بایگانی دسته‌ها: ربوده شدگان

زنی انگلیسی به نام سو سیل میخواهد ثابت کند حقیقتت جایی در بیرون از زمین است .

زنی انگلیسی به نام سو سیل میخواهد ثابت کند حقیقتت جایی در بیرون از زمین است .

آیا ما در این دنیا تنها هستیم ؟ هرکسی نظریه ای دارد ، اما برای سو سیل فقط یک جواب وجود دارد. سو 57 ساله از اوتلند انگلستان ادعا میکند برخوردهای زیادی با یوفوها داشته است و همچنین معتقد است در سال 2010 توسط بیگانگان ربوده شده است. بنا به اظهارات وی شهر هادرزفیلد محلی دایمی از فعالیت یوفوها است و او از آنها در سراسر شهر فیلمبرداری کرده است. آخرین تجربه ی او ماه گذشته در حالی که از نوری بالای خانه اش در آسمان فیلمبرداری می کرد اتفاق افتاد.


او می گوید :» با خواهر شوهرم کولین در آشپزخانه بودم ، کسی که چیزهای زیادی با من دیده است، او گفت دوباره چیزی بالای خانه ات است ، نوری روشن در آسمان .» سو سیل بیشترعمرش مشتاق به پیدا کردن یوفوها بوده است و در سال 2010 تجربه ای داشته است که مطابق توصیفاتش یک ربایش بوده است در اطراف همانجایی که دایره های کشتزار در کاستل هیل یافت شدند. او می گوید :» مشغول به مرتب کردن وسایلم و رفتن به حمام بودم ، به اتاق خوابم برگشتم و و گویی به حالت خلسه رفتم.
» روی تختخواب نشستم و بعد, پیکرهایی پدیدار شد. آنها واقعا کوچک بودند با پوست ولباسهای یکدست سیاه ، بازوهای لاغر و بلند داشتند و صورتهایشان مانند مایعات محو و تار بود. با خودم فکر کردم، اوه خدایا دارد چه اتفاقی می افتد ؟ آنها به کنار تختخواب آمدند و چیزی پرده مانند روی من کشیده شد. چیز بعدی که میدانم این است که در فضا در یک سفینه بودم و به زمین نگاه می کردم، مانند یک قارچ، و قلبم فرو ریخت. » هنگامی که یکی از آن موجودات دستش را روی شانه ام گذاشت بنظرم شبیه به ای تی بود و انگشت وسطی بلندی داشت. گویی از احساساتم تغذیه می کرد. به خاطرم می آورم که آن موجود گفت :» نگران نباش حالت خوب می شود.» احساس نکردم بخواهند صدمه ای به من یا مردم زمین برسانند، فکر میکنم آنها به اتفاقاتی که در زمین رخ می دهد اهمیت می دهند و ما نیز در حال از بین برده سیاره خود هستیم.»


سو سیل همچنین می افزاید :» ناگهان از خواب بیدار شدم در حالی که لباس بر تن داشتم و روی تختخواب دراز کشیده بودم و به یاد آوردم که چند ساعت پیش به اتاقم آمده بودم. سعی کردم از جایم برخیزم اما نتوانستم سر پا بایستم ، احساس کردم بیمارم. سعی کردم کارهای روزمره ام را انجام بدهم ، آماده شوم و به سر کار بروم اما بنظر می رسید دچار پرواز زدگی شده ام. همسایه ام را دیدم ، پرسید چه اتفاقی افتاده است . گفتم فکر می کنم ربوده شده ام و او خندید. فکر می کردم دارم دیوانه میشوم بنابراین به پزشک مراجعه کردم ، پزشک پس از معاینه من را نزد روانپزشک فرستاد او نیز تشخیص داد که حال من خوب است ، همانطور که خودم نیز می دانستم.

http://www.ufosightingsdaily.com/2016/01/alien-abductee-sue-sill-of-outlane.html

با تشکر فراوان از  دوست عزیزم  برای ترجمه و ارسال مطلب.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

ادعای چند دختر : ما با بیگانگان فضایی رابطه برقرار کرده ایم و نوزادان آنها را به دنیا آورده ایم .

ادعای چند دختر : ما با بیگانگان رابطه ی جنسی برقرار کرده ایم … و نوزادان آنها را به دنیا آورده ایم .
UFO Bridget Children Hybrid
این زنان نه تنها یوفوها را مشاهده کرده اند بلکه افزون بر این با سرنشینان آنها رابظه ی جنسی نیز برقرار کرده اند و 13 نوزاد دو رگه به دنیا آورده اند .
بریجیت نلسون و آلونا ورس که هر دو آمریکایی هستند از اعضای انجمن نوزادان دو رگه اند ، گروهی از زنان که ادعا می کنند فرزندانشان به همراه پدران بیگانه خود در سفینه های فضایی غول پیکر زندگی می کنند.
این زنان معتقدند بیگانگان دی ان ای آنها را برداشت کرده اند تا کودکانی بوجود آوردند که هم مشخصه های انسانی و هم مشخصه های بیگانگان را دارا باشند ، همچنین ادعا می کنند لقاح هم بصورت مصنوعی و هم بصورت رابطه ی جنسی انجام گرفته است.
مجری بازاریابی سابق بریجیت نلسون که ظاهرا با ده فرزند دورگه اش تماس هاس منظمی داشته است، رابطه ی برون سیاره ایش را بدین صورت شرح می دهد :
» رابطه ی جنسی به طور باورنکردنی بسیار برتر از رابطه ای ابتدایی و خام بود. رابطه ای راحت و خواستنی ، بهترین رابطه ای که تجربه کرده ام»

طراح بازی های ویدیویی آلونا ورس که 23 سال دارد مادر سه فرزند دورگه بیگانه است ، توضیح می دهد که چگونه در کلاسی به سمت آن فرازمینی جذب شده است.
آلونا می گوید : » ناگهان کنار آن موجود سبز خزنده نشستم و فورا احساسات جنسیم با نگاه کردن به او برانگیخته شد . بسیار حیرت زده شدم از این که در کلاس جلوی چشم همه که توجهشان به ما جلب شده است رابطه ی جنسی برقرار میکنم.»

آلونا درحالی که تصویر یکی از سه فرزند دو رگه اش را در دست دارد می گوید :» بنظر دیوانگی می آید و مردم می گویند من عقلم را از دست داده ام ، اما این اتفاق کاملا واقعی است .»
بریجیت می گوید بیگانگان تنها با همراهی زنانی تولید مثل می کنند «خودشان خواهان برده شدن هستند»، که ممکن است دلیلی باشد بر اینکه چرا شواهد اندکی برای اثبات این ادعاها وجود دارد .
او می گوید:» آنها تنها فرزندان ما را نمی برند بلکه نژاد دورگه ای می سازند که برتر از نژاد انسان است .»
این مادران تصاویری از کودکان دورگه خود ترسیم کرده اند که بنظر در حالی که به انسانها شباهت دارند، بیشتر دارای خصایص بیگانگان خزنده گونه مانند چشمان درشت سیاه هستند . در حالی که آنها هیچگاه فرزندانشان را در زمین ملاقات نکرده اند بریجیت می گوید «غم بسیاری از اینکه نمیتواند با آنها باشد احساس می کند.» همچنین اضافه می کند :» ما معتقدیم ممکن است صدها یا هزاران زن در سراسر دنیا باشند که فرزندان دورگه بیگانه دارند اما خودشان نیز از این موضوع مطلع نیستند. زیرا زنهایی که انتخاب شده اند تا از رابطه خود با بیگانگان آگاه باشند در جامعه مورد ستیز و منازعه قرار گرفته اند.»
بریجیت تا کنون موفق نشده است رابطه ای با ثبات و طولانی با یک مرد داشته باشد و دوستانش می گویند صراحتش اعتبار وی را در انظار عمومی و روابطش از بین خواهد برد . مادرش نیز داستان او را رد میکند. بریجیت می گوید : » من رابطه ی معمولی نداشته ام و اکنون این رابطه ی معمولی من شده است . میدانم زنان متاهلی نیز که این رابطه فرازمینی را تجربه کرده اند اگر موضوع را باهمسرانشان در میان بگذارند رابطه شان به شدت خراب می شود.»

بریجیت میگوید بیگانگان تنها با زنانی ملاقات می کنند که «خواهان برده شدن» هستند.او به زنانی که باور ندارند فرزاندشان دورگه باشند می گوید موارد حتمی در زندگیشان وجود دارد که با دقت به آنها متوجه تفاوتها خواهند شد. نشانه هایی مانند رویاهایی تکرار شونده از مطب پزشک یا کلاس درس ، از دست رفتن زمان یا حاملگیهای اشتباهی که به این معنیست که شما صاحب فرزندی دورگه بیگانه هستید.
همسران بیگانه اکنون برنامه هایی دارند تا همه مادران دورگه با هم در یک خانه زندگی کنند تا بتوانند در امنیت با فرزندانشان ملاقات کنند . این خانه میتواند در مکانی خارج از شهرها باشد جایی که فرزندانه دورگه آزادانه گردش کنند و تواناییهای خود را بروز دهند.

آلونا نیز ادعا می کند روی تخته ای به یک سفینه ی واقعی برده شده است . میگوید:» مردم ما را دیوانه میخوانند اما ما دیوانه نیستیم و تمام اینها واقعا برای ما اتفاق افتاده است.»

منبع: http://www.disclose.tv/news/girls_make_bizarre_claim_we_had_sex_with_aliens_and_gave_birth_to_their_babies/126931

با تشکر فراوان از  دوست عزیزم برای ترجمه و ارسال مطلب.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

زنی که ادعا میکند بیگانگان فضایی با دوربین موبایلش سلفی گرفته اند.

زنی که خواسته ناشناس بماند, ادعا میکند در آشپزخانه خود مشغول روشن کردن سیگار بوده, و بعد کف حمام خانه خود و در حالت جنینی بیدار شده بدون آنکه به یاد بیاورد چطور از آشپزخانه به حمام آمده. سیگار و گوشی تلفن اون کف آشپزخانه پیدا شده. چند روز بعد این زن در گوشی موبایل خود 40 عکس تار و لرزان پیدا کرده است. او معتقد است توسط بیگانگان ربوده شده و این عکسها توسط بیگانگان و با گوشی موبایل او گرفته شده اند.

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

منبع: https://ca.news.yahoo.com/woman-claims-selfies-were-taken-092540721.html?nf=1

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

ماجرای ارتباط جنسی آنتونیو ویلاس ۲۳ ساله با بیگانگان فضایی / ۱۹۵۷ میلادی

ماجرای ارتباط جنسی آنتونیو ویلاس ۲۳ ساله با بیگانگان فضایی در ۱۶ اکتبر سال ۱۹۵۷ میلادی در برزیل یکی از معروفترین موارد ربایش انسان ها توسط بیگانگان فضایی است.

Antonio Villas Boas
ماجرا از آن جا شروع شد که آنتونیو ویلاس روزی در حال شخم زدن مزرعه ی خانوادگی بود که ناگهان موتور تراکتور او از کار افتاد. همان لحظه، شیی با نورهای بنفش از آسمان فرود آمد، سپس موجودات انسان مانندی از آن خارج شدند و او را به داخل شی بردند و بر روی او اعمالی شبیه آزمایش های پزشکی انجام دادند.
آن موجودات لباس های او را بیرون آوردند، مایعی عجیب بر روی بدن او مالیدند و نمونه ای از خون او گرفتند. سپس او را در اتاقی برای زمانی طولانی نگاه داشتند، بعد از چندی زنی زیبا وارد اتاق شد. آن زن برهنه بود و آنتونیو خیلی زود جذب او شد.سپس آن ها بدون هیچ صحبت یا کار دیگری ارتباط جنسی برقرار کردند. در پایان قبل از ترک اتاق، آن زن با زبان اشاره به شکم خود اشاره کرد و سپس با لبخندی آسمان را نشان داد. قبل از ترک شی آن موجودات اطراف و مکان های داخل فضاپیمای خود را به آنتونیو نشان دادند.
سال ها بعد آنتونیو وکیلی موفق شد و بعد از ۳۰ سال هنوز داستان خود را واقعی می پنداشت.

Antonio Villas Boas
طی سال های دهه ی ۱۹۵۰ ، برخی دیگر نیز ادعای داشتن ارتباط جنسی با بیگانگان فضایی کردند. از جمله شخصی به نام هوارد
منگر که با موجودی انسان مانند، با نام مارلا که دارای موهای طلایی و ادعا داشت که ۵۰۰ ساله است بود، به طور منظم ارتباط داشت.او می گفت که نمی تواند در برابر گرمی،عشق و جذابیت فیزیکی این موجود مقاومت کند. او بعد ها از همسر واقعی خود جدا شد تا با مارلا باشد. در سال ۱۹۵۲ میلادی نیز فرد دیگری به نام ترومن بتروم ادعا کرد که با خلبان یک بشقاب پرنده به نام آورا رانس که او را بسیار زیبا می دانست ارتباط دارد.همسر بتروم به این دلیل از او جدا شد.در سال ۱۹۵۶ نیز زنی به نام
الیزابت کلرر ادعای داشتن ارتباط با دانشمندی از ستاره ی آلفا قنطورس کرد.

alien55
طی سال های دهه ۶۰ میلادی، یوفولوژیستی به نام جان کیل، حین بازدید خود از دانشگاه های شمال شرق ایالات متحده، با دختران
و پسرانی روبرو شد که از تجاوز بیگانگان فضایی و نمونه برداری از مایعات تناسلی آن ها صحبت می کردند.

Antonio-Villas-Boas1
طی سال های دهه ی ۷۰ میلادی، افراد زیادی آن طور که جان کل می گفت، به این باور رسیده بودند که بیگانگان فضایی در حال انجام یک آزمایش عظیم بیولوژیک بر سیاره زمین هستند و در حال تولید دورگه های انسان و بیگانه هستند که به زودی جای انسان ها را بر روی زمین خواهند گرفت.
چندین سال بعد، محققان آکادمیک و دانشمند، مانند جان مک، و دیوید جکوب، به طور صریح اعلام کردند که خاکستری های فضایی (نژادی از بیگانگان فضایی ) به راستی در حال برداشتن اسپرم و تخمک ربوده شدگان بودند. همچنین دیگر داستان زنانی که توسط بیگانگان باردار می شدند و بعدا جنین دو رگه ی آن ها از آنان گرفته یا به آن ها نشان داده می شد عادی شده بود.
در سال ۱۹۷۰ میلادی، دختری ۱۹ ساله از کالیفرنیا گزارش کرد که ۶ موجود انسان مانند با پوست آبی رنگ و پاهای اردک مانند، پس از فرود در ساحل با فضاپیمای خود، به او حمله کرده و پس از آن او یک کودک مشابه آن موجودات به دنیا آورد.
البته قبل ذکر است که ادعای داشتن ارتباط جنسی با موجودات عجیب یا فضایی پدیده ی جدیدی نیست، و داستان های قدیمی و
فولکلور زیادی از ارتباط انسان ها با این نوع موجودات و دیو ها و … وجود دارد.
ریدلی اسکات در فیلم خود «بیگانه»، این پدیده را نشان می دهد.
اتفاقاتی نیز موجب شک در راستی این گونه ادعا ها می شوند. این که چگونه احتمال دارد بیگانگان هوشمند، در برخی کار های خود دچار اشتباه شوند. برای مثال بیگانگان سوزنی در ناف زنی به نام بتی اندریاسون فرو کردند و به او گفتند که هدف آن ها هدفی تولید مثلی است، اما به نظر می رسد که چیزی در بدن او گمشده است و وجود ندارد، بتی به بیگانگان گفت که او هیسترکتومی یا یا بیرون آوردن رحم داشته است.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

منبع: http://www.ufocasebook.com/aliensex101.html

با تشکر فراوان از احمد رضای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

ربایش خانواده رید سال ۱۹۵۰ توسط فرازمینی ها

ربایش های فضایی
ربایش انسان ها توسط بیگانگان
Reed Abduction, Photo 3

 

 

 

 

 

 

 

ربایش خانواده رید سال ۱۹۵۰
ربایش خانواده رید یکی از معدود موارد ربایشی است که هم مدرک فیزیکی از خود به جا گذاشته، و
هم طبق مقیاس والی، درجه ۴ ، یا برخورد نزدیک از نوع چهارم شناخته شده است . این مورد ربایش
دارای لایه ها و اسرار بسیاری است که حتی به سازمان ملل هم راه یافته است.
این مورد همچنین یکی از معدود مواردی است که توجه مراجع قانونی را هم به خود جلب کرده و
بنابراین اسناد رسمی از آن به جا مانده است. مستندات وجود حجم بسیار زیادی از تابش هسته ای ، و
همچنین وجود میادین مغناطیسی بسیار قوی را نشان دادند.
افراد درگیر این ماجرا یک مادر و مادر بزرگ ، به همراه دو برادر به نام های توماس و متیو بودند.

Reed Abduction, Photo 2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماجرا از آن جا شروع شد که در سال های دهه ۱۹۶۰ ، در شفیلد ماساچوست، توماس ۶ ساله و برادر
جوانترش، با پدیده هایی مواجه شدند که زندگی آن ها را تغییر داد. به علت سن پایین آن ها، این اتفاقات
تاثیرات بزرگی بر روی آن ها داشت، تا آن جا که باعث تغییرات اساسی در باور های آن ها ، و
غیرعادی خواندن آن ها توسط دیگران شد.
هر دوی آن ها خاطراتی از برخورد با موجودات غیر انسانی، برده شدن آن ها به شیی دایره ای و لکه
دار، که تصویر یک درخت بید در آن نمایش داده شد را به یاد دارند.
در عصر یک روز پاییزی در ماساچوست، بعد از یک سری تشعشعات و برق زدن ها، ناگهان فلاش
و نوری در اتاق خواب این دو برادر ظاهر شد، این نور توماس را در برگرفت و متیو را وادار به
صحبت کردن غیر ارادی کرد. بعد از چند لحظه آرامشی عجیب، فلجی غیر ارادی مادر و مادربزرگ
را که در اتاق کناری بودند ، قدرت هر گونه تکلم و حرکت را از آن ها گرفت . متیو به اتاق مادرش
دوید ، اما او را در حالتی ناتوان از پاسخ و حرکت یافت. هنگامی که مادر هوشیاری خود را به طور
تقریبی به دست آورد، به سمت اتاق متیو دوید، اما پس از شنیده شدن صدای فریادی، و کوبیده شدن
در، متیو دیگر کنار تخت خوابش نبود.

Reed Abduction, Photo 4

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر پس از آن سوار بر اسب ، در مزرعه ی ۳۲ هکتاری به جستجوی دو فرزندش پرداخت و پس
از جستجوی بسیار، آن ها را در حالی که در فاصله ی ۵ متری هم ایستاده بودند، و به طرز عجیبی
به یکدیگر نگاه می کردند و می لرزیدند پیدا کرد. از وضعیت آن ها، معلوم بود که شوک بزرگی به
آن ها وارد شده است.
از آن پس در خانه ی آن ها اتفاقات دیگری افتاد، در یک مورد درب بطری فلزی واکنش عجیبی به
انگشتان متیو نشان می داد. همه این ها به همراه اتفاقات دیگری که در سال ۱۹۶۹ میلادی برای آن
ها رخ داد، آن ها را مجبور به ترک محل زندگی و تجارت خود کرد.
روزی ساعت ۸ شب، در حالی که همه ی آن ها به یک نمایش می رفتند، با شیی نورانی مواجه شدند
که در بدن آن ها یک احساس لرزش کوچک به وجود می آورد و همچنین باعث شد که خودروی آن
ها کنار جاده متوقف شود. پس از سکوتی مرگ آور، صدای لرزش سنگ های زیر خودرو، و همچنین
تغییر محسوس فشار، به همراه صدای کرکننده و هجوم ناگهانی و غیر عادی جیرجیرک ها و حشرات
توجه آن ها را به خود جلب کرد.
پس از آن اتفاق، آن ها برخی اتفاقات آن شب را به یاد آوردند. تام اتاقی بزرگ و تاریک ،راهرویی
بلند و نورانی و محفظه و سیلندری به اندازه ی بدن را به یاد آورد. تام از برخورد با موجودات هوشمند
و حشره مانندی که به نظر می رسید دستکاری ژنتیکی شده باشند سخن می گفت، که برخی اعضای
انسانی، مانند دست و قابلیت ایستادن بر روی دو پا را داشتند و قد آن ها از یک متر تا یک و نیم متر
تغییر می کرد.
هنگامی که آن ها به خودرویشان برگشتند، آن را در جهتی بر خلاف جهت قبلی یافتند. مادربزرگ بی
هدف وسط جاده به این طرف و آن طرف می رفت، مادر پشت فرمان در حالت انجماد و فلج بود، و
متیو در صندلی عقب بی هوش افتاده بود.
سال ها بعد، نانسی )مادر( با هوارد رید ازدواج کرد و با او تمام ماجراهایشان با یوفو ها و بیگانگان
غیرانسانی را در میان گذاشت. این ماجراها در تضاد شدید با شغل سیاسی هوارد رید که آن زمان در
دفتر محلی کار می کرد بود.

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=0sADA_rX6WM
در دهه ۱۹۸۰ ، پدر تام، یعنی دکتر هوارد رید، که به کار وکالت می پرداخت، با وکیلی دیگر به نام
رابرت بلچمن، که بعدا وکیل خصوصی تام شد ملاقات کرد، و به تحقیق جامعی در ربایش خانواده ی
رید پرداخت و گزارش ها و اعتراف ده ها شاهد را به عنوان مدرک یافت.
رابرت هوارد مدارکی در این باره پیدا کرد. در یک مورد در ماه آگوست سال ۱۹۶۹ میلادی، که پدیده
ای ناشناخته بر فراز ملک خانواده رید به وقوع پیوست، شاهدان بسیاری که ۱۱ کیلومتر با آن محل
فاصله داشتند نیز وقوع آن را گزارش دادند.
رابرت هوارد، ربایش خانواده رید را در سمپوزیوم سازمان ملل در دوم اکتبر سال ۱۹۹۲ ، با جزییات،
از جمله گزارش لرزش درونی، دستکاری جاذبه، تغییر فشار، لرزش الکترومغناطیسی، که در موارد
دیگر توسط مدارک شاهدانی که بلچمن جمع آوری کرده بود گزارش شده بود ، به گوش همگان رساند.

Reed Abduction, Photo 1
هدف این سمپوزیوم، معرفی موارد اثبات شده ی ربایش ها و برخورد با یوفو ها بود تا سازمان ملل را
متقاعد به بازنگری و اجرای ۴۲۶ / ۳۳ بکند ) ۴۲۶ / ۳۳ به هدف سازمان ملل برای تاسیس یک آژانس
یا دپارتمانی در سازمان ملل برای بررسی، مکان یابی و انتشار نتایج تحقیق درباره ی پدیده اشیای
پرنده ی ناشناخته یا یوفو ها اشاره دارد(. ۱۰ روز بعد از آن بود که ناسا پروژه ی رصد مایکروویو
ستی ، یا جستجو برای سیگنال های هوشمندان فرازمینی را شروع کرد.
آن چه که باعث شد مورد خانواده ی رید دوباره پس از دهه ها مورد توجه قرار گیرد، دیدار و برخورد
دو برادر پس از ۴۰ سال بود. در ۳۰ مارس سال ۲۰۰۹ ، اتفاق دیگری برای متیو در شهر برونزبرگ
در ایندیانا افتاد که حتی مراجع قانونی و گروه های هوافضایی به بررسی آن پرداختند.
صفحه ی نشانگر خودروی متیو آسیب دیده بود و او از زمان گمشده سخن می گفت. فرمان خودرو و
لباس او نیز خون آلود شده بود. تابش هسته ای بسیار زیاد، و همچنین میادین مغناطیسی ثبت و تایید
شد. میدان مغناطیسی در حدی بود که باعث چرخش نشانگر قطب نما از فاصله ی ۶۰ سانتی متری
آن می شد.
یک افسر پلیس، یک کارگاه با تجربه ی ۳۰ ساله به بررسی ماجرا پرداختند، و برخوردی واقعی با
نیرویی قوی و ناشناخته را تایید کردند.
سازمان های بسیاری، از جمله سازمان های هوافضایی به بررسی مورد خانواده رید پرداختند و همه
آن ها به یک نتیجه رسیدند و وجود تابش هسته ای، ناهنجاری های مغناطیسی و شواهد پزشکی و
مدارک شاهدان ماجرا را تایید کردند.
بازرس و کارگاه وایت از تام آزمایش دروغ سنجی گرفت که راست گویی او را در حد ۹۹.۱ درصد،
درباره ی اتفاقاتی که از کودکی و از دهه ی ۶۰ میلادی برای او افتاده بود تایید می کرد.
پی نوشت: هوارد در سال ۲۰۰۶ ، چهارده سال پس از ارایه مورد خانواده رید به سازمان ملل، توسط
ویروسی با منشا ناشناخته مرد. مرکز پیشگیری بیماری های ایالات متحده، پس از بررسی محل کار
هوارد، آن ویروس را در شیشه ی کوچکی که در سیستم تهویه هوا کار گذاشته شده بود یافتند. از آن
پس آن ساختمان تعطیل شد. یک متخصص که نتایج تحقیقات خود درباره ی خانواده ی رید را منتشر
کرده بود نیز ۸ هفته بعد درگذشت.
اکنون نقاشی هایی که تام از اتفاقی که برایش افتاده بود کشیده بود، در موزه یوفوی رازول نمایش داده
می شود.
خانواده ی رید همه دارای گروه خونی او آر اچ منفی و آ آر اچ منفی بودند .

http://www.ufocasebook.com/2010/reedabduction.html

با تشکر فراوان از احمد رضای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین

ماجرای مرموز واشنگتن

بیست و چهارم ژوئن 1947 یکی از خلبان های نیروی هوایی آمریکا به نام کنت آرنولد در حال پرواز برفراز کوهستان راینر در غرب واشنگتن بود که متوجه 9 شیء پرنده ناشناخته شد. اشیای پرنده دایره شکل بودند و در ارتفاع 3 کیلومتری از سطح زمین با سرعت زیادی حرکت می کردند.

الگوی پرواز آنها متفاوت بود و هر از گاهی به یک شکل خاص پرواز می کردند. مثلا اگر یکی از آنها ارتفاع پرواز را کم می کرد بقیه بشقاب پرنده ها هم از ارتفاع خود می کاستند.
چیزهایی که خلبان آرنولد دیده بود در روزنامه به چاپ رسید و این اولین باری بود که درباره بشقاب پرنده ها در روزنامه های آمریکا خبری منتشر می شد. چند روز پیش از این اتفاق مردی به نام هارولد دال در کنار ساحل مورای در همان نزدیکی مشغول کار بود. او سراسیمه به سمت همکار خود رفت و به او گفت که 6 شیء پرنده دایره شکل را در آسمان دیده که همه آنها نزدیک به 30 متر قطر داشتند. به گفته دال پنج بشقاب پرنده بالای بشقاب پرنده ششم که مدام سنگ، آهن و نخاله به زمین می انداخت پرواز می کردند.

نخاله هایی که بشقاب پرنده به طرف زمین می انداخت باعث شد تا پسر پانزده ساله دال آسیب ببیند. سگ او کشته شود و قایقش هم بشکند. بعد مردی سیاهپوش نزد دال رفت و او را تهدید کرد که اگر درباره این موضوع حرفی به کسی بزند خانواده اش را از دست خواهد داد اما دال به تهدید مرد سیاهپوش اهمیتی نداد.

وقتی گزارش آرنولد در روزنامه ها به چاپ رسید، دال در یک هتل با او قرار ملاقات گذاشت. سر قرار دو خلبان به نام های فرانک براون و ویلیام داویدسون همراه آرنولد حضور داشتند. دال به آنها قطعاتی را که بشقاب پرنده روی زمین انداخته بود داد. به نظر می رسید قطعات از تکه های آهن یا چیزی شبیه به آن ساخته شده بودند.

معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین
همه قطعات به پایگاه نظامی کالیفرنیا انتقال داده شدند. این ماجرا سپری شد تا اینکه اول آگوست 1947 دو خلبان از پایگاه مک کورد واشنگتن پریدند و پس از طی مسافتی هواپیمای هر دو خلبان آتش گرفت و آنها مجبور شدند با چتر نجات بیرون بپرند. هر دو خلبان ادعا می کردند که پیش از حادثه بشقاب پرنده هایی را در آسمان دیده اند که مسبب آتش گرفتن هواپیماهایشان شده اند. به گزارش آسوشیتدپرس دو روز بعد دو خلبانی که هواپیمایشان آتش گرفته بود و درباره بشقاب پرنده ها تحقیق می کردند، کشته شدند.زیگموند سکته کرد

در عصر روز پنجم ژوئن 1980 یک معدنچی به نام زیگموند آدامسکی در یورکشایر انگلیس ناپدید شد. او دقیقا یک روز پیش از ازدواج دخترخوانده اش ناپدید شد و برای همین گم شدن وی عجیب به نظر می رسید. پنج روز گذشت تا اینکه جسد معدنچی را در نزدیکی تلی از ذغال سنگ در شهر دیگری پیدا کردند.

جسد آدامسکی در ساعت 3:45 دقیقه عصر پیدا شد و این در حالی بود که آخرین بار کارگردان معدن ساعت 11 صبح در آنجا کار می کردند. لباس مقتول کاملا تمیز بود اما ساعت و کیف پولش همراه وی دیده نمی شد.
جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد. به تشخیص پزشک، آدامسکی بین ساعت 11 صبح تا یک بعدازظهر بر اثر سکته قلبی جان باخته بود. این نکته که چگونه یک مرد با بیماری قلبی توانسته بود از تل ذغال سنگ بالا برود از نظر پلیس نکته ای مشکوک بود.

معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین
آدامسکی پنج روز ناپدید شده بود اما ریش هایش به اندازه یک روز بلند شده بود، ضمن اینکه به نظر می رسید از وی پیش از مرگ مراقبت کرده اند اما روی شانه و گردنش آثار سوختگی مشاهده می شد که معلوم نبود با چه چیزی به وجود آمده است.یکی از افسران پلیسی که سر صحنه قتل حضور داشت ادعا می کرد که در 28 نوامبر 1980 تقریبا در چند کیلومتری محل پیدا شدن جسد با موجود بیگانه ای روبرو شده است. نکته قابل توجه اینجاست که افسر پلیس فقط یک ربع از آن شب را به یاد داشت اما مورد مشکوکی که درباره این ماجرا وجود دارد مربوط به مردی به نام جورج آدامسکی می شود که در کالیفرنیا زندگی می کرد. او کتاب های زیادی درباره یوفوها و بیگانگان فضایی نوشته بود و بسیاری معتقدند که زیگموند اشتباهی به قتل رسیده است.

معمای 60 ساله

23 نوامبر 1953 شیء ناشناخته ای در پایگاه هوایی کینروس در میشیگان رویت شد. یک یاز افسرهای پایگاه به نام فلیکس مونکالا و رابرت ویلسون که مسئول رادار بود با دیدن این شیء ناشناخته فورا برای تحقیقات فراخوانده شدند. در پایگاه، برج مراقبت ماموریت را از نزدیک زیر نظر داشت.

وقتی جت جنگنده نزدیک یوفو شد، هواپیما ناپدید شد و فقط یک نقطه روی رادار معلوم بود. فوراد گروه تحقیقاتی متشکل از ماموران نظامی کانادایی و آمریکایی تشکیل شدند. این گروه هر چه تلاش کردند نتوانستند نشانی از یوفو، خلبان ها و جت های جنگنده پیدا کنند.

درباره این ماجرا دو گزارش رسمی وجود دارد. اول اینکه مونکالا از مسیر منحرف شده و در دریاچه سقوط کرده است. در گزارش دوم آورده شده که جت جنگنده با یک هواپیمای کانادایی تصادف کرده است و این در حالی است که مسئولان کانادایی به هیچ عنوان چنین تصادفی را گزارش نکردند. اکنون با گذشت 60 سال همچنان این حادثه به صورت یک معما باقی مانده است.

بالن یا بشقاب پرنده

هفتم ژانویه 1948 یکی از مامورهای گشت کنتاکی چندین تماس درباره اینکه شیء بزرگ پرنده ای با قطر 90 متر در منطقه مایسویل دیده شده دریافت کرد. به گفته شاهدان این شیء پرنده آرام آرام به سمت پایگاه نظامی که در غرب وجود داشت، حرکت می کرد.

مامور گشت خبری را که دریافت کرده بود به پایگاه نظامی مخابره کرد. همه ساکنان مناطق نزدیک پایگاه، شیء پرنده را در آسمان دیده بودند. تقریبا یک ساعت و نیم بعد خلبان توماس اف مانتل به همراه سه خلبان دیگر سوار بر هواپیمای اف 51 موستانگ برای تحقیقات به ماموریت هوایی فرستاده شدند.

معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین
نکته عجیب اینجا بود که در ارتفاع شش کیلومتری از زمین سه خلبان دیگر قادر به هدایت هواپیما نبودند و نمی توانستند بیشتر از این هواپیما را بالا ببرند اما خلبان مانتل همچنان به راه خود ادامه داد تا اینکه به ارتفاع بیش از 900 کیلومتری رسید. در این لحظه هواپیمای او شروع به چرخشی غیرمنتظره کرد؛ اتفاقی که موجب سقوطش شد.به گفته مقامات رسمی، یوفو دیده شده یک بالن بود اما یوفوشناس ها می گویند که یک بالن از ارتفاع 4 کیلومتری هم قابل تشخیص است. آخرین جمله ای که مانتل پیش از سقوط بیان کرد این بود: «اوه خدای من… چند نفر را داخل آن می بینم.»

قتل توسط بیگانه فضایی

ماه مارس سال 1956 در نزدیکی پایگاه هوایی هالومان در مکزیکوسیتی مامور جاناتا لاوت و سرگرد ویلیام کانینگهام مشغول جمع آوری ویرانه های یک آزمایش ناموفق هوایی بودند. لاوت از یک تپه کوچک پایین رفت به طوری که کانینگهام چند لحظه قادر به دیدن او نبود. ناگهان کانینگهام صدای فیاد لاوت را شنید. او سریع خود را به روی تپه رساند. صحنه ای که می دید باورکردنی نبود. یک شیء پرنده نقره ای رنگ بالای سر لاوت در حال چرخش بود. ناگهان وسیله ای شبکه مار از بشقاب پرنده بیرون آمد و به دور پاهای لاوت پیچید و او را با خود داخل وسیله پرنده برد و به آسمان پرواز کرد.

کانینگهام که به شدت دچار شوک عصبی شده بود با عجله خود را به اتومبیلش رساند تا گزارش این حادثه را به پایگاه بدهد. به این ترتیب تیم تجسس به محل مورد نظر اعزام شد. گروه تحقیقات معتقد بودند که کانینگهام همکار خود را به قتل رسانده و جسدش را مخفی کرده است. سه روز بعد جسد لاوت در چند کیلومتری جایی که توسط فضایی ها ربوده شده بود پیدا شد. زبان، چشم ها و فک او کنده شده بود. خون بدنش کاملا خشک شده بود و سلاخی او دقیقا شبیه بقیه جسدهایی بود که مرگ آنها را به بیگانگان فضایی نسبت داده بودند.

قرار ملاقات با بیگانگان فضایی

در بعدازظهر هفدهم آگوست 1966 دو مهندس به نام های مانوئل پریرا داکروز و میگوئل خوزه ویانا که همکار بودند خانه های خود را در گویتاگازیس برزیل ترک کردند تا به محل کار خود بروند. چند ساعت بعد به شهادت شاهدان آنها در منطقه نیترویل توقف کردند تا یک بطری آب و جلیقه ضد آب بخرند. به شهادت فروشنده ویانا بسیار نگران به نظر می رسید و مرتب به ساعتش نگاه می کرد. این آخرین باری بود که این دو مهندس دیده شدند.

سه روز بعد مردی که در حال کایت سواری بود جسد این دو همکار را در منطقه ای کوهستانی پیدا کرد. او با پلیس تماس گرفت و به دلیل ضعب العبور بودند مسیر، مامورها یک روز بعد به آنجا رسیدند.

معروف ترین جنایت آدم فضایی ها روی زمین
وقتی پلیس به آنجا رسید با یکی از عجیب ترین صحنه های قتل آن دوران مواجه شد. دو مهندس کت و شلوار به تن داشتند که روی آن جلیقه ضد آب پوشیده بودند. روی صورت آنها ماسک سربی شکل دیده می شد که حتی چشم هایشان را پوشانده بود. به نظر می رسید ماسک ها دست ساز باشند.همراه آنها دفترچه یادداشتی به چشم می خورد که در آن نوشته شده بود »16:30 حاضر شدن سر قرار. 18:30 قورت دادن کپسول ها، پس از تاثیر فلزات محافظ، انتظار برای علامت. ماسک.»

با وجود اینکه پلیس تلاش بسیاری کرد تا نوشته های رمزی دو مهندس را رمزگشایی کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد. همچنین به گفته خانواده دو قربانی رفتار هر دو مقتول در آخرین روزهای عمرشان به هیچ عنوان غیرعادی به نظر نمی رسید.

از آنجا که اعضای بدن هر دو مهندس به شدت خشک شده بود، آزمایشات پزشکی قانونی نتیجه ای نداشت. اینکه آنها چه قرص هایی مصرف کرده اند هیچ وقت معلوم نشد. همچنین نوشته های رمزی آنها هرگز رمزگشایی نشد. نظریه پردازان می گویند که آنها با بیگانگان فضایی قرار داشتند. لباس ها و ماسکی که پوشیده بودند آنها را در ملاقات محافظت می کرد. پس از این حادثه دیده شدن یوفو در منطقه ای که دو مهندس مردن بودند، بارها گزارش شد.

مجله سرنخ

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

آیا این گواهی بر صحت ادعای ربوده شدن بتی و بارتی هیل توسط فرازمینیها است؟

آیا این گواهی بر صحت ادعای ربوده شدن است؟
زنی که ربوده شده بود نقشه خوشه ستارگانی که مبداء بیگانگان رباینده است را ترسیم می کند
بتی و بارنی هیل, از اهالی پرتس موت نیو همپشایر بنا به ادعای خودشان در تاریخ 19 سپتامبر 1961 توسط بیگانگان ربوده شدند. دانشمندان در زمان طرح این ادعا, نقشه ترسیم شده توسط بتی که موقعیت دقیق مبداء بیگانگان را نشان میداد بی اعتبار خواندند و در مقابل ادعا کردند هیچ خوشه ای که مشابه با نقشه ارائه شده توسط بتی هیل است وجود ندارد.

Betty Hill drew a star map of the constellation that the aliens pointed to
اما امروز بعد از سالها, یک متخصص آمار چنین نتیجه گرفته که امکان ندارد مطابقت جایگیری منحصر به فرد ستارگان اصلی و خورشید مانند در نقشه بتی هیل با خوشه زتا رتیکولی اتفاقی بوده باشد و در نتیجه او واقعاً ربوده شده بوده است.
بتی و بارنی هیل چنین ادعا میکردند که در جنوب لنکشایر در نیو همپشایر یک سفینه بیضوی را دیده اند که بر فراز سرشان در پرواز بوده. سپس گروهی از بیگانگان انسان نما را دیده بودند که از پشت شیشه قوس دار سفینه به انها نگاه می کرده اند. آخرین خاطره ای که بتی و بارنی هنگام هشیاری به خاطر داشتند این بود که بیگانگان میان جاده ایستاده و راه آنها را سد کرده بودند.

Barney and Betty Hill

Barney with his drawings in 1951
آنچه پس از این نقطه به یاد می آوردند این بود که اتومبیل خود را جلوی خانه خود در پرتسموت متوقف کرده اند. از سه ساعت فاصله بین دو نقطه هیچ خاطره ای نداشتند و هیچ یک از جزییات وقایع آن شب را به یاد نمی آوردند.
بتی پیش از مرگش در سال 2004 برای اولین بار در مصاحبه ای گفت: «من را به داخل سفینه بردند. بارنی را به اتاق دیگری بردند. بیگانه ای را که آزمایشات را انجام میداد معاینه کننده مینامیدند. ابتدا من را روی چارپایه ای قرار دادند و چشمها, بینی, گوشها و گلویم را معاینه کردند. سپس من را روی میزی قرار دادند و گفتند قصد دارند سیستم عصبیم را معاینه کنند. بعد سعی کردند سوزنی را در ناحیه ناف من وارد بدنم کنند که چون دردناک بود ادامه ندادند. آزمایشات بارنی هم مثل آزمایشات من بود با این تفاوت که به استخوان بندی او هم توجه کرده بودند.»
بتی همچنین به خاطر می آورد که با رهبر گروه بیگانگان مکالمه داشته و از او درباره مبداء شان پرسیده. «به او گفتم شما اهل این سیاره نیستید. اهل کجایید؟ او نقشه ای از ستارگان به من نشان داد و گفت اهل آنجا هستند.»

Betty drew a map under hypnosis

Zeta Reticuli constellation mirrors that drawn by Betty

بتی زیر هیپنوتیزم نقشه را به خاطر آورد و کشید. نقشه شامل 12 ستاره اصلی بود که با خطوطی به سه ستاره فرعی تر وصل میشدند و تشکیل مثلث میدادند. به گفته بتی بیگانگان گفته بودند ستارگانی که با خطوط ترسیم شده به هم وصل میشدند «مسیر تجاری» بودند و مسیرهای نقطه چین, مسیرهای کمتر تردد شده بودند.
دیوید ساندرز, متخصص آمار که به مطالعه یوفوها میپردازد معتقد است همراستایی ستارگان اصلی خورشید مانند که در اطراف زتا رتیکولی واقع شده اند, نمیتواند اتفاقی باشد و بتی واقعاً ربوده شده بوده. به نظر او تنها بیگانگان ممکن بوده چنین نقشه ای را در اختیار بتی قرار دهند.
سایر شواهد تعجب آوری که در حاشیه این ربایش وجود داشتند شامل این موارد بودند: لباس پاره شده بتی که آغشته به پودری صورتی رنگ بود. غیر آلی و کانی بودن این پودر بعداً تایید شد. همچنین دایره های درخشان هم مرکزی بر روی خودروی آنها دیده میشد و عقربه قطب نما در مجاورت خودرو به طور غیر قابل کنترلی میچرخید.

Barney sketched the alien life form in 1951, an image which has moulded our version of aliens today
بعد از ربایش, بتی و بارنی از کابوسهای شبانه وحشتناکی رنج میبردند و علائم استرس شدید در آنها دیده میشد. بارنی چنان بیمار شد که مجبور به مراجعه به پزشک شد. هر دو مورد معاینه قرار گرفتند و توسط دکتر روانکاو, بنجامین سیمون, هیپنوتیزم شدند تا جزییات این تجربه خارق العاده شان آشکار شود.

The official AF UFO report

A letter at the time determining the residue on Betty's dress and car

تصویر باورنکردنی دیگری که از این جلسات هیپنوتیزم حاصل شد, طرحی از صورت ربایندگان بود. این طرح, اولین نمونه طرح شناخته شده است از ظاهر ربایندگان است که بعدها بر اساس آن یک مدل سه بعدی توسط یکی از هنرمندان محلی تهیه شد.

https://i2.wp.com/www.redicecreations.com/ul_img/10569alien-drawing_044.jpghttps://i2.wp.com/www.library.unh.edu/special/images/finaid/Betty%20&%20Barney%20Hill/Alien%20bust.jpg

بارنی در 25 فوریه 1969 در اثر خونریزی مغزی و در سن 46 سالگی درگذشت. بتی عقیده داشت این خونریزی تا اندازه ای به دلیل تجربه ترسناک ربایش او اتفاق افتاده بود. بتی در 17 اکتبر 2004 و پس از سالها تلاش برای اثبات ادعای ربایش توسط بیگانکان درگذشت.

برای مطالعه کل ماجرای بتی و بارنی هیل و به یاد آوری ربوده شدنشان کتاب پیام آوران کیهان را دانلود کنید.

منبع:  http://www.express.co.uk/news/science/606441/alien-map-location-drawn-found-extra-terretrial-life

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد. منتظر حضور گرم شما دوستان هستیم. توجه: لطفا دقت داشته باشید که حتما تلگرام شما بروزرسانی شده به آخرین نسخه ی این نرم افزار باشد. این کانال در آخرین نسخه از تلگرام دسکتاپ نیز اضافه شده و قابل مشاهده است.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرسwww.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

آدم ربایی بیگانگان در چین

یک نسخه خطی چینی که در سال 2011 کشف شدجزئیات یک رویداد بسیار غیر معمول از آدم ربایی بیگانگان را روایت می کند .

با توجه به متن، در سال 1528، ستاره ای عجیب که در آسمان از شرق به غرب در حال حرکت بود در نزدیکی یک روستا ی کوهستانی فرود آمد.

alien abduction

سنگ تراشی که با دیدن این رویداد مجذوب شده بود به نزدیکی شی رفت . او آن را مانند یک چرخ سنگی به بزرگی یک خانه توصیف می نماید که سطح آن از رنگ های درخشانی پوشیده شده بود….

او توسط دو موجود شبیه انسان که با زبانی نامفهوم تکلم می کردند به داخل آن شی مرموز برده می شود جاییکه قلبش توسط ان دو موجود از سینه بیرون آورده می شود تا مورد بررسی قرار گیرد.

chinese manuscript

سنگتراش اذعان می دارد که در طی این ماجرا هیچگونه احساس درد یا خونریزی نداشته است!
وی سپس به خوابی عمیق فرو می رود و وقتی بیدار میشود خود را در سرزمینی شگفت که پوشیده در هاله ای سرخ بود می یابد!
اگر چه خورشید، ماه و ستارگان هنوز هم حضور داشتند، هیچ ساختمانی وجود نداشت و مردم صورت گرد و سه چشم داشتند. آنها لباس های عجیب و غریب به تن داشتند و به زبانی عجیب و غریب صحبت می کردند.
انگاه وی هوشیاریش را دوباره از دست داد.وقتی که مجددا به هوش آمد خود را خانه یافت در حالیکه زمانی به بلندای یکسال از ناپدید شدنش می گذشت.

نویسنده این متن باستانی می نویسد که زمانی که او این واقعه را از مردم شنیده است شخصا به ملاقات استاد سنگتراش رفته و خط قرمز رنگ ناشی از جراحی را بر روی سینه او از نزدیک مشاهده نموده است و سنگتراش نیز اکیدا سوگند خورده که کل ماجرا به همین شکل روایت شده صحت دارد.

اگر اعتبار روایت این متن باستانی را بپذیریم یکی دیگر از وقایع باستانی ربوده شدن توسط بیگانگان، تله پاتی و زمان از دست رفته را شاهد می باشیم.

ترجمه: پرواز

http://locklip.com/500-year-old-chinese-manuscript-describes-alien-abduction/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: