بایگانی دسته‌ها: رازهای تحوت و کلید انوخ

رازهای تحوت و کلید انوخ

درست بعد از طوفان ( مقصود : طوفان بزرگ – نوح ) ، در سپیده دمان چرخة زمانی فعلی ، دوره ای که مصریان آن را (  Zep Tepi  ) خطاب می کردند ، جمعی از خدایان اسرار آمیز به ظهور رسیدند . تا بازماندگان را در اصول پایة تمدن وارد نمایند . از تحوت ( Thoth ) و اُزیریس ( Osiris ) در مصر گرفته تا کوئتزاکواتل ( Quetzalcoatl  ) و ویراکوچا ( Viracocha ) در آمریکا ، سنت ها ی حاکم بر پهنه ی جهان ، بر نشاُت گیری تمدن حاضر ما از این مجموعه ی نخبه مهر تایید می زند .

https://i1.wp.com/whatisthepyramid.com/wp-content/uploads/2009/07/thoth.1-295x300.jpg

https://i1.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/35/Quetzalcoatl_Ehecatl.jpg/350px-Quetzalcoatl_Ehecatl.jpg

https://i2.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/c5/Viracocha.jpg/300px-Viracocha.jpg

با وجود محبوبیت گمراه کننده ژورنالیسم اریک فن دنیکن ، شواهدی از سراسر جهان ، نشانگر آن است که این افراد ، بازماندگانِ دارای فن آوری پیشرفته از تمدن ما قبل بودند و درست شبیه پناهگاه های اتمی و مجموعه های پژوهشی مخفی { زیر زمینی ] در تمدن ( فعلی ) ما ، آنان کسانی بودندکه از « شهرهای خدایان » در زیر زمین برآمدند . بعد از فرو نشستن گل و لای طوفان ، آنان به منزلة غولان و قهرمانان باستانی مذکور در سفر پیدایش ؛ نظیر ، « انوخ یا خنوخ » ، ( Enoch ) و متو شالح – پسر خنوخ ( Methuselah ) ، پیشگامان اولیة ( بشر ) بودند .

مصر و هند ، { به منزلة دو سرزمین نشانگر ِ } فصل شکوفایی ازلی خدایان مرموز ، تماما در سلامت و تهیّت برگرفته از ادوار افسانه ای پیش از طوفان عظیم .

از زمان خارج کردن رادار نافذ به اعماق زمین در دو سال قبل ، اطلاعات متناوبی از سیستم های پیچیده و لابیرنت گونه در بخش های گوناگون جهان ، به بیرون درز کرده است . در اماکنی مانند گوآتمالا در آمریکای جنوبی ، نقشة تونل ها تا زیر هرم میا ها در تیکال رصد شده است که به معنای امتداد ۸۰۰ کیلومتری تونل ها در جهت مقابل تا آن سوی کشور است . محققان اذعان داشته اند که می توان فهمید که چگونه نیم میلیون از مردمان مایا از نابودی فرهنگ و تمدن خویش جان به در بردند .

در وضعیتی مشابه ، رادار سیرا ( SIRA  ) ، در اویل ۱۹۷۸ جهت ترسیم نقشة قنات های پیچیده غیر معمول در زیر هرم های مصر ، در مصر مستقر گردید . ترتیبات منعقده با انور سادات ، رئیس جمهور مصر در آن زمان ، منجر به سه دهه ، حفاری های فوق سرّی جهت نفوذ به این سیستم گردید . اخیرا در جلسه ای در استرالیا ، یکی از دانشمندان کلیدی پروژه جیزه ؛ دکتر جیم هورتاک ، فیلم پیشرفت حاصل از کار پروژه را تحت نام « دالان های اعماق » به نمایش گذارد که زمان انتشار آن ( به عنوان اطلاعات آزاد ) ، اواخر این قرن است . این فیلم ، از کشف شهر های گسترده وسیع با قدمت ۱۵ هزار سال که در برخی از سطوح خود تا قسمت تحتانی فلات جیزه امتداد یافته اند ، پرده برداری می نماید . در حالی که باقی فیلم گمان وجود یک دالان مخفی زیر پنجة چپ ابوالهول را که ، « شهر افسانه ای خدیان » در زیر آن آرمیده است ، بر می انگیزد ، در نهایت ، با راه های آبی زیر زمینی هیدرولیک ، فیلم ، دالان های عظیمی به تناسب بزرگترین کلیساهای جامع ما ، همراه با مجسمه های سنگی بی شمار ، حک شده در سیتو ( Situ ) در عرض درة ی نیل ، نشان می دهد . محققان با به خطر انداختن جانشان با دور بین ها و چراغ ها ، با قایق های لایه کشی شده مطمئن در عرض رودخانه های حاصل قنات ها و دریاچه هایی به وسعت کیلومتر ها در صدد نفوذ به دالان های سربسته ی فراسوی آن می باشند . تاکنون ، انبارهای قابل توجهی از سوابق و مصنوعات یافت شده اند که میراث تمدنی با نوعی از فن آوری ست که ورای تمدن ماست . تکنولوژیی با قابلیت ایجاد شهر وسیع در زیر زمین که ابوالهول و اهرام صرفاَ ، نشانگران سطحی آنند . دانشمند پروژه ، دکتر هورتاک ، آن را تحت تاثیر تماس با فرهنگی پیشرفته با منشاُ یی در خارج از زمین ، همانند می داند . او آن را به عنوان کشف « چهارمین ریشة تمدن » ؛ یعنی به اصطلاح تمدن آتلانتیس که در آخرین جابجایی ( قطبین ) زمین ، نابود شد ، توصیف نمود . این کشفیات ، دلیل صریحی است بر اینکه تمام زبان ها ، فرهنگ ها ، و مذاهب  به یک منشا منحصر واحد باز می گردند که دکتر هورتاک با نام « تمدن مادر » ، به آن اشاره می نماید . فن آوری زیر زمینی ، همانطور که زمانی آرتور سی کلارک به شوخی گفت : « هر فن آوری فراسوی فن اوری خودمان برای ما همچون جادو به نظر می رسد . » ، ورای تکنولوژی ماشینی که ما می شناسیم می باشد . بر طبق گفته دکتر هورتاک ، این تمدنی بود که کد های ژنتیکی را بازگشایی نموده و { علم باستانیان } راجع به کلید های طیف های مرئی نور و فیزیک عالی نور ( طیف های نامرئی نور ) …. و هر آنچه کهن { از دانش } را که گیگمش در سفر مشهورش به شهر خدایان برای جستجو در تونل های زیر مت ماشو ( Mt. Mashu ) در سرزمین های بیابانی ، مترصد یافتن آن بود ، در تصاحب خود داشت .

https://i0.wp.com/www.freemaninstitute.com/images/RTGdna3.jpg

هورتاک به نوعی زبان نور و یک جور کاهن – دانشمند از چرخة زمانی گذشته به نام «  خنوخ » ( ENOCH ) اشاره می نماید که در پیوند با راز ساختن هرم بزرگ است . هورتاک گریزی هم به یک دانش روحانی عظیم می زند ، دانشی که پلکانی ژنتیک را برای رسیدن به ستارگان توصیف می نماید . کاهن – دانشمند بزرگ ؛ انوخ ، یکی از پیشگامان مربوط به زمان طوفان ( از افراد باقی مانده پس از ته نشین گشتن و رسوب طوفان عظیم مذکور در متون سومری ، که در نزد پیروان مذاهب به عنوان طوفان نوح شناخته می شود . ) و یکی از مشهور ترین و یکی از افراد اصلی مورث انسان در چرخة زمانی گذشته است . او پدر متو شالح ( شخصیت اساطیری سامی مذکور در کتاب خنوخ و کتب مقدس عبری و به نوعی اولین انسان . ) و جد اعظم « نوح » بوده و در کتاب مقدس به عنوان معمار شهر صهیون به حساب آمده ؛ شهر افسانه ای « یهوه » ؛ یعنی خالق الفباء { کلمه } و تقویم . خنوخ اولین فضانورد تاریخ نیز هست ، کسی که بواسطه ی خداوند به بالا ( معراج ) برده شدو اسرار آسمان و زمین به او نشان داده شد . او با دانش اوزان و دانش اندازه گیری برای عرضه به تمام بشریت به زمین باز گشت . برای مصریان به نام « تحوت » ( Thoth ) ، خدای سحر و زمان و برای یونانیان با نام « هرمس » ( Hermes ) ؛ پیام آور خدایان ، شناخته می شود . همچنین او ، در سنت های سلتی ، به عنوان مرلین ؛ جادوگر ِ اسرار آمیز ، تداعی می گردد که از بالای درخت سیبی به قصد رجعت به شهر افسانه ای آوالون ( جایگاه و محل استقرار آرتور شاه پس از مرگ و مکان رجعت او در اسطوره های سلتی و بعد ها افسانه های انگلو ساکسون ) ، برای یافتن رمز نامیرایی و تعهد به بازگشت دوباره ، ناپدید شد . خنوخ همان کسی است که به فنا ناپذیری دست یافته ؛ راز اینکه ما چگونه باید به مقام خداوندگاری ارتقاء یابیم . خنوخ / تحوت ( Thoth –  Enoch ) متعهد می گردد در آخر الزمان ، روزی با کلید های ورود به دروازه های سرزمین موعود ، بازگردد . بر اساس کتیبه های مناقشه انگیز بحر المیت ، فاش نمودن کتاب گمشدة خنوخ توسط رهبران اولین مذاهب از کتاب مقدس حذف گردیده است . « انوخ – خنوخ » تمدنی شگفت انگیز را توصیف می نماید که از کلید های دانش های عالی سوء استفاده نموده و سپس به عنوان نتیجه ، از محافظت خویش در مقابل تحولات ناگهانی و عمده عاجز ماندند . هم در معنای واقعی کلمه و هم با در نظر گرفتن این احتمال ، آنها ، کلید ها را ؛ تمام آن دانش برتر را از دست دادند . با این وجود « خنوخ » مانند بسیاری دیگر از سنت های شفاهی باستانی ، حتی افسانة کوآتزاکوتل مایا ها ، وعدة بازگرداندن این دانش را در زمان آخر ، یعنی در پایان چرخة زمانی حاضر ، می دهد . الهامات کتاب مقدس ، نیز وعده داده که در پایان دنیای حاضر همه چیز آشکار خواهد شد . کشفیات خارق العاده در مصر و سایر نقات جهان نه تنها یک فن آوری پیشرفته را به وصف در می آورد ، بلکه مسیری انقلابی را برای فراتر رفتن از وضعیت فعلی مان ، توصیف می نماید . آزمایشات علمی همراه با احتیاط روی محل قرار گیری اهرام اصلی جهان ، آشکار می سازد که آن ها ، ساختار هارمونیک هوشمند ی هستند که نه تنها برای بازتاب موقعیت سیارات و سیستم های ستاره ای ؛ بلکه ، بدین منظور هم طراحی شده اند تا ، به تقلید از چاکراها ، منافذ توازن بدن انسان را رصد نمایند .  حتی هر یکی از قطعات سنگی در هرم بزرگ به طور هماهنگی با یک فرکانسِ  به خصوص و آوایی موسیقایی ، منطبق گردیده است . تابوت سنگی در مرکز هرم بزرگ بر اساس فرکانس ناشی از تپش قلب انسان تنظیم شده است !  آزمایشات عجیب تحت رهبری دکتر هورتاک و همکارانش در محل استقرار هرم بزرگ و سایر هرم ها در آمریکای جنوبی ثابت می کند که اهرام همچون رایانه های زمین شناخت ( بر محور زمین )  هستند که از طریف اصوات فعال می شوند .

با سرودن آواهای باستانی به خصوص ، تیم ویژه ، امواج مرئی از نور را به صورت ( ستون ِ )عمودی در بالا و داخل  اهرام ، تولید نموده و تاکنون حتی قادر بوده اند که به اتاق ها ( دالان ها ) ی غیر قابل دسترسی نیز نفوذ نمایند .  کشفیات بعدی نشان می دهد که کاهن – دانشمندان باستانی ، یک جور فن آوری متوازن از اصوات درون ساختار معابد به کار می گرفتند . دانش گمشده ی خنوخی ، زبان مادر ( زبان پایة اولیه ) را به عنوان زبان نور ، که نزد باستانیان با عنوان « هی بورو – عبرو = عبری » شناخته می شد ، آشکار می سازد ، عبرو همان بذر اولیة زبان است که در آغاز این چرخة زمانی ، خلق گردیده است . تحقیقات جدید موید این است که قدیمی ترین شکل زبان عبری ، زبانی جبلّی ( سرشتی ، فطری و ذاتی و بر اساس استعداد ذاتی انسان ) است . اشکال الفبایی ، از الگو های مشتعلِ فسفاین ( گازی سمی و شیمیایی ) مغز پدیدار شده است . و در واقع همان اشکالی که از چرخش گرداب زاده می شود . زبان حقیقی نور که از طریق سیستم عصبی خود ما نیز جریان می یابد ( نوعی ) رمز گذاری هندسة موج گونة طبیعی دنیای جسمانی ماست . « هی بورو » ( Hiburu ) زبانی متوازن است که خواص موج گونة نور را تقلید می نماید .

به نظر می رسد ، کلید هایی که « خنوخ » از آن صحبت می کند آشکارا کلید اصوات است ، کلید هایی برای وجود شبکة واقعیت ارتعاشی به خودی خود ( فی نفسه ) . نیروی افسانه ای جهان . دانش خنوخی معادلات صوتی رمز گذاری شده در اذکار و اسماء باستانی خداوند را توصیف می نماید که قادرند مستقیما ، بر سیستم عصبی تاثیر گذارده و تاثیر عمیقی از شفا و حالات برتر آگاهی را ایجاد نماید . همانگونه که متون باستانی بیان میدارد : « اگر می خواهی که قادر باشی تا با خدایان سخن بگویی ، در ابتداء باید زبان خدایان را بیاموزی . »

اکنون ، دی ان ای ، به عنوان « درخت زندگی » وابسته به عرفان مخفی یهود که در کتاب مقدس تورات به تصویر در آمده ، به عنوان ساختاری ارتعاشی زنده در نظر گرفته خواهد شد تا مثلا یک نوار ضبط شدة ثابت ( غیر ارتعاشی ) . بسیاری از دانشمندان عصر جدید ، دی ان ای را به عنوان یک پیکر بندی درخشان با نور ضعیف و مرتعش که قادر است توسط نور ، تشعشع ، حوزه های مغناطیسی و ضربان های صوتی تغییر نماید ، می نگرند . میراث خنوخ / تحوت این « زبان نور » را عرضه می دارد . دانش هماهنگی باستانی واقعا قادر است که بر دی ان ای ( DNA ) موثر واقع شود  . شواهد واقع در مصر دلالت بر آن دارد که این دانش محصول عظیم ۶۰۰۰ هزار سال آزمایشات مصریان به دنبال نامیرایی و ستارگان ( نجوم ) است . محصول جستجوی آن ها که بواسطة کهن ترین انسان ها توصیف گردیده . جستجویی که بنیاد آن در زمان های بسیار دور گذشته توسط گیلگمش گذارده شد . مصریان آنگونه که مترجمان اولیة مسیحی گمان می بردند ، تمرکزی روی زندگی بعد از مرگ نداشتند ، بلکه ، تمرکز آنان بر پایة خلق گونه ای برتر از انسان استوار بود . همانند بسیاری دیگر از تمدن های باستانی آنان نیز گمان می کردند که دی ان ای ( DNA ) از جانب ستارگان آمده بود و مقرر بود که بازگردد . دانش خنوخ / تحوت به طور ضمنی بدین معناست که مقدر است تا ما انسان ها به فراسوی قالب خاکی ( دنیوی ) فعلی مان ، تکامل یابیم و همانطور که کتاب مقدس به ما می گوید : « ما ممکن است از فرشتگان پیشی بگیریم . » مصریان داستان هایی از « ستاره گردان » ؛ یعنی مردانی که گاه و بیگاه مانند انوخ / خنوخ ، به آنسوی چشم اعظم اوریون (       ) سفر نموده و بازگشتند تا در میان انسان ها همچون خدایان گام بردارند ، ثبت نموده است . آیا علی رغم زودودن وجود های نیمه الهی از ذهن جمعی معاصر ، این ممکن است که همانگونه که متون باستانی اصرار دارند ، سرنوشت ما این باشد که همچون خدایان شویم ؟  آیا « خدایان نور »  بر حسب عقاید مایا ها و  « وجود های درخشان » بر حسب عقاید تبتّیان و مصریان ، واقعا گونه ای برتر از انسان هستند ؟  بر طبق بسیاری از افسانه های زمین ، چنین موجوداتی قرار است به طور منظم ، در آغاز و پایان هر چرخة زمانی ، در ۱۳ هزار سالِ نیم درجه از سیستم ستاره ای ما ( منظومة شمسی ) از ۲۶ هزار سال وفق مدار دائر البروج اطراف مرکز کهکشان ، بازگردند . به خاطر شرایط مدار کهکشانی ما ، این وقفه ها یا دنیاهای زمانی سیزده هزار ساله ، ظاهرا بر اساس تحولات ناگهانی و عظیم از یکدیگر جدا و منفک می شوند . بر اساس تقویم سنگی هرم بزرگ که به اصطلاح « چرخة ققنوسی » را در مدار کهکشانی ما توصیف می نماید ، چرخة زمانی فعلی ما ، اگر آن را به تقویم مورد استفاده خودمان تبدیل کنیم ، در سال ۲۰۱۲ بعد از میلاد مسیح به پایان می رسد .

واژه ی یونانی فونیکس ( ققنوس – PHONIX  ) از واژه ی مصری پا – هانوک ( PA- HANOK ) مشتق شده و در واقع به معنای «  خانة خنوخ / انوخ » ، ( The House Of Enoch ) ست . دا نش خنوخی ، اعمال این تحولات ناگهانی را به عنوان عامل فرگشتی ( تکاملی ) برای سرعت بخشیدن به تکامل ِاشکال مسکون فعلی حیات به مرحلة بعدی تکامل قبل از خروج از سیارة مادر ( زمین ) در نظر می گیرد . امکان دارد که تکامل انسان سریع تر از آنچه سابقا گمان می شد روند خود را طی نماید . شواهدی که اکنون آشکار شده حاوی سوابق تمدن هایی قبل از ماست که استادان زنجیرة فیزیکی بوده و به پیشرفت هایی فراسوی این جهان دست یافتند . این شواهد همچنین حاکی از این است که آنان ، کسانی بودند که در این زمینه شکست خوردند . ما نیز فرصتی برابر برای ساختن یا شکستن این زنجیره داریم . کشفیات حاصله از مصر ، حاکی از وجود یک سیستم معبدی هرمی در سر تا سر جهان در زمان های ما قبل تاریخ است که مانند آنتن بر روی کلید کانال های انرژی نصب شده بود که توسط کاهن – دانشمندان گذشته به عنوان یک سیستم موسیقایی جهت تثبیت گسل های سیاره زمین مورد استفاده قرار می گرفت . دانش زمین شناسی وابسته به تحولات عظیم در نهایت حد ممکن آن .

از کلمة زبان مادری جدایا ( JEDAIAH ) به معنای روش جهان یا نیروی کلمة باستانی « جدای » ( JEDAI  ) کاهنان از زبان نور جهت کوک کردن سیاره ( زمین ) ، مانند ناقوس متوازن بزرگی استفاده می نمودند که اکنون در روزهای پایانی این چرخه زمانی ، دوباره از نو کشف گردیده است . به بیان دکتر جی فرانتز از تاسیسات امگا : « حتی اگر ما جرات به زبان آوردن آن را نداشته باشیم ، نوعی احساس جهانی اتفاقی قریب الوقوع در صحنة جهان وجود دارد . »

جان کارلو

ترجمه :  حسین مهدوی صیقلانی –  ۳۱ / ۵ / ۱۳۹۰ هجری شمسی

http://www.lightparty.com/Spirituality/ThothEnoch.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از حسین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: