بایگانی دسته‌ها: دنياي اسرار آميز

سال نو مبارک

بنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود
نوروز مبارک

افشای عجیب کارمند سابق ناسا از وجود دو انسان در سیاره مریخ در ۳۵ سال قبل!

افشای عجیب کارمند سابق ناسا از وجود دو انسان در سیاره مریخ در 35 سال قبل,یکی از کارمندان قبلی ناسا خبری را منتشر نمود که در نوع خود بی سابقه است.خانمی که گفته می شود نامش جکی است به یکی از شبکه های رادیویی امریکا می گوید:

35 سال قبل شاهد بوده است که دو فرد روی سطح مریخ در حال دویدن بوده اند.این خانم ادعا می نماید دو فرد لباسهای محافظ به تن داشته و با لباسهای کنونی فضانوردان متفاوت بوده است.

خانم جکی به شبکه رادیویی Coast to Coast AM امریکا می گوید هنگامی که در حال دریافت اطلاعات از ماهواره وایکینگ لندر بوده است شاهد بوده است که دو فرد در حالی که به سمت وایکینگ حرکت می نموده اند روی سطح مریخ می دویده اند.

خانم جکی می گوید تعداد شش نفر از کارمندان دیگر ناسا نیز شاهد بر ماجرا بوده اند.گفتنی است تعداد دو ماهواره به نامهای وایکینگ لندر1 و 2 به فاصله یک هفته از همدیگر به فضا پرتاب شده بود.

خانم جکی در ادامه می گوید هنوز این سوال در ذهن من باقی مانده است که ایا ان دو نفر از افراد ما بودند یا خیر؟

آدم فضایی ها «در» سفینه چینی ها را زدند!

 تعدادی از فضانوردان چینی که به فضا سفر کرده اند، به تازگی فاش ساختند در مدت حضور خود در فضا صداهای بسیار اسرار آمیزی مشابه «در زدن» سفینه را شنیده‌اند.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از آریا، این افراد می گویند که با بازگشت به زمین و با انجام شبیه سازی های مختلف توسط دانشمندان، دیگر هیچگاه چنین صداهایی به گوششان نخورده است.

از جمله این افراد «یانگ لی وی» است که اولین بار در سال ۲۰۰۳ میلادی با فضاپیمای «شن جو ـ ۵» راهی فضا شد.

او در تازه ترین مصاحبه خود با تلویزیون مرکزی چین گفته است که بارها صدای در زدن را زمانی که در داخل سفینه بوده شنیده است.

«یانگ» دویست و چهل و یکمین فضانوردی است که به فضا رفته است و در ماه اکتبر سال ۲۰۰۳ برای مدت ۲۱ ساعت در فضا بود.

او در مصاحبه اش خاطر نشان کرد: صداهای شنیده شده مانند کسی بود که با یک چکش چوبی روی بدنه آهنی سفینه می کوبد.

فضانورد چینی گفت: اگر چه این صداها از ریتم و آهنگ خاصی برخوردار نبود اما بارها و بارها زمانی که در فضا بود، ‌تکرار شده است.

یانگ گفت: زمانی که با سفینه به زمین بازگشت از متخصصان خواسته بود بررسی کنند که این صدا چه بوده است اما آزمایش ها و بررسی های آنها نتیجه ای نداشت.

او افزود: آنها سعی کردند به صورت آزمایشی صدا را تقلید کنند اما از زمانی که به زمین بازگشته هرگز صدایی شبیه آن را نشنیده است.

آیا کارت ایلومیناتی »دیگر بس است» در مورد اتفاقات آینده خبر می دهد؟

آیا کارت ایلومیناتی »دیگر بس است» در مورد اتفاقات آینده خبر می دهد؟

ثابت شده که برای بیش از دو دهه کارتهای بازی به نام ایلومیناتی که درسال ۱۹۹۴ توسط استیو جکسون ساخته شده اند، بطور قابل توجهی با درستی ، خبر از اتفاقات آینده میدهند.

تاکنون چندین حادثه جهانی دارای کارت مخصوص خود قبل از وقوع بوده اند.

اکنون انتخابات ایالات متحده را از سر گذرانده ایم ودونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور بعدی انتخاب شده است.

باردیگر از این مجموعه دوکارت جلب توجه میکنند.

هردوکارت به وضوح به دونالد ترامپ اشاره میکنند:

کارت اول رهبر کاریزماتیک مردی را نشان میدهد که در مقابل جمعیت هواداران سخنرانی میکند وحاوی متن زیر است :

»قدرت افزایش یافته تاثیر نوری خواهد داشت»

کارت دوم »کافی است» تصویری شبیه ترامپ را نشان میدهد در حالیکه گلوله ایی در حال عبور از جلوی صورت آن است وحاوی متن زیر است :

»در هر زمان در هر مکان تک تیراندازهای ما شمارا هدف قرار میدهند روز خوبی داشته باشید»

اکنون دونالد ترامپ ۴۵ امین رئیس جمهور شده است،مردان قدرت میخواهند تا مانع او درایجاد ناراحتی در وضعیت حاضر و دلخواهشان شوند، به این معنی که او احتمالا هدف خواهد شد.

بعضی از روشهاشان برای مهار و کنترل ترامپ :

خرابکاری ،بحران اقتصادی ، ناآرامی اجتماعی ، عملیاتهایی با پرچم اشتباه ، حمله های سایبری و در صورت عدم توقف وی ،بسیار محتمل است که آنها کارت آخر خود را بازی کنند»»قتل»»

موضوع ناراحت کننده دیگر،اخطار باباوانگا، پیشگوی بلغارستانی است که در سال۱۹۹۶درسن ۸۵ سالگی درگذشت که پیشگوییهای وی تا ۸۵ درصد درست بوده اند.او به درستی پیشگویی کرده بود که ۴۴ امین رئیس جمهور ایالات متحده فردی سیاهپوست آمریکایی_آفریقایی بوده و آخرین رئیس جمهور ایالات متحده خواهد بود.

بصورت رسمی اوباما تا زمان تحلیف ترامپ در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ رئیس جمهور میماند،اما پیشگویی بابا وانگا،درصورتیکه در فاصله تا ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ اتفاقی برای ترامپ بیفتد بازهم درست درخواهد آمد وباراک اوباما سومین بخش پیشگویی را با تمام عواقب آن اداره خواهد کرد.

آیا پیشگویی باباوانگا بویژه کارت دوم میتواند اخطاری برای احتمال سوقصد به دونالد ترامپ باشد.

وبلاگ دنیای اسرار آمیز را هم زمان با وبلاگ در فیسبوک و تلگرام هم دنبال کنید.

www.ufolove.wordpress.com

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

لموریا و شهر تلوس

این داستان شهر« تلوس » در لموریاست که «شارولا دوکس» تعریف می کنه … شاهزاده خانمی از لموریا که بیش از 250 سال از عمرش می گذره … البته در مقایسه با بیشتراهالی لموریا بسیار جوان محسوب میشه! … شنیدن این قصه که هم تلخه وهم شیرین از زبان او خالی از لطف نیست … 
این فیلم در 12 قسمته که  قسمت اولش رو ترجمه شده است

لموریا و شهر تلوس
بگذارید برایتان داستان دو قاره را بگویم . یکی به نام «آتلانتیس» در اقیانوس اطلس (آتلانتیک ) و دیگری در اقیانوس آرام به نام «لموریا»» Lemuria و یا به اختصار« مو» Mu . بیست و پنج هزار سال قبل این دو قاره بر سرایدئولوژی زمان خود با هم به جنگ برخاستند. آنها دو قدرت بزرگ زمان خود و بالاترین تمدن آن دوران بودند .

در آن زمان آنها دو طرز فکر متفاوت در باره سمت و سوی تمدن ها داشتند. لموریایی ها فکر می کردند فرهنگهای دیگری که کمتر پیشرفته اند باید به حال خود گذاشته شوند تا در حد خود پیشرفت کنند. اما آتلانتیسی ها معتقد بودند همه فرهنگهای پایین تر می باید به زیر سلطه آن دو تمدن در بیایند.
این موضوع سبب جنگ هایی میان آتلانتیس و لموریا شد. جنگ هایی که در آن از سلاح های هسته ای- حرارتی استفاده شد. پس از فروکش جنگ ها هیچکدام از آنها برنده نبودند. منطقه بیابانی استرالیا ، صحرای موجاوه ، بخش هایی از بیابان گوبی و «صحرا»، همگی یاد آور پوچی این نوع جنگ ها هستند.

در طی این نبردها آنها که از تمدن بالایی برخوردار بودند ، به سطوح بسیار پایین تنزل کردند اما در نهایت به بیهودگی چنین عملکردی پی بردند. لموریا و آتلانتیس قربانی خشونت خود شدند. سرزمین لموریا وسرزمین آتلانیس که هردو توسط جنگ ها تضعیف شده بودند، پی بردند که تا 15000 سال دیگر هر دو به طور کامل به زیرآب فروخواهند رفت . آتلانتیس بعد ازدومین دوره سیل های بزرگی که با آن مواجه شد، به مجموعه ای از جزایرکوچک تبدیل شده بود. لموریا هم دچار همین وضعیت بود.

شاید بپرسید که چرا آنها باید برای چیزی که قرار بود 15000 سال بعد اتفاق بیفتد نگران شوند ؟ در آن زمان افراد معمولا بین 20 تا 30 هزار سال زندگی می کردند. آنها می دانستند عاملان این ویرانی شاهد پایان این ماجرا هم خواهند بود.

پیش از آنکه لموریا 200 سال زودتراز آتلانتیس و سپس آتلانتیس به زیر آب فرو بروند دادخواستی را به شبکه « آگارتا» ارائه کردند. شبکه آگارتا شبکه ای است از شهرهای زیرزمینی که توسط شهری به نام شامبالای کوچک اداره می شود ( جهت تمایز با شهر شامبالای بزرگ که شهری است اتریک بر فراز بیابان گوبی ) . شامبالای کوچک زمانی ایجاد گردید که قاره « هایپربوریا » خالی از سکنه شد. زمانی که زمین لایه محافظ خود را از دست داده ودر معرض امواج رادیو اکتیو قرار گرفته بود . به همین جهت آنها برای آنکه قربانی این امواج نشوند در صدهزار سال پیش شروع به ساختن این شهرهای زیر زمینی کرده بودند.
وقتی آتلانتیس و لموریا درخواست بنا کردن شهرهای زیرزمینی خودشان را ارائه دادند، این درخواست توسط شبکه آگارتا پذیرفته شد، آنها باید برای شهر شامبالای کوچک ثابت می کردند درسهای لازم درباره ستم و جنگ را فراگرفته اند. برای نمایندگان دیگری همچون کنفدراسیون کهکشانی هم باید این موضوع را به اثبات می رساندند. زیرا آتلانتیس و لموریا که هر دو اعضای این کنفدراسیون بودند ، با آغاز نبردها هر دو از کنفدراسیون اخراج شدند. حالا باید ثابت می کردند درس های لازم برای صلح را فراگرفته اند تا دوباره به عضویت درآن پذیرفته شوند.

مونت شاستاShasta Mountجایی بود که لموریایی ها برای ساختن شهرشان انتخاب کردند . کالیفرنیا بخشی از سرزمین های لموریا بود. آنها پی بردند مونت شاستا و آن نواحی از کالیفرنیا می تواند آنها را از سیل نجات دهد. مونت شاستا یکی از بزرگترین مکانهای مقدس زمین بود. آنها تونلهای لاوا را تغییرمسیردادند تا آتشفشان شاستا دیگر فعال نشود. در آنجا یک فضای بسیار وسیع گنبدی قرار داشت که تصمیم گرفتند درآن شهری را که امروزه به نام تلوسTelos می شناسیم، بنا کنند.

تلوس نام تمام منطقه ای بود که امروزه ساحل غربی است. بخش بزرگی از کالیفرنیا در اصل، تلوس نام داشت که به معنای « ارتباط با روح » ، « یگانگی با روح» و « ادراک توسط روح » است . آن شهر برای حدود 2 میلیون نفر ساخته شد. اما با شروع سیل ها تنها 25000نفرنجات پیدا کردند. بسیاری از آنها قبل از سیل ها به تلوس آورده شدند. اما وقتی سیل دوم در لموریا آغاز شد ، آتشفشانها به سرعت فعال شدند و آسمان را خاکستر پوشاند و آنها که قصد داشتند حد اقل یک میلیون نفر را از زمین های اصلی لموریا نجات دهند ، تنها توانستند 25000 نفر را نجات دهند. بنابراین آنچه از فرهنگ لموریا و سرزمین لموریا برجای ماند همان بود. قبلا مدارک تاریخی از لموریا به تلوس منتقل شده بود. از قبل معابدی را در تلوس ساخته بودند.

وقتی لموریا وآنچه از آن باقی مانده بود با عواقب نابودی قاره دست به گریبان بود، زلزله ها ادامه داشتند. زمین با شدتی تکان می خورد که در خیلی جاها از چیزی که امروزه به درجه بندی ریشتر معروف است، فراتر می رفت. وقتی قاره ای فرو می رود تمام سیاره به آن واکنش نشان می دهد. زلزله به شدتی رسیده بود که شاید شما به آن 15 درجه بگویید. شدت زلزله ها به حدی بود که خیلی ها از صدای آن جان سپردند و نه در اثر ریزش ساختمانها و … یکی از این زلزله ها به قدری شدید بود که در اتمسفر چنان صدای گوشخراشی ایجاد کرد که بسیاری از مردم تنها با شنیدن آن صدا کشته شدند.

در خیلی از جاها زلزله زمین را با خاک یکسان می کرد. همه جا را دریایی از گل و لای فراگرفته بود که شهرها را می بلعید. نه تنها سرزمین اصلی لموریا بلکه بسیاری از مکانها بر روی کره زمین. چیز دیگری که پس از آن رخ داد این بود که همزمان با فرو رفتن قاره ،امواج بزرگی ایجاد می شد که نه صدها بلکه هزارها مایل به درون خشکی ها می رفت . مثل آنکه موجی از ساحل کالیفرنیا تمام اوکلاهما سیتی را فرا بگیرد. این امواج به اندازه زمین لرزه ها ویرانگر بودند . در بسیاری از نواحی، لرزه ها هیچگاه قطع نشدند. زمین پیوسته با زمین لرزه های کوچک می لرزید.

سران کنفدراسیون سیاره که می دانستند که این اتفاق رخ می دهد، پیش از نابودی لموریا تلاش کردند برای هردو شهری را بنا کنند؛ با توجه به اینکه آتلانتیسی ها تحت آن شرایط نمی توانستند ساختمان های زیادی را بسازند. در همان زمان هرم بزرگ مصرهم زیر نظر کاهن اعظم لموریا به نام « توت » Tothبنا شده بود . و تالارهای بزرگی برای نگهداری اسناد و مدارک مربوط به آتلانتیس آماده شده بود که نه تنها مدارک آتلانتیس بلکه اسناد و مدارک مربوط به تمدن های Pan ، Og و Hyperborea را نیز نگهداری می کرد. همه آن فرهنگهایی که وجود داشتند و به بالاترین حد خود بر روی زمین رسیده بودند.

آتلانتیسی ها به شهرشان نقل مکان کردند. تقریبا همان زمان که لموریا غرق شد. ابتدا کاهنان ، دانشمندان بزرگ و برخی از بزرگترین متفکران شان سعی کردند جان خود را در برابر سیل هایی که می آمد حفظ کنند. آتلانتیس همزمان با غرق شدن لموریا شروع کرد به فرو رفتن . لرزه ها در طی 200 سال ادامه داشتند و بخش های زیادی را قبل از غرق شدن کامل و نهایی آن از میان بردند.

حدود 2000 سال بعد از آن فاجعه زمین همچنان می لرزید. با از میان رفتن آن دو سرزمین عظیم به فاصله 200 سال از یکدیگر . و زمین همچنان شاهد تاثیرات سلاح های حرارتی- هسته ای به کار رفته در جنگ آتلانتیس – لموریا بود. و نیز این واقعیت که بر اثر غبارهای منتشر شده در اتمسفر پس از نابودی آتلانتیس به مدت 300 سال، روزها کاملا روشن نبودند. این امرباعث شد انواع بسیار زیادی از حیات و گونه های گیاهی نابود شوند. گیاهان دوران آتلانتیس ، گیاهان دوره لموریا دیگر وجود نداشتند. دیگر به خاطر فیلتر شدن نور خورشید قادر به ادامه حیات نبودند. البته بسیاری از گونه های حیوانات و گیاهان هم زنده ماندند.

برخی از تمدن های بشری زنده ماندند. مصر، پرو، روما ( هند امروزی) . در بسیاری از مکانها مردم از فعالیت های دائمی زمین به قدری در هراس بودند که حتی آخرین دژهای آن تمدن ها به سرعت ازهم فروپاشید. پرسشی را که من بارها شنیده ام این است که اگر آتلانتیس و لموریا وجود داشتند چرا هیچ آثاری از آنها بر روی زمین باقی نمانده؟ علت این است که بیشتر شهرها دراثر لرزش به تلی از سنگریزه بدل شدند و یا توسط امواج ایجاد شده بر اثر زمین لرزه شسته شدند. حتی در شهرهایی که پس از آن امواج و زمین لرزه ها باقی ماندند … گرسنگی بود … و بیماری بود .

برخی از مناطق مانند آنچه که بعد ها مصر نامیده شد، باقی ماندند. حتی تمدن آنها دست نخورده باقی ماند. اما آنها هم عناصر رفیع تمدن خود را بتدریج از دست دادند. کارکرد تعداد بسیارزیادی از ماشین ها به خاطر فیلتر شدن نور خورشید متوقف شد.

عده خیلی زیادی از مردم از شهرها بیرون رفتند . آنها احساس می کردند زندگی درشهر مرگبار است . زیرا معلوم نبود چه زمانی یک ساختمان بر روی آنها فرو می افتد. هرچقدر هم ساختمانی محکم بود بعد از 300 تا 400 سال زمین لرزه … رفتنی بود. ساختمانهایی برای مقاومت در برابر زلزله ساخته شدند. هرم بزرگ که در برابر زلزله ها ایستادگی کرد بر اساس هندسه مقدس ساخته شده بود . ساختمانهای دیگری هم در زمین دوام آوردند اما اکثر شهرها با خاک یکسان شدند. در بسیاری از مناطق شهر ها را دوباره ساختند اما حتی در آن هنگام هر بار که شهر ها با تکنولوژی پایین تری بازسازی می شدند، هر شهری از شهر قبل از خود ابتدایی تر بود.

آتلانتیسی ها به شهری رفتند که در زیرفلات «ماتو گراسو» مکانی که امروزه برزیل می نامند ساخته شد و در آن زمان جزو سرزمین های آتلانتیس محسوب می شد. با اطلاع از آنچه که بر روی زمین پیش آمده بود شاید بتوانید درک کنید چرا لموریایی ها و آتلانتیسی ها ترجیح دادند در زیر زمین زندگی کنند.

در این زمان ارتباط بیشتری با شبکه اگارتا وجود داشت. همانطور که قبلا توضیح دادم آگارتا کنفدراسیونی ( هم پیمانان ) از چندین شهر زیر زمینی است. در واقع بیش از 120 شهر دارد. برخی از آنها مانند شامبالای کوچک در زمانهای بسیار دور ساخته شده و مردم «هایپر بوریا» در آنها ساکن بودند. آنها 12 فوت (بیش از 3 متر و نیم) قد داشتند . انسانهای زمین مانند بسیاری دیگر در این منظومه شمسی در اصل قدشان 12 فوت بود . وقتی ما حفاظ سیاره ای را از دست دادیم به اشعه هایی که به سیاره می رسید عادت نداشتیم و این باعث تغییراتی در بدنهای ما شد. زمانی که لموریا و آتلانتیس فرو رفتند قد انسانها از 12 فوت به 7 فوت( حدود 2 متر و 14 سانتی متر) کاهش پیدا کرده بود . بنابراین آتلانتیسی ها و لموریایی ها حدود 7 فوت بودند و هنوزهم هستند. و همانطور که می توانید ببینید قد انسانها روی زمین همچنان رو به کوتاهی می رود. حالا مردم کوتاهتر شده اند و اکثرشان به حدود 6 فوت ( حدود 180 سانتی متر) رسیده اند. در طول فقط ده هزار سال یک فوت کامل را از دست دادیم. اما این موضوع برعکس می شود . و همچنانکه معنویت ما افزایش می یابد ما هم به آرامی به قد قبلی خودمان بر روی این سیاره بر می گردیم.

درون شبکه آگارتا تنها به شهرهایی اجازه پیوستن داده می شد که به قوانین نور و قوانین عشق پایبند هستند، آنهایی که آسیب نمی زنند ، آنهایی که خشونت نمی ورزند. درون شبکه آگارتا علاوه بر تلوس که پایتخت است، 4 شهر( لموریایی ) دیگرهم وجود دارند که بر اساس تکنولوژی و عقاید لموریایی بنا شده اند. یکی از آنها راما نام دارد، در زیرهندوستان ( نام اصلی آن آراما بوده است ) فرهنگ آراما شامل مردمی است که تقریبا لموریایی خالص هستند ، قبل از آنکه آریایی ها وارد هندوستان شوند. دو شهر دیگر که به تلوس وفادارند اما شهرهای Ulger و کاملا غیر وابسته اند. یکی از آنها به نام Shonshi که در زیر تبت واقع شده و خیلی از پایتخت تبت دور نیست و در سطح زمین بر روی آن یک معبد لاماسری قرار دارد. اولگرها گروهی از مردم هستند که 40 تا 50 هزار سال قبل ، لموریا را ترک گفته و در بخش هایی از آسیا، هندوستان و اروپای مرکزی ساکن شدند . شهر دیگر آنها به نام Shingla است . شینگلا شهری است در « گوبی » یا بهتر است بگویم در زیر بیایان گوبی . اینجا هم یک شهر اولگر است.

بر فراز شهر آتلانتیسی ها که Posedid نامیده می شود و در زیرفلات ماتوگراسو واقع شده ، شهر آتلانتیسی دیگری قرار دارد، یک کمی دورتر به سمت شمال . شهر آتلانتیسی دیگری هم در زیر اقیانوس اطلس قرار دارد و چند شهر کوچک اقماری دیگر … همانطور که گفتم همه اینها عضو کنفدراسیون ( هم پیمانی ) آگارتا هستند . در آنجا چند شهر غیروابسته هم وجود دارد که زیر مجموعه هیچکدام از این شهرهای بزرگ نیستند و فقط در پی اتفاقاتی که بر سطح افتادند درزیر زمین ساخته شده اند. برخی از آنها قبل از فاجعه آتلانتیس – لموریا و برخی بعد از آن .

خود شهر تلوس همانطور که گفتم در زیر یک گنبد ساخته شده که حدود چندصد فوت از کف تا سقف آن ارتفاع دارد و پهنای آن هم به اندازه زمینه کوه شاستاست. وقتی از بیرون به آن نگاه می کنید راس گنبد حدودا در نیمه کوه واقع شده . پایین گنبد تقریبا همان زمینه کوه است . در زیر آنجا 5 طبقه دیگر ساخته شده که هر کدام فضایی را اشغال می کنند. پایین ترین طبقه تقریبا یک مایل در زیر سطح کوه شاستا قرار گرفته است.

شهر در 5 طبقه ودر مساحت های مختلف ساخته شده است. این طبقات بر اساس نوع کاربری شان تقسیم شده اند. طبقه بالا در زیر گنبد، بخش اصلی شهر قرار دارد ، جایی که اکثریت مردم زندگی می کنند. اینجا ساختمان های عمومی قرار دارند ومحل تجارت است. طبقه دوم زیرین ، جایی است که به تولید اختصاص دارد ، بعضی از کلاسها در آنجا تشکیل می شوند و عده ای هم اینجا زندگی می کنند. طبقه سوم زیرین را به طور کامل باغهای هیدروپونیک (کشت گیاهان با آب) تشکیل می دهند. انواع مواد غذایی در اینجا رشد می کنند. طبقه چهارم زیرین ، نیمی از آن باغهای هیدورپونیک و بخشی از آن طبیعت و بخشی هم کارخانه ها هستند.

آخرین طبقه زیرین جایی است که به آن طبقه طبیعت می گوییم. این طبقه در بعضی از نقاط بیش از یک مایل پایین تراز سطح زمین واقع شده . در این طبقه ما دریاچه ها، درختان بلند و فضاهای پارک مانند داریم . در اینجا حیوانات زنده وجود دارند . ما در این پایین مدتهای مدید حیوانات را داشته ایم . آنها خشونت خود را از دست داده اند. معابد مختلفی در اینجا هستند. کاهنان و کاهنه ها با نیاکان این حیوانات کار کرده وآنها را از نیاز به ترس رها کرده اند. زیرا این ترس است که موجب تهاجم می شود نه تنها در انسانها بلکه در حیوانات نیز. برای همین ما واقعا شیرهایی داریم که در کنار بره ها دراز می کشند.

مردم برای آرامش به طبقه طبیعت می آیند. در اینجا بسیاری از گیاهان و حیوانات را از منقرض شدن نجات داده ایم .
ادامه دارد ….
( ترجمه کوچک و ناچیزم رو تقدیم می کنم به اهالی مهربان شهر تلوس 🙂 …– مهناز )

10 مکان باستانی که می توانند استارگیت ( دروازه کیهانی ) ، پورتال و کرمچاله باشند

« 10 مکان باستانی که می توانند استارگیت ( دروازه کیهانی ) ، پورتال و کرمچاله باشند »

10 Ancient Sites That Might Be Stargates, Portals, And Wormholes

در بسیاری از فرهنگ های باستانی، از دروازه هایی به سوی دنیاهای دیگر و مدخل هایی به سیستم های ستاره ای سخن می رود که محل اقامت «آفرینندگان» آنهاست. دانش قراردادی می گوید این روایتها فقط قصه و افسانه اند. اما اخیرا فایلهای محرمانه FBI بیان می کنند موجوداتی از ابعاد و سیاره های دیگر از زمین ما بازدید کرده اند. NASA اعلام کرده « پورتالها» به طور حتم در میدان مغناطیسی زمین وجود دارند و ما را به این فکر می اندازند که در داستان دروازه های کیهانی، پورتالها و کرمچاله ها، درجاتی از حقیقت وجود دارد.

10- دروازه خدایان در« هایومارکا »، پرو ( Hayu Marca )
——————————————————————-

در سال 1996 توسط « خوزه لوئیزدلگا » کشف شد، وقتی که به عنوان یک راهنمای تور سعی داشت نقشه منطقه را یاد بگیرد. به گفته قبایل بومی شهرهایومارکا، زمانی « دورازه خدایان»، درگاه ورود به « سرزمین خدایان » بوده است. دلگا می گفت پیش ازآنکه به طور اتفاقی آنجا را پیدا کند، سالها خواب دروازه ای را می دیده است. او می گفت گذرگاهی که به این دروازه ختم می شود ازمرمرصورتی ساخته شده و از درکوچکتری هم می گفت که نور آبی رنگی از آن ساطع می شد و به نظر می رسید به یک تونل درخشان و نورانی راه داشت.

این دورازه در واقع شامل دو درگاه تقریبا T شکل است . درگاه بزرگتر حدود 7 متر پهنا و 7 متر ارتفاع دارد و درگاه کوچکتر با طول دو متر در وسط آن قرار گرفته است. ( این درها سنگی هستند. – م ) . اسطوره ها حاکی از آنند که در بزرگتر برای خدایان است. در کوچکتر برای افراد میرایی است که از آن عبور می کنند و با گذر از آن نامیرا شده و به سوی زندگی میان خدایان می روند.
داستانی هست که تا حدی به رویای دلگا اعتبار می بخشد. می گویند وقتی کاشفین اسپانیایی در قرن 16 به پرو وارد شدند، ثروت اینکاها را غارت کردند. یک روحانی اینکا به نام « آمارو مارو» با یک دیسک ارزشمند از جنس طلا از معبدش گریخت، – « کلید خدایان هفت پرتو» .
«آمارو مارو» دروازه را پیدا کرد و دید که توسط شَمَن ها نگهبانی می شود. او دیسک طلا را به آنها تقدیم کرد. پس از مراسمی که توسط شمن ها انجام گرفت، درِکوچکتر باز شد. پشت آن در، تونلی بود که با نوری آبی رنگ می درخشید. آمارو از آن درعبور کرد ، دیسک طلا و شَمَن ها را ترک کرد، از زمین ناپدید شد و به سرزمین خدایان رفت.
جالب است که محققان یک جای خالی گرد در سمت راست ستون درِکوچکتر کشف کرده اند . آزمایشات آنها را به این باور رساند که آن صفحه دیسک مانند، وسیله ای بوده که در آن جای خالی قرار می گرفته است.

9- ابوغُراب در مصر، جایگاه خدایان
————————————

Photo credit: Roland Unger

گفته می شود اهرام « ابوصیر» در ابوغُراب ( حومه قاهره) یکی از قدیمی ترین مکانهای زمین است. درآنجا سکویی باستانی قرار دارد که از کریستال مصری به نام « البستر» ساخته شده و گفته می شود با ارتعاش زمین «هم طنین» است. این صفحه می تواند « گشاینده حس ها » باشد و سبب شود که فرد با انرژی های بالاتر و مقدس کائنات « یکی» شود. در اصل این یک استارگیت بوده و انرژی های مقدس هم خدایان بوده اند.

اسطوره ها در باره سفرمیان دنیای آنها و دنیای ما ، شبیه اسطوره های بومیان چروکی امریکاست. این بومیان در باره « موجودات فکری» – بدون شکل – می گویند که می توانند بر روی «موجی از صدا» از خانه خودشان در سیستم ستاره ای پلیدیان به زمین سفر کنند.
در ابوغراب نشانه هایی وجود دارد که گواهی می دهد بر تکنولوژی پیشرفته ای که در ساختن این مکان به کار رفته است . برای مثال علائم حلقوی بسیار دقیقی که در کریستال البستر با دریل کنده شده اند.

8- سنگ های باستانی دریاچه میشیگان
————————————–

در سال 2007 ، ضمن جستجو برای یافتن بازمانده های یک کشتی، دانشمندان ساختارهای سنگی به طول 12 متر را در زیر دریاچه میشیگان کشف کردند که قدمت آنها به 9000 سال می رسید. این مکان تقریبا شبیه «استون هنج» است. این کشف توسط پروفسور« مارک هالی » استاد باستان شناسی زیردریایی، دانشگاه شمال غربی میشیگان و همکارش انجام گرفت. نکته بسیار جالب ، کنده کاری یک «ماستودون» ( پستانداری شبیه فیل که 10000سال پیش منقرض شده ) بر روی یکی ازاین سنگهاست .

این محل ، طبق توافق با قبایل بومیان امریکا که می خواستند بازدید از این محل به حداقل برسد، تا به حال سری نگه داشته شده . دانشمندانِ جریان اصلی، در باره قدمت واقعی آن تردید دارند. بسیاری عقیده دارند که این مکان، باقیمانده یک استارگیت یا کرمچاله است. از آنجایی که چندین مورد مفقود شدن در این ناحیه اتفاق افتاده، به آن « مثلث میشیگان » هم می گویند.
در سال 1891 قایقرانی به نام «توماس هیوم» هنگامی که داشت با هفت سرنشین بر روی دریاچه می راند، در مه ناپدید شد. در سال 1921 یازده نفر بر روی قایق «رُزابل» ناپدید شدند و تنها قایق خالی آنها پیدا شد. در1937 کشتی مکفارلند از دریاچه میشیگان عبور می کرد. کاپیتان کشتی، «دونر» پس از کار طولانی بر روی عرشه برای استراحت به اتاقش رفت. سه ساعت بعد همکارش برای بیدارکردن او رفت و دید که در از داخل قفل است و هیچ جوابی از کاپیتان به گوش نمی رسد.او در را شکست و وارد اتاق شد. در حالیکه در، بسته و تمام پنجره ها قفل بودند، کاپیتان ناپدید شده بود.

7- استون هنج ، ویلشایر، انگلستان ( Stonehenge)
—————————————————

4stonehenge

یکی از شناخته شده ترین بناها بر روی سیاره زمین ، چیدمان صخره های باستانی است که به استون هنج معروفند. درباره این محل بیشتر از هر مکانی در تاریخ ازنظر زمان ساخت و هدف از ساختن آن بحث شده است . تاریخدانان جریان اصلی، ادعا می کنند این ساختار حدود 5000 سال پیش، ازسنگهای بلواستون ساخته شده که از فاصله 386 کیلومتری به این محل منتقل شده اند . برای عده ای این مسئله بسیار عجیب است.

گفته می شود 5000 سال پیش، زمانی که اولین باراین ناحیه مسکونی شد، استون هنج از قبل در آنجا وجود داشت. این مکان باستانی درجایی قرار گرفته که 4 خط انرژی یا Ley lines از آن می گذرند . برخی براین عقیده اند که این محل یک دروازه انرژی و یا استارگیت است. حداقل یک اتفاق در سالهای اخیر از این تئوری پشتیبانی می کند.

در آگوست 1971 گروهی از هیپی ها که سعی داشتند ازارتعاش های آن مکان استفاده کنند ، به وضوح ناپدید شدند. بنا برگفته پلیسی که در آن محل مشغول انجام وظیفه بود، نوری آبی رنگ از سنگ ها بیرون می آمد. یک مزرعه دار محلی هم این موضوع را تایید کرد. از آنجا صدای فریاد شنیده می شد. وقتی پلیس به محل رسید، فقط میخ های چادر وآثاری از آتش کمپ شان برجای مانده بود .

6 – استارگیت باستانی سومریان، رود فُرات
——————————————–

Photo credit: Andres Rueda

یک مُهر باستانی سومری هست که خدایی سومری را نشان می دهد که توسط یک پورتال از دنیای خودش به دنیای ما وارد می شود. به نظر می رسد او بر روی پلکانی قرار گرفته که از دید بیننده ، دور می شود. در دوسوی این خدای ظاهر شده، ستونهای عجیبی ازآب قرار دارند که میدرخشند. اثر سومری دیگری که بروجود استارگیت ها شهادت می دهد مربوط به Ninurta است. او نه تنها مانند امرزوی ها ساعت مچی به دست دارد، بلکه به نظر می رسد دگمه ای بر روی دیوار یک استارگیت که در آن ایستاده را فشار می دهد.

نویسنده ای به نام « الیزابت وُگ » کتابهای متعددی در باره خدایان سومری باستان و پادشاهان و استارگیت های آن دوران نوشته است. یکی از از نتیجه گیری های اصلی او این است که در رود فرات استارگیتی هست که در خرابه های شهر « اِریدو» در بین النهرینِ هزاران سال پیش، مدفون و گم شده است. او همچنین می گوید که در اشعار بابِلی کتاب «الهامات»، ابیاتی در باره یک استارگیت وجود دارد.: 1) سپس پنجمین فرشته در شیپور خود دمید ، و من ستاره ای را دیدم که ازآسمان فرو افتاد و کلید مغاک به او داده شد . 2) ستاره، آن مغاک را گشود و دود برخاست، دودی با فوران عظیم که آسمان را تیره ساخت . 3 ) و بیرون از دود، ملخ ها بر زمین فرو ریختند.

اگر چه بیشترمحققان توافق دارند که واژه مغاک ، به جریان بزرگی از آب بر می گردد، « وُگ» می گوید که این واژه به کاررفته در متون باستانی ، احتمالا به معنای پورتال می باشد.

5- تیاهواناکو ، بولیوی، « دروازه خورشید » ( Tiahuanaco)
—————————————————————–

Photo credit: Daniel Maciel

برخی باور دارند که « دروازه خورشید » در بولیوی، پورتالی است به سرزمین خدایان . مناطق دیگری نیز در ناحیه آند چنین شهرتی دارند. گفته می شود شهر« تیاهواناکو» یکی از مهمترین مکانهای امریکای باستان است و اسطوره ها حکایت دارند خدای خورشید « ویروکوچا» در این شهر ظاهر شد و آنجا را به عنوان مکانی برای آفرینش نخستین انسانها برگزید .

بر روی تکه سنگی از این دروازه با اینکه 14000 سال قدمت دارد، تصویر انسانهایی با کلاهخود مثلثی شکل کنده کاری شده. این سنگ بسیاری از محققین را به این سوهدایت کرده که دروازه به طور حتم با ستاره شناسی درارتباط است. بحث های داغ در این باره هنوز ادامه دارند. در وسط و بالای آرک تصویر احتمالی خدای خورشید کنده کاری شده به طوری که پرتوهای نور از پشت سر او ظاهر می شوند و از کناره های سرش عبور می کنند.

اگر چه این آرک اکنون هم اکنون در حالت ایستاده قرار دارد، وقتی توسط کاشفین اروپایی در میانه قرن هجدهم پیدا شد در حالت افقی بود. به نظر می رسد شکاف بزرگی هم در بالای سمت راست این طاقی ایجاد شده که هیچکس نمیداند چگونه این اتفاق افتاد.

4- دروازه « رانماسو اویانا» در سری لانکا ( Ranmasu Uyana)
————————————————————————

بر روی دیوار سنگی بزرگی که توسط تخته سنگ ها و سیستم غارهای « رانماسو اویانا » پوشیده شده، یک نقشه و یا چارت ستاره ای حکاکی شده است. سمبل هایی بر روی صخره حکاکی شده اند که گفته میشود کدی است که دروازه ستاره ای را باز می کند و به گشاینده اجازه می دهد از این دنیا به مکانهای دیگر این جهان سفر کند. درست در مقابل این نقشه ، چهارنشیمن سنگی و یا صندلی قرار دارند.

نام چارت ستاره ای « ساکوالا چاکرایا» است که به معنای « دایره چرخان کائنات» است. طبق تفاسیر، ساکوالا به معنای کائنات و چاکرایا به معنای دایره چرخان است.
در بسیاری از افسانه های بومیان امریکایی، استارگیت ها یا پورتالها توسط دایره های چرخان نشان داده شده اند و همچنین نقشه های ستاره ای مشابه در دیگر مکانهای باستانی که گفته می شود استارگیت هستند مانند ابوغراب در مصر و بسیاری دیگر از مکانهای باستانی در آند در امریکای جنوبی. با این حال تاریخدانان جریان متداول، این نظریه را نادیده گرفته اند که « ساکوالا چاکرایا» یک دورازه یا استارگیت است.

3- اَبیدوس در مصر
——————–

Photo credit: Roland Unger

یکی از قدیمی ترین شهرهای مصر باستان و از دیدگاه « مصر شناسی» یکی از مهمترین و به یقین یکی از جالب ترین مکانهاست. معبد« سِتی» در آنجا هیروگلیف هایی را به نمایش می گذارد ازماشین پرنده ای شبیه هلیکوپتر و نیز تصاویری مانند بشقاب پرنده.

شاید شگفت انگیز ترین بخش، نحوه کشف این مکان باشد. خانمی به نام « دوروتی ایدی» ادعا کرد که تناسخ مجدد دختری روستایی است به نام « بنت رشیت» که معشوقه پنهانی فرعون ستی بوده و از او باردار شده بود. اما قبل از آنکه فرعون از بارداری او باخبر شود دختر روستایی، خودش را کشت. و حالا در قرن بیستم، دوروتی می توانست متون مصر باستان را بخواند و می دانست که باستان شناس ها باید کجا را حفاری کنند تا به باقیمانده های شهر ستی برسند. او جای همه چیز را می دانست، مثلا می دانست اتاقهای سری کجا قرار دارند و محل باغهای مدفون شده را نیز می دانست.

مردم گواهی می دادند درودتی برخی از سنگهای خاص را فشار می داد و انتظار داشت اتفاقی بیفتد. انگار که سعی می کرد یک در سری یا یک دروازه را باز کند. او قبلا در باره درهای پنهانی که آنجا وجود داشت حرف زده بود. در 2003 «مایکل شرات» یک مهندس هوا- فضای ارتش تایید کرد که ابیدوس بر روی یک استارگیت طبیعی بنا شده است. حتی بحث انگیز تر اینکه حکومت ایالات متحده از این مکان آگاه بوده و از آن استفاده کرده است.

آیا چیزی که «ایدی» در جستجوی آن، سنگهای دیوار را فشار می داد همین بود؟ به غیر ازهیروگلیف نامعمول هلیکوپترها، نقاشی قایق های مصری که گفته می شود مسافران را به سوی دنیای دیگری در ستارگان می برند، چیزی را ترسیم می کنند که از نظر دانشمندان امروزی می تواند یک کرمچاله باشد و یا حداقل تئوری آن.

2- گوبکلی تپه ، ترکیه (Gobekli Tepe)
——————————————-

Photo credit: Benefits

گوبکلی تپه، به عنوان قدیمی ترین معبد دنیا متشکل از چندین حلقه از ستونهای سنگی T شکل است که بر روی هرکدام از آنها حیوانی مانند شیر و یا گوسفند کنده کاری شده است . دوتا از این ستون ها در وسط این حلقه ها قرار گرفته اند و تشکیل یک آرک را می دهند که گفته می شود باقیمانده یک پورتال و یا استارگیت است و مردم باستانی مقیم اینجا از آن به عنوان دروازه ای به سوی « آسمان دنیا» استفاده می کردند.

ستونهای ، Tشکل خیلی شبیه « دروازه خدایان » در «هایومارکا» در پرو هستند. جالب است که اینکاها ازرابطه ای با اهالی سیستم ستاره ای پلیاد حرف میزدند که آن هم T شکل است . این مکان مانند دیگر پورتالها درجایی قرار گرفته که محل تلاقی دو خط انرژی یاLey Lines است. اگر چه این مکان در 1960 به ثبت رسید اما دراوایل دهه 90 میلادی با پیدا شدن ستونهای T شکل، سن حقیقی آن حدود 12000 سال تخمین زده شد.

1-ورتکس های «سدونا » و « دروازه خدایان»
———————————————–

Photo credit: Tedsan64

سدونا شهر کوچکی است در آریزونا که زمانی توسط قبایل بومی امریکا به نام « ناواندا» شناخته می شد و مقدس ترین شهرشان بود. گفته می شود صخره های سرخ در بیابان که شهررا احاطه کرده اند، می توانند ورتکس هایی ( از انرژی ) ایجاد کنند که توان انتقال افراد به قلمرو وابعاد دیگر را دارد. بومیان امریکایی باور داشتند این صخره ها از نظر معنوی شارژ شده اند . گزارش شده که صداهایی ازآنها شنیده می شود. گفته می شود در کوههای آریزونا، «دروازه خدایان» قرار دارد، یک سنگ طاقی شکل عجیب که دروازه ای است به سوی زمان و مکانی دیگر.

در1950 یکی از افراد قبیله به جویندگان طلا در کوهستان کمک می کرد. او برایشان داستانی را تعریف کرد که به سالهای 1800 بر می گشت. اینکه سه مرد قبیله در حال راندن در بیابان ، گذرگاه طاقداری را کشف کرده بودند . داستان به جایی می رسد که وقتی یکی از آن مردها به داخل آن قدم می گذارد، ناپدید می شود. آن دو نفر دیگر که فکر می کردند به یک سرزمین مقدس تجاوز کرده اند، از آنجا گریختند.

مرد قبیله ای تاکید می کرد که حادثه های عجیبی را در این دروازه دیده است. زمانی در بیابان بودند که ناگهان طوفان وباران شدید در آن منطقه درگرفت و آسمان با ابرهای خاکستری پوشیده شد. او درحال برگشت نگاهی به آن طاقی انداخته بود و دیده بود که آسمان از توی آن صاف و آبی است. او نزدیک تر رفت و دید که محدوده کوهستان هیچ تغییری نکرده و فقط آسمان را که ازآنجا نگاه میکرد، فرق داشت. او هم ترسید، سوار اسبش شد و به خانه برگشت.

او به جویندگان طلا گفت فقط افراد قبیله اش این داستانها را می دانند و چون به او لطف کرده بودند اینها را برایشان تعریف می کرد. می خواست به آنها هشدار بدهد که از میان آن آرک عبور نکنند.

* * *

– ترجمه این متن تقدیم به دوستان عزیزم … – مهناز

جزیرۀ اسرارآمیز بارسا کلمس، دروازه ای به سوی ابعاد دیگر

جزیرۀ اسرارآمیز بارسا کلمس، دروازه ای به سوی ابعاد دیگر

https://i1.wp.com/www.ewao.com/wp-content/uploads/2016/07/barsa-kelmes-portal-fog.jpg

ترجمه: حمیدرضا مزده، مهندس هوا – فضا
از ميان ١٥٠٠ جزيره يا بيشتر، در درياى آرال، هيچيك ابهام برانگيزتر از يك تكه زمين به نام جزيرۀ بارسا كلمس نيست. به زبان بومى قزاق، اين به معنى سرزمين بدون بازگشت مى باشد، و بى دليل اين نام به آن داده نشده است.
امروز این سرزمین متروکه شده است، آخرین سکنۀ آن دهها سال پیش آنجا را ترک کردند. این سرزمین با مه دائم و غلیظ پوشیده شده است، و چیزهای عجیبی را که مرتب در آنجا رخ می دهد از دید چشمان کنجکاو مخفی نگاه می دارد. مردمی که در نزدیک بارسا کِلمِس زندگی می کنند معتقد شده اند که جزیره به صورت گذرگاهی میان ابعاد زمان و فضا عمل می کند. این جزیره با مخلوقات عجیبی که به نظر می رسد از یک خط زمانی دیگری آمده اند از سکنه پر شده است. مردم بومی آنجا ادعا می کنند که حیوانات پرنده گونۀ بزرگی را دیده اند که به دور جزیره در حال گردشند، مارهای دریایی در آبهای آن شنا می کنند، و جانوران گردن درازی که از میان مه سر خود را بیرون می آورند. بسیاری از کسانی که به گونه ای ماجراجویانه در این جزیره و اطراف آن رفته اند ناپدید شدند و دیگر دیده نشدند. بارسا کلمس فقط دچار این گونه پدیده های غیرقابل توضیح نیست، بلکه ساعتها نیز در آنجا از کار می افتند. عقربۀ قطب نما به گونه ای دیوانه وار شروع به چرخش می کنند و به همه جهت نشانه می روند.
گفته می شود که در قرن سیزدهم جزیره برای بومیانی که از ترس حملۀ مغولها در آن پناه گرفته بودند به عنوان پناهگاه استفاده می شد. با این حال هنگامی که پناهجویان به سرزمین خود بازگشتند با شگفتی دیدند که منزلگاه آنها عوض شده است، به گونه ای که گویا دهها سال است که آنها از آنجا دور بوده اند. آنها فقط بیش از چند ماه در جزیره نماندند. یک رخداد دیگر در ایام اخیر به وقوع پیوست. این جزیره از مناطق اطراف گرمتر است. و در طول یک زمستان سخت در سال 1959 برخی از مردم قزاق فکر کردند که ممکن است ایدۀ خوبی باشد که از این جزیره به عنوان یک پناهگاه زمستانی استفاده کنند. بهار از راه رسید و چون آنها بازنگشتند، بستگان آنها به جستجوی آنها پرداختند. وقتی که آنها به جزیره رسیدند، نیمی از آنها در ساحل باقی ماندند، در حالی که نیمۀ دیگر به داخل جزیره رفتند. روزها گذشتند و چون از افرادی که به داخل جزیره رفتند خبری نشد، نیمۀ در ساحل باقی مانده تصمیم گرفتند با مسئولین دولتی تماس بگیرند.

https://i1.wp.com/www.ewao.com/wp-content/uploads/2016/07/barsa-kelmes-portal-tank.jpg
دولت شوروی برای بررسی اوضاع آنجا یک هواپیما اعزام کرد، که در رابطه با این جزیره دست به پژوهش بزنند، ولی در آنجا دستگاههای هواپیما از کار افتادند و موتور هواپیما از کار افتاد. دو خلبان هواپیما توانستند دست به یک فرود اضطراری بزنند. خلبانان گزارش دادند که اشیاء بیضی شکلی در مه دیده اند که به آرامی و بدون صدا به داخل مه وارد شده و از آن خارج می شدند، و هواپیمای از کار افتاده را بررسی می کردند، بعد از آن ارتباط رادیویی با خلبانان هواپیما قطع شد.
مسئولین دولتی که مایل نبودند هواپیمای دیگری را از دست بدهند یک تانک فرستادند که به یک کابل دراز فلزی وصل بود. به خدمۀ تانک دستور داده شد که از تانک بیرون نیایند و کانالهای ارتباطی را در تمامی لحظات باز نگاه دارند. آنها تا مدت کوتاهی توانستند این کار را انجام دهند، اما ارتباط رادیویی آنها نیز بار دیگر قطع شد.
تانک با کشیدن سیم کابل به ساحل کشیده شد، ولی تانک خالی بود و با ماده ای شبیه یک یخ پوشیده شده بود. نمونه های این ماده به آزمایشگاهی در مسکو فرستاده شد ولی پژوهشگران نتوانستند تشخیص دهند این مادۀ غیرمعمولی چیست.
این گونه رخدادها این جزیره را به یک مکان کلیدی برای داستان پردازیهای بشقاب پرنده تبدیل کرده است، و بسیاری از پژوهشگران باور دارند که این جزیره یک پایگاه موجودات فضایی است. پژوهشگر بشقابهای پرنده Vadim Chernobrov که رخدادهای مربوط به جزیرۀ بارسا کلمس را مطالعه کرده است بر این باور است که مه غلیظ این جزیره یک مکانیسم دفاعی پیشرفتۀ بیگانگان در برابر ورود ناخواسته به این جزیره است.
دسترسی به این جزیره مطلقاً ممنوع است.

http://www.ewao.com

وبلاگ دنیای اسرار آمیز را هم زمان با وبلاگ در فیسبوک و تلگرام هم دنبال کنید.

www.ufolove.wordpress.com

https://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

https://telegram.me/ufolove

هشدار اوباما به پوتین دربارۀ حملۀ موجودات فضایی!

العالم/ یک روزنامۀ انگلیسی با استناد به یک سند افشا شده نوشت که اوباما دربارۀ حملۀ احتمالی موجودات فضایی در سال 2017 به پوتین هشدار داده است.

روزنامۀ دیلی استار نوشت که یک سند افشا شده از کرملین، جزئیات نشست محرمانه میان جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا، را با ولادیمیر پوتین آَشکار کرده است.
دیلی استار می افزاید در این نشست محرمانه، مقامات آمریکایی از مسکو خواسته اند تا به ساخت سامانۀ دفاع موشکی برای مقابله با حملۀ احتمالی موجودات فضایی به سیارۀ زمین کمک کنند. بر این اساس، بایدن نامه ای از اوباما به رئیس جمهور روسیه تسلیم کرده و در آن، همکاری در زمینۀ یادشده را خواستار شده است.
دیلی استار نوشته است که نامۀ اوباما در پی گزارش ماهواره های سازمان ناسا مبنی بر نزدیک شدن اجرام فضایی ناشناس و ورود آنها به فضای زمین، برای پوتین فرستاده شده است.
البته این روزنامه اسنادی را که مدعی افشای آن هاست منتشر نکرده است..

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: