بایگانی دسته‌ها: ربوده شدگان

سرانجام مشخص شد :دورگه انسان موجودات فضایی میراث ماورای زمین

سرانجام مشخص شد دورگه انسان موجودات فضایی میراث ماورای زمین است .

ارائه شده بوسیله پت ریگان در سه شنبه 31/8/2010

مادر فضایی: مبدا تحقق مان از بیرون کره زمین است .

عکس از کریس بری ( مغازه کتاب فروشی شاگرد جادوگر)

شاید شما هم در مورد آن شنیده باشید ولی واقعا آیا آن مادر بیگانه (فضایی )است.

برای فهمیدن درست این سوال عجیب و غریب من باید پیش زمینه شگفت انگیزی را توضیح دهم . دنبال کردن پاره ای از اطلاعات شوک بزرگی برایم به دنبال آورد که در آخر کتاب یوفو : جستجو در پی حقیقت من آمده است.من معتقدم که تحقیقات این کتاب ادراکم رادر موردکیهان به مقدار زیادی تغییر داده و اینکه چگونه ما خیلی خوب و راحت در آن جای گرفتیم.

https://i1.wp.com/www.ufodigest.com/sites/default/files/alien-mom.jpg

تجربیات قبلی ام تحت عنوان افسانه های قومی و اجدادی منتشر شد، افسانه و آیین های کافر و بومی که محیط اطراف یک میل قوی به حفاظت از آن دارد. هرچند بیشتر نوشته های اخیرم مورد بحث کلاهبردارهای سیاسی بوده است .یوفو جستجو در پی حقیقت تعداد فراوانی از نشانه های عجیب عمومی در باب یوفو ها را داراست . موضوع روح ها و پدیده های دیگر ماورالطبیعه در موقعیت های مناسب آورده شده است.من خوشبختم که به طور تصادفی با نیک پاپ محقق یوفو و همچنین نویسنده مشهور بریتانیایی آشنا شدم و نیک با مهربانی زیاد تحقیقاتش را در کتاب من نگاشت.با این همه درست پیش از به پایان رساندن کتابم در اواخر آن کشف باورنکردنی اتفاق افتاد من با مالک کتاب فروشی شاگرد جادوگر آقای کریس بری تماس گرفتم ، و چون او از کتابی که نوشته بودم خبر داشت از روی خیرخواهی و دوستی عکس هایی از کلکسیون خصوصی اش داد تا از آن استفاده کنم درست قبل از اینکه من نسخه دستنویسم را برای چاپ ببرم با وجود اشتیاقی که من و ناشرم » canwritewillwrite» برای چاپ داشتیم ولی این افشاگری را داخل آن گنجاندیم . عکس قدیمی کریس مرا به شگفت وا داشت و به طور کامل گویای وابستگی به موضوع و همینطور میراث بیگانگان که در آینده موثر است بود .

من پیشتر مطالبی شامل آن در کتاب اطلاعات آمریکا از قسمت پروژه فرزند ستارگان که با عملیات علمی بوسیله لیو دینی ثابت شده است ، خوانده بودم . آزمایشات غیر معمول اخیر برروی جمجمه قدیمی از کودکان آشکار ساخت که یکی از والدین این کودکان DNAدارد که منبع آن قابل تشخیص نیست که DNAانسان نمی تواند باشد و منبع فرازمینی آن آشکار شده است . من از نشریه 2010 خود لوید نقل قول می کنم : » در هفته گذشته ( مارس 2010)من با نسل شناسی که بر روی DNAفرزندان ستارگان کار می کند ملاقات کردم ، او تو ضیح داد که چگونه توانسته اثبات کند که فرزندان ستارگان کاملا از نوع بشر نیستند، که آنها در زندگی ما برای سالها بودندحالا سوال های ما زیاد طولانی نیست اگر چنین چیزی هست «کی» و » چگونه » به وجود آمده؟ ما متحیریم از گسترش حقیقت جدید که آن افشا کردیم لوید تصریح کرد که اثبات های علمی هم اکنون کاملا واضح توضیح می دهند که یک قسمت مهمی از ژن فرزندان ستارگان در زمین یافت نمی شود .» پیشگامان این یافته ها بوسیله لوید متخصصی که اعتقاد راسخ دارد که تاریخ تبدیل جهان و راهی که ما زندگی را درک کردیم در کائنات قرار دارد .مسلما لوید موضوع سر مقاله نقادانی قرارگرفت ، ولی هنوز من حس می کنم که او با شهامت در مقابل این حمله ایستادگی می کند تا روزی که پیروز شود .

کشفیات مربوط به گذ شته متاسفانه همیشه مورد تبعیض قرار می گیرند و جمعیت کوته فکران و کسانی که دوست دارند هر چیز جدیدی یا غیر معمولی را تحقیر کنند در این مرحله پیروز شدند لرزاندن پایه های سیاسی ، مذهبی بنیادگرا با کمک به اینکه فکرها باز شود صورت می گیرد. بهر حال عکس جدید با سخاوت کریس بری برای همگان نمایان شد این کار نوری جدید به این سوال انداخت که نوع بشر که واقعادورگه نژاد انسان و موجودات فضایی می باشد . این عکس مهربانی یک مادر فضایی را توصیف می کند که عکس واقعی یک مادر و فرزندش در سیبری است . این دوبا ویژگی فیزیکی منحصر به فرد خارج از زمین بصورت پنهان نگه داشته شده اند ، کریس در کتابم توضیح می دهد که این عکس تاریخی در حدود 1900 میلادی گرفته شده است توجه کنید به مدل خاص سر مادر و طول انگشتان او و کودک به نظر میرسد نتیجه آمیزش انسان های فضایی و نوع بشر است ، عکس واقعی است و هیچگونه ادعایی قبلا در مورد آن مطرح نشده است . اما اطلاعات زیادی در موردبالا وجود دارد در ژوئن 1908 در مورد رویدادهایی در تونگوسکا یا انفجار تونگوسکا ، انفجاری قدرتمند در جنوب مرداب اتفاق افتاده ، مرداب کوچک با پودکامنیا فاصله زیادی ندارد ، رودخانه تونگاسکا در حال حاضر در پودکامنیا در روسیه قراردارد . من معتقدم که در آن زمان کنجکاوی علمی زیادی در مورد آن صورت نگرفته است شاید به این علت که ایالت تونگاسکا طبیعتی جدا و مجزا دارد.

ماموریت ثبت شده این حقیقت را نشان می دهد که در واقع یک دهه بعد برای پیگیری این موضوع به آنجا رفته اند در 1921 معدن شناس روسی لئوید کوئیک کسی است که در حوزه رودخانه تونگاسگا به عنوان بخشی از مطالعات برای آکادمی علوم شوروی دیدن کرد و از تعدادی مردم محلی دریافت که انفجار بزرگی به علت تصادف سنگ آسمانی با زمین بوده است،کوینگ دولت را مجاب کرد که گروهی  منطقه تونگوسکا اعزام کنند تا از بقایای انفجار و سنگ آسمانی در مقابل معدن کاران صنعتی که به دنبال آهن بودند محافظت کند در آخر گروه کوئیک در 1927 به آنجا اعزام شدند کوئیک با جلب موافقت شکارچیان انواکی که در آنجا محلی بودند موفق شدند به محل تصادف بروند . رسیدن به محل کاری بسیار دشوار بود بهرحال به محض اینکه به محلی که در جنوب آن منطقه قرار داشت رسیدند شکارچیان انواکی که خرافاتی بودند ترسیدندکه حتی یک قدم جلوتر بیایند آنها از کسانی به اسم ولیمن یا مردان کوهی می ترسیدند بنابراین کوئیک و گروه اعزامی در یک دهکده در نزدیک محل ساکن شدند تا راهنمایان جدید از راه برسند ، این مردان کوهی چه کسانی بودند که این رعب و وحشت را در دل این شکارچیان بوجود آوردند؟ آیا با انفجار تونگوسکا رابطه ای داشتند؟

بعدها ادعایی وجود داشت مبنی بر اینکه مقداری از وسایل و لاشه وسیله انسانهای بیگانه در محل انفجار یافت شده است . گزارشات دانشمندان روسی نشان می دهد که وسایل متعلق به پدیده فضایی تونگاسکا است که به وسیله گروه سرمایه گزار پیدا شده است وسایلی خارج از عالم خاکی است که در محل رودخانه تونگاسکا جایی که انفجار در 1908 اتفاق افتاده یافت شده اند. معما تونگاسکا هنوز ادامه دارد؟ و هنوز هم مطالعات برای اینکه ببینند این مادر سیبریایی و بچه اش پی آمد چه ماجرایی هستند ادامه دارد. این موضوع شخصا برای خودم باعث شد تا متقاعد شوم که مداخله ای خارج از محیط زمین برروی نژاد بشر صورت گرفته است براستی مدارک روشن و واضحی برای آن وجود دارد .من باید به کریس اجازه می دادم که بخصوص در مورد جالب عشق بازی و آمیزش موجودات بیگانه و نوع بشر بنویسد ، و اینکه چه تفکری باعث شد تا کریس این عکس را در کتابم بگنجاند، او مرا مطلع کرد: » شما و من در بعضی موضوعات علاقه مندی های خاصی داریم ، این موضوع تونگوسکا و انفجاراتی که در سیبری شمالی اتفاق افتاده و مناطقی دیگر هم وجود دارند و ممکن این انفجارات و برخورد سفینه های فضایی در محل های دیگری هم باشد ( منظور اینکه یک محل انتخابی برای این کار وجود ندارد ) اما ما عکسی داریم از مادری که اجازه به وجود آمدن موجودی با نژاد موجودات بیگانه را در خود داده است ، و در قبل از آن یک ناهنجاری در مدت 1775 تا 1800 میلادی داشتیم اهمیت این عکس در این است که به نظر می رسد سابقه ویژگی های فیزیکی موجودات فضایی و اختلاط نژاد آنها شامل مدتی بعدتر هم نیز می شود چون تعداد زیادی از مردم سیبری میتوان این اختلاط نژاد رادید که از والدینشان به آنها رسیده است ، از این جهت فقط یک آنالیزگر DNAمی تواند اثبات کند که آیا این عکس نشان دهنده اختلاط ژنتیکی مردم سیبری هست یا نه .

تئوری اختلاط نژاد انسان موجودات فضایی منحصر بفرد است شاید موجب بوجود آمدن گروه جدیدی از دانشمندان برای تحقیق بر روی DNAشود مثل لوید که می تواند یکی از سردمداران این قضیه باشد .

آیا ما یکی از آخرین شواهد اثبات این تداخل ژنتیکی بین موجودات فضایی و انسانها داریم ؟ ما قبل از این گزارشات عجیب در مورد یوفوها را در خارج از منطقه سیبری و روسیه داشتیم ، تلاش کوچک من باعث شد تا خطی براین دیواره وارد شود ، شاید باعث به وجود آمدن راهی به تحقیقات بزرگتر شود. تحقیقات باعث می شود تا بفهمیم که نوع دیگری از زندگی در خارج از اینجا وجود داردو خوشامد می گوییم به دانشمندانی که در این زمینه وارد می شوند .

و من باید تشکر کنم از کسانی که کمک کردم از قبیل کریس بری ، نیک پاپ ، لوید پی، کریس هادسون (ویراستار مجله یوفوها و ماورالطبیعه)، یو پاونی (تهیه کننده برنامه تلوزیونی شکارچیان یوفو)و خیلی افراد دیگر مثل من مشتاق حقیقتند.

ضمنا برنامه گزارشگر بریتانیا در فوریه 2010 از قول لورد مارتین ریس ، ستاره شناس سلطنتی در انگلستان می گوید که او معتقده موجودات فضایی در میان ما هستند و نمیتوانیم آنها را از خودمان تشخیص بدهیم ، همچنین ریس به عنوان رئیس انجمن سلطنتی معتقد است که این مسئله که ما دنبال چیزی هستیم که خیلی شبیه ما است یکم خودخواهی و اینکه فکر می کنیم تکنولوژی و ریاضیات آنها چیزی شبیه ماست . ریس ندانسته در مورد این مادر فضایی صحبت کرده است ، بصورت مخفیانه با نژاد ما ادغام شده و بصورت خودمان در اینجا ظاهر شده است اگرچه در نگاه اول قابل تشخیص نیست . از نگاهی دیگر کشفیات اخیر کمی ترسناک است اما کسانی مثل دانشمند برجسته استیفن هاوکینگ معتقد است باید با موجودات فضایی صحبت کرد تا نکات مبهم را توجیه کرد.

وضعیت دورگه انسانها موجودات فضایی زمانی که کامل مشخص شود بی تردید بهم خوردگی در پایه های علم و حوزه دین خواهد داشت ، سوال بزرگ وقتی به وجود می آید که نوع بشر به بلوغ کامل فکری برسد که این باعث رسیدن به حقایق جدیدتری خواهد شد.

دین و علم بنیادگرا باید قبول کند که در عقاید متعصبشان بعضی اوقات خدشه وارد خواهد شد  و با این واقعیت روبروشود که انشعابات بسیاری بوسیله این مادر وبچه فضائیش بوجود آمده است ، من معتقدم که ما باید بیشتر در مورد این قوم و خویشان بین کهکشانیمان بدانیم و بسلامت از این برحه بگذریم . فکر بسته ما را به تاریکی می برد فراگیری بیشتر در مورد کهکشان ها و ساکنانش راه رابرایمان به بزرگراه کیهان و آنسوی آن می گشاید.

منبع :      http://www.ufodigest.com/article/alien-mom-humalien-axis-our-extraterrestrial-inheritance-finally-realised

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از آناهيتاي  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

ربوده شدن سه ايراني توسط موجودات فضايي-سال 1355

آرشيو روزنامه اطلاعات حاكي از آن است كه بنا به خبر روزنامه اطلاعات مورخ 18 فروردين 1355 ،سرنشينان بشقاب پرنده ،يك ايراني را در جنگل هاي چالوس ربودند و سه روز بعد در اصفهان رها كردند. به موجب اين خبر غلامرضا بازرگاني كه در آن زمان دانش اموز سال ششم رياضي بود ،ادعا نمود كه روز سيزده فروردين در جنگل هاي اطراف چالوس گردش مي كرد كه سرنشينان بشقاب پرنده او را ربودند و سه روز بعد در پانزده فروردين ماه در بيابانهاي اطراف اصفهان رها كردند.

غلامرضا بازرگاني كه همراه پدر خود در دفتر نمايندگي اطلاعات گفتگو ميكرد گفت: بعد از ظهر روز سيزدهم  فروردين به هنگام گردش در جنگل هاي چالوس ناگهان از ميان ابرها سفينه اي فرود آمد و دريچه اي باز شد و 4 موجود فضايي پايين آمدند و مرا با خود به داخل سفينه بردند و بعد مرا به يك محوطه بيضي شكل انتقال دادند .آنها به من اشعه گوناگون و رنگارنگ تاباندند.آنهابه من هيچ غذايي ندادند ولي من احساس گرسنگي نمي كردم.من روز سيزدهم فروردين وقتي از خانه بيرون مي آمدم ،صورتم را اصلاح كرده بودم ولي روز 15 فروردين ريش انبوهي داشتم.سرعت رشد موي من آنقدر نيست كه در مدت سه روز انبوه شود.

https://i0.wp.com/uforna.net/resources/abduct.jpg

غلامرضا بازرگاني ادعا كرده بود كه موجودات فضايي ساعت مچي او را گرفته اند .او مي گفت لباسهايش بوي فضا مي دهد و اگر آنها او را به آزمايشگاه ببرند مجهولات بيشتري كشف خواهد شد.در همان روز پزشكان چالوس از جمله دكتر صفر پور ،پزشك بيمارستان شير و خورشيد سابق اين شهر،غلامرضا را به دقت معاينه كردند و راي به سلامت عقل،روان و جسم او دادند.

ناپديد شدن غلامرضا بازرگاني در بعد از ظهر سيزده فروردين 1355 در چالوس انعكاس وسيعي داشت و پليس براي يافتن او بسيج شده بود. ظاهرا بشقاب پرنده اي كه غلامرضا بازرگاني را از چالوس ربوده بود به هنگام رها كردن او در حوالي اصفهان ديده شده بود.

بيست و يكم فروردين 1355 اطلاعات در صفحه آخر خود از قول خبرگزاري فرانسه نوشت كه راديو هاي اروپا خبر اطلاعات را در باره بشقاب پرنده منتشر كردند. در اين خبر آمده است كه روستاييان منطقه اصفهان ادعا كرده اند 3 مريخي را كه پوست بدنشان سبز بود ديده اند.

ماجراي غلامرضا بازرگاني بازتاب وسيعي در جامعه علمي جهاني يافت به طوري كه نشريه علمي و بسيار معتبر ufo-univers كه هر دو ماه يك بار در آمريكا به چاپ ميرسد و رخداد هاي اتفاق افتاده يوفوها از سراسر جهان را دنبال و گزارش ميكرد ،تحت عنوان يوفو ها و جنگ خليج فارس به تاريخ اگوست –سپتامبر 1991 به بررسي گزارش اين ربوده شدن به نوشته سردبير اين نوشته تيموتي گرين بك لي پرداخت كه ما برگردان قسمتي از اين مقاله بسيار جالب را در ذيل پي ميگيريم:

«« …پس از ربوده شدن غلامرضا بازرگاني براي چندين ماه آتي يوفوها در سراسر آسمان پهنه ايران پرواز مي كردند. جنگنده هاي جت نيروي هوايي سلطنتي ايران به كرات نورهاي درخشان را در آسمان ره گيري و تعقيب كردند و هزاران ديسك ايراني ديسك ها و بشقابهاي نوراني را در هواي ازاد مشاهده و كشف ميكردند.در 25 سپتامبر 1976 روزنامه اي از تهران مقاله زير را منشر كرد:

من به داخل بشقاب پرنده اي ربوده شدم  .

دفتر روزنامه اطلاعات غرق در گزارش هاي مختلف مردمي بود كه ادعا ميكردند بشقاب پرنده ها را مشاهده كرده اند.بعد از اخرين هفته گزارش مبني بر تعقيب يوفو با جت هاي جنگنده نيروي هوايي ايران ،دفتر روزنامه پر از افرادي شد كه ادعا ميكردند آن شي نوراني را در آسمان مشاهده كرده اند.

مردي ادعا ميكرد كه روز قبل موجودات بيگانه او را به واقع ربوده اند و وي را به داخل بشقاب پرنده اي برده اند.

احمد بني احمد 56 ساله از *سازمان حفظ آثار باستاني ايران * گفت كه به اين جهت از ذكر ماجراي برخوردش با موجودات گره اي ديگر قبلا بي ميل بوده زيرا تصور ميكرده كه مورد تمسخر مردم قرار خواهد گرفت ،اما حال كه مردم بشقاب پرنده هاي زيادي را مشاهده كرده اند او ديگر از مضحكه شدن باكي ندارد.

او گفت در تعطيلي آخر هفته اخير وي به همراه همسرش از درياچه تبريز(درياچه اروميه) بازديد ميكردند و افزود : ناگهان همه حواس من معطوف به شي پر تلالو شد كه در 100 ياردي اتومبيل ما فرود آمد .من و همسرم  كاملا وحشت زده شديم. اين جسم نوراني مدور و حدود 4 يا 5 متر قطر داشت و پنجره اي كوچك در روي ان تعبيه شده بود .ناگهان 2 موجود بسيار شبيه به موميايي هاي باستاني مصر از آن قدم به بيرون گذاردند و ما را ربودند.»»

منبع : كتاب اسرار بشقاب هاي پرنده

http://www.ufoinfo.com/roundup/v03/rnd03_15.shtml

Vimana(ویمانا. ماشین فضایی )- چگالی چهارم

Vimana( ماشین فضایی ) چگالی چهارم

https://i2.wp.com/www.varalaaru.com/images/Feb09/vimana.jpg

دانش باستانی سانسکریت در کهن ترین کتب بشر، وِداها ( Vedas ) هندی (واداها: کهن ترن کتاب های آریاییان و قدیمی ترین نوشته به زبان هند و اروپایی است که تاریخ نگارش آنها را دوره ای بین سالهای ۱۷۵۰ و ۶۰۰ قبل از میلاد میدانند. وداها مهمترین نوشتار موثر در شکل گیری فرهنگ کنونی شبه قاره هند می باشند. )، باقی مانده است که شاهکارهای تکنولوژی تمدن نه تنها به سفرهای هوایی، بلکه سفر به سیّارات نیز مرتبط می کند. با اینحال ، توسط تکنولوژیهای مخربی مانند صنعت معاصر ما، این دستاورد های پیشرفته با مشکل مواجه شده است.

متن Vedic Mahabharata (ودا مهاباراتا: سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان سانسکریت است.مهاباراتا با بیش از یکصدهزار بیت بلندترین سروده جهان است. کار نوشتن آن تا سده سوم یا چهارم میلادی ادامه یافته‌ است. برخی از تاریخدانان موضوع این سروده‌ها را الهام‌گرفته از نبرد میان مردمان آریایی و دراویدی در هزاره دوم پیش از میلاد می دانند. مهاباراتا در قدیم بدستور اکبر شاه با نام رزمنامه ترجمه شد.) اثرات مخرب جنگهای هسته ای را به همراه توضیحات صحیحی در رابطه با ابرهای قارچی و بیماریهای های تشعشعی شرح داده است، متنی که تا پیش از حوادث ۱۹۴۵ شهرهای هیروشیما ( Hiroshima ) و ناگاساکی ( Nagasaki ) ژاپن، کاملاً فراتر از درک امروزی بود. باقیمانده های مذاب این دو شهر مدرن، درک جدیدی. را از سرنوشت شهرهای باستانی نظیر Harrapa و Moenjo-daro پاکستان بوجود می آورد ، که هزاران سال پیش  بطور مشهود از تخریب هسته ای یکسانی رنج می بردند – اسکلت های رادیواکتیوی در  اطراف خیابان هایشان گواه بر آن است .

دانش پیچیده ی فنی موجود در این کتب مقدس ، موفقیتهایی را در علم مادی بوجود می آورد که بینشی عمیقی از نهانترین جنبه های فن آوری باستانی بشر ، یعنی کنترل گرانش، را ارائه می دهد.

متون سانسکریت بعدی، مانند Vimana Shastra (علوم هوانوردی) به نقل از Lohatantra ، Amsu Bodhini، و Kritaka Vajra Nirnaya، شامل فرمولهای وسیع فلز شناسی آلیاژهای گوناگونی نظیر طلا، نقره، مس، روی و آهن می باشد.

بر اساس نوشته های متون و فرمول های اخیر کتاب Pandi Subbaraya Shastri اثر Ankel ( 1855 – ۱۹۴۰ )، فلز شناسان معاصر در هند با پیروی از کتابچه های راهنمای باستانی موفق به تولید آلیاژهای جدید شده اند. دکتر C.S.R Prabhu، تعداد زیادی از این آلیاژها را در مقاله ی خود به نام “علم فلز شناسی هند باستان”، مستند کرده است:

در حال حاضر آلیاژ Tamogarbha Loha در آزمایشگاه تولید شده است که سبک وزن، سیاه رنگ، و در برابر اسید ها مقاوم است.

سطح بالای جذب در برابر نور لیزر در آن دیده شده است. این آلیاژ در کتاب”Vimana Shastra”، در“Tamo Yantra”( یانترا: کلمه سانسکریت بری ابزار و یا ماشین است)  به منظور جذب فرار نور از یک واکنش شیمیایی مورد استفاده قرار گرفت و در نتیجه تولید تاریکی نمود.

Pancha Loha: آلیاژ مسی که به شدت قابل انعطاف است و در مقابل فرسایش رطوبت و نمک، بسیار مقاوم است. در حال حاضر به رنگ زرد طلایی تولید شده است.

Arama Tamra : آلیاژ جذب نور متشکل از مس، روی، سرب و آهن. در حال حاضر به رنگ زرد طلایی متمایل به قرمز کمرنگ تولید شده است. شکننده، سبک، و بسیار سخت، با درجه ی سفتی ۹/۱۶ ( به زبان سانسکریت: “Dridham” )

کاربرد مستقیم این آلیاژهای جدید در پیشرفت تکنولوژی کنترل گرانش، بصورت تجربی توسط بیش از یک گروه، آزمایش و گزارش شده است. “Fran De Aquino” ، فیزیکدان دانشگاه ایالت Maranhao در S.Luis برزیل، بطور دقیق به توصیف اثرات ضد گرانشی مشاهده شده در شناوری آکوستیک اشیای نورپرداز پرداخته است:

مطابق شکل ضعیف اصل هم ارزی نسبیت عمومی انیشتین، جرم گرانشی و جرم داخلی برابرند… ] بر خلاف این [ نشان دادیم که جرم گرانشی و جرم داخلی توسط یک عامل بَعدی، که وابسته به تشعشع فرودی ذره است، با یکدیگر همبستگی دارند. نشان داده شد که این عامل تنها در غیاب اشعه ی الکترو مغناطیسی برابر ۱ می شود و اینکه این مقدار می تواند بوسیله ی تشعشعات با فرکانس بسیار پایین ( ELF )، کاهش یافته، خنثی شده، یا منفی شود.

ما امکان کنترل گرانش را بر روی مواد تابنده بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مواد با شاخص انکساری بالا، راه حل جدید و مؤثری برای تکنولوژی کنترل گرانش می باشد.

] در زیر تصاویری از “Plejaren beamships” به همراه نگاشتهای تشدید موجهای ایستاده موجود است که توسط Eduard Albert Meier ( مدّعی ارتباط با فضا ) گرفته شده اند. [

https://i0.wp.com/www.humanresonance.org/beamships.jpg

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_2.jpg

کلسیت ( آهک ) یکی از مواد فلورسنت فرا بنفشی است که بطرز گسترده ای در ساخت تمامی اهرام دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. به نقل Vedic باستان در مورد vimana ضد گرانشی، یا سفینه های فضایی، شامل دستورالعملهایی برای آلیاژهای فلزی تابنده ای است که دارای خواص مولکولی و شکل هندسی مشابه سنگهای اهرام میباشد. فکر می کنید اگر روزی اثرات ضد گرانشی سنگهای اهرام برای بدن و هوشیاری انسان استفاده شود، طیفهای وسیع از صداهای فوق العاده با فرکانس بسیار پایین سازگار با زیست چگونه است؟ ضربان قلب، – در طول موج ۴۵/۱ هرتز در ۷۶۵ پا –  از طول مبنای اهرام ثلاثه ی مصر اطلاع می دهد. کلمه ی «هرم» (‹pyr-a-mid› )، خود ریشه ای یونانی دارد، و بر اساس کلمه ی » pyros » یا آتش، به معنی میانه ی آتش ، بوجود آمده است. آیا پلاسماهای زیست سازگار روزگاری در خزانه های درونی اهرام می سوختند؟

سطح بالای انرژی در هیدروژن به تازگی توسط دکتر Randall Mills، گزارش شده است که به فرایند آزادسازی مقدار زیادی از انرژی نهفته در خود اتم هیدروژن می پردازد. Mills، فیزیک بنیادین این واکنش شیمیایی جدید مشتق از آب را بطورت پلاسماهای انتقال رزونانس تعریف نمود، که اینک توسط شرکتش، Blacklight Power، برای تولید انرژی به بازار عرضه شده است. استعمال مشابهی از این واکنش نوین، به نام گاز HHO، توسط Denny Klein عرضه شده است و اکنون به عنوان مشعل پلاسما با قابلیت تصفیه ی هرگونه مواد، موجود است. هردوی این عکس العملهای بر اساس هیدروژن، نورهای مادون قرمز و فرابنفش شدیدی تولید می کنند. جالب است که پهنای باند اشعه ی UV تولید شده، به UV-A که برای بدن انسان سودمند است، محدود می باشد، درحالیکه طول موجهای UV-B و UV-C مشاهده نمی شوند.

فرایند فنی ای که پلاسماهای HHO توسط آن شکل می گیرند، توسط محققین شرکت Black Light تشریح شده است. این فرایند شامل شکسته شدن زنجیرهای مولکولی آب توسط ذرات بسیار ریز فلز تبخیر شده است که بخار جنبشی ای مرکب از اتم های منحصر بفرد هیدروژن و اکسیژن را تولید می کند. این فرایند نمی تواند در حضور هوا اتفاق بیافتد، بنابراین محفظه ای تهی از هوا مورد نیاز است. هنگامیکه بخار HHO محفظه را پر کرد، سپس برای تبدیل شدن به پلاسمای HHO آزادساز انرژی، تحت تأثیر جریان برق قرار می گیرد، همانطور که اتم های H به یک چهارم اندازه ی خود تغییر سایز می دهد.

این پیشرفتهای علمی معاصر، تجربیات غیر معمول شمارش شده ( در مجله ی Search، ماه مارس ۱۹۶۰ ) توسط دکتر Raymond Bernard، میهن پرست آمریکایی سابق، در Joinville، شهری ساحلی در ایالت Santa Catarina برزیل را روشن نمود. در حالیکه دکتر Bernard خارج از شهر در حال سازماندهی و زندگی در میان گروهی از گیاهخواران بود، یک سلسله ارتباطات ماورایی آغاز شد. صدای پر طنینی از قله کوهی نزدیک یکی از اعضای گروه Bernard سبب شد تا به وارسی منشأ صدا بپردازند. در نهایت فقط میله ای دایره وار پیدا کرد که عمق آن را توسط درختان تاک جنگل، حدود ۳۰۰ اینچ نشان می داد، محقق برای پایین رفتن به سمت انتهای آن، با ریسمان پهنی مجهز شد:

  • وقتی به انتها رسیدم، وارد تونلی شدم که در آن فاصله ای ۲۰۰۰ متری را پیمودم. سپس با چراغ قوه ام دری سنگی دیدم. درحالیکه تماشایش می کردم، ناگهان باز شد و مرد بلند قدی را با لباس کار متالیک دیدم که با صدایی قوی گفت که این اولین باری بود که کسی مشتاق ورود به این تونل شده است. در ابتدا از صدای پر قدرت مرد وحشت کردم و قصد فرار داشتم، اما او صدایم کرد و گفت که نترسم، زیرا او آدم آرامی است که تا بحال به هیچ موجود زنده ای آسیب نرسانده است. پس از او پرسیدم که او کیست که در این غار زندگی می کند.
  • او گفت: «من یک اینکای آتلانتیسی هستم و نگهبان این در.»
  • او از من پرسید که به دنبال چه هستم. به او گفتم در جستجوی نسل خود می گردم، زیرا من نیز یک اینکا هستم. به نظر می آمد که از شنیدن این حرف بسیار خوشنود شده باشد. به او گفتم که مایلم شهرش را ملاقات کنم، و اینکه یک دوست آمریکایی دارم که او، همسرم و فرزندانم نیز مایلند به آنجا بروند…
  • در ملاقات دوم از آتلانتیس، او سخنرانی در مورد رادیواکتیو و خطرات آن انجام داد. او گفت ذرات رادیواکتیو در هوا موجب رشد سریع سطح نشینان می شود، زیرا این ذرات در منافذ پوست تجمع کرده و تنفس پوست را متوقف می کنند. او گفت منافذ پوست انقباض و انبساط متداوم و پایداری دارند و عمل وارد نمودن هوا و خارج کردن ماده های خارجی را بر عهده دارند. در فضا فلزات ذرات رادیواکتیو، منافذ پوست را مسدود می کنند و در عملیات حیاتی تنفس و دفع مداخله می کنند. این عمل موجب بیماری و مرگ زودرس می شود.
  • مرد آتلانتیسی مرا صدا کرد که به نزدیک یک صفحه ی شفاف بروم و به منظور نگاه داشتن راز مکان تونل، تبادل خونی انجام دهم. وقتی نزدیک صفحه ی منحنی پلاستیکی شدم، صفحه ی منحنی پلاستیکی دیگری از اطراف در ظاهر شد و مرا احاطه کرد و خود را میان دو صفحه ی پلاستیکی یافتم. سپس اینطور به نظر رسید که تمامی هوا خارج شده و فضا به خلأ تبدیل شد. سپس هوای دیگری وارد شد که سبکتر و خالص تر به نظر می رسید و به من احساس سلامتی و قدرت بیشتری داد. سپس در پلاستیکی داخلی باز شد و او کپسولی به اندازه ی یک آدم که حاوی این ماده ی شفاف بود را با دسته های دو طرفش گرفته و به داخل برد و به من گفت که از در داخل شوم. پس از اینکه به داخل رفتم، در خود بخود باز و بسته شد.
  • او به من گفت که شخص نا لایقی را به اینجا نیاورم چون به سرعت خواهد فهمید. از او پرسیدم چگونه؟ پاسخ داد توسط این دستگاه، که آنرا electrovisor معرفی کرد، او می توانست تمامی اتفاقات در حال وقوع جهان را مشاهده کند. اگر فرد نالایقی نزدیک کوه شود و قصد داخل شدن به آن را داشته باشد، اشعه هایی ذهن او را مغشوش می کند بطوریکه قادر به ادامه ی سفر نبوده و به مسیری اشتباه خواهد رفت.
  • در جیبم مقداری نان داشتم. او گفت که نان را نخورم. او قرصی را در دستم گذاشت و گفت این قرص طعم چندین میوه را دارد. من دستم را پس کشیدم و ماده ی پلاستیکی ای که بازتاب می شد بسته شد. بعد از اینکه قرص را به من داد، کپسول را همراه من به داخل فضای میان دو صفحه ی پلاستیکی برد، در صفحه ی داخلی برای پذیرفتن کپسول باز شد و سپس خودبخود بسته شد. سپس در کپسول باز شد. کپسول را ترک کردم، در صفحه ی پلاستیکی خارجی نیز باز شد و آن را نیز ترک کردم.
  • (مرد آتلانتیسی گفت) وقتی تازه واردین وارد می شوند، ابتدا وارد کپسول می شوند و مرد آتلانتیسی آنها را به محفظه ی عاری از آلودگی می برد. درب کپسول باز می شود، فرد تازه وارد کپسول را ترک می کند، لباسهایش را از تن خارج می کند، سپس محفظه از بخار پر می شود، که سموم رادیواکتیو را از بدن انسان بیرون می کشد. فرد مورد نظر لباسهای دیگری را که برای او آماده است را به تن می کند، سپس وارد یک «دستگاه الکتریکی» می شود، که او را به سمت مرکز زمین می برد. باید ذکر کنم که در در طول ملاقات، پیش از اینکه در باز شود صدای عجیبی شنیدم که مربوط به دستگاهی بود که مرد آتلانتیسی با آن بالا آمد، با نزدیکتر شدن دستگاه، صدا نیز بلند و بلندتر شد، و وقتی متوقف شد، صدا نیز متوقف شد و درها خود بخود باز شدند. باید ذکر کنم که در بعد از ظهر و شب ۱۳ ژوئن سال ۱۹۵۹ وقتی یک سفینه نزدیک خانه ام شد، صدایی مشابه صدای همین دستگاه ایجاد کرد که مرا به این فکر برد که هردوی اینها طرز کار یکسانی دارند و اینکه این سفینه مربوط به همان آتلانتیسی بوده و از سیاره ی دیگری نیامده است. سفینه با حرکتی مارپیچی بر تپه ای در فاصله ی ۲۰۰۰ متری از خانه ی من فرود آمد، و سپس با حرکتی مارپیچی و دنباله ای از نور در پشت سر خود، برخاست. این شئ که گرد و نقره ای رنگ بود، در هنگام شب آمد. من بر این باورم که از طرف یک آتلانتیسی ناشناس که از محل زندگی من باخبر بود فرستاده شد که دقیقاً نزدیک خانه ی من آمد.

جزئیات Bernard همگی زمانی قابل توجه تر می شوند که به بازه ی زمانی آنها، یعنی پیش از ۱۹۶۰، توجه کنیم. صدای عجیبی که هم با پرنده ی ناشناس و هم با «سفینه»ی vimana همراه بود، اکنون به عنوان طول موجهای فرکانس پایینی شناخته شده اند که برای کنترل ضد گرانشی بکار می روند. در مورد نظارت از راه دور فنی و اشعه هایی که بازدید کننده های منفی نگر را گیج می کند نیز موارد استعمال موجهای فرکانس پایینی است که توسط دانشمندان امروزی بسط داده می شوند. آزمایش خون برای بررسی DNA در عمل روی پرده افکندن بازدیدکنندگان نیز منطقی است، همانطور که محققین مدرن اکنون قادر به تشخیص رفتارهای روانی موروثی شده اند.

بعلاوه، درسی که مرد آتلانتیسی در زمینه ی ذرات فلزات در فضا داد، توسط شواهد قدیمی جریانات هسته ای در نگاشت های باستان شناسی و همچنین توسط استعمال بدون تبعیض سلاح های اورانیوم رقیق شده ( DU )، تأیید شد. طب نوین نیز اخیراً فرایندی به نام electroporation را که پیش از ۱۹۶۰ به عنوان یک عملکرد سلولی که توسط شرایط اتمسفری مسدود شده بود برای Bernard شرح داده شده بود، را گسترش داده اند. شرح جزئیات فرایندهای پاکسازی شامل electroporation، از نظر علمی بسیار دقیق است، همانطور که توسط پلاستیکهای فیزوالکتریک تازه تولید شده ی پایدار در برابر گرما یی مانند PVDF ( Polyvinylidene Fluride )، که محفظه ی خلأ را به شکلی که گاز HHO پیش از تبدیل به یک پلاسمای electrify شده در جریان است تبدیل می کند، به اطلاع می رساند.

بررسی های بعدی خصوصیات یکتای پلاسماهای superfluid، توسط گروهی در مؤسسه ی فنون ماساچوست به رهبری دکتر Ketterle انجام گرفت. آزمایشات گروه، پارامترهای لازم برای ایجاد پرتوهای پلاسمای superfluid را تعریف کرده است. اشعه های مادون قرمز به عنوان مسیری مورد استفاده قرار می گیرند که بعداً توسط یک میدان مغناطیسی قوی احاطه می شوند. این شرایط بطور کارآمدی حاوی پلاسما های آزاد شده بصورت پرتو مادون قرمز می باشند. آنها دریافتند که یک جفت لیزر سبز درون پرتو مادون قرمز، شامل چرخش بدون اصطکاک پلاسمای superfluid است که متعاقباً صفی از گرداب شش وجهی را تشکیل می دهد که ساختار شفاف گاز یونیزه شده را حفظ می کند.

نتایج تجربی Ketterle آشکارا «پرتوهای فرا بنفش» را در اکثریت قریب به اتفاق رویدادهای ماورایی تکرار کرده اند. ده ها سال است که جابجایی فیزیکی از طریق شناوری در پرتوهای فرا بنفش، گزارش می شود و در بر گیرنده ی شرح وابستگی تأثیرات قوی گرما و نور در وقایع می باشد. استحکام دلایل شاهدان معاصر در رابطه با این تکنولوژیهای پیشرفته ی پلاسما، مبهوت کننده است، و وقتی در زمینه ی آخرین پیشرفتهای فنی بشر تحلیل می شود، همزمانی عمیقی یافت می شود. قرن ۲۱ از زمانی که پایه های تجربی و ریاضی را تکمیل کرده است، قوه ی درکی از نواحی پر انرژی را فرای تجربه بشر در اختیار قرار داده است.

پلاسما پس از گاز، مایع، و جامد، چهارمین حالت ماده است، با بیشترین انرژی و کمترین چگالی. ناحیه ی بشریت، فضای تشدید کننده ی پر از گازی است که جهان سه بعدی را در آن تجربه می کنیم.ناحیه ی چهار بعدی ماورایی تشدید شده، خارج از حقیقت بشریت است، موجودات electroluminous paraphysical، سکنه ی آن هستند.

درحالیکه هنوز نواحی بسیاری از هوشیاری غیر فیزیکی باید باقی مانده باشد، تمامی ارتباطات بشر با این ناحیه لزوماً از طریق فکر، رویا، شهود، مدیتیشن یا کانال زنی ( channeling ) انجام می گیرد. ارتباطات Cassiopaea کانالیِ Laura Knight-Jadczyk، بازه ی بسیار وسیعی از واژگان مناسب و مرجع را فراهم می کند که ما در این بحث مربوط به ارتباطات نواحی گاز و پلاسما، به عنوان محیط های «چگالی سوم» و «چگالی چهارم»، آنها را بکار می بریم. از چگالی ماده ی وارد شده در محیط پلاسمای پر انرژی، کاسته می شود و به موجب آن رسوخ مولکولی صورت می گیرد. شواهد رسوخ چند بعدی ماده، در آثار باقیمانده از طوفان ها یافت شده است. اینچنین پدیده ی خلاف قاعده بیش از یکبار تشریح شده است.

وسایل نقلیه ی هوایی پلاسمای ابررسانا، بدون اصطکاک از میان هوا، آب یا سنگ عبور می کند، مانند اینکه ماده جابجا نشده است، و به این موجب مانور و شتاب اشیاءِ در چگالی سوم غیر ممکن می شود. حرکت موجی پخش آکوستیک که در فضای چگالی سوم هوا ایجاد می شود، در پلاسماهای چگالی چهارم که از کمبود تفاوت دمایی ای که صدا را به شکل موج در می آورد رنج می برند، وجود ندارد. محیط چگالی چهارم یک انتقال انرژی منسجم، شامل هم اندیشی متحد و بدون از دست رفتن اطلاعات و به همراه گروههای فکری همگام، را ایجاد می کند.

زیست سازگاری پلاسماهای HHO که بطور دقیق در دلایل بیان شده ی Bernard تشریح شده بود، تقزیباً مشابه دیگر گزارشات مواجهات ماورایی از دیگر نقاط دنیا است.

فیلم مستند مهیّج Michael Hesemann، به نام «سفینه های نور: تجربه ی UFO کارلوس دیاز»، شواهد تصویری و ویدئویی بسیار مؤثری از تکنولوژی چگالی چهارم را ارائه می دهد. «دیاز» احساس اولیه ی تپش قلب را در سرگرمی ۴۵/۱ هرتزی پیش از ارتباطات ماورایی اش را  به روشنی شرح داد. این تأثیر ماورای صوتی قوی، اکنون می تواند به عنوان بخشی از سیستم نیروی محرکه ی فضا نورد چگالی چهارم درک شود، و به حفظ حضور نامرئی اش در نزدیکی «کارلوس» و پیش از آگاه شدن او، اشاره دارد. این فضا نورد سپس پس از ایجاد آمادگی ذهنی او برای ارتباط، سیمایی درخشان و خیره کننده می یابد:

  • حس خاصی در بافتهای بدن من متمرکز شده، حسی شبیه وقتی کسی به شدت عاشق می شود. این احساس بعضی مواقع مرا از خواب شب بیدار می کند، و می دانم که با آنها روبرو خواهم شد.
  • فضا نورد از انرژی طبیعی هاله های اطراف سیاره استفاده می کند. بعضی اوقات وارد هاله می شوند و خود را در جریان انرژی می اندازند. اگر بخواهند موقعیت خود را حفظ کنند، باید خلاف جریان عمل کنند که موجب حرکات نامنظم فضا نورد می شود. وقتی که در جریان انرژی طبیعی قرار می گیرند، با سرعت زیادی حرکت می کنند.
  • ابن سفینه ها گاهی در ارتفاع زیادی در حال پایین آمدن و در نهایت فرود بر ارتفاع ۵/۱ پایی زمین دیده می شوند. هنگامی که هنوز در ارتفاع زیادی است، حرکات آن بسیار بی ثباتند، اما وقتی فرود می آید، کاملاً ساکن است. اما این اتفاق نیز می افتد که سفینه گاهی ناگهان در نقطه ی دقیقی ظاهر شود.

  • در موقعیتهای متفاوت در طول رویارویی، تجربه کردم که چگونه هدف پرتویی از نور، به داخل آوردن حشرات، گیاهان، گرده، و حیوانات کوچک و بزرگ است، و گاهی ما نیز، من و دوستم، توسط چنین اشعه ای به داخل سفینه برده می شدیم. این پرتو مستقیماً از سفینه تشکیل و خارج می شود و حاوی انرژی و نوری مشابه خود سفینه است.
  • اولین باری که  آگاهانه مرا به داخل دعوت نمود، دیدم که دوستم زودتر در حال وارد شدن است. او مانند نوری وارد این مه شد. وقتی نیمی از بدنش وارد نور شد، توسط شئ مکیده شد. پس اولین کاری که کردم این بود که یک دستم را به داخل نور فرو بردم، و با حیرت گرمای مطبوعی را حس کردم. وقتی دستم را بیرون کشیدم و از سالم بودنش خاطر جمع شدم، برای وارد شدن به آن اطمینان حاصل کردم، و وقتی نیمی از بدنم را درون شئ گذاشتم، من نیز به داخل کشیده شدم. اما وقتی وارد آن می شوید، هیچ چیز نمی بینید. فقط همه جا را به رنگ زرد می بینید. انگشتانتان را حس نمی کنید. زمین را حس نمی کنید، اما احساس غریبی است، زیرا حس آرامش و عشق زیادی دارید.

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_4.gif

  • فیلم حیرت آور «کارلوس دیاز» در مورد پلاسما، متخصصین و تحلیلگر تصویر و فیلم، «Jim Dilettoso» از آزمایشگاه Village Labs در «تِمپ» آریزونا را عاجز کرده است. بر اساس افزایش شدت پرتو از بالا به پایین در طول ۳ قطعه فیام یا یک دهم ثانیه، این فرضیه ی غلط که اشعه، پرتوی نور ساده ای است، پریشانی زیادی ایجاد کرده است. همان تناوب سه قطعه ای شدت از بالا به پایین، در هنگام عقب رفتن پرتو نیز لحاظ می شود. پایداری سرعت نور، امکان وجود یک تک منبع تجلی را رد می کند و به این موضوع اشاره دارد که پرتو، همان انتشار پلاسما است. این تصور توسط نتایج تجربی گروه MIT «کِتِرِل» به تأییدرسیده است، و می توان از آن استنتاج کرد که پرتو بصورت یک اشعه ی کم نور مادون قرمزی که در یک دهم ثانیه، پس از پلاسمای HHo جریان می یابد، آغاز می شود.
  • کشاورز برزیلی، Urandir Oliveira، تعریفات حیرت آور و شواهد محکمی را از تجربه ی خود در انتقال پرتوی پلاسما به فضا نورد چگالی چهارم vimana ارائه کرد. جزئیات طی مصاحبه ای با » Urandir » توسط » Linda Moulton-Howe «، گزارشگر علمی، و از طریق مترجم پرتغالی، در رابطه با تجربه ی وارد شدنش به فضا نورد پلاسمای نقره ای رنگ به شکل دو بشقاب روبروی هم، در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۲، آشکار شد. انتقال از اتاق خواب او آغاز شد، درحالیکه » Urandir » طبق دستورالعمل ذهنی دریافتی اش، به آرامی دراز کشیده و منتظر بود:

https://i1.wp.com/www.humanresonance.org/vim_5.gif

  • او کتابی برداشت و سعی کرد آرام باشد. دقایقی بعد، یک روشنایی را در اتاق تشخیص داد. سپس تب داغی را در بدنش احساس کرد… روشنایی ارغوانی کمرنگ، با بنفش بود.. روشنایی کل اتاق را احاطه کرد و سپس به شکل تونلی در آمد که تخت او و خودش را سرتاسر و از کف زمین تا سقف را در بر گرفت…  و او احساسی مانند فلج بودن کرد. نمی توانست حرکت کند. او واقعاً این تب را در بدن خود که روی تخت بود، حس می کرد. احساس می کرد که بدنش در حال گرمتر شدن است…

با نگاه کردن به آن ملافه های سوخته و سقف سیاه شده، احساس درد می کنید ( از شدت سوختگی)؟

بله، چون این احساس را می دهد که چیزی در آنجا کسی را سوزانده است. اما او با داشتن دانش پیشرفته در مورد فرایند پیشروی پرتو، می دانست که درد آور نخواهد بود… او احساس برخاستن و فرو رفتن در سقف را داشت. از آنجائیکه او فلج بود، نمی توانست زیاد حرکت کند..

او خودش را در حال فرو رفتن در سقف می دید و واقعاً می توانست مولکولها را میان سقف ببیند، مانند اینکه در کف فرو می رود. مانند حبابهای ایجاد شده از شستن دست با صابون. او سپس به سمت بالا برخاست، یعنی پس از عبور از آن نقطه و فرو رفتن در سقف، در همان روشنایی بنفش رنگ، برخاست و ایستاد.

وی روزی متذکر شده بود که بیشتر ببیند و بشنود؟

حتی زمانی که در ارتفاع و فاصله ی زیاد قرار داشت، می توانست بخوبی ببیند و بشنود، حتی بهتر از حالت عادی، چنانکه همه چیز تقویت شده باشد. می توانست صدای پرتاب سنگ ها را در همه جا بشنود، صدای مکالمات مردم را بشنود و آنها را ببیند.

چرا صخره ها ریزش می کردند؟

این نشانه ای بود که موجودات باقی می گذاشتند، همگان از طریق آن متوجه آن لحظه می شدند و می دانستند که او در حال ربوده شدن به فضا بود…او همانطور که به فضانورد نزدیک می شد و همه ی اتفاقات در جریان پایین را می دید، وارد اولین اتاق فضانورد شد. و داخل فضانورد [ جایی که او موجود بلند قد بلوندی را دید که به او اشاره می کرد وارد یک حباب عاری از آلودگی که تختی درونش بود شود ] نیز بنفش رنگ بود.

وقتی از حباب گذشتی چه اتفاقی افتاد؟

او وارد حباب شد، احساس سرمای زیادی می کرد، روی تخت دراز کشید و سپس چیزی شبیه غبار به داخل آمد و شلوارکی که در پا داشت ناپدید شد و لباسهایی از جنس دیگر [ یک لباس یکسره ] جای آن را گرفت… نوری شبیه نورهای نئونی نقره ای-سفید از لباس خارج می شد… او مطلع شد که این نور چاکراهایش را تثبیت می کند و در این سیاره او را در برابر باکتریها سترون می کند.

[ پس از یک احوالپرسی ذهنی و بالا رفتن از پله ها به طبقه ی دوم به همراه موجود بلوند ]، دیوار فضا نورد به مانیتوری تبدیل شد و آنها شروع به مشاهده ی صحنه هایی کردند..

تصویر بعدی یک کهکشان بزرگ بود، که منظومه ی شمسی در پایین آن قرار داشت. این کهکشان در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ نور عظیمی از خود خارج خواهد کرد که تمامی منظومه ها را تحت تأثیر قرار می دهد. همه ی منظومات به تمامی سیارات اطراف خود انعکاس می دهند و دگرگونی عظیمی را نه تنها برای کره ی زمین، بلکه برای تمامی سیارات ایجاد می کنند. مانند این است که خدا می خواهد کل جهان را همگام کند، مانند یک پرتو یا اشعه ی همگام سازی از جانب خالق،خدا. او گفت این پدیده توسط هر آفریده ای که چشمی برای دیدن دارد، دیده می شود.

در سال ۲۰۰۷ هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد برای بشریت وجود دارد. جسمی کیهانی به سمت و یا به درون منظومه ی شمسی خواهد رفت که بر میدان مغناطیسی زمین تأثیر می گذارد. این موج الکترومغناطیسی بر مکان های متفاوتی از زمین، نه کل آن، تأثیر خواهد گذاشت. آتشفشان Etna در ایتالیا مثال خوبی است. این آتشفشان فوران می کند و هزاران نفر را می کشد. بقیه ی جهان به زندگی عادی خود ادامه می دهند.

مخلوقات گفتند که علم در حال حاضر دانشش را دارد، اما تا کنون هیچ چیزی منتشر نشده است. دانشمندان در کلاهک های یخی قطب جنوب، آب را بررسی خواهند کرد و آن را خالص تر و سبکتر تشخیص می دهند. دوتریوم؟ منظورش این است که دانشمندان این آب را با سنگینی کمتری یافت می کنند. دانشمندان این آب جدید خالص تر را کشف خواهند نمود و فرایند سالخوردگی را ۸۰ برابر دیرتر برآورد می کنند،. مردم می توانند ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال زندگی کنند. تکنولوژی لازم برای استخراج این آب جدید در ۲۰۰۷ موجود خواهد بود…

آیا موجودات مورد بحث غذای او را تأمین کردند؟

همان قرص هاب قبلی، با طعم های متفاوت… بسته به نیاز او، قرص هایی در طعم های گوشت، سیب، و … به او داده می شد.

آیا مایع بدن او را تأمین کردند؟

آبی که بسیار سبکتر از آب معمول خودمان بود.

آیا او کاملاً روبه راه بود؟

راحت، آرام و شاد.

اطلاعاتی که Urandir Oliveira در این مواجهه در اختیار ما قرار داد، شاید حیرت آور ترین افشاگری منتشر شده برای بشر ماورایی عصر ما باشد. توانایی ما برای درک این جوانب همیشه در حال رشد است، و این پیش بینی واقعی کاملاً با تئوری رزونانس مغناطیسی ارائه شده در کل کارهای این نویسنده همخوانی دارد.

طبق انعکاس نزدیک گزارشات سال ۱۹۶۰ Bernard، “Oliveira” پاکسازی پلاسمایی را تحمل کرد و بجای متابولیزم عادی چگالی سوم، قرص های حاوی عصاره های میوه به او داده شد که بر اساس گوارش مواد بنیادی عمل می کردند. او در مورد نوشیدن “آب سبک” درون فضا نورد پلاسما نیز گزارش داده بود، آبی که بدون دوتریوم بوده و یک ایزوتوپ رزونانس پایینِ هیدروژن بوده که به همه ی منابع آبی ماورایی سرایت می کند. به زودی در مورد خلوص بی نهایت آب یخ های قطبی آگاهی پیدا خواهیم کرد.

بعلاوه، ملافه های نمونه ی گرفته شده توسط Linda-Howe پس از تماس Urandir در سال ۲۰۰۲، حضور یک پلاسمای بی تردید، یعنی پلاسمای HHo را آشکار می سازد. خروجی انرژی متغیر پلاسماهای HHO، شواهد یکتایی را در تارهای ملافه های خواب Oliveir که از روی آنها برداشته شده و به فضانورد چگالی چهارم برده شده بود، به جا گذاشته اند. ملافه های او شامل ترکیبی از تارهای پلی استر ۀبی و تارهای نخی سفید بود که بافتی عمودی داشت. این ملافه های نمونه ی جمع آوری شده برای مطالعات، دانشمندان را پریشان کرد، زیرا تارهای پلی استر در جای خودشان کاملاً در اطراف تارهای نخی سوخته شده، گداخته شده بودند. این پدیده بسیار غیر عادی است، زیرا تارهای نخی در دمایی بسیار کمتر از نقطه ی ذوب تارهای پلی استر، خاکستر می شوند. مشعل های گازی HHO ساخته شده توسط Klein، همان اثرات یکتای خروجی متغیر انرژی وابسته به خاصیت ارتجاعی هر ماده ی گرما دیده ای را دوباره تولید می کند. پلاسماهای HHO در فضای آزاد به ۲۶۰ درجه ی فارنهایت (۲۶۰°F ) می رسند، در حالیکه در تماس با فلزات، دوای شعله می تواند تا صدها درجه افزایش یابد. بنابراین اختلاف میان فعل و انفعالات پر انرژیِ پرتو انتقالی پلاسما با ملافه های Urandir می تواند کاملاً تشخیص داده شود و با استفاده از گاز یونیزه ی HHO، بصورت تجربی باز تولید گردد.

شواهد تأیید شده ای نیز بصورت گلوله های آهنی ای که زمین های اطراف را پوشانده بودند جمع آوری شد، گلوله هایی که توسط فعل و انفعالات فضانورد چگالی چهارم گداخته شده بودند، و آهن های موجود در خاک قرمز رنگ مزرعه ی Oliveir . قطعات آهن به میدان الکترو مغناطیسی قوی اطراف فضانورد و پرتو انتقالی جذب شدند، و بیش از حد گرما دیدند تا ذوب شدند و سپس به بیرون پرتاب شدند. این پدیده در وقایع چند بعدی اخیر در Dhenkanal و Ratria هند، و همچنین در جنوب غربی آمریکا و دیگر نواحی پایدار خاک های قرمز غنی شده از آهن، شرح داده شده است.

شاید تنها یک موقعیت دیگر وجود داشته باشد که از بی نقصی شواهد فیزیکی موجود از تماس Oliveira پیشی گیرد، Peter Khoury استرالیایی، که از چندین مواجهه ی ماورایی آزارنده ی خود، یک موی شفاف را جمع آوری و نگهداری کرده است. Bill Chalker این موضوع را بررسی کرد:

سال ۱۹۹۶ بود که از Peter Khoury در مورد نمونه ی مویی شنیدم که می توانست از یک موقعیت تجاوز جنسی بیگانه به جای مانده باشد.

در ۱۹۹۸، شروع به تحقیق در مورد نمونه ی مو کردم، زمانی که همکاران بیوشیمی اولین PCR ( عکس العمل زنجیری پلیمراز ) تشخیص DNA مواد بیولوژیکی برگرفته از یک تجربه ی ربودن بیگانه را در جهان آغاز نمودند. تحلیل ها تأیید کردند که آن مو از فردی بدست آمده که از نظر بیولوژیکی بسیار نزدیک به ژنتیک بشر است، اما از یک نژاد غیر عادی- یک نوع مغولی چینی – یکی از نایاب ترین اجداد شناخته شده ی بشر، که بسیار دورتر از جریان اصلی انسان هستند، بجز کوتوله ها و بومیان آفریقا.

آنطور که از DNA میتوکوندری های آسیایی انتظار می رفت ( موی مشکی )، بلوند بودن آن غیر متعارف بود. نتیجه ی مطالعات این بود که ” محتمل ترین اهدا کننده ی این مو باید طبق اظهارات Khoury، یک زن قد بلند بلوند باشد که به منظور محافظت در برابر خورشید، برای مو و پوستش نیازی به رنگ زیاد ندارد..”

آزمایش اصلی DNA بر روی ساقه ی مو انجام شد. تناقضات مجذوب کننده ی بیشتری در ریشه ی آن یافت شد. دو نوع از DNA بسته به مکانی که آزمایش DNA در آن انجام می گیرد یافت شد، به نامهای تأیید نوعی DNA کمیاب در ساقه ی مو، و تشخیص یک نوع DNA کمیاب اسکاتلندی ( باسک ) در ریشه…

این مسئله بسیار گیج کنند ه و جدال آمیز بود، تا سال ۲۰۰۰ که مقاله ای در مورد “بیوتکنولوژی طبیعت” ظاهر شد. این مقاله یافته های اخیر را در پیوند مو با موی ناسازگار پیشین، و با استفاده از تکنیکهای پیشرفته ی تولید مثل که به درمانی برای کچلی تبدیل شد، آشکار کرد. اینظور به نظر می رسید که قرار است در ۱۹۹۲ شاهد DNA های ترکیبی یا پیوندی بدست آمده تحت شرایط جدالی، توسط Peter Khoury باشیم.

اینکه یافته هایی داریم که به نشان دادن پایداری ویروسی ممکن اشاره می کنند، شاید حتی جدال برانگیزتر باشد. به نظر می رسد که نمونه ی مو نشان دهنده ی این است که حاوی ۲ ژِن حذف شده برای پروتئین CCR5 ، و هیچ ژِن سالمی برای CCR5 عادی حذف نشده  است- این عامل حذف CCR5، بر مقاومت AIDs دلالت می کند. برای ساده نگه داشتن یک موضوع بسیار پیچیده، چیزی که پیشنهاد می شود شواهد ممکن برای تکنیکهای پیشرفته ی DNA، تناقضات DNA، و یافته ها هستند. زیرا ما تنها الان در حال اکتشاف یا آغاز نمودن مسیر اصلی بیوتکنولوژی هستیم.

https://i2.wp.com/www.humanresonance.org/vimana_dna.gif

درحالیکه تجارب Bernard، Diaz، و Oliveira از نوع طبیعت مثبت بودند، مورد تجاوز جنسی Khoury در تضاد با آنها و تقریباً منفی است. همچنان در تمامی این موارد، فعل و انفعال احساسی قدرتمند و آشکاری میان موجودات ماورایی و فرد مورد تماس وجود داشته، بطوری که برخی فکر می کنند از ابتدا یک ارتباط ذهنی وجود داشته است. Diaz، تصاویر و فیلم های زیادی را به عنوان شواهد آماده کرد که از تجاربش پشتیبانی می کند، درحالیکه Oliveira و Khoury متقاعد کننده ترین مدارک پلاسماهای HHO و یک نمونه ی ماورایی DNA را جمع آوری کردند.

در تقابل و مقایسه، دلایل اثبات شده و مدارک انتقال چند بعدی، به ناچار به یک نتیجه ختم می شوند: اینکه فرهنگ های فنی پیشرفته ی سانسکریت گذشته ی بشر از بین نرفته اند، بلکه در واقع بسیار بالاتر از قلمرو چگالی سوم سمی ما است.  طول عمر در قلمرو محیط های پلاسمایی چگالی چهارم مانند محفظه های نهانی و دیسک های پرنده ی vimana، بسیار گسترده تر از قلمرو چگالی سوم است. همزمانی مطلق شواهد این تماسهای ماورایی، به همراه تکنولوژیهای شناوری آکوستیک در حال ظهور بشر، پلاسما ی HHO، فلزات تابنده، و پلاستیک های فیزوالکتریک، دید وسیع تری را در اختیار قرار می دهند. با ترکیب این تکنولوژیهای علمی تشریح شده، و ماورایی نشان داده شده، بشریت در آستانه ی تحول چند بعدی به آگاهی متحد قلمرو چگالی چهارم می باشد.

عصر رزونانس بالا و پایین ادواری بشر، آشکارا توسط حالات پر تکاپو و در نوسان فضای تپنده ی سیارات تعیین می شود، که تغییر مکان ناگهانی بعدی اش احتمالاً شامل یک واژگونی قطبی مغناطیسی است، که در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ در یک تجلی شمسی تابان به اوج می رسد. تکنولوژی پیشرفته ی پلاسمای HHO به زودی به طرز قابل توجهی آگاهی ها را بسط داده و بر طول عمر بشریت اضافه می کند، بنابراین به زمان رسیدن به اجداد باستان و زندگی همزمان با آنها در چگالی چهارم نزدیک می شویم.

منبع :   http://www.humanresonance.org/vimana.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

آنها می گویند این فرزند من است- نمی توانم این را باور کنم!

آنها می گویند این فرزند من است- نمی توانم این را باور کنم!

یوانا اسمیت، c.ht.

من جان . اس.( John S.) را در سال ۱۹۹۲ ملاقات کردم. او در نامه ای برای من گفته بود  که دچار حملات شدید گریه می شود و اغلب شب ها خودش را به تنهایی در حال قدم زدن در کویری دورافتاده پیدا می کند. من یک هیپنوتراپیست با تخصص اختلالات استرس زا پس از حادثه هستم، چیزی که ربوده شدگان (توسط یوفو) از آن رنج می برند. و جان یکی از صدها مورد ربوده شدگانی ست که از سال ۱۹۹۰ تا کنون با آنها کار کرده ام.

یکی از وقایعی که جان را آزار می داد، تجربه ای به هنگام رانندگی در بزرگراه کالیفرنیا در ۳۱ دسامبر ۱۹۸۰ بود؛ هنگامی که قصد داشت شروع سال جدید را در کنار نامزدش باشد.

https://i2.wp.com/alienatednews.com/wp-content/uploads/2011/07/1311784849-12.jpg

قبل از شروع هیپنوتیزم، جان به خاطر آورد که در مدت کوتاهی بعد از ساعت ده  آن شب، یک جسم بزرگ و سیاه را دیده بود که به طرف او می آمد و به آرامی به چپ و راست حرکت می کرد. زمانی که شئ از کنارش رد شد به پشت سرش نگاه کرد، اما آن شئ دیگر در معرض دید نبود. ” من باید می دیدم که این چه چیزی ست”، او به خودش جواب داد، و افکارش در اینجا به پایان رسیدند.

او سپس به خاطر آورد که صدای موتور کامیونش را شنیده و مانند اینکه تازه از خواب بیدار شده باشد احساس خستگی شدیدی می کرده، اما او در حال رانندگی بود و هر دو دستش روی فرمان بودند. همچنین او از اینکه دیگر اثری از ترافیک تعلیطات نبود و هیچ ماشین دیگری در دید او قرار نداشت به شدت جا خورد و تعجب کرد. در حالی که فکر می کرد تنها دقایقی بیش نگذشته، با نامزدش تماس گرفت تا در مورد مشاهدۀ عجیبش به او بگوید، و زمانی که دید او از دستش عصبانی ست شگفت زده شد. او هیچ نظری در این مورد نداشت که اکنون ساعت یک صبح است.- سه ساعت بعد!

اولین دیدار من با جان جهت بازگشت به گذشته توسط هیپنوتیزم در زمستان ۱۹۹۲ بود؛ اینکار مانند یک اکتشاف بود که چند سال به طول انجامید. در رابطه با تجربۀ سال ۱۹۹۲ در بزرگراه، جان و من شش بار عمل بازگشت توسط هیپنوتیزم را انجام دادیم، هر یک از این جلسات برای او با احساسات منفی شدید و حس از دست دادن کنترل همراه بودند. جان توسط این فکر عذاب آور که “این دوباره کی اتفاق خواهد افتاد؟” درگیر شده بود؛ مورد جان یک ” از دست دادن زمان ” بود (“missing time” event)- اصطلاحی که سال ها پیش توسط همکار و راهنمای من، باد هاپکینز به وجود آمد. ( اولین نمونۀ  ثبت شدۀ “از دست دادن زمان” مورد تاریخی ربوده شدن بتی و بارنی هیل در سپتامبر ۱۹۶۱ است).

متن هایی که در زیر می خوانید بخش هایی از یک جلسه هیپنوتیزم با جان. اس. را شرح می دهد که احساسات شدیدی که او در طی این جلسات بروز داد در آن مشخص است. بدون شک، چیز بسیار شوک آور و دردناکی در ۱۹۸۰ برای او اتفاق افتاده.

جان اس: آنها دارند من را به جایی هدایت می کنند، آنها من را با دست می برند و من هیچ کنترلی ندارم، به نظر می رسد آنها کاملاً کنترل را در اختیار دارند و ابن برای من خوشایند نیست.

اسمیت: فقط توصیف کن که آنها تو را کجا می برند.

جان اس: (در حالی که گریه می کند) آنها می خواهند که من نگاه کنم اما من نمی خواهم نگاه کنم.

اسمیت: آنها دارند چه چیزی را به تو نشان می دهند جان؟

جان اس: (در حالی که گریه می کند) اه خدای من! تانکرها را به من نشان می دهند! من نمی خواهم این را ببینم، من نمی خواهم اینجا باشم!

جان نمی توانست نگاه کردن به چیزی را که نشانش می دادند تحمل کند، و به مدت دو جلسه زمان برد تا او این مانع درونی را از میان بردارد و در نهایت نگاهی بیاندازد؛ او یک “نوزاد” کوچک را توصیف کرد که در نوعی مایع سنگین تر از آب شناور بود. در حالی که به گریه افتاده بود یکی از آنها را توصیف کرد و گفت که این نوزاد متعلق به اوست و او باید عشق خود را به او نشان می داد:

جان اس: آنها می گویند من به دلیلی اینجا هستم، تعدادی از آنها هستند که به من می گویند این بچۀ من است، تا آن را دوست داشته باشم، نسبت به این بچه احساس عشق بکنم. من باید با او تماس برقرار کنم، آنها به من می گویند این به بچه کمک خواهد کرد تا خودش را بخشی از چیزی  احساس کند. من نمی توانم باور کنم که اینها دارند اتفاق می افتند!

بعد از اینکه آن موجودات ” بچۀ جان” را به او نشان دادند، او را به سمت اتاق دیگری اسکورت کردند که آن را اینطور توصیف می کند” تمیز، استریل و درخشان، با یک میز طویل و یک ستون کوچک در وسط آن.” جان شروع به گریستن کرد و گفت، ” من دارم به آنها می گویم نمی خواهم این کار را دوباره انجام بدهم.”

در حین کار و تحقیق بر روی تجربۀ جان در سال ۱۹۸۰ ،تجربیات او از سال های دور و از ۷ سالگی یه خاطرش آمدند. هنگامی که جان را به داخل آن اتاق هدایت کردند صحنه برای او آشنا بود و می دانست که چه چیزی قرار است اتفاق بیافتد:

جان اس: (در حالی که گریه می کند) آنها می گویند فقط قصد دارند یک نمونه بردارند… کاری که آنها انجام می دهند درست نیست… این درست نیست!

https://i1.wp.com/www.jerrypippin.com/UFO%20abduction.gif

یکی دیگر از مواردی که در کتاب آتی من به آنها پرداخته شده مربوط به ربوده شدن دو زن، “لیسی” و ” لورتا” (نام ها جهت حفظ حریم شخصی تغییر کرده اند ) هستند، کسانی که مانند جان در حین رانندگی در یک آزادراه شلوغ کالیفرنیا  ربوده شده اند. آنها دو ساعت و نیم از دست دادن زمان را تجربه کرده اند.

در طی یکی از جلساتی که با لیسی داشتم، او  به طور ناگهانی به تجربه ای که در ۱۴ سالگی داشت عقب برده شد؛ زمانی که همراه با والدینش در تعلیلات بود. او به یاد آورد که به تنهایی مشغول شنا کردن بوده و بعد شنیده که او را صدا می زنند:

لیسی: آنها اسم مرا صدا می زنند… اه، آنها می گویند باید با آنها بروم… و من نمی خواهم بروم، من نمی خواهم بروم!

لیسی در آن جلسه هنگامی که فهمید تحت کنترل آنها است و انتخاب دیگری ندارد دچار حملات هیستریک شد. در حالی که با دو موجود کوچک همراه شده بود، توصیف کرد که به سمت یک وسیله هوایی شناور شده و او را بر روی یک صندلی نشاندند :

لیسی: آنها می خواهند چیزی را از من بگیرند که متعلق به آنهاست! من چیزی ندارم که متعلق به آنها باشد!

آن موجودات شروع به برداشتن چیزی از م.هبل او کردند:

لیسی: این مانند…این مانند برداشتن چیزی ست… و آنها چیزی را از بدنم خارج کردند! من نمی دانم این چیست… من آسیب دیدم، این دردناک است… و آنها هیچ اهمییتی نمی دهند!

در حین یازگشت به گذشته، لیسی به خاطر آورد که آن موجودات به او گفتند از زمانی که دوازده سال داشته به آنها ” کمک می کرده”. مانند جان، لیسی نیز این تجربیات را از زمانی که یک بچه بوده داشته.

من با موارد بسیاری کار کرده ام که در زمان جوانیشان، در شروع عادات ماهیانه، دستورالعمل های خاصی روی آنها انجام شده و به بسیاری از آنها، مانند جان، نوزادها و بچه های کوچکی نشان داده شده و به آنها گفته اند، “اینها بچه های شما هستند”.

افرادی مانند ما که در مورد ربوده شدن (توسط یوفو) تحقیق و مطالعه می کنیم، می دانیم که این بچه ها (هایبریدها) در نهایت بزرگ می شوند، پس باید از خود بپرسیم که سرانجام آنها چه خواهد شد؟

در طی برگزاری کنگرۀ بین المللی یوفو در فوریه ۲۰۰۷، من با یکی ازهمکاران، David Jacobs, PhD محقق در زمینه ربوده شدگان (abduction researcher) صبحانه ای خوردم، ما در مورد آخرین اخبار در این زمینه بحث می کردیم. دیوید به من گفت، ” من اعتقاد دارم ما در حال حاضر وارد فاز جدیدی از عملیات بیگانگان (alien agenda) شده ایم، که عمیقاً به رشد و پیشروی عملیات هایبریدسازی می پردازد”.

من مطمئن نیستم که برای این ” فاز جدید” آماده باشم. اگرچه، من نمی توانم نسبت به افراد فراوانی که آن بیرون به فکر افتاده اند و از خودشان می پرسند که آیا ممکن است بعضی خاطرات و رویاها مربوط به اثرات منفی و مخرب ربوده شدن باشند که در ناخودآگاه آنها مدفون شده بی اعتنا باشم.

من امیدوارم کتابم، انتخاب شده: افشا شدن حقیقت ربوده شدن توسط بیگانگان به وسیله هیپنوتیزم، شک، تمسخر و امتناع از باور کردن این حقیقت را از بین ببرد و به عموم مردم این شجاعت را بدهد تا از لاک محافظی که برای خودشان درست کرده اند بیرون بیایند.

در صدها موردی که من به عنوان یک هیپنوتراپیست مطالعه و بررسی کرده ام، ربوده شده های بسیاری وجود داشته اند که به آنها گفته شده بود ” هنگامی که زمانش فرابرسد” آنها گروهی از مردم را که از نظر روحی بیدار شده اند هدایت می کنند ، کسانی که “انتخاب شده” هستند.

در واقع، اگر حق با همکارانم باد (باد هاپکینز) ودیوید باشد، در حال حاضر این هایبریدهای(دورگه) کامل در میان ما زندگی می کنند؛ و مسئلۀ مهم اما هنوز ناشناخته این است: آیا آنها در کنار ما با هماهنگی کامل زندگی خواهند کرد؟ یا ما در نهایت به جای دیگری هدایت خواهیم شد، جایی بیرون از اینجا، هنگامی که آنها تصمیم گرفته اند زمان درست فرارسیده است؟

و در نهایت، “انتخاب شدگان” چه کسانی خواهند بود؟

https://i0.wp.com/www.bbsradio.com/beyondthematrix/YvonneSmith.jpg

پی نوشت:

یوانا اسمیت (Yvonne Smith) متخصص هیپنوتراپی، در سال ۱۹۹۰ از انیستیتوی Hypnosis Motivation  فارغ التحصیل شد. او صاحب تخصص در زمینۀ  درمان اختلالات استرس زا پس از حادثه (PTSD) به خصوص در زمینه برخورد با بیگانگان می باشد. او در ۱۹۹۲ سازمان (Close Encounters Resource Organization [CERO]) را تاًسیس کرد. گروهی که به طور ماهیانه به تجربه کنندگان (در زمینه برخورد نزدیک) خدمت می کنند. او به طرز گسترده ای در کنفرانس های یوفو در امریکای شمالی و جنوبی و اروپا سخنرانی کرده. او در این ماه جولای در فستیوال شصتمین سالگرد رازول در نیومکزیکو سخنرانی خواهد کرد و یکی از گردانندگان آن خواد بود. یوانا تا به حال سخنرانی های مشترکی با هیپنوتراپیست های همکارش باد هاپکینز، دیوید جاکوبز، جان کارپنتر و دکتر جان مک داشته است. او تا به حال در سی برنامۀ تلویزیونی مهمان بوده است، از جمله در MSNBC، Discovery Channel، Encounters و همچنین مصاحبه های رادیویی بسیاری با میزبانی آرت بل، پل هاروی و جو مونتالبو. یووانا و گروه حمایت گر CERO در یکی از فیلم های مستند والت دیزنی، Alien Encounters در ۱۹۹۵  نمایش داده شده اند.

منبع: http://www.jarmag.com/issues.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از  کامورای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

کاشت ایمپلنت توسط فرازمینیان در بدن انسان_واقعیت یا دروغ؟

بسیاری از افرادی که در بدن آن ها وسیله ای کار گذاشته شده بود یک نوع وسایل خارجی با عنوان کاشت اعضا در بدنشان کاشته بودند که گفته شده است برای ردیابی و کنترل ذهنی بوده است . از نظر بعضی افراد گفته میشد کاشت وسایل در بدن افراد در DNA آن ها کد گذاری شده است به خصوص در جایی که اعضای خانواده در نسل ها در بدن انها وسیله ای کار گذاشته شده است که به عنوان بخشی از آزمایش بیوژنتیکی پیوسته میباشد .

کشفیات در طول مسیر های اشعه ایکس و MRI  ها بیان کننده این مطلب هستند که اشیاء غیر قابل توجیهی در بدن آن ها یافت میشود.  نه دکتر آن ها و نه افرادی که در بدن آن ها این اشیا کار گذاشته شده است آن ها را پیدا نکردند .

برداشتن آن ها : اشیاء کار گذاشته شده غالبا در مغز ، دست ، پا یا گوش کار گذاشته میشوند . بعضی از آن ها را میتوان برداشت و بعضی را نمیتوان برداشت . بعضی از ان ها به طور طبیعی با مرورزمان برداشته میشوند . اشیاء کار گذاشته شده بسیاری برداشته شده و یا مورد مطالعه قرار گرفته اند . این اشیاء معمولا بیشتر از ۳ سانتی متر (یک اینچ) طول و ۱ میلی متر ( ۱۶/۱ اینچ ) ضخامت ندارد . شی ء کار گذاشته شده دارای شکل سیم مانند میباشد و به نظر میرسد که در زیر میکروسکوپ الکترونی دارای ساختار پیچیده میباشد که لایه های مختلفی دارد .آزمایش ها نشان داده اند که کاشت شی ء شامل انواع فلزات و الیاژهامیباشد .

مفهوم کاشت به معنای رشد خارجی UFO مدرن میباشد که در سال ۱۹۴۷ آغاز شد . در دهه ۱۹۶۰ گزارش هایی از افرادی ارائه شد که اشیا خارجی دربدنشان کار گذاشته شده بود و در حال حاضراز رویداد ها چنین بر می اید که آن ها انسان های بسیار خیالاتی ، شوخ و پر اشتیاق در حین هیپنوتیزم بوده اند . به نظر میرسد که کاشت دستگاه ها از سال ۱۹۶۷ در یک زن از ماساچوست انجام شده است به نام بتی اندرسون یک  توپ کوچک  مشخص را توصیف کرد که به نظر میرسید به بالای دماغش اویزان شده است .

خیلی زود دستگاه ها شروع به بسط و توسعه کردند که یکی از دستگاه های به جا مانده به وسیله مرکز تحقیقات UFO (CUFOS) در اواخر دهه ۱۹۸۰ کاملا مورد بررسی قرار گرفت . این شیء به ادعای کسانی که در بدن آن ها کار گذاشته شده بود به وسیله افراد دیگری در بدن آن ها کار گذاشته شده بود اما بعدا زمانی از بدن آن ها برداشته شد که آن ها سرما خورده بودند و ابریزش بینی داشتند . به نظر میرسد که این یک گوی کار گذاشته شده معمولی میباشد .

از سال ۱۹۹۴ گفته شد که وسایل کار گذاری شده با جراحی ترمیم شده اند اما این مساله تا حد زیادی بر عکس بود : یکی شبیه به یک شیشه شکسته و دیگری یک قطعه فلز مستطیل شکل میباشد و دیگری فیبر کربنی و یا غیره میباشد . هیچکدام از ان ها در مغز یا حفره بینی قرار نداشتند بلکه از قسمت های انتهایی بدن مثل انگشت پا ، دست ، گوش خارجی و غیره  بازیابی شده بودند . بعضی از آن ها همراه با زخم بوده است در حالی که بعضی از ان ها اینگونه نبوده است . یک پزشک میداند که یک شی ء میتواند به صورت پنهانی در بدن فردی کار گذاشته شود مثلا در پاییز پابرهنه در شن و ماسه قدم بر میدارد و یا حتی زمانی که یک تراشه از یک شی ء بزرگتر کار گذاشته میشود . چنین جسم های خارجی ممکن است توسط یک غشا پوشانده شوند مثل چندین شی ء کارگذاری شده بازیابی شده . Whitley Strieber در کتابش به نام Confirmation به توصیف چندین نوع کاشت اجسام در بدن میپردازد که به وسیله پزشک از گوش خارجی او بیرون آورده شده بود . این جسم به یک کلاژن تبدیل شده بود ، ماده ای که از آن کارتیلاژ شکل گرفته بود . او این مساله را پذیرفت که شواهد کمی در مورد اجسام کات شده در بدن کار گذاشته شده است که این کار از ان به بعد دیگر ان قدر سخت نخواهد بود : من امیدوارم این کتاب باعث قضاوت عجولانه نشود . او اینگونه مینویسد که : ” با وجود شک  گرایان در مورد این مساله و شواهد ان بازیابی این امر امکان پذیر نمیباشد در حالیکه افراد معتقد به UFO  معتقدند که این مساله به اثبات رسیده است . هر دو روش در واقع وقت تلف کردن هستند چون هنوز شواهد کاملی جمع آوری نشده اند . کسانی که این مساله را اثبات کرده اند شک گرایان نیستند بلکه طرفداران کاشت اجسام در بدن هستند که نتوانستند بر اهمیت کار خود تاکید کنند . در واقع مفهوم کاشت اجسام در بدن مانند خود پدیده کاشت یک جسم طبیعی فاقد اثبات این قضیه میباشد که دارای واقعیت عینی است . در واقع شواهد نشان میدهند که این مساله بخشی از میتولوژی UFO است . موضوع اصلی ان اجسامی میباشد که بر افراد تاثیر میگذارند که با متغیرهای زیادی مشاهده شده است که از روایات تاریخی کهن تا داستان های علمی کهن متغیر میباشد و به شکلی در فرهنگ معروف بوده است .  همیشه افراد رویا پرداز و افراد پارانوئید وجود داشته اند که  دچار جنون جوانی بوده اند و همیشه صدا هایی را میشنیدند که ان ها را کنترل و یا هدایت میکرده اند ، صدا هایی که بیان گر آرزوها و یا ترس ها هستند . بنابراین به نظر میرسد بهتر باشد این مساله پیش بینی شود که با نزدیک شدن دوره هزاره سوم ادعاهای بیشتری در مورد شواهد سخت ملاقات افراد فرا زمینی وجود خواهد داشت . همچنین ممکن است انتظار رود که درک غلط و یا اغراق در مورد پدیده های طبیعی به میزان زیادی وجود خواهد داشت .

در سال ۱۹۶۶ من با درل اسمیس ملاقات کردم که یکی از محققان پیش گام در این زمینه میباشد و چندین جسم کار گذاری شده در بدن را به من نشان داد .

منبع:    http://www.crystalinks.com/implants.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ترجمه و ارسال این مطلب .

داستان مرموز فدریکو بلینی «ربوده شده توسط بیگانگان»

فدریکو بلینی، در سال 1978 در کشور ایتالیا به دنیا آمد ، علائم بسیاری نشان از ربوده شدن وی توسط بیگانگان را می دهد.

داستان او یکی از جالب ترین و رمز و رازترین اخبار روز گذشته «3 ژانویه» در ایتالیا بود، در یک گفتگو 10 دقیقه ای و حساس، ادعا می شود وی برای سالهای زیادی رو به جلو حرکت کرده است.

کار سابق و هویت اصلی وی بدرستی معلوم نیست ، وی در یک خانواده بورژوا و پیانویست متولد شد وی آهنگسازی را در کنسرواتوار فلورانس یاد گرفت ، او با روابط عمومی و نمایشگاه ها سروکار داشته است.

اکنون وی در یک مرکز مشاور روان درمانی در حال معالجه می باشد.

«مارک بری ، دکتر وی می گوید : «وی در خانه خود و بر تخت در حال استراحت بوده و توسط یک شخص درنده و شبیه به انسان ربوده می شود.

مارک بری به همراه Corrado Malanga با انجام دادن آزمایش های متعدد و خواب های مغناطیسی بر روی فدریکو برای یادآوری خاطرات گذشته وی اقدام می نمایند که به نتایج معقولی نیز دست می یابند که در آخرین آزمایشهای انجام گرفته بر روی وی یعنی هیپنوتیزم تحت پسرفت که بر روی فدریکو انجام گرفت ، در واقع کاملا به نتیجه مشکوک می رسد، و آن تهدید بیگانیگان که به فدریکو گفته اند، «ما همه شما را خواهیم کشت».

کارشناسان می گویند که دلیل روبوده شدن وی توسط بیگانگان بسیار ساده است، بیگانگان او را ربوده اند زیرا آنها می خواهند به وسیله انرژی ما، با هدف ایجاد ترکیب نژاد بیگانه، که می تواند جایگزین ما شود اتکا کنند.

پی نوشت: در رابطه با شیوه برگشت وی هیچ دیدگاهی وجود ندارد یعنی وی از رختخواب خود ربوده و در طی چند ساعت برگشته و او مشکل روحی روانی را بعد از روبوده شدن پیدا می کند.

منبع :  وبلاگ بسوي حقيقت      http://m-pc1.blogfa.com/

ربوده اعضاي بدن فردي در برزيل توسط فرا زميني ها

مورد حقوقی اي كه بيشتر نگران کننده است از آدم ربایی هميشه گي بیگانگان
نوشته شده توسط هیبرید
اخطار : این مقاله شامل تصاویر گرافیکی از قطع عضو انسان است.البته عكسهاي اين فرد در لينك منبع است .

این مورد شامل يك نمونه در  1994 است كه سبب نگراني بيشتري شده  از ربودن ومرگ یک انسان تنها که همیشه دیده می شود.
موضوع به مثابه  قطع عضو وحشیانه انسان است . اما واقعیت این است که آنچه رخ داده نسبت  به او به مراتب بیشتر نگران کننده تر از  يك خشونت ساده  است و آن اين كه این نقص عضو ها مورد نظام مندي  داشته است.
هر کس به سطح كار  دقت كند  متوجه مي شود كه آنها  نقاط خاص بدن  و ارگانهای داخلی بدن را به طور خاصي  می خواستند. آن چه حذف شده  چشم چپ ، گوش چپ ، لب ها ، زبان ، و استخوان فک.

.
و وقتي به نیم تنه فوقانی ميرسيم ،كاملا به  دو «سوراخ زهکشی» در  قفسه سینه ختم ميشود.
و بعد كل مقعد از ترک اثري نيست و یک سوراخ بزرگ  شبيه خمیازه ، شبیه به یک سیب حذف  شده  است هسته از مرکز  قاچ خوردن در خارج به طور کامل دست نخورده .
علاوه بر این پیچیدگیشان این واقعیت است که هیچ خونريزي وجود نداشت. روشن است که این نقص سیستماتیک با سرعت و دقت به  اجرا در آمده   و طراحی شده توسط هوش پیشرفته اي بايد باشد.
و این چیزی است که باعث ناراحتي و نگراني زيادي مي شود.
اگر ما فرض كنيم که این آدم ربایی  توسط هوش بیگانه اي  انجام شده  ، پس وقت آن است که تجدید نظر كنيم نسبت به اطلاعات و دست يافته ها ويا  نظرياتمون درباره مقاصد خاص قابل تصور ، دیدگاه های اخلاقی و برنامه های عمومی که برخی از بازدید کنندگان فرازمینی ما ممکن است داشته باشند.

ما چه  می دانیم؟

در سال 1998 ، چهار سال پس از از آن در برزیل محققي به نام  زاپاتا كارسيا Carcia و نيز  دکتر روبنس  Rubens براي  اولین بار اطلاعات مربوط به مورد رو به مردم نشان دادند .
اين جسد در  مخزن گوآراپيرانگا  Guarapiranga ، واقع در منطقه جنوب شهرستان  سائو پائولو ، برزیل پیدا شد.

اين تصوير همان منطقه است.

زاپاتا و دکتر روبنس تا به حال یک سری از عکس ها را كه از درون خود نيروي  پلیس برزیل درز كرده و به آْن ها رسيده  را پخش كرده اند  و در اين پژوهش با تعجب سر از تحقیقات اولیه فایل های خود  در اين رابطه كه  ارائه شده است در آورده اند..
پلیس مسئول تحقیق جنایات… ميگويد اين قتل  حتی فراتر از ذهن خشن ترین مورد  جنایی می تواند باشد و همين مي تواند ثابت كند كه چقدر غير قابل تصور است  اثري از هيچ زد و خورد يا مبارزه اي ديده و گزارش نشده است كه معمولا در خشونت ها ديده ميشود پس اتفاقي بدون خشونت معمول در اینجا رخ داده است. بدون طناب و یا سلاح  در اين كار  شرکت داشته اند.

https://i1.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-abduction-autopsy-report.png

گزارش کالبد شکافی  بیشتر از آن چه از پليس شنيده شده ميتواند  در مورد آنچه اتفاق افتاده است  فاش کند. بر اساس این گزارش کالبد شکافی : «ما مشاهده  مي كنيم حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، سمت راست و منطقه زیر بغل سمت چپ ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، راست و کشاله ران  انجام شده و سپس منطقه را ترک کرده اند.»
علاوه بر اين عكس ها كه براي عموم پخش شده در سايت ميتوانيد عكس هاي حذف شده را بيش از آنچه اين جا هست دانلود كنيد كه بتوانيد نحوه و شكل قرباني را شناسايي كنيد و همين طور گزارش كامل كالبد شكافي هم در آن گذاشته شده است .
گزارش  کالبد شکافی :
«مناطق زیر بغل هر دو طرف نشان داده  که در آن نقاط نرم ارگان  جسد حذف شده و برش در صورت ساخته شده بودند ،  داخل قفسه  سینه ، شکم ، پاها ، بازوها وخود  قفسه سینه. شانه ها و بازوها را با سوراخ هايي به قطر  1 – 1.5 اینچ  آن بافت و عضلات ميتوان ديد. استخراج لبه های سوراخ  تا اندازه لباس  بود. قفسه سینه به علت برداشتن ارگانهای داخلی بدن منقبض شده بود. »

در ادامه گزارش کالبد شکاف مي گويد  : «ما  حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، راست و چپ منطقه زیر بغل ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، ران راست و چپ منطقه را مشاهده ميكنيم «.

https://i1.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/IAO-logo.jpg

«برش کوکی» چاله ها، دقيق ، در موقعیت های استراتژيك  در سراسر بدن مورد استفاده قرار گرفته و برای استخراج ارگانهای داخلی بدن انجام شده است. این سطح از دقت نشان می دهد که عملیات با سرعت تمام ، با استفاده از گرما یا لیزر ، رخ داده  و شخص اعدام شده  هنوز زنده بوده است .

در این تصویر شما به وضوح می توانید اندام های خارج شده از بدن را و  توخالی و پوکی بودنش را ببینید. حفره در مرکز شکم نقطه استخراج را  نشان می دهد

«با امتحان داخل جمجمه معلوم مي شود كه بعد از باز كردن حفره جمجمه  با استفاده از روش گرايسينگرGriessinger مغز آدم خارج شده است .
مشخصا چنين موردي درد وحشتناكي داشته است و همين باعث شده كه در نتیجه کالبد شکافی به صراحت بعنوان علت قطعي مرگ  آمده باشد :
«…و نيز دستگاه هاي قلب ودستگاه هاي  تنفسی با درد شدیدي بشدت آسيب ديده اند و اين آسيب ها  نشان می دهد قرباني  واکنش حیاتی ، داشته يعني اين  مولفه وجود داردكه » شکنجه » به شیوه خاص مورد نظر است . برش در قسمت نرم و مدخل طبیعی است با استفاده از دستگاه های خاص».
علاوه بر عکس های تکان دهنده ،  گزارش رسمی کالبد شکافی پرهیاهو اين واقعيت را می گوید که قربانی  برش شده با استفاده از «دستگاه های مکنده» درجه بالا

اين نمونه سطح نگراني را بالا تر مي برد بعنوان هيولايي كه بر انساني چيره يافته است
اين حرف ها به اين ختم مي شود:

الف) استخراج  قطعات بدن با  استفاده از ادوات خاص  و بي ضدو خورد

ب) افراد مسئول اين عمل  ، به احتمال زیاد از این سیاره نیستند.

https://i0.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/Reptilian.jpg

عاملین این جنایت

با توجه به بی رحمانه ترين و غیر اخلاقی ترين مورد در نقص عضو كردن و طبيعت این نقص هاي مشکوک فرازمینی و نتیجه کالبد شکافی كه  حمله قلبی به علت درد شدید را نشان ميدهد  متاسفانه محرز است كه  ، این قربانی  به طور تقریبا قاطعانه ای زنده بوده است با در نظر گرفتن مشخصات روانی بشر اين كار در اینجا غير ممكن است . روشن است که انسان يا چيز يا شخصي كه اين نظام دقيق را در كارش بدون  در نظر گرفتن اصول اخلاقی زندگی بشرانجام داده است يك چيز دقيقا منظم بوده  چيزي كه هوش داشته باشد و اين درد را درك كند نمي تواند چنين كاري انجام دهد چون قطعا مرگ فوق العاده دردناك بوده

آيا انسان می تواندچنين كاري انجام دهد ؟

اگر شما تردیدداريد  در مورد فرضیه این ايجاد نقص كردن، خب چه كس دیگری می تواند از انجام این کاربر بيايد؟
در مرحله اول ، ذهن بدين سو مي رود که سازمان هايي  در درون دولت هاي خود ما بوده اند؟ با توجه به آنچه ما می دانیم  در مورد دستگاه های اطلاعاتی و تكنولوژي  بیش از دولت ایالات متحده در اين مورد نداريم اما آیا این سازمان ها باید تکنولوژی را به انجام این کاربه كار برند؟  يا  فن آوری که برای استخراج مواد بدين صورت  نظام مند و موثر است را ميتوانند داشته باشند يا نه؟
آیا مجامع نظامی صنعتی ، چند تریلیون دلار بودجه خود را صرف اين ميكنند كه چنين طرحي قابليت اجرا دارد تا نقص فني آن را ببينند؟
و اگر چنین است ، چرا؟ چه  نیازي به ارگان های داخلی بدن موجود *زنده بوده * دارند ؟ یکی دیگر از سوال گیج کننده اين است كه چرا شواهد را نمي پوشانند. چه دلیلي دارد كه چيزي به جا بگذارند كه بعد شواهدي باشد براي انظار عمومي ؟
پس از آن احتمال دیگر وجود دارد. که این هرچيزي هست  موجودات زنده باعث اين موارد نيستند . آنهایی که مسئول این آدم ربایی هستند  بیگانه هايي  با هوش محاسباتی شده اند . روبات هاي بیگانه تنها چيزي است كه  ممکن است وجود داشته باشد براي اين عمل …يا آن چه  قابل تصور است که می تواند وجود داشته باشد سازمان نژادهايي داراي هوش روباتیک که دارای قابلیت هایي باشند و آن هم  واقع در میان ستارگان.

يا  حداقل اين  است ، با توجه به این واقعیت که هر کس مرتکب این استخراج نظام مند شده است و حتی از راه دورهم باشد قطعا  از حد احساس انسانی خارج است.

قطع عضو  گاو Mutilations

احتمالا  اصطلاح «قطع عضو گاوي » را شنيده ايد .  موارد قطع عضو شده اي هستند كه بيشتر از انواع انسان ديده مي شوند در اين مورد  قطع عضو گاو گزارش شده در ایالات متحده و موجوداتي چون خرس ها .

https://i0.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/cattle-abduction-mutilation.jpg

صحنه فوق از صحنه قطع عضو گاو منتشر شده است. شباهت در به دقت برش داده شدن وعملكرد در اين برش ها در ارگان های توخالی و پوکی عملکرد شباهت به آن دارد كه  رخ داده در مورد  مقتول گوآراپيرانگا.

متاسفانه ،واقعيت  این است که قطع عضو  گاو هم …هرگز منتشر نشده است. به معنای واقعی کلمه صدها مورد مثل این وجود دارد –

با تمام روش هاي سازگار به از بین بردن اندامهای داخلی بدن و مواد با استفاده از فرایندهای پیشرفته فن آوری که به نظر می رسد براي  تحریک كردن جهت جنگ و و نشان دادن  قابلیت های فوق مدرن  روشهای پزشکی است چه ميتوان گفت؟

Many REPTILIANS are seen wearing hooded garments. 


A lower order malevolent reptilian (soldier type). 

دستور کار بیگانه

این مورد و شواهد تجربی اين چنيني  حداقل براي  برخی از بازدید کنندگان دنياي خارج دوستانه نیست. با توجه به مقدار  بشقاب پرنده ها و فعالیت در بیرون از محیط زمین به گواه هزاران فیلم  و عکس  در آرشیوهای عمومی ، از جمله کامپیوتر در فیلم خود ناسا ، این احتمال وجود دارد که وجود نژادهای مختلف موجود فرازمینی در منظومه شمسی وجود داشته باشد .
یک زمین شناس سابق و مهندس ، فیل اشنایدر ، که در سال 1990 به علت مرگ مشکوکي فوت كرده است سابقا ادعايي کرده بود درباره  ارتش آمریکا و نیروهای نظامی بین المللی از جهان  ديگركه از او نقل  قول ميكنيم :

«زمين درگیر،درگيري هاي  مداوم با بیگانه در  فضا شده است «از هر دوطرف  ، زیرزمینی و بالاتر از سطح زمين . او گفته بود  : این بیگانگان ، شامل خاکستریها کوچک ، خاکستریها بزرگ ، ورپتايلاين ها  ميباشد .

https://i1.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-agenda.jpg

https://i1.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_montauk/montauk_alien_1.jpg

نژاد خزندگان فضايي (رپتيليان) كه در پروژه سفر در زمان مونتياك هم ديده شد.اين نقاشي را اعضاي اين پروژه كشيدند.

چه چيزي جمعيت بشر را تهديد مي كند؟

در حالی که  با قبول این موارد بايد  نتیجه گیری كنيم  قلمرو ما مركز توطئه شده است و  به نظر می رسد که به هر حال برخي از این موارد و حوادث در مناطق مختلف از ديد ما پنهان مانده است و توسط اشخاص خاص انجام شده اين  موارد  منطق ما را وا ميدارد كه قطعا زمين ما بيرون از محيط خودش در حال حاضر  بازدید کنندگاني از سيارات ديگر دارد كه ميخواهند با ما درگير شوند .در اين نتيجه گيري شواهدي كه  شامل چند صد شرکت بزرگ ، دولت ، و شاهدان نظامی که مطلب ارائه كرده اند و  كنگره هاي مختلف سري به عنوان بخشي از افشاي اين پروژه ها به ميان نيامده است .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com آزاد میباشد.

عكسهاي جسد اين فرد در لينك منبع. بيماران قلبي نبينند.

منبع:   http://www.alienvideo.net/0805/alien-abduction-mutilation.php

پ . ن : با تشكر فراوان از ليلياناي عزيز كه اين مطلب را سريع ترجمه كرده و براي بنده ارسال نمودند.

در مطالب بعدي راجع به نفوذ نژاد خزندگان فضايي در زمين كه مهدي عزيز (نیتیاناندا) ترجمه نمودند ،مطالبي ارائه مي شود.

فيلمي واقعي از زني ربوده شده توسط فرا زميني ها

اين فيلم درباره زني است كه ادعا مي كند توسط فرا زميني ها ربوده شده و از آنها باردار شده كه آزمايشات روي اين زن حرفهاي آن را تاييد كرد. همينطور جنين موجود فضايي .

با تشكر از منتظر عزيز بابت ارسال ترجمه اين ويديو.

متن مصاحبه:

خانم جیوانا از ایتالیا کسی است که تصور میشود از تماس با موجدات فرازمینی باردار شده باشد.
این جریان موجب شوک واقعی در اروپا و بخصوص در ایتالیا شده است
این داستان مشابه یک رمان علمی تخیلی می ماند اما با توجه به آثار و شواهد موجود مورد جیوانا تاثیر برانگیز است.
شرح واقعه و جنین بیگانه درون او
این داستان توسط جیوانا که در منطقه سردنیا زندگی میکند در تیرماه 89 عنوان گردید ه است
داستانی نه در باره تماس ، بلکه در خصوص ربوده شدن وی که اولین بار در 4 سالگی آغاز شد
اکنون او 41 سال سن دارد
و برای اوین بار در خصوص این ماجرا سخن میگوید
من به یاد میاورم بشقاب پرنده ای رو که در هوا معلق بود
اون به رنگ متالیک بود (نقره ای – مترجم)
من بخاطر نمی اورم به چه صورت و چگونه وارد آن شدم
و خودم رو در هوا شناور میدیدم
4 موجود در اطاف من وجود داشتند
هیچ چیزی به من متصل نبود (درحالت خوابیده معلق در هوا – مترجم)
و انها گفتند که حرکتی نکنم
مصاحبه کننده: و اونها چگونه این رو به شما گفتند؟
جیوانا : بوسیله تله پاتی این رو گفتند
اونها گفتند که برای اینکه اتقاقی برای من نیفتد من حرکتی نکنم
واینکه اونها قصد ندارند کاری با من بکنند (آسیبی به من وارد کنند – مترجم)
– پس اونها چه قصدی داشتند؟
اونها بیشتر در حال تحقیق روی مواد بیلوژیکی بودند
بافت و خون و ….
من وقایع این جریان رو کم کم به یاد میاورم (در طول گذشت زمان پس از واقعه – مترجم)
– ایا دلیل یاد آوری شما به خاطر نشانه هائی است که داشتید
بله ، این بخاطر نشانه هائی بوده که من داشتم ( نشانه ها : محل های زخم کوچک در نقاطی مانند کمر ، سینه ، پا که در فیلم نشان داده شده – مترجم)
محل اثراتی از نور( مانند شب تاب) در بدن او مشاهده شده است ( با انعکاس نور مشابه ماورائ بنفش به رنگی فسفری در نقاط مختلف بدن جیوانا در فیلم دیده میشود مشابه باقی ماندن اتر زمانی که دست خیس به بدن برخورد کند و اثر بجای بگذارد-مترجم)
این ماده روی پوست تمام آن موجودات فرازمینی بوده
که پس از تماس در بدن ما نفوذ کرده
و به عنوان یک ماده ضدعفونی کننده مورد استفاده قرار گرفته
به همین علت از آلوده شدن آنها توسط ما و همچنین ما توسط انها از برخورد فیزیکی جلوگیری بعمل می آمده, (توضیحات بر روی فیلم-مترجم)
– زمانی که در آزمایشگاه تجزیه شدند مشخص گردید که این ماده از مواد طبیعی نبوده
– این ماده مشتق از سیلیس و میکا شناسائی شد
– این نمونه از اتاق جیوانا گرفته شده است (در فیلم دیده میشود داخل یک پلاستیک-مترجم)
– و ان در یک پارچه لوله شده در منزل وی پیدا شده است
– بنظر محققین اثری از نیترات فسفر در ان ماده پیدا نشده که موجب درخشندگی طبیعی آن است.
– این یک ماده بسیار خاص است
– الکترونهای این ماده بسیار برانگیخته و شگفت آور هستند
– که ما به اون تغییر ساختاری میگیم
– و به ان یک میدان بزرگ مغناطیسی میدهد
– مثل این میماند که ما فسفر را در یک شتاب دهنده ذره ای بگذاریم
– که البته جیوانا به هیچوجه نمی توانسته در خانه خودش چنین چیزی را بسازد
– جیوانا شرح میداد که انها قادر بودند با نور از حرکت انسان جلوگیری کنند. (زمانی که معلق در سفینه بر روی او آزمایش انجام میشد- مترجم)
– ما در سرشت آن موجدات مانده ایم
– و بسیاری از چیزهائی که جیوانا نمیتواند بخاطر بیاورد
– اما ما با این همه ادله چه باید انجام دهیم
(دلایلی که محققین معتقدند موجودات فرازمینی به انسانها نیاز دارند – مترجم)
– بخاطر اینکه ما سازگار با نژاد بیولوژیکی هستیم
– ما تنها از نظر زیستی سازگار هستیم
– ما از لحاظ ژنتیک به گونه انها خیلی نزدیک هستیم
– ما کمک میکنیم به ایجاد گونه دورگه از آنها و ما
– این نژاد محکوم به انقراض هستند مگر اینکه ما به آنها کمک کنیم
– در جهت اثبات این مدعی شاهد آن زندگی جیوانا میباشد (که در ادامه می خوانید – مترجم)
– جیوانا فیلمها و عکسهائی داشت از بشقاب پرنده ای که او را ربوده بود
– این فیلمها تاثیر گذار هستند
– وتوسط جیوانا با تلفن همراه در شب گرفته شده اند
– که می توان حرکت مورب بشقاب پرنده با نوری قوی در داخل در حال پرواز را مشاهده کرد
– که بنظر نمی رسد چیزی مشابه ان در زمین باشد (تا کنون تولید یا ساخته شده باشد – م)
– در عکسهای دیگر تصاویر بسیار روشن و واضح هستند
– با اثار و شواهد مرجع میتوان اطمینان حاصل کرد که ان یک بشقاب پرنده است
– معاینات رادیولوژیک جیوانا ثابت کرد که در مغز او چیزی کاشته و نصب شده است
– مطالعاتی انجام شدکه آن شی غیر عادی بوده است
– او گفت : من هیچ زخمی نداشتم که بنظر رسد شیئ رو داخل بدنم کنند ( اندازه زخمها در فیلم نشان داده شده – م)
– جیوانا در زمان مطالعات و آزمایشات، یکی از دکترها چیزی مشابه به نوزاد در بدن او پیدا کرد
– اما بنظر اون یک نوزاد نمیرسید
– با عوارض بوجود امدهدر بدن اوبهد از مدتی سقط جنین جیوانا صورت گرفت
– و چیزی که پس از سقط توسط دکتر دیده شد وحشتناک بود
– یک ترکیب دو رگه بین انسان و موجودات فضائی ( در فیلم کاملا مشخص است – م)
– تمام مراحل توسط دوربین ثبت شد
– تصاویری بسیار تکان دهنده
– نوعی جفت که در داخل بدن جیوانا تولید شده بود پیدا شد
– موجودی با ویژگی های انسانی دارای بالاتنه و پائین تنه با دو دست و پا
– نیم تنه بالا و صورت آن مشابه نژاد ربایندگان فضائی بنظر میرسد ( بصورت غورباقه مانند با چشمهائی بزرگ – م)
– سقط جنینی که با ناهنجاریهای ظاهری به مانند یک هیولا بود.
برداشتی آزاد توسط اینجانب که برخی از مکالمات فیلم را به جهت توضیحات اضافی خذف کردم .

دوستاني كه نتوانستند اين ويديو را ببينند اين لينك را   http://www.youtube.com/watch?v=yRPV-NlNUdU در سايتي كه براي ديدن ويديوهاي يوتيوب است قرار دهند  http://www.dirpy.com/

و هم ميتوانند فيلم را مشاهده كنند هم فيلم را دانلود كنند. حتما ببينيد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: