بایگانی دسته‌ها: قرآن و حیات فرازمینی

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۸

…و لکم فی الارض مستقر

زمین محل سکونت جن و انسان است.

و الارض وضعها للانام (رحمن/10) :

زمین را برای خلائق آفرید.

آیه زیر نیز آشکار می سازد که زمین محل استقرار جن و انسان است.

فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو و لکم فی الارض مستقر و متع الی حین (بقره/36):

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند بیرون کردند. و به آنها گفتیم همگی هبوط یابید در حالیکه بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین ، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره مندی خواهد بود.

در هبوط زمینی ، جن و انس به زمین رانده شدند .

قلنا اهبطوا منها جمیعا فاما یاتینکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون(بقره/38):

گفتیم همگی از آن فرود آیید ! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد ، کسانی که از آن پیروی کنند ، نه ترسی بر آنهاست  و نه غمگین شوند.

 

 

 

هبوط منحصر به جنها و انسانهای سیاره ما(زمین) نمی شود، بلکه هبوط انسان و جن در میلیاردها میلیارد منظومه ستاره ای و در میلیاردها کهکشان کیهانی حادث شده است.

 

با آیه یا معشر الجن قد استکثرتم من الانس می توان حدس زد که جمعیت جن در پهنه کیهان نسبت به انسان با توجه به قدمت حضور آنها قبل از خلقت آدم ، فزونی یافته است.

 

 

 

 

 

پیام آور عزیز(رسول الله) در ارتباط با آیه الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن (طلاق/12)  فرموده است : در هر زمینی (غیر زمین شما ) آدم ، نوح و ابراهیمی هست مثل آدم ، نوح و ابراهیم شما (اسلام و هیئت ، علامه هبه الدین شهرستانی/ص435).

 

 

 

جهان خلقت و پهنه گیتی از نظر حضور جن و انس منحصر به یک تکه سنگ تقریبا کروی بنام زمین که دور ستاره ای نزدیک بنام خورشید می چرخد ، نیست. هر ستاره در آسمان ، خورشیدی تابناک بر سیارات خویش است. آیا می توانید زمین را  در عکس روبرو که ازاطراف زحل (یک میلیارد و ششصد میلیون کیلومتری دورتر) ، توسط کاسینی تصویر برداری شده است بیابید؟( کادر بالا/چپ بزرگنمائی زمین و ماه) .

همانطور که حقانیت مطالعات گالیله ، نشانگر این بود که زمین مرکز جهان نیست ، حضور میلیاردها خورشید در کهکشان راه شیری و وجود میلیاردها کهکشان در بیگ بنگ کیهانی به همراه  آیات و روایات ، نشان از هبوط جن و آدمی در میلیاردها ارض دارند. لذا باید پذیرفت که انسان ، جن و سیاره زمین ، تافته ی جدا بافته ی خلقت الهی در پهنه بی کران گیتی نیستند!

اشکال و گونه های جن

دابه  به کدام دسته از موجودات اطلاق می گردد؟  آیا جنیان ، انسانها و دنیای حیوانات در این دو گروه ، در زمره دابه اند؟

و فی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/4) :

و در خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائی ست برای قومی که یقین آورندگانند.

 

انسانها  ، جنیان ، حیوانات ، حشرات ، پرندگان و هر موجود زنده ای از دنیای جن و انس در زمین و سیارات در دابه تعریف پذیرند. به آیات زیر توجه فرمائید:

 

و لله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون(نحل/49) :
آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

 

کلمه دابه عطف به کلمه «ما «در «فی السموات و  فی الارض» شده و به هر جنبنده صاحب حیاتی در زمین و سیارات تعلق می گیرد. پس انسانها ، جنیان انسان گونه، حیوانات و پرندگان جن و انس نیز در زمره دابه اند. ملائکه در یک گروه جداگانه نام برده شده است.

و کاین من دابه لا تحمل رزقها الله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/60) :
و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارند ،خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

دابه (انسان ، جن ) حیات و آب

همانطور که قبلا  اشاره کردم؛ پروردگار عزیز در قرآن وحی فرموده است که :

 

…و جعلنا من الماء کل شیئ حی افلا یومنون (انبیا ء/30) :  ….و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم آیا ایمان نمی آورند؟

 

ناریان و خاکیان اعم از انسان گونه ها یشان ، حیواناتشان ، پرندگان شان و حشرات ، همگی موجوداتی زنده هستند که به سبب هبوط شان در ارض هر منظومه ی کهکشانی به آب نیاز اساسی دارند. در آیه زیر از سوره جن مشخص می گردد که جنیان(ناریان) نیز به آب جهت تداوم حیات نیازمندند.

و الو استقاموا علی الطریقه لاسقینهم ماء غدقا(جن/16) : و اینکه اگر در راه  استقامت ورزند ، با آب فراوان سیرابشان می کنیم.

با توجه به اینکه جن و انسان در زمره دابه طبقه بندی می شوند و جدا از ساختار ناری و خاکی به آب نیاز مندند؛ لذا از آیه زیر میتوان در ریخت شناسی ، اشکال و گونه های مخلوقات دنیای جن و انس بهره برد.

دابه در آیه زیر تنها به حشرات ، پرندگان ، دایناسورها ، خرسها ، گوریلها ، میمونها ، نئاندرتالها و نژادهای انسانی ما محدود نخواهد بود بلکه دابه در دنیای جنیان شامل حیوانات ، حشرات ، پرندگان ، سوسمار گونه ها ، غولها ، عفریتها ، پریان ، دیوها ، ووروجکها ، کوتوله ها و انسان گونه های جن نیز می شود:

و الله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین و منهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء ان الله علی کل شیئ قدیر(نور/45) :
و خداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ، گروهی بر شکم خود راه می روند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه می روند ، خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

و ما من دابه فی الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیئ ثم الی ربهم یحشرون ( انعام/ 38) :

هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست مگر اینکه امتهائی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم ، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند.

آنهائی که بر دو پا راه میروند ، انسانها و انسان گونه های جن هستند. البته در دنیای حیوانی مرتبط با انسانها، برخی حیوانات نیز بر دو پا حرکت می کنند(پنگوئنها، گوریلها…) و همینطور در دنیای جنیان!

حیوانات ، حشرات و پرندگان دنیای جن و انس از سایر اشکال حرکتی نیز بهره مندند.

چه زیبا با آیه فوق ماهیت حدیث پیام آور به آشکاری می رود که رسول گرامی فرمود:

جن سه نوع است :

یک نوع دارای پر و بال هستند که همواره مانند ابر و باد در هوا پرواز می کنند (شاید معادل پرندگان خاکی ما) و انقباض و انبساط دارند.

 

نوع دوم شبیه حیواناتی مثل مار ، عقرب ،  سگ ، گربه و غیره هستند  (شاید مثل حیوانات ما).

 

نوع سوم دارای تکلیفند یا رستگارند و یا گنهکار ، برای اینها از طرف پروردگار وعده و وعید آمده است و مانند ما انسانها این نوع جنها، بیشتر در مکانهای خلوت زندگی می کنند. و از محلی به محل دیگر منتقل می شوند و در مجالس شرکت می کنند ( بحارالانوار ، ج60 ،ص 114) .

حدیث به قدری گویاست که نیاز به شرح ندارد و فقط اشاره می کنم که آناتومی انسان گونه های جن ، با دو چشم  ، گوش ، بینی ، دهان ، دست و پا شباهت زیادی به انسان دارد. و شاید انسان به آنها شباهت دارد!

 

به هر حال شکل آناتومی موجودات صاحب اختیار اعم از جن و انس بطرز عجیبی، اینگونه در هرم اشکال خلقت،  تظاهر یافته است!

در جنیان انسان گونه، لبها غالبا به شکل شکاف و بینی فاقد برآمدگی بوده و یا برآمدگی مختصری دارند. چشمانی با شبه پلک کاملا تیره و برخی نژادها ، چشم عمودی(چشم الفی) هستند و پاهای کوتاه و گردی دارند. رنگ بندی های متفاوتی را دارا می باشند. بر خلاف شایعات عوام دم و شاخ ندارند! پری ها سفید و زیبا، دارایچشمانی متفاوت و موهائی بلند هستند. همگی دارای قدرت باز دارندگی برخورد اشیاء می باشند. برخی گونه ها فاقد مو و برخی با قد ی کوتاه( هم قد کودک 10 ساله انسانی) دارای شبه موهای بلند و سفید بوده که تمام بدنشان را احاطه کرده است.

جنیان در زمین ، آسمان ، اقیانوسها ، زیر زمین و بین سیارات (با تجهیزات )در آمد و شد هستند. سرما ندارند. جاذبه بر آنان در حیطه زمین تاثیر ندارد. ولی جهت خروج از جو زمین نیاز مند انرژی و فنونی در دنیا ی زیر کوانتومی خویش می باشند. ابعاد دنیای جنیان همانطور که در مقاله مرز فیزیک و متا فیزیک توضیح داده ام با ابعاد دنیای بشر متفاوت و گسترده تر است.

سفاین آنها در پروازهای دسته جمعی ، دارای نظمی حیرت انگیز می باشند. تکنیکهای حرکتی ، قدرت و سرعت حرکت آنها تداعی کننده پرواز حشرات است.اشکال و زوایای حرکتی سفاین آنها از آرمانهای تکنولوژیک بشر امروزی است!

 

گروه بندی جنیان بسیار متنوع تر از ترکیب انسانی است.نوعی از جنهای خاکستری رنگ معروف به خاکستری ها ، طبیعتی خشن دارند و معمولا تعرضات و حملاتی در مواضعی مثل جنگلها ، کوهستانها و بیابانها از این تیره جن ، به انسان گزارش شده است.انواعی از آنها سیاه رنگ هستند که این دسته نیز آزار دهنده گزارش شده اند. آل ، بختک و مرد آزما نیز از گروه جنیان بوده که هیکل و شباهت آنها تقریبا به اندازه انسان است. نوعی دیگر از جن که در جزایر اقیانوسها زندگی می کند ، غواصی ماهر و شبیه انسان شناخته شده است .

 

 

غولها درشت هیکل و کوتوله ها(Little Alien) از انسان کوچکتر و تقریبا هم اندازه کودکی 8- 10 ساله اند. افسانه های کهن زوایای کوچکی از حقیقت این موجودات را به تصور کشانده است.

 

 

ووروجکها انواع دیگری از جن ها هستند که قدی در حدود یک الی سه وجب دارا می باشند . مشاهده این طیف از جنیان در ایران فراوان گزارش شده است .شکل کلی جنهای  فوق الذکر شبیه انسان است.

رفتار جنیان هوشمند و صاحب اختیار بطور بارز و آشکاری از حیوانات ، حشرات و پرندگانشان متفاوت است (شبیه تفاوت انسان و حیوان).

 

 

 

نور قرآن در باره طبقه بندی جنیان غیر حیوانی دارای تکلیف آورده است:

 و انا منا الصالحون و  منا دون ذلک کنا طرائق قددا (جن/11)  به زبان جن در قرآن:

در میان ما افرادی صالح و افرادی غیر صالح اند و ما گروههائ متفاوتی هستیم.

دنیای حیوانات و پرندگان جن ، همچون دنیای حیوانات و پرندگان آدمی دارای تنوع و گوناگونی فراوانی است. چنانچه چشم ناباور آدمی به این دنیای عظیم از شعور و ادراک ناپیدا گشوده شود ، افسانه ها در مقابل عظمت و هیبت آن رنگ خواهند باخت. در مخیله انسان ، چنین دنیای متنوعی قابل تصور نیست.

افرادی که توان رویت دنیای جنیان را دارند؛ غالبا از بحث در اثبات این مسئله با عوام پرهیز می کنند. چرا که می دانند، باور نادیده ها بسیار سخت است!!!

 

شناسائی ، ادراک و طبقه بندی جنیان در گونه های مختلف توسط محققین راز دار جهانی تردید ناپذیر است. چرا که فیلمهای هالیوود ، گونه های متنوعی از پریان، عفریتها، کوتوله ها، غولها، ووروجکها، خاکستریها و جنیان پرنده ، خزنده و غیره را با ظرافت هنر و سینما به نمایش در آورده است. فیلمهای مردان سیاهپوش، ارباب حلقه ها،جنگ ستارگان ، نشانه ها و صدها فیلم دیگر آثاری ثبت شده هستند که اگر بطور جدی بررسی شوند ، شواهد و مستندات جالبی را در ارتباط با واقعیت جانداران نا مرئی (جن)به بروز و ظهور می رسانند.

قال عفریت من الجن انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک و انی علیه لقوی امین(نمل/۳۹).

یزید فی الخلق ما یشا ء .

کل یوم هو فی شان – فتبارک الله احسن الخالقین.

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن7

 ساختار جسمانی جن

  

 

  

 

طلعها کانه رءوس الشیاطین(صافات/۶۵):

شکوفه آن مانند سرهای شیاطین است.

آیه فوق صریحا اشاره دارد که شیاطین موجوداتی موهوم و تخیلی نیستند بلکه جاندارانی واقعی بوده که دارای اندام خاص خود می باشند.بعنوان مثال سرهائی دارند که شکل خاص آن سبب مثال شکوفه های جهنمی شده است. آیا تا بحال جنیان را مشاهده کرده اید؟ سرهای آنان به چه شکل می باشد؟آندام آنها چطور؟

گرچه در اختر فیزیک آشکار شده است که حجم و وزن وسیعی از جهان بصورت ماده و انرژی تاریک نامرئی ست! ولی پذیرش  دنیای جنیان توسط علوم همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/27)

ای فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد ،آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیـــــرون کرد ، و لباسهایشان را از تنشان بیرون ساخت تا سوآتشان را به آنها نشان دهد.چه اینکه او و قبیله اش شما را می بینند از جائی که شما آنها را نمی بینید، ما شیاطین را اولیــــای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند….و جعلنا من الماء کل شیئ حی افلا یومنون (انبیا ء/30) :  ….و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم آیا ایمان نمی آورند.

آنچه مسلم است، اینکه جنیان در جسم خویش دارای نار(طیفی از نور) و آب (به شکلی ناشناخته) جهت حیات دنیوی می باشند و این دو (آب و نار) بعد پذیرند، پس می توان گفت که جنیان نیز مادی اند! لکن بنا به حکمت الهی، امری سبب نا مرئی شدن جنیان شده است که به نظر من امروزه با گسترش علم بشر، رویت پذیری جنیان در زمره علوم طبقه بندی شده ی دولتهای صاحب تکنیک قرار گرفته است. عوام در جهان از این مطلب مطلع نیستند!مخالفت ، عناد و دشمنی شیاطین جن با انسان غیر قابل انکار است بطوریکه به رسمیت نشناختن جانداران نامرئی(جن) راه را برای گمراهی بیشتر آدمی خواهد گشود.

 …ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین(بقره/۱۶۸،۲۰۸-انعام/۱۴۲).

قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون(حجر/33):

گفت من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده ای که از گل بدبوئی گرفته شده است آفریده ای ، سجده نخواهم کرد.

سفیه جن جهت اثبات برتری خویش، هزاران سال است که تعداد کثیری از جن و انس را به گودال جهنم سوق می دهد.

قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین(اعراف/12):

گفت : در آن هنگام که به تو امر کردم ، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکنی؟ گفت : من از او بهترم ؛ مرا از نار آفریدی و او را از گل!

چرا جن خود را برتر می داند؟ آیا نار و دنیای کوانتوم، ابزار حرکتی و تکنولوژیک برتری را برای جن به ارمغان آورده است؟

  

آیا نفوسی که در نار خلقت می یابند راه متفاوتی را نسبت به نفوسی که در گل خشکیده خلقت یافته اند ؛ می پیمایند؟

و آیا طول عمر چندین هزارساله جنیان ، قدرت حرکتی سریع(معادل نور) و توانمندی در فهم بالای تار و پود جهان ، دلیل بر حقارت بشر خاکی است؟باید دانست که برتریهای ابزاری – حرکتی و جسمی را همان پروردگاری داده است که جن را امر به سجده آدمی فرموده است.

متاسفانه بشر نیز از رحمت هدایت الهی بهره نبرد و بجای شکر و سپاس ، با دشمن خویش (شیطان) همسو شد:

خلق الانسان من نطفه فاذا هو خصیم مبین(نمل/4):

انسان را از نطفه بی ارزشی آفرید؛ و سرانجام او دشمنی آشکار گردید.

اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین(یس/77).

رمز برتری نفوس جن و انس صرفا در آیه زیر نهفته است:

… ان اکرمکم عند الله اتقاکم…(حجرات/13).

و امروز….

اسفبار است که انسان در خوابی جادوئی به هیچ وجه حاضر به پذیرش وجود جن( جانداران نامرئی) نیست!

و الجان خلقناه من قبل من نار السموم) حجر/27) … و جن را پیش از این از طیفی از نار نفوذ کننده آفریدیم.

خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجان من مارج من نار  )رحمن/15) :

 انسان را از گل خشکیده ای همچون سفال آفرید و جن را از طیفهای مختلط و متحرک نار. 

 

مارج از مرج به معنی طیف مختلط و متحرک است و لفظ نار نکره بوده که صرفا به معنی آتش نیست. سموم نیز از سم به معنی نفوذ کننده قابل ترجمه است.

 

اگر بپذیریم که تغییر شکل گل خشکیده و بد بو در آناتومی فعلی بدن انسان قابل تصور نیست.

 

آیا اگر ما از خاک خلقت یافتیم، امروز کسی می تواند یک مشت خاک در بدن ما پیدا کند که برخی انتظار دارند در بدن جن آتش یافت گردد؟!

 

 

پس باید پذیرفت که مارج و نار السموم (طیفی از نار نفوذکننده متحرک و مختلط)نیز در ساختار بدن جنیان قابل تصور نخواهد بود!

 

 

 

 

جنیان و سفاین آنها در هر جا رویت شوند؛ بصورت نورانی با ترکیبات مختلف نور دیده خواهند شد. چرا که سازندگان سفاین ، ساختار جسمانی ناری داشته و درک ایشان از دنیای فوتون، کوانتوم و نور از بشر خاکی که سرگرم سیلیس ، کربن ، فلزات و خاک بوده بیشتر است. 

ابعاد سفینه ، مثل جسم جنیان تغییر پذیر است. لذا قطر نازک یک سفینه نورانی نباید بیننده را متحیر کند که موجودات نامرئی، چگونه درون آن جا شده اند؟

جنیان  از هر دیوار ، شیئ و مانعی به راحتی نفوذ می کنند. بطوریکه تعاریف فیزیک در دنیای خاکی ما ( اندازه، مکان ، زمان و ابعاد ) با دنیای جنیان ماهیتا متفاوت است.نسبیت خاص و عام انیشتین راه کوچکی، جهت درک فیزیک از نوع دیگر را ، گشوده است. و نظریه ریسمانها در فیزیک ، کورسوئی بمنظور فهم آیات الهی پیرامون این دنیای عظیم و ناشناخته است!

 

قدرت ذاتی پنهان کاری و فاصله گیری جنیان ، مسئله عجیبی بوده که از فهم عوام خارج است. این پنهان کاری در لوازم ، خانه ها و اشیاء ساخته شده و متعلق به ایشان نیز صادق است. انسان گونه های جنیان از بهترین و زیبا ترین بنا ها و خوراکی های زمین، بهره مندند. بر خلاف آنچه ایرانیان تصور می کنند که از ما بهتران در دخمه ها و خزینه ها و بیغوله ها ساکنند و از ته مانده غذای انسانها تغذیه می کنند!

جنیان با هر یک از آدمیان ارتباط برقرار کنند، طبق پروتکل خویش به وی اجازه نخواهند داد که راز آنها را برملا نمایند! و این قانونی است که هزاران سال پا برجا مانده و هر کس پا را از آن فراتر نهاده، آن بر سرش آمده که تمامی به اصطلاح تسخیر کنندگان می دانند!!!

آنها در کنار ما و در بعدی دیگر همزیستی زمینی دارند!(چه باور کنیم و چه پذیرش آن را به کشفیات آتی علوم تجربی موکول نمائیم).

جنیان با توجه به ساختار ناری خویش ، توانائی بالائی در حجاری و استخراج زینت آلات ، مر مر ، طلا ، فلزات ناشناخته و شکل دادن آنها با هر درجه سختی دارند. این موجودات برای حمل اشیاء فوق العاده سنگین که تکنولوژی امروزی بشر قادر به جابجائی آن نباشد، کمترین رنجی را متحمل نمی شوند و با سرعتی غیر قابل تصور، اشیاء را در سیاره زمین جابجا می کنند. 

این موجودات با لینک شدن به یکدیگر توان تبادل اطلاعاتی غیر قابل تصوری را به نمایش می گذارند و براحتی کوچکترین خصوصیات رفتاری ، ژنتیکی و تاریخی افراد بشر را در اقصی نقاط جهان به مدیومهای خویش که به دروغ مدعی احضار روح هستند منتقل می نمایند.

و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا(جن/۶):

و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می برند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می شدند.

برخی شیاطین جن قدرت جراحی و ترمیم میکرونی جسم بشر را از طریق مدیوم انسانی در ازای گمراه کردن ابناء بشر در اختیار به اصطلاح مردان جن گیر قرار می دهند که فیلمها و مستندات آن موجود است(فیلمی مستند در قبایل بدوی که فرد مدیوم با گذاشتن بت در بین مردم قبیله به جراحی چشم کودکی نابینا با چاقو می پردازد و با استغاثه به بت سبب ریزش باران می شود و امثال اینها…).

جن از هوش ، حافظه و استعداد بالائی برخوردار است ولی به هیچ عنوان توان غیب گوئی ندارد و پیش بینی های این موجودات نامرئی به سبب حجم وسیع اطلاعاتشان است. 

…فلما خر تبینت الجن ان لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا فی العذاب المهین(سبا/۱۴): 

هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوار کننده باقی نمی ماندند.

یه عنوان مثال پیش بینی شرایط آب و هوائی با ارسال ماهواره ها به خارج از جو زمین ، نشان از غیبگوئی نیست بلکه گسترش دامنه داده ها سبب این پیش بینی شده است.

جسم ضعیف و نحیف آدمی از خاک ، آب ، هوا و عامل گرما خلقت یافته است و پس از مرگ به خاک باز می گردد.

…خلق الانسان ضعیفا (نساء/۲۸).

جسم جنیان از ترکیب آب و هوا و طیفی از نار مختلط نفوذ کننده و متحرک خلقت شده که پس از مرگ در هوا محو خواهد شد.

جن توانائی تغییر شکل و منسجم کردن جسم خویش در اشکال مختلف را داراست. ولی چنانچه در همان حال، مرگ در وی مستولی شود، جسد به استخدام درآمده بجا خواهد ماند و جسم اصلی در هوا محو می شود.

 

سنفرغ لکم ایها الثقلان (رحمن/31) : بزودی به حساب شما دو گروه ثقلان( جن و انس )می پردازیم.

آیه فوق حکایت از این دارد که جنیان نیز همچون انسانها در زمره  چگالی یافته ها بوده که جسمیت و مادی بودن آنها سبب ثقلان شده است.

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۶

شعور جنیان (جان – جنه )

  

  

  

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

انی توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابه الا هو آخذ بناصیتها ان ربی  علی صراط مستقیم

 

و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون(انعام/112) :

این چنین در برابر هر نبی، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، آنها بطور یوحی سخنان فریبنده و بی اساس به یکدیگر می گفتند و اگر پروردگارت می خواست ، چنین نمی کردند، پس آنها و تهمت هایشان را به حال خود واگذار.

  جهان

 

 سران جهان خوشحالند که با دنیای بزرگی از موجودات متنوع نامرئی بطور کاملا سری دوست شده و در ارتباط هستند . آنها به دو بهانه ترس مردم و انضباط جامعه بمنظور انحصار بهره مندی خویش ، اجازه نخواهند داد که عوام از نحوه ارتباط و تکنیکهای رویت این موجودات اطلاعی حاصل نمایند، ولی شیاطین جنگ طلب آنها غافلند که بازنده این ارتباط و بهره مندی سری، خودشان خواهند بود و یوم یحشرهم جمیعا یا معشر الجن قد استکثرتم من الانس و قال اولیاوهم من الانس ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا اجلنا الذی اجلت لنا قال النار مثواکم خالدین فیها الا ما شاء الله ان ربک حکیم علیم(انعام/128) :

 

و روزی که همه را محشور می سازد ، (میگوید) ای جمعیت جن شما از انسان فزونی یافتید ، دوستان  ایشان از انسانها می گویند پروردگارا هر یک از ما دو گروه ، از دیگری بهره (استفاده ) بردیم و به اجلی که برای ما مقرر داشتی رسیدیم. میگوید آتش جایگاه شماست ، جاودانه در آن خواهید ماند مگر آنچه رب حکیم و علیم بخواهد.

هل ینظرون الا ان تاتیهم الملائکه او یاتی ربک او یاتی بعض آیات ربک ، یوم یاتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون(انعام/158) :

آیا جز این انتظار دارند که ملائکه به سراغشان آیند، یا رب تو به سوی آنها بیاید، یا بعضی آیات پروردگارت بیاید؟ اما آنروز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده اند، یا در ایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی به حالشان نخواهد داشت. بگو انتظار بکشید ! ما هم انتظار می کشیم.

 چند درصد احتمال می رود آنچه درباره

Little Alien ،  Extra Terrestrial  Vehicles ،  Unidentified Flying Objects، Area 51

 و گزارشاتی که در

 Department of Naval Intelligence

طبقه بندی شده واقعیت داشته باشند؟ آیا آنچه درباره غولها ،عفریتها ، پری ها و کلا جانداران نامرئی (جنیان )گفته می شود و نیز هزاران هزار عکس ، وبسایت و وبلاگهای جهانی در این زمینه واقعیت دارد؟ چرا تصاویر غربی همان  موجودات چشم الفی را نشان می دهند که دانشمندان قدیم اسلامی از آن سخن گفته اند؟ چرا دولتها از آشکار کردن حقایقی که قرآن به صراحت در 1428 سال پیش پرده برداشته ، خودداری می کنند؟تحقیقات زیادی در جهان در ارتباط با شناخت مفهومی شعور غیر بشری صورت پذیرفته است . چشم الفی بودن موجوداتی غیر انسانی در تصاویر وبسایتهای غربی  قابل تامل است. 

ایران

میلیونها ایرانی که قرآن ، آوازی عربی بر کوی و برزن ایشان تلاوت می شود؛ اعتقاد چندانی به فهم آن ندارند .و به خود زحمت نمی دهند تا ترجمه فارسی سلیس و روان با خطی زیبا و خوانا(مثلا ترجمه آقای مکارم شیرازی) از قرآن را بیابند و از مهلت الهی استفاده کرده آنرا دقیق مطالعه نمایند.زیرا نمی دانند هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب(زمر/9):آیا آنها که می فهمند و آنها که نمیفهمند با هم برابرند و صاحبان خرد متذکر می شوند.

مردم ، با اینکه از عربی چیزی نمی فهمند، رغبتی جهت مطالعه روزانه قرآن به زبان مادری نیز ندارند. لذا قرآن را در طاقچه های خاک خورده و داشبورد ماشینها جهت سلامتی و ثواب نگهداری  می کنند و غافلند که در قرآن آمده است :مثل الذین حملوا التوره ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا …(جمعه/5).

چنانچه از آنهائی که در منازلشان ختم انعام می گیرند و یا دوره قرآن برگزار می کنند و یا کسانی که مجالس و کنفرانسهای پر زرق و برق در تریبونهای مختلف با عنوان مسابقات و صوت و آواز در گلو انداختن ترتیب می دهند ، تقاضا کنید که قرآن را با ترجمه سلیس و روان به زبان فارسی بخوانند ، با تعجب در شما خواهند نگریست که این بدعت شما چه صوابی دارد؟

به هر حال با عربی خواندن و نفهمیدن یا از این ور بام می افتند و یا با تقسیر خواندن و تفسیر کردن نابجا از آن ور بام پرت می شوند!!!

آیا آیات الهی راهی بر مردم گشوده که نهراسند و ترجمه ای سلیس به زبان خویش از قرآن بیابند و مطالعه کنند و بفهمند که قرآن گنجینه و اعجازی عظیم است؟

خداوند مهربان به همه زبانها با مخلوقات خاکی خویش سخن گفته و این ذکر للعالمین را مرجعی عربی جهت ترجمه به همه زبانها جهت فهم معانی متعالی آن قرار داده است:

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم …(ابراهیم/4): و نفرستادیم رسولی الا به زبان قوم خودش تا تبیین شود برای ایشان….

ایرانیانی که از فهم لغات عربی عاجزند برای ثواب قرآن را عربی قرائت می کنند. و تذکر دلسوزان در گوششان نخواهد رفت، چرا که این پدیده بطور تاریخی در نهادشان نفوذ کرده است و متاسفانه نمی پذیرند که طبق آیه فوق پروردگار جهانیان بر همه اقوام، به زبان خودشان وحی فرستاده تا نوبت به اعراب رسیده است.

سخنی در تاریخ نقل شده که می گویند پس از پیروزی اعراب بر ایران ،سرداری از ایشان دستور داده است که کتاب خویش (قرآن)را به ایرانیان نیاموزید که در دین از شما سبقت نگیرند چه در غیر اینصورت، برتری خود را بر ایشان از دست می دهید!

وا اسفا که قرآن در شبهای قدر بر سرشان می رود لکن در سرشان خیر) ! افلا تعقلون ،افلا یعقلون، افلا تتفکرون و افلا یتفکرون.(

معتقدند که عربی خواندن ثواب دارد و توجه ندارند که در کتاب نور همواره به تفکر دعوت شده اند: الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض)آل عمران/191):کسانیکه یاد می کنند الله را، ایستاده و نشسته و به پهلو خوابیده و می اندیشند در خلقت سیارات و زمین که ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار.

قرآن در قبرستانها بر سرمزار مردگانشان به عربی تلاوت می شود! مردگانی که  در طول حیاتشان ، حتی یکبار از ابتدا تا انتهای این کتاب را به زبان قابل فهم مادریشان مطالعه نکردند ، حالا چه خواهند فهمید؟ و چه زیبا ست کلمات وحی که شعور ما را  به چالش می گیرند: و ما یستوی الاحیاء و لا الاموات ان الله یسمع من یشاء و ما انت بمسمع من فی القبور)فاطر/22): هرگز مردگان و زندگان برابر نیستند خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می رساند و تو نمی توانی سخن خود را به گوش آنان که در قبر خوابیده اند برسانی.

این چنین است که قرآن آوازی عربی بر کوی و برزن ، مساجد ، مدارس ، هیئتها، مسابقات ، قبرستانها و صدا و سیمای ما تلاوت می شود بدون آنکه بفهمیم معانی متعالی آن چیست !

و رسول الله در سرای آخر شکایت خواهد کرد که:

وقال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا (فرقان/30): و گفت رسول: پروردگارا قوم من قرآن را رها کردند.

لذا در ایران امروز:

 از تحصیل کردگان و مردم عوام کوچه و بازار ، نباید انتظار داشت که چیز زیادی در باره  جن  بدانند یا بفهمند؟

و علمی که درباره جن از چشمه حقیقت آب نخورده باشد؛ یا به خرافات و عوام زدگی کشانده شده است و یا به جهالت و انکار !!

اگر کلمه جن را در برخی فرهنگ لغات این مرز و بوم جستجو کنید به تعابیر غیر علمی زیرنیز برخورد خواهید کرد:

فرهنگ فارسی عمید: جن- جنه : به موجودی خیالی!!! و غیر مرئی بین انس و ارواح را میگویند که واحدش جنی و مونث آن جنیه است و…

فرهنگ لاروس : الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری

متاسفانه در این فرهنگ لغات نه جن تعریف شده ، نه انس و نه ارواح  و پری!

مفردات راغب اصفهانی ، کلمه جن را پنهان و پوشیده بودن از حواس تعبیر کرده است.

قبل از تحقیقات علمی غرب درباره شعور غیر انسانی، اطلاعات دانشمندان آنها بسیار کمتر از دانشمندان قدیم اسلامی بود.

مثلا در اثر کنستان ویرژیل گئورگیو منظور از جن را اینچنین تعبیر می کند: سکنه بیابان هستند که در شب دیده نمی شوند یا روز به نظر اهل شهر نمی رسند …و ادامه می دهد که کلمه جن و انس را می توان به وحشی و اهلی تقسیم کرد.

لکن امروزه کشوری مثل امریکا تحقیقات فوق سری را روی شعور و ادراک غیر انسانی در سطح وسیعی در منطقه ای معروف به منطقه 51  انجام می دهد. پیشرفت آنها در این ارتباط برای دانشمندان فعلی مسلمان غیر قابل باور است.

در گذشته دانشمندان مسلمانی مثل ابو علی سینا درباره جن گفته اند :جن حیوانی است هوائی ، ناطق(دارای توان تحلیل منطقی)،دارای جسم و قدرت تشکل به اشکال مختلفه.

و  ملا صدرا معتقد بود که جن به معنی پنهانی و پوشیدگی است …لذا ما فرشته و جن را نمی بینیم در حالیکه شیطان و جن ما را آشکارا می بینند و ما به آنها ایمان غیر عیانی داریم.

فخر رازی گفته است که همه توافق دارند که جن و شیطان دارای جسم قابل رویت مانند حیوان و انسان نیستند . بلکه اجسامی هستند هوائی یعنی در هوا هم زندگی می کنند ، مثل انسان سنگین نیستند و به اشکال مختلف متشکل می شوند.دارای عقل ،فهم و قدرت هستند و کارهای طاقت فرسا را قادرند انجام دهند. و یا ماوردی در کتاب اعلام النبوه گفته ؛ جن موجودی دانا ، ناطق(دارای توان تحلیل منطقی)، و دارای تشخیص می باشد، آمیزش و تولید مثل دارد و مانند انسانها می میرد.اجسامشان از چشمها پنهان است لکن وجودشان از آثارشان فهمیده می شود و مگر خداوند توانائی دیدنشان را به کسی عنایت کند. انسانها از طریق کتب الهی و از قوه متخیله آنها را می شناسند.

به هر حال امروزه بین کشورهای اسلامی  و غربی از لحاظ تحقیقات شعور غیر انسانی فاصله عمیقی ایجاد شده است. و چنانچه همتی عالی ، در کشور ما( که مدعی پیشتازی در علوم و فنون است) جهت پردازش علوم ماوراء بوجود نیاید، از سایر کشورهای عربی – اسلامی انتظاری نیست!

آیا زمان آن فرا نرسیده  که  خرافات و ترس را کنار گذاشته و حد اقل بطور علمی ، فرزندانمان را با آیات الهی در ارتباط با شعور غیر بشری و رویاروئی با حقیقت آماده سازیم. ما چقدر کتاب مقدس خود را به دور از خرافه انگاری باور داریم؟

توضیح:

لازم به ذکر است که مخالفتی با عربی خواندن آخرین اعجاز (قرآن) نیست، لکن چقدر زیباست که ما ایرانیانی که به عربی تسلط نداریم به ترجمه و معنی آیات توجهی دو چندان نمائیم.قرآن در کلمات عربی ،مهندسی و اعجاز عظیم پروردگار بی همتای جهان است ، که مجموع شعور جن و انس توان ایجاد یک آیه از آن را ندارند و بر بسیاری از گرفتاریها و مشکلات عالم شهود و غیب با کلمات نورانی عربی خود مرهم می باشد.

اعراب

از آنجا که خشت تمدن عربی، از بدو حکومت خاندان ابوسفیان و پس از آن ،آل عباس تا حکومت و امپراطوری عثمان کج نهاده شده بود، لذا کشور گشائی ها و تحمیل مذهب و گسترش قدرت حکومتی، دردی را از سقوط امپراطوری عثمانی دوا نکرد . چنانچه جاهلان عرب ،سر از تن نوه پیامبر جدا نمی کردند ، واجازه میدادند که دین در مجرای واقعی خود جریان می یافت ،شاید امروز امپراطوری وحیانی الهی از کاخ عظیم سلیمان با آن همه لشکریان جن و انس و موجودات دیگر منظم تر و عجیب تر بنا نهاده شده بود. و آنچه که بعنوان مدینه فا ضله و دست نیافتنی قلمداد می شد به بروز و ظهور می رسید.

یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم (مائده/54) :

ای کسانیکه ایمان آوردید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند قومی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع ، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می دهد؛ و خدا وسیع، و داناست.

مدعیان نژاد پرستی عربی و حاشیه نشینان کعبه بدانند که آیه فوق در حق کسانی نازل شده است که به هر زبان و هر نژاد و هر موقعیت جغرافیائی تسلیم آیه زیر باشند:

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا موده فی القربی)…شوری/23) :

 بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

قومی که خدا ایشان را دوست دارد قومی اند که حق را بپذیرند و برای جدا کردن سر از تن نوه رسول الله با تهمت بر پیامبر که او بر خدا به نفع خاندان خود دروغ بسته، (ام یقولون افتری علی الله کذبا) دنیاپرستی خویش را به رسوائی جهانی بدل نکنند.

وعده نزدیک است ! قومی که قرآن به زبان خودشان مانع از جدا کردن سر از تن نوه پیامبرشان نشد ، بدانند که مهلت پایان یافته و حجتی بر ایشان خواهد آمد که اگر لجاجت پدرانشان را در نپذیرفتن حق تکرار کنند ، ایمان و آخرتشان به باد خواهد رفت و این بار سر از تن ایشان جدا خواهد گشت. و رحمی نخواهند شد. همانگونه که به آل و عترت رسول الله رحم نکردند. خوب گوشها و چشمانشان را باز کنند و قرآنشان را مرور کنند:

هل ینظرون الا ان تاتیهم الملائکه او یاتی ربک او یاتی بعض آیات ربک ، یوم یاتی بعض آیات ربک لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا قل انتظروا انا منتظرون(انعام/158):

 آیا جز این انتظار دارند که ملائکه به سراغشان آیند، یا رب تو به سوی آنها بیاید، یا بعضی آیات پروردگارت بیاید؟ اما آنروز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده اند، یا در ایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی به حالشان نخواهد داشت. بگو انتظار بکشید ! ما هم انتظار می کشیم.

بدانند که عذاب آخر الزمان دامان دو گروه از جن و انس را خواهد گرفت:

۱- دامان کفار ، مشرکین و منافقین(لم تکن آمنت من قبل)

۲- دامان مومنانی که در ایمانشان خیر کسب نکردند(لم تکن کسبت فی ایمانها خیرا)

چرا مومنان ایمانشان سود ندهد و عذاب شوند؟ کسب خیر برای مومن به چه معنی است؟ حج رفتن؟ نماز خواندن؟ و یا روزه گرفتن؟ اگر اینها نیست پس چیست؟

ذالک خیر:

یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیی فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذالک خیر و احسن تاویلا(نساء/59).

(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم= ذالک خیر )

ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر.

و سخنی از جدم حسین ابن علی را تقدیم به خداپرستان واقعی می کنم که فرمود:

پس اگر شما به ندای شیطان گوش کنید، طعمه شمشیرها خواهید شد و نیزه ها و عمودهای آهنین بدنتان را خرد خواهند کرد، و مورد هجوم تیرها واقع می شوید و سپس در آن حال از کسی ایمان پذیرفته نخواهد شد لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا کسی که قبلا مومن نبوده و یا در حال ایمان خیری کسب نکرده باشد (احتجاج الطبرسی:ج2، ص 307).

 

 

سلام و درود الله و ملائک بر حسین ابن علی و جد او و پدر

        و مادر و برادر و فرزندان او( عترت رسول الله).   

 

 

 

 

 

روزی که امت جاهل و دختر کش و ظالم عرب ، تصمیم به جدا کردن سر از تن حسین بن علی گرفتند ، طایفه ای از جنیان که به وحی الهی بطور واقعی ایمان آورده بودند؛ اجازه و رخصت یاری فرزند پیامبر را خواستند! 

 

اینان که بوده و در کجا زندگی می کنند؟ و آیا در کره آبی رنگ زمین ،شعور و هوشمندی موجوداتی غیرانسانی ، قرنهاست که از دیده بشر پنهان است؟ جن کیست و چیست؟

 

 

جن و مشتقات آن در قرآن

با تحقیق در کتب و تالیفات مختلف در ارتباط با تعداد دفعات استفاده لغت جن و مشتقات آن در قرآن به رقم یکسانی دست نیافتم . لذا با جستجوی لغت جن و ترکیبات آن (مرتبط با جانداران نا مرئی صاحب شعور و ادراک )در خود قرآن به نتیجه زیر رسیدم که امیدوارم صحیح باشد:

لغت الجن = 22 بار (انعام : 100-112-128-130 _اعراف : 38-179 _ اسراء :88 _کهف : 50 _ نمل :17-39 _سباء : 12-14-41 _فصلت : 29-29 _احقاف : 18-29 _ذاریات : 56 _ رحمن :33 _ جن : 1-5- 6) .

لغت جان = 3 بار (رحمن : 39-56-74 ).

لغت الجان = 2 بار (حجر : 27 _ رحمن : 15).

لغت الجنه = 5 بار (هود : 119 _ سجده : 13 _ صافات : دوبار در آیه 158 _ناس : 6 ).

اگر لغات جنه و مجنون را مترادف با جن زده معنی کنیم :

لغت جنه = 5 بار ( اعراف:184_مومنون:25-70_سباء:8-46 ).

لغت مجنون = 6 بار (صافات:36_دخان:14_ذاریات:39- 52 _طور:29_قمر:9 ).

 

 

جن

جانداران نامرئی (اعم از پرندگان ، حیوانات و انسان گونه ها ) که از حواس عادی ما پنهان و ناپیدا باشند را جن می نامند.

 

این موجودات برای خودشان و ملائک پوشیده و پنهان نیستند . دنیای بی کران جنیان(جنه) دارای انواع ، اشکال ، اجسام ،اندامها ، اندازه ها،استعدادها ، رنگها ، نژادها ، ادراکات ، قابلیتهای حرکتی ،مراتب نفسانی، تغذیه ، دوره حیات ، صوت ، توانائی یوحی و لحنهای متفاوتی می باشند.

جن از نظر لغوی به معنی موجود یا شیئ نامرئی ، پوشیده، پنهان و غیرقابل رویت هست.

لغت جن در برخی ترکیبات عربی عبارتند از:

جنین : در رحم پنهان است . جنت : باغی که به دلیل کثرت درختان درون آن تاریک و ناپیدا گشته است . جنه : سپر و حفاظی که میتوان پشت آن پنهان شد . جن الیل : به معنی ناپیدائی شب است. بطور کل جن در مشتقاتش نیز معنای پوشیده و پوشاندن می دهد.

جمع جن برخلاف تصور عامه ، اجنه (جمع جنین) نیست ، بلکه طبق آنچه در مجمع البحرین آمده ، جنه (با کسر جیم) است. و جان اسم جمع جن است.

 

قرآن هر موجود نامرئی و نامحسوسی را جن نمی نامد، چرا که ملائکه نیز نامرئی هستند، اما آنها جن نامیده نشدند.

 

                                    برخی عکسها تخیلی هستند.

 

                                                                                

 

جهان آبستن حوادث عظیمی است. همانطور که در زمان فرعون ، پیشگوهای  جن و انس از ظهور تحولات (بواسطه کتب الهی )مطلع شدند، و چند هزار نوزاد را قتل عام کردند تا با مکر خود نور الهی را خاموش کنند ، امروزه نیز اطلاعات وسیعی بین سر کردگان جن و انس به شکل مخفی در حال تبادل است!

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۵

شعور و ادراک جنبندگان (طیف حیوانی ) در زمین ، سیارات و اقمار سیارات

تحقیق درباره امکان وجود شعور و ادراک در حیوانات و جنبندگان ریز و درشت در سیاره زمین قابل تامل است.

آیا در سیارات منظومه شمسی و یا در اقمار سیارات ، جنبنده ای یافت خواهد شد تا شکل ادراک در موجودات غیر زمینی نیز بررسی گردد؟

بشر تا کنون با حجم عظیم تحقیقات و هزینه های هنگفت در عطارد ، زهره ، مریخ ، مشتری و اقمار آنها و نیز ماه ، جنبنده ای یافت نکرده است.

 

مطالعات با ارسال کاسینی به سمت زحل تداوم یافته و تیتان، دومین قمر بزرگ منظومه شمسی ( پس از گانیمد )، کاندیدای فعلی مطالعه دانشمندان جهت کشف حیات غیر زمینی است.این قمر ارباب حلقه ها، تنها قمر دارای جو منظومه ای می باشد (البته جو به معنای واقعی، نه گرد و غبار).

همانطور که میدانید، ویجر 1 در سال 1981 میلادی از کنار تیتان گذشت و نشان داد که جو آن دارای مقدار زیادی نیتروژن و متان است.و ضخامت جو آنرا در حدود 200 کیلومتر تخمین زد.

 

 

پس از آن کاووشگر هویگنس در اوایل سال 2005 میلادی در سطح تیتان فرود آمد و اطلاعات ذیقیمتی را برای مدت 30 دقیقه به زمین ارسال نمود. مطالعات در اقمار و اطراف زحل تداوم دارد. لکن نشانی  از حیات و جنبندگان نیست.

 

 

 

 

اروپا یکی از چهار قمر گالیله ای مشتری با درخشندگی سطحی و خطوط تیره بر سطوح خود، یکی از اقمار مرموزی است که با هسته ای صخره ای ، گوشته ای از آب مایع و پوسته ای از یخ آب ، کاندیدای وسوسه انگیزی جهت مطالعات تفصیلی حیات فرا زمینی در بین دانشمندان بشری است.

 

 

 

آیا با نزدیک شدن سفینه

  NEW HORIZONS به مشتری ، اورانوس ،نپتون و پلوتو ، جنبنده ای هرچند ریز، شادمانی کشف حیاتی غیر زمینی را برای زمینیان به ارمغان خواهد آورد ؟ و آیا در انسلادوس یا فرا تر از سیارات و اقمار منظومه ای، در اطراف کمربند کوئی پر جنبنده ای یافت خواهد شد تا بررسی شود ، جنبندگان آنجا صاحب شعور هستند یا خیر؟

  

جنبندگان از دیدگاه قرآن

و فی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/4) :

و در خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

 

و الله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاءالله علی کل شیئ قدیر(نور/45):
و خداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

 

از آیات و تجربیات علوم زمینی ، وجود و نیاز به آب در ساختار جنبندگان در هر منظومه و سیاره ای امری بدیهی بشمار می رود(چه کاه کشان راه شیری و چه کهکشانهای دیگر).

لذا اگر وجود حیات را در زمین ، سیارات و اقمار منظومه ای و فرا خورشیدی به آب محدود کنیم (من الماء کل شیئ حی) پس آب ، شرط اساسی در آغاز حیات جنبندگان در کهکشانها خواهد بود.

اولم یر الذین کفروا ان السموات و الارض کانتا رتقا ففتقنا هما و جعلنا من الماء کل شیئ حی افلا یومنون(انبیاء/30):

آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟ آیا ایمان نمی آورند؟

آیا در قرآن آیه ای که حضور جنبندگان را در سایر سیارات و اقمار (غیر از زمین) اثبات کند ، وجود دارد؟

و من آیاته خلق السموات و الارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/29):

و از آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده ، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها تواناست.

حضور حیوانات ، پرندگان ، حشرات و جنبندگان در زمین مشهود است. ولی منظور از جنبندگان در سموات چیست؟

و لله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون)نحل/49):
آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

در این آیه برحضور جنبندگان در سموات (سیارات و اقمار منظومه ای یا منظومات دیگر )غیر از زمین دلالت  شده و با کلمه لا یستکبرون ، وجود شعور در جنبندگانی که تکبر نمی ورزند را نشان داده است. آیه زیر نیز وسعت رزق و روزی جنبندگان را (که اثبات شد در سموات و زمین و مابین آنها پراکنده اند ) علاوه بر وجود آب، آشکار می سازد.

و کاین من دابه لا تحمل رزقهاالله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/60):
و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

آیه فوق، بشر را درگروه دابه طبقه بندی می کند. با توجه به اینکه که دابه علاوه بر ارض در سموات نیز حضور دارد؛ آیا میتوان پذیرفت که انسان در کرات دیگر دارای حیات هست؟

 

و ما من دابه فی الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیئ ثم الی ربهم یحشرون (انعام/38) :

هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست مگر اینکه امتهائی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند.

 

چقدر اشتباه می کردیم که حشر حیوانات را باور نداشتیم!

اگر بپذیریم که جنبندگان و پرندگان ، امتهائی شبیه ما بوده و دارای حشر می باشند، دلیلی بر رد شعور و ادراک در آنها نخواهیم داشت(چه در زمین و چه در کهکشانها).

انسان جزئی از جنبندگان زمین و سموات هست که متکبرانه، برتری خدادادی خود را بر کثیری از مخلوقات الهی در زمین(در یک برهه آزمونی مشخص) به لا شعوری حیوانات، گیاهان، کوهها، دریاها، اقمار، سیارات، ستارگان، حشرات و کهکشانها  تعمیم داده است. آزمون الهی ، زبان و ادراک پرندگان ، حشرات و جنبندگان زمین و آسمانها را از فهم ما به پرده اختفا برده است. مسلما شعور و ادراک ، خاص جنبندگانی است که به خوبی بر صلات و تسبیح خویش عالمند .در حالیکه کثیری از انسانها از صلات واقعی و تسبیح حقیقی خود غافلند(آنها که صلات و تسبیحی دارند(.

الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الارض و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون(نور/41) :

آیا ندیدی تمام آنان که در سموات و زمینند برای خدا تسبیح می کنند و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟ هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می داند و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست.

 

 

بر اساس آیات الهی، شعور در جهان حیوانات ،حشرات، گیاهان،جمادات ،مایعات ، گازها ، کوهها، اقمار ، سیارات ، ستارگان و کهکشانها در گستره کیهانی ، به آشکاری متقن رفته است.
اگر بشر در آینده در اقمار و سیارات منظومه شمسی (مثلا در قمر اروپا از سیاره مشتری که دارای گوشته آبی است) به کشف جنبندگانی نائل گردد، دلیل عینی مبنی بر وجود دابه در سموات ، حاصل شده است .

 

 

 

در غیر اینصورت، می بایست ادامه تحقیقات شهودی را در سیارات فرا خورشیدی کهکشان راه شیری پی گرفت.

فراموش نکنیم که منظومه ما یکی از 100میلیارد منظومه یا ستارگان موجود در کهکشان راه شیری است.میلیاردها کهکشان دیگر در عالم رو به گسترش است.

 

 

 

 

  

  

        اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم.

                                          

 

 

 – شعرا/۷

 

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۴

انواع شعور و ادراک غیر انسانی بر اساس وحی در  قرآن

 

 

  

 – شعور درون سیاره ای ، سیاره ای و کیهانی 

 – شعور گیاهی

 – شعور جنبنده ای (طیف حیوانی ) در زمین و بین سیارات 

 – شعور جنیان (جان – جنه ) : جانداران نامرئی صاحب شعور که  قدرت تغییر شکل دارند.

 – شعور ملائک : بیشترین تنوع شکلی ، حرکتی و قدرت را با توجه به نوع کار محوله دارا

    می باشند .

 – شعور موجوداتی ناشناخته ( ساکنان آسمان و یا سپاهیان آسمان ) .

 

 

 – شعور درون سیاره ای ، سیاره ای و کیهانی           

  

 

آیا اشیاء ، آب ، کوه ، آتش ، ابر ، آسمان ، رعد ، زمین ، اقمار، سیارات ، ستارگان، کهکشانها و کل گیتی دارای ادراک و شعور هستند؟

اگر بدنبال اثبات حضور ادراک و شعور در کیهان (ماده و انرژی) هستیم ، ابتدا می بایست وجود و حضور نفس را در پیکره های فوق مورد بررسی قرار دهیم.

فمن نکث فانما ینکث علی نفسه.. (فتح/10) : هرکس پیمان و عهد بشکند آنرا بر نفس خود شکسته .

با آیه فوق ، ماهیت نفس در مسئولیت پذیری آشکار میگردد. بطوری که آیه زیر صرفا بر مخلوقات دارای نفس میتواند نازل گردد و نفس را ملزم و متعهد گرداند.

انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفق منها وحملها الانسان انه کان ظلوما  جهولا(احزاب/72 ):

ما امانت را بر سیارات و زمین و کوهها عرضه داشتیم؛آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند اما انسان آن را  حمل کرد او بسیار ظالم و جاهل بود.

جالبه ! انسانهای جاهل در پی اثبات شعور در کوه و زمین و سیارات و کیهان هستند. و عده کثیری، باور آورندگان به شعور غیر انسانی را خرافاتی و مجنون خواهند نامید!

 

با توجه به دو آیه فوق ، حضور نفس در پیکره هائی از قبیل کرات آسمانی و زمین و کوهها محرز می گردد. با احراز حضور نفس ، وجود شعور و ادراک در اشیاء ،آب ، کوه ،زمین، سیارات ،اقمار ،خورشید ،ستارگان ، کهکشانها و کل گیتی، بمنظور بندگی و سجده آگاهانه، به آشکاری می رود.

هر نفسی (اعم از ستاره ، سیاره ، کوه ، ملائکه ، جن ، انسان ، پشه ، گیاه و…)با توجه به جسم، نوع کار، تکلیف و برنامه ، صاحب ابزار و ادراک خاص خود است. مسلما زبانها و ابزارمندی در کوه ،زمین، کهکشان، انسان و مورچه متفاوت خواهند بود . ولی همگی صاحب شعورند.

البته در شعور انسانی اما و اگری وجود دارد…. برخی ففهمنا ها سلیمان  و کلا اتینا حکما و علما و سخرنا مع داود الجبال یسبحن…(انبیاء/79) : کوه ها مسخر داود شدند که تسبیح می گفتند…

شعور کوه و انسان با زبانی مشترک به تسبیح پرداخته اند.(انا سخرنا الجبال معه یسبحن بالعشی والاشراق).

و برخی کالانعام بل اضلهم .

الم تر ان الله یسجد له من فی السموات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و...)حج/18) :

آیا ندیدی که ….خورشید، ماه، ستارگان و کوهها برای خدا سجده میکنند؟

آیا چنانچه نفس و ادراک نباشد ، سجده و بندگی معنی دارد؟ آیا ابزار جسمانی  نفس کوه، ستاره، اقمار و خورشید ، میبایست مو به مو شبیه انسان باشند تا ادراک و شعور را در تمام پیکره ها باور کنیم ؟

 

 

و یسبح الرعد بحمده و…(رعد/13). رعد هم به سپاس، خدای عزیز و مهربان را تسبیح میگوید. وای بر انسان پر مدعا که تسبیح واقعی خویش را به فراموشی سپرده است.

 

 

 

ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض  ائتیا طوعا او کرها قالتا ائتیا طائعین(فصلت /11) :

سپس به آسمان پرداخت در حالی که دخان بود و به آن و زمین گفت به وجود آئید خواه ناخواه! گفتند ما از روی طاعت می آئیم.

آیا زمین و آسمان صاحب نفس اند که مخاطب قرار گیرند؟ آیا آنها گوش دارند تا بشنوند؟ آیا زبان و دهان و تارهای صوتی دارند که جواب داده اند؟ و آیا شعور و عقل در آنها تردید پذیر است؟ همانها که با این ادب و خضوع جوابی خشنود کننده داده اند؟

  

وای بر مدعیان شعوری که حتی یکبار در برابر اله یکتا، سجده نکردند. الهی که بزرگان ملائک را امر بر سجده انسان فرمود. الهی که پیکره های با عظمت در برابر یگانه نفس بی همتایش از هیبت خالی شده و سر سجده و بندگی فرود آوردند.

تسبح له السموات سبع والارض و من فیهن و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم انه کان حلیما غفورا(اسراء/44) :

سیارات هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند همه تسبیح او میگویند و هر شیئ تسبیح او می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمیفهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.

  بنگرند که چگونه سموات و ارضی با عظمت، تسلیم الله شده و بشری ناسپاس را بر دوش خود حمل می کنند.

امید است حال که ادعای مسلمانی داریم ، بپذیریم که هیچ مخلوقی نیست الا اینکه دارای شعور است. شعور و ادراکی متعالی که قدرت تسبیح ، بندگی و اطاعت دارد.

بعد از این به کدام دلیل قانع می شوند؟

  

– شعور در گیاهان

 

 گیاه شناسی ، علمی با قدمت عمر بشری است. گیاهان ، نقش عمده ای در حیات و نشاط ما فرزندان آدم در سیاره زمین ایفاء می کنند.

بررسی آناتومی و فیزیولوژی گیاهی در باغات بوتانیک سراسر جهان در سرشاخه های علم ریز ازدیادی رو به گسترش و شناخت مفهومی است.

اما براستی دانشمندان ، اندیشه و تحقیقی ژرف و جدی داشته اند که آیا درختان، درختچه ها، گلها و سبزه زارها دارای شعور و فهم هستند یا خیر؟

فیلم ارباب حلقه ها(با کمی پیاز داغ بیشتر) سطح شعوری فوق العاده را در پیکره جهانی گیاهان و جنگلها به تصویر کشیده است.

مسلما سبزه ، گل و گیاه، نشاط و شادابی لذت بخشی را به آدمی می بخشند.گرچه بشر غافل است که در این سرسبزی الهی چه شعور عظیمی موج می زند؟  

حال جستجوی خود را در آیات وحی که توسط ملک الهی و نام آشنا (حضرت جبرئیل) بر همنوع خودمان (رسول امی و عربی محمد امین) نازل شده ، تداوم می بخشیم: 

و النجم و الشجر یسجدان (رحمن /6) : گیاه و درخت برای او سجده می کنند.

 

همانطور که قبلا ذکر شد آیات، شعور ما را به چالش می گیرند که :

 و ان من شیئ الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم   :

چیزی نیست الا اینکه او را پاک می شمارد به سپاس ، ولکن شما تسبیح آنها را ادراک نمی کنید   .

اگر قرار بود همه مخلوقات الهی مثل ما ببینند و بشنوند و حرف بزنند و راه بروند ، دنیا چقدر غیر قابل تحمل و نا موزون بود!

 

و چه زیباست سجده درختان ، گلها و سبزه زاران به رنگ و عطر و طراوت و زبان شیرین و زیبای خودشان…

الم تر ان الله یسجد له …….الجبال و الشجر ….ان الله یفعل ما یشاء(حج/18) :

آیا ندیدی که برای الله ، سجده می کنند…..کوهها و درختان…..بدرستیکه الله هر کار که خواهد می کند.

 

حمد و سپاس مخصوص پروردگاریست که به علم وحکمت لایتناهی خویش ، شعور هر چیزی را به آن عطا فرموده است.

  

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۳

         

شعور و نفس 

 

سنسورها یا حواس دریافتی ما جهت ارتباط (LOAD)با دنیای اطراف (MATRIX) از طریق 5 حس و یا  دستگاه عمل می کنند که عبارتند از : چشائی ، لمسی ، بینائی ، بویائی و شنوائی . ولی هیچیک صاحب مکانیسم غائی جهت ادراک و شعور نیستند. بدین معنی که ، چشم نمی بیند، گوش نمی شنود، پوست لمس نمی کند و زبان نمی چشد  .تمامی دستگاههای فوق دارای کابل های ارتباطی جهت انتقال اطلاعات به سیستمی بنام مغز هستند. مغز نیز مخزنی جهت دریافت و آنالیز اولیه اطلاعات ، کنترل فیزیکوشیمیائی ، مکانیکی – الکتریکی و حرکتی و در نهایت بایگانی کردن اطلاعات است نه بیشتر

.(In Put & Save)

شعور و ادراک ، تفسیر و تصویری حقیقی از واقعیت است که در نفس  رخ میدهد . انسان و سایر مخلوقات ، در جهان فنا پذیر(MATRIX) دارای جسم ، نفس و روح هستند .نفس پردازشگر مخیر به انتخاب الهامات است (فالهمها…).

روح : از الله، الرحمن ، یهوه ، اله، اهورا (یا به هر زبانی ، پدید آورنده مهربان) منشاء میگیرد.(قل الروح من امر ربی…و نفخت فیه من روحی) .اطلاعات در باره روح اندک است. اغلب عالمان و عوام ، روح و نفس را به اشتباه ، یکی فرض کرده  و آنچه که به نفس تعلق میگیرد را به روح نسبت می دهند. و جملات عوامانه احضار روح ، خروج روح از کالبد ، ارواح سرگردان و عذاب روح در بین مردم شایع هست. در حالیکه قرآن در باره روح به آیه زیر اکتفا نموده است:

یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (اسراء/85) :

از روح می پرسندت ، بگو روح از امر پروردگارم هست و جز اندکی از علم داده نشدید .

لکن در باره نفس به تفصیل ، آیات ارسال شده است که در مبحث نفس به آن خواهیم پرداخت.

…و لا تایئسوا من روح الله انه لا یایئس من روح الله الا القوم الکافرون(یوسف/87):

و از روح الله مایوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از روح خدا مایوس می شوند.

جسم: مخلوق خداست . همه موجودات، صاحب جسم هستند .

 گستره جسم در انرژی(بوزونها) و ماده(فرمیونها) متفاوت است .

 شروع خلقت جسم جن از طیفی از نار نفوذ کننده بوده است:

( و الجان خلقناه من قبل من نار السموم…حجر/27)

و شروع جسم انسان از خاک است:

(…بدا خلق الانسان من طین…سجده/7).

 

 

پذیرفتن نظریاتی در ارتباط با سلسله مراتبی تکوین جسم انسان از لجن حاوی متان به تک یاخته ها تا نئاندرتال و سپس به شکل کنونی به مطالعه و تحقیق بیشتر نیازمند است.  به هر حال آغازی از خاک(تراب ،طین،طین لازب،حما مسنون=گل بد بو ) به مراتب پست تر از آغازی نئاندرتالی است.

و اذ قال ربک للملائکه انی خلق بشرا من صلصل من حماء مسنون(حجر/۲۸): و 

هنگامی را که پرودگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده ، می آفرینم.

عده ای نیز معتقدند که تکامل جسم انسان توسط ملائک به اذن پروردگار صورت می پذیرد (دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند …. گل آدمی بسرشتند و به پیمانه زدند). همانطور که دخالت رحم مادر نمی تواند خالق جسم انسان باشد، دخالت ملائک به اذن الله نیز ، حجتی بر عدم خلقت احسن الخالقین نیست! در ارتباط با شناخت اجسام حیوانات ، گیاهان ، کوهها، انسانها ، سیارات و غیره ، کتابهای فیزیولوژی و آناتومی فراوانی جهت مطالعه موجود است.

مرگ در جسم هر مخلوقی( از تک یاخته تا ستاره ) حتمی و قطعی است.

 

                                                           

 

                                      کل من علیها فان (رحمن/26)

 

 

                                الله یتوفی الانفس حین موتها)زمر/42)

                                            

                     .

  

 

نفس :

و نفس و ما سویها (شمس/7) : قسم به نفس و آنکه آنرا منظم ساخته. فالهمها فجورها و تقویها(شمس/8): سپس شر و خیر را به آن الهام کرده است.

شعور لاجرم در نفس باید جاری شود (علمت نفس ما احضرت..- تکویر/14) و (علمت نفس ما قدمت و اخرت..انفطار/5).

  

نفس واقعیت ماست که مخلوق دست الله الرحمن است. نفس مخلوقی است که لیاقت دوستی با الله را می یابد.نفس ، خلیل اللهی ، کلیم اللهی، روح اللهی و حبیب اللهی را در می نوردد و به مقام  الیه راجعون می رسد.

اله، هستی بخش نفس است. نفس، مخلوق اله زیبای بی همتا ست. همان احسن الخالقین.

لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم…(تین/4). نفس ، عبد اله است؛ نه در تظاهر و نسک، بلکه در واقعیتی مطلق! اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقین(صافات/125) .

این عهد و دینی فطری و قیم در صراطی مستقیم به سوی حق است . فاقد از هر شکل ، ادعا، رویا ، تصور و اجباری ! روان و سلیس و فی البداهه- بی تکرار!

شعور جزء لا ینفک نفسی ست که قرار است در بین خیر و شر ، مخیر به انتخاب گردد(فالهمها فجورها و تقویها). او باید به عهد و دین الست بربکم عمل کند و بلی را در سپاسی دلپذیر ، توکلی عمیق، فاقد از هر گونه شرک و کفر در شاکله ای حقیقی؛ پاسخ گوید!

پنهان کاری، گناه، هدایت، تشکر، تلاش، تزکیه، حسادت، نیکی، بدی، خدعه، مکر، انفاق، ظلم، گمراهی و خسران، تغییر و کلا فجور و تقوی در نفس حادث خواهد شد.

یخفون فی انفسهم- و من یکتسب اثما…علی نفسه –  فمن اهتدی …لنفسه – من شکر…لنفسه – من جاهد…لنفسه- من تزکی…لنفسه – من یبخل فانما یبخل عن نفسه- ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها- ما یخادعون الا انفسهم و ما یشعرون – و ما تنفقوا …فلا نفسکم- ربنا ظلمنا انفسنا – ما یضلون الا انفسهم-قدخسرو انفسهم -…حتی یغیروا ما بانفسهم.

(عمران/154نسا/111یونس/108نمل/40عنکبوت/6فاطر18محمد/38اسرا/7بقره/9بقره272اعراف23عمران/69اعراف/53رعد/11).

آنچه هست در نفس است (تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک… – مائده/116).

در نفس مرگی رخ نخواهد داد و در این واقعیت مجازی (دنیا)، مرگ و حیات برای ابتلا نفس خلقت یافته است.

الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…(ملک/2): کسی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید کدامیک از شما، بهترین را عمل می کنید.

حفاظت بر نفس ما رخ داده است(ان کل نفس لما علیها حافظ…- طارق/4).

  

نفس مرگ ندارد  .شاید باور نکنید! به آیات زیر توجه فرمائید:

الله یتوفی الانفس حین موتها… یعنی : الله نفوس را حین مرگ (جسم) بطور کامل دریافت میکند.

و لو تری اذ الظالمون فی غمرات الموت و الملائکه باسطو ایدیهم اخرجوا انفسکم )…انعام/93 ) :

و اگر ببینی هنگامی را که ظالمان در شدائد مرگ (جسم) فرو رفته اند و ملائک دستها را گشوده ، به آنان میگویند نفستان را خارج کنید

کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون (عنکبوت/57 😦 

هر نفسی مرگ را میچشد پس بسوی ما باز میگردد(نمی فرماید نفس می میرد ).

قرآن می فرماید که در نفس (حقیقت ما ) مرگ رخ نمیدهد بلکه نفس(ما) هنگام مرگ جسم ، چشیدن، دریافت شدن و یا خارج شدن را شعور خواهد کرد و بلافاصله بطور کامل بسوی درک و شعور کردن عالم بعدی رد می شود. باور کردن جملات فوق، ایمان(باور) به و الیوم الآخر است.

چشم، لب، دست، پا، قلب صنوبری، مغز گردوئی شکل، نخاع، مخ، مخچه، ریه، کلیه، کبد، معده، اسکلت، پوست، مو، ناخن، سیستم گردش خون و هزاران دستگاه و میلیاردها میلیارد سلول ، ابزار و لانه ای جسمانی جهت سیر شعور نفس در این واقعیت مجازی (دنیا) هستند. چرا؟

 

زیرا:

الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا…(ملک/2):

کسی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید کدامیک از شما(نفوس)، بهترین را عمل می کنید…

و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین(عنکبوت/3):

ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، پس الله آگاه می کند کسانی را که راستگو یند و آگاه می کند دروغگو یان را.

آیا در عهد الست چیزی را مدعی شدیم که صداقت و کذب آن در ماتریکس دنیا مورد آزمون است؟

و لیعلمن الله الذین آمنوا و لیعلمن المنافقین(عنکبوت/11): و مسلما الله مومنان را می شناسد و بیقین منافقان را می شناسد.

…لیعلم الله من یخافه بالغیب…(مائده/94): تا معلوم کند الله، چه کسی در نهان از خدا می ترسد…

…و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز(حدید/25):

و الله معلوم کند، چه کسی او و رسولانش را یاری می کند بی آنکه او را ببیند؛ الله قوی و شکست ناپذیر است.

لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(بقره/256). 

این دنیا(ماتریکس) و اجسادش(واقعیات مجازی) بین نفوس ما، دست به دست خواهد شد تا آشکار گردد:

و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهداء…(آل عمران/140):

و ما این روزها را بین مردم می گردانیم، تا الله، آشکار کند مومنان را و از میان شما شاهدانی بگیرد…

آیا پهن شدن و جمع شدن این گستره مجازی در بیگ بنگ کیهانی، با میلیاردها سموات و الارض برای آن بود که علام الغیوب به آگاهی برسد؟ در حالیکه او :

و ان ربک لیعلم ما تکن صدورهم و ما یعلنون(نمل/74): 

و پروردگارت آنچه را در سینه هایشان پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند بخوبی می داند.

تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب(مائده/116):

آنچه در نفس من است می دانی؛ و آنچه در نفس توست، نمی دانم.بیقین تو از تمام پنهانها آگاهی.

 

این عظمت دهر جمع خواهد شد؛ زیرا آن کسی که آنرا بنا نهاده، وعده داده است؛ آنرا همچون طومار مکتوبی که پهن شد، جمع خواهد نمود:

یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدانا اول خلق نعیده وعدا علینا انا کنا فاعلین(انبیاء/104):

در آنروز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم، همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم، آنرا باز می گردانیم؛ این وعده ای است بر ما، و قطعا آنرا انجام خواهیم داد.

 

پس از آن:

کل نفس بما کسبت رهینه(مدثر/38): هر نفسی در گرو عملی است که کسب کرده است.

…ثم توفی کل نفس ما کسبت…(بقره/281) …و وفیت کل نفس ما کسبت…(آل عمران/25) یوم تجد کل نفس ما عملت…(آل عمران/30)…توفی کل نفس ما کسبت… (آل عمران/161)…و لا تکسب کل نفس الا علیها…(انعام/164)یوم تاتی کل نفس تجادل عن نفسها و توفی کل نفس ما عملت و هم لا یظلمون(نحل/111)و وفیت کل نفس ما عملت و هو اعلم بما یفعلون(زمر/70)الیوم تجزی کل نفس بما کسبت…(غافر/17).

 

یکبار صیحه ای (بانگی ) برخاست(بیگ بنگ) و واقعیتی مجازی به اسم دنیا آشکار شد و ما نفوس، مبتلا به این آزمون گشتیم .

پس از جمع آوری سوپ پخش شده کیهانی، مهلتی داده نخواهد شد. بار دگر صیحه ای بر خواهد خواست و همه در آن جمع خواهیم بود. برخواهیم خواست در حالیکه منتظرانی هوشیار هستیم!

و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله ثم نفخ فیه اخری فاذا هم قیام ینظرون(زمر/68): و در صور دمیده می شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار هستند.

بابت آنچه مرتکب شدیم؛ فدیه و رشوه ای پذیرفته نیست!

و لو ان للذین ظلموا ما فی الارض جمیعا و مثله معه لافتدوا به من سو ء العذاب یوم القیمه و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون(زمر/47):

اگر ستمکاران تمام آنچه روی زمین است مالک باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا کنند تا از عذاب شدید روز قیامت رهائی یابند؛ و از سوی الله برای آنها اموری ظاهر می شود که هرگز گمان نمی کردند.

 

آنچه نفوس ما به آن محتاج است ، بصیرت ، شعور و آگاهی است و پس از قضی الامر، شیون و ناله در جهنم سودی نخواهد داشت.

…سواء علینا اجزعنا ام صبرنا ما لنا من محیص(ابراهیم/21):

…یکسان است برای ما چه بی تابی کنیم و چه شکیبائی، تفاوتی برای ما ندارد؛ راه گریزی برای ما نیست.

اصلوها فاصبروا او لا تصبروا سوا ء علیکم(طور/16).

امروز می باید چاره ای اندیشید و از حفره آتش جهنم گریخت که فردا دیر است.

و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا و اذکروا نعمت الله علیکم….. کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله آیاته لعلکم تهتدون(آل عمران/103):

و همگی به ریسمان الهی  چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ و نعمت الله را بر خود ، به یاد آورید که… شما بر لب حفره ای از آتش بودید،شما را از آن نجات داد؛ اینچنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می کند، شاید پذیرای هدایت شوید.

                                         

   

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن ۲

مختصات ما در کیهان

 

 

 

قبل  از اینکه وارد دسته بندی شعور غیر انسانی شویم ، لازم دانستم که موقعیت سیاره خودمان را در کیهان  بررسی کنیم. درک موقعیت منظومه ای و حقارت سیاره ای ، دارای این مزیت خواهد بود که تکبر ذهنی غلط بشر را نسبت به خاص بودن شکل شعور در وجود وی می شکند .

 

 

زمین تکه سنگی تقریبا کروی است که به همراه هفت سیاره دیگر بر گرد ستاره ای نزدیک بنام خورشید در حال گردش است.این سیاره و شش میلیارد انسان ساکن آن از مدار زحل ، بصورت نقطه ای نورانی در حد پیکسل قابل رویت  هستند .

 

سیاره آبی رنگ زمین از مدار ستارگان سه تائی معروف به قنطورس با 4.3 سال نوری فاصله(مسافتی که فضا پیماهای مدرن ، چهل هزار سال طول میکشد، آنرا بپیمایند) نه تنها دیده نمی شود بلکه خورشید پر هیبت آن نیز ، صرفا در حد یکی از ستارگان کم فروغ آسمان شب ، قابل رویت هست.

 

 

خورشید با هشت توله خود در بازوی جبار ، در فاصله 10000 سال نوری از لبه و 28000 سال نوری از مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته که هر 240 میلیون سال یکبار، مرکز کهکشانی  که حاوی 200- 100  میلیارد خورشید کوچک و بزرگ است را گردش می کند. بشر با سیستمهای اپتیکی و رصدی در طیفهای الکترو مغناطیس گوناگون تا بحال رویتی مستقیم از سیارات فرا خورشیدی نداشته است.  تکنیکهای رصد غیر مستقیم سیارات فرا خورشیدی که از اواسط دهه 90 میلادی تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است، به تازگی توان کشف بخار آب را در سیاره ای شبه زمینی در منظومه ی ستاره ای دیگر با هزار اما و اگر یافته است.

 

نزدیکترین همسایه ی کهکشانی ما، آندرو مدا ست که با فاصله 2.2 میلیون سال نوری ، دارای 2000 میلیارد خورشید کوچک و بزرگ می باشد.( غیر از ابرهای ماژلانی  که توسط کهکشان ما در حال بلعیده شدن هستند و آسمان نیمکره جنوبی را زینت بخشیده اند).

 

 

جهان به یک یا دو کهکشان محدود نمی شود ، بلکه کیهان حاصل از بیگ بنگ ، در وسعت 20- 15میلیارد سال نوری با میلیاردها کهکشان گسترده شده است.

در این عرصه کیهانی، هرگاه از ستاره  و یا سیاره  نام برده می شود ، صرفا خورشید یا سیارات منظومه شمسی( مثل عطارد ، زهره ، زمین و مشتری )منظور نظر نیست. بلکه هر ستاره و یا سیارات ستارگان دیگر در کهکشان راه شیری و یا کهکشان های دیگر را شامل میشود.

 

به عنوان مثال زمانیکه از ماه سخن می گوئیم ، علاوه بر زمین، سایر سیارات مثل اورانوس ، زحل و مشتری نیز از 27 الی 62 ماه (قمر) دارند. و یا زمانیکه به کوه اشاره میکنیم ، تنها خاستگاه کوه ، در سیاره ما نیست، بلکه در مریخ(بخون یا بهرام) ، بلند ترین قله منظومه شمسی بنام المپ((Olympus جا گرفته است. کوه در سیارات فرا خورشیدی کهکشان راه شیری و یا سیارات فرا کاه کشانی نیز وجود دارد.

عظمت و تنوع خلقت در انحصار فهم ما نیست که یک روز ، زمین را مرکز جهان بدانیم و روز دیگر انسان را تنها تافته ی جدا بافته شعور کیهانی بخوانیم!

 

هر ستاره کوچکی را که در تصویر بالا مینگرید ، غولی تابناک است که از افق سیاره ای دور دست طلوع کرده و در افقی دیگر غروب مینماید و حیات بخش میلیاردها میلیارد موجودات سیارات خویش است.آموزه جملات فوق اینست که: خورشید ما ، تنها خورشید جهان نیست. وجود سیاره ، محدود به منظومه شمسی نیست. زمین مرکز کیهان نیست. کوه ، انسان و بسیاری از مخلوقات دیگر نیز فقط منحصر به زمین نیستند .

هیچ چیز در هستی به شمارش و خاص انگاشتن بشر محدود نمی شود . بدین ترتیب زمانی که از انسان نام می بریم ، تنها شش میلیارد انسان موجود در سیاره خودمان، مطلوب نظر نیست ، بلکه بذر انسانی مثل تنوع ستاره ای، سیاره ای، اقمار و کوهها میتواند در بینهایت منظومه فرا خورشیدی و یا فرا کهکشانی گسترده شده باشد.

با نگریستن به ستارگان آسمان شب ،  اولین قدم ، خارج کردن ذهن از دگم اندیشی است . یعنی وقتی به ستاره ای در دور دست مینگریم ، بدانیم که آن ستاره ، یک خورشید است که می تواند دارای سیاراتی باشد و آن سیارات میتوانند داری اقمار باشند. و همانطور که سیارات و اقمار آنها دارای کوهستان هستند ، پس میتوانند آب ، انسان ، جانداران نامرئی (جن) ، ملائک و ساکنان آسمان داشته باشند .

باور نکردنی است ! بینهایت کهکشان، ستاره، سیاره، قمر، کوه، ملائکه، جن، انسان و مخلوقات دیگری که ما نمی شناسیم!

این دنیای آفریدگاریست که عظمت و بزرگی او با انحصار طلبی ها و جهالت بشر محصور نمی شود. و این همه کثرت سبب تکرار نیست. بطوریکه حتی سرانگشتان دستان ما به تکرار نگرائیده است. او پروردگار خلاقیست که خسته نمی شود و علمش پایان نمی پذیرد . هر چه بخواهد می آفریند.  او منزه است از اینکه کار باطلی کند. و در وهم کسی آید .

 

                                    لا تاخذه سنه و لا نوم .

                                             

معرفی شعور و ادراک غیر بشری از دیدگاه وحی در قرآن-۱

من به آفریدگار یگانه ای که برکه ها ، دشتهای سر سبز و کوه های بر افراشته را آفریده  و دین مرا فطرت من قرار داده ، عشق می ورزم. اینچنین باد که در مهر او جاودانه شوم.

تحقیق و تالیف : مهندس سید اسماعیل اسلامی

 

مقدمه

 

مقاله حاضر ، تحقیقی علمی و قرآنی در ارتباط با امکان وجود شعور و ادراک غیر انسانی در پهنه گیتی  می باشد که هدف آن بررسی قرآنی اشکال و انواع ادراک، در دیگر مخلوقات الهی است.

اگر از کلمه شعور و ادراک غیر انسانی بجای ادراک فرا انسانی و یا فرا زمینی جهت معرفی استفاده شد به دو دلیل زیر است:

 

لزوما شکل شعور نفسانی موجودات غیر انسانی ، فرا تر از انسان نیست و بالعکس.

 

انواع شعور و هوش غیر انسانی علاوه بر نوع غیر زمینی و یا فرا زمینی ، میتواند بومی سیاره زمین نیز باشد. مانند موجودات هوشمند نامرئی زمینی که در قرآن بنام جن خوانده شده اند و در عین کثرت شان ، در ماهیتی ناباورانه (بنا به مصلحت الهی) غیر قابل رویت هستند.

 

قرآن با آیات نورانی خود در چهارده قرن پیش به معرفی هوشمندی گستره وسیعی از مخلوقات غیر انسانی در پهنه گیتی پرداخته است. و بطور صریح ، علم و ابزار بشری را در ارتباط با فهم و رویت این طیف گوناگون از شعور و ادراک به چالش گرفته است.

بشر در ابتدا توانائی دیدن اجسام و رنگها را در طول موج مرئی داشته است ولی دید در تابشهای الکترومغناطیس مادون قرمز، ماوراءبنفش ،امواج رادیوئی ، اشعه x ، گاما و لیزر برایش قابل فهم نبود. امروزه با کمک علم و فن آوری افق دید ، از 7500- 4000 آنگستروم (قرمز- نارنجی- زرد- سبز- آبی- نیلی ـ بنفش )به مرزهای غیر قابل تصوری کشانده شده است.

همزمان با افزایش افق رصدی ، درک انسان نیز در نحوه ارتباطات تلپاتیک ، هیپنوتیزم و ) ESPکنترل اشیاء با ذهن) رو به گسترش نهاده است. ولی متاسفانه با این همه پیشرفت ، فهم و باوری حتی ابتدائی از نحوه تعامل گفتاری – رفتاری و حضور شعور در اشیاء ،آب ،کوه ، زمین، سیارات ، ستارگان ، کهکشانها و یا نباتات (درخت،سبزه ،گل و…)،جنبندگان ( حیوانات خشکی، آسمان، دریا و حشرات) ، ساکنان آسمان ، ملائک و جنیان وجود ندارد  !

 

اعلام هوشمندی فوق العاده پیچیده و گسترش یافته در تمام اجزاء عالم در نوشته های وحی چگونه تفسیر خواهد شد؟ پاسخ علم ، ابزار و فن آوری پیشرفته در ارتباط با سوالات زیر چیست ؟

آیا مورچه میتواند حرف بزند ؟  آیا درختان صاحب فهم و شعور هستند؟ آیا زمین اراده دارد؟ آیا پرنده ای مثل هدهد توان انتقال اطلاعات به انسان را داراست؟  آیا موجوداتی مثل جن قدرت غواصی و پیکره سازی و جابجائی اشیاء را دارند؟ آیا ملائک الهی زراعت میکنند و شرایط آب و هوائی را تنظیم می نمایند ؟ آیا رعد و برق ، حمد و تسبیح پروردگار را بجا می آورند؟ و آیا در بین سیارات سپاهیانی از آسمان در رفت و آمد هستند که ما نمی بینیم ؟ و کدام دسته از  ملائک قدرت نابودی تمدنهای پیشرفته شعور بشری را دارند ؟

بشر هم اکنون با نوعی از شعور هبوط یافته ،بنام شعور انسانی ، آشنا ست و بواسطه این شکل ضعیف از پتانسیل قوی و بی حد و مرز شعور لا یتناهی ، با همنوعان و جهان پیرامونی خود در ارتباط است .ولی آیا براستی ، شعور و هوشمندی تنها در شکل انسانی تکوین و تکامل یافته است؟ و یا انواع دیگری از ادراک در سرتا سر گیتی گسترش یافته، که ما با این سطح ضعیف از شعور انسانی خویش ،قادر به فهم آن نیستیم؟

  در کل دو نظریه میتواند شکل بگیرد:

 

– شعور تکامل یافته ، صرفا شعور بشریست و تنها در کره زمین تکوین یافته است.

 

– شعور تکامل یافته بشری تنها شکلی از شعور میباشد که :

 

انواع دیگری از شعور نیز در جمادات ، مایعات ، گازها ، اشیاء ،نباتات، حیوانات(جنبندگان)،کوهها،اقمار، سیارات،ستارگان، کهکشانها،ملائک، جنیان و تمامی اجزاء مخلوق ، گسترده شده است. و هیچ مخلوقی نبست، مگر اینکه صاحب فهم و ادراک است.(برخی بر شعور انسانی تفضل و برتری دارند و برخی مسخر شعور انسانی به اذن پروردگارند).

 

 

 

 

آنچه از وحی استنتاج می شود ،حاکی از اینست که شعور انسانی تنها جزئی از شعور مخلوقات زمین و آسمان و مابین آنهاست. و گستره شعور ، دارای شکلی پیوسته و عالمگیر می باشد که عزیز حکیم به اقتضای نیاز خلقت و نظم حاکم آنرا تعبیه فرموده است.

 

 

 

 

 

جالب آنکه، مطالعه در آثار باستانی و متون مذهبی باقیمانده از اقوام مختلف،نشانه های بی بدیلی را از شناخت بشر گذشته ، نسبت به شعور غیر انسانی حکایت می کند که امروزه پس از عذاب اقوام و انهدام تمدنهای خاطی به بوته فراموشی سپرده شده است.

 

 

 

 

ادامه دارد…

http://www.mavaraha.blogsky.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: