بایگانی دسته‌ها: سقوط یوفو در روسیه

سقوط و کشف یک بشقاب پرنده در روسیه

نبرد 2 جنگنده روسیه با یک بشقاب پرنده عظیم در دریای خزر

آیا واقعا سکنان دهکده راست میگفتند؟ تیم مرکز تحقیقاتی برای پیدا کردن جواب حاضر بود. در میان سربازهای بی باک گروه تحقیقاتی کوهنوردان با تجربه بومیانی که راهها و خطرات جنگلها و کو‌های اون منطقه را بخوبی میدانستن و اکیپ تحقیقاتی یوفو یه روسیه دید میشد. سرپرست این تیم تحقیقاتی Anton Bogahov قبلا هم سرپرستی تیمهایی که در این زمینه‌ها فعالیت کرده بودن رو به عهده داشته. تیم تحقیقاتی به پیدا کردن این شی ناشناخته و پیدا کردن تمام نشانه ها در این زمینه ایمان و امید کامل داشتن. آیا واقعا موفق میشدند؟ یا اینکه فقط یه شهاب سنگ یا یک تکه سنگ کوچک آسمانی پیدا خواهند کرد؟ ساکنان دهکده که ملیت مغولی داشتن میتونستن آنها را از کو‌های پوشیده از برف و خطرناکه تین شان رد کنند.

http://insanveevren.files.wordpress.com/2011/10/tian1.jpg?w=502&h=377

 

تیم تحقیقاتی در مسیری که بر اساس گفته های شاهدانه عینی تعریف شده بود به مدت 2 هفته در کوها به پیش رفتند ولی هیچ اثر یا نشا نی از صحنه سقوط پیدا نکردند.

تا اینکه با این فکر که شاید سانحه در اون طرف رود دهز اتفاق افتاد باشه مسیرشونو به طرف رود دهز عوض کردن. بومیهایی که با گروه بودن میگفتن که بعضی از افراد دهکده محل حادثه را  پیدا کردن اما نزدیک نتوانستن بشوند  چون بدنشان زخم شده و تاول زده و همینکه ساعت هایشان هم از کار افتاد.

در نظر بوم‌یان همراه با گروه این علامت بدی هست و نشان میدهد  که محله حادثه نحس و نفرین شدس اما تیم تحقیقاتی هرچی این خبرها را  میشنوید بیشتر تلاش میکرد تا به محله حادثه برسه و اونجا رو پیدا کند.

برف سنگینی که در کو‌های تین شان میبارید پیشروی را سخت  میکرد با این حال تیم تحقیقاتی 2 هفته دیگه ادامه دادن اما موافق به پیدا کردن چیزی نشدن.

بالاخره به خاطر سرمای شدید و احتمال منجمد شدن گروه به کمپ باز گشت. قبل از اینکه به خانه شان بر گردن تو کمپ استراحت کردن. ماموریت ناموفق مانده بود. آیا این پا‌یان تحقیقتشون خواهد بود؟ یا اینکه این شایعات قوی و فراوان در مورد یوفو به اونها دوباره جسارت جستجو کردن در میان کو‌های تین شان رو خواهد داد؟

حکومت روسیه هنوزم بعد از چند ماه تمام فکرش به یوفو ای بود که تو رادارهایش دیده بود و یک دفعه محو شده بود! آیا این یوفو با شایعات سقوط یوفوهای  دیگه در کو‌های تین شان ارتباطی داشت؟ روسها در این زمینه و پیدا کردن حقیقت جدی تر و مصمم تر شده بودن.

خبرهای دراماتیک  و جدید تو راه بود. SAKKUFON نیروی هوایی روسیه یک گزارش از یک سانحه دریافت کردند. در حالی که یک هلی کوپتر سعی داشت یک قسمت از یک ش‌ی ناشناخته را از زیر برفها بکشه بیرون سقوط کرده بود و تمامی پرسنلش مرده بودند.

در روسیه فصل زمستان داشت از راه میرسید و نیروی هوائی تصمیم گرفته بود تا اومدن بهار دست به هیچ اقدامی نزند. این خبر تازه باعث تحریک دوباره گروه تحقیقاتی شد.

آنها یک برنامه جدید برای طی کردن مسیرشون لازم داشتند  اما حکومت نباید چیزی از این موضوع میفهمید در غیر این صورت اگه چیزی پیدا میکردن تا آخر عمر مجبور بودن از مردم مخفی بکنند.

این دفعه نباید مثل دفعه قبل شکست میخوردن. به یک نقشه بهتر و سرپرست بهتر نیاز داشتن. بخاطر همین سرپرستی گروه رو یک سرهنگ بازنشسته آلمانی تبار به اسم گ. سوچکوا بر عهده گرفت .

افراد گروه بر حسب تخصصشان انتخاب شدند. تمام افراد گروه از لحاظ جسمی و روحی معین شدند. توسط اولین دستور سرهنگ سوچکو گروه رو به 3 قسمت تبدیل شد. قرار شد هر گروه از یک مسیر جدا گانه حرکت کنه و اگه گروهی مجبور به بازگشت بشه بقیه به مسیرشون ادامه بدهند. سرهنگ سوچکو امیدوار بود که حداقل یک گروه موافق خواهد شد و سرنخ و مدارکی در مورد یوفو های که در کوههای تایین شان سقوط کرده رو پیدا کنند.

در تاریخ جون 1992 گروه به طور کامل حاضر شده بود و برای رفتن آماده بود. جستجورو احتمالا در 11-. 5 میلی محدوده واقع شروع خواهند کرد. اولین مشکل اساسیشان مقیاس گزاریه طرف غربی کوه بود. نقشه گروه این بود که در مرحله اول در محدوه واقع کمپ بزنند و انجا را  برای بدست آوردن سرنخ جستجو کنن. شایعات در مورد رادیواکتیو ممکن بود حقیقت داشته باشه. باید قبل از حرکت به سوی یوفو تمام احتمالات را  در نظر میگرفتند.

در نهایت ش‌ی ناشناخته پیدا شد. یوفو یه غول آسا در روی زمین بود و بخاطر اتفاقات قبلی به دو قسمت تبدیل شده بود.

یکی از اعضای گروه بعد ها احساسش را وقتی که یوفو را دیده بود اینجور بیان کرد: اونجا دقیقا جلوی چشمانم بود . . وسیله که از یه دنیای دیگه اومده بود.

در اطراف یوفو هنوزم یک سری انرژی های خاصی وجود داشت. یکی از اعضای گروه به نام امیل بچورین اینطور توضیح داد: در اطراف یوفو یک موجودیت احساس میشد.

اعضای گروه که در مسافت 1500 متری یوفو بودن این انرژی خاص رو حس میکردن و این باور نکردنی بود. وقتی که به 1000 متری یوفو رسیدند یک حس عجیب و ترس وجودشون رو فرا گرفته بود و دستگاه ‌های الکترنیکی شان هم از کار افتاد بود. الکتریتیسه موجود در اطرافش را  میتونستن حس کنند انگار که داخل یک ابر مرطوب رفته باشن.

تنها چیزی که باعث میشد هی به یوفو نزدیک تر بشن حس کنجکاویشا ن بود. دیگه شک و تردیدی نداشتند. داشتن به یک شیی که از بیرون از دنیا اومده نزدیک میشدن. انقدر نییروی الکترومغناطیس ای که از یوفو ساتع  میشد زیاد بود که عقربه های قطب نمایشان به طرف یوفو برگشته بود و بقیه دستگاهی اندازه گیریشان از کار افتاد بود. وقتی که یکم نزدیک تر شدن فهمیدن که یوفو چطوری به این وضع افتاد. انها به یک صخره بزرگ برخورد کرده بودن و باعث انفجار از درون یوفو شده بوده و از وسط به 2 نیم تبدیل شده بود.

گروه در مقابل انرزی که از درون یوفو ساتع میشد شوکه شده بودند. هیچ گونه آزمایشی نمیتونستند بر روی یوفو انجام بدهند  چون ابزارهایشان کار نمیکرد. تنها کاری که کردند چرخ زدن دور یوفو و دیدن اطراف و به دست آوردن تجربه های جدید بود. اگه ژنراتور برق را به کارمی انداختند  ممکن بود همه جارا به آتش بزنند. بر اساس گزارش نحقیق یوفو 5000 feet  روی زمین کشیده شده تا به اینجای فعلیش رسیده. قسمت دماغه یوفو له شده بود قسمت میانیش در اثر انفجار به بیرون زده بود. واقعا باعث ناراحتی بود که به خاطر انرزیه که ساتع میشد گروه بیشتر از 800 متر نمیتونست به یوفو نزدیک بشه. از اون قسمتی که بر اثر انفجار باز شده بود یکم توی یوفو دید میشد.

 

که از همان مقدار فضای کمی هم که داخل سفینه معلوم بود آثاری از جسد موجود فضایی دید نمیشد. فقط یک سری نوشته با کارکتر‌های سبز معلوم بود و نیکلی سوبنتین با دقت یک کپی از اونها در آورد. این کاراکترها به هیچ زبونی شباهت نداشتن فقط همه اعضای گروه مطمئن شدن که این همون سفینه ایی بوده که جت‌های میگ29 اونرو تقیب کردن در( حین تعقیب فضاییها به اون ها با همین کرکتر‌های سبز رنگ چیزی گفته بودن). اعضای گروه عكسهاي زیادی از سفینه گرفتن اما همه عکس ها سوخته. بخاطر همین جستجو گران یوفو این فرصت تاریخی برای جمع اوری اسناد همراه با عکس از دست دادن. بعضی  از اعضای گروه  با اینکه در فاصله  800 متری سفینه بودن اما در بدنشون سوختگی های شدیدی ایجاد شده بود. به خاطر وجود شدید نیروی الکترومغناطیس دوربین‌های فیلمبرداری هم از کار افتاد بودن و فیلمی هم تهیه نشد. گروه در اطراف سفینه قسمت‌های تک تک شده هلیکوپتری که سعی کرده بود سفینه را جابه جا کنه رو پیدا کردن. در دورو اطراف هیچ جسدی دید نمیشد. آیا جسد هارو اعضای گروه دیگری برده بود؟ اینطور که به نظر میامد نیروی شدید الکترومغناطیس باعث از کار افتادن هلیکوپتر و سقوطش شده بود. سردردی که اعضای گروه به اون دچار شده بودن دیگه غیر قابل تحمل شده بود. اونها شاهد عینی یک سفینه که سقوط کرده بودن که حتی هزاران دانشمند و محقق آرزوی دیدنش را توی خواب داشتن. هنوز هم خیلی اطلاعات برای جمع آوری وجود داشت. عكسهاي یه همچین سفینه غول اسایی  توی دنیا سرو صدای زیادی میتونست براه بیاندازد. در کل ماموریت این گروه با تمام کم و کاستیها یی که داشت موافقیت آمیز به حساب میومد. اونها تونسته بودن به چشم خودشون سفینرو ببینن و مورد بررسی قرار بدهند. از حالا باید اونها داستانهای  باور نکردنی برای تعریف کردن به همراه نقشه‌ها و نوشته شون داشتند. فقط یک چیز ناتمام مونده بود دیدن سفینه از نزیک و لمس کردن اون و گشتن در داخل سفینه.

درست 2 ماه بعد از اتمام دومین ماموریت و بازگشت به خانه اعضای گروه شروع کردن به برنامه ریزی برای سومین ماموریتشون و رفتن به محله حادثه. که این پروژه به دلیل کمبود پرسنل و پول کافی تا سال 1998 عملی نشد.

اعضای گروه در سومین ماموریت که با بد شانسی شروع شده بود : اولگ مورشو, نلی سلوگینا, آنتو بگتو, نیکلی سوبتین, آلخی کستنکو و امیل بچورین.

در تاریخ 19 آگوسته 1998 که نیکلی سوبتین و گروهش برای پیدا کردن سوچکو که در تاریخ 1992 لیدر گروه بود سفر کردن . با پسر سوچکو تونستن ارتباط برقرار بکنن اما پسر سوچکو نگفت  که پدرش کجاست.

https://i2.wp.com/www.ufocasebook.com/russiadrawing.jpg

 

در هر صورت گروه بدون او به ماموریتشون ادامه دادن ولی بدون پشتیبانی مالی سوچکو این ماموریت محکوم به مرگ بود. با امکانات ناچیزی که اونها داشتن حتی قادر به اجاره هلیکوپتر برای رفتن به محدوده مورد نظر نبودند.

خلاصه اونها هرجوری که بود تونستن خودشونو به محدوده ای که یوفو در اونجا بود برسونن اما یوفو دیگه اونجا نبود. زمان زیادی گذشته بود و به احتمال زیاد افراد حکومت یوفو رو برده بودن. محوطه کاملا پاک سازی شده بود و آثاری از اون حادثه نمونده بود. بله یوفوی غول پیکر یک توهم نبود و اون واقعا در رادارها دید شده بود. و در سفر دوم گروه واقعا یوفو را پیدا کرده بودند.

منبع

insanveevren.wordpress.com

http://www.ufocasebook.com/Russia.html

http://www.ufocasebook.com/Russia2.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بهنام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

Advertisements

نبرد 2 جنگنده روسیه با یک بشقاب پرنده عظیم در دریای خزر

تا همين چند وقت پيش بيشترين خبرها درمورد يوفو ها ايالات متحده و بريتانيا مي امد  . اطلاعات يوفو شناسها و بقيه ي دستگاههاي مرتبط هميشه مخفي نگه داشته ميشد.ارتش روسيه و حكومت روسيه در مورد يوفوها تمام اطلاعات و خبرها را به صورت  سري نگه ميدارد به لطف Glosnot يك سري چيزها تغيير كرد.امروزه يوفولوژيستها و دانشمندان در اين زمينه در اينترنت به راحتي اطلاعاتشان را رد و بدل ميكنند.روسيه به راز يوفوها بيشتر از هر زمان ديگري نزديك شده است و مردم آمريكا هم شروع كرده اند به صحبت درمورده مسائل غير عادي كه قبلا با ان روبرو شده و از بيان ان ترس داشتند.

http://insanveevren.files.wordpress.com/2011/10/tian1.jpg?w=600

تحقيقات يوفولوژيست nikolaysubbotinvabackurin بر روي مزار شیطان يا گورستان شيطان يك سري اتفاقات غيرقابل باور را بري ما روشن كرد.گورستان شيطان منطقه اي نزديك مرز قرقيزستان و چين دركوههاي تيانشان قرار دارد. واقعه ي مزار شیطان دار در28اگوست 1991 حدود ساعت 17 شروع شد.يك شي ناشناخته با طول حدود 600متر و عرض 110 متر بر روي درياي خزر توسط رادراهاي مركزي Mangyshlak ديده شد.

با توجه به تخمينهاي مركز رادار اين شي ناشناخته در ارتفاع 2100پا با سرعت 6300مايل درساعت حركت ميكرده است.كاركنان ايستگاه رادار خيلي فوري پيام دوست هستي يا دشمن را ارسال ميكنند اما هيچ جوابي نميگیرند وسيله ناشناخته به حركتش ادامه ميدهد و به عنوان يك شي اشغالگر شناخته ميشود با مركز تحقيقات فضايي  Kapustin تماس ميگيرند كه ببينند هيچ آزمايش پرواز جديد در منطقه انجام گرفته يا نه.كه آنها هم درجواب گفته اند كه هيچ ازمايش پروازي اي در منطقه انجام نداده اند.به اضافه اين كه آنها هم در رادارشان يك شي ناشناس را ديده اند. كاركنان مركزMangyshlak به حالت اماده باش در امده اند  كه بخاطر فرمان آماده باش 2فروند ميگ 29 كه در حال پرواز بودند به منطقه اعزام ميشوند خلبانها فرمان متوقف كردن شي  ناشناس را ميگيرند ودر صورت متوقف نكردن شي ناشناخته بايد ان را ميزدند.دو جت ميگ 29 كه سرعت خودرا افزايش دادند در رادار شي ناشناخته را ميبينند و وقتي كه شي بزرگ و دراز و آهني با رنگ خاكستري ديدند شوكه شدند.

سرپرست پرواز پيام دوست هستي يا دشمن ارسال ميكند اما بازهم از شي جوابي دريافت نميشد يوفو هيچ توجهي به جتها نميكرد.جتها با فاضله ي 800متر از شي حركت ميكردند .از جلوي يوفو يك پنجره باز شد و با رنگ سبز به زباني كه هيچكدام از روسها نميفهميدند چيزهايي نوشته شد.

فورا يك جلسه تشكيل شد آيا شي ناشناخته  رو بايد ميزدند؟ كه اگر اين كار را ميكردند ممكن بود اطلاعات با ارزشي را در مورد اين كه جسم از كجا آمده  و با چه هدفي آمده از دست ميدادند .

بعد از جلسه اي اضطراري تصميم گرفتند كه با شليك در اطراف يوفو آن را مجبور به فرود كنند .جتها فوري فاصله شان را از 800متر به 500متر كاهش دادند و سلاحهايشان را براي شليك آماده كردند و

خلبانها هم منتظر فرمان شليك بودند كه فهميدند سيستم ارتباطي آنها كار نميكند و تمام سيستم الكتريكي هواپيما هم درحال از كار افتادن است ..وموتورها هم درحال خاموش شدن .در همين زمان يوفو شروع كرد به دور شدن از جتها.خلبانها مجبور شدند به پايگاه برگردند همينطور كه با رادار حركت هواپيما را تعقيب ميكردند يوفو با حركت ماپيچ  و زيگزاگ  به رفتن خود ادامه ميداد  يوفو وقتي كه به مرز هوايي ارتش نزديك ميشد آنها يك بار ديگر سرعت يوفو را محاسبه كردند و سرعتش حدود 42000 مايل در ساعت محاسبه شد. وقتي كه يوفو از جتها كاملا دور شد دوباره خلبانها كنترل هواپيما را درددست گرفتند و همه چيز به حالت عادي برگشته بود.مركز كنترل و تحقيقات Mangyshlak گفته بود كه يك شي ناشناخته به محدوده ي هوايي آنها نزديك شده  و احتمال برخورد هواپماهاي ديگر را دارد.

يوفو بعد از 45 دقيقه بعد از آمدن از آمدنش ناگهان از ديد رادار محو ميشود. بعد از اين 45 دقيقه شي ناشناخته وارد محدوده ي هوايي  ارتش شده بود.و جتهايشان را از كار انداخته بود و ناگهاني از ديد همه محو شده بود و يك راحتي خاصي با كاركنانش دست داد. آيا اين پايان يوفوي غول آسا بود؟

هرچقدر هم كه درمورد اين قضيه مرموز و غير طبيعيع 28آگوست 1991 موجب بحث و تحقيقات شد اما ترس از خطر آن يوفو ديگر از بين رفته بود.

اين يوفو براي چه وارد مرز هوايي ارتش شده بود؟ماموريتش چه بود؟اينها سوالهايي بود كه پرسيده  شد و پاسخهايي بر مبناي احتمالات داده شد مركز تحقيقات يوفولوژي به حالت دراماتيك رسيده بود.

در اخر ماه خبر اينكه يك شي ناشناخته در اطراف كوههاي مزار شیطان سقوط كرده  در همه جا پخش شد ساكنان دهكده هاي آن منطقه  شاهد سقوط كردن اين يوفوي غول آسا در كوههايي كه معروف به گورستان شيطان شده بودند.

انقدر اين خبرها و شايعات بين مردم رد و بدل شد كه دولت تصميم گرفت كه يك اكيپ براي جست و جو به اين كو درميان  انبوهي از جنگل اعزام كند.

منبع

insanveevren.wordpress.com

http://www.ufocasebook.com/Russia.html

http://www.ufocasebook.com/Russia2.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بهنام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

راشا تودی خبر از کشف بیگانه فضایی مرده در اثر سقوط بشقاب پرنده در روسیه می دهد+عکس موجود فضایی

خانم ماراتا یاگرونام از پتروزاودسک بدن موجود بیگانه ای را چندین سال در یخچال نگه داشته بود.بیگانه در حیات پشتی تابستانی منزل خانم خانم ماراتا یاگرونام پیدا شد.بدن موجود بسیار گرم بود و تکه فلزی در کنار آن قرار داشت.قبل از آنکه خانم بدن بیگانه فضایی را پیدا کرد صدای وحشتناکی را شنیده بود.طول موجود به 40-50 سانتی متر می رسد و دارای سر بزرگی است و دهان دایره ای شکل است و با یک تکه لباس پوشیده شده است.دو روز قبل این خانم ماراتا یاگرونام با افرادی که بدن بیگانه فضایی را برای مطالعه مصادره کرده بودند ملاقاتی داشت.و با استفاده از لغات خود موضع را به مرکز تحقیقات مرکزی دانشکده علوم کارلین شرح داد.در هر حال افرادی که با وی مصاحبه کرده بودند نتوانستند از خانم ماراتا بشنود که بدن بیگانه را در کجا پیدا کرده است؟

قبل از از بین رفتن بدن پنج عکس توسط خانم یاگرونام گرفته شده بود.

*

*

*

*

منبع :    http://onlysecrecy.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رامین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

بيگانه ای که در روسيه سقوط کرد

این نوغ از موجودات فضایی در سال ۱۹۹۶ در شهری نزدیک مسگو سقوط کرد.سرنشین آن پس از چند ساعت درگذشت و مامورین مخفی کا.گ.ب آن را برای تحقیقات بیشتر به آزمایشگاه خود بردند و دیگر خبری از آن شنیده نشد. تمام وب سایتهای مربوط به این خبر بسته شده است و اخبار آن سانسور .

سازمان جاسوسی روسیه یا همان کی.جی.بی K.G.B  به هر نوعی جلوی انتشار این خبر را گرفت.کاملا واضح است که چرا دولتها این اخبار را از مردم مخفی نگه می دارند. اول برای اینکه سر شما را گرم مسائل دیگری کنند و بتوانند به راحتی آزمایشهای خود را انجام دهند. دوم اینکه اگر به شما حقیقت را بگویند شما باور نخواهید کرد.

ru3.jpg

بشقاب پرنده اي بر فراز كرملين

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «مسكونيوز» نوشت: نسخه دست‌نويس قديمي روس‌ها، علايمي از بشقاب‌پرنده قرن 18 ارائه داده است. امروزه گزارش‌هاي مربوط به نشانه‌ها و موارد رؤيت بشقاب‌پرنده به طور متناوب و هميشگي در رسانه‌ها آشكار و مطرح مي‌شوند، به طوري كه اين مسئله به سختي توجه آدم‌ها را به سمت خود جلب مي‌كند كه اغلب نيز رد به جا مانده از هواپيماها يا آزمايش‌هاي مسافت‌سنجي با آنها اشتباه گرفته شده‌اند. اما اين مطمئنا در موارد رؤيتي كه قرن‌ها پيش ثبت و ضبط شده، صدق نمي‌كند؛ يعني زماني كه هيچ راكت، موشك يا هواپيمايي وجود نداشت.

روزنامه «Komsomolskaya Pravda» ـ چاپ مسكو ـ سندي را از يك آرشيو شخصي منتشر كرده كه مي‌گويد، شواهدي از پرواز يك بشقاب‌پرنده در سال 1808 بر فراز كرملين وجود دارد.

يك كارشناس موزه تاريخ روسيه و سازمان نسخ قديمي مي‌گويد: من اين سند و مدرك را در آرشيو يك سناتور اهل مسكو با نام «پيتر پوليودنسكي» كه براي سرويس مخفي «TSAR» كار مي‌كرده و در اواسط قرن 19 فوت كرده، پيدا كردم.

«الكساندر آفاناسيف»، در ادامه مي‌‌گويد: اين نسخه مطمئنا توجه اين شخص را به دلايلي به خود جلب كرده است كه آن را نگه داشته، هرچند رشته بشقاب‌پرنده‌شناسي به حيطه كاري من مربوط نمي‌شود، اما ارزيابي من اين بوده كه اين نسخه قديمي، صورت يك بشقاب‌‌پرنده را شرح و توصيف كرده است.

تشعشع بر فراز كرملين: در يكم سپتامبر سال 1808، ساعت 8:7 بعدازظهر در آسمان صاف و ستاره‌باران، پديده‌اي ظاهر شد كه از لحاظ تابش و اشعه‌ و زيبايي‌ در مقابل چيزهايي كه قبلا ديده بودم، غيرقابل مقايسه بود. وقتي ما به آن توجه كرديم، با صداي غرش بلندي همراه بود كه در قوسي با مقياس 55 درجه تا 90 درجه از سطح افق در حال حركت به سمت بالا بود. بشقاب‌پرنده پس از پيمودن اين مسافت در ميان ابرها متوقف ماند، به طوري كه در بالاي كرملين به شكل يك بشقاب‌پرنده بزرگ 35/6 متر طول و 35/5 متر ضخامت قرار گرفته بود. سپس از سمت لبه جلويي‌اش در جهت جنوب غرب چرخيد و يك اشعه تخم‌مرغي به طول 4/1 متر و ضخامت 4/1 متر از آن ساطع شد كه ميزان تابش آن را مي‌توان با ميزان تابش حاصل از سوخت فسفر قابل قياس دانست.

اين پديده بدون جرقه و آتش، باز در يك مسير دايره‌اي شناور بود و همه چيز اطراف خود را مثل روز، روشن و سپس شعله‌هايش فروكش كرد و نور ناپديد شد، اما بشقاب پرنده نوراني باقي ماند و به‌ آرامي و عمودي به سمت بالا به حركت درآمد. به اين ترتيب، به ستاره‌ها رسيد و براي دو يا چند دقيقه قابل رؤيت بود و سپس بدون آن‌كه ناپديد شود، به واسطه ارتفاع فوق‌العاده‌اي كه داشت، قابل مشاهده شد.

علاوه بر اين، شيء مزبور شباهت‌هاي زيادي به توصيف‌هايي كه امروزه از بشقاب پرنده‌هاي پيشرفته ارائه مي‌شود، دارد؛ شباهت‌هايي همچون توانايي آن در توقف و حركت تند و ناگهاني، پراكندن تشعشعات و شكل هندسي‌اش كه مانند بشقاب‌پرنده‌هاي امروزي بوده است. به هر حال، آفاناسيف، درباره احتمال جعلي و دروغين بودن نسخه، صحبت كرده است.

وي مي‌گويد: غيرممكن است و نسخه قديمي روي يك كاغذ معتبر توليد شده در سال 1805 نوشته شده است. سبك نوشته نشان مي‌دهد كه متعلق به اوايل قرن 19 است و مؤلف بايد شخصي تحصيلكرده و احتمالا يك استاد دانشگاه دولتي مسكو بوده باشد؛ اين نكته از اين جهت ابراز مي‌شود كه دانشگاه درست در خيابان مقابل كرملين است.

فرد محقق به ستاره‌شناسي روي آورد، به اميد آن‌كه بفهمد نويسنده نسخه قديمي واقعا شاهد چه چيزي بوده است، اما به طور غيرمنتظره‌اي، ستاره‌شناسان به او كمك كردند كه نويسنده نسخه را شناسايي كند.

«گالينا پونوماريوف»، كارشناس دانشگاه ستاره‌شناسي روسيه، مي‌گويد: در سال 1808 در جلسه انجمن طبيعي‌دانان مسكو، «آندره چيوتاريوف»، استاد شيمي 24 ساله دانشگاه مسكو، گزارشي مبني بر مشاهده اتفاقي يك شهاب ارائه داد. «پونوماريوف» مي‌گويد: البته آن شيء يك شهاب نبود، اما در آن زمان، هر شيئي كه در آسمان ديده مي‌شد، از آن به عنوان يك شهاب ياد مي‌شده است.
طرح و نقشه: نسخه مورد نظر همراه با يك نوشته و تصوير همراه بود.

1ـ 13 سپتامبر 1808، ساعت 20:7، در دانشگاه دولتي مسكو، «چبو تاريوف»، صداي غرش و لرزشي را مي‌شنود و از پنجره به بيرون نگاه مي‌كند و يك شيء مثلثي به طور 35/6 متر و ضخامت 35/5 متر مي‌بيند كه به طور قوسي در حال بالا رفتن بود.

2ـ شيء مورد بحث بر فراز كرملين و در مسافتي به ارتفاع 2 يا 3 كيلومتر متوقف مي‌ماند. از بخش كناري آن گلوله‌اي شعله مانند به قطر 5/1 متر تابيده شد و تشعشع به وجود آمده به مدت 5 دقيقه ادامه داشت.

3ـ وقتي تابش تمام شد، شيء به آرامي و به طور عمودي، مسير خود را به سمت بالا در پيش گرفت و به مدت دو دقيقه قابل مشاهده بود.

«آفاناسيف» مي‌افزايد: منظور و هدفي كه از اين نسخه وجود دارد، هنوز براي من مرموز و نامشخص است. در آغاز من پيشنهاد دادم كه اين نسخه، پيش‌نويس يك مقاله در روزنامه بوده است، اما نه روزنامه دانشگاه دولتي مسكو و نه هيچ‌يك از روزنامه‌هاي مسكو، اين مطلب را منتشر نكرده بودند.

«چبو تاريوف» احتمالا در حال تدارك مقاله‌اي براي انجمن طبيعي‌دانان مسكو بوده، اما به دلايلي هرگز به انتشار درنيامده و در آرشيو مانده است. تا اين‌كه «پيتر پوليودنسكي» آن را كشف كرد و نهايتا نسخه مذكور توسط محققان عصر جديد كشف و مطالب مربوطه به منظور عمومي‌تر شدن، منتشر شده بود.

عکسهای سقوط یوفو در روسیه

عکسهای سقوط یوفو در روسیه

 
 

سقوط یوفو در روسیه

Russian UFO Crash KGB Cover up-1969

This top secrete KGB tape surfaced when supposedly a group of film makers and producers paid $10,000 for the UFO footage and labeled it «The Secret KGB UFO Files».

The film takes place in Sverdlovsk, Russia (formerly Yekaterinburg) in March of 1969. In the KGB footage you see the Military and scientists responding to a UFO crash where a UFO fell from the sky and was jammed almost half way into the ground at an angle. There were many documents that were released with the film as well as the actual film canisters from the film itself. When you look at the video you can clearly see the authenticity, The soldiers are dressed appropriately for the times and the vehicles used are the same make and model as were used in the KGB around this time.

As with all UFO and Alien sightings there are many people out there that have been trying to debunk the video saying it was simply a hoax. This video however is much to real to be made by an amateur photographer. If it is indeed a hoax there was a lot of money spent and they did there research on the KGB before hand. There for until someone comes forth with the film set footage or some other concrete proof we have nothing else but to believe that this is a real UFO crash in Russia that was covered up until a corrupt official decided to sell out with the truth.

The real evidence is in the video though. It starts off with the military heading out to the crash site in the snow. If this were a fake video made by a film crew there would be many more footprints and vehical tracks then are there when there entering the site. Unfortunatly you don’t get to see them unearth the craft but only them carring off the tree and metallic debri. In the files that came with the film it was documented that there was also an organic being inside the space craft and the being had been sent for an autopsy and then destroyed. This is a must see video for anyone that believes and everone who does not. Watch the video

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: