بایگانی دسته‌ها: لموریا

تاریخچه تلوس-لموریا و آتلانتیس

تاریخچه تلوس-لموریا و آتلانتیس
از تلوس-لموریا و آتلانتیس چه می دانید؟

حدود ۲۶۰۰۰سال پیش نژاد بشر به تکنولوژی بسیار پیشرفته ای دست پیدا کردند.نوع انسان ، حقیقت جو و صادق بود و به نوعی عصر طلایی بشر به شمار میرفت.در آن زمان شکل کره زمین بسیار متفاوت بود و همچنین شکل و شمایل انسان های روی زمین.

سرزمین مادری بشر سرزمین لموریا Lemuria بود و مرکز اصلی آن کشور عظیمی به نام تلوس Telos.

در کنار آنها آتلانتیس Atlantis قاره ای بزرگ با تمدنی بی نهایت فراتر از آنچه تصور کنید رقیب علمی لموریا بود.

مردم زمین اگرچه بسیار پیشرفته بودند اما هنوز قدرت سفرهای فضایی را نداشتند…تا اینکه یک شب مردم تلوس شاهد فرود آمدن سفینه های عظیم و درخشانی از آسمان بودند.

بزرگترین تاریخ شناس و دانشمند تلوس زنی بود به نام بانوی خورشید Lady of the SUn. او به فرمان پادشاه لموریا به استقبال مهمانان فضایی رفت. این مردمان سیاره ی ونوس Venus(زهره) بودند که برای تبادل علم و دانش و با پیام دوستی به زمین آمده بودند.

مردم زهره با مردم زمین قراردادهای تجاری بستند و عصر جدیدی روی زمین شروع شد…اما دیری نپایید که راهبان و مذهبیان آن دوره تمدن را به انحراف کشیدند.آزمایشهای اتمی و ژنتیکی سبب به هم ریختن کدهای ژنتیک (DNA) شدند و موجودات وحشتناک و خطرناک زمین را اشغال کردند…رحم و دوستی و صداقت از زمین رخت بر بست و انسانها مطیع امیال و شهوات زشت خود شدند.

زمین به اواخر عصر طلایی خود نزدیک شده بود و دوره ای که قابل مقایسه با زمان فعلی ماست باید به پایان می رسید.گناهای بشر به صورت ویرانی و طوفان و سیل بر زمین نازل شدند تا سیاره را به دوره ای بالاتر صعود دهند.

بانوی خورشید از مردم ونوس درخواست کمک کرد.آنها تصمیم گرفتند که فقط انسانهای پاکی را که باقی مانده اند با سفینه های خود نجات داده و به زهره ببرند و مردم نادان و ناآگاه را باقی بگذارند تا هلاک شوند زیرا به اندازه ی کافی پیامبر و بشارت دهنده به آنها فرستاده شده بود و آنها راه کثیف خود را عوض نکرده بودند.

سفینه های ونوس زمین را به همراه انسانهای پاک ترک کردند در حالیکه مردم زمین با عصبانیت فریاد بر می آوردند که این انصاف نیست.

پیش از رفتن – دختر خورشید و دانشمندان ونوس تمام اسرار بشریت و دانشهای موجود را روی الواح فلزی ( از جنس تلونیوم Telunium) که هرگز از بین نمی رود برای بشر آینده باقی گذاشتند که هم اکنون زیر آب هستند و شاید در سالها ی آتی کشف شوند.

با رفتن سفینه ها تمام دانش و تمدن بشر از جمله قدرت پرواز-نامرئی شدن-تله پاتی و …. هم از بین رفتند و قاره ی عظیم آتلانتیس و لموریا به همراه ساکنینش به قعر آبها فرو رفتند.

منبع : ترجمه ی بخشی از مقدمه ی کتاب ؛ اسرار خفته در مکانهای مخفی ؛ نوشته ی جرج هانت ویلیام سن می باشد. این کتاب از مشهورترین و پر فروشترین کتابهای تاریخی و علمی غرب است که اسرار بسیاری را افشا کرده است.متاسفانه به زبان فارسی موجود نیست و نسخه ی انگلیسی آن کمیاب می باشد. Secret Places of The Lion by George Hunt Williamson

اطلاعات جنبی راجع به این مبحث:

لموریا در زیر آبهای اقیانوس پاسیفیک در نزدیکی قاره ی آمریکای شمالی کنونی قرار دارد. تمدن لموریا افسانه نیست بلکه توسط باستان شناسان کشف شده و باقی آن به زودی کشف خواهد شد.

سنگ نوشته ای از مونام بزرگترین تمدن لموریا مو MU بوده است که در ایالت آریزنا Arizona در آمریکای شمالی واقع شده و سنگ نوشته ها و معابد آن از زیر خاک بیرون آورده شده است.

This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 650×453.

ابعاد این تصویر کوچکتر شده است. برای مشاهده این تصویر در ابعاد واقعی اینجا را کلیک کنید. ابعاد واقعی این تصویر 650 در 453 با حجم 89 کیلوبایت است.

آتلانتیس سالها پیش توسط باستان شناسان شناسایی شد و همه ی تحقیقات نشان داد که این قاره در عرض چند ساعت و ناگهانی غرق شده است.برخی از نجات یافته گان با کشتی خو را به سواحل مصر کنونی رساندند و این اخبار از آنها به حای مانده است

این عکس بخشی از سرزمینهای غرق شده را در زیر اقیانوس نشان میدهد که می تواند متعلق به آتلانتیس یا مو باشد.

تمدن آتلانتیس اولین بار به طور جدی توسط مردی معمولی به نام ادگار کایس شناسایی شد.مردم آتلانتیس به گفته ی خودش با او تماس گرفته و مکان قاره را مشخص کرده و اطلاعات جالبی را فاش کردند.پیش از آن افلاطون Plato فیلسوف مشهور یونانی به این قاره اشاره کرده بود.(به کتاب مکانهای اسرار آمیز جهان مراجعه شود.)

جزیره ایستر Easter Islandبخشی از تمدن مو است که از آب بیرون مانده است.مجسمه های عجیب و غول آسای این جزیره هزاران توریست را مبهوت خود کرده.

به نظر می رسد قاره ی آتلانتیس حدود 500 هزار سال پیش برای اولین بار در اقیانوس اطلس نمایان شده است، از حدود 12 تا 15 هزار سال پیش به عنوان یک قاره ی علم گرا، تحقیقاتی و هنری به اوج خود رسیده است. بر خلاف آن «لموریا» (قاره ای دیگر در اقیانوس آرام) دارای پایه و اساس مذهبی قوی بوده که ریشه در فرهنگ مردم آن داشته است. لموریا به خاطر یک سری حوادث طبیعی توسط مادر طبیعت ویران شد، ولی آتلانتیسی های جاه طلب در نتیجه ی برخورداری از دانش انرژی اتمی و فیزیک هسته ای به دست خودشان نابود شدند.

بر اساس یافته های جدید، وقتی قسمت عمده ی قاره با انرژی الکترومغناطیسی محو شد، اکثریت ساکن آن به جز تعداد اندکی که به سوی بخش هایی از اسپانیا و مصر و یوکاتان در مکزیک گریختند، کشته شدند.

مسلما قدرت مطلق ویرانگر است. قبل از اینکه از این فراتر بریم، اجازه بدهید شواهدی مبنی بر وجود آتلانتیس که در وب سایت کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا ثبت نام کنید / وارد شوید
گزارش شده است، را بررسی کنیم.

1: در سال 1970 هرمی توسط دکتر «رمی براون» در سواحل «باهاماس» کشف شد. دکتر براون با چهار خواص دیگر جاده، گنبده ها، ساختمان های مستطیل شکن، ابزارهای فلزی نامشخص و مجسمه ای پیدا کردند که به مجسمه ی کریستال اسرار آمیز تکیه کرده بود که دارای هرم های مینیاتوری بود. ابزارهای فلزی و کریستال ها برای آنالیز شدن به دانشگاهی در فلوریدا منتقل شدند. چیزی که کشف شد این بود که کریستال ها انرژی عبور داده شده از میان خود را تقویت می کردند!

2: جاده ها و ساختمان های مخروبه؛ که در سواحل جزیره ی «بیبینی» در سال 1960 توسط عکس ها و گزارش های منتشر شده از سفر تحقیقاتی دکتر «مانسون» پیدا شده اند.

همچنین عکس های مشابهی از مخروبه های زیر آب در باهاماس گرفته شده است. از مخروبه های مشابهی نیز در مراکش عکس گرفته شده که 50 تا 60 فوت زیر آب است.

3: هرم عظیمی با یازده اتاق در اعماق ده هزار فوت زیر آب در وسط اقیانوس اطلس به کریستالی بسیار بزرگ در بالای آن گزارش شده است. (توسط تونی بلنک)

4: گزارش 1977 مربوط به یک هرم بزرگ یافته شده در کایسال باهاماس، حدود 150 فوت زیر آب.

هرم تقریبا حدود 650 فوت ارتفاع داشت. به طور اسرارآمیزی آبی که آنجا را احاطه کرده بود، توسط آب جوشان سفیدی که از سوراخ های موجود در هرم بیرون می زد؛ روشن می شود و به وسیله ی آب سبز رنگی احاطه شده بود؛ درحالی که در همه جای اقیانوس سیاهی بود.

5: یک شهر غرق شده حدود 400 مایلی پرتغال به وسیله ی فردی روسی به رهبری «ادریس استورا» کشف شد؛ با ساختمان هایی که از سیمان و پلاستیک خیلی محکم ساخته شده بود.

او گفته است که بقایای خیابان ها نشانگر این است که از مونوریل ها برای حمل و نقل استفاده می کردند. اون همچنین مجسمه ای را از آنجا بیرون آورده است.

آتلانتیس سه فاجعه بزرگ در تاریخچه ی خود داشته است؛ اولی حدود 500 هزار سال پیش، دومی حدود 25 هزار سال پیش و سومی که تمدن آن ها را نابود کرد حدود 12 هزار سال پیش بود.

انحراف قطبی موجب فشار آوردن بر قوه ای از زمین می شود و جا به جایی در سیاره زمین سبب بروز شکافی در بین قاره ها می شود، لموریا و آتلانتیس هر دو به علت کج شدن قطبین غرق شدند و در نتیجه آن سطوح وسیعی از کره ی زمین به اعماق آب فرو رفت.

ساکنین آتلانتیس انرژی الکترومغناطیس و جاذبه ای را آزمودند که یکی از دلایل اصلی این ویرانی بوده است. انحراف قطبی می تواند سبب فوران آتشفشان ها، زلزله و سبب مهاجرت یا پراکندگی جزیی در جمعیت ها بشود، اما این انحراف بزرگترین فاجعه در تاریخ کره زمین بود.

زندگی در اتلانتیس

فرضیه های بسیار زیادی در مورد نحوه ی زندگی آتلانتیسی ها وجود دارد. ما می دانیم که آن ها اساسا از لحاظ طبقاتی به دو طبقه تقسیم می شدند.

شهروندان متمول و برده ها. البته آنان قانون گذاران و انجمن های مخلتفی از مهتران و مشاوران داشتند که همه آن ها شامل طبقه شهروندان بودند. اکثر آن ها نسبتا متمول بودند. شاید قسمت عمده ی حقیقت این بود که طبقه بردگان نیز وجود داشتند. جالب است با برده ها خوش رفتاری می شد و به هوش آن ها احترام گذاشته می شد. در حقیقت طبق استاندارد امروزی آنان جزء طبقه متوسط محسوب می شدند و بعضی از آن ها ثروت سرشار داشتند. آتلانتیس یک تمدن سهل گیر بود و همه در نعمت های آن شریک بودند.

ساکنین قاره ی گم شده دارای طول عمر 800 ساله بودند و قد آن ها حدود 250 تا 370 سانتی متر بود. ممکن است فکر کنیم این افراد غول پیکر زایده ی تخیل باشند اما باستان شناسان هنگامی که بیش از دوازده اسکلت با قدی حدود 250 تا 370 سانتی متر را در مکان های مختلف در سراسر جهان پیدا کردند، شوکه شدند.

علاقه آتلانتیسی ها به فرهنگ و هنر در زندگی آنان تاثیرات ویژه ای داشت. آن ها همچنین در زمینه تکنولوژی بسیار پیشرفته بودند. پیشرفت چشمگیری که وقتی از کنترل خارج شد، آنان را به نابودی کشاند مردم قاره گمشده زمانی به دنبال کارهای خلاقانه مانند فلسفه، نویسندگی، مجسمه و پیکره سازی و نقاشی بودند. اما به تدریج به سوی صنعت گرایش پیدا کردند و به شدت مادی و تجاری شدند.

آن ها در زمینه تکنولوژی آن قدر پیشرفته بودند که امروزه حتی انسان ها نمی توانند رویای آن را بپرورانند. به عنوان مثال آتلانتیسی ها کامپیوتری را به کار می بردند که نه تنها اطلاعات را در حافظه اش نگهداری می کرد بلکه بر اساس منطق استقرایی و قیاسی قضاوت های ملموسی انجام می داد. به علاوه قسمت عظیمی از تکنولوژی آنان به بررسی صور مختلف انرژی اختصاص داشت. آنان نیروی جاذبه را مهار کردند و به طور تجربی و تفریحی نیروی الکترومغناطیسی را آزمودند و با به کارگیری کریستال های بزرگ و کوچک از آن ها برای متمرکز کردن انرژی استفاده کردند.

متاسفانه بسیاری از دانش و اطلاعات آنان از نظر ما برای همیشه از دست رفته است. آنان همچنین قدرت اتمی و نیروهای رادیواکتیو را در اختیار داشتند.

بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که آتلانتیس محل تجمع مهاجرانی از فضا بود. شاید چون متعلق به سیاره دیگری بودند می دانستند که چگونه از میدان جاذبه زمین استفاده کنند. آنان اتومبیل های هوایی داشتند، ماشین هایی با نیروی هسته ای و دستگاه هایی داشتند که تمام شهر را سرد یا گرم می کردند. آنان در مورد اتمسفر اطلاعات زیادی داشتند که قادر بودند توسط ماشین های یونیزاسیون قدرتمند اتمسفر را کنترل کنند. آنان کسانی بودند که راه ورود به مثلث برمودار را ساختند. همچنین قادر بودند وضعیت آب و هوا، زلزله و فوران آتشفشان ها را کنترل کنند.

آتلانتیسی ها باغ ها و آبراهه های حیرت انگیزی تقریبا شبیه به یک سیستم کانال،داشتند که از میان و اطراف بسیاری از شهر ها عبور می کرد. خانه ها و ساختمان های عمومی آنان از لحاظ زیبایی فوق العاده چشمگیر بود. عده ی زیادی در ساختمان های هرمی شکل زندگی می کردند. آتلانتیسی ها همچنین ماشینی برای تجدید حیات بدن داشتند، به وسیله ی عبور انرژی الکترومغناطیس از درون کریستال ها آن را به کار می بردند که در طول عمر تاثیر به سزایی داشت، چنانکه قبلا گفته شده طول عمر در آتلانتیس معمولا خیلی زیاد بود. به علاوه آنان از این ماشین برای تشخیص علت بیماری استفاده می کردند. مریض ها به تالاری منتقل می شدند و ماشین می توانست اورای (یک نوع بیماری) شخص را بخواند و با اشعه ایکس مغناطیس عکس بگیرد.

از اندام های مصنوعی در هنگام نیاز برای پیوند استفاده می شد اما در پایان، هنگامی که تمدن آنان به تباهی کشیده شد، به روشی باورنکردنی و خطرناک شروع به آزمایش بر روی حیوانات و انسان ها کردند حتی به جایی رسیدند که سعی داشتند انسان و حیوان را به هم بیامیزند.

همچنان که زمان به پیش می رفت، آتلانتیسی ها از فناوری خود نه تنها برای بهبود و جوان ماندن بلکه برای بدست آوردن قدرت بیشتر استفاده می کردند.

از آنجا که همه چه کوچک و چه بزرگ طمع داشتند تا توانایی خود را افزایش دهند؛ آنان نیز شروع به استفاده از کریستال ها برای تقویت فناوری خودشان و مبادلاتی برای دست یافتن به چیزهایی بهتر و بزرگتر کردند. به نظر می رسد بعد ها از قدرت کریستال برای اهداف نظامی و ویرانگر استفاده کردند.

قاره مو (لموريا)

قاره مو

MU نام یک قاره فرضی است که گفته می شود در یکی از اقیانوسهای زمین وجود داشته اما در طلوع تاریخ انسان ناپدید شده است . این نام توسط یک سیاح و نویسنده بنام Augustus Le Plongeon که کارش بازدید از تمدنهای قدیمی بود مطرح شد . او ادعا کرد که تمدنها یی چون مصرباستان و  Mesoamerica توسط پناهندگانی از مو که پیش از این در اقیانوس آرام قرار داشته بنیانگذاری شده .

 

این مفهوم توسط) James Churchward (1851-1936)  شناسانده شد به جامعه علمی و مورد بسط بیشتری قرار گرفت اما او مدعی شد که مکان اولیه قاره مو در اقیانوس آرام بوده است . امروزه دانشمندان به اطلاعات بیشتری درمورد مو و وقوع یک فاجعه عظیم وقابل ملاحظه و نابودی آن در کوتاه مدت دسترسی دارند .

علاوه براین مدارک وزین باستانشناسی و زبانشناسی و ژنتیک خلاف این ادعا را ثابت می کند که تمدنهای باستانی و بطور کلی دنیاهای جدید و قدیم خاستگاههای مشترکی داشته باشند . بنابراین نظر موارد بسیاری ارائه شده است که نشان می دهد این موضوع کذب است . البته این گروه طرفداران خاص خود را دارند .

اگربخواهیم شفاف تر حرف بزنیم باید بگوییم امروزه برخی مورا یک مکان افسانه ای می دانند ونه بیشتر و این موضوعی است که توسط مذهبیون وروحانیون در کتابهایشان مطرح می شود .

تصوری از یک تاریخچه

Augustus Le Plongeon

ایده مو زمانی برای اولین بار توسط Augustus Le Plongeon (1825-1908) پس از تحقیقات او در مورد قوم مایا در خرابه های  Yucatanمطرح شد . او پس از ترجمه نوشته ای قدیمی مایا در یوکاتان ادعا کرد که تمدن مایا بسیار قدیمی تر وبزرگتر از تمدنهای یونان ومصراست .

Le Plongeon اسم مو را کشف کرد چون قبلا این اسم توسط Charles Etienne Brasseur de Bourbourgکه از متون قدیمی Troano والفبای لاندا استفاده کرد ه بود بد ترجمه شده بود .

Brasseur به این اعتقاد رسیده بود که مو یعنی قاره ای که بر اثر یک فاجعه به زیر آب فرورفته است . Le Plongeonتلاش می کرد تا بفهمد این قاره که گفته می شود در اقیانوس فرورفته است در کجای اقیانوس آرام فرورفته و موقعیتش کجاست .

اگر در جهت غربی سفر کنید در اقیانوس آرام به جایی خواهید رسید که تصور می شود زمانی یک زندگی غرور آمیز جریان داشته . در سرزمینی بنام مو . زمانی بود که هنوز این قاره با فرمانروای خشم غضب وآتش ملاقات نکرده بود و خانه ای امن محسوب می شد . هنوز مانده بود تا تبدیل به یک قربانی شود . این سرزمین توسط روحانی سولون توصیف شده است و غرق شدنش بوسیله آتشفشانها وزمین لرزه ها بوسیله Plato در Timaeusگفته شده و شرح آنها دراینجا تکرار مکررات است . 

Le Plongeonادعاکرد که تمدن باستانی مصر توسط ملکه Moo ازسرزمین نابود شده بنیانگذاری شد . پناهندگان دیگر به آمریکای مرکزی فرار کردند وتمدن مایا را بنیانگذاری کردند .در سال 1931 م James Churchward نمادی از مایا و تمدن مو را تصویر کرد او فاجعه ای را از آتشفشان و زلزله تصویر کرد که گفته می شد تمدن مو بدینوسیله زیر آب رفته .

 

نقشه Churchward’s نشان می دهد که نجات یافتگان فاجعه در دریا به سمت آمریکای جنوبی و آفریقا حرکت کرده اند . James Churchward سیاح انگلیسی آمریکایی ودوست Alice Le Plongeon بود James Churchward در کتاب قاره گمشده مو در سال 1931 م نوشت این سرزمین مادر ازجزیره های   Hawaiian به فیجی و وازجزیره Easter به Marianas کشیده شده است . Churchwardاز مجموعه روش شناسی خودش برای بررسی تمدنهای باستانی استفاد ه می کرد اما Le Plongeonنسبت به صحت اینگونه روشها یقین نداشت . یافته هایش از تمدن مو در پنج فصل پرحجم از سال 1926 تا سال 1931 منتشر شد .

فصل اول :  کتاب تمدن گمشده مو

در مقدمه اصلی Churchward با مطالعه اسناد و مدارک و متون باستانی گوناگون به این نتیجه رسیده بود که در 60000 سال پیش تمدنی بسیار پیشرفته وبزرگ در اقیانوس آرام قرار داشته که بر اثر یک زلزله فاجعه آمیز به زیر خروارها گل ولای و آب فرورفته است و بقولی حدود 64 میلیون انسان کشته شده اند .

جزیره Hawaiian و جزیره های اقیانوس آرام در واقع باقی مانده کوههای قاره مو هستند که اکنون بیرون از آب قرار دارند . Churchward بابکار بردن دانش وسیع خود در هنر باستانی و تاریخ و اسطوره شناسی کوشید شکوه وعظمت و تقدیری را که در دنیای پیش از طوفان از آگاهی ما پنهان شده بود نشان دهد . Mu یا Lemuria5000 مایل ارتفاع و 3000 مایل پهنا داشت . باغ عدنی بودکه این بار در آسیا قرارنداشت اما اکنون در کف اقیانوس آرام نهفته بود .

داستانهای عهد عتیق نخستین انسان را در اطراف نیل یا جلگه فرات معرفی می کند اما اکنون ما میدانیم که نخستین انسانها در قاره مو سرزمین مادری آدم آمده اند .

 

 

فصل دوم : فرزندان مو

داستان پیشگامان مو . شصت وسه میلیون نفر تا 200000 سال قبل از گم شدن مو برروی این قاره زندگی می کردند . فرزندان مو با نفوذترین مردم روی زمین شدند . مو یک حکومت باورنکردنی بسیار پیچیده داشت که از نظر فرهنگی شکوفا و دارای فن آوری بالای علمی بود .

بسیاری از مردم تمدن لموریان در خانه هایی زندگی می کردند دارای پوشش نورانی و شفاف . آنها خانه هایشان را خودشان می ساختند و غذا و پوشاکشان راهم خودشان تهیه می کردند . آنها ازفشار وبیماری رها بودند و ازنظر زندگی در صلح حداقل از ما صدها سال جلوتر بودند . آنها توانایی های فیزیکی و روانی خود را توسعه داده بودند آنها از telepathy و سفر ستاره ای ( سفر روح نیز گفته شده ) آگاه بودند و به وسایلی چون تلفن دسترسی داشته و برای مکاتبات خود از teleportation استفاده می کردند ودر حد امکان از مکاتبات غیر ضروری پرهیز می کردند .

آنهادردرجه اول کشاورزانی گیاهخواربودند که در محیط بیرونی خود یک ارگانیزم فرهنگی خاص را راعایت می کردند . آنها در هماهنگی خوبی با طبیعت و زمین کار میکردند .

فصل سوم : سمبولهای راز آمیز تمدن مو

در این فصل راجع به خواستگاه نهانی ادیان قدیمی و جدید سخن گفته می شود . همه ادیان یک منشاءمشترک دارند درروح مقدس مو .   Lord’s Prayer منبع الهام در مکتوبات اسراری و مقدس مو هست . تاریخ دین مو طبق مدارک یافت شده بر می گردد به 170000 هزار سال قبل . این آموزشها توسط Osiris( مکتب اسراری مصر باستان )  به موسی و عیسی منتقل شده است . موسی پاسخ چهل ودو پرسش خود درباره دین Osiris را بصورت فشرده در ده فرمان دریافت کرد وعیسی کوشید این ده فرمان را بشکل امروزی در آورد . آخرین واژه هایی که مسیح درفلسطین زمانی که ا ورا به صلیب کشیدن بودند بیان کرد به زبان مویی بود .

فصل چهارم : نیروی کیهانی مو

تکامل بیولوژیکی اگر چه یک نیروی اتمی نیست اما می تواند یک اسطوره باشد . تمام بیماریها مداوا خواهد شد اگر از اشعه های نورانی رنگی به تناسب استفاده شود . با وجود حرکت آرام وبی صدای زمین بدور خورشید آنها موفق شدند درایالتهای خود حرارت زمین و وضعیت فصلها را تثبیت بکنند .

فصل پنجم : کتاب دوم ازنیروهای کیهانی مو

Churchward درادامه تحقیقات خود درنتیجه بررسی مدارک قدیمی مو به نظرهای تجدید نظر طلبانه و تکان دهنده ای در مورد سن کره زمین ، طبیعت کوهها و جریانهای آتشفشانی ، دوره یخبندان و سیلاب می رسد .

مدارک امکان لموریا

بنای یاد بود سنگی وجود دارد در میانه اقیانوس که به ژاپن تعلق دارد درمنطقه  Yonaguniو سنگ نوشته رمزگونه دیگری وجود دارد در جزیره بزرگ هاوایی و جزیره Easter دربین خرسنگها و مکانهای مقدس . باورزیادی وجود دارد که جزیره Easterقسمتی از لموریا بوده است . مکانی در دورترین نقطه دنیا که در آن صدها مجسمه سنگی عظیم که بر روی آنها به یک زبان مشترک درباره یک فرهنگ پیشرفته نوشته شده است . افسانه های جزیره ایستراز موجودی تحت عنوان ‹Hiva› صحبت می کنند که با فرورفتن به زیر امواج باعث فرار مردم می شد . ساموایی ها ( جزیره ای در پلینزی ) مکانی را شبیه سازی کرده بودند با عنوان Bolutu که در آن درختان و گیاهان وگلهای مخصوصی را پرورش می دادند با میوه هایی بسیار مقوی . جالب اینجا بود که وقتی میوه های این درختان کنده می شد بلافاصله یک میوه دیگر  به همان اندازه ظاهر می شد . در Bolutu یک انسان می توانست بدون هیچگونه شکنندگی روی درختان و خانه ها و اشیاء فیزیکی حرکت کند . مائوریهای زلاند نو هنوز از جزیرهای حرف میزنند بنام ‹Hawaiki› که بسیار پهناور و کوهستانی بود واکنون به زیر آب رفته است . سنگهای یخی پرو ممکن است نقشه هایی از قاره مو را افشا کند .

ریگ ودا

در اسطوره ها و سنتهای هند اشاره فراوانی به این امر مشاهده می شود . بعنوان مثال ریگ ودا از سه قاره صحبت میکند . سومین قاره Danavas نامیده می شود . سرزمین دیگری بنام Rutasنامیده می شود که از نظر موقعیت در قسمت شرقی هند دردور دست قرار داشت و جایی بود که ستایشگران خورشید زندگی می کردند . اما Rutas توسط یک انفجار آتشفشانی به دوقسمت پاره شد وبه اعماق اقیانوس فرورفت . تکه های اندونزی و جزیره های اقیانوس آرام از آن باقی مانده اند و عده ای از پناهنگان به هند رسیدند که در این سرزمین تحت عنوان کاست Brahman برگزیده شدند . Popol Vuh

قسمتی دیگر از فراریان به سرزمینی تحت عنوان Popol Vuh فرار کردند مکانی برای  داستان آفرینش مایایی که عده ای در سال 2012 وعده تحقق آن را داده اند .

 Channelers ( مجراها )

ادگار کیس

Readingsهای کیس به یک قاره گمشده در اقیانوس آرام با چندین اسم اشاره می کند . که در بیشتر آنها نام Lemuria تکرارمی شود . بقیه اسمها عبارتند از Mu و Zu و احتمالاً Oz هستند . بعضی از اینها ممکن است به یک شهر یاایالت از یک قاره اشاره داشته باشد ویا قسمت بزرگی که از گوشه چپ قاره لموریا کنده شده و در آب فرورفته . بعضی قسمتهای این سرزیمن به مرور تغییر شکل پیدا کردند و امروزه کوههای راکی و  Arizonaو New Mexicoو Nevadaو Utah نامیده می شوند .

اما در لموریا قانونی وجود داشت بین شاهزاده خانمها و به آنها آموخته می شد درباره هنر عشق ورزی و همچین چگونگی نیروی مخرب و همه اینها رعایت می شد تا زمانی که نفرت وخودخواهی بر عشق غلبه کرد .

 

 Gordon-Michael Scallion

بنابراین عقیده لموریا فقط مکانی پیش بینی شده است نه اینکه اکنون وجود فیزیکی داشته باشد . آنهاتلاش کردند سطح ارتعاشی خود را به بالاترین سطح در حد ارتعاشات آفرینندگی برسانند . آنها درزمین توانستند در ارتعاشات فیزیکی به ورزیدگی کاملی دست پیدا کنند . آنها حدود 9 پا قد داشتند و پوستشان پولکی بود با سری که در محلولی آب مانند فرورفته بود .که با توجه تغییر فصول در چرخه های هر ساله از آبی به سبز تغییر وضعیت می داد یعنی گاهی اوقات تشعشعات آبی داشتند وگاهی سبز . آنها از طریق پوستشان تنفس می کردند ونه از طریق ششها !!! . یعنی شکل ظاهر و ژنتیک آنها شبیه انسان بود اما از نظر ژنتیکی در بعضی موارد بر عکس عمل می کردند . پیش بینی می شود که لموریان با 144 گروه روحی و 33 میلیون سکنه تجربه خود را شروع کرده است . آنهااز مریخ و Pleiadesو Sirius برنامه ریزی خود را شروع کردند تا بصورت فرم فیزیکی در زمین در بیایند . آنها مقداری از گروههای آب ، برترین گیاهان و مواد معدنی و جانوران را انتخاب کردند برای این سفر . آنها آزمایشات ماهرانه ای را در قلمرو جانوران انجام دادند و موفق شدند به عمر طولانی تر و تحرک بیشتر دست پیدا کنند . در آن زمان زمین از گونه های مختلف غولها واجنه انباشته شده بود . و لموریا آماده می شد تا بااین گونه ها مواجه شوند و آنان رابه دام اندازند.

 

 Helena Blavatsky

مادام بلاواتسکی در کتاب مهم خود دکترین اسرار The Secret Doctrine ( 1888 م ) ادعا کرد که موقع مطالعه Dzyan درباره لموریا توسط Mahatmasبه او گفته وحتی نشان داده شده است . Mahatma درسانسکریت به روح بزرگ گفته می شود . او ممکن است برخی نظریاتش را از سرزمین فرورفته در اقیانوس هند بنام Rutasدر افسانه های سانسکریت کسب نماید .

بلاواتسکی گفت که سومین قاره در سومین دوره سیاره زمین در اقاینوس هند ما بین ماداگاسکار و مالزی فعلی در 150 میلیون سال قبل وجود داشته است . بطور شگفت انگیزی دانشمندان در این زمینه هم عقیده بودند که نام لموریان از نام فرمانروای روحها که در این سرزمین زندگی می کرد مشتق شده است او نامش ‹lemur› بود .

لموریانها موجودات کله تخمه مرغی بودند با یک چشم سوم همین به آنها تواناییهای روانی بسیاری می داد .( نژاد آنوناکی هم کله تخمه مرغی هستند . در فرهنگ شیعی موجودی که مهدی موعود با او نبرد می کند بنام سفیانی چشم سومی در پیشانی دارد و یا گفته شده یک چشم در قسمت پیشانی دارد . این بخش از شکل سفیانی از داستانهای مربوط به لموریا وارد فرهنگ عربی و سپس فرهنگ نوع شیعی شده است )  )  لموریانها بدنهایی ژله ای شکل وبسیار انعطاف پذیر داشتند آنها مدتها کوشیدند تا بتوانند به فرم فیزیکی مطلوب دست پیدا کنند . درابتدا لموریانها موجودات کله تخمه مرغی پوزه دار hermaphrodites ( دو جنسه ) بودند . که با چشم سوم وبوسیله تله پاتی ارتباط برقرار
می کردند .

 این ضعف اولیه و ترشح غده صنوبری بعد از سقوط لموریان هنوز در بدن انسان نوین وجود دارد . تراکم روز افزون matter ( ماده ) باعث راهنمایی وکمک به عصری کرد که در آن عمل جنسی برای تکثیر نسل انجام شود . ازاین جریان سکسی دو موضوع شناسایی شد .

یکی اینکه انسان سقوط کرداز نظر امر اخلاقی ( البته از دیدگاه امروزی )  و دیگر اینکه زن از مرد تفکیک شد و آنها شروع کردند با استفاده از بدنها خود عمل جنسی را مدام تکرار کنندچون این عمل برایشان تازه گی داشت . ( این خیلی شبیه داستان آدم وحواست )

 Hopi

افسانه هوپی : درزیردریاها دروغ همه شهرها را فراگرفته بود . و سپرهای پرنده ( بشقاب پرنده ها ) تمامی گنجینه های زمین را صرف شرارت و فساد خود کردند . وقتی با فاجعه مواجه شدند . بسیاری از مردم به درون زمین گریختند وعده ای با استفاده از کلکهایی که از نی ساخته بودند به جزایر باقی مانده فرار کردند که که بازمانده ستونهای سنگی این امر را نشان می دهد .

Rosicrucian Theory

این نظریه می گوید یک چرخه فاجعه بار با فورانهای آتشفشان و زمین لرزه ها  وریزش نوارهای گازهای زیر زمینی شروع به کار کرد . امواج مغناطیسی اطراف زمین شروع به فعالیت بیش از حد نمودند و موجهای اقیانوسها لموریا در هم کوبیدند . تعدای از فراریان به هند گریختند و تعدای به مصر و از آن راه به بین النهرین رسیدند وشروع به بنیانگذاری تمدن نمودند و عده ای نیزباکلکهای نی که درست کرده بودند به آمریکا مهاجرت نمودند و تمدنهای مایا و اینکا رابنیانگذاری نمودند . این نظریه می گوید که هسته های نژادی از قبایل هندی شکل گرفت .

کالیفرنیا زمانی منزلگاه مردمان باستانی بود . هندیهای اولیه ای که بعدها وارد کالیفرنیاشدند جزء لمورینهای خالص بودند . این می توان دتوضیح بدهد که چرا آثار باستانی متعلق به 25000 قبل ازمیلاد در Santa Rosa و جزیره خاموش Santa Barbara پیدا شده است .

Lemurian Seed Crystals ( دانه های بلوری لموریان )

گروههای کوچکی در لموریان بودند که فضیلت بیشتری داشتند و به آنها لمورینهای عاقل گفته می شد . با ذخیره کردن آنچه که شامل دانش و داستان لموریا می شود در دانه های بلوری یا همان کریستالی در حفظ این اطلاعات کوشیدند . آنها می دانستند که بعدها به وجود آنها پی برده شده و پیامشان رمز گشایی می شود و این زمانی است که این تمدن می خواهد به سطح دریا برگردد . بر اساس تقویم مایا زمان موعودسال 2012 خواهد بود و این زمانی است که بلورها به یکدیگر خواهند پیوست .

 

 

 Lemurian Pyramids

اهرام لموریان

لموریانها که قدیمی ترین و گمشده ترین تمدنها بودند توانستند هرمها و  ziggurats را بسازند . این هرمها مکانهایی بودند برای پرستش خدایان و قربانی کردن برایشان و همچنین جایی بودند برای فرود سفینه های فضایی . هرم ها در واقع سمبلهای پیچیده ای هستند که از هوشیاری و صعود به مراحل بالای خدایی سخن می گویند . آنها نشان می دهند که وجود های برتر و اشیاء پرنده ای در مکانهای بالاتری براستی وجود دارند . یک نسبت مشترک در معماری وروح هرمهای مایا و لموریان وجود دارد .

لمورینها در سیر تکاملی خود بوسیله تله پاتی توانستند زبان دلفینها راهم بشناسند و طنین صدای آنان رمز دلفینی نامیده می شود .لموریا علاقمند است به اسطوره ها وتمدنها و ایدئولوژی های مذهبی و بخصوص قسمتهای مربوط به انسان سازی می خواهند به خاطر بیاوریم که فقط دارای یک زندگی فیزیکی نیستیم و باید در جستجوی معانی روحی نیز باشیم اما پیش از این روح باید تجربه فیزیکی لازم را کسب کند تا بتواند در مراتب بالا وپایین ارتعاشی حرکت کند برای رجوع به خاطرات گذشته وسپس بازگشت به زمان حال زندگی و در واقع تمام زندگی عبارتست از حرکت هوشیارانه در جادوی زمان .

واقعیت اسطوره وریاضیات و و استعاره و جادو در آینه ها داستانی ساخت به مرورزمان برای بوجود آمدن پروژه ای دربرابر لنز دوربینها . تصور ماتریکسی که در ما آگاهی را برای درک واقعیتهای هستی بوجود آورد . تمامی تصورات غلط در جادوی زمان برای آگاهی و تمامی برنامه های موازی ریخته شده برای ما چیزی جز تجربه همزمان آگاهیها نیست

 برنامه ها برای خودشان درجه بندی دارند . تمدنی که در زیر یک برنامه شبکه بندی شده قرار دارد می تواند توضیح بدهد که چرا تمدنها ناگهان ظهور میکنند بدون منشاء ی  در دریای آفرینش بصورت انبوهی از مجهولات یا شبکه ای هوشمندانه از واقعیتهای ساخته شده . اگر بگوییم زمان یک تصور غلط است در اینجا و مفهومی ندارد پس چرا همه برنامه ها در حال حرکت همزمان هستند . بنابراین شما در حال تجربه تمدنهای زیادی هستید که همزمان رشد می کنند .

اغلب این احساسهای deja vu راهی را به ما نشان می دهد که چرا عده ای با یک نیای مشترک در محدوده ای باهم زندگی می کنند . سومر نمونه مثال خوبی است از تمدنی بسیار پیشرفته که بصورت ناگهانی از هیچ کجا در روی زمین بوجود آمد وبعد هم ناگهان ناپدید شد .

لموریا نمونه تمدنی بود که بایک فرهنگ فوق العاده عالی بصورت ناگهانی پیدا شد . دراین خصوص نظریات جالبی مطرح شده است که می گوید موجودات برون زمینی برروی زمین فرود آمده اند و مهندسان ژنتیک آنها گونه های جدید را بوجود آورده اند تا نماینده اجداد هوشمندشان در روی زمین باشند . این نظریات درجایی به هم پیوند می خورند که می گوید انسانهای برتر توسط بیگانگان شبه خدا بوجود آمده اند .

بسیاری از این نوشته ها بصورت استعاری اشکال هندسی را به نمونه های آفرینش متصل می کنند . این پیچیدگیهای آگاهی از ارتعاشات بالا شروع می شود تا به پایین . هرچه این ارتعاشات در ما هارمونیک تر باشد بصورت تدریجی
می توانیم مکانهای دیگری را درزمانی دیگر در یک لحظه تجربه کنیم . این چیزی بود که لمورینها در آن استاد بودند .بدین ترتیب واقعیتها می توانند از نقش آفرینی و در وبرهم نشینی اعداد و علم هندسه دردوره طلایی انسان بوجود آمده باشند .

 

 

Channelers ( کسانی که مجرا می شوند ) می گویند لموریا اساساً توسط روحهایی بوجود آمده است که از بعد سوم برای تجربه فیزیک برروی زمین آمده اند . اگرچه لموریابه ظاهردرون دریا فرو رفته باشد . اما شاید این فقط یک استعاره باشد برای بازگشت این سطح آگاهی به سطح دریا . چون لموریان برنامه زمان بندی شده ای داشت برای جستجوی فرمهای جدید نورانی و فرمهای فیزیکی . وشاید فرورفتن آن به درون دریا خود جزء زمان بندی باشد . وقوع گردآبهای زیر دریا و زلزله هایی که منجربه تسونامی می شود و گزارشاتی از مشاهده موجودات عجیب درون دریا و خدایان دوزیست وبشقاب پرنده هایی که از زیر دریا بیرون می آیند وروایتهایی که از شهرهای عظیم زیراقیانوس می شود آیا می تواند نشان از این باشد که یک تمدن فریز شده و آماده بازگشت که در نقطه صفر آگاهی ما وجود دارد می تواند در آینده نزدیک ظهور کند ؟

 

 http://www.kodakeeck.blogfa.com/

لموریا و آتلانتیس

لموریا و آتلانتیس

حدود ۲۶۰۰۰ سال پیش نژاد بشر به تکنولوژی بسیار بسیار پیشرفته ای دست پیدا کردند.نوع انسان حقیقت جو و صادق بود و به نوعی عصر طلایی بشر بود.در آن زمان شکل کره زمین بسیار متفاوت بود و همچنین بود شکل انسانهای روی زمین.

سرزمین مادری بشر سرزمین لموریا Lemuria بود و مرکز اصلی آن کشور عظیمی به نام تلوس Telos.

در کنار آنها آتلانتیس Atlantis قاره ای بزرگ با تمدنی بی نهایت فراتر از آنچه تصور کنید رقیب علمی لموریا بود.

مردم زمین اگرچه بسیار پیشرفته بودند اما هنوز قدرت سفرهای فضایی را نداشتند…تا اینکه یک شب مردم تلوس شاهد فرود آمدن سفینه های عظیم و درخشانی از آسمان بودند.

بزرگنرین تاریخ شناس و دانشمند تلوس زنی بود به نام بانوی خورشید Lady of the SUn. او به فرمان پادشاه لموریا به استقبال مهمانان فضایی رفت. این مردمان سیاره ی ونوس  Venus(زهره) بودند که برای تبادل علم و دانش و با پیام دوستی به زمین آمده بودند.

مردم زهره با مردم زمین قراردادهای تجاری بستند و عصر جدیدی روی زمین شروع شد..اما دیری نپایید که راهبان و مذهبیان آن دوره تمدن را به انحراف کشیدند.آزمایشهای اتمی و  ژنتیکی سبب به هم ریختن کدهای ژنتیک (DNA) شدند و موجودات وحشتناک و خطرناک زمین را اشغال کردند..رحم و دوستی و صداقت از زمین رخت بر بست و انسانها مطیع امیال و شهوات زشت خود شدند.

زمین به اواخر عصر طلایی خود نزدیک شده بود و دوره ای که قابل مقایسه با زمان فعلی ماست باید به پایان می رسید.گناهای بشر به صورت ویرانی و طوفان و سیل بر زمین نازل شدند تا سیاره را به دوره ای بالاتر صعود دهند(به نوشته ی صعود به بعد ۴ در همین صفحه رجوع کنید).

بانوی خورشید از مردم ونوس درخواست کمک کرد.آنها تصمیم گرفتند که فقط انسانهای پاکی را باقی مانده اند با سفینه های خود نجات داده و به زهره ببرند و مردم نادان و ناآگاه را باقی بگذارند تا هلاک شوند زیرا به اندازه ی کافی پیامبر و بشارت دهنده به آنها فرستاده شده بود و آنها راه کثیف خود را عوض نکرده بودند.

سفینه های ونوس زمین را به همراه انسانهای پاک ترک کردند در حالیکه مردم زمین با عصبانیت فریاد بر می آوردند که این انصاف نیست.

پیش از رفتن – دختر خورشید و دانشمندان ونوس تمام اسرار بشریت و دانشهای موجود را روی الواح فلزی ( از جنس تلونیوم Telunium) که هرگز از بین نمی رود برای بشر آینده باقی گذاشتند که هم اکنون زیر آب هستند و شاید در سالها ی آتی کشف شوند.

با رفتن سفینه ها تمام دانش و تمدن بشر از جمله قدرت پرواز-نامرئی شدن-تله پاتی-سفرهای فضایی و …. هم از بین رفتند و قاره ی عظیم آتلانتیس و لموریا به همراه ساکنینش به قعر آبها فرو رفتند.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع نوشته ی بالا؟

ترجمه ی بخشی از مقدمه ی کتاب ؛ اسرار خفته در مکانهای مخفی ؛ نوشته ی جرج هانت ویلیام سن  می باشد. این کتاب از مشهورترین و پر فروشترین کتابهای تاریخی و علمی غرب است که اسرار بسیاری را افشا کرده است.متاسفانه به زبان فارسی موجود نیست و نسخه ی انگلیسی آن کمیاب می باشد.  Secret Places of The Lion by George Hunt Williamson

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاعات جنبی راجع به این مبحث:

لموریا در زیر آبهای اقیانوس پاسیفیک در نزدیکی قاره ی آمریکای شمالی کنونی قرار دارد. تمدن لموریا افسانه نیست بلکه توسط باستان شناسان کشف شده و باقی آن به زودی کشف  می شود   . 

         .سنگ نوشته ای از مو

نام بزرگترین تمدن لموریا مو MU بوده است که در ایالت آریزنا Arizonaدر آمریکای شمالی واقع شده و سنگ نوشته ها و معابد آن از زیر خاک بیرون آورده شده است.

جای لموریا روی نقشه توسط دانشمندان مشخص شده است.

آتلانتیس سالها پیش توسط باستان شناسان شناسایی شد و همه ی تحقیقات نشان داد که این قاره در عرض چند ساعت و ناگهانی غرق شده است.برخی از نجات یافته گان با کشتی خو را به سواحل مصر کنونی رساندند و این اخبار از آنها به حای مانده است. این عکس بخشی از سرزمینهای غرق شده را در زیر اقیانوس نشان میدهد.می تواند متعلق به آتلانتیس یا مو باشد.

                                                                                     

تمدن آتلانتیس اولین بار به طور جدی توسط مردی معمولی به نام ادگار کایس شناسایی شد.مردم آتلانتیس به گفته ی خودش با او تماس گرفته و مکان قاره را مشخص کرده و اطلاعات جالبی را فاش کردند.پیش از آن افلاطون Plato فیلسوف مشهور یونانی به این قاره اشاره کرده بود.(به کتاب مکانهای اسرار آمیز جهان مراجعه شود.)

 

                                                       جزیره ایستر  Easter Islandبخشی از تمدن مو است که از آب بیرون مانده است.مجسمه های عجیب و غول آسای این جزیره هزاران توریست را مبهوت خود کرده.

 

منبع: www.limbolegacy.blogfa.com 

اتلانتيس (بهشت گمشده)
حدود 350 سال قبل از ميلاد ‹ افلاطون در رساله اي به نام تيمائوس (Timaeus) چنين نوشت : » 12 هزار سال پيش از اين جزيرهاي بوده است بزرگ با تمدني ستايش انگيز موسوم به آتلانتيس که…» به اين ترتيب نام قاره آتلانتيس براي نخستين بار بر قلم افلاطون جاري شد و به زودي بر سر زبانها افتاد .
اين فيلسوف بزرگ يوناني انگاه در رساله ديگري به نام کور تياس (Critias) شرح بيشتري از قاره اتلانتيس و تمدن ان نوشت » اتلانتها افزون بر 20 ميليون نفر بودند که در جزيره اي خوش اب وهوا به وسعت 154 هزار مايل مربع زندگي مي کردند در جنگلهاي انبوه اتلانتيس انواع جانوران بزرگ وکوچک مي زيستند و شهرهاي اباد ان با ساختمانهاي عظيم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر …»
aflaton

طبق گزارش افلاطون «… بر اين سرزمين اطلس حکومت مي راند که مردم او را ستون اسمان مي دانستند و در مرکز جزيره در بزرگداشت اطلس معبدي با شکوه ساخته بودند که ديوارهاي عظيم داشت و درهاي ان تزيين يافته بود از سنگها و فلزات قيمتي در زير تابش نور خورشيد همچون الماس مي درخشيد .»
افلاطون ادامه مي دهد :» مقدس ترين حيوان در نزد مردمان اتلانتيس گاو نر بود که مظهر قدرت بي شمار مي رفت و به عنوان برترين هديه به پيشگاه اطلس با مراسمي شکوهمند در برابر معبد بزرگ قرباني مي شد تا فوران خون سنگهاي مرمر را رنگ اميزي کند .»
به نوشته افلاطون :» در قاره اتلانتيس شهرها به شکلي هندسي و زيبا ساخته شده بودند و کانال هاي اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سيراب مي کردند . اساس فرهنگ و تمدن اين مردمان سعادتمند همانا برادري و صفات عالي انساني بود. اما چون قدرت ايشان روز افزون شد به تدريج شروع به دست درازي به ديگر سرزمينها کردند افلاطون ميگويد :روح احساس و کمک در انها ديگر از بين رفته بود انها اعتقاد و ايمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهياني بي شمار  قصد فتح اتن و سرزمين هاي شرق را داشتند .
اما زئوس طوفاني بر انها نازل کرد . مجازاتي که به هيچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در اين باره نوشت «طوفان سبب زمين لرزه و سيل هاي بزرگي شد که به مدت يک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتي دريا جزيره آتلانتيس را به زير خود فرو برد و ناپديد گشت » افلا طون ترديد داشت که هرگز نشانهاي از اين سرزمين گمشده به دست ايد .
او نوشت » اقيانوس در ان نقطه به مکاني غير قابل عبور و جستجو تبديل شده است».
به اين ترتيب و به روايت افلاطون تمدن اتلانتيس در اغاز شکوفايي نابود مي شود و سه نيروي سهمگين طبيعت يعني : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتي بر پيکر اتلانتيس مي تازد که تصور ان نيز لرزه بر پيکر ادمي مي اندازد .اين واقعه در سال 3500قبل  از ميلاد روي مي دهد . جزيره اتلانتيس به لرزه در مي ايد ; زمين از هر سو شکاف بر مي دارد و تکه تکه مي شود . از قله هاي کوه اتش فوران مي کند و تکه هاي مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف قرار مي دهد . سپس خاکستري داغ همه فضا را تيره و تار مي کند و بر سراسر جزيره فرو مي بارد تا … سرانجام چنان کند که آتلانتيس در زير پردهاي سنگين مدفون شود وبه افسانه ها بپيوند د .
چون افلاطون در گذشت ; اتلانتيس هم از ياد ها رفت و ديگر کسي سراغ ان جزيره اسراراميز را نگرفت جز انکه نا مش براي درياي اتلانتيک (واقع در ميان سه قاره افريقا اروپا وامريکا ) باقي ماند .اما جست و جو گران و دوستداران تاريخ و گذشته زمين با مطاله رساله هاي افلا طون در انديشه جزيره اي فرو مي رفتند که در ان مردمي لايق و هوشمند زندگي مي کردند و همواره پرسش اين بود که اتلانتيس در چه نقطه ا ي قرار داشته و علت واقعي نابودي ان چه بوده است ؟ ايا چنين تمدني واقعيت داشته يا افلاطون از رويا هاي خود سخن گفته است؟ اين ترديدها از انجا قوت مي گرفت که اتلانتيس در زبان مصريان باستان به معني » جزيره بي نام » است و يونانيان باستان نيز علاقه وافري به سرزمينهاي اساطيري و داستانهاي مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند . بنابراين رساله افلاطون مي بايستي درباره يک ارمانشهر در جزيره ا ي  موهوم ميان درياي اساطيري باشد .
يک فرض ديگر اين بود که افلاطون از تمدني سخن به ميان اورده که نشانه ها و چگونگي ان

را از زبان دريا نوردان شنيده و خودش چيزهاي زيادي به ان افزوده است .(قسمت اول)

نوشته:meraj marjani برگرفته ازکتاب کاوش در گذشته

 

map

منبع:http://medjai.anzaliblog.com/cat347/

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: