بایگانی دسته‌ها: ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌

ابداعات عهد باستان(تمدن هاي روزگاران پيش از نوح)

فصل دوم
ابداعات عهد باستان

شک  نیست که دستاورد های علمی جدید بسیار شگفت انگیزند.ولی آیا ما میتوانیم با داشتن سفاین فضایی،داروهای معجزه گر، رآکتورهای اتمی و غیره دستاوردهای پیشنیان را کم ارزش بدانیم؟نخست باید دید آنها در برابر مشکلات و موانع چه عکس العملی از خود نشان میداده اند.
مردمان اعصار گذشته نیز چون ما مشکلاتی بر سر راه داشتند و بعضی مواقع درست به همان طریق که ما امروزه در
 راه حل آنها اقدام میکنیم، اقدام می کرده اند.
برای مثال، رمی های باستان،مانند ما در ساعات پر رفت و آمد روز، بعضی از خیابان ها را یک طرفه میکردند.
در شهر «بمبئی» پلیس راهنمایی با علامت دادن به وسیله دست و  بازو، حرکت وسایط نقلیه و عابرین را کنترل میکرده است. و یا ۲۵۰۰ سال پیش در بابل از علایم راهنمایی خاصی در خیابان ها استفاده میشد.
و یا اسامی عجیبی برای خیابان های خود انتخاب می کردند،مثلاً : «خیابانی که انشاءالله هیچ دشمنی روی آن قدم نزند».
در شهر «نینوا» پایتخت آشور علایم توقف ممنوع با این عنوان: «جاده سلطنتی نگذارید کسی در آن سد معبر کند.» وجود داشت و جالب این جاست که بیشتر  قوانین راهنمایی آنان بسیار مؤثرتر از قوانین امروزی ما بود اند، ملثلاً اگر صاحب ارابه ای خلاف جهت پارک می نمود، به جای دریافت قبض جریمه، حکم اعدام دریافت کرد!
در شهر باستانی «آنتیوک» (پایتخت باستانی سوریه) که اولین شهر تایخی است،  از روشنایی در معابر استفاده
می نموده اند.
آزتکها نیز یک نوار قرمز رنگ ثابت در وسط راه های خود کشیده و آن را به دو بخش مجزا برای عبور و مرور متقابل تقیسم میکردند که ما نیز امروزه خیابان ها و شاهراه های خود را به همان روش خط  کشی می کنیم.
هیرون که یک مهندس اهل اسکندریه بود دست به اختراع موتور بخاری زد که اصول موتورهای توربین و جت امروز را
ذهن تداعی میکند.
اگر آتش زدن های مکرر کتابخانه اسکندریه رخ نداده بود،امکان حرکت ارابه های بخار در خیابان آنجا وجود داشت!
زیرا حداقل این ثابت شده است که« هیرون» سرعت سنجی را اختراع کرده بود که مسافت طی شده توسط وسایل نقلیه را ثبت میکرد.
حفاری های انجام شده «موهنجار و دارو»، «هاراپا» و کالیبنا» در پاکستان و هندوستان این حقیقت شگفت انگیز را
روشن ساخته که یک سیستم برنامه ریزی و طراحی شهری در ۵۰۰/۴ سال قبل در این مناطق وجود داشته است.
خیابانهای این شهر های باستانی مستقیم و تقاطع آنها قائم بوده و یک سیستم منبع آب بهداشتی و سیستم فاظلاب
پیشرفته در آنجا کشف شده است.آجرهای به کار رفته در ساختمان ها در  کوره پخته میشد و به دلیل استحکام و دوام این نوع آجرها انگلیسی ها از آنها برای زیر سازی بستر ریل گذاری خط آهن کراجی_لاهور استفاده
کردند که اکنون بیش از یکصد سال است در زیر فشار سنگین قطارها دوام آورده اند.
موضوع جالب توجه اینکه امروزه نیز در منطقه «موهنجار و دارو» آجرها را بر طبق همان نمونه های باستانی می سازند
و این امر نشان میدهد که در گذشته های بسیار دور تکنولوژی به طور غیر منتظره ای در هندوستان به اوج خود رسیده بود، ولی بنا به دلایلی از پیشرفت باز ماند و سیر قهقرایی طی نمود و هندی ها از آن زمان تا کنون از الگوهای تکنیک هایکهن تقلید میکنند.
سیستم حرارت مرکزی در اواخر قرن هفدهم توسط «بانه مین» اختراع و به وسیله «دودویر» تکمیل گردید.
در صورتی که چهار هزار سال قبل از این اختراع، ثروتمندان خانه های خود را با عبور دادن هوای گرم از مجاری زیرین کف اتاقها، گرم مینمودند.
مردم رم باستان نیز از روش مشابهی برای گردم کردن منازل خود استفاده می کردند، در طول قرون وسلی مردم این گونه ابداعات را به دست فراموشی سپرند و مدت های مدید در زمستان ها از سرما می لرزیدند.
در خرابه های شهر ما قبل تاریخی «کاتال هویوک» در کشور ترکیه فعلی که بیش از ۸۵۰۰ سال قدمت دارد، تکه هایی
فرش پیدا شده که از نظر جنس و کیفیت عالی و قابل مقایسه با زیباترین فرش بافت امروز دنیا است.
سر زیبای مجسمه «شابعاد» ملکه سومری ها که در موزه بریتانیا در معرض تماشای عموم قرار دارد، نشان می دهد که
ظاهر مردم گذشته های بسیار دور نیز شبیه ما بوده است.
ملکه زیبا و جوان از یک کلاه گیس و گوشواره ها و گردنبدی نظیر نمونه های فعلی جدید استفده نموده.
این بانوی دمدمی مزاج که در اثر خودکشی جان باخته در
  4900سال پیش می زیسته است.

https://i1.wp.com/cache2.artprintimages.com/p/LRG/13/1352/QPIS000Z/art-print/sumerian-headdress-worn-by-queen-shub-ad-discovered-in-ur-by-mr-c-leonard-woolley.jpg

 

https://i0.wp.com/houseofgold.blog.com/files/2010/10/shubad.jpg
یعنی ۲۱۵۰ سال قبل از پایه گذاری شهر رم و ۲۰۰۰ سال قبل از این که حضرت موسی ده فرمان را بنویسد.
بنا به بعضی دلایل صنعتگران و جواهر سازان و معماران دوران اولیه مصر باستان نسبت به دوره های بعدی از مهارت
بیشتری برخوردار بوده اند.
انگشتری ها، گردنبندها، گوشوارها، تراش الماسها و تاجهای سلسله های پنجم تا دوازدهم فراعنه مصر که در موزه های شهر قاهره و «متروپولتین» نیویورک به معرض تماشا گذاشته شده به مراتب از نظر ظرافت، مهارت و زیبایی از انواع مشابه متعلق به سلسله های بعدی برتر میباشند.
در میان «اهرام» نیز آنها که قدیمی ترند از نظر مهارت در ساخت از اهرام بعدی عالی ترند.سیر نزولی منحنی دانش به طور مشخصی از ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد آغاز میشود.
عجیب است که لوازم و جواهرات یافته در لایه های پایین تر شهر های باستانی موهنجار و دارو از نظر کیفیت برتر از
اجناس یافت شده در لایه های بالایی است.
کانال سوئز که مدتی به دلایل سیاسی به روی کشتی ها بسته شده بود نیز پدیده جدیدی در معماری به شمار نمی رود. عملیات ساختمانی آن در زمان حکومت فرعون نخو (۵۹۳-
۶۰9قبل از میلاد) آغاز شد و بعد از مرگ وی توسط امپراتور ایران، داریوش کبیر تکمیل گردید.ولی در طول چندین قرن شن های عربستان آن را پر نمود، تا اینکه در قرن میلادی اعراب برای ناوبری خود اقدام به لایه روبی آن نمودند.
ولی باز هم به دلیل عدم رسیدگی و نگهداری، پر شد و تردد کشتی ها بین مدیترانه و دریای سرخ تا سال ۱۸۶۹ قطع
گردید.کتاب تاریخ دریانوردی نیز مانند ماجرای کانال سوئز صفحات جالب فراوانی دارد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/korosh.jpg?w=199

دریانوردان ایتالیایی امروزه حتماً ایده های اشرافی خود را از ناوبری های رم باستان به ارث برده اند.
دو کشتی رم باستان که از کف دریاچه «نمی» در ایتالیا پیدا شد، بین سالهای ۱۹۳۲ – ۱۹۲۷ تعمیر شد و به شکل اول در آمد.
این کشتی ها بزرگ، عریض و دارای چهار طبقه پاوروزنی بودند.وسایل خورد و خوراک و استراحت برای یکصد و بیستسرنشین و سایر کارکنان کشتی ها تأمین گردیده بود.
هر کدام دارای ۳۰ اتاق و هر اتاق چهار تختخواب دیواری بود به اضافه سالن های غذاخوری و مکانهای تفریح عمومی نیز در نظر گرفته شده بود.

کشتی ها بسیار عالی تزیین شده بودند.کف سالن ها و راهروها پوشیده از موزاییک با نقاشی هایی
از حماسه ایلیاد بود.دیوارها نیز با چوب خوشرنگ سرو روکش شده بودند و نقاشی های زیبایی در لژ و کتابخانه کشتی وجود داشت.یک ساعت آفتابی در روی عرشه ، زمان را نشان می داد و از ظواهر امر پیداست که ارکستر کوچکی هم مسافرین را سرگرم می کرده است.

یک رستوران بزرگ و یک آشپزخانه نیز در قسمت انتهای کشتی ها وجود داشت.تزئینات عالی سالن غذا خودی نشان میدهد که مسافران         میبایست از نان تنوری و از انواع غذاهای لذیذ در طول سفر
استفاده کرده باشند.تعدادی از یافته های داخل کشتی مایه تعجب است.تعدای دیگ مسی، آب گرم مورد نیاز حمام ها را تأمین میکردند و سیستم لوله کشی داخلی آنها نیز کاملاً مدرن بود.همین طور وجود لوله های برنزی و شیرهای حمام و دستشوییها قابل تعمق است.
به طوری که قرنها بعد کریستف کلمب و ماژلان آن گونه کشتی ها را، حتی در رؤیا نیز نمی توانستند ببینند!
مسلم است که رمی های عهد باستان که در این قبیل کشتی های باشکوه در پهنه آبهای دریای مدیترانه گشت می زدند، چقدر از زندگی لذت می برده اند.
اما سرنوشت این دو کشتی عجیب بود.آنها توسط کارتاژهای عهد باستان منهدم نشدند، بلکه در اواخر
جنگ جهانی دوم هواپیماهای آلمان نازی آنها را بمباران نمودند.معلوم می شود ظاهر آنها خلبانان باتجربه را نیز دچار خطا نمودهو فکر کرده بودند که بر فراز کرجی های در حال ساختی پرواز می کنند که ممکن است در جنگ علیه آنها به کار گرفته شوند.

طبق وقایع نگاری چینی ها، «فاهاین» شاگرد و مرید بودا در حدود سال ۴۰۰ میلادی از هندوستان به چین مراجعت نمود.
ولی مستقیماً از سیلان با کشتی به سوی جاوه و بعد از  طریق دریای چین به شمال چین رفته است.
کشتی او که حامل دویست مسافر و خدمه بوده است از کشتی واسکوداگاما در یک هزار سال بعد از او اقیانوس هند را
طی نمود، بزرگتر بوده است.در مدارکی که «فوسنگ» نامیده می شوند و بخشی از سالنامه امپراتوری چین در ۴۹۹ میلای میباشد، یک روحانی بودایی به نام «هویی شین»  ماجرای مسافرت خود را به سرزمین های دور قید نموده است.این سرزمین که روحانی چینی بعد از طی اقیانوس کبیر بدان قدم نهاد، تصور می شود که آمریکای مرکزی باشد.
در واقع باید اشاره نمایم که در طول قرن گذشته یک کشتی بادبانی دزدان دریایی توانست از سواحل چین حرکت کند و خود را به سواحل کالیفرنیا برساند که در جزیره کاتالینا در نزدیکی لوس آنجلس به معرض نمایش گذاشته شد.
در سال ۱۸۱۵ نیز یک کشتی بادبانی ژاپنی که به مدت ۱۷ ماه در روی آب ها سرگردان بود، در نزدیکی «ناتا باربارای» کالیفرنیا پیدا شد و یکی از ملاحان آن به طور معجزه آسایی نجات یافت.
به هر حال داستان «هویی شین» میتواند درست باشد.دیوار عظیم چین طولانی ترین دیواری است که روی زمین
ساخته شده است.
این دیوار، ظرف سی و هفت سال توسط سه میلون کارگر در حدود بیست و دو قرن پیش ساخته شده است.

این دیوار، ظرف سی وهفت سال توسط سه میلیون کارگر در حدود بیست و دو قرن پیش ساخته شده است.
طول آن ۲۴۱۴ کیلومتر و بلندی آن از زمین بین شش تا پانزده متر است و

پهنای آن آنقدر زیاد است که دو ماشین به راحتی می توانند از کناز هم رد بشوند..در سال ۳۱۰۰ قبل از میلاد، منس فرعون مصر پروژه عظیمی را پیاده نمود و

مسیر رودخانه عظیم نیل را تغییر داد تا بتواند پایتخت خود ممفیس را بنا نهد
تاکنون هیچ ملتی دست به چنین پروژه عظیمی نزده است.
درست است که وجود توالت های سرامیکی نشانه تمدن نمیتواند باشد ولی حاکی از وجود تکنولوژی پیشرفته و بهداشتی است اما تا دویست سال پیش هیچ گونه اثری از آنها دیده نمیشده است.
در صورتی که در حدود چهار هزار سال قبل توالتهای سرامیکی با سیستم  فاضلاب سنگی مدرن در شهر ناسوس جزیره کرت یک امر عادی بود
اتاقها و سالن های کاخ مینوس با جریان هوا از طریق مجرای مخصوص، تهویه میشده است

این کاخ با داشتن سیستم تهویه مطبوع، حمامهای عالی با آب گرم دارد و توالت های سرامیکی تمیز و بهداشتی نه تنها عالی و مدرن بود، بلکه به  بزرگی کاخ باکینگهام انگستان بود.
لوله های مخصوص آب سرد و گرم در حمامهای کاشی کاری شده در «چن  چن» پایتخت امپراتوی چیمو در آمریکای جنوبی پیدا شده که بین قرون یازدهم تا پانزدهم در اوج شکوفایی بوده است از این گونه دستاوردهای مدرن در اروپای دوران «ریچارد کویور دولیون» یا ژاندارک خبری نبود.
کتابهای خطی باستانی هندوستان حاوی مطالبی در باره انجام اقدامات

علمی در سطح بالا توط مردمان اولیه سرزمین «گنگ» میباشد وقتی که از هوش و مهارت هنرمندان و صنعتگران مشرق زمین با خبر می شویم،دیگر این امر از حالت افسانه بودن خارج می گرددنقاشی های موجود در غار «آجانتا» در نزدیکی «بمبئی» مورد تحسینبازدید کنندگان خارجی و نیز خود هلندی هاست مقالات زیادی در باره زیبایی این نقاشی های هنری نوشته شده، ولی کمتر در مورد هنزمندان خلاق این آثار روی دیوار غارها به رشته تحریر در آمده

است.

در سردابه ای متعلق به قرن ششم یک نقاشی وجود دارد که تعدای زن را نشان میدهد که در حال حمل هدایا میباشندوقتی چراغ برق روشن است آن نقاشی روی دیوار دو بعدی به نظر می رسد و فاقد عمق میباشد، ولی زمانی که راهنمای سیاحان چراغ را خاموشمیکند و نور کم میگردد، بعد از لحظاتی که چشم به تاریکی عادت میکند،

اندک اندک نقاشی سه بعدی به نظر می رسد و انگار که زنان را به صورت برجسته از مرمر تراشیده و روی نقاشی نصب کرده اند.این اثر هنری برجسته باستانی با استفاده از نوعی رنگ شب نما کشیده شده که اسرار آن برای همیشه از بین رفته است.

در یک معبد متعلق به  قرن دوازدهم شهر«هیلبید» ایالت مایسور هندوستان

تعدای ستون از سنگ صابون نما وجود دارد روی یکی از این ستونها با سطح زبر باریکه های صاف و صیقلی شده به

چشم میخورد.وقتی کسی در مقابل یکی از این سطوح صیقلی آیینه مانندی می ایستد،

عکس خود را دو تا می بیند اما عجیبتر این جاست که یکی از عکسها وارونه است
صنعتگران سازنده آن ستونها حتماً از علم عدسی ها و آینه ها مطلع بوده که

چنین اثر خارق العاده ای را به وجود آورده است، در شهر احمد آباد گجرات دو مناره متعلق به قرن یازدهم وجود دارد که در ایوان مقابل روی یک کتیبه این

جمله مختصر را حک کرده اند: «منارجنبان، اسرار نامعلوم».
((مؤلف از منارجنبانهای موجود در اینران خصوصاً اصفهان بی خبر بوده است.<مترجم>))

ارتفاع مناره ها ۲۳ متر و فاصله بین آنها هشت متر است و وقتی بازدید کنندهبه بالای یکی از منارها می روند راهنمای توریست ها از دومی بالا میرود و شروع به تکان دادن آن می نماید و همزمان با آن، این مناره نیز شروع به

جنبیدن میکند.

این امر نشان میدهد که ریشه های علم در عمق تاریخ نهفته است.

در کاخ چهار نقش واقع در خرابه های شهر بمبئی یک مجسمه عاج از الهه لکشمی هندی در سال ۱۹۴۸ کشف شد که نشان میدهد روابط تجاری و فرهنگی بین هندوستان و رم در آن عصر برقرار بوده است.
اگر شما هم مانند مؤلف به بمبئی و مدرس مسافرت نموده و در بازارهای آنجا که پر از ساری های رنگارنگ است بازدید کرده باشید، وقتی بدانید که در دوران سلطنت «وسپازیان» و «دایولکشیان» پارچه های بافت هندوستان در رم در معرض فروش قرار میگرفت، دچار تعجب میشوید.البته فقط اغنیاء از عهده پرداخت قیمت های گزاف آنها بر می آمدند.زیرا پارچه های ابریشمی، زری، توری و لباسهای با الیاف طلا و نقره که از هندوستان وارد رم میشده، ارز فراوانی که احتمالاً معادل چهل میلیون دلارامروزی باشد، سالیانه به جیب هندی ها سرازیر مینموده است

ابریشم که از ۲۶۴۰ سال قبل از میلاد در کشور چین تولید میشد در قرن اولمیلادی به رم باستان صادر میشده است
به دلیل بعد مسافت و خطرات بین راه، آن را به قیمت های نجومی میفروختند.

یکی از عجایب هفتگانه دنیای باستان برج فانوس دریایی اسکندریه بود که 135

متر ارتفاع داشت و از مرمر سفید ساخته شده بوداین فانوس دریایی دارای آینه ای بود که شبها نور را به فاصله تا ۴۰۰ کیلومتر میفرستاد، که در روز از نور آفتاب استفاده میکردند و در شب از شعله آتش آن برج از سال ۲۵۰ قبل از میلادتا ۱۳۲۶ میلادی برپا بود تا اینکه در زلزله مهیبی ویران شد و از بین رفت

دستاوردهای مردم اهل باستان توسط مردمان قرنهای بعد کم اثر نشد امانتوانستند نظایر آنها را درست نمایند، به ویژه قرون وسطای سیاه که از نظر علمی و فرهنگی سیر قهقرایی را طی کردند، تازه از حدود سیصد سال

گذشته، مجدداً شروع به صعود نموده اند.

هیچ ملتی شاهراهی به طول ۵۰۰۰ کلیومتر را نساخته بود مگر مردم پرو درعهد باستان
آن شاهراه، کوهای و دره های بی شماری را در نوردیده و از تونلهایی عبور میکرده است که امروزه هم مورد استفاده قرار میگیرند
اولین گردونه و اولین قایق را سومری ها در هزاره چهارم قبل از میلاد درست کردند

https://i0.wp.com/www.bibleorigins.net/MVC-088S.JPG

https://i1.wp.com/www.historicalgenesis.com/Images/picture_03.jpg

دومین جهش در امر ساخت وسایط نقلیه در سال ۱۸۰۲ بعد از اختراع ماشین بخار و کشتی های بخار به عمل آمد و در سال ۱۸۲۵ منجر به حرکت اولینقطار بخار گردید
این تسریع در تکنولوژی و صنعت حمل و نقل با اختراع هواپیما در سال ۱۹۰۳ و پرواز اولین سفینه فضایی سرنشین دار در سال ۱۹۶۱ به اوج خود رسیدبعد از «مسافرت آپولو 9» به ماه مجله معتبر نیویورک تایمز افتخار این اقدام

تاریخی را از آن قرنها تلاش ملت های گوناگون دنیا مانند اقلیدوس ها، ارشمیدوس ها، نیوتون ها، کپلرها، بوعلی سیناها، کپرنیکها، گالیله ها و هزاران تن دیگر دانست
منطقی است که پشت سر این دستاوردهای شگفت آور عصر حاضر،

دانشمندان کهن ایستاده اندمثلاً پشت سر دانشمندان اتمی «دیماکریتوس» و پشت سر پروازهای

فضایی و ستاره شناسی و مهندسین فعلی، پیشگامان عهد عتیق ایستاده اند

 به مانند:هیرون» با موتور جت خود و پشت سر علم سایبرنتیک، مادیدالوس باوسایل اتوماتیک و روباتهایش ایستاده است

پس مشاهده میکنید که ریشه منابع علمی ما در گذشته های دور، تاریخ  است.

روزها و شب های علم(تمدنهاي روزگاران پيش از نوح)

ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌/ ب‍ه‌ق‍ل‍م‌ ت‍ام‍س‌ ان‍درو.م‍ت‍رج‍م‌ اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ ق‍ه‍رم‍ان‍ی‌پ‍ور (ش‍م‍س‌ خ‍وی‌)

فصل اول

روزها و شب های علم

دنیا به صورت یک مربع است، از یک طرف از ایبریا«اسپانیا» شروع و به هندوستان ختم می شود و از طرف دیگر از آفریقا شروع و به سایشیا(روسیه) ختم می گردد.

چهار ضلع آن را کوه ها تشکیل می دهند، که گنبد آسمان روی لبه آنتکیه دارد.زمین چیزی نیست جز یک صندوق بزرگ که تمامی دریاها و سرزمین های شناخته شده توسط بشر در کف آن قرار دارند.

آسمان در پوش این صندوق است و کوه ها، دیواره های جانبی آن.این تصویر کودکانه حاصل نقشه برداری دانشمند و کاشف
اهل رم به نام«کازماس ایندیکوپلیوستس» در قرن ششم میلادی است.اما هزار سال قبل از کتاب کازماس، اندیشمندان برداشت
های به مراتب دقیق تری در مورد شکل زمین داشتند.فیثاغورث(قرن ششم قبل از میلاد) در مدرسه خود درشهرکروتونا  به شاگردان خود می آموخت که زمین به صورت کروی است.

اریستارخوس اهل ساموس(قرن سوم قبل از میلاد) استنباط نمود که زمین به دور خورشید می چرخد.
«اراتوستنس» رئیس کتابخانه اسکندریه (قرن سوم قبل از میلاد) محیط دایره بزرگ سیاره ما را محاسبه کرد.

عجیب است که مردمان کهن آگاهی های علمی دقیقتر و صحیح تری از مردمان متأخر ابراز می کردند.

تا قبل از نیمه دوم قرن نوزدهم دانشمندان و روحانیان مغرب قدیمی براهما.روز براهما را که همان عمر کاینات باشد، به میزان ۴۳۲۰ میلیون سال برآورد نموده اند.این رقم به ۴۶۰۰ میلیون سال که منجمین امروزی ما محاسبه کرده اند. نزدیکتر است.

البته واضح است که راه دانش پرفراز و نشیب بوده است.دانش، خود را از میان تاریکی های قرون وسطی بیرون کشید و به دوران رنسانس قدم نهاد.

دانشمندان با مطالعه منابع علوم کهن حقایقی را باز یافتند که مردمان بابل، مصر باستان، ایرانی ها، هندوها و یونانیان قرنها پیش از آنان باخبر بود و از آن دانش استفاده میکرده اند.این گونه نشیب و فرازها را میتوان تا هفت یا هشت هزار سال قبل پی گیری نمود و آن را خط مقدم تاریخ نامید.

به وضوح میتوان دلیل روزها و شبهای دانش را دریافت که در اثر تغییرات در نحوه اعتقادات، سیستم های سیاسی یا اقتصادی و یا محکومیت و زیر فشار گذاشتن متفکرین توسط ناآگاهان و متعصبان جوامع بشری بوده است.

به هر حال نمیتوان موجودیت علوم و دانش را در ایام کهن، به سادگی رد کرد، مگر اینکه ساده لوحانه مهارت های فنی و علوم آن عصرها را دست کم بگیریم که در چنین حالتی مقدار زیادی معما و پرسش های بدون پاسخ باقی می ماند که نیاز به بررسی و ارزیابی مجدد تاریخ علوم بشری خواهد داشت.ارائه و مد نظر قرار دادن این گونه معماها یکی از اهداف عمده این کتاب است.

http://strangemaps.files.wordpress.com/2007/07/1.jpg

در سال ۱۶۰۰ میلادی یک راهب پیرو دامینیک مقدس به نام«جایوردانو»، برونو را محکوم به مکتب رافضی و محارب با خدا نمود.

و او را در «پیازادل فایور» شهر رم زنده زنده در آتش سوزاندند.

دلیل این محکومیت این بود که او در یکی از کتابهایش نوشته بود تعداد بی شماری خورشید در کاینات وجود دارد که در اطراف اکثر آنها سیاراتی در حال چرخش هستند، و بعضی از این سیارات ممکن دارای موجودات ذی شعوری باشند.

ژرف نگری روشن بینانه«برونو» با وجود اینکه حدود چهارصد سال از مردمان همعصر خود جلوتر بود، اما در واقع دنبالۀ افکار فیلسوفان یونان باستان به شمار میرفت که حدود دوهزار سال قبل از او به امکان حیات در دنیاهای دیگر باور داشتند.

آناکسیمنس» به اسکندر گفت: «تو فقط توانستی یک دنیا را فتح کنی، در صورتی که دنیاهای بی شماری در کاینات پراکنده اند» و با این گفته اسکندر را مأیوس نمود.

سه قرن قبل از میلاد نیز «مترودوس» باور نداشت که کره زمین ما تنها سیاره مسکونی در عالم باشد.آناکساگوراس» (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز کتابی در باره سایر سیارات کاینات نوشته بود.قبل از «دکارت» و «لایبنیتز» اروپاییان چیزی در مورد رقم میلیونی نه می دانستند و نه شنیده بودند، اما هندوها، بابلی ها و مصریان باستان با استفاده از حروف هیروگلیف رقم میلیون را ثبت کرده بودند.

مصریان باستان برای نشان دادن رقم میلیون از یک مرد ایستاده با دستهای به هوا بلند شده استفاده می کردند.ضمناً ما از نظرعلوم و ریاضیات خیلی مدیون هندوهایباستان هستیم.

زیرا مهم ترین و در عین حال کم ارزش ترین رقم یعنی صفر را به ما ارزانی داشته اند.اکثر شهر های قرون وسطایی کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان و سایر نقاط توسط مردمان آن عصر بدون در دست داشتن هیچگونه طرح و نقشه ای، به صورت دلخواه
ساخته شده بود. خیابانها باریک، غیر منتظم و فاقد سیستم فاضلاب بود.لذا به دلیل فقدان شرایط بهداشتی، امراض اپیدمی این گونه شهرها را به انهدام کشانید.

اما در حدود ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد شهر های موهنجودارو» و «هاراپادو» محلی که امروزه پاکستان نامیده میشود.

دارای چنان  طرحهای عالی و پیشرفته بودند که شهر هایی چون پاریس و واشنگتن امروزی دارا هستند.

در آن شهرها از منابع آب سالم، سیستم فاضلاب بهداشتی وسیستم کانالی تخلیه زباله منازل استفاده میکردند.

علاوه بر استخرهای آب تنی عمومی، بعضی از منازل دارای حمام  خصوصی بود.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/09/harappa2.jpg?w=300

https://i0.wp.com/img2.photographersdirect.com/img/16797/wm/pd1324298.jpg

(لوله كشي آب در چند هزار سال پيش در هند)

اجازه دهید اشاره نمایم که تا اواخر قرن گذشته حمام در اروپا و آمریکا حالت اشرافی داشت و فقط  اغنیا میتوانستد از آن برخوردار شوند.قبل از نیمه دوم قرن شانزهم اروپائیان، روی میزهای خود قاشق و چنگال نداشتند و فقط از کارد و انگشتان خود استفاده میکردند.اما مردم آمریکای مرکزی هزار سال قبل از هجوم «کرتس» به آن  مناطق از قاشق و چنگال استفاده میکردند.

در حقیقت پیش از آنان مصریان باستان در سال ۳۰۰۰ قبل از میلاد این وسایل را کار میبرند.

این جزئیات تاریخی مایه شرمندگی اروپاییان است.

موقعی که فاتحین اروپایی سرزمین آزتکها را مورد تاخت و تاز قرار دادند، مردم آنجا در عصر  طلایی خود به سر میبردند.
در وافع امپراتور آنها «ماکته زوما» روی طلا راه می رفت و پاشنه کفشهای صندل او از نوعی طلای نرم درست شده بود.

همچنین عصر طلایی دیگری قبل از هجوم اسپانیایی ها در سرزمین اینکاها وجود داشت.

درهای عظیم معبد «پاکاماک» در نزدیکی شهر لیمای فعلی به وسیله چفت و بست های طلایی کلید شده بود که وقتی آنها را از درها کندند بیش از یک تن وزن داشت.

یک عصر نقره ای نیز در ایام «پیزارو» در کشور پرو وجود داشت و آن اینکه سربازان تحت امر او نعل اسبهایشان را از نقره درست میکردند.

برای اینکه نشان دهیم گسترش اروپا چگونه به قیمت از بین رفتن  اقوام عصر طلایی آمریکا گردید، اجازه دهید ذخایر طلای ملل اروپا را در سال ۱۴۹۲ یعنی سالی که کریستف کلمب رو به سوی سرزمین های جدید بادبان برافراشت مورد ارزیابی قرار دهیم.

مجموع طلای موجود در اروپا در آن زمان فقط نود تن بود، اما  فقط در عرض یکصد سال بعد از غارت امپراتوری های مکزیک و پرو، این مقدار هشت برابر گردید!عصر طلایی دیگری که اهمیت آن از نظر علم و دانش  بسیار است،  عصری است که علوم و دانش امروز دنیا مدیون متفکرینی از پرو، مکزیک، هندوستان، ایران، مصر، بابل، چین و یونان است.

علومی که امروزه داریم بیشتر بازتاب و تکمیل شده  فرضیه های دانشمندان کهن است این مطلب نشانگر آن است که دنیا به مراتب کهن تر و گسترده تر از آن است که  تا چند نسل قبل تصور میکردند.اما تنها از صدو پنچاه سال گذشته مرزهای فضا و زمان، کاینات را به گذشته های دور و دورتر برده اند.در طول فراز و نشیب هایی که دانش طی قرون، سر کرده یک
حقیقت اعجاب برانگیز واضح شده است و آن اینکه دانش و اطلاعاتی که پیشینیان ما کسب کرده اند بدون استفاده از ابزار و  
وسایل دقیق امکان پذیر نبوده است و به شواهدی که نشان بدهد دانش کسب شده انگار یک باره از زمین سبز شده است، بایدشک کرد و البته این مسایل نیاز به یک بررسی بی طرفانه دارد.بزرگترین مانع که یک تاریخ شناس با آن مواجه است، کمبودیا فقدان شواهد و مدارک مورد نیاز است.اگر تندروهای جاهل در طول تاریخ کتابخانه ها را آتش نمی زدند،
اکنون کتابهای تاریخ ما صفحات افتاده نداشت و حقایق بسیاری از گذشته ها و پیشینیان برما ظاهر میشد.

ابتدا اجازه دهید چگونگی این ویران کردن و از بین بردن مدارک فرهنگی را مورد بررسی قرار دهیم.

کتابخانه مشهور «پیزستراتوس» شهر آتن در (قرن ششم قبل از میلاد) غارت شد.

خوشبختانه اشعار هومر که توسط «ادیب» پادشاه یونان ویراستاری شده بود، به شکل معجزه آسایی نجات یافت و حفظ گردید.

https://i0.wp.com/historymech.bravehost.com/mapy/r01civilizations.GIF

کتابهای کتابخانه معبد «پتاه» در شهر «ممفیس» که روی برگ های پاپیروس نوشته شده بود، بکلی از بین رفتند.

کتابخانه «پرگاموس» در آسیای صغیر (ترکیه فعلی) که دارای بیش از ۰۰۰/۲۰۰ جلد کتاب بود، به همان سرنوشت شوم گرفتار شد.

شهر «کارتاژ» که در سال ۱۴۶ قبل از میلاد توسط قوای رم به آتش کشیده شده بود و به  مدت ۱۷ روز در آتش می سوخت، گفته
می شود دارای کتابخانه ای بود که نیم میلیون جلد کتاب داشت.اما بزرگترین ضربه به تاریخ سوزاند کتابخان مشهور اسنکندریه مصر در لشگر کشی جلویوس سزار بود که حاوی۰۰۰/۷۰۰ طوماربی نظیر بود که تماماً سوخت و از بین رفت.

کتابخانه «براچیون» دارای ۰۰۰/۴۰۰ جلد و «سیراپیوم» ۰۰۰/۳۰۰  جلد بوده است.

مجموعه ای کامل ۱۲۰ جلدی در مورد نویسندگان و محققین آن عصر با بیوگرافی مختصری برای هر یک در آن کتابخانه وجود داشت.کتابخانه اسکندریه یک دانشگاه و یک مرکز پژوهشی نیز داشته است.

دانشگاه دارای دانشکده های پزشکی، ریاضیات، ستاره شناسی، ادبیات و سایر علوم بوده است.یک آزمایشگاه ویژه علم شیمی «کیمیا»، یک رصد خانه برای تحقیقات ستاره شناسی، یک سالن تشریح کالبد شکافی  و عملی جراحی، یک باغ گیاه شناسی و جانور شناسی اندکی از امکانات آن دانشگاه بوده است که ۱۴۰۰۰ دانشجو درآن مشغول فراگیری علوم و پایه گذاری علوم امروزی بوده اند.

آن فاتح رومی همچنین مسئول از بین بردن هزاران طومار کتابخانه کالج«بیبراکتیس درویید» که در شهر آتون فرانسه امروزی میباشد، بوده است.در آنجا مطالعات و تحقیقات بی شماری در مورد فلسفه، پزشکی، ستاره شناسی و سایر علوم به عمل می آمده است.سرنوشت کتابخانه ها در کشورهای آسیایی از این هم بدتر بوده است.

مثلاً «تسین شی هوانگ – تی»، امپراتور چین در سال ۲۱۳ قبل از میلاد طی فرمانی کتابهای بی نظیری را به آتش کشید.

و یا کتابخانه عظیم و مشهور جندی شاپور که مانند کتابخانه اسکندریه دارای دانشگاه بزرگ و معتبری بوده و هزاران دانشجو در
آن مشغول تتبع بوده اند، در آتش جهالت مهاجمین عرب سوخت، که بدین طریق صدها هزار کتاب بی نظیر آن از بین رفت.

بین زمان حال با گذشته های دور خلایی موجود است که گاهی در اینجا و آنجا با لوحه های گلی و سنگی، طومارهای  پوست آهو، مجسمه ها، نقاشی ها، مصنوعات ساخت دست هنرمندان و صنعتگران پر می شود.

اما اگر آن کتابخانه ها سالم باقی مانده بودند، بی شک تاریخ علم، امروزه چهره دیگری می داشت.

از بین رفتن مدارک بی نظیر در عصر حاضر نیز روی داده است.مثلاً زمانی در حرمسرای آمپراتوری اوتامان (عثمانی) آتش سوزی
روی داد، منشی جوان سفارتخانه فرانسه که شاهد ماجرا بوده، مینویسد که اوباشان از شلوغی صحنه و آتش سوزی کاخ استفاده
کردند و چباول گلدانها، پرده ها و سایر اشیاء گرانبها شده اند.

منشی سفارت خانه مردی را می بیند که یک جلد قطورکتاب تایتولی ویوس» تاریخ رم باستان را که گمان می رفت از بین رفته و
نسخه ای از آن در دنیا وجود ندارد، با خود می برد.وی بلافاصله جلو آن ترک را میگیرد و پیشنهاد خرید آن کتاب بی نظیر
را با پول آن زمان به مبلغ گزافی می نماید، از بخت بد غیر از چند سکه، پول زیادی در کیف خود به همراه نداشت، لذا به آن شخص پیشنهاد می نماید به همراه او تا محل اقامتش بیاید، و در آنجا مبلغ رادریافت کند.

آن شخص نیز پیشنهاد را میپذیرد.اما قبل این که آن دو یکدیگر را بشناسند با هجوم مشتی اوباش از
هم دور می افتند و یکدیگر را گم میکنند.بدین طریق یک سند مهم گم میشود که تاکنون نیز پیدا نشده است.گاهی اوقات کشف غیر منتظره ای روی مدهد که بعضی از فواصل خالی تاریخ را پر می کند.

مثلاً حدود صدوپنجاه سال پیش، «شمپولیون»، مصر شناس مشهور فرانسه از موزه تونس دیدن کرد، بر حسب تصادف صندوقی را که حاوی پاپیروس بود در گوشه ای انبار آنجا پیدا کرد.

او از متصدی آنجا می پرسد:«داخل این چیست؟»متصدی پاسخ میدهد:«قربان چیز مهمی نیست، فقط مقداری زباله و
آشغال است.»شمپیولیون که از این پاسخ قانع نشده بود، با حوصله تمام مینشیند،قطعات تکه و پاره پاپیروس ها را در کنار هم میچیند که در نتیجه معلوم میشود آن آشغال ها تاریخ منحصر به فرد مصر باستان میباشد که لیست کامل فراعنه مصر و طول حکومت هر سلسله به دقت در آن ثبت شده است. کشف بزرگی بود!

اکنون میتوان پی برد اگر این قبیل مدارک و اسناد و کتابها کشف  بشوند، چه میزان دید ما نسبت بته گذشته ها، تحول پیدا میکند، به شرطی که در سطل زباله گذاشته بشوند!

یافته های شورانگیز از طریق«بحر میت» این حقیقت را روشن ساخت، که نسخه قدیمی انجیل (قرن دوم بعد از میلاد) به طور معقولی با نسخه خطی و رونویسی انجیل (قرن دهم میلادی) وفق میدهد.این یافته هم از نظر تاریخی و هم از نظر مذهبی خیلی اهمیت داشت.

ضمناً افتخار این کشف تاریخی و مهم نصیب یک چوپان عرب بدوی شد که روزی در پی یافتن بز گمشدۀ خود وارد غاری شد و این نسخه های انجیل را داخل خمره هایی که در گوشه های از غار پنهان شده بود، یافت.

در سال ۱۵۴۹ میلادی یک راهب متعصب و جوان اسپانیایی به نام«دایه گو دولندا» مجموعه بزرگی از قوانین قوم مایا را در کتابخانه مکزیک پیدا نمود.

او در یادداشت های خود چنین نوشته است:ما همه آنها را آتش زدیم زیرا غیر از موهومات و شرح ماشین آلات عجیب و غریب شیاطین چیزی نداشتند.

او از کجا میتوانست با دانش اندک خود بفهمد که آن کتابها در باره چه چیز است؟

چرا که امروزه با این همه دانشمند و کامپییوتر شناس، هنوز  رمز سه عدد از کتابهای مایاها کشف نشده باقی مانده اند!

وقتی «دولندا» مسن تر شد و به مقام اسقفی رسید متوجه شد که چه جرم غیر قابل جبران و وحشیانه ای را مرتکب شده است.

تلاش زیادی به عمل آورد بلکه نسخه های دیگری از کتابهای مایاها راپیدا نماید، ولی موفق نشد.

او مطالب زیادی در باره فرهنگ مایاها نوشت.

طبق افسانه ای گویا تعداد پنجاده و دو عدد لوح زرین وجود دارد که  تاریخ اقوام آمریکای مرکزی در آن ثبت شده است که توسط کاهنان آزتک قبل از هجوم اروپایی ها به «تنوکتیتلن» داخل معبدی دفن شده است.

اگر یکصد سال قبل کسی از کتابدار کتابخانه مادرید اسپانیا کتاب اولین وقایع جدید و دولت خوب» را می خواست که در تاریخ۱۵۶۵ به قلم«فلیپ هومن پوما دوایالا» نوشته شده بود، کتاب دار به شدت متعجب می شد.

زیرا نه کتابدار کتابخانه مادرید و نه هیچ دانشمند دیگر دنیا در آن زمان چیزی در باره تاریخ اینکاها نمی دانست.

نسخه های خطی ان کتاب قرنها به صورت گمنام در جاهای مختلف کتابخانه سلطنتی در پنهاک خاک می خوردند، با این که در سال ۱۹۰۸کشف گردیدند.

این کتاب بی نظیر برای اولی بار در سال ۱۹۲۷ چاپ و منتشرشد و اکنون گل سر سبد کتابخانه های معتبر دنیاست.

این سرگذشت تنها یک کتاب از آن همه کتاب است.هم اکنون چه تعداد از این کتابهای منحصر به فرد و در چه مکانی
خاک می خورند که کسی از وجودشان مطلع نیست؟

تا زمانی که این گونه اسناد مربوط به دوران های گذشته پیدا نشده اند، نمی توان تصویر واقعی از گذشته های دور به ذهن آورد.

اما ناگزیر از کتب مذهبی و همچنین از آثار نویسندگان یونان و رم باستان که سالم باقی مانده اند و یا ازداستان های افسانه ای و
فولکور و باورهای مردم که نشان دهنده فرهنگ و اندیشه های پیشینیان به شکل تمثیل و حکایات و ضرب المثل است، با جدا نمودنرخدادهای واقعی از افسانه ها، می توان استفاده نمود.

با جدا نمودن رخدادهای واقعی از افسانه ها، می توان تصویر معقولتری از  رویدادهای گذشته و امکانات مردمان آن دوران به دست آورد.دانشمندان هوشیار قرن نوزدهم نتوانستند محل دقیق و جغرافیای شهر«اور» را که طبق گفته انجیل، حضرت ابراهیم از آنجا آمده است، معلوم نمایند.

تا این که تعدای از تاریخ شناسان اخیر کتاب انجیل را به عنوان یک منبع تاریخی و جغرافیای موثق جدید گرفتند،و بلاخره«سر لیوناردو وای»، شهر باستانی«اور» را در بین النهرین «عراق» پیدا نمود.تا یکصد سال قبل هیچ دانشمندی داستان ایلیاد یا «اودیسیه هومر» را به عنون یک منبع موفق تاریخی جدی نمیگرفت.

اما «هاینریخ شلمن» به آن ارج نهاد و شهر افسانه ای تروا را کشف نمود.سپس مسیر برگشت«اودی سیوس» را به زداگاهش ردیابی نمود،و به خیال یافتن غنایمی که احتمالاً او با خود از تروا آورده بود، قبر او را شکافت.

زیرا در ایلیاد خوانده بود که «اودیسه» از جامی استفاده می کرده که دارای نقش برجسته کبوتران بوده است.

او بعد از کمی خاکبرداری همان جام ۳۶۰۰ ساله را در کف قبر پیدا نمود.بنابر این می توان افسانه ها را به عنوان سرگرمی مورد مطالعه قرارداد و  رویدادهای واقعی تاریخی را به دست آورد.

برای مثال افسانه الهه گندم «دیمیتر» را در نظر می گیریم که در یک دست داس و در دست دیگر خوشه های گندم را به مردم یونان باستان نشان می دهد.

در حالی که قبل از آن تاریخ مردم یونان فقط لوبیا، خشخاش و ذرت رامی شناختند، و از گندم اطلاعی نداشتند.
طبق آن افسانه، الهه گندم نحوه کشت و برداشت و پخت نان از آرد را به شخصی به «تریپتولموس» آموزش می دهد و او نیز سراسرخاک یونان را و آن را به مردم یاد داده بود.

افسانه زاده شدن زئوس در کرت این اندیشه را تقویت می کند که فرهنگ یونان باستان از این جزیره نشأت گرفته است.

جالب است بدانیم که خود یونانیان اطلاعی از تمدن پیشرفته مینوعان در جزیره کرت ندارند و نمیدانند که غیر از مقداری افسانه اطلاعات و تجربیات زیادی از «مینوعان» به آنان  رسیده است.بدین ترتیب میتوانیم باور کنیم که فولکورها وقایع تاریخی را در لابلای داستانهای جذاب خود پنهان نموده اند.

تا ۱۹۵۲ که «مایل ونتریس» اسناد خطی  کرت باستان را کشف رمز نکرده بود کسی افسانه زئوس را جدی نمیگرفت.

افلاطون در دیالوگ خود اشاره به یک منبع باستانی برای زبان یونانی میکند.

طبیعی است هیچکدام از همعصران او چیزی در مورد آن منبع و نوع آن زبان محاوره ای گمشده نشنیده بودن،
اما در اواخر قرن  ۱۹ یک نسخه خطی باستانی پیدا شد که وقتی دردهه پنجاه قرن بیستم کشف رمز شد،مشخص گردید که مربوط بههمان  زبان اولیه و منبع زبان یونان باستان است.
با این حساب آیا ما حق داریم به مطالب نوشته شده نویسندگان باستانی شک نماییم مگر آن که ثابت شود که غلط هستند؟
«افلاطون» در کتاب خود به «کریشیا» داستان مردی به نام«سولون» را مطرح میکند  که کاهنان معبد سأیس مصر در سال
۵۵۰ قبل از میلاد به او اعتقاد داشته، و او را منبع موثق و الهام دهنده خود میدانستند.

همچنین در قسمت دیگری اشاره میکند که طبق گفته حکمای مصری ۹۰۰۰ سال قبل از آن ایام سرزمین یونان پوشیده از
یک لایه خاک حاصل خیز بوده است،
در صورتی  که در دوران آنان از آن خاک حاصل خیز اثری باقی نمانده و همگی شسته شده و از بین رفته و تنها  در بعضی ازقسمتها لایه هایی باقی مانده بود.

اکنون پی میبریم که آن اطلاعات از نظر علمی صحیح بوده است.زیرا بر مبنای موازین علمی ثابت شده که چند هزار سال قبل خاک یونان حاصلیخیز بوده  است.

در دوران های بسیار  قدیم سرزمین یونان و حتی صحرای شمال آفریقا جلگه وسیعی بوده که رستنی های فراوانی در آن می روییده،و این امر نتیجه تغییرات دوره ای در آب و هوای دریای مدیترانه است.

اما نکته اصلی در اینجاست که افلاطون، سولون و یا کاهنان معبد سأیس مصر از کجا به این تغییرات دوره ای چندین هزار ساله و
فرسایش خاک یونان پی برده بودند؟
شاید اسناد  دقیقی از رویداها را طول ۱۰۰۰۰ سال در اختیار داشته وآن را حفظ کرده بودند.

پلوتارک در قرن اول میلادی در تشریح سرزمین های شمالی سایشیا
روسیه صحبت از یک شب آنجا مینماید که شش ماه طول داشته و بی وقفه برف می باریده است.

او خاطر نشان کرده که این امر کاملاً غیر قابل باور است، اما این  تشریح او از شب زمستان قطبی به طور تعجب آوری درست و
دقیق است.

پلوتارک همچنین از ناوگان فنیقی صحبت میکند که در اجاره و خدمت فرعون «نخو» بوده است.

طبق گفته او آن « کشتی ها از دریای سرخ وارد اقیانون هند شده و  دور قاره آفریقا را از طریق دماغه امیدنیک  طی و از تنگه جبل الطارق عبور کرده اند.

این سفر دریایی دو سال طول می کشیده است.پلوتارک می افزاید:آنها ادعا میکنند که وقتی در مسیر غربی حرکت میکردند و
دوانتهای  شرقی آفریقا را میگشتند، خورشید را در پشت سر خود درطرف شمالی داشتند.

هیچ یونانی عهد باستان نمیتوانست چنین اندیشه ای داشته باشد که درخشش خورشید از سمت شمال باشد.

نحوه برخورد پیچیده پلوتارک با وقایعی که تعریف میکند، نوشته های او را وزین تر می کند.به هر حال گزارش او کاملاً دقیق است، زیرا در جنوب آفریقا خورشید در سمت شمال می درخشد.

بطلمیوس در کتاب خود به نام «آلما جست» کلیه اطلاعات جغرافیایی موجود در قرن دوم را قید نموده است.

این ستاره شناس، مناطق استوایی قاره آفریقا، قسمت های علیای رودخانه نیل و سلسله جبال موجود در قلب آفریقا رابه خوبی
تشریح کرده است.

مسلماً این دانشمند عهد باستان اطلاعات وسیع تری از هموطنان اروپایی خود در نیمه اول قرن نوزدهم داشته است.
وقتی آفریقای مرکزی در  قرن گذشته مورد کاوش قرار گرفت وکوه با قلل پوشیده از برف در آن مناطق مشاهده گردید و گزارشاتیدر این رابطه به انجمن جغرافیایی سلطنتی انگلستان در لندن رسید، دانشمندان آنها را به مسخره گرفتند و خندیدند و چنیناستدلال نمودند:
«برف در منطقه استوا؟ کاملاً بی معنی است!».

سوفسطایی گری و بد بین بودن به رخدادها و اخبار بسیار بد و خطرناک است، چه بسا دانشمندانی این چنین که مایه شرمساری
خود شده اند.

هرودوت(قرن پنجم قبل از میلاد) در تشریح علل طغیان رودخانه نیلچندین تئوری را که در آن ایام شایع بوده قید کرده است.
یکی از آنها که به نظر او از همه معقول تر بوده ولی با شک آن را مطرح کرده، این بود که آب رود نیل ناشی از ذوب شدن برف هاست.
در این جا نیز یکبار دیگر شاهد بالا رفتن منحنی پیشرفت علم بشری
هستیم.اثبات این نکته که تفکرات عهد یونان باستان به مراتب برتر از اندیشه های فیلسوفان مسیحی قرون وسطای سیاه بود، کار مشکلی یست.دانش در عهد باستان زاده شده، در طول قرون وسطی در معرض جهالت قرار گرفته و توسط اعراب و ایرانیان مجدداً بازیابی و در دوران رنسانس اصلاح گردیده و توسط دانشمندان عصر حاضر به تکامل رسیده است.

اما در دوران کهن نیز فراز و نشیب هایی در مسیر پیشرفت فرهنگ بشر وجود داشته است.

نقاشی حیواناتی چون گاو وحشی با شاخ بلند، اسب ها و بزها در غارهایی مانند «آلتامیرا»و «زیباداسلا» و جاهای دیگر، نه تنها در عهدخود  شاهکار هنری محسوب می شدند بلکه در حال حاضر و  نیز در هر  زمان دیگر به عنوان یک شاهکار باقی خواهند ماند.
مصریان،  بابلیان و یونانیان عهد باستان عکس گاو را به سبک خاصی نقاشی کرده اند.اما نقاشی بوفالواها و اسب های موجود در غارهای «آلتامیرا» یا لساکس» چنان هستند که انگار توسط «لئوناردو» یا پیکاسو  نقاشی شده اند.حالت واقعی و زیبایی خاص این نقاشی های موجود در غارها آنقدر زیاد است که آنها را برتر از نقاشی هنرمندان مصری، یونانی و بابلی می نماید.

طرحها و قطعات الگو از نقاشی ها در غارها به دست آمده که حاکی از وجود مدارس نقاشی در بیش از ۱۵۰۰۰ سال پیش است.
نقاشی های روی صخره متعلق به استانهای «کرومگنان» بیش از
۱۰۰00 سال قدیمی تر از کارهای هنری تمدان های باستانی است. این هم نمونه دیگری از  فراز و نشیب در تمدن بشری است.
در این اواخر، دانش  فراموش شده ای را بازیابی می کردیم.سیصد و پنجاه سال قبل «یوهان کپلر» ستاره شناس بزرگ اعلام
نمود که تأثیر ماه باعث جزر و مد دریاها می شود و طولی نکشید که وی در معرض اتهام و مورد آزار و  اذیت قرار گرفت.

در حالی که در قرن دوم قبل از میلاد، ستاره شناس بابلی به نام«سیلوکوس» در مورد اثر جاذبه ماه روی اقیانوسها سخن به
میان آورده بود.
یا «پوزیدونیوس» (۵۰ – ۱۳۵ سال قبل از میلاد) در مورد جزر و مد مطالعاتی به عمل آورده و به درستی به این نتیجه رسیده بود که آنها  وابسته به حرکت ماه به دور زمین است.
سقوط منحنی دانش در طول هیجده قرن بعد از این تاریخ به خوبی مشخص است.
در طول چهارده قرن از زمان بطلمیوس تا «کپرنیخ» حتی یک قدم در راستای علم ستاره شناسی برداشته نشده است.

حتی در زمان خود بطلمیوس نیز متفکرین چشم به دانش گذشتگاندوخته بودند و از آن الهام می گرفتند.

به طوری که انگار یک عصر طلایی دانش در گذشته وجود داشته است.در کتاب ستاره شناسی هند باستان به نام «سوریا سیدهانتا» این مطلب قید شده است که زمین ما به صورت یک گوی در فضا است.در  کتاب «هوانگ تی پینگ کینگ سووون»، شی پو به امپراتور زرد
(۲۵۹۷ – ۲۶۹۷ قبل از میلاد) آمده که زمین در فضا شناور است.
در صورتی که فقط چهار صد سال پیش از قرن بیستم، مقامات مذهب گالیله را به جرم ابراز این نظر محکوم نمودند.
«دیوجنس» تهل آپولونیا( قرن پنجم قبل از میلاد» تأیید نمود که سنگ های آسمانی در فضا حرکت و گاهی بر روی زمین سقوط
می کنند.

در صورتی که در قرن هیجدهم «لاوازیه» که رکن اساسی علم محسوب میشود، عقیده دیگری داشت و گفته بود:
«غیر ممکن است سنگی از آسمان سقوط کند، زیرا در آنجا سنگیوجودندارد.»

اکنون می دانیم که حق با کدامیک بوده است!دو  هزار و پانصد سال قبل، فیلسوف  بزرگ «دماکریتوس» اعلام نمود که کهکشان راه شیری از ستارگان کوچکی که در کنارهم پراکنده اند، تشکیل شده است.  

اما در قرن هیجدهم ستاره شناس مشهور انگلیسی به نام
«فرگوسن» نوشت که «قبلاً فکر میکردند راه شیری از ستارگان کوچک تشکیل شده است، در صورتی که تلسکوپ چیزی غیر از این را نشان میدهد.»
مشخص است که «دماکریتوس» بدون تلسکوپ ستاره شناسی بهتر از «فرگوسن» دو هزار سال بعد و مجهز به تلسکوپ نظر داده
است.وقتی مارکوپولو به اتفاق پدر و عمویش با لباسهاس بلند و خفتان از سفر دور و دراز مشرق زمین به ونیز برگشتند ابتدا کسی آنان را نشناخت.نام مارکوپولو را به خاطر تعریف و توصیف ثروتهای بیکران چین، بلافاصله به مسر میلیون یا میستر میلیون تبدیل نمودند.در مهمانی شامی که اقوام پولوها ترتیب داده بودند، افراد سرشناس
ونیز  شرکت  کردند.ناگهان پولوها از جای خود برخاستند، آستر خفتانهای سنگین و ضخیم خود را پاره کردند و سنگ های قیمتی فراوانی را روی میز  ریختند.
نفس در سینه های ونیزی ها حبس شد، و بالاخره متوجه شدند که مارکو راست میگفته است و فهمیدند که امپراتوری های ثروتمندی درسرزمین های شرق دور وجود دارند و این زبرجدها، الماس ها، یاقوت های رنگارنگ، درها، لعل ها، همه تأییدی بر ادعاهای اوست.در فصل بعد چند تجسس در تاریخچه علوم به عمل آمده است.آنها نیز مانند جواهرات مارکوپولو شواهد ملموسی از وجود منابع علمی در گذشته های دور است.

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌/ ب‍ه‌ق‍ل‍م‌ ت‍ام‍س‌ ان‍درو.م‍ت‍رج‍م‌ اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ ق‍ه‍رم‍ان‍ی‌پ‍ور (ش‍م‍س‌ خ‍وی‌)

سلام

چندی قبل کتاب تمدنهای روزگاران پیش از نوح به دستم رسید که محتوای آن با مطالب سایت همخوانی دارد.

بعد از جستجو در اینترنت مشاهده کردم ۲۲ فصل از این کتاب تایپ شده است .تصمیم گرفتم این ۲۲ فصل را همراه با دانلود کل کتاب برای دوستداران در سایت قرار دهم.

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

*********************************************************

‏سرشناسه : ت‍وم‍اس‌، ان‍درو، م‌ – ۱۹۱۳
‎Tomas, Anderew
‏عنوان و نام پدیدآور : ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌/ ب‍ه‌ق‍ل‍م‌ ت‍ام‍س‌ ان‍درو؛ ن‍وی‍س‍ن‍ده‌ ت‍وم‍اس‌ ان‍درو؛ م‍ت‍رج‍م‌ اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ ق‍ه‍رم‍ان‍ی‌پ‍ور (ش‍م‍س‌ خ‍وی‌)
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌: ک‍ل‍ب‍ه‌: اک‍ب‍ات‍ان‌، ۱۳۸۳.
‏مشخصات ظاهری : ص‌ ۴۳۲
‏شابک : ۴۵۰۰۰ری‍ال‌ ؛ ۴۵۰۰۰ری‍ال‌
‏وضعیت فهرست نویسی : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍س‍ی‌ ق‍ب‍ل‍ی‌
‏یادداشت : پ‍ش‍ت‌ ج‍ل‍د ب‍ه‌ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ی‌:‎Tomas Anderew. Pre – Noah’s civilizations.
‏موضوع : ت‍م‍دن‌ ب‍اس‍ت‍ان‌
‏موضوع : ع‍ل‍م‌ — ت‍اری‍خ‌
‏موضوع : ش‍ه‍ره‍ای‌ م‍ع‍دوم‌ ش‍ده‌
‏موضوع : ت‍اری‍خ‌ ب‍اس‍ت‍ان‌
‏شناسه افزوده : ق‍ه‍رم‍ان‍ی‌پ‍ور، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌، ۱۳۲۸ – ، م‍ت‍رج‍م‌
‏رده بندی کنگره : CB۳۱۱/ت‌۹ت‌۸ ۱۳۸۳
‏رده بندی دیویی : ۹۳۰
‏شماره کتابشناسی ملی : م‌۸۱-۴۸۴۶۶

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تمدنهای روزگان پیش از نوح

مقدمه مترجم:

آیا بشر را تمدنی شکوفان پیش از تمدن امروز بوده است؟

آیا اهرام ثلاثه و مجسمه های عظیم فونیکس و

ابوالهول دستاوردهای انسان هایی است که تمدنی شکوفان تر

از امروزیان می داشته اند و آن گاه بر اثر حادثه ای،

مثل یک انفجار اتمی،

همه این تمدن ها نابود شده است؟

این پرسشی است که بی تأمل نمیتوان از آن گذشت و

پاسخی سرسری به آن داد.

کتاب«تمدنهای پیش از نوح» نگاهی است از درون و از

سر تأمل به این پرسش شگفت انگیز و سرانجام خواننده

میماند و انبوهی از پرسش ها که در اندیشه اش به

غلیان می آید و شاید روزگاری انسان بتواند،

نشانه هایی از تمدنی عظیم بیابد.

 

فهرست

 

پیشگفتار

 

فصل اول روزها و شبهای مهم

فصل دوم ابداعات عهد باستان

فصل سوم کشفیات مشکلات می آفرینند

فصل چهارم آهنگ الیمپوس

فصل پنجم هنر فراموش شده تولید طلا

من با استفاده از پودر ونزل سیلر این

فصل ششم عصای هرمس

فصل هفتم از معابد و میادین عمومی شهر رم باستان تا راکتورهای اتمی

فصل هشتم افراد بصیر زیر گنبد کبود

فصل نهم زودیاک و نوای سپهر

فصل دهم میمون نماها و اعصار

فصل یازدهم کمدی کیهانی

فصل دوازهم نقشه ها

فصل سیزدهم وجود الکتریسیته در گذشته های دور

فصل چهار دهم آیا مردان عهد…

فصل پانزدهم هواپیمای ما قبل تاریخ

فصل شانزدهم آنان فضا را بسیار جلوتر از ما فتح کرده بودند

فصل هفدهم اولین روباتها، کامپیوترها، تلویزیون ها و ماشین زمان

یک امپراتور در نزدیکی خاک

فصل هجدهم اینکاها یا معمای دانش

فصل نوزدهم آپولونیوس انسا هایی را ملاقات کرد که

فصل بیستم الماس ها و ستاره ها سینت جرمین فنا ناپذیر

فصل بیست و یکم در انتضار معرفت، حکمت، روریخ

فصل بیست و دوم در جستجوی مبدأ

فصل بیست و سوم سر آغاز ظهور انسان در روی کرۀ زمین

شکارچیان دایناسورها

فصل بیست و چهارم بلایای کیهان

طوفانی از گرد و غبار

تصادم های فضایی

اقمار سرگردان

فصل بیست و ششم علایم تایتانیا

تونلی در زیر کف اقیانوس آرام

هلاکت گولیات

فصل بیست و هفتم کابوسهایی در سنگ

تاریخچه ای از بدبختیها

جزیره الهامات

از لموریا تا گوندوانا

فصل بیست و هشتم گم شدن دنیای میو

یک ستاره ثاقب

مردمان زهره در صحرای گبی

علامت شگفت انگیز

فصل بیست و نهم افسانه های ستارگان

یک سفینه فضایی مکعبی شکل

فصل سی ام مستعمرات میو

نیروی فوق اتمی

دره قتلگاه هفت مرد

فصل سی و یکم اسرار نهفته در اهرام

صور فلکی شعرای یمانی بر فراز نیل

نفرین یا رادیو اکتیو

هیولای الکتریسیته و شکست نیروی جاذبه

فصل سی و دوم یک امپراتوری عظیم در صحرا

اثری بر روی ماسه ها

برجه ها و مرغ آتش

معمای مالاگاسی

فصل سی و سوم رنج و محنت

بازسازی

جریکوی بدون شیپور

بعلبک یا دریای ارسنگ های سماکی

فصل سی و چهارم استادان سرگردان

نوراقی ها

یک فضانورد مدفون

مونالیزای تارته سوس

فصل سی و پنجم افسانه آتلانتیس

آخرین جنگ اتلند

قاره های فرو رفته به زیر اقیانوس ها

آن سیل چگونه بود؟

لنگرگاه هایی در بالای کوه های آند

فصل سی و ششم قلمرو دانش فراموش شده

زاهد پیشگان اولمان

سیاحان رقصنده فضایی

فصل سی و هفتم خدایان سفید

مارهای نقره ای

شهر بی رحم

فصل سی و هشتم یونانیان در آمریکا

فرعونی در مکزیک

ریاضیات در سنگ نبشته ها

فصل سی و نهم صور فلکی در دل جنگل ها

با شاخ و دندان

فصل چهلم خدایان آتش

اوریجون و خوک پوزه دراز

انسان هایی به رنگ آبی

چشمان بصیر به همه چیز

فصل چهل و یکم سفاین فضایی

نایاهواناکو

مکی«مادر شهر» با تاریخی نامعلوم

نپتون، خدای سرخپوستان آپاچی

فصل چهل و دوم پسران آفتاب

مومیایی های گذشته و حال

تمام راه ها به کوزکو ختم می شود

فصل چهل و سوم وارثان آتلانتیس

جادوی سرخ

راز الدورادو

شیاطین جزیره

فصل چهل و چهارم افسانه های سرزمین گمشده

خادمین کره ما

آن سوی استایکس

فصل چهل و پنجم سفرهای غیر قابل تصور

سرخپوستان و فرماندار کل

کنعانیان در برزیل

این قدر نزدیک و در عین حال ناپیدا

 

 

پیشگفتار

 

بیشتر دانش امروزی در اعصار باستان شناخته شده بود.

آن دانش ها از کجا به انسانهای آن عصر رسیده بود؟

پاسخ به این سئوال بسیار مشکل است،

اما با دانستن حقایقی،

هر چند اندک میتوان به اهمیت این پرسش پی برد.

بومیان استرالیا از ایام باستان تا کنون از روش انتقال خون از انسانی

به انسانی دیگر استفاده میکنند.

اما این دانش در علم پزشکی امروز، تازگی دارد.

در کتاب عهد عتیق هندوها جزئیات دقیق ساختن هواپیما

را در دویست بند شرح داده اند که قرنها قبل از ابداع برادران رایت

میباشد.

روباتها و کامپیوتر، قرنها قبل از نربرت واینر «norbert wiener » یک

واقعیت شناخته شده بود.

ساکنین اولیه انگلستان از نوعی کامپیوتر سنگی در «استون هنج»

برای پیش بینی کسوف و خسوف استفاده میکردند.

ردیابی و کشف منشاء چنین واقعیاتی ذهن اندیشمندان جهان را

مشغول داشته است.

از جمله تامس اندرو  تئوری حیرت انگیزی را مطرح مینماید که بر

اساس آن تمدنهای ناشناخته ای در فضا و زمان، فرهنگ پیشرفته ای

را به مردمان عهد عتیق به ارث گذاشته اند.

وی تئوری خود را با مدارک مستدل و حقایق غیر قابل انکار،

به همراه عکسهای مجذوب کننده ای به اثبات میرساند.

صدها انسان هوشمند ایام گذشته و حال نقشی در تدوین و

موجودیت این کتاب دارند.

مؤلف تنها به مانند یک رهبر ارکستر عمل نموده است.

هنرمندان تحت رهبری وی نویسندگان کلاسیک، کاهنان مصری،

بابلی، هندی، ایرانی، و مکزیکی و همچنین فیلسوفان یونان و چین

و دانشمندان قرون وسطی و بالاخره زمان حاضر میباشند.

نت این آهنگ همان تکوین دانش بشری بوده و اوج گرفته و یا

کاهش تدریجی دوره ای آن است.

نویسنده سه هدف برای به وجود آوردن کتاب مد نظر داشته است:

۱) نشان دهد که مردم در دورانهای گذشته دارای آن میزان دانش

علمی بودند که ما امروزه از علم داریم.

۲) مشخص شود که مهارتهای فنی و عملی مردمان عهد عتیق و

باستان بسیار دست کم گرفته شده است.

۳) ثابت شود که بعضی از ایده های عملی پیشرفته عهد باستان

منشاء ناشناخته خارج از کره زمین داشته است.

***

این اندیشه که

«تمدن خیلی قدیمی تر از آن است که ما می پنداریم»

پایه اصلی این رساله است.

با پیشرفت دانش،  تصور کلی در مورد اندازه و عمر کاینات در طول

چهارصد سال گذشته به سرعت تغییر نموده است.

مردمان آینده نگری چون برونو، گالیه یا داروین، مردمان کوته نظر

همعصر خویش را به مبارزه طلبیده و سعی داشتند به آنان تفهیم

نمایند که دنیا به مراتب بزرگتر و کهن تر از آن است که انسان فکر

میکند.

نزدیک به دو قرن پیش، بوفون، طبیعی دان فرانسوی عمر کره زمین

را تخمین زد.

او تخمین زد که کره زمین ۳۵۰۰۰ سال پیش از گداخته رو به سردی

نهاده و زندگی در روی زمین حدود ۱۵۰۰۰ سال پیش آغاز شده است.

این فرضیه دانشمند فرانسوی به مراتب معقول تر از اندیشه و باور

مردم آن عصر انگلستان که مصادف با ایام تاج گذاری ملکه ویکتوریا

در سال ۱۸۳۷ بود، میباشد.

زیرا عقیده عموم این بود که انسان در ۴۰۰۴ سال قبل از میلاد خلق شده است.

اما علم زمین شناسی و تئوری داروین این فرضیه قرون وسطایی را

از بین برد و بیست و پنج سال بعد«لرد کلوین» ده میلیون سال دیگر

بر عمر زمین افزود.

در اینجا باید ممنون تکنیک های پیشرفته ای باشیم که معلوم کرد از

سرد شدن پوسته زمین حدود ۳/۳ میلیارد سال میگذرد و خود کرۀ

زمین حدود ۶/۴ میلیارد سال عمر دارد.

می بینیم که حدوداً در عرض دویست سال، عمر پوسته زمین از

۳۵۰۰۰ به ۰۰۰/۰۰۰/۰۰ ۳۳ افزایش یافت!

چند دهه قبل تصور میشد که از عمر پیدایش انسان در روی زمین

حدود ۰۰۰/۰۰ ۶ سال میگذرد.

یافته های جدید در جنوب و شرق آفریقا پیدایش انسانهای

«هوموساپی ینس» را به حدود دو میلیون سال پیش برد.

با پیدا شدن دندان ها و فک میمونهای آدم نما در جنوب اتیوپی توسط

میمون شناس شیکاگو به نام«اف- کلارک هاول» در سال ۱۹۶۹ این

ارقام مورد تأیید قرار گرفت.

فرضیه های به عقب بردن مبدأ پیدایش تمدن در زمینه علم تاریخ نیز

چشمگیر بوده است.

قبل از «شلمین» هیچ دانشمندی در اروپا نمی توانست تصور نماید

که شهر تراو در ۰۰ ۲۸ سال قبل میلاد وجود داشته است.

قبل از خاک برداری از منطقه ایوان جزیره کرت، هیچ تاریخ دانی

جسارت نداشت تصور کند که فرهنگ پیشرفته کرتی در ۰۰ ۲۵ سال

قبل از میلاد در آنجا وجود داشته است.

حدود شش دهه قبل، هیچ دانشمندی در جهان نمی توانست تصور

نماید که یک تمدن عالی در دوره «ایندوس» همزمان با قدیمی ترین

سلسله ای فراعنه مصر وجود داشته است.

حدود چهار دهه قبل تعدای از دانشمندان باور داشتند که تمدن

موجود در آمریکای مرکزی به مدت چهار هزار سال، دور از دخالت

دیگران تداوم داشته است؟

در صورتی که خرابه های باقی مانده در شهر «ذریبیلچتیون» در

«یوکاتان» مدارک خاموشی در صحت این مدعا هستند.

ارقام بالا منطق این نظریه را که پیدایش انسان و تمدنها به مراتب

قدیمی تر از آن است که مردم فکر می کنند، مورد تأیید قرار میدهد.

حجم اطلاعات جمع آوری شده در این کتاب، وجود یک سیستم

پیشرفته علمی را در گذشته های دور مطرح می کند.

بدین ترتیب جا دارد اموزگاران مردمان مصر باستان، بابل و یونان را

بشناسیم وبدانیم این ذخایر عظیم دانش ها را که از طریق ملل

مشرق زمین به ویژه ایرانیان دریافت کرده ایم، از چه کسانی به ما

رسیده است.

ما که شیفته تکنولوژی و دانش جدید خود شده ایم، به تدریج ارتباط

خود را با مردمان دوران های قدیمی، که بی نهایت مدیون اندیشه و

کوشش آنان هستیم، از دست داده ایم.

پیشرفت و دستاوردهای انسان هنگامی تحقق می یابد که دیروز خود

را به خاطر بیاورد و فردای خود را در رؤیا ببیند.

انسان نخستین از طریق تکامل مغز و ایستاده راه رفتن، شروع به

خارج شدن از عالم حیوانات نمود.

او وقتی که شروع ته تخیل و تفکر در باره مذهب، ریاضیات، هنر و

موسیفی نمود یک انسان واقعی به حساب آمد.

معیار واقعی تکامل انسان در قدرت خیال پروازی او در دنیای

ایده آل هایش می باشد.

همچنین در این است که چگونه از زیبایی ها لذت ببرد و چگونه بین

درست و نادرست تفاوت بگذارد و دارای اندیشه شود.

تا زمانی که به این مرحله از تکامل نرسیده بود، هنوز در حلقه زنجیر

رابط  بین جانوران چهارپا و دو پا به حساب می آمد.

دانش، مشاهدات تجربی از دنیای اطراف، علم فلسفه و فرمول بندی

معیارهای جامعه به انسان کمک کرد، تا به باورهای  ژرفی در مور

کاینات برسد.

تاریخ تمدن همان داستان عروج انسان در دنیای تفکرات ذهنی است.

ویلیام پسکات، محقق بزرگ آمریکایی گفته است:

«ممکن است ملتی از بین  برود و تنها خاطره ای از وجود بر جای

بگذارد، اما افسانه های علمی که پایه گذاری کرده، جاودانه، تا ابد

خواهد ماند.»

آیا شما در شهر مکزیکوسیتی در مقابل نقاشی های « کوئتزالکوتل»

که در یک سفینه بالدار در حال پرواز ایستاده اید، و از تصور پرواز در

ایام باستان بهت زده گشته اید؟

آیا حرکت کرجی های باریک پارویی را که آن چنان استوار و محکم، و

به آرامی در اقیانوسی آرام رانده میشوند دیده اید؟

و آیا می دانید که بومیان پوست قهوهای جزایر آنجا، هزاران سال

است که سرتاسر آن اقیانوس عظیم را با همین قایق ها

در نوردیده اند؟

آیا در خیابانهای سنگفرش شده شهر به خواب رفته «بمبئی»

قدم زده اید تا با قشری از گل مخصوصی مانند سیمان امروزی روبرو

شوید و شگفت زده ببینید چگونه برده های رم باستان آن را

ساخته اند.

آیا از داخل معبد« کاماکورای» ژاپن و تندیس برنزی عظیم بودا دیدن

کرده اید تا از مهارت صنعتگران فلزکار ژاپنی در هفتصد سال پیش

دچار حیرت بشوید؟

آیا در اطراف سنگ های عظیم «استون هنج» گشته اید و سعی

کرده اید این معما را حل نمایید که چگونه انسانهایی که هنوز از

پوست حیوانات تن پوش داشتند توانسته اند این کامپیوتر عظیم

سنگی را بر پا دارند؟

بدین ترتیب مایل خواهید بود تا به دنبال ما راهی سفر به

سرزمین های گذشته بشوید.

این کتاب مطالبی جدید در باره انسانها و مکانهای اسرار آمیز و

رویدادهای خارق العاده است.

به طور کلی در باره حقایقی است که پیشینیان ما در ایام بسیار دور

اندیشیده و عمل کرده اند.

طی سه چهار قرن گذشته اکثر علوم بازیابی شده اند تا مورد بررسی

دقیق قرار گیرند.

تمدن های بابل، مصر، هندوستان، ایران، یونان و چین مهد علوم و

فنون بودند.

تعدادی از ابزارها و وسایل فنی گذشته، مجدداً توسط بشر امروزی

بازسازی می شوند، آزمایشات کهن بار دیگر به کار گرفته می شود.

این ادعا از سوی آلکساندر (اسکندر) گراهام بل، مخترع تلفن مورد

تأیید است.

این کتاب در باره پنی سیلین قبل از «فلمینگ»؛

در باره هواپیمای قبل از برادران «رایت»؛

در باره ماه های سیاره مشتری قبل از «گالیله»،

در باره سفر به کره ماه قبل از پروازهای «آپولو»،

در باره تئوری اتمی قرنها قبل از «راترفرد»،

در باره باطری های الکتریکی قبل از ولتا،

در باره کامپیوتر های قبل از«واینر»؛

و خلاصه در باره علوم قبل از علوم فعلی است.

ما معتقدیم بررسی مغشوش و نارسا از دستاوردهای انسان عصر

باستان، بخصوص در زمینه علوم و فنون نمی تواند، تاریخ علم به

حساب آید.

ضمناً معتقدیم که این کار حداقل سبب بر ملا شدن حقایق ناشناخته

و پنهان تاریخ بشر می گردد.

همچنین این احساس را تقویت می کند که دلیل وجود دانش

پیشرفته و تفکرات علمی در جوامع اولیه بشری چه بوده است؟

و یا حداقل با این روش افسانه ای فوق تخیلی سبب سرگرمی

خواننده خواهیم شد.

 

پ .ن : از دوستان عزیزی که مایل به ترجمه مطلب هستند خواهش میکنم در قسمت دیدگاهها اعلام کنند .دوستانی هم که به زبانهای عربی و ترکی ترکیه و آلمانی هم مسلط هستند در صورت تمایل مشارکت خود را اعلام کنند. سایت با حضور گرم شما پابرجاست.

ما را هم از دادن نظرات خویش محروم ننمایید. آدینه خوشی داشته باشید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: