بایگانی دسته‌ها: دواير گندم

صلیب شکستۀ نازیسم در یک مزرعه در جنوب غرب انگلیس ظاهر شد.

ظاهر شدن نشان نازی ها در ابعاد بزرگی با قطر حدود 60 متر در یک مزرعه در جنوب غرب انگلیس، پرسش های زیادی ایجاد کرده است.

به گزارش پایگاه خبری العالم، پدیده ظاهر شدن اشکال گوناگون در مزارع انگلیس از سال 1960 آغاز شد و برخی آن را به موجودات فضایی نسبت می دهند.
در جدیدترین نمونه، تصویری از صلیب شکستۀ نازیسم در یک مزرعه در جنوب غرب انگلیس ظاهر شده است.
صاحب مزرعه با ابراز شگفتی از این رویداد که در فاصلۀ یک شب تا صبح رخ داده تأکید می کند که خودش این کار را انجام نداده و کسی را هم مأمور به انجام آن نکرده است.
هاگ نیوما نویسندۀ داستان های تخیلی به محض شنیدن خبر، برای تهیۀ عکس به مزرعه رفت.
صاحب مزرعه با ابراز نگرانی نسبت به طرحی که شبیه نشان نازی هاست آن را به فال بد گرفته است. هرچند که این نشان در زمان های گذشته و قبل از آن که توسط آدولف هیتلر به عنوان نماد نازی ها برگزیده شود، نزد بودایی ها و هندوها دارای معانی مثبتی بود.
این نخستین بار نیست که چنین طرحی یک شبه در مزارع ظاهر می شود. سال گذشته دست کم سه مورد شبیه این اتفاق رخ داده است.

منبع:http://fa.alalam.ir/news/1857988

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:https://telegram.me/ufolove

Advertisements

اولین حلقه کشتزار (crop circle)در ایران -سروستان شیراز

سروستان – نزدیک شیراز

گزارش شده – 12 جون –

اولین حلقه کشتزار در ایران


محل با دایره ی قرمز نشان داده شده است.

 

زمین لرزه در ایران یک روز بعد از تشکیل حلقه

 

برای اطلاعات این زمین لرزه که در مدیترانه و خاورمیانه به وقوع پیوست به این لینک رجوع کنید.

آمار زمین لرزه های مدیترانه و خاور میانه – می و جون 2012

به دنبال زمین لرزه 6 ریشتری در براچیانو ، ایتالیا ، در روز 20 می ، زمین لرزه هایی در خاورمیانه احساس شد.

با وقوع زمین لرزه ی 4.3 ریشتری در خاورمیانه ، برای اولین بار در این محل حلقه های کشتزار پدیدار شد.

به دنبال این زمین لرزه که همان هفته در ترکیه و افغانستان احساس شد ، انسان های بسیاری زنده به زیر آوار دفن شدند.

نقشه ی زیر مناطق متاثر از زمین لرزه را نشان می دهد ، نخستین گزارش ها از تشکیل حلقه های کشتزار در برچیانو ی ایتالیا خبر می داد.

 

اطلاعات لرزه ای مدیترانه و خاور میانه از 7 تا 14 جون 2012

نقشه ی زیر محل تشکیل حلقه ی کشتزار ایران را ، یعنی سروستان شیراز ، که در تاریخ 12 جون به وجود آمد را نشان می دهد.

 

جزیره تازه ای که در مجمع الجزایر زبیر در سال 2011 سر برآورد . هم چنین آتش فشان نابرو بعد از 11 هزار سال خاموشی شروع به فعالیت کرد. این دو با نقاط زرد روی نقشه نشان داده شده اند.

 

نکته ای که در طرح حلقه ی کشتزار سروستان قابل توجه است ، شیار های عمیق آن است. برای من این حلقه ی کشتزار مانند هیچ کدام از حلقه های کشتزار نبود. من به این نتیجه رسیدم که بایستی معنی خاصی در آن نهفته باشد.

احتمال ارتباط این شیار ها با هارپ (HAARP) وجود دارد. اگر دقت کنید ، آن حفره ی تو خالی که در وسط حلقه است بسیار منحصر به فرد است.

می دانیم که هارپ توانایی ایجاد زلزله ها و دستکاری در آب و هوا را دارد. ( این ادعا ها هنوز از سوی منبع معتبری تایید نشده است.م)

این احتمال وجود دارد که در مورد ایران و کشور های همجوار بسیاری که آن ها نیز در بازه ی زمانی مشابهی متاثر شدند ، از تکنولوژی هارپ استفاده شده باشد. احتمالا از هرم هایی که در منطقه وجود دارند برای هدایت وتاباندن امواج لرزه ای به مناطق دلخواه استفاده شده است. ما از ریدینگ (Reading) ها یا گفته های ادگار کیسی می  دانیم که انرژی شهر های باستانی از طریق اهرامی که انرژی را با سنگ نوک خود حتی به سرتاسر اقیانوس منتقل می کردند تامین می شد.  امروزه انرژی هارپ کمتر نیرومند نیست.

به نمودار زیر نگاه کنید. آیا آن شکل مستطیلی در وسط به حلقه کشتزار شباهت ندارد؟

آیا حلقه کشتراز ایران برای این تشکیل شد که به ما گفته شود زلزله ها ی اخیر قطعا کار انسان بود و از انرژی هارپ و اهرام به عنوان اسلحه ی آب و هوایی در برابر منطقه استفاده شد.

هم چنین اطلاعاتی وجود دارد که ادعا می کند عمل شکستگی و انکسار سنگ و خاک (Fracking)  باعث زلزله ی ایتالیا شد. حال من این را به خواننده واگذار می کنم که این پدیده  (Fracking) بدون شک باعث ضعیف شدن خاک و زمین می گردد و آن را برای از هم فروپاشی آماده تر می کند.

اگر به حلقه ی کشتزار ایران دقت کنید ، مستطیلی می بینید که احتمالا نشان دهنده ی مرکز قدرت و انرژی هرم است.

 

هارپ ، راه اندازی انرژی هرم باستان

برخی محققان بیان می دارند که هارپ ، با استفاده از فرکانس ها رادیویی با قدرت بالا در سطح جهانی ، قادر به تولید گردباد ها وطوفان ها ، فعال سازی آتش فشان ها و هم چنین زمین لرزه های مخرب است.

برخی ، مانند فیزیکدان دکتر فران د آکینو (Dr. Fran De Aquino)  ، از مدارکی پرده برداشته اند که نشان می دهد این پروژه ( هارپ) ، از اهداف اصلی خود ، که بررسی یونوسفر زمین بود ، بسیار فراتر رفته و احتمالا بر روی جاذبه و زمان تاثیر گذاشته است.

محققی به نام مایک هاگان (Mike Hagan) مدارک تکان دهنده ای پیدا کرده ، که نشان می دهد پروژه ی هارپ بسیار موذی تر از آن است که محققان فکر می کنند.

او مدارک خارق العاده ای پیدا کرده است ، که نشان می دهد احتمالا روسای هارپ نه تنها کار هایی که الان در مورد آن ها گفته می شود انجام می دهند ، بلکه پروژه ای نیز طراحی کرده اند که هدف آن راه اندازی و کنترل انرژی های باستانی بزرگترین اهرام دنیا است. قدرتی که به کنترل کنندگان تکنولوژی پیشرفته تسلا این امکان را می دهد ، که گلوی جهانیان را بگیرند و تا تسلیم آن ها پیش روند.

اهرام ، مراکز عظیم انرژی

محققان بیشتری ، از جمله مهندسان برق و الکتریک ، گفته اند که احتمالا اهرام بزرگ باستانی ماشین های ژنراتوری هستند که تولید انرژی می کنند. برخی پا را از این فراتر گذاشته ، و با ساخت نمونه ی اهرام در مقیاس کوچک و با آزمایش ، به این نتیجه رسیدند که شکل هرم دریافت کننده ی طبیعی انرژی است و می تواند  خازن الکتریکی ، و هم چنین تولید کننده ی الکتریسیته و برق باشد.

کریستوفر دان ،( Christopher Dunn) نظریه ای مبنی بر «ماشین های پیشرفته  بودن» اهرام مصر را مطرح کرد که به مراتب پیچیده تر از نظریه های مصر شناسان ارتدوکس است. کریستوفر دان تحقیقات خود را ادامه داد ، و در نهایت ، کتابی به عنوان » نیروگاه جیزه: تکنولوژی های مصر باستان » (Giza Power Plant: Technologies of Ancient Egypt) را منتشر کرد.

کتاب » دان » ،اگر چه کنجکاوی بسیاری از دانشمندان را برانگیخت ، با انتقادات سریعی روبرو شد. اما در حالی که نظریه ی » دان » در مورد فن آوری های باستانی چشمگیر و خیالی می نمود ، قابل آزمایش هم بود.

یک مدل از هرم توسط مهندسی اتریشی به نام  تراووگر (Trawöger) ساخته شد. آن ها به این نتیجه رسیدند که این هرم در مقیاس های  بزرگ به اندازه ی اهرامی که در سرتاسر جهان وجود دارد ، قادر به تولید گیگاوات ها الکتریسیته یا برق است که معادل یک راکتور هسته ای کوچک و بدون آلودگی است.ممکن است اهرام منابع انرژی سبز  و پاک باشند.

 

ویدیو ی زیر نشان می دهد که چگونه اهرام انرژی  الکتریکی تولید می کنند.

 

شواهدی وجود دارد که نشان می دهد انرژی هایی که در اهرام تجمع می یابند در طبیعت چند بعدی اند. برخی محققان گمان می برند که گرداب های انرژی هرم میدان های چرخشی می سازند و موج اسکالر*  تولید می کنند.

اگر چنین باشد ،  تابش های امواج اسکالری هارپ می تواند به قدرت یک هرم بیفزاید و به اندازه ی بسیار زیادی تولید میدان های انرژی چرخشی آن را افزایش دهد.

 

هارپ : امواج اسکالر و میدان های چرخشی چند بعدی

 

دکتر آرلی لاورنس (Aurelie Laurence) می گوید: » لغت «اسکالر» توسط نیکلا تسلا در اواخر قرن گذشته ، به عنوان قسمتی از موج های غیر – هرتزی( امواج بدون فرکانس) یا همان امواج کیهانی بیان شد.  اینشتین به انرژی های اسکالر در 1920 میلادی اشاره کرد.

امواج اسکالر برای اولین بار توسط جیمز ماکسول(James Maxwell) شناسایی شدند.اگرچه ریاضیات ماکسول که نشان دهنده ارتباط بین جاذبه مغناطیسی و نیروی الکتریکی اند ، کل اساس آن چه بعد ها فیزیک مدرن نامیده شد را پایه ریزی کرد ، بسیاری از دانشمندان دیگر ، شواهد امواج اسکالر را رد کردند. چون این امواج قابل تشخیص در فضا نیستند.

همان طور که دانشمندان بر روی الکتریسیته و مغناطیس تمرکز کردند ، نظریه امواج اسکالر ماکسول به عنوان افسانه ای، به زباله دانی تاریخ پرتاب شد. اما چند دهه ی بعد ، نابغه ای شواهدی فیزیکی کشف کرد که درستی نظریه ی ماکسول مبنی بر وجود امواج اسکالر را تایید می کرد. آن نابغه ، کسی نبود جز نیکلا تسلا.

برای ادامه ی مطلب به زبان انگلیسی ، به این لینک بروید:

http://www.pakalertpress.com/2012/07/06/haarp-triggering-ancient-pyramid-energy/

*اسکالر(Scalar) به معنایی عددی ، نردبانی یا قابل سنجش با ترازو می باشد.

منبع:     http://www.cropcircleconnector.com/inter2012/iran/Sarvestan2012b.html  

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

دو اسب سفید در نزدیکی حلقه های کشتزار گندم

دو اسب سفید در نزدیکی حلقه های کشتزار گندم

 

تحلیل وبررسی  دوایر متصل بهم توسط میشل جنینگز

crop cricles white horses Two White Horses Near Crop Circles Milk Hill and Cherhill, nr Calne, Wiltshire, UK   June 25, 2012

با اشاره به اسب های سفید: ساخته های بشر فتو شاپ یا سی جی ای  در واقع به وسیله انرژی های غیر طبیعی ساخته شده اند که در زیر انالیز شده است

میشل جنینگزبه اسب سفید چهار اسب سوار اخر زمان اشاره دارد.

واقعیت این است که هر دو شکل های بریده شده در 25 ام ژوئن گزارش شده ا ند یکی در چراگاه ان ار التن بارنز و دیگری در تپه شرو ان ار کلین بطور کامل و واضح تقریبا رابطه اسب های سفید را با واژهایی از پیامی که ممکن است  اورده باشند نشان داد.در کتابهای مقدس هندو اسب سفیدهمین اواتار ویشنو کالکی را حمل میکند.کالکی گفته است برای گرفتن انتقام از ویرانی اهداف شرواجتماع واشخاص در پایان دوره ای که  کالی یوگا نامیده میشود(دوره ای که الان در ان هستیم) .تاثیر اعمال او در حقیقت از «ویرانی» پاک میشودو یک اصلاح وبازسازی در زندگی زمینی بوجود می آید که در بر گیرنده فعالیت های انسان است.

 

 

دو خدایان ناجی در متون مقدس برای مبارزه با شر همراه با اسب سفید امده اند: خدای زرتشت، تیشتریا، در قالب یک اسب سفید با بدی مبارزه میکنند و با دشواری اولیه، مغلوب ساختن دیو.تیشتریا نام ستاره کلب اکبر است…در کتاب وحی گفته شده است مسیح سوار بر اسب سفید بر عرش اسمان است بابزرگترین سپاه ها از اسمان برای قضاوت و جنگ بر روی زمین می آید. .

 

مسیح و کالکی با اسب های سفید برای برقراری عدالت وتعادل در زمین و بازسازی ان می ایند.

درشکل تپه میلک هیل ما مشاهده کردیم توسعه8 دنباله ماهی در تپه وودبرودرنهم ژوئن.در حال حاضر به طور کامل رشد کرده، و بال و بدنه این مار و شکل بدن آن نشان دهنده مار آزتک است و این ماربزرگ شده کوکولکان/کویکزاکولتل است.این ماری است که پس از بازگشت ممکن است عصر جدیدی از زندگی و آگاهی را در زمین نشان دهد.

کوکولکان وکویکزاکولتل در بازگشتشان عصر جدیدی از اگاهی وصلح را بوجود می اورند.

در این زمان است که ما ممکن است بپرسید: چگونه این انتقال به زندگی جدید و تبعید شر انجام میشود؟ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شکل تپه چرهیل ممکن است به ما نوعی تذکر بدهد.

 

تخصص من در مورد دانش سیاره و انتقال های نجومی نیست اگر چه این نشان میدهد به من که دو نقطه خارج از شکل تپه چرهیل نشان دهنده چند نوع از  اشیاء جفتی است که  به یک نقطه خاص برای منظومه شمسی رسیده اند یا انها بنظر می رسد نزدیک به مدار زمین هستند

ایا این رویداد بخشی از حرکتی است که برای سیاره ما تغییری به ارمغان می اورد؟با توجه به ارتباط تیشتریا در کلب اکبر ایا این دوایر جفتی نشان دهنده سیستم ستاره جفتی است؟و این سیستم چیزهایی برای انجام دادن با اتفاق توضیح داده شده برای این دو شکل دارد؟

http://www.cropcircleconnector.com

پ . ن : با تشکر فراوان از  طیبه عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

حقيقت حلقه هاي كشتزار_قسمت آخر(پيام و زبان ماورايي)

حقيقت حلقه هاي كشتزار

حقيقت حلقه هاي كشتزار _ قسمت دوم

حقيقت حلقه هاي كشتزار . قسمت سوم – حلقه هاي اصيل

حقيقت حلقه هاي كشتزار . قسمت چهارم – شاهدان عيني

حقيقت حلقه هاي كشتزار .قسمت پنجم – گوي هاي نوري

پيام و زبان ماورايي

قسمت آخر حقيقت حلقه هاي كشتزار

در حاليكه مسابقه انسانها براي كشفيات فضايي در دهه اول قرن بيستم اوج مي گرفت ، تلاش هايي نيز براي فرستادن پيغام به تمدن هاي هوشمند در گيتي جريان پيدا كرد .اولين قدم مهم در اين زمينه را مي توان به اشاعه پيام هاي راديويي قدرتمند كه با عنوان پيغام Arecibo يا  Arecibo interstellar message شناخته شده است نام برد ،دو قدم ديگر شامل حركت هاي مصنوعي براي ارتباطات ستاره اي مي شد كه توسط سازمان فضايي ناسا به نام هاي Pioneer 10 ، Pioneer 11 ، Voyager 1 &2  مديريت مي شود .

CETI كلمه اي است مخفف Communication with extraterrestrial intelligence به معناي ارتباط با تمدن هاي هوشمند ماورايي كه در اوايل دهه 1970 رواج پيدا كرد. CETI به زمينه هاي مختلفي چون علوم فيزيكي ، علوم اجتماعي و علوم وابسته به بشريت مرتبط است . در اوايل دهه 70 جلساتي در محافل علمي ، تحت تلفيق علوم فضا شناسي و مهندسي ارائه شد كه زمينه هايي چون علوم انسان شناسي (anthropology) ، تاريخ(history) و زبان شناسي (linguistics) را به منظور تحقيق بر پايه (كشف حيات هوشمند) در بر مي گرفت. يكي از زمينه هايي را كه CETI بروي آن مانور مي دهد علوم و تكنولوژي اي است كه بروي انواع سيگنال ها براي كشف تمدني هوشمند مطالعه مي كند .

مثلا يك نمونه از اين دست پروژه ها ، پروژه Ozma بوده است كه در يك شبكه راديويي واحد، تحقيقاتي انجام مي داد . در حال حاضر تحقيقات در اين زمينه منجر به فرستادن ميليون ها فركانس درهر ثانيه شده است .

Pan werthimer و يك گروهي در لابراتوار علمي فضايي UC Berkeley يك سري تحقيقاتي به اسم SERENDIP را براي دستيابي به رنج وسيعي از فضا آغاز كردند . اخيرا SERENDIP V ، فرايند داده دهي در Arecibo را به عنوان بزرگترين تلسكوپ راديويي جهان آغاز كرده كه با Alfa receiver چند پرتويي براي كنكاش هفت قسمت مختلف فضا آماده شده است .[2]

كاراكترهاي يك پيغام

يك پيغامي كه قرار است به قسمتي از فضا ساطع شود بايد داراي شاخص هاي مخصوصي باشد :

1 – بايد حاوي بسته علمي باشد تا فهم و درك ما و طرف مقابل در بوته آزمايش گذاشته شود تا بتوان در رسيدن به يك هدف واحد تلاش شود .

2 – حاوي نشانه هاي تاكتيكي و تكنيكي مهمي باشد تا تمايل ارتباطي فرد مقابل را بررسي كند

3 – بايد ساده باشد ، به بيان ديگر تغييري كه در پيام مي توان داد تعيين شود تا پيام بتواند درك شود . همچنين اختصار باعث سبكي پيام براي انتشار در فضا خواهد شد . (Suckotin 1973)

Interstellar Rosetta stone message

پيغام Interstellar Rosetta stone هم مثل پيغام Arecibo به طور راديوئي به فضا فرستاده شد ، ابتدا اينكه يك پيغام با اين كاركرد چگونه بايد ساخته شود را در اينجا بيان مي كنيم :[1]

در پيام Rosetta stone و در قسمت اول پيام رياضيات آورده شده است ، در ادامه مباني اوليه فيزيك ، شيمي و بيولوژي آورده شده است. هدف اصلي اين است كه اطلاعات كافي را بتوانيم انتقال دهيم و گيرنده بتواند هدفمان را دريابد . اينها منوط بر اين است كه گيرنده داراي دستگاهي باشد كه بتواند اين اطلاعات را بگيرد و يقينا آنها بايد با مباني اوليه مهندسي ، رياضيات و فيزيك آشنا باشند. انتظار است كه پيام به خودي خود توسط گروهي از دانشمندانشان درك شود . اين موضوع بالعكس هم صادق است و ما هم بايد دستگاه مناسب را براي دريافت اطلاعات آنها داشته باشيم تا به ترتيبي كه ما پيغام را Code كرديم بتوانيم آنرا decode كنيم .

پيام بايد با هردو ساختار يك بعدي و دو بعدي ( مثل Morse code ) تنظيم شود . در گام اول از جنبه هاي علمي بايد با اعداد و رياضيات شروع شود . اعداد بايد به گونه اي آسان آموزش داده شود تا خوب درك شوند ، خوب گوش دادن اولين قدم براي يادگيري در رياضيات است .به شكل زير نگاه كنيد يك مثال آساني فراهم شده است شماره ها از صفر شروع شده و تا نه ادامه مي يابد.

1 – نقطه ها را بشماريد

2 – نمايش باينري ها

نتيجه عدد ده به صورت مصنوعي ديده مي شود . هيچ دليلي براي استفاده كردن از اين روش وجود ندارد ، روش هاي ديگري هم وجود دارد ، مي توان از راه هاي ديگري نيز استفاده كرد .

كاراكترهاي ساخته شده در سال 1999 از Evpatoria در اكراين به فضا فرستاده شد . ( هر كاراكتر ماتريسي مشتمل بر پنج يا هفت پيكسل است ) هر كاراكتر منحصر به فرد است به طوريكه امكان گيج شدگي يا اشتباه در آن وجود ندارد . حتي عمليات رياضي نيز در آن آمده است . (+,-,/,*&=)

هدف براين بود كه چندين حالت را با استفاده از يك عمليات بنويسيم ، جداول زير را ببينيد :

تمام اين عمليات براي ارتباطات بعدي بسيار مهم است مثلا عمليات تقسيم مي تواند در آينده براي نشان دادن اعداد بسيار بزرگ يا كوچك مورد استفاده قرار گيرد . تقسيم همينطور پريود ها و تكرار اعداد را نيز مي تواند نشان دهد .

حالات فيزيكي نيز با طول ، زمان و جرم قابل طرح است .  در پيغام سال 1999 Evpatoria ، اتم هيدروژن شرح داده شده و …

به اين ترتيب ما قادر خواهيم بود با تمدن هاي ماورايي ارتباط برقرار كنيم، دراين بين يك زبان تركيبي نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد كه اين حالت كمي پيچيده تر مي نمايد . تمام اين حالات در جهان امروز براحتي كد شده اند و حتي مراحل حل يك مسئله هندسي را نيز توانسته اند به اين صورت كُد كنند .

Arecibo Message

براي كمك به شروع بكار راديو تلسكوپ آرسيبو در جنگل هاي پورتوريكو، يك پيامي از صلح و دوستي به سمت گوشه اي از كهكشان راه شيري فرستاده شد . در 16 نوامبر سال 1974 ، اين سيگنال به سمت خوشه بزرگ هركول (the great cluster Hercules) يا همان M13 كه 25000 سال نوري از زمين فاصله دارد ( اين در حالي است كه ظرف 1.23 ثانيه نوري مي توان به كره ماه رسيد ) ، فرستاده شد . messier 13 كه داراي 300000 ستاره با فاصله تقريبي 18 سال نوري است . اين ارتباط كه ارتباط ستاره اي آرسيبو نام گرفت از 2300 مگاهرتز فركانس راديويي با 10 هرتز عرض باند تشكيل شده بود . كارايي قدرت راديويي پيام 3 تراوات يا (3*10^12) وات نفوذ در مسير انتشار بود . شايد 25000 سال ديگر كسي در خوشه M13 اين پيام را دريافت و آنرا دكدينگ كند !! پيام آرسيبو داراي 1679 كاراكتر بود كه در قالب كدهاي باينري  نوشته شده بود و دو كاراكتر مختلف «0» و «1» در آن مورد توجه بود . به عبارت ديگر هر جا كه 0 هست نقطه ای وجود ندارد و هر جا كه 1 هست یه نقطه ظاهر مي شود. در واقه پيغام Arecibo interstellar توسط مركز هوا و فضاي ملي (NAIC) ساخته شد. فردي چون Frank Drake به همراه همكار گراميش Carl Sagan طراحي كرد . [2]

كدگشايي پيغام Arecibo

پيغام اصلي داراي ساختاري نامه وار و بخش بخش مي باشد و هر يك از بخشها يك ويژگي از تمدن زمينيان را نشان مي دهد . در بالاترين قسمت از اين پيام ابتدا به معرفي رياضيات و اعدادي كه در آن بكار برده شده مي پردازد .

اعداد طوري كد شدند كه براحتي رمزگشايي شود . شماره ها از يك شروع شده و تا عدد ده در سه رديف ادامه مي يابد كه اعداد هشت تا ده در دو ستون ارائه شده است . قابل توجه است كه سطر اول از پايين نقش يك جداكننده را ايفا مي كند و در ساختار كدينگ تاثيري ندارد . ( اين سطر با رنگ سبز در تصوير زير نشان داده شده است )[6]

در بخش بعدي ارزش هاي باينري 1 ، 6 ، 7، 8 و 15 به عنوان عدد اتمي عناصر حياتي كره زمين آورده شده. اين بخش هم عناصر حياتي را معرفي مي كند و هم مي تواند يك پيش نيازي باشد براي بخش هاي بعدي ، اگر بخش هاي اول به نوبت و صحيح رمزگشايي نشوند بخش هاي بعدي بي معني مي شوند .

بخش سوم كه بخش بلندي است در سه رديف ارائه شده است . در اينجا فرمول شيميايي شكر به عنوان اساس نوكلئوتيد در ساختار DNA آورده شده است . علاوه بر شرح كلي فرمول ساختاري آن در پيام ، شكل گرافيكي دابل هليكس (Double helix) نيز در ادامه همراه با تعداد نوكلئوتيد در DNA آورده شده است . در ابتدا از خوانندگان محترم بابت آورده شدن مطالب پيچيده زيست شناسي سلولي ملكولي در اين بخش عذرخواهي مي كنم اما بعلت اهميت پيغام آرسيبو ارسالي و اينكه ساختار DNA و طريقه كدينگ براي علاقه مندان بخوبي مفهوم نبوده است آنرا شرح مي دهيم :

در كل نوكلئوتيد اسيد ها بر دو نوعند : يكي ريبونوكلئيك اسيد يا به اختصار RNA كه در ساختار قند ريبوز به كار مي رفته است و ديگري دئوكسي ريبونوكلئيك اسيد كه در ساختار آن قند دئوكسي ريبوز به كار رفته است .

هر نوكلئوتيد از سه بخش (1) يك قند 5 كربني كه ريبوز ( در RNA ) يا دئوكسي ريبوز ( در DNA ) است (2) يك تا سه گروه فسفات (3) يك باز آلي نيتروژن دار ، تشكيل شده است . بازهايي كه درساختار DNA شركت مي كنند عبارت اند از آدنين A ، تيمينT ، سيتوزين C و گوانين G . در RNA به جاي باز T ، باز يوراسيل U  وجود دارد .

ما در اينجا مي خواهيم ساختار دابل هليكس يا همان DNA را كه در فرمول كد شده را شرح دهيم : در پيغام آريسبو از دئوكسي ريبوز ، سيتوزين و … اسم آورده شده به عنوان مثال دئوكسي ريبوز داراي فرمول شيميايي C5OH7 مي باشد با توجه به بخش دوم كه اعداد اتمي حياتي را شرح داديم حالا براي نشان دادن فرمول دئوكسي ريبوز بايد هفت اتم هيدوژن ، يك اتم اكسيژن و پنج اتم كربن را نشان دهيم و ما بقي اتم ها را صفر در نظر بگيريم ، به شكل زير توجه كنيد طريقه كد كردن پيغام را در مي يابيد :

وحالا در شكل زير كل فرمول هاي ساختاري DNA را به صورت كد شده آورده ايم :

اما پيغام آرسيبو به همين جا ختم نشده و از تركيبات آنها و تشكيل ساختار مارپيچ DNA‌ نيز سخن به ميان آورده است . همانطور كه در پيغام مي بينيد از اسامي گوانين ، آدنين و … سخن به ميان آورده، اينها بازهايي هستند كه در ساختار نوكلئيك اسيدها به كار ميروند . اما رشته هاي پلي نوكلئوتيدي يكي از اجزاي اصلي DNA‌ هستند كه از تركيب فسفات ، قند و باز به طور متوالي تشكيل مي شوند :

و بازهاي مكمل ، رشته هاي نوكلئوتيدي را به هم وصل مي كنند كه ساختار كلي DNA شكل مي گيرد . اين بحث به خاطر پيچيدگي هاي خاص خود بسيار خلاصه بيان شد .

در رديف بعدي شکل وسط نشون دهنده ی شکل ظاهری یک انسان هست و شکل سمت راست نشان دهنده ی قد متوسط یک انسان 1764 mm  و شکل سمت چپ نشان دهنده ی جمعیت انسان در سال 1974 که حدود 4.3 میلیارد بود . [5]

كه با استفاده از همان قاعده اعداد كه در سطر اول نوشته شده بود بيان شده است ، كه البته اوجينال عدد بر حسب اينچ بوده كه 12.6 اينچ براي قد مد نظر بوده است بعبارت ديگر اگر 14 را كه كد باينري متوسط قد انسان هست رو بر 12.6 اينچ تقسيم كنيم 176.4 سانتي متر بدست خواهد آمد .

اما در سطر بعدي به معرفي منظومه شمسي و سيارتش پرداخته شده است و اينكه ما كجاي آن هستيم . زمین بالاتر قرار گرفته تا نشان بده که پیغام از کجا فرستاده شده و عکس گرافیکی انسال بالای اون قرار داره و نشون میدهد که ما روی کدوم سیاره قرار داریم. و در رديف آخر هم شكل وسيله فرستنده را با ابعاد قطرش نمايان است كه توضيحش پيشتر آمده بود .

در اين قسمت پيام ارسالي توسط زمينيان مورد ارزيابي قرار گرفت ، اما صحبت هايي درباره ارسال جواب براي زمينيان وجود دارد كه در مزارع و به صورت حلقه هاي كشتزار در سال 2000 و 2001 پديدار شده اند و به دليل اينكه در مقالات زيادي در موردش صحبت شده از بيان آن صرف نظر مي كنيم اما در ادامه گذري كوتاه بر آن خواهيم داشت اگر اطلاعات شما در اين زمينه اندك است لطفا به جواب پيام آرسيبو در مرجع شماره پنج مراجعه كنيد .

زبان موجود در حلقه ها

در تاريخ ژوئن 2007 مهندسي به نام Isaac يكسري اسناد و مداركي در سطح وب منتشر كرد كه از يك سري تحقيقات در نزديكي Palo Alto در دهه 80 ميلادي پرده برداشت . او داستان را در وبسايت خود [7] بدين گونه بيان مي كند : من alias Isaac هستم و بروي پروژه اي به نام CARET در دهه 80 بكار گرفته شدم .CARET مخفف Commercial Applications Research for Extra-terrestrial Technologies مي باشد . من در آن محل كار ، با تكنولوژي هاي زيادي آشنا شدم كه با اجسام پرنده بدون سرنشين بيگانه اي كه اخيرا ديده شده بودند ارتباط داشتند . اما مورد قابل توجه در اين اجسام زبان هاي نامفهوم و دياگرام هايي بود كه بروي هريك از اين اجسام پرنده ديده شده بود . در ادامه درباره اينكه من كي هستم ، درباره چي كار مي كنم آشنا مي شويد . مطالبي را مي خواهم باز كنم ، تصاويري را مي خواهم نشان دهم كه بسيار حساس هستند نه به معناي خطرناك براي حكام . البته من با بعضي از آنها بابت پنهان كاري هايشان در اين زمينه ها هم دردي مي كنم اما من دارم پير مي شوم و با توجه به عقايدم اين اطلاعات نسبت به ضرري كه براي بعضي ها دارد اما براي اكثريت مي تواند مفيد باشد. در ابتدا اين را بايد يادآور شوم كه من تابحال اين اشيا بدون سرنشين را از نزديك و به چشم نديده ام و هيچ ارتباطي با سازندگان آنها ندارم . اما با زبان ( زبان عملكردي يا برنامه نويسي ) آنها آشنا هستم . چون در اين سالها عمده فعاليتم كار بروي زبان فوق بوده است و آنرا تا حدي روشن كردم. اين Drone craft ها با سخت افزاري كار مي كردند كه با چشم قابل مشاهده نبود و از راه دور قابل هدايت بودند .

اما مسئله مهم اين بود كه اين تكنولوژي با تكنولوژي هاي ديگر مختل مي شود مثل پارازيت راداري ! من در آن زمان بر سر كل پس انداز زندگي ام شرط بندي كردم كه اين اجسام از مرئي به نامرئي در يك پريود زماني كوتاه در حال تغييرند . اين گسست تكنولوژي بدين گونه بود كه تكنولوژي مزبور با پارازيت راداري از  Drone craft فاصله مي گرفت و در جايي نزديك باقي مي ماند و بعد دوباره به دستگاه بر مي گشت . حتي شاهدان عيني نيز اين حالت مرئي و نامرئي شدن را گزارش كرده بودند . اين تكنولوژي كار ما نبود يا حداقل مي توانم بگويم به دهه 80 تعلق نداشت . ساختار اين اشياء با يك سري فعاليت هاي راداري – مكانيكي به هم نمي خورد ، اين كار تكنولوژي برتري را طلب مي كند .

الان مي خواهم توضيح بدهم كه اينها چي هستند تا آن جايي كه من فهميده ام :

من دانش آموخته رشته مهندسي الكترونيك بودم ، خودم را درگير تكنولوژي هاي جديد كردم و به داخل چند كمپاني براي كار راه يافتم . ابتدا در Department of Defense كار كردم اتفاق خاصي نيافتاد اما وقتي علاقه خود را در زمينه هاي مختلف نشان دادم براي برنامه تحقيقاتي CARET كانديد شدم.  در آنزمان شركتي وجود داشت كه از تكنولوژي پيشرفته اي استفاده مي كرد تا از سيليكون براي ساخت كامپيوترها استفاده كند . در نتيجه در سال 1984 برنامه CARET با هدف بكارگيري قابليت هاي صنعت پنهان سيليكون و apply كردن آن براي فهم تكنولوژي هاي ماورايي شروع بكار كرد . با شروع كار و كشفيات جديد من به PACL يا Palo Alto CARET Laboratory منتقل شدم و كار خود را در آنجا ادامه دادم . كار ادامه داشت كه ناگهان با گذشت زمان خود را در قسمت فوق سري تكنولوژي هاي ماورايي ديديم  . در آنجا به مدت دو ماه تحقيق كرديم طوري كه هيچ كس ديگر را بجز افراد گروه نمي ديديم و آنجا بود كه به اهميت ماجرا پي برديم .

آن دسته از تكنولوژي هايي را كه ما برويش كار كرديم همان چيزي است كه شما انتظارش را داريد: antigravity . البته تخصص من در اين تكنولوژي نبود اما خواه نا خواه وارد آن شديم . اما تكنولوژي آنها هيچ شباهتي به ما نداشت . تكنولوژي ما در آن زمان و حتي امروزه از تلفيق سخت افزار و نرم افزار نشات مي گيرد كه در نهايت نرم افزار كمتر بكار رفته است تا بحال .

تكنولوژي آنها همچون يك تكه جادويي از كاغذ است كه بروي ميز مي نشيند . اين چيزي وابسته به زبان هست كه مي تواند خود به خودي اجرا شود . اين سيستم يك زبان خاص با سمبل ها و نشانه ي مخصوص به خود دارد كه با دياگرام هاي هندسي مرتبط با خود عمل مي كند  اگر بخواهم همه چيزهايي كه مي دانم را در اينجا بگويم چندين جلد كتاب مي شود. اما به مفيد ترين انها اشاره مي كنم : در وهله اول شما نمي توانيد درب سخت افزارشان را باز كنيد و به CPU, memory card  و … آنها دسترسي داشته باشيد. سخت افزار آنها متشكل از يك فلز سخت بود مثل يك صخره يا يك تكه فلز متمركز. ما شروع كرديم كه بدانيم اين يك لايه بزرگ از يك عملگر هولوگرافيك چيست . holographic computational substrate  ((دانشمندان روي يك روش ذخيره‌اي نوري كار مي‌كنند بنام حافظه هولوگرافيك كه اين حافظه امكان ذخيره يك تريليون اطلاعات را ارائه مي‌دهد. اطلاعات با بيش از 1000 ديسك فشرده مي‌تواند روي سيستم حافظه هولوگرافيك گنجانده شود. يكي از امتيازات اين سيستم حافظه هولوگرافيك اينست كه كل يك صفحه اطلاعات مي‌تواند سريع و در يك زمان بازيابي شود. به منظور بازيابي و نوسازي اطلاعات ذخيره شده، به صفحه هولوگرافيك اشعه برگشتي به درون كريستال مي‌تابد ))

هريك از اين عملگر ها به طور خودكار و هوشمند طراحي شده بودند اما آنها دريك سيستم پيچيده باهم كار مي كردند . آنها وقتي گروه بندي مي شدند به صورت غير خطي عمل مي كردند . وقتي 4 عنصر از آنها با هم كار مي كردند قدرتشان از يكي بيشتر مي شد . آنها در هر زمان و هر حالتي مي توانستند با هم ارتباط برقرار كنند . شكل اين اشكال فلزي chunks مي توانست تاثيرات ژرفي بعملكرد كلي دستگاه بگذارد . [8]

به زبان ( زبان برنامه نويسي خاصي مد نظر است ) برگرديم ، در واقع اين زبان به عنوان يك طرح عملكردي كار مي كند . هريك از اشكال و نشانه عملكرد خاص خودش را داشته است . مسئله اي كه باعث هرچه پيچيده تر شدن مسئله مي شد اين بود كه هرجزء از دياگرام به هريك از عناصر وابسته بود به اين معني كه هيچ عنصري به طور منفرد نه مي توانست ايجاد شود نه مي توانست حذف شود . بشريت به طوركل سيستم ها و زبانهاي برنامه نويسي را بدليل اينكه به خودي خود فهميده مي شوند و سيستم هاي پيچيده را ايجاد مي كنند دوست دارند . [8]

Isaac در ادامه به توضيح بيشتر سيستم آنها مي پردازد ، عكس هايي را از برنامه نشان مي دهد و داستان بيرون آمدن خود از آن سازمان فوق سري را شرح مي دهد كه براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به مرجع شماره هشت رجوع كنيد .

اما در بسياري از مراجع نظر بر جعلي بودن تصاوير است كه مثلا در تصوير زير نشان داده شده كه سيم كه قاعدتا بايد از زير Drone craft رد ميشده كمرنگ شده و اين مي تواند يك اشتباه فوتوشاپي باشد .[9]

شبهات ديگري نيز در اين زمينه در باره زبان بيگانگان وجود دارد ، عده اي معتقدند كه چرا زبان هاي موجود در اسناد CARET و عكس هاي Drone craft اينقدر به زبان هاي موجود در فيلم علمي تخيلي ماتريكس نزديكند . تقريبا نيمي از الفبا ماتريكس در اين زبان ديده مي شود حتي اين زبان شباهت زيادي با زبان كاتاكانا دارد . katakana در حدود سال 1000 AD توسعه يافت افراد علمي و صنعتي با گوش دادن به زبان چيني مجبور بودند براي افزايش سرعت نوشتن آنرا ايجاد كنند . اين نوع خط كه شبيه خط كانجي Kanji نيز مي باشد با رنگ قرمز مشخص شده است .

آيا پديده حلقه كشتزار به منظور ارتباط با بشريت است ؟

به نظر محقق حلقه ها خانمJanet ossebbard  اين ارتباط وجود دارد ، زباني كه در حال حاضر وجود دارد هنوز رمز گشايي نشده است و حقيقتا شك دارم كه ما با يك زبان معمولي روبرو باشيم ، يك زباني كه يك روز آن را ياد گرفته و درك خواهيم كرد . در اين بين كوشش هايي وجود دارد مثلا محققيني از آلمان به نامهاي Koch و Kyborg كه هر ساله دوايري را در كشتزارهاي Whiltshire ايجاد مي كنند و هر ساله منتظر پاسخي از طرف آنها هستند . يك محقق آمريكايي در سال 1991 در مزرعه اش جمله » با ما صحبت كنيد » را حك كرد . چندين سال بعد ساختار ناآشنا اما مرتبطي با آن ظاهر شد .

or

O II UCCULUI II NUNC II O

اين متن بطول 55 متر و عرض 5.5 متر توسط Michael Green باستان شناس انگليسي و رئيس جاري C.C.C.S بررسي شد ، او گفت اين متن نوعي خط عبري است . او متن را از راست به چپ خواند و براساس الفباي باسكي Basque ( محلي در بين فرانسه و اسپانيا ) ترجمه كرد . ترجمه براساس نظريه Michael Green كاملا واضح و روشن بود :

‹THE CREATOR, WISE AND LOVING›

آفريدگار ، دانا و مهربان

اما ترجمه Michael Green تنها ترجمه ارائه شده درباره متن كد شده نبود ، تعداد زيادي از مردم ترجمه هاي زيادي را از متن كد شده ارائه دادند .

محقق نامدار Gerald Hawkins اما (glyph) يا نشانها را بگونه اي ديگر ترجمه كرد ، او بوسيله نرم افزار Linguistic آنها را بررسي كرد . كامپيوتر معني زير را نتيجه داد :

“I OPPOSE WORK OF CONFUSION

» من با كار گيج كننده مخالفم »

اين عبارات بسيار جالب ما را به ياد حلقه كشتزاري كه در سال 2002 در Crab wood ايجاد شد مي اندازد كه جمله اي مشابه در آن حلقه ها حكاكي شده بود ، در آن شكل بيگانه اي ، ديسكي حاوي كدهاي باينري در دست داشت و به سمت جلو نشانش مي داد . ترجمه آن كدها به صورت زير مي باشد :

“beware the bearers of false gifts ; their broken promises. Much pain but still time. Believe . there is good out there. WE OPPOSE DECEPTION

» مراقب هدیه آورندگان غلط و قول های شکسته یشان باشید. درد زیاد. ولی هنوز وقت هست. باور کنید چیز خوبی اون بیرون هست. ما مخالف حیله و نیرنگیم. «

پروفسور جرالد هاوكينز ، كسي كه كتاب » رمز استون هنچ كشف شد » در اوايل سال 1960 نگاهي به مطالب ارائه شده درباره نوشته كد شده انداخت و به اين نتيجه رسيد كه آناليزها تماما اشتباه بوده است . او يك تيمي از دانشجويان متشكل از دوازده نفر تشكيل داد ، بعد از آناليزهاي عددي و رايزني هاي بسيار به نتايج مثبتي رسيدند . در ادامه گزارشي از فرضياتشان امده است :

آنها فرض كردند كه :

سازنده حلقه ها پيغامشان را بريده بريده يا با فاصله بيان كرده اند .

خطوط موازي اين حالت كلمات را نشان مي دهد .

اين متن، بوسيله كاراكتر يا شاخصه هايي رمز گذاري شده است .

خطوط موازي نشاندهنده زير متن است .

پيغام در برگيرنده دو كلمه يا دو شماره است .

هيچ مخففي وجود ندارد .

رمز يا پيغام غير قابل درك نيست .
هيچ عددي را نمي توان در رمز پيدا كرد ، با توجه به بررسي بيش از 18000 عبارت در 42 زبان مختلف ، اولين كلمه با بررسي شروع و پايان نامه ، ‹OPPONO› هست . اين يك كلمه لاتين براي مترادفش به صورت ‹I oppose› است . با توجه به اينكه فعل فاعل طلب مي كند، كلمه دوم مي تواند ‹ASTOS› باشد كه حالت جمع ‹astus’و به معني

‹acts of craft and cunning›

«كارهاي فريبنده و حقه بازي» است .
يكي ديگر از انواع ترجمه درباره اين متن وجود دارد كه در اكتبر سال 1995 و توسط Simon Burton ارائه شد كه مي گفت : من تاييد مي كنم كه اين انگليسي نيست ، اما اين يك ‹Lingua Franca›  زبان بين المللي هست ، زبان هاي بين المللي معمولا طوري انتخاب مي شوند كه به مكالمه و جنبه ارتباطي ساير زبان هاي ديگر نزديك باشد . زباني كه ابتدا نسبت به انگليسي پيشي گرفت لاتين بود . زبان لاتين زبان مرسوم بين كيمياگران بوده است ، بعضي احتمال مي دهند كه زبان مرسوم در حلقه ها همان زبان قديم لاتين باشد ، اما دركل ترجمه گروه هاوكينز مطابق با اسناد خودشان ‹Oppono Astos› (من با كار گيج كننده مخافم) رد نشده است . ترجمه اي كه Simon Burton در نهايت ارائه كرد :I’ve hidden at present

حالا ما در اينجا سه نوع مختلف از ترجمه در دست داريم كه بوسيله سه فرد مختلف ايجاد شده است :

  1. I.            Michael Green : آفريدگار ، دانا و مهربان
  2. II.            Gerald Hawkins : من با كار گيج كننده مخافم
  3. III.            Simon Burton : من در حال حاضر پنهان شده ام

آيا تنها همين تعداد ترجمه درباره متن Milk Hill وجود دارد يا ممكن است كه موارد ديگري هم ارائه شود ؟

Robert Boerman در كتابش » حلقه هاي كشتزار ، خدايان و اسرار آنها ((همچون نوشته هاي Ptah ( خداي مصريان) و Ea-Enki ( خداي سومريان) )) اين موضوع را بيشتر باز كرده است كه چطور او درك كرد كه بيشتر اطلاعات در اشكال حلقه ها پنهان است و از يك دوست اسرائيلي براي رمزگشايي آن مدد خواست . او يافته هاي Michael Green را تاييد كرد اما يك ترفند قديمي را كه اغلب در ساليان گذشته براي پنهان كردن اطلاعات در متون بكار ميرفته را به آن اضافه كرد (anamorphosis) » يا برگردان متن بوسيله آينه «. با انجام ترفند آينه براي اين اشكال جمله روبرو پديدار شد » Sewetchm anasim gadasim »

https://i0.wp.com/www.piney.com/Ea2.gif

يك ترجمه اي كه سرآغاز بسياري از حدس و گمان ها درباره مداخله بيگانگان در كنترل و تاثير بر ژن بشريت شد ( خواه در گذشته و خواه در آينده ) Robert Boerman بسيار زيبا در كتابش به نتايجي جالب رسيده است .

من تحقيق در زمينه حلقه هاي كشتزار را با ترجمه متن Milk Hill شروع كردم و با خود فكر كردم كه ترجمه Green از cheche ترجمه درستي نيست . از من نپرسيد كه چرا ، چون اين يك حسي بود كه من داشتم . من هميشه اين نظر را داشتم كه متن Milk Hill نوعي از خط عبري است ، با اين پس زمينه به سراغ يكي از دوستانم رفتم و از او خواستم كه متن فوق را با ترجمه Green ببيند .  او نيز گفت كه ترجمه گرين ترجمه خوبي نيست ، اما چيز اضافه اي در متن وجود نداشت كه او ( گرين ) ترجمه نكرده باشد . آيا حسي كه در من ايجاد شد دروغ مي گفت ؟ اما سپس دوستم عبارت را جلوي آيينه گرفت و به يكباره گفت :

‹Sewet Cham Anasim Gadasim›

اولين عكس العمل من ؟؟؟ بود .اما او درادامه متن عبري رابه انگليسي ترجمه كرد :

‹A New Breed of People›

» نوع جديدي از مردمان »

تمام چيزي كه مي توانستم بگوييم اين بود كه دقيقا درست است چون ‹Phehthi يا Ptah ، Ea-cheche يا Ea-Enki› خدايان باستاني بودند كه براساس كتيبه هاي رسي ايجاد شده توسط سومريان معرف شده بودند با خلقت Homo Sapiens يا شبه بشري مرتبط است . Zecharia Sitchin كسي بود كه تعداد زيادي از الواح سومري را ترجمه و نتيجه تلاشش را در كتاب ‹Earth Chronicles› منتشر كرد . براساس ترجمه هاي Sitchin سياره ديگري با دور گردش 3600 سال به دور خورشيد نيز در منظومه ما وجود دارد ، اين سياره نيبيرو نامگذاري شد .آنها براي جستجوي طلا بروي زمين آمدند . Enki دانشمند آنوناكي ، به وي گفت كه بايد كارگري خلق شود تا تمام كارها را براي جستجوي طلا انجام دهد . از تلفيق DNA يك Homo Erectus يا ( انسان هايي كه در 1.8 ميليون تا 300000 سال پيش مي زيستند ) و يك آنوناكي جوان ، آدم بوجود آمد . بنابراين ترجمه عبارات عبري ‹Sewet Cham Anasim Gadasim› به آنوناكي مرتبط بود .

در حال حاضر چهار ترجمه مستقل وجود دارد ، اما آيا اين ترجمه ها واقعا با هم متفاوتند ؟ به نظر من  (Robert Boerman) كه اين طور نيست و همه اين ترجمه ها بخشي از يك ترجمه كلي هستند . به طور خلاصه يكي مي تواند بگويد در جواب سوال ‹TALK TO US› يا شما كي هستيد ، جواب انها ‹Hi, I am Ea, also known as Enki and Ptah› بوده است و اينكه من از كارهاي گيج كننده خوشم نمي آيد و در حال حاضر پنهان شده ام  و ….

به نظر مي رسد اين متن عجيب ارتباطي با ساير حلقه هاي پديد آمده داشته باشد ، شماره ها و اعدادي را در خود مستتر داشته باشد ، يا يك ارتباطي با تايلند و يا يك رابطه خاصي با ساختار ‹Double Helix› كه در سال 1996 ايجاد شده است . در كتاب “Crop circles , Gods and their secrets” نوشته محقق حلقه هاي كشتزار Robert Boerman درباره مسائل زيادي از جمله تركيبات DNA انسان و موجودات ديگر و اسامي فراواني از Enlil ، Mesopatamia ، Ningisjzidda ، Marduk ، Ninharsag و … سخن به ميان آمده كه از ارتباط افرادي از سياره نيبيرو با زمينيان براساس ترجمه هاي Zecharia Sitchin از روي الواح سومري حكايت دارد . Robert Boerman سعي براين داشته تا اظهارات خود را بر مستندات  Sitchin استوار كند. [3] اما نمونه هاي ديگري از الفبا در حلقه هاي كشتزار ديده شده است كه بي شباهت به زبان و الفباي زمينيان نيست :[11]

در اين قسمت بروي زبان بيگانگان از دو جنبه بحث كرديم يكي زباني كه بروي Drone craft ديده شده بود و ديگري زباني كه در كشتزارها حكاكي شده بود در كل يكي از زبان هاي موجود در كشتزارها شباهت نزديكي با زبان موجود در لابراتوار CARET داشت تا بحال بررسي هاي زيادي انجام شده اما نتيجه اندكي حاصل شده است .

چرا گزارش درستي از اين پديده در روزنامه ها وجود ندارد ؟

از نظر Janet ossebbard  دو جنبه وجود دارد : يكي آنكه بيشتر ‍‍ژورناليستها علاقه اي به اين چنين اخبار ندارند، گروه ديگر كه اغلب جوانند و به اعتبار حرفه شان اهميت مي دهند به اين چنين اخباري مشكوكند . آنها عقايد خود را قبل از درميان گذاشتن با محققان و دانشمندان شكل مي دهند و اغلب دوست ندارند به علت دشواري مطالب علمي كمتر به آنها روي بياورند . چند سال پيش متني راجع به حلقه هاي كشتزار در يك روزنامه آلماني مي خواندم :

تيتر آن روزنامه اين بود » راز حلقه هاي كشتزار حل شد » آنها داستاني را از زني روايت كردند كه در نزديكي حلقه كشتزاري زندگي مي كرد ، او در شب صداي سهمگيني از كشتزار شنيد . بعلاوه نورهايي را نيز ديده بود ، نتيجه اي كه از داستان آن زن حاصل شد يك هليكوپتر بود ، نتيجه گيري ژورناليستي اينكه حلقه هاي كشتزار بوسيله هليكوپتر ايجاد شده اند .

من (janet) براساس تجربه مي دانم كه فهم حقيقت براي كساني كه كوته فكرند بسيار سخت است ، بعلاوه بيشتر ژورناليست ها بيشتر اطلاعات خود را از آرشيو هاي قبلي بدست مي آورند . وقتي كه يك ظهور حلقه كشتزار گزارش مي شود آنها با سر به داخل آرشيو منسوخ خود شيرجه مي روند و همان اطلاعات غلط را بروي كاغذ مي آورند ، چه خوب بود كه براي چنين مطالبي سري هم به اينترنت بزنند و وقتي براي مطالب علمي جديد در باره مقاله خود بگذارند كه بعيد مي دانم روزنامه نگاران وقتي براي چنين كارهايي داشته باشند !! در حالت دوم اگر ژورناليست جواني قصد باز كردن مطلبي را كه اين چنين جذاب است داشته باشد توسط اديتور ( ويراستار ) رد مي شود .من اين حالت را دو بار در انگلستان و هلند ديده ام .

بسياري از مردم براين عقيده اند كه يك سياست برنامه ريزي شده اي براي كم ارزش كردن و بي اعتبار كردن اين مطالب وجود دارد تا از افشاي حقيقت و روشن كردن افكار عمومي جلوگيري كند . البته من تا اين حد بدبين نيستم اما فكر كنم بايد آن را قبول كرد .[10]

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز می باشد.

پ . ن : با سپاس فراوان از دوست خوبم  وحيد طايفه عزيز بابت ترجمه و ارسال مطالب .

References:

[1] Douglas A. Vakoch (2011). Communication with Extraterrestrial Intelligence (CETI). State university of New York press publication, p. 99-471.

[2] Joseph A. Angelo, JR. (2007). Life in the Universe. http://factsonsile.com, p. 156-213.

[3] http://Dcca.nl

[4] http://amo.net/Contact/

[5] https://ufolove.wordpress.com/2009/06/21

[6] http://humansarefree.com/2011/02/two-most-important-alien-messages.html

[8] http://isaaccaret.fortunecity.com/

[9] Prepared by DRT , California Drone UFO  investigation FAQ , April27, 2008

[10] http://www.circularsite.com

[11]http://www.cropcircleconnector.com

به زودي پي دي اف اين مطالب در وبلاگ قرار داده ميشود.

حقيقت حلقه هاي كشتزار . قسمت سوم – حلقه هاي اصيل

حقيقت حلقه هاي كشتزار

حقيقت حلقه هاي كشتزار _ قسمت دوم

حقيقت حلقه هاي كشتزار

قسمت سوم – حلقه هاي اصيل

در اين قسمت تداخل علومي چون هندسه ، فيزيك و هنر ديده مي شود ، فرق بين حلقه اصيل و تقلبي بيان مي شود و چگونگي كشف هندسه پنهان در حلقه هاي كشتزار بررسي مي شود :

چطور ما مي توانيم تفاوت بين پديده اصلي و تقلبي را بيان كنيم؟

وقتي شما وارد يك كشتزار مي شويد چيزهاي زيادي وجود دارد تا شما روي آنها فوكوس كنيد ، در آنوماليز يك پيش زمينه اي راجع به الگوهاي نامتعارف موجود در اين كشتزارها داده شد . اين الگوها مي تواند از گره هاي ورم كرده ، كش آمده تا مواد نامتعارف و گياهان پيچ و تاب خورده متغير باشند. در ساختارهايي كه بدست انسان ايجاد شده ( شوخي يا Hoax ) ، اين چنين چيزهاي نامتعارف ديده نمي شود اگر يك (هوكس) در يك شب باراني اتفاق بيافتد شما بايد رد گل بجامانده از انسان را مشاهده كنيد براي پي بردن به اين حالت مهم است كه شما مطمئن باشيد كه اولين كسي هستيد كه وارد ساختار حلقه ايجاد شده مي شويد .

اگر شما اولين كسي باشيد كه وارد كشتزار مي شود شما ساقه هاي خم شده اي را خواهيد يافت كه هرگز شكسته نشده اند . اكثر گلهاي زرد رنگ در اين ساختارها بروي ساقه خود (در حالتي كه  هوكس نباشد ) باقي مي ماند اما اگر يك ( هوكس ) رخ داده باشد گلها بروي زمين خواهند افتاد.

genuine
hoax

شوخي

اصل

اين فكر هم تنها در حد يك خيال است كه يك حلقه كشتزاري اصيل است كه گياهان در آن شكسته نشده باشند بلكه خم شده باشند . اين رخ مي دهد ( مخصوصا در ساختار هاي قديمي در دهه هشتاد و همينطور در كشتزارهاي دانه هاي روغني رسيده ) اما من دوجين از حلقه هاي اصيل را ديدم ( به گفته متخصص حلقه ها » اصيل» ) كه هيچ يك از آن حالت ها در آن نبود حتي ساقه هاي شكسته نيز در آن وجود داشت .

بعضي از مردم فكر مي كنند كه اشكال ساده اصيل بوده و اشكال پيچيده هوكس هستند كه اين مطلب ساليان قبل اشتباه بودنش ثابت شده است .يك مثال خوب جولياست نزديك استون هنج مي باشد در سال 1996 ، تحقيقات بيوفيزيكي نشان داد كه در جولياست الگوي هاي نامتعارف زيادي مشاهده شده كه فقط مي توان در اشكال اصيل يافت .

و هستند انسانهايي كه فكر مي كنند فقط اشكال پيچيده اصيلند و اشكال ساده هوكس هستند ، كه اين هم همچنين در حد يك خيال است .بسياري از اشكال ساده به طور علمي بررسي شده اند كه اصيلند . و اين خيلي اغوا كننده است كه فكر كنيم اشكال پيچيده و داراي پيچش هاي فراوان هوكس هستند اما بازهم هميشه نمي توان به اين نتيجه رسيد كه اين فكر درست است .

بسياري از ساختارايي كه شبيه انسان هستند ( مثل شكل زير) اثبات شده اند كه اصيلند . براي مثال در شكل وسطي انواع ناهنجاري ها ( آنوماليز ) مثل ساقه هاي ورم كرده و … ديده شده است .

1999
2002
2002

در حقيقت براي قضاوت در باره اصيل و يا هوكس بودن، بايد مراقب بود ، هيچ چيز راجع به اين پديده وجود ندارد كه مفهوم يا آشكار باشد .

توضيح اضافي : اصيل در اينجا به آن معني است كه افرادي مثل Doug bower نمي توانسته اند اين اشكال را با دستشان درست كنند ويا اين اشكال بوسيله گروهي از انسان ها كه در شب دست به كار ساخت آن بزنند ايجاد نشده است . چون انسان ها ادعا كرده بودند آنها سازنده اشكالند و دلايل سطحي براي ادعاي خود داشتند مثل شكل زير كه توسط گروهي بيان شده بود :

https://i1.wp.com/www.unmuseum.org/cropinst.gif

اما شايد انسان با پيشرفت تكنولوژي در عصر حاضر بتواند اشكالي خلق كند ونه با دست كه با تكنولوژي خود ، در اينجا بايد به تاريخچه پديده نيز توجه كرد كه از چه زمان حلقه ها آشكار شدند .

حلقه هاي كشتزار چطور ايجاد مي شوند ؟

برطبق تيم تحقيقاتي BLT حلقه هاي كشتزار بوسيله ستوني دوار از پلاسما كه از بالاي سطح اتمسفر ( يونوسفر ) سر چشمه گرفته ، توليد شده اند . شما مي توانيد به يك گرداب ستوني پلاسما از هواي يونيزه شده  فكر كنيد . در فيزيك و متِئورولوژي حلقه هاي پيچشي پلاسما يك پديده معمول هستند . آنها توسط چشم غير مسلح ديده نمي شوند تا زماني كه آنها اندازه گيري شوند ( بخاطر بار الكتريكي در هوا ) . پلاسما به سمت زمين هجوم وار ، مثل گردباد با بار الكتريكي زياد ، خرده آهن مغناطيسي و تشعشعاتي مثل انرژي شبه ميكرو ويو ، حركت مي كند و وقتي كه به زمين برخورد مي كند حلقه هاي كشتزار شكل مي گيرد .

طبيعتا اين تئوري سوالات زيادي را بوجود مي آورد : ما از كجا مي دانيم كه منشا پلاسما از يونوسفر است ؟ از كجا مي دانيم كه آن با بار الكتريكي شارژ شده و حامل آهن مغناطيسي و تشعشعاتي شبه ميكروويوي است ؟ و چرا با تمام اينها اشكال پيچيده خلق مي شود ؟ در حقيقت پاسخي براي اين سوالات وجود ندارد اما تا انجاكه مي دانيم و مي توانيم ، جواب مي دهيم :

ما مي دانيم كه گردباد از يونسفر نشات مي گيرد ، بعلت اينكه مقدار نامتعارف و نسبتا زيادي از ذرات آهن مغناطيسي به طور متمركز در خاك حلقه هاي كشتزار يافت شد . مگنتايت يعني آهني كه خاصيت مغناطيسي را در خود دارد .

نوعي كه در خاك حلقه هاي كشتزار يافت شد همانند گرد و غبار  و ذرات يك شهابسنگ بود ، اين اولين دليل است كه بسمت يونُسفر مي رويم . نشانه دوم بارالكتريكي گردباد است ، هوا در يونسفر داراي بار الكتريكي مي باشد ، بار الكتريكي در خاك از خود ردي بجا مي گذارد ( براي اطلاعات بيشتر به بخش آهن مغناطيسي در آنوماليز رجوع كنيد )

بنابراين سوال ديگري بوجود مي آيد ، چطور ما مي دانيم كه حلقه هاي گردنده پلاسما به طور طبيعي داراي بار الكتريكي و آهن مغناطيسي بوده و از خود انرژي شبه ماكروويوي ساطع مي كند ؟ ما اين قضيه را بخاطر ردپاي الكتريكي ، مغناطيسي و بعضي از انواع انرژي ميكرووي مانند كه در حلقه هاي كشتزار پيدا شده ، ميدانيم .

ابتدا اجازه دهيد با الكتريسيته شروع كنيم ، بوسيله تست ريدوكس ، يك نفر مي تواند ميزان راديكال هاي آزاد شده در سلول هاي گياهان حلقه هاي كشتزار را اندازه بگيرد .تعداد راديكالهاي آزاد بيشتر ، باعث مي شود گياه فشار بيشتري را متحمل شود . بقدري زياد كه گياه درواقع مرده است .

بنابراين مي شود گفت كه : كشتزار در معرض پالسهاي الكتريكي شديدي در لحظه اي كه گردباد به زمين بر خورد مي كند ، قرار مي گيرد . بنابراين راديكال هاي آزاد نيز تنها عامل موثر در اين قضيه نيستند . همچنين يك الگوي  نا متعارف رشد و جوانه زني در گياهاني كه در مسير پالسهاي الكتريكي قرار داشتند وجود دارد .

هنوز يك نشانه ديگر از وجود الكتريسيته باقي مانده است ، همانطور كه در بخش » عقيده دانشمندان درباره حلقه هاي كشتزار چيست » در قسمت اول اشاره شد ، دكتر هاسلهوف  دريافت حلقه هايي را كه مورد امتحان قرار داده بود ، حاصل يك منبع نقطه اي انرژي الكترومغناطيسي بوده اند .

او به خاطر وجود گره هاي نا متعارف و ورم كرده به اين كشف نايل شد . توزيع انرژي كه او يافت صد در صد با توزيع منبع نقطه اي انرژي الكترومغناطيس منطبق است ( مثل نور يك لامپ )

خاصيت مغناطيسي Vortex : چه نوع ردي از خود بجا مي گذارد ؟ و حالا يكبار ديگر يافته هاي دكتر هاسلهوف را درباره منبع نقطه اي انرژي الكترومغناطيس ببينيد و يكبار ديگر به تمركز شديد و نامتعارف آهن مغناطيسي توجه كنيد . تنها توضيحي كه براي اين تمركز شديد آهن مغناطيسي قابل قبول است اينه كه جريان حلقوي پلاسما در طبيعت به شدت داراي آهن مغناطيسي است كه اين جريان تمام اين مواد را از طرف خود جذب مي كند و بعد از اصابت به زمين آنها را به زمين انتقال مي دهد .

وبالاخره انرژي شبه ماكروويو : چه نشانه هايي در اينجا داريم ؟ بندها يا گره هاي تركيده و كش آمده در گياهان حلقه هاي كشتزار . دانشمندان تنها قادرند اين اثر را با قرار دادن گياهان در داخل ماكروفر ايجاد كنند . چيزي كه رخ مي دهد با قرار دادن يك تخم مرغ در يك ماكروفر قابل مقايسه است . مواد موجود در تخم مرغ تبخير شده و منبسط شده و پوسته نمي تواند فشار آن را تاب بياورد و در نهايت مي تركد . همين حالت براي بندهاي گياه رخ مي دهد و قسمتهاي انعطاف پذير آنها از بين مي رود ( منفجر مي شود ) (براي اطلاعات بيشتر به آنوماليز مراجعه كنيد )

اما آخرين تحقيقات گروه BLT افزايشي را در درجه تبلور مواد خاكي در خاك حلقه هاي كشتزار نشان مي دهد . نتايج تحقيق XRD ( يا انتشار پرتوي ايكس ) در سايت آنها يعني www.bltsearch.com موجود است .

اما اگر درجه حرارت حاصله خيلي بالا بوده است پس چرا كشتزار آتش نمي گيرد ؟ آيا اين انرژي ميتوانسته با كشتزار به طور سريع و مختصر برخورد كرده باشد ؟ براي ايجاد يك حلقه هاي كشتزار به زمان نسبتا بلندي نياز است ، اما آيا در زماني نسبتا كوتاه و كافي براي شكل دهي حلقه هاي كشتزار مي تواند از بروز آتش سوزي جلوگيري كند ؟

يعني : حلقه هاي كشتزار در كسري از ثانيه خلق شده در حالي كه اين فرض با نظر دانشمندان در تضاد است .همه آنها تاييد كرده اند كه براي ايجاد حلقه ها چندين ثانيه طول كشيده است . (براي اطلاعات بيشتر به بخش » آيا شواهدي مبني بر شكل دهي يك حلقه واقعي كشتزار وجود دارد» كه در آينده بحث مي شود مراجعه كنيد )

عكس هاي انتخاب شده از حلقه هاي هوكس

نمونه اول :

https://i2.wp.com/www.korncirkler.dk/02cc/flower1.jpg

photo by Derrick Hunt

در كشتزار Cherfill درست در زير اسب سفيد cherfill ، يك تيم از هوكسرها يك شكل نسبتا پيچيده را در شب دوم آگوست 2002 ايجاد كرده و متواري شدند . يك شكل دو جزئي تقريبا ناقص كه شكلي نيز در فاصله اي آنطرف تر قرار داشت . من صبح حادثه در محل حضور يافته و عكس هايي از ساقه هاي ايستاده واقع در مركز گرد حلقه و ساير جزئيات حلقه گرفتم مردم نيز در ساعات ديگر به ما ملحق شدند .

 

 

 

عكس زير از وسط شكل دوم كه متشكل از يك حلقه و دايره اي در بين آن است گرفته شده . من قبلا فكر مي كردم اين شكل  با آن حالت دايره مانندش اصيل بوده اما حالا بهم ثابت شده كه فردي با ابزاري ساده مي توانسته آنها را ايجاد كند .

نوع دوم :

photo by Peter Sørensen

در اينجا شكلي ديده مي شود كه ساقه ها به طور موازي در كنار هم قرار گرفته اند كه توسط دو آلماني درست شده اند . هر ساله با پرداخت مبلغي به كشاورزاني ، آنها اشكالي را براي مقاصد تجاري و تبليغاتي بروي مزارع ايجاد مي كنند . اين تصوير پنج روز بعد از ايجاد حلقه  گرفته شده است .

photo by Lucy Pringle

اين ساختاري است موجدار كه گوشه هاي شكل بسيار نوك تيز است . در واقع ساختار براي مقاصدي تجاري و در قالب 1031 در روز ساخته شده بود كه بعدها به طور ناشيانه اي به 1081 تغيير كرد .

اين شكل ساقه هايي را نشان مي دهد كه از قسمت تحتاني خم شده تا عدد 1 در 1031 را ايجاد كند. اين تصوير خمش ناقص گندم ها را در زاويه افقي نشان مي دهد :

در اوايل 10 جولاي 2002 فرصت اين را داشتم تا با يكي از هوكسرهاي قهار انگلستان كه ساختار هاي پيچيده اي را با دستهايش خلق مي كرد ديدار كنم . در تاريكي شب ، او 6 دست متفاوت از مراكز حلقه ها را تنها در كسري از دقيقه ايجاد مي كرد . دوربين من نتوانست از يك rang بالا از شكل عكس بگيرد اما تصاوير زير نمونه هايي از اشكال چرخشي و دوراني كه جلوه خاصي داشت را نشان مي دهد :

 

 

 

 

 

 

به هر حال محققان تنها توانسته اند به اين نتيجه برسند كه

 ما با يك نوع انرژي ناشناخته روبرو هستيم ، 
اين ممكن است يك انرژي شبيه ميكرو ويو باشد و از منبعي ناشناخته ....

اين تئوري گروه تحقيقاتي BLT در حال حاضر از باوركردني ترين تئوري هاست . در اين بين يك بحث مهم و اساسي وجود دارد يا سرانجام اين تئوري مي تواند يك پديده طبيعي ( ناشناخته ) باشد .

اگر اين صحيح باشد ، چطور مي توان اين نظر براي الگوي پيچيده نيز درست باشد ؟ mandalas و حتي شكل هاي شبه انساني و مواردي چون شكل قلب و minora و … به عقيده من فقط يك جواب وجود دارد : جريان حلقوي پلاسما توسط ( افرادي هوشمند ) هدايت شده است …

 

آيا هوشمندي اي پشت اين پديده ا ست ؟

بله ، اين تنها راهي است كه بتوان الگوهاي پيچيده حلقه هاي كشتزار را توجيه كرد . تحقيقات علمي ثابت كرده كه اين ساختارها ساخته بشر نيست ، اما انرژيي در اين بين وجود دارد كه ناشناخته است . يك پديده طبيعي نمي تواند اين الگوها را توجيه كند زيرا در وهله اول : انرژي شبه ميكروويو طبيعي داراي منبعي ناشناخته است ، در وهله دوم به خاطر بجا ماندن مواد نا متعارف و نامعمول بيرون از محيط زمين كه نشان دهنده منبعي از خارج زمين است .

در اواخر قرن 70 ميلادي زماني كه دواير گندم شروع به ظاهر شدن كردند Wolfgang Schindler و Andreas Müller از آلمان ، John Martineau, Michael Glickman و Rob Seaman از انگلستان ، Gerald Hawkins از آمريكا ، Bert Janssen و Zef Damen از هلند كه از معروفترين محققان هندسه بودند، وجود داشتند . اين خيلي دور از ذهن بود كه تمام تحقيقات آنها را در اينجا بررسي كنم بنابراين به اين دو نفر يعني Wolfgang Schindler و Andreas Müller اكتفا مي كنيم :

كشفيات ولفگانگ شكل زيبايي را نشان داد كه اتفاقي ايجاد شدن آن براي انسان هاي شكاك هم غير قابل قبول بود . ولفگانگ از تصوير برداري هوايي حلقه هاي كشتزار استفاده كرد . براين اساس ، او عناصر متنوع ساختار رو مورد بررسي قرار داد ( حلقه ها ، دواير ، خطوط و … ) او از وسايل طراحي اش استفاده كرد . او به اين نكته كه خطوط بطور بسيار دقيق عناصر اشكال را لمس كرده اند توجه كرد . او كارش را با ترسيم يك ستاره پنج پري و يك دايره به دور آن ادامه داد رئوس اين ستاره بسيار با دقت عناصر شكل را لمس كرده بودند . همه چيز مرتبط به نظر مي رسيد .

موردي كه بسيار مهم بود اين بود كه هيچ يك از عناصر ساختار به طور تصادفي جاگذاري نشده بودند ، اصطلاحا پوزيشن آنها تصادفي نبود . براي مثال  اگر دايره كوچك داخلي به اندازه خيلي كمي به سمت چپ خود منحرف شود تمام ساختار هندسي به هم خواهد ريخت . همه چيز به طور دقيق اندازه گيري شده بود تا هندسه كاملي خلق شود .

خوب اين ممكن است در ادامه فرق كند ، مثالي كه در اينجا بررسي خواهيم كرد : ساختار  Chilcomb Down در سال 1990 است :

ما يك دايره مي كشيم كه مركزش در وسط دايره سمت چپي قرار دارد و شعاعي دارد كه بر دايره سمت راست خود مماس است ، اين دايره به طور دقيق بر خطوط موازي تراكتور ، واقع در كشتزار مماس است كه در اول به نظر مي رسيد هيچ ربطي به ساختار نداشته باشد .

در اين دايره فرضي ما يك ستاره مي سازيم :

اين ستاره مركزش دقيقا با دواير هم مركز است و بسيار دقيق يك به يك گوشه هاي داخلي آن دايره را لمس كرده است و دقيقا حلقه داخل آن  فيت شده است . حالا ما مي توانيم يك دايره سمت راست بكشيم :

مراحل ترسيمات به نوبت ادامه مي يابد ، هركسي كه تا حدي هندسه بفهمد مي داند كه اين پديده فوق يك پديده شانسي نيست . در اينجا تنها مي توان يك نتيجه گرفت : تمام المان هاي اين ساختار بسيار دقيق جانمايي شده اند در ارتباطشان با همديگر دقت زيادي لحاظ شده ست . بعلاوه خطوط موازي مخصوص تراكتور در اين بين نقش مهمي را بازي مي كنند .

اين دو خط دقيقا بر دايره فرضي اوليه مماس بودند . از نظر هندسي هيچ راهي وجود ندارد كه بگويم اين موارد همه تصادفي باشد . حلقه هاي كشتزار يك جوك سازماندهي شده نمي تواند باشد . آنها پيچيده تر از اين حرفها هستند . آنها بخشي از يك هنسه به كمال رسيده اند و خودشان را با يك هارموني كامل با كشتزاري كه در آن قرار دارند ، پيدا كرده اند .

كمال هندسي حلقه هاي كشتزار در حالات مختلف توسط محقق آلماني دواير Bert Janssen مورد مطالعه قرار گرفت .در سال 1997 او تصميم گرفت تا ساختار حلقه هاي كشتزار را بروي يك كاغذ ترسيم كند . او با وسايل اوليه طراحي ، كار خود را شروع كرد . تا به امروز تمام مهندسين ساختار خارجي اشكال را با عكس برداري هوايي و اضافه كردن شكل ستاره اي و خطوط موازي مورد بررسي قرار داده اند . به عبارت ديگر آنها روي چيزي كار مي كنند تا بفهمند كه اين اشكال چه مي خواهند به ما بگويند . اما برت جانسون بروي هندسه داخلي تمركز كرد ، او بررسي كرد كه قدم هاي هندسي اوليه كه احتياج است تا يك ساختار بازسازي شود ، شروع كردن از صفر است . او با هندسه داخلي به هندسه پنهان رسيد و چيزهاي عجيب غريبي كشف كرد .

در اول پي برد هريك از اشكال تحت بررسي ، از يك ساختار اساسي و پايه نشات گرفته اند :

اين الگو در حقيقت قلب تمام ساختار هاست . بنابراين وقتي شما به حلقه ها مي نگريد اين شكل پايه اي را نمي توانيد ببينيد ، اين شكل داخل هندسه آن پنهان شده است .من يك نمونه از اين مثال را كه توسط برت به سرانجام رسيده به شما نشان مي دهم : ساختار Winterbourne Bassett در سال 1997 :

برپايه تحقيق هندسي اوليه ، شكل Winterbourne Bassett از الگوي پايه آغاز مي شود . خوب .. اجازه دهيد با قرار دادن يك متوازي الاضلاع در شكل پايه جايي كه Bert فلش ها را قرار داده شروع كنيم :

 

اجازه دهيد كه يك دايره را دقيقا در مثلث فيت كنيم ، اين دايره بسيار مهم است زيرا كه ما به آن براي باقي كار احتياج داريم . همانطور كه بعدا خواهيد ديد دايره در پايان كار ديده نخواهد شد . در ادامه از همان دايره سه دايره ديگر رسم مي كنيم :

 

حالا خطوط واقعي را باقي مي گذاريم و نواحي واقعي را رنگ مي كنيم و شكل زير پديد مي آيد :

 

توجه كنيد به الگوي اساسي اوليه و دايره اساسي كه در شكل ابتدايي رسم شد ، حالا ديگر اثري از آن نيست :

برت سه زمينه را كشف كرد : اول از همه الگوي پايه پنهاني را كشف كرد : قلب تمام اشكالي كه او بازسازي كرد ، دوم او كشف كرد كه هريك از قسمت هاي آناليز شده ساختار براساس قوانين هندسي بوده و در اندازه و جانمايي هم بسيار با دقت تعريف شده بودند . كشف سوم و مهمترين آنها اين بود كه ، او خطوط زيادي را  براي طراحي ساختار بروي كاغذ احتياج بود پيدا كرد به عبارت ديگر براي ايجاد اشكال ، خطوطي در خود كشتزار وجود داشتند كه او اين خطوط را ( خطوط ساختار) ناميد . خطوط ساختار مي توانستند در يك ساختار پيدا شوند اگر شما بالاي سطح كشتزار قرار مي گرفتيد . در مكان هاي خاص ، شما نوارهاي كوچكي از كشتزاركه درمسيري مختلف از ساير حلقه ها حركت كرده پيدا خواهيد كرد . شما مي بينيد كه خطوط ساختار در ابتدا كشيده شده و بعد باقي ساختار ايجاد شده .

اين به اين معني است كه ، سازنده حلقه ها ابتدا » اسكلت » را به سمت قرار داده ، قبل از پياده كردن ساختار احتمالي خود . خطوط ساختار به راحتي مي تواند از آسمان ديده شوند .

در وهله اول به نظر رسيد كه محققان به اشتباه افتادند ، خطوط ساختاري درابتدا مي توانست به عنوان ردي از يك شوخي يا هوكس بر جاي مانده باشد . آيا افرادي كه چنيني ادعايي داشتند ، چنين الگوهاي پيشرفته اي را در كشتزارها پياده كردند ؟ ( بوسيله طناب ، مقوا ، … ) و بعد از اينكه ميفهمد نقشه چيست ، طرح را پياده مي كردند .

برت شگفت زده شده بود وقتي كه به عنوان اولين نفر اين كشف رو انجام داد . آيا كشف به اين معني است كه تمام حلقه هاي كشتزار به دست انسان ساخته شده است ؟

اجازه دهيد نگاه دقيقتري به شكل Winterbourne Bassett بياندازيم :

همانطور كه شما مي توانيد ببينيد ، دايره قرمز رنگ كاملا براي ساختار دواير آبي حياتي است ، دايره قرمز مركز دواير آبي را مشخص مي كند . يعني ما بايد ردي از حلقه قرمز رنگ را در زمينه ببينيم . درنتيجه دايره قرمز در كشتزار پيدا نشد . هيچ ردي … يك نگاه دقيقتر بياندازيد شما هم ردي نخواهيد يافت . برت البته توانست دايره قرمز را از صفحه كاغذ خود پاك كند ، اما كشتزاري كه يكبار توسط كارهاي ماشيني خسارت ديده بود و صاف شده بود ، صاف باقي خواهد ماند . به عبارت ديگر برت چيز نسبتا غيرمعمولي را كشف كرد . درنتيجه يا شكل بوسيله انسان و با كمك خطوط ساختار ايجاد شده بود يا اشكال اصيل بودند و توسط منبعي موثق ايجاد شده بودند . اما مورد آخر اين معني را مي دهد كه سازنده حلقه ها فقط از قسمتي از خطوط براي ساخت استفاده كرده است .

عقيده اول به آساني نفي مي شود اگر انسان از خطوط ساختار استفاده كرده باشد بايد تمام اين خطوط در كشتزار رويت شود . نه فقط چندتا از آنها . هيچ كس نمي تواند فقط با قسمتهايي از آن خطوط را پياده كند و هيچكس نمي تواند بعضي از قسمتها را به حالت اول خود برگرداند . بنابراين كار انسان نمي تواند باشد . در نتيجه فقط يك نظريه باقي مي ماندكه سازنده حلقه ها فقط با بعضي از خطوط ( نه كل آنها ) ساختار را ايجاد كرده است …

اما چرا ؟ آنها در كل احتياجي به خطوط ساختار نداشتند تا شكل احتمالي خود را پياده كنند ، پس اگر آنها واقعا به اين خطوط احتياج نداشتند پس چرا بعضي از آنها در كشتزار هستند ؟

 

يك فرضيه ديگري وجود دارد كه سازنده حلقه با رسم بعضي از خطوط ساختار قصد گفتن چيزي را به ما داشته است . برپايه اين فرضيه مي توان آنها را خطوط ارتباط و نه خطوط ساختار ناميد .

آيا به نظر شما هوشمندي اي پشت اين الگوها نهفته است ؟  (براي اطلاعات بيشتر از حلقه هاي كشتزار و تجزيه تحليل هندسي آنها به وبسايت Bert Janssen مراجعه كنيد )

بيانات شاهدان عيني ، ارتباطي كه حلقه ها با انسان برقرار مي كنند و … مواردي است كه در قسمتهاي بعدي به آنها مي پردازيم .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  وحيد طايفه  عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب. قسمت چهارم روزهاي بعد در وبلاگ منتشر مي شود.

حقيقت حلقه هاي كشتزار

حقيقت حلقه هاي كشتزار

قسمت اول – مباني پديده

اين تحقيق براي درك بهتر پديده حلقه هاي كشتزار و جنبه هاي رازآلود مختلف آن است كه تاكنون توسط دانشمندان كشف شده است در اين قسمت به موضوعات زير مي پردازيم :

1.      يك حلقه كشتزار در حقيقت چيست ؟

2.      آيا حلقه ي كشتزار پديده جديدي است ؟

3.      كجا مي توان حلقه هاي كشتزار را پيدا كرد ؟

4.      عمر يك حلقه كشتزار چقدر است ؟

5.      چه وقت هايي حلقه هاي كشتزار شكل مي گيرند ؟

6.      آيا حلقه هاي كشتزار توسط انسان ايجاد مي شوند ؟

7.      نظر دانشمندان درباره حلقه هاي كشتزار چيست ؟

يك حلقه كشتزار در حقيقت چيست ؟

يك حلقه كشتزار يك الگوي مسطح است در يك زميني از محصولاتي چون : گندم  چمن  محوطه بذرها ، دانه هاي روغني ، برنج و … الگو مي تواند شامل هر طرحي چون دايره  يك حلقه  تركيبي از اشكال  يك ماندالا ( نوعي شكل اساطيري) پيچيده باشد . بعضي اوقات از نظر هندسي مهيج و بعضي اوقات آشفته و درهم برهم است . اين طرح ها روي كستره زمين حكاكي شده اند به گونه اي كه انگار مهري بروي زمين كوبيده شده و طرح ها ايجاد شده اند در حالي كه گياهان در اين ميان از بين نرفته يا خرد نشده اند . در لحظه اول آنها به همان صورت افق به رشد خود ادامه مي دهند اما بعد از چند ده ساعت دوباره به سمت خورشيد سر بلند مي كنند .

آيا حلقه هاي كشتزار پديده جديدي است ؟

حلقه هاي كشتزار قبلا نيز آشكار شده بودند حداقل براي سال هايي محدود . در ساليان مياني بيشاپ ( اسقف ) شهر ليون در سال 800 ميلادي به دربار شاهي فرانسه به خاطرظاهر شدن الگوهايي مرموز در اطراف مزارع احضار شد . مردم از اين پديده كه ممكن است كار شيطان باشد در هراس بودند . يكي ديگر از اسناد قديمي شكل يك حلقه را در سال 1590 كه در مزرعه اي نزديك Assen در شمال هلند ايجاد شده بود توصيف مي كند . براساس گفته هاي شاهد عيني تند بادي گرفتن گرفته و فرداي آن روز حلقه فوق پديدار شده و تا فصل زمستان كه توسط گاو اهن شخم زده شود پايدار مانده بود .

(From Robert Plot’s Natural History of Staffordshire, 1686)

https://i2.wp.com/www.ufologie.net/pics/mowingdevil.jpg
در سال 1678 تصويري از حلقه هاي كشتزاري در Hertfordshire انگلستان منتشر شد . شكل حلقه كشتزار در بالا مشخص است » .. هيچ  بشري قادر به انجام چنين كاري نيست ..» همچنين در اين متن منتشر شده بخاطر ترس مردم ، از كار شيطان سخن به ميان آمده با عنوان  «The Mowing Devil». در سال 1686 تاريخ ملي Robert Plot در چندين صفحه منتشر شد كه بحث به فرضيه حلقه هاي كشتزار مرتبط با حلقه هاي مختلف  يك نيم دايره در مربع  اشكال هگزاگونال گونه و اشكال رينگ هاي تو در تو بود .

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_circultivos/circuloscultivos14_04.gif

به بيان ديگر حلقه هاي كشتزار يك چيز جديد نيستند . شايد آنها در زمانهاي ماقبل تاريخ نيز پديدار مي شده اند . اما چيز جديدي كه درباره اين فرضيه وجود دارد افزايش آنها در بين دهه 70 است كه هم از نظر كمي و هم كيفي رشد قابل توجهي داشته اند ….

كجا مي توان حلقه هاي كشتزار را پيدا كرد?

در تمام نقاط دنيا در انگلستان  در آمريكا  هلند  بلژيك  لهستان  ايتاليا  دانمارك  روسيه  اسرائيل  استراليا  هند  ژاپن  كانادا . اما انگلستان مهد حلقه هاي كشتزار است : جايي كه اكثر اشكال در آنجا ظاهر شدند .

Crop circle ‹hotspots› in England
with Wiltshire at the top

چرا مناطقي خاص بارها و بارها مورد هجوم سازندگان حلقه هاي كشتزار قرار مي گيرد اين سوال تابه حال به سختي پاسخ داده شده است .به نظر مي رسد خطوط انرژي زمين و عبور آنها از مناطقي خاص نقش مهمي را در اين مسئله بازي كند . نياكان ما بسيار نسبت به اين انرژي ها هوشيار بودند آنها مكانهاي مقدس خود را در مناطقي كه از نظر خطوط انرژي قوي بودند ساختند مثل ( مكانهاي خاكسپاري  چرخ دستي هاي بزرگ  حلقه هاي سنگي و اهرام ) شايد به همين دليل باشد كه اكثر حلقه هاي كشتزار در جنوب انگلستان ظاهر مي شوند جايي كه مي توان كثرت قدرت لايه هاي مركزي زمين را در آنجا پيدا كرد . Stonehenge يك مثال بسيار خوب است كه در قلب محدوده حلقه هاي كشتزار واقع است .يك مثال ديگر از چنين منطقه قدرتمندي غرب ناحيه Alton Barnes (Wiltshire) مي باشد جايي كه حداقل يك يا دوتا حلقه كشتزار زيبا و پيچيده در سال در آنجا درست مي شود .

Stonehenge 2002

East Field 2002

اين مطلب زماني قابل توجه است كه تعداد حلقه هاي كشتزار در بعضي مناطق در سالياني خاص افزايش ياكاهش مي يابند  براي مثال در هلند در سال 1996 ، 99 تا حلقه كشتزار ظاهر شد اما در سال 1997 به 41 كاهش پيدا كرد . پديده اي كه تا به حال يك  سوال بي پاسخ مانده است ….

در بعضي از قسمت هاي زمين آب و خاك تاثير پذير ترند براي مثال خاك گچي در Wiltshire بسيار نفوذ پذير است كه براحتي جريان الكتريسيته در آن القا مي شود . اين جريان مي تواند به هدايت انرژي الكتريكي كمك كند .

من در آينده طريقه ايجاد حلقه هاي كشتزار كه به اين بحث مرتبط است را مطرح خواهم كرد . وبالاخره براي آنهايي كه علاقه مندند به كشور من ، توزيع رخداد هاي حلقه هاي كشتزار در شكل زير تا به امروز آمده است :

عمر يك حلقه كشتزار چقدر است ؟

يك فصل محصول بعد از وقتي است كه كشاورز محصول مزرعه اش را درو كرده است .

باقيمانده هاي حلقه كشتزار بعد از درو محصول

بنابراين انرژي براي مدت زيادتري مي تواند آنجا باقي بماند . مثلا براي يك حالت 6 سال را مي دانم .اين موضوع اين معني رو مي دهد كه شكل برجسته مي تواند براي مدت زيادي جايش باقي بماند . مثلا در بعضي حالات نقش برجسته در فصل محصول بعدي هم ديده مي شود :

2000

2001

چه وقت هايي حلقه هاي كشتزار شكل مي گيرد ؟

وقتي كه گياهان به اندازه كافي رشد كرده اند تا بروي زمين يك دست شوند . به بيان ديگر زمان رويت حلقه هاي كشتزار بين مارچ و سپتامبر است ، اما با اين وجود حلقه هاي كشتزار در فصل زمستان هم ديده شده اند مثلا در چمن زارها . در واقع حلقه هاي كشتزار در طول شب ايجادمي شوند اما بازهم استثنائاتي وجود دارد مثل حلقه كشتزار ايجاد شده نزديك Stonehege در 7 جولاي 1996 كه Juliaset ناميده شد در طول روز شكل گرفت .

چندين شاهد عيني شهادت دادند كه به يقين در اواخر عصر اين ساختار پيچيده ظاهر شد . تمام شاهدان خلباناني بودند كه حول و حوش ساعت 17:30 وقتي كه شكل هنوز ايجاد نشده بود در محدوده استون هنج پرواز كرده بودند ، اما وقتي كه آنها در ساعت 18:00 پرواز ديگري در آن ناحيه داشتند Juliaset ظاهر شده بود ….

999 تماس ضروري در ساعت 17:30 مبني بر كشيده شدن اتومبيل ها به سمت استون هنج كه موردي نيز در ناحيه خطرناك A303 رخ داد مورد اخير را ثابت كرد . بنابراين گزارشات مطمئنا چنين ساختار پيچيده اي و بزرگي مشتمل بر 149 دايره بايد ظرف ساعت 17:30 تا 17:50 ايجاد شده باشد يعني در طول 20 دقيقه از روز . هيچ كس در آن لحظه متوجه مورد غير عادي نشده بود حتي توريست هايي كه از استون هنج بازديد مي كردند تا گارد امنيتي كه در آن نزديكي كار مي كرد. علاوه بر اين مورد مواردي ديگر نيز در طول روز بوجود آمده اند .

آيا حلقه هاي كشتزار توسط انسان ايجاد مي شوند ؟

نه ، اكثرا نه . براساس تحقيقات علمي كه دكتر William Levengood ازگروه تحقيق BLT  بروي 300 نمونه انجام داد فقط 6% از آنها به طور مشكوك توليد شدند . آنها موارد غير متعارف بيوفيزيكي يافت شده در باره حلقه هاي كشتزار را فاش نكردند ( درباره موارد مشكوك كه احتمال مي رود به دست انسان ايجاد شده باشد در مقالي ديگر صحبت خواهد شد ) از اين 6% موارد مشكوك اصطلاحا Hoaxes يا شوخي نام برده ميشود .

Anomalies

بيشتر دانشمندان اثبات كرده اند كه ايجاد چنين ساختاري به دست انسان امكان پذير نيست ، يكي از آنها كه دانشمندي آلماني به نام دكتر Eltjo Haselhoff صاحب كرسي DCCCS ( مركز مطالعات آلماني حلقه هاي كشتزار ) است مقاله اي با عنوان زير ارائه كرده است كه خواندني است :

What is the scientific opinion about crop circles?

اما وجود داشتند انسان هايي كه ادعاي ساخت حلقه هاي كشتزار را داشتند ، آنها نه تنها ادعا مي كردند كه سازنده اشكال كوچك هستند بلكه ساخت اشكال بزرگ و پيچيده را نيز به خود نسبت دادند . بعد از سالياني من با آنها ديدار ها و مصاحبه هايي داشتم و يكسري مسائل توجه من را جلب كرد .

در ابتدا با فردي به نام Doug Bower كه ادعا ميكرد چندين حلقه هاي كشتزار را در مقياس بزرگ ايجاد كرده هم صحبت شدم و David Chorely كه او هم ادعا ميكرد در سال 1991 در يك منطقه مركزي صدها نوع حلقه هاي كشتزار را ايجاد كرده است . آنها گفتند كه تنها يك هدف داشتند : شوخي با جهان ….. در جلوي دوربين آنها در حال نشان دادن چگونگي ايجاد حلقه هاي كشتزار هستند . در يك مثال انها با مسطح كردن كشتزار ها يك حلقه نامرتب ايجاد كردند نتيجه كارآنها با اشكال پيچيده و دقيقي كه ايجاد شده بود بسيار متفاوت بوده و فاصله داشت . اما بدبختانه گزارشگران سوالات مهم و اساسي را از آنها نپرسيدند ، كاملا آشكار بود كه آنها پنداشته بودند كه Doug & Dave سازندگان واقعي اشكال هستند ، در ادامه وقتي در باره داده هاي علمي از آنها سوال شد جوابي براي پاسخ نداشتند بعلاوه بسيار عجيب مي نمود كه آنها شبها از خانه خارج شده در حالي كه هيچ مورد غير عادي را همسرانشان احساس نكرده بودند . در چندين مورد يكي از آنها مدعي ساخت شكلي مي شد در حالي كه ديگري آن را نفي مي كرد ، بعد از مدتي Doug & Dave هم با خود و هم با ديگران به تناقض برخوردند ، آنها حتي بسياري از گفته هايشان را عوض كردند . آنها در كل اعتبارشان را از دست داده بودند اما مورد غير عادي كه وجود داشت اين بود كه جهان ادعاي آنها ار پذيرفته بود » حلقه هاي كشتزار ساخته دست بشر است » و همه اين حلقه هاي كشتزار بدست تنها دو پيرمرد بريتانيايي ايجاد شده ؟؟!!!

Doug Bower در سمت چپ در حال ديدن نتيجه كارش  ( BBC سال 1998 )

بعد از اين دو نفر گروه شيطان نيز ادعاي آن دو را تكراركرد ، سه مرد از لندن كه ادعا مي كردند كه طراحان حلقه هاي كشتزار بودند . بعد از چند سالي آنها نام گروه خود را به سازندگان حلقه تغيير دادند اما در انتها تمام ادعا هاي انها نيز دروغ از آب در آمد براي اطلاعات بيشتر راجع به اين گروه به سايت زير مراجعه بفرمائيد :

http://www.circularsite.com/intro2d-eng.htm

نظر دانشمندان درباره حلقه هاي كشتزار چيست ؟

مدرك علمي كه در ذهن دانشمندان غوطه ور است وجود دارد كه ساخت حلقه هاي كشتزار كار دست بشر نيست . اين شواهد و مدارك اولين بار در اواخر دهه 80 بدست بيوفيزيكدان آمريكايي دكتر William Levengood از گروه تحقيقات BLT كشف گرديد .

او در وهله اول كشف كرد كه سرشاخه هاي موجود در بعضي از حلقه هاي كشتزار داراي دانه نيست، براساس چنين پديده غيرمعمولي تصميم به بررسي سيستماتيك حلقه هاي كشتزار گرفت و بعد از چند سال چندين مقاله به چاپ رساند كه درآن نشان داده شده بود كه اين پديده كار دست بشر نمي تواند باشد . در اين حين گروه تحقيقاتي BLT شروع به همكاري با دانشمندان ،‌شيميدانان و زمين شناسان كرد علاوه بر آن با چندين دانشگاه نيز وارد همكاري شد كه از تحقيقات اين گروه پشتيباني كنند ( در اين زمينه در بخش » حلقه هاي كشتزار چطور پديد مي آيند » بيشتر صحبت خواهيم كرد)

در اكتبر سال 2000 دكتر Eltjo Haselhoffيافته هاي خود را در ژورنال علمي » Physiologia Plantarum » به چاپ رساند .

او نشان داد كه حلقه هاي كشتزاري كه او رويشان تحقيق كرده بود بوسيله منبع نقطه اي الكترومغناطيس ايجاد شده بودند .يك مثال از منبع نقطه اي چراغ لامپ است . اكتشافات دكتر با بررسي گره هاي غيرمتعارفي كه در گياهان واقع در حلقه هاي كشتزار ايجاد شده بود شكل گرفت ، وقتي او نمونه اي از گره هايي را كه جمع آوري كرده بود اندازه گرفت دريافت كه گره ها در مركز حلقه ها به طرز عجيبي كشيدگي بيشتري نسبت به گياهان اطراف حلقه دارند . اين كشيدگي هرچه به سمت بيرون حلقه پيش ميرود كمتر و كمتر مي شود . دكتر هاسل هوف يك نرم افزاري به منظور اندازه گيري كامپيوتري مجدد داده ها طراحي كرد . نتايج در يك دياگرامي در ادامه آورده شده است . در رديف اول شما گره هايي را مي بينيد كه در طول يك حلقه ي كشتزار رسم شده است . در رديف دوم شما محلي را كه دكتر نمونه ها را تهيه كرده مشاهده مي كنيد .

 

نمودار ميله اي در شكل بالا با دو رنگ نمايان است ، ميله قرمز رنگ نشان دهنده رشد طبيعي است و ميله زرد رنگ نشاندهنده رشد غير طبيعي حلقه هاي كشتزار است ، توضيح اضافه از درس تئوري احتمالات : ((شكل نمودار فراواني ميله اي زرد رنگ ،توزيع اندازه هاي بين نمونه هايي است كه دكتر هاسل هوف گرفته بود ، توزيع احتمال نمونه ها تقريبا نرمال است و نشان مي دهد كه در بعضي جاها گره ها بيشتر رشد داشته و در بعضي جاها كمتر )).

دكتر هاسلهوف سپس توزيع دارازاي گره ها را با تمام الگوي توزيع انرژي شناخته شده ممكن در فيزيك مقايسه كرد . او كشف كرد كه توزيع مورد نظر 100% با توزيع انرژي يك منبع نقطه اي الكترومغناطيس تطبيق دارد . اين مثل يك لامپ است وقتي كه آن را بالاي زمين آويزان نگه مي داريد ، شما در آن لحظه توزيع نور را مي بينيد كه شدت نور در زير آن بيشترين و هرچه از زير آن دور مي شود شدت نور كمتر و كمتر مي شود .

در علم انطباق 100% بسيار نادر رخ مي دهد ، بنابراين تحقيقات حلقه هاي كشتزار بوسيله منبع نقطه اي انرژي الكترومغناطيس در ارتفاعي نزديك 4.1 متر بالاي زمين ايجاد شده است . دكتر هاسل هوف يافته هاي خود را به Physiologia Plantarum ارسال كرد ، كار وي توسط چندين دانشمند مورد بررسي قرارگرفت و در اكتبر سال 2000 مورد قبول واقع شده و به چاپ رسيد . با توجه به مقبوليت جهاني فرضيه فوق و چاپ آن مي توان جمله زير را گفت كه :

حلقه هاي كشتزار توسط دست بشر خلق نشده ، بلكه توسط منبع نقطه اي انرژي الكترومغناطيس با خواستگاهي نامعلوم ايجاد شده است

در قسمت دوم راجع به Anomalies يا نابهنجاري هاي موجود در گياهان و محيطي كه در معرض چنين امواجي قرار داشته صحبت خواهيم كرد ، همچنين در قسمت سوم با درك بهتر نابهنجاريها به مباحثي چون :

8.      چطور مي توانيم تفاوت بين پديده اصلي و تقلبي را بيان كنيم ؟

9.      حلقه هاي كشتزار چگونه شكل ميگيرند؟

10. آيا يك هوشمندي اي در پشت پديده نهفته است ؟

11. آيا حلقه هاي كشتزار توسط بيگانگان ايجاد مي شوند ؟

و …. مي پردازيم .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  وحيد طايفه  عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب. قسمت هاي بعدي   روزهاي بعد در وبلاگ منتشر مي شود.

حلقه هاي كشتزار و ارتباط آن با هندسه اقليدسي و نسبت داياتونيك

حلقه هاي كشتزار و ارتباط آن با هندسه اقليدسي و نسبت داياتونيك

چندين سال پيش چرالد اس هاوكينز ستاره و اختر شناس سرشناس و ايجاد كننده كرسي ستاره شناسي دپارتمان دانشگاه بوستون به بعضي از الگوهاي برجسته حلقه هاي كشتزار كه به شكل تئوري هاي هندسي شبيه شده بودند حالات و روابط خاص كمي و عددي ميان نواحي مختلف دواير ، مثلث و اشكال ديگر رو بيان مي كردند توجه كرد . در يك حالت ( مطالعه موردي) براي مثال يك مثلث متوازي الاضلاع كه بين دو دايره از داخل و بيرون محاط و محيط شده است در اين حالت محيط دايره بيروني دقيقا چهار برابر محيط مثلث داخلي است . سه الگوي ارائه شده ديگر نيز داراي روابط عددي دقيقي هستند . تمام آنها داراي يه نسبت diatonic يا نسبتي كه يه حالت( مقياس) از نوشته هاي موزيكال هستند .

اين طرح ها يك توانايي منحصر بفردي را از دانش رياضيات و هندسه خالقانشان نشان مي دهد . هاوكينز دريافت كه او مي تواند از اصول اوليه هندسه اقليدسي براي اثبات چهار تئوري كه از روابط ميان حلقه هاي كشتزار  و فضاهاي خلق شده از آنها بوجود آمده اند استفاده كند . او همچنين با تحليل و بررسي چهار تئوري فوق يه تئوري پنجم نيز كشف كرد .

اين تئوري مشتمل بر دواير متحدالمركزي است كه اضلاع يك مثلث را با تغيير شعاع خود لمس مي كند .اين تئوري هندسه بنا به گفته هاوكينز هندسه مخصوص حلقه هاي كشتزار را ايجاد كرده است . پنجمين تئوري حلقه هاي كشتزار شامل يك مثلث و دواير متحدالمركز مختلفي است كه هم اضلاع و هم رئوس مثلث را لمس مي كند .

مثلث هاي مختلف دايره هاي مختلفي ايجاد مي كنند كه منطبق بر اين تئوري باشند . يك مثلث متساوي الاضلاع يكي از الگوهاي حلقه هاي كشتزار را ايجاد كرد  سه مثلث متساوي الساقين يكي ديگر از الگوهاي حلقه هاي كشتزار را ساختند . چيزي كه بسيار عجيب است ان  است كه همه اين حالات هندسي ارائه دهنده نسبت موزيكال diatonic مي باشند . به هيچ عنوان هيچ تئوري هندسي با موزيك رابطه نداشته بود . هاوكينز نتوانست مرجعي را بيابد از هندسه موزيكال استفاده يا نام برده شده باشد نه در هندسه اقليدسي و نه در كتاب هاي ديگري كه او بررسي كرده چنين حالتي پيدا نشده بود . حتي وقتي او اين موضوع را با خوانندگان اخبار علمي و مدرسان رياضي در ميان گذاشت چنين موردي را در رياضي گزارش نكردند .

بالاخره هاوكينز گزارش داد كه در تاريخ جولاي 1995 سازنده اين اشكال هندسي در مزارع گندم انگلستان در ميان دوجين طرح ايجاد شده از سال 1980 تا حال طرحي را ايجاد كرد كه با اصل پنجم (stringent definitions ) هاوكينز سازگار بود . كار يا طرح ايجاد شده چيدماني از هندسه اقليدسي و نشانه هاي از يك توانايي منحصر به فرد در خم كردن گياهان زنده بدون شكستن يا خرد كردن آنها  ترسيمي پيچيده و الگويي دقيق و با ابهاماتي زياد در فهم و استثنائاتي قابل توجه و به روز بود .

توجه : پنجمين تئوري سازنده حلقه هاي كشتزار (The circle makers› fifth theorem ) در مجله ملي مدرسان رياضيات در انجمن مدرسان رياضيات به چاپ رسيده است .

توضيح مختصر : يكسري نوت هايي   Noteدر موسيقي به يكديگر بوسيله نسبتي خاص وابسته اند . اين نسبتها فضاي بين هر نوت را محاسبه مي كنند و نوتها را در يك گردهمايي ايجاد مي كنند . البته براي گوش انسان نوت ها صدا ايجاد مي كنند اگر آنها به صورت مساوي فضا داشته باشند . نمودار زير نشان مي دهد كه حقيقت درك نسبت ها بسيار پيچيده است . براي مثال نسبت بين ((سي و دي )) در جدول 9/8 مي باشد :

موزيسين ها از نوت هاي موسيقي در اكتاوهاي اوليه براي كدينگ پيام هايشان در ساخت موسيقي خود استفاده مي كنند . سازنده طرح هاي حلقه هاي كشتزار  از سال 1988 از كدينگ در ارائه پيام هاي خود بوسيله نسبت داياتونيك براي ايجاد ست هايي از نوت ها استفاده مي كرد . در اين نوشته از توضيح مفصل اين نسبت صرف نظر مي شود براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به صفحه زير مراجعه بفرماييد :

http://www.cropcirclesecrets.org/crop_circles_diatonics.html

منبع  http://www.cropcirclesecrets.org

ترجمه و تنظيم از وحيد

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com آزاد میباشد.

پ . ن : باتشكر فراوان ازدوست خوبم  وحيد عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

ساخت crop circle توسط امواج مایکروویو و اهرام ثلاثه !!!

آخرین تحقیقات در مورد حلقه های کشتزار بخوانید ؛ یقینا بسیار متعجب خواهید شد!

 

طبق اخرین تحقیقات در مورد حلقه های کشتزار ؛ امواج مایکروویو با قدرت بسیار زیاد و دقت در حد میکرون !!!!اقدام به ایجاد تصاویر در  بر روی کشتزار های گندم و جو مینمایند!!!!!

 

این امواج که منشاء برون زمینی دارند  ؛  در فرایندی بسیار بسیار پیچیده وارد جو زمین شده و دقیقا بر روی گندم زار ها و مزارع جو که هنوز به مرحله بر داشت نرسیده اند و ساقه گیاه هنوز اب فراوان دارد  اثر میکنند!!!

 

این امواج در اولین مفصل گیاه و دقیقا در پایین ترین نقطه از ساقه گیاه دمایی معدل 55 تا 56درجهC ایجاد مینماید !!!

 

در این دما کلیه میکرو ارگانسیم های گیاه به سرعت از ناحیه مفصل ( اولین کنگره در ساقه و نزدیک به خاک ) از بین رفته و ساقه گیاه که به مدت 10 دقیه مورد تابش اشعه  قرار میگیرد دچار تبخیر اب درون ساقه گشته !!! و گیاه از آن ناحیه خم میشود !!!!

 

سپس موج امواج مایکرویوو اقدام به ایجاد فشار مغناطیسی بر گیاه نموده و انها را در جهت خلاف عقربه های ساعت  و یا بعضا در جهت عقربه های ساعت بر بروی زمین میخواباند !!!

 

این عمل با ارسال امواج بصورت شبیه به (صفر و یک)  و به روش CNC اقدام به حکاکی بر روی علفزار های پر تراکم مینماید !!!!

 

دقت تصاویر ایجاد شده با توجه به ابعاد نقشه ها و طرح های معادل 1200 DPI ( بر روی کاغذ A4 )میباشد

 

به عبارتی تولید کنندگان این تصاویر  به دانشی مجهز هستند که میتوانند از راه دور  و با دقتی میکرونی نقطه خاصی را مورد اصابت پرتو های کیهانی قرار دهند!!!

 

جالب است که بدانید ؛ دسترسی به چنین تکنولوژی ارسال امواج (طبق نظریه NASA)دست کم تا 500 سال دیگر برای بشر غیر ممکن میباشد !!!!!

 

این تصاویر در روسیه بر روی برف نیز دیده شده اند!!

 

براستی این چه پیام هایی است که به زمین ارسال میشود !!!

 

دانشمندان میگویند کسانی که چنین تکنولوژی پیچیده ای در اختیار دارند و میتوانند با چنین ظرافتی دما در یک نقطه متمرکز کنند ؛ آنهم در شرایط فضای باز !!!!( نه شرایط کنترل شده ازمایشگاهی)یقینا  میتوانند حیات را در کره زمین ظرف مدت کمتر از چند ماه نابود کنند..

تصاویر مربوط با اهرام ثلاثه:

این تصویر عینا در اهرام مصر باستان وجود دارد !!!!!!!

به وضوح شما خورشیدی  را که از پشت اهرام مصر طلوع کرده میبینید !!!

این تصویر  عینا بر روی پلاک همسر توتان خامون  فرعون مصر نقش بسته بود  و موجب تعجب  دانشمندان گردیده است !!!!!

سوسک  وسط تصویر همان سوسکی است که در اهرام مصر بسیار کشیده شده است

با این تفاوت که این سوسک بال دارد  و در انتهای هر بال  یک سیاره دیده میشود

منبع :  http://ancientry.mihanblog.com/

پ .ن : اين چند وقت هر جا تحقيقو جستجو ميكنم به هوروس خداي خورشيد مصر ميرسم .  و اين چشم مرموز.

و براي درك بهتر مطلب

اوزیریس ، ایزیس و هوروس

مصریان قدیم مى گفتند اوزیریس (خداى کشاورزى ) با خواهرش ‍ ایزیس (الهه مادر) ازدواج کرد و از ایشان فرزندى به نام هوروس (خداى آفتاب ) به دنیا آمد. اوزیریس به دست برادر خود به نام ست (خداى خشکسالى ) کشته شد. ایزیس جسد شوهر مقتول خویش اوزیریس را با زحمت فراوان به دست آورد و آن را به مصر برگرداند و پنهان کرد. هنگامى که ست از این قضیه آگاه شد جسد را پیدا کرد و آن را به چهارده قطعه پاره پاره ساخت و هر قطعه را در مکانى در مصر به خاک سپرد. آن مکانها به برکت پاره هاى آن جسد آباد و بارور شدند. هوروس که اکنون بزرگ شده بود، به خونخواهى پدر، با عموى خود جنگید و با آنکه یک چشم خود را از دست داد، بر عمو پیروز شد و او را اسیر کرد و نزد مادر خویش ایزیس آورد. ایزیس برادر شوهر خود را بخشید. آنگاه هوروس ‍ قطعات جسد پدر را به یکدیگر پیوند داد و به کمک خداى حکمت او را زنده کرد. اوزیریس از آن پس ، در جهان نماند و این عالم را به فرزندش ‍ هوروس سپرده به جهان زیر زمین رفت و فرمانرواى مردگان شد.
پرستش آفتاب
پرستش آفتاب در مناطق مختلف جهان سابقه اى دیرینه دارد و در مواردى از قرآن مجید (از جمله در سوره نمل ، آیه 24) به آن اشاره شده است . به راستى در میان تمام خدایانى که در کنار آفریدگار پرستیده مى شدند، هیچ یک از آنها برکات بى پایان خورشید را نداشت . در مصر قدیم براى ساعات مختلف روز، خدایانى که نماینده خورشید بودند، قرار داده شد: مثلا خداى بامداد خپرع ، خداى نیمروز رع و خداى شامگاهان اتوم بود.
همچنین سوسکى که سرگین گردان نامیده مى شود، نماینده خورشید در روى زمین به شمار مى رفت . مصریان قدیم آن حشره را بسیار مقدس ‍ مى دانستند و تصویر او را در طلسمات و بر سینه و پیشانى مجسمه پادشاهان ترسیم مى کردند و از آن برکت و نیکبختى مى خواستند.

#################################################

خپر خداوند روشنايي با سري همچون اسكارابيس يا سوسك كويري
در افسانه هاي اساطيري مصر قديم آمده است که مصريان به وجود خداي روشنايي اعتقاد داشتند و تصور مي کردند که خداي روشنايي در کهکشان زندگي مي کند و کاري که بعهده ي اوست اين است که نيمه شب به سراغ کره خورشيد برود و آن را طوري در پهنهء آسمان بغلطاند که در مدتي معين که همان روز است نور آن همه زمين را روشن کند … چون در روي زمين يک حشره که همان (اسكارابيس)سوسک سرگين خوار است همين کار را منتها با گوله اي سرگين از اوايل صبح تا هنگام غروب انجام مي دهد سوسك سرگين غلطان تخم خود را در روي سرگين حيوانات مي گذارد و با دو پاي عقبي خود ان را مي غلطاند به نظر مصريان اين سوسک که در مصر قديم معروف به خپر بود مظهر خداي روشنايي بود

 

اهميت اسكارابيس براي مصريان همانند اهميت صليب براي مسيحيان بود انها اسكارابيس را همه جا همراه خودداشتند از ان به عنوان طللسم در لابلاي باند هايي كه دور اجساد موميايي شده مپيچيدند استفاده مي كردند يا ان را با زنجير به گردن او مي آويختند از اسكارابيس براي دور كردن شيطان از خود وديگر بدي ها همينطور خوش شانس بودن استفاده فراواني مي شد

http://www.amordad.net

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: