالعات سیاره ای دانشگاه کورنل بود .

ارتباط: گزارش نهایی پروژه سرپو در 1980 توسط دکتر ساگان که در نیمی از راه پروژه سرپو همراه بود نوشته شد . این اعتقاد وجود دارد که او پرفروش ترین کتابش ( CONTACT)  را برپایه اطلاعاتی که از سری ترین پروژه تاریخ بشر یعنی تبادل انسان و بیگانه ها که او گزارش نهایی آن را امضا نموده بدست آورده نوشته است .

چند سال بعد بر اساس کتاب او فیلم  CONTACT با هنرپیشگی جودی فاستر ساخته شد.

ادامه دارد …

با عرض پوزش از همگی دوستان به دلیل تاخیر در ارسال این قسمت

قربان همگی – مترجم  : مهدینار   mehdinar76@yahoo.com

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

پ.ن: با سپاس از مهدينار عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

منابع:

http://www.serpo.org http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/sociopol_projectSERPO04.htm

 http://naturalplane.blogspot.com

پروژه سرپو (ديدار از سياره سرپو)قسمت سوم

پروژه سرپو(SERPO PROJECT) _ديدار از سياره سرپو _قسمت اول

سفر به سیاره سرپو – قسمت دوم

پروژه سرپو قسمت سومserpo project  vol : 3

https://i1.wp.com/www.wunderkabinett.co.uk/gallery/albums/userpics/10003/serpo_cover_450.jpg

چهارمین ارسال به وسیله ناشناس   9 نوامبر 2005

به خاطر ارسال اطلاعات من به لیست ایمیلت بدون تعیین مشخصاتم ازت ممنونم. من میدونم که به دلیل فشار فزاینده برای شما کمی مشکله که اسم من رو محرمانه نگه دارید اما  من نمیخوام که در این بازه زمانی اسمم رو افشا کنم.شاید برای ریچارد دوتی به خاطر زمان مناسب سوالاتش و نحوه اداره سایتش ( ذهن باز ) مناسبتر باشه  و اونطور که من فیدبک آنلاین رو مونیتور کردم به نظر میرسه که سوالات مطرح شده اش بیشتر منطقی بودن .

همینطور در لیست شما پی بردم که افراد ریشخند کننده سوالات زیادی داشتند.من تلاش میکنم که به اونها پاسخ بدم اما شما باید بدونی که تمام این اطلاعات در یک کتاب با حجم زیاد وجود داره. صدها صفحه از ارزیابی های علمی در مورد سیاره سرپو ؛ مدارش و غیره موجوده و من نمیتونم تمام اطلاعات رو با ایمیل بفرستم.دانشمندان ما هم سوالات مشابهی داشتند همونطور که به وسیله شنوندگان شما عنوان شده .دانشمندان ما در مورد اعضای تیم و اطلاعاتی که اونها بدست آوردند سوالاتی داشتند. دانشمندان ما نتونستند بفهمند که با توجه به فاصله اندازه گیری شده چطور مدار سرپو میتواند به دور دو خورشید گردش کند.

بالاخره دانشمندان ما فهمیدند که برخی مسایلی که مربوط به سیستم های ویژه ای میباشد در ساختار فیزیکی و در مقایسه با سیستم ما فرق دارد.سوالاتی بود در مورد اینکه چطور تیم ما مدار سیاره را اندازه گیری کرد و همینطور سایر ارزیابی ها آنهم در نبود یک پایه زمانی پایدار.

به دلایلی – و من فکر نمیکنم که هرگز مشخص شده باشه – ابزارهای زمان ما بر روی سرپو کار نمیکردند. حالا اینو در نظر بگیرید اونوقت کار مشکل اعضای تیم ما رو در ارزیابی و بررسی بدون وجود زمان متوجه میشید .اونها یک روش متناوب برای ارزیابی سرعت ؛ مدار و غیره یافتند و ارایه دادند.

مبارزه طلبی : تلاش کنید تا یک مساله در فیزیک را بدون توانایی اندازه گیری زمان بر روی زمین ارزیابی و حل نمایید. همانطور که میبینید تیم ما بهترین کار رو انجام داد آنها توانستند با ابزارهایی که داشتند و تلاش زیاد ارزیابی های علمی خودشون رو انجام بدن . برای یک دانشمند در زمین مشکل هست که اختلاف فیزیک در سیستم های ستاره ای دیگر را بداند.و یا در دیگر سیارات را.

https://i1.wp.com/serpo.org/doc1.jpg

یکی از سوالاتی که ارسال شده در مورد  قانون کپلر در زمینه حرکت سیارات هست . تیم ما اطلاعاتی در این زمینه داشت ما تعدادی از بهترین دانشمندان ارتش را در تیم داشتیم اما اگر شما قانون کپلر را در نظر بگیرید به زمان نیاز دارید و تیم ما فقط میتوانست زمان را به روش قراردادی مشخص کند.این به این معنی میباشد که قانون کپلر را نمیتوان در آن سیستم ستاره ای به کار برد.

{نظر به وسیله ویکتور مارتینز  :یوهانس کپلر یک ستاره شناس و ریاضیدان آلمانی بود 1571 – 1630  . کشف مدار بیضی شکل مریخ توسط کپلر منجر به انتشار سه قانون حرکت سیارات در 1609 گردید.

قانون اول :سیارات در مدارهایی بیضی شکل حرکت میکنند که خورشید در یکی از کانون های آن قرار دارد.

قانون دوم : یک سیاره وقتی به خورشید نزدیکتر است سریعتر حرکت میکند و زمانی که از خورشید دورتر است دیرتر حرکت میکند.

قانون سوم : امکان اندازه گیری ارتباط فاصله سیاره از خورشید را ممکن میسازد به این صورت که مربع زمان تناوب چرخش سیارات به دور خورشید با مکعب نصف محور بزرگ بیضی متناسب است . }

نتیجه گیری : یکی از مواردی که دانشمندان زمینی ما می آموزند این است که قوانین زمینی فیزیک را نمیتوان در تمام جهان به کار برد.

تخمین زده شده که سرپو در حدود سه میلیارد سال عمر دارد. دو خورشید آن در حدود 5 میلیارد سال عمر داشتند اما فقط به صورت تخمین . تمدن ایبن تخمین زده شد که در حدود 10000 سال عمر داشته باشد ایبن ها مربوط به سیاره دیگری بودند و نه سرپو. سیاره اصلی آنها به وسیله فعالیت های شدید آتشفشانی مورد تهدید قرار گرفت ایبن ها تصمیم گرفتند برای بقای تمدنشان به سرپو نقل مکان کنند.این مساله در 5000 سال پیش اتفاق افتاد . ایبن ها نبرد بین سیاره ای بزرگی داشتند با نژاد دیگری در حدود 3000 سال قبل . آنها هزاران نفر را در آن نبرد از دست دادند تا  به طور کامل دشمنانشان را حذف کردند و از آن زمان تا کنون وارد هیچ جنگ دیگری نشده اند.ایبن ها مسافرت هایی فضایی در طی 2000 سال گذشته داشته اند آنها اول بار زمین را در حدود 2000 سال قبل ملاقات کردند.

https://i2.wp.com/www.serpo.org/graphics/Ebe1.jpg

چرا جمعیت ایبن ها فقط در حدود 650000 نفر است ؟ ایبن ها تمدنی با ساختار خیلی پایدار دارند.هر مرد یک همسر دارد . آنها اجازه تولید مثل داشتند ( به همان روشی که ما انجام میدهیم ) اما در مورد تعداد مشخصی فرزند محدودیت داشتند . تیم ما هرگز خانواده ای را با بیش از دو فرزند ندید .ساختار تمدن ایبن به نحویست که برای هر تولد و هر فرزند برنامه ریزی دارند آنها اجازه دارند وارد گروه های اجتماعی مناسب برای تمدن شوند. بلوغ فرزندان ایبن در مقایسه با فرزندان ما سرعت بالایی داشت . تیم ما تولد فرزندان ایبن را تحت نظر یک پزشک ایبن مشاهده کرد و سپس تکامل کودک را در طی دوره ای از زمان ملاحظه کرد ؛ زمان اعضای تیم ؛ آنها در یک میزان و سرعت نگران کننده ای بالغ شدند.

ایبن ها دانشمند داشتند همینطور پزشک و تکنیسین. در آن سیاره یک نوع وضعیت تحصیلی وجود داشت اگر یکی انتخاب میشد با سهولت و امکانات لازم شغلی به او آموزش داده میشد که بهترین تناسب را برای وی داشت.اگر چه دانستن این قضیه خیلی مشکل بود ولی تیم ما IQ هر فرد ایبن را در حدود 165 تخمین زد .ایبن ها یک فرمانروا نداشتند. آنجا شورای دولتی وجود داشت که تیم ما این نام را بر آن گذاشت.این شورا هر فعالیت واحدی را در سیاره کنترل میکرد به نظر میرسید اعضای شورا مدت زیادی عضو بودند سن بالایی داشتند و یا حداقل تیم ما نتوانست سن آنها را تخمین بزند.تخمین زدن سن هر یک از اعضا مشکل بود.

در حدود 100 دهکده یا منطقه زمینی مختلف برای ایبن ها وجود داشت آنها فقط از بخش کوچکی از سیاره استفاده میکردند. معادن مواد معدنی در بخش کنترل شده ای در سیاره داشتند و همینطور طرح های بزرگ کشاورزی در بخش جنوبی سیاره نزدیک به منابع آب . تیم مشخص کرد که این کشت بخشی از عملیات هیدرو الکتریکی بود.ایبن ها انواع مختلفی از سیستم های الکتریکی و پیشرانه را توسعه داده بودند که برای تیم ما ناشناخته بود و من فکر نمیکنم ما واقعا آن را فهمیده باشیم . آنها قادر بودند با وارد نمودن ضربه آهسته ای به نوعی پمپ مقدار زیادی انرژی از آن بدست بیاورند. در یک چهارمی که تیم ما زندگی میکردند چندین ساختمان کوچک وجود داشت و الکتریسیته موجود از جعبه های کوچکی میامد.این جعبه های کوچک تمام انرژی مورد نیاز تیم ما را مهیا میکرد.به طور طعنه آمیزی تجهیزات الکتریکی که تیم ما در سفر با خود برده بود فقط با منبع انرژی خودش کار میکرد.

ایبن ها میمیرند. تیم ما مرگ آنها را دید برخی به خاطر تصادفات و برخی به دلایل طبیعی.ایبن ها بدن را دفن میکردند شبیه روش ما.تیم ما دو سانحه هوایی را مشاهده کرد که مربوط به وسایل پروازی درون سیاره ای آنها بود.

ایبن ها هستی بزرگ را عبادت میکردند که به نظر میرسد مربوط به خدای عالم باشد. سرویس های انتقال روزانه به طور نرمال و در پایان اولین دوره کاری روزانه آنها را به ساختمان ها و معابدی که برای پرستش داشتند منتقل میکرد.

تیم ما زمین را به وسیله یک فضاپیمای بزرگ ایبن ترک کرد و در حدود 9 ماه بعد بر اساس زمان اندازه گیری شده به وسیله تیم به سرپو رسید و وقتی که برگشتند با یک فضاپیمای جدیدتر ایبن منتقل شدند . زمان بازگشت که تیم ما محاسبه کرد 7 ماه بود.

 

 

{ضمیمه ملحق شده توسط ویکتور مارتینز :

Project aquarius briefing document

Above top secret / majic eyes only

TS/ORCON — اغلب پرونده های دولتی مربوط به دیدن یوفو؛ اتفاقات و سیاستهای دولتی مشتمل بر پروژه کتاب آبی تحت نظر FOIA و یا تحت برنامه های آزادسازی و انتشار دیگر در جامعه منتشر شده است . MJ-12 احساس کرد که اطلاعات و پرونده های باقیمانده  نه مربوط به پروژه aquarius مربوط به حقایق تکنولوژیکی در مورد تشریح پزشکی بیگانگان ؛ و این حقیقت که یک بیگانه زنده اسیر شده بود و به صورت سری و تحت حفاظت به مدت سه سال زنده بود نبایستی آزاد و در جامعه منتشر شود به دلیل این ترس که اطلاعات ممکن است به دست SHIS بیفتد.اطلاعات دیگری از EBE بدست آمده بود که به دلیل حساس بودن قابل انتشار در جامعه نبود.

قابله ملاحظه است که قسمت نهم پروژه aquarius مرتبط با ملاقات اول زمین توسط بیگانگان در حدود 5000 سال پیش میباشد . EBE گزارش داد که در حدود 2000 سال پیش اجداد وی یک مخلوق انسانی را برای کمک به ساکنین زمین در ایجاد تمدن به زمین فرستادند.این اطلاعات مبهم و غیر دقیق بود و یا هویت دقیق و پیشینه مربوط به این homo sapien بدست نیامد.

بدون تردید اگر اطلاعات در جامعه منتشر میشد ترسی جهانی ایجاد میکرد.MJ-3 طرحی ارایه داد که اجازه میداد پروژه آکواریوس 3-1 منتشر شود این یک برنامه آزادسازی تدریجی اطلاعات در طی دوره ای از زمان و بر اساس شرایط جامعه بود تا نحوه افشاگری های آینده مشخص شود . ملحقات شماره 5 از این رهنمود محتوی راهنمایی های مشخصی در مورد آزاد سازی های آینده اطلاعات در جامعه میباشد. }

نظر به وسیله پل مک گاورن :گاهی اوقات دانستن حقیقت سخت است به خصوص برای انسانهای با اذهان بسته . خواهش میکنم این جمله انیشتین را بخوانید که در 11 می 1934 خطاب به مجمع علمی آلمان گفت . من واقعا نمیخواهم نقل قول کنم ولی او گفت : (( ابلهترین انسانها در جهان دانشمندانی هستند که اذهانشان را به روی ایده های جدید بسته اند.))

شما تلاش میکنید تا بر پایه یافته های دانشمندان ما در دنیایی دیگر صحبت کنید . ما مدتها قبل فهمیدیم که طرز فکر کردن میتواند پیشرفتها را محدود و متوقف کند. ما هرگز نمیتوانیم استعداد ملاقات کنندگان را بفهمیم اگر مردمی داشته باشیم شبیه کسانی که تلاش میکنند آن را تصور کنند . ما دانشمندان با ذهن بازی داریم که قادرند افزون بر محدوده علوم پایه زمین فکر کنند.

من دانشمند نیستم آنقدر میدانم که بایستی ذهن بازی داشته باشم من نمیتوانم در مورد آمارهای منبع ویکتور شهادت دهم ولی میدانم که او بایستی از روی آگاهی صحبت کرده باشد چرا که آن اطلاعات شبیه چیزی است که من سالها پیش خوانده ام .

فقط یک ذهن باز داشته باشید ؛ وقتی شما ذهنتان را بسته نگاه میدارید در اندیشه های غلط گم میشوید ….

 

اطلاعات کامل مشتمل بر حدود سه هزار صفحه میباشد .

 

پایان قسمت سوم . ادامه دارد …

قربان همگی – مترجم  : مهدینار

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد

منابع:

www.serpo.org

http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/sociopol_projectSERPO04.htm

http://naturalplane.blogspot.com

پ . ن : با سپاس فراوان از مهدينار عزيز.

سفر به سیاره سرپو – قسمت دوم

Project serpo

سفر به سیاره سرپو – قسمت دوم

دومین ارسال توسط ناشناس  4 نوامبر 2005

Paul اشتباه میکنه. دو تا زن همراهشون بودن که یکی دکتر و دیگری یه متخصص زبان بود. آنجا دوره ای از تاریکی بود اما نه تاریکی مطلق. سیاره EBENS  در سیستم ستاره ای زتا رتیکولی قرار گرفته است (دو ستاره زرد به بزرگی 5  شبیه به خورشید ما و نزدیک ابر ماژلانی بزرگ ) سیاره دو ستاره دارد اما زوایای آنها کم بود که اجازه میداد مقداری تاریکی به دنبال یک نوع قرارگیری آنها در سیاره ایجاد گردد.سیاره شیبی داشت که اجازه میداد بخش شمالی آن سردتر باشد. اندازه سیاره کمی از زمین کوچکتر بود اتمسفر آن شبیه زمین و محتوی اجزای  CHON  ( کربن – هیدروژن – اکسیژن – نیتروژن ) بود.سیستم زتارتیکولی در حدود 37 سال نوری از ما فاصله دارد . برای تیم ما در یک فضاپیمای EBENs   9 ماه طول کشید تا این فاصله را طی نمایند.در طی این سفر همه اعضای تیم ما اغلب از سرگیجه اختلال شناختی  و سردرد رنج میبردند.در طی حرکت فضاپیما هیچگونه بی وزنی وجود نداشت. فضاپیما خیلی بزرگ بود و این مساله به تیم ما اجازه میداد تا ورزش کنند.

زمانی که تیم به سیاره رسید چند ماه طول کشید تا با اتمسفر آنجا تطابق پیدا کنند. در طی دوره تطابق از سرگیجه سردرد و اختلال شناختی رنج میبردند.درخشندگی خورشیدهای سیاره EBEN همچنین مشکلاتی ایجاد میکرد اگرچه آنها عینک آفتابی داشتند اما هنوز از نور درخشان و خطر مواجهه با نور خورشیدها رنج میبردند.سطح تشعشعات رادیویی در آن سیاره کمی بیشتر از زمین بود که مراقب بودند تا بدنشان را در تمام مدت بپوشانند.EBEN ها هیچ فرمی از یخچال نداشتند به جز در صنعت. درجه حرارت در مرکز سیاره بین 32 تا 42.5 درجه سانتیگراد بود. آنها ابر و بارندگی داشتند ولی به صورت مداوم نبود.در نیمکره شمالی سیاره درجه حرارت بین 12.5 تا 25 درجه سانتیگراد  پایین میامد این دما برای EBENs  سرد بود یا حداقل برای بیشترشان سرد بود.تیم ما دریافت که آنها در بخش شمالی زندگی میکنند اما در دهکده های خیلی کوچک.تیم ما به دنبال درخواست اقامت در منطقه ای سردتر در بخش شمالی جایگیری مجدد نمود.

وسیله حمل و نقل زمینی مورد استفاده تیم ما شبیه هلیکوپتر بود سیستم قدرت آن یک  دستگاه مهر و موم شده بود که نیروی الکتریکی و توانایی بلند شدن را برای آن مهیا میکرد. پرواز با آن بسیار ساده بود و خلبانان ما آن را در طی چند روز آموختند.مردم آنجا وسیله نقلیه داشتند که در بالای سطح سیاره شناور بود و هیچگونه چرخ یا تایری نداشت.آنها رهبرانی داشتند اما نه شکلی واقعی از دولت. در واقع هیچگونه جرم و جنایتی توسط تیم ما رویت نشد. همینطور آنها یک ارتش داشتند که به شکل نیروی پلیس عمل میکرد اما هیچ نوع تفنگ یا سلاحی توسط تیم ما رویت نشد.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_sociopol/serpo03_04.jpg

ملاقات های منظمی بین جوامع کوچک وجود داشت. آنها یک جامعه بزرگ داشتند که وظیفه خود را به عنوان مرکز تمدن ایفا میکرد تمام صنایع در این جامعه بزرگ قرار داشت. آنها پول نداشتند. هرچه نیاز بود بین مردم آنجا توزیع میشد و مغازه فروشگاه یا پاساژی وجود نداشت. آنها مراکز توزیع مرکزی داشتند که جایی بود که EBENs  جهت دریافت نیازها به آنجا مراجعه مینمودند. همه مردم با یک ظرفیت کار میکردند. کودکانشان به صورت خیلی ایزوله نگهداری میشدند. تنها نگرانی اعضای تیم ما وقتی بود که تلاش کردند از کودکان EBEN  عکس تهیه کنند . نیروی پلیس آنها را به بیرون اسکورت نمود و به آنها هشدار داد که دیگر تکرار نکنند.

سومین ارسال توسط ناشناس  –  7 نوامبر 2005

آمارهای سیاره  EBEN به وسیله تیم ما جمع آوری شد که در ذیل لیست شده است :

  • Diameter:                               7,218 miles
  • Mass:                                     5.06 x 1024
  • Distance from Sun #1:             96.5 million miles
  • Sun #2:                                  91.4 million miles
  • Moons:                                    2
  • Surface gravity:                       9.60m/s2
  • Rotation Periods:                     43 hours
  • Orbit:                                     865 days
  • Tilt:                                        43 degrees
  • Temperature:                          Min: 43° / Max: 126°
  • Distance from Earth:                38.43 light years
  • Planet named by Team:            SERPO
  • Nearest planet to SERPO:         Named: OTTO
  • Distance:                     88 million miles  به وسیله ایبن ها با پایگاه های تحقیقاتی
  • کلونیزه شده ولی هیچگونه ساکنین طبیعی ندارد)
  • Number of planets in Eben Solar System: Six

Nearest inhabited planet to SERPO: Named: SILUS

در سیلوس اشکال مختلفی از مخلوقات وجود داشت ولی حیات ذیشعوری نداشت ایبن ها از آن به عنوان معدن مواد معدنی استفاده میکردند

  • Distance: 434 million mile

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/12/eben-1.jpg?w=198

ما ملاقات کننده هایی از 9 سیستم ستاره ای دیگر داشته ایم . گری ها که برخی از مشخصات آنها شبیه     EBENs بود ولی EBEN  نبودند. اونها از سیاره ای نزدیک آلفا سنتوری  A   میایند ( آلفا سنتوری  چند ستاره نزدیک به هم  به بزرگی 0.3 و دارای سومین ستاره درخشان در آسمان میباشد . محتوی دو ستاره زرد و نارنجی به بزرگی 0.0 و 1.4 بوده همچنین تعداد زیادی ستاره در حال ضعیف شدن در آن منطقه وجود دارد همینطور یک دوقلوی قرمز با بزرگی 11 به نام Proxima centauri  که این نزدیکترین به سیاره ماست با 4.2 سال نوری فاصله یا حدود 0.2 سال نوری نزدیکتر به ما نسبت به دو عضو درخشانتر سیستم آلفا سنتوری .)

کلاس سوم ملاقات کننده ها از یک سیستم ستاره ای G2  از LEO  میایند. { LEO  یا LEO  کوچک ؟ :

LEO  :  میزان فاصله ستاره ای  بین 20 – 25 – 77 سال نوری. برجسته ترینشان Gamma leonis  هست که ستاره دوتایی باشکوه مشتمل بر دو ستاره بزرگ  طلایی نارنجی به بزرگی ( Magnitude  ) 4.2 میباشد.دو ستاره نزدیک به هم که 145 سال نوری فاصله داشته با یک دوره اوربیتال 37 ساله.

کلاس دیگر ملاقات کننده ها از سیستم ستاره ای G2  واقع در  Epsilon Eridani  میایند. { اپسیلون اریدانی یکی از نزدیکترین ستاره ها به خورشید ماست که با چشم غیر مسلح دیده میشود. 10.5 سال نوری فاصله داشته با بزرگی 3.7 اگرچه سردتر و ضعیف تر از خورشید بوده ولی به طور کلی شبیه خورشید  ما میباشد }.

ملاقات کننده ها با یک کد مشخص شده بودند. کد که به وسیله آن طبقه بندی شده بودند ورود بیولوژیکی  فرازمینی بود (ETE  ) . ETE-2   EBEN  ها بودند و ETE-3  گری ها و همینطور بقیه.

کتاب قرمز هر 9 گروه را لیست نموده ما اخیرا مشخص کردیم که برخی از ملاقات کننده ها نوع خاصی از یک نژاد بودند اما یک فرم حیات مکانیکی داشتند. آنها هیبرید هایی بودند که در آزمایشگاه ها و بدور از تولد طبیعی خلق شده بودند. این مخلوق ها بیشتر شبیه روبوت بودند اگرچه باهوش بودند و میتوانستند تصمیم بگیرند . آنها میتوانند ملاقات کننده های متخاصم باشند همونطور که برخی از مردم گزارش کرده اند. بر پایه اطلاعات خوبی که دارم ما از سال 1985 تاکنون ملاقاتی با EBENs  نداشته ایم .

پایان قسمت دوم

مترجم : مهدینار mehdinar76@yahoo.com

منابع:

http://www.serpo.org http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/sociopol_projectSERPO04.htm

http://naturalplane.blogspot.com

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدينار عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

چيزي كه جالب توجه است اين است كه چه قبل  از اين پروژه و چه بعد از آن بيشتر كساني كه ادعاي ربوده شدن دارند از سيستم زتارتيكولي نام مي برند . حالا جالب اينجاست كه سياره اي هم كه ناسا جديدا اعلام كرده شايد در آن حيات باشد نزديك اين سيستم ستاره اي است.

پروژه سرپو(SERPO PROJECT) _ديدار از سياره سرپو _قسمت اول

SERPO PROJECT   – پروژه سرپو قسمت اول

ویکتور مارتینز کارمند سابق دولت آمریکا که در حال حاظر هماهنگ کننده ارتباطات ایمیلی و پیغام های الکترونیکی میباشد میگوید منبعی مورد اعتماد که در گذشته و حال از مقامات  آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا DIA)) بوده  در مورد یک ملاقات غیر معمول اطلاعاتی به او داده است بر طبق این ادعا بخش هایی از دولت آمریکا از چند دهه قبل ملاقاتهایی با فرازمینیان داشته اند. مارتینز میگوید این منبع ناشناس همچنین اعلام کرده که در  تاریخ 12 نوامبر 2009 فرازمینیان ملاقاتی را با 18 نفر از ایالات متحده انگلستان روسیه چین و واتیکان و مهمانان ویژه دیگر داشته اند آمریکاییهایی که در این ملاقات بوده اند شامل پنج نفر پرسنل نظامی دو نفر افسر اطلاعاتی یک نفر متخصص زبان و نماینده ویژه اوباما بوده اند که این ملاقات در جزیره محافظت شده   kita (AKA AKAU) که در 750 مایلی جنوب غربی  Honolulu  قرار دارد انجام شده است . در مورد صحت این اطلاعات نمیتونم توضیح خاصی بدم ولی چون توی دنیای یوفولوژیست ها سر و صدای زیادی به پا کرده و دیدم که متاسفانه هموطنام توی ایران عزیز اطلاعات زیادی در این مورد ندارند خواستم تا متن کامل ایمیل های ارسال شده از طرف فرد ناشناس رو توی سایت رامتین جان بذارم تا همه ازش استفاده کنند . قضاوت در مورد درست بودن یا نبودن جزییات این مساله که به پروژه سرپو  SERPO معروف شده رو به خود خوانندگان واگذار میکنم ولی این توضیحو بدم که نکاتی که در این جریان که گفته میشه اطلاعات مربوط به اون بیش از 3000 صفحه است گفته شده جالب و تا حدودی منطقی به نظر میرسه و من سعی میکنم در قسمت های مختلف توی این وبلاگ قرارش بدم  این مطلب در ادامه مطلب قبلی ای که ترجمه کردم و توی همین وبلاگ گذاشتم با عنوان (EBE  تنها بازمانده سقوط رازول ) هست پس اگه اون مطلبو نخوندین برید بخونید و بعد این مطلبو تا بهتر متوجه بشید.البته در قسمت های بعد جزییات بیشتری گذاشته میشه. قربان همگی شما – مهدینار

قسمت اول :

اول اجازه دهید خودم را معرفی نمایم . نام من ناشناس درخواستی است.من کارمند باسابقه دولت ایالات متحده میباشم.نمیخواهم وارد جزییات زندگی گذشته ام شوم ولی باید بگویم که درگیر پروژه ای استثنایی بودم.

در مورد واقعه رازول بایستی بگویم که اتفاق افتاد ولی نه شبیه آنچه که کتاب ها میگویند . در آنجا دو سایت سقوط وجود داشت یکی در جنوب غربی کرونا نیومکزیکو و دومین سایت در  pleona park جنوب  datil نیومکزیکو . سقوط مشتمل بر دو فضاپیمای فرازمینی بود.سایت کرونا یک روز بعد توسط تیم باستان شناسی پیدا شد این تیم محل سقوط را به کلانتر لینکولن کانتی گزارش داد . یک معاون روز بعد مراجعه و افسر پلیس ایالتی را احظار کرد. یک موجود زنده  (EBE) که در پشت یک صخره پنهان شده بود پیدا شد.به موجود فوق آب داده شد ولی از خوردن غذا خودداری کرد موجود بعدا به لوس آلاموس منتقل شد.اطلاعات مربوطه سرانجام به پایگاه هوایی رازول ارسال شد سایت مورد آزمایش قرار گرفت و تمام اطلاعات جمع آوری شد سایر اجساد به آزمایشگاه ملی لوس آلاموس منتقل گردید و دلیل آن وجود سیستم فریز بود که اجازه میداد بدن ها برای تحقیقات به صورت فریز باقی بمانند.فضاپیما به رازول و سپس به  wright field اوهایو منتقل گردید

سایت دوم تا آگوست 1949 کشف نشد و در آن زمان توسط دو مزرعه دار کشف شد. آنها یافته هایشان را چندین روز بعد به کلانتر کاترون کانتی گزارش دادند.به دلیل دور بودن منطقه چند روز طول کشید تا کلانتر به محل سایت رسید. قبل از هر چیزی کلانتر چند عکس از محل سقوط تهیه و سپس به  datil بازگشت.سپس پایگاه فضایی ساندیا در Albuquerque  نیومکزیکو اطلاع پیدا کرد. یک تیم ریکاوری از ساندیا تمام یافته ها شامل شش جسد را در اختیار گرفت. اجساد به پایگاه ساندیا منتقل شدند اما بعدا به لوس آلاموس منتقل گردیدند . موجود زنده باقیمانده با ما ارتباط برقرار نمود و اطلاعات در مورد جایگاه و سیاره محل زندگی خود را به ما داد.وی تا 1952 زنده ماند و در آن زمان مرد.اما قبل از اینکه  بمیرد توضیحات کاملی در مورد اجزا و آیتم های هر دو فضاپیمای کشف شده به ما داد.یکی از این اجزا یک دستگاه ارتباطی بود موجود زنده فوق اجازه پیدا کرد تا با سیاره اش تماس برقرار کند.

به دلایلی من این اطلاعات را نمیدانستم اما یک قرار ملاقات در آوریل 1964 نزدیک Alamogordo  نیومکزیکو ایجاد شده بیگانگان بر زمین نشستند و و اجساد یاران خود را با خود بردند. اطلاعاتی مبادله شد ارتباط از طریق زبان انگلیسی بود بیگانگان دستگاه ترجمه داشتند . در 1965 ما یک برنامه مبادله با بیگانگان داشتیم. ما با دقت 12 پرسنل نظامی را انتخاب کردیم. آنها تحت تمرین و آموزش قرار گرفته واطلاعات مربوط به آنها  به دقت از سیستم نظامی حذف شدند.هر 12 نفر مهارت های تخصصی گوناگونی داشتند. بیگانگان در نزدیکی بخش شمالی سایت آزمایش نوادا فرود آمدند و 12 آمریکایی با آنها زمین را ترک کردند و یک موجود فضایی بر روی زمین باقی ماند.طرح اصلی برای اقامت 12 انسان به مدت 10 سال و سپس بازگشت آنها به زمین بود اما برخی موارد تغییر کرد.12 نفر تا 1978 باقی ماندند و سپس به منطقه ای در نوادا بازگشتند.

7  مرد و یک زن بازگشتند. دو نفر در سیاره بیگانگان مرده بودند و دو نفر دیگر بنا به گفته بازگشت کنندگان تصمیم گرفتند تا همانجا بمانند .در حال حاظر تمامی افرادی که بازگشتند مرده اند . آخرین نفر در 2002 مرد . افراد بازگشته از 1978 تا 1984 در پایگاه های مختلف نظامی قرنطینه شدند . اداره ارزیابی های ویژه نیروی هوایی (AFOSI) مسوول حفاضت و سلامت آنها بود AFOSI  همچنین هدایت و رهبری جلسات با بازگشت کنندگان را به عهده داشت .

من هرگز چیزی در مورد برنامه مبادله ندیده و نخوانده بودم . اولین بار مطالبی جزیی از Linda howe   شنیدم اما او اطلاعات زیادی به من نداد . من ایمیل شما را به مدت 6 ماه مونیتور کردم و ایمیل هایی از شما و دیگران را خواندم اما هرگز حقیقت در مورد واقعه رازول و برنامه مبادله را ندیده و نشنیده ام.

میخواهم بدانم دیگران در مورد این مساله چه میگویند.

https://i2.wp.com/www.ufophotoarchives.com/wpe14.jpg

{ ویکتور مارتینز ایمیل ارسالی بالا رو برای سه نفر میفرسته که در ذیل پاسخ اونها آورده شده البته من فکر میکنم که این افراد هیچ وقت فکر نمیکردن که مارتینز پاسخهاشون رو منتشر کنه – مترجم }

نظر 1 ( به وسیله جین لوسکوفسکی ): این فرد کیست ؟ اغلب اطلاعاتش کاملا درسته. به هر حال من هرگز نشنیدم که زنی رفته باشه بر پایه اطلاعات خوبی که دارم ما 12 مرد داشتیم که همگی نظامی بودند . 8 نفر از نیروی هوایی و دونفر از ارتش و دو نفر از نیروی دریایی . من فکر میکنم همانطور که گفتم آنها رفتند و 20 سال اونجا بودند . وقتی برگشتند به صورت ترکیبی به مدت 365 روز در قرنطینه قرار گرفتند فقط 8 نفرشون برگشتند که همش درسته دو نفرشون بعد از چند سال که در اون سیاره بودند مردند و دو نفر دیگه تصمیم گرفتند که بمونند و ممکنه هنوز زنده باشن . کسانی که بازگشتند همگی مرده اند. آخرین نفر در 2003 در بیمارستان va  مرد. در مورد واقعه رازول ایمیل فرستاده شده درسته . گزارش کامل مشتمل بر پروژه سرپوهست و گزارش نهایی با شماره 80HQD893-020 classified TS  کدگذاری شده .از Rick Doty  در مورد گزارش بپرس چون من فکر میکنم این یک گزارش OSI  باشه همینطور Paul Mcgovern  بایستی نظرشو در مورد گزارش بذاره .

( توضیح به وسیله ویکتور مارتینز  1 دسامبر :  طبقه بندی این پروژه به وسیله Paul Mcgovern  انجام شده نه جین لاسکوفسکی – به خاطر این اشتباه معذرت میخوام. )

نظر 2 ( به وسیله Paul Mcgovern  ) :جالب توجه است اما همش درست نیست( ایمیل ارسال شده توسط فرد ناشناس ). در مورد واقعه رازول کاملا صحیحه افرادی که به محل رفتند کاملا درسته در اونجا دو منطقه سقوط وجود داشت نه یکی. در مورد برنامه مبادله بایستی بگم انتشار اطلاعات طبقه بندی شده اونطور که من میدونم غیر مجازه اما ممکنه یه نفردر دولت در حال حاظر خواسته باشه که اونا رو بیرون ببره . هیچ زنی فرستاده نشد. 12 مرد همه نظامی 8 نفر نیروی هوایی دو نفر ارتشی و دو نفر نیروی دریایی. دو نفرشون پزشک بودند سه نفر دانشمند . دو نفر متخصص زبان و دو نفر پرسنل حفاظتی بودند.دو نفرشون خلبان و یکی رهبرشون بود (کلنل نیروی هوایی )

همگی کاملا از ردیف های نظامی پاک شدند. من در مورد دوره تمرین اونها مطمعن نیستم ولی فکر میکنم بایستی حدود 6 ماه طول کشیده باشه.اونها قادر بودن پیغام ها رو به وسیله دستگاه ارتباطی ای که قبل از سفرشون تهیه شده بود به زمین منتقل کنن.

یک پزشک و یک پرسنل حفاظتی  سه سال بعد از حضورشون در سیاره فوق مردند. پزشک به دلیل بیماری پنومونی و پرسنل حفاظتی به دلیل آسیب و زخم برداشتن مرد . تیم مبادله بایستی سختی شدیدی رو برای تطابق با محیط سیاره فوق تحمل میکردند.گرما شدید بود و زمان زیادی برد تا تطابق پیدا کنند همینطور غذا یک مشکل دیگه بود چون سیستم انسان برای هضمش دچار مشکل بود. تیم غذای کافی برای دو سال با خودش به همراه داشت برای 8 ماه دیگه هم جیره بندی کرد اما سرانجام بایستی غذای ملاقات شوندگان(( EBENs را میخورد. این مساله باعث ایجاد مشکلات گوارشی برای همه اعضای تیم شد . سرانجام اونها تطابق پیدا کردند اونها تلاش کردند تا غذاهای مختلفی درست کنند ولی کمتر موفق شدند.تیم هرگز توسط ملاقات شوندگان ایزوله یا محدود نشدند. اونها میتونستند هر جایی که بخواهند سفر کنند و هر چیزی را که بخواهند ببینند. پس از حدود 6 سال تیم به منطقه شمالی سیاره منتقل شد جایی که هوا سردتر بود و محتوی بیش از حد لزوم سبزیجات بود..

ملاقات شده ها نظم شدیدی در زندگی روزانه خودشون داشتند. هر نفر در یک برنامه زمان بندی شده کار میکرد که با ساعت مشخص نمیشد بلکه با حرکت خورشیدهایشان ( سیاره سرپو دو خورشید دارد ) مشخص میشد .هر جامعه کوچک یک ساختمان بزرگ داشت که سرتا سر اون نور خورشید میرسید. وقتی خورشید در نقطه خاصی از ساختمان میتابید معنی آن این بود که افراد بایستی کار بخصوصی انجام میدادند..آنجا هرگز کاملا تاریک نمیشد. کم نور میشد ولی تاریک نمیشد.مردم آنجا دوره استراحت داشتند اما نه شبیه دوره خواب ما. آنها در طی روز خورشیدی خود سه بار استراحت میکردند تیم ما تمام مدت دوره کاری را مشخص کرد.43 ساعت اونها سه دوره استراحت در طی 43 ساعت داشتند که در حدود 14 ساعت بود.مردم اونجا همینطور ماه یا سال نداشتند..تیم ما مشخص کرد که اونها دوره حیات داشتند ممکن نبود که بتوان سن آنها را قضاوت کرد اگرچه تیم ما قبر های اونها رو پیدا کرد.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_sociopol/serpo04_01.jpg

جمعیت سیاره سرپو در حدود 650000 نفر بود و در سرتاسر سیاره جوامع کوچکی وجود داشت . آنها رودخانه های زیرزمینی داشتند که دره های بازی را مشروب میکرد آنها صنعت داشتند اما تمام غذای مورد نیازشون کشت میشد حتی در محیط و ساختمان های بزرگ. آنها حیوان داشتند گونه های مختلف . حیوانات چهارپای بزرگ و عجیب و غریب که برای کار یا موارد دیگر مورد استفاده قرار میگرفتند اما برای خوردن گوشت استفاده نمیشدند. از نظر ژیولوژیکی سیاره اونها با سیاره ما فرق میکرد.کوههای کم بدون اقیانوس درختان یا چیزهایی شبیه درخت و نه هیچ تمدنی به غیر از Ebens  .

در ابتدا همه ساکنین آن سیاره در نظر اعضای تیم ما به یک شکل و قیافه به نظر میرسیدند اما پس از گذشت مدت زمانی اعضای تیم یاد گرفتند که افراد مختلف Ebens   را از طریق صدایشان شناسایی کنند.اگرچه Ebens  نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند اما صداهایی ایجاد میکردند که اعضای تیم ما قادر بودند تا به انگلیسی ترجمه کنند.پس از 5 سال ما میتوانستیم زبان آنها را کاملا به انگلیسی ترجمه کنیم .

اطلاعات کامل این گزارش در حدود 3000 صفحه است .

نظر 3 : ( به وسیله ناشناس 2 ) :

ترجیح میدهم تا نامم را مخفی نگه دارید. اما اینجا ارزیابی من از اطلاعات فرد ناشناس : 1- در مورد واقعه رازول ( توضیح داده شده توسط ایمیل فرد ناشناس ) این مساله ایست که من در پرونده های تاریخی به نام کتاب قرمز خوانده ام .تقریبا و دقیقا با کلمات. اگرچه آنجا اطلاعات بیشتری در مورد محل ها ی سقوط و چیزهایی که ما پیدا کردیم وجود داشت. 2 –  در مورد برنامه مبادله من در موردش خوانده ام اما فکر میکنم آنها 12 مرد بودند. من در مورد زنی نشنیده ام . این حدودا همه چیزیست که میدانم. ما واحد ویژه ای داریم که گزارشات را پیگیری میکند که سازمان اطلاعات ارتش هم شامل آن میشد ولی من هرگز در این برنامه نبودم اما میدانم که افراد دیگری حضور داشتند.

3 – دوست دارم با این منبع تماس داشته باشم من در حدود یک میلیون سوال دارم که بپرسم.

من به صحبت Linda How  در مورد برنامه مبادله چند سال پیش گوش دادم و متعجب شدم که این اطلاعات رو از کجا آورده بود.

کار عالی خودتون رو ادامه بدید.

پایان قسمت اول  –   قربان همگی – مترجم : مهدینار

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد

منابع:

http://www.serpo.org http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/sociopol_projectSERPO04.htm

http://naturalplane.blogspot.com

پ . ن: با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدينار عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

اين هم لينك مطلب مربوط به اين بخش  :

EBE تنها موجود فضايي نجات یافته سقوط رازول

مطلب بعدي : دور قطبی صور فلکی در مصر باستان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: