بایگانی دسته‌ها: جمجمه كودك ستاره اي

کودک ستاره ای (بخش دوم) فیبرهای ناشناخته درون استخوان

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

https://i2.wp.com/www.nationalufocenter.com/artman/uploads/35starchild.jpg

کودک ستاره ای (بخش دوم)

فیبرهای ناشناخته درون استخوان

در سال ۲۰۰۳ نمونه هایی از استخوان جمجمه کودک ستاره ای زیر میکروسکوپ الکترونی بررسی شد. طبق تحقیقات پیشین مشخص شده بود که استخوان کودک ستاره ای نسبت به استخوان طبیعی انسان نازکتر و در عین حال محکم تر است. مشاهدات میکروسکوپی وجود ساختارهای فیبری شکل درون استخوان کودک ستاره ای را به اثبات رسانده است. علیرغم اینکه فیبرها در ماتریکس بافت استخوان قرار داشتند و نه در روی سطح خارجی آن، برخی میکروبیولوژیست ها ادعا کیردند این فیبرها چیزی نیستند جز سلولهای باکتری و قلرچها که استخوان را آلوده کرده است. بسیاری از دانشمندان میکروبیولوژیست احتمال باکتری بودن این ساختارها را مردود می دانند. تا کنون نظیر این ساختارها در هیچ نوع استخوانی مشاهده نشده است. احتمال داده می شود این فیبرها همان نقشی را ایفا می کند که آرماتور درون بتون دارد. بطوری که این فیبرها با قرار گرفتن درون ماتریکس استخوان باعث افزایش استحکام آن می شوند.با اینکه هیچ آزمایشگاهی تا کنون نتوانسته این فیبرها را جداسازی کند و به منظور انجام تحقیقات آزمایشگاهی در اختیار پژوهشگران قرار دهد، اما تصاویر سه بعدی میکروسکوپ الکترونی تا حدودی توانسته اطلاعاتی از ویژگی های فیزیکی این فیبرها به ما بدهد. واقعیت این است که درون استخوان جمجمه کودک ستاره ای ساختارهای دراز و مویینی بصورت بافته شده قرار دارند که در استخوان دیگری مشابه آن دیده نشده است. این ساختارها بقدری محکم و دارای قابلیت ارتجاعی هستند که ابزاری برای بریدن آنها در دسترس نیست. سوال بزرگ اینست که اگر کودک ستاره ای یک انسان بوده و دارای استخوان های انسانی است، این فیبرهای ناشناخته به چه دلیل درون استخوان ها قرار دارند؟ به بیان دیگر این ویژگی متمایز کننده او نمی تواند دلیلی باشد تا او را از صف انسانها خارج کرده و هویتی بیگانه را به وی بدهیم؟ تحقیقات بعدی بر روی سایر اجرای جمجمه کودک ستاره ای شاید پاسخی به این پرسش بدهند.

تصویر ۱: تصویر میکروسکوپ الکترونی از فیبرهای موجود درون استخوان جمجمه کودک ستاره ای. بزرگنمایی ۳۵۰ برابر.

Comparison of external surface of Starchild skull bone and normal human bone

تصویر ۲: مقایسه بافت استخوان جمجمه کودک ستاره ای (سمت راست) و جمجمه زن یافت شده در کنار آن (سمت چپ). سطح استخوان زن بالغ پوشیده از حفره های چاهک مانند است که این حفره ها را می توان در استخوان انسانهای طبیعی نیز مشاهده نمود. در کودک ستاره ای حفره ها بسیار کوچک تر و تا حد ممکن غیر طبیعی هستند. درخشش روی استخوانها حاکی از اینست که زن کاشف جمجمه ها را با ماده ای براق کننده مثل لاک جلا می داده است.

Scanning Electron Microscope (SEM) view of cut Starchild skull bone

تصویر ۳:  تصویر میکروسکوپ الکترونی از مقطع استخوان کودک ستاره ای. در اوایل سال ۲۰۰۳ برشی از هردو جمجمه به منظور آزمایشات دی ان ای با استفاده از تیغه برنده الماس تهیه شد. در حین عملیات برش مشخص شد استخوان کودک ستاره ای نسبت استخوان های دیگر انسان به سختی بریده می شود. این نشان دهنده استحکام و سفتی باورنکردنی آن است. بخش های سیاه رنگ حفره های اسفنجی استخوان ها هستند. در بیشتر حیوانات بعد از مرگ باکتری ها به درون این حفره ها نفوذ کرده و در آنجا رشد می کنند. بعد از مدتی باکتری ها می میرند و این حفره ها پوک و خالی می مانند. در جمجمه کودک ستاره ای حفره ها کاملاً پر بودند.

Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented "fibers" emerging from Starchild Skull bone

تصویر ۴: تصویری از برش عرضی استخوان کودک ستاره ای که فیبر های بیرون زده از حفره های اسفنجی با کادر ها مشخص شده اند. در هیچ یک از تصاویر میکروسکوپی از برش استخوان انسان چنین ساختارهایی هرگز مشاهده نمی شوند. این فیبر ها بصورت پراکنده و بدون شکل واحدی گویی جزء انکار ناپذیر استخوان جمجمه کودک هستند. به این نکته توجه کنید که میزان استحکام این فیبرها به حدی است که حتی تیغه برش الماسی هم نتوانسته است آنها را تخریب کند. به گفته میکروبیولوژیست ها این ساختارها نمی توانند مربوط به باکتری ها یا قارچها باشند.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented "fibers" in Starchild Skull bone

شکل ۵: تصویر نزدیک نوعی فیبر که به گره (Knot) شباهت دارد. این فیبرها قطعاً مربوط به شبکه مویرگی داخل استخوان یا بافتهای دیگری که معمولا درون استخوان طبیعی یافت می شوند نیستند. چرا که تا کنون مشابه این گره ها  در هیچ استخوانی دیده نشده است. متاسفانه در حال حاضر امکان جداسازی و آزمایش این نوع فیبر ها وجود ندارد.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented "fibers" in Starchild Skull bone

شکل ۶: علاوه بر فیبرهای گره مانند نوع متفاوتی از فیبرها که بیشتر ریسمان است نیز یافت شده است. به نظر می رسد این فیبر ها هم از نظر اندازه، شکل و بافت با فیبرهای گره ای متفاوتند. برای دادن اطلاعات قطعی درباره ماهیت این فیبرها مانند نوع قبلی نیامندیم تا آنها را جداسازی کرده و تحت آزمایشات مختلف قرار دهیم. گرچه تا کنون به چنین امکان و قذرت تکنیکی و علمی دست نیافته ایم ولی می توانیم حدس بزنیم که این فیبرهای ناشناخته می توانند مهمترین دلیل استحکام بالای جمجمه کودک ستاره ای باشند.

Scanning Electron Microscope (SEM) view of cut Starchild skull bone showing rough and smooth cuts

شکل۷: تصویر مقطع صاف و زبر استخوان. قسمت راست استخوان در اثر برش با سرعت بالای تیغه بصورت صاف برش خورده است. مقطع قسمت چپ بدلیل سرعت پائین تر تیغه به شکل زبر دیده می شود. به خط وسط که بخش های صاف و زبر را جدا می کند دقت کنید. در تصویر بعدی ساختارهای عجیبی در این قسمت قابل مشاهده است.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented "fibers" in Starchild Skull bone

شکل ۸: در مرکز تصویر ساختاری چنگالی شکل مشاهده می شود که بدان  Claw گفته می شود (درون نقطه چین آبی). در تصاویر بعدی با بزرگنمایی بیشتر چندین فیبر دیده می شود که بصورت عجیبی از نوک و پایین Claw آویزان شده است.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented "fibers" on claw structure  in Starchild Skull bone

شکل ۹: در مرکز چندین فیبر متصل به Claw مشاهده می شود. در انتهای فیبر ساختاری دایره ای شکل و کوچک بنام Button دیده می شود. این ساختار احتمالاً باقیمانده نوع دیگری از فیبر است که بریده شده است. به بخش بالای تصویر سمت راست اشاره شده با نام Flared Fiber توجه کنید. این بخش مسطح و پهن به احتمال چهارمین نوع فیبر است.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented flare-shaped "fibers" emerging from Starchild Skull bone

شکل ۱۰: فلش های سبز رنگ فیبرهایی را نشان می دهد که از ماتریکس استخوان بیرون زده اند. فیبر Flared با نقطه چین صورتی مشخص شده است. در وهله اول این ساختار شباهت به نوعی باکتری یا قارچ دارد ولی میکروبیولوژیست ها احتمال میکروب بودن آن را رد میکنند.

close-up Scanning Electron Microscope (SEM) view of unprecedented staple-shaped "fibers" emerging from Starchild Skull bone

شکل ۱۱: در شکل سمت چپ فیبر جدا شده از بافت اسفنجی استخوان مشخص است و از قسمت قشایی استخوان بیرون زده است. به این نوع فیبر به خاطر خمیدگی آن  Staple یا گیره کاغذی گفته می شود. در تصویر سمت راست پایین همین ساختار بزرگنمایی شده است. دیده می شود که نوک فیبر دوشاخه ای شده است. این نشان دهنده اینست که این فیبرها به حدی مقاوم و شاید دارای خاصیت ارتجاعی است که تیغه برش دهنده اثری بر روی نوک ظریف آنها نداشته است.

منبع:    http://www.starchildproject.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

بابک نامی

مکزیک یکی از عجییب ترین کشورهای دنیاست و قطعاً این بدلیل آثار باستانی بی شمار و البته منحصر بفردی است که در همه جای این سرزمین قابل مشاهده است. به جرات می توانم بگویم تنها کشوری که می تواند از لحاظ باستان شناسی با مصر رقابت کند همین کشور مکزیک است. مکزیک قلب تمدن آمریکای باستان است. در این مطلب من درباره شهرهای فوق العاده مایاها بحثی نخواهم کرد بلکه سعی خواهم کرد درباره چیزی صحبت کنم که تنها یکی از دلایلی است که لقب سرزمین جمجمه های اسرارانگیز را برازنده کشور مکزیک کرده است. اگر از جمجمه هایی با کاسه سر دراز شده با قدمت بیش از هزار سال بگذریم و اگر فقط محض اطلاع به این نکته اکتفا کنیم که تا کنون سیزده جمجمه کریستالی باستانی در مکزیک یافت شده است، به جمجمه ای موسوم به کودک ستاره ای می رسیم که به نظر من می تواند اسرارانگیز ترین جمجمه در بین جمجمه های باستانی باشد. در اینجا سعی کرده ام  تا آنجا که می شود بطور خلاصه به معرفی این اثر بی نظیر باستانی بپردازم. البته ناگفته نماند آزمایشات و تست های علمی بسیاری برای کشف مجعولات آن انجام گرفته است و اگر جزئیات آزمایشات و تست ها یا داده ها و نتایج تجزیه و تحلیل آزمایشات و نظرات متخصصان امر را در این نوشتار می آوردم، قطعاً حجم متون به چندین کتاب نیز کفایت نمی نمود، بنابراین در اینجا به چکیده ای از آن اکتفا می کنم.

https://i0.wp.com/s1.hubimg.com/u/2839508_f260.jpg

جمجمه کودک ستاره ای (Starchild Skull) یک جمجمه ای کاملا متفاوت و عجیب ولی کامل و به اندازه جمجمه کودک ۵ یا ۶ ساله با قدمتی حدود ۹۰۰ سال است که در دهه ۱۹۳۰ در مکزیک یافت شد. در سال ۱۹۹۹، رای و ملانی یانگ (Ray and Melanie Young) صاحبان جمجمه، آن را در اختیار لوید پای (Lloyd Pye) یک متخصص آثار باستانی و مسائل پارنرمال قرار دادند تا تحقیقاتی رو آن انجام دهد. پای اولین کسی بود که جمجمه را بصورت علمی بررسی کرد. او در ابتدا فکر کرد جمجمه متعلق به یک انسان است و شکل عجیب آن را نتیجه نوعی فرآیند دفورمه شدن است که در بسیاری از بیماری های ژنتیکی نادر نظیر آن مشاهده شده است، اما با بررسی های دقیق شبیه سازی رایانه ای با این حقیقت مواجه شد که تقارن دو نیمه چپ و راست جمجمه بسیار کامل تر از آنست که آنرا در نتیجه یک بیماری یا فشار فیزیکی بدانیم. در حقیت تقارنی که در جمجمه کودک ستاره ای وجود دارد از انسان طبیعی نیز بیشتر می باشد. او متوجه شد که تمام قسمت های جمجمه با یک نظام خاص و هماهنگ با سایر بخش ها تغییر شکل و رشد یافته است. حال اینکه در مواردی که جمجمه تحت اثر بیماری یا فشار های فیزیکی بیرونی دچار دفورماسیون می شود، تقارن آن بهم خورده و تناسب و تعادل اندازه اجزا از بین می رود. به عبارتی در جمجمه های دفرمه شده در اثر این عوامل معمولا یک بخش آن بزرگتر و بخش دیگر کوچکتر می شود یا یک جزئی بیشتر رشد می کند و جزء متناظر آن رشد کمتر یا نرمالی نشان می دهد. پای نمی توانست بپذیرد شکل جمجمه کودک ستاره ای از شکل نرمال دچار تحول شده باشد. او معتقد بود شکل نرمال و ذاتی جمجمه ستاره همینی بود که هست. پای با همکاری چندین دانشمند اعم از ژنتیکدانها، باستان شناسان دیگر و شیمیدان ها، پروژه ای موسوم به “پروژه کودک ستاره” را به منظور پاسخ به سوالات بیشمار پیرامون این جمجمه عجیب راه اندازی کرده است. وی آخرین نتایج و اطلاعات بدست آمده این پروژه  را در کتابی تحت عنوان (Llyod Pye’s Starchild project) در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده است. (برای دانلود نمونه کتاب اینجا کلیک کنید).

گمانه زنی های بسیاری حول این جمجمه در جریان است. دانشمندان نظرات متفاوتی ارائه می دهند. در این بین کشمکش بین دو جریانی برقرار است که یکی معتقد است جمجمه متعلق به یک انسان زمینی است که در اثر عواملی، دفرمه شده و دیگری ادعا می کند هیچ شاهدی دال بر انسان بودن آن در دست نیست و صاحب این جمجمه یک موحود فرازمینی احتمالا نژاد بیگانه گری و یا حداقل هیبریدی از انسان و بیگانه است. تحقیقات بر روی جمجمه همچنان ادامه دارد و هر از چند گاهی اطلاعات جدیدی درباره آن افشا می شود. شکل ظاهری و نتایج آزمایشات فیزیکی تئوری فرازمینی بودن صاحب جمجمه را مطرح می کند. برخی تستهای بیولوژی مولکولی حکایت از منشا انسانی جمجمه کودک ستاره ای دارد، در برخی دیگر نیز نتایج بدست آمده با هیچ یک از داده های انسانی مطابقت نمی کند. بسیاری از مردم از جمله خود لیود پای معتقدند جمجمه کودک ستاره ای می تواند متعلق به یک موجود فرازمینی باشد.

تاریخچه:

هشتاد سال قبل در سالهای دهه ۱۹۳۰ یک خانم جوان آمریکایی برای گذراندن تعطیلات به زادگاه پدرش، روستایی در منطقه کوپر کانیون واقع در ۱۰۰ کیلومتری شهر چیهاهای مکزیک سفر می کند. علیرغم هشدارهای داده شده درباره عدم ورود به  تونل های اطراف دهکده، وی مصمم است تا وارد یکی از این مکانهای باستانی شود. کنجکاوی های او باعث می شود سری به یکی از این تونلهای معدن بزند. او بعد از وارد شدن به تونل و طی مسافتی به انتهای تونل می رسد و در کف زمین اسکلت انسانی به پشت خوابیده را کشف می کند. نزدیک تر می رود تا نگاهی دقیقتر به آن بیاندازد. او متوجه می شود اسکلت بازوی انسانی دیگر ولی کوچکتر از زیر خاک بیرون آمده و اسکلت بزرگتر را در آغوش گرفته است. دختر جوان خاک های زیر اسکلت را به کناری می زند و اسکلت دوم را از زیر خاک خارج می کند. اسکلت دوم مربوط به یک کودک بود چون نسبت به اسکلت اولی اندازه کوچکتری داشت اما بزرگترین تفاوتی که با اسکلت کناری و هر اسکلت انسان داشت شکل کاملا غریب جمجمه آن بود. دختر سعی کرد هر دو اسکلت را از تونل معدن خارج کند اما باران شدیدی شروع شده بود و هر آن احتمال داشت سیل وارد معدن شود. او می دانست اگر عجله نکند خودش نیز در کنار این اسکلت ها دفن خواهد شد بنابراین تصمیم می گیرد جمجمه ها را با خود ببرد. او بلافاصله به خانه اش در ال پاسوی تگزاس بر می گردد. مدتی بعد دوباره به محل اسکلت ها و باز می گردد تا اگر شد بقیه استخوانها را از آنجا خارج سازد ولی معدن قدیمی در اثر سیل آنروز کاملا ویران شده بود و هیچ اثری از اسکلت ها نبود. او هردو جمجمه را تا پایان عمرش به عنوان میراثی گرانبها از طرف اجدادش در خانه خود در تگزاس نگهداری کرد.

دختر کاشف در سال ۱۹۹۰ درگذشت و جمجمه های اسرار انگیز در سال ۱۹۹۸ به دست ری و ملانی یانگ افتاد. ملانی یک پرستار نوزادان بود و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده بود. بنابراین خیلی زود به شکل عجیب و ناهنجار جمجمه کودک پی برد. او بخاطر کار و رشته تحصیلیش بخوبی می دانست که این جمجمه به هیچ وجه جمجمه نرمالی نیست و بسیار مایل بودند تا بدانند چرا جمجمه کودکی در قریب به ۹۰۰ سال پیش اینگونه بوده است و اصلا این جمجمه متعلق به انسان است یا خیر. وی برای یافتن پاسخ سوالاتش از یک متخصص جمجمه های عجیب  بنام لیود پای کمک می خواهد. پای چندین کتاب درباره جمجمه ها نوشته و سابقه تحقیقات زیادی در این باره دارد. کودک ستاره ای نامی بود که پای به این جمجمه داد و در سال ۱۹۹۹ پروژه ای به همین نام با هدف کشف راز های آن آغاز کرد. پای از پژوهشگران و محققین مربط دعوت کرد تا او را در این راه یاری کنند. مهمترین سوالی که او در پی پاسخش بود این بود که آیا صاحب این جمجمه موجودی از نژاد بیگانه بوده است؟

https://i1.wp.com/a2.l3-images.myspacecdn.com/images02/152/476ff0e90cd1461bbd83ed615838f798/l.jpg

رای و ملانی یانگ. صاحبان جمجمه کودک ستاره ای

https://i2.wp.com/www.gexplorer.net/notizie/wp-content/uploads/2010/12/Ray-e-Melanie-Young.jpg

لیود پای. متخصص جمجمه کودک ستاره ای

 

دورگه انسان-بیگانه

بررسی ها حاکی از این است که جمجمه بزرگتر، طبیعی و متعلق به یک زن بالغ می باشد، در مقابل جمجمه کودک ستاره ای به دلایلی شبیه گونه های فرازمینی است تا انسان (در بخش دوم بیشتر، به دلایل این شباهت می پردازیم). آنچه در اولین نگاه به این جمجمه به ذهن متبادر می شود شباهت آن به گونه ای بیگانه بنام گری هاست. گفته می شود گری یا خاکستری ها موجوداتی فرازمینی هستند با قدی تقریباً نصف قد انسان، سری بزرگ و بالون شکل، چشمانی بزرگ به رنگ سیاه و نزدیک به هم و کلاً با صورتی کوچک. اگر چهره کودک ستاره ای را از روی جمجمه اش بازسازی کنیم، این مشخصات ظاهری را می توانیم در آن ببینیم. مثلا سر کودک بالونی شکل با چشمانی بزرگ و صورتی کوچک است. بسیاری از افراد معتقدند کودک ستاره ای نه یک بیگانه اصیل بلکه هیبریدی از بیگانه و انسان است. این نظریه به این دلیل جسارت مطرح شدن پیدا کرده است که در کنار اسکلت کودک، اسکلت یک زن انسان هم خوابیده بود. همچنین اسکلت ها در شرایطی قرار داشتند که به نظر می رسید زن کودک را بغل گرفته است. آیا این زن مادر آن کودک بوده است؟

https://i0.wp.com/www.frontierscience.us/images/Pye3.jpg

تصویر بازسازی شده از کودک ستاره ای (سمت راست) و نقاشی از بیگانه خاکستری (تصویر چپ)

در بسیاری از اساطیر منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی افسانه هایی از پدران فرود آمده از آسمان که زنان زمینی را بارور می سازند وجود دارد. همیشه در این افسانه ها موجودات ستاره ای طی دوره ای خاص بر زمین فرود می آمده و با زنان انسان آمیزش می کرده اند. زن فرزند را در بطن خود پرورش می داده، آنرا به دنیا می آورده و تا پنج سالگی بزرگ می کرده. تا اینکه پدر آن موجود از آسمان فرود آمده و کودک را با خود به آسمان می برده است. طبق برخی گمانه زنی ها، کودک ستاره ای طی این روند به دنیا آمده است.

“روزی روزگاری در دهکده ای واقع در مکزیک امروزی موجودی ستاره ای از آسمان فرود می آید و با یکی از دختران دهکده آمیزش می کند سپس به دنیای خود بر میگردد. دختر باردار فرزند ستاره ای خود را در بطن خود حمل می کند، به دنیا می آورد و بزرگ می کند. موجود ستاره ای دوباره به همان روستا باز می گردد تا کودک را به دنیای خودش ببرد. مادر تمایل به از دست دادن کودک نیست. او دست کودکش را میگیرد و راهی صحرا می شود. او بدنبال مکانی برای دور ماندن از موجود ستاره ای وارد معدنی در دامنه کوه می شود. در همانجا کودک ستاره ای را می کشد و خودش با نوشیدن زهر همراه کودکش در دنیای مردگان می گردد”.

جمجمه مرموز

در مورد جمجمه کودک ستاره ای می توان گفت با بررسی خطوط محل اتصال تکه استخوانها حدس زده می شود که صاحب آن در سن پنج یا شش سالگی مرده است. برخی متخصصان بر مبنای آزمایشاتی که بر روی دندانها صورت دادند سن آن را در حدود بیست و شش سال تخمین می زنند. اندازه جمجمه علیرغم کودک بودن آن بزرگتر از جمجمه یک انسان بالغ است. ضخامت استخوان جمجمه تقریباً نصف ضخامت استخوان یک جمجمه طبیعی با ابعاد خودش است، وزن کلی جمجمه نصف وزن نمونه طبیعی است. آزمایشات نشان داده است میزان مقاومت استخوان جمجمه نسبت به نمونه طبیعی علیرغم نازکتر بودن، بسیار بیشتر است. یعنی نوع استخوان جمجمه بگونه ای است با حجم کمتر استحکام بیشتری دارا می باشد.این درحالی است که بیماری های استخوانی موجب تضعیف استخوانها می گردد. مطالعلت میکروسکوبی وجود فیبر ها یا رشته های نا شناخته ای را در بافت استخوان جمجمه به اثبات رسانده است. تقریباً تمامی اجزاء جمجمه با جمجمه طبیعی انسان متفاوت است این تفاوت بیشتر در بخش تحتانی و پیشانی کاسه سر و اجزای صورت بارزتر به نظر می رسد.  دانشمندان در ابتدا حدس می زدند بدشکلی (Deformation) استخوان پسین جمجمه کودک در اثر فشار وارد شده طب بستن سر در دوران کودکی بوجود آمده است. باند پیچی سر کودکان به منظور درازکردن جمجمه امروزه نیز در برخی قبایل افربقا انجام می شود.  طی این عمل، تحت فشار قرار دادن قسمت فوقانی جمجمه باعث جدا ماندن و عدم اتصال کامل تکه های استخوانس می شود که این عمل منجر به بوجود آمدن قسمتی به نام نقطه نرم در بالای جمجمه می شود که تا پایان عمر آثار آن از بین نمی رود. در جمجمه کودک ستاره ای اثری از نقطه نرم دیده نمی شود. علاوه بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این جمجمه در کودکی تحت فشار فیزیکی قرار گرفته است.

قسمت پس سری (Occiptial) در جمجمه انسان طبیعی کاملا منحنی است و تا استخوان اینیون (Inion) این انحنا را حفظ می کند، استخوان اینیون انحنا را می شکند و به این دلیل در قسمت پائین پس سر یک گودی ایجاد می شود. در جمجمه کودک، این استخوان پس کله کاملا صاف و با شیب بسیار تند رو به پائین قرار دارد (می توانید یک لامپ را تصور کنید). حتی خود اینیون هم همین انحنا را تا انتهای جمجمه حفظ کرده است. بنابراین جمجمه فاقد آن سوراخی است که همه ما در پس کله مان داریم. اصطلاحاً گفته می شود جمجمه کودک ستاره ای فاقد نشیمنگاه است یعنی انتهای انتهای پس سر ان به جای اینکه تخت باشد، عمودی است. تختی پس سر تا حدودی در جمجمه افرادی که در کودکی روی گهواره تخت بزرگ شده اند نیز مشاهده شده است ولی نه به ابعاد کودک ستاره ای. تاکنون افراد بسیاری موضوع گهواره تخته ای یا آلاتی که باعث تخت شدن پشت سر نوزاد می شود را درمورد تخت بودن پس سر جمجمه کودک ستاره ای مطرح می کنند. در سال ۲۰۰۴ دکتر تد رابینسون (Dr. Ted Rabinson) بعد از پایان نطالعات خود اعلام کرد تختی پس سر کودک ستاره ای نمی تواند ناشی از این قبیل تغییر شکل مصنوعی باشد.

در گهواره تخت بدلیل قرار گرفتن سر نوزاد بر روی سطح صاف و سفت، استخوان آکسیپیتال (پس سر) که در هنوز نرم است بصورت تخت رشد کرده و به همان صورت محکم می شود. در این نوع گهواره فقط استخوان آکسیپیتال در تماس با تخته قرار می گیرد و فشاری به استخوان اینیون (Inion) وارد نمی شود. بنابراین گهواره تخت و آلات سخت شبیه به آن فقط می توانند استخوان اکسیپیتال را تخت کنند نه اینیون را. از همینرو است که در انسانهایی که در کودکی گهواره تخت استفاده کرده اند استخوان پس سر تخت و استخوان اینیون طبیعی دیده می شود. دکتر رابینسون در گزارش خود نتیجه گرفته است که این نوع تخت شدگی پس سر که در جمجمه کودک ستاره ای دیده می شود نمی تواند بواسطه فشار فیزیکی بوجود آمده باشد. بلکه شکل فیزیولوژیکی آن ذاتاً اینگونه بوده است.

تصاویر:

 

https://i1.wp.com/www.starchildproject.com/images/bone-thick-comp.jpg

 

مقایسه ضخامت استخوان جمجمه کودک ستاره (سمت چپ) با جمجمه زن پیدا شده در کنار کودک (سمت چپ).

تصویر واقعی و نگاره اشعه ایکس از جمجمه زن همراه کودک ستاره ای که دچار پدیده تختی از نوع گهواره تخت شده اما کاملا سالم و طبیعی بنظر می رسد. وضعیت تختی استخوان اکسیپیتال (خط قرمز) و محل اینیون (فلش) مشخص شده است.

منبع:    http://www.starchildproject.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: