بایگانی دسته‌ها: حزقیال نبی

پایان دوران ظلمت: سنت مَلکی و نوستراداموس، آخرین پاپ ، فرارسیدن قیامت

پایان دوران ظلمت: سنت مَلکی و نوستراداموس، آخرین پاپ ، فرارسیدن قیامت

خبر داغ داغ!

دوشنبه، یازدهم فوریه 2013، اصابت صاعقه به کلیسای سنت پیتر بازیلیکا، تنها ساعاتی پس از آنکه پاپ بندیکت شانزدهم در خبری شگفت آور که گوشه و کنار جهان را در شوک فرو برد اعلام داشت در 28 فوریه از رهبری   یک میلیارد و صد میلیون  کاتولیک های جهان کناره خواهد گرفت.

زمان مشخص شده برای کناره گیری (استعفا) در نظر برخی کاتولیک ها عجیب می نماید، خصوصاً به این خاطر که پاپ به دقت در انتخاب تاریخ ها از منظر ارزش نمادین آنها مشهور است. قطعاً نشانه ای در کار است.

کاتولیک ها و همچنین نظریه پردازان توطئه، با تأکید بر زمانبندی بی نقص برخورد صاعقه، با تمام نیرو در حال رمزشکنی از این امر هستند.

END OF DIVINE DARKNESS

( در این عکس که بوسیله ی فیلیپو مونته فورته گرفته شده، گنبد کلیسای سنت پیتر در هوای طوفانی مورد اصابت مستقیم صاعقه قرار گرفته است. برخورد صاعقه به گنبد همچون برافروختن شمعی در کلیسا نشان داده شده است.)

واتیکان در واکنش به مستندی برساخته از پرونده های سرّی درباره ی فساد و رشد گناه در واتیکان، به رسانه ها تاخت. به نظر می آید که عدم رعایت فرامین ششم و هفتم (اشاره به ده فرمان موسی) در میان گروهی از کشیش های طالب قدرت شایع شده است، و نیز یکی از عوامل دخیل در استعفای پاپ می باشد.

مطلع شده ایم که رسوایی های بیشتری در راه است.

آیا پاپ بعدی، پایانی بر این (دوران) ظلمت الهی خواهد بود؟

 

قاضی خوفناک وارد می شود!!

کناره گیری ناگهانی پاپ، میلیونها نفر را به پیشگویی قرن دوازدهم «سنت مَلکی» که به پیشگویی «آخرین پاپ» معروف شده، سوق داده است.

مَلکی در پیشگویی اش به سال 1139 میلادی، میگوید که تا پیش از رسیدن« روز داوری» 112 پاپ دیگر انتخاب خواهند شد. بندیکت صد و یازدهمین پاپ است. آخرین پاپ، که «پیتر رومی» خطاب شده، می تواند بازگشت «سنت پیتر» به عنوان اولین و آخرین حاکم کلیسا باشد. (بر اساس الهیات رومی، غنوسیه بر این عقیده اند که جیمز(یعقوب) برادر عیسی، اولین رهبر کلیسا بوده است.)

چیزی به آمدن صبح (پایان کار) نمانده است در حالی که واتیکان همچنان دست به کار شکار انسان است.

روشن بینی اسقف مَلکی شامل پایان گرفتن دوران کلیسا نیز هست:

« در زمان آزار رسانیِ نهایی کلیسای رومی، پیتر رومی به حکومت خواهد رسید، که جماعتش را از میان بسیاری آزمایش های سخت پیش خواهد برد، که پس از آن شهر هفت تپه نابود شده، و قاضی خوفناک مردم را به قضاوت خواهد نشست. پایان.»

مسیحیان بر این باورند که این قاضی، همان عیسی است که بر اعمال تمام زمینیان قضاوت خواهد کرد، و در «بزرگترین و مهیب ترین روز خدا» (مَلکی 4:5)، یعنی روز داوری، بر مبنای اینکه با موهبت حیات بشری چه کرده ایم، عاقبت مان را به ما اعطا خواهد کرد.

هر چشمی او را خواهد دید. (مکاشفات 1:7)

« زیرا که پسر انسان قصد دارد که در سایه ی شکوه پدرش به همراه فرشتگانش قرار گیرد، و آنگاه هر شخصی بر اساس آنچه بدان عمل کرده است پاداش خواهد دید.» (متی 16:27)

مسیحیان برای هر اندیشه، هر عمل و هر رفتاری که در مدت زمان حیات داشته اند مورد حسابرسی قرار خواهند گرفت.

اگر احیاناً همه چیز را از خاطر برده اید نگران نباشید. همه چیز ثبت و ضبط شده است. (به قول دانشمندان، هر چه باشد، در واقعیتی شبیه سازی شده زندگی می کنیم.)

نشانه ها

آیا عیسی، قاضی روز داوری، در راه است؟

آیا باید این پیشگویی را جدی بگیریم؟

«پیشگویی آخرین پاپ» که برخی مدرسیون آن را مقدس میدانند، در نظر افراد دیگری که آن را بعنوان موردی جعلی مربوط به قرن شانزدهم، رد می کنند، دارای شبهات زیادی است.

اما با توجه به آنچه که در ایران می گذرد، یعنی جایی که مسلمانان شیعه از جمله محمود احمدی نژاد در تلاش برای تعجیل در ظهور منجی اسلام (مهدی) – که عیسی همراهی اش می کند- هستند، باید احتمال اینکه سلسله رویدادهای جهانی همچون دستگاههای بازی Slot Machine در لاس وگاس پشت سر هم اتفاق بیفتند، محل پرسش و بررسی قرار بگیرد.

پیش از آنی که فکرش را بکنیم 888 نشانه (عدد عیسی) را می توانیم نظاره کنیم.

گفته شده است که در روز داوری نشانه هایی در آسمانها خواهد بود و نیز «نشانه ی پسر انسان» ظاهر خواهد شد، یعنی «پسر انسان بر مرکب ابرهای آسمان خواهد آمد، با قدرت و شکوه بسیار.» (متی 24:36)

من هنر مسیحی یی که مسیح را سوار بر ابرهای آسمان و بر فراز پسر انسان ترسیم می کند در کتابم راز صهیون و ابزار روز داوری بررسی کرده ام. این هنر، عیسی را در حالی نمایش می دهد که وی سوار بر مرکاواه (ارّابه تخت؛ تخت گردون) از راه می رسد. تصور می شد که تخت مرکاواه وسیله ی نقلیه ای هوایی است که خداوند سوار بر آن آسمانها را در می نوردد. (مزامیر 18:10). همچنین تصور میشد که پیامبران خدا بر این ارّابه ها می رانند. (همان، 6).

حزقیال در روشن بینی مهیب اش از کالسکه ی خداوند به صورت وسیله ی نقلیه ای پرنده با «چرخهایی در میان چرخهای دیگر» یاد می کند، و تخت ارّابه را زنده، یعنی موجودی ارگانیک یا وجودی زنده توصیف می کند. (حزقیال 10:15) چرخ ها به سرعت می چرخیدند و تلألویی زرد رنگ داشتند.

این تخت/ماشین پرنده ی معمّا گونه، به اشتباه یوفو یا سفینه ی فضایی مجهز تلقی شده است. در حالیکه به وضوح به عنوان نوعی موجود ارگانیک/ زنده توصیف شده است.

بررسی بیشتر در این رابطه  http://www.williamhenry.net/jdd.html

END OF DIVINE DARKNESS

تصویر: عیسی قاضی روز داوری کلیسای سنت الیاس، بخارست، رومانی.

عیسی سوار بر اوفانیم (چرخهای) مرکاواه (تخت ارابه) به پرواز درآمده. مریم و یحیی تعمید دهنده در جناحین او هستند.

« آنگاه که پسر خدا در شکوه خویش می آید، و تمام فرشتگان همراهش اند، در آن زمان بر روی سریر با شکوه خویش خواهد نشست. همه ی ملل در پیشگاه  او جمع خواهند شد. و او مردم را از همدیگر تفکیک خواهد کرد، همانگونه که چوپان گوسفندان را  از بزها جدا می کند. و او گوسفندان را در سمت راست قرار داده، و بزها را در سمت چپ قرار می دهد. سپس پادشاه (عیسی) به آنهایی که سمت راستش هستند میگوید «بیایید، ای کسانیکه مورد لطف پدرم قرار گرفته اید، در قلمروی که از آغاز دنیا برایتان آماده شده است جای بگیرید»… بعد به آنهایی که در سمت چپش قرار دارند میگوید «از من دور شوید، ای نفرین شدگان، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگانش فراهم شده است فرو روید»… و اینها به مجازات ابدی روانه خواهند شد، در حالیکه درستکاران رهسپار حیات ابدی.» (متی 25:31-34-41-46).

END OF DIVINE DARKNESS

تصویر: مارکلا دیمیترووا «عیسی قاضی روز داوری» 2011.

نماینده ی تمثال سبک بیزانسی

کلیسای قدیمی سنت پانکراس، لندن، بریتانیا

 END OF DIVINE DARKNESS

تخت ارابه یا مرکاواه حزقیال.

حزقیال بیان می کند که تخت مرکاواه ِ یهوه همانطور که در اطراف و اکناف آسمانها بر روی چهار چرخ و در معیّت کروبیان پرواز می کند، دارای معابر ( یا شاید منزلگاهها) گوناگونی است. (حزقیال 10: 16-21; 10:2-19  و دانیال 7:9). این تصویر برخلاف عقیده ی بعضی افراد، یوفو نیست، بلکه یک وسیله ی نقلیه ی ارگانیک و سبک است.

انسانی آتشین مزاج بر روی تخت بود، که با رنگین کمان محصور شده بود. (حزقیال 4, 26-28).

ملزومات ظهور (ادوات مسیحایی)

همانطور که در کتاب ابزار روز داوری به تفصیل بیان شده، دو چیز در رابطه با بازگشت عیسی قطعی است. یکی اینکه، کتاب اعمال (اعمال رسولان) میگوید عیسی همانگونه که رفت باز میگردد (اعمال رسولان 1:11). دیگر آنکه، این اتفاق (ظهور) صورت نمی پذیرد مگر عیسی یا برادرش جیمز (یعقوب) ابزار یا نمادهایی را که از ملزومات ظهورند فراهم آورند. ملزوماتی که به «اتی مازیا» یا همان اورنگ آماده شده برای ظهور مجدد مسیح مشهورند.

در هنر مسیحی که به روز داوری می پردازد، این ادوات در کنار عیسی به تصویر در آمده اند. زیرا که از آنِ او هستند. این ادوات مشتمل است بر: تابوت عهد (که طبق معتقدات اسلام نشان و مُهر مهدی است)، صلیب، شنل نور، ظرف حاوی مانا (مائده ی بهشتی که در سفر موسی به همراه قومش قوت غالب آنان بود؛ ر.ک ارابه ی خدایان، اریک فون دنیکن- مترجم)، کوزه ای محتوی روغن مقدس، و ملزوماتی دیگر.

اتی مازیا نشان (نماد،مُهر، ابزار) پسر انسان می باشد که قابل مشاهده در آسمان است.

همانطور که در کتاب روز داوری نشان دادم، این دستگاه نسخه ی کامل تابوت عهد است، و نیز نسخه ی اصل صلیب مصلوب شدن عیسی. هر دو یک چیز اند. این دستگاه «گمشده» در روز داوری یکپارچه خواهد شد.

چه کارهایی از این دستگاه بر می آید؟

یکی از کارهایش اینست که صهیون زمینی را به صهیون آسمانها می پیوندد.

هنر مسیحی مربوط به روز داوری، به وضوح بیان می کند که اتی مازیا در اصل «جایگاه پهلوگرفتن» تخت مرکاواه است که قاضی عیسی بر فراز آن تجلی خواهد کرد.

عیسی در زمان بازگشت به زمین، مرکاواه خودش را بر روی آن می نشاند. زیرا که اورنگ پادشاهی زمینی اوست.

در نمونه ی زیر، قاضی عیسی بر فراز اتی مازیا، و در حالیکه سوار بر تختی بالدار می راند نشان داده شده است. تختی بالدار که درون حلقه های مرکزی کرمچاله-مانند است. این همان ابری است که پسر انسان سوار بر آن خواهد بود. صورتی در مینا ابرها به ما نشان داده شده است. هیرونیموس بوش، پسر انسان را همچون مجرای نوری که زمین و آسمان را به هم می پیوندد، در رؤیا دید.

عیسی در انجیل یوحنا 1:51 این نکته را به وضوح بیان میکند، و می گوید «حقیقت را به شما می گویم، درهای آسمان را باز خواهید دید، در حالیکه فرشتگان خدا بر فراز پسر انسان بالا و پایین می روند».

 END OF DIVINE DARKNESS

پسر انسان، اثر هیرونیموس بوش

END OF DIVINE DARKNESS

این ادوات مشتمل است بر تابوت عهد (که طبق معتقدات اسلام نشان و مُهر مهدی است)، صلیب، شنل نور، ظرف حاوی مانا، کوزه ای محتوی روغن مقدس، و دیگر ملزومات.

END OF DIVINE DARKNESS

«فرزند انسان در میان ابرهای آسمان ظهور میکند، با قدرت و شکوه بسیار» (متی 24:36).

ابر، معبر یا رسانایی است به نام  پسر انسان که قاضی عیسی از طریق آن سفر میکند.

ذیل ابر/معبر، اتی مازیا قرار دارد که نشان پسر انسان است.

END OF DIVINE DARKNESS

قاضی عیسی، سوار بر حلقه های بالدار معروف به مرکاواه یا ارابه-تخت.

پایین تر از او، اتی مازیا یا اورنگ آماده شده برای ظهور مجدد مسیح قرار دارد، که بوسیله ی فرشتگان محافظت می شود.

این ادوات و ابزاری است که هدفش بازکردن معبر یا راه عبوری بر زمین، به منظور از راه رسیدن قاضی است.

END OF DIVINE DARKNESS

همانطور که در کتاب ابزار روز داوری گفتم، حواریون زنده شده ی مسیح قطعات اتی مازیا را به هم متصل کرده و خودآگاهی-هایشان را به آن می پیوندند. این نقش موزائیک حواریون را در حالی نشان میدهد که خودشان را با خودآگاهِ تخت مسیح تطبیق میدهند. شعله ی بالای سرشان نمایانگر خودآگاهیِ تبلور یافته است.


چه جای دهشتناکی است اینجا!

اساساً قاضی خوفناک، به نام قاضی دهشتناک نیز بدو ارجاع شده است. این نامگذاری منطبق است بر زمینه ی «روز دهشتناک خدواند».

این عبارتی است که یعقوب پس از بیداری از رؤیایی که در آن از نردبان بهشت (معروف به پسر انسان) بالا رفته بود، استفاده کرده است. او گفت: «چه جای دهشتناکی است اینجا». «این چیزی نیست مگر دروازه ای به سوی خدا، و این دروازه ای است به سوی آسمان» (سفر پیدایش 28: 10 تا 19). فوق العاده / دهشتناک = دروازه ای به سوی خدا.

پس از بخش مربوط به برج بابل، یهوه خدای عهد عتیق، زبان انسان ها را دگرگون (مبهم) ساخت. لغت بابل در اصل به معنای «دروازه» بوده است. کاتبین یهود آن را به «ابهام» و «بی معنایی» تغییر دادند. لغت دهشتناک به جای فوق العاده، تعبیر شد به ناجور، خطرناک، و هولناک. از آن زمان، بشریت از بالا رفتن از نردبان آسمان یا بازگشایی دروازه ی ستاره ایِ درون خودمان که راهنمای ما به سوی خداست، هراس داشته است.

عیسی در روایت اولیه ی داستان جام مقدس، ملقب به «پادشاه ترس» شده است (فرانسه، 717 ب.م)؛ که اشاره دارد به نور یا وجود (فوق العاده قدرتمند و مقدس) ترسناکش، و به خودآگاهی کیهانی یی که کلامش ناقوس وار برخواهد انگیخت. «باشد که پسر انسان به جستجو بر آید و گمشده را بیابد» (لوقا 19:15).

آشکار شدن این معرفت (دانش) طلسم تاریکی ِ جهل را خوهد شکست، قلب ما را با آتش مقدس شعله ور ساخته و از اساس متحول مان خواهد کرد. بر ترس غلبه می کنیم، بر وحشت فائق می آییم، و همصدا با نور/ارتعاش مسیح همچون چراغهایی از نور، و به مثابه فرشتگان مسیح بر روی زمین خواهیم زیست. بالا رفتن از نردبان آسمان (بهشت) بالاترین پاداش زمینی ما در قبال این خدمتگزاری است.

کسی که شایسته باشد اجازه ی گذر از دروازه ی بهشت را به دست می آورد.

و نیز برای کسی که این فرصت گرانبهای متولد شدن در کالبد انسانی را هدر داده است بلیط یکطرفه ای است به جهنم.

اگر پیشگویی «آخرین پاپ» را جدی بگیریم، میگوید زمان آن رسیده که برای آمدن این قاضی فوق العاده قدرتمند و پادشاه ترس آماده شویم.

زمان آن است که چراغ دلمان را بیفروزیم زیرا فرض بر آن است که افروخته گردد.

ستاره ی عظیم و ستاره ی دنباله دار آیزون

جان فون آکن از مؤسسه ی تحقیقات و روشنگری، پیشگویی آخرین پاپ سنت مَلکی را به این شعر نوستراداموس مرتبط می داند:

ستاره ی عظیم به مدت هفت روز شعله ور خواهد بود

ابری طلوع دو خورشید را زمینه ساز خواهد شد

سگ عظیم الجثه تمام شب زوزه سر خواهد داد

زمانی که پاپ بزرگ مسندش را تغییر می دهد

سده ی دوم: شعر چهل و یکم

برخی معتقدند که این پیشگویی سخن از رویداد اختری غیرمعمولی سخن میگوید. آیا به ستاره ی بزرگ (ستاره ی سگ/سیریوس) اشاره دارد که قرار است هفت روز شعله ور باشد؟

یا می تواند ستاره ی دنباله دار باشد و یا ستاره ای که در حال تبدیل به ابرنواختر است؟ طبق اشعار نوستراداموس پاسخ ستاره ی دنباله دار است.

ستاره ی دنباله دار آیزون (که مغز انسان می تواند آن را صهیون بخواند؛ ISON/SION)وارد می شود.

آیزون / صهیون که ملقب است به ستاره ی دنباله دار قرن، قطعه ای از صخره ای فضایی پوشیده در میان ابری از غبار و گاز است که در حال حاضر با سرعت زیاد درست پشت مدار مشتری فضا را در می نوردد.

آیزون در اواخر سال 2013 یعنی در زمانی که در نزدیکترین حالت ممکن نسبت به خورشید قرار می گیرد این قابلیت را دارد که نمایشی خیره کننده را در معرض دید قرار دهد. به طور بالقوه ممکن است شارژ الکتریکی بین خورشید و ستاره ی دنباله دار برقرار شود، که البته خورشید هم اکنون نیز نسبت به حضور ستاره ی دنباله دار واکنش نشان میدهد.

 END OF DIVINE DARKNESS

این ستاره ی دنباله دار در مقایسه با ستاره ی دنباله دار هالی، از نظر محققین نمایش خیره کننده ای را ارائه می کند که حتی امکان دارد نمایش ستاره ی دنباله دار هالی در 1997 را پشت سر بگذارد.

آیزون، در 28 نوامبر 2013 از میان اتمسفر خورشید می گذرد در حالیکه تنها کمی بیش از یک میلیون کیلومتر با سطح خارجی آن فاصله دارد. ممکن است جان به در نبرد، اما اگر به سلامت گذشت، با دنباله ای خیره کننده پدیدار خواهد شد.

دانشمندان مدعی اند که درخشش آن، ماه را تحت الشعاع قرار می دهد. چند هفته پیش از کریسمس 2013، آیزون حتی در روز روشن هم با چشم غیرمسلح قابل مشاهده خواهد بود، و همچون پدیده ی آسمانی عظیمی به نظر خواهد آمد. دنباله ی چهل هزار مایلی اش چنان شعله ور می نماید که گویی موهایش آتش گرفته اند. (این ستاره ی دنباله دار به صورت قطعات مجزا نیز می تواند دیده شود، که ممکن است آن را شبیه «رشته ای از مروارید» بنمایاند).

آنچه بیش از هر چیزی فریبنده است گمانه زنی های دانشمندانی است که معتقدند آیزون می تواند حتی در روز روشن در نزدیکی خورشید نیز مرئی باشد، هر چند برای مدتی کوتاه.

آیا سپس همچون «خورشید دوم» پدیدار نخواهد شد؟

آیا آیزون همان ابری است که نوستراداموس می گفت دو خورشید را پدید می آورد؟

مسلما قابلیت این را دارد که اینگونه تعبیر شود. همچنین قابلیت متصاعد کردن گاز را دارد (قابلیتی که ستاره های دنباله دار دارند). ستاره ی دنباله دار «النین» را به خاطر دارید؟ پیشگویی 1999 پادشاه ترس نوستراداموس را به خاطر دارید؟

بله، پادشاه ترس را به یاد داشته باشید.

همانطور که آیزون را در ذهن داریم، بیایید ببینیم کتاب مقدس درباره ی ظهور مجدد عیسی چه گفته است. اول اینکه، گفته شده که او قاضی خواهد بود.

دیدن بخش های بعدی که ظهور عیسی برای اجرای داوری را همچون پدیدار شدن ستاره ی دنباله دار توصیف می کند خالی از لطف نیست:

END OF DIVINE DARKNESS

مدار یکسان آیزون با ستاره ی دنباله دار عظیم سال 1680، بیانگر آن است که آیزون نیمه ی دیگر آن شیء کیهانی است.

تصویر: نقش برجسته ی آلمانی از وقوع ستاره ی دنباله دار 1680 که در 1707 منتشر شده است.

END OF DIVINE DARKNESS

نقش برجسته ی آلمانی از ستاره ی دنباله دار 1680

END OF DIVINE DARKNESS

ستاره ی دنباله دار 1680

END OF DIVINE DARKNESS

پاریس، 1683.

نقش برجسته ی مسین، ستاره های دنباله دار را در اشکال شمشیر مانند در اندازه ی 14×21 سانتیمتر مربع نشان میدهد؛ نوشته ی پشت اثر به زبان فرانسوی از ماله: «توصیفی از کیهان».

«…آنگاه که سرورمان عیسی از آسمان با فرشتگان قدرتمندش در آتشی شعله ور پدیدار می گردد» (تسالونیان 1:7).

«آنگاه دیدم که درهای آسمان گشوده شد، آنجا را بنگر، اسبی سفید! آن که بر پشتش نشسته صادق و درستکار خوانده می شود و در راستای عدالتخواهی قضاوت می کند و به جنگ می پردازد. چشمانش همچون شعله ی آتش است، و بر روی سرش تاجهای بسیار دارد، و گفته اند نام او را که هیچکس جز خودش نمی داند. شنلی غرقه به خون بر تن دارد و نامی که بدان خطاب می شود کلمه خدا است. و لشکریان بهشت، آراسته در صفوفی منظم، پاک و بی آلایش، سوار بر اسبهایی سفید دنباله روی اویند. از دهانش شمشیری تیز و برنده بیرون می آید که با آن همه ی ملل را از پای در می آورد، و با عصایی آهنین بر آنان حکمرانی خواهد کرد. شیره ی جان ها را با آتش غضب خداوند قهار خواهد کشید. بر روی شنل و بر روی رانش نامی نوشته شده است، پادشاه پادشاهان و سرور سروران.» (مکاشفات 16-19:11)

عیسی در آتشی شعله ور و با شمشیری در دهانش که برای از پا در آوردن ملل به کار می رود پدیدار خواهد شد.

بسیاری از توصیفات ستاره های دنباله دار در آسمان، آنها را همچون شمشیرهایی که از آسمان میگذرند به تصویر کشیده اند! حتی اشعیا 24 شمشیر خداوند را دارد که در آسمان دیده می شود و برای قضاوت گناهان سکنه ی زمین نازل می شود… در 1843 جوزف اسمیت ظهور مجدد عیسی را به پدیدار شدن ستاره ای دنباله دار یا یک سیاره مرتبط دانست.

بر طبق پیشگوییهای اسلامی ستاره ای با دنباله ی درخشان پیش از ظهور مهدی از شرق ظاهر خواهد شد.

آیا این همان آیزون است؟

ستاره ی بزرگ انسان ستاره ای است

من معتقدم که شعر نوستراداموس یک پیشگویی است و می تواند جور دیگری نیز تفسیر شود.

ستاره ی بزرگ انسان ستاره ای (مذکر یا مؤنث) است که در اناجیل غنوسی تجلی و شعله ور شدنش به مدت هفت روز ذکر شده است.

شعر نوستراداموس به ما می گوید که این موجود پدیدار خواهد شد و هفت روز با چنان درخششی خواهد سوخت که همگان درخشش نور حقیقت را ببینند.

به نظر من، نوستراداموس پدیدار شدن موجودی فرا طبیعی ،یعنی یک انسان تجسم یافته (شبح)، را در شهر رم توصیف می کند. انسان تجسم یافته، انسانی نورانی است.

این مورد با تاریخ استعفای پاپ مطابق است.

بندیکت به خاطر وقف خودش به مریم باکره مشهور است. 11 فوریه روز جشن بانوی ما مریم مقدس است، که یادآور اولین تجسم (ظهور) مریم باکره ی مقدس بر سنت برنادت سوبیروس، در 11 فوریه 1858 است.

با توجه به شاهدان ظهورات مریم، این رویدادها (ظهورات) گاهی چند دقیقه و گاهی چندین ساعت به طول انجامیده اند. بانوی زیتون یا بانوی نور، ظهور مریم در میان جمعیت بسیاری بود که از دوم اپریل 1968 به مدت دو تا سه سال در منطقه ی زیتون در شهر قاهره ی مصر اتفاق می افتاد.

معجزات و شفا یافتن های بسیاری در زمان این ظهورات گزارش شده اند. البته شکاکین مدعی اند که نور دیده شده صرفاً توهّم معتقدانی است که در خوردن شراب کمی زیاده روی کرده اند.

همانطور که در کتاب راز صهیون نوشتم، توصیفات این ظهورات مریم مرا به این نظر سوق داد که مریم به طرزی فرا طبیعی همچون یک شبح یا موجودی با پیکر رنگین کمانی تجلی کرده است. هنر کاتولیکی بدن نورانی او را همچون ستاره به تصویر کشیده است.

او به مانند فرشتگان سرافیم در آتش عشق به خالق شعله ور است.

در واقع، اعتقاد من بر این است که انسان ستاره ای عضوی از جامعه ی موجودات مشتعل یا سرافیم (سراف ها) است. سرافیم که به مارهای بالدار یا شعله ور ِ خِرد و حکمت نیز معروفند بر عرش خدایی منزل دارند. آنها آنقدر درخشان می سوزند که آن کس که نا آماده درصدد برقراری ارتباط با یکی از آنها برآید، در خطر خاکستر شدن قرار میگیرد. آنان که پاکترین قلبها را دارند با این ارتباط مبدّل به سرافیم شده  به دیگر فرشتگان ملحق می شوند، و تنها انسان است که برای صهیون آسمانی کامل می نُماید (عبریان 12:23).

END OF DIVINE DARKNESS

«ستارۀ بزرگ برای هفت روز خواهد سوخت»

آیا این اشاره دارد به موجود زنده ای ستاره مانند، که احتمالا مؤنث است؟

 END OF DIVINE DARKNESS

END OF DIVINE DARKNESS

 

در قرن دوازدهم، سنت فرانسیس آسیزی (1226-1181) به مشاهده ی تجسم عیسی مسیح شهرت یافت. عیسی همچون یک سِراف در مقابل فرانسیس تجلی یافت، در حالیکه زخمهای میخ صلیبش با اشعه های نورانی بر بدنش شعله می کشید. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به بلاگ RISING COAST TO COAST AM، مطلب 20 دسامبر 2010، مراجعه کنید.

END OF DIVINE DARKNESS

این دیوارنگاره ها متعلق اند به کلیسای REDEMPTORIS MATER (مادر رستگاری بخش)، که درست پشت درهای ساختمان محل اقامت پاپ قرار دارد. این نمازخانه برای استفاده ی اختصاصی پاپ منظور شده است. سبک آن نمایشگر تصویرسازی الهام گرفته شده از سبک بیزانسی است، که پدیدار شدن تخت و عیسی را از میان معبری سرخ همچون آتش یا دروازه ی ستاره ای به تصویر می کشد. پیام نقش موزائیکی که مسیح را درست بالای تخت نشان می دهد کاملا واضح است.

END OF DIVINE DARKNESS

 

تخت، همان دروازه ی ستاره ای است.

END OF DIVINE DARKNESS

END OF DIVINE DARKNESS

23 فوریه 2013: در این عکس که بوسیله ی روزنامه ی واتیکان (L’Osservatore Romano) منتشر شده است، پاپ بندیکت شانزدهم (سمت راست تصویر)، پیام خود مشتمل بر خلوت گزینی روحانی به مدت یک هفته را در کلیسای مادر رستگاری بخش در واتیکان ایراد می کند.

END OF DIVINE DARKNESS

تجلی مسیح. او در میان ستاره ای با شش شعاع نور که پیکرش را در حصار خود گرفته اند، تجلی میکند. شش شعاع نور با شش بال سرافیم مطابقت دارد.

ابری که دو خورشید را پدیدار می کند

تجلی انسان ستاره ای بیانگر ابر و دو خورشیدی است که پدیدار می شوند.

این ابر، ابری درخشنده است که توسط عیسی در خلال «بزرگترین معجزه اش» یعنی تغییر شکل یافتن، نمایان می شود. در خلال این رویداد، عیسی به انسان ستاره ای تغییر شکل یافته و مجددا به حال اول باز میگردد.

هنر مسیحی عیسای تغییر شکل یافته را با پیکری ستاره مانند به تصویر می کشد. معبر دایره ای شکل پشت سرش اشاره دارد به «ابر»ی که در کتاب مقدس آمده است. این همان وسیله ی صعودش به آسمان و نیز وسیله ی بازگشت اوست.

دو خورشید، موسی و الیاس هستند، یعنی دو پسر صهیون، که در زمان تغییر شکل یافتن عیسی در جوارش پدیدار میگردند.

این دو، شاهدان مکاشفات (رویدادهای آخرالزمان) اند.

«آیا اینها را نمی شناسید؟… این دو، تدهین شدگانند، که در کنار سرور کل زمین ایستاده اند.» (زکریا 14-4:13). دو شاهدی که سوخت چراغهای دیگران را فراهم می آورند. (احتمالا اشاره دارد به روشن کردن چراغ دلها که پیشتر گفته شد-مترجم).

اینها عاملان آشکارسازی نهایی اند.

ظهورشان سبب زوزه کشیدن سگ عظیم الجثه در تمام طول شب خواهد شد. این همان سگ سیاه است، سگ شکاری جهنم، که تمام شب زوزه سر خواهد داد، زیرا با ظهور قاضی عیسی، راز غلبه بر مرگ و دستیابی به حیات جاودان بر همگان آشکار خواهد شد.

سپس کاهن بزرگ (پاپ اعظم) سرزمینش را تغییر خواهد داد.

بلی، جشنی گسترده به پا خواهد شد.

دوران ظلمت الهی سر خواهد آمد.

منبع: http://www.williamhenry.net/blog_divine.html

با تشکر فراوان از عشاهیر  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

حزقیال نبی

بررسی مشاهدات حزقیال نبی

 آیا حزقیال پیامبر واقعا با موجودات فضایی ملاقات کرد ؟

 و آیا این موجودات جن بودند یا فرشته یا انسان ؟

و چه پیامی برای حزقیال داشتند؟

                      

مقدمه :

 

مشاهدات پیامبر قوم بنی اسرایل و توصیفات او از فرود یک سفینه فضایی(سفینه های فضایی) بر زمین مبحث کتابهای زیادی بوده است از جمله کتاب «ارابه خدایان» نوشته اریک ون دانیکن و » برخوردهای الهی» نوشته زکریا سیچین.

پس از خواندن فصلهای مربوط به مشاهدات حزقیال برای سالها در این فکر بودم که آیا او واقعا یک سفینه فضایی دیده بود ؟  یا اینکه این ایده ناشی از اشتباهاتی در ترجمه از زبان عبری باستان به انگلیسی در عصر حاضر بوده است؟!

نسخه کامل کتاب حزقیال نبی را به فارسی علاقمندان می توانند در این آدرس به صورت PDF مشاهده کنند اگرچه ترجمه خیلی خوبی نیست ولی از هیچی بهتر است!

http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/26_ezekiel.pdf

متون دینی  همواره سبب جنجال میان معتقدان مذهبی و دانشمندان بوده اند. گروه اول همه چیز را به خواست خداوند مربوط می کنند و دانش و تکنولوژی جایی در کتب آنها ندارد و گروه دوم نیز فقط به زمینه علمی این متون علاقمندند و توجهی به جنبه دینی آنها ندارند. بنابراین هر دو گروه از فهم معانی عمیق کتب آسمانی عاجز می مانند و نمی توانند جواب همه سوالات را پیدا کنند.

به عقیده من برای دریافت حقیقت باید تعصبات علمی و دینی هر دو را کنار گذاشت و با دیدی جامع که مخلوطی از باورهای دینی و استدلالات علم تجربی باشد به  قضیه نگاه کرد…در این مقاله سعی خواهم کرد تمام  نظریاتی را که در این باره داده شده بیان کنم و اینکه کدام یک از این فرضیات قابل قبولتر است را به خود خواننده واگذار می کنم.

================================

 توصیف فرود سفینه : (برگرفته از جملات کتاب حزقیال-عهد عتیق)

«حزقيال کاهنی بود                                                                                                                

که با يهوديهای تبعيدی، کنار رود خابور در بابل                                                                             

زندگی می آرد

. حزقيال چنين تعريف می کند:                                                                             

4

    طرف من می آمد

در حرکت بود، هاله ای از نور دور آ ن بود و در                                                                               

درون آن ، چيزی مانند فلزی براق ، می درخشيد

توصیف موجودات:                                                                       

5

شدند که شبيه انسان بودند

صورت و دو جفت بال داشتند

پای انسان بود، ولی پنجه

شباهت داشت و مانند فلزی براق ، می درخشيد

هر يک از بالهايشان ، دست هايی می ديدم مثل دست                                                                

انسان

همديگر وصل بود

بدون آنكه برگردند

سپس ، از ميان ابر، چهار موجود عجيب ظاهر                                                                        . 6ولی هر يک ، چهار                                                                        ! 7پاهايشان نيز مثل                                                                          ء پايشان به سم گوساله                                                                      . 8زير                                                                  . 9انتهای بالهای آن چهار موجود زنده به                                                                            .آنها مستقيم حرکت می کردند                                                                           .                                                                                                                 

10

صورت انسان ؛ در طرف راست ، صور ت شير؛ در                                                                         

طرف چپ ، صورت گاو و در پشت، صورت                                                                                 

عقاب

توصیف بالها (بار اول):

11 هر کدام دو جفت بال داشتند،که يک جفت                                                                     . 12 هر جا                                                                            .                                                                                                         

13

افروخته با مشعل روشن ، در حال حرکت بودند

آنها، بر ق می جهيد

برق به عقب وجلو حرکت می کردند

در ميان اين موجودات زنده (منظور در میان سفینه هاست)، چيزهايی شبيه به زغال                                                                 . از ميان                                                                 . 14 آن موجودات زنده نيز بسرعت                                                                  .                                                                                          

15

چرخها :                                                               . 16 چرخها مانند زبرجد                                                                             . داخل هر چرخ ،                                                                    . 17 برای همين                                                                                  . 18 آن چهار چرخ دارای لبه ها و       

شده بودم ، زير آنها و بر روی زمين، چهار چرخ ديدم                                                                   

زير هر موجود يک چرخ

می درخشيدند و همه مثل هم بودند

چرخ ديگری نيز قرار داشت

می توانستند بی آنكه مجبور باشند دور بزنند، به هر سو                                                               

 بخواهند، بروند

چشمها ی دور چرخها:                                                                  .                                                                              

19

چرخها هم با آنها حرکت می کردند

زمين برمی خاستند، چرخها نيز برمی خاستند، و وقتی                                                                

می ايستادند، چرخها هم می ايستادند، چون روح آن چهار موجود در چرخها نيز قرار داشت

پس  موجودات زنده و چرخها تحت هدايت روحشان بودند.                                                                                                                                                                                                         22 بالای سر موجودات زنده ، چيزی شبيه به يک صفحه ء بزرگ گسترده شده بود که مانند بلور

بدنشان را می پوشانيد                                                                                                 وقتی پرواز می کردند   

24

صدای غرش بالها :.

وقتی می ايستادند، بالهايشان را پايين می آوردند

بار که می ايستادند، از صفحه

صدايی بگوش می رسيد

تخت یا سفینه :

بر فراز صفحه ء بالای سرشا ن، چيزی شبيه به يک. 27 و 28 از. دورتادورش را نيز نوری درخشانء رنگهای رنگين کمان در آن ديده.

تخت سلطنتی زيبا قرار داشت که گويی از ياقوت

کبود ساخته شده بود و بر روی آن تخت ،

موجود داخل سفینه یا خلبان؟ :

 وجودی

نشسته بود که به يک انسان شباهت داشت

کمر به بالا همچون فلزی غوطه ور در آتش

می درخشيد، و از کمر به پايين ، مانند شعله های آتش،

تابان بود

فراگرفته بود که همه

می شد

حزقیال در پایان نتیجه می گیرد که این حضور پرجلال خداوند است که بر او ظاهر گشته :

حضور پرجلال خداوند* بدينگونه بر من ظاهر شد

.

هنگامی که آن منظره را ديدم ، به خاک افتادم

صدای کسی را شنيدم که با من سخن می گفت

——————————————————

*در متن اصلی نوشته شده =»جلال خداوند».

——————————————————

در فصل ۳ حزقیال سوار بر سفینه می شود و به مکانی دیگر می رود:

سپس روح خدا* مرا از زمين بلند کرد و من از

پشت سر خود صدای غرش عظيمی را شنيدم که می گفت

 

 13 اين غرش از به هم خوردن بالهای موجودات و.

14

خابور، نزد يهوديان تبعيدی برد

خشم رفتم ، ولی سنگينی حضور خداوند را احساس

می آردم

بودم ، هفت روز در ميا ن ايشان نشستم

و 15 روح ، مرا برداشت و به تل ابيب ، کنار رود. من با تلخی و با. در حالی که غرق در حيرت و انديشه.

 

 

  «در . 3سپس چيزی شبيه به دست. آنگاه روح خداء

شمالی آورد، که در آنجا آن بت بزرگ که باعث خشم

خداوند شده بود، قرار داشت

خدای اسرايل را در آنجا ديدم، درست همانطور که

قبلاً در بيابان ديده بودم

——————————————————————-

*در متن اصلی آمده است =» موجودی که شبیه انسان بود چیزی را مانند دشت بود به طرفم دراز کرد و موهای سرم را گرفت».

** در متن اصلی آمده =» موجودی که شبیه انسان بود مرا به میان زمین و آسمان بلند کرد و به اورشلیم برد».

——————————————————————–

زشتکاریها و بت پرستی قوم اسرایل نمایان می شود:

 5(موجود انسان شکل) به من فرمود:

ای انسان خاکی، به سمت شمال بنگر

نگاه کردم و ديدم که آن بت بزرگ در 

کنار دروازه

ء شمالی قربانگاه قرار دارد.

6(موجود انسان شکل) فرمود:

ای انسان خاکی، می بينی چه

می کنند؟ می بينی قوم اسرايل در اينجا به چه گناهان

وحشتناکی دست می زنند و باعث می شوند از خانه

ء

مقدسم دور شوم ؟ ولی بيا تا گناهان بدتر از اينها را

 

هم به تو نشان بدهم

7

 

حالا ديوار را بكن

ديوار را کندم تا به در اتاقی رسيدم 

 9گفت:

داخل شو و ببين چه کارهای زشت ونفرت انگيزی در آنجا انجام می دهند

آنگاه مرا به درواز هء حياط بيرونی خانه ء خدا آورد و سوراخی در ديوار به من نشان داد. 8گفت

  

10

حيوانات زشت و ناپاک ، و بتهای اسرائيل نقش شده

است

شافان

می کردند

دست داشت و ابر غليظی از دود بخور بالای

سرشان تشكيل شد ه بود

دلایل ظهور :

 می توان گفت یکی از اهداف ظهور این موجودات افشا کردن گناهان و بت پرستیهای قوم بوده است. علاوه بر این در فصول دیگر همان صدا حزقیال را از سرنوشت و آینده شوم قومش مطلع می کند و به حزقیال می گوید که قصد دارد تمام این مردم را هلاک کند به جز تعداد اندکی !

در تمام طول این گفتگوها این موجودات بالدار هستند که با حزقیال صحبت می کنند اما در ترجمه فارسی به دلایل نا معلوم «خداوند» جایگزین شده است. برای اطمینان از این مسئله به ترجمه مستقیم از عبری نگاه کنید…

 3سپس حضور پرجلال خدا *که بالای موجوداتء عبادتگاه

 

——————————————————

*در متن اصلی نوشته شده =» جلال خداوند»

—————————————————–

قتل عام گناهکاران:

5

آنگاه شنيدم که خداوند به مردان(موجودات بالدار) ديگر فرمود:

بدنبال او به شهر برويد و کسانی را که بر

پيشانی شان علامت ندارند، بكشيد

نگذاريد و به کسی رحم نكنيد

زن و بچه ، همه را از بين ببريد؛ ولی به کسانی که

بر روی پيشانی شان علامت هست ، دست نزنيد

کار را از خانه ء من شروع کنيد

پس با کشتن 

کردند

. هيچ کس را زنده. 6پير و جوان ، دختر و. اين بزرگان قوم که در خانه ء خدا بودند، کشتار را شرو ع.

7خداوند به ايشان گفت

اين عبادتگاه را آلود ه کنيد

حياط آن را از جنازه پر سازيد

پس ايشان فرمان خدا را در تما م شهر اجرا

کردند

! ! دست به کار شويد.

8

رو به خاک افتادم و فرياد زدم

ای خداوند

آيا تو بر اورشلي م آنقدر غضبناک هستی که هر کسی

را که در اسرائل باقی مانده باشد، از بين خواهی

وقتی آنها کشتار را شروع کردند و من تنها مانده بودم !

 

 9او در پاسخ فرمود:

گناهان قوم اسرائل و يهودا

خيلی زياد است

ايشان می گويند

خداوند اين را نمی بيند! او اين سرزمين را رها کرده است

برد؟. تمام سرزمين پر است از ظلم وجنايت و

10

نخواهم گذشت

پس من نيز بر ايشان رحم نخواهم کرد و از سر تقصيراتشان. آنها را به سزای همه ء اعمالشان

 

خواهم رساند

11

فرمانی که داده بودی، اجرا 

در فصل ۱۰ موجودی که حزقیال به عنوان روح خدا توصیف می کند از مرد کتان

ناگهان ديدم که بر صفحه ای که بالای سر

فرشتگان* ، (* متن اصلی آمده = «کروبیان»)

قرار داشت ، چيزی مثل يک تخت سلطنتی به رنگ

ياقوت کبود ظاهر شد

به ميان چرخهايی که زير

کروبیان است برو و مشتی از زغال افروخته بردار

. 2آنگاه خداوند به مرد کتان پوش فرمود

 

آن مرد در مقابل ديدگان من اين کار را کرد

او به ميان چرخها رفت، کروبیان در قسمت جنوبی

خانه

کرد

کروبیان برخاست و بر آستانه

گرفت و خانه

درخشش پر شكوه حضور خداوند مملو گشت

و آن را بر روی شهر بپاش. 3وقتیء خدا ايستاده بودند، و ابری حياط درونی را پر. 4سپس جلال خداوند از بالای سرء خانهء خدا قرارء خدا از ابر جلال پر شد و حياط آن از.

5

مطلق بود وتا حيا ط بيرونی بطور واضح شنيده

می شد

در فصل ۱۰ دوباره موجودات بالدار توصیف شده اند:

 

6وقتی خداوند به آن مرد کتان پوش دستور داد که به7و يكی از فرشتگان دست خود را دراز کرد و. او هم. 8(هر فرشته ، زير بالهای خود،.)

13-9

هر يک از آن چهار کروب ، يک چرخ کنار خود

«

می گفتند، چو ن هر چرخ ، يک چرخ ديگر در داخل

خود داشت

می درخشيدند و نوری سبز متمايل به زرد از خود

منتشر می آردند

که فرشتگان می توانستند به هر جهتی که بخواهند

بروند

دور نمی زدند بلكه صورتشان به هر سمتی که

متمايل می شد، به همان سمت می رفتند

آن چهار چرخ با پره ها و لبه هايش پر از چشم بود

چرخ در چرخ » داشت و شنيدم که به اين چرخها. اين چرخها مثل ياقوت سبز. ساختمان اين چرخها طوری بود. وقتی می خواستند مسير خود را تغيير بدهند،. هر يک از.

14

شبيه صورت گاو، دومين، شبيه صورت انسان ،

سومين ، مانند صورت شير و چهارمين ، مانند

صورت عقاب بود

در ادامه حزقیال این کروبیان را شناسایی می کند :

15

کنار رود خابور ديده بودم (فصل ۱)

خود را می گشودند و بسوی آسمان بالا می رفتند،

چرخها نيز همراه آنها برمی خاستند و در کنار آنها

می ماندند، و وقتی فرشتگان می ايستادند، چرخها هم

می ايستادند، چون روح آنها در چرخها نيز قرار

داشت

و 16 و 17 اين فرشتگان همان موجوداتی بودند که در. هنگامی که آنها بالهای.

18

پس از آ ن، درخشش پر شكوه حضور خداوند آستانه ء

خانه

گرفت ،

بالهای خود را گشودند و به همراه چرخها از زمين

برخاستند و بر بالای دروازه

ايستادند، در حالی که حضور پرجلال خدای اسرايل

برفراز آنها قرار داشت

ء خدا را ترک گفت(سفینه از معبد خارج شد) و بالای سر کروبیان قرار19 و در همان حال که نگاه می کردم ، فرشتگانء شرقی خانه ء خدا.

20

زير تخت خدای اسرايل در کنار رود خابور ديده

بودم ،

داشتند و زير بالهايشان چيزی شبيه به دست انسان

وجود داشت

بود که کنار رود خابور ديده بودم ، و همچنين هر

يک از آنها مستقيم به جلو حرکت می کردند

=========================================

ایرادات موجود در ترجمه فعلی :

ترجمه های فارسی موجود و برخی ترجمه های انگلیسی به دلایل دینی و اعتقادی برخی لغات و اصطلاحات را سانسور می کنند که من لازم می دانم برای جلوگیری از گیج شدن خوانندگان آنها را ذکر کنم:

 ۱-در ترجمه نام » موجودات زنده »  آمده است و شما ممکن است تصور کنید که حزقیال در حال توصیف ۴ موجود زنده است در حالیکه چنین نیست. آنچه حزقیال «موجودات زنده» می نامد در اصل ۴ وسیله پرنده هستند که چون حرکت می کنند حزقیال آنها را زنده می نامد. در ادامه توصیفات متوجه می شویم که حزقیال در حال توصیف بالها و چرخها و موتور این وسایل پرنده است .

البته برخی معتقدند که «موجودات زنده» در اصل همان فرشتگان هستند که بال دارند اما آیا فرشتگان چرخ و موتور هم دارند؟

۲-در ترجمه آمده» حضور پر جلال خداوند » در متن اصلی نوشته شده » عظمت خداوند».

۳- در ترجمه آمده است «چیزیکه شبیه دست خدا بود به طرفم دراز شد» اما در متن اصلی چنین است: » مردی که نیمی از تنش مانند آتش و نیم دیگر مانند فلز گذاخته بود چیزی را که شبیه دست بود به طرفم دراز کرد و موهای سرم را گرفت و مرا به میان زمین و آسمان بلند کرد و در این رویای الهی آن انسان مرا به اورشلیم برد…».

۴- در ترجمه هر جا که نوشته شده «روح خداوند » در اصل کلمه » روح » است و نامی از خداوند نیامده است.

با مطالعه دقیق توصیفات حزقیال نبی مشخص می شود که او تفاوت زیادی بین «موجودات زنده » و خداوند قائل شده است و هر جا که خواسته نامی از آفریدگار ببرد به وضوح نام خداوند را آورده است اما جایی که موجود داخل سفینه او را با خود به هوا بلند می کند حزقیال می نویسد : «موجودی که شبیه انسان بود چیزی را که مانند دست بود به طرفم دراز کرد «. واضح است که خداوند نه شبیه انسان است و نه دست دارد اما متاسفانه در ترجمه طوری وانمود می کند که خداوند دستش را به طرف حزقیال دراز کرده است!

در جایی هم که نوشته شده » حضور پر جلال خداوند » منظور خداوند نیست چون خداوند نیازی به وسیله نقلیه هوایی برای آمدن به اورشلیم ندارد و حضور خداوند جایی را ترک نمی کند (در حالیکه حزقیال می گوید جلال پر درخشش خداوند معبد را ترک کرد!) واضح است که منظور حزقیال از «جلال پر درخشش » یک شیئ درخشنده و نورانی است که ابتدا در حیاط معبد فرود می آید و سپس از آنجا به همراه کروبیان خارج می شود.

۵-در ترجمه نوشته شده » فرشتگان » اما در متن اصلی کلمه «کروبیان» آمده است. در زبان عبری دو لغت «فرشته» و «کروب» از هم متفاوت هستند و هر کدام معانی خاصی را می رسانند.

«فرشته» در زبان عبری به معنی هر موجودی می تواند باشد از جمله:جن  و انسانی که پیامی را آورده اند.

«کروب» به معنی موجود آسمانی است یعنی موجودی که مسکن او در آسمان است.

 

چنین اشتباهات مغرضانه ای به وفور در کتاب حزقیال و سایر کتب عهد عتیق موجود است که در جای آن صحبت خواهد شد.

==============================

نتیجه مختصر:

تا اینجا معلوم شده است که حزقیال قبل از ملاقات با سرنشینان سفینه به پیامبری مبعوث شده بوده و این ملاقات ارتباطی با پیامبری او ندارد چرا که خداوند به طور مستقیم حزقیال را به نبوت دعوت کرده است و اثری هم از وسایل پرنده نیست :

 در جای جای سروده های کتاب خداوند به حزقیال ماموریت نبوت را ابلاغ می کند :

ای انسان خاکی، نبو ت کن ؛ پيغام مرا اعلام نما؛ محكم

دست بزن

سرت حرآت بده تا نشان دهی آه چه آشتار بزرگی در

انتظار اين قوم است

ريزد

 

جدا از مشاهدات عجیب حزقیال در جاهای دیگر کتاب پیام خداوند مستقیم و بدون حضور موجودات بالدار به حزقیال داده می شود :

 فصل ۲۶ :در يازدهمين سال از تبعيدمان ، در روز اول

ماه ، اين پيام از جانب خداوند به من رسيد

:

ای انسان خاکی، صور از سقوط اورشل يم

خوشحال است و می گويد:

اورشليم درهم شكسته است

. او که با قومهای ديگر

تجارت می کرد از بين رفته است

. حال ، من جای او

 

البته این احتمال وجود دارد که موجودات بالدار در هنگام وحی حضور داشته اند اما توضیحات و توصیفات آنها فقط در چند فصل خلاصه شده است که از تکرار پرهیز شود و علاوه بر این احتمال حذف شدن یا گم شدن بخشهای متعددی از کتاب وجود دارد.

نتایج کلی :

تا اینجا شما متن کتاب حزقیال و مشاهداتش را مطالعه کرده اید و حتما فرضیه هایی را در ذهن خود ساخته اید. با هم به ۴ مورد از نظریات رایج در مورد این پیامبر نگاه می کنیم :

 

برخی نویسندگان و محققان مسلمان کل داستان حزقیال نبی را دروغی ساخته قوم یهود می دانند و معتقدند که هیچ دلیل محکمی وجود ندارد که ثابت کند پیامبری با این نام و مشخصات وجود داشته است. بنابراین در سندیت کتاب حزقیال شک و شبهه وجود دارد و برخی حتی معتقدند که این نوشته ها (با توجه به سبک نگارش) قرنها پس از حزقیال نوشته شده و ساخته و پرداخته شخصی دیگر است. از سوی دیگر مشاهدات حزقیال با آنچه که حضرت دانیال(ع) در کتاب خود توصیف کرده بسیار شباهت دارد و این امکان هست که نویسنده پس از خواندن مشاهدات دانیال آنها را به نوع دیگری باز نویسی کرده باشد.

 برای خواندن متن کامل کتاب دانیال به این آدرس رجوع کنید:

http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/27_daniel.pdf

========================================

 

۲-حزقیال بی شک با موجودات غیر زمینی ملاقات کرده:

طرفداران این عقیده بر این باور هستند که فرود و صعود سفینه های فضایی نه فقط در کتاب حزقیال بلکه در جای جای کتاب عهد عتیق دیده می شود و فضانوردان باستان واقعا از زمین بازدید کرده اند و مردم زمین آنها را با لفظ «خدایان» در کتابهای خود ثبت نموده اند.

برای اولین بار داشمند بازنشسته ناسا «جوزف بلومریچ» که مخالف عقاید ون دانیکن در مورد ارابه خدایان بود در صدد برآمد تا با ساخت مدلی از این سفینه و ثبوت غیر ممکن بودن آن تئوریهای ون دانیکن را باطل کند. او بر اساس توصیفات حزقیال مدلهای متعددی از این سفینه را در اندازه ها و ابعاد مختلف طراحی کرد واز آنجا که تمام آنها با موفقیت پرواز کردند بلومریچ به ادعای خودش نامه ای در عذرخواهی از ون دانیکن نوشت !

تصویر سفینه ساخته شده توسط بلومریچ :

 

برای خواندن اعتراف و تحقیقات بلومریچ به قلم خودش به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.earthportals.com/Portal_Ship/ezekiel.html

 ===========================================

۳-آنان که بر حزقیال ظاهر شدند جن بودند نه فرا زمینی :

معتقدان این نظریه می گویند که آنچه حزقیال دیده درست است اما تعبیر ما از آن نادرست است. به این معنی که حقیقتا وسیله ای گردونه شکل بر زمین فرود آمده است و حزقیال آن را مشاهده و توصیف نموده اما با توجه به شکل ظاهری موجودات داخل گردونه می توان به صراحت گفت که آنها فرشتگانی بودند که تصاویر و بتهایشان در سراسر خاور میانه پخش بوده و البته منظور از فرشتگان در اینجا معنی لغوی آن است نه آن معنی ظاهری که به ذهن خطور می کند!

لغت فرشته یک کلمه اوستایی و به معنی » فرستاده» می باشد. در زمان باستان هر موجودی را که از آسمان به زمین می آمده یک فرشته یا فرستاده می دانستند.

جالب اینکه لغت عبری برای فرشته که در تورات آمده کلمه » ملک» است . ملک در عبری به معنی فرستاده و پیام آور می باشد.

وقتی که تورات از عبری به زبان یونانی ترجمه شد به جای لغت «ملک» کلمه یونانی » آنجلوس» استفاده شد و جالب اینکه «آنجلوس» در یونانی هم به معنی «فرستاده » و «پیام آور» است !

در انگلیسی نیز لغت » آنجل» به معنی فرشته برگرفته از واژه یونانی آنجلوس می باشد و معنی آن بسیار وسیع است.

بنابراین احتمال دارد که لغت «ملک» و ملائک» در عربی نیز معانی متعدد و وسیعی داشته باشد اما دانش من از زبان عربی بسیار کم است( از ۲۰ نمره ۱۰ است !) و نمی توانم در این مورد اظهار نظری بکنم.

تصویر پایین خدایان بابل باستان هستند که مطابق با مشاهدات حزقیال نبی می باشند:

در نهایت فرشتگانی که بر حزقیال ظاهر شدند همان جنیان بالدار و سم داری بودند که توسط مردم خاور میانه و مصر و هندوستان پرستش می شدند.

 ======================================

۴-فرشتگان دربار الهی :

پیروان این عقیده به بعد دینی این مشاهده توجه دارند و معتقدند آنها که بر حزقیال ظاهر شدند فرشتگان دربار الهی بودند که برای ابلاغ پیام خداوند بر او آمده بودند و بقیه داستان صحتی ندارد. 

======================================

شما طرفدار کدام نظریه هستید ؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: