بایگانی دسته‌ها: جن شناسی و تاریخچه آن

خلقت جن و فریب خوردن انسان از شیطان

 خلقت جن و فریب خوردن انسان از شیطان؛

به نام خداوند بخشنده و مهربان

[ انسان را خدا از  َصلصال خشک مانند گل کوزه گران آفرید و جنیان را از رخشنده ی شعله ی آتش خلق کرد. الا ای جن و انس کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می کنید؟] الرحمن ۱۴-۱۶

[و همانا ما انسان را از گل و لای سالخورده ی تغییر یافته خلق کردیم و طایفه ی دیوان را پیش از آن از آنش گدازنده خلق کرده بودیم. ]حجر ۲۶

اجنه نه از آتش بلکه از گرمای شعله ی آتش خلق شده اند.برای همین وزن ندارند و موجودات فیزیکی نیستند.ما انسانها بدن فیزیکی سخت داریم در حالیکه اجنه بدنی قابل انعطاف و  سبک دارند.

اجنه بسیار پیشتر از خلقت آدم خلق شده بودند و شیطان که بسیار مقرب درگاه خدا بود هزاران سال را به عبادت خدا پرداخته بود تا اینکه پس از سرپیچی از فرمان خدا و سجده نکردن بر آدم از آنجا برای همیشه طرد شد.درد و رنجی که شیطان از دور شدن از دربار خدا می کشید سبب حسادتش به آدم و حوا شد. چرا آنها که تازه خلق شده اند در باغ عدن زندگی ابدی دارند و لذت می برند در حالی که من پس از هزاران سال عبادت و عشق و علاقه به خدا محکوم به جهنم هستم؟ حسادت  و غرور سبب شد که شیطان همه چیزش را از دست بدهد و در صدد آن برآمد که آدم را نیز از  بهشتی که خودش از آن محروم شده بود-بیرون بیاورد.

 تصویری سمبولیک از شیطان

[یاد آور باش زمانی را که به فرشتگان فرمودیم به آدم تعظیم کنید.همه اطاعت کردند به جز ابلیس که از نوع جن بود و از فرمان آفریدگارش سرپیچی کرد…] کهف ۵۰

[آنگاه شیطان آدم و حدا هر دو را فریب داد تا زشتیهای آنان پدیدار شود و به دروغ گفت :خدا شما را از این از درخت نهی کرد برای اینکه مبادا در بهشت دو پادشاه شوید یا عمر جاوید یابید.]اعراف۲۰    

 [و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنند همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبر ورزید و از فرقه ی کافران گردند.] بقره ۳۴

[شیطان گفت که چون تو مرا گمراه کردی من نیز بندگانت را از راه درست که آیین توست گمراه گردانم.] اعراف ۱۶ 

اما اینها همه در کتاب حق ازلی از پیش نوشته شده بود و زمانیکه خداوند به شیطان مهلت داد تا انسانها را فریب دهد-این برنامه قرار بود که به بهترین صورت انجام شود…انسان نه تنها فریب شیطان را خورد بلکه از هوای نفس خود نیز پیروی کرد و به سبب نا فرمانی به زمین آورده شد.جایی که باید دوره ای کوتاه را به صورت آموزشی و یادگیری بگذراند و چنانچه دروس خود را یاد گرفت دوباره به جایی که از آن آمده برگردد.در مقابل شیطان- انسان به سلاحهای فراوانی مجهز شده است…هزاران هزار پیامبر و هدایت کننده با دستورات کامل از جانب خدا به انسان یاد آوری میکنند که باید روزی از این زمین خارج شود و نباید به آن دل ببندد…یادآوری می کنند که خالق خود را بپرستند و دوباره فریب شیطان را نخورند.در این شرایط کسانی که جهنم را با اعمال خود می خرند به همان جا وارد می شوند و ستمی به آنها نشده است.

 [پس شیطان آدم و حوا را به لغزش افکند تا از ان درخت خوردند و بدین عصیان آنان را از مقام بیرون آورد…

پس گفتیم از بهشت فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمنید و شما را تا روز مرگ زمین آرامگاهتان خواهد بود.]بقره ۳۶

[گفتیم همه از بهشت فرود آیید تا آنگاه که از جانب من  راهنمایی برای شما آید…]بقره ۳۸

 

Red_Gargoyle

همزیستی انسان و جن؛

بر طبق قرآن و همچنین تمام کتب باستانی ملل مختلف انسان و جن برای دوره ای طولانی با هم همزیستی داشتند به این معنی که یکدیگر را می دیدند و در بسیاری موارد ازدواجهایی بین آنها صورت گرفت که منجر به تولید نسلهای عجیب با ویژگیهای خاص شد.آثار این نوع موجودات دورگه ی جن و انس در اسطوره ها و متون ژاپن – یونان – ایران – مصر – آمریکای لاتین – اسکاتلند و کشورهای اروپایی- چین به میزان خیلی زیاد و هندوستان فوق العاده زیاد وجود دارد.سحر و جادو اولین بار از عالم غیب و توسط موجوداتی از عالم غیب به زمین راه یافت.اگر چه زمان دقیق آن معلوم نیست اما داستان هاروت و ماروت بسیار اطلاعات با ارزشی می دهد.هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به دستور خداوند و برای دلایلی چون آزمایش انسانها به زمین آمدند و سحر و جادو به مردم آموختند.اما مسئله این بود که پیش از آموختن هر سحری به آن انسان هشدار می دادند که آنچه ما یاد می دهیم جادو و خطرناک است و اگر آن را یاد بگیری گناه است و این جادو کاربرد خوب ندارد و به جهنم می روی.بسیاری از انسانها با وجود این اخطارها سحر و جادو را یاد گرفتند…برخی از اسطوره ها می گویند که هاروت و ماروت هر کس را که جادو را می آموخت می کشتند و بر سر هویت هاروت و ماروت هم بحثهای زیادی است.

[گروهی از اهل کتاب کتاب خدا را پشت سر انداختند گویی از آن چیزی نمی دانند

و پیروی کردند سخنانی را که دیو و شیاطین در ملک سلیمان می خواندند و

هرگز سلیمان به خدا کافر نگشت

لیکن همه ی دیوان کافر شدند و  سحر به مردم می آموختند  و آنچه را به دوفرشته ی هاروت و ماروت در بابل نازل شده یاد می دادند

و آن دو فرشته  به هیچ کس چیزی نمی آموختند مگر آنکه به او می گفتند که کار ما

فتنه و امتحان است مبادا که کافر شوی …] بقره ۱۰۲

هزاران سال بعد از آن همچنان اجنه آنچه را که هاروت و ماروت به زمین آورده بودند به انسانها یاد می دادند و از آن برای اذیت و آزار استفاده می کردند زیرا اجنه مثل ما عمر نمی کنند و عمر متوسطشان ۵۰۰۰ سال و یا بیشتر است و بنابراین در زمان هاروت و ماروت زنده بودند و جادو ها را حفظ کرده بودند. اما با این ال اجنه قدرت آزار بنده های خوب و صالح را نداشته و ندارند.

[… و دیوان به مردم چیزی که میان زن و شوهر جدائی افکند می آموختند

 و زیان نمی رساندندبه کسی مگر اینکه خدا بخواهد

و چیزی می آموختند که به خلق زیان می رسانید و سود نمی بخشید.]بقره ۱۰۲

همزیستی انسان و جن با تولد حضرت محمد پایان پذیرفت به این شکل که اجنه و انسان بر هم مرئی نبودند و همچنین اجنه- بسیاری از قدرتهایشان را از دست دادند.

[و ما (جنیان) پیش از این در کمین شنیدن اسرار وحی می نشستیم  اما اینک هر که اسرار الهی سخنی خواهد شنید تیر شهاب در کمین اوست.]۹

به این صورت  ورود به بسیاری از بخشهای آسمانها و ورود و خروج به بارگاه فرشتگان بر آنها ممنوع شد.دیگر اجنه اجازه نداشتند به هر کجای آسمان که خواستند پرواز کنند(منظور آسمان آبی نیست.) و شنیدن سخنان فرشتگان و وحی بر آنها ممنوع شد.همواره لشکری از فرشتگان با سلاحهای آتشین و بی نظیر خود در حال نگهبانی از اسمانها هستند و هر جنی که وارد آن شود را با تیر و شهاب بیرون می رانند.

[ و جنیان گفتند  پیش از این ما به آسمان بر می شدیم اما حالا آنجا پر از فرشته ی نگهبان با قدرت و تیر و شهاب آتشبار فراوان  است.]۸

[خدا بر شما شراره های آتش و مس گداخته فرود آورد تا هیچ نصرت و نجاتی نیابید] الرحمن۳۵

دیوار بین انسانها و جنیان؛

در اصطلاح گفته می شود  که تولد حضرت محمد سبب جدا شدن جن و انس از هم شد.

اما واقعا چه اتفاقی افتاد ؟

در اصل دیواره ای بین دو دنیای جن و انس کشیده شد.به عبارت علمی تر انسانها در بعد متفاوتی از ماده قرار گرفتند.بعدی که اجنه اجازه ی داخل شدن ندارند .به این ترتیب دوره ی همزیستی هزاران ساله به پایان رسید که آنهم دلایل خاص خودش را دارد.

قدرت اجنه؛

اجنه دارای قدرتهای فراوانی هستند اما هر جن دارای قدرت خاصی است.مثلا برخی اجنه قدرتهایی مانند باد و رعد و برق را کنترل می کنند .به این معنی که می توانند از آن نیروها استفاده کنند . همه ی اجنه قدرت پرواز کردن ندارند و بیشتر انواع جن نوع بی آزار و ضعیف هستند.                               

اجنه هیچ وقت توانایی آزار رساندن به نوع انسان را نداشته اند زیرا این برخلاف عدالت الهی است و هیچ جنی قدرت آزار هیچ انسانی را ندارد مگر آنکه آن انسان بسیار ضعیف النفس بوده و خودش خواستار ارتباط با اجنه باشد..که در مورد آن در بحث جادو صحبت کردیم.

 [ای گروه جن و انس اگر می توانید در اطراف زمین و آسمانها بر شوید و بیرون روید ولی هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نخواهید شد مگر به نافرمانی ( در برخی ترجمه ها آمده است ؛ مگر به پادشاهی؛ که کهنی آن هنوز قطعا مشخص نشده است.) ] الرحمن ۳۳

برخی انسانها برای به دست آوردن قدرتهای بیشتر و خارق العاده دست به دامن اجنه می شوند . اجنه ای که در این راه به انسان کمک می کنند همیشه اجنه ی کافر و گناهکار هستند.

این کاری بسیار بد و قبیح است اما انسانهای زیادی به آن دست می زنند که جایگاهشان در آتش دوزخ خواهد بود.

[ خداوند گوید شما هم در آن (جهنم) وارد شوید ای گروه جن و انس…]اعراف ۳۸

[کافران در میان طوایف بسیاری از جن و انس که پیش از این به کفر مردند هستند که وعده عذاب بر آنها حتمی است…]احقاف ۱۸

 با احضار جن و انجام مراسم جادوگری و قربانی و اعمال کثیف جنهای بد به انسان کمک می کنند تا مثلا کسی را یا کسانی را طلسم کند و این کار انرژی منفی و کینه ی بسیاری احتیاج دارد.

[و همانا مردانی که از نوع بشر به مردانی از نوع جن پناه می برند بر غرور و جهل خود سخت می افزودند.] جن ۹ 

از دیگر قدرتهای اجنه از گذشته این بوده است که پیام وحی خدا را تغییر دهند! به این معنی که وقتی فرشته وحی را برای هر پیامبری می آورده است – شیاطین که نمی خواستند انسان هدایت شود-پیام را تغییراتی داده و به گوش پیامبران می رساندند.پیامبران اگر چه قدرتمند بوده اند اما قدرتشان فقط در شنیدن وحی خلاصه می شده است و علم غیب نداشته اند.

اما خداوند پیش از آنکه پیام به پیامبر برسد آن را دوباره به حالت اول بر می گردانده  است و حیله ی شیاطین را خنثی می کرده است.

[ و ما پیش از تو هیچ پیغمبری نفرستادیم جز آنکه چون آیاتی برای هدایت خلق تلاوت کرد – شیطان در آیات الهی القاء دسیسه کرده آنگاه خدا آنچه شیطان القاء کرده محو و نابود می سازد و آیات خود را محکم و استوار می گرداند…]حج ۵۲ 

اما شیاطین دست بردار نیستند و هر وقت که کسی آیات قرآن را می خواند شیاطین تلاش می کنند تا شک و تردید در دل خواننده ایجاد کنند …آنها معنی واژه های قرآن را به چشم انسانهای ضعیف و نا آگاه عوض می کنند و این آزمایشی است برای انسانها تا معلوم شود که چقدر ایمان دارند و چقدر عقل دارند.

[تا خدا به آن القائات شیطانی کسانی را که دلهایشان مبتلا مبتلا به مرض کفر و قساوت قلب است بیازماید…ّ]حج ۵۳

سلیمان نبی ؛

 دوران پادشاهی سلیمان نبی یکی از عظیم ترین و بی نظیر ترین دوران بشر روی کره زمین است.در این دوره تمام موجودات پادشاهی او با یکدیگر در صلح و صفا زندگی می کردند و تمام اجنه ی بد و خطرنک به دست او به زنجیر کشیده شدند و برای او کارهای خارق العاده می کردند.  

[و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا غواصی کنند و یا به کارهای دیگر در دستگاه او بپردازند و ما نگهبان دیوان برای حفظ ملک سلیمان بودیم.]انبیاء ۸۲

[…و ما هم دیو و شیاطین مسخر سلیمان کردیم که بناها می ساختند و از دریا جواهرات می آوردند و دیگر از شیاطین را به دست او به غل و زنجیر کشیدیم.]ص ۳۷ و ۳۸ 

 همانند این در دوران پادشاهی جمشید جم پادشاه اسطوره ای ایران باستان  وجود دارد که در حقیقت بنای سال نوی ایرانی را گذاشت.پس از آنکه جمشید قدرتش سراسر زمین را فرا گرفت و همه ی مردم در دوستی و خوشی زندگی می کردند – جمشید تصمیم گرفت که آسمانها را تسخیر کند و برای این منظور تعدادی از اجنه ای را که به بند کشیده بود به تختی بست و به آنها امر کرد که او را به آسمانها ببرند.جمشید به آسمان پرواز کرد . مردم از دیدن تخت پرنده ی او که مثل آفتاب می درخشید آن روز را روز نو نامیدند و جشن نوروز را به پا کردند.

پس از جمشید پادشاه دیگری به نام کی کاووس چنین کاری را تکرار می کند به این معنی که قدرت شکست دادن اجنه را داشته است و در تمام طول شاهنامه پهلوانان ایرانی را در حال جنگ و کشتن دیوان بد می بینیم که مشهورترین آنها همان رستم است.

در اسطوره های ژاپن و چین نیز قصه های همانندی وجود دارد از جمله دو رگه ای از انسان و جن به نام اینو یاشا که با شمشیر اسرارآمیزش دیوان بد صفت را می کشد.

آیا جن زدگی حقیقت دارد؟

جن زدگی در گذشته هم بسیار کم اتفاق می افتاده چه برسد به حالا. جن هیچ قدرتی بر انسان ندارد مگر اینکه انسان:

۱-خودش را به جن پیشکش کند و از جن بخواهد که وارد بدنش شود .

۲-بسیار ضعیف النفس باشد و به راحتی فریب وسوسه های شیاطین را بخورد.

اما جن زدگی به آن شکلی که انسان را کامل از خود بی خود کند و او را به تسخیر خود در آورد اصلا وجود ندارد و مال  فیلمهاست!هر لغزشی که انسان می کند و منجر به گناه و آزار دیگران می شود در نتیجه ی یک نوع جن زدگی از نوع بسیار خفیف است که به اختیار خود انسان انجام می شود و هیچ جنبه ی اجباری ندارد.

 بسیاری از انواع پیچیده ی بیماریهای روحی و روانی نیز به راحتی با جن زدگی اشتباه می شوند حتی در دنیای مدرن امروز و این تا حدود زیادی به تلقین و باورهای شخص بستگی دارد.

اینترنت  و ماهواره و تلویزیون امروزه با راههای فراوانی که برای گناه کردن پیش روی انسانها می گذارند از هر جنی خطرناک ترند. شیاطین وسوسه گر فقط از نوع اجنه نیستند و باید مراقب همه ی انواع شیاطین بود. انسانهایی که معتاد به مواد مخدر و الکل هستند به نوعی جن زده هستند زیرا به طور کامل روح و جسم خود را به دیگری سپرده اند و قادر به تفکر نیستند.

اجنه و پیامبر اسلام ؛

 پس از تولد حضرت محمد اجنه به بشر نا مرئی شدند و خود حضرت هم قادر به دیدن آنها نبود… به جز شاید در چند مورد که ان هم به اذن خدا بوده و حضرت قدرتی و دخالتی در آن نداشتند.

[بگو مرا وحی کرده اند که گروهی از جنیان آیاتی از قرآن را استماع کرده اند و پس از شنییدن گفته اند که ما از قرآن آیات عجیبی می شنویم.این قرآن خلق را به راه خیر هدایت می کند بدین سبب ما به آن ایمان آورده و هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد] جن ۲ 

در این آیه کاملا واضح است که خود حضرت محمدع آگاهی از این نداشته که گروهی از جنیان قرآن خواندن او را شنیده بودند و خداوند او را با وحی آگاه می کند.

[و چون آن بنده ی خاص بلند شد(برای نماز) جنیان گرد او ازدحام کردند و نزدیک بود که بر سر هم بریزند( روی هم بیفتند )]۱۹

همچنین در این آیه وقتی حضرت محمدع بر می خیزد تا نماز بخواند و یا در حال نماز خواندن بر می خیزد آگاهی ندارد که جنیان بر سر او ریخته اند تا نماز خواندنش را تماشا کنند..و خدا بعدا در این باره به او وحی می کند.

 [ به یاد آور وقتی را که ما تنی چند از جنیان را متوجه تو گردانیدیم تا قرآن را بشنوند- چون نزد رسول رسیدند با هم گفتند گوش فرا دهید – چون قرائت قرآن تمام شد ایمان آوردند و به سوی قومشان برای تبلیغ و هدایت بازگشتند.گفتند ای طایفه ی ما – ما آیات کتابی را شنیده ایم که پس از موسی نازل شده است.در حالی که کتب آسمانی انجیل و تورات را که در مقابل او بود تصدیق می کرد…]احقاف ۲۹ و ۳۰

در آیات بالا خداوند گروهی از جنیان  را به سوی پیامبر متوجه می کند و آنها صدای حضرت را در حال قرائت قرآن می شنوند و ایمان  می آوردند اما همچنان هیچ اثری از گفتگو بین آنها و پیامبر نیست و پیامبر هم اختصاصا برای آنها نمی خواند بلکه جنیان از نزدیک او رد می شوند و صدایش را می شنوند.

۳ یا ۴ داستان در مورد حضرت محمد ع  گفته شده است که اقدام به جن گیری می کند اما هر ۴ مورد جعلی و مورد تایید مراجع نیستند.زیرا هیچ اشاره ای از آنها در قرآن نیامده است. مقایسه کردن حضرت محمد با حضرت عیسی از این نظر کاری بی دلیل است زیرا اصلا رقابتی در میان نیست که ما بخواهیم حضرت محمد را برنده اعلام کنیم و بگوییم کدام پیامبر برتر و مهمتری هستند.  ماهیت حضرت عیسی با حضرت محمد کاملا فرق دارد همانطور که آفرینش او فرق دارد و  معجزات همه ی پیامبران هم با هم فرق دارند اما ماموریت همه ی آنها یکی است. پس پیام مهمتر از پیام آورنده است.

ادیان جنیان ؛

جنیان ادیان و فرقه های متعددی دارند و برای خودشان پیغمبر داشته اند ولی از پیامبران انسانها نیز استفاده کرده اند.برخی از ادیان آنها با انسانها یکی است و برخی بر ما نا شناخته است اما به طور کلی به دو دسته ی مومن و کافر تقسیم می شوند.برخی از اجنه اسلام آوردند و برخی به دینهای قبلی خود ماندند و بسیاری کافر هستند. 

[و محققاٌ بسیاری از جن و انس را برای جهنم واگذاردیم..].ّ اعراف ۱۷۹ 

[و اجنه هم مانند شما آدمیان گروهی کافر شدند و گمان کردند که خدا احدی را در قیامت زنده نخواهد کرد.]۷ 

از زبان اجنه در قرآن امده است:

[و همانا برخی از ما صالح و نیکوکار هستیم و برخی بر خلاف آن و اعمال ما هم بسیار متفرق و مختلف است. و ما چنین دانسته ایم که هرگز بر قدرت خدا غلبه نتوانیم کرد و از محیط اقتدارش خارج نتوانیم شد.]۱۱ و۱۲

[ و ما چون به آیات گوش فرا دادیم برخی ایمان آوردیم و برخی نیاوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از هیچ نترسید.] ۱۳

[ و از ما جنیان برخی مسلمان و برخی کافر و ستمکارند و آنان که اسلام آوردند راستی به راه رشد و ثواب  شتافتند.]۱۴

چگونه از اجنه در امان باشیم ؛

نفس خود را قوی کنید با ایمان و عبادت و انجام اعمال نیک و همیشه به یاد داشته باشید که شما فقط موقتی در این دنیا زندگی می کنید و حیات اصلی شما در سمت دیگر پرده است.پس دل به چیزی نبندید و فریب فتنه ی پول و شهوت را نخورید.

[بگو خدایا من از وسوسه شیاطین به سوی تو پناه می آورم]مومنون ۹۷

[ای گروه جن و انس به زودی به حساب شما  خواهیم  پرداخت.)الرحمن ۳۱

 

[وپناه می برم به خدا از آنکه شیاطین به مجلسن حضور یابن].ّمومنون ۹۸

 

[بگو من پناه می جویم به پروردگار آدمیان.پادشاه آدمیان.الله یکتا.معبود آدمیان.از شرّ و وسوسه شیطان.أن شیطان که وسوسه و اندیشه بد افکند در دل مردمان.چه آن شیطان از جنس جن باشد و یا انسان.] سوره ناس

  

  

 

 

در مورد فرشته و جن و فرق این دو :

 

 

فرشته در لغت به معنی » پیام آور» است و آنچه ما تصور می کنیم

نیست. ما اکثرا فرشته را موجودی نیک سرشت و مهربان با بالهای

 بزرگ و کوچک تصویر می کنیم که قدرت انجام هیچ کار زشت و بدی را

ندارد.  فرشته یک لغت اوستایی است که در اصل » فرستادگان» یا «

فریستاده» گقته می شده و معنی آن هم واضح است – فرستاده یا پیام

 آور

همین مشکل در زبان عربی هم به وجود می آید- غالبا وقتی قرآن می

 

 خوانیم یا تفاسیر غیر تخصصی از قرآن می خوانیم می بینیم که لغت

«ملائکه» را به معنی فرشته ترجمه کرده اند و اصلا به ذات لغت «ملائکه»

 توجهی نکرده اند.

«ملک» و » ملائکه» در عربی نیز به معنی » رسول» و » پیام آور» است

ولی اشتباها گفته می شود که ملائکه فرشتگانی هستند که در دربار

 خدا زندگی می کنند و از او فرمان می برند. چنین نیست. برخی ملائکه

 الهی هستند یعنی قدرت اختیار ندارند بلکه فقط فرمان خدا را می برند

 ولی بعضی ملائکه کاملا خودمختار هستند و هر کاری بخواهند می

کنند و در دربار الهی هم زندگی نمی کنند. این مسئله با توجه به

مثالهایی از خود قرآن و حتی سایر متون قدیمی مثل » کتاب حزقیال» و

 کتاب»دانیال» یا حتی ماجرای برخورد ابراهیم نبی با «رسولان» مشخص می شود.

«ملک» در زبان عبری نیز به معنی «فرستاده شده» است و در زبان

یونانی نیز به آن « آنجلوس» می گویند که آن هم به معنی » پیام آور »

است. در زبان انگلیسی هم کامه » انجل» یا «آنجل» باز به معنی

«رسول» . «پیام آور» است و این رسول می تواند شامل هر موجودی

باشد – اعم از انسان یا جن یا موجودات ارگانیک و غیر ارگانیک در عالم-

بنابراین فرشتگان خود شامل دسته ها و شاخه های متعدد هستند که

 ما از آنها بی خبریم ولی می توانیم با استناد به شواهد حدس بزنیم

که گاهی در گذشته جنیان را جزو دسته فرشتگان قرار می دادند چون

 آنها هم قادر به گذر از آسمانها هستند و جنیان زیادی از جمله شیطان

 در دربار الهی زندگی می کردند و احتمالا هنوز هم جنیان حوب در آنجا

 به سر می برند -احتمالا-

اما فرق عمده بین جن و فرشتگان دربار الهی آن است که فرشته از

ماده دیگری غیر از آتش یا خاک خلق می شود – یا شاید چیزی غیر

مادی باشد- ولی جن از عصاره آتش خلق شده و مادی است ( بر

خلاف تصور عموم که می گویند جن ماده نیست)

فرق دوم آن است که فرشتگان دربار الهی قدرت اختیار و انتخاب ندارند-

 یعنی قدرت انجام دادن کار بد ندارند- و فقط مثبت فکر می کنند و مثبت

 هم عمل می کنند و نمی توانند گناه کنند. ولی جن قدرت تشخیص

خوب و بد دارد و می تواند گناه کند یا کار نیک کند – هر کدام که خودش خواست-

فرق سوم در دنیایی است که در آن زندگی می کنند. جنیان ازدواج می

 کنند و بچه دار می شوند و شغل و پیشه انتخاب می کنند و تکنولوژی و

 اختراعات دارند و دنیهای زیادی را تحت اختیار خود دارند – هم جنیان

شیطانی و هم جنیان خدا پرست-  اما فرشته ای که در دربار الهی

است فقط در آنجا اقامت می کند و ماموریت کار خاصی را بر عهده دارد

 تا ابدیت و غیر از آن کاری نمی کند.

http://www.limbolegacy.blogfa.com/post-2.aspx

Advertisements

معرفی جنیان

هشدار: خواندن این مقاله برای افرادی که دچار ترس از تاریکی و جن هستند ممنوع است!!

در ادامه ی گزارشات خود در خصوص موجودات فضایی به این نتیجه رسیدیم که بسیاری از گونه های فضایی به غلط به این نام خوانده می شوند و در حقیقت از جنیانی هستند که سعی در توسعه قدرت خود بر انسانها و دنیای امروز دارند. اینکه چرا این جنیان دست به جنین ابتکاری زده اند خود داستان تاریخی و مفصلی است که در نوشته های دیگر به آن خواهم پرداخت. اما در مبحث فعلی به  افشای اسامی و جایگاه این جنیان و فعالیتهای آنها برای گمراهی بشر می پردازیم.

لازم به ذکر است که برای جمع آوری این اطلاعات کوششهای بسیاری شده است و تمامی منابع و کتب باستانی که این اطلاعات از آنها استخراج گشته ذکر شده است..برای شکافتن این موضوعات تمام تاریخ بشریت از دنیای باستان تا کنون را زیر ذره بین  برده ام و اگرچه تحقیقات من هنوز به اتمام نرسیده ولی خلاصه آنچه به دست آورده ام را نقل می کنم. کسانی که به هر دلیل مخالفتی یا شک و شبهه ای در خصوص این مطالب دارند بسیار به جا خواهد بود که تمامی کتب و رسالات مورد مطالعه من را مطالعه بفرمایند. 

همانطور که معلوم است جنیان عمر بسیار بسیار بلندی دارند و مخصوصا جنیان دستگاه شیطان از زمان بسیار دوری در تمدن انسانها ترسیم و تصویر شده اند.

ازازیل :

 به ازازیل در تاریخ و کتب قدیم نامهای متعددی داده شده است. اما نامهایی که امروزه توسط شیطان پرستان برای احضار او استفاده می شوند عبارتنداز :

ازازیل – سمیازه-شامغاز- شیمیازا-شمی هازا-  شمش – اوتو- بابر – سمس – آشور – اهور- شامیا – سیمجاسی –

همانطور که انتظار می رفت  ازازیل جنی است که به صورت و نام” سیمجاسی” به مرد نادانی به نام “بیلی مایر” ظاهر شده و خود را موجودی فضایی از” پلیاد “معرفی کرده است.

{ برای اطلاعات بیشتر از اینکه پلیاد چیست و کجاست و سیمجاسی چه چیزهایی به بیلی مایر گفته است به نوشته های آرشیو مراجعه کنید.}

برخی از نامهای ازازیل ممکن است برای شما آشنا باشد. از جمله نام شمش . شمش در بابل به عنوان خدای خورشید پرستش می شد و معابد زیادی داشت. این شمش همان ازازیل است که به این نام در بابل مورد پرستش بوده است. در داستان گیلگمش که از کتیبه های سفالین آشور به دست آمده نیز شمش حضور دارد و خدایی مونث است.

حال این سوال برای شما مطرح می شود که بلاخره آیا ازازیل مذکر است یا مونث ؟ پاسخ این است که ازازیل هر دو است. این پدیده ای رایج در میان جنیان جهنم است که دو جنسیت و جتی بیشتر از دو تا داشته باشند و هرطور که شرایط ایجاب می کند از آن استفاده کنند. (همانطور که در قبل گفتیم  اشتر نیز هم صورت زن دارد و هم مرد).

به منظور سهولت مطالعه اطلاعات مربوط به ازازیل را به صورت زیر دسته بندی کرده ام:

١-ازازیل نوه ی انلیل ( بعل زبوب) است. ( انلیل از آنوناکی و سیاره نیبیرو- نام او در بابل بعلزبوب است – رجوع کنید به آرشیو)

٢-ازازیل برادر دوقلوی اشتر است.( هم خواهر و هم برادر دو قلوی اشتر است !‌)

٣-ازازیل پسر سین (نانار) و  نینگال است. ( شاهزاده نانار-رجوع کنید به آرشیو)

۴- ازازیل خدای جنگ و عدالت و حقیقت است.   منبع= کتیبه های آشور

۵-ازازیل مالک دانشهای سیاه و جادوی سیاه و انتقام است.

تصویر اهریمن با صورت شیر- اهریمن معادل آریایی اشتر/اینانا است.

۶- نام دیگر او اهور یا اهورا و سمبل او فروهر ( دیسک بالدار) است !  اهریمن در حقیقت همان اشتر است و همانطور که می دانید اهورا و اهریمن نیز دوقلو هستند .(جا نخورید ! چیزهای دیگری هم هست که چون نمی خواهم برخی را برنجانم نمی نویسم) الله و اعلم.    منبع= ترجمه کتیبه های آشوری

 اهورا معادل آریایی ازازیل و سمبل آن فروهر است. کتیبه های آشور باستان

٧-سمبل عقاب نیز متعلق به ازازیل است زیرا او به همراه پدربزرگش انلیل راههای هوایی دنیای سومر باستان را نظارت می کردند.( دقت کرده اید که چرا امروز آرم نیروی هوایی در تمام دنیا عقاب است ؟!  و روی پرچم بعضی کشورها هم به چشم می خورد؟‌ منظورم آمریکاست!‌)    منبع = ترجمه کتیبه های آشوری

نمونه ای از سکه های تمدن باستانی کوماژن- قوم آریایی ساکن در ترکیه امروز

٨-ازازیل جنی بود که به انسانها طرز ساخت سلاحهای جنگی را داد از قبیل شمشیر – سپر- چاقو و زره تا به جان یکدیگر بیفتند.         منبع= کتاب عهد عتیق

٩-ازازیل استاد کیمیاگری است ( مانند اکثر جنیان ) و کسی است که انرژی  چاکرا ها و دانش تبدیل فلزات را به بشر آموخت.

١٠-ازازیل همان جنی است که کد حمورابی را دستکاری کرد. همانطور که آگاه هستید جنیان در آیات الهی تغییر ایجاد می کردند پیش از آنکه به پیامبران برسد و قانون حمورابی نیز از این دستکاری در امان نبود.

١١-ازازیل مستقیما با خود شیطان کار می کند و رهبر اصلی سپاه جهنمی است.

١٢-فلز او قلع است و عنصرش هوا

١٣- سمبلهایش  فروهر – عقاب و عقرب هستند.

١۴- راهبه ی معبد شیطان ماکسیم او را چنین توصیف می کند :

“ازازیل بسیار قد بلند است حدود ٣ متر با موهای بود بلند و هیکل قوی -چشمانش به رنگ طوسی هستند. او بسیار قدرتمند است و خود را وقف شیطان کرده است. در دوران گذشته بارها و بارها با انسانها ارتباط داشته و دانشهایی را به آنان آموخته. ازازیل به من گفته است که عمر او ۶٠ هزار سال زمینی است. حدود ١٠ هزار سال پیش ازازیل با زنی از انسان ازدواج کرد…” .

١۵- کتیبه ی یافت شده در بدتیبیرا (شهری در عراق امروزی ) چنین می گوید که انلیل این شهر را به پسرش سین سپرد. کتیبه همچنین می گوید که سین این شهر را به لیست شهرهای نوگیگ اضافه کرد. نوگیگ در زبان سومری یعنی ” او از آسمان شب”.

بت عقاب سمبل ازازیل

در همین شهر دوقلوهای اشتر و ازازیل متولد شدند (اهورا و اهریمن )  که به همین مناسبت پدرشان نانار صورت فلکی جمینی را به نام آنها نامگذاری کرد . ( اگر مطلع باشید اسامی صور فلکی همگی توسط جنیان به ما رسیده است. جمینی به معنی دوقلو است). { ازازیل/شمش  در علوم پروازی تخصص داشت و از همین رو صورت فلکی گیر به معنی راکت و موشک و پنجه ی خرچنگ به نام او نامگذاری شد . از طرف دیگر صورت فلکی شیر به نام اشتر/ اینانا نامگذاری شد . شیر سمبل اشتر و بسیاری از حکومتهای باستان پیرو او بوده است و حتی تا امروز هم ادامه دارد }.

شیر سنگی تمدن باستانی کوماژن- سمبل اشتر یکی از جنیان مورد پرستش اقوام باستانی

١۶-ازازیل از جمله ٧٢ جن خطرناکی است که توسط حضرت سلیمان به بند کشیده شده بود. همچنین در اساطیر ایران جمشید تعدادی از این جنیان را به اسارت خود گرفت و بعد از او بسیاری دیگر از پادشاهان پیشدادی و کیانی چنین کردند.

آنچه که در مورد ازازیل نباید دانست :‌   !!!

مطالبی که تا اینجا گفته شد اطلاعات معمولی در مورد یک جن و سابقه اش است. از اینجا به بعد اطلاعاتی است که دانستن آن سبب زیر سوال بردن کل سیستم جهانی خواهد بود. بنابراین هشیار باشید.

ازازیل و سیریوم :

ازازیل رهبر جنیان نژاد سیریوم  ( بز شکل )است.( همانطور که می دانید جنیان چندین صورت دارند که یکی از صورتهای آنان صورت حیوانی است). جنیان بز شکل بسیار خطرناک و بد طینت هستند و در صحراها اقامت می کنند. همان جنیانی که قبایل یهود برایشان قربانی می کردند. ( منبع = لغتنامه جهنم )

تصویر بافومه (ازازیل با سر بز) در میان ستاره شیطان پرستان .

کتاب عهد عتیق می نویسد : ” یروبوم شاه یهودیان خدمتکاران و راهبانی را برای جنیان بز شکل منسوب کرد اما حضرت یوشع مکانهای پرستش این جنیان را ویران کرد زیرا در ایk معابد کارهای کثیفی از جمله اختلاط بز و زن انسان صورت می گرفت…” .

لغت سیریوم  Serium به معنی جنیان بز شکل یا  جنیان پشمالو است.

در کتاب لاویان فصل ١٧ آیه ٧ و در کتاب تواریخ ایام (از عهد عتیق) فصل ١١ آیه ١۵ و همچنین در کتاب اشعیاء نبی فصل ٣۴ آیه ١۴ نوشته شده که جنیان سیریوم یکدیگر را در خرابه های شهر ادوم ملاقات می کنند به همراه لیلیث/اشتر و سایر دیوان…”. شهر ادوم از جمله شهرهایی است که توسط عذاب آسمانی ویران شد.

ازازیل در کتاب هنوخ نبی :

در فصلی از کتاب هنوخ که به سقوط و رانده شدن شیطان و فرشتگان همراهانش از بهشت اشاره می کند نام ازازیل آورده شده است: 

“ازازیل  رهبر  نگهبانانی است که کارشان تعلیم علوم ممنوعه به انسانها است… این علوم شامل تعلیم ساخت سلاحهای جنگی و قتل عام و ساخت لوازم آرایشی برای زنان به منظور وسوسه مردان انس و جن است… سپس  فرشتگان ازازیل را محکوم کردند برای تعلیم علوم آسمانی به انسانها…(علومی که انسان قرار نیست در این دنیا بداند) و از این رو” رافائل” مامور شد که به همراه سپاهیان آسمانی به جنگ ازازیل برود. رافائل ازازیل را شکست داد و او را به عمق تاریکی فرستاد تا  روز قیامت که از آنجا به آتش جهنم انداخته خواهند شد…”.

کتاب هنوخ نبی در ادامه متذکر می شود که تمام کره زمین با تعالیم و دستورات و اعمال  ازازیل آلوده شده است:  ” به خاطر تعالیم کثیف ازازیل بود که خداوند سیل نوح را به زمین فرستاد تا آن را از آلودگیها و گناهان و موجودات و جنیان غول آسا پاک کند…”.

همچنین در ادامه می نویسد : ” ازازیل به بشر هنر ساختن زره و چاقو و شمشیر را آموخت و همینطور نشان داد به آنان که منتخبش بودند دستبند و تزئینات و سایه ی چشم و جواهرات و چیزهایئکه که پشت پلک را رنگ  می کند و تمام انواع سنگهای گرانبها و رنگارنگ و کیمیاگری را “. فصل ٨ آیه ١ تا ٨

ازازیل در سفر لاویان:

سفر لاویان بخش سوم کتاب عهد عتیق است. کتاب لاویان باب ١۶ آیه ٨ می نویسد :

” و خداوند به راهب اعظمش هارون فرمان داد تا قرار دهد دو سهم  بز . یک بز برای خدا و بز دیگر برای ازازیل در روز کفاره ی جهودان. بزی که برای خدا در نظر گرفته شده باشد که برای گناهان قربانی شود و در حالیکه بزی که برای ازازیل در نظر گرفته شده باشد که زنده نگه داشته شود در پیشگاه خدا تا کفاره ی گناهان باشد و سپس به صحرا فرستاده شود برای ازازیل …” (!!!!!!)

در ادامه فصل ١۶ آیه ١٠ می نویسد : ” هارون بایستی که دو دست را بر سر بز زنده گزارده و اعتراف کند تمام گناهان و سرپیچی های فوم اسرایل را. هر چه گناه ایشان است بر سر بز بگزارد و بز به صحرا فرستاده شود تا همه ی سرپیچی های آنان را با خود به جایی دور ببرد”.

“لغتنامه ی جهنم” نیز مطالب کتاب لاویان را تایید می کند.

ازازیل در صحف ابراهیم نبی :

در صحف ابراهیم ازازیل به صورت یک پرنده ی نجس تصویر شده است که زمانی که حضرت ابراهیم می خواست برای خداوند قربانی کند بر ابراهیم ظاهر شد.

” و پرنده ی کثیف (ازازیل) با من سخن گفت: ای ابراهیم ! چه می کنی بر فراز این تپه های بلند ؟ جایی که نه چیزی برای خوردن است و نه برای نوشیدن و هیچ جنبنده ای یافت نمی شود؟ آنچه که در آتش میریزی می سوزد و به بالا می رود و تو را نابود می کند.

و من از فرشته خدا پرسیدم : این چیست ای بزرگ ؟ و فرشته پاسخ داد : این ازازیل است. این ناپاکی است. و فرشته به ازازیل گفت : شرم بر تو باد ای ازازیل!   روزی ابراهیم در بهشت است و روزی تو در زمین است. جایی که تو اختیار کردی برای اینکه گناهانت در آن پراکنده شوند و برای همین خداوند ازلی و ابدی جایگاه تو را در زمین قرار داد تا از طریق تو ای دروغگوی کثیف نسلهای بشر مورد امتحان و آزمایش قرار گیرند”. صحف ابراهیم    باب ١٣ آیه ۴ تا ٩

همچنین در باب ١۴ آیه ۵و۶ حضرت ابراهیم ازازیل را نفرین می کند :

” باشد که تو آتش تنور زمین باشی . برو ای ازازیل ! به ناهنجارترین مکانهای زمین که میراث تو برای آنان است که با تو هستند”.

ازازیل و خزندگان :

در صحف ابراهیم همچنین گفته شده است که ازازیل همان خزنده ی افعی است که آدم و حوا را در بهشت فریب داد. شکل ازازیل همانند ” اژدهایی با دست و پای انسان است در پشتش ۶ بال بر سمت چپ و شش بال بر سمت راست دارد”. صحف  باب ٢٣ آیه ٧

در معرفی نژادهای فضایی گفته شد که اکثریت آنها به نام خزندگان مشهور هستند از جمله نژاد گری ( خاکستری) و نژاد آنوناکی که ازازیل هم از همین نژاد است. سفر پیدایش در کتاب عهد عتیق متذکر می شود که شیطان به صورت و چهره ی یک افعی (اژدها) بر حوا ظاهر شد و او را فریب داد که از میوه ی ممنوعه بخورد. 

همچنین متون هند باستان مانند مهابهارات و بهاگاواد گیتا همواره پر است از موجوداتی به نام ناگا که قبلا از آنها سخن گفته ایم. ناگا ها نیز به اشتباه جزو موجودات فضایی گروه بندی می شوند در حالیکه همه ی توصیفات و نشانه های آنها همانند جنیان است. در واقع ناگا در لغت سنسکریت به معنی خزنده و افعی است و این موجودات قادر به تغییر شکل – وسوسه انسان – استفاده از جادو و …هستند و توسط هندوان پرستش می شوند همانطور که سومریان و بابلیان خزندگان آنوناکی را به عنوان خدایان می پرستیدند. نام این خزندگان در زبان بابلی نارگال است که شباهت زیادی با ناگا در سنسکریت دارد و تایید کننده ی این عقیده است که جنیان در سراسر دنیا در سرزمینهای متعدد مورد پرستش بوده و هستند.  و این جنیان افراد مشخصی هستند که با اسامی مختلف در ملتهای مختلف شناخته شده اند مانند اشتر یا اینانا که در هند به نام لکشمی و در ایران به نام اهرمین شناخته شده است.

 

ازازیل در دنیای امروز :

چون در قرن ٢١ زندگی می کنیم دلیل نمی شود که خیال کنیم بشر به شعوری رسیده که دیگر جنیان را نپرستد. بلکه برعکس امروز بیش از قبل این پرستش کثیف صورت می گیرد و جان انسانهای بیشماری در راه خشنودی این جنیان قربانی می شود. آیا فکر نمی کنید که بسیاری از جنگهای خونین تاریخ فقط برای ریختن خون صورت گرفته است و بس ؟ آیا هیچ کدام از این جنگها نتیجه ی مثبتی به همراه داشته است ؟

برای بررسی این حقیقت باید البته تاریخ جنگهای اروپا و سایر نقاط دنیا مانند ایران را مطالعه کرد. این کار را من انجام داده ام اما حجم اطلاعات به قدری زیاد است که امکان افشای آن در این مقاله نیست. از آن گذشته گمان من بر این است که هنوز زمان گفتن حقیقت فرا نرسیده چرا که اگر اکنون من حقیقتی را بگویم همه آن را دروغ فرض خواهند کرد حتی اگر برای آن مدرک و سند هم ارائه دهم.

در هر صورت در حدی که به این مقاله مربوط می باشد  نام و فعالیت برخی از گروههای  شیطان پرست که در پشت پرده هستند و دنیای ما را تبدیل به زباله دانی کرده اند ذکر می کنم:

فراماسونری :

اولین و در واقع مهمترین فرقه ای که با ازازیل در ارتباط بوده و هست فرقه موسوم به فریماسون است که در فارسی به نام فراماسون شناخته شده است.

این مکتب ریشه در تاریخی دور دارد که به دوره ی تمدن سومر و اولین تمدنهای بشر باز می گردد. لغت فریماسون به معنی معمار آزاد است. این لغت از آنجا گرفته شده که اولین اعضای این فرقه همگی معماران و آرشیتکتهای معابد و اماکن مقدسه برای جنیان بودند .

اینکه این فرقه چیست و چه چیزهایی ترویج می کند را به مقالات آینده موکول میکنیم .

از سمبلهای این سازمان می توان به چشم جهان بین – هرم – مار – افعی- عقاب – صلیب – شیر و …اشاره کرد . خدایی که افراد فراماسون می پرستند خدای یکتا نیست بلکه موجودی است به نام ” بافومه” . این بافومه جنی است دوجنسی با ظاهری شبیه بز که دقیقا ازازیل و اشتر را یادآور می شود. تصویر بافومه در کتیبه های باستانی سومر به دست آمده است و شباهت انکارناپذیری به  لیلیث/ اشتر/ اینانا دارد. این موجود کثیف تنها به خون انسانها تشنه است و البته در مقابل قربانیهای فراماسونها به آنان قدرت و ثروت فراوانی در این دنیا اهدا می کند.  تصویر بافومه بهتر است که روی این وبلاگ قرار نگیرد. چنانچه مایل بودید به ای میل شما فرستاده خواهد شد.

مهرهای فراماسونری روی اسکناسهای ١ دلاری-

چشم جهان بین و هرم – از علامات فراماسونری که بر پشت ١ دلاری نقش بسته و در سراسر جهان به عنوان پول بین المللی در گردش است. طلسمی باستانی که انرژی انسانها را جذب و منتقل به بالای هرم می کند (در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد). مقایسه کنید با تصویری از مصر باستان در پایین:

چشم جهان بین و هرم در کتیبه ای از مصر باستان – تت همان جنی از آنوناکی که کیمیاگری را به بشر آموخت.

ازازیل و قوم جهود:

یادآوری کوچکی می کنم که بیشترین جمعیت این فرقه از یهودیان هستند که تصادفا همگی بزرگترین سرمایه داران و رهبران سیاسی جهان هم هستند. برای مثال تمام روسای جمهوری فرانسه بعد از انقلاب فرانسه فراماسون بوده و هستند.( فرانسه بعد از انقلاب تبدیل به  مهد جدید فراماسونها  شد).

استخوان و جمجمه :

نام کلوپی است که از قضا تمام رییس جمهوران  و تمام اعضای مجلس و کابینه ی آمریکا عضو آن بوده و هستند . این سازمان زیر زمینی است و فوق سری فعالیت می کند. تمام اعضای آن باید حتما فراماسون باشند.

استخوان و جمجمه یک جامعه ی نهانی متعلق به دانشگاه یل می باشد و تمام تصمیم گیریها در مورد اقتصاد و سیاست کشورهای دنیا در اینجا صورت می گیرد.

کتابی به نام “نهضت فراماسونری در ایران ” منتشر شد اما از آنجا که نام و درجه ی افراد مملکتی را که عضو این فرقه بودند فاش می کرد نه تنهای جلوی انتشار نسخه کامل آن گرفته شد بلکه چاپخانه به آتش کشیده شد و نسخ کتاب با آب خمیر شد که قابل خواندن نباشد ! و نویسنده ی آن نیز به قتل رسید (اسمائیل رایین).

از اینجا باید بفهمید که من چقدر شجاعم !‌ بگذریم… اطلاعات اندکی در مورد چهره واقعی این سازمان وجود دارد زیرا هر فردی که اقدام به افشای اسرار آنان کرده پیش از چاپ کتاب به قتل رسیده است. نمونه مشابهی در آمریکا” انتشارات عذرا کوک” که اقدام به انتشار اطلاعات ضد ماسونی کرده بود مورد حمله قرار گرفته و از هستی ساقط شد! (مهد آزادی ؟‌من فکر نمی کنم!) و نویسنده آن جیمز مورگان به قتل رسید.

ایلومیناتی :

جامعه ای تشکیل شده از افراد عالی رتبه ی فراماسون . تصمیمگیری در مورد اینکه کجای دنیا باید جنگ شود و کدام کشور باید دچار فقر باشد توسط افراد این جامعه گرفته می شود .

دست دادن در میان فراماسونها انواع خاصی دارد که یک نمونه آن را در این سکه باستانی از تمدن یونان مشاهده می کنید. مدارک فراوانی در دست است که ثابت می کند اکثر حکومتهای دنیا از دوران باستان تا کنون توسط افراد فراماسون اداره شده اند. یک نمونه آن در این سکه ها قابل رویت است.

تمام این جوامع شیطانی در کنار یکدیگر فعالیت می کنند و هر تعداد انسان که لازم باشد قربانی می کنند تا شیاطین خود را خشنود کنند حتی اگر این انسانها شامل زن و فرزندان خودشان هم باشند.( نمونه بارز آن جنگ ویتنام بود که میلیونها سرباز آمریکایی قربانی شدند و هم اکنون در عراق نمحونه دیگر آن را می توان دید. جنگ جهانی دوم که به فرمان و دستور خود جهودان آغاز شد منجر به مرگ میلیونها یهودی نیز شد …).

منابع :

http://www.deliriumsrealm.com/delirium/articleview.asp?Post=101

http://www.angelfire.com/empire/serpentis666/Azazel.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Skull_and_Bones

لغتنامه جهنم:یکی از مهمترین کتبی که به افشای نام این جنیان می پردازد کتابی است موسوم به “لغتنامه ی جهنم “. نویسنده این کتاب جن شناس معروفی به نام” کولین د پلانسی” است که در قرن ١٨ آن را نوشته. این نویسنده در طول حیات خود بیش از ١٠٠ کتاب در خصوص جنیان و دخالتهای آنان در دنیای انسان نوشت که اکثر آنها در دسترس نیست.

کلید کوچک سلیمان : کتاب با ارزش دیگر همانا  ” کلید کوچکتر سلیمان “ است که نویسنده آن گمنام است اما خود کتاب برگرفته از اطلاعات باستانی مربوط که جنیانی است که حضرت سلیمان به فرمان خدا دربند کرده بود.

جن شناسی و تاریخچه آن (٢)

جن شناسی و تاریخچه آن (٢)

 

 

ارتباط جنیان با انسان و جن زدگی در سومر و آشور :

=============================

معروفترین و بزرگترین موارد جن زدگی در دوران باستان در منطقه بین النهرین اتفاق افتاده است. بسیاری از این موارد در ٢٠٠٠ سال قبل از میلاد توسط نویسندگان و محققان باستانی ثبت گشته و برخی از‌ این لوحه ها در عصر جدید یافت و ترجمه شده اند.

بر طبق اسناد انتشار یافته در کتبی مانند «پارپولا» Parpola جزئیات دقیقی از این موارد جن زدگی و ارتباط با خدایان داده شده است که در اینجا به اختصار به آن می پردازیم.

خدایان همیشه به پادشاهانی که مورد عنایتشان بودند کمک می کردند و این پادشاهان مانند حمورابی و اسرحدون معمولا ارتباط قوم و خویشی با نژاد خدایان داشتند و از همین رو برای پادشاهی برگزیده می شدند. هیچ کس بدون داشتن لطف خدایی در کنار خود نمی توانست به مقامات مملکتی یا پادشاهی برسد. حمورابی در کد و قانون خود علنا از ارتباط با خدایان بزرگ » آنو» و » مردوک » سخن می گوید و اعتراف می کند که بدون عنایت و کمک آنها نمی توانسته است به قدرت سیاسی در این جهان دست یابد. این خدایان معمولا از طریق واسطه با فرد برگزیده خود صحبت می کردند- اگرچه در بسیاری از مواقع خود شخصا بر انسان ظاهر گشته و فرمانی را صادر می نمودند.

باید به خاطر داشت که دربار خدایان نیز دارای مقامات و جایگاههای متفاوت و متعدد است و خدایان بزرگی مانند » آنو» و یا » انلیل» هرگز به خود زحمت سخن گفتن با بشر ( حتی بشر برگزیده) را نمی دهند. این وظیفه بر عهده خدایانی است که مداوم به زمین رفت و آمد دارند و کار آنها پیام رسانی است.

 «دینگیر ایشتر» ( الهه ایشتر) یکی از این خدایان بوده است. اگرچه امروز به فراوانی گذشته با بشر ارتباط ندارد اما در سومر » ایشتر» یکی از مهمترین و بزرگترین خدایان بود و معابد او در سرتاسر خاورمیانه تا امروز پابرجا مانده اند. » ایشتر» همچنین با نامهای  اشتر –  اشتراغوث – اینانّا –  نینتو – نین خورسک یا نین هورسک –  لیلیث  – ونوس – آفرودیته- » آستارته-  ایزیس – دینگیر – نانانا و..  در میان تمدنهای مختلف شناخته شده است.

» ایشتر» یا » اینانا « خدایی هرمافرودیته است به این معنی که می تواند به صورت مونث  و مذکر وجود داشته باشد و قادر به تغییر جنسیت بر حسب نیاز می باشد. از این رو در برخی موارد به صورت مردی زیبا رو بر فرد برگزیده ظاهر می شود و در سایر موارد ظاهر زنی وسوسه انگیز به خود می گیرد.

ایشتر مهمترین نقش را در جن زدگی ها و همچنین ارتباط با پیامبران و پیشگویان باستانی داشته است. چرا که ایشتر پل ارتباطی خدایان با خدایان دیگر و همچنین خدایان با آدمیان است.

    ایشتر از آربلا  سوار بر مرکب شیر

 

 

نحوه ارتباط خدایان:

———————–

پیشگویان معابد افرادی بودند که یا استعداد ذاتی و خانوادگی داشتند و یا تحت تعلیم قرار گرفته بودند که خود را به حالت خلسه فرو ببرند. در حالیکه تعداد معدودی از پیشگویان استثنایی می توانستند سریعا به حال خلسه و ترنس وارد شوند سایرین نیاز به تنفس گازها و نوشیدنی های خلسه آور داشتند.

 ورود جن و خدایی به بدن یا فکر انسان و القای پیام یا سخن گفتن از دهان فرد تسخیر شده یکی از شناخته شده ترین انواع جن زدگی در سراسر دنیاست و در تمدنهای مختلف به طور  یکسان و مشابه اتفاق افتاده است.

تسخیر شدن به معنی » از دست دادن آگاهی و هوشیاری به طور موقت ( کوتاه مدت و گاهی طولانی مدت) به دلیل ورود موجودی بیگانه به بدن انسان است به شرطی که فرد تسخیر شده هیچ خاطره ای از این حادثه به یاد نداشته باشد».

در سومر به هنگام اجرای مراسم ازدواج مقدس ، اینانا ( ایشتر) بدن کاهنه معبد را تسخیر می کرد و از طریق او مراسم را اجرا و از قربانی ها استفاده می نمود.

«پیامبر» در زبان سامی » راگیمو» (raggimu برای مذکر)  و » راگینتو » (raggintu برای مونث) به معنی «فریاد زننده «است. چرا که این پیشگویان در حال خلسه فریاد بر می آوردند.

نوع دیگری از پیامبر در زبان سامی » ماهّو» (Mahhu برای مذکر) و » ماهّوتو»             ( Mahhutu برای مونث) گفته می شود که به معنی » در خلسه» می باشد. چرا که وقتی این پیشگویان سخن می گفتند در حال خلسه بودند.

گزارشات ترجمه شده از پیشگویی های این پیامبران باستانی به دو دسته تقسیم می شوند. ١- نامه های ماری The Mari Letters  و

٢- مجموعه نینوا  The Nineveh Collection  –

 اولین گروه مربوط به گزارشات ١٠٠٠  قبل از میلاد است در حالیکه مجموعه نینوا مربوط به ٢ تا ٣ هزار سال قبل از میلاد می باشد.

نقاشی کشف شده در » ماری» شمال غرب سومر- خدایان آنوناکی،اینانا در نقاشی بالایی و انکی در نقاشی پایینی توسط خدمتگزاران خود که خدایان ایگیگی هستند پذیرایی می شوند. این نقاشی پیش از خلقت آدم را نشان می دهد.

نامه های ماری حاوی گزارشات مرتب و متعدد از پیشگویان معابد به پادشاه ماری است. پیشگویان با نامهای زیر شناخته شده اند :

-شیبتو  Shibtu

-ملکه زیمری- لیم  Queen of Zimri-Lim

-کاهنه اینیب- شینا ، خواهر پادشاه King’s sister priestess Inib-shina

– آدّو- دوری , بانوی درباری   Royal lady Addu-duri

این افراد با تعدادی از خدایان ارتباط داشتند که مهمترین آنها همان ایشتر یا » آنو نیتا» بوده است.

در مجموعه نینوا مشخص می شود که تعداد کثیری از پیشگویان از شهری به نام » آربلا» Arbela که مکان اصلی ظهور ایشتر است بر می خاسته اند. طبق این اسناد ایشتر رابطه بسیار صمیمی با شاه آشور» اسرحدون» و پسرش » آشور بانیپال» داشته است.

 اینانا و پادشاه

ایشتر در مواقع خطر این دو را حفاظت می کرده است و تعداد زیادی از پیامهای ثبت شده از زبان ایشتر چنین است :

( ایشتر از دهان زنی به نام سینقیشا-آمور از آربلا) : » ای پادشاه آشور، هیچ مترس! من تمامی دشمنان شاه آشور را به سوی قربانگاه می فرستم…»

 ( خدای تسخیر کننده سپس خودش را چنین معرفی می کند):  » من، بانوی بزرگ هستم، من ایشتر از آربلا هستم».

(در جای دیگری از دهان همین کاهنه، ایشتر پادشاه را مطمئن می کند): » من، پدر و مادر تو هستم. من تو را در میان بالهایم پرورش دادم».

این لغات و نحوه گفتگوی مادرانه و پدرانه با پادشاه در چندین جا تکرار شده اند.

در مجموعه نینوا از دهان پیشگویی گمنام ایشتر از آربلا سحن می گوید:  «من، قابله ی تو هستم، من، دایه ی تو هستم «.

در زیر یک مورد از سخنان ایشتر با آشوربانیپال از دهان کاهنه ای به نام  مولّیسو- کبت آورده شده:

» تو، که مادرت مولّیسو* [ است]، هیچ مترس! تو، که دایه ات همان بانوی  آربلا است، هیچ مترس !»

در برخی از پیشگوییها الهه ایشتر از پادشاه به عنوان » گوساله»**  یاد می کند یک پیشگو می گوید:

» ایشتر از آربلا به دشت رفته است اما پیامی از صحت و سلامتی برای گوساله اش می فرستد». (گوساله در اینجا اشاره به شاه دارد.)

در جای دیگری می گوید:  مترس! ای گوساله ی من».

در اینجا به یاد بت ها و مجسمه هایی از عاج فیل می افتیم که در تل نمرود از سومر باستان به جا مانده است و گوساله ای را در حال شیر خوردن از مادرش نشان می دهد.

 مجموعه نینوا حاصل گزارشات ١٣ مدیوم آشوری است که ٩ نفر از آنها زن و ٢ نفر مرد و ٢ نفر هرمافرودیت بوده اند.

معبد اینانّا در اور-عراق

 

معبد ایشتر-ایزیس در کینگتن-انگلستان

 

ایشتر نه تنها خدای جنگ بود بلکه واسطه بین خدایان و آدمیان نیز بود. از این رو غالبا ایشتر است که کاهنان را تسخیر می کند. در سایر موارد خدایان دیگری از طریق پیشگویان سحن گفته اند اما این ارتباط باز از طریق تونل یا کانالی است که ایشتر از آن استفاده می کرده است.

 

پرستندگان ایشتر پیرو آزادی روابط جـنـسـی بودند و روسپی گری برایشان مقدس بود . پیروان ایشتر غالبا به هر دو جـنـس گرایش داشتند چرا که ایشتر الهه و خدایی هرمافرودیت است. ایشتر این قدرت را دارد که جنسیت یک فرد را تغییر دهد و گرایش و امیال را در انسانها زیاد کند.

در سومر و آشور  قراردادها و عهدنامه ها با نام ایشتر آغاز می شدند و به این صورت:

» باشد که ایشتر، الهه ی مردان، بانوی زنان، قدرت جـنـسـی آنها را از بین ببرد و عقیمشان کند اگر خلاف عهد نامه عمل کنند…».

ایشتر خطی را که زن و مرد را از هم متفاوت می کند پاک می کند. قادر است بین دو نسل و دو نژاد فاصله بیندازد و بین انسانها  جنگ راه بیندازد.

ایشتر، خدای جنگ، عشق و شهوت است.

—————————————————————————–

پانوشت

—————————————————————————–

* مولّیسو = Mullissu نام آشوری الهه بزرگ و قدرتمند » نین لیل» است. نینلیل همسر خدای بزرگ سومر انلیل بود. نام آشوری انلیل همان «آشور» است. حیوان همراه نینلیل شیر بود.نام  نینلیل بعدها جایگزین نام ایشتر شد و تصور بر این قرار گرفت که ایشتر با برادر خود انلیل ازدواج کرده است.

  انکی خدای زمین به صورت گاو

**گوساله مقدس- گوساله یکی از فرمهای خدایان انکی و ایشتر می باشد که به وسعت مورد پرستش و احترام اقوام مختلف در مصر- هند و خاور میانه بوده و هست.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com

جن شناسی و تاریخچه آن

جن شناسی – قسمت اول

 

 

جن شناسی علمی است نا شناخته بر عموم و شامل شاخه های متعددی می باشد. این اطلاعات و دانشهای غریبه از هزاران هزار سال پیش در دسترس بشر بوده اند و در نزد نژادها و خاندانهای خاص محفوظ مانده اند. تا قرن هجدهم میلادی علومی از قبیل کیمیا – جادو و جن شناسی  بدون هیچ محدودیتی در دانشگاهها تدریس می شدند و با ارزشترین دانشنامه ها مانند » دایرة المعارف جن شناسی» اثر » کولین دپلانسی» و  ترجمه ها از کتب دانشمندان کیمیا و جادو مانند بوعلی سینا و جابر بن جیان در این زمان نوشته شد. اما متاسفانه پس از روی کار آمدن نظام جدید تحصیلی این علوم به کتابخانه های زیر زمینی منتقل گشت و اطلاعات و دانش مردم عامی از این حقایق تنزل یافت تا جایی که ترس و وحشت و خرافه جای علم و دانش را در میان مردم گرفت. علمی مانند ریاضی با فرمولهای پیچ در پیچ آن که هیچ کاربردی در زندگی روزانه ما ندارد و حتی در شغلهایی مانند مهندسی بسیاری از فرمولهای آن بی استفاده هستند در اصل یکی از زیر شاخه های جادوگری می باشد که برای رسم جداول و نقوش دقیق احضار جن و همچنین برای رسم دقیق نقوش کیمیاگری  کاربرد دارد.  پس از پایه گذاری دنیای جدید طراحان آن تصمیم گرفتند علوم را شاخه شاخه کنند تا دیگر کسی با مطالعه آنها در مدارس نتواند به حقیقتی که پشت آنها نهفته است پی ببرد و به نظر من این علوم جدید بیشتر جنبه گمراهی و بیزار کردن دارند تا راهنمایی انسانها.

 

تمام شاخه های علم با یکدیگر پیوسته هستند و مطالعه هیچ کدام به تنهایی نمی تواند ذهن انسان را بگشاید و او را برای پذیرفتن حقایق جدید آماده کند. جن شناسی نیز با علومی مانند تاریخ – کیمیا و جادوگری پیوند نزدیکی دارد. علم کیمیا شامل تمام علوم موجود در دنیای جدید از قبیل شیمی- داروسازی- فیزیک و ژنتیک و پزشکی می باشد و از خدای باستان «تت» به ما رسیده است. » تت» یکی از ۹ نفری بود که از سرزمین آتلانتیس وارد دنیای ما شد و این دانشها را به انسانهای مستعد آموزش داد. زمان این اتفاق بر طبق گزارشات پاپیروسهای مصری بیش از ده هزار سال قبل از میلاد بوده است.

 بنابراین جن شناسی خود مرتبط با تمام شاخه های علم است و ارتباطی با خرافات رایج ندارد. این مقدمه برای آن بود که بتوانیم با هم نگاهی به ظهور و تکامل جنیان در تمدنهای بشری بیندازیم و ببینیم شخصیتهایی که امروز به عنوان شیاطین و فرشتگان  می شناسیم از چه زمانی وارد ذهن بشر شده اند و آیا اصلا کسی به نام شیطان واقعا وجود داشته یا شخصیتی است که به مرور تکامل پیدا کرده و به صورت امروزی در آمده است. . لازم به ذکر است که این نوشته ترجمه کوتاه و مختصری از منابع زیر می باشد.

 

 Ashurbaipal’s library’s Creation from about 650 B.C. There are other versions from Berosus (280 B.C.) and Damiscius (6th century A.D.)

 Flying Serpents and Dragons by R.A. Boulay

Encyclopedia Mythica

Hammurabi’s Code of Laws Translated by L.W King

Yahweh-Elohim’s Historical Evolution by Walter Reinhold Warttig Mattfeld de la Torre ( March (2009

(Sabbath Origins by Walter Reihold ( April 1999

Genesis› genesis by Walter Reinholds

============================================================

 

جن شناسی بابل و سومر

——————————–

 

فرهنگ بین النهرینی خصوصا غنی از جنیان است چرا که مردم این ناحیه خودشان را مداوم در خطر حملات این موجودات می دیدند. جنیان غالبا ارواح نیروهای طبیعت مانند آتش – طاعون – خشکسالی- سقط جنین و…هستند که قابلیت تغییر شکل سریع به موجودات مختلف مانند عقرب- مار-شیر- باز و …را دارند. برای مثال » پوزوزو» Puzuzu یکی از معروفترین جنیان در سومر -که در فیلم جن گیر از نام او استفاده شد- یک جن بیماری زا است با چهار بال و پنجه هایی مثل عقاب و صورتی مانند شیر.

تنها راه برای خنثی کردن قدرت جنیان استفاده از جادو بود. مردم کاسه های مخصوصی را با نقش ها و لغات سحرآمیز وارونه زیر بنای ساختمانهای خود می گذاشتند. همینطور لوحه های فلزی با آیات و اوراد ضد جن – ضد چشم زخم -ضد سقط جنین و…استفاده می کردند.

در این دوره بود که یهودیان توسط بابلیان به اسارت گرفته شدند و به بابل آورده شدند و فرهنگ و باورهای آنها را وارد کتب و دین خود نمودند به طوریکه پس از چند هزار سال این جنیان کاملا تبدیل به جنیان دین یهود گشتند- مانند لیلیث (جنی که بچه ها را خفه می کند و مردان مجرد را در خواب وسوسه به رابطه جـنـسـی می کند). در حالیکه لیلیث یکی از جنیان بابل بود و به نام » لیلیتو» شناخته می شد.

 

نام خدایان اصلی :

 

 + آن ( آنو)  AN – ANNU : خدای پدر -خدای آسمان- پدر آفرینش به همراه خدایان اصلی » آپسو» – «تیامات» و » مامو» سایر خدایان و جنیان را به وجود آوردند- پدر انکی و انلیل و اینانا سه خدای درگیر در پروژه آفرینش آدم.

  آنو  خودش پسر »  آنشار» و » کیشار» و شوهر » نینتو» ( نامو) است.

 

 – انکی ENKI  : فرمانروای» آب زو » (در زبان سومری آبزو به معنی » اعماق آب و همچنین اسپرم » است) . خدای عقل و نگه دارنده قوانین الهی. او کسی است که آدم و حوا را از گل خلق کرد.

 

 – ئه آ EA:  نام دیگر « انکی » پسر  » آنو » و شوهر » دامکینا» و پدر » مردوک» است. 

 

– انلیل ENLIL  : خدای جو و اتمسفر و سرکرده ی خدایان پس از ۲۵۰۰ قبل از میلاد تا کنون. انلیل خدای آسمان و زمین است. برادر انکی و دشمن انسانها . انلیل پسر » آنو» و « کی» . انلیل جانشین آنو گشته است.

 

– اینانا INANNA : خدای شهوت و عشق و جنگ. نام دیگر او ایشتر است. خواهر انکی و انلیل و دختر آنو . اینانا دانشمندی بود که به انکی در خلق نژادی از انسان هوشمند که قادر به تولید مثل باشد کمک کرد. به پیشنهاد او عمل خلقت را در ظرفی ساخته شده از گل زمینی انجام دادند و آدم و حوا را به وجود آوردند.

 

 –تیامات TIAMAT : الهه اژدهای بزرگ . توسط فرزندانش نابود شد تا انرژی برای ایجاد زمین به وجود بیاید. تیامات با خلقت این دنیا مخالف بود و در نهایت با حیله گری مردوک نابود شد.

 

آپسو APSU : فرمانروای خدایان و زیر زمین و اقیانوسها. شوهر تیامات و پدر « لاهمو» – » لاهامو«- » آنشار» و » کیشار» .

 

– مامو MAMMU : پسر تیامات و آنو – خدای مه – در داستان خلقت یکی از خدایان اصلی است که به همراهی و کمک مامو و تیامات سایر جنیان و خدایان را به وجود می آورند. تیامات جانب بدی را گرفت و انکی و پیروانش جانب خوبی را و سرانجام تیامات به دست آنها نابود شد.

 

نی نورتا Ninurta  : خدای باران و باروری و سیل و باد و طوفان. پسر انلیل . شوهر » گولا«.

 

 تاریخچه خلقت از زبان کتیبه های سومر را می توانید در مقالات  بعدی بخوانید.

  

  

 

جن شناسی آشور و آکاد:

—————————–

بر مبنای چند کتیبه شناخته شده که جنبه دینی دارند چنین به نظر می رسد که علاوه بر دین اصلی (که متشکل از دوازده ایزد بزرگ و مشاوران و همکاران آنها بوده است) آشوریها دست بر جادوگری و سحر نیز داشته اند. کتیبه ها و متون دینی به همراه تعدا زیادی طلسمات و سمبلهای سنگی و فلزی کشف شده این مطلب را اثبات می کنند که آشوریها جن شناسی بسیار تکامل یافته و دقیقی داشته اند. پس از خدایان بزرگ و خدایان متوسط دسته بزرگی از ارواح قرار داشتند که برخی از آنها بد و برخی خوب بودند. همچنین این ارواح دقیقا با جزئیات توصیف و طبقه بندی شده اند که برخی از آنها یادآور نظام فرشتگان کنونی و نامهای آنها نیز می باشند.

قدمت و اهمیت این اسرار دینی به همراه جادو ها و وردها و دعاهای مخصوص جنیان خوب و بد از اینجا مشخص می شود که به دستور شاه آشور » آشوربانیپال» تاریخ نگاران و نویسندگان کپی ها و نسخه های متعددی از این اطلاعات را تهیه کردند چرا که این اطلاعات خود از زمان بسیار کهنتری در مدرسه جادوگری «ارک» در کلده باقی مانده بودند.

     

این متون شامل سه کتاب است که اولین آنها حاوی اوراد – احضار جن و مصونیت از جنیان خطرناک است. این کتابها به خط میخی آشوری بوده و بر لوحه های گل پخته شده نگاشته شده اند. همه این کتب با یک جمله ختم می شوند –» از جنیان شرور»–

لغات آشوری استفاده شده در اینجا » کولولو» Kulullu به معنی نفرین شده یا شرور و » اودوکو» Udukkuبه معنی روح می باشند. علاوه بر این عبارت لغات دیگری که مشخصا به معنی جن هستند » اکیمو » Ecimmu و » مسکیمو » Maskimmu می باشند.

یکی از گروههای خاص جنیان » سدو «Sedu  نام دارند که همان » گاو آسمانی» است و تصویر آشنای موجودی با سر گاو – بدن انسان و پاهای سمدار است و بسیار در سنگ نوشته ها و تصاویر آشور دیده می شوند.سدوهای آشوری در اکثر مواقع جنیانی با نیت خوب هستند….جزئیات جن شناسی آشور ادامه خواهد یافت.

 

 

خدایان اصلی:

 

 

 

 ال EL :  خدای رعد و برق- پدر آفرینش در نزد کنعانی ها . نام دیگر او  » آنو» در نزد سومری ها است. پدر سایر خدایان  الهه ها و جنیان و آدم.  ظاهر او را به صورت گاو ترسیم می کنند. یا جنی با سر گاو نر. ال پدر بعل و یهوه. خدایی شرابخوار است.

 

بعل  BAAL : پسر » ال» . بعل خدای خورشید در نزد کنعانی ها و فنیقی ها بود و پرستش او در میان یهودیان بسیار متداول بود. در عهد عتیق نامش » بعل زبوب» ذکر شده است. بعل در نزد آشوریها خدای طوفان بود و معنی نامش » ارباب » و » مالک» است. نام دیگر او به زبان سومری » انلیل» است. بعل کسی بود که مخالف خلقت آدم بود و بعد از آنکه آدم خلق شد بعل او را فریب داد تا از میوه دانش بخورد. در عوض این گناه خدایان آدم  را از نعمت عمر جاودانی محروم کردند.

 

یهوه  Yahweh : پسر «ال» و برادر » بعل» . یهوه به دلیل علاقه اش به آدم مورد پسند پدرش نبود و تا چند هزار سال حق و قدرتی در زمین نداشت. سرانجام با وساطت مادرش توانست قراردادی ببندد که از آن پس به نام خدای اصلی بر زمین حکم کند. یهوه جنی است که بر کوه سینا بر موسی و قوم او پایین آمد و آنها را بسیار مورد رحمت خود قرار داد(  به سبب قراردادی که با موسی بسته بود). نام دیگر او » انکی» است و خلقت زوجی که به امور باغ عدن برسند و مطیع او باشند ایده او بود.

 

 

 

ایشتر Ishtar : نام دیگر الهه اینانا دختر آنو و خواهر انکی و انلیل. خدای شهوت و عشق و جنگ. همکار انکی در خلقت آدم و حوا.  نام دیگر او » نین هورسگ» و » نین ماه» نیز می باشد.

 

شمش Shamash : خدای گناه و خدای خورشید که فقرا و مسافران را حفاظت می کند.

 -سین SIN : خدای ماه و پدر شمش . نام سومری او « ناننا» است.

 

 

 جن شناسی ایرانی

———————–

 متون اوستایی غنی ترین منابع جن شناسی در جهان پس از وداها هستند. اوستا کتاب مقدس دین مزدایی و زرتشت است. سه اصل اولیه دین مزدایی به دینی- پارسی گری و آتش پرستی هستند.

جامعه پارسی اعتقاد بر جنگ ابدی بین خوب و بد – تاریکی و نور دارند که در جانب نور دسته ای از خدایان به نام «اهوراها» قرار دارند به رهبری » مزدا» و در جانب تاریکی دسته ای از خدایان به نام » دیوها» قرار دارند به رهبری » انگرمینو» . باید توجه داشت که این خدایان از سیستم چند خدایی آریایی ها آمده اند که بعد ها به یونان نیز راه یافتند.

 

 بسیاری از این اطلاعات توسط عرفای یونان مورد استفاده قرار گرفتند.( افلاطون به تئوری خالق جهان دست یافت که او را » دمیورگ » Demiurge نام نهاده بود و این فلسفه عارفان باستان را به این نتیجه رسانید که این دنیا توسط خدایان (جنیان) نادرستی اداره می شود که دینهای مختلف را به بشر وحی می کنند. این عارفان معتقد شدند که گناهان انسان او را زیر یوغ » دمیورگ» و لشکر فرشتگان نادرست او نگه می دارد که در کل» آرکن»  Archon نامیده می شوند.)

دوگانگی در دین مزدایی به گونه ای است که دو خدا به صورت دو نیروی عظیم و مستقل جهانی با هم مقابل می شوند. هیچ کدام از آنها قادر به شکست دیگری نیست بنابراین ایندو فعالیت یکدیگر را محدود می کنند. در این دو دستگی یک اصل یگانه و الهی نمی تواند به وقوع بپیوندد.

سیستم آموزش های زرتشت از آنجا حائز اهمیت است که بر خلاف باور عامه اصل یکتایی و یگانگی را انکار می کند و به جای آن اصل دو گانگی نیروهای جهانی و نبرد دائم آنها را افشا می کند. از یک سو اورمزد خدای خوبی و از سوی دیگر اهریمن خدای بدی  – هر دو برادر دوقلو و متولد شده از رحم یک مادر.

 اهریمن توسط جنیان زیادی پرستش می شود که نامهایشان بعد ها توسط دانشمندان یهودی ثبت و استفاده شد مانند : ازازیل – لیلیث – رهاب – له ویاتان و..

زرتشت تشویق به پرستش کمال خوبی می کرد و معتقد بود در انتهای زمان این اهریمن است که توسط اهورا شکست خواهد خورد.

اگرچه تفاوتهای زیادی بین مشخصات جنیان اوستا با جنیان یهود و مسیحیت وجود دارد اما اصل تئوری نبرد بین خوب و بد هنوز هم در این ادیان باقی مانده است.

نقش عمده جنیان در اوستا را می توان در بخش کهن » وندیداد» که یکی از کاملترین و طولانی ترین بخشهای اوستا است یافت.

 

 نام خدایان اصلی:

 

 میثرا : معادل آریایی برای اهرمین– میترا نیز نام سردسته گروهی از جنیان است که با نام » میتراها » در یونان و روم شناخته شده اند و با نام انگرمی نیو در ایران. این گروه از جنیان جزو نژاد درخشندگان یا » دیوها» هستند که اگرچه در ابتدا مورد احترام و علاقه آریایی ها بودند اما محبوبیت خود را به مرور در ایران از دست دادند. تاثیر عمیقی که نام میترا یا » مهر» بر فرهنگ ایران داشته است خود نشان از نفوذ بالای این گروه در دوران باستان است.

اهورا: سرپرست گروه بزرگی از جنیان به نام » اهوراها» ( سنسکریت : اسوراها) این گروه از جنیان در نزد مردم هند بسیار پست و خوار شدند اما در عوض در ایران مورد احترام بسیار قرار گرفتند تا جایی که تحت تاثیر اسلام اهورا مزدا عنوان خدای یگانه به خود گرفت اگرچه چنین مفهموی با آیین اصلی زرتشت بسیار تفاوت دارد. «وارونا» معادل آریایی برای اهورا- وارونا نام آریایی خدایی است که بعدها به عنوان » اهورا» مورد پرستش قرار گرفت.

 منبع:  http://www.limbolegacy.blogfa.com

  

مردوک Marduk : پسر انکی و دامکینا . داناترین میان خدایان که فرمانروای خدایان شد. مردوک نگهدارنده لوحه های سرنوشت بود . مردوک یکی از خدایانی است که ناگهانی در همان زمان باستان ناپدید گشت و دیگر نام یا خبری از او نرسید. برخی محققان مدارک غیر مستندی دارند که ادعا می کند مردوک در حادثه انفجار سفینه اش در فضا کشته شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: