بایگانی دسته‌ها: فراماسون

پرده برداری از دکترین باستانی که فراماسون ها به طور اسرارآمیزی در معماری کلیساهای جامع گوتیک رمز گذاری کرده اند.

پرده برداری از دکترین باستانی که فراماسون ها به طور اسرارآمیزی در معماری کلیساهای جامع گوتیک رمز گذاری کرده اند.

نمای بیرونی تکرار شده در این کلیسا های جامع را می بینید؟

Gothic Cathedrals Architecture

به کلیسا های گوتیک بالا نگاه کنید
دکترینی باستانی به طور سری در این جا مخفی شده است که فقط کارشناسان و تاریخ دانان از آن سر در می آورند

این ها توسط فراماسون های قرون وسطایی در این جا قرار گرفته است، تاریخدانی می گوید این ساختمان های مقدس توسط یک گروه مخفی ساختمان سازی طراحی و ساخته شده است

 به نمایی که در صورت هر سه کلیسا تکرار شده است توجه کنید.این یک هیروگلیف بزرگ در سنگ است ، یک نقشه ی ساختمانی با معنایی بسیار عمیق تر

این نقشه می تواند برای فاش ساختن پیام مخفی قدرتمندی ، که همان راز گمشده فراماسون ها است به ما کمک کند.

 علاقه مندان به مباحث فراماسونری می گویند که فراماسون ها سازمانی شیطانی هستند که می خواهند دنیا را زیر سلطه بگیرند

 درست یا نه ، فراماسون های امروز شباهت کمتری با گذشته شان که معماران کلیسا بودند دارند.

 به طور خلاصه ، فراماسونری تفکری ، جایگزین فراماسونری صنعتگری و عملی شده است.

 در طی این گذار، راز بزرگ فراماسونر ها که یک بار توسط نویسندگانی مانند پیتر پین توصیف شده است ، ناپدید شده است.

 توماس پین در مقاله ی خود که در سال 1818 میلادی نوشته است می گوید که همیشه اعتقاد بر این بوده است که فراماسون ها رازی دارند که با دقت از آن محافظت می کنند

از دست دادن این راز ، باعث شد که پنج میلیون فراماسونی که امروزه در جهان هستند ، درباره ی ریشه و اهداف اصلی خود سردرگم بمانند.

آن چه که از فراماسونی امروز باقی مانده است، فقط مشتی مراسم و نماد ها ی بی معنی است  و راز اصلی آن ها با شعار » ایمان، امید و کار نیکو » جایگزین شده است.

 نه فقط ریشه های فراماسونری دیگر شناخته شده نیست ، بلکه راز های حقیقی آن نیز با راز های جایگزین شده ی امروزی که در مراسم ها به کار می رود نیز گمشده است.دهه ها ، محققان برای بازگرداندن دانش گمشده ی فراماسونری تلاش کرده اند

 Gothic Cathedrals Triptych Three-Door Entry

با این حال ، محققان فراماسونری بی علاقگی آشکار و دور از انتظاری را در تحقیق معماری و هنر های اولیه ی ماسون ها نشان داده اند.

 مایکل هوارد، توطئه مخفی، 1989:

در محافل مخفی باور بر این است که ماسون های قرون وسطا دانشی باطنی را به ارث برده بودند و آن ها این دانش را در معماری مقدس کلیسا ها مخفی کردند.

 محققان به جای تحقیق بر روی این معماری ها ، تمرکز خود را بر روی داستان های شوالیه های معبد و از این دست تحقیقات گذاشته اند که بی فایده بوده است و آن ها را به راز بزرگ نزدیک نکرده است.

. تا کنون هیچ کدام چیز معناداری را در این طرح های تکرار شونده و معماری ها پیدا نکرده اند

اما همان طور که خواهید دید ، کلید گشایش این رمز در این سه تصویر پهلوی (معماری سه طاقی)هم نهفته است.

توضیح مترجم درباره ی سه تصویر پهلوی هم (سه طاقی) یا Triptych :

عکسی که در سه قاب تهیه کرده پهلوی یکدیگر قرار دهند. در متن هر جا صحبت از » طرح »  شده است منظور همین است.

مانند این:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/e/e7/Unknown_painter_-_Triptych_(P%C3%A4hl_Altarpiece)_-_WGA23771.jpg

فراماسون ها حقیقتی خیره کننده را درباره ی این طرح ها می دانستند که کارشناسان و باستان شناسان امروزه از آن کاملا بی خبرند.

 حقیقت این است که این طرح ها به دوران باستان بر می گردند

همان طور که در تصاویر می بینید(برای دیدن عکسها به سایت منبع مراجعه کنید.)

حقیقت باورنکردنی این جا است که این طرح ها توسط تمدن های اولیه ی جهان ساخته شده بود

این طرح ها هنوز در خرابه های معابد و بنا های مهم جهان قابل دیدن هستند

 این طرح ها به طور باورنکردنی در تعداد بسیاری از تمدن های باستانی مشهود است.

این کشف می تواند باعث تجدید نظری اساسی در تاریخ باستان شود.

این کشف سوالات پیشگامانه و جدیدی را تداعی می کند که دانشمندان و پژوهشگران مدرن ما را به چالش می کشد

 چگونه طرح معبد هایی کاملا مشابه ، در تمدن های متفاوتی که هم از لحاظ مکانی و هم زمانی از هم دیگر بسیار دور بودند ، ساخته شده است؟

 آیا این می تواند یک ایده ی مشترک ، دانشی کیهانی یا آموزه های موازی باشد که توسط همه ی آن تمدن ها بیان شده ، و این دکترین در طی هزاره ی گذشته آهسته فراموش گشته ، اما توسط فراماسون های مسن به طور مخفیانه به دوران ما منتقل شده باشد؟

فراماسون ها این راز را نه فقط در کلیسا ها ، بلکه در لژ ها و معابد ماسونی نیز مخفی کردند

masonic temple triptych

St. John’s Masonic Temple, Newfoundland, 1894.

 به طور شگفت انگیزی ، فراماسون ها تنها انجمن سری نبودند که این طرح و راز  را گرامی داشتند

گروه جمجمه و استخوان دانشگاه یل ، این طرح را در نمای آرامگاه  دفتر مرکزی مشهور خود ، در نیوهیون در کانتیکات به کار بردند

skull and bones triptych

Skull & Bones Tomb, Yale University, New Haven, Connecticut, 1856.

انجمن سری دیگری به نام معبدگرا ها (Shriners) ، این طرح را در نمای دفتر مرکزی خود در واشنگتین دی سی به کار بردند.

shriners triptych 3

معبد الماس (Almas) در واشنگتن

ما هم چنین این طرح را می توانیم در نمای دفاتر مرکزی انجمن سری دیگری به نام » شوالیه های پیتیاس » در نیویورک ببینیم.

pythian temple triptych

 معبد پیتیان ، نیویورک

 این ها وجه مشترکی بین تمامی این انجمن های مخفی را نشان می دهد.

 همه ی آن ها بر اساس طرح مشابهی از دانشی باستانی اند. آیا این توسط فراماسون های کلیسا ساز قرون وسطا بعدا به ارث رفت؟

 دقت کنید که چگونه همه ی این طرح ها ، بر عدد 3 ، که عددی خارقالعاده خاص در فراماسونری است تاکید دارند

 جرمی هاو در راهنمای فراماسونری ، سال 1862 ، می گوید:

عدد 3 در فراماسونری مهمترین و عرفانی ترین عدد است که کاربردی جهانی دارد و ما در تمام مراسم خود آن را به کار می گیریم

 به طوری باورنکردنی ، فراماسون ها این طرح را فقط در معماری گوتیک کلیساهای جامع پنهان نکردند

آن ها با معماری های اطراف این طرح ، این نماد باستانی را به طور کامل توضیح داده اند.

History of the Freemasons

 همان طور که ما حقیقت تاریخ را کشف می کنیم ، پتانسیل و نیرو های پنهان درون ما به آرامی بیدار می شوند.

دانش راز آمیز گمشده ی فراماسونری ، برای زندگی روحانی ما نیز ، همانند اجداد ما در هزاران سال پیش  ، کاربرد دارد.

صلح، عشق و احترام

منبع:     http://www.deepertruth.com/freemasons

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضا  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

اسرار نهفته نماد مخروط کاج(چشم جهان بین یا چشم سوم انسان)

نماد مخروط کاج یکی از نمادهای اسرارآمیزی است که در هنر و معماری مدرن و باستانی دیده می شود. تعداد معدودی از محققان آن را تشخیص داده اند، اما  در حالیکه این امکان هست که این نماد مخروط کاج اشاره به بالاترین درجه روشنایی معنوی باشد. این در فرهنگ های مختلف باستانی به رسمیت شناخته شده بود و این نماد را می توان در خرابه های اندونزیای ها، بابلی ها، مصری ها، یونانی ها، رومی ها، و مسیحیان به نامهای مختلف دید. مخروط کاج اما مفهومی یکسان در تمامی آنها داشته است: نماد یک عضو مخفی ، « غده صنوبری »  یا  « چشم سوم» که همه ما دارای آن می باشیم.

 

سمت چپ: ویرانه های باشکوه آنگکور وات در کامبوج، یکی از مکان های جادویی و روحانی بر روی زمین، با نماد مخروط کاج پر شده است.راست: حیوانات متضاد در پهلو بوداساتوای روشن ضمیر درآنگکور وات.

خرابه سنگ های با شکوه آنگکور وات مناظر شگفت انگیزی را به در خود نگاه داشته است. برجهای عظیم مانند مخروطهای کاج که چون سایه هایی درجنگلهای سبز درآسمان چنان با شکوه برافراشته شده اند که تخیل آدمی را برمی انگیزد. برجها با فرمهای مخروطی کاج اغلب توسط دانشمندان مطرح شده اند:

» هر منار مخروطی در آنکگور دارای مشخصات میوه مخروطی شکل کاج می باشد.»

بنجامین رولند، هنر و معماری هند

با این حال این سوال مطرح است که اهمیت مخروط کاج چیست:بعید به نظر می رسد که بدون هیچ یک از ویژگیهای متمایزی و دلیلی از این شکل استفاده کنند. اما براستی این مخروط کاج در ساختمانهای قدیمی آنکگور چیست؟

همچنین هیچگاه از پدیده ای دیگر در آنگکور وات به نام« حیوانات متضاد» توضیح داده نشده است. در توضیحات تصویر بالا ما یک جفت دوقلو می بینیم، صورتشان متقارن یکدیگر است.

جالب توجه است ، «حیوانات متقارن» در هنر قدیمی دیگری «کاج مخروطی » دیده می شود. به عنوان مثال  در روم باستان « پیگنا»( که همان کاج مخروطی ایتالیایی است) مجسمه ای که در زیر نشان داده شده، مخروط کاج عظیم برنزی که با دو طاووس متقارن در دو طرفش دیده می شود.

 

بالا: ساخته شده توسط رومیان، این مجسمه برنزی که مربوط به اولین قرن رومیان می باشد، «پیگنا» (کاج مخروطی)نامیده میشود، که یکبار چشمه باستانی بوده است.

مجسمه پیگنا در حیاط واتیکان جای دارد و حیاط کاج مخروطی نام دارد، و امروزه بلندترین مجسمه کاج دنیا محسوب می شود.

نظیر این در آنجا خاتمه نمی یابد ،بلکه: چوب مصری اوزیریس(C. 1224 پیش از میلاد) نه تنها دو مار متقارن رو به تصویر می کشند بلکه این دو مار در حال صعود هستند و در نهایت در جاییکه میوه کاج هست یکدیگر را ملاقات می کنند:

 

بالا: چوب میوه کاج مخروطی اوزیریس.موزه مصر در تورین، ایتالیا، 1224 سال قبل از میلاد.

اما این نماد میوه کاج چه مفهومی دارد، و چه ارتباطی با این حیوانات متقارن دارد؟ چه رازی در عمق این تصاویر به ظاهر مرموز نهفته است؟

چشم سوم/ غده صنوبری

جواب اینجاست که این نماد میوه مخروطی کاج در طول تاریخ نمادی از غده صنوبری یا چشم سوم بوده است،و توسط انجمن باطنی بیدار گشته است. این غده به دروغ گفته شده که در مرکزهندسی مغز قرار دارد و به عنوان چشم سوم بیولوژیکی در نظر گرفته شده است،دکارت فیلسوف فرانسوی غده صنوبری را مکان روح می نامد.

غده صنوبری طبق تعریف نهم دیکشنری جدید دانشگاهی وبستر:

« زائده مخروطی مغز بخشی از جمجه همه مهره داران است که در برخی خزندگان بخشی ضروری از ساختار یک چشم است، و کارکرد آن در برخی پرندگان به عنوان بخشی برای سنجش زمان به کار می رود، که نظریه های گوناگونی است بر اینکه این بقایای چشم سوم بوده است، و یک ارگان غدد درون ریز یا جایگاه روح…»

 

بالا: غده صنوبری که مانند مخروط میوه کاج کوچک است و از این روست که نام آن شکل گرفته است. نماد میوه کاج مخروطی در فرهنگ های باستانی از بین نرفته است، در هند ، آیین هندو به شاگردان خود آموزش می دهد که چگونه با فعال کردن 7 چاکرای خود چشم سوم خود را باز کنند. این یک تمرین باستانی بوده است، که هنوز امروزه ممارست می شود و به آن یوگای « کندالینی» گویند، اینگونه ادعا شده که این تمرین به طور مستقیم بر روی آگاهی بشری و رشد شهود و افزایش دانش درونی و همچنین آزاد سازی نیروهای درونی خلاق تاثیر می گذارد.جالب توجه است که سمبل یوگای کندالینی همان عصای چاووش است که درمیان دو افعی متقارن قرار دارد.

 

چپ: چوب عصای چاووش، که توسط هرمس در اساطیر یونان حمل می شده است.در روم باستان در دست چپ مرکوری به تصویر کشیده شده است. راست: تصویری بصری از ممارست یوگای کندالینی که هدف نهایی آن بیداری چشم سوم که در پیشانی انسان نهفته است.

کندالینی انرژی معنوی و روحانی است که در پایه ستون فقرات هر انسانی واقع شده است.برای بیداری چشم سوم، انرژی کندالینی بایستی به سمت پیشانی آمده جاییکه در آن بسط پیدا کند و توسط آن چشم سوم بیدار گردد.انرژی همچنان گفته شده است که سفر کرده در امتداد ایدا(چپ) و پینگالا(راست) و تا مرکز قطب مرکزی یا سوشومنا .که این پروسه بیرونی به صورت دو مار متقارن که دور عصای چاووش پیچیده اند سمبلیک نشان داده شده است.

«عصای چاووش، میله قدرت… در هند چوبی است از بامبو با 7 گره… که هر کدام نشان دهنده ستون فقرات با هفت مرکز چاکراست…همچنین نشان دهنده نخاع می باشد…در حالیکه افعی ها به طور سمبلیک  در شرق به صورت دو کانال با نامهای «ایدا» و «پینگالا» نامیده می شوند، و آتش میانی این دو افعی نشان دهنده همان نیروی کندالینی است.»

C.W. Leadbeater ، فراماسونری و مناسک باستانی عرفانی

بنابراین ، هنر این حیوانات متقارن با میوه مخروطی کاج مثل فیلهای دوقلو در اندونزی، دو طاووس در رم، مارهای دوقلو در مصر اشاره به کانالهای ایدا و پینگالا( مارهای دوقلو و متقارن در عصای چاووش) می کند.

بسیاری فرهنگهای کهن این تصویر میوه مخروط کاج در هنرهای معنوی و معماری خود به کار برده اند و همچنین در هنر حیوانات متقارن.  خداهای «پاگان» بابیلون، مصر، مکزیک و یونان از این میوه کاج استفاده کرده اند و چوبهای این خدایان اغلب با میوه مخروطی کاج آراسته گردیده است.

 

چپ: خدای سومری «مردوک» با میوه کاجی دردست. راست: » باچوس رومی که در نیزه ایی یونانی که در بالای آن همان میوه کاج می باشد را حمل می کند.

حتی رفتار طبیعی میوه کاج نیز دارای مفهومی باطنی است: مخروط کاج به آرامی باز میشود و دانه بالغ خود را آزاد می سازد.این فرایند نمادین از گسترش آگاهی است که با باز شدن غده صنوبری وبیداری چشم همراه می باشد.کنایه از پدیده ایی باطنی است که دردرون مغز رخ می دهد و قابل دیدن و توضیح نیست:

 

چپ: سمبل میوه کاج برنزی در کلیسای جامع آخن در آخن،آلمان.  وسط: مجسمه میوه کاج رومی در پیازای ونیز، ایتالیا.

راست: میوه کاج رسیده

خواننده هایی که  با مکاتب شرقی که آشنا هستن می دانند که چشم سوم داستانی طولانی در هندوستان ،چین، و جنوب آسیا دارد، جاییکه سنت های آیینی هندو، بودیسم و تائویسم به صورت آیین نگاهش داشته اند. بیش از یک ایده مذهبی ، چشم سوم یک رسم معنوی کهن است که فراتر از آیینهاست. شناخته شده است با عنواین مختلف مثل «اورنا» و «ترینترا» واغلب به صورت یک نقطه در وسط پیشانی بین دو چشم مشخص می شده است.

 

بالا: چشم سوم وسط دو ابروی بودا.بیداری چشم سوم او این اجازه را به بودا داد که بتواند ظهور خود در زنجیره ایی از علیت و نیروهای وجود را درک کند.

چشم سوم در طول تاریخ نامهای مختلفی داشته است« چشم درون»،«چشم ذهن»، «چشم خداوند»، و «چشم عقل». تصویری از چشم تنها در واقع یک طرحی است که ما را به هزاران سال پیش در تاریخ بشری سوق می دهد. بارها و بارها در اسطوره ها، مجسمه ها،نقوش و نقاشی در فرهنگهای باستانی در سراسر جهان به چشم می خورد.اغلب در تاریخ مصر باستان با چشم تنها مواجه میشویم ، چشم «را»:

 

چشم «را» RA، حکایت از چشمی فیزیکی نمی کند بلکه همان چشم اشراق است.

چشم سوم معمولا از طریق عارفان باستانی که خود نور الهی را تجربه کرده بودند توصیف می گردد.

«…در هر فردی یک چشم روح وجود دارد که …بیش از هزاران چشم فیزیکی برای دیدن حقیقت ارزش دارد… چشم روح…که به تنهایی برای احیاء کردن هماهنگ شده است و توسط قوانین ریاضی نظم داده می شود.»

افلاطون.جمهوری

بهربرداری کردن سطحی از چشم سوم دشوار نیست. چشمهای خود را ببیندید، بدون حرکت دادنشان نگاه به شی که در نزدیکی شما قرار دارد نگاه کنید. شما هم اکنون از طریق چشم سوم خود آن را نگاه می کنید. برای ارتقا معنوی و بیداری انرژیهای خفته، چشم باید به درون بازنگری کند. متون شرقی باستان موافق با متون غربی باستان تماما اشاره به درون نگری چشم دارند:

– خودآگاهی بیشتر

– درک عمیق تر از مرگ و زندگی

– توانایی جدیدی برای کنترل آینده

– احساس آرامش و سعادت

– ماورای احساسی عادی، روشن بینی، شهود و توانایی های روانی

– درکی گسترده

– تقویت ظرفیت درونی برای بهبود خود

– کاهش استرس

– آرامش و وضوح

– کشف احساساتی تازه

با این حال این سوال پیش می آید چرا غرب از چشم سوم بی اطلاع بوده است درحالیکه در تمارین آداب و رسوم شرقی  وجود داشته است. جواب به ظهور مسیحیت در غرب است. تمرین و ایده بر یک« خدای درونی»یا«چشم سوم»چیزی بود که در مسیحیت آن زمان سخت بود. بنابراین این خرد درونی مجبور شد که مخفیانه به زیر زمین برود و به صورت یک جامعه مخفی در بیاید  یکی از جوامع که این حکت باطنی را نگاهداشت فراماسونها بود.

چشم سوم در مثلث ماسونی

نویسندگان و نقاشان معروف معاصر چشم سوم و غده صنوبری را چیزی بیش از«راز گم شده» فراماسونری نمیدانند. دکتر جرج واشینگتن کری  George Washington Carey در کتاب خود به نام عجایب بدن انسان چنین مینویسد:

«چشم جهان بین … این چشم فراماسونری است, چشم سوم. من بر اساس مدارکی مطلع شده ام که ماسونهای محدودی معنای سمبلهای خود را میدانند, ولی همچنان همه از آنها استفاده میکنند…»

نویسنده کمتر شناخته شده آمریکایی گریس موری  Grace Morey در کتاب جالبش, آمریکایی گری عرفانی, نوشته شده در سال 1924 چنین میگوید:

«چشم جهان بین… سمبل غده صنوبری یا چشم سوم آدمیان… در میان خرابه های تمام تمدنهای باستانی زمین یافت شده است و این شاهدیست بر این حقیقت که دینی جهانشمول در زمانی بسیار دور در تمام زمین وجود داشته است. ما در حال بازیابی این دین هستیم و چشم سوم را بر فراز هرم قرار میدهیم.»

بنابراین حضور مدام میوه کاج در تزیینات ماسونری مایه تعجب نیست. ازهنر ماسونی, تا آویخته بودن از سقفهای ابنیه ماسونی و نقش حکاکی شده بر روی سنگهای این ابنیه. طرح ماسونی بسیار بزرگی در بدنه ساختمان وایت هال در منطقه اقتصادی نیویورک دو مار را نشان میدهد که مارپیچ وار به دور میله ای چرخیده اند که به میوه کاج ختم میشود. این میله به طرز چشمگیری شبیه به عصای اوزیریس است.

میوه کاج همچنین در تزیین ابزار آلات بکار رفته در آیینهای ماسونی در ابنیه آنها نیز تصویر شده است.

«نوک عصای کشیشان رده دوم نیز با میوه کاج تزیین شده است:

آلبرت مک کی  Albert Mackeyچنین میگوید:

«ماسونری در معنای کامل آن روند باز شدن «چشم» است. ای آ والیس باج  E.A Wallis Budge متوجه این موضوع شد که در بعضی پاپیروسهای مصور به نقش ورود ارواح به تالار قضاوت اوزیریس, روح درگذشته میوه کاجی بر فرق سرش دارد. عرفای یونانی نیز عصایی به دست میگرفتند که بالای آن به شکل میوه کاج بود که به نام thyrsus of Bacchus شناخته میشد. در مغز انسان غده کوچکی به نام غده صنوبری وجود دارد که همان چشم مقدس مردم باستان و همان چشم سوم تایتانهای غول پیکر است. اطلاعات بسیار کمی درباره این غده در بدن وجود دارد. دکارت با زکاوتی بیش از آنکه خود به آن واقف بود آن را محل احتمالی روح میدانست. همانطور که از نامش بر می آید غده صنوبری چشم واحد انسان است…»

مانلی پ هال  Manly P. Hall , کتاب آموزه های مقدس تمام دوران

چشم سوم در غرب درست در مقابل دید همگان ولی پنهان از دید بوده است.  به آن چشم جهان بین گفته اند و به اشتباه آن را خدایی یهودی تلقی کرده اند. به همین دلیل ماسونها به آن چشم روشن بین خدا میگویند هر چند در حقیقت سمبل باز شدن چشم سوم است.

زیر نویس عکس: بنای ماسونی در پراگ, قرن هجدهم, با تصویر چشم سوم در میان مثلث درخشان

عبارت «چشم جهان بین» به خودی خود صحیح است, اما این چشم جهان بین یهودی نیست, بلکه چشم جهان بین شماست, غده صنوبری که همه داریم.

بسیاری از ماسونهای تحصیل کرده با آموزشهای سطح بالا که در قرن بیستم میزیستند من جمله چند دانشمند و نویسنده سرشناس معتقد بودند که چشم جهان بین چشم خدای تورات نبوده و نظام مدرن فراماسونی که از تورات یهودیان به میراث رسیده است دچار انحراف شده است.

نویسنده و ماسون معروف آمریکایی, مارک تواین, در نوشته ای در سال 1899 چنین گفته که چشم جهان بین سمبل خدایی آسمانی یا «مرد پیری بر فراز پلکان» نیست بلکه استعدادی است که هر انسانی میتواند از آن بهره ور شود:

«چشم سر تنها بیرون اشیا را میبیند و بر همان اساس قضاوت میکند, اما چشم جهان بین به درون نفوذ میکند و قلب و روح را میبیند, و به قابلیتهایی دست می یابد که چشم بیرونی نه میتواند ونه  ادعا میکند که به آن دسترسی دارد.»

شواهدی وجود دارد که هیتلر از معنای پنهان چشم سوم دسترسی آگاهی داشت. بدنه اصلی میز کار او تصویر میوه کاج را بر خود دارد.

آدولف هیتلر به چشم سوم اعتقاد داشت. هرمان راشنینگ Hermann Rauschning, رییس سنای سوسیالیست دانزیگ بر این مطلب صحه گذاشته است. او در کتاب «هیتلر سخن میگوید», چاپ لندن 1939 چنین مینویسد:

«داشتن بصیرت جادویی ایده اصلی هیتلر از پیشرفت انسان بود… چشم تیتانهای غول پیکر (سیکلوپ ها) اندام دریافت و درک بینهایت است که حال تا سطح غده ای عادی در بدن تنازل پیدا کرده است. چنین فرضیاتی برای هیتلر جذاب بود و گاهی کاملا غرق در آنها میشد.»

همچنین به نظر میرسد که تقریبا 100 سال پیش هیتلر چیزهایی درباره چشم سوم میدانست که آمریکاییان تازه امروز مشغول به کشف آن شده اند.

چشم سوم در بالای اعلانیه حقوق بشر فرانسه در نقاشی 1789 دیده میشود, همین طور در یک روی اسکناس یک دلاری آمریکا که بر فراز هرمی مصری شناور است, سمبلی آشکاری ماسونی:

آیا غده صنوبری به عمد در جوامع غربی نادیده گرفته شده است تا توده مردم از قدرت آن محروم بمانند؟ آیا ممکن است چشم سوم فراماسونری حقیقی باشد که در میانه قرن نوزدهم گم شده است ؟

منبع:       http://www.richardcassaro.com

پ . ن : با تشکر فراوان از نسیم و الهام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

بيداری چشم سوم ،فراماسونری كهن مذهبی جهانی كه بوسيله پيامبران به مردم ابلاغ گرديد.

چشمی که در بالای یک هرم ناقص در یک دلاری وجود دارد یادبودی از یک مذهب باستانی جهانی است که در سراسر جهان وجود داشته است.بقایای این یاد بود هنوز هم درخرابه های هرم ناقص و نمادهای چشم در تمدنهای زیادی دیده می شود. اهرام، معابدی بودند جاییکه معتقدان در آن به نیرویی مشغول می کردند که به آن باز شدن چشم سوم نام نهادند، که البته مدتها توسط کلیسا ممنوع شده بود، و برای مدتی هنوز توسط جوامع غربی به صورت راز حفظ شده بود.

 

چپ : جورج واشنگتن فراماسون در حالیکه پیشبندی ماسونی با نقش چشم سوم در مرکز آن است.

راست: چشم سوم درخشانی که در یک مثلث شکل نشانی بزرگ از ایالات متحده آمریکا

بنیان گذاران آمریکا- آنهایی که فراماسون بودند و یا آشنا با اصول یادبود سفارش برادری- راز گمشده- در نماد مهر بزرگ ایالات متحده آمریکا بودند.

این راز گمشده یک آیین باستانی جهانی بوده، که اکنون از دست  رفته، اما هنوز قابل مشاهده در خرابه های تمدنهای اولیه هست، جاییکه ما یک الگوی شفاف و سازگار از اهرام و نماد چشمی که از جسم جدا شده می بینیم:

 

عکسی از خرابه های هرم خورشید به همراه چشمی تک که روی دیوار تراشیده شده بوده است. در مکزیکو

 

عکسی از خرابه های هرم به همراه سمبلی از یک چشم .ساکارا، مصر

 

 عکسی از خرابه های اهرام به همراه نقش یک چشم در تمدن اهایو، آمریکا

عکسی از خرابه های هرم به همراه نقش هنری یک چشم، تمدن نازکا در پرو 

  عکسی از خرابه های هرم به همراه سمبل چشم سوم «اولان»،چیچن ایتزا، مکزیکو

عکسی از خرابه های هرم به همراه عکسی هنری از چشم سوم، سیسیل، ایتالیا

 

عکسی از خرابه های هرم خورشید به همراه اثر هنری شامل چشم سوم، در پرو

بر اساس تحقیقات دانشمندان گذشته، و در هم آمیختن آن با اکتشافها  و نوآوریها در کتاب جدید» نوشته شده بر سنگ» آشکار میسازد: 

رمزگشایی راز آیین پنهانی ماسونی که در کلیساهای گوتیک  مخفی شده بود، این سمبلها اشاره به آیینی دارند که زمانی جهانی بوده است و یکبار مورد آزمایش قرار گرفته بوده است.

پزشکان متمرکز بر باز کردن این مرکز عرفانی و نورانی که چشم سوم نامیده میشود بودند، که گویند این چشم سوم جایی در مرکز پیشانی پنهان گشته است.

اعتقاد بر این است که چشم سوم  ارگانی است از عوالم بالا، پیچیده تر، و فرم معنوی بشریت که بر روی زمین دربعد از طوفان نوح و در عصر طلایی زندگی می کرده است جاییکه مورخان کلاسیک به عنوان «بابل «، «شامبالا» و » آتلانتیس » می نامیدند.

از انسان به عنوان» بعد از طوفان نوح»  ما هنوز دسترسی به این ارگان از اجدادمون که توسط دانشمندان قرن 19 و 20 مطرح می شود به نام «غده صنوبری» دسترسی داریم:

«ََیک بخشی معمولا کوچک است. زائده مخروطی از مغز همه مهره داران است که این در برخی خزندگان یه بخش ضروری از چشم می باشد، این ساختار در برخی از پرندگان به عنوان بخشی از اندازه گیری زمان به کار می رود و چند ساختار متفاوت چشم سوم ، یک ارگان ترشحه داخلی است یا صندلی روح..است» 

بخش نهم فرهنگ لغت دانشگاهی

«صندلی روح» چیزی است که توسط فیلسوف فرانسوی رنه دکارت(1596-1650) توصیف می شود همان غده صنوبری است; او می گوید این غده پلی است که روح را به بدن متصل می سازد.

خوانندگان آشنا با ادیان شرقی می دانند که چشم سوم دارای سابقه طولانی در تاریخ هند، چین و آسیای جنوبی، جایی که آیین هندو، بودایی و تائو این دانش را نگاه داشتند.

بیش از یک ایده مذهبی، چشم سوم یک رسم و رسومی معنوی و کهن است.

چشم سوم بیندی نقطه ایی روی پیشانی هندو

چشم سوم،» اورنا» یا » ترینترا» نامیده می شود که با یک نقطه در وسط پیشانی بین دو چشم نشانه گذاری می شود.

      

با دو چشم بسته شما می توانید چشم سوم را باز کنید- نقطه بین دو چشم- و خود معنوی درونی را یا روح درون را مشاهده کنید.

در شرق، بیداری چشم سوم از طریق یوگا بدست می آید و مخصوصا یوگا کندالینی که وجود چاکرا آجنا یا چشم سوم را تعلیم می دهد. کندالینی در زبان سانسکریت باستانی به معنای» روشنایی» ، » روشن ضمیری» ، و  اشاره به نوری که وقتی چشم سوم شما در حال باز شدن است دارد همان نوری که به شما می گوید که چه کسی در درون هستی.

این » اتحادیه با خدا»  در مسیحیت غرب هزاران سال توهین به مقدسات در نظر گرفته شد ، و مجازات مرگ تحت تفتیش عقاید در نظر گرفته شد.

 

بالا چپ : بیداری چشم سوم از طریق یوگای کندالینی . بالا راست : عصای چاووش، محبوب در سراسر قرون وسطی در اروپا، نماد محرمانه کندالینی یوگا است.

سنت بر آن است که از راه های مناسب چشم سوم فعال گردد به » توازن» دو کانال مخالف در بدن( ایدا و پینگالا) در اطراف محور عمودی مرکزی ستون فقرات که سشومنا نامیده می شود.

توازن این اضداد می تواند یک  نیروی سومی  تضاد و هوشیاری ر ا باهم در چشم سوم متحد می سازد و توسط آن می توانید ماهیت واقعی خود ، نفس خود را ببینید و بدانید که چه کسی هستید.

«شما یک روح ندارید ، بلکه شما روحی هستید که یک بدن دارد.( لوییز)

این نیروی سوم» مرکز» و » تعادل» شماره سه می باشد، صدای اوم که توسط عارفان شرقی خوانده می شد. سمبل » اوم» شکلی است که خود مانند عدد 3 می باشد- چنانچه مورخان گویند.- دلالت بر تعادل اضداد:

 

بالا : سمبل » اوم» شکلی شبیه 3 می باشد، که عدد رییس فراماسون ها هم هست.

در فراماسونری عدد سه مهم ترین است… و ما نفوذ آن را در تمام مراسم شاهد هستیم…

– ارمیا، کتابچه راهنمای فراماسون ها 1881

همه جا در میان همه اقوام شماره سه از اعداد مقدس تلقی شده است…

در تمامی اسرار، از مصر تا اسکاندیناوی ما تقدس این عدد را می بینیم…

در فراماسونری، سه تایی مقدس از تمام اعداد عرفانی است.»

– آلبرت مکی، دایره التمعارف فراماسونری

چشم سوم به طور گسترده ایی در شرق استفاده می شود، که در رشته های متنوعی ظاهر شده است( یوگا، ذن بودایی، کاراته، چی کونگ، و آیکیدو). ایده چشم سوم، کاملا برای غرب بیگانه هست. با و جود زندگی کزدن در » عصر اطلاعات» جهانی شدن،هنوز به عنوان چیزی عجیب و غریب و بیگانه  ومعمایی در ادیان غربی می باشد.

چطور این امکان دارد؟ ممکن است که یک تلاش عمدی برای پنهان سازی آن در پشت پرده باشد؟

 

بزرگترین راز «چشم سوم «فراماسونری

تصویر از یک چشم در جوامع غربی یک راز شایع است. تک چشم یکی از سمبلهای کلیدی در فراماسونری می باشد. در معابد ماسونی و ابرنس یک چشم کاملا مشهود است، در میان مکان هایی دیگر ،اما به مفهوم نشان آن برای خداوندی نیست به مفهوم پنهان سازی آن در پیشانی می باشد.

 

چشم همچنین ابزاری بر روی انجمن ردیابی وابسته به ماسونها می باشد، که دستوری کهن است که طراحی شده است که در تمام لژ مورد استفاده قرار گیرد و تعلیم داده شود(به تصویر پایین نگاه کنید.)

قدمت بیش از دو قرن، » انجمن ردیابی» یکی از آخرین نشانه های معتبر و دست نخورده ماسونی بوده است.

 

بالا: فرشی ناب از مانیتور ماسونی در سال 1820 که شامل نمادهای اصلی فراماسونری است: خورشید ، ماه، و چشم های عرفانی.

ما به سرعت به سمت چشمی که در قسمت بالا و مرکز پرتره می باشد کشیده می شویم.

اما تعداد کمی از ماها متوجه دو طرف راست و چپ می شویم که که دو رکن اصلی دیگر نیز می باشند که خورشید و ماه در کندالینی یوگا، ایدا و پینگالا کانال می باشند.

 

آیا واقعا پیامی هست در اینجا که ما چشم سوم پنهان و قدرتمندی در پیشانی خود داریم؟ که این چشم مرکزی می تواند موجب بیداری ما گردد؟

 

مثلث هندسی چشم سوم

آیا نماد چشم سومی که بر بالای هرمی ناقص قرار دارد بیش از یادآوری نمادهای چشم سوم و اهرام باستانی در خرابه های باستانی اهرام است؟

در سال 1924 در کتابی شگفت انگیز توسط عارفی آمریکایی، نویسنده گمنام آمریکایی «گریس موری» توضیح می دهد که:

چشم همه بین… سمبل از غده صنوبری یا چشم انسان… در میان خرابه های خیلی از تمدنها یافت شده است، در نتیجه این گواهی است از آیینی جهانی که از زمانهای خیلی دور وجود داشته است. ما هم اکنون در حال بازگرداندن این آیین جهانی هستیم، ما بر روی آن چشم همه بین بر بالای هرم دقیق شدیم.

 

بالا: روی مهر بزرگ اسکناس نشان می دهد که چطور» بیداری چشم سوم» در تمدن های اهرام باستانی آیینی جهانی بوده است. ماسونها آن را چشم تنها » چشمی همه بین» می نامند اما درک کمی از معنای واقعی آن وجود دارد. برخی دیگر این موضوع را خیلی ساده می گیرند و آن را » چشم خدا» می نامند،هر دو راه، این توصیفات مدرن تنها با کمی روشنگری بیان گردیده.

 بیش از تعداد انگشت شماری از نویسندگان و محققان بر روی این چشم همه بین به عنوان چشم سوم هر زن و مردی که برای ما هم نیز قابل استفاده است تاکید کرده اند .

نویسنده معروف آمریکایی و فراماسون مارک تواین در سال 1899، چشم همه بین چشمی نیست که از بهشت ما را نظاره کند و یا چشم پیرمردی که بالا تر نشسته است بلکه این چشمی است که هر فردی می تواند به آن دست پیدا کند:

» این چشم عادی تنها بیرون هر چیزی را می نگرد، و از بیرون آن چیز به قضاوت می نشیند، اما این چشم همه بین به درون آن نفوذ می کند، و قلب و روح آن را می خواند، پیدا کردن ظرفیتهایی که نمایان می گردد و یا وعده داده می شود، و چیزهایی که نمی توان یافت.»

فراماسون دکتر باک(1916-1838) به شرح فیزیکی این چشم سوم و ارتباط آن با درجه استادی و درجه سوم فرماسونی » استاد میسون» می پردازد:

» آن چشم سوم نامگذاری شده است. هندوهای باستان آن را چشم شیوا نام نهادند، وباید یادآوری شود که شیوا سومین خدای سه گانه هندو به شمار می رود…این تحلیل شده است ، و در هر فردی به صورتی خفته مانده است…چشم شیوا، در حقیقت یک چشم همه بین است، فراروی از زمان و مکان و فراتر از سطح فیزیکی رفتن.»

دریک استاد واقعی ]ماسون[،  پس از آن ، چشم شیوا ، غده صنوبری،  نهفته در دیگران، فعال است.

اگر » باک» درست است، و تمرین کردن این » راز» بخشی از پایبندی ماسونی بوده باشد، سپس ماسونی ها مجبور بودند که در اروپا جایی که پالوده شوند را بنا می نهادند. با توجه به قدرت و تفتیش عقاید، ماسونها هیچ انتخابی نداشتند جز به منظور خفظ آداب و رسوم و دانش ، خود را پنهان سازند.

فراماسونها با به کار بردن چشم سوم» جادو» خوانده می شد و توسط کلیسا اعدام داشت، و در نتیجه دلیلی آشکارا برای پنهان سازی و حفاظت از ماسونی بوده است. از آنجا که بسیاری از غربی ها در حال حاضر بر این باورند که تمامی این تفتیش عقاید و آزار و اذیت مرتدان این تمایل کلیسا رو جهت سلطه جویی بر دیگران می دانند. سلسله مراتب کلیسا می دانست اگر بهشت توسط هر فردی قابل دسترسی باشد چه کسی به کشیش ها و کلیسا ها و متون اقتدا می کرد؟

در سال 1918 دکتر جرج واشنگتن کری به ما در کتاب خود «شگفتی های بدن انسان» به ما چنین می گوید:

» چشم همه بین… این چشم فراماسونی، چشم سوم است. در حالیکه من می دانم تعداد کمی از ماسونها از سمبلهای خود درک دارند، باقیمانده واقعیتی که آنها از آن استفاده کنند.  «

این ایده به اصطلاح چشم همه بین در واقع امروزه نیز ادامه دارد. در کتب تحقیقات خودشان،» چشم انداز غیر معمول  سرگی کنینکوف» (1874-1971) که توسط دانشگاه روتجر در سال 2000 منتشر شد، وندی سالموند و ماری توربو چنین توضیح می دهند که :

»  هرم بزرگ یک سمبل نهفته است که اغلب به عنوان چشم همه بین یا چشم سوم دردرون آن بیان می شود. در این شکل نماد عرفانی فراماسونری قرار دارد.»

درکتاب 2006، ادن یا بهشتمحرمانه ، نویسنده معاصر، دکتر جوی جفری پاگ، این جور توضیح می دهد:

» منظور از اذعان چشم همه بین در فرامسونری همان چشم عقل بزرگ است. این عقل بزرگ به آنها که به دنبال اسرار مقدس و درک اشراق، بینش درونی و دانش بصری هستند ارائه می گردد. ارتباط با این عقل بزرگ از طریق چشم سوم( غده صنوبری) که در میان پیشانی است اتفاق می افتد.»

 فراماسونری که اغلب » علم روح» هم نامیده می شد، چنین بوده که احتمالا شامل یکسری دستورالعملها در مورد دستیابی به این مخزن درونی در بیدار سازی این چشم سوم بوده است ، موهبت یک شروع با نیروهایی که با طبیعت ابدی خود به دنیا می آیند.

جمع بندی نهایی   

امروزه متاسفانه فراماسونری محو شده است و خودش رو از اینگونه ایده ها دور می سازد، چشم سوم و چیزهایی مرتبط با آن/ هرگونه مفاهیم محرمانه مختومه اعلام شد و هرگونه برچسب توهین آمیز خورده است. چرا؟

جواب ساده است، به این دلیل که این آموزها به خذف کلمه » خدا «که از عهد عتیق می باشد از این معادله به طور کامل می انجامد.با توانمند سازی انسان با قدرت الوهیت خودش. این با فراماسونهای مدرن خیلی خوب هماهنگ نیست   ، اما همانطور که می دانیم بسیاری از ماسونهای بالا مرتبه و آموزش دیده در گذشته شامل بسیاری نویسنده ها و محققان به چشم سوم و ایده های مربوطه وحقیقت ماسونری اذعان داشته اند.

بیچاره آن بشر که می بایست آن دانش را درآن قرون وسطی و تاریک و جو حاکم عقاید کلیسا برعموم که درهمان دروان پایه ریزی شده بوده نگاه می داشت دانش چشم سومی که فراماسونها در طراحی های کلیساهای عظیم الجثه و قصرها  گنجاندند دانشی که در آن زمانها ممنوع شده بود و آنها به صورتی یک راز در طراحی این آثار گنجاندند.

نوشته شده در کتاب» نوشته شده برسنگ»     

منبع:       http://www.richardcassaro.com

پ . ن : با تشکر فراوان از نسیم عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

پروژه ایلومیناتی برای جنگ های جهانی وجنگ جهانی سوم

نامه ی آلبرت پایک به گیسپپه مازینی در15 آگوست سال 1872 :

پروژه ایلومیناتی برای جنگ های جهانی وجنگ جهانی سوم

آلبرت پایک که یک ماسون درجه 33 بود .او الهامات تصویری را که داشته در نامه ای به گیسپپه مازینی رسانده است . در واقع پایک چگونگی طرح و ایجاد جنگ های بزرگ که در نهایت موجب به وجود آمدن نظم نوین خواهد بود را شرح داده است .

https://i1.wp.com/saintsagainsttyranny.com/Another%20Albert%20Pike.jpg

و شگفت زده خواهید شد اگر بدانید آنچه تاکنون به وقوع پیوسته درست با این الهامات و طرح پایک  تطابق کامل دارد !

این نامه در اصل درکتابخانه ی  موزه  سطنتی انگلستان در دسترس بوده وتوسط رئیس سازمان اطلاعات پیشین نیروی دریایی سلطنتی کانادا به نام گای کارل کپی شده است . البته خود موزه وجود همچین نا مه ای را رد کرده ولی خود کارل در کتابش (شیطان شاهزاده ی این دنیا ) تصریح کرده که دارنده فعلی این نامه به او گفته است که در آن زمان این نامه در کاتالوگ دارایی های موزه وارد نشده بود . این مطلب را او در سال 1925 بیان کرده بود .

البته تا کنون مطلبی بر صحت وجود یا عدم وجود این نامه وجود ندارد ولی موضوع آن سالهاست مورد بحث در میان افراد مختلف می باشد .

حال به متن نامه میپردازیم و اینکه چگونه طرح سه جنگ جهانی از سالهای دور ریخته شده !

اولین جنگ  باید ایجاد گردد تا ایلومیناتی ها بتوانند سزار روسیه را از بین ببرند و آن مکان را تبدیل به دژ کمونیستها کنند. اختلافات و واگرایی هایی که توسط ماموران ایلومیناتی بین انگلستان و آلمان ایجاد می شود می تواند جرقه ی این جنگ را بزند . در آخر این جنگ کمونیسم ساخته خواهد شد تا سایر دولتها را در هم بکوبد و مذهب را تضعیف نماید .

 (( تاریخ دانان می دانند که پیمان اتحاد سیاسی بین انگلستان وآلمان در بین سالهای 1871 و 1898 توسط اوتو وان بیسمارک  (یکی از یاران پایک ) ایجاد شد و همین امر وسیله ای شد که موجب بروز جنگ جهانی اول  گشت . ))

دومین جنگ باید با بهره گیری از اختلافات  میان فاشیست ها و سیاست مداران صهیونیست ایجاد گردد . روند جنگ باید به گونه ای باشد تا در انتهای آن نازیسم از بین برود و سیاست مدران صهیونیست آنقدر قدرتمند گردند تا بتوانند کشور اسرائیل را در فلسطین ایجاد کنند . در پایان جنگ کمونیسم جهانی باید آنقدر قدرتمند شود تا با مسیحیت جهانی یک تعادل قدرت ایجاد کند . سپس مهار گردد تا در موعد مقرر  ما برای ایجاد آخرین تحولات ناگهانی جهانی از آن استفاده کنیم .

(( پس از جنگ جهانی دوم کمونیسم به شدت قدرت یافت و شروع به بلعیدن دولتهای ضعیف نمود . به طوری در سال 1945 در کنفرانس پاتس دام  که استالین ترومن و چرچیل در آن حضور داشتند بخش بزرگی از اروپا به روسیه داده شده  .

در ضمن افرادی شايد این ایراد را بگیرند که در سال 1872 نه صهیونیسمی بوده نه نازی . ولی باید این موضوع را مد نظر داشت که ایلومیناتی ها این جنبش ها به وجود آوردند. درضمن منشا  واژه و ایدئولوژی کمونیسم از انقلاب فرانسه که در سال 1785 انجام شد حتی 4 سال پیش از آن  بوده است  . ))

سومین جنگ باید بوسیله ی ماموران ایلومیناتی و با استفاده از اختلافات میان سیاست مداران صهیونیست و لیدر های دنیای اسلام صورت بپذیرد . جنگ باید به گونه ای باشد که دو طرف (اسلامیون عرب  و اسرائیلی ها ) کاملا یکدیگر را نابود کنند . در این مدت کشورهای دنیا نیز به دو گروه تقسیم شده بر سر این موضوع جنگ را تا نابودی کامل اقتصاد و اخلاق و …. به پیش می برند . بعد ازآن ما نهیلیسم (پوچ گرایی ) و بی خدایی را ترویج خواهند کرد  ودامن خواهند زد به یک تحول اجتماعی جهانی گسترده ونیرومند که به جهانیان قدرت بی خدایی را نشان خواهد داد که این منشا تمام وحشی گری ها وآشفتگی ها خواهد بود . سپس ساکنان شهرها به مقابله یک عده انقلابی بر خواهند خواست و آنهایی را که مخالف تمدن هستند را نابود خواهند کرد  و در این میان بسیاری از مسیحیت دست خواهند کشید . از این  لحظه به بعد تعداد زیادی به جستجوی ایده آل های دیگر خواهند رفت و در میان این سردر گمی ما دکترین لوسیفر را علنی خواهند کرد که  جریانی را بوجود خواهد آورد که در نهایت منجر به این خواهد شد که بیخدایی و مسیحیت را نابود می کند .

منبع :

http://www.threeworldwars.com/albert-pike2.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از پدرام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

آدرس صفحه فيس بوك وبلاگ

http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%8A%D8%B2/121257084644047?sk=wall

اسرار سنگ گمشده هرم بزرگ خوفو

اسرار سنگ گمشده ی هرم بزرگ

Post image for Mystery of the Great Pyramid missing capstone

وقتی شما به بالای هرم بزرگ نگاه میکنید، میبینید که نوک آن گم شده است. سر آن مسطح است و مانند بقیه هرمها نوک تیز نیست و به بالا اشاره نمیکند. معمولا وقتی یک هرم بنا میشود، قسمت بالایی آن (capstone) یا سنگ بالا، آخرین چیزی است که روی آن قرار داده میشود. مهمترین قسمت آن شناخته میشود و از سنگهای ویژه یا حتی طلا ساخته میشود. این سنگ معمولا بسیار پرزرق و برق است.

آیا هرم بزرگ همیشه بدون سنگ بالا بوده یا اینکه دزدیده شده یا خراب شده یا…. ؟ هیچکس نمیداند. حتی در گزارشات از این هرم در زمانهای باستان (حتی پیش از میلاد مسیح) این سنگ فاقد سنگ بالایی بوده است. این امکان وجود دارد که ساخت سنگ بالا هیچوقت به پایان نرسیده باشد. امکان دیگر این است که چون این سنگها معمولا از طلا ساخته میشوند، اولین چیزی بوده اند که به سرقت میرفتند. تنها مشکل این است که این سنگ بسیار بزرگ خواهد بود. اگر از این هرم بالا روید، در فضای بالای آن براحتی میتوانید حرکت کنید همانطور که بسیاری این عمل را انجام داده اند. در هر جهت در حدود 30 فوت است (مربعی به ابعاد 10متر). پس این سنگ باید بسیار بزرگ و سنگین بوده باشد. همچنین در بالای قله چیزی شبیه به دکل یا میله پرچم میبینید که در واقع در سال 1874 توسط دو ستاره شناس در آنجا قرار داده شده که مکان اصلی نوک قله هرم را نشان دهد (در صورتی که به پایان میرسید). در پشت یک اسکناس 1 دلاری شما هرمی با بالای مسطح را میبینید. هیچکس نمیتواند توضیح دهد که چرا هرم بزرگ باید بدون سنگ بالایی ساخته میشد.


این یک داستان جالب است که به دیداری از بالای هرم بزرگ مربوط میشود. توریستهای بسیاری به بالای هرم بزرگ رفته اند که یک مسافرت آسان هم نیست. یکی از این افراد آقای سر سیمونز بود (Sir Siemens) که یک مخترع بریتانیایی بود. او با دو راهنمای عربش به بالای هرم رفت. یکی از راهنمایان به این نکته اشاره کرد که اگر آنها دستشان را با انگشتان گشوده بلند کنند میتوانند یک صدای زنگ زیر را بشنوند. سیمونز انگشت سبابه خود را بلند کرد و یک احساس خارش و سوزش نامحسوس در آن قسمت احساس کرد، همچنین وقتی تلاش کرد از بطری شرابش بنوشد، یک شوک الکتریکی دریافت کرد. وی بدلیل دانشمند بودنش به ابتکار جالبی دست زد. او یک روزنامه را مرطوب کرد و به دور بطری شراب پیچاند تا آن رابه یک بطری لیدن (leyden jar) (فرمی بسیار ابتدایی از خازن) تبدیل کند. وقتی که آن را بالای سر خود نگاه داشت، بوسیله نیروی الکتریکی شارژ شد. و جرقه هایی از بطری خارج شد. یکی از راهنمایان سیمونز ترسید و فکر کرد که او در حال انجام جادوگری است و به او حمله کرد که او را متوقف سازد. وقتی سیمونز متوجه شد، بطری را به سمت راهنما گرفته و به او شوکی داد که پرتش کرد و او را بیهوش ساخت. وقتی راهنما بهوش آمد فریاد زنان از هرم پایین رفت. اما چه حادثه طبیعی در بالای هرم بزرگ باعث ایجاد چنین اثر و نیروی الکترو استاتیکی شده است. یقینا بسیار جالب خواهد شد اگر بتوان بر بالای هرم بزرگ آزمایشات فیزیکی انجام داد.

هیچ سنگ بالایی برای هرم بزرگ نیست

توسط یک پژوهش گر همکار

در یک اعلام غیر منتظره، دولت مصر نقشه هایش برای قرار دادن سنگ بالایی (Capstone) برای هرم بزرگ، به عنوان بخشی از جشن هزار ساله شان را لغو کرد.

capt_egypt_millennium_it8.jpg (7680 bytes)

قاهره، مصر، (اسوشیتد پرس – AP) در طی اعلام این خبر به افکار عمومی، دولت در پنجشنبه 16 دسامبر 1999 نقشه هایشان برای قرار دادن این سنگ، که از روکش طلا ساخته شده بود، برای جشن هزار ساله را لغو کرد.

مصر برنامه ریزی کرده بود که سال جدید را با قرار دادن یک کپ استون (سنگ بالایی) با روکش طلایی بر روی هرم بزرگ، به عنوان مقبره ای برای پادشاه چیوپس (Cheops) (حدود 4500 سال پیش)، شروع کند.

این سنگ با ارتفاع 30 فوت (تقریبا 10 متر)، قرار بود در نیمه شب 31 دسامبر، بوسیله هلیکوپتر بر روی این هرم قرار داده شود تا آن را دوباره کامل گردانند.

وزیر فرهنگ و تاریخ، فاروق حسینی، هیچ دلیلی برای لغو این برنامه ارائه نداد. اما گفت که این تصمیم بر اساس مشکلات تکنیکی که ممکن است باعث خراب شدن آن لحظه شود، گرفته شده است.(گرفته شده از گزارشگری EMENA)(Egypt’s middle east news agency)

جشن هزار ساله مصر، همچنین شامل یک کنسرت 12 ساعته در پای هرم جیزه(Giza) بود که 1000 اجرا کننده داشت. مصر، که فرهنگ و تاریخش به 6000 سال پیش برمیگردد، این جشن را برای شروع هفتمین هزاره برپا کرده بود.

یکی از دلایل لغو این عمل (قرار دادن کپ استون بر روی هرم بزرگ)، ترس از تروریست گزارش شده است. گفته میشود که ممکن است تروریستها با سرنگون کردن هلیکوپتر باعث آسیب رسیدن به هرم بزرگ شوند. اما آیا این دلیل اصلی است؟ همچنین شایعاتی جود دارد که سرنگون شدن هواپیمای پرواز 990 (در سال 1999 یکی از هواپیما های مصری سقوط کرده بود) نیز به گونه ای بر این تصمیم نقش داشته است. آیا افرادی هستند که به دلایلی میخواهند مانع قرار دادن این سنگ بر روی هرم بزرگ شوند؟ به چه علت؟ چه چیزی باعث ایجاد این ترس شده است؟

این باور در عده ای وجود دارد که هرم بزرگ در واقع یک ماشین است. یک ماشین که بوسیله کامل شدن، روشن میشود. ماشینی که بوسیله طبیعتش میتواند میزان سطح آگاهی روحانی و معنوی زمین و ساکنانش را بوسیله افزایش سطح ارتعاشات، افزایش دهد.با توجه به حجم زیاد تحقیقات و کتابهایی که پیرامون قدرت و انرژی هرمها، این چیز بعیدی نیست. به نظر میرسد که این شکل (شکل هرمی) به تنهایی قادر به اصلاح و تغییر اجسام طبیعی است.

http://photonicportal.files.wordpress.com/2011/01/pyramid-laser.jpg

افراد بسیاری به دنبال آن بوده اند. و ما نمیتوانیم بفهمیم که چه اتفاقی ممکن بود بیافتد، اگر هرم کامل میشد. شاید بهتر باشد که هیچوقت نفهمیم. چون ما نمیدانیم ممکن است چه قدرتهایی آزاد شود. ممکن است چه قدرتهایی در گذشته آزاد شده باشد. حتما دلایل خوب و مهمی بوده که چرا این سنگ از هرم جدا شده است.

ما از خواندن نوشته های ادگار کایسس (Edgar Cayces) میدانیم که آتلانتیس بوسیله بد بکار بردن نیروهایی که از کریستالها آمد نابود شده است. آیا این امکان وجود دارد که هرم یک قسمتی از این چرخه انرژی بوده باشد؟ اگر بله، پس این سنگ برای جلوگیری از نابودیهای دیگر برداشته شده است.

اگر این هرم واقعا یک ماشین است که منتظر روشن شدن باشد، چگونه میتوانیم بفهمیم که عملکرد اصلی آن چه بوده است و آیا هنوز کار میکند یا نه؟ علاوه بر اینکه این سنگ از هرم بزرگ جدا شده است، تغییرات دیگری نیز در هرم وجود داشته (سایش و فرسودگی بر اثر زمان و تغییرات جوی و همچنین بدلیل بلند بودن مورد اصابت صاعقه قرار میگیرد و آسیبهایی به هرم رسیده است).

این احتمال وجود دارد که هر کدام از این تغییرات باعث تغییر عملکرد این هرم شود. اگر هدف از کامل کردن هرم، راه اندازی این ماشین باشد، خیلی از سوالات مربوط به آن بدون جواب است و از آنجایی که هیچ راهی برای پیدا کردن عملکرد این ماشین و اینکه کدام قسمتهای هرم باعث این عملکرد میشود، ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که هرم بدرستی کار میکند.

فقط میتوانیم امیدوار باشیم که یک روز بتوانیم آنقدر علممان در این مورد افزایش یابد که بتوانیم طبیعت واقعی هرمها را پیدا کنیم تا بتوانیم به این سوالات جواب دهیم. تا آن زمان بهتر است با نیروهایی که آنها را نمیشناسیم، درگیر نشویم.

Source: http://www.gizapyramid.com/gip2.htm

Source: http://www.theforbiddenknowledge.com/capstone/index.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم كامران عزيز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

نقشه ستاره ممنوعه(آيا ما از پلياديان آمديم؟)

نقشه  ستاره  ممنوعه

نقشه ی ستاره ی ممنوعه

در مقاله ی زیر Wayne Herschel  نیاکان ستاره ی خود، تئوری منشا بشر از کتاب خود »  یادداشت های سری » را به ارتفاعات کاملا جدید می برد.آن شامل اپدیت مقبره ی سنموت در مصر است. آخرین چاپ وی در جولای 2007 مبتنی بر تحلیل وی از سند فراماسون تاریخی چاپ اخیر با نام » کلید هیرام» است. در این مقاله به آن » نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف» گفته می شود. در طی چند سال گذشته فراماسونها از سراسر جهان آمده اند ، تا در گفتگوهای نقشه ی ستاره ی هرم واین شرکت نمایند. نظرهای جالبی در بحث های خصوصی بیان شد. تعدادی گفتند ستاره هایی که وی در تحقیقاتش بر انها تمرکز می کند بسیار مهم هستند.همچنین پذیرفتند که آنها هرگز نفهمیدند که چرا آنها تا کنون این اندازه مهم بوده اند. مخصوصا به نظر می رسد که تمام تمدن های باستانی این ستارگان خاص را از لحاظ موضوع آفرینش ستایش کرده اند. آنها گفتند که تجسم ستاره ی سری آنها، که به آن » هیئت ردیابی درجه اول کلید هیرام» می گویند اخیرا یک سند در دسترس عموم شده است.انها مطمئن بودند چون آن در سایت یک دانشگاه معروف قرار گرفته است، جستجوی معنای آن اخلاقی خواهد بود. آن را می توان در سایت دانشگاه  برادفورد با نام «کلید هیرام» پیدا کرد. بعد از بحث بیشتر با واین،  بازدیدکنندگان فراماسونی وی ابراز داشتند که گفته های وی مثبت بودند. در ابتدا لازم به ذکر است که تمام نظرات و دیدگاه ها و تفاسیر بیان شده در این مقاله بدون ابهام نظرات واین هستند نه نظرات فراماسونی مگر اینکه به لینک دانشگاه در این صفحه وب اشاره شده باشد.واین فراماسون نبود و در مقاله ای که در زیر می آید با بیشترین احترام با اسناد حساس برخورد شده است. وی می گوید: من کاملا با تفسیر فراماسونی خدا به عنوان معمار دانا و بینای کاینات موافقم. برای آنها هندسه عنصر اصلی پیدا شده در کل خلقت است، که با آن موافقم. تردیدی نیست که این دیدگاه اهمیت نسبت الهی را در فرد ویتروین لئوناردو داوینچی نشان می دهد». در مورد تئوریهای توطئه امیز منفی که فراماسونری را هدف قرار دادند مطمئن نیستم چون چیزی فاش نشده است که بتوان اثبات کرد.» به احتمال زیاد انجمن تفاسیر نسبت های خدایی فرد را با ستاره ی پنج سر در یک دایره تشخیص می دهد.برای برخی این معنای منفی در بر نخواهد داشت. با وجود این معتقدم این بیشتر به خاطر بدفهمی حول این شمایل شناسی می باشد.»

قطعه ی گمشده ی پازل

قضیه ی تئوری های واین که در کتاب «یادداشت های سری» ارائه شده اند، آن است که در آسمانها دو ستاره ی خورشید مانند وجود دارد که به گفته ی وی باستانیان اهمیت بسیار زیادی قائل بودند. هر دو ستارگانی هستند که منجمان قبلا آنها را شبه خورشید شناخته اند و از این رو اگر سیاراتی دارای آب در مجاورت آنها قرار داشت، زندگی در آنجا کاملا امکانپذیر خواهد شد.به نظر می رسد که برای باستانیان بدون شک  تک ستاره برایشان اهمیت بیشتری نسبت به دیگر ستارگان داشت. شاید مستقیما به ورود بزرگ بشریت به صورت مستعمره نشینان متصل باشد.بعدا در تحقیقاتش، فلش شد که ستاره سوم شبیه به خورشید هم وجود دارد. این از تئوری همبستگی وی بیشتر نتیجه گرفت. اما به خاطر دلایلی که در زیر    می آیند نمی توانست ستاره ی شبیه خورشید سوم و آهمیت آن را در کتاب اولش بگنجاند.دانشمندان توجه کردند که نقشه های ستاره ی Marrs ، Stonehenge و مصری واین برای بنای یادگاری مهم پیدا شده در همان مکان هیچ همبستگی نداشت. از این نتیجه می گیرند که تئوری همبستگی Pleiades  غیرقاطع و بی نتیجه است. چون فراماسون ها اخیرا تاریخچه ی زیادی از خود را در جهان منتشر کرده اند. مدتهای مدید در خفا نگهداشته است و حالا ناشران مغرضانه می خواهند تا آن را از کتاب » یادداشت های سری » حذف کنند. چرا؟ اول به خاطر حساسیت آن در حال حاضر. آن بسیار شبیه چیزی است که در اسناد فراماسون نشان داده می شود که در این مقاله بررسی می شود. هیچکس جرات ندارد تا در مورد معنی آن بنویسد. دوما، دخول ستاره ی اضافی دیگر داستان را بیش از پیش پیچیده تر می کند. در سال 2003 زمانی که » یادداشت های سری» چاپ می شد، تصاویر مورد نظر برای کتاب اشکارا بریده می شدند  تا بناهای مرتبط برای ستاره ی سوم فوق الذکر را مخفی نمایند. هدف سهولت پروی از نقشه ی ستاره ی واین بود و به نظر می رسد از چیزی که در اسناد فراماسون نشان داده ميشوند متفاوت می باشد.

ستاره شبه خورشید سوم فاش شد

تصویر زیر را با اطلس ستاره ی کامپیوتر خود   درتقریبا 17000 سال پیش تنظیم کنید.می توان متوجه شد که درهر دوره ی کهن،سه ستاره ی شبه خورشید را می توان در موقعیت های نشان داده شده تشخیص داد. اگر کسی موقعیت ستارگان را با تاریخ امروز محاسبه کند ، به طور جالب توجهی Pleiades مثل 17000 سال پیش به نظر می رسد اما چون ستارگان شبیه خورشید به ما نزدیکترند، بردارهای حرکت اشکار انها بسیار دراماتیک و قابل اندازه گیری می شوند.ستاره ی جدید شبه خورشید را می توانید در شکل زیر ببینید. ان اولین مثال در تحقیق واین هرشل از مقایسه ی طیف دقیق با خورشید ما است ،طیف      G2. که به صورت زیر دسته بندی شده است:

  • TYC 1799 1026 1 star

از توضیح بالا مشخص است که 3 ستاره ی شبه خورشید قابل اندازه گیری وجود دارد که نقشه های ستارگان باستانی را مقایسه می کند و تابع تحقیقات واین می باشند.نقشه های ستاره ی با یادداشت های بازدیدکنندگان باستانی که از بالا امدند ارتباط داشت.با 3 هدف مشخص شده ، انها پتانسیل زیادی برای تحقیقات انجام شده توسط SETI داشتند. تمام چیزی که  SETI  مجبور است انجام دهد هدف گیری بزرگترین تلسکوپهای رادیویی در این ستارگان و گوش فرا دادن به طیف رایوی معمولی است که کمی بیشتر از استاتیک طبیعی است. اما SETI معتقد است که بیگانگان فضایی تحریک می شوند به زمین پیام ارسال نمایند.در پاسخ به پیشنهاد واین، سث شوستاک – یکی از محققان اصلی SETI- در ایمیلی به واین در سال 2005 گفت که انها دانشمندان هستند و علاقه ای به تئوری هایی مثل ستارگان شبه خورشیدی ندارند.

دانشگاه برادفورد بریتانیا

همانطور که قبلا گفته شد، دانشگاه برادفورد در بریتانیا » نقشه ی ستاره ی کلید هیرام» را به صورت آنلاین پست کرده است.تصویر مشاهده شده در زیر تصویر بدست آمده توسط واین است. وی از دو منبع خیلی مهم استفاده می کند: یکی از فراماسون معروف و ورژن قدیمی شناخته شده ی آن  از دانشگاه برادفورد.»نقشه ی ستاره » ممکن است از فردی با نام «هیرام ابیف» منشا گرفته باشد.این رازی است که آغاز فراماسونری را القا نموده است. هیرام ابیف طبق تاریخ کشته شده است.قاتلان وی نقشه ی ستاره را بدون اطلاع از منبع دقیق آن به دست آوردند. فراماسونها انواع مختلف نمادگری را در سراسر جهان منتشر کرده اند. بدون شک » نقشه ی ستاره » به عنوان مهمترین قطعه ی تاریخ فراماسونری می باشد.

نقشه ستاره ی هیرام ابیف

اخیرا چند کتاب در مورد منشا فراماسونری منتشر شده اند.یک کتابی که در سال 2005 بیرون امد :»اسرار فراماسونری» توسط فراماسون Albert Churchward نوشته شد. این نویسنده  از » نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف » برای طرح جلد استفاده کرد، «هیئت ردیابی درجه اول فراماسونری». چرا واین به این تصویر نمادین رجوع می کند؟ حقیقت آن است که هر تمثالی از ستارگان برای  توصیف یک نقشه ی واقعی تعیین کننده ی کیهان به 2 چیز نیاز دارد:

–          الگویی از ستاره ی قابل تشخیص

–          رفرنس های جهت گیری شمال و جنوب

تصویر بالا دارای 7 ستاره است که شبیه خوشه ی  Pleiades است. اگر تصویر بالا را به عنوان پنجره ای رو به افق در نظر بگیرید، تماشاگر را در حین تماشای آسمان بالای افق در راستای شرق قرار می دهد. تصویر آسمان شب را نشان می دهد که 7 ستاره را می توان دید. شکافهایی وجود دارند که در انها غبار هایی به چشم می خورند که به نظر می رسد 3 شی آسمانی مهم را در خود جای داده اند. بسیاری فکر می کند دو شیء در نقطه ی بالای آسمان خورشید و ماه را نشان می دهند چون آنها  از این ناحیه ی آسمان شب نزدیک Pleiades روی دایره البروج  عبور می کنند.اما راه حل قاطع تری هم وجود دارد.3 شیء آسمانی به هم دیگر نگاه می کنند و همه شبیه خورشید هستند. آنها به روش مرموزی بسیار خاص هستند.واین همبستگی همه ی آنها را به عنوان ستارگان شبه خورشیدی پیدا کرد، که در تصویر نجومی UPDATE JULY 2007 نشان داده شده است.

ستونها، کاشیهای کف چهارخانه و زمان

تصویر بالا تفسیر واین را از «نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف» نشان می دهد. آن تمام عناصر را هایلایت می کند. کاشی های چهارخانه روی کف زمان را نشان می دهند.هر کاشی نشاندهنده ی زمان 20000 ساله است. واین مقایسه ی ترتیب وقایع برای ستون را در مرکز با اندازه گیری زمان مورد نیاز برای ستاره ی مشتعل برای حرکت سنجید بنابراین در مقایسه ی کامل در جایی که در نقشه ی ستاره ی  Cydonia در این کتاب قرار داده می شود ، صدق می کند. آن در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هم در همان مکان نشان داده شده است.یکبار که وی این را محاسبه کرد ، قیاسهای چارچوب زمانی را برای دو ستاره ی باقیمانده که تصادفا با یادداشت های مدرن فسیل انسان مدرن همخوانی داشت پیدا کرد.در پس زمینه ،تماشاگر در اغاز  دسته ی homo sapien – sapien  روی زمین می ایستد و به سوی افق و آسمان در شرق می نگرد، که حالا را نشان می دهد.از این مقاله تردیدی احساس می شود که نردبانی که از آسمان پایین می اید از متن آفرینش کتاب مقدس سرچشمه می گیرد. در فصل 28 ایه ی 12 کتاب آفرینش ، به یعقوب  نردبانی نشان داده می شود که از آسمان پایین می اید. به یعقوب در حالیکه شاهد این صحنه است گفته می شود بشریت به صورت تحت الفظی به این جهان داده شده است. سپس یعقوب جایی که نردبان زمین را لمس کرد با ساخت ستونی در مکان واقعی جشن گرفت. برای واین 3 ستون مشاهده شده در «نقشه ی ستارگان هیرام ابیف» نا پیدا و نامفهوم بودند. دیدار از زمین توسط نیاکان ما بعد از ساکن شدن 3 سیستم ستاره ی مختلف در 3 دوره ی تاریخ.بنابراین بسیار محتمل است مردمی که تکنولوژی برجسته و پیشرفته ای داشتند «فرشتگانی» هستند که در موردشان در کتابهای مقدس خود می خوانیم.واین ستونهای بزرگ (در سمت راست) را به عنوان بنای یادبود افرینش تفسیر می کند ، که کشف منظومه ی شمسی ما را با اولین سفر فضایی بشر جشن می گیرد.

یک دوره به 200000 سال پیش بر می گردد که اولین فسیل باقی مانده از انسان نشان می دهد.وی معتقد است که بازدیدکنندگان نیای ستاره ی باستانی تعداد کمی از کلونی های  کیفری تجربی را روی زمین به وجود می اورند. ( تئوری کلونی کیفری- penal colony theory در کتاب واین یادداشت های مخفی بررسی می شود.وی تئوری خود را حول این قرار می دهد که مریخ زمانی دارای اقیانوس و اتمسفر بوده است.واین متقاعد میکند که مارس 10000 سال پیش دارای سکنه بود که یک شهاب آسمانی آن را خراب کرد. در زمان خود جواهر سیستم منظومه ی شمسی بوده است.زمین از یک سیاره ی کامل خیلی دور است.در واقعیت به خورشید بسیار نزدیک است که انسانها در معرض پرتو افشانی شدید آن می باشند. دوما: گرانش زمین برای استخوان های بسیار ضعیف و شکننده ی ما در مقایسه با هر حیوانی در تاریخ خشن و زمخت است.ستون فوق الذکر مزین به هیچ غاری نیست . به نظر می رسد این نشانی از سادگی و سهولت بشریت روی زمین باشد.ستون  همتراز با ستاره به سمت چپ است . این ستاره ای است که واین، در کتاب خود نقشه ی ستاره ی  خود Cydonia را ، به عنوان  ستاره ی منشا بشریت فاش می کند. ستاره ی آغاز تکامل بشریت.به طور خلاصه، مردمانی هستند که سیاره ی ما را کشف کردند.ستون سمت راست هم ردیف با ستاره ی بالای آن به عنوان ستاره ی جدید TYC 1799 1026 1 است. این ستاره نزدیک به 100000 سال است که در این مکان خود وجود دارد. دوباره فسیل بشر از آن دوره نشانی از تکنولوژی نشان نمی دهد. حکاکی روی این ستون بیشتر تزیینی است و جدیدتر از دوره ی اندازه گیری شده توسط ستون اول است.برای واین مهمترین ستون، ستون مرکزی است که به این ستاره نزدیکترین است و بنابراین «ستاره ی مشتعل» را نشان می دهد.آن نزدیک افق در پای نردبان در خط زمانی حدود 17000 سال پیش قرار می گیرد و دقیقا با همبستگی ستاره ی کلیدی خود در کتابش یادداشت های مخفی» منطبق است.» واین این ستاره را به عنوان ستاره ای که توسط تمدن های مختلف زمین جشن گرفته می شود مجزا می کند.به نظر می رسد ستون آغاز ورود جرمی به منظومه ی شمسی ما را که از ستاره ی مشتعل منشا می گیرد نشان می دهد. ستونی است که با ستون یعقوب از متون افرینش کتابهای مقدس دارای تشابه است.واین ادعا می کند که ورود آنها به زمین می توانست هجوم کامل به این سیاره باشد که جایگزین اخرین جنس انسان شدند…انسانهای غارنشین.

سمبلهای سری روی اسکناس یک دلاری

چه اتفاقی می افتد اگر کسی دو مهر را روی اسکناس یک دلاری برای تشکیل ترکیب به صورتی که در تصویر زیر دیده می شود قرار دهد. 3 ستاره حول سنگ سر شبیه 3 ستاره ی نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف می باشند. این ترکیب شکلی شبیه ستاره ی David  را با چشم همه بین ( بینا) خدا در مرکز آن نشان می دهد.هرم روی زمین زیر مثلث وارونه تشکیل شده توسط ستارگان در آسمان قرار می گیرد. این نشان می دهد که تئوری نقشه ی ستاره ی واین واقعی است.

https://i2.wp.com/thehiddenrecords.com/images/great_seal_obverse.jpg

اثر اولیه که به تفسیر مهر به این صورت منجر میشود دو راز را نشان می دهد: ارتباط بین سنگ سر (capstone)  با چشم بینا و الگوی هندسی ستارگان مشتعل با مثلث درونی ستارگان با الگوی مشابه سنگ سر(capstone). سنگ سر هرم به دقت روی ستاره همتای قرار گرفت که نتیجه را در اینجا ملاحظه می کنید.حروف m-a-s-o-n با نوک بال، پا و دم عقاب تشکیل می شوند.

ستاره ی دیوید و منورا

ادغام دو مثلث در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف به شکل زیر است (خطوط خاکستری بسیار کمرنگ) . دقت کنید که ستاره ی دیوید تشکیل می شود. این سمبل به مهر سلیمان بر می گردد. سمبل مقدس یهودی برای ستاره ی دیوید عدد مقدس 7 را نشان می دهد. ستاره ی 6 سر با مرکز شش ضلعی نشان دهنده ی 7. منورا (Menorah) یا لامپ نفنتی مقدس عدد 7 را با شعله های مشتعل نشان می دهد. جالب است که ایکون ستاره هنگامی که دو ستاره با هم برای تشکیل ستاره ی دیوید ادغام می شوند به وجود می اید.ایا ان نشاندهنده ی تک ستاره ی مهم در اسمان Pleiades است؟

در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف کلید قرار داده شده روی نردبان ممکن است سمبل کلید هیرام باشد یا حتی کلید سرگشایی

تئوری نقشه ی ستاره ی سری باشد که به تنهایی در اختیار داشت.واین پیشنهاد کرد که پیتر مقدس از همان دانش مخفی نگهداری می کرد و در مجسمه ها کلید در دستان اوست در حالیکه به چیز مهمی در واتیکان اشاره می کند. برای طرح سری شهر واتیکان و کلید پیتر مقدس اینجا کلیک کنید. اخيرا تبليغ قابل توجهی در مورد راز دیگری از حماسه ی » راز داوینچی» وجود داشته است که در اخرین رمانی که دان براون در حال نگارش آن می باشد بررسی شده است. نام آن از قبل در سایت آمازون با نام » کلید سلیمان» فرست می شود. آیا این همان کلید سری برای گشودن راز کیهانی است؟

سرانجام، سلیمان برای فراماسونری مهم است و مهر افسانه ای سلیمان ارتباط زیادی با کلید سلیمان دارد ، راز دیگری که هنوز حل نشده است. در لینک زیر نگاهی به تمام منابع تاریخی بیندازید که در مورد مهر و کلید سلیمان می باشند.اینجا را کلیک کنید.اگر نگاه مجددی به نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف بیندازید، دستی » اسمانی» از «ستاره ی مشتعل پایین می اید که سمبل جام مقدس را در دست دارد. برای اطلاعات بیشتر در مورد تئوری واین  در مورد جام در این داستان اینجا را کلیک کنید. دستی از اسمان ، از «ستاره ی مشتعل» و ایکون نمادین برای جام نشان می دهند که این دانش ستاره ی ناچیز از تبر بشر قسمتی از داستان مسیح را تشکیل می دهد. اگر تئوری واین واقعی باشد پس این فکر به ذهن ادمی خطور می کند: اگر بشریت از جایی دیگر از این کاینات می اید، پس مسیح ردپایی از آن را جای گذاشته است. واین مطمئن است که رد این دانش ومعرفت ستاره را می توان در انجیل متی و یهودا  یافت. در متون متی، واین متقاعد می شود که 3 مجوس (magi) (مغ هاي ايراني) عاقل با قطعه ای از حکمت ستاره (star wisdom) مشابه هستند: آگاهی از اینکه 3 ستاره در یک ردیف ستارگان سیف الجبار (Orion belt) است که راه را به دو ستاره ی Pleiades و ستاره ی مشتعل نشان می دهد.باید این مسیر را برای یافتن جای مهمترین ستارگان دنبال نمایید. حالا معنای دوگانه را در نظر بگیرید:

–          نگاه کنید به… سه ستاره ی نجومی… که یکی از شرق پیروی می کند…تا ستاره ی مسیح را پیدا کند.

بیشتر به صورت نقشه ی ستاره است تا تعبیر 3 پادشاه از شرق که به دنبال ستاره ای ساکن بر بالای محل تولد مسیح. مشکل تعبیر قدیمی ان است که:چگونه یک ستاره می تواند در اسمان شب چنان پایین باشد که کسی بتواند ان را دنبال کند؟ داستان دیگری از کتاب مقدس که سر نخ مهمی را در کشف اخیر نسخه ی قدیمی انجیل یهودا اسخریوط دارد. در آن مسیح به یهودا می گوید که:» این ستاره هم ستاره ی شماست» به نظر می رسد که این زمان خوبی برای بیان این نکته است که همه ی ما از یک بذر الهی هستیم.هنر سری سنگ بنایی که با سنگ بریده نشده و چکش نشان داده می شود را می توانید در سمت راست پایین نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف ببینید و سنگ بریده شده را در وسط ان ببینید. اگر به متون کتابهای مذهبی برگردید معبد سلیمان با بلوکهای سنگ بریده شده ی بسیار بزرگ ساخته شده است. شایان ذکر است که راز داوینچی دان براون راز واقعی پشت یک هرم وارونه را روی یک هرم ایستا در لوور نشان می داده. این وارونگی شکل ساعت شنی بسیار مشابه منظومه ی جبار (Orion) یا سمبلی برای «چون بالا پس پایین» ( as above so below) را تشکیل می دهد.همچنین در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف دقت کنید که شکلی حول نردبان تکمیل می شود که سمبل هرم روی زمین همبسته با ستارگان است.( تئوری نقشه ی هرم/ستاره ی کامل واین). خطوط تشکیل دهنده ی لبه های هرم مطابق زوایای شیب هرم در اسکناس یک دلاری است. سوال مهم دیگر باید این باشد: ایا این راز ریشه در مصر باستان دارد؟

در مصر

مهمترین نتیجه ای که واین از نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف میگیرد میزان تطبیق دقیق نقشه ی ستاره با تئوری نقشه ی ستاره ای هرم اوست. اما نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف چگونه با اسمان شب مصر باستان همبستگی دارد. هرطور که ستارگان در افق شرقی در مصر ظاهر می شوند در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هم ظاهر می گردند. جهتگیری ستارگان Pleiades دقیق است! «چون بالا پس پایین» : ارزشمندترین بناهای تاریخی مصریان ، بنای خورشیدی ستون هرمی شکل سنگی با سر طلا در Abusir  مکان ستاره ی Ra… را جشن می گیرد ستاره ی مشتعل در نقشه ی هرم/ستاره بزرگ. اگر به فصول اول کتا ب یادداشت های سری مراجعه نمایید می بینید که قضیه ی تحقیقات واین راز Sphinx ( موجود افسانه ای با بدن شير و سر و سینه ی انسان) است.که به ما اشاره ی تفسیر تمام هرم ها را به عنوان ستاره می دهد.هر شب طلوع ستارگان را در افق در مصر تماشا می کند. که تعجب کننده به نظر نمی اید، چون مصریان زمانی که ستارگان در افق از شرق بالا  می آمدند را جشن می گرفتند! این راز Sphinx  است که واین را راهنمایی کرد تا تشخیص دهد که تمام 50 یا چند هرم مصر سفلی حلقه ی کاملی را نشان می دهد مدار 360 درجه ی صور فلکی حول زمین که با اهرام روی زمین همبستگی دارند.در وسط محوطه ی کامل هرم ستون سنگی هرمی شکل با سر طلا نزدیک Abusir  وجود داشت که نشانگر ستاره ی مشتعل بود.اما راز های زیادی در مورد راز Sphinx وجود دارد. با اشاراتی به ما در تفسیر تمام ستارگان به صورت اهرام  با طلوع از شرق کمک می کند.تماشای طلوع ستاره ی اخر Ra ، نزدیک صورت فلکی  Pleiades  ، بالای افق در شرق … چیز کاملا قابل اندازه گیری میباشد. این تعبیر بی نظیر Pleiades و ستاره ی مشتعل در دو محل معروف دیگر مصریان ثبت می شود: در مقبره ی سنموت و در منطقه البروج در معبد هاتور در Dendera .جهت گیری بی نظیر ستاره ی  Pleiades چیز بود که واین مجبور شد آن را در برنامه ی کامپیوتری ستاره تست کند. صورت فلکی Pleiades چگونه به نظر می رسد وقتی در نیمکره ی شمالی بالای افق شرقی طلوع می کند؟ الگو در اسمان با نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف دقیقا همخوانی داشت! اینجا شواهدی وجود دارد که هر دو نقشه ی ستاره دارای دانش یکسان بودند. به پیشنهاد ناشرش آن را در کتابش چاپ نکرد چون از چنین منبع حساسی به دست امده بود.بررسی موقعیت ستارگان در افق در مصر بسیار ساده و مستقیم است. هر برنامه ی نرم افزاری ستاره می تواند این کار را انجام دهد.واین در این فکر بود که چه سناریویی وجود دارد که ستاره ی Ra دقیقا در شرق طلوع می کند و در این سالهای بسیار دور اندازه گیری آن چگونه ممکن بوده است.اگر برنامه ی ستاره را دارید ، این را سریعا امتحان کنید.چیزی که می خواهیم اثبات کنیم جهتگیری  Pleiades هنگام طلوع ستاره ی مشتعل در افق و دقیقا در شرق است.فقط در مکان خود تاریخ و زمان دقیق را تایپ کنید: 7:30 14th September 300 BC . دقیقا تصویر بالا به دست می اید. یک منجم قبلا به واین گفته بود که این جهت گیری Pleiades  یعنی طلوع دقیق از شرق بارها و بارها در دوره های زمانی مختلف رخ می دهد.به این معنی که بعید است کسی بتواند از این الگوی ستارگان برای مشخص کردن تاریخ شروع تمدن مصریان استفاده کند. اما حالا موقعیت های 3 ستاره ی شبه خورشیدی  وجود دارد که میتوان در اندازه گیری ترتیب وقایع تمدن استفاده نمود. اما دو مورد از انها را در این کتاب نشان دادم حالا  سومی را در این حوزه برای بررسی تئوری استفاده می کنیم. ستاره ی شبه خورشیدی تازه کشف شده در تصاویر نجومی قبلی تر “ UPDATE JULY 2007” الگوی همبستگی را نشان می دهد که به نظر می رسد با نقشه های ستاره ی هرم Egypt, Stonehenge, Mars  پیشنهادی واین همخوانی دارند.نگاه دیگری به ستاره ی جدید مصور در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف بیندازید: در سمت چپ Pleiades  نشان داده می شود. ستاره دارای مسیر حرکت است که به طرف این نقطه حرکت می کند… اما زمانی که به 9000 سال پیش بر می گردیم.این نشانه ی دوره ی مهم دیگری در زمان است ورود مردمان دیگری همچون ما را از سیستم ستاره ی دیگری  نشان می دهد.این سوال پیش می اید که: ایا ما به جنس انسان از یک سیستم ستاره ای خاص که در زمین گرد امدند نگاه می کنیم یا با گونه های دیگری از انسانها از سیستم های مختلف سرو کار داریم؟ اگر کسی به خدا معتقد است گمان می برد که از نوع بشر در سراسر کاینات بسیار فراوان وجود دارد در صورتی که جهان های دیگری هم وجود داشته باشد.زمان زیادی گذشته است که انسان خود را با شرایط اینجا تطبیق داده است.دانش تمدن و ریشه ی مصریان در فراماسونری تشخیص داده می شود.در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هیروگلیف ستاره ی Ra  روی حفره  در پایین شعاع نور/نردبانی که از ستاره ی مشتعل 7 سر پایین می اید ترسیم شده است. هیروگلیف نقطه ای با دایره ای دور ان است. واین معتقد است که ستاره ی 7 سر در نقشه ی هیرام ابیف نزدیکی خودی را در اسمان به 7 ستاره ی Pleiades جشن می گیرد..این معتقد است که اینجا باید ارتباطی با منشا هفت نقطه ی نور روی مجسمه ی کتابخانه در ایالات متحده و در برخی ایین ها ی خدای اپولو و مسیح وجود داشته باشد.

ارتباط مقبره ی سنموت

یکی از مکانهایی که در یادداشت های سری بسیار مورد بررسی قرار گرفته است مقبره ی سنموت در  Deir el Bahri  است. ان شامل نقشه ی اصلی ستارگان اثبات کننده ی تئوریهای واین می باشد. Horus ستارگان منطقه ی Orion  را برای یافتن راهی به  Pleiadesنشان می دهد. این تفسیر مشابه خط هندسی جاری از 3 گوشه ی اهرام گیزا می باشد که شکل انسانی را به وجود می اورد که این خط را به عنوان اشاره گر مسیر نگه می دارد. به نظر می رسد Orion  در ایمان به عنوان Horus  نمایان است که راه را برای پیدا کردن گروه ستارگا ن Pleiades نشان می دهد.واین در کتابش با سمبل پیدا شده روی سر تابوتی نشان داد که برای مصریان باستان  Pleiades به صورت پای صورت فلکی گاونر ترسیم میشد و Pleiades در ناحیه ای به نام  Taurus هم پیدا شد.نقاشی مقبره ی سنموت  دارای شعاع نور یا نردبان اسمانی بود که از ستاره ی نهایی اش تا خاک پایین می امد.ستاره به صورت یک دایره ی قرمز ترسیم شده است. آن مطمئنا یک ستاره است چون صحنه ی شب است و در ارتباط با ان پای مقدس صورت فلکی گاو نر می باشد.دایره ی قرمز دارای حلقه ای حول آنست که با لقب هیروگلیفی مصریان برای Ra   مرتبط است. گلیف برای Ra  یا خورشید ( در این مورد ستاره ی شبه خورشید) در قربانگاه در ته نردبان در نقشه ی ستاره ای هیرام ابیف پیدا می شود. تمام این سرنخ های مرموز در جهان با هم دیگر معنایی را در بر دارند.

به تصویر بالا به دقت نگاه کنید . چیزی شبیه سمبل الت مردی با خطی که از Horus در آسمان به عنوان منطقه ی Orion پایین می رود به نظر می رسد.این سمبل عجیب از افسانه ی قدیمی مصریان  ریشه می گیرد وقتی Seth تناسل  Osrius  را برید. ان قسمت اصلی میراث مصریان باستان در رابطه با ستارگان است. Orion  را را نشان می دهد. ناحیه ی  Orion ممکن است اصلا ناحیه ای نباشد اما قسمتی از اناتومی مرد» نشان دهنده ی راه» است.

دایره البروج  Dendera مصریان

در مصر ، زمان و مدارک پای مقدس شكل صورت فلکی ستاره ی گاو نر را می توان در این مکانهای مقدس تمدن باستان می توان پیدا کرد. این مخصوصا در مورد دایره ی Dendera در معبد  هاتور چنین است.این ایکون پا نمایشگر Pleiades است و نقشه ی ستارگان هیرام ابیف می تواند این را تایید کند.چرا؟ اول ، پا دارای جهتگیری مطابق ستارگان Pleiades است. دوم، نقاشی حک شده داری دو ستاره ی شبه خورشید مهم در مکانهای دقیقی است که پیش بینی می شود.سوم، پا به رحم   hippo deity متصل است. این تعامل با تئوریهای خدای مصریان و Tawaret سرنخ مهمی برای معنای کلی این نقشه ی ستاره فراهم می کند. او خدای مرتبط با زایمان انسان است شاید اغاز بشریت .تولد تمدن انسان .

در تصویر بالا واین تعبیر دقیق تری را بیان می کند:

گاو نر Taurus به پای کیهانی جدا شده ی  Pleiades برمی گردد ( خط نقطه چین).hippo deity or Genesis deity Theories/Tawaret چاقوی نمادین را نگه می دارد. مثل کسی که پا را جدا کرد.اشکال سبز احتمالا نام ستارگان Pleiades را نشان می دهد. اثر کیهانی پا را دنبال کنید تا ستاره ی  Ra  را پیدا کنید.  Ra  احتمالا اینجا ترسیم شده است( با تاج گاو نر کنار Isis ) . گاو نر کوچکی در راس ستاره ی پایینتر و Horus پرنده ی روی گاو نر وجود دارد.این دو خدای بسیار مهم ، یکی زن و دیگری مرد، دارای ابهام هستند اما شباهت غیرطبیعی با ادم و حوا به عنوان موضوع افرینش.

موارد غیرمتعارف دیگر

شباهتهایی بین دانش مصریان باستان از ستارگان و قسمتی از تاریخچه ی مرموز امریکایی وجود دارد.هر دو دارای یک منبع اطلاعاتی می باشند.هر دو از ستارگان شبه خورشید که جزء لاینفک گذشته ی انهاست مطلع هستند.اگر تئوری نقشه ی ستاره را با ستاره ی دیگر شبه خورشید کنل هم قرار دهیم چیز های غیرقابل باوری به دست می اید.روی تصاویر زیر کلیک کنید، ببینید چگونه هر ستاره ی جدیدی با بنای تاریخی خاصی منطبق است. هر تمدن مگالیتیک همان دانش به ما رسیده از نیاکان ستاره ی ماست.ناشی از همان ستاره ی مشتعل که فکر مصریان باستان و هیرام ابیف را به شدت به خود مشغول کرده بود.


شهر گمشده ی  بابل

با انتشار مدارکی که ستاره ی شه خورشید سوم وجود دارد، که با نقشه sistine ستاره ی هیرام ابیف  ثابت شد،  میتوان شروع تمدن هرم را در مصر تصور کرد. می توانید در Google Earth در 32 32 08.22 N  44 26 36.93 E ببینید.شهر تاریخی سومریان… بابل. سومر سرزمین سومریان بدون شک به خاطر ستارگانش شهرت کمتری از مصر ندارد.مهر ها و مصنوعات زیادی از اینجا 7 جسم نجومی را در اسمان نشان می دهند. موزه ی لندن حداقل 4 مثال را در خود دارد که با نام  Pleiades می باشند. این نمونه را از موزه ی برلین ببینید که مردی در بشقاب پرنده با ستاره ای نزدیک Pleiades است.متاسفانه معبد اصلی بابل گم شده است. بسیاری از خوشه ی زیگورات ان دیگر وجود ندارندو بسیاری از بناهای مهم ان بازسازی شده اند. بنا به تاریخ شهر بابل زمانی در احاطه ی 3 برج هرمی شکل با ابراه های هندسی خود بود.3 هرم بزرگ مثلث متساوی الاضلاع را تشکیل می دادند. دقت کنید که چطوری دارای الگوی همبستگی ستاره مشابه معابد مایان   Tikal, Stonehenge, Mars است . چون یکی از اولین تمدن ها می باشد، تعجبی ندارد که دارای همان منشا اطلاعاتی در مورد ستارگان چون هر تمدن دیگری باشد.

منبع:      http://thehiddenrecords.com/forbidden_starmap.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ارسال این مطلب .

لينك خريد پستي كتاب يادداشتهاي سري. قيمت 46 هزار تومان.

https://i0.wp.com/photo.goodreads.com/books/1180104508l/998318.jpg

http://ketabgard.com/product_info.php/products_id/2125

اميدوارم يكي براي ترجمه پيدا بشود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: