بایگانی دسته‌ها: قرآن و دنياي واقعي

قبل از انسان،پس از انسان

قبل از انسان،پس از انسان

 

ایا قبل از حضزت آدم (ع)انسانهایی در زمین زندگی می کردند؟شاید این سوال بسیاری از خوانندگان باشد و یا حتی به ذهن بسیاری از خوانندگان خطور کرده باشد.براستی قبل از خلقت آدم (ع)چه کسانی در زمین ندگی می کردند؟از چه آیاتی می توان پاسخ این سوالات را دریافت کرد؟مرحوم علامه طباطبایی(ره)در ذیل یکی از ایات سوره نسا می فرماید:از ظاهر سیاق برمی اید که مراد از «نفس واحده»آدم(ع) و مراد از «زوجها»حواست که پدر و مادر نسل انسانند و ما نیز از نسل آنها هستیم. و به طوریکه از ظاهر قرآن کریم بر می آید،همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهی می شوند.از آیه شریفه روشن می شود که نسل از انسان تنها به آدم و همسرش متنهی می شود. و جز این دو نفر هیچ کس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته است.دانشمندان زمین شناسی و به اصطلاح ژئولوژی معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیونها سال است و برای این گفتار خود از فسیل و نیز اسکلت سنگ شده انسانهای قدیمی دلایلی آورده اند که عمر هریک از آنها طبق معیارخای علمی خودشان بیش از پانصد هزار سال است.این اعتقاد ایشان است.اما ادله ای که آورده اند قانع کننده نیست.دلیلی نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت های سنگ شده مربوط به یکی از ادواری است که انسانهایی که در زمین زندگی می کردندچون ممکن است چنین بوده باشد.اما دوره ما انسانها متصل به دوره فسیلهای نامبرده نباشد.بلکه ممکن است انسانهایی قبل از آفرینش آدم ابوالبشر(ع) در زمین زندگی کرده و سپس منقرض شده باشند و این پیدایش انسانها و انتقراضشان تکرار شده باشد.تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.ممکن است از بعضی ایات شریفه قرآن استنباط شود که قبل از افرینش حضرت آدم و نسل او،انسانهایی دیگر در زمین زندگی می کرده اند.

مانند آیه 30 از سوره بقرهزمانی که پروردگارت به انسانها فرمود :می خواهم در زمین جانشینی بگذارم.گفتند (باز) در زمین کسانی می گذاری که در آن فساد کنند و خونها بریزند.

از این ایه شریفه بر می اید که قبل از آفرینش بنی نوع آدم دوره دیگری بر انسانیت گذشته است.در بعضی از روایات وارده ازامامان معصوم که سابقه ادوار بسیاری از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات می کند.در کتاب توحید ص277.ج2 از امام صادق (ع) روایتی نقل شده که در ضمن آن امام به راوی فرموده اند:شاید شما می پندارید خدای عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است.نه چنین نیست،بلکه هزاران هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آن هستید.مرحوم صدوق نیز در کتابشان به نام خصال(ج2_652)در حدیثی از امام باقر روایت کرده_خدای عزوجل_از روزی که انسان را افرید،هفت عالم را در ان خلق و سپس منقرض کرده که هیچ یک از عوالم از نسل ابوالبشر نبوده است.و خدای متعال همه آنها را از پوسته روی زمین افرید و نسلی را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هریک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد.تا در آخر آدم ابوالبشر را افرید و ذریه اش را ازو منشعب ساخت

Advertisements

تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن 4

تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن

 قسمت آخر

 

بررسی شواهد فرضیه سوم

 

  

 منظور از هفت آسمان(سبع سماوات/السماوات السبع ) ، هفت  سیاره غیر از زمین در  منظومه شمسی است.

  (نظر من منطبق با این فرضیه می باشد و در دفاع از آن موضوعات زیر تقدیم می گردد).

  

الم تروا کیف خلق الله سبع السموات طباقا  – و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا (نوح,15و16).

آیا قرآن، سبع سماوات را، هفت سیاره غیر از زمین در منظومه شمسی معرفی می کند؟

 

 

 

الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن(طلاق/12).

آیا سبع سماوات، هفت سیاره جوی( گازی) شکل همانند مشتری(مشتری مانندها)بوده و زمین و زمین مانندها نیز در منظومه به تعداد معتنابهی پراکنده اند؟ 

 

مقدمه 

فهم تشکیل و تحول منظومه سیاره ای طی قرون متمادی برای عامه و ستاره شناسان منشاء اعجاب بود. نظریه های پیش از کوپرنیک، تحت تاثیر این باور بودند که زمین مرکز عالم است و بنابراین تشکیل زمین طبیعتا به تشکیل عالم ارتباط داده می شد.(منشاء سیارات_ تالیف I.P.Williamsترجمه تاج الدین بنی هاشم-ایرج ملکپور).

فیلسوف بزرگ آلمانی ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) نخستین فرضیه قابل قبول علمی را درباره اصل پیدایش منظومه شمسی طرح ریخت و پس از وی ریاضیدان بزرگ فرانسوی بنام پریسمون دو لاپلاس (Pierre Simonde Laplace) آن فرضیه را تکیمل کرد.

امروزه با پیشرفت علم و ابزارآلات رصدی- اپتیکی و گسترش دامنه دید در طول موجهای مختلف، دانش و شناخت بشر از تحول منظومه سیاره ای متحول گشته است.لکن هنوز نظریه ی نهائی برای منشاء سیارات برگزیده نشده است.

 

خورشید و هشت توله ی درخشان

و هو الذی خلق الیل و النهار و الشمس و القمر کل فی فلک یسبحون(انبیاء/33).

شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری(سحابی) متشکل از گاز و غبار بین ستاره ای(حاصل از مرگ ستاره ای غول پیکر) ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر (سحابی)شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه ی متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره ی خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و سیاره های دنباله دار.

یاد آوری

24 آگوست 2006، اعضاء انجمن بین المللی نجوم با تعریف خصوصیات یک سیاره، نام پلوتو را از لیست سیارات منظومه شمسی حذف کردند. بدین ترتیب نام پلوتو در لیست سیارات کوتوله قرار گرفت.

در این مبحث قصد ما این است که درجه انطباق زمین و هفت سیاره مورد تایید انجمن بین المللی نجوم را با  الارضسبع سماوات/السماوات السبع تدقیق نمائیم.

  • پرسش اساسی را اینگونه مطرح می کنیم که آیا هفت آسمان سماوی تحت عنوان سبع سماوات/السماوات السبع که طبق اعجاز الهی صرفا هفت بار نیز در قرآن تکرار شده است، می تواند هفت سیاره سماوی(جوی) غیر از زمین در منظومه شمسی باشد؟

آنچه در تحقیقات بشری نسبت به طبقه بندی  سیارات(کرات سماوی) به ثبت رسیده است، عبارتند از:

طبقه بندی نوع اول 

در این تقسیم بندی هشت سیاره منظومه شمسی توسط دانشمندان به دو گروه تقسیم شده است: 

 – سیارات زمین مانند(سه سیاره) : عطارد، زهره و مریخ سیارات زمین مانندند .

   چهار سیاره داخلی در ابتدای خلقت به سادگی در حالت مذاب، گازهای خود را از لابلای سنگها از دست دادند.عطارد با گرانش اندک، نتوانست هیچ گازی (جوی)را در خود نگه دارد. مریخ نیز از این قاعده مستثنی نبود و لایه نازک گاز دو اکسید کربن آنرا نمی توان جو نامید! دو سیاره زمین و زهره واجد نیروی گرانش قوی تر بودند که توده ی جوی با ارتفاعی کم را توسعه دادند. سیلیکاتها و سایر کانیهای موجود در زمین مانندها زیر پای بشر را محکم ساخته است!

 – سیارات مشتری مانند(چهار سیاره) : مشتری، زحل، اورانوس و نپتون، سیارات مشتری مانندند.

   سیارات خارجی با دارا بودن اتمسفر دهها هزار کیلومتری تفاوت خویش را نسبت به سیارات زمین مانند آشکار می کنند و به راستی در زمره سماوات قرار می گیرند.

فقضاهن سبع سماوات فی یومین…( فصلت/12).

قل ائنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین …..(فصلت/9).

تکوین سیارات غول پیکر خارجی(مشتری مانندها) می بایستی همزمان با سیارات داخلی (زمین مانندها) شروع شده باشد.این تکوین چه برای سماواتی ها(مشتری مانندها) و چه زمین مانندها در دو دوره رخ داده است(فی یومین ). تکامل مشتری مانندها، الگوئی از تشکیل منظومه خورشیدی را نمایان می کنند، بطوریکه منظومه های اقماری کوچکی را نیز پذیرا شده اند!

و بنینا فوقکم سبعا شدادا (النباء/12).

اگر ساکن زمین در منظومه شمسی خودمان باشیم، براستی بالای سر ما هفت سیاره خواهد درخشید! کما اینکه چنانچه در منظومه ای دیگر زیست می کردیم و کتابی بصورت وحی بر ما نازل می شد، مسلما زمین ما الارض ولی سماوات آن منظومه به تعداد موجودش ذکر می گردید و نه سبع سماوات!!! 

هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات و هو بکل شیئ علیم(بقره /29):

اوست که همه آنچه را در زمین وجود دارد برای شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت، و آنها را به صورت هفت آسمان (سماوی=سیارات!) مرتب نمود…

بدین ترتیب بدون احتساب سیاره زمین، جمعا هفت سیاره؛ در این طبقه بندی شناسائی و تفکیک شده است.

 

طبقه بندی نوع دوم

الذی خلق سبع سماوات طباقا.

این طبقه بندی بر اساس فاصله از خورشید برای سیارات منظومه شمسی صورت پذیرفته است:

 – سیارات زیرین (سفلی) : عطارد و زهره به دلیل اینکه از زمین به خورشید نزدیکترند به سیارات زیرین موسومند(دو سیاره).

 – سیارات زبرین ) علوی(  : مریخ، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون که از زمین به خورشید دورترند به سیارات زبرین موسومند(پنج سیاره).

الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیئ قدیر….(طلاق/12):

خداوند همان کسی است که هفت آسمان سماوی(=سیارات! ) و از زمین شبیه آنها را  آفریده….

همانطور که ملاحظه می فرمائید در این طبقه بندی نیز بدون احتساب سیاره زمین، جمعا هفت سیاره به رسمیت شناخته شده است.

بدین ترتیب تا کنون در تقسیم بندی منجمین ، غیر از زمین، هفت سیاره و یا آسمان سماوی بر فراز یکدیگر در منظومه شمسی کشف گردیده که در هر کدام امری جاریست و بر گرد خورشید در گردشند.

با توجه به رد دو فرضیه اول و دوم، جهت اثبات فرضیه سوم دلایل متقنی را نیازمندیم!

– آیا آیات زیر، سبع سماوات را، هفت سیاره غیر از زمین در منظومه شمسی معرفی می کنند(چه زمین مانند و چه مشتری مانند)؟

– آیا سبع سماوات، هفت جو گازی شکل همانند مشتری(مشتری مانندها)بوده و زمین و زمین مانندها نیز در منظومه به تعداد معتنابهی پراکنده است(چه بر محور خورشید و یا مدار سیارات)؟

 

هفت آسمان 

 -1هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات و هو بکل شیئ علیم(بقره /29):

اوست که همه آنچه را در زمین وجود دارد برای شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت ، و آنها را به صورت هفت آسمان (سماوی=سیارات!) مرتب نمود…

2- الله الذی خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیئ قدیر….(طلاق/12).

خداوند همان کسی است که هفت آسمان سماوی(=سیارات! ) و از زمین شبیه آنها را  آفریده….

اگر بپذیریم که در منظومه ما هفت آسمان سماوی (=سیارات عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون)بعلاوه زمین دور خورشید می چرخند و منظومه شمسی را تشکیل داده اند؛ آیا نمی توان پذیرفت که در ستاره های دیگر شبیه(مثلهن) سماوات و من الارض ما فراوان یافت می شود؟

آیا این کلونی های منظومه ای (خورشید- سیارات) در علم الهی به السماوات و الارض معروف گشته است؟

 

و بنینا فوقکم سبعا شدادا (النباء/12).

– چنانچه هفت آسمان را هفت سیاره غیر از زمین بر بالای سر خود بدانیم و فرقی نکند که این سیارات زمین مانند باشند(عطارد،زهره، مریخ) و یا مشتری مانند(مشتری،زحل، اورانوس، نپتون) و شرط ما این باشد که کرات مذکور بر گرد خورشید در چرخش باشند، آنگاه باید پذیرفت که کشفیات و طبقه بندی 24 آگوست 2006، اعضاء انجمن بین المللی نجوم به این جمع بندی رسیده است.

 

– ولی چنانچه هفت آسمان را (سبع سماوات ( ، کراتی گازی شکل شبیه مشتری (مشتری مانند) فرض کنیم و بپذیریم که به خاطر عمده بودن جو گازی شکل آنها و کم بودن هسته جامدشان، جوی و یا سماواتی نامیده شده اند، پس با دارا بودن سه سیاره گازی: زحل، اورانوس و نبتون، جمعا چهار سیاره گازی یا سماوی داریم که باید به جستجوی سه سماوی دیگر، آسمان منظومه ای را کنکاش کنیم! و اما در ارتباط با زمین مانندها  (  و من الارض مثلهن )مشکلی پیش نمی آید. چرا که تعدادی، ذکر نشده است؛ و هر کره آسمانی که دارای سیلیکات و مواد معدنی و پوشش پوسته ای زمین مانند باشد را می توان در زمره زمین مانند ها طبقه بندی نمود. همانطور که می دانید برخی زمین مانندها بر گرد خورشید و برخی نیز بر گرد سماوات( سیارات غول پیکر گازی) و یا سیارات زمین مانند در گردشند. به هر جهت در صورت تایید این نظریه، می بایست علاوه بر غولهای گازی مشتری، زحل، اورانوس و نپتون، سه سماواتی(سیاره گازی شکل) دیگر را رصد و کشف نمائیم تا انطباق قرآنی سبع سماوات را به اثبات بنشینیم.

این کار بسیار مشکل و دور از ذهن به نظر می رسد، چرا که ویجر ها (1 و 2 ) با خروج از منظومه شمسی، ورای نپتون را عاری از هر سیاره گازی شکل گزارش کرده اند. از طرفی، کشفیات منجمین نیز ورای پلوتو را به کمربند کوئی پر و ابر اورت(زباله دان سیارکهای دنباله دار) اختصاص داده اند!

 

3- الم تروا کیف خلق الله سبع سماوات طباقا (نوح/15) و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا (نوح/16):

آیا نمی نگرند که چگونه خداوند هفت آسمان را بر فراز هم آفرید و ماه را در میان آنها روشنی و خورشید را چراغ فروزانی قرار داد.

– و بنینا فوقکم سبعا شدادا (النباء/12) و جعلنا سراجا وهاجا (النباء/13):

و بر فراز شما هفت گانه ای محکم بنا کردیم – و چراغی روشن و حرارت بخش آفریدیم.

البته در آیه بعدی به صراحت می فرماید که این سراج (خورشید) در بین سیارات واقع شده است:

 -تبارک الذی جعل فی السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا (فرقان /61):

پر برکت است آن که در آسمان، بروجی(سیارات) را قرار داد و در میان آن چراغ روشن و ماه تابانی آفرید.

السماوات دارای چه ماهیتی است که خورشید و ماه در میان آنها قرار دارند؟

آیا سبع السماوات همان هفت سیاره ای است که خورشید و ماه در میان آنها قرار گرفته اند؟

4- فقضاهن سبع سماوات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح وحفظا(فصلت/12):

آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانی کار آن را وحی فرمود و آسمان دنیا را(سیاره زمین ؟) با چراغهائی زینت بخشیدیم، و حفظ کردیم؛ این است تقدیر خداوند توانا و دانا.

در سوره (فصلت) قبل از آیه فوق، آیه ایست که ناباوران را به پرسش می گیرد:

قل ائنکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین …..(فصلت/9):

بگو آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید…..

آیا تشابه خلقت زمین و سبع سماوات در دو روز ما را به پذیرفتن معنی هفت سیاره سماوی برای سبع سماوات/السماوات السبع سوق نمی دهد؟

و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح)….الملک/:(۵

ما آسمان دنیا(گیتی=زمین) را با چراغهائی زینت بخشیدیم….

لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که برخی از این سیارات همچون زمین، آسمانشان بواسطه شفافیت جوی به زینت کواکب/  بروج / مصابیح، مزین بوده و برخی همچون زهره و مشتری حائز چنین شرایطی نمی باشند.

جهت بررسی و آشکار شدن چنین تفاوتی و فهم موهبت الهی در داشتن آسمان (سپهر) مزین به ستارگان، شناخت شرایط سیاره زهره(ونوس)ضروری است.

بررسی جو زهره نشان می دهد که فشار جو در آن 90 برابر فشار جو در زمین است . ارتفاع قاعده ابرها 30 کیلومتر و ارتفاع راس ابرها در حدود 70 کیلومتر از سطح سیاره برآورد شده است.

بعبارتی زهره برای منجمین و رصد گران خود کابوسی دهشت آور است که با داشتن مقدار زیادی غبار و ابرهای متراکم ابدی ، اجازه مزین شدن آسمانش را به کواکب/بروج/ ستارگان چشمک زن نخواهد داد.

انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب (صافات/6):

ما آسمان نزدیک را به زینت ستارگان آراستیم.

و لقد جعلنا فی السماء بروجا و زیناها للناظرین (الحجر/16):

ما در آسمان بروجی قرار دادیم ، و آن را برای بینندگان آراستیم.

تزئین شبهای آسمان ما به زهره ، مریخ ، مشتری ، عطارد و دیگر سیارات و ستارگان، عجب زینت بخشیدنی است!

5- تسبح له السماوات السبع و الارض و من فیهن و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم انه کان حلیما غفورا (اسراء/44):

آسمانهای هفت گانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می گویند؛ و هر موجودی، تسبیح و حمد او می گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.

سیاره زمین در آیات الهی همواره همنشین السماوات است و  السماوات و الارض به چشم همه مطالعه کنندگان قرآن  آشناست!

آیا آیه فوق، علاوه بر اثبات سیاره بودن سبع سماوات/السماوات السبع، پا را فراتر نهاده و مدعی مسکون بودن هفت سیاره غیر از زمین می باشد؟چه نوع مخلوقاتی در هفت سیاره غیر از زمین به تسبیح اله یکتا مشغولند؟

6- قل من رب السماوات السبع و رب العرش العظیم(مومنون/86).

7-  الذی خلق سبع سماوات طباقا...(ملک/3).

چرا سبع سماوات/السماوات السبع بیش از هفت بار تکرار نشده است؟ نظم عددی قرآن نشانگر چیست؟ آیا هو بکل شیئ علیم؟ بلی و ربی!

 

و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض و لیکون من الموقنین(انعام/75):

و اینچنین نظام آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از یقین آورندگان باشد.

چقدر زیباست لحظه ای که ملائک، رسول منتخب را به آسمان می برند و نظام سماوی، شامل سیارات و زمین(السموات و الارض( را از آن منظر گاه، به او نشان می دهند تا قلبش به یقین رسد.

براستی زمانیکه رسول امی عربی و یا جد او ابراهیم)که درود خداوند یگانه و ملائک بر ایشان باد) از مدار زمین، به حقارت بشر در برابر خداوند کریم می نگریستند، با خالق مهربان چه میثاقی بستند؟ و کسانی که آن پایین، در دختر کشی و مال اندوزی مست و مشرک به خالق خویش بودند، برای قتل این رسولان منتخب چه در سر می پروراندند؟!

اولم ینظروا فی ملکوت السموات والارض وما خلق الله من شیئ وان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یومنون(اعراف/185):

آیا در نظام آسمانها(سیارات) و زمین و آنچه خدا آفرید نظر نیفکندند. شاید پایان زندگی ایشان نزدیک شده باشد. بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد.

آیا بشر امروزه با تلسکوپها و فضا پیماها در نظام سماوی منظومه ای)آسمانها و زمین)نظر نیفکنده است؟ آیا نقطه ای بنام زمین، توسط کاسینی از مدار زحل، عکسبرداری و ارسال نشد؟

آیا بشر نفهمید که نقطه نشینی با کفر، شرک، تکبر، خون ریزی، ظلم و جنایت منافات دارد؟

لکن شادند به آنچه از علم وتکنولوژی نصیب ایشان شده است(فرحوا بما عندهم من العلم).

شاید اجل نزدیک باشد و «حاق بهم ما کانوا به یستهزءون»

بهر حال فضاپیمای) NEW HORIZONS افقهای نو) از کیپ کاناورال در ایالت فلوریدا سوار بر موشک اطلس 5 ، مدتهاست که به فضا برخاسته، تا بشر آخرین ترجمان آیه زیر باشد:

سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شیئ شهید(فصلت/53):

به زودی آیات خود را در افقها و جانشان به آنها نشان می دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است…

و کاین من آیه فی السموات والارض یمرون علیها و هم عنها معرضون (یوسف/ 105):

چه بسیار آیات در آسمانها(سیارات) و زمین هست که بر آنها می گذرند و از آن روی می گردانند!

 

قرآن و سایر اجرام آسمانی

و النجم اذی هوی (النجم/1).

النجم الثاقب(طارق/3).

انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب (صافات/6):

ما آسمان نزدیک را به زینت ستارگان آراستیم.

و لقد جعلنا فی السماء بروجا و زیناها للناظرین (الحجر/16):

ما در آسمان بروجی قرار دادیم ، و آن را برای بینندگان آراستیم.

و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح)….الملک/5:(

ما آسمان دنیا(گیتی=زمین) را با چراغهائی زینت بخشیدیم….

فقضاهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح وحفظا(فصلت/12).

مصابیح دامنه تزئین آسمان شب دنیا را می تواند از کواکب، بروج و سیارات به سحابی ها، خوشه ها و کهکشانها، بکشاند.

افلم ینظروا الی السماء فوقهم کیف بنیناها و زیناها و ما لها من فروج(ق/6):

آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردندکه چگونه ما آن را بنا کردیم(و بنینا فوقکم سبعا شدادا) وچگونه آنرا زینت بخشیدیم(و لقد جعلنا فی السماء بروجا و زینا ها للناظرین) و هیچ شکاف وشکستی در آن نیست(الذی خلق سبع سموات طباقا …هل تری من فطور….).

السموات و الارض و ما بینهما:

اگر السماوات، سیارات و الارض زمین باشد پس مابینهما میتواند شامل:سیارک ها ، سیاره های دنباله دار ، اقمار سیارات، کمربند سیارکها(بین مریخ و مشتری)  باشد که  ما بین السموات والارض قرار گرفته است.

تبارک الذی جعل فی السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا(فرقان/61):

پر برکت است کسی که در آسمان بروج را قرار داد و در بین آنها سراج و ماه تابنده را قرار داد.

یا معشر الجن والانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فنفذوا لا تنفذون الا بسلطان(رحمن/33):

ای گروه جن و انس اگر می توانید از مرزهای سموات (سیارات) و زمین (قطر منظومه ای)بگذرید پس بگذرید، ولی نمی توانید مگر با نیرو.

وویجر 1و2 در کجای قطر منظومه ای هستند؟ آیا با نیروی هسته ای (رآکتور محرکه) خود توانسته اند وارد فضای بین ستاره ای شوند؟

جنیان در تحقیقات خود جهت عبور از اقطار سموات و الارض به کجا رسیده اند؟

آنها(فضانوردانشان) که در سوره جن گفته اند:

و انا لمسنا السماء فوجدنها ملئت حرسا شدیدا و شهبا /۸

و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از حرس شدید و شهابهای فراوان دیدیم.ر

و انا کنا نقعد منها مقعد للسمع فمن یستمع الان یجد له شهابا رصدا /۹

 

مقاله فوق برداشتی آزاد از تفکر در قرآن ، در ارتباط با سموات و ارض بود. همواره راه برای کشف حقیقت مهیاست.تا نظر دیگران چه باشد؟

از سعه صدر و حوصله همه دوستان نهایت تشکر وامتنان را دارم.

 

 » حمد و سپاس مخصوص پروردگار عزیز و مهربان آسمانها و زمین است«.

 

نجوم در قرآن

 

واژه های کلیدی جستجو و تحقیق در آیات وحی بر مبنای تعاریف ستاره و سیاره شناسی:

 

النجوم = تکرار : 9 بار (انعام/97 – اعراف/54 – نحل/12 – حج/18 – صافات/88 – طور/49 – واقعه/75 – مرسلات/8 – تکویر/2)

بالنجم= 1 بار

النجم= 3 بار (نجم/1 –رحمن/6 –طارق/3)

فلک= 2 بار (انبیاء/33 – یس/40)

بروجا= 2 بار (حجر/16 – فرقان/61)

البروج= 1 بار

القمر= 25 بار

قمرا= 1 بار (فرقان/61)

للقمر= 1 بار (فصلت/37)

کوکبا= 2 بار (انعام/76 – یوسف/4)

کوکب= 1بار (نور/35)

الکواکب= 2 بار (صافات/6 – انفطار/2)

السماء= 118 بار

سبع سماوات= 5 بار (بقره/29 – فصلت/12 – طلاق/12 – ملک/3 – نوح/15 )

السماوات السبع = 2 بار ( اسراء/44 – مومنون/86 )

جالب است که هفت آسمان سماوی(السماوات السبع + سبع سماوات ) صرفا هفت بار در کلمات وحی تکرار شده است!

السماوات= 185 بار

السماوات و الارض = 180 بار

سماء= 2 بار (هود/44 – فصلت 12)

الارض= 444 بار

ارض= 6 بار

ارضی= 1 بار

للارض= 1 بار

دخان= 1 بار (فصلت/11)

بدخان= 1 بار (دخان/10)

کرسیه= 1 بار (بقره/255)

بمصابیح= 2 بار (فصلت/12 – ملک/5)

بالشمس= 1 بار (بقره/258)

الشمس= 29 بار

شمسا= 1 بار (انسان/13)

للشمس= 2 بار(نمل/24 – فصلت/37)

شهاب ثاقب= 1 بار (صافات/10)

النجم الثاقب= 1 بار (طارق/3)

العرش= 20 بار

عرش= 2 بار (نمل/23 – حاقه/17)

عرشه= 1 بار (هود/7)

سبعا= 1 بار (نباء/12)

اقطار السموات= 1 بار (رحمن/33)

سبعه= 1 بار (لقمان/27)

سبع طرائق= 1 بار (مومنون/17)

شهاب= 2 بار (حجر/18 – صافات/10)

شهبا= 1 بار (جن/8)

شهابا= 1 بار (جن/9)

منابع مورد استفاده:

قرآن مجید – بعضا ترجمه آقای علامه مکارم شیرازی

لغت نامه آقای علامه علی اکبر دهخدا-موسسه لغت نامه دهخدا/موسسه فرهنگی ویستاآرا(روایت دوم)-ناشر : موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

برنامه معجم الفاظ قرآن مجید/مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

سیارات و اقمار – ویلیام جی . کافمن/ ترجمه علی درویش – انتشارات آستان قدس1370

زمین شناسی عمومی – سیروس شفیقی،حسن مدنی-پلی تکنیک تهران1367

اسرار کیهان-بهنام محمد پناه- ناشر : آمه/سبزان1385

سرگذشت زمین- پاتریک مور-پیترکترمول/عباس جعفری-گیتا شناسی1367

ساختار ستارگان و کهکشانها-پاول هاج/توفیق حیدر زاده-گیتاشناسی1368

نجوم به زبان ساده(جلد1و2)-مایر دگانی/محمدرضا خواجه پور-گیتاشناسی1368

شناخت گیتی-باربارارایدن/افشین آزاد منش-معین1381

دهر(پویشی در جهان بیکران)دکتر حسین سالاری-مهاجر1385

شناخت مقدماتی ستارگان-توفیق حیدر زاده-گیتاشناسی1368

منشاء سیارات – آی پی ویلیامز/تاج الدین بنی هاشم،ایرج ملک پور-نشر دانشگاهی1363

ساکنان آسمان از نظر قرآن-عباسعلی محمودی-فیض کاشانی1375

 DVD ابر ریسمانهای کیهانی The elegant universe)m) به آدرس www.telescope.ir

سایتها و وبلاگها :

موتور جستجوی گوگل www.google.com

آسمان پارس http://www.parssky.com       

مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی-مرکز پژوهشهای ایرانی اسلامی http://www.cgie.org.ir

پایگاه خبری ماهنامه نجوم http://www.nojumnews.com

قرآن شناسی  http://www.quranology.com/farsi.htm

پایان

تحقیق پیرامون فهم سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض۳

تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن

 قسمت سوم

 

بررسی شواهد فرضیه دوم

 

 

– منظور اینست که منظومه شمسی و هشت سیاره آن، کهکشان راه شیری و دویست

  میلیارد ستاره آن و کل جهان قابل رویت ما با میلیاردها کهکشان ، تنها یک آسمان بوده

  (آسمان سفلی ) و بعد از آن آسمانهای ششگانه علیائی  (اعلی و ملکوتی) قرار دارند

   که خارج از فهم و رویت بشر عادی ست!

 

همانطور که قبلا ذکر شد عده ای با استناد به برخی آیات و تفاسیر معتقدند که کلیه سیارات، کواکب، کهکشانها زینت بخش آسمان اول بوده که عالم ناسوت یا عالم سفلی را تشکیل میدهد و شش آسمان بعدی از هفت آسمان(سبع سماوات) قابل رویت و درک بشر نیست چرا که آنها عوالم و آسمانهائی عرفانی، متافیزیکی و یا ملکوتی اند. لذا عوالم الهی در شکل ماورائی ، ربطی به این مرتبت خاکی ندارد.

عده ای از مردم معتقدند که آنچه در قدیم توسط علمای صاحب نام و افراد صالح مطرح شده است حق مطلق بوده و نباید در باره نظرات ایشان چون و چرا کرد!

و اینکه معتقدند نباید آیات الهی را با خط کش زمینی تفسیر و تعبیر نمود. معهذا اصرار دارند که منظور از هفت آسمان و السماوات و الارض ، غیر از عوالم نا مشهود چیز دیگری نیست. و علوم مکشوف امروز نیز تغییر پذیر بوده لذا نمی توان جهت فهم آیات به آن اعتماد کرد!

 

 

آیاتی که ایشان به آن استناد می کنند و معتقدند که آسمان به معنای عالم معنا و لاهوتی به کار رفته است :

  

ان الذین کذبوا بایاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السماء و لا یدخلون الجنه….(اعراف/40):

درهای آسمان به روی کسانی که از روی گردن‎کشی آیات خدا را دروغ بخوانند، باز نمی‎شود

این آیه را دلیلی بر غیر دنیوی بود آسمان ذکر می کنند.

یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون(سجده/5):

خداوند کارهای جهان را از آسمان به زمین تدبیر می‎کند …..

و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین(انعام/75):

و اینچنین نظام آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا از یقین آورندگان باشد.

اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شیئ و ان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یومنون(الاعراف/185:(

آیا در نظام آسمانها(سیارات) و زمین و آنچه خدا آفرید نظر نیفکندند.شاید پایان زندگی ایشان نزدیک شده باشد. بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد.

و فی السماء رزقکم و ما توعدون(ذاریات/22).

و لو فتحنا علیهم بابا من السماء فظلوا فیه یعرجون(حجر/14).

آنچه از تفاسیر که علمای قدیم بر اساس برداشت ذهنی خویش در افکار عوام الناس نهادینه کرده اند عبارتند از:

– آسمان همچون زمین یک‎پاره بود و سپس خداوند آن را 7 بخش گردانید (طبری، 7/14). در تفسیر این مطلب که آسمان از دود آفریده شده است، آورده‎اند که خداوند نخست نوری را آفرید و از آن جوهر سبزی را خلق کرد و آن جوهر از هیبت پروردگار آب گشت و خداوند باد را بیافرید و آن آب را بر پشت باد نگاه داشت و از آن، عرش عظیم را آفرید و بر آب نهاد. آنگاه از آب، آتش را پدید آورد تا آب برجوشید و از بخار آن آسمان را آفرید (میبدی، 2/384، 8/511؛ نیز ترجمه تفسیر طبری 6/1514،7/1748، 1749). همچنین، برخی از مفسران برای هریک از آسمانها جنسی و رنگی و نامی قائل شده‎اند: آسمان نخست یعنی آسمان دنیا موجی دوردست (موجٌ مکفوف)، آسمان دوم از سنگ، آسمان سوم از آهن، آسمان چهارم از مس، آسمان پنجم از سیم (فِضّه) آسمان ششم از زر (طلا) و آسمان هفتم از یاقوت است (میبدی، 1/102، 10/172؛ سیوطی، 1/44). به روایتی دیگر، آسمان دوم به رنگ مس و نام آن قدوم (یا به روایتی قیدوم)، آسمان سوم سیاه به رنگ شَبَقْ و نام آن ماعون، آسمان چهارم سپیدمانند سیم و نام آن از یلون، آسمان پنجم به رنگ زر و نام آن حیقوم، آسمان ششم سرخ مانند یاقوت و نام آن عرش و آسمان هفتم سبز مانند زمرد و نام آن عالیه است (سیوطی، 1/42؛ میبدی، 2/385). در روایت اخیر از آسمان اول سخنی نرفته است.

– در پاره‎ای از تفاسیر به نقل از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است که خداوند آسمان را در روزهای پنجشنبه و آدینه آفرید و روز شنبه را ویژه آفرینش فرشتگان گردانید (طبری، 26/111، 112). همچنین گفته شده که هر روزی از روزهای ششگانه آفرینش آسمان و زمین برابر با 000‘1 سال بوده است (ترجمه تفسیر طبری، 1/32، 6/1514).

– در این میان گفته دیگری برای تفسیر هفت آسمان هست و آن اینکه عدد هفت در این آیات برای بیان کثرت است و واقعاً «هفت» منظور نیست. دارندگان این نظر می‎گویند رومیان و یونانیان نیز عدد هفت را برای القای جمع نامعین به کار می‎بردند (بُکای، 191).

– در برخی از مأخذ اسلامی آمده است که بهشت در آسمان جای دارد و روانهای مؤمنان پس از مرگ به آسمانها صعود می‎کند (سیوطی، 3/85).

 

رد نظریات علمای گذشته توسط علمای معاصر قابل تامل است. چرا که رد نظریات مراجع و علمای دین (در همه ادیان) توسط دانشمندان علوم نزد مردم، پذیرفتنی نیست! لذا این تضارب آراء بین علمای گذشته و حاضر دین را باید قدر دانست.

مفسران متأخر و معاصر، بسیاری از آنچه را که مفسران قدیم در تفسیر آسمان آورده‎اند و نمونه‎هایی از آن در بالا یاد شد، مردود دانسته‎اند.

رشیدرضا در تفسیر آیه 53 از سوره (اعراف) می‎نویسد: روایاتی که در آن گفته شده، آسمان و زمین در روزهای جمعه و پنجشنبه و فرشتگان در روز شنبه آفریده شده‎اند از «اسرائیلیات» است و پذیرفته ما نیست. این زمان‎بندیها با حرکت زمین به دور خود معنی پیدا می‎کند. پس چگونه می‎توان پیش از آفرینش زمین از روزهای هفته سخن گفت؟ به عقیده رشیدرضا مقصود از روزهای آفرینش، دورانها و مراحل مختلف خلقت است. همچنین وی می‎گوید: این سخن قرآن که آسمان از دود آفریده شده است، باید در پرتو دانشهای نوین به گونه‎ای دیگر فهمیده شود. چنین می‎نماید که مقصود از دود (دخان) همان «ماده سحابی» است که منظومه شمسی از آن آفریده شده است (فرضیه لاپلاس) (المنار، 1/247-250، 8/444-456).

علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیات 9 تا 12 سوره  (فصلت) طرفدار همین نظر است که آیات مربوط به آفرینش آسمانها و زمین و روزهای خلقت را باید در پرتو دانشهای نوین فهمید.

وی می‎گوید: شیوه مفسران گذشته مربوط می‎شد به تصویری که هیأت بطلمیوسی از جهان به دست می‎داد. ما امروز می‎دانیم که آن تصورات نادرست بوده است (8/158، 17/367-370).

طباطبایی معتقد است که از مجموع آیات مربوط به آفرینش آسمانها و موارد استعمال کلمه «سماء» در قرآن 4 مطلب در معنای آسمانهای هفتگانه به دست می‎آید:

نخست اینکه «آسمان دنیا» که یکی از آسمانهای هفتگانه است عبارت است از همه جهان ثوابت و سیارات(فرضیه دوم این مقاله)؛ دوم اینکه همه آسمانهای هفتگانه «مخلوقات جسمانی» هستند(فرضیه سوم این مقاله)؛ سوم اینکه آسمانهای هفتگانه (به استثنای آسمان دنیا) عواملی هستند غیر از کرات آسمانی، و چهارم تفسیرهایی که بر پایه تطبیق آسمانها هفتگانه که مخلوقات جسمانیند، دارای «ملکوت» هستند و به موازات هفت آسمان، هفت «ملکوت آسمان» وجود دارد. رابطه ملکوت آسمانها با آسمانها رابطه باطن با ظاهر است. فرود آمدن ملائک از آسمان و بالا رفتن آنها به آن، فرود آمدن چیزها و روزبها از آسمان و سخن از اینکه درهای آسمان به روی کافران باز نمی‎شود و مطالبی دیگر از این قبیل که در آیات و روایات آمده، همه مربوط است به ملکوت آسمانها، نه آسمانهای جسمانی(ادامه فرضیه دوم این مقاله).

 

در پاسخ و رد نظریه ای که معتقد است شش آسمان غیر از آسمان دنیا (که شامل کلیه کهکشانها و ستارگان و سیارات و مشهودات دنیوی است)آسمانهائی ملکوتی و غیر قابل رویت و فهم و درک آدمی است، می آوریم :

– چنانچه فهم «سبع سماوات/السماوات السبع/السماوات و الارض» فراتر از فهم و ادراک عقل آدمی بود، خداوند عزیز و حکیم در باره هفت آسمان ، همان آیه پرسش درباره روح را وحی میفرمود و در بیش از 500 آیه از السموات و الارض سخن به میان نمی آورد . آیات وحی هر آنچه که از فهم بشر فراتر بوده  را ، از توضیح بیشتر امتناع ورزیده است:

یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (اسراء/85) :

از روح می پرسندت ، بگو روح از امر پروردگارم هست و جز اندکی از علم داده نشدید .

 

– چنانچه منظور از آسمان اول، دنیای مشهود (عالم سفلی )بود و الباقی آسمانها(ششگانه)، غیر قابل ادراک و فهم بشری، پس آیات زیر ما را به چه چیز فرا می خوانند؟

چرا در آیات زیر ما به تفکر در خلق السموات و الارض  دعوت شده ایم؟ یا بعبارت دیگر چرا ما را دعوت به تفکر در آسمانهائی کرده اند که غیر قابل درک و رویت هستند؟

الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(آل عمران/191):

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند و در خلق آسمانها و زمین تفکر می نمایند….

و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون(جاثیه/13).

اگر شش آسمان بعدی اعلی و خارج از ادراک بشر خاکی است، چرا به تفکر در باره آنها فراخوانده شده ایم؟

 

– و اما اگر شش آسمان( غیر از آسمان دنیا )قابل رویت بشر نیستند، آیات زیر چگونه توجیه خواهند شد؟

الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقا)نوح/15):

آیا نمی نگری ،چگونه خداوند هفت آسمان را بر فراز یکدیگر خلق کرده است؟

الذی خلق سبع سموات طباقا ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت ….(الملک/ 3):

همان کسی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند هیچ تفاوتی نمی بینی..

اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شیئ …(الاعراف :(185/

آیا در نظام آسمانها و زمین و آنچه خدا آفریده نظر نیفکندند؟ شاید پایان زندگی آنها نزدیک باشد؟…

پس با تفکر در آیات فوق در میابیم که  سبع سموات برای ما قابل رویت و فهم است؟ چرا که در آیات فوق، بشر صریحا به دیدن، فهمیدن و عبرت گرفتن دعوت شده است.

اگر شش آسمان علیائی ، غیر قابل رویت بود، آیاتی شبیه آیه زیر نازل می شد که:

خلق السموات بغیر عمد ترونها: یعنی در اینجا به وضوح آمده است که عمد غیر قابل رویت هست . لذا درباره سبع سماوات خاطر نشان می فرمود که :آسمان اول را خلق کردم بعلاوه آسمانهای ششگانه دیگری که قابل رویت نیستند!

لکن در آیات فوق اصرار بر دیده شدن سموات است : ما تری، الم تروا، اولم ینظروا

– دلیل دیگری که اثبات می کند منظور از هفت آسمان، آسمانهائی قابل رویت و فهم بشر است:

له ما فی السموات و ما فی الارض و هو العلی العظیم(شوری/4).

تکاد السموات یتفطرن من فوقهن و الملائکه یسبحون بحمد ربهم ویستغفرون لمن فی الارض …

(شوری/5):

نزدیک است آسمانها از بالای سر ایشان متلاشی شوند و ملائک پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا می آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می کنند….

سوال : اگر شش آسمان مذکور لاهوتی ، ملکوتی و محل عبور و مرور ملائک است و یا دنیاهای عظیمی غیر قابل تصور و رویت آدمی است و یا مربوط به ملا اعلی می باشند، چرا باید بخاطر گناه بشری از هم متلاشی شوند؟ آیا تلاشی منظومه شمسی کفایت نمی کند؟ آیا تلاشی و منهدم شدن کهکشان کافی نیست ؟ و یا اصلا آیا متلاشی شدن کل آسمان اول کفایت نمی کند؟

آیا انهدام و متلاشی کردن سموات علیا( ملکوتی/ لاهوتی، متا فیزیکی یا هر نامی بر آن نهاده شود) با حق سازگار است؟

پس باید در ذهنیات تجدید نظر کرد! و تفکرات بطلمیوسی و اسرائیلیات و تحکمات کلیسائی را دور ریخت و به سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ایمان آوریم و اجازه دهیم که الله یگانه خالق عزیزمان، چشمان ما را به حقایق آیات خویش که نیاز به تفسیر ندارند با تلسکوپ هابل ، سفاین وویجر، وستک، وسخد، سایوز، آپولو، شاتل، رهیابهای روح و فرصت، هویگنس، کاسینی و NEW HORIZEN، بگشاید و هیچگاه در دامان عجله و توجیه نیفتیم که خود متضرر خواهیم بود!

الله الذی خلق سبع السموات و من الارض مثلهن ….(طلاق/12):

خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین مثل آنها….

و این پایان حجت ما با طرفداران فرضیه دوم:

و کاین من آیه فی السموات والارض یمرون علیها و هم عنها معرضون(یوسف/ 105):

چه بسیار آیات در آسمانها و زمین هست که بر آنها می گذرند و از آن روی می گردانند.

 

آیه ، اشاره دارد که ما از کنار نشانه های السموات و الارض عبور می کنیم . عبور ما از کنار نشانه های الارض، قابل فهم است ولی عبور ما از کنار السموات چه معنائی را در بر دارد؟

 آیا امروزه سفاین ما از کنار السموات عبور می کنند؟

 آیا می توان از مباحث فوق چنین نتیجه گرفت که منظور از السماوات در آیات مورد اشاره اجرامی قابل رویت، فهم و ادراک در کنار خود ماست.

آیا سرنوشت سماوات و زمین به هم گره خورده است، بطوریکه عملکرد کافرانه بشر نسبت به خدای عزیز و مهربان، سبب متلاشی شدن سماوات و به تبع آن نابودی کره ارض خواهد گشت؟

 

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم…

رسولی ارسال نشد مگر به زبان قوم خویش…

آرزو می کنم که ایرانیان از خرافه انگاری دست بردارند و کتابی که ذکر للعالمین است را به زبان مادری خویش مطالعه نمایند تا در برزخ و آخرت مشمول آیه زیر نباشند:

و قال الرسول :یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا :

رسول میگوید: پروردگارا قوم من قرآن را متروک و رها کردند.

 

مثل قومی که قرآن بر سر در مساجد و قبرستانهای آنها به آواز عربی بلند باشد لکن مردمان آن قوم از معانی کلمات چیزی متوجه نگردند و همتی در آنها جهت فارسی مطالعه کردن به بهانه های گوناگون نباشد، مثل قومی خواهد بود که رسول در قیامت از آنها نزد پروردگار شکایت خواهد کرد که: ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا.

به امید روزی که به خود آیند کسانی که دینشان بازیچه زبان و عملشان است!!!

 

در پایان فراموش نکنیم که خلاق یگانه و بی همتا، بینهایت جهان خلق فرموده است که شاید همگی آنها از رویت بشر خارج باشند. دانشمندان با پیگیری فرضیه ریسمانها ، ماده تاریک ، انرژی تاریک، دنیا های تودرتو و دنیاهای موازی، قسمت بینهایت کوچکی(در حد اپسیلون) از راز غیب سماوات و ارض را رهگیری،بررسی و کشف کرده اند .

از طرف دیگر با دانست که سبع سماوات پدیده ای قابل فهم و رویت بوده و ارتباطی به غیب، عوالم نا مشهود و پنهان الهی ندارد. بررسی و تحقیق در باره عوالم غیب نیازمند استعداد و تلاشی فراوان می باشد که از عهده من در حال حاضر خارج است!

ادامه دارد…

تحقیق پیرامون فهم سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض۲

تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن

 قسمت دوم

  

منابع مورد استفاده:

قرآن مجید – بعضا ترجمه آقای علامه مکارم شیرازی

لغت نامه آقای علامه علی اکبر دهخدا-موسسه لغت نامه دهخدا/موسسه فرهنگی ویستاآرا(روایت دوم)-ناشر : موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

برنامه معجم الفاظ قرآن مجید/مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

سیارات و اقمار – ویلیام جی . کافمن/ ترجمه علی درویش – انتشارات آستان قدس1370

زمین شناسی عمومی – سیروس شفیقی،حسن مدنی-پلی تکنیک تهران1367

اسرار کیهان-بهنام محمد پناه- ناشر : آمه/سبزان1385

سرگذشت زمین- پاتریک مور-پیترکترمول/عباس جعفری-گیتا شناسی1367

ساختار ستارگان و کهکشانها-پاول هاج/توفیق حیدر زاده-گیتاشناسی1368

نجوم به زبان ساده(جلد1و2)-مایر دگانی/محمدرضا خواجه پور-گیتاشناسی1368

شناخت گیتی-باربارارایدن/افشین آزاد منش-معین1381

دهر(پویشی در جهان بیکران)دکتر حسین سالاری-مهاجر1385

شناخت مقدماتی ستارگان-توفیق حیدر زاده-گیتاشناسی1368

منشاء سیارات – آی پی ویلیامز/تاج الدین بنی هاشم،ایرج ملک پور-نشر دانشگاهی1363

ساکنان آسمان از نظر قرآن-عباسعلی محمودی-فیض کاشانی1375

 DVD ابر ریسمانهای کیهانی The elegant universe)m) به آدرس www.telescope.ir

سایتها و وبلاگها :

موتور جستجوی گوگل www.google.com

آسمان پارس http://www.parssky.com       

مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی-مرکز پژوهشهای ایرانی اسلامی http://www.cgie.org.ir

پایگاه خبری ماهنامه نجوم http://www.nojumnews.com

قرآن شناسی  http://www.quranology.com/farsi.htm

http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=130&avaid=208

http://www.tafazzoli.ilssw.com/pages.php?id=13&cat=biblo

بهترین عکس نجومی روز http://www.apodfar30.blogfa.com/post-289.aspx

 

 

بررسی شواهد فرضیه اول

 

– منظور از هفت آسمان(سبع سماوات/السماوات السبع ) ، هفت لایه جوی بر فراز زمین است:

 

 پیرامون کره زمین را اقیانوسی از هوا به نام جو زمین احاطه کرده است. موجودات زمین در ته این اقیانوس به سر می برند. هوا مخلوطی از چند گاز است و هر چه از سطح زمین بالا رویم، هوا رقیق تر می شود. دقیقا نمی توان گفت که تا چه ارتفاعی هوا موجود است؟

 

آیا سبع سماوات در آیات زیر حکایت از هفت لایه جوی پیرامون کره زمین را دارد؟

درابتدا به آیاتی که چنین ذهنیتی را متبادر می سازد می پردازیم:

هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات و هو بکل شیئ علیم (البقره/29):

او است که همه آنچه را که در زمین موجود است برای شما آفرید ، سپس به آسمان پرداخت و آنها را بصورت هفت آسمان مرتب نمود…. 

الذی خلق سبع سماوات طباقا….(الملک/3) :همان کسی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید…

فقضاهن سبع سماوات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلک تقدیر العزیز العلیم ( فصلت/12):

در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانی کار آن را وحی فرمود….

و بنینا فوقکم سبعا شدادا(نباء/12).

و لقد خلقنا فوقکم سبع طرائق و ما کنا عن الخلق غافلین(مومنون/17).

الم تروا کیف خلق الله سبع سماوات طباقا(نوح/15).

الله الذی خلق سبع السموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شیئ قدیر…(طلاق/12):

خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین مثل آنها….

 

همانطور که ذکر شد فرضیه اول می تواند، منظور از هفت آسمان را هفت لایه جوی بر فراز زمین قلمداد نماید. آیا تحقیقات جو شناسی بشر به تقسیمات هفت لایه ای از جو نائل گشته است؟

 

لایه بندی های موجود جهانی در ارتباط با سپهر/جو/اتمسفر پیرامونی زمین

 

 – لایه بندی سپهر/جو  بر اساس  اختلاط گازی

 

الف- هوموسفر :شامل نیتروژن، اکسیژن، آرگون و … که با ضخامتی بین 80-100 کیلومتر گسترده شده است. 

ب- هتروسفر : ازارتفاع 100 کیلومتر به بعد بر اساس جرم اتمی گازها شامل چهار لایه زیر می باشد:

 90-200 کیلومتری – نیتروژن مولکولی

 200-1000 کیلومتری – اکسیژن اتمی

1000-2400  کیلومتری – هلیوم اتمی

2400-10000  کیلومتری – هیدروژن اتمی

 در روش فوق در حالت خوشبینانه ما دارای پنج لایه ، جو یا سماء خواهیم بود که مطلوب نظر سبع سماوات/السماوات السبع نیست!

 

 – لایه بندی سپهر/جو بر اساس تغییرات دمائیاما لایه بندی دیگری نیز در تحقیقات بشری بر اساس تغییرات دمائی به ثبت رسیده است، که شاید ما را به فهم هفت آسمان نزدیک کند!

 

 

 

 

 – گشتکره ( گشت اسپهر: ( TROPOSPHER ضخامتی 12 کیلومتری داشته و کلیه ابرها و هوای مطلوب حیات را در خود جای داده است. این لایه به وسیله گشتمرز از لایه بالائی جدا می شود.

 

 پوشکره (پوش اسپهر : (STRATOSPHERE این لایه از 12 تا 52 کیلومتری گسترش داشته و به پوشمرز محدود می گردد.

 

دمای پوشکره در قشری موسوم به اوزونوسفر که حاوی اوزون است به علت جذب تابشهای ماورا بنفش با افزایش ارتفاع ، افزایش می یابد .لایه اوزون نقش سپر محافظ زمین را در مقابل تشعشعات کیهانی موج کوتاه که از خورشید ساطع می شود بر عهده دارد. پوشکره حدود یک پنجم جرم کل جو را شامل می شود.

 

 

 –میانکره(میان اسپهر : (MESOSPHERE  این لایه از 52 تا 80 کیلومتری امتداد یافته و چون فاقد فرایند حرارت زائی ست ، لذا با افزایش ارتفاع، شاهد کاهش دما خواهیم بود. و در قسمت انتهائی این لایه یعنی سطح مزوپوز، دما به حدود 100 – درجه سانتیگراد می رسد .   

 

           

 – یونکره (یون اسپهر: ( IONOSPHERE ضخامت این لایه از 80 تا 320 کیلومتری قرار دارد. از ویژگیهای این لایه قابلیت انعکاس امواج رادیوئی برد زیاد و ارتباطات رادیوئی می باشد.

 

 

 

دما کره (دما اسپهر 😦 THERMOSPHERE: در بخشی از لایه بالائی تقسیم بندی شده ، این لایه بعلت جذب اشعه ماورا بنفش با طول موج کوتاه )کمتر از 1000 انگستروم) ، در قشر فوقانی خود دارای دمای 1000 درجه سانتیگرادی است.

 

 

 

 برونکره (برون اسپهر  : (EXOSPHERآخرین لایه با رقت بسیار زیاد بوده که دارای مرز معینی نیست. در این ناحیه که فرار مولکولی و اتمی از جو زمین قابل ملاحظه است، میدان مغناطیسی زمین مانع فرار ذرات یونیده می شود.

 

 

در لایه بندی اخیر بر اساس حرارت، شش لایه گشتکره، پوشکره، میانکره، یونکره، دماکره و برونکره قابل تفکیک است که با کمی اغماض ، چنانچه لایه محافظ اوزونکره ) اوزونوسفر) را نیز به آن بیفزائیم، انطباق هفت لایه ، هفت سماء و یا سبع سماوات حاصل گشته است !

 

دلایل زیر می تواند انطباق ذهنی سبع سماوات با شش یا هفت لایه حرارتی فوق را تکمیل نماید؟

 

– تفکیک هفت لایه حرارتی با فسواهن در آیه ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات همخوانی دارد!

– هر کدام از لایه ها شکل و کاری دارد که با اوحی فی کل سماء امرها (در هر کدام امری جاریست)انطباق دارد!

– طبقه طبقه روی هم قرار گرفته اند ( الم تروا کیف خلق الله سبع السموات طباقا)!

– دارای لایه محافظ اوزون هست (فقضاهن سبع سماوات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا)!

– لایه های جوی پیرامون زمین به گونه ای خلقت یافته است که امکان عبور نور زینتها (کواکب ، بروج و مصابیح ) را نیز می دهند(زینا السماء الدنیا…)!

– و این لایه ها بر بالای سرمان قرار دارند(و بنینا فوقکم سبعا شدادا)!

– در حال وسعت یافتن نیز هست ! بطوریکه از برونکره ، مولکولها و اتمها فرار می کنند و سماء را وسعت می بخشند)وسع کرسیه السماوات …) !

  هفت دلیل برای هفت آسمان در هفت لایه جوی!

آیا با دلایل فوق معما حل شده است و یا سوالات منطقی زیر، انطباق فوق را به چالش خواهد گرفت؟

 

دلایلی از قرآن بر رد فرضیه انطباق هفت آسمان بر هفت لایه جوی!

در آیات زیر خواهیم دید که کلمات سبع سماوات/السماوات السبع با لایه های جوی انطباق قطعی ندارد:

 

– و ان یروا کسفا من السماء ساقطا یقولوا سحاب مرکوم(الطور/ ۴۴):

   اگر آنها ببینند قطعه سنگی از آسمان سقوط می کند می گویند: این ابر متراکمی است.

 

–  فاسقط علینا کسفا من السماء ان کنت من الصادقین (شعراء/۱۸  (:          

   اگر راست می گوئی ، سنگهائی از آسمان بر سر ما بباران!

 

 – او تسقط السماء کما زعمت علینا کسفا او تاتی بالله والملائکه قبیلا (الاسراء /۹۲): 

   یا قطعات آسمان را آنچنان که می پنداری بر سر ما فرود آر، یا الله و ملائکه را در برابر ما بیاور!

و اما  آیه مورد نظر:ر

– افلم یروا الی ما بین ایدیهم و ما خلفهم من السماء و الارض ان نشاء نخسف بهم الارض او نسقط علیهم کسفا من السماء ان فی ذلک لایه لکل عبد منیب (سباء /9(:

آیا به پیش رو و پشت سر خویش از زمین و آسمان(چرا آسمان و نه آسمانها!) نمی نگرند، اگر ما بخواهیم آنها را در زمین فرو می بریم یا قطعاتی از آسمان بر آنها فرو می ریزیم، در این نشانه هائی ست برای هر بنده توبه کار.

 

چنانچه شیئ مثل سنگ آسمانی ، شهاب ، ستاره دنباله دار و یا قطعه ای از آسمان ( کسفا من السماء) به سمت زمین سقوط کند، و بپذیریم که کسفا از السماء (سما خارج از جوهای هفت گانه)سقوط کرده، به ناچار شیئ مذکور باید از خارجی ترین لایه جوی (برونکره (وارد شده  و پس از طی چند لایه به گشتکره رسیده و از آن عبور کرده و با زمین برخورد نماید.بدین معنی که انذار دهنده می بایست توجه ناظر زمینی را به عبور کسفا ئی که از السماء وارد جوهای هفت گانه زمین شده است، با گفتن من السماوات جلب کند و نه من السماء!

لکن آیه مورد اشاره ، ناظر زمینی را به السماء بجای السماوات (افلم یروا الی ما بین ایدیهم و ما خلفهم من السماء) توجه داده است!

 

اگر هدف از سماوات بمعنای لایه های جوی است، چرا در آیه مذکور( افلم یروا الی ما بین ایدیهم و ما خلفهم من السماء و الارض) از سماوات و الارض  بجای السماء و الارض جهت رویت عبور( کسفا من السماء) استفاده نشده است؟

چنانچه هدف آیات وحی از سبع سماوات/السماوات السبع ، لایه های جوی فوق الذکر بود، در آیه مورد اشاره برای رویت سقوط یا عبور شیئ، می بایستی از کلمه سموات بجای السماء  استفاده می شد! در حالی که بطور واضح و روشن از کلمه السماء جهت یروا شیئ (کسفا من السماء) استفاده شده است !!!

 

– می دانیم که تشکیل ابر، حضور ابر و ریزش آن در دو لایه گشتکره و قسمتی از پوشکره صورت می پذیرد. آیه زیر با بکار بردن کلمه ینزل من  السماء، انطباق لایه های جوی با سبع سماوات را در هاله ای از ابهام فرو برده است!

 – الم تر ان الله یزجی سحابا ثم یولف بینه ثم یجعله رکاما فتری الوق یخرج من خلاله وینزل من السماء من جبال فیها من برد فیصیب به من یشاء…(النور/۴۳ (.

 

– دلیل بعدی در رد انطباق (سبع سماوات/ السماوات السبع)  با هفت لایه جوی از آیه ۲۵۵ سوره بقره محرز می گردد.

….له ما فی السماوات و ما فی الارض ….وسع کرسیه السماوات و الارض….

برونکره آخرین لایه هفتگانه جوی بود که فرار اتمی/مولکولی ، وسعت یافتن سماوات را به ذهن متبادر می ساخت.

چرا در آیه ۲۵۵ سوره بقره ، وسعت یافتن السماوات به همراه الارض اشاره شده است؟ اگر منظور از السماوات، لایه های جوی بود؛ مسلما ذکر وسع کرسیه السماوات به تنهائی کفایت می کرد! حال آنکه حضور الارض در کنار السماوات مورد تاکید آیه شریفه است.

السماوات همواره با الارض ذکر شده است(180 بار در قرآن) و تنها در پنج آیه السماوات به تنهائی آمده است. آیا السماوات و الارض از یک جنس و گونه بوده و هدف تاکید بر کراتی سماوی می باشد؟ این سوالی است که تا پایان مقاله همراه ما خواهد بود!

 

(مقاله ای در سایت قرآن شناسی به این موضوع پرداخته است و هفت لایه جوی را به عنوان سبع سماوات پذیرفته و معرفی کرده است. جهت مطالعه متن کامل به آدرس: http://www.quranology.com/farsi/jav.htm  رجوع فرمائید).

 

ادامه دارد…

 

تحقیقی پیرامون فهم سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض۱

تحقیقی علمی پیرامون فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض از دیدگاه وحی در قرآن

قسمت اول

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

تسبح له السموات سبع و الارض و من فیهن و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم انه کان حلیما غفورا (اسراء/44).

 

تحقیق و تالیف :  سید اسماعیل اسلامی

 

مقدمه 

مقاله حاضر ، تحقیقی علمی و قرآنی در ارتباط با فهم معانی سبع سماوات/السماوات السبع/ السماوات و الارض ، از دیدگاه وحی در قرآن و بررسی نجوم در کیهان شناسی است.

همانطور که می دانید کیهان ، خاستگاه حضور میلیاردها کهکشان و هر کهکشان(کاهکشان) خاستگاه حضور میلیاردها خورشید است. هر خورشید مرکزی جهت مجتمع نمودن سیارات و حرکت آنها حول محور خویش است.

امروزه بشر با مطالعه در ماهیت هستی(دنیا) به دو پدیده اساسی بنام بوزون(انرژی) و فرمیون(ماده) پی برده است.کلیه سازندهای کیهانی مشهود و قابل سنجش ، از این دو پدیده حادث شده اند.

اجسام(ماده- مواد) از ابر پیکره ها تا خرد ذره ها همچون : خوشه ها، کهکشانها، سیاهچاله ها ، ستارگان، سیارات، اقمار، دنباله دارها، سحابی ها، شهابها،کوهها،ابرها،آبها،خاکها،گیاهان ،حیوانات،عناصر،مولکولها، اتمها، ذرات بنیادی و کوارکها ذاتا فرمیونی بوده و چون بعد دارند تقسیم پذیرند و سنگ بنای آنها کوارک-لپتون(الکترون+میو آن+نوترینو) است.

خرد ذره ها و زیر خردذره های ناظم کیهانی همچون: گراویتونها، الکترومغناطیس، نیروی اتمی ضعیف و قوی ، ذاتا بوزونی بوده و عامل انرژی و نیرو می باشند که در بین فرمیونها جاری و ساری اند.

تبدیل این دو به هم از قواعد شناخته شده ای تبعیت می کند(ماده به انرژی و بالعکس).Image and video hosting by TinyPic

زمین ، سیارات و مابین آنها(در میلیاردها کهکشان) محل سکونت و آمد و شد انواع شعور مخلوق الهی(از قبیل ساکنان آسمانها، سپاهیان آسمان ، ملائک، گونه های متفاوت جن و گونه های متفاوت انسانها) هستند.

آیات آخرین وحی در ارتباط با معانی قابل فهم و رویت بشر با کلمات رایج قوم عرب (لسان قوم) به تعلیم و تربیت پرداخته است. و این آیات را ذکری جهت عالمیان قرار داده است(ان هو الا ذکری للعالمین).Image and video hosting by TinyPic

آیا شناخت امروزی بشر در ارتباط با کیهان از تقسیم بندی قرآن تبعیت می کند؟ و یا قرآن نیز تقسیم بندی کیهان را به کهکشانها و کهکشانها را به منظومه های خورشیدی(ستاره خورشید و 8 سیاره آن ، بیشتر و یا کمتر) و منظومه ها را به منظومه های سیاره ای(مشتری و 62 قمر آن، بیشتر و یا کمتر) می پذیرد؟

 

آپلود وبهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت ما بررسی شعور بشری و غیر بشری را تا مرز ملائک تشریح کردیم و دیدیم که زمین و کرات سماوی و مابین آنها مأمن حضور میلیاردها گونه جن، انس، گیاه، کوه و حیوانات است! و به این درک رسیدیم که حضور شعور به گیتی بشر یعنی تکه سنگی تقریبا کروی به نام زمین در منظومه ای بنام خورشید محدود نمی شود. و فهمیدیم که بذر شعور حیوانی، گیاهی، سماوی، انسانی و جنیان در میلیاردها میلیارد ستاره کهکشانی و فرا کهکشانی گسترده شده است.

 

برای شناخت ماهیت ملائک با گستره فعالیت بسیار پیچیده لکن ساده آنها ، ناچاریم به شناسائی کیهان و جوهره فرمیون- بوزون (ماتریس دنیا) بپردازیم . جهت شناسائی حقیقتImage and video hosting by TinyPic کیهان ناچاریم تعاریف وحی از دخان – بدخان ، النجوم- النجم- بالنجم ، فلک، البروج- بروجا ، القمر- قمرا- للقمر، الکواکب- کوکبا – کوکب، السماء – سماء ، سماوات، السماوات و الارض – ارض- ارضی – للارض ، کرسیه ، بمصابیح، شهاب ثاقب، النجم ثاقب ،الشمس- بالشمس- شمسا- للشمس، العرش- عرش- عرشه، السماوات السبع ، سبع سماوات ، اقطار السماوات ، سبع طرائق ، شهاب – شهابا- شهبا ، سبعا شدادا ، کسفا را در کشفیاتمان و تعاریفمان از هستی، کاهکشان، ستارگان، سیارات، اقمار، سحابیها، دنباله دارها، سنگهای آسمانی و جوهره فرمیون- بوزون، مورد تدقیق مجدد قرار دهیم و همترازی این لغات و کلمات را به دقت بررسی نمائیم .

حرکت و سرعت نور را عمیقتر کنکاش کنیم. چرا که حرکت ملائک و فعالیت آنها در ماتریکس دنیا به اذن الله ، با سرعتهای باور نکردنی ، نیروها و ابزار مخصوص ایشان صورت می پذیرد!

 

… و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم(آل عمران/101).

 

 

منظور از هفت آسمان(سبع سماوات/السماوات السبع ) در قرآن چیست؟

جایگاه السماوات و الارض در فهم معانی امروزین کیهانی /نجومی چگونه خواهد بود؟

 

آپلود وبهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت چنانچه آیات وحی  را به زبان مادری مطالعه کنیم و   با  بی حوصلگی از آن نگذریم، متوجه می شویم که با چه اقیانوس متلاطم و عظیمی در ارتباط هستیم و غبطه میخوریم که ای کاش به زبان عربی همچون فارسی تسلط داشتیم و در این اقیانوس، همواره به شنا و غواصی می پرداختیم و کام بر سینه حقیقی می نهادیم.

به هر حال اگر در وسع خود به آیات دقت نمائیم ، درک خواهیم کرد که جملات وحی ما را به چالش گرفته اند که  در خلق السماوات و الارض تفکر و اندیشه کنیم:

الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار(آل عمران/191):

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند و در خلق آسمانها و زمین تفکر می نمایند….

و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا منه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون(جاثیه/ 13):

او آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را مسخر شما ساخته،در این نشانه هائی ست برای قومی که تفکر کنند.

لذا آنچه در پی می آید، صرفا برداشتی آزاد جهت تفکر و فهم آیات سبع سماوات/السماوات السبع و السماوات و الارض است . تا نظر اندیشمندان چه باشد!

 

آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا در قرآن از سیارات سخنی به میان نیامده است؟

و یا اگر آمده است چرا مترجمین قرآن به آن نپرداخته اند؟ و اگر پرداخته اند چرا عمومیت نیافته است؟ آیا رای و نظر ایشان(مترجمین) در ادراک معنی سیارات از لغت السماوات قاطع بوده است؟

اگر النجوم، ستارگان اند و القمر، ماه است و الارض، زمین است و الشمس، خورشید؛ جایگاه سیارات در تعاریف قرآن چیست و کجاست؟

 

 

آپلود وبهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت منظور از السماوات السبع ، سبع سماوات و السماوات و الارض در قرآن چیست؟

آیا می توان گفت که قرآن کلونی های السماوات و الارض را واحدی بنیادی در تقسیم بندی منظومه های خورشیدی اعلام داشته است؟

آیا می توان پذیرفت که قرآن ، نجوم قابل رویت بشر را منظومه ی السماوات و الارضی معرفی کرده است؟

آیا آیات وحی، منظومه ما را با نام زمین(الارض) و هفت سیاره(سبع سماوات) نامیده است؟

با مطالعه کتب و مقالات و تحقیق چندین ساله در زمینه مباحث ستارگان و سیارات ، همواره خواهان درک این موضوع بوده ام که منظور از السماوات السبع ، سبع سماوات و السماوات و الارض در قرآن چیست؟

پس از بررسی آراء گوناگون و تدقیق و مطالعه فراوان به این نتیجه رسیدم که لغت سماوات/السماوات می بایست جایگاهی سیاره ای را دارا باشد که البته برخی از علما نیز به آن اشاره داشته اند لکن در ترجمه ها بکار برده نشده است!

بدین منظور و بدور از تحمیل نتیجه فوق، به بررسی نظرات و فرضیات  مختلف در درک السماوات السبع ، سبع سماوات و السماوات و الارض  خواهیم پرداخت.

ما در سیر حصول به نتیجه، معانی غالب و فرضیات برداشت شده از کلمات سبع سماوات/السماوات السبع را به طور علمی به قضاوت خواهیم نشست.

و در پایان فرضیه ی یکسان بودن معنی سموات و سیارات را بررسی خواهیم کرد(انشاءالله).

 

سبع سماوات/السماوات السبع، السماوات و الارض- السماء/سماء

اقوام و پیروان ادیان و طوایف گوناگون چه در گذشته و چه در حال، باورهای مختلفی در باره آسمان(السماء/ سماء- سپهر) و آسمانها(سماوات/السماوات) داشته اند و فرضیه های گوناگونی نیز مطرح شده است. Image and video hosting by TinyPic

آسمان/سپهر 

 

 

 

 

        همی بر شد ابر و فرود آمد آب                   همی گشت گرد سپهر آفتاب  (فردوسی)

سپهر بمعنای آسمان و آسمان گوژپشت است. در پارسی باستان، سپیثره(سپهرداد، آسمان آفریده) و در پهلوی، هوسپیتر و سپیهر که مستقیما از سانسکریت سویتر آمده به معنی مایل به سفیدی ذکر شده است (تازی فلک).

معادل واژه «آسمان/سپهر» در عربی «سماء» است به معنی «آنجه در بالا جای دارد، سقف یا سایبان» . سما ماخوذ از سماوات(=السموات ، جمع سماء) به معنی بلندی بوده و در بر گیرنده معانی زیر می باشد:

آسمان خانه، آسمان هرچیز، سایه بان، پرده سقف خانه، پشت اسب، ابر، ابر بلند و گیاه .

در قرآن کریم آسمان، گاه به صورت مفرد سماء(2 بار)، السماء(118بار) و گاه بصورت جمع سماوات(5 بار)، السماوات(185 بار) بکار رفته است . در بسیاری از موارد آسمانها همراه با زمین (السماوات و الارض/180 بار) یاد شده است.

«هفت آسمان» – سبع سماوات در پنج آیه (الملک /3- بقره/29- فصلت/12- نوح /15 – طلاق/12) و السماوات السبع در دو آیه( اسراء/44 – مومنون/86) جمعا در هفت آیه آمده است .

 

در این قسمت به سه فرضیه ی مشهور و مطرح شده در باره هفت آسمان (سبع سماوات/السماوات السبع )خواهیم پرداخت:

 

فرضیه ها :

 

·        فرض اول –  منظور از هفت آسمان(سبع سماوات/السماوات السبع ) ، هفت                                   لایه  جوی بر فراز زمین است.

· فرض دوم – منظور اینست که منظومه شمسی و هشت سیاره آن، کهکشان راه شیری و دویست میلیارد ستاره آن و کل جهان قابل رویت ما با میلیاردها کهکشان ، تنها یک آسمان بوده (آسمان سفلی ) و بعد از آن آسمانهای ششگانه علیائی (اعلی و ملکوتی) قرار دارند که خارج از فهم و رویت بشر عادی ست!

 

                            سیاره غیر از زمین در منظومه شمسی است.

 ادامه دارد.

www.mavaraha.blogsky.com

منظور از يك سياره ديگر در منظومه شمسي نيبيرو هست كه بعدا توضيح ميدهم.(رامتين)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: