بایگانی دسته‌ها: سنگ روزتا

سنگ روزتا

سنگ روزتا

سنگ روزتا سنگی گرانیت به ابعد  114*72*28cm به رنگ خاکستری تیره مایل به رنگ صورتی (در ابتدا تصور

می شد از ترکیب بازالت باشد) با نوشته ای بر روی آن به دو زبان ، مصری و یونانی ، تشکیل شده از سه متن با سه دست خط از هیروگلیف و خطی وابسته به حروف جدید هیروگلیفی مصری و یونانی است. از آنجا که یونانی به خوبی شناخته شده بود ،این سنگ کلید رمزگشایی خط هیروگلیف بود.

سنگ روزتا متعلق به مارس 196 پیش از میلاد است ،( نهمین سال از بطلمیوس پنجم ).  دلیل ساخت این یاد بود سنگی به جهت تائید تسلط و کنترل پادشاهان بطلمیوسی بر مصر بوده است .  بطلمیوسیان ، یونانیانی بودند که بعد از فروپاشی امپراتوری اسکندر کبیر حاکم مصر شدند ، و با وجود آنکه معابد ساخته شده توسط انها به سبک معماری مصری بوده اما شیوه زندگی و زبانشان  یونانی باقی مانده است. فرهنگ مصر به مرور زمان از گذشته تا به حال به یک جامعه چند فرهنگی تبدیل شده ، ترکیبی از فرهنگهای یونانی و مصری ، اگر چه در بسیاری از نقاط کشور به ندرت اثرات هردو فرهنگ را کنار هم میتوان دید.

یک سال قبل ازنوشتن یادبود سنگ روزتا ، خاندان (Ptolemies) بطلمیوس  با قدرت ارتش خود ، پس از مدتی با ازبین بردن مخالفان  در منطقه دلتا ، کنترل بخش های مشخصی از مصر شامل بخش هایی از جنوب مصر علیا ، به خصوص تبس را بدست گرفته بودند که هنوز از پشیبانی و حمایت دولت برخوردار نبوده است.  به نظر می رسد که از دید نخبگان مصر آن زمان، این تصمیم گیری بهترین راه  برای تأکید بر مشروعیت 13 ساله بطلمیوس پنجم بود که با مراسم سنتی تاج گذاری سلطنتی در شهرستان ممفیس اعتبار خود واثبات فرقه سلطنتی خود را در سراسر مصر بدست آورده است. دومین هدف از ساخت یادبود سنگ روزتا اشاعه یک سری نسخ از احکام روحانی بدین طریق بوده است که تا بحال بهترین مثال و نمونه شناخته شده در این خصوص میباشد. این سنگ یک نسخه از حکم صادر شده در شهرستان ممفیس بوده است ، نسخ دیگر شامل فرمان سهیل در موزه مصر در قاهره موجود است.

کتیبه آغاز می شود با ستایش از بطلمیوس ، و پس از آن شامل یک حکایت از محاصره شهری از Lycopolis (احتمالا شهری درمنطقه دلتا که تاکنون با قطعیت مشخص نشده) ، و سپس اعمال صورت گرفته توسط پادشاه جهت حمایت و بازسازی معابد. قسمت آخر متن توصیف هدف برجسته فرمان است ، به عنوان مثال تاسیس مکتب فکری و آئین دینی  توسط پادشاه. ، چگونگی حفظ و رعایت آئین های دینی توسط روحانیان و مجتهدان از پادشاه  (‹…روحانیون وکشیشان باید در هر روز سه بار رسماً با پادشاه بیعت و از او تجلیل نمایند…›)، چگونگی نگهداری معبد وزیارتگاه پاد شاه (‹…باید ده تاج طلای پادشاه بر فراز معبد وجود داشته باشد…›)، و روزهایی که به مناسبت ها و جشنهای خاص مانند سالروز تولد پادشاه خوش یمن بودند باید جشن گرفته میشد .

در پایان ایچنین گفته شده است که ساخته شد این لوح یاد بود تا شناسانده شود پادشاه که همه مردان مصر باید بزرگ شمارند و افتخارکنند به بطلمیوس پنجم ، و این که این متن باید در سنگی سخت و در سه متن با سه دست خط نوشته و تهیه گردد که دربرگیرد و حفظ نماید و منتقل کند مفاد انرا تا به امروز (سنگ سخت ، توان و تحمل مرور زمان را به جهت گذر روزگار داشته و آسیبی به آن وارد نشود یا تحریف نگردد. مترجم)

مصریان از خط هیروگلیف برای مدتی نزدیک به 3،500 سال استفاده می کرده اند( از 3100 سال قبل از میلاد تا پایان قرن چهارم میلادی). در حدود قرن سوم میلادی مصریان با دست خطی متشکل از الفیای یونانی شروع به نوشتن زبان خود کردند، که در نهایت هفت حرف از هیروگلیف مشتق شده به آن  افزوده شد.  این شکل زبان به عنوان قبطی شناخته شد ، بدون شک یک انحراف از بکارگیری لغات یونانی.احتمالا علم و آگاهی از نحوه خواندن و نوشتن خط هیروگلیف طولی نکشیده و از بین رفته وپس از آن جایگزین شده بود و هیچ کلیدی برای درک معنای آن وجود نداشت تا زمانی که سنگ روزتا کشف شد. رمزگشائی آن با کار فیزیکدان بریتانیایی توماس یانگ آغاز شد. او نشان داد که هر دو خط دموتیک (وابسته بحروف جدید هیروگلیفی) و هیروگلیف نوشتاری موجود هر دو از نزدیک با عناصر الفبایی و سمبولیک ارتباط داشته و دربرگیرنده آنها بوده اند.

کاپیتان فرانسوی پیر فرانسوا بوچار (بوسار) (1772-1832) سنگ (مترجم.روزتا) را در شهر بندری مصری روزتا (رشید امروزی) در15 ژوئیه 1799 کشف کرد. بعضی از دانشمندان این واقعه را مصادف با مبارزات انتخاباتی ناپلئون فرانسوی در مصر (1798-1801) مقارن میدانند. پس از پیروزی ناپلئون بناپارت  موسسه مصرشناسی در قاهره در سال 1798 تاسیس شد که حدود 50 عضو داشت. بوچارددر زمانی که هدایت ساخت قلعه جولین در نزدیکی شهر روزتا را عهده دار بود این سنگ سیاه و سفید را پیدا کرد  . او بلافاصله اهمیت سنگ را درک و آن را به ژنرال عبدالله ژاکوئه دمنو نشان داد کسی که در ماه اوت ، 1799 تصمیم گرفت باید آن را به موسسه بیاورد (مترجم.موسسه مصر شناسی) .

در سال 1801 فرانسه مجبور به تسلیم شد . در مورد نتایج دانشمندان اختلاف به وجود آمد، — فرانسه قصد نگهداری نتایج تحقیقات سنگ را داشت  ، در حالی که بریتانیا به نام پادشاه جورج سوم برای انها جریمه ای در نظر گرفته بود. دانشمندان فرانسوی اتین Geoffroy سنت – Hilaire ، نامه ای نوشتند به دیپلمات انگلیسی ویلیام ریچارد همیلتون  مبنی بر تهدید به سوزاندن تمام اکتشافات خود ، مشابه واقعه شوم سوخته شدن کتابخانه اسکندریه . بریتانیائی ها اصرار داشتند تنها راه را تسلیم شدن و ارائه آثار است. فرانسویها علی رغم تسلیم شدن  سعی در مخفی کردن سنگ روزتا در یک قایق و فرار بودند ، اما شکست خوردند.   به فرانسویان اجازه داده شد به جائی که قبلا در اسکندریه گام گذاشته و ساخته  بودند بازگردند .

. هنگامی که آن سنگ (سنگ روزتا)به انگلستان آورده شد ،  به موزه بریتانیا  (جایی که از سال 1802 نگه داشته) ارائه شد.

در سال 1814 توماس یانگ ترجمه  متن سنگ رزتا را به پایان رسانید. ، و کار به روی الفبای هیروگلیف موجب رمزگشائی ان گردید.

در سال 1822 ژان فرانسوا چمپلیو( Jean Francois Champollion )،  مصری شناس فرانسوی ، با کمک زبان قبطی (زبانی از نوادگان مسیحی از مصریان باستان) — موفق در تحقق ارزش آوایی از هیروگلیف شد.  این اثبات این واقعیت است که هیروگلیف تنها به معنای نمادین مطرح نیست ، بلکه به عنوان «زبان گفتاری» نیز خدمت کرده است. تحقق خیره کننده این است که این سنگ متضمن همان گذرگاهی است که اجازه میدهد نوشتار سه زمان در سه زبان مختلف  به کتاب باستانی رمز آوری تبدیل  شود .

ژان فرانسوا چمپلیو تا حد زیادی شهرت و موفقیت خود را از پژوهشهای سالهای 1822-1824 به عنوان مترجم سنگ روزتا بدست آورده است.

امروزه از واژه «سنگ روزتا» ، نیز به عنوان یک استعاره برای فرآیند رمزگشایی ، ترجمه ، یا مشکل سخت استفاده می شود معمولا به منظور اشاره به چیزی است که یک کلید حیاتی لازمه حل آن است .

پ . ن : با تشكر فراوان از منتظر عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: