بایگانی دسته‌ها: مردم ستاره اي

کودکان نیلگون و فراتر

کودکان نیلگون و فراتر

 

ما در نیمه راه روند تغییری تکاملی هستیم. این تغییر تکاملی بوسیله فرزندان عصر جدید راهبری و هدایت می شود. اولین فرزندان این عصر جدید همانا «کودکان نیلگون» (Indigo Children) نامیده می شوند. چرا که درهای هوشیاری کیهانی همیشه بروی آنان گشوده و در دسترس آنان است. آنها پلی بسوی آینده بشریت هستند ، و ما با حمایت و گرامی داشتن این انرژی نو که آنان و دیگر کودکان نسلهای آینده عصر جدید خواهند آورد ، نه تنها اجازه پدیدار شدن تغییرات در خود را می دهیم بلکه به آنان نیز امکان راهنمایی ما به پیشرفت جوامع ، نوع و نژاد و جهان ما داده خواهد شد. 

42341.original

تا همین اواخر و در مسیر تکامل ما ، انسان بعنوان گونه ای از موجودات زنده ، در جستجویی بس طولانی برای یافتن عرفان در خارج از وجود خود بود. بسیاری از علوم و دانشهای باستانی ارتباطات الهی وارستگان و فرزانگان بواسطه ظهور علم فیزیک بشیوه نیوتونی ناپدید شد (یادآوری: نیوتون همان فیزیکدان معروف است که قوه جاذبه زمین را با فرو افتادن سیبی از درختی کشف کرد). تلاش انسان بمنظور کنترل و جداسازی از طریق مذاهب ، جنسیت ، نژاد و زبان ، بخش اعظم DNA را غیر فعال نمود. حتی شمایی که هم اینک در حال خواندن این نوشتار هستید ، اگر تحت نفوذ فیزیک و درمان مدرن زندگی و رشد نموده اید ، ایده اینکه DNA مرتبط است با روح و ضعف بسیار موجود در همبستگی به بعدهای متفاوت طبیعت ، باحتمال قوی چندان با آن موافق نخواهید بود. 

 

ولی این امر نه تنها حقیقتی است درباره DNA ، بلکه یکی از کشفیات بسیار بزرگ علم است که نه توضیح کافی درباره آن داده شده و نه تحقیقات وسیعتری صورت گرفته. این بخش «غیر فعال» موجب شده که ساختار بیولوژیکی انسانها تغییرات (منفی) اساسی کند ، و درنتیجه نسلهایی که 

با این تغییرات بدنیا آمده اند ،حاملین دایمی آنها شدند.

 انسانها بیش از این روی ارتباط مغز  بدن  روح متمرکزنشده و مظاهر فیزیکی و عینی

این ارتباط بتدریج کاهش یافته ، ناپدید شدند. در نتیجه ، بسیاری از مردم زمین باید روی این نقصان خود کار کرده ، آگاهانه به این ارتباط دسترسی یافته و بخش غیر فعال DNA خود را فعال نمایند. همه اینها در شرف تغییرند. در حقیقت مدتی است که این روند تغییرات در جریان است. 

 

ما اینک در نیمه راه روند تغییری تکاملی هستیم. این تغییر تکاملی بوسیله فرزندان «عصر جدید» راهبری می شود. این فرزندان بیشتر و بیشتر با حفظ دانش اینکه  که هستند و چه هستند به جهان فیزیکی ما گام می نهند ، می دانند برای چه به اینجا آمده اند و DNA کاملا»فعالی با توان میان-بعدی دارند. این کودکان دارای سیستم واقعی بیولوژیکی ارتباط با الوهیت هستند. 

 

احتمالا» تا حالا شما زمزمه هایی درباره اولین نسل این انسانهای جدید را که کودکان نیلگون (Indigo Children) خوانده می شوند شنیده اید. هرچند این کودکان در نقاط مختلف زمین از سالهای دهه ۱۹۵۰ به آهستگی چشم به جهان گشوده اند ، ولی جوامع از وجود آنها تا سالهای دهه ۱۹۷۰ آگاهی نداشتند. اولین موج بزرگ این نوع جدید انسان در سالهای دهه ۱۹۸۰ بدنیا آمدند. بسیاری از این کودکان مصمم به آمدن به این جهان فیزیکی در این برهه از زمان و از طریق والدینی که در سالهای دهه ۱۹۶۰ در هوشیاری آنان تغییرات مثبتی حاصل آمده ، شدند.  

 

کودکان نیلگون «جنگاوران و پیشگامان» عصر جدیدند. آنها پلی بسوی سطوح آینده انسانهایند. کودکان نیلگون حامل ارتعاشات جدید انرژی هستند که شروع به ایجاد تغییرات ژرف در بشریت نموده ، چون درهای هوشیاری کیهانی همیشه بروی آنها گشوده و قابل دسترسی است. آنها به همراهی نسلهای متفاوتی که در آینده خواهند آمد ، در حال تغییر هوشیاری انسانهایند. 

 

کودکان نیلگون شروع به جلب توجه کرده اند ، بواسطه ارتباط مستحکم بیولوژیکی خود با «روح» و بهمراه این حقیقت که هیچ اطلاع (یا توجهی) باینکه چه چیز «ممکن» و چه چیز «غیر ممکن» است ، ندارند آنها را در شرایطی قرار داده که در ساختار موجود جوامع جای نمی گیرند. محدودیتی در میزان درک آنها نبوده و نمی توان آنها را وادار به مطابقت (با استانداردهای موجود) نمود. آنها برای این نیامده اند که باورهای موجود انسانها را جذب کنند ، بلکه آمده اند که باورهای تازه ای برای خود و نوع بشر بنا کنند. 

 

کودکان نیلگون بواسطه ارتباط و اراده ژرف روحی خود ، چنین بنظر می رسند که دارای توانمندیهای غیرعادی اعم از بصیرت و فراست بسیار قوی تا قابلیتهای احساسی فوق العاده هستند. کودکان نیلگون هرچند در قالب جسم فیزیکی ولی دارای توان و کیفیت اثیری هستند. در واقع این کودکان بدون دانستن مفهوم ممکن و غیرممکن ، ما را به فراتر از مرزهای باورهای ممکن خودمان رهنمون شده ، همه الگوها و موانع کهنه موجود در جوامع ما را فرو خواهند ریخت. 

 

از آنجاییکه کودکان نیلگون بمنظور تسهیل در تغییرات آمده اند ، طی سالها توجه دیگران را بدین نحو جلب کرده اند که سرپرستی آنها برای والدینشان امری بسیار مشکل است. کودکان نیلگون (همچون دیگر نسلهای پس از آنها) برای یافتن پاسخ به بزرگترهای خود رجوعنمی کنند. آنها ترجیح می دهند پاسخها را در درون خود یافته «راه مشکل» را خود فرا گیرند. بسیاری از بزرگسالان انتظار احترام از کودک نیلگون بواسطه سن بالا و تجربیات وافر زندگی خود دارند ، ولی سن بالا در مغز کودکان نیلگون صلاحیت ویژه ای بشمار نمی رود. آنها مشکلات عدیده ای با مقام و مقامات دارند چرا که باور ندارند که جهان باید بدین شیوه باشد ، و بهمین سبب به توصیه های مردمی که در ساختن جهان بشکل موجود دخالت دارند ، گوش فرا نمی دهند. 

 

کودکان نیلگون وضعیت موجود را باور ندارند. آنان مطابقتی با شدتها نیز ندارند ، نه بواسطه مسایل شخصی یا سرگرمی ، بلکه با هدف تغییر دیدگاه و چشم انداز این جهان. آنها (برخلاف نسلهای صلح جو و عشق آمیز عصر جدید پس از خود) دارای انرژی «جنگاورانه»کسی هستند که بدین جهان پای نهاده بقصد در هم ریختن و نابودی باورها و سیستمهایی که به نفع انسان و انسانیت نیستند. آنها آمده اند با این ایده که بسیاری از مردم مخالف آنان خواهند بود ، ولی اراده موفقیت در فرو پاشی همه جنبه های کهنه و محدود کننده جامعه را نیز با خود دارند.  

 

هر کسی که تبعیت و فرمانبری را ارج نهد ، کودکان نیلگون را درک نکرده با مخالفت آنان روبرو خواهند شد. کودکان نیلگون معمولا» به رفتارهای انضباطی واکنشی منفی دارند ، چه انضباط (با مفهوم تبعیت و فرمانبرداری) دقیقا» همان چیزی است که آنها حتی پیش از آمدنشان به زندگی زمینی انتظار برخورد با آنرا داشته اند و بنابراین انضباط با رفتار جنگجویانه کودک نیلگون روبرو خواهد شد. آنها اغلب زود عصبانی می شوند ، بهمین جهت هرگونه فشاری بر آنها برای تابعیت از محدودیتها باحتمال زیاد با خشم و ستیزه جویی آنان مواجه می شود.  

 

اگرچه ، بر خلاف آنچه که از کسانی با انرژی جنگاوری می توان انتظار داشت ، آنها سیستمی بسیار حساس دارند ، چون حواس آنان بسی بیش از یک فرد عادی بکار گرفته می شوند. آنها نسبت به برخی محیطها و غذاها نرمش کمتری داشته ، چنین بنظر می رسد که زود بیمار می شوند. کودک نیلگون هرگز تلاش در پیوستن به هیچ گروهی نکرده ، در عوض از دیگران فاصله می گیرند تا زمانیکه روح و شخص همتراز خود را بیابند.  

 

متاسفانه ، به بسیاری از اعضای اولین موج کودکان نیلگون ، بواسطه واکنشهای متعدد غیرعادی (در جامعه خود) برچسب بیمارهای روانی زده شده ، و بسیاری از آنها تحت تاثیر داروهای شیمیایی از توانمندیهای برجسته خدادادی خود باز مانده اند. مبارزه و تلاش آنها برای بازگشت به موضع تغییر جوامع ما به درجه ای از شدت رسیده و شرایط زندگی را آنچنان برایشان سخت و طاقت فرسا کرده که اندوهنگنانه باید اعتراف نمود که درصد خودکشی در جمع آنان بسیار بالاست. 

 

بسیاری از مردم ، سالهای سال در عجب بودند که چرا نام نیلگون (Indigo) بر آنها نهاده شده. دلیل آن اینست که انرژی نوی که آنان حامل آنند به شیوه ای انتشار می یابد که نور ساطع شده در مقابل طول موج این انرژی موجب می شود که چشم انسان (حساس) طیف الکترومنیتیک حاصل از آنرا با طول موجی بین nm ۴۲۰ و ۴۵۰ nm به بیند به عبارتی برنگی که نیلی (Indigo) نامیده می شود. 

 

اینک که کودکان نیلگون جاده را صاف کرده اند ، کودکانی حتی با ارتعاشات انرژیکی جدیدتر و مترقی تر بدنیا آمده و این روند همچنان ادامه دارد. آنها هنوز بسیار جوانند ، بنابراین ما هم هنوز نتایج همه جانبه اهداف آنها را احساس و تجربه نکرده ایم. شما ممکن است آنها را به عناوینی چون کودکان کریستال (Crystal Children) و کودکان رنگین کمان (Rainbow Children) بشناسید. اگرچه آنها وجوه اشتراکی در همدلی ، حساسیتهای فوق العاده ، ژرف نگری و ژرف اندیشی ، حس ششم نیرومند ، احساسهای غیرعادی و غیره با کودکان نیلگون دارند ، ولی تفاوتهایی نیز با آنان دارند که شامل ارتعاشات انرژیکی صلح جویانه و حتی انرژی عشق بی قید و شرط الهی و اتحاد است.

https://i0.wp.com/www.whatdoesitmean.com/ste2.jpg

هاله آنها نیز بسیار متفاوت با دیگران است. بواسطه این ارتعاشات نو ، هاله آنها بجای اینکه رنگهای فردی و شخصی آنان را بخود گیرد ، بیشتر بگونه ای منشوری است ، یا بشکل کاملا بی رنگ و بازتابنده نوری همرنگ با محیط اطراف خود ، یا همانند منشور که دارای همه طیفهای رنگهای درون خود است (بسیار شبیه رنگین کمان). این کودکان بسیار حساس ، سخنگو و مهربانند. بسیاری از آنان توان باور نکردنی در شفا دادن بیماریها دارند.

 

بسیاری از این کودکان عصر جدید ، حتی بیش از کودکان نیلگون ، دارای مهارتهای موجود اجتماعی که در جامعه از آنها انتظار می رود نیستند ، چرا که چنین رفتارهایی برخلاف اهداف کلی آنهاست. بنابراین به بسیاری از آنان برچسبهای انواع بیماریها از جمله اوتیسم(Autism) به فراوانی زده می شود که معرف چنین کودکانی است. 

 

آنها به اینجا آمده اند تا به جهان ما کمک کنند ، همچنانکه ما در حال تکامل و پیشرفت در ارتعاشات بالاتر ، جایی که عشق و همدلی بجای انتظار ، امری است عادی ، هستیم. آنها کودکانی بشدت روشنفکرند که ژرفنای حقیقت را درک می کنند ، اینکه تفاوتی بین انسان -حیوان  گیاه و مواد معدنی نیست ، اینکه در حقیقت (همه ما زنده ایم) و همه در حکم واحدیم. 

 

سیستم اجتماعی اطراف این کودکان باید بگونه ای باشد که بجای آموزش کمک در جهت تکامل و شکوفایی ایشان باشد. آنها به خشونت واکنش خوبی نشان نخواهند داد ، خشونتی که یا از چیزهایی از قبیل صدای بلند و ناهنجار ، انضباط و برنامه های خشن از پیش طراحی شده ، ظلم و ستم ، عصبانیت ، واکنشهای شدید یا از غذاهای ناسالم. واکنش آنها در قبال همه اینگونه موارد ، بازگشت به درون خود است که در برخی بسرعت می تواند ایجاد بیماری کند. 

 

این کودکان ، صرف نظر از هر نامی که بر آنها نهاده شده ، با توانمندیهای گسترده و DNA فعال چشم به جهان ما گشوده اند ، و عرضه کننده فرصت شگفت آوری برای بقیه اعضای جامعه در حال تکامل هستند. اغلب اوقات و بر مبنای عادت ، جوامع ارتعاشات نو را که نسلهای بعدی با خود می آورند نمی پذیرند. بنابراین بسیاری از مردم قادر به کسب تجربیات شخصی درباره دیدگاههای خود و یا فراتر از آنچه که در حال حاضر اندیشیده می شود که امکان دستیابی به آنها در طول زندگی هست ، نیستند.

 

ولی اگر ما از تلاش برای»جاانداختن آنان در شکل و مدل موجود در درون جامعه خودمان» دست کشیده و در عوض این انرژی نو را که آنان با خود می آورند پذیرفته و حمایت کرده ، اجازه دهیم در جهت تبدیل و تکامل بشریت عمل کند ، آنها ما را به پیشرفت در جامعه ، نوع و نژاد و جهان رهنمون خواهند شد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بهی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

http://www.thespiritualcatalyst.com/articles/indigo-children-and-beyond

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

دور گه ی غیر عادی یا کودک ستاره ای در چین پیدا شده است.

دور گه ی غیر عادی یا کودک ستاره ای در چین پیدا شده است

پسری که با چشمهای درخشان در تاریکی مطلق قادر به دیدن است، پزشکان را حیرت زده کرده است.

https://i2.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/Starchild.jpg

از زمانی که پدر نانگ یوهویی او را به بیمارستان داهوآ (جنوب چین)  برده، پزشکان در حال مطالعه روی بینایی و چشمان آبی روشن اوهستند.

پدر این کودک می گوید:» به من گفتند که این مسئله او از بین می رود، چشمهایش دیگر برق نخواهد زد و رنگشان مانند اکثر چینی ها مشکی خواهد شد، اما هرگز این طور نشد.»

آزمایشات پزشکی نشان دادند که یوهویی می تواند بدون هیچ نوری متنی را به طور کامل بخواند و همه چیز را همانطور که مردم در روز می بینند، ببیند.

ممکن است نانگ یوهویی دورگه یا فرزند ستاره ای باشد؟  نسلی تازه و در حال رشد از کودکان غیر عادی و مستعد در حال ظهور در سیاره ماست، آیا نسل بشر در حال تکامل است یا موجودات فضایی با DNA ما ترکیب شده اند.

سوال این است که آیا نانگ یوهویی دارای توانایی های خارق العاده است یا آمیخته ای از انسان و موجود فضایی است که در جریان یک آدم ربایی توسط موجودات فضایی، DNA اش با DNA فضایی ها ترکیب شده؟

و یا شادید فضایی ها مادرش را دزدیده اند و با اسپرم خود او را باردار کرده اند…… یک بارداری کوتاه مدت و بعد تولد کودکی دورگه؟

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=Xfs0R-7cS_s

دلیا

دلیا زنی اهل پورتوریکو است که مانند بسیاری از زنان دیگر توسط UFO (شیء پرنده ناشناخته) ربوده شد. دلیا ازدواج کرده و دو فرزند دارد، یکی 16 ساله و دیگری 5 ساله.

https://i0.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/delia.jpg

او توضیح می دهد چگونه ربوده شده و توسط یکی از فضایی ها باردار شده و کودکی نیم انسان و نیم فضایی به دنیا آورده است.

«یکی از روزهای ماه اکتبر من و یکی از دوستانم به مرکز یوگا رفتیم. در این مرکز بسیاری از فعالیتهای یوگا انجام می شود و مردم می آیند که مدیتیشن بکنند. ساعت 7:30 عصر بود که من و دوستم تصمیم گرفتیم تمرین را تمام کنیم و بخوابیم.

بعد ناگهان کسی دستش را روی صورت من گذاشت. چون اتاق تاریک بود نتوانستم ببینم چه کسی است. معلق در هوا در حال پرواز به سمت جایی ناشناخته بودم. در این حال می توانستم خانه ها و درخت ها را زیر پایم ببینم.

آن موقع به قدری ترسیده بودم که نمی توانستم حرکت کنم، حرف بزنم یا جیغ بکشم.

این جابه جایی از ساعت 7:30 عصر تا 5 صبح طول کشید. وقتی بیدار شدم در اتاقم بودم. فورا بالا آوردم، تمام بدنم دچار دردی وحشتناک بود.

بعد از مدتی کمی بهتر شدم و رفتم با سوآمی مدیر مرکز یوگا صحبت کنم. به او گفتم چه احساس بدی دارم و چه اتفاقی برایم افتاد. او گفت به اتاقم برگردم و تا ساعت 12 ظهر بخوابم، وقتی بیدار شوم حال بهتری خواهم داشت. همینطور هم شد.

بعد از آن حس عجیبی داشتم که قابل توصیف نیست. در ناحیه واژینال احساس خاصی داشتم… همینطور در ذهنم…روش فکر کردنم. قبلا به چیزهای ساده ی اطرافم توجه چندانی نداشتم، اما حالا ناگهان می دیدم که آسمان تا چه حد زیباست، نسبت به مردم عشق شدیدی پیدا کرده بودم. به بیان دیگر زندگی ام به کلی تغییر کرد.

زمان گذشت و اکنون نزدیک دسامبر بود، سه ماه بعد از آن تجربه ی غیر عادی. در این مدت پریودم هر 50 روز یک بار بود نه به طور طبیعی هر 27 روز. معده ام هم کمی بزرگ شده بود. زمان گذشت و من برخورد دیگری با یک UFO داشتم.

ناگهان دیدم در اتاقی فلزی با 12 مرد کوتاه (نه انسان) که همگی لباس خاکستری دارند، هستم. در این اتاق روی تختی فلزی خوابیده بودم و به وضوح به یاد دارم که کودکی به دنیا آوردم. زایمانم طبیعی بود. برای دو فرزند دیگرم سزارین کرده بودم. بعد ناگهان به خواب رفتم. وقتی بیدار شدم یکی از فضایی ها را دیدم که بچه ای را در آغوش گرفته بود.

وقتی بچه را دیدم چیزی در درونم می گفت اوکودک من است، اما به یاد دارم که ترس هم داشتم. یادم می آید به یکی از فضایی ها گفتم بچه به نظرم عجیب می آید ( چرا که نیم انسان و نیم فضایی بود).

همچنین به یاد دارم که به خودم می گفتم حتی اگر این بچه عجیب باشد مجبورم او را بپذیرم و دوست بدارم چرا که بچه ی من است، طرز نگاه و حالت صورتش این را به من نشان می داد. لحظه ای بعد، فضایی بچه را پیش من آورد تا بغلش کنم.

با این که می دانستم بچه متعلق به من است، نمی توانستم او را داشته باشم. به همین دلیل درد و غصه ام از بین نمی رفت. به من گفتند بچه نمی تواند با من زندگی کند چرا که او نمی تواند غذای انسان ها را بخورد. وقتی او را در آغوش گرفتم نمی خواستم بگذارم برود. محکم گرفته بودمش. فضایی ها او را از من گرفتند و من را تا ورودی بشقاب پرنده همراهی کردند.

بعد از این دو تجربه، دو بار دیگر این اتفاق برایم افتاد. دو بار دیگر وقتی بود که من را پیش بچه بردند تا با او باشم. در حالیکه بچه را در آغوش داشتم من را از طریق هوا منتقل کردند.

وقتی منتقل شدم، فهمیدم بر روی من آزمایش می کنند. یادم می آید می ترسیدم بچه از آغوشم بیفتد. حدس می زنم این کار را کردند تا ببینند غریزه ی مادری بشر چگونه است.

در حال حاضر دو فرزندم هم تجربه ی UFO را داشته اند. آن ها نوع خاصی از قابلیت ها فلزی را در خود توسعه داده اند و تحت مطالعه ی آن ها هستند. نگرانم که یکی از همین روزها بچه هایم را هم بربایند. «

شواهد علمی نشان می دهند زن پورتوریکوییی دور گه انسان و موجود فضایی است.

تا به حال در مورد اومنک اونک یا میلاگرس گارسیا چیزی شنیده اید؟ این زن ها ویژگی مشترکی دارند. هیچ کدام از آن ها انسان واقعی نیستند، آن ها دو رگه اند.

میلاگرس گارسیا

میلاگرس گارسیا دو رگه ای خاص از انسان و موجود فضایی است. DNA خون این زن پورتوریکویی آنالیزهای غیر معمول و جالبی داشته است که پزشکان را به بررسی و مطالعه ی او علاقمند کرده است.

https://i0.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/Garcia.jpg

خانم گارسیا ادعا می کند نتیجه ی مواجهه ای بیگانه است. پزشکش بهUFO و پدیده ی بیگانه علاقمند نیست. او می خواهد بداند چرا DNA  این زن از موارد نادر است؟

مورد شبیه به این در نیو پاریس اوهایو تحت بررسی است. زنی که مهارت های استثنایی دارد و تنها دو ساعت در شبانه روز می خوابد.

اومنک اونک

اومنک اونک می گوید او یک فضایی مونث است که در سال 1955 به زمین آمده است و 246 سال زمینی پیش به دنیا آمده است. او ادامه می دهد که در سیاره ی ونوس در شهری به نام تیوتونیا (نامی که یادآور اولین تماس های زمین و ونوس و سفر یک دانشمند آلمانی به ونوس است)  بزرگ شده است. در هواپیمایی ستاره ای شکل زندگی می کرده (بدون بدنی جسمانی) تا این که رهبرانش به او دستور می دهند با پیغام صلح و برادری به زمین بیاید.

https://i2.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/Omnec.jpg

بعد از آمدن به زمین او جایگزین دختر هفت ساله ای می شود که به تازگی در تصادفی کشته شده بود. او در چاتانوگا، تنسی، نزد مادر بزرگ شیلا (دختری که کشته شد) بزرگ شد. او زندگی ظاهرا معمولی داشت، هرگز از ونوس حرفی نزد و برای کارمای گذشته اش تقلا می کرد. به عنوان شخصی بزرگ سال ماموریت دومش آغاز شد، آگاهی دادن به انسان ها  در مورد رابطه اشان با روح.

اومنک می گوید او تربیت شده بود که به عنوان انسان در صومعه ای باستانی در تبت زندگی کند. او ذات فضایی اش را در سال 1990 آشکار کرد، زمانی که کتاب پر فروش اش (َAgoracosmopolitan)  را نوشت و منتشر کرد.

ممکن است این افراد واقعا فرزند ستاره ای باشند ( نتایج شوک آور DNA نشان می دهد که جمجمه ی آن ها عجیب است) یا قربانی پروژه های سری حکومت ها.

https://i2.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/Starchild1.jpg

گفته می شود حکومت آمریکا با بیگانه های خاکستری رابطه دارد و در مورد تبادل تکنولوژی با آن ها به توافق رسیده است. این قرارداد به آن ها اجازه می دهد ربایش و آزمایشاتشان را روی انسان و حیوان ادامه دهند.

منبع : http://www.thetruthbehindthescenes.org

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از زهرای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

دو شب پیش قبل از اینکه بخوابم از خالق خواستم تا در یک مورد مهم دیگر من را راهنمایی کند . صبح روز بعد پدرم بهم زنگ زد تا بگوید که دانشمندان در مورد DNA انسان به اکتشافات عجیبی دست یافته اند . حتی با وجود اینکه این من بودم که همیشه اینگونه اطلاعات را به پدرم می رساندم ، این بار او بود که مرا باخبر می ساخت . تا عصر آن روز به این موضوع توجه نکرده بودم .

صادقانه بگویم ، من شگفت زده شدم  از اینکه می دیدم علم نوین پزشکی بالاخره به رسانه ها منتشر کرد که اولین DNA انسان با 3 رشته به دنیا آمده . البته مورد «اَلفی» اولین موردی است که جامعه مدرن پزشکی را رسما وادار کرده تا وجود DNA سه رشته ای را به رسمیت بشناسد .

در واقع من سالها پیش خواندم که پزشکان مستقل روی مسأله کودکانی که سومین رشته DNA را داشتند کار می کردند . اما آیا آنها با انسان عادی تفاوت دارند ؟ من بسیار خرسندم که به شما اعلام کنم که آنها خیلی خاص هستند و در واقع در همین لحظه انسانها در حال جهش و تکامل به سوی گونه ای برتر هستند .

لطفا در کمال آرامش از مقاله لذت ببرید !

الف)علم پزشکی نوین رسما وجود اولین مورد کودکی با DNA سه رشته ای را به رسمیت شناخت .

ب)تحول ژنها در سرتاسر دنیا : «ما در حال تغییر تکاملی ای هستیم و حتی تا مارپیچ های DNA دوازده رشته ای نیز تکامل پیدا خواهیم کرد . هر رشته جدید به ما قابلیتهای «فرابشری» یا «فراطبیعی» خواهد داد .

ج)تغییرات بدن و DNA .

د)DNA فیزیکی ، ارتباط روحی .

الف) اَلفی کلامپ (Alfie Clamp) : اولین مورد تایید شده توسط علم نوین پزشکی از انسانی با سه  رشته DNA .

یک پسر بچه 2 ساله تنها انسانی در دنیا شناخته شده که یک رشته اضافی در DNA خود دارد . اَلفی کلامپ ، کور و با معلولیت های نابهنجاری به دنیا آمد که باعث شد پزشک ها روی او تست های مختلفی انجام دهند . آنها متوجه شدند که هفتمین کرومزوم او یک رشته اضافی دارد . پدیده ای که تا به حال هیچ کجا در جهان ثبت نشده . این رویداد به قدری در دنیا نادر است که حتی اسم هم ندارد .

پزشکان هیچ اطلاعی از اینکه این وضعیت طول عمر را بهبود می بخشد یا کاهش می دهد ندارند . اَلفی که در شهر نونیتون بخش وارکس انگلستان  (Nuneaton, Warks)زندگی می کند در این ماه یک عمل جراحی را برای مشکل روده هایش که به خاطراین وضعیت به وجود آمده را پشت سر خواهد گذاشت. والدینش ، ریچارد و گما کلامپ ، (Gemma and Richard Clamp)اولین بار وقتی متوجه شدند فرزندشان مشکلی دارد که برای بار نخست او را به منزل آوردند .

در عرض چند روز او را سریعا به بیمارستان برگرداندند چون از نفس کشیدن باز ایستاده بود و لبانش به رنگ آبی در آمده بودند .وقتی هم شش هفته داشت ، پزشکان فهمیدند که او حالتی غیر عادی در DNA خود دارد . خانم کلامپ گفت : وقتی دکترها به ما اطلاع دادند ، من کاملا از لحاظ روانی تخریب شدم . یک مادر باردار ، نه ماه را صرف فکر کردن به این که  لحظه برداشتن اولین قدمهای فرزندش یا دست تکان دادنش چگونه خواهد بود می کند .

داشتن پسری مانند اَلفی باعث می شود تا شما از بعضی از مسائل پیش پا افتاده خوشحال بشوید . او تا وقتی که یک سال و نیم داشت نتوانستد حتی بغلتد . وقتی هم که توانست بسیار خوشحال شد .وضعیت الفی باعث شد که او تا سه ماهگی کور باشد و عضلاتش آنقدر ضعیف ، که حتی نتواند غلت بخورد . او هنوز از مشکلات گوارشی رنج می برد و برای جذب ویتامین ها و مواد معدنی به مقادیر زیادی داروی روزانه نیاز دارد .او همچنین در دماهای بالا دچار تشنج می شود و مشکلات متابولیکی دارد که باعث می شود او نتواند بخورد یا بیاشامد .

یک تصویر میکروسکوپی از کروموزومهای انسانی . الفی کلامپ کوچک از اینها یک جفت اضافه دارد و به نظر می رسد در این مورد، در دنیا اولین باشد .

از زمانی که به دنیا آمده تابحال 6 بار در بیمارستان بستری شده . دو بار آن در یک ماه اخیر بوده که تنفسش قطع می شد . والدینش حتی فکر کردند که او مرده و شوکّه شدند وقتی فهمیدند بعد از بستری شدن نجات پیدا کرده و زنده مانده . خانم و آقای کلامپ دختر 10 ساله ی بسیار سالمی هم به نام جورجیا(Georgia) دارند که بسیار سالم است و DNA معیوبی هم ندارد .

آقای کلامپ گفت : پزشک ها گفتند که : » کاری نیست که ما بتوانیم انجام دهیم تا از این امر جلوگیری شود . فکر نکنم دلیلش را هیچ وقت بفهمیم.» در همان حال دیدم او که در بغلم بود پلک زد و چشمهایش شروع کرد به تمرکز کردن روی من . این یک رخداد عظیم بود چراکه ما هیچگاه تصور نمی کردیم این اتفاق روزی بیفتد . ما در آن لحظه حتی عکسی هم با هم گرفتیم ، و در آن داشتیم به هم نگاه می کردیم . الفی زندگی ما را تغییر داد . همه چیز حول او می چرخد اما او کودک خوشحالی است و به زندگی ما شادی زیادی آورده است .

هر وقت به بیمارستان می رویم همه ی دکتر ها و پرستارها می گویند از دیدن دوباره الفی بسیار خوشحالند !

ب)دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است!

مصاحبه با برندا فاکس (Berrenda Fox)
به وسیله پاتریشیا رش (Patricia Resch)
دکتر برندا فاکس در مقاله ای اثبات تغیرات ژنتیکی و سلولی DNA را بیان کرده بود . دکتر فاکس در مرکز بهداری آوالون(Avalon) در کوه شاستا در کالیفرنیا (Mt Shasta, California) کار می کند .دکتر فاکس از طریق تست نمونه های مختلف خون ثابت کرده که بعضی از افراد واقعا به یک رشته  اضافی DNA رسیدند .

پاتریشیا رش : برندا ، یکم راجع به گذشته ات به ما بگو .

برندا فاکس : من دکترای فیزیولوژی و naturopathy دارم . هنگام درس خواندن در اروپا من با رسانه ها هم همکاری می کردم . و این همکاری هنوز به صورت فیلم ها و مدیریت کردن ادامه دارد . همانطور که می دانید من با شبکه تلویزیونی FOX هم در خصوص برنامه هایی که موضوعات فرازمینی و نقش آنها در اتفاقاتی که هم اکنون برای بشر دارد می افتد کار می کنم . معروفترین این برنامه ها رویت ها (Sightings) و فایلهای ناشناخته (X-files) است .

پ.ر:هم اکنون چه تغییراتی در سیاره ما در حال رخ دادنه و چگونه بدن ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد ؟

ب.ف:تغییرات بزرگی در پیش رو داریم . جهش هایی که هنوز اتفاق نیفتادند. آنگونه که متخصصان ژنتیک می گویند در آغاز ما از آب بیرون آمدیم . چندین سال پیش در مکزیکو سیتی ، یک گردهم آیی از متخصصان ژنتیک سرتاسر دنیا برقرار شد که موضوع اصلی آن تغییرات DNA بود . ما در حال ایجاد یک تغییر انقلابی هستیم اما نمی دانیم داریم به چه تبدیل می شویم .

پ.ر:DNA ما چگونه تغییر می کند ؟

ب.ف: هر فرد یک جفت رشته DNA دارد . چیزی که ما در حال پی بردن به آن هستیم این است که رشته های دیگری هم در حال شکل گیری اند . در DNA ها دورشته پیچیده در هم و متصل به هم وجود دارند و من باور دارم که ما به دوازده رشته هم خواهیم رسید . در این مدت که به نظر می رسد از 5 تا 20 سال پیش شروع شده ، ما در حال جهش خواهیم بود . این توضیح علمی آن است . این جهش گونه هاست که معلوم نیست حاصلش چه می شود .

این تغییرات به اطلاع عموم مردم نخواهد رسید چون جامعه دانشمندان حس می کنند  که دانستن آن فقط باعث وحشت مردم می شود . و اما تغییر در سطح سلولی : من هم اکنون در حال کار با سه کودک هستم که همه آنها DNA سه رشته ای دارند .اکثر مردم می دانند و آنرا حس می کنند . بسیاری از ادیان راجع به تغییرات آینده بشر ، به روشهای گوناگون به ما گفته اند . ما می دانیم این یک جهش مثبت است هر چند به صورت فیزیکی ، ذهنی و احساساتی ممکن است وحشتناک باشد و مورد سوتفاهم واقع شود .

پ.ر: آیا این کودکان خصوصیات اخلاقی متفاوتی نسبت به کودکان دیگر دارند ؟

ب.ف: اینها کودکانی هستند که می توانند اشیای درون اتاق را فقط با تمرکز کردن به روی آنها حرکت بدهندیا در لیوانی ، تنها به وسیله نگاهشان آب بریزند . آنها تله پاتیک هستند . حال ممکن است فکر کنید که این کودکان نوعی ابربشر هستند اما اینطور نیست . اینها نمونه چیزی هستند که بشر قرار است به آن طی دهه های آینده تبدیل شود .

پ.ر: فکر می کنید این اتفاق برای همه ی ما رخ خواهد داد ؟

ب.ف: به نظر می رسد که اکثر مردمی که قبل از سال 1940 به دنیا آمده اند نتوانسته اند خودشان دچار این تحول بشوند اما زمینه را برای نسل بعدی آماده ساخته اند . غدد درون ریز و سیستم ایمنی بدن ما بزرگترین شواهد برای این تغییرات اند . این یکی از دلایلی است که کارم تحقیق بر روی تست ها و روش های درمان در قسمت دستگاه ایمنی بدن است .

بعضی از افراد بالغی که توسط من تست شدند ، واقعا در حال به دست آوردن یک رشته DNA دیگر بودند .بعضی ها هم حتی داشتند سومی شان را هم به دست می آوردند . این مردمان در کالبد فیزیکی و هوشیاری ذهنی شان در حال تجربه تغییرات بزرگی هستند . به نظر من زمین و هر چه در آن هست ، در حال افزایش ارتعاشات خود اند . خیلی از بچه هایی که اخیراً به دنیا می آیند به طرز محسوسی سبک تر اند .

پ.ر: چه چیزی باعث تغییر در یک جسم عادی که DNA دو رشته ای دارد می شود ؟

ب.ف:آسانترین راه برای جهش در DNA از طریق یک ویروس است . ویروس ها الزاما همیشه بد نیستند . ویروسها روی یک رشته زنده می توانند زندگی کنند .DNA ویروسهایی مانند اپستین بار(Epstein Barr) و تب خال نوع 6 (Herpes #6) ساختار سلولی را تغییر می دهند . ویروس HIV یک ویروس DNA نیست . به جای جهش دادن بدن ، در حقیقت آنرا می خورد . اکثر مردمی که دچار این پروسه می شوند ، پس از آن یک شغل جدید ، یک طرز فکر جدید یا حداقل یک شروع دوباره در زندگی را آغاز می کنند .هر چند ممکن است حتی احساس بیماری یا نا امیدی کنند امااین یک برتری است . به آنها این شانس داده شده که ساختار DNA خود را تعییر دهند و آنرا سبک تر و سالم تر کنند تا بتوانند به نسل بعد ارتقا یابند . تا آنجایی که من می دانم این پروسه تا سال 2012 کامل خواهد شد .

پ.ر: چه تغییرات دیگری را شاهد خواهیم بود ؟

ب.ف: هیچ بیماری ای وجود نخواهد داشت ، نیاز به مرگ پیدا نخواهیم کرد ، و دروسمان را نه تنها بدون سختی ، بلکه با عشق و علاقه خواهیم خواند .سیستم قدیمی باید از بین برود و این کار بدون یک نبرد بزرگ انجام نخواهد شد . جنگهای بسیاری را خواهیم دید ، علم پزشکی دیگر کارآمد نخواهد بود و دولت هم دیگر به درد نخواهد خورد . خیلی از اصول و قواعد قدیمی دیگر نمی توانند وجود داشته باشند . آنهایی که در آن برهه زمانی زندگی می کنند ، تقریبا نخستین افراد از گونه ای جدید هستند .

پ.ر: آیا این تغییرات ، عوارض جانبی هم دارند ؟

ب.ف: با یک تغییر سلولی ، ممکن است گاهی اوقات حس عدم وجود کنید ! ممکن هم هست احساس خستگی کنید چون سلول به سلول بدنتان دارد عوض می شود و تبدیل به موجودی جدید می شوید .مانند یک نوزاد ، ممکن است نیاز زیادی به استراحت داشته باشید . آشفتگی ذهنی و عدم توانایی تمرکز بر مسائل عادی ممکن است رخ دهد . دردهایی بدون علت خاص ممکن است در بدن رخ دهد و خیلی ها هم شاید احساس دیوانگی کنند . اگر به یک مرکز پزشکی عادی بروید احتمالاً برای شما Prozac تجویز خواهند کرد چون نمی دانند دلیلش چیست . برای افراد شاغل به حرفه ی پزشکی خیلی مشکل است ، چون هرگز با این موارد مواجه نشده بودند . به دلیل اینکه چاکرا ها با غدد داخلی ترشح کننده هورمون در ارتباط هستند ، زن ها دچار تغییرات هورمونی می شوند .احتمال اینکه زیر گریه بزنند ، بدون اینکه دلیلش را بدانند هم هست . بعضی ها هم دچار یائسگی زودرس می شوند .

در مردهای فعال ، احتمال عصبانی شدن از شدت خستگی وجود دارد . ممکن است حس کنند سمت زنانه شان در حال ظهور است .

پ.ر : چگونه شخصی که در حال گذراندن این تغییرات است را درمان می کنید ؟

ب.ف : من سعی می کنم نسبت بهشان بیشتر حس یک همکار را داشته باشم تا یک پزشک .واژه ی»دکتر»در زبان لاتین به معنای»آموزنده»است . به عنوان یک شفا دهنده واقعی تنها خدمتی که می توان کرد این است که به اشخاص اختیارات لازم را بدهیم و به آنها اطمینان بدهیم که اتفاقی که دارد می افتد واقعی است و آنها خوب خواهند شد از عوارض منفی بیماری رهایی خواهند یافت.

اول ، من حتما تست های ایمنی شناسی (immunology) را در نظر می گیرم که معمولا انجام نمی شود . این تست در یک آزمایشگاه خون و توسط محققین پیشرفته و متخصص انجام می پذیرد . بعد نتیجه را به خود بیماران نشان می دهم . این شبیه یک نقشه تغییرات است ، پس خود بیماران می توانند قدرت شفا یافتن را به دست آورند . من یک شفا دهنده نیستم ، فقط وسیله ای هستم در پروسه ی بهبودی شان . هنگامی که بیمار نقشه ی تست خون خودش را می بیند ، اتفاقی در ضمیر ناخودآگاهش می افتد .

کلید اصلی این است که شخص خودش مسئولیت قبول کند و کار خودش را انجام دهد . چیزی که من به عنوان ابزار استفاده می کنم معمولا مورد استفاده زیادی ندارد . من خیلی از Organotherapy(درمان غده های بدن مانند پانکراس ، تیروئید و غیره) استفاده می کنم که در قاره اروپا بیشتر برای آماده سازی سیستم هورمونی برای پذیرش تغییرات ژنتیکی استفاده می شود . من همچنین در بدنهای خیلی پر انرژی از هوموپاتی(Homeopathy) استفاده می کنم . به علاوه ویتامینها ، گیاهان دارویی و لیزر درمانی .کل درمان بستگی به نیازهای شخصی دارد . بخش اعظم کارهای من مدیون کسانی است که ترجیح می دهم آنها را خواهران و برادران بزرگترمان در آن سوی منظومه شمسی بنامم که آمده اند تا در عبور از این تحول کمکمان کنند .

پ.ر : تحول کار خود را چگونه می بینید ؟

ب.ف : من به کارم به عنوان یک پل یا گذرگاه نگاه می کنم . هم علمی است هم هنری . شفابخشی هم یک هنر است هم یک علم . برای رسیدن به سلامت کامل استفاده از تنها علم یا فقط هنر کافی نیست . فکر نکنم در تمام عمرم بتوانم یک شفا دهنده باشم چون باور دارم که بیماری ها ریشه کن خواهند شد . ما ، به عنوان مردمان آگاه ، تمامی بیماری ها و رنج ها را ریشه کن خواهیم کرد .

ج) داروهایی برای عوارض جانبی

برگرفته از مقاله تصویر بزرگتر نوشته شوشانا تورپ کلاک (‹The Bigger Picture› by Susanna Thorpe-Clark) :

ما به صورت فیزیک در حال تغییریم . از موجودات کربنی با 2 رشتهDNA به موجودات کریستالی با 1024 رشته DNA . چون فقط ساختارهای کریستالی می توانند در بعد هایی با سطوح بالاتر وجود داشته باشند . اما این تغییر تدریجی است و ناگهانی نیست و از دو رشته به سه رشته و از سه رشته به دوازده رشته خواهد بود . به نظر می رسد که بشر در آغاز 12 رشته DNA داشته و کسی یا چیزی در طی روندی تماملی آنرا به فقط 2 رشته تنزل داده . فقط انسانها نیستند که در حال تغییرند بلکه تمام گونه های زیستی روی زمین در حال کریستالی شدن اند .تمام ماهیان دریا ، گل و گیاهان باغچه شما ، پرندگان آسمان ، یا حتی سگ و گربه تان . همه چیز در حال تغییر است . هیچ چیزی دچار مرگ و نابودی نمی شود چرا که ما همگی در حال حرکت به سمت»حالت جدیدی از بودن»هستیم . این حالت جدید مستلزم این است که ما از لحاظ ذهنی و جسمی مفهوم بعدم سوم را رها کنیم . درست همانند مرگ ، رها کردن یک بخش عمده پروسه ی تغییر است چرا که نمی توان راه ها و ارزشهای قدیمی را نگهداشت و آنها را در یک چهارچوب جدید و کاملا متفاوت گنجاند . پس پیشرفت این تغییرات به ما کمک می کند تا بتوانیم خود را از روابط ، مشاغل ، منصب ها ، خانه ، دارایی ها و غیره رها کنیم (اگر سد راه تغییراتمان هستند) .

با وجود اینکه اکثر مردم از آن مطلع نیستند و آنرا حس نمی کنند ، این تغییرات هم اکنون در حال رخ دادن هستند . البته تغییرات فیزیکی هم اکنون با سرعت بالایی در حال انجام شدن هستند و نشانه های فیزیکی موقت بسیاری را بروز می دهند .

بعضی از این علایم :

 

علایمی شبیه آنفولانزا . بالا رفتن دمای بدن ، عرق کردن ، درد استخوانها و مفاصل و غیره . اما نسبت به آنتی بیوتیک ها واکنش نشان نمی دهند .

سردرد های میگرنی . دردهای شدید که با مسکن هم آرام نمی شوند .

در بعضی موارد اسهال

آبریزش بینی به همراه عطسه که تا 24 ساعت هم طول می کشد

سرگیجه

وزوز کردن گوش

تپش قلب

احساس لرزش در کل بدن ، خصوصا شب هنگام که شخص در حالت آرامی قرار دارد

اسپاسم عضلات به همراه کمر درد

از دست رفتن قدرت عضلانی در دستها ، به خاطر تغییرات ایجاد شده در سیستم گردش خون

مشکلات تنفسی

تغییرات سیستم ایمنی

تغییرات سیستم لنفی

احساس خستگی زودرس

میل به خوابیدن بیش از حد

سریعتر شدن رشد مو و ناخن

افسردگی بی دلیل

نگاه کردن به عمق گذشته ها و در نظر گرفتن رابطه ها و به وضوح دیدن مشکلات شخصی

اضطراب ، تنش ، و استرس بالا . چون که شخص حس می کند اتفاقی دارد می افتد اما نمی داند چه .

عده ی زیادی از مردم خیلی از این علائم را حس می کنند و با عجله پیش دکتر می روند و معمولاً بهشان گفته می شود که مشکلی وجود ندارد که خب درست هم هست . چرا که تمامی این علایم موقتی است و نشانی از تغییرات فیزیکی در حال رخ دادن است .

بعضی از این درمانهای توصیه شده : فراموشش کن ، باهاش مبارزه نکن ، اگر احساس خستگی می کنی استراحت کن ، مایعات زیاد بنوش ، برای درمان استرس از سنبل الطیب(Valerian) استفاده کن و ….

اگر دچار تپش قلب یا تنگی نفس شدید ، بدانید که از چاکرای قلب یا گلو است . این علایم موقت اند . شما نه در حال مرگ ، بلکه تنها در حال تغییر اید !این فقط حرف من نیست ، اگر مطمئن نیستید ، از راهنمایی پزشکی کمک بگیرید . اگر نمی توانید سنبل الطیب یا شنبلیله(Fenugreek) پیدا کنید ، از غذاهای طبیعی تر و سالمتری استفاده کنید .

ظاهراً اکثر علایم ممکن است گاهی اوقات بهبود پیدا کنند . این تغییرات لازم نیست که حتما با هم اتفاق بیفتند . درصد کوچکی از افراد بزرگسال کل تغییرات کریستالیزه شدن را پشت سر گذاشته اند و هم اکنون 1024 رشته DNA دارند . گزارشی از یک زن در دست است که ناگهانی سه اینچ به قدش و یک شماره به اندازه پایش اضافه شد . تمام کودکان زیر 7 سال نیز تغییرات را کاملا پشت سر گذاشته اند یا در حال گذارند .نوزادانی که در 2 سال گذشته به دنیا آمده اند هم مجموعه کاملی از DNA را دارند . بعضی افراد تازه شروع به تاثیر پذیرفتن از این تغییرات شده اند . این پروسه ی تغییر به»نام بیداری» یا “عروج”  یا “مرکاباه” یا همان بدن روشن (Merkabah)شناخته می شود

ما باید بر ترسمان غلبه کنیم و راجع به عشق حقیقی بیاموزیم . که باید با خودمان هم شروع کنیم . چون تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان اعتماد نکنیم ، نمی توانیم به کسی یا چیز دیگری عشق بورزیم و اعتماد کنیم .

د)ارتباط معنوی

همانطور که تحقیقات علمی ثابت کرده است ، DNAما که در این مقاله به صورت یک ترکیب رشته ای دوتایی شناخته شده ، نشان داده شده ،کدهای ژنتیکی را در بر دارد که نشاندهنده ی توسعه فیزیکی(جسمی) و عاطفی شماست . با این وجود علم باید به این حقیقت نیز دست یابد که DNA شما مقصود بسیار والاتری از این که فقط طرحی اولیه و ساده از بدن شما باشد را دارا می باشد .

پروژه ژنوم  تنها تقریبا 3 درصد از کل DNA فیزیکی(جسمی) شما را کشف نموده . به 97 درصد باقی مانده برچسب زاید زده اند . بدین معنی که هیچ فایده ندارند . واقعیت اینکه بدن انسان بی نهایت کارآمد و قابل است و اگر چیز بی فایده ای وجود داشته باشد آنرا تحلیل برده و در طی چندین نسل از دور هستی خارج و دفع می کند .

اگر 97درصد DNA ما زاید است ، پس چگونه است که ما هنوز واجد آنیم ؟

آن DNA به اصطلاح»زاید»در بدن شما در بردارنده تمام تاریخچه زندگی های شما از زمان تناسخ اولتان تاکنون می باشد . این همان جایی است که صفحات آکاشیک که نشاندهنده ی زندگی های متعدد شماست ، قرار دارد . DNA را بخاطر اطلاعات پرباری که با خود دارد کتابخانه زنده نام گذاشته اند .

ما ده رشته DNA اضافی داریم یعنی پنج رشته دو گانه ، که سالیان سال است که غیر فعال یا منفصل گشته اند . تاکنون علم به ماهیت این رشته ها پی نبرده است . هر چند آنها سایه هایی از این رشته ها را زیر میکروسکوپ های الکترونیکی خود مشاهده کرده اند . دانشمندان آنها را»DNAسایه»نامیده اند .

اگر این 12 رشته DNA فعال گردند شما به 10 برابر اطلاعات موجود در DNA خود دسترسی خواهید داشت . این رشته های اضافی مباحث زیر را در زندگی شما در بر می گیرند :
ارتباط با خدا/قادر متعال

بینش درونی ، دریافت پیام از راهنمایان معنوی

ارتباطات روحی و جسمی(الهی و زمینی)

عشق(الهی و زمینی)

جسم فیزیکی

نیروی حیات(چی) و اراده ی شخصی

علایم پیشرفت روحی(معنوی) :

رفع تشنگی با آب پاک . ارتباطات الکترومغناطیسی بین سلولی جدید در بدن ، شما را تشویق به نوشیدن بیشتر آب پاک و تمیز می کند و این باعث می شود که سموم بدن شما دفع شود و در نتیجه شما جسم سالمتری داشته باشید . بدن شما با نقاط ارتباط الکترومغناطیسی  بیشتری کار خواهد کرد و لازم است که مرتبا آبرسانی گردد تا ارتباط قوی و شفاف تری بین شما و راهنمایان روحی شما برقرار گردد .

رفع گرسنگی با غذای سالم . اشتهای شما بدون خیچ تلاشی به سمت غذاهای سالمتر و مغذی تر مانند غذاهای ارگانیک و خام گرایش می یابد . به نظر می رسد این مرحله خود به خود و بدون هیچ سعی و تلاش شما انجام می پذیرد .

سلامت بیشتر . شما ارتباط قوی و شفاف تری با جسم خود خواهید داشت و قادر خواهید بود که با برنامه DNA خود ، در هر سلولتان ارتباط برقرار کنید . بعلاوه ، زمانی که شما عادت غذایی خود را تغییر داده و به برنامه غذایی سالمتری روی آورده ، جسم شما نیز با داشتن سلامتی بیشتر ، پاسخ شما را خواهد داد .

آرامش درونی :

انرژی بیشتر . ارتباطات الکترومغناطیسی بیشتر درون بدن شما ، جریان طبیعی انرژی ، در کل ، سیستم های فیزیکی و جسمی شما را ارتقأ خواهد داد .

با هر رشته DNA اضافی ، شما به جهان خلقت آفرینش نزدیکتر می گردید :

یک ارتباط کامل و شایسته با آفرینش . راهنمایی روحی پیشرفته : فعال گشتن هر رشته DNA اضافی وصل دوباره ای است با خویشتن الهی حقیقی شخص .

ارتباط با موجودات زنده ، حیوانات ، ارواح طبیعت و خود گایا(الهه طبیعت) .

ارتباط با بعد های دیگر : برای بهره مند شدن از خرد روحی ، شما قادر خواهید بود که به راحتی با بعد های بالاتر هستی تماس برقرار کنید . شما موجودی چند بعدی هستید که نه تنها در این بعد که بعد سوم است زندگی می کنید ، بلکه در ابعاد بیشمار دیگری نیز زندگی کرده اید . چیزی که شما»منِ برتر خود»می نامید ، معمولا همان خود شما در بعد دیگر است .

دوازده رشته DNA : میراث روحی ما

نوشته : کیت آ.اسپرکلی Kate A. Spreckley

سالهاست که دانشمندان تشخیص داده اند که انسان ها دو رشته DNA فیزیکی فعال دارد . ما همچنین ده رشته DNA پرقدرت دیگر نیز داریم که قرنهاست به صورت غیر فعال در درون نوع بشر وجود دارد . این رشته های غیر فعال به وسیله ی دانشمندانی کشف گردیده که نمی دانند کارکرد آنها چیست و به آنها DNA «زائد» می گویند .

اسید دی‌اکسی ریبونوکلئیک (Deoxyribonucleic acid) یا همان DNA یک نوکلئیک اسید است که شامل تمام اطلاعات ژنتیکی ما می باشد که در رشد و عملکرد همه موجودات زنده نقش دارند . نقش اصلی DNA حفظ و نگهداری اطلاعات برای مدت طولانی است .DNA اغلب با یک سری طرح های اولیه تشبیه می گردد چرا که شامل اطلاعات و دستورالعمل هایی است که برای ساخت دیگر اجزای سلول ها مورد نیاز است . قطعه هایی از DNA که اطلاعات ژنتیکی (وراثتی) را با خود حمل می کند ژن نامیده می شود . اما قسمتهای دیگر DNA مقاصد ساختاری دارند و یا در تنظیم استفاده اطلاعات ژنتیکی نقش دارند .

بنابراین DNA ما طرح اولیه شخصی ما است و بدین طریق شامل تمامی اطلاعات فکری ، جسمی ، احساس و روحانی ما می باشد .

یک انسان اساساً دوازده رشته DNA دارد که مشخصاً فعالیت می کنند و کارکرد کامل انسان را به عنوان یک موجود روحانی تشکیل می دهند . از آنجایی که با قسمت چپ مغزمان بیش از حد لزوم فکر و استفاده می کنیم و مراکز مربوط به قلب مان را تعطیل کرده ، و این رشته های DNA اضافی بلااستفاده مانده اند .پیامدهای این عدم استفاده این است که ما در یک جهانی که از لحاظ روحی و معنوی نارسا و ناقص است زندگی می کنیم ، و توانایی های شهودی و شفابخش ما بطور چشم گیری کاهش یافته اند . همچنین این امر باعث شده است که ما به قسمت بسیار کوچکی از توانایی های مغزی خود دسترسی داشته باشیم و بتوانیم استفاده کنیم .

جسم انسان بسیار با ارزش است . جسم ما مجموعه ای با ارزش از اطلاعات ، خرد ، دانش در هر زمینه راجع به خودمان ، جهان ، و کل زندگی را در بر دارد .ترکیباتی از هوش در انسان جمع گردیده و حجم عظیمی از اطلاعات در درون جسم ما وجود دارد . در جسم های ما فرمولهایی که برای بازسازی هوشی در کل کائنات لازم است ، قرار دارد .

در زمان لقاح ، ما از والدین خود از طریق خون آنها ، یکسری ژنهای جفت و جور شده به ارث می بریم . این ژنها حاصل کدهای ظریفی هستند که بیشترین فرصتها را برای دستیابی و توسعه توانایی های روحانی(معنوی) و همچنین بهبود و شفای صدمات روحی ما ایجاد می کند .

در عین حال این ژنها حامل حافظه هایی هستند که موانعی در مسیر ما به طرف یگانگي ایجاد می کنند و احساسات ما را به طرف انزوا و جدایی از اصل واقعی و خالق ما می کشاند . این حافظه جدایی ما را وادار به خلق تجارب و موقعیتهایی کرده است که به ما فرصت شفای خویش ، جهان ، و جداییهایمان را داده است . زمانی که ما یک روح هستیم ، به دقت والدین خود و مشخصات ارثی آنها را برای تحصیل تجارب و موقعیتهایی که ما را قادر می سازند که خود را شفا دهیم انتخاب می کنیم . پس خود ما ساختمان دو DNA ای خود را دست چین کرده ایم .

انرژی کره زمین بر اساس تغییرات ارتعاشات اصلی حرکت کرده و به سطوح بالاتر هشیاری پیش می رود . همینطور که زمین ارتعاشات خود را بالا برده ، ما به عنوان انسان نیز از فرصتهای زیادی برای ارتعاشات خویش بهره مند می شویم . منظور از این تغییر همان معراج (عروج) است و افراد زیادی در سراسر جهان دچار سردرگمی و گیجی در جهانهای خود هستند . با این وجود در این به ظاهر سردرگمی و گیجی ، موفقیتهای بزرگی برای بالندگی ، توسعه و پیشرفت ما وجود دارد .

یکی از مهیج ترین جنبه های مرحله توسعه طراحی دوباره DNA ماست . نور کیهانی ، اشعه هایی(انواری) است که از طرف خالق ما به طرف زمین می آید و محرک تغییرات بدن ما و نظم دادنی دوباره به آن است . همانطور که این نور رمزگذاری انجام می دهد تارهایی جذب بدن ما می شوند که باعث فعال کردن DNA پراکنده ما می شوند و آنرا به صورت منحنی های مارپیچ جدید و با رشته ای DNA شکل می دهد و آنها را دسته دسته دوباره فعال می کند .

در همان زمان که این دسته بندی و تنظیم دوباره در حال پیشروی است ما یک سیستم عصبی پیشرفته تری را خلق می کنیم که انتقال و تبادل اطلاعات و داده ها را به آگاهی ما تسهیل می کند . بسیاری از سلولهای غیرفعال مغز ما برانگیخته و بیدار می شوند و ما قادر خواهیم بود که به تمام توانایی های جسم خود دسترسی پیدا کنیم . همچنانکه جسم ما با نور بیشتری آکنده می گردد ، حافظه های ما فعال می گردند و همچنانکه DNA ما به صورت یک هستی چند بعدی (هوشیار) توسعه می یابد ما نیز ارتقأ می یابیم .

دوازده رشته DNA ما فعال گشته و به دوازده نقاط چاکرای ما متصل می گردند که آستانه های انرژی هستند که از طریق آنها ما به میراث روحانی و معنوی خویش متصل می گردیم . این دوازده رشته DNA از طریق این دوازده چاکرا ما را به شبکه انرژی بیرون از جسممان متصل می کند . این دوازده چاکرا مانند دروازه های انرژی در بدن ما عمل می کنند و ما را با نیروهای حیاتی زیست متصل می گردانند .از طریق بازکردن و فعال نمودن این دروازه های انرژی است که ما می توانیم شروع به شناخت واقعی خویشتن کنیم.

زمانی که 12 رشته DNA ما در حال شکل گیری است ، هر موضوعی که با آن برخورد نکرده ایم و آنرا در تاریخچه شخصی خود شفاف نموده ایم ، ایجاد آشفتگی خواهد کرد . احساسات و خاطراتی که برای ما رخ می دهند موقعیتی برای تجزیه ساختار هستی مان ارائه می دهند و خود واقعی مارا که طی رخدادها و اعتقاداتی که به سخن در ما شنیده شده اند آشکار می سازد .

وظیفه ما بیدار نمودن ، فعال کردن و متحد ساختن این 12 رشته یا این 12 چاکراست . این اتحاد انرژی هایی را جذب خواهد کرد که ادغام خواهند شد تا در طول هستی ما به فعال سازی و بیداری جنبه های مختلف زندگی مان بپردازند . این موضوع جنبه ها، فهم و معانی جدیدی را به تمام وقایع زندگی و جهان می دهد .

دوازده چاکرای ما مجموعه هایی از انرژی هستند که اتفاقات بر اثر آنها به وقوع می پیوندد . آنها در بردارنده حافظه و هویت ما هستند و هرکدام به یکی از رشته های DNA ارتباط دارند . به این 12 مرکز انرژی می توان از طریق جایی که ما اطلاعات را حس می کنیم و در ارتباط با تغییر تجاربمان در افکارمان دسترسی پیدا کرد .

با گشودت قلوب و افکارمان جواب تمام اسرار بزرگ بر ما مکشوف می گردند . ما باید از عقاید کنونی مان دست بکشیم و عقاید جدیدی بنا بنهیم چراکه فکرمان همیشه در حال پیشرفت و توسعه است و تجارب جدیدتان را براساس آنچه که ما پیشنهاد می کنیم پایه گذاری کنید . فکر ما ارباب ما نیست ، ما ارباب افکار خویشتنیم . افکار ما وسیله ایست برای خلق واقعیات و نه چیزی بیش از آن .

با عملکرد آگاهانه با امواج انرژی و نوری که درون کره زمین در جریان است ، ما قادر به درک و ملاحظه تغییرات این سیاره براساس شفابخشی و قدرت افکار خود هستیم .

فعال سازی تمام این 12 رشته DNA کدهای ژنتیکی انسانی را به هم مرتبط ساخته و دسترسی ما را به تمام علوم و دانشها امکان پذیر می سازد . این آگاهی و درک آنچه حقیقتاً هستیم می باشد .

با فعالسازی تمام 12 رشته DNA ما اتحاد و یگانگی درون خود را می سازیم که به ما این فرصت را می دهد گه به آرامی به سطوح بسیار بالاتری از ارتعاش و تواتر نوری انتقال یابیم که به عروج ما با بیداری آگاهی انسانی آتی ما کمک کرده .

نتیجه گیری:

در این شکی نیست که DNA ما در حال جهش است . گونه بشر با سرعت زیادی در حال تکامل است . ما در حال بازیابی رشته های از دست رفته DNA هستیم و در آینده ما قادر خواهیم بود تا به طور ارادی این منبع را کنترل کنیم . هیچ چیزی نخواهد توانست این روند را متوقف کند چون که قانون خلقت است .

وظیفه ما این است که این انرژی جدید که برای ما فرستاده می شود را قبول کنیم و به طبیعت کمک کنیم تا جسم فیزیکی ما را بهتر تغییر دهد . با پدیده تکامل مقابله نکنید ! آنرا قبول کنید در آغوشش گیرید ! گونه نژاد بشری که ما هستیم هر لحظه در حال شکل گیری جدید است .

http://www.youtube.com/watch?v=g7VOKDQz3yU&feature=player_embedded

منبع :    http://humansarefree.com/2011/04/amazing-scientists-our-dna-is-mutating.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابك دقت  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

کودکان ایندیگو و کریستال

کودکان و بزرگسالان ایندیگو (INDIGO) و کریستال (CRYSTAL) چه کسانی هستند؟

اصطلاح «کودک ایندیگو» توسط نانسی آن تیپ (Nancy Ann Tappe) در دهه ی 1970 مطرح شد. او یک فراروانشناس و به گفته ی خود سایکیک و دارای جابجایی حسی (synesthete) است. در سال 1982 کتابی را تحت عنوان «Understanding Your Life Through Color» منتشر کرد که این اصطلاح را توصیف می کرد. او نخستین کسی بود که در اواسط دهه ی 1960 متوجه شد بسیاری از کودکان، با هاله ای مرکب از رنگهای «نیلی» (ایندیگو) و بنفش متولد می شوند.

Indigo

این ایده بعدها در سال 1998 با انتشار کتاب «کودکان نیلگون: بچه هایی جدید از راه رسیده اند» (The Indigo Children: The New Kids Have Arrived) نوشته ی لی کارول (Lee Carroll) و همسرش جین توبر (Jan Tober) رواج پیدا کرد. لی کارول ادعا می کند که این مفهوم را از طریق گفتگوهایی که با موجودی روحانی به نام «کریون» (Kryon) داشته، آموخته است.

به گفته ی آنها، کودک نیلگون، پسر یا دختری است که یک مجموعه ویژگی های روانشناختی جدید و غیرمعمول را بروز می دهد، یک الگوی رفتاری که عمدتاً پیش از این مستند نشده است.

کودکان نیلگون، از 100 سال پیش بر روی زمین تناسخ یافته اند. اولین نیلی ها، پیشگامان و راهنمایان بودند. بعد از جنگ جهانی دوم، تعداد بسیاری از آنها متولد شدند که بزرگسالان نیلگون امروز هستند. از آن جایی که در دهه ی 1970، موج عظیمی از نیلی ها به دنیا آمدند، اکنون یک نسل کامل از نیلی ها داریم همراه با افزایش توانایی ها و پیچیدگی ترکیب تکنولوژی با خلاقیت.

کودکان بلورین (کریستال) از حدود سال 2000 شروع به ظهور کردند، برخی نیز معتقدند کمی زودتر از این بوده است. آنها کودکانی بسیار توانمند هستند که هدف اصلیشان انتقال ما به مرحله ی بعدی تکامل و آشنایی ما با قدرت و  نیروی لایزال الهی است. آنها به صورت یک آگاهی و هشیاری جمعی عمل می کنند تا فردی، و بر اساس «قانون یگانگی» یا وحدت آگاهی زندگی می کنند. آنان بر روی این سیاره، نیروی قدرتمندی از عشق و صلح هستند.

بزرگسالان نیلگون و بلورین از دو گروه تشکیل شده اند. گروه نخست آنهایی هستند که به شکل کودکان نیلی به دنیا آمده اند و اکنون در حال انتقال به بلورین هستند. بدین معنی که آنها دستخوش یک دگرگونی معنوی و فیزیکی می شوند که آگاهی «مسیحا» یا «بلورین» را در آنها بیدار می کند و به عنوان بخشی از موج تغییر رو به تکامل، آنان را با کودکان بلوری پیوند می دهد. گروه دوم افرادی را شامل می شود که بدون این خصیصه ها به دنیا آمده اند اما، یا آنها را کسب کرده اند و یا با سخت کوشی و پیگیری مستمر مسیر روحانی، در مسیر فرا گرفتن آنها هستند. این به معنای آن است که همگی ما این توانایی بالقوه را داریم که جزئی از این گروه نوظهور باشیم. پدیده ی نیلی/بلوری، قدم بعدی در مسیر تکامل ما به عنوان گونه های انسانی است. آنها اینجا هستند تا راه را به ما نشان دهند.

http://azulmoon.files.wordpress.com/2009/03/indigos.jpg

منشأ این اسامی

لغات «نیلگون» و «بلورین» به این خاطر به این دو نسل داده شده است که به درستی رنگهای هاله و الگوهای انرژی آنها را توصیف می کند. کودکان نیلی، آبی نیلی زیادی در هاله شان دارند. این رنگ متعلق به «چاکرای چشم سوم» است، مرکز انرژی درون سر که بین دو ابرو قرار دارد. این چاکرا، بر روشن بینی یا توانایی دیدن انرژی، اشباح و ارواح نظارت دارد. بسیاری از کودکان نیلی، روشن بین هستند.
کودکان بلوری، هاله هایی رنگارنگ با چندین طیف رنگ دارند. این نسل همچنین، شیفته ی کریستالها و جواهرات هستند.

به عقیده ی نانسی تیپ، در حالیکه بنفش رنگ ها، کامپیوتر را به جهان عرضه کردند، این نیلی ها بودند که شبکه های اجتماعی مانند مای اسپیس، فیس بوک، توئیتر و سایر فضاهای تعاملات اجتماعی را به وجود آوردند که این امکان را به آنها می دهد که پیوسته با یکدیگر در تماس باشند. 95% از کودکانی که طی 40 سال اخیر متولد شده اند ایندیگو هستند و طی صد سال آینده، همه ایندیگو خواهند بود. او از اواخر دهه ی 1960 و اوایل دهه ی 1970 که ایندیگوها را شناسایی کرد، 4 تیپ شخصیتی آنها را مشخص کرده است. انسان گراها به طور چشمگیری افزون تر از سایر دسته ها و کارگشاها در حال حاضر بسیار بسیار کم هستند.

https://i0.wp.com/farm4.static.flickr.com/3654/3355490070_cba1aef20f.jpg

.

1- انسان گرا  (Humanist)

انسان گراها، بینش های نوینی را وارد روابط انسانی و نژاد بشر می کنند. آنها افرادی هستند که می توانند با هر کسی درباره ی هر چیزی صحبت کنند. مردم، منبع قدرت آنها هستند. از نظر جسمانی فعالند، در برقراری ارتباط بسیار خوب و غیر رسمی و خودمانی هستند. وقتی با افرادی که دوست دارند باشند، می درخشند. پاک نهاد و شوخ طبع هستند. دوست دارند سر به سر دیگران بگذارند.

ویژگی ها :
مهربان و دوست داشتنی
سر به سر دیگران گذاشتن
گروه همسال برای آنها، زندگی آنهاست.
مدت زمان توجه شان کم است.
فعالیت جسمی مداوم
صاف و ساده- کارشان را جلوی چشم عموم انجام می دهند.
ترجیح انگیزه ناگهانی به رفتارهای عادتی
موسیقی، درمان آنهاست.

.

2- هنرمند (Artist)

هنرمندان در تمامی عرصه ها، شکل های هنری را وارد می کنند نه فقط در هنرهای زیبا. در هر زمینه ای که متمرکز شوند، نگاره ی جدیدی را خلق می کنند. باید به سمت هنرهای نمایشی سوق داده شوند، و نیازی به آموزش در آن زمینه نخواهند داشت، با شهود خود در می یابند. فقط نیاز به نظم در تکنیک دارند تا آن را تکمیل کنند. هنرمندان، حس نیرومندی از استحقاق داشته و دوست دارند نمایشی و پرشور باشند. هنرمندان ایندیگو، به شدت خلاق و سخت کوش هستند تا زمانیکه مورد توجه باشند. آنها دیرپسند، مشکل پسند و دیرخشنود هستند.

ویژگی ها :

نمایشی
خبرچینی خواهر و برادرهایشان را می کنند.
دوست دارند طبق آخرین مد لباس بپوشند.
به برچسب قیمت هیچ توجهی ندارند.
چیزهای گرانقیمت را دوست دارند.
هنگام نمایش، می درخشند.
نسبت به موقعیت اجتماعی شان آسیب پذیرند.
کنار آمدن با آنها در مدرسه بسیار مشکل است چون فکر می کنند اشتباهی مرتکب نمی شوند.
بهانه گیر و نازک نارنجی

3- اندیشه گرا (Conceptualist)

اندیشه گرا ها افرادی برون افکن هستند. وظیفه ی آنها این است که مفاهیمی نو در زمینه های تکنولوژی، طرح و نقشه، و فرآیندهای مکانیکی ارائه دهند. ممکن است مهندس، معمار، برنامه نویس کامپیوتر یا طراح شوند.

آنها در پروسه های کامپیوتری، هوش سرشاری دارند. اما وجه تمایز اندیشه گراها با دیگران این است که آنها بسیار کمتر اجتماعی هستند. اگر افراد در پروژه های آنها بگنجند، عالی است. اگر نه، گوشه گیرند. آنها ارتش و روال های استحکام بخش را دوست دارند و در کارشان، روشمند و منظم هستند. قادرند ساعت های طولانی و سخت کار کنند- برای پروژه شان. تحمل وقفه و مزاحمت را ندارند. برخلاف انسان گراها، به ندرت بیش فعالند. بیشتر اهل تبانی و اندیشه ی سیاسی هستند. مردم برای آنها ابزارند. اگر قابل استفاده نباشند، کنار می روند.

4- کارگشا (Catalyst)

کارگشاها، پارادایم ها و نگاره های نو، فلسفه ها و مذاهب جدید را ارائه می کنند. آنها کوچکترین گروه ایندیگوها هستند. دارای اندامی بزرگ و سنگین بوده و نسبت به بدن انسان و چگونگی کارکرد آن به شدت کنجکاوند.

ممکن است به نظر بسیار بی اعتنا برسند و اغلب فضایی سرشار از برتری و چیرگی را موجب می شوند. مردم معمولاً آنها را عجیب و غریب و نامتعارف می دانند. اغلب سهل گیرند اما ممکن است دچار جنون ناگهانی شوند. متفکرانی آرمانی بوده و اغلب چیزهایی را مفهوم پردازی می کنند که در آینده ای دور به وقوع خواهند پیوست. در حال حاضر آنها در انتظار به سر می برند تا زمانیکه جهان دریابد حق با آنهاست.

ممکن است در ارتباط با خواهر و برادرهایشان مشکل داشته باشند. می توانند در کلاس درس اخلال گر باشند چون جریان های فکری آنها بسیار متفاوت از وضع معمول است. اغلب سر و صدایی عجیب و خاص ایجاد می کنند.

https://i0.wp.com/www.edgarcayce.org/images/indigochildren.jpg

تفاوت های کودکان نیلگون و بلورین

اولین چیزی که در برخورد با کودکان بلورین، توجه بیشتر افراد را به خود جلب می کند، چشمان بزرگ، نافذ و جذاب، و عاقلتر و داناتر از سن آنهاست. چشمان آنها بر روی شما قفل شده و شما را هیپنوتیزم می کند، احساس می کنید روحتان آشکارا در معرض دید آن کودک قرار گرفته است. آنها شاد، دوست داشتنی و بخشنده هستند. این نسل جدید کارگران نور، شبیه هیچ یک از نسلهای پیشین نیستند.

کودکان نیلگون نیز در این ویژگی ها با کودکان بلورین اشتراک دارند. هر دوی این نسلها، بسیار حساس و سایکیک بوده و اهداف مهمی در زندگی دارند.

تفاوت اصلی آنها در خلق و خوست. نیلی ها روحی جنگجو دارند چون هدف جمعی شان، نابود کردن نظام های قدیمی است که دیگر به کار ما نمی آیند. آنها اینجا هستند تا نظام های حکومتی، آموزشی و قانونی که فاقد یکپارچگی و همبستگی هستند را باطل کنند. برای به انجام رساندن این هدف، آنها نیاز به عزمی راسخ و تندخو دارند.

بزرگسالانی که در مقابل تغییر مقاومت می کنند و همرنگ جماعت بودن برایشان یک ارزش است، ممکن است برداشت نادرستی از این کودکان نیلی داشته باشند. آنها اغلب این برچسب اشتباه را از روانپزشکان دریافت می کنند، اختلال کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالی (ADHD) یا اختلال کمبود توجه (ADD). متأسفانه زمانیکه آنها تحت درمان دارویی قرار می گیرند، حساسیت زیبا، موهبتهای معنوی و انرژی جنگجویی شان را از دست می دهند. کودکان نیلی می توانند نادرستی و دروغ را حس کنند مانند سگی که ترس را احساس می کند.

در مقابل، کودکان بلورین، شادمان و آرام خو هستند. یقیناً ممکن است گاهی کج خلقی هایی داشته باشند اما بسیار بخشنده و سهل گیرند. موهبتهای روحانی و ذاتی کودکان کریستالی نیز دچار بدفهمی می شوند. به ویژه، توانایی تله پاتی آنها که باعث می شود دیر زبان باز کنند و اگر تا 3 یا 4 سالگی شروع به حرف زدن نکنند نیز غیرمعمول نیست. مشکل زمانی به وجود می آید که بلوری ها مورد قضاوت پزشکان و کارکنان آموزشی قرار می گیرند بدین مضمون که الگوهای سخن گویی «غیرطبیعی» دارند. این تصادفی نیست که هر چه بلوری های بیشتری متولد می شوند، تعداد کودکان تشخیص داده شده با اوتیسم (autism) نیز افزایش می یابد.کودکان بلورین، از جمله افراد خوش سخن، در ارتباط با دیگران و حمایتگر و مراقبت کننده تر از هر نسلی هستند. آنها همچنین دارای موهبتهای حکیمانه و معنویی هستند.

https://i2.wp.com/graphicleftovers.com/images/member/1233/StarChild.jpg

کودکان نیلگون، پرتو نیلی رنگ دارند که نشاندهنده ی موهبتهای روشن بینی و شفادهی است. آنها همچنین به بعدهای چهارم و پنجم آگاهی دسترسی دارند، در حالیکه بیشتر انسانها تنها به بعد سوم و چهارم راه دارند. این دسترسی به بعدهای بالاتر به همراه موهبت پرتو نیلی روح، به این معناست که نیلی ها ذاتاً، باهوش تر، حساس تر و روشن بین ترند. آنها خلاق بوده و اغلب قادرند به راحتی به نیمه ی راست و چپ مغز دست یابند که به آنها ذوق هنری و در عین حال مهارت در زمینه های مرتبط با تکنولوژی و ماجراجویی می بخشد.

از طرف دیگر کودکان بلورین، عمدتاً پرتوی طلایی رنگ تناسخ و تکامل را دارند. آنها در بعد ششم آگاهی تولد یافته اند و قابلیت این را دارند که به سرعت به بعد نهم آگاهی کامل مسیحا راه یابند و بعد، به بعد سیزدهم که نمایانگر آگاهی کائنات است.

موجودات بلورین با این موهبتها و توانایی ها، بسیار قدرتمند و خلاق هستند. بسیاری از آنها پرتوهای طلایی و سرخ رنگ دارند که آنها را استاد خلق کردن به ویژه در زمینه های نور و صوت، می سازد. آنهایی که پرتو نیلی – نقره ای دارند نیز «مادران» و «الهه های» این سیاره هستند و ارتعاشات مؤنث شفادهی و باروری دارند. افراد دارای پرتو قرمز- طلایی، ارتعاشات مذکر تجسم گری دارند و اغلب رهبرانی با درکی پویاتر می باشند.

لی کارول و جین توبر، 10 ویژگی کودکان نیلگون را شناسایی کرده اند :

آنها با احساسی از جلال و شکوه و شاهانه به این دنیا می آیند (و اغلب اینگونه رفتار می کنند)

آنها احساس می کنند «برای بودن در اینجا، سزاوارند» و از اینکه دیگران این احساس را ندارند تعجب میکنند.

ارزش شخصی خود، مسئله ی مهمی نیست، آنها اغلب به والدین می گویند «آنها کی هستند».

آنها با اقتدار محض مشکل دارند (اقتدار و صلاحیت بدون توضیح یا گزینش).

به سادگی، یک سری از کارها را انجام نخواهند داد، به طور مثال، منتظر ماندن در صف برای آنها مشکل است.

نظام های مربوط به تشریفات و رسوم مختلف که محتاج خلاقیت و نوآوری نیستند، آنها را سرخورده می کند.

اغلب هم در خانه و هم مدرسه، روشهای بهتر انجام امور را تشخیص می دهند که موجب می شود، «سنت شکن» به نظر آیند (از هیچ نظامی پیروی نمی کند).

به نظر غیراجتماعی می رسند مگر آنکه با افرادی همانند خود باشند. اگر افراد دیگری با آگاهی مشابه در اطرافشان نباشند، اغلب گوشه گیر و درونگرا می شوند، احساس می کنند سایر انسانها آنها را درک نمی کنند. به خاطر معاشرت و مردم آمیزی، مدرسه اغلب برایشان بسیار دشوار است.

آنها به نظام تربیتی که «گناه و تقصیر» به دنبال دارد واکنش خوبی نشان نمی دهند. («صبر کن پدرت بیاد و ببینه چه کار کردی»)

– از اینکه نیازهایشان را ابراز کنند خجالت نمی کشند.

.

ویژگی های کودکان بلورین :

عموماً سال 1995 به بعد به دنیا آمده اند.

چشمانی بزرگ با نگاهی به شدت خیره کننده دارند.

شخصیتی پرجاذبه و گیرا داشته و بسیار با محبت هستند.

دیر به حرف می آیند (3 یا 4 سالگی) و گرایش زیادی به کلام آهنگین دارند و ممکن است پیش از صحبت کردن، آواز بخوانند.

از تله پاتی و زبان اشاره ای که خود ابداع کرده اند برای برقراری ارتباط استفاده می کنند.

ممکن است مبتلا به اوتیسم و سندرم اسپرجر تشخیص داده شوند.

آرام و متین، دوست داشتنی، مهربان و بخشنده هستند.

بسیار حساس و همدل هستند.

با طبیعت و حیوانات ارتباط نزدیکی دارند.

نشانه هایی از شفادهی بروز می دهند.

به کریستال ها و جواهرات بسیار علاقه مند هستند.

اغلب در مورد فرشته ها، ارواح نگهبان و خاطرات زندگی گذشته صحبت می کنند.

به شدت هنرمند و خلاق هستند.

غذاهای گیاهی و آب میوه ها را به غذاهای معمولی ترجیح می دهند.

ممکن است سیاحان و کوه نوردانی بی باک باشند با احساس شگفت انگیزی از تعادل.

آنها عاشق رنگها هستند. رنگارنگ لباس می پوشند.

به محیط (می تواند غذا و افزودنی ها را هم شامل شود)، فضاهای انرژی، واکسن ها، مواد شیمیایی و آفت کش ها و حشره کش ها، سر و صدا، جریان های الکتریکی (مثلاً ساعت ها از کار می افتند) بسیار حساسند و همچنین به لحاظ احساسی نیز نسبت به آنچه اطرافشان روی می دهد حساسیت نشان می دهند.

احساس آسیب پذیری و بی دفاعی دارند ولی همچنان از درون قوی هستند. اراده و عزمی راسخ دارند زمانیکه بر روی چیزی متمرکز می شوند.

توانایی ذاتی برای پرده برداری از ترس افراد  دارند. به نظر می رسد می توانند بفهمند در سر و قلب کسی چه می گذرد.

اغلب چشمانی بزرگ و شفاف دارند. در عکس ها یا زمانیکه به شما نگاه می کنند، چشم ها برجسته و چشمگیر هستند. گاهی احساس می کنید که انگار به درون شما نفوذ می کنند.

https://i2.wp.com/2012rising.com/images/88.jpg

کودکان نیلگون و بلورینی که به این سیاره می آیند تحت عنوان «کودکان ستاره ای» شناخته می شوند. این نام اغلب به این خاطر است که ارواح آنها بیشتر در ستاره های دیگر خانه دارد و پیش از این روی زمین تناسخ نیافته اند. آنها در این زمان، به عنوان یک گروه «مأموریت ویژه» به منظور کمک به زمین و ساکنانش برای انتقال و تولد دوباره به صورت یک «زمین جدید» با بعدی بالاتر، به اینجا می آیند.

در حالیکه این موجودات، شبیه انسانهای معمولی به نظر می رسند، در حقیقت به حیطه ی وسیعتری از قابلیتهای انسانی دسترسی دارند. آنها نسبت به اینکه چه کسی هستند، هوشیارترند، به بازشناسی اصل و منشأ الهی شان نزدیکترند.افراد نیلی و بلوری، این ارتعاشات را به این سیاره می آورند تا با دیگران سهیم شوند. آنها، تنها با حضورشان، به دیگران کمک می کنند به این ارتعاشات جدید منتقل شده و همچنین به روی توانایی های بالقوه شان گشوده شوند.

افراد بسیاری که از بعد سوم آگاهی اصلی شان به مرحله ی نیلگون و بلورین منتقل شده اند، اکنون قادرند پرتو زرین تکامل را در چاکرای هشتم شان حفظ کرده و به ایجاد قالبی برای خلق زمین جدید کمک کنند. روشن بین ها به وضوح می توانند این ارتعاش نور طلایی را در هاله ی آنها ببینند.

کودک بلورین آتی، «بلور رنگارنگ» (Rainbow Crystal) نامیده خواهد شد که یک موجود بشری کاملاً تکامل یافته از بعد سیزدهم هستی است. می تواند تمامی پرتوهای تناسخ و تکامل را درون فضای ارتعاشات شان، حمل و منتقل کنند. در حال حاضر موجودات بلور رنگارنگ روی سیاره ی زمین وجود دارند، اما برای رسیدن به نهایت توانایی هایشان زمان لازم است.

.

:: منابع

starchild.co.za

allaboutindigos.com

mastersinstitute.org/indigo.html

crystalinks.com/indigochildren.html

en.wikipedia.org/wiki/Indigo_children

منبع :    http://ooust.wordpress.com

.lll

مردم ستاره اي

مردم ستاره اي

بذر ستاره ای : Star Seed
همه انسانهایی که روی زمین متولد می شوند لزوما اهل زمین نیستند. بعضی ها از سیارات و تمدنهای دیگری ( از کائنات دیگری) وارد شده اند و اگرچه با بدنی شبیه سایر انسانها دیده می شوند اما در حقیقت بسیاری از آنها شکل و صورت انسانی ندارند. بسیاری از آنها شباهت به حیوانات و موجودات مختلف دیگری دارند که اگر چه انسان به چشم می آیند اما با کمی دقت میتوانید شباهت چهره آنها را با یکی از حیوانات یا حشرات ببینید. بسیاری از آنها به سوی همان حیواناتی جذب می شوند که به آن شباهت دارند. مثلا افرادی که شباهت به دلفین دارند عاشق دلفینها هستند. برخی چهره ای شبیه مار دارند و به خزندگان علاقه نشان می دهند..الی آخر.


به غیر از این علائم دیگری هم هستند که یک فرزند یا بذر ستاره ای را از سایر انسانها متمای می کنند:
– حس تنهایی شدیدی دارند.
-احساس می کنند که متعلق به این مکان و این خانواده زمینی نیستند. یعنی شباهتی چه از نظر ظاهری وچه از نظر اخلاقی با مردم عام زمین ندارند.
-عاشق ستارگان هستند و حس می کنند که خانه واقعی شان جای دیگری است اما نمی توانند به خاطر بیاورند که کجاست.
-از سنین پایین شروع به زیر سوال بردن رفتار و زندگی زمینی می کنند. به قول معروف مثل گاو پیشانی سفید همه جا از دیگران متمایز هستند.
-علاقه زیادی به متافیزیک دارند و جواب سوالهایشان را در آن می جویند.
-اکثر فرزندان ستاره ای صورتی شبیه مادرشان دارند اما سایر مشخصات فیزیکی شان مانند پدرشان است ( یا برعکس) بستگی دارد که کدام والد واقعی باشد.
-درجه حرارت بدنشان همیشه پایین است و طاقت تحمل گرما ندارند.
-اکثر این انسانها دارای یک فاکتور خاص هستند و آن داشتن ژن مخصوص کریستال است. ژن کریستال فقط در فرزندان ستاره ای وجود دارد که برای برنامه ریزی ژنتیکی در هنگام معراج است. ( معراج یا متعالی شدن که قبلا در مورد آن صحبت شده.) زمانیکه این ژن فعال و متجلی شود درک حامل از وقایع اطرافش بالا رفته و قادر به دیدن و صحبت با موجودات سایر ابعاد و جهانها می شود.

والدین فرزند ستاره ای:

غالبا فرزندان ستاره ای دارای سه والد هستند. این شامل پدر و مادر زمینی و یک والد غیر زمینی می شود. مثلا ممکن است پدر واقعی غیر زمینی باشد که در این صورت پدر زمینی یک پدر خوانده محسوب می شود. البته مواقعی هم هست که فرزند ستاره ای دارای دو یا سه والدین غیر زمینی است که هر کدام بخشی از DNA خود را به فرزند بخشیده اند.

قراردادی بین والدین زمینی و غیر زمینی بسته شده که طبق آن والدین زمینی فرزند را دوست بدارند. گاهی اوقات هم هست که والدین زمینی خودشان فرزند ستاره ای هستند.
فرزند ستاره ای غالبا شبیه والدین زمینی اش طراحی می شود تا راحتتر در جمع خانواده پذیرفته گردد. در اکثر موارد والد غیر زمینی از نژاد انسانی نبوده چرا که گونه انسان جزو کمیابترین گونه ها در کائنات است.
دلیل این تولدهای برنامه ریزی شده چیست:
فرزندان ستاره ای در روی زمین نماینده تمدنهای خود هستند. هدفشان ساخت الگوهای جدید برای حل مشکلات روحی دنیای خودشان است.. مشکلاتی که تکامل روحی ساکنین سیاره خودشان را به تاخیر می اندازند.
طبق برخی گزارشات غیر رسمی ١۴۴ هزار تمدن مختلف افراد خود را به عنوان فرزندان ستاره ای به زمین می فرستند. این تمدنها به دقت افراد خود را زیر نظر دارند. والدین واقعی که ساکن دنیای دیگری هستند غالبا نقش راهنما و فرشته نگهبان و استاد معنوی را برای فرزندان خود روی زمین دارند. به همین دلیل است که اکثر فرزندان ستاره ای تجربیاتی از ملاقات با موجودات نامرئی از سنین خردسالی دارند. چرا که خانواده غیر زمینی آنها از راههای مختلفی برای ارتباط استفاده می کند. این دلیل دیگری برای حضور سفینه ها و کشتیهای فضایی بسیار زیادی در مدار زمین است.

ارواح وارد شده (مهمان): Walk-ins
ارواح وارد شده یا اشغالگر اصطلاحی است که در مباحث قبلی به آن اشاره کردیم. همیشه این ورود خوشایند نیست بنابراین تمام ارواح وارد شده به عنوان روح مهمان شناخته نمی شوند بلکه بسیاری از آنها ارواح اشغالگری هستند که به دلایل کاملا خودخواهانه وارد بدن انسان می شوند. به عنوان توضیح بیشتر باید اضافه کنم که این ارواح مردم ابعاد دیگر هستند که وارد بدن یک شخص زمینی می شوند. برخی معتقدند که قراردادی به این منظور با صاحب بدن زمینی در زمان قبل از تولد بسته شده و این عمل با رضایت میزبان صورت می گیرد. ( توضیح از مهر : «ارواح وارد شده وارد بخشی از کالبد انسان می شوند . این کالبد می تواند اثیری ، علی ، ذهنی و .. باشند . روشن است که رویت این کالبدها با جشم فیزیکی و بدون تمرینات کافی ممکن نیست .
بعد ازورود این ارواح عملیات آنها شروع می شود . انسان دچار حالتهای عجیب و غریبی می شود مثل خشم آنی ،میل به خرابکاری ، شهوت زیاد ، دیدن کابوس و … هدف اصلی آنها تسخیر روح وبعد جسم انسان است . کالبدها مثل حفاظ روح عمل می کنند . وقتی آسیب دیدند روح هم آسیب می بیند و به اصطلاح تسخیر می شود . این تسخیر شدگی بعدها روی جسم هم اثر می گذارد وبه اصطلاح آن را دفرمه ( بد ریخت ) می کند . نهایت کار جنون است . بیشتر انسانها با اشتباهاتی که مرتکب می شوند باعث ورود اینها می شوند . اگر به بیمارستان روانی سری بزنید می توانید انبوهی از این نوع انسانها را ببینید
«.)
بعضی از این ارواح وارد بدنهای جوان می شوند. دلیلش این است که روح فردی که وارد بدن زمینی می شود به قصد تجربه احساسهای کودکی و نوجوانی وارد شده است و درک آنها برای مراحل بالاتر ماموریت این ارواح لازم بوده است.
آیا این ارواح زندگی قبلی خود را به یاد می آورند:
خاطرات ارواحی که وارد جسم کودکان می شوند تا سن بزرگسالی پنهان هستند ولی بعد از بیست سالگی غالبا خاطراتی از گذشته با یاد می آورند.
اما اکثر ارواح به بدن انسانهای میانسال وارد می شوند. این به آن دلیل است که می خواهند از تجربیات زندگی و پختگی افکار روح زمینی هم استفاده کنند.
انواع ارواح وارد شده:
١- مواردی که تبادل کامل انجام شده. یعنی روح میزبان بدن را ترک می کند و روح مهمان وارد آن می شود.
٢-مواردی که روح میزبان برای مدت کوتاهی همراه روح مهمان باقی می ماند و با او ارتباط دارد.
٣-مورد آخر بسیار نادر و کمیاب است و آن حالتی است که روح میزبان بدن را موقتا ترک می کند تا روحی از دنیای دیگر وارد بدن او شود و خوش نیز وارد بدن روح مهمان در دنیای دیگر می شود و به جای او فعالیت می کند تا زمانی که کار روح مهمان در اینجا تمام شود و دوباره به بدن خودش بازگردد. این تبادل در میان شفادهندگان و جادوگران دنیای قدیم رواج داشته است که برای داشتن مهارتی نیاز به کمک روح شخص دیگری از دنیای دیگری داشتند و این تبادل را به مدت چند ساعت انجام میدادند.

علائم یک روح مهمان:
-معمولا پس از رخ دادن یک حادثه تلخ مانند بیماری یا تصادف ماشین و بیهوشی این تبادل صورت می گیرد و شخصی که به هوش آمده تا حدود زیادی با شخص قبل از تصادف تفاوت دارد. اکثر تعویضات روحی زمانی رخ می دهند که فرد بیهوش باشد یا از خود بیخود باشد.
-درد شدید و ناگهانی در گردن و شانه ها که قبلا سابقه نداشته علامت ورود روح دیگری به بدن است.
-در میان افراد خانواده احساس بیگانگی می کند و خانواده هم حس میکنند که او دیگر خودش نیست.
-از دست دادن بخشی از حافظه و مشکل در حرف زدن.
-تغییر ناگهانی علایق نسبت به انواع غذا یا لباس پوشیدن یا رنگهای مورد علاقه.
-از دست دادن ناگهانی انگیزه و علاقه به شغل و سرگرمیهایش. جایگزین شدن آنها با علاقه شدید به ماورا و کارهای عرفانی.
-تغییر ناگهانی رفتار با اعضای خانواده و دوستان. به اتمام رسیدن رابطه زناشویی و ایجاد روابط جدیدتر با دیگران.
-طلاق در این موارد در عرض ٢ سال بعد از وارد شدن روح مهمان صورت می گیرد.
-داشتن این تفکر که دارای ماموریت و وظیفه مهمی هستند اما دقیقا آن را به خاطر نمی آورند.
-برخی از آنها خاطرات روشنی از زندگی خود در کشتی فضایی و سیاره مادر خود دارند.
-معمولا همه آنها ژن کریستال دارند.
توجه داشته باشید که صرفا داشتن یک یا چند علامت به معنی تعویض روح فرد نیست بلکه باید تمام شرایط ذکر شده بالا در عرض مدت بسیار کوتاه و پس از بیهوشی صورت گرفته باشد تا بتوان نتیجه گرفت که روح کسی تعویض شده است.

نقش این ارواح چیست:
ارواح مهمان کار سخت تری نسبت به فرزندان ستاره ای دارند چرا که اکثر زندگی خود را در دنیای متفاوتی گذرانده اند و بعد ناگهان به زمین آمده اند تا بخش آخر زندگی خود را طی کنند. این ارواح اگر صلح جو باشند به صورت راهنما و انسانهای با استعداد از اواسط میانسالی شروع به پیشرفت در زندگی و کار می کنند و رفتار بسیار متفاوت و متعالی دارند. اما اگر ارواحی باشند که از راههایی مانند جادو و تسخیر به این دنیا دعوت شده اند می توانند ایجاد دردسرهای زیادی برای خانواده و اطرافیان فرد بکنند علاوه بر اینکه باعث مرگ زودرس روح میزبان نیز می شوند. در برخی موارد اگر طلسم خیلی قوی نباشد روح میزبان فقط به گوشه ای رانده می شود اما به قتل نمی رسد و در صورت باطل شدن سحر می تواند دوباره به بدن خود برگردد.

کارگران نور: Light Workers
کارگران نور مردمی هستند که تصمیم دارند به معراج و متعالی شدن همه سکنه زمین کمک کنند. کسانی هستند که در زمینه های روحی بسیار فعال هستند.
همگی کارگران نور از فرزندان ستاره ای و ارواح مهمان نیستند. برخی از آنها انسانهای اتری از نژاد سریانی Sirians و آریونی Orions هستند که همگی بازماندگان سیاره زمین قدیمی (لیران Lyran) می باشند و پس از اولین جنگ بزرگ کهکشانی First Great Galactic War به سیارات دیگر کوچ کردند.

علائم کارگران نور:
– بیداری و آگاهی روحی را تجربه می کنند.
– علاقه و اتصال زیادی با سیاره زمین دارند و میل راوانی به کمک کردن به آن.
-ادامه دارد.
منابع: Star People By Brad Steiger
books by Jelaila Starr :We are the Nibiruans
Return of the 12th Planet
The Mission Remembered

__________________


با توجه به مشخصاتی که از بذر ها و فرزندان ستاره ای گفتیم شاید به نظر بیاید که افراد زیادی در این مجموعه قرار می گیرند و از میان آنها بسیاری به دنبال رسیدن به حقیقت نیستند بلکه شغلهایی دارند که ارتباطی با عرفان و رستگاری ندارد. برای روشن شدن این مسئله باید بگویم که :
١- صرفا شباهت ظاهری به موجودات غیر انسانی به معنای آن نیست که فردی غیر زمینی است. بسیاری از گونه های غیر زمینی که از دوران باستان اینجا سکونت دارند و زاد و ولد کرده اند امروزه در میان ما زندگی می کنند و من فکر می کنم که پس از هزارن سال سکونت در این سیاره باید آنها را زمینی قلمداد کنیم چرا که آنها از سفر به دنیاهای خود محروم هستند و تمام خصوصیات انسانی را بر اثر ادغام شدن با زمینیان به ارث برده اند.
در دوران مهد کودک من دوستی داشتم که چهره و فرم صورتش کاملا با حشره ای به نام راهبک مطابقت داشت و حتی باعث ترس برخی از بچه ها می شد. یا همکلاسی هایی داشتم با چشمان بی نهایت بزرگ مانند نژاد خزندگان ولی غالبا شباهتها به شیر- گربه و میمون بسیار بود و هست. بنابراین جدای از مسئله بذرهای ستاره ای مقوله دیگری هم هست و آن مخلوط شدن ژنوم زمینیان با انواع و اقسام مسافران فضایی در طول صدها هزار سال است و معروفترین آن داشتن چشمهای آبی و سبز و موهای بور است که از غیر زمینیان به ما رسیده است.
٢- بسیاری از این افراد تا میانسالی متوجه نمی شوند که انسان نبوده بلکه متعلق به گونه های دیگر هستند. تعدادی از آنها که این مسئله را می دانند امکان ندارد نزد شما و من اعتراف کنند. بنابراین بسیاری از کودکان و جوانانی که دارای مشخصات ستاره ای هستند تا سنین بالا موفق به دریافت و درک وظایف خود نیستند. دلیل آن محدود بودن قوای بدن انسانی و پایین بودن فعالیت مغزی در انسانها به اضافه مشکلات حاشیه ای زندگی در زمین ( از قبیل مشکلات اقتصادی- اجتماعی- اخلاقی- فیزیکی و خانوادادگی )است.
٣- حضور یک بذر ستاره ای روی زمین لزوما به این معنا نیست که او فرد خوب و قابل اعتمادی خواهد بود. ( خوب بر اساس معیار زمینی). بسیاری از این بذرها با ماموریتهای خاصی آمده اند و از هیچ کاری برای رسیدن به هدف خود فروگذار نمی کنند. همه این بذرها برای بهتر کردن شرایط زمین نیامده اند بلکه وظیفه آنها مربوط به سیاره و دنیای خودشان است. گاهی اوقات در این میان سودهایی برای زمینیان در نظر گرفته می شود تا از این مردمان ستاره ای به خوبی و نیکی یاد شود.

چالشهای فرزندان ستاره ای:
زندگی روی زمین برای ساکنین بومی طاقت فرساست چه برسد به موجوداتی آگاه و پیشرفته که مجبور باشند در یک قفس کوچک به نام جسم -خود را محبوس کنند. اما برای درک برخی مفاهیم که فقط روی این سیاره وجود دارند لازم است که این ارواح مدتی را در اینجا سپری کنند تا به چیزهایی مانند درد- گرسنگی – تشنگی – بیماری و یتیمی و …پی ببرند. هر روح بسته به مدت زمانی که برای دریافت معانی لازم دارد در این دنیا می ماند. برخی از ارواح بلافاصه بعد از ورود و در نوزادی اینجا را ترک می کنند چرا که نیاز آنها فقط درک و دیدن زندگی نطفه و تولد بوده است. به همین ترتیب تا هر مرحله ای از زندگی زمینی را که برای کامل کردن تحقیقات خود نیاز دارند طی می کنند و پس از اتمام کار از اینجا می روند.
این افراد کودکی بسیار سختی را می گذرانند. غالبا مواردی مانند تنهای- بی اعتنایی و سوء استفاده شدن را تجربه می کنند. ترسهای زیادی را از بچگی با خود دارند. اگرچه که قبل از تولد از همه این موارد آگاه بودند اما پس از تولد به دلیل محدودیتهای فیزیکی ( عدم تکلم- عدم توانایی در راه رفتن و فهمیدن زبان و…) قادر به کنترل ضعفها و ترسهای خود نیستند.
قبلا به دلیل ورود این بذرها به زمین اشاره کردیم : حل مشکلات دنیای خودشان
برخی از این دنیاها مورد هجوم تمدنهای دیگر هستند. برخی در چاله ای از زمان حبس شده اند و قادر به خروج از آن نیستند. برخی به دلیل ادغام شدن با کائنات و پیشرفت روحی توانایی تولید مثل خود را از دست داده اند و در حال انقراض هستند. سایرین دچار DNA ناقص هستند و نسلهای ضعیف و ناقصتری را به وجود آورده اند. از آنجا که به بن بست رسیده اند و قادر به حل این مشکلات نیستند به سوی زمین می آیند و جوابهای خود ا در اینجا جستجو می کنند.
زمین سیاره ای است که این مهلت را به آنها را می دهد که در زمان به عقب برگردند و تغییراتی را در دنیای خود ایجاد کنند تا این مشکلات هرگز برایشان رخ ندهد. در این میان DNA آنها با زمینیان می آمیزد و برای همین است که ساکنین زمین دارای کدهای ژنتیکی بسیار متنوعی هستند که از هزار گوشه کائنات جمع شده اند. حتی گونه هایی که دیگر در جهان منقرض شده اند را می توان در زمین یافت. در این کدهای ژنتیکی تمامی تاریخچه زمانی و مکانی کل کائنات ضبط شده و در واقع کتاب تاریخی است از همه ارواحی که به اینجا مسافرت کرده اند.
چگونگی فرستادن بذرها به زمین:
هر دنیایی که نیاز به فرستادن بذر ستاره ای دارد درخواستی را به همراه برنامه ای که برای هر روح در نظر دارد به کنسول کهکشانی می فرستد. قرارداد بر این است که هر روح در ازای فرستاده شدن به زمین باید به دنبال چاره و حل مشکلات دنیایش باشد. بزرگترین نقص این است که پس از تولد تمامی خاطرات آنها از یادشان می رود. بنابراین باید راهی پیدا کرد که ماموریت را به آنها یادآوردی نماید. در بسیاری موارد خواهر و برادران یک خانواده همگی از یک خانواده غیر زمینی آمده اند و با هم ارتباط خوبی دارند.
این ارواح از میان میلیونها سکنه سیاره خود برای انجام ماموریت انتخاب شده اند. ملاک این انتخاب هنوز روشن نیست ( شاید پارتی بازی !)

چالشهای کارگران نور و ارواح مهمان :
هر فردی که تشنه دانستن در مورد عوالم پنهان است و راه روحانی را برای زندگی اش انتخاب می کند و خود را وقف گسترش حقیقت – آگاهی -متافیزیک در میان زمینیان می کند یک خدمتکار نور محسوب می شود. غالبا بذرهای ستاره ای و ارواح مهمان این نقش را بر عهده می گیرند اما در برخی موارد یک فرد زمینی هم می تواند به این درجه از آگاهی روحی برسد.
این افراد یک سیر تکاملی را در زندگی طی می کنند به این ترتیب که از سن خاصی شروع به یادگیری اصول ادیان مختلف کرده و کم کم به دنبال دلایل منطقی برای رد کردن آنها می پردازند. دچار سردرگمی می شوند.گاهی طرف نور را میگیرند گاهی طرف تاریکی را بر می گزینند و مرتب در این میان بالا و پایین می روند و نتایجی را که گرفته اند بررسی می کنند. در این میان دچار مشکلات عمده در روابط و دوستیهای خود می شوند. به سر و وضع و سلامت خود فکر نمی کنند و به فکر پول در آوردن هم نیستند.
احساسات و عواطف آنها غالبا با عقاید زمینی تفاوت دارد و به همین دلیل سوء تفاهمهای زیادی بین آنها خانواده و دوستانشان پیش می آید. برای مثال اکثر آنها توانایی برقراری ارتباط با زمینیان را ندارند.خانواده و جامعه آنها را بخاطر برگزیدن راه متفاوت سرزنش می کنند . افکار و اهداف آنها را زیر سوال برده و مسخره می کنند. زمینیان آنها را برای درک نکردن احساساتشان مقصر می دانند.
متاسفانه سختترین چالش در برابر این افراد یاد گرفتن راهی برای ارتباط با فرهنگ و امیال زمینیان است. آنها در این زمینه دچار ضعف هستند و همیشه در جمع تنها می مانند چون تعداد افراد مشابه آنها بسیار کم است.

براد ستیگرBrad Steiger در کتاب مردم ستاره ای مشخصات جامعتری از این دسته افراد ارائه می دهد:
-۶۵% زن و ٣۵% مرد هستند.
-چشمهای با نفوذ دارند.
-کاریزماتیک و جذاب هستند.
-به برق و میدانهای برقی بسیار حساسند.
-دمای بدنشان همیشه از نرمال پایینتر است
-سینوزیت مزمن دارند
-حساسیت شدید به صدا- نور و بو دارند
-مفاصل ورم کرده و دردناک دارند
-درد در پشت گردن
– حالشان در رطوبت بالا بد می شود
-از یک بیماری مرگبار جان سالم به در برده اند
-دچار تصادف و واقعه ای تلخ شده اند
-احساس می کنند که باید ماموریتی را به پایان برسانند
-احساس یکی بودن با کائنات را دارند
-مشکلات عمده در بیان افکار و احساسات خود دارند
-تمام آنها به حیات روی سیارات دیگر ایمان دارند
-باور دارند که قبلا روی سیاره دیگری در جهان دیگری زندگی کرده اند و خاطرات خود را به یاد می آورند
-از سنین پایین ارتباط با موجودات غیر زمینی یا شخصیتهای اسطوره ای و دینی را تجربه کرده اند.
-موجودات فضایی را ملاقات کرده اند.
-قدرت تله پاتی با این موجودات را دارند.
-پیامهایی را از فرکانسهای بالا دریافت می کنند.
-حتما تجربه خارج شدن از بدن یا فرا فکنی دارند.
-احتمالا مرگ را از نزدیک لمس کرده اند
-به وجود فرشته نگهبان و راهنما باور دارد
-عقیده دارند که بعد از ظهور یک شخصیت مقدس به آنها برکت داده شده
-یک تجربه دینی مهم دارند
-به یک خالق یا منبع انرژی جهانی اعتقاد دارند
-به معجزه باور دارند
-در کودکی دوستان نامرئی داشته اند
-یک جن یا پری را ملاقات کرده اند
-دیدن روح را تجربه کرده اند
– از وجود دنیاهای دیگری به موازات این دنیا مطلع هستند
-با فرد فوت شده ای ارتباط داشته اند
-به تناسخ باور دارند
-خاطرات زندگی گذشته یا خاطراتی از دنیای موازی را به یاد دارند

-قدرت انرژی درمانی بر روی خود یا دیگران را دارند
-در طول مدیتیشن نور سفیدی دیده اند
-تجربه دیدن آینده و شنیدن صداهای دور را دارند
-پیشگوییهایی کرده اند که درست از آب درآمده
-هاله انرژی را می بینند.

اخلاق در فرزندان ستاره ای:

فرزندان ستاره ای غالبا در کودکی دچار افسردگی می شوند. دلیل آن بیزار شدن از سیستمهای زمینی است. این ارواح پیشرفته معیارهای سنجش زمینی را برای نظم و انضباط یا هوش و احترام گذاشتن به قوانین قبول ندارند.
نظم داشتن در میان این کودکان بسیار نادر است چرا که به چنین مسائل جانبی کمتر توجه می کنند و هدفشان پیدا کردن راه بزرگتری در زندگی است. این کودکان به هیچ وجه نرمال نیستند و با سایر کودکان زمینی کنار نمی آیند. اما غالبا بعد از فشارهایی که سیستم تحصیلی اجباری بر آنها وارد می کند ناچار می شوند هدفهای والای خود را فراموش کنند و تن به خواسته های نظام رایج بسپرند.
اخلاق آنها بارها در طول روز تغییر می کند. برخی روانپزشکان آنها را چند شخصیتی فرض می کنند.
برخی از این کودکان از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند.
از دیگر مشخصات این کودکان این است که می توانند هم زمان چندین کار را به طور موفقیت آمیز انجام دهند. مثلا در حال گوش دادن به موسیقی مسائل ریاضی را حل کنند و همزمان به تلویزیون و صحبتهای پدر و مادشان هم گوش دهند. یا در یک زمان به چندین مقوله متفاوت علاقه نشان دهند و روی آنها کار و فکر کنند. در کل فرزندان ستاره ای مغز پر گنجایش و روح تشنه ای دارند و مداوم به دنبال نبردها و فعالیتهای بزرگتر در زندگی هستند.
توجه داشته باشید که کودکان زمینی نیز می توانند در حال تماشای تلویزیون ریاضی حل کنند. معمولا زمینیان سعی می کنند کارهای افراد موفقتر از خود را در کلاس تقلید کنند که همیشه نتیجه مثبتی به همراه ندارد.
باز هم توجه کنید که شاگر ممتاز بودن در مدرسه علامت ستاره ای بودن نیست. اغلب بچه های ستاره ای از درس خواندن لذتی نمی برند و سیستم آموزشی را زیر سوال می برند. فرزندان زمینی بر خلاف آنها بدون کوچکترین سوال یا مخالفتی در برابر دستورات سر خم می کنند.

بسیاری از این افراد در فهم و درک زبان و نوشتن الفبا و خط کشور خود دچار مشکل می شوند. به این معنی که برایشان بسیار بیگانه است و هیچ وقت هم به آن عادت نمی کنند. بسیاری از آنها با زبان دیگری احساس نزدیکی می کنند که در کشور خودشان صحبت نمی شود. همین مسئله نیز باعث می شود در ابراز افکار و احساسات خود به زبان مادری عاجز باشند اما اگر زبانهای دیگری یاد بگیرند می توانند به راحتی صحبت کنند.

پ .ن : اين مطلب ترجمه يكي از دوستان از سايتهاي مذكور است . با تشكر از شيرين خانم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: