بایگانی دسته‌ها: نقشه ستارگان اهرام مصر و رازهاي آن

پرومته فیلمی که کدهایی از نقشه های ستارگان در باره منشا واقعی حیات را به ما می دهد!

ترجمه از رامین فخاری

در این فیلم خدمه روی زمین در یک سفینه فضایی در یک سفر طولانی به  یک سیاره بیگانه نزدیک می شوند که پیشرفته تر از تمدن انسانی هستند.در این فیلم سوالاتی پرسیده می شود که آیا بیگانگان فضایی در ایجاد انسان ها نقش داشته اند؟آیا این موضوع می تواند دلیلی بر نفی خدا باشد؟و آیا خدا بیگانگان فضایی را ایجاد کرده است؟


شما هرچه بیشتر به این فیلم نگاه کنید بیشتر این موضوع را حس می کنید.ریدلی اسکات خبرنگار فاکس گفت:وقتی که ما شبها به آسمانها نگاه می کنیم و کهکشان ها را می بینیم متوجه این مساله می شویم که این فکر بسیار مسخره ای است که ما فکر بکنیم ما در کائنات تنها هستیم.

«پرومته» دانشمند الیزابت شاو پس از کشف یک سری از نمادهای بیگانه در پی اثبات این موضوع است که حیات زمینی شکلی از حیات بیگانه است.

شاو می گوید هیچ تضادی بین ایمان به خدا و نظریه ایجاد حیات بروی کره زمین توسط بیگانگان فضایی وجود ندارد.من عاشق بوجود آمدن این تضاد در او هستم.یک دانشمند مذهبی در عین حال معتقد به این نظریه

خبرنگار فاکس نیوز افزود به نظر من این شبیه یک جنگ مداوم در میان دو طرف است  اعتقاد به این نظریه که که انسان ها توسط موجودات فضایی خلق شده اند  و موجودات فضایی حلقه اتصال او به خداوند هستند اعتقاد به وجود خالق را در این لحظات مخرب که تاریکی همه چیز را در هم می شکند بسیار تقویت خواهد کرد.

چرا که او ایمان دارد این عقیده باعث می شود که بازماندگان او بوسیله این عقیده نجات پیدا خواهند کرد نه علم.این ذهن نیست اما قلب است این زیباترین یافته من است.

اسکات توضیح داد این بخشی از اعتقادات مذهبی او است که در شامی که با سه فیزیکدان ناسا داشته است در میان گذاشته بود.دانشمندانی که به وجواد خدا ایمان دارند کم نیستند او در این جلسه گفت چه کسی بوجود خدا ایمان دارد و چهار نفر دستشان را بالا بردند.

لوگان مارشال گرین شرح داد که شاو آگنواتئیست تضادی بین علوم عملی و وجود خدا نمی بیند من به نظریه تکاملی داروین معتقدم ولی اعتقاد دارم دست بزرگتری آن را هدایت می کند و مسلما من منشا آن را از جای دیگری در کائنات که در آنجا حیات وجود دارد می بینم من واقعا این باور را مضحک می بینم که در جای دیگری از کائات حیا وجود نداشته باشد.

مقاله کامل این مطلب را در این لینک مطالعه کنید.

توضیحاتی در رابطه با ویدئو:

همه ارواح به آفرینش مرتبط می شوند یک انرژِی ارواح هوشمند را به اشتراک می گذارد یک سیستمی که درد و رنج قربانیان را به نخبگان فاسد اعطا می کند اما شاید برای شما جالب باشد نتیجه را بدانید:

در همه زمانها ملت های قبل در باره روحی می دانستند که همه چیز را آفرید خوبی شادی و کردم بعد از بنا کردن احرام سنگهای بزرگ و معابد اما چیزی در طول زمان نگران کننده بود داخل شدن به جنگ طمع و سلسله مراتب تعین آنچه باید دیده شود مانند رازهای اهرام روح و آفرینش رهبران گذشته باکمک فضانوردان باستانی تاثیر گذار بوده اند.که خواهان سلطه بر منابع زمین و برده کردن توده ی مردم بوده اند ویرانه های که در وسط مارس قرار دارد بطور کامل   توسط انسان های فضایی ایجاد شده اند….

 و بطور پیشرفته بروی آن هرم هایی ایجاد شده است ساختاری از نقاط انرژی نشان می دهد که مارس یک نقطه بین  سیاره ای است و آنها نمی توانند ساخته دست طبیعت باشند و متاسفانه ساخته شده اند. تاریخ واقعی ما بقدری پیچیده است  که قابل لمس نیست

شواهددی از رانش ستاره ای نشان می دهد که شهر مارس و اهرام 18000 سال قبل ساخته شده اند نقشه تهیه شده از هرم بزرگ مربوط به 9200 سال قبل از میلاد مسیح است در ایران ملک شاه تپه بیضی شکلی که تیغه ای بربالای آن بود برای دریافت امواج ایجاد کرده بود.

منبع:     http://ourwonderfullworlds.wordpress.com

 

دور قطبی صور فلکی در مصر باستان

دور قطبی صور فلکی در مصر باستان

خلاصه

هنگامی که اندرو کالینز از من خواست تا یک ضمیمه نقادانه از تئوریش که در مورد ارتباط بین صورت فلکی قو ( دجاجه)و اهرام جیزه در کتاب جدیدش ( راز صورت فلکی قو) منتشر شده بود بنویسم من طبیعتا مردد بودم این مقاله پاسخ کامل اندرو که در وبسایتش منتشر شد . این مقاله جدید مباحثه بین ما و نتایج بدست آمده در مورد مقاله اخیر گراهام  هنکوک ( راز صفحه پیام ) است .

خوانندگان احتمالا بیاد دارند که من محرک ارتباط تئوری منظومه جبار (راز منظومه جبار هینمن 1994)بودم بنابراین فکر کردم دیدگاه و تمایلم در مورد موضوع خاصی کمترین تاثیر رادر ارزیابی ام بگذارد .

این مقاله شناسایی تصاویراساطیری آنو می باشد مرد با سر شاهین که نوشته هایی در دنباله می آید ودر سقف های نجومی  نامیده می شود که در دوران سلطنتی جدید ودر دوره بطلمیوسی نامبرده می شود.

اندی تمام موارد مورد نظرش را متکی بر حدس و گمان قرار داده است ( بر مبنای wainwright 1932وzbynekzaba 1953)که آنو نمایشگر صورت فلکی قو (دجاجه ) بوده است که این خیلی بی باکانه بوده واو را در موقعیتی خطرناک قرارداده چرا که اگر ( wainwright وzbynekzaba)   اشتباه بود تئوری اندی از هم متلاشی می شد و اندی آگاه بود که تعداد زیادی ستاره شناس مصر باستان با ادعای او مخالف بودند.دانشمدان برجسته در این رشته  اتو نگبور و ریچارد پارکر و اخیرا کرت لوچر و خوان  ای بلمونته 2003 .

پس آنو اسرار آمیز کیست ؟ مهمتر هویت مصری باستان آن منظومه فلکی قو است ؟

سرنوشت ستاره وار

با توجه به اینکه خیلی مشهور است . این یک فقدان اساسی در کتیبه که در زمان حاضر از هرم پادشاهی قرن چهارم که در جیزه پیدا شده طبق مقایسه : اخرین هرم سلسله قرن پنجم و بیشترین اهرام سلسله قرن ششم در دیواره های داخلی متنهای مذهبی داشتند که مجموعا به نام متنهای اهرام مشهور است امروزه بیشتر مصر شناسان این که اتفاقی بوده است را خیلی سخت می پذیرند .

و موافق این اظهار نظرنند که ایدوئولوژی متنهاي اهرام یک پروژه است اگرچه این متنها تاسلسله چهارم هم می رسند . بیشترین محور این متنها در مورد زندگی پس از مرگ پادشاه مرده است.

خیلی نقل قول  که چگونه پادشاه به خدای خورشید در شرقیترین افق در سپیده دم می پیوندد وجود دارد. ظاهرا از عقاید قدیمی می آید جاییکه به روشنی مطلعیم سرنوشت پس از مرگ او در میان ستارگان است.

دو سرنوشت ستاره وار نامبرده یکی در شمال و دیگری در جنوب است.

ستارگان شمالی که پادشاه مرده به آن ملحق می شود ( ایخموسک) = ( جاویدان ) می گویند.که مصر شناسان به عنوان دور قطبی ستارگان می شناسند.

ستارگان در عرض جغرافیایی جیزه دیده می شوند ( 30 درجه شمالی ) حاوی یک دایره فرضی در داخلش با شعاع 30 درجه که قطب شمال سماوی نقطه مرکزی آن که تا افق جنوبی قطب جنوب سماوی کشیده شده است.

امروزه مرکز یعنی قطب شمال سماوی با ستاره قطبی مشخص شده است. اما در 2500 سال قبل هنگامی که اهرام مصر شروع به ساخته شدن کرده است این ستاره آلفا دراگون بوده که با یک نقطه علامت گذاری شده است .در مصر باستان با سه صور فلکی ناحیه دور قطبی مشخص شده که عبارنتد از دب اکبر دب اصغر و دراکو ( اژدها).

 

تصویر 1 : ناحیه دور قطبی در 2500 سال قبل از میلاد همانطور که در جیزه دیده می شده است

گروه جنوبی ستارگان بیشتر شامل صورت فلکی جبار نماد ستاره ای خدای ازیریس که همسان پادشاه مرده است .

صورت فلکی کنیس بزرگ با ستارگان نورانی شهرای یمانی که  دومی همسان همسر ازیریس است.

شکل 2 : چپ- جبار و شعرای یمانی نزدیک نصف النهار جنوبی ( در 2500 سال قبل در مصر باستان دیده می شود . )

گواه باستان شناسی آماده ، 4 محور در هرم بزرگ است . دو تا از محور ها بسوی دور قطبی ستارگان شمال است .  دو عدد دیگر جبار و شعرای یمانی در جنوب است ، ستارگان سرنوشت پادشاه می باشند.

تصویر 3 : محور های ستاره در 2500 سال قبل در هرم بزرگ

توضیحات ستاره شناس کروپ

متن هرم عروج شاه رفته به آسمان را توضیح می دهد ، او به جبار می رود ، و صورت فلکی شعرای یمانی راهنمای اوست ، آنها همانند یک شریک در مدار آسمانی راهشان را ادامه می دهند ، آرزوهای مشابه نیز در متن ها دیگر توضیح داده می شود . روحهای مردگان آرزومند است که در دور قطبی ستارگان قرار گیرند ، که هیچوقت نمیرند و ساکن نباشند ،دو تبدیل امکان پذیر بوده و فرعون متوفی یا به ازیریس و یا به دور قطبی ستارگان ملحق می شده است .

میتوان تعیین جهت را اصطلاحا «محورهای هوا» از تالار پادشاه در هرم بزرگ توضیح داد.آنها شاید با پادشاه مرده صعود می کردند تاراه را برای او به بهشت آماده کنند

همچنین مصر شناس برجسته انگلیسی سر ادواردز نوشته که :متن هرم بارها به وابستگی شاه در زندگی پس از مرگ با ستارگان اشاره کرده ، به ویژه با دور قطبی ستارگان با جبار و شعرای یمانی هر 24 ساعت سه ستاره کمربند جبار از بالای محور می گذرند. ما از متن هرم می آموزیم که جبار و شعرای یمانی بیشتر اوقات ساکن ، در موقعیت مهم طرح شاه برای زندگی بعدی در دور قطبی ستارگان می باشند هرم بزرگ خاص ، در آماده کردن تدارک پیوند پادشاه با دور قطبی ستارگان و صور فلکی جبار و شعرای یمانی نقش دارد ، خدایان نه گانه و دیگر خدایان در متن های هرم است .

در طراحی اهرام جیزه و ترکیب متن های هرم مطمئنا بوسیله روحانی منجم که مستقر در شهر بعلبک، زیارتگاه در بعلبک، زیارتگاه خدایان نه گانه در متن های هرم نامبرده شده اند . عبارتند از ( آتم – ری – تِفنت – شو – گب  و نات – ازیریس و اوسیس- ست و نپسی )اما یکی از آنها که جز گروه نیست هارس پسر ازیریس و اوسیس  می باشد . خدایان نه گانه معبد بعلبک.

دیگر خدایان مهم در متن های اهرام (پتاه – توت – سوکار – آنوبیس ) می باشند از جمله خدایان کوچکتر که در متن های اهرام نامبرده شده اند (سشا ت – وپواوت – دان وای ) برروی آخری دان وای تمرکز می کنیم .

اینجا مطالبی است که مصر شناس بریتانیایی ریچارد اچ ویلکینسون در مورد دان- ناوی که در متن های هرم آمده گفته است : » بانضمام تشریفات مذهبی تطهیر که نمایانگر خدا در شرق است ، همراه با خدایان توت – هوروس – ست که با همدیگر چهار نقطه اصلی را  شکل می دهند . در اواخر سلسله کهن داوانوی ( دان وای ) به شکل شاهین ساخته شده بوده همراه با خدای نمتی ، پس از آن داوانوی فقط به فرم شاهین شناخته شده است .

زبانشناس ریموند. او. فالکنر اعلام کرد که متن های هرم را در سال 1969 ترجمه کرده است او هم تایید کرده که داوانوی یکی از 4 خدای اصلی بوده است و دیگر خدایان عبارتند از هوروس – ست و توت در یک روش مشابه پروفسور ولفارت وستنفورد در نوشته هایی در مورد داوانوی در کتاب ( authoritive lexicon der gyptologie ) ( 1986-1975)نوشته داوانوی تشریفات مذهبی تطهیر را انجام می داده بر اساس متن های هرم و خدای توت و هاروس با ست نمایانگر گروه خدایان چهارگانه شرق هستند . اجازه دهید نکته ای را اضافه کنیم که خدای داوانوی فقط 8 مرتبه مقایسه شده است بعنوان مثال 200 بار در برابر ازیریس در اینجا تمام مطالبی مربوط به خدای داوانوی آمده است

» یکی همزاد اوست ، هوروس و ست و توت هم همزاد دارند .»

«تطهیر شما بوسیله 4 خدای توت هوروس و ست داوانوی بوده است »

«داوانوی به مردگان ارواح شرقی اعلام می کرد که پادشاه روح جاویدان وارد می شود کسی که هر کس او تمایل داشته باشد زندگی  کند زندگی می کند و هرکس او تمایل داشته باشد بمیرد می میرد . «

«فرستاده اش رهسپار شده قاصدش میرود آنها خرس خبر اوست کسی که بازوانش برامده از شرق تا به سمت شما ( کسی که داوانوی به او می گوید ) او باید احکامی را به پدران خدایگان بدهد .»

» من یک شغال ماده هستم – یک همسان شغال – یک هاپی ، دوموتف، ایمستی ، کبهسنف، داوانوی ، من خدای بزرگ کسی که به دریاچه ریاست می کند من یک روح جاویدانی با صورت ریش دار هستم «

» هوروس خودش را با زمت آپروش اراسته است . چیزی که با آن از سرزمینش سفر کرده و توت و ست و داوانوی نیز همچنین ( 1673، pt

آسمان و قلعه و خداوند بخشنده ] [… ازیریس صورتت رابشوی بعد از تو دومین نفر داوانوی و سومی مارت . «

تا آنجا که من فهمیدم در مطالب بالا هیچ چیز که داوانوی را با دور قطبی ستارگان و ستارگان شمالی پیوند دهد وجود ندارد اجازه دهید هویت یکتا او یک صورت فلکی خاص باشد . داوانوی در متن های هرم و بنابراین در عمر هرم به وضوح به مشرق مربوط است و تشریفات مذهبی تولد دوباره برای پادشاه مرده ( پوریفیکشن)  انجام می دهد،هیچ توصیفی در متن های هرم در مورد داوانوی نیست اما در اشکال هیروگلیف بیشتر اوقات بصورت یک شاهین نشسته بر روی یک میله نمایش داده شده است ( لیست گارنیر G7)

آنو مردی با سر شاهین بایک نیزه

در حدود 1000 سال بعد از ساخت اهرام جیزه یک خدای مشابه که آنو نامیده می شود ، بعضی مصر شناسان به راحتی آن را داوانوی شناختند در بسیاری سقف های با نقش های نجومی  آرامگاه سلطنتی به نمایش گذاشته شده بود .

آنو بیشتر اوقات مردی با سر شاهین با بازوان به بیرون گسترده که یک نیزه یا عصا را در اختیار دارد در زمره دور قطبی صور فلکی ( دب اکبر و دراکو ( اژدها ))

شکل 5 : سقف رامسس هفتم  آنو در وسط تصویر با یک نیزه در اختیارش است . دب اکبر با یک گاو نر به نمایش گذاشته شده است .

هیچ کس به آنو تو جه نمی کند ( در واقع مصر شناسان به ندرت به این صورت رجوع می کنند . ) تا اینکه در سال 1932 هنگامی که مصر شناس بریتانیایی جرالد ای وینرانت ادعا کرد که ممکن آنو نمایش صورت فلکی قو باشد (صورت فلکی قو در اساطیر یونان ) در 1953 مصر شناس اهل چکسلواکی زینانیک زابا یک قدم از ایده وینرایت بیشتر نهاد و پیشنهاد کرد که نیزه یا عصا در دست آنو نمایشگر نصف النهار شمال در آسمان شمال می باشد . بعد از آن تعداد کمی از مصر شناسان به فرضیه زابا توجه کردند به استثناء مصر شناس فرانسوی ژان فیلیپ لاور کسی که در سال 1960 یک مرور انتقادی در مورد مقاله زابا نوشت .

آنو ظاهر می شود در تمام نگاره های (آسمان شمال ) در تمام سقف های گوناگون فلکی کشف شده  در آرامگاه سلسله های جدید پادشاهی ( 1550 تا 1800 قیل از میلاد )به انضمام قبر سینموت .

سینموت خیلی قبل از سقف های نجومی در مصر وجود داشته است . آن همچنین در تعداد زیادی زودیاک بطلمیوسی و در دوره یونانی – رومی ظاهر شده است ( 332تا 100 قبل از میلاد )

تعداد زیادی سقف های نجومی که آنو نشان می دهد

تصویر 6 : سقف سینموت ( 1475 قبل از میلاد )

تصویر 7 : سقف رامسس نهم ( 1120 قبل از میلاد )

یاغی که هاروس با آن می جنگد کیست ؟ ( آنو ؟ )

تصویر 8  : هاروس کسی که با یاغی می جنگد ( در زودیاک مستطیل شکل دندرا 51 قبل از میلاد )

تصویر 9 : هاروس کسی که با یاغی می جنگد ( آنو ؟ )

در 1964  اتو نگبور  و ریچارد پارکر گروهی عالیرتبه مربوط به ستاره شناسی مصر باستان این پیشنهاد را که آنو نمایانگر یک صورت فلکی است را رد کردند آنها استدلال کردند صورت فلکی قو دور قطبی مجمع الکوکب نیست و خیلی دورتر از دب اکبر است در هیچ حالتی با موقعیت آنو نگاره های باستان جور در نمی آید .

تصویر 10 : آسمان 1400 قبل از میلاد در لسکورا ،(تصویر آنو در سقف های نجومی در سلسله جدید )در وسط قرار دارد بدینسان راه زیاد تا منظومه قو در سمت چپ .

تصویر 11 : آسمان 51 قبل از میلاد همانطور که در دندرا است- تصویر آن همانطور که زودیاک مستطیلی – دب اکبر باید در سمت راست باشد بنابرابن فاصله زیادی تا صورت فلکی قو در سمت چپ است .

در 1985 یک سویسی متوجه این نکته شد که دریاچه در سقف های نجومی تصویر آنو در گوشه های راست – لنگرگاه چاپار در اصطلاح نامیده می شود – ( که بوسیله هیپوپتاموس نگهداشته می شود . )لنگر گاه چاپار منیت – یا منیت ورت نامیده می شود ( لنگر گاه بزرگ چاپار )در متن های هرم احتمالا بوسیله دب اصغر نمایش داده می شود ، مشخص کننده قطب شمال سماوی است مطابق انطباق موقعیت آنو در نقاشی های قدیمی ، دریاچه در این نقاشی نزدیک دب اکبر ، داخل صورت فلکی که از 8 ستاره از صورت فلکی ارسای بزرگ و دوتا هم از صورت فلکی دراکو تشکیل شده است .

تصویر 12 : دریاچه کرت دور قطبی ستارگان

نزدیک دو دهه بعد در سال 2003 متخصص فیزیک نجومی اسپانیایی خوان ای بلمونته  عهده دار مطالعه یک مدرک جدید از ستاره شناسی مصر باستان شد که ( ساعت ستاره ای رامساید) نامیده میشود استنتاجش این بود که آنو احتمالانمایانگر صورت فلکی نزدیک دب اکبر که از تعداد زیادی ستارگان ارسای بزرگ ، برج اسد کوچک عصای وناتیسی و صورت فلکی شمال تشکیل شده است

تصویر 13 : از جی بلمونته

حالا به دوران بطلموسی و پرستشگاه دندرا دو زودیاک پیدا شده که یکی مستطیلی و دیگری گِرد است ( زودیاک گرد جهان نمای دندرا نامیده می شود ) فقط در زودیاک مستطیلی ما یک تصویر پیدا کردیم که خیلی به آنو شباهت دارد یک مرد با سر شاهین ، بازوان مبسوط و با یک نیزه که به ران تکیه داده است. ( دب اکبر ) اگرچه این تصویر نامگذاری شده به ( هاروس کسی که با یاغی می جنگد ) با این وجود بعضی مصر شناسان رجوع می کنند به اینکه آنو و انانوی از احاظ شهودی به هم شبیهند . واقعیت این است که تصویردر  زودیاک گرد ظاهر نشده است . این مطلب اشاره می کند ممکن بعد از تمام اینه آنو یک صورت فلکی نیست و همینطور ( هاروس کسی که با یاغی ها میجنگد یک جور معمای تصویری است در سال 1997 دانشمند آمریکایی دونالد وی اتو در یک روزنامه مهم مرکز تحقیقات مصر آمریکا نوشت که توضیح این تصویر این است یک کرگدن یک زنجیر راکه به رانی باسر گاو نر چسپیده نگهداشته است که شاهین سر نماد هاروس به آن خنجر میزند تصویر ران با سر گاو نر با هفت ستاره محاصره شده هویت اورسای بزرگ اشاره میکند  ران و کرگدن زودیاک گرد که دور قطبی هستند، انتظار میرود که تصویر سر شاهین دور قطبی یا نزریک دور قطبی باشد بهر حال او در زودیاک گرد نمایش داده نشده است.

تصویر 14 :هاروس کسی که با یاغی ها میجنگد ( آنو؟) در دوره رومی بطلمیوسی

دونالد اتز همچنین نشان داد که زودیاک مستطیلی ( همانند تمام زودیاک های همان دوره )موقعیت «هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد » در سمت راست ران قرار دارد.به ترتیب توالی کرگدن (اژدها) ران ( دب اکبر ) «هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» در آسمان واقعی توالی صورت فلکی قو و اژدها و دب اکبر است . نتیجه گیری » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد » نمی تواند منظومه قو باشد . براستی اگر این تصویر یک صورت فلکی است چنانچه اتز درست گفته باشد باید در زودیاک گرد نشان داده شده باشد و باید در سمت راست ران ( دب اکبر ) باشد . در واقع هیچ تصویری در زودیاک گرد وجود ندارد که نشان دهد احتمالا  صورت فلکی طبیعی نیست، اما این یک معمای مصور است » اول آنو بعد «هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد »

https://i0.wp.com/robertbauval.co.uk/articles/articles/images/cciae15b.jpg

تصویر15: «هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» با نیزه در زودیاک مستطیلی دندرا

https://i1.wp.com/robertbauval.co.uk/articles/articles/images/cciae16b.jpg

تصویر 16: زودیاک گرد دندرا

https://i1.wp.com/robertbauval.co.uk/articles/articles/images/cciae17b.JPG

مرد بر روی غاز

هر چند بر روی زودیاک گرد یک جایی وسط کرگدن تصویر مردی که بر روی غاز یا اردک که نیاز به توضیح دارد موقعیت غاز وابسته به کرگدن » اژدها یا یک قسمت از اژدها «،یک هویت ممکن با صورت فلکی عقاب پذیرفته می شود عقاب یک پیوند را می رساند بتازگی در 1997 ستاره شناس فرانسوی اریک آبورگ پیشنهاد کرده که مرد بر روی غاز نمایشگر صورت فلکی قو یا صورت فلکی بربط ( چنگ ) می باشد مرد بر روی غازهمچنین  در زودیاک  پیدا شده اگرچه اینجا او سر شاهین دارد کمی شبهه وجود دارد که دو تصویر یکی هستند.اندی کالینز توضیحی دیگر را توضیح می دهد او توضیح می دهد مرد بر روی غاز در زودیاک گرد » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» در زودیاک مستطیلی است بر طبق نظر کالینز روحانی ستاره شناس باستان کسی که زودیاک را ساخته است یک ناسازگاری نقشه منبع داشته از آن استفاده کرده است، که توضیح داده می شود که چرا هیچ تصویر» هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» در زودیاک گرد وجود ندارد و چرا مرد بر روی غاز ( که او آن مک من نامید ) در زودیاک گرد اشتباها تکراری ، در زودیاک مستطیلی مانند مرد با سر شاهین بر روی غاز همچنین » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» در سمت راست دب اکبر قرار دارد در عوض در سمت چپ کرگدن است. کالینز نشان داد که در زودیاک مستطیلی » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» ( آنو قرمز ) مساوی دایرة البروج کماندار و جدی است . که همچنین تقریبا حالت مرد بر روی قو در زودیاک گرد است و بر طبق نظریات کالینز احتمالا ناسازگاری نقشه منبع روحانی ستاره شناس باستان می باشد و واقعا قصد داشتن که مرد بر روی غاز همان » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» باشد ،بدون توجه به ژیمناستیک عقلی برای استدلال کالینز لازم است ما باید در آسمان واقعی نگاه کنیم تا صورت فلکی قو ببینیم که کاملا راه دوری تا کمربند دایرة البروج دارد بنابر این به سختی می توان گفت که در طبقه بندی صورت فلکی کماندار و بز قرار می گیرد .

اگرچه من با استدلال آبروگ موافقم که در زودیاک گرد مرد بر روی قو می تواند صورت فلکی قو و یا بربط (چنگ) باشد و غاز می تواند عقاب باشد با این وجود برای من روشن است که همانطور که آبرونگ می گوید  مرد بر روی غاز نمی تواند همسان » هاروس کسی که با یاغی ها می جنگد» باشد همانطور که کالینز پیشنهاد کرد مقصر دانستن روحانی ستاره شناس باستان زیاد هم بی عیب نیست در یک تئوری می جنگد .

نتیجه گیری

یک تئوری البته ما اختیار این را نداریم این کارشناس یا آن مورد قضاوت قرار دهیم هویت آنو متکی به این است که مقایسه صحیح بین صور فلکی واقعی در آسمان شمالی صورت گیرد اگر چه ما نباید این چارت را به آسمان واقعی تحمیل کنیم ما باید یک تقریب بصری داشته باشیم و همچنین اگر اشتباه هنرمندانه هنرمند باستان را بپذیریم. من به پایان می رسانم همانطورکه ( تمام اشخاصی که بالا نامبرده شد ) موقعیت فضایی آنو آنطور که نقاشی با موقعیت منظومه قو در آسمان واقعی هماهنگ نمی شود به عبارت دیگر آنو با نمایشگر صورت فلکی در آسمان شمال نیست پس نمی تواند صورت فلکی قو باشد اساس مشاهده من و تمام مدارک در دسترس دونالد اتز به حقیقت نزدیک شده است زمانی که نوشت اگر آنو یک صورت فلکی نیست اما یک خدای با وابستگی نجومی است.

امانت دار باشید/کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع :www.ufolove.wordpress.com

منبع :  http://robertbauval.co.uk/articles/articles/cciae.html

پ .ن : با تشكر فراوان از آناهيتاي عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

نقشه ستارگان مصر

نقشه ستارگان مقدسی که در این متن بدان پرداخته می شود صورت فلکی خوشه پروین و شبه خورشید نزدیک آن است. مجموعه ای از ستارگان که همواره مورد بررسی تمدن های باستانی بوده است.

وین هرشل می گوید پنجاه هرم در مصر سفلی در واقع تکرار ستاره های نخستین در یک سمت راه شیری هستند.  او همچنین با نظریه رابرت بایوال درباره اینکه سه هرم بزرگ گیزا در مکان هایی منطبق بر صورت فلکی جبار ساخته شده اند موافق است. البته جزئیات نظریه او با نظر بایوال متفاوت است. اگر روی این موضوع متمرکز شویم که چرا مصریان باستان تنها روی یک سمت از راه شیری کار کرده اند، اولین موضوعی که درمیابیم این است تمامی این ستارگان بجز یکی به خورشید شبیه نیستند. از سوی دیگرتمام مقبره ها بجز یکی آنچنان هرم های برجسته ای نیستند. این مورد ستونی هرمی شکی معبدی در نزدیکی ابوسیر است. تطبیق نقشه این دو شاید نشان دهنده کل نقشه ستارگان مصر باشد. با رجوع به نظریه رابرت بایوال میتوانید جزئیات بیشتری را در این رابطه ببینید.

انطباق ستاره های صورت فلکی جبار با مقبره های حوزه نیل در تصویر بالا مشخص است. در شمال ستاره شعرای یمانی (Sirius) با مقبره ناحیه ابورواش، در مرکز هرم های گیزا با ستاره های جبار (Orion) و در جنوب اهرام مصر سفلی با خوشه پروین (Pleiades).

معبد خورشید را در ابوسیر کل محدوده اهرام را در حوزه رودخانه نیل به دو بخش تقسیم میکند. هر کدام از این دو بخش طراحی رمزی زیرکانه ای دارد. خود معبد قلب نقشه ستارگان اهرام است. نقشه ستارگان و محل مقبره ها طرح یکسانی را از خود نشان میدهند که در بررسی های نقاط متناظر نیز دقت مناسبی دارد.

نقشه بزرگ شده مقابر مصر سفلی و تطابق آن با خوشه پروین. تنها هرم این ناحیه منطبق با شبه خورشید خوشه پروین است.

map

جزئیات بیشتری از تطابق مقبره ها با ستارگان در مصر سفلی.

انطباق مقبره ها با خوشه پروین نیز ما را شبه خورشید نزدیک آن رهنمون میکند. ستاره خدایان مصر یا نیای انسان ها!

متن فوق ترجمه بخش اصلی http://thehiddenrecords.com/egypt.htm است.

پ . ن : با تشكر از دوست خوبم نيما وزيري كه اين مطلب را ترجمه و ارسال نمودند.

اين 3 لينك هم ميگذارم .مطالب جالبي است دوستان اگر لطف كنند ترجمه كنند و به ايميلم بفرستند.

اگر كسي زحمت ترجمه را به عهده گرفت در قسمت نظرات با لينك مربوطه بنويسد تا ديگران ترجمه نكنند.ممنون.

http://www.theatlantium.com/2007/10/atlantium-episode-xliii.html

http://www.theatlantium.com/2007/08/atlantium-episode-xxxix.html

http://www.theatlantium.com/2007/09/atlantium-episode-xli.html

نقشه ستارگان مصری و (تطابق آن با ) الگوی کدهای انسانی(انسانها از ستاره* را *آمده اند؟)

تقدیم به جویندگان حقیقت( سایه)

نقشه ستارگان مصری و (تطابق آن با ) الگوی کدهای انسانی

ابوالهل خاستگاه بشریت را فاش می سازد:

وین هرشل (Wayen Herschel) ، نویسنده ای در زمینه نجوم و باستان کتاب و عقایدش را در سال 2002 میلادی منتشر ساخت ، او رموز ممنوعه و مخفی ابوالهل اسرارآمیز مصر را پیدا کرده است .

رازی که در طول سالها به سبب آشکار سازی تقدس و برابری همه نژاد بشر ، مخفی نگاهداشته شده بود . رازی که به سختی در کشورهایی که به چپاول و استثمار گنجها و مردمان ملل غریب مشغول بودند ، پذیرفته می شود .

تئوریهای موجود تا این تاریخ بیان می کنند که تاریخچه ابوالهل نشانگر ستارگان صورت فلکی شیر است . اگر چه آنها به طور قاطع و مطمئن نمی توانند توضیح دهند که چرا معماران باستانی این صورت فلکی را برای معابدشان انتخاب کرده اند .

وین هرشل ، کاشف تمدنهای باستانی در هفده سال گذشته ، تئوری کاملاً جدیدی را ارائه و پیشنهاد نموده است . در کتابش ،» اسناد (تاریخچه) مخفی » به برشمردن و ترکیب (حقایقی ) میپردازد تا ثابت کند ابوالهل کلیدی برای فاش نمودن رموز مخفی در یک نقشه بزرگ و یکپارچه ستارگان 50 هرم است.

Sphinx Side View

R.Bauval نویسنده در سال 1995 پیشنهاد می کند که سه هرم صحرای گیزه (جیزه )
بیان کنندة (موقعیت ) سه ستارة کمربند شکارچی می باشند ، اگرچه در راستای اثبات نظریه اش نه تنها راهی برای الحاق کل اهرام نیافت ، حال انکه ابوالهل به تنهایی در پذیرش آکادمیک این تئوری مشکل داشت .

در سال 2003 وین تشریح و برداشت کیهانی اش از ابوالهل را منتشر ساخت که بعداً او را در تفسیر راز اهرام در روشی کاملاً جدید یاری نمود. او کشف کرد که زاویه ای که ابوالهل در اثر تلاقی با سه هرم صحرای جیزه به وجود می آورد  درحقیقت همان زاویه ای است که درخشان ترین ستارة صور فلکی شیر (اسد) با ردیف ستارگان مجموع در کمربند شکارچی به وجود آورده است .

همانطور که در تصویر مشاهده می کنید .

حال اینجا مسائلی حیاتی در دلایل نظریه مطرح می گردد . به نظر می رسد جهت نگاه ابوالهل هر شب بر روی طلوع ستاره ای (متفاوت) ثابت می گردد (نه تنها طلوع خورشید). سپس در یک لحظه منحصر به فرد در آسمان شب ، ابوالهل به تصویر آینة خود کاملاً در سمت راست در وضعیت صور فلکی شیر ، نگاه می کند . اینجاست که ابوالهل دقیقاً فریاد بر می آورد که :

همه هرمها در مصر سفلی بیانگر حلقه ای از کهکشانهای مجاور زمین بوده و راز نقشة ستارگان نیز اینجا زیر پاهای صور فلکی است .

اما درآنجا بیش از یک راز درباره ابوالهل وجود دارد که به ما می گوید هر یک از اهرام موقعیت کهکشانهای  متفاوت را ایجاد می کند . حال آنکه آن خود کلیدی برای افشای راز اهرام است . این نشانگر جایی است که محقق شروع به گشادن اسرار نقشة ستارگان می کند. محقق مصرانه پیگیر ستارگان و جهت قرارگیری آنها در کمربند شکارچی است و به همان نقطه عطف کیهانی در آنچه به نظر می رسد ستاره نهایی است ، میرسد .

به عقیده هرشل همه اهرام در مصر سفلی بیانگر ستارگانی است که هر یک الهام بخش از قدیمی ترین خدایان شناخته شده اند . راز  هرمس تری مجیستوس خدای بازرگانی و سخنوری که ادعا می کند« مصر تصویری از بهشت است و همه کیهان در اینجا سکنی گزیده اند ».

هرشل متعاقباً آزمایشی را به انجام رساند تا اثبات کند همه اهرام در مصر سفلی نمانیدة ستارگان هستند. او یک صفحه شفاف ترنسپارنت را از موقعیت ستارگان بر روی بر روی نقشة اهرام قرار داد؛ نتیجه نفس گیر بود. همه ستارگان درخشان در صور فلکی شناخته شده در یک دایرة 360 درجه کامل در طول راه شیری بودند که در اطراف زمین قرار داشتند. همه ستارگان درخشان ، بر  اهرام روی زمین منطبق بودند . نقشة ستارگان با درخشان ترین ستاره در آسمان شب آغاز می شد . سیروس … که برای شروع با این ستاره می توان گفت منطقی است … و یک ستاره که با دیگر 49 ستاره در نقشه ستارگان متفاوت است . این ستاره منحصر به فرد دقیقاً در مرکز اهرام قرار دارد .. آیا این ستارة «x » نقطه ای(مساله ای) به خصوص را نشان می دهد ؟ دوباره منطق انسانی نظریه پردازی خواهد نمود .

در این تصویر ؛ نقشه ستارگان 50 هرم هرشل در میان دایرة  360  درجه و درخشان ترین ستارگان در طول راه شیری . ابوالهل طلوع ستارة « را » در شرق را می نگرد .

اگرچه بعضی ستارگان مهم در اهرام ظاهراً غایب اند؛ به طور مثال در جیزه هرشل چهار پتانسیل موقعیت ستارگان را یافت؛ چنانچه هنوز اهرام ویران شده در نقشة آنتیک قدیمی که شامل نقشه ناقص قبلی کمربند شکارچی در جیزه است، لحاظ نگردیده اند.

New Ruins Giza

برای داستان کامل در تفسیر جدید کمربند شکارچی و مقایسه آن با تفسیر روبرت باوال اینجا کلیک کنید ….

یافته ای به یافتة دیگر منتهی می شود. نه تنها تصویر آینه وار (ابوالهل و صورت فلکی شیر) همبستگی جدیدی بود بلکه اهرام حقیقتاً به دو لایه با مقیاس جداگانه بر دو طرف ناحیه أبوسیر تقسیم گردیدند. گرچه معمای دیگری تولید کردند . به نظر می رسد ستون هرمی شکل معبد خورشید دقیقاً در مرکز اهرام قرار داده شده بود . این چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

ستون هرمی غول پیکری که با بیشترین احتمال فقط در یک یادبود طلایی محصور  شده بود . شاید برای برجسته سازی این که از دیگران اهمیت بیشتری داشته است . در نهایت مفهوم نقشه ستارگان روشن شد .

آیا ما x  را به عنوان نقطه ای تلویحی داریم که نشانگر نقطه ای(مساله ای) به خصوص است ؟

آیا این مسأله توجیح کننده خواستة افراد باستانی در طراحی نقشة ستارگان با استفاده از ساختارهای غول پیکر در مکانهای اولیه شان است ؟ یک مسأله قطعی است به نظر می رسد ستارگان بالاترین اهمیت را دارا هستند ، همانگونه در بهشت که سه ستاره کمربند شکارچی در آن قرار می گیرد .

مصریان باستان احترام ویژه ای برای خورشید قائل بوده اند . امّا این خورشید ، خورشید ما نیست ! فضا نوردان می توانند تائید کنند که ستون هرمی شکل معبد خورشید تنها بنای مقدس در کل اهرام در رقابت با ستاره ای شبه خورشید است (رجوع شود به HD28327’G’spectrum ) و نسبتاً در فاصله نزدیکی است . این همبستگی تنها در دقیقترین موقعیت ، 17250 سال پیش رخ داده و شاید نوعی سند سازی از طلوع بشریت باشد . دیگر اهرام با ستارگان درخشانی که همانند خورشید ما نیستند در تطابق اند .

map

هرشل پیشنهاد می کند که معبد خورشید بعدها از ستاره ای شبه ـ خورشید نامگذاری گردیده و ابداً با خورشید در ارتباط نیست .

هر دو نیمه نقشه ستارگان (دو تصویر بزرگ ) ، اینجا به خوبی در نمای نزدیک در منطقه» سکورا«با دید عمودی تصویر ، نشان داده شده اند . دو لایه با مقیاس جداگانه بر هر طرف معبد خورشید «X » وجود دارد که نشان دهنده نقطة بخصوص قرار گرفته در مرکز دقیق اهرام است . این همانند آن است که باستانیان همچنان که همه این نقاشی های دیواری را انجام داده اند به ما
می گویند به مرکز نقاشی ها نگاه کنید ، ببینید که چه چیز بیشرین اهمیت را دارا است .

آنها آن را با صفحة منطقه البروج در دندرا ،… درمقبرة» سن موت «انجام داده و آنها را در توضیحات و مدایح مهم شامل اسرار ستارگان خدایانشان انجام داده اند . او عقیده دارد که تمامی تئوری جدید،  ما که هستیم و از کجا آمده ایم را توضیح داده و روشن میسازد .

برای داغتر کردن بحث ، هرشل عقیده دارد که شواهدی از تکرار اشکال زمینی الگوی کدهای انسانی با دیگر اهرام باستانی در توضیح و توصیف نقشة سنگی ستارگان یافته شده در سراسر دنیا را یافته است .

الگویی که تنها منحصر به اشکال انسانی بوده و تنها راه شناسایی نسخة اصل و قدیمی کد های انسانی ، توسط مهندس رومی و Marcus Vitrovius نویسنده به صورت سند درآمده که 25 سال از تولد مسیح می زیسته اند.

لئورناردو داوینچی نیز در پیوستن به (نظریه) ویترویوس Vitrovius مشهور است ، اگرچه عده کمی متوجه شدند که او آن را از شکل باستانی نسخ خطی بازسازی نموده است . داوینچی بازوها را همانطور که در این تصویر می بینید بالا نبرده است ، امّا آنها را تغییر موقعیت داده و به جایی که دایره محاطی بر مربع محیطی تلاقی میبابد، آورده است .

او ممکن است این نسخه اش را برای تجسم انتخاب کرده باشد تا از سرنوشت مشابه محقق آلمانی Agripa (که در همان زمان می زیست) اجتناب کند تا با تکرار کار ویترویوس همانطور که در بالا می بینید مواجهه نشود . آگریپا به طرز وحشتناکی مرد ، او در اجاق سوخت .

بدون اینکه خیلی از موضوع فاصله بگیریم ، ملاحظه چند سناریوی «چه می شد اگر » بد نیست .

یک شخص می توانست به طور طبیعی انتظار داشته باشد که اگر نقشه ستارگان حقیقی است ، پس چرا در داستان مسیح از آن نام برده شده است ؟

چرا در اشکال بیان انسانی توسط داوینچی یا آگریپا که به این نقشه ستارگان ارتباط داشتند ، مخفی نشده بود؟ چرا مسیح هیچ اشاره ای به آن ننموده است ؟ در حقیقت این یک سوال بسیار حساس بوده و هم اکنون برای مناظره با نویسنده در وبلاگ باز شده است . منابع متعددی وجود دارند که از ترجمه های ابتدایی انجیل که شامل مراجعی برای ستارگان مرتبط با تولد مسیح و دیگر ستارگان همانند کمربند شکارچی و خوشه پروین برداشت شده اند . در ضمن مباحث بسیاری بیش از این وجود دارد؛ برای ستارگان مفهوم Sang- real به معنی تبار مقدس تغییر یافته است چه می شد اگر جام مقدس وجود داشته باشد و شامل ثبت اسنادی از ما که هستیم و از کجا آمدیم باشد ؟ برای مباحثه اجاره بدهید تصور کنیم که اینطور است؛ چه می شد اگر راز نهایی به یهودا توسط مسیح داده می شد . (همانطور که به نظر می رسد در نسخه خطی یهودا پیشنهاد شده است ) بر روی یک صفحه فلزی زیبا که به طور منحصر به فردی ثبت شده (وین هرشل احساس قوی دارد که در هنر رنسانس این صفحه فلزی به طور سمبلیک پشت سر مسیح نشان داده شده ـ همان صفحه ای که به عقاید بسیاری بشقاب پرنده است . مترجم) اگر شخصی به مکاشفات آخر انجیل یوحنا مراجعه کند می تواند حتی نتیجه گیرد که این احتمال هم وجود دارد که یهودا  با این جام دست ساز بشر با عنوان جام مقدس توسط امپراطوری روم  اجیر شده بود که به مالکیت آن جام شهرت یافته بود ، یک وسیله دست ساز بشر که بر روی آن جزئیات تبار بشریت حک شده بود . برای اطلاعات بیشتر روی لینک Grail در صفحه اول گردونه کلیک کنید .

سناریوی این تئوری به حقیقت اثبات می شود پس محقق مجبور می شود بپرسد که آیا امپراطوری روم او را کشت تا وجود این ساخته شگفت انگیز بشر را و به خصوص محتویات آن را پوشش دهد ؟

شاید ما در حال رسیدن به یک عصر رنسانس جدید هستیم که در آن نوع بشر شروع به پرسش سوالاتی در مورد منشأ خود خواهد کرد ؟!

احتمالاً حالا به نظر می رسد ویترویوس اولین شخصی نبوده که اشکال انسانی را در این راه منحصر به فرد ترسیم کرد .

هرشل در کتابش ، اسناد (تاریخچه) مخفی در عمق بیشتری از جزئیات به تأثیرات رو به افزایش این داستان می پردازد . او قاطعانه ادعا می کند که اشکال کدهای انسانی است که به طور دقیق همانقدر به نقشه طرح صحرای گیزه انطباق دارد که در استون هنج و در آخر اما نه کم اهمیت با طرح بحث انگیز کلیه مکانهای باستانی. در لایه آنچه به عنوان اهرام در این منطقه درک می شود محققین آن راCydonia  می نامند .

در سالهای اخیر به نظر می رسد این شکل از کد انسانی همچنین در نقاشی های داوینچی و هم عصرش نیکلاس پوسین به صورت کد در آمده است .

ممکن است مجموعه وسیعی از چنین شواهد و ادله و هم زمانی ها و تقارنات کاملاً ساخته و پرداخته ذهن به نظر برسند ،امّا در پرتو اهمیت این ادعا نویسنده تحقیقات اساسی را آزادانه در دسترس عموم قرار داده تا ببینید تحقیق نسخ انسانی ، نقاشی های رنسانس و تصاویر نقشه ستارگان هم اکنون در وبلاگ thehiddenreords.com در دسترس اند.

به طور خلاصه نویسنده متعقد است که با حک اشکال انسانی در نقشه ستارگان اهرام باستانی در این روش نو و منحصر به فرد (کدی که بعداً خودش را در نقاشی های عصر رنسانس آشکار
می سازد )، تبار باستانی بشریت در صحبت کردن حیله گر و مکار ظاهر می شوند .

تصادفاً نسخة خطی انجیل یوحنا اخیراً کشف شده که ادعای دیگر از متلاشی شدن زمین را مطرح
می کند ، اهمیتی که به نظر می رسد اغلب ناظرین را اغوا کرده است . مسیح به یهود اشاره می کند که به آسمان شب نظر کند و به او می گوید :

« به دنبال ستارگان بالا برو … این نیز ستارة توست »

نقشة ستارگان حقیقتاً صریح است . مطمئناً شخصی با مأموریتی به یگانگی آنچه مسیح برای گذر بشریت خواسته بود: این تکه غیر معمول دانش، حتی اگر او در آن زمان آماده نبود او احتمالاً
می خواست آن در آینده آشکار گردد در زمانی که برای مناظره ای چنین تحریک آمیز از نسخة پیدایش بشریت، امن تر باشد .

در این زمان ، نقشة ستارگان و تئوری کدهای انسانی ممکن است اسرار ، حلقه گمشده را به خوبی به چالش بکشند  جراکه هنوز علم آکادمیک در حال تکامل با آن دست به گریبان است ، شاید انسان از جایی دیگر در کهکشان ما، بعد از ورود به زمین جایگزین نئاندرتالها شده و تکامل یافته است نویسنده این الگوی جدول را از انگلیس ، آنکور ، کامبوج ، تیکال درگواتمالا و روی دشتهای مشهور به داشتن اهرام مخروبه مورد آزمایش قرار داده است . نتایج ، بر روی اینترنت و به جزئیات در کتابش به بحث گذاشته شده است .

بنابراین در انتهای روز ، چه چیز این همه مواد و منابع جدید را به بشریت پیشنهاد می کند .

یک پیام روشن در سخت ترین موارد نقشه ستارگان رمز گشایی شد . آنها برای نشان دادن اشکال کدها و الگوهای انسانی ، ظاهر شده اند . یک داستان مصور می تواند در ارتباط به الگوی ستارگان تفسیر شود.هرشل معتقد است معنی آن در یکپارچه سازی بشریت برترین (معنی) است، همانطور که پیام نقشه ستارگان حقیقت است . زمانیکه ما قدم به عقب گذاشته و منابع تعالیم عظیم را که را از بالا و ماوراء آمده اند مرور کنیم ، حقیقت پدیدار می شود . این پیام به روشنی سخن از مکان خلقت جهان نموده که به بشریت در سرزمینهای بسیار و به گفتار متفاوت گفته شده .

منابع اصلی متون مقدس می بایست برای دریافت حقیقت در اولویت قرار گیرند ، اینجا ، جایی است که ما شانس متحد نمودن بشریت را در یک حقیقت و درک خالق مهربان جهان کسی که به ما زندگی را هدیه نموده است ، یافته ایم . سردرگمی ما دربارة آنچه به آن معتقدیم به سرعت خود را سازد به صورت یک مذهب زشت جنگی که در حال حاضر نقش می بازد آشکار می سازد. تصادفاً برای اولین بار موشکهایی در حال فرود در منطقة تاریخی نزدیک مرز شمال اسرائیل
می باشند که ما آنجا را به اسم درة مگیدو می شناسیم !؟ اینجا ، جایی است که خدایان نوشته اند جنگ آخر ما در آن صورت می گیرد .

اگر این تنها یک اشاره از حقیقت در مجموعه نقشه ستارگان باستانی هرشل و تئوری او در کدهای انسانی است ، می بایست این دلایل برای دانشمندان کافی باشد تا آن را بیازمایند . و اگر در این بین سوالی حیاتی است که هنوز بی جواب باقی مانده است می بایست این سوال باشد : چه کسی این پیامهای کهکشانی و به چه منظوری آنها را ارسال نموده است ؟

چرا روی زمین اسراری به چنین بزرگی با چنین ساختار عظیم و اشاراتی به سمت آسمان است؟

چرا آنها فقط زمانی میتوانند به طور کامل کشف رمز شوند شوند که از ماهواره مشاهده شوند؟  حقیقت در استون ههج،تیکال،در مقابل نقشه ستارگان مریخ در انتظار است.دیگر اکتشافات ستارگان میتوانند بعداً آورده شوند.

پ . ن : با تشكر فراوان از سايه عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب . يك مطلب هم راجع به داوينچي در همين زمينه هست كه اين دوست عزيزمان زحمت ترجمه را به عهده گرفتند كه بعدا در وبلاگ ميگذارم.
دوست ديگرمان نيما وزيري عزيز هم خلاصه اي از اين مطلب را برايمان فرستاده كه از ايشان هم تشكر ميكنم و مطلب را در اينجا ميگذارم. درسته 2 بار ترجمه شده ولي هر 2 داراي ترجمه اي دلنشين است. اميدوارم بقيه عزيزاني هم كه به زبان تسلط دارند مطالب اين سايت را ترجمه كنند تا بقيه فارسي زبانان عزيز هم استفاده كنند.

نقشه ستارگان مصر و رازهای طرح انسان

 

 

Sphinx Side View

وین هرشل نویسنده ای در ضمینه ستاره شناسی باستانی است. اودر کتابش که در سال 2002 چاپ شد، مدعی کشف راز ممنوعه ابولهول شده است.  این رازی است که نشان دهنده برابری و قداست تمام نژادهای انسانی است. رازی که با پنهان داشتن آن بعضی کشورها قرن ها به چپاول و به بردگی کشیدن مردم دیگر پرداخته اند.

تا به حال نظریه هایی درباره اینکه مقطع جانبی ابوالهول نشان دهنده صورت فلکی اسد است داده شده است. اما این نظریات توضیحی قانع کننده درباره اینکه چرا این صورت فلکی انتخاب شده است نداده اند. حال هرشل بعد از 17 سال تحقیق در این زمینه نظریه ای تازه در این باره ارائه کرده است. او در کتابش «گزارشات مخفی»، ابوالهول را کلید ارتباط اهرام با نقشه ستارگان معرفی میکند.

در 1995 بایوال پیشنهاد کرد سه هرم اصلی گیزا با کمربند ستارهای صورت فلکی شکارچی همخوان هستند. ولی بدلیل اینکه این ارتباط با دیگر اهرام توضیح داده نشد، چندان توفیقی نیافت.

اما در سال 2003 هرشل توضیح داد با استفاده از ابوالهول این ارتباط قابل توجیه است. او متوجه شد زاویه قرار گرفتن ابوالهول میتواند سه هرم اصلی را تقسیم کند، بگونه ای که بصورت مجازی ستاره اصلی صورت فلکی شیر یا اسد در راستای کمربند صورت فلکی شکارچی یا جبار قرار گیرد.

این امر کلید اصلی نظریه اوست. این امر باعث میشود صورت فلکی شیر و ابوالهول در زمان های خاصی مانند دو جسم در آینه روبری هم قرار گیرند. این پیامی است که این ارتباط در خود دارد:

تمام اهرام در بخش پایینی مصر نشان دهنده صورت های فلکی همسایه زمین هستند و این تقسیم بندی از پای صورت فلکی شیر شروع میشود.

ابوالهول و صورت فلکی شیر (Leo) همچون تصویری در آینه در مقابل هم

اما چیزی بیش از نیز در این باره وجود دارد، رازی که اهرام در خود دارند: اگر میخواهید راز ستارگان را کشف کنید نقطه غائی کمربند جبار است. هرشل میگوید تمام این هماهنگی بین اهرام و ستارگان بدلیل نظر قدیمی ترین پیشگوی مصر یعنی هرمس تریس مگیستوس بوده است: «مصر الگویی از بهشت است. تمام کیهان در اینجا نقش بسته است».

هرشل سعی کرد این نظریه را اثبات کند. نتیجه شگفت انگیز بود. تمام اهرام در مصر سفلی منطبق با تمام ستارگان درخشان راه شیری در کمربندی هستند که تمام زمین را می پوشاند. در واقع 49 ستاره با 49 هرم منطبق هستند و در این میان تنها یه ستاره باقی میماند. ستاره «را» یا خدای خورشید در مصر قدیم و این ستاره نه با اهرام بلکه با ابوالهول منطبق است. البته در این میان ستاره هایی هم از قلم می افتند و هرمی برای آنها وجود ندارد. طبق نظر هرشل این اهرام یا کشف نشده اند و یا در طول قرن ها از میان رفته اند.

مورد دیگری که هرشل کشف کرد این بود که احتمالا ستون هرمی شکل معبد خورشید در ابوسیر نوعی مرکز برای اهرام است. بنابراین این معبد باید اهمیتی بیش از آنچه تا کنون تصور میشود داشته باشد. یک مورد قطعی است، ستاره «را» اهمیتی بیش ار سایرین برای مصریان باستان داشته است. در واقع «را» خورشیدی برای مصریان بوده است.

ستاره هایی که هرشل میگوید منطبق با اهرام هستند. ستاره RA با مکان ابوالهول منطبق است.

گفتیم معبد خورشید بنوعی در وسط محدوده اهرام است و میتوان از آنجا این محوطه را به دو بخش تقسیم کرد. راز اصلی در همین جاست. در بسیاری متون و دیوار نوشته های قدیمی، این گونه تقسیم بندی وجود دارد. » به مرکز دیوار نما نگاه کنید تا مهمترین چیز را دریابید. آنها همین کار را در قرص دایره البروج در دندارا انجام داده اند .. آنها همین کار را در مقبره سنموت انجام داده اند .. آنها هر جا مربوط به ستاره خدایانشان باشد این کار را انجام داده اند». به نظر هرشل تمام این همخوانی ها ما را به ستاره ای راهنمایی میکند که به نظر مصریان از آنجا آمده ایم.

طرح دیگری از این تطابق مکانی برای اهرام شمال مصر سفلی. معبد خورشید این اهرام را به دو بخش تقسیم کرده است.

map

تطابق در اهرام جنوب معبد خورشید.

هرشل شاهد دیگری هم برای این نظریه ارائه میکند. از لحاظ هندسی، طرح بدن انسان و تناسب های آن جالب توجه است. یکی از معروفترین طراحی های هندسی از بدن انسان را لئوناردو داوینچی کشیده است.

طرح هندسی از بدن انسان، اثر داوینچی.

 

سئوالی که هرشل مطرح میکند این است که اگر داستان مصریان حقیقت داشته باشد، چرا در متون مسیحی چیزی دراینباره نیامده است؟ این سئوال حساس و بسیار قابل بحثی است. به هر روی طبق نظر هرشل مسیحیت چیزی را در این میان مخفی کرده است. در بسیاری از تصارویر اولیه بدنیا آمدن مسیح میتوان کمربند شکارچی و ستاره «را» را در آسمان دید. اگر داستان جام مقدس و مریم مجدله حقیقت داشته باشد شاید بتوان مخفی نگاه داشتن نقشه ستارگان را نیز بخشی از این راز بزرگ دانست؛ و شاید همان گونه که آثار داوینچی سرنخ هایی را از این راز بزرگ ارائه میکند، طرح بدن انسان او نیز چیزی از نقشه ستارگان و خواستگاه ما در خود داشته باشد.

هرشل میگوید تناسب اعضا در این اثر داوینچی معادل تناسب ابعاد در هرم گیزا است. بطور خلاصه او مدعی است انسانها از ستاره «را» آمده اند و این رازی است که مسیحیت همواره بدنبال مخفی نگاه داشتن آن بوده است. دلایل این امر نیز سلطه طلبی و … بوده است. هرچند که هنوز ارتباط بین نقشه ستارگان و راز داوینچی محل بحث بسیار است.

توضیح مترجم: بخش آخر نظریات هرشل اشاره به کتاب راز داوینچی دارد و سعی در ارتباط دادن آن با نظریه خود میکند. این بخش بدلایل منافات داشتن با عقاید دینی (بخصوص هموطنان مسیحی) و عدم ارائه دلایل و شواهد برای آن، خلاصه شده است.

متن فوق ترجمه آزادی از بخش اصلی http://www.thehiddenrecords.com/sphinx.htm است.

پ . ن 2: با تشكر از نيماي عزيز. مطلب بعدي وبلاگ هم ادامه مصاحبه كردوا موتوا ترجمه كاموراي عزيز و نقشه ستارگان مصر ترجمه نيما خان.

دوستان عزيزي كه لطف دارند و مطالب را ترجمه ميكنند لينك مطلب را بگذارند تا بقيه آن مطلب را ترجمه نكنند. ممنون از زحمات تمامي مترجمان وبلاگ.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: