بایگانی دسته‌ها: تمدن سومريان

سنگ سومري 10000 ساله اي که توسط انسان هاي با خرد فضايي از سياره نيبيرو حکاکي شده است.

سنگ سومري 10000 ساله اي که توسط  انسان هاي با خرد فضايي از سياره نيبيرو حکاکي شده است.

قطعه طلايي متعلق به قوم آنوناکي : اين قطعه که متعلق به خدايان گروه آنوناکي ميباشد که در تلاش براي برگرداندن اين قطعه هستند

annunaki sumerian clay tablet space map

اين گروه ما را از ژن خود بوجود آورده تا در معادن کار کنيم  خود را به عنوان خدا مطرح کردند که در ابتدا ما را به حال خود رها کردند و سپس  مارا تربيت کردند که براي آنها کار کنيم

 

سومري ها : نقشه مسير هوايي که فضا پيماها از آن زمان کشف کردند  و همچنين کتيبه هاي خشتي اين قوم نشان دهنده ي سرگذشت سيارات در مقياسي بزرگ ميباشد

سومري ها در مورد آن انسانهاي عظيم الجثه که با نام آنوناکي ميشناختند نوشته اند که

آنها 450000 سال پيش از سياره نيبیرو از آسمان نزول ميکردند 

سومريها آنها را نيبرويي خطاب ميکردند که قامتي معادل 2.1 تا 3.6 متر داشتند و داراي خرد و دانش بودند و براي بدست آوردن طلا به سياره زمين آمدند

 

لوح خشتي که از ويرانه هاي  کتابخانه سلطنتي نينوا واقع در عراق بدست آمده به ما نشان ميدهد که چگونه ميتوانيم به داخل منظومه خورشيدي ورود کنيم

بر طبق سناريوي اندي لوبد  سياره ي نیبیرو به دور نمسيس گردش دارد

سياره کوتوله ي دوقلوي سياه 

 

از منظر زمین نیبیرو از فاصله ای با زمین دارد به سمت زمین میاید. و از صفحه مدار ما (جایی ما بین مریخ و مشتری) در صفحه ای با اختلاف 30 درجه از مدار ما عبور خواهد کرد.

نظريه نيل فرير در اين باره که اين سياره همراه با سيارک هاي کوچک به دور خود يک مدار بيضوي کامل را در فضاي خارجي تشکيل ميدهند

نيل فرير وجود نمسيس را رد ميکند

و سپس به نقطه ي عبور ميان مشتري و مريخ باز ميگردد

که در اينجا هر دو نظريه محتمل به نظر ميرسد

 

در زمان سومريان به دليل نبود تلسکوپ امکان ديدن مدار اورانوس و نپتون و همچنين تصويري از نقشه راه آنها وجود نداشته

آنوناکي ها يا همان خدايان سومري از نقشه هاي به تصوير کشيده شده ميتوان فهميد که از مسائل نجومي سومري ها اطلاع داشتند ولي از خود اطلاع نجومي نداشتند 

 

اين نقشه ها با دقت و جزئیات بالايي توسط آنها از ديد فضا نسبت به زمين کشيده شده بود که به دليل نبود جنبه فکري و چشم انداز ضعيف سومري ها اين نظريه که اين نقشه ها توسط سومري ها بوجود آمده است را رد ميکند

اين نقشه ها اين نظريه که آنوناکي ها از فضاي خارجي منظومه اين نقشه ها را  کشيده اند محتمل تر است

 

پايگاه هاي فضايي سومري ها و همچنين خطوط پرواز موشک ها بر روي سطح زمين که در حدود 800 مسير پروازي که در بالا و در کنار 700 طرح عظيم خراشيده شده بر روي زمين وجود دارد

اين طرح ها و نقش هاي بزرگ بر روي زمين با نام مستعار حيوانات و پرنده ها شناخته ميشوند که تا کنون بالغ بر 150 طرح شناخته شده

 

يکي از اين طرح هاي هندسي خطوط نازکا ميباشد

https://ufolove.files.wordpress.com/2014/02/3011a-boliviaorion.jpg

اين خطوط طراحي صاف و کشيده شده هستند که شامل نيترات نيز ميباشند

https://ufolove.files.wordpress.com/2014/02/cb956-nazca-geometrical-drawings2.jpg

که اين نيترات به احتمال زياد مورد استفاده سوخت موشک هاي آنونا کي ها بوده

ون دانيکن در تحقيقات خود متوجه يک نيروي الکترو مغناطيسي حدود 2.5 متر زير اين خطوط نازکا شد

طرح موجود ديگر که به عنکبوت شيباهت دارد که علائم آن نشان دهنده ي صورت فلکي جبار ميباشد

https://ufolove.files.wordpress.com/2014/02/b4802-nazca-spider-orion-aa-s5-d2.jpg

دنباله ي پاي عنکبوت مشخص کننده ستاره ي سيروس است

 https://ufolove.files.wordpress.com/2014/02/91553-orionbolivia.jpg

اين حروف و طرح هاي مقدس که توسط آنونا کي ها به وجود آمده ميتواند نمادي باشد براي بازديد کنندگان خارجي از زمين 

اين خطوط و نماد هاي صورت فلکي جبار در منطقه اي در بوليوي نيز ديده شده که ميتواند ارتباطي  با

Stonehenge 

Giza Pyramids

Prasat Bayon Temple

Compass Rose

Kalasasaya Temple

Machu Picchu, Easter Island

tucume, Kukulcan Pyramid

Bermudas

داشته باشد.

ارتباط تمدن سومر و تمدن آمریکای جنوبی

کشور بولیوی و ارتباط با سومریها

آثار مصنوعی پیدا شده در کشور بولیوی و آمریکای جنوبی اشاره بر ارتباط با سومریهای باستانی دارد.

 

در حال جستجو برای توضیحات و تصاویر بهبود یافته از خدایی بنام Oannes که از دریایی ذکر شده در افسانه سومریها پدیدار شد, من بطرز اتفاقی با مجسمه های مشابه در مجموعه پدر Crespi در کشور اکوادر برخورد کردم. بجای داشتن ظاهر «کله ماهی ای», این مجسمه ها ظاهر «کله عقابی» را مجسم میکردند.

Sargon از Akkad مدعی بود که «ارباب 4 اقامتگاه» بوده است (درست مانند در Andes , اینکاها «اربابان 4 اقامتگاه» بودند, این نامی بود برای امپراطوری اینکا در بعدها, بنام Tahuantinsuyo).

معمولا فرض شده که آن 4 اقامتگاه Sargon قلمروهای سرحدات پادشاهی آشوری اش بودند, اما Sargon همچنین مدعی بود که سفری دریایی به دوردستهای مغرب زمین کرده است, برای بدست آوردن ؟قوطی فلزی؟. دوباره, معمولا فرض شده که او به Cornwall برای ؟قوطی؟ اش رفت اما آنجا همچنین تجهیزات فراوانی در کشور بولیوی وجود داشت درنتیجه شاید وقتیکه او مدعی ارباب بودن 4 اقامتگاه جهان شد, آن جهان حتما بولیوی و آمریکای جنوبی را نیز شامل شد.

 

Fuenta Magna , یک بشقاب سنگی بزرگ پیدا شده در سواحل دریاچه Titicaca , پوشیده از نوشته زبان سومری بدوی است, پس شاید ادعای Sargon تماما درست بود. همچنین یافته ای وجود دارد که حروف یا ریشه های سامی (Semitic) زیادی نهفته در زبان Aymara محلی در بولیوی وجود دارند, همانطورکه در کتاب «زبان آدم (The Language of Adam)» بقلم محقق بولیویایی, Villamil de Rada , سندیت داده شده است.

 

پس نام قدیمیترین ساکنان Altiplano وجود دارد, یعنی کسانیکه در خانه های ساخته شده از نی و شن زندگی میکردند و قایق های نی ای درست مانند سومریها میساختند. آنها نامشان Uru بود, که در Mesopotamia , یکی از قدیمیترین یا اولین شهرها بر طبق گفته های G.Maspero (تاریخ مصر باستان, Chaldea) نیز آمده که نامش URU بوده که بعدها کوتاهتر شده به UR. مردم روستای Uru-Chipaya در ناحیه خیلی دورافتاده در Salar de Coipasa متعلق به Altiplano بخاطر خانه های مدور گنبد نمایشان معروف هستند, و خود سطح دشت بسیار پهناور شبیه به دشت باستانی Mesopotamia است که بخاطر کانالهای آبش معروف است و کمتر شناخته شده بخاطر خانه های مدور گنبدنمایش.

 

مجسمه های آشوری بخاطر بالدار بودن و سرهای عقابی داشتن که گاهی اوقات بنام Genii نامیده میشوند معروف هستند. اغلب نمایش داده شده با بالهای عقاب, نقاب و یک سبد در یک دست. طرح بالایی آشوری از یک خدا نشان دهنده نقاب مرسوم عقاب گونه است, اما در پشت سرش آنچه را دارد که مسلما یک روسری زنانه پردار است, نه تنها آن, بلکه این نوع از روسری زنانه همانند آنهایی اند که سرخ پوستان آمریکایی در پشتشان میپوشند. یک مثال از تنوع گوناگونی آمریکایی در تصویر دوم معلوم است درحالیکه تصویر سوم نمایش دهنده یک جنگاور Aztec است که پوششی از نقاب عقاب بر تن دارد طوریکه اگرکه آنرا روی سرش بکشاند خیلی زیاد همانند نقاب عقاب نمایش داده شده در ترسیم آشوری خواهد شد. گفته شده که اولین خدایان سومری از دریا پدیدار شدند و مدنیت را به سومریهای باستانی آموختند, این خدایان اغلب در فرم مردیکه پوششی از لباس ماهی به تن دارد نمایش داده شده اند, معمولا چنین خدایی بنام Oannes نامیده میشود و گاهی اوقات این ترسیمات نشان دهنده هم یک سر(نقاب) ماهی یا سر(نقاب) خزنده گونه هستند.

بیشتر بخوانید…. در کتاب جالب توجه Jim Allen بنام «Atlantis and the Persian Empire» که کتاب چهارم از سری کتابهای آتلانتیس او است.

منبع:     http://blog.world-mysteries.com/strange-artifacts/atlantis-and-the-persian-empire/

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

سومریان و اکدیان در کتب عهد عتیق

سومریان و اکدیان در [کتب عهد عتیق]1

«اینگونه شد ، وقتی که مردان شروع به زیاد شدن بر روی زمین کردند ، و دختران برای آنها بدنیا آمدند ، چنانچه پسران خدا دختران را از مردان زیباتر دیدند ، و آنها همسرانی از بین آنان برای خود برگزیدند. و [یهوه]2 گفت : ‹ روح من تا ابد در انسان نخواهد ماند ، زیرا آن  فقط از گوشت و پوست است ، با وجود این او را یکصد و بیست سال عمر خواهد بود›. [پسران خدا]3 در آن روزها در زمین بودند ، همچنین بعد از آن ، زمانی که با دختران بشر آمیزش می­کردند. آنها فرزندانی برای ایشان زاییدند : همانا آن نیرومندان قدیم ، آن افراد معروف.» [سفر پیدایش]4 1-4 :6

[(مترجم:) 1: بعضی متون قدیمی که به دلیل مشکوک بودن در کتابهای مقدس مثل انجیل وارد نشده­اند، از جمله مجموعه کتابهای عبرانی­ها (مجموعه کتابهای مربوط به موسی/سفر انبیاء) 2: (نام خدای قوم بنی­اسرائیل) یا (نام خدا در میان قوم بنی­اسرائیل) 3: واژه نُفلویم / Nephilim واژه­ای عبری است که در متون مقدس عبرانی­ها و انجیل آمده است و بدین صورت وارد زبان انگلیسی شده است/ در کتب مقدس به معنی پسران خدا می­باشد / این واژه در انگلیسی «جاینتس» که به صورت جمع می­باشد معنی می­شود به مفهوم انسانهای غول پیکر ، قوی هیکل ،نره غول ، اشخاصی با اندام ناهنجار ، مردان نیرومند 4: اولین کتاب عهد عتیق که داستانهای خلقت را بیان می­کند]

مهد تمدن

«[جریکو]5-Jericho » قدیمی ترین شهر شناخته شده در جهان می­باشد ، که قدمتش حدوداً به 11000 سال گذشته بازمیگردد. با عمق 846 پا (258 متر) زیر سطح دریا و نیز گودترین شهر. عوامل دیرینه­ای چون خط السیر بزرگ کانالهای ارتباطی با دریای مدیترانه و احاطه چشمه های دائمی در نزدیکی بحرالمیت این منطقه حاصلخیز را بوجود آورده است. در 8000 پیش از میلاد جمعیت آن به 1500 رسیده است ، چیزی بمراتب بیشتر از هر ناحیه دیگری در آن زمان. در همان زمان دیوارهای محافظی گرداگرد این منطقه بنا شده است. امروزه «جریکو» در روایات کتب مقدس عهد عتیق و جدید نام معروفی بحساب می­آید چنانکه «[یهاشوا]6» ([جاشوا]7) تحت فرمان یهوه دروازه­های شهر را ، بدلیل رژه هفت روزه ارتش عبرانی­های رانده شده از مصر بدور شهر ، قبل از بصدا درآمدن هفت شیپور (بوق کرنا) ، پایین آورد.

[(مترجم:) 5: یکی از قدیمی­ترین شهرهای بین­النهرین 6: نام مرد/عبری 7: رهبر قوم بنی­اسرائیل پس از مرگ موسی/مطابق کتاب مقدس]

دومین مکان قدیمی «شَتول هوک – Chatal Huyuk» می­باشد، بیشتر نقاط شمالی ترکیه، در تاریخ 6700 پیش از میلاد. هردوی این مکان­ها صریحا مراسم مذهبی تزیین جمجمه­ها را گواهی می­دهند، که قدمت آن به دوران [نوسنگی]8 بازمی­گردد. بیشتر جمجمه­ها تکه تکه شده­اند، آنها با گل اخرایی یا قیر طبیعی رنگ شده­اند، حال آنکه در انواع دیگر صدفی داخل حدقه چشم جاسازی شده است.

[(مترجم:) 8: وابسته به عصر حجر جدید]

Chatal Huyuk Hunting Painting

نقاشی شکار » شَتول هوک»

تمدن اولیه در منطقه «[هلال خصیب]9» بین­النهرین بوجود آمده است، تغذیه شده از غذای مفیدی که بواسطه رودهای دجله و فرات نازل شده است، که نهایتا به خلیج فارس منتهی می­شوند، ایجاد یک منطقه حاصلخیز بزرگ مساعد برای زندگی در میان صحرایی خشک و بایر. در غرب این منطقه هلالی شکل شهر [اورشلیم]10 قرار دارد (موسوم به شهر صلح و صفا). در جهت شرق آن شهرهای باستانی «[اور]11– Ur» (موسوم به شهر) و » [اریدو]12-Eridu» (موسوم به شهر خوب) در عراق قرار دارند.

[(مترجم:) 9: منطقه­ای حاصلخیز به شکل هلال در بین النهرین 10: بیت المقدس / شهری در اسرائیل 11:شهر باستانی سومری در نزدیکی رود فرات 12: شهر باستانی سومری در حاسیه خلیج فارس /12 کیلومتری جنوب غربی اور/ اولین اقامتگاه اِنکی]

Neolithic Tower, Jericho, 8000 BC

قلعه ­ای از دوران نوسنگی ، جریکو ، 8000 پیش از میلاد

Fertile Crescent, Mesopotamia

هلال خصیب ، بین­ النهرین

بواسطه چهار تمدن، کشاورزی میان رودهای دجله و فرات در این منطقه گرسترش یافته است، که شیوه سفالگریشان آنها را از یگدیگر متمایز ساخته است. «هاشون-Hussuna» نخستین اجتماعی بود که توانست تمدن را پایه­گذاری کند (6500 – 6000 پیش از میلاد)، کسانی که در حاشیه عراق/سوریه/ترکیه می­زیسته­اند، جایی که بعدها «آشور- Assyria» پایتخت خود را در آنجا بنا نهاد. آنها گوسفند، بز، خوک و گاو پرورش دادند و همچنین دامپروری. آنها همچنین جُو کشت کردند و توانستند مس و سرب را ذوب کنند. آنها اولین کسانی بودند که سفالهای نقش­دار را تولید کردند و نیز اولین کسانی که از مهر حک استفاده کردند، که نمادی محبوب برای مالکیت در بین­النهرین شد.

آنها بعدها جای خود را به تمدن «هُلاف-Halafia» دادند (6000 – 5400 پ.م)، که بسیار بیشتر از «هاشون» گسترش یافت و تحت مدیریت کسانی که اموال زیادی گرد آورده بودند و شاید کسانی که کنترل داد و ستد کالاها را بدست گرفته بودند قرار گرفت. همدوره با «هلاف» تمدن «سامار-Samarran» (6000-5500 پ.م) بود که حاشیه جنوبی خود را با «هاشون» مشترک بود. برخلاف «هلاف»، «سامار» بمقدار زیادی در روش آبیاری پیشرفت کرد که به آنها این اجازه را داد که در زمین­های لم­یزرع جنوبی نیز به کار کِشت بپردازند. تمدن «یوبــِـید-Ubaid » (5900 – 4300 پ.م) به طرف محدوده خارجی رودهای دجله وفرات تا خلیج فارس و همچنین به طرف غرب تا «[یوگاریت]13-Ugarit » و دریای مدیترانه گسترش یافت. همچنین یافته­های بیشتری از ظروف سفالی «یوبید» در امتداد جنوب خلیج فارس و جزیره بحرین بدست آمده است، که این نشان می­دهد در آنجا میان بین­النهرین و عربستان ارتباط تجاری وجود داشته است. روشهای پیشرفته آبیاری به آنها این امکان را می­داد که از زمینهایی تقریبا خشک محصول بدست آورند. ثبت علامت­های گِلی نخستین گواه برای یک نظام پولی است. حدوداً 5000 پ.م اولین شهرها و معبد­ها ساخته شد. نه چندان بعد از اختراع گاوآهن ، کشتیرانی و چرخ (ابتدا در سفالگری) نیز ابداع شد ، دوره «یوبید» تقریبا بعد از 15000 سال به انتها رسید ، و بواسطه تمدن دوران «اوراک-Uruk» بپایان رسید.

[(مترجم:) 13: شهری بندری متعلق به دوران باستان در ساحل شرقی دریای مدیترانه/ رأس شمرة امروزی / نزدیک لاتاکیا در سوریه]

نخستین شهرها تقریبا در 4300 پ.م در این سرزمین پدیدار شدند، در حالیکه بزرگترین آن «اوراک» بود («اریش-Erech»؛ عراق). این شهر منسوب به پادشاه دلاور «گیلگمش-«Gilgamesh و دارای دیواری باستانی به طول [15.3 کیلومتر]14 می­باشد. بیشتر شهرها در این زمان نخست بین 2000 تا 8000 نفر جمعیت داشتند ولی «اوراک» به تنهایی در ابتدا بیش از 10000 نفر جمعیت داشته است. در ساخت معابد همان چیزهایی به کار رفته است که در معابد تمدن «یوبید» ، اما اینها بزرگتر و باشکوه تر و آراسته به نقش و نگارهایی با موزاییک­های قرمز، سفید یا سیاه می­باشند.

[(مترجم:) 14: 9.5 مایل/طبق متن اصلی]

دوره «اوراک» (4300- 3100 پ.م) بواسطه مهاجرت بزرگی از سمت شمال تعیین شده است، واقع در اطراف شهر «نِپور-«Nippur، به سمت جنوب، اطراف «اوراک». این واقعه در اوایل-اواسط دوره «اوراک» رخ داده است، زمانی که یک نهر باستانی بواسطه پیوستن رودهای دجله و فرات تغذیه شد و به سمت راست «نپور» جریان یافت، تا دوره «[جمدة نصر]15‎-«Jemdet Nasr، حدود هزار سال بعد زمانی که مسیر رودخانه­ها ممکن است دگرگون شده باشد.

[(مترجم:) 15 : منطقه­ای تاریخی در بین­النهرین / در عراق]

این که سومریان از کجا سرچشمه گرفته­اند یک معماست. «سَموئِل نوح کِـرِیمِر-«Samuel Noah Kramer، یکی از معتبرترین و بدون شک مشهورترین سومرشناسان، دلایلی مبنی بر آمدن آنها از هند آورده است. تاریخ­دان «جی.ام رابرت- «J.M. Roberts در مورد اینکه آنها قفقازی بوده­اند اظهار نظر کرده است، کوچ­کنندگانی از کوهستان قفقاز میان دریای سیاه و خزر، همانند همسایه شرقی خود از ایلام (ایران). آنها ممکن است از جزیره دُولمِن نیز سرچشمه گرفته باشند، که تا حد زیادی در بین عموم به عنوان بحرین و «کِـرِت-«Crete شناخته شده است. هیچ راهی برای تشخیص اینکه آیا سومریان از نژاد تمدن یوبید بوده­اند و یا اینکه براحتی آنجا را فتح کرده­اند وجود ندارد، اما آنها قطعاً در جنوب بابِل در عراق حداقل در 3500پ.م مستقر بوده­اند. آنها اولین کسانی بودن که دقیقۀ 60 ثانیه­ای، ساعت 60 دقیقه­ای، ساعت، دایرۀ 360 درجه­ای و روز 24 ساعته را به کار بستند (که به چهار دستۀ شش­تایی تفکیک شده­اند). سیستم پایه­ای 60 مربوط بوده به اینکه 60 عدد مقدسی برای «[آن]16-An» بوده است، کسی که در عرش سکنی گزیده است، در بالای معابدشان. همچنین، 50 مربوط به خدای هوا و آسمان «اِنلیل-Enlil» و 40 مربوط به خدای آب و خرد، «اِنکی-«Enki بوده است.

[(مترجم:) 16: خدای عرش یا بهشت سومریان / پسر نَمیو Nammu / پدر انلیل Enlil / همسر کی Ki]

سومریان پوشش لباس خود را در مهرهایشان به صورت خزدار ترسیم کرده­اند، شاید پوست موجودی مثل گوسفد یا بز باشد. مردان سومری دامن­های چین­دار بتن می­کردند و مو های خود را بلند نگاه می­داشتند. اکثر آنها صورت خود را می­تراشیدند در حالی که بقیه دارای ریش و سبیل فرفری بودودند. زنان یک شانه خود را لخت نگاه می­داشتند و در زمستان آن را می­پوشاندند. کشیش­ها و پزشکان سرها و صورت خود را می­تراشیدند. به نظر نمی­رسد سربازان در پوشش خود هماهنگ بوده باشند، باستثناى یک کلا­هخود نوک­دار. برخی فرمانروایان سومری شانه­های چپشان را با شالی فراخ و بلند می­پوشاندند. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه پیش از 3000 پ.م ، طبقه فرودست سومری بدون لباس، در کشتزارها کار می­کردند.

خانواده­های توانگر می­توانستند فرزندان ذکور خود را به مدرسه بفرستند، جایی که آنها بازرگانی و اقتصاد ، اداره امور، و ابتکار نوشتن را بآموزند، اغلب فارغ­التحصیلان مُنشیان و کاتبانی برای معابد و قصرها می­شدند. متون مدرسه نشان می­دهد که کپی کردن الواح قسمت بزرگی از برنامه آموزشی بوده چنانچه تنبیه و جایزه روشی برای بهتر انجام دادن این کار بوده است.

هر مرد فقط اختیار داشت با یک زن ازدواج کند اما می­توانست برای خود صیغه هایی داشته باشد و زنان نسبت به دارایی خویش خق مالکیت داشتند و می­توانستند قراردادهای بازرگانی منعقد کنند. هرچند صیغه بجای ازدواج نامحدود محسوب می­شد، مردانی که قصد [روسپی­گری در معابد]17 را داشتند داغ علامت کوچکی به او می­زدند. طلاق (که شامل مراسم برش گوشه لباس قبل از گواهی بود) در چند حالت مجاز بود، از قبیل ناتوانی در حامله شدن، ولی در این زمینه اطلاعات کمی وجود دارد. فرزند خواندگی زیاد رواج داشت ، بدلیل تداوم نام خانوادگی. فرزندان می­بایست بشدت احترام والدین خود را داشته باشند، چرا که خطر محروم شدن از ارث یا فروخته شدن آنها را تهدید می­کرد، به مقدار کمتر لازم بود تا احترام یک برادر یا خواهر بزرگتر را نیز داشته باشند.

[(مترجم:) 17 : مراسم مقدس مذهبی آمیزش جنسی که در معابد باستانی به عنوان بخشی از عبادت شرعی معمولا با یک الهه و ربه­النوع انجام می­شده است و هدف از این مراسم  ارتقاء باروری زمین بوده است / مراسم باستانی ازدواج بین خدا و یک الهه / برای کسب اطلاعات بیشتر به http://en.wikipedia.org/wiki/Sacred_prostitution مراجعه نمایید]

برده­داری رواج داشت ولی با این حال برده­ها تا حدی تحت حمایت قانون بوده­اند. همچنین برده­ها می­توانستند دادوستد کنند، قرض بگیرند، و حتی میتوانستند آزادی خود را بخرند. اکثریت برده­ها اسرای جنگی بودند، همچنین آنها شامل بودند از تبهکاران، بدهکاران، فرزندان بردگان و آنهایی که توسط والدین خود فروخته شده بودند. یک برده معمولاً 20 «شِکول-shekels» قیمت داشته است، کمتر از یک الاغ. هر کس ممکن بود سرانجام یک بره شود، براستی این یک نظام طبقاتی و زناشویی متداول میان بردگان و مردم آزاد بود. زنان را جهت صیغه کردن خرید و فروش می­کردند ولی گاهی اوقات در قراردادها به آنها این امکان را می­دادند که با برده­های دیگر ازدواج کنند.


نمونه­ای معتبر از «اور»

نام «سومر» از یک نام «بابلی» در قسمت جنوبی «بابل» مشتق شده است. سومریان در حقیقت کشور خود را «کِنگای-«Kengi («سرزمین متمدن») و خودشان را «سِگیجا-«Saggiga («سر سیاهان» و یا شاید «سر طاسان») نامیده­اند. زبان نوشتاری سومریان به صورت حکاکی بر روی لوحه­های گِل رُس آغاز شده است و شاید از خط هیروگلیف مصریان الهام گرفته است. به طور کلی عقیده بر این است که سومریان خط خود را حدود 3400 پ.م از روی برخی از ابتدایی ترین نوشته­های «اوراک» احیا کرده اند، که پیش از آن خطی پیشرفته با بیش از 700 نشانه بوده است و این خط تصویری بر دیگر زبانهای نوشتاری وارد شده است، از قبیل خط «ایلامی» و خط تمدن «درۀ ایندوس-Indus Valley»، تمدنی که در پاکستان و قسمت­هایی از افغانستان و شمال هند در حدود 2500 تا 1750 پ.م ظهور کرده است. نشانه­های نقش بسته بر روی ظروف سفالی دره ایندوس که به تازگی در حفاری­های «هراپا» یافت شده است نشان میدهد قدیمی­­تر از نوشته­های سومریان هستند (3500 پ.م)، اما نه به صورت پیشرفته. حدود 2000 پ.م سومریان به تجارت کالاهای خود می­پرداختند، هرچند غیر مستقیم با «دره ایندوس». بعد از انحطاط تمدن دره ایندوس، این تمدن بدست فراموشی سپرده شد تا اینکه نشانه­هایی از آن در دهه 1920 یافت شد.

Indus Valley

حدود 2900 پ.م، خط مصور سومریان به خط ساده­تری که به خط میخی معروف است مبدل شد، که به دلیل خط­های کوچک گُوه مانند این نام را بر آن نهاده­اند. خط میخی نوشتاری [غیرمستقیم]18 بود، و جای خط مصور را گرفت. عقیده بر این است که این خط اولین خط کامل محسوب می­شود، اگرچه برخی از باستانشناسان معتقدند که سنگ نبشته­های یافته شده در مقبره پادشاه عقرب، نخستین پادشاه مصر، مورخ 3400 تا 3300 پ.م، شایستگی یک خط نمادین را دارد از این رو بر خط سومریان مقدم­تر است. قبل از فراگیر شدن خط میخی سومریان این خط در سه نوع مختلف در میان آنان رواج داشت. برخی از این خط­ها که خودشان آن را «اِمگِیر» نامیده­اند تا به امروز باقی مانده­اند: حروف سومری «مایاکو» (درهم / آشفته/مست) و «کول» (سرمه) مربوط به «کاخال» عِبری (رنگ/رنگ کردن/زینت دادن) و «الکَحل» عربی (سرمه) هستند، که امروزه آن را «الکل» (-مایع- مست کننده) نامیده­اند. به عنوان مثال واژۀ سومری «کِنوبی» (دوتایی تپیدن (احساسات)) ریشه واژه امروزی «کَنوبیس» (حشیش) میباشد.

[(مترجم:) 17 : یعنی از تصاویر و نشانه­های مستقیم استفاده نمی­شد]

هر یک از ایالت­های سومر تحت اداره معبدی ویژه یکی از خدایانِ [معبد جامعشان]18 بوده است، که حدود دو سوم از سرزمین را در بر می­گرفته است. هر خدا بعنوان یک چیز خوش یمن برای هر شهر محسوب می­شده است، و هر کاری که بدست سربازان هر شهر انجام می­شد غالبا بصورت مستعار به خدای آن شهر نسبت می­دادند. معبد جامع بزرگ در اوراک قرار داشت، که غالبا پایتخت و رأس­المال سومر بوده است، هر چند در رقابتی شدید با دیگر شهرها بوده، مخصوصاً اور و شهر اکدی کیش. هرچند نپور هیچگاه پایتخت نبوده، ولی هیچ پادشاه رسمی برای آن در نظر گرفته نشده است بدون آنکه توسط آن شهر منتفی شده باشد. در بیشتر مناطق مرکزی سومر و اکد، هشتاد درصد از تمام نوشتجات سومریان در حفاریهای نپور یافت شده است.

[(مترجم:) 18 : معبدی برای تمام خدایان]

ارابه سومری، 2800 پ.م

یک لوحه متعلق به نپور

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع :   http://www.lost-history.com/apocrypha1.html

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست  خوبم نويد عزيز  برای ترجمه و ارسال این مطلب .

تاريخ گمشده -قسمت اول

اين مطلب خلاصه اي است از تاريخ گمشده  كه در منابع مختلف نگاشته شده است و منبع بيشتر آنها الواحي است كه در عراق كشف و توسط محققاني كه مترجم زبان سومري بودند ترجمه شده است.براي اطلاعات بيشتر  به اين لينك مراجعه كنيد.

http://www.bibliotecapleyades.net/hercolobus/esp_hercolobus_34.htm

کتابخانه سومریان(Sumerian)حدود چهارصد سال پیش، مورخان و پژوهشگران عرصه تاریخ درباره سابقه و سرگذشت تمدن در میان دو رود(بین النهرین _ سرزمین مابین دو رود دجله و فرات) اطلاعات زیادی نداشتند و عمده آگاهی‌های آنان از تورات گرفته شده بود. تا این که برخی جهانگردان اروپایی که در فلسطین بودند به این منطقه گام نهادند و مدتی در آن جا زیستند ا زجمله انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها و نیز ایتالیایی‌ها که به تحقیق گسترده‌ای در این ناحیه اهتمام ورزیدند.

در آنجا الواح گِلی ای را که حاوی نوشته‌هایی بود مشاهده کردند، اما چون کسی قادر به درک و فهم آنان نبود دریافتند که باید مربوط به مدت‌ها قبل باشد. سیاحتگران تعدادی از این الواح را به اروپا بردند و پژوهشگران به مطالعه آن‌ها مشغول شدند. نظیر همین رویداد در ایران نیز اتفاق افتاد که نتیجه آن کشف و بازخوانی خط میخی بود. سپس شمار زیادی از پژوهشگران به میان دو رود آمدند و از نزدیک به کاوش‌های باستان شناختی و مطالعه آثار تاریخی پرداختند. عمر قدیمی‌ترین این الواح به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسید بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که پیدایش خط میخی نیز دست کم به همین میزان عمر دارد.

اکنون هزاران قطعه از این الواح گلی در اختیار پژوهشگران و محققان است که با زحمت فراوان موفق شده‌اند آن‌ها را بخوانند، این الواح در حقیقت کتاب‌های آن دوران شکوهمند عهد طلایی اور (ur) است. کتابخانه «تلو» که الواح گلی آن حدود ۳۰ هزار گمانه زنی شده‌است را می‌توان کهن‌ترین کتابخانه جهان که در میان دو رود بوده‌است نام برد. محتوای این الواح گلی شامل موضوعاتی چون تعلیم و تربیت، مسائل حقوقی و شهروندی، افسانه‌های پیشین، پرستش خدایان، سرگذشت جنگ‌ها، داد وستدها، علائم جادویی و افسانه‌ای، دعاها و مناسک قربانیان، نیایش‌های خالصانه مردم، سروده‌های مذهبی و …. می‌شود که اکثریت آن به مسائل حقوق شهروندی و داد و ستدهای بازرگانی مربوط می‌شود . همان طور که گذشت قدیمی‌ترین نظام نگارش متون در قدیم به خط میخی(Cuneiform) بوده‌است که اعتبار خود سومریان نیز بدان معطوف است. چون برای نوشتن از قلمی فلزی و به شکل میخ استفاده می‌شده‌است خط نیز به نوبه خود به میخی معروف شده‌است که بر زمینه‌هایی از گل نرم (لس) می‌نگاشتند. برای این منظور نیز کاتبانی تربیت شده بودند که پس از نگاشتن گل نرم را می‌پختند تا سخت شود.سومریان برای محافظت این گل نوشته‌ها آن‌ها را در معابد قرار می‌دادند.

این لوح‌ها که تا حال نگاشته‌های خویش را حفظ کرده‌اند قدیمی‌ترین ادبیات مکتوب شناخته شده در جهان را به انسان‌های امروزین معرفی ساخته‌است. سومریان از نیمه هزاره چهارم قبل از میلاد تا حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد که توسط ایلامی‌ها منقرض شدند حدود ۲۵ قرن در میان دو رود با کشمکش فراوان زمام امور را در دست داشتند. و در طول محور این حکومت آنان بود که کاتبان مجال یافتند بسیاری از موضوعات آن روزگاران را بنگارند . درواقع آنان اولین کسانی هستند که دستاوردهای خویش را برای برای نسل‌های آینده نگاریده و محفوظ نگاشتند.

منبع : ويكي پديا

قفسه هاي كتابخانه الواح سومري كشف شده در سيپار عراق

https://i2.wp.com/www.earthhistory.org.uk/wp-content/Gilgameshtablet.jpg

لوح باستاني داستان گيل گمش

https://i2.wp.com/www.creativetribe.com.au/images/sumeriangenesis.jpg

لوح داستان پيدايش

لوح سومری
كتيبه اي شامل نسخه پزشكي

الواح سومري در موزه اي در تركيه

Image

Image
مجسمه هاي 5000 سال قبل از ميلاد

نقشه ستارگان سومريان

آسمان نينوا 3300 سال قبل از ميلاد

 

جدول :دوره پیش از طوفان نوح متن به رنگ سیاه = کتاب Jasher متن با رنگ قرمز = لیست پادشاه سومر
بازگشت نیبيرو نظریه Immanuel Velikovsky: نظریه سیچن سرگذشت و رویداد
200 میلیون سال قبل ماه نیبيرو (Nibiru) با تیامات (Tiamat : سیاره ای 2تا 3 برابر اندازه زمین) برخورد کرده و تیامات به دو قسمت گسیخته میشود ، این برخورد موجب انقراض انبوه موجودات زنده موجود بر روی تیامات می گردد . زمین از یک نیمه تیامات شکل می گیرد و قطعات نیمه دیگر، کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری را شکل میدهند . نيبيرو اسیر جاذبه خورشید شده و در مداری 3،600 ساله شروع به گردش به دور خورشید میکند.

Figure 6

150 میلیون سال قبل زمین دوباره سرد می شود ،با تشکیل پوسته خارجی سرد به جهت فشار حاصل از وجود هسته حرارتی در مرکز ، این دو قسمت از هم دور شده و قاره ها  شکل می گیرند.
50میلیون سال قبل پستانداران بزرگ دریایی و پستانداران کوچک خشکی ، شکل زندگی بر روی زمین است.
5 میلیون سال قبل بسیاری از انواع حیواناتی که امروزه شناخته شده هستند. در این تاریخ بر روی زمین وجود داشته اند از جمله انسانهای هابیلی ( Homo Habilis ) .
433,578 BC 433,600 BC 445,000 BC خدایان ( آنو((Anu  وانکی Enki)) )  برای کشف زمین وارد شده و بر سطح زمین پا می گذارند.

45 شار 433,578 – 271,578 BC Alorus در بهشت برای 162.000 سال پادشاهی می کند.
410,000 BC 400,000 BC پایگاه فضایی سیپار(Sippar)، مرکز کنترل ماموریت نیپور  (Nippur)، و مرکز متالورژی شورو پاک(Shuruppak)  ساخته شد.
Nippur, Babylonia
398,000 BC 416,000 BC بیشتر Anunnaki، Ninmah و Enlil  بر روی زمین آمدند.

http://freepages.religions.rootsweb.ancestry.com/~luijkenaar/chaos/img/enlil.jpg

350,000 BC 300,000 BC شورش Annunaki علیه خدایان قدیمی تر، جنگ بین خدایان.
340,000 BC 300,000 BC تولید اول: ایجاد نژاد برده لو.لو (LU.LU)  توسط Enki  و عمه اش Ninmah   (Ki) . دستکاری ژنتیکی بین انسان هابیلی (Habilis Homo ) و خدایان.
275,000 BC تولید دوم: ایجاد انسان ، برده غولپیکر توسط Enki و Ninhursag   (حملات Enlil به آدم و حوا در بهشت (Edin) ) .  یک دستکاری ژنتیکی بین نژاد برده LU.LU  و خدایان.
272,000 BC اخراج انسان (آدم و حوا)  از بهشت (Edin)  توسط Enlil  ، بیشتر برده های نژاد LU.LU در بهشت (Edin) باقی می مانند.
18 Sars 271,578 – 206,778 BC پادشاهان  Alulim  و Alaljar  برای 64،800 سال در Eridug حکومت می کنند  .

https://i2.wp.com/archaeologyconspiracies.com/wp-content/uploads/weld-blundell-prism.jpg

271,000 BC آدم و حوا که توسط Enki  خلق شده اند قادر به تولید فرزند میشوند ، Enki اشکال مختلف زندگی در خارج از بهشت (Edin) را به آدم آموزش می دهد. قابیل و هابیل به دنیا آمدند.

EnkiMountainSeal

270,000 -100,000 BC قابیل توسط Enlil  پس از قتل هابیل محافظت می شود. قابیل به سرزمینی دیگر فرستاده میشود.

با گذر زمان اززمان شیث تا نوح ، فرزندان خدا ،  Enlil را به نام پروردگار یکتا می نامند.

260,000 BC سومین تولید : ایجاد نژاد هومو ارکتوس  (Homo Erectus) (لوسی؟)) توسط  Enki و همسرش Ninhursag. یک اختلاط ژنتیکی ژن از هومو ارکتوس (Homo Erectus) و خدایان (گونه دوم).
30 Sars 206,778 – 98,778 BC ) استقرار En-men-lu-ana, En-men-gal-ana  و پادشاهان Dumuzid  در Bad-Tibira برای 108.000 سال .
150,000 – 30,000 BC 100,000 BC Anunnaki و Igigi (Nephilim در کتاب مقدس)، رشد  آزار و رنجش  Enlil ، ازدواج پسران خدایان با دختران انسان. آنها دورگه هائی زائیدند نیم از خدایان و نیمی از شیاطین  . Enlil  پسران خدا را تنبیه و مجازات نمود اما بسیاری از آنها به قاره های دیگر متواری شدند.

روزگار غولها و شیاطین ، شروع الگو  تضعیف و پسرفت در روند پیوند و ائتلاف  بین خدایان و انسان.

هومو ارکتوس (Homo Erectus ) (خلقت سوم) سرگردانی و بلاتکلیفی زمین و «به روز شدن و شروع مجدد » توسط Enki و Ninhursag با خلقت نژاد Neanderthaler و  Magnon humanoids- Cro که قادر به بچه دار شدن و تولید مثل بودند.

Enlil خشمگین از عملکرد Enki و در سدد توطئه مرگ انسان است.

8 Sars 98,778 – 69,978 BC برای 28،800 سال  En – sipad – zi   در Larag پادشاهی می کنند
70,000 BC نوح با پوستی سفید به عنوان یک نتیجه از دستکاری ژنتیکی توسط Enki  به دنیا آمد.
5 Sars and 5 Ners 69,978 – 48,978 BC برای21،000 سال En-men-dur-ana  در Zimbir پادشاهی می کنند
50,000 BC Enki مسبب بوجود آوردن سام ، چم و یافی (فرزندان نوح ) با استفاده ازبذر و تخمه نوح و بکار گیری سه نژاد متفاوت از زنان (احتمالا Cro – Magnon  وNeanderthaler ) شد.  انسانهای پیشرفته (Homo Sapiens)  انسان علمی ایجاد می شود.
5 Sars and 1 Ner 48,978 – 30,378 BC 49,000 – 11,000 BC? تلاش  Enki  و Ninhursag  در بالا بردن مقام انسان از نسب Anunnaki  به حکومت در Shuruppak.

پادشاهی Ubara -Tutu  در (Shuruppak) Currupag  برای 18،600 سال.

49,6111 B تقویم مایان شروع می شود.
49,214 BC تقویم مصر شروع می شود.
30,500 BC


گذشت Nibiru  در مجاورت زمین موجب موج جزر و مدی عظیم می گردد ، Enlil ، آنوناکی را مجبور به دادن سوگند وعهد درپنهان نگه داشتن  فاجعه قریب الوقوع  به عنوان یک راز از انسان می کند .

Enki  عهد و سوگند میان خدایان را با راهنمائی و تعلیم  ساختن یک کشتی به نوح می شکند.

30,378 BC 11,000 BC بازگشت Nibiru . کینگو (Kingu)  یکی از قمرهای  Nibiru  توسط جاذبه زمین به طور دائم به عنوان ماه به اسارت زمین در می اید.
وقوع سیل.

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  منتظر  عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب. قسمت دوم روزهاي بعد در وبلاگ منتشر مي شود.

تمدن سومر

سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال خلیج فارس بودند. ایشان از جمله در شهر باستانی بابل سکنی داشتند و تمدنی پرمایه را پی‌ریزی نمودند.

شهرهای سومر/شومر عبارت بود از «اور»، «اوروک »، یا «ارخ »، «نیب پور»، «لارسا». در سفر پیدایش این ناحیه را سرزمین «شنعار» نامیده اند.حکومت آن در حدود ۳۰۰۰ ق .م . تشکیل گردید و در هزاره ٔ دوم (۲۱۱۵ ق .م .) منقرض شد و قلمرو آنان ضمیمه ٔ آشور و بابل گردید.[۱]
سومری‌ها قومی بودند که خود شاخه‌ای جدا از نظر نژادی و زبانی تشکیل می‌دادند و با هیچ‌یک از اقوام امروزی خویشاوندی ندارند. زبان آن‌ها نیز تک‌خانواده است.

تاریخ ورود سومریان به این سرزمین دقیقا معلوم نیست، ولی بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی سومریان حدودا ۴۵۰۰سال پ.م نخستین تمدن درخشان بشری را پایه گذاری کردند و دولت شهرهای باشکوهی چون اور، اوروک، نیپور، کیش، لاگاش، اریدو و غیره بنا نهادند، لازمه ایجاد چنین تمدنی اینست که سومریان حداقل ۵۰۰ سال قبل از بوجود آوردن دولت شهرها، در منطقه حضورداشته باشند یعنی می‌توان گفت سومریان ۴۵۰۰-۵۰۰۰ سال پ.م در منطقه میانرودان بوده‌اند.این باور که چرا سومریان را نخستین قوم شکل یافته می‌خوانند چند علت دارد.ابتدایی‌ترین و برترین آثار کشاورزی که نشانه زندگی اجتماعی آنان است، ابزار سازی ودانش استفاده از فلزات، خط و نوشته که مهم‌ترین اختراع بشری است(خط سومریان میخی بوده و حدود ۴۵۰۰_۵۰۰۰ سال قدمت دارد.)و وجود شهرهای مستقل.

Uruk: Ubaid II Period Temple Bricks (The Oriental Institute of Chicago)

درباره خاستگاه سومریان پیش از آمدن ایشان به میانرودان هیچ سند و گواه و راهنمای تاریخی وجود ندارد اکثر دانشمندان خاستگاه ایشان را از فلات ایران و از دامنه‌های زاگرس دانسته‌اند.

زبان سومری یک زبان پیوندی است.زبانشناسان زبان سومری را جزء زبان‌های تک خانواده (منفرد) یعنی بدون خویشاوندی در میان زبان‌های امروزی دسته بندی کرده‌اند.

دانشنامه بریتانیکا می‌نویسد: «زبان سومری، زبانی منفرد و کهن‌ترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ پ.م در جنوب میانرودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافته‌است. در حدود ۲۰۰۰ پ.م، زبان سومری به عنوان زبانی محاوره‌ای، با زبان سامی اکدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدن‌های دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت».

پرونده:Sumerian MS2272 2400BC.jpg

لوحه سومری دربرگیرنده نام‌های خدایان سومری به خط میخی حدود سده ۲۴ پیش از میلاد.

باستان‌شناسان براین باورند که سومریان دارای دین پگانی بوده‌اند. مردمان آن اعصار مانند ایلامیان، هورییان، کاسی‌ها، اورارتوها و… همه چندخدایی بوده اند. ذکر این نکته لازم است که پگانیسم سومریان با نوع پگانیسم اکدیان وآشوریان فرق اساسی داشته‌است.

علاوه بر خدایگان مجزایی که مختص هر شهر سومری بوده‌است سه رب‌النوع مشترک نیزداشته‌اند:

۱- آنو – فرمانروای آسمانها

۲- بئل – خدای زمین

۳- اِآ – خدای دره عمیق

خدایان مذکور الهه روح‌های پاک ونجیب بودند وسومریان برای در امان ماندن از ارواح خبیث، دعفریت و دیو قربانی نموده و نذرونیاز می‌کردند. به بیان دیگر ایشان به مثابه تعلیمات پسین دین زرتشت به دو نیروی خیر وشر اعتقاد داشتند، آنها به روح و غلبه نهایی خیر بر شر اعتقاد داشته و برای در امان ماندن از شر، قربانی می‌کردند. بعضی از خدایان دارای همسر بودند و بسیاری از رب النوع‌ها نیز دارای پدری از جنس خدا بودند.

از نظر سومریان، خداوندان نیز چون انسان دارای غضب، شهوت، سنگ دلی، عشق، نفرت و سایر صفات بودند و مانند روحانیان زرتشتی خادمان دینی سومری نیز ارج و قرب فراوانی در توده‌های مردم داشتند.

ملوک سومرپیشوای دین هم بودند و خود را قائم مقام و کاهن اعظم خداوند شهر خویش میخواندند و بیشتر دارائی خود را صرف ساختن معابد وی میکردند و تا میتوانستند عبادتگاه را بزرگ و زیبا میساختند.[۹]

سومریان اعتقاد داشتند که خدایان نیز چون شاهان زندگی توام با رفاه و آسایش دارند به این دلیل عبادتگاهایشان را مزین به اشیای قیمتی و جواهرات و وسایل زینتی می‌کردند که شباهتی تام با آتشکده‌های زرتشتی داشته‌است.

سومریان معتقد به سرزمینی پاک و مقدس به نام دیلمون (Dilmun) بودند که مظهر روشنایی و پاکی و سلامتی بود. باغ مقدس که خدایان در آن زندگی می‌کردند. آنچه برای زنده ماندن این باغ لازم بود آب تازه بود که اوتو (Utu) خدای خورشید باید از زمین به آن باغ مقدس بیاورد.[۱۰]

آنان بزرگِ شهر را “پاتئسی” می‌نامیدند و اعتقاد داشتند که او به نیابت از خدایان به رتق وفتق امور شهر می‌پردازد.

از میان همه هنرها، شاید عالی‌ترین دستاورد سومریان ادبیات بوده باشد. پژوهشگران ادبیات سومری را به هشت مقوله تقسیم کرده اند: اساطیر، داستان‌های حماسی، سروده ها، مرثیه ها، اسناد تاریخی، رسالات، احکام (دستورات اخلاقی) و ضرب المثل ها. نوشته‌های سومری در سراسر خاور نزدیک باستان ترجمه و نسخه برداری شدند و بر نوشته‌های عبری و یونانی تاثیر نهادند. از میان اساطیر متعدد سومری، سه اسطوره به داستان‌های عهد عتیق شباهت دارند. یکی از این اسطوره‌ها داستان آدمیانی را می‌گوید که از گل آفریده شده بودند و در سرزمینی پر بار موسوم به دیلمون می زیسته اند که در آن نه بیماری بود و نه مرگ، ولی از آب شیرین هم خبری نبود. انکی فرمان می‌دهد آب شیرین را از زمین، چونان نهری که از باغ بهشت جاری است بیاورند. بدین سان دیلمون باغی ملکوتی می‌شود. این اسطوره از زنی می‌گوید که به انکی گیاهانی پیشکش می‌کند که نفرین برایش می‌آورند و سبب درد دنده اش می‌شوند. آن گاه یک «بانوی دنده» برای درمان آن خلق می‌شود. دو داستان دیگر طوفان نوح و صبر ایوب هستند.

https://i2.wp.com/www.noahs-ark.tv/noahs-ark-flood-creation-stories-myths-eridu-genesis-sumerian-cuneiform-zi-ud-sura-2150bc.jpg

كتبيه داستان طوفان زيسودرا(نوح)

*****************************************************************

مطالبي جامع درباره سومريان كه اني كاظمي عزيز در سايت تخصصي تاريخ كه منبع گرانبهايي است درج كرده اند در ذيل مي آيد .     http://tarikhema.ir

سومر از ایالت های کیش – – اوروک – اور- لاگاش – اکشک – انلیل – نانار- نینورتا – آنو – سپیار- – اکشک – لارک – نپیور – ادب – شوروپک – اوم – بدتیبیره – لارسا – اورو – اریدو است تشکیل شده است .

بسیاری از مردم سومر را منشا تمدن بشر می دانند ولی این موضوع به صراحت رد می شود اما دراینکه آنان خدمت بسیاری به بشر کرده اند و از قدیمی ترن های تمدن هستند شکی نبست، برای مثال کافی است بگویم که از اواسط قرن نوزدهم به بعد حدود نیم میلیون لوح با کتیبه پیدا شد که فقط ۵۰۰۰۰ از نیوا پیدا شد و این لوحها فقط مربوط به سومر است و این در حالی است که آشور – کلده – بابل و سام دارای هزاران هزار کتیبه و لوح کلی می باشند و بازهم این در حالی است که کل کتیبه های ایران و مصر شاید به ۱۰۰۰۰ نرسد.

تا سده های اخیر اطلاعات موجود راجع اعصار اولیه و نخستین فرهنگ ها و تمدنها در بین النهرین ، منحصر به روایات عتیق و قصص قدیمی می شد و هنوز کسی از نام سومر نشنیده بود و از وجود قومی چنین هیچ اطلاعی در دست نبود ؛ قدمت فرهنگ و تمدن آنان به حدی است که حتی یونانیان و کلیمیان نیز از آن بی اطلاع بودند هرودوت پر گو و نادان نیز بی اطلاع بود واینجاست که زمان به صفر می رسد در حالی که ما از دولت هخامنشی ومصر باستان چیزی نمیداستیم– آنان نیز از سومریان خبر نداشتند . وفقط تنها بروسوس . مورخ بابلی 250 سال پ. م در کتاب خود افسانه ای را عنوان کرده که شاید اشاره ای به این قوم باشد . وی می گوید که انسانهای غول آسایی به رهبری « اوآنس » نامی از خلیج فارس بر آمدند و هنرهای کشاورزی و فلز کاری و نوشتن را با خود به ارمغان آورد و سپس اضافه می کند آنها آنچه برای رفاه و بهبود زندگی آدمی ضرورت داشت به انسان سپردند و از آن زمان تا به حال اختراع تازه ای به ظهور نرسیده است .


نخستین بار در قرن هفدهم بود که غربیها به تمدن باستانی مشرق زمین و بین النهرین علاقه مند شدند یعنی هنگامی که پپترودلاواله  – شرح جذابی از مسافرت خود و آنچه دیده و یافته بود ارائه کرد و خشت های بابل و اور را که حروفی ناشناخته بر آن حک شده بود به معرفی تماشا گذاشت و محافل علمی و فرهنگی و دربارها متوجه اهمیت جست و جو در مشرق زمین و بین النهرین شدند و سفرهای تحقیقی مختلفی آغاز شد . اما در آن زمان این سفرها و تحقیقات منحصر به مشاهده و بازدید از آثار و بقایایی بود که در سطح خاک قرار داشتند یا ویرانه هایی که در دسترس قرار می گرفتند و کسی به فکر حفر تپه ها و تلهای بر جای مانده نبود . تا اینکه در 1843 برای نخستین بار، پل امیل بوتا ، کنسول فرانسه در موصول که ایتالیایی تبار بود نخستین کاوش را در خرساباد شروع کرد و شهر آشور را کشف کرد و دوران جدید آغاز شد و حدودا در همان زمان 1845 یک انگلیسی به نام «سر هنری لایارد» به اقتباس از بوتا در نمرود ونینوا به حفاری پرداخت . به موازات این اقدامات ، تحقیقات زبان شناسی و خط شناسی بر روی کتیبه سه زبانه تخت جمشید ( پارسه) که از آغاز قرن نوزدهم شروع شده بود ادامه داشت . دو زبان اول که فارس باستان و عیلامی بوده خوانده شده بود . وزبان سوم نیز در نیمه قرن نوزدهم رمز گشایی شد و مشخص شد که سومین زبان سامی که امروزه به آکادی شهرت شهرت دارد و راه برای شناخت دورانهای باستانی بین النهرین هموار شد . بوتا و لایارد ، علاوه بر تعداد زیادی مجسمه های سنگی که به اندازه طبیعی ساخته شده بود ، قطعاتی از نقوش بر جسته در اندازه های مختلف و بسیاری اشیای ارزنده و نفیس دیگر که از کاخ ها و معابد و محل های باستان بین النهرین بدست آورده بودند با خود به اروپا بردند و موزه هایی چون لوور را مزین کردند و گزارش های مفصل و شگفت انگیزی از کارها خود را نیز به ارمغان آوردند که یکی از آنها کتابخانه آشو بنی پال (669-627 ق. م) آخرین امپراطور با قدرت آشور بود که از شهر باستانی نینوا بدست آمد و شامل نوشته های مذهبی ، ادبی و علمی و به خط بابلی و آشوری بود در بین این نوشته ها لوحه های دیگری بدست آمد  که به خط و زبان دیگری بودند که بعد ها معلوم شد سومری هستند و زبان و خط سومری 1500 سال قبل از آشور مورد استفاده قرار می گرفت و قبل از زبان آکادی است

در فاصله سالهای 1835 تا1844 « راولینسون » نوشته های سه زبانی داریوش کبیر را در ارتفاعات بیستون در غرب ایران را خواند وترجمه کرد این کتیبه که به سه زبان فارسی کهن ، بابلی و عیلامی گل سر سبد آشور شناسی نامیده می شود ، در همین دوره «هینکس» خاور شناس ایرلندی که در کشف و شناسایی سیستم حروف صدادار خطوط میخی به راولیسون کمک می کرد ، دریافت که خط میخی به کار رفته در زبانهای سامی خاور نزدیک ، از قومی کهن تر به رعایت گرفته شده که زبا آنها غیر سامی بوده و این همان قوم متمدن سومر است و اما نام سومر را ژول اوپرت خاور شناس آلمانی مقیم فرانسه و همکار دیگر آن دو به آن قوم داد . وی اولین کتاب درباره سومری ها را به سال 1881 تحت عنوان مطالعاتی سومری به زبان فرانسه انتشار داد ونام راولینسون ، ادوارد هینکس و ژول اوپرت به عنوان قدیسین سه گانه مطالعات میخی مشهور شد

 

در ادامه کشفیات در سال 1854 دو نفر باستان شناس انگلیسی محل سه شهر سومری اور ، اریدو ، اوروک را پیدا کردند و در اولین کاوشها که سرپرستی آن را ارنست دوسارزاک به عهده داشت اشیای نفیسی مانند مجسمه گودآ و دو مهر استوانه با خط نوشته سومری بود .

گودآ:فرمانروای شهر تلو یا همان گیر سو است که در حدود 2143 تا 2124ق. م  بوده است .

در اواخر قرن نوزدهم آثار بیشتری از تمدن سومری بدست آمد و از جمله آنها ، فرانسوی ها خرابه های شهر لاگاش را پیدا کردند که الواح بسیاری داشت و همچنین در سال 1889 غنی ترین کتابخانه از اسناد خط و زبان توسط باستان شناسان آمریکایی از شهر مذهبی بدست آمد که بیش از پنجاه هزار لوح یا کتیبه با نوشته بود و کم کم تمدنی که می تواند به اندازه مصر و یونان گنجینه داشته باشد البته یونان بی تمدن ترین کشورها در میان کشودهای خاورمیانه ، هند و چین والبته اکثر این محققان و خاور شناسان هدفی جزء تزیین موزه ها ی خودشان و کشورشان نداشتند بهمین علت آثار غیر زیبار را غیر مهم  نمی پنداشتند و به همین علت بسیاری را ازبین بردند و تعدا کمی را حفظ کردند تا موقعی که آلمانی های بافرهنگ وارد عراق شدند در اوایل قرن بیستم « روبرت کولدوی » در بابان و والتره آندره در آشور تکنیک های جدیدی پیش گرفتند که خیلی موثر بود در فاصله بیست ساله بین دو جنگ جهانی که شاید درخشانترین و پر ثمرترین ادوار تاریخ باستان شناسی بین النهرین بنامیم . در این دوره لئونارد وولی حفاری شهر باستانی اور را به عهده گرفت شهری که در تورات به عنوان زادگاه ابراهیم نبی نام برده شده است . سر کئنارد ولی موفق به کشف قبرستان سلاطین سلسله اول (2450 ق م) شد . همچنین هیاتی از دانشگاه شرق شیکاگو و با همکاری هنری فرانکفورت در منطقه ماری در کنار رودخانه دجله فرات در سوریه مدارک زیادی از سلسله اول به دست آورد و قصر باشکوه مربوط به قرن 18 ق .م در بایگانی و اسناد و مدارکی متعلق به زمان حمورابی را کشف کرد .همچنین ستون لوید و حله باقر و فؤاد صفر در مجموع سه محل بکر را برای موزه عراق حفاری کردند. اریدو یکی از قدیمی ترین شهرهای مقدس بین النهرین ؛ حرمل یک تپه بی اهمیت که به نحو غیر منتظره ای سر شار از کتیبه بود و هاترا ، پایتخت شگفت انگیز یک کشور پادشاهی عربی قبل از اسلام بدین ترتیب رنل و اتلال ودمن و تپه های بزرگ و کوچک یکی پس از دیگری گشوده شدند و اسرارشان عرضه گردید و تکه های اصلی بین النهرین کشف گردید و این چنین بود شناخت بین النهرین که در نتیجه آن تمدن بابل – آشور و اکد و سومریان بزرگ و بافرهنگ آشکار شد بین النهرین که طی این حوادث قدیمی ترین تمدن را دارا گشت البته تا سال 2007 با وجود این امروزه بوهایی از جیرفت به مشام می رسد که دارای تمدنی 4500 سال قبل از میلاد می باشد یعنی با سومر حداقل  حداقل هزار سال سال تفاوت دارد ولی افسوس که فقط یک شهر است و آثار آن توسط مردم  منطقه به سرعت نابود و قاچاق شد ولی بازهم هرگز به درجه سومر نخواهد رسید ونیم میلیون لوح نشانه ی بی رقیب بودن در دنیا را دارد.

به نظر من ، سومریان از جیرفت به بین النهرین رفتند چرا که ناگهان خانه های جیرفت خالی از سکنه شده و سالهای بعد سومر ظهور کرد

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

 

عکس پیکره گلی زنانه بدون سر از دوره عبید سومر – سومر در عراق امروزی واقع است sumer old history

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

ساز بربط از اور ، بازسازی شده در موزه عراق باستان

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

قطعات مرصع ار جنس صدف از ماری راهبها

برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

اسیر جنگی از جنس صدف از ماری ،مربوط به تمدن سومر باستان ، ارتفاع 11 سانتی متر ، موزه لوور ، پاریس

نمونه اي از الواح سومري كشف شده براي مطالعه

Sumerian history

MS 2426Sumer, ca. 2385 BC
MS 4556 Sumer, ca. 2217-2193 BC
MS 2814 Sumer, 2100-1800 BC
MS 2855 Babylonia, 2000-1800 BC
MS 2110/1 Babylonia 1900-1700 BC
MS 5103 Babylonia 1900-1700 BC

ms2426

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

https://i1.wp.com/www.earth-history.com/_images/ms4556.jpg

https://i2.wp.com/www.earth-history.com/_images/ms2814.jpg

سومریان نیز مانند ما ایرانیان و دیگر ملل از عصر طلایی «ارید» در تاریخ خود یاد کرده اند که در آن نیاکان مقدس و قهرمانان الهی و اولیای مذهبی حکومت داشته اند . بزرگانی که با خدایان محشور بوده اند . بزرگانی چون گلیگمش . نخستین آنها آدَپ است که به تعبیر دیگر همان نخستین پیامبر در قرآن بزرگ (حضرت آدم) کیومرث در ایران به معنی کی : زنده و مرث : مرگ یعنی زنده و مرگ و یا مرگ و زندگی است . آدَپ نخستین فرزند خدای بزرگش «اِ آ» است و شهریار شهر ارید ،کهن ترین شهر سومری و بابلی است که «اِ آ» او را به مانند یک انسان خلق کرده و به او دانایی عطاکرده است ؛ اما خدایان حیاط ابدی را از وی دریغ داشته اند اما اینکه جانشین آدَپ چه کسی بوده است و تاریخ حکومت اولیا و انبیا د راساطیر بین النهرین چگونه ادامه می یابد روشن نیست .

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/02/9.jpg?w=300
در میان اسنادی که در دست داریم لوح های فهرستی هست که اسامی پادشاهان سومر را از آغاز تا پایان قرن ۱۸ ق م نام می برد. این همان فهرست مشهور اسامی حکام سومر است که از حدود یازده کتیبه مختلف جمع آوری و در سال ۱۹۳۹ به وسیله پروفسور یاکوبسن منتشر شده است ارزش این سند بنظر من( enik) بسیار زیاد است . زیرا که نه تنها کهن ترین سنتهای سومری را شرح می دهد بلکه یک چارچوب زمان بندی شده ی بسیار عالی از آن زمان در اختیار ما می گذارد که می توان بسیاری از افسانه های عصر قهرمانی سومر را در آن جای داد . مانند : آفرینش انسان – افسانه مرگ – افسانه طوفان و اسطوره جاودانگی و… وهمچنین بوسیله ی سندی که یکی از روحانیون قرن ۲ ق.م تنظیم کرده این پادشاهان به دو دوره تقسیم می شوند : پادشاهان قبل از طوفان و پادشاهان بعد از طوفان به موجب این دو مدرک قبل از طوفان هشت پادشاه بر بین النهرین حکومت کردند .

http://theophyle.files.wordpress.com/2009/03/sumer-bw-big.jpg?w=450&h=377
بر این اساس فهرست اسامی پادشاهان سومر ابتدا در شهر ارید و از آسمان به زمین واردشده (به یاد داشته باشیم قدیمی ترین آثارسومری در ارید یافت شده است ) اسامی و مدت سلطنت پادشاهان در زیر آمده است :
• پادشاهان اول و دوم در ارید و به مدت ۶۴۸۰۰۰ سال
• پادشاهان سوم و چهارم و پنجم (یکی از آن ها همان دموزی نیمه خدا بود ) به مدت ۱۰۸۰۰۰ سال در بد- تیبیره
• پادشاه ششم در لارک ۲۲۸۰۰
• پادشاه هفتم در سیپار به مدت ۲۱۰۰۰
• پادشاه هشتم که در شوروپک به مدت ۱۸۶۰۰
واما پس از طوفان به موجب این فهرست ، یک بار دیگر سلطنت در کیش که بقایای آن در حال حاضر مجموعه وسیعی در حدود ۱۵ کیلومتری شرق بابل است آغاز شده ، سلسله نخستین پادشاه کیش بر بیست و سه نفر که هر یک به طور متوسط هزار سال که نام ۲۲ نفر خوانا است که ۱۲ نفر از آنها نام سامی دارند مانند (گلبوم= سگ) (کلومو= بره) (زدکاکیب= عقرب) و شش نفرشان نام سومری دارند و ریشه اسامی چهار نفر دیگر مشخص نیست که به احتمال اختلاف نژادی بین سومریان و سامیان باشد . همچنین دکتر رو دارد : شاید برخی از این شاهان واقعیت داشته باشند اما آخرین پادشاه سلسله اول که همان اک در مقابل پادشاه اوروک که همان گیلگمش بوده شکست می خورد و مجبور به پرداخت مالیات به اوروک بوده است گیلگمش پنجمین شاه اوروک بوده ، اوروک نیز شخصیت های مشهوری مانند : مسکیا کستر – انم کر لوگال بند و … دارد.
اما راجع به انم کر ، حماسه منظومی در دست است که بر لوحه موجود در موزه شرق استانبول حک شده است : خلاصه داستان را می گویم enik : انم کر فرمانروای اوروک طی مکاتباتی ، فرمانروای «آرتا» را تهدید می کند که برای تزئین معبد «ایینَّ» سنگهای قیمتی ارسال دارد اِتا بلاخره پس از چند دوره فرازو نشیب قبول می کند آاِتا نسبت به اوروک در آن سوی هفت سلسله کوه قرار داشته و ظاهرا از حیث معادن غنی بوده .
بنظر می آید این سرزمین در محدوده قطعی ایران قرار داشته باشد . ادامه ماجرا چنین است از زبان کتیبه .
۱) چون انم کر فرزند اتو – خدای خورشید
۲) از خواهرش ایننَّ ، ملکه نیکو کاری
۳) از ایننَّ مقدس چنین خواست:
۴) بگذار مردم ارتا استادانه سیم و زر فراهم کنند
۵) بگذار سنگئ لاجورد بیاورند
۶) برای اوروک شهر مقدس …
۷) بگذار ارتا به اوروک تسلیم گردد
بگذار مردن ارتا …
۹) سنگهایی از کوهستان فراهم آورند
۱۰) و معبد بزرگ و عظیم مرا بنا کنند …
۱۱) معبد آبزو را چون جبال مقدس بر پا دار
۱۲) اِریدو را چون کوهسار پاکیزه کن
۱۳) من در آن زمان که سرود های آسمانی آبزو را می سرایم
۱۴) هنگامی که در اوروک و کلاب نامگذاری می کنم …
۱۵) مردم با دیده حیرت و تحسین بنگرند
۱۶) … ارتا به اوروک تسلیم خواهد شد .

عكسهايي از تمدن اراتا(جيرفت) كه قدمتي بسيار بيشتر از سومريان دارد.

https://i2.wp.com/deathiniran.nielsonpi.com/images188/jiroft-cup2.gif

Jiroft-Civilization 063

https://i1.wp.com/ngm.typepad.com/photos/uncategorized/2008/08/11/konar.jpg

زيگورات باستاني كنار صندل

Jiroft script Central Nodite  Andite script 11,000 years old found near the Persian Heads. Note the triangle and circle symbol

اولين كتيبه نوشتاري بشر در جيرفت (قبل از تمدن سومريان)

مقايسه ابعاد زيگورات جيرفت و هرم خوفو

 

زيگورات هاي ايران

jiroft.jpg

آقای ویل دورانت معتقد است :” با تمام پژوهشهایی که شده ، نمی توان گفت که سومریان از چه نژادی هستند و از کدام راه به سرزمین سومر آمده اند. آثار نشان می دهد که مردم کوتاه بالا و تنومند بوده ، بینی بلند و راست و غیر سامی داشته اند. پیشانی کمی به عقب چشمان به طرف پایین متمایل بوده است و بیشتر آنان ریش می کذاشتند. “

آقای سجادیه در کتاب “نیاکان سومری ما” نظریات مختلف را به ترتیب زیر جمع بندی کرده است :

  1. خاستگاه نخستین قوم سومری محل بثت است ؛ اما امکان دارد که منطقه ای در بخش شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران باشد .
  2. اقوام سومری از منطقه مورد بحث از یک طرف تا دره سند و از سوی دیگر تا شمال عربستان منتشر شده است و آثاری از زبان و نژاد و تمدن خود باقی نهادند؛ که در هر صورت ، مناطق جنوبی خلیج فارس ، خوارزم و شوش هم به عنوان خاستگاه سومریان مطرح است .
  3. شباهتهای چشم گیری میان عقاید و اسامی مردم آراتا در غرب ایران و سومریان یافت شده است .
  4. سومریان از هر کجا آمده باشند ، با ساکنان قبلی قبلی بین النهرین و غرب ایران در آمیخته اند .
  5. نمی توان آغاز تمدن بشری را تنها به سومریان منسوب دانست ؛ اما آثار باقیمانده تمدنی از آن قوم به حدی است که میتوان آن را پایه گذار تمدن بشری دانست

و در ادامه آقای سجادیه به این نظر میرسد که “پیش از سومریان ، اقوام ایرانی با سومریان در منطقه سومر سکنی داشتند.بعد ها نیز اقوام ایرانی با سومریان درآمیخته اند. تاثیرات فرهنگ و هنر سومری در بلوچستان خوارزم، دره سند، کاشان و خوزستان دیده شده است و در طول زمان هزاران سال خصوصا در دوره هخامنشی به بعد ، فرزندان سومریان با ایرانیان در هم آمیخته اند.لذا اگر سومریان ، آریایی یا آریایی تبار نباشند ، به هر حال از نیاکان نژادی و فرهنگی ما محسوب میشوند . اگر ایرانیان پیش از سومر از تبار آریایی هم نباشند،در اصل موضوع فرقی حاصل نمیشود. اسکلتهای و نگاره های سومری شباهت بسیاری به ایرانیان دارند و قیافه ها ، زرد پوستیا سیاهپ.ست نیستند و با مردم سامیان تفاوتهایی دارند و به قیافه امروز خوزیان ، مردم فارس و کهکیلویه شباهت دارند. اندام ها کوتاه متمایل به بلند ، قوی، چشم ها باز ، صورت ها پر موو چهره ها سفید سیه است ! خلاصه کنیم ؛ همان مردم ایران هستند.”

برج بابل

دوستان عزیز در اين مطلب  در خصوص احتمالات موجود از  برج بابل آورده شده است.از دوستان مطلع در این زمینه درخواست می کنم چنانچه مطالب مشابه در سایتهاي ديگر مشاهده نموده اند نقل قول آنرا به منظور بالابردن سطح کیفی ارائه نمایند. البته اين مطلب خود از سطح كيفي بالايي برخوردار است و حاصل تحقيقات و ترجمه مستقيم نويسنده از منايع معتبر است.

و خدایان(الهه ها) در میان آدمیان تفرقه افکندند..!

برج بابل

.

===================================================

حادثه ای که در پای برج بابل رخ داد در کتب زیادی  نقل شده است مانند عهد عتیق و قرآن کریم, اما  باعث کنجکاوی نبوده است که چرا و به چه دلیل باید چنین اتفاقی بیفتد؟!  محققان و تاریخ شناسان بسیاری با استناد به این داستان ریشه همه زبانها را یکی می دانند ولی هرگز نپرسیده اند که اصلا

چرا خدا باید از بشر و اتحاد او بترسد و زبان او را مغشوش کند ؟

و از آن مهمتر چگونه و با چه وسیله ای زبان نوع بشر را تغییر داده است؟

آیا منظور از تغییر زبان آدمیان صرفا تغییر دستور زبان و معنی لغات آنها در عرض چند ثانیه است ؟

یا منظور ایجاد جدایی, تفرقه و نفرت در میان آدمیان برای جلوگیری از اتحاد و همبستگی آنهاست؟

آیا ساختن برج بلندی که به آسمان و مقر فرماندهی او برسد آنقدر خطرناک بوده که او نخواسته کوچکترین ریسکی بکند و بشر را به حال خود بگذارد تا به آسمانها دست پیدا کند؟

سوال دیگر اینکه آنچه را به نام برج بابل می شناسیم آیا واقعا برجی از خشت و گل بوده است یا وسیله ای برج مانند برای حمل نوع بشر به مسکن خدایان ؟

در این مقاله سعی کرده ام پاسخ این سوالات را از میان کتب ناخوانده پیدا کنم. باشد که این اطلاعات در راهنمایی و شناخت بهتر سیستمهای خدایی (الهی) و دنیوی ما را یاری کند. از آنجا که ترجمه های فارسی از نسخه سفر پیدایش کاملا دستکاری و تبدیل شده بودند از ترجمه مستقیم عبری به انگلیسی به فارسی استفاده شده است. علاقمندان باید هشیار باشند که ترجمه های جدید فارسی همگی دستکاری شده اند.

 

دروازه خدا کجا بود؟

نام » بابیل» از ریشه آکادی « باب- ایلو »  باب به معنی «دروازه» و ایل یا ال به معنی» خدا»  آمده است اما از آنجا که در عبری با لغت «بالبال» به معنی «مختلف» همصدا است در عبری بابل را به معنی » مغشوش کردن» نیز می خوانند.

برخی محققان معتقدند که داستان برج بابل صرفا یک افسانه و داستان برای جذاب کردن اشعار تورات بوده است و ریشه ای در حقیقت ندارد. آنان همچنین معتقدند که وجود یک زبان اولیه برای کل مردم (حداقل تا ده هزار قبل از میلاد) غیر ممکن بوده است.

هرودوت مورخ رومی در مورد ساختمان و دیوارهای شهر بابل توضیح می دهد و سپس می نویسد : «…بر فراز بلندترین برج ,معبد بزرگی جای دارد و داخل معبد تختی با ابعاد غیر عادی قرار دارد با تزئینات فراوان و یک میز طلایی در کنارش…«.

نام این برج » ژوپیتر بلوس » است که به احتمال زیاد اشاره به نام «بل» یا » بعل» خدای مردم  آکاد دارد که با تلفظ رومی توسط هرودوت نوشته شده است. بعل در بابل با نام » مردوک» نیز شناخته شده بوده ( البته به اشتباه چرا که بعل پدر مردوک بوده ولی از روی احترام و ترس فراوان برای مردوک نام بعل را به مردوک تغییر داده بودند) و مردوک در بابل صاحب برج و زیگورات عظیمی به نام اته مه نانکی  Etemenanki  بوده است که بر اثر زلزله های فراوان و رعد و برق آسیب می بیند و برخی محققان باور دارند که ویران شدن این زیگورات بعدها به صورت برج بابل در تاریخ نوشته شده است.

نبوکد نصر در ۵۷۰ قبل ازمیلاد تصمیم به بازسازی این زیگورات می گیرد و در توصیف ویرانه های آن می گوید : « پادشاهی از گذشتگان معبد { هفت نور زمین} را ساخت اما بالای آن را کامل نکرد. از دورانی نا معلوم مردم آن را رها کردند بدون آنکه قادر باشند لغات خود را بیان کنند. از آن زمان زلزله و رعد و برق آجرهای ترک خورده آن را جا به جا کرده بود آجرهای پی شکسته شده بود و کف تالار آن پر از پشته شده بود. مردوک خدای بزرگ به ذهن من آورد که این بنا را تعمیر کنم…».

تئوری جدیدتری معتقد است که برج بابل در واقع همان ویرانه های کنونی زیگورات اریدو بوده است که در جنوب اور در بابل قرار دارد چرا که نام اریدو در اصل » نون-کی»بوده است که بعدها به «بابل» تغییر داده شده است.

 

برج بابل از زبان عهد عتیق

 

یکی از مشهورترین آیات عهد عتیق اشاره به روزگاری دارد که آدمیان با یکدیگر در صلح و صفا بودند و همگی زبان یکدیگر را می فهمیدند.

«۱ و همه ء زمین به یک زبان سخن می گفتند و یک صدا بودند. ۲ وقتی که از مشرق سفر می کردند دره ای در سرزمین شنعار یافته و در آن مستقر شدند.

طبق  تورات ناگهان و بدون هیچ دلیل قانع کننده ای انسانها جمع می شوند و تصمیم می گیرند برجی بسازند تا توسط آن به آسمان برسند. تورات دلیل ساخت این برج را اتحاد و همبستگی نوع بشر ذکر می کند ولی در مورد دلایل دیگر سکوت می کند.

۳ و آنها به یکدیگر گفتند «بیایید آجر بسازیم و کاملا بپزیم». پس آجرها به عنوان سنگ  و گل رس برای ملات استفاده شدند.

۴  و آنها گفتند » بیایید برای خودمان شهری با برجی بلند بسازیم که سرش در آسمانها باشد. و بیایید برای خودمان نامی پیدا کنیم مبادا که بر پهنه زمین پراکنده شویم».

۵ و الوهیم پایین آمد تا شهر و برجی که پسران آدم ساخته بودند  ببیند.

۶ و الوهیم گفت » اوه! آنها یک ملت هستند و یک زبان دارند و برای همین توانسته اند از عهده این کار برآیند. حالا هر نقشه ای که دارند و هر چه را اراده کنند نمی توان متوقف کرد.

۷ ا( الوهیم گفتند) «بیایید با هم به پایین برویم و زبانشان را گیج کنیم تا کسی زبان دیگری را نفهمد».

۸ و الوهیم از آنجا آنها را بر سطح زمین پراکنده ساخت و آنها ساخت شهر را متوقف کردند.

۹ از این رو نام آنجا را » بابل» نهاد چون از آنجا بود که الوهیم زبان سرتاسر زمین را عوض کرد و آنها را در همه جای زمین پراکنده کرد..» { سفر پیدایش باب ۱۱ آیات ۱ تا ۹}

نکته بسیار مهم در ترجمه این است که اسامی خاص باید به حال خود گذارده شوند. مثلا اگر نام شخصیتی در یک کتاب فارسی » امیر « باشد مترجمی که آن را به انگلیسی بر می گرداند حق ندارد نام خاص را به انگلیسی ترجمه کند وبگوید Kingو یا در ترجمه فارسی از قرآن هر جا نام خدا آمده باید در اصل گفته شود اللهچرا که الله نام خاص است و ما حق نداریم معادل فارسی اش را در ترجمه بنویسیم چون در این صورت امانتداری در معنای اصلی نکرده ایم. در خصوص متن عبری تورات نیز مترجمان به دلایل زیادی از جمله سرپوش گذاری روی حقیقت هر جا نام » الوهیم» آمده آن را به » خدا » ترجمه کرده اند و سایر معانی عبری را نادیده گرفته اند! در حالیکه همه ما می دانیم که » الوهیم» در لغت معادل خدا نیست بلکه معادل » خدایان» است و اگر هم نباشد در ترجمه حق تبدیل اسامی خاص وجود ندارد. ولی این کاری است که مترجمان هدفدار و ناصادق می کنند و خواننده را نیز در نا آگاهی کامل باقی می گذارند.

در خصوص معنی و مفهوم » الوهیم» بحثهای زیادی بین مذهبیون و تاریخ شناسان وجود دارد. یهودیان افراطی اصرار می کنند که الوهیم یعنی همان » آدونای» و همان » یهوه» و به معنی خدای یکتاست. در حالیکه محققان بی طرف معتقدند » الوهیم» نامی جمع است و معانی متعددی برای آن پیشنهاد می کنند از جمله «قاضیان» » قضاوت کنندگان» «نگهبانان» «خدایان» و …

لازم به ذکر است که  در برخی آیات, الوهیم که صیغه جمع است با فعل جمع آورده شده مانند : » بیایید با هم به پایین برویم » اما در برخی جاها نیز با فعل مفرد آمده است مثال: «و الوهیم آدم را به صورت خود خلق کرد«.

که این خود جای بحث فراوان دارد و در تحمل این مقاله نیست. ما در اینجا روی معانی الوهیم تمرکز نمی کنیم چرا که الوهیم چه مفرد و چه جمع ,کاری مرتکب شده و آن تفرقه انداختن در زبان و افکار بشر بوده است و این حادثه گویا در مکانی در پایین برج بابل رخ داده است. چرا و چگونگی این کار الوهیم است که مد نظر ما در این مقاله است.

تناقض :

در سفر پیدایش باب ۱۰ به وضوح صحبت از قبایلی است که هر کدام به زبان خاص خود سخن می گویند و طبق تورات این زمان قبل از وقوع حادثه برج بابل است. پس چگونه  است که تورات در جای دیگر ادعا می کند که تا پیش از برج بابل همه زمین یک زبان مشترک داشته اند ؟ به این تناقض در انتهای مقاله خواهیم پرداخت.


Picture 1: The Tower of Babel (Mallet)

The Tower of Babel
Picture 2: The Tower of Babel (Doré)

The Tower of BabelPicture 3: The Tower of Babel

The Tower of Babel
Picture 4: The Little Tower of Babel (Brueghel)
از زبان قرآن

قرآن اختصاصا و علنا نامی از بابل و ماجرای اختلاط زبانها نمی آورد بلکه ترجیح می دهد در این باره سکوت کند. به جای آن واقعه ای مشابه را در مصر نقل می کند.

در قصص آیه ۳۸ چنین می گوید : «و فرعون باز با بزرگان گفت که من هیچکس را غیر خودم خدای شما نمی دانم. ای هامان! خشتی در آتش پخته و از آن برجی برای من بنا کن تا من از خدای موسی مطلع شوم هر چند او را دروغگو می پندارم«.

و در مومن آیات۳۶-۳۷ می فرماید: « و فرعون گفت ای هامان! برای من کاخی بلند بنا کن تا شاید به درهای آسمان راه یابم. تا راه به آسمانها یافته و بر خدای موسی آگاه شوم..»

البته الله در مورد ایجاد اختلاف بین نوع بشر اشاره ای کوچک می کند که می توان در آیات زیر مشاهده کرد اما ظاهرا ارتباطی با مصر ندارد.

نحل آیه ۹۳ : » و اگر الله می خواست همه شما را یک ملت قرار می داد ولی گمراه می کند هر که را بخواهد و هدایت می کند هر که را بخواهد..».

هود آیه ۱۱۸ : » و اگر مالک و ارباب تو می خواست مردم را یک ملت قرار می داد و لیکن اختلاف تمام نمی شود«.

شوری آیه ۷: » اگر خدا می خواست همه را یک ملت قرار می داد ولیکن هر که را بخواهد به رحمت خود داخل می کند».

شاید بهترین اشاره در یونس آیه ۱۹باشد : » مردم یک ملت بیش نبودند پس مختلف شدند و اگر سخن نخستین خدایت نبود البته بین آنها قضاوت می شد و اختلافشان خاتمه می یافت».

در این آیه خدا می فرماید که با دخالت خودش مردم را دچار اختلاف کرده و قصد هم ندارد که آنرا تمام کند. اما دیگر نمی گوید که مورد اختلاف چیست و چرا باعث اختلاف گشته است و چرا آن را تمام نمی کند. اگرچه شاید بعضی معتقد باشند که منظور از قسمت آخر آیه آن است که خداوند قیامت برپا می کرد تا به قضاوت بنشیند ولیکن رحمت از او پیشی گرفته و مانع برپایی قیامت در آن لحظه گشته است. در همین سخن و تفسیر هم باز اگر دقت شود ایراد ها و معانی متفاوت زیادی وجود دارد که نه تنها آیه را توضیح نمی دهد بلکه باعث سوال بیشتر می شود. ما فعلا با این سوالات جانبی کار نداریم و صرفا به حادثه ای می پردازیم که طی آن بین مردم اختلاف شده و الله نیز در قرآن آن را تایید می کند.

از زبان سایر متون دینی :

در تورات و قرآن صراحتا گفته نمی شود که خدا شخصا حاصل کار و تلاش بشر را نابود می کند تا از پیشرفت او جلوگیری کند اما متون دیگری مانند جوبیلیز ( تواریخ شفاهی) می گویند که خدا تندبادی برای ویران کردن برج بابل می فرستد. طبق کتاب کورنلیوس آلکساندر Cornelius Alexander بخش ۱۰ و کتاب آبیدنوس Abydenus بخش ۵ و ۶ برج بابل توسط تندباد از پا در آمد. طبق کتاب یاقوت الهماوی بخش یک صفحه ۴۴۸ و کتاب لسان العرب جلد ۱۳ صفحه ۷۲ نوع بشر توسط باد عظیمی به دشتهای سرزمینی که بعدها بابل نامیده شد آورده شدند و بعد از آنجا با باد به نقاط دیگر زمین ریخته شدند.

کتاب جوبیلیز : Jubilees

جوبیلیز که از ۲۰۰ سال قبل از میلاد تا ۹۰ میلادی نوشته شده است جزئیات کوچکی را اضافه می کند. { جوبیلیز باب ۱۰ آیات ۲۰ و ۲۱}

« و آنهاشروع به ساختن کردند و در هفته چهارم با آتش آجر پختند و آجرها را به جای سنگ استفاده کردند و ملاتی که آنها را به هم چسبانید از آسفالتی (قیر) بود که از ته دریا می آورند- و از چشمه های آبی که در سرزمین شنعار  است.

و آنها ساختند : چهل و سه روز آن را می ساختند- و پهنای آن ۲۰۳ آجر بود …و ارتفاع آن به پنج هزار و چهارصد و سی و سه ذراع و دو وجب رسید…»

کتاب میدارش Midarsh

میدارش از ادبیات ربانی(یهودی) است و چندین دلیل را برای ساخت برج و هدف سازندگانش نام می برد:

۱- این عمل در قوانین شریعت یهود شورش علیه خدا محسوب می شده است.

۲- سازندگان برج که نامشان در منابع یهودی « نسل موفق » بوده است گفتند :« الوهیم هیچ حقی ندارد که دنیای بالایی را برای خود برگزیند و دنیای زیرین را برای ما بگذارد- پس ما نیز برجی خواهیم ساخت با بتی بر فراز آن شمشیر در دست تا چنان به نظر آید که او قصد جنگ با خدا را دارد «.

۳- ساختن برج نه فقط به منظور مخالفت با خدا بود بلکه به ابراهیم نیز بود. چرا که ابراهیم آنجا بود و از شرکت در ساخت برج خودداری کرد. متون یهودی می نویسند که سازندگان برج سخنان زشت علیه الوهیم می زدند که از تورات حذف شده است و می گفتند هر ۱۶۵۶سال یکبار آسمان می لرزد و آب فراوانی بر زمین می ریزد پس آنها برج را می سازند تا آسمان را نگه دارد و نلرزد تا سیل و طوفان نوح دیگر تکرار نشود.

۴- برخی از آن نسل گناهکاران حتی می خواستند به جنگ خدا در آسمان بروند ( تلمود ). آنها به این عمل وحشیانه خود ترغیب میشدند وقتی که می دیند تیرهایی را که به آسمان می فرستند آغشته به خون به زمین باز میگردند. پس انسانها واقعا باور کردند که می توانند علیه ساکنین آسمانها اعلان جنگ کنند.

۵- بر اساس کتاب جوزفوس Josephus و میدارش این نمرود بود که همعصرانش را راضی به ساختن برج کرد در حایکه سایر منابع ربّانی می گویند نمرود از سازندگان جدا بود.

کتاب مکاشفات باروچ : Apocalypse of Baruch

نوشته شده بین ۱۰۰ و ۲۰۰ میلادی یکی دیگر از منابع تاریخی یهودیان است. در سومین مکاشفه که فقط به زبانهای یونانی و اسلوانی نوشته شده است باروچ ابتدا به مکانی برده می شود که » ارواح سازندگان برج  که سرکشی علیه خدا کرده بودند در آن قرار گرفته اند  و الوهیم ارواح آنها را تبعید کردند» .

و سپس به او جای دیگری را نشان می دهند که عده ای به شکل سگان در آمده اند:

» آنان که مشاوران ساخت برج بودند و به فرمانشان دسته هایی از مردان و زنان عقب و جلو می رفتند تا آجر بسازند – در میان ایشان زنی- که اجازه نداشت از کار دست بکشد حتی در ساعت زایمان و به دنیا آورد درحالیکه آجر می ساخت و فرزندش را در پیشبند خود حمل کرد همچنان که آجر می ساخت.

و الوهیم ظاهر شد بر آنان و زبان ایشان را بدل کرد زمانیکه برج را تا ارتفاع چهار صد و شصت و سه ذرع ساخته بودند. و آنان مته ای برداشته و خواستند که آسمان را سوراخ کنند و گفتند بیایید ببینیم که آسمان از گل است یا آهن یا برنج. وقتی خدا این را دید به آنها اجازه نداد و منحرفشان کرد با نابینایی و اختلاف سخنها و آنان را بازگرداند همچنان که می بینی». { مکاسفات باروچ باب ۳ آیات ۵ تا ۸}

کتاب مورمون

در آثار مورمونی نیز اطلاعاتی در خصوص برج بابل ثبت شده است از جمله در کتاب اثیر که داستان را مانند تورات نقل می کند. بر طبق کتاب فقط گروهی از مردم با نام جاردیان زبانشان عوض نشد و آنها در آمریکای شمالی ساکن شدند. اگرچه قومی با این نام در متون دیگر تایید نشده است.

توجه: آیات کتبی مانند مکاشفات باروچ و جوبیلیز و میدارش  به فارسی موجود نبوده و من برای استفاده در این مقاله صرفا بخشهایی از آنها را ترجمه کرده ام.

https://i0.wp.com/i125.photobucket.com/albums/p52/sirhemlock/GenUr-Nammu2044-2007.jpg

در متون سومریان :

سومر پیش از پادشاهی بابل ساخته شده بود. پس چگونه ممکن است داستان برج بابل در اسناد سومری نیز ذکر شده باشد؟

از آنجا که در اسطوره انمرکار و خدای آراتّا Enmerkar and The Lord of Aratta می خوانیم که دو خدای رقیب یعنی انلیل و انکی زبان نوع بشر را بر اثر مجادله های خود بر هم زدند و مغشوش نمودند.

زکریا سیچین در کتاب » سیاره دوازدهم» و » نبردهای خدایان با آدمیان » معتقد است که کلیه داستانهای تورات و سایر کتب دینی برداشته شده از حوادث اولیه تری هستند که در متون و اساطیر سومر ثبت شده بودند. بر همین اساس جریان برج بابل ارتباطی با بابل ندارد بلکه این نام بعدها به آن داده شده است.

زکریا سیچین بر این باور است که لغت «مو» MU که در متن سومری استفاده شده است به معنی برج نبوده بلکه به معنی » شئئ مخروطی با نوک بیضی » که « به سمت بالا می رود»  می باشد. با این حساب سیچین نتیجه می گیرد که اینجا برج کنترل یا پایگاهی برای پرتاب موشک بوده است. در متن آکادی به جای لغت «مو» به لغت » شم-مو» بر میخوریم که باز سیچین معتقد است Shem-Mu نیز به همان معنای سومری آمده است یعنی » آن شئئ که مو است».

تصویری از سکه ای قدیمی که ساختمان جایگاه پرتاب راکت یا سفینه را نشان می دهد.

بنابراین هدف سازندگان برج مشخص می شود. آنان در صدد ساخت»شمو» یا » راکتی» بودند که آدمیان را به آسمانها و جایی که خدایان در آن منزل دارند ببرد. سیچین همچنین می نویسد:

« آدمیان در آن زمان تکنولوژی مورد نیاز برای ساخت چنین پروژه هوا-فضایی را نداشته اند. بنابراین راهنمایی و همکاری یک خدای دانشمند در اینجا ضروری بوده است

سیچین می افزاید: «هم تورات و هم متون سومری بر یک چیز متفق القولند و آن این است که ماشینهای پرواز فقط  متعلق به خدایان هستند نه آدمیان…بر اساس همین متون انسان فقط  به اذن و اجازه خدایان است که می تواند به مکانهای آسمانی صعود کند…متون سومری صحبت از چندین انسان می کنند که افتخار صعود به آسمانها به ایشان داده شده. از جمله آداپا ( آدم) نمونه ای از انسان که توسط انکی خلق شده بود«.

به غیر از هنوخ و الیجاه و چند نفر معدود دیگر نفوذ سایر نژاد بشر به آسمانها هرگز مورد موافقت خدایان نبوده است.از این رو باید کار آنها متوقف می شد.

به عقیده سیچین زیگوراتها برجهای کنترل و جایگاه صعود و فرود سفینه های خدایان بوده اند. بر بالای یکی از همین زیگوراتها بود که بشر خواست خودش به جای خدایان سوار بر موشکی شود و به آسمانها دست یابد.

جک بارانگر  Jack Barranger نویسنده و تاریخ شناس دیگری است که با نظریه سیچین در مورد موشک شمو موافق است در کتاب خود « لطمه ای از روزگار پیشین: ریشه ادیان و اثر آن بر روح انسانی » شرح می دهد که  آدمیان آنقدر هوشمند و قدرتمند شده بودند که می خواستند خود را از بند اسارت خدا رها کرده و آسمانها را از انحصار او خارج کنند- پس خدا بر آنها خشم گرفت.

» انسانها بی نهایت هوشمند بودند و تصمیم گرفتند وسیله ای بسازند که با آن خود را از شر سیاره ظالم و زندان مادی رها کنند و در همین زمان بود که بزرگترین لطمه به گذشتگان وارد شد«. او معتقد است پس از وقوع این حادثه خدا تصمیم گرفت از دین به عنوان وسیله ای برای تفرقه بشر استفاده کند و او باور دارد که منظور از مشوش کردن زبان انسانها همانا ایجاد ادیان و باورهای گوناگون و تعصباتی است که منجر به جنگ و نزاع بین آنها گشت و آنها از ساختن موشک باز ماندند و هر یک به دنبال باورهای خود روانه شدند.

{ موضوع خدا – او کیست و چرا چنین کرد در حد این مقاله نیست و نیاز به پیش نیار فسلفی عمیقی از سیستم های خدایی دارد و از حوصله این مقاله مختصر خارج است.}

لینک به کتاب آنلاین جک بارانگر

این در حالی است که نظریه سیچین در مورد ترجمه لغت MU توسط همه سومر شناسان و زبانشناسان مردود اعلام شده است. استناد این دانشمندان به لغتنامه ها و دیکشنری هایی است که خود مردم سومر و آکاد و بابل در زمان گذشته نگاشته اند. این لغتنامه ها هم اکنون موجود است و تمام جزئیات کلامی و گرامری این زبانهای باستانی در آنها حفظ شده است. سومر شناسان معتقدند که ترجمه سیچین از لغت » مو» کاملا یکطرفه و بدون در نظر گرفتن معنای رایج سومری در لغتنامه ها است.

دکتر مایکل. اس. هیسر  Michael S. Heiser متخصص زبانهای سامی و سومر شناس دانشگاه پنسیلوانیا و نویسنده کتاب   The Facade برای مثال معتقد است که لغت » شمو» در لغتنامه های باستانی سومری و آکدی به معنی » آسمانها» آمده است نه به معنی «آنچه که به بالا می رود » بنابراین لغات » شمو» – «سمو» و » سماء» همگی به معنی آسمان هستند و در جای دیگر همین لغت به معنی » نام و شهرت» استفاده شده است. چرا که در این زبانهای باستانی هر لغت معانی متعددی داشته که بسته به ساختار جمله و جایی که استفاده شده است معنی آن مشخص می شده است.

در هر صورت با وجود تمام مخالفتهای آکادمیک به ترجمه های سیچین همچنان نظریه «مو» و موشک دقیقترین و بهترین توضیحات را ارائه می دهد. همانطور که جک بارانگر می گوید : » ساختن یک برج خشت و گلی چه ضرری ممکن بوده به خدا برساندکه سبب وحشت او گردد؟ هر عاقلی می داند که برجی از آجر و گل هرگز به آسمانها نخواهد رسید! «

اسطوره سومری انمرکار و خدای آراتا :

جا دارد اشاره مختصری نیز به اسطوره انمرکار و شباهت آن با برج بابل داشته باشیم.

این اسطوره و حماسه سومری در ۲۱۰۰ قبل از میلاد از روی نسخه ای بسیار قدیمی تر باز نویسی شده است و صحبت از درگیری های بین انمرکار, شاه اونوگ کولابا Unug Kubala ( اوروک یا اور) با شاه بی نامی از آراتا می کند. آراتا به عقیده مورخان مکانی در ایران امروزی در حاشیه کوههای زاگرس تا نواحی ارومیه و ارمنستان بوده است. این داستان شباهتهای زیادی به داستان برج بابل در تورات دارد.

 

انمرکار توسط الهه اینانا برای شاهی انتخاب شده است و از اینانا تقاضا می کند تا اجازه برتری او را بر آراتا صادر کند و او نیز در عوض مردم آراتا را به تولید سنگها و فلزات گران قیمت برای اینانا وادار خواهد کرد تا با این سنگها و فلزات برجی بزرگ و زیگوراتی عظیم برای انکی در اریدو بنا کرده و همچنین معبد خود اینانا در اوروک را با این سنگها تزئئین کند. اینانا به انمرکار توصیه می کند که پیکی به سوی کوههای شوش و انشان نزذ پادشاه آراتا بفرستد و از او بخواهد تا سرزمینش را به او تسلیم نماید. انمرکار همین کار را می کند و شاه آراتا را تهدید به جنگ و نابود کردن مردم آن سرزمین می کند » مبادا مانند شهری که توسط انکی نفرین و سراسر ویران شد من آراتا را ویران کنم ! مبادا مانند آن بلایی که نابود کرد و بر اثر آن اینانا از خواب پرید و لرزید و فریاد کرد -من هم سرزمین تو را ویران نمایم! «.

سپس انمرکار وردی می خواند به نام ورد نودیماد Nudimad . وردی که در آن انکی بر انگیخته شده تا زبان واحد آن سرزمینها را بر هم بزند. این سرزمینها شامل شوبور- حمازی- سومر- اوری کی- آکاد و سرزمین مارتو می باشند.

» در آن زمان که نه ماری هست ,نه عقربی و نه کفتاری هست نه شیری ,و نه سگ یا گرگی, پس نه ترسی هست و نه لرزی و انسان هیچ رقیبی ندارد!

در چنین زمانی باشد که سرزمینهای شوبور و حمازی ,چند زبانه, و سومر بزرگ از دلاوری همچو من ,و آکاد سرزمین دارای هر چیز مفید, و سرزمین مارتو که در آرامش است و تمامی جهان, مردم حفاظت شده و قوی, که همه آنها انلیل را به یک زبان واحد بخوانند! چرا که در آن زمان ,انکی خدای مالک همه چیز و تصمیم گیرنده نهایی و عاقل و دانای همه چیز و برتر از همه خدایان, منتخب بخاطر دانشش و فرمانروای اریدو  , سخن را در دهان مالکان و شاهزادگان و شاهان قدرت طلب  آنها تغییر خواهد داد به تعدادی که دهان قرار داده است و زبان بشر به حقیقت یکی است».

ترجمه متن به همان سبک باستانی انجام شده و افعال تغییر داده نشده اما در اصل این حادثه در زمان گذشته رخ داده و توسط انمرکار بازگو می شود.

سیچین معتقد است که این حادثه هزاران سال قبل از آنچه تورات می گوید رخ داده و حتی در داستاهای سومر باستان به صورت واقعه ای کهن ذکر می شده است. بر این اساس او انکی را مسئول بدل کردن زبان بشر می داند.

پ . ن : با تشكر فراوان از خانم شيرين .


راه رفتن درميان انرژي جديد راشبا

راه رفتن درميان انرژي جديد راشبا

اطلاعات همسويي

https://i1.wp.com/lh5.ggpht.com/_dPotZ6etAg0/RvELsYciPQI/AAAAAAAAAJI/aTQq_v3ghu0/CIMG0620.JPG

19 April 2007 – همسويي توسط Merilyn Bretherick

دوستان عزيز ؛ آيا از عظمت خود آگاه هستيد؟ آيا شما از انبساط پذيري تان آگاه هستيد ؟

موقعيكه در بعد سوم هم هستيد ، البته كه نمي دانيد . ما در اينجاهستيم براي يادآوري وجود خداوند شما .

و در نگاه ما از ديدگاه روح در اينجا هستيم. شما خالق كائنات هستيد.

شما براي يك هدف از بالا  به بعد سوم آمده ايد : بالابردن آگاهي زمين مادر . شما در اين راه از رهبران و پيشگامان هستيد . فقط بعضي اوقات مي گوييد من اينجا چكار ميكنم ؟ آيا مي دانيد چكار ميكنيد ، شما يك تفاوت ايجاد مي كنيد.

ما براي اينكه عظمت خود را بخاطر آوريد نياز به كليدي جهت نشان دادن به شما هستيم ، اين با مركز قلب ارتباط دارد.اين پيشگاه خداوند است . جايگاهي براي دريافت و ارسال عشق .

هر كسي اين را تجربه نكرده ، زياد تجربه شده ولي ما چيزي بيشتر از تجربه هايتان مي گويم .

بزودي برايتان سمبل يا سمبلهايي جديد داده خواهد شد و آنها D.N.A ي چاكراي قلبتان را تغيير خواهند داد .          آنها ملكول داخل سلولي را تغيير خواهند داد و شما اين تغييرات را حس خواهيد كرد. احساساتتان تغيير خواهد كرد.

زمين مادر درصدد داشتن يك تغيير در اين مركز مي باشد .شما فقط يك مركز قلب داريد در حاليكه زمين مادر چند مركز قلب دارد .اكثر انسانها فكر مي كنند كه خاك هركشور داراي يك قلب است ، كه اشتباه مي كنند . بعضي از كشورها داراي مراكز قلب زيادي هستند .يكي از اين كشورها البته تركيه است . به همين دليل بر فراز آنجا نيروي زيادي از فرشتگان نور ديده مي شود .آنها اولين انرژي را كه از زمين مادر فرستاده ميشود را ميگيرند . بر فراز آنجا انرژي اژدها ها خيلي پر و فعال است . چون يك عده ي زيادي از انسانهايي كه D.N.A ي اژدها دارند،از آن مركزقلبي انرژي ميگرند ، كه آن براي تغيير ، انتخاب شده است .

Merilyn ، تو در حال حاظر  بطور غير مستقيم ، انرژي  اطراف قلب تركيه كه تو را جذب مي كند را حس مي كني.

 

قسمت بعدي راه رفتن در حقيقت خواهد بود.

اين به شما ، جهت راه رفتن در حقيقت كمك خواهد كرد . ما به سختيهايي كه بعضي وقتها  شما را از راه رفتن در حقيقت باز مي دارد آگاه هستيم . براي بعضي از شماها زمان خيلي زيادي است و بعضي از شماها بي حال مي افتيد.

سمبل يا سمبل هايي كه داده شده ، شما را در ثابت قدم بودن جهت رد شدن از بعد پنجم ، نيرومندتر خواهد كرد و جهت ارتقاء دنيا كمك خواهد كرد . اين سمبل يا سمبل ها ، روي غده صنوبري انسانها كار خواهند كرد . در آنجا خيلي از باقيمانده هاي D.N.A جمع شده اند كه آنها از آنجا برداشته شده و رشته هاي D.N.A  ي غده صنوبري، با نور خواهد درخشيد .

https://i2.wp.com/genomics.energy.gov/gallery/basic_genomics/detail.np/HGPI_MedRes/Caduceus_mR.jpg

غده صنوبري در دست آنوناكيها، همچنين ظرف روغن مخصوص و مچ بند .

https://i2.wp.com/www.freedomtek.org/nevidljivi/images/anunnaki_bird_big.jpg

https://i1.wp.com/fidgit.co.uk/images/UFO/anunnaki-3.jpg

https://i0.wp.com/www.freedomtek.org/nevidljivi/images/anunnaki_wings_big.jpg

https://i0.wp.com/www.unexplained-mysteries.com/gallery/albums/userpics/33637/normal_ancientastronautman%20with%20watch.jpg

قسمت بعدي ، اعتما خداوندي خواهد بود .

خيلي از انسانها ، هنگامي كه از اعتماد صحبت مي شود ، احساساتي مي شوند . اعتماد يعني چه ؟                   با اعتماد تا كجا مي توان به جلو رفت ؟  اينها سوالاتي هستند كه به آنها پاسخ داده خواهد شد . به شما جهت اعتماد كامل به خدا  و روح كمك خواهد شد . بدون ترديد مي توانيد اعتماد كنيد . خواهيد دانست و ياد خواهيد گرفت كه به كسي يا چيزي چگونه بدون سوال كردن ، اعتماد كنيد . براي كمك به اين موضوع ، به همراه سمبل ، يك تاييديه هم خواهد بود .

حالا  لازم است براي شما در مورد اژدها هاي تاريك و روشن صحبت كنم .

در اول برادران اژدهاي تاريكمان ، سعي به بزرگ كردن قدرت خود مي كنند . اما انرژي آنها كم مي آيد .نور قدرت آنها را از آنها ميگيرد . تصور كنيد يك انرژي در جايي آزادانه جاري ميشود . اين انرژي در گذشته خيلي قوي بود ولي حالا با محدود شدن آن ، جاري شدن انرژي بطرف داخل عقب نشيني كرده است .

اتفاقي كه به بردران تاريكي افتاده اين است .

هدف آنها كشاندن ديگران بطرف خود است . اما نور بدليل سلطه اش ، با سرعت بيشترش آنها را ناكام گذاشته .

فرشتگان نور به شما ميگويم ، كه با اراده كار خود را ادامه دهيد و مايوس نشويد. شما تفاوت ايجاد ميكنيد .

اژدها هاي نور به سرعت به انسانهايي كه دوستان اژدهاي خود را مي خوانند ، جواب مي دهند .

بسياري از آنها براي آگاه شدن و پرسيدن ، اژدها هاي دوست طلب مي كنند . به غير از اين ، آنها از طرف كساني كه در مورد حوزه اتري و تشكيلات محرمانه زير زمين (دنيا هاي مخفي ) تحقيق مي كنند نيز دعوت مي شوند . در اين مورد مجمعي است مخصوص از اژدها هاي مستر  كه به اين دعوتها پاسخ مي دهند . آنها به رنگ نيلي ارغواني و قرمز      مي باشند . رنگ برخي از آنها در حوزه انرژيشان مخلوط شده است .آنها دانشمندان ما هستند .

ما شما را متبرك مي كنيم و جهت صاحب شدنتان به آنها  با عشق ، پاهيتان را مي شوييم .

در طول زمان ، در شش ماهه اخير ، كار كردن با انسانها صد در صد افزايش يافته .

برادران عزيز ؛ ادامه دهيد راستي درونتان را ، و بدانيد كه واقعا دوست داشته مي شويد و ما پاهيتان را مي شوييم .

بدانيد كه هنگام بازگشتتان به خانه ، از تصورتان بيشتر مفتخر خواهيد شد .

 

Pen Gough

22 April 2007 –  ( داس ماه ) همسويي توسط Merilyn Bretherick

http://www.indigodergisi.com/_derived/ferhan230.htm_txt_ra-sheba%20merilyn%20istanbul%2030%20(3).gif

در راه حقيقت راه رفتن يعني چه ؟

راه معنوي كه شما برگزيده ايد ، راه و روش زندگي است . بطوريكه مي دانيد هرچيزي عبارت است از انتخاب .

هنگامي كه متولد شديد، نمي توانستيد راه برويد . اما روز به روز كه بزرگتر شديد ، راه رفتن را ياد گرفتيد . بعد يادگرفتيد كه بدويد ، بپريد و … بعضي ها ورزشكاران خوبي شدند .اين را چطور انجام دادند؟ با اراده ، تمرين ، وقف خود و آموزش

از همه شما ميپرسم : آيا اراده و  وقف خود را داريد ؟ آيا براي آموزش حاضريد؟ به شما مي توانم بگويم  كه مانند تمرينات سخت براي ورزشكار شدن نيست ، اما در اول بايد با اراده و خود را وقف كنيد .

مي توانيد بپرسيد اراده چيست ؟ شعفي كه با قلب احساس مي شود . شعفي دروني كه از قلبي باز مي آيد .

نمي توانم در مورد احساس شما از شعف چيزي بگويم ، اين از خصوصيات انسان است .

ماها هم شادي را احساس مي كنيم اما متفاوت از انسانها . با سمبل هاي جديد مي توانيد به D.N.A يي كه شعف شما را كنترل ميكند دست پيدا كنيد . همه اينها به قلبي سالم و باز بستگي  دارد .

آيا  رابطه همه چيز را با داشتن قلبي سالم و باز را مي بينيد ؟

عشق بلاشرطي كه از قلبي باز بيرون مي آيد ، آنقدر واقعي است كه بعضي وقت ها مي تواند شما را اذيت كند .

عشق به خالقمان ، عشق به تمام عالم ، عشق به هم  دوستان ، عشق به زمين مادر .

آيا مي توانيد چگونه در خشيدن در تمام وجود خود را ايجاد كنيد ؟

هنگامي كه قلبتان باز است ، آگاهانه به آن فكر كردن لازم نخواهد شد . بلكه در آنجا خواهد بود .

تصميماتي را خواهيد گرفت ، كه اطرافيانتان را تحت تاثير قرار خواهد داد .

با قلبي صاف و باز  شعف و شادي در درونتان خواهد درخشيد ، بعد تصميم به ادامه راه معنويتان داده ، در مسير حقيقت  راه خواهيد رفت .

حقيقت چيست ؟

حقیقت همان چیزهای درونی است که تا به حال روی آن بحث نشده .

حقیقت یک شخص شاید حقیقت یک شخص دیگری نباشد . افراد زیادی هم هستند که حقیقت آنها با هم یکی است . حقیقت شما ، شما را بطرف کسانی که با حقیقت شما یکی هستند می کشد. آنها شما را جذب خواهند نمود .

جهان این کار را انجام می دهد . قلبتان حقیقت شما را مدیریت خواهد کرد . چیزی که در مورد آن صحبت می کنیم حقیقت روحانی شما است. قلب باز شما در مورد حقیقت شما چه احساسی دارد ؟

حقیقت روحانی شما مال هیچ کس نیست ، آیا مال خودتان است ؟

به این در اکثر مواقع عشق می گویند . حالا متوجه شدید ؟ حال احساس می کنید ؟

شور و شوق شما ، اراده شماست و وقف حقیقت شما .

به همه شما می گویم : معنی ” راه رفتن در درون حقیقت ” این است . این قسمت جدید راشبا ، برای رها کردن عشق و یا مرحله شما نیست ، برای بررسی کردن دوباره راهتان است .این سمبلها در بدن نورانی شما جا گرفته و بنیه شما را قوی کرده و در راه رفتن در درون حقیقت ، شما را یاری می کند .

این ما را به قسمت جدیدی می رساند :

اعتماد خداوندی

به چه کسی اعتماد دارید ؟ امروز در دنیای شما گزینه های زیادی وجود دارد که می توانید از آنها انتخاب کنید مانند تعداد زیادی دین ، دولت و … اما به کدام یک اعتماد خواهید کرد ؟ آیا انسانها می توانند زندگی شما را گرفته و بعد پس بدهند ؟ بدن فیزیکی شما را می توانند بگیرند اما نمی توانند به شما زندگی بدهند .

زندگی هیچ موقع به پایان نمی رسد چون خداوندی است ، قسمتی از خداوند است .

شما قسمتی از خداوند هستید آفریننده جهان ها هستید ، این را هرگز فراموش نکنید . خداوند درونتان از درون شما خودش را متجلی میکند ، توضیح می دهد . در هر دقیقه از زمان تجلی خداوند را متجلی می کنید .

لطفا برای یک لحظه تولد یک بچه را در نظر بگیرید . وقتی نوزاد متولد می شود ، علاقه خاصی وجود دارد . زمانی که به چشمان کسی که تازه متولد شده نگاه می کنید در آنها آگاهی است . شما به چشمان خداوند نگاه می کنید . یک مخلوق تازه ای از خداوند .

به این می توانید اعتماد کنید . شما هم هنگام تولد همین طور بودید ، تجلی تازه ای از خداوند و اصلا تغییری نکرده اید.         از لحاظ فیزیکی تغییر کرده اید ، اما از لحاظ درونی تغییر نکرده اید . چیزی که از شما می خواهم پیدا کردن خداوند درونتان و اعتماد به آن است.

شما قسمتها ی مقدس خداوند هستید . وقتی خداوند دوست دارد ، شما هم دوست دارید . چون یکپارچگی شما از طرف خداوند است ، هدف خداوند برای همه شما روشن خواهد شد . در درون خود خواهید دانست ، در این وجودتان . می دانید چون خداوند هستید .

به همراه اعتماد خداوندی ، سمبلی که می آید ، خداونگاری شما را دوباره تقویت می کند . این سمبل جهت احساس آفریده شدن واقعی خودتان و تجربه هایتان به شما کمک می کند .

این بدن معبدی است که در درونش وجودی زندگی می کند .

پس اینجا چه کار می کنیم ؟

نیاز به نگرانی نیست ، شما می دانید چون خداوند می داند .

تفاوتهای انسانی خود را کنار بگذارید ، تفاوتهایی که مانع نزدیک شدن شما به عشق خداوند می شود را کنار بگذارید.

این زمان جدایی نیست ، به عنوان تجلی خداوندی اکنون زمان متحد شدن است . با اتحاد ، عظمت خداوند را در تمام جهان می درخشانید ، نور پخش می کنید و بدن نورانی شما  آنقدر زیبا می درخشد که مانند یک کریستالیست در تاریکی دنیا .

حالا به توافق رسیدیم ؟

https://i0.wp.com/www.windows2universe.org/mythology/images/draco_dragon_sm.jpg

بازکردن قلبتان – در حقیقت راه رفتن – اعتماد خداوندی

 

این بدن نورانی شما را عوض می کند ، این دی ان ای  شما را عوض می کند . این وجود فیزیکی شما راهم می تواند تغییر دهد . ما عظمت وجودتان را مفتخر می کنیم .

ای استادان ، ماها که در دیار اژدهاها از کنفدراسیون گالاکتیک (معاهده ي  وابسته به كهكشان)کار می کنیم به خدمت به شما ادامه می دهیم .

یکبار دیگر قلبم را گشوده و با راه رفتن در حقیقت ، اعتماد خداوندی را خواهم داشت . دوباره روشناییم را خواهم درخشانید.

این را همه شما انجام می دهید و  ما شما را آنقدر که در کلمات جای نمی گیرد ، دوست داریم .

می توانیم پاهایتان را بشوییم ؟ آیا می توانیم به نحوی به شما کمک کنیم .

آیا ما می توانیم برای دوست داشتن و پشتیبانی، شما را در آغوش بالهای خود بگیریم ؟

ما همه شما را به اندازه ای که در کلمات نمی گنجد ، دوست داریم ، برادران ادامه دهید .

Pen Gough

https://i1.wp.com/www.goodvibesgirl.co.uk/images/Egyptian_Healing_System.jpg

همسویی ISIS توسط Merilyn Bretherick

 

سلام بر خانواده من ، من ایزیس

ای کاش می دانستید شما و کارهایی را که انجام می دهید را چقدر دوست داریم . امروز قسمتی از  دی ان ای شما را تغییر خواهم داد . هر کس با توجه به تفاوت احساسات و ساختارش ، حسهای متفاوتی خواهد داشت .              انرژی از چاکرای تاجی شما شروع خواهد شد ، روی غده پینه آل ( صنوبری ) کار خواهیم کرد . دی ان ای و مسیرهای مغناطیسی را تغییر خواهیم داد ، می تواند همانند یک برق گرفتگی خفیف باشد ولی ناراحت کننده نیست .            بعد به طرف پایین روی غده تیموس چاکرای قلبتان خواهیم آمد . بیشتر کارها در این قسمت انجام خواهد شد.

اگر وجودتان را سبکتر احساس می کنید نگران نباشید .

اگر وجودتان را راحتتر احساس می کنید نگران نباشید.

اگر وجودتان را حساس و احساسی حس می کنید نگران نباشید.

اگر وجودتان را دوست داشتنی حس می کنید نگران نباشید .

همانطور که می دانید برای کمک به تغییر  دی ان ای بدنهای بیولوژیکی شما ، همراه راشیبا سمبلهایی را فرستادیم .   شما را دوست داریم و همیشه برای با شما بودن ادامه خواهیم داد .

من ایزیس ملکه نیل ، عشق Osiris ، خدای مؤنث درون شما .

https://i0.wp.com/www.crystalinks.com/siriusmanstars2.jpg

راشیبا – راه رفتن در مسیری جدید

 

تاریخچه DRACO’S و SIRIUS

(  Siriusصورت فلكي شعراي يماني – Draco’s صورت فلكي اژدها )

Ra–  تراکم – غلظت 6

Isis– تراکم – غلظت 8

DRAGONS تراکم – غلظت 7

 

انرژی اژدها  و سمبلهای مؤنث و مذکر و چیزهایی که آموخته ایم ، تعادل را می آموزند.

اشراف و اساتید اژدها ، با علم اژدها ، تعادل را نگه می دارند و به جنگ پایان می دهند.

 

ارتقا ء آگاهی

خزندگان و اژدها – فرم های کد شده

خانه اصلیشان – اژدها ( صورت فلکی اژدها )

با همراهی صورت فلکی اژدها ، تعداد زیادی سیاره و دنیاهای خارجی بدون جنگ متحد شدند و تغییر یافتند .

تراکم آنها 4 برابر تراکم حقیقی است.

20میلیارد سال قبل بر روی زمین آمدند. به اقوام مختلفی تقسیم شدند و فرم فیزیکی گرفتند و منبع (سرچشمه ) را فراموش کردند .

زوجیت – نور در مقابل تاریکی

قطبی کردن نور (پلاریزه نور ) – نر (مذکر) – تشعشع تاریکی – ماده (مؤنث ) – مغناطیس بیشتر

نور + تاریکی – تلفیق ( به هم پیوستگی ) – عشق خالص و بی قید و شرط

برای کنترل مادگی ، یک سؤتفاهمی است – برای همیشه قفل شده ( در محدودیت نگه داشته شده)

ماده با عصبانیت حرکت کرد – جنگ میان نور و تاریکی

اژدها های نور و تاریکی شروع به جنگ کردند و به کنار عالم تبعید شدند .

راه های هوشمندانه ای برای جهش ستاره ای پیدا کردند ( راههای هوشمندانه ای برای دور زدن سیستم ستاره ای پیدا کردند و به آن وارد شدند.)

https://i1.wp.com/www.essaysbyekowa.com/Zoomorphic/ra3.jpg

اژدها و راشیبا

مصر – آتلانتیس و لموریا

معابد Ra ( نرها ) و Isis ( ماده ها ) توسط Ra  و Isis از هم جدا و محدود شده بودند .

راشیبا انرژی جنسی و شفای مقدس کندالینی است . کلید رهایی خودمان . همسوییهایی جهت تعادل .

کسانی که جذب راشیبا می شوند . دانشجویان اصلیی هستند که صاحب دی ان ای اژدها می باشند .

اژدها ها شفا دادن را آموزش می بینند ، Syrian ها و Orion ها همگی می خواهند شفا دهند .

مصریان اولیه از اساتید Pleidean بودند – با مدرسه مخفی در سواحل نیل با Toth .

اینها برای بالا بردن ارتعاشات کسانیکه در دنیا زندگی میکنند آموزه هایی ناب و خالص هستند .

آنان به سرعت پیشرفت کرده و به سرعت به مرحله پنجم  ( تراکم ، غلظت ) ارتقاء یافتند .

 

پنج قوم اصلی که در آن زمان بر روی زمین زندگی میکردند :

 

Pleidean’s

گروهي از ستارگان تابان آتشين كه محيط خود را مثل گرد روشن مي كنند

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_pleyades/pleyades_B.jpg

https://i2.wp.com/www.luisprada.com/Protected/IMAGES/pleiadians.jpg

https://i0.wp.com/i.ytimg.com/vi/K5fNwKHxZmQ/0.jpg

Orion’s

به معني منظومه جبار يا النسق شكارچي ماهر

http://wendyfreitas.files.wordpress.com/2009/11/orion_spinelli_c1.jpg?w=500&h=427

https://i0.wp.com/www.theorionzone.com/orion_sothis.jpg

Syrians

اگر منظور Sirius باشد یعنی صورت فلكي شعراي يماني وگرنه یعنی اهل سوریه

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes4/sirio_siriusdna.jpg

DNA Effect

https://i1.wp.com/www.glyphweb.com/esky/_images/photos/sirius.gif

https://i2.wp.com/www.crystalinks.com/pyrorion.jpg

hyperspacecafe-sirian.jpg

Draco’s صورت فلكي اژدها

https://i2.wp.com/www.astronomy.net/graphics/constellations/draco.gif

https://i0.wp.com/darkotix.dreamhosters.com/draco-sirian-atlan.jpg

https://i1.wp.com/extraordinaryintelligence.com/files/2009/08/clive-burrows2.jpg

Andromeda’s آندرومدا – زن زنجيري- منظومه فلكي امراه المسلسله

https://i2.wp.com/kwaminyamidie.com/blog3/andromeda%20spirl%20galaxy.jpg

اینها با هم تلفیق شده و دی ان ای ها  به شکل زیر تغییر یافتند.

شیر ، ابولهول ( موجودی افسانه ای دارای بدن شیر و سر وسینه زن ) (Syrian and Plaidean)

طایفه پرندگان (Plaidean and Draco’s)

سر و چشمهای بلند و لاغر (Andromeda’s and Plaidean’s)

 

در حالت عادی اژدهاها به قدرت جاذبه زیاد و حرارت تحمل زیادی ندارند به همین خاطر باید وجود انسانی پیدا میکردند . به همین دلیل Syrians و Orion’s درصد بیشتری را صاحب شدند .

همه نژادها میان سالهای 10500 تا 7500 پیش از میلاد دی ای ان آنها عوض شد . این عدم تعادل را در درون ادامه می دهند . ارتعاشات مصر در یک شرایط تاسف برانگیزی پایین آمد ، بدین سبب Toth و دیگران سیاره را ترک کردند.

Ra و Isis خود را در حدود 7500 سال قبل از میلاد ، برای نجات افراد زیادی که متعلق به آنها بودند و برگرداندن آنها به سرچشمه ( منبع ) آمدند و با مقاومت Draco’s ها روبرو شدند .

راشیبا صاحب معابد نر و ماده بود چون هنوز در تلاش برای ایجاد تعادل بین نر و ماده بودند .

هنر تانترا ( Tantra ) هنر در آغوش گرفتن نر و ماده بود ( منظور یعنی قبول همدیگر ) همان مسائلی که در روابط بود نیاز به ترمیم داشت.

مصر بین سالهای 4000 الی 3000 سال قبل از میلاد به تنزل ادامه داد . خاک سوریه ، یونان و غیره در کتاب مقدس انجیل آمده است . آنها به جاهایی که دسترسی داشتند کنترل پیدا کردند .

Draco’s برای کمک به جنگ تاریکی و روشنایی ، نیاز به تعادل قطبیت Ra و Isis پیدا کرد .

 

همسویی Sal Rachele Mayıs, 2006

همسویی مستری برای انرژی بالاتر ( یکپارچگی بالاتر )

منظور از یکپارچگی بالا یعنی چه ؟

آن انرژی جدید راشیبا است که قبول کرده اید .

هنگامی سمبلها بر روی نقاط دریافت انرژی شما نصب می شود ، در بدن لطیف شما یک افزایش سرعت اتفاق می افتد . وقتی این اتفاق افتاد می توانید در یکپارچگی بالا بایستید .

کسی که قلبش را باز میکند می تواند در درون حقیقت راه برود و به دنبال آن اعتماد خداوندی را احساس خواهد کرد . در نتیجه تمام اینها ، شما درون یکپارچگی بالا هستید .

عزیزان من متوجه می شوید ؟  متفاوت دیده خواهید شد . متفاوت حرکت خواهید کرد چون درون یکپارچگی بالایی خواهید بود . بطور اتوماتیک از درون قلب خواهید آمد . خود به خود دوست خواهید داشت .

در درونتان با خداوند درونتان ( مؤنث / مذکر ) در یک امتداد خواهید بود و بدین ترتیب در آنجا با عشق در درون یکپارچگی بالا زندگی خواهید کرد .

مسئولیتها / نشان دادن عشق و علاقه بطور اشکار برای هر کاری که انجام می دهید / قضاوت نکردن در مورد هیچ کس ، عشق بلاشرط و ایمان بر اعتقاد است .

صحت اعتماد خداوندی بدین شرح است :

وجود خداوندیم را مفتخر میکنم .

به صلاح بودن هرچیزی که برایم اتفاق می افتد اعتماد دارم .

خداوند عشق است .

من عشق هستم .

به خداوند اعتماد دارم .

ادامه دهید دوستان ، پادشاهی بهشت ها در دستانمان است .

Pen Gough

 

کانال شدن – اژدهاهای الهی توسط Merilyn Bretherick

 

اژدها های الهی ؟

بله بدین شکل هستیم ، تمام آنها آفریده ها خداوند هستند . اژدها هایی که افتاده اند هم ، همینطور .

ما ها در بعد هفتم و مثل شما الهی هستیم . گردش شما در بعد سوم / مثل قبل که گفتید ، در واقع بدون اینکه خداوند بودنتان را بیاد آورید باید چیزی را انجام دهید .

ماها از سرزمین پادشاهی اژدها ها می توانیم  به شما در خواب خرد و آگاهی لازم را بدهیم . اما در آنصورت شما به خداوند بودنتان آگاه خواهید شد . ما به شما در این راه می توانیم سرنخی بدهیم و وقتی شما قسمتی از پازل را به یاد آوردید ما به شما کمی بیشتر در مورد آگاهی اژدها ها میتوانیم جاری کنیم .

یکی از راههای رسیدن به آگاهی اژدهاها ، باز کردن قلب است . وقتی عشق را احساس کردید و عشق دادید می دانید که زندگی میکنید .

خیلی وقتها شنیده اید که موجوداتی که خارج از زمین هستند می خواهند احساسات شما را بفهمند ، این درست است چون شما مخلوقات بی همتایی هستید .

عشق یکی از احساسات شما است . می توانید بگویید نفرت ضد عشق است . اما ما می گوییم در بعد ما نفرت جایی ندارد . برادرانمان که به زمین افتاده اند هم حتی اگر چیزهایی را که از ما می خواهند را ندهیم نیز از ما متنفر نمی شوند .

هنوز هم تعدادی از اژدها ها هستند که در دور و اطراف گردش میکنند و روی برگردانده اند بطرف نور .

قبلا زمانیکه ترکیه را تمیز میکردیم با بعضی از آنها مواجه شدیم که در حال برگشتند . ما به آنها توجه کردیم و به پیشواز آنها آمدیم و آنها را تعلیم می دهیم .

حالا برای کسانیکه انسانها را کنترل میکنند فرصتی دیگر برای برگشت داده خواهد شد .

بسیار خوب بر سر آنها چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ آنهایی که روشنایی را رد میکنند در عمق تاریکی تنها گذاشته خواهند شد . تا ابد زندانی خواهند شد . آنها هیچ دسترسی به نور نخواهند داشت ( منظور هیچ ارتباطی با نور نخواهند داشت مثل قوم مایا که از نظر ما ناپدید شده اند ولی در واقع جهش  کرده اند و فاصله زیادی با ما پیدا کرده اند بدین سبب ما هیچ دسترسی به آنها نداریم ) در سایه این اتفاق آنها با هیچ موجودی که روی آنها تاثیر بگذارد ارتباطی نخواهند داشت . آنها نابود نخواهند شد چون هر چیزی که از طرف یک انرژی خلق شود نابود نخواهد شد . همه ما به سوی خداوند در حال سفر هستیم . بخاطر همین زمین مرکز جهان است .

 

دنیا و انسانها وقتی ارتقاء پیدا میکنند ، ما هم با آنها ارتقاء پیدا خواهیم کرد ، حتی Ra و Isis .

خیلی خوب الان می توانید بفهمید که چقدر برای ما مهم هستید ، ما دارای کمک تمام عالم هستیم .

تنها چیزی که شما باید انجام دهید ، خواستن است . هر کمکی را که نیاز هست را خواهید گرفت . به شما چیزی را که تا حالا نمی دانستید خواهد گفت . اگر شما یک دوست اژدها و یا راهنماهای اژدهای بیشتری می خواهید ، فقط خواستن کافی است . ما به شما عزیزان می خواهیم خدمت کنیم .

هرچه راهنمایی شما بیشتر باشد Merkabah شما بزرگتر می شود . سپر محافظ شما قدرتمندتر می شود همه شما و هر کدام از شما به محیط اطرافتان می توانید مسلط شوید .

 

 

به نظر شما ما شما را چگونه می بینیم ؟

مانند یک نمایش نورانی برای ما دیده خواهید شد مانند یک آتش بازی .

در دیار اژدهاها نام همگی شما بر زبانهاست . از همه شما اطلاع داریم .

همه ما به کنفدراسیون گالاکتیک وابسته ایم و ترجیح می دهیم انسانها بدین شکل باشند.

جدا شدن ، یک مسیر زندگانی نیست . وقتی در ذهنتان یک هدف دارید چطور می شود که از همدیگر جدا شوید . همه شما می خواهید ارتقاء یابید . همه شما می خواهید خداوند بودنتان را به یاد آورید.

خیلی خوب ! پس چرا متحد نمی شوید ؟

هنوز هم می گوییم که قلبهایتان را باز نکرده اید . هنوز عشق را نمی دانید .

چطور می توانید از برادر خود متنفر شوید . زمان اینکه تفاوتهای خود را کنار گذاشته و قلب خود را باز کرده و اجازه دهید عشق در آنجا جا بگیرد ، فرا رسیده .

تفاوت

http://www.rasheebaofficialsite.com/

استفاده از این مطلب با درج منبع www.ufolove.wordpress.com آزاد است .

پ . ن : با تشكر از دوست خوبم RA & Sheeba   عزيز كه اين مطلب را ترجمه و ارسال نمودند.

اگر نظرات راجع به مطلب نباشد عليرغم ميل باطني مجبور به حذف آن هستم.


ماشين زمان سومريان باستان

معما در یک پکیج مرموز پر از سوال پیچیده شده، جستجو در باستان عالم آتلانتیوم. علم این را کشف کرد که آثار تصنعی و رابطه آن با امپراطوری پیشرفته باستان از 15000 الی 50000 سال پیش وجود داشت، اینها چه کسانی بودند؟  آنها نسبت به سیستم دور ستاره ای چقدر دور بودند؟  تمام این سوالات شاید برای عده ای خیلی سخت برای به کار بردن باشد.  بنشینید و با خود به آتلانتیوم فکر کنید و نظر خود را بدهید.

تمدن 6500 ساله سومریان نوشتن را اختراع کرد که الفبای آن شامل صدها حرف بود. آنها به منظور اضافه کردن تصویربه مدارک خود مهرهای استوانه ای را اختراع کردند. تئوری های زیادی در مورد نحوه ساخت این مهرهای استوانه ای ميباشد، اما کسی واقعا نمی داند.

[Cylinder_seal.jpg]

دهها هزار مهر بوسیله باستان شناسان طی 125 سال اخیر پیدا شده که آنها را از موزه های لندن و بغداد جمع آوری کردند. بسیاری از این لوحهای باستانی دانش باورنکردنی را از قبیل وجود حیات در تمام سیاره های منظومه شمسی آشکار می سازد که وضعیت و حتی رنگ آنها وابسته به خورشید است.

سومر این دانش پیشرفته را مدیون آنوناکی (خدایان سومریان که از بهشت آمده اند). این لوحهای سفالی امروزه به عنوان وثائقی در عملیات سری ملی که ممکن است منجر به تولید یک ماشین زمان واقعی شود است.

دکتر بوریش میکروبیلوژیستی که داستان فوق العاده جالبی را در مورد درگیری خود در عملیات فوق سری که از سری هم سری تر بود ساخت. حال یک مامور گردن کلفت میخواهد که همه چیزهایی که میداند را بگوید، او در واقع چیزهای زیادی میداند. اگر بوریش داستان خود را بسازد، آنوقت ما شاهد یک «ژول ورن» مدرن هستیم. بوریش ادعا داشت که گروهی از دانشمندان اطلاعاتی را که در مورد مهر استوانه ای سومر پیدا کرده بودند را برای طرح و ساخت دوباره دستگاه «استارگیت»  استفاده کنند. (استارگیت: فیلمی در مورد بیگانه ها که در سال 1994 به کارگردانی  «رولند امریچ»  و بازیگری  «کورت راسل» ساخته شد)

[dan-burisch.jpg]
این دستگاه میتوانست به طور مسلم و دقیق جای سوراخهای کرم خورده و کیسه های حمل بار و مهمات را بر روی آنها به منظور تبادل اطلاعات به مسافتهای دور به دور دنیا مشخص کند. این دستگاه از یک بشکه مهر و موم شده به قطر 18اینچ و طول 6فوت پر شده از گاز آرگون یا گاز دیگری است استفاده میکند.

تعدادی الکترومگنت بشکه را احاطه کرده و هنگامی که نیرو به داخل مگنتها به نوسان در می آید، سوراخهای کرم خورده را پیدا کرده، مثل گرفتن کانال رادیویی در رادیو، این پروژه در عملیات سری به آئینه معروف است.

چیزی که دانشمندان بر طبق گفته های دکتر بوریش با سرعت به آن رسیدند این بود که این دستگاه چندکاره بود. او میخواست بوسیله تغییرات در تنظیم نیرو و تنظیمات بشکه تصاویر تولید کند. او مصمم بود که تصاویری از وقایع و اتفاقاتی که در آینده بر روی زمین خواهد افتاد را به تصویر بکشد.

آئینه سالها استفاده میشده و هوشیاری محققان نسبت به افرادی که از آینده دور ما هستند را معرفی میکند. دکتر بوریش مفصل شرح داد که چطور دو جامعه یکی 47000سال و دیگری 52000سال در آینده از لحاظ دیدار بواسطه افراد خاصی در دو فریم زمانی به حد اعلی خواهند رسید.

اگرچه حتی ما که بیننده آینده هستیم، به این نتیجه رسیدیم که باید مختلفتر از چیزی که الان هستیم باشیم، حتی در حرکت کردن در عظمت کهکشانمان.

پس از سالها استفاده، برای محققان نامعلوم بود که استفاده از این دستگاه یک دگرگونی در خط زمان ما است و حقیقت ما در جنبش بود زیرا که مشاهده آینده در اینجا و در همین لحظه دارد اثر خود را میگذارد. اساسا یک لوپ بی نهایت در حال تشکیل شدن بود. وقتی که ما آینده را مشاهده میکنیم میتوانیم تغییراتی در زمان خود به روشهای زیادی انجام دهیم که در آینده اثر میگذارد. سرانجام این لوپ یک لوپ بسته خواهد شد و همه چیز بارها و بارها تکرار خواهد شد. طبق گفته های دکتر بوریش، این دستگاه بی مصرف شده زیرا ترس از این است که شاید این دستگاه به طریقی به رخ دادن وقایع در سالهای آینده کمک کند.

این آئینه رخ دادن یک عذاب شدید و دردناک را که میتواند میان سالهای 2012 و 2016 باشد را پیش بینی کرد.

آئینه فقط آینده امکانپذیر را میسر میکند، باز میگوئیم که دیدن آینده میتواند آن را تغییردهد پس آنها درصدهایی از امکانپذیری را به وقایع میدهند.

عذاب آینده درصد پایینی از امکانپذیزی را به علت مداخله و نفوذ ما و نسل آینده را دارد. دکتر بوریش حداقل اعتقاد داشت که شاید آنها غضب و مدت عذابهای آینده را به حداقل برساند.

غیر فعال کردن آئینه بخشی از این نفوذ بود و همه موافق بودند که آن را تا زمان سپری شدن این مصیبتها و بلاها فعال نکنند. اگر هر کدام از این حرفها درست باشد پس چرا دکتر دان میخواست این حکایت وحشتناک را بسراید؟

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/femacoffins.jpg?w=300

او بنظر میرسید که یک روحانی و یک مسیحی نمونه باشد و میگویند که به او دستور داده شده بود که این اطلاعات را به بالا دستهای خود ببرد. این آشکارسازی ها در تمام دفاتر تجسس و تحقیق طی سالهای درازی پخش شدند. حدسهایی که جنگ عراق یک سرپوش برای اکتساب و بازیافت صنایع مصنوعی باستان بود که میخواست در پروژه آئینه کمکی داشته باشد.

موزه عراق به غارت رفت و هنوز قطعه هایی از موزه مفقود هستند.
مدارک و اطلاعات قابل توجهی از آئینه جمع آوری شده که در انجمن کشورمان(کشور نویسنده) به صورت جدی گرفته شده.
مقادیر بزرگی از تابوتهای پلاستیکی در سرتاسر کشور پیدا شده . یک میلیون تابوت در فاصله 10مایلی فرودگاه آتلانتا قرار گرفته اند که نزدیک مسیرهای اصلی قطار هستند. این تابوتها توسط سازمان امنیت قومی و مرکز کنترل بیماریهای کشور خریداری شد. محققین آماتور مراکز بازداشت بزرگی را درست نزدیک ریلهای آهن پیدا کردند. فیلمهای گرفته شده از این ساختمانها در منطقه ای بسیار بزرگ و آشکارا حفاظت شده با حصار خاردار با ارتفاع 20فوت را نشان میدهد.

بدون درنظر گرفتن مقدمه ای برای این آماده سازی عظیم، به نظر راحت و آسان میرسید که ببینیم این ساختمانها در نهایت در شرایط آشفته و پتانسیلی از روی عناد و بدخواهی استفاده خواهد شد، البته در صورتی اوضاع خیلی بد شود.

کتاب آشکارا سازی(12.6) به موقعی اشاره میکند که ستاره ها به زمین برخورد کرده و همانند مشعلی آتش گرفته، هر کوه و جزیره ای از جای خود تکان خورده و پادشاهان زمین، دولتمندان، فرماندگان و دانشمندان خود را در غارهایی درون زمین و داخل صخره های کوهها به هنگام فرا رسیدن روز خشم پنهان میکنند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/undergroundbases.jpg?w=300

دکتر بوریش و دیگران بیان کردند که پایگاه های بزرگ زیر زمینی طی 20سال اخیر در سرتاسر آمریکا با تمام وسائل لازم برای زندگی در آنها ساخته شده است. طی این فاش سازی ها این ساختمانها دیگر نمیتواند آن کمکی که انتظار میرفت باشند. آیا آنوناکی باستان این ساختمانها را به منظور ساخت ماشین زمان ترک کرده؟
آیا برخی از دانشمندان نترس و بی باک درگیر استفاده از دستگاهی شده اند که بتواند زمان و فضا را شکافته؟
در زنجیره آتلانتیوم جواب «بله» است
آیا ما میتوانیم به عنوان یک جامعه آزمایشات یک دستگاه بیگانه که پتانسیل متلاشی کردن دنیا را دارد را اثبات کنیم؟

تقریبا نمیتوان این کار را انجام داد، به همین دلیل است که برخی از دانشمندان حیرت زده باید در محیطی کاملا سری به فعالیت خود بپردازند زیرا آنها می دانند که خشمی در کار است.
بهترین قسمت این اتفاقات ناگهانی این است که تمامی بشر از صورت زمین پاک خواهند شد، درست مثل بقیه ما.

منبع :       http://www.theatlantium.com/2009/01/atlantium-episode-xlix.html

پ . ن : با تشكر فراوان  از مصطفي عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب .

دوستان لطف كنيد نظرات راجع به موضوع را بگذاريد و وارد حيطه دين و مذهب نشود. چون بحث به انحراف كشيده ميشود. من هم مجبورم عليرغم ميل باطني نظرات خواندني شما را پاك كنم. ممنون. كوچك شما رامتين.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: