بایگانی دسته‌ها: تمدن زيرزميني عجيب

زمین توخالی

زمین توخالی

 

سیاره زمین درست مانند بیشتر دیگر سیارات و قمرهایشان در درونش توخالی است. پوسته سیاره زمین حدود 700 مایل ضخامت دارد. جاذبه, که بتوسط تشعشع خورشید سبب میشود, در درون آن پوسته است. اطراف خط استوا, سیاره زمین(SheGaia) محورش را با سرعت بالای 1000 mph میچرخاند. گردی زمین و انبساط آن بتوسط نیروهای گریز از مرکز توضیح داده میشوند.

 

دالانهایی وجود دارند که بدرون سیاره زمین منتهی میشوند. تصاویر شهودی از ماهواره وجود دارند(که البته همه شان به عموم درز نکرده) که در هر دو قطبهای سیاره زمین سوراخهای بسیار بزرگی وجود دارند. فرم توخالی سیاره اغلب مسبب صداهای عجیب و مرموزی است که در طی زمین لرزه ها رخ میدهند, صداهایی مانند وزش بوقها یا پژواک ناقوسها.

 

clip_image003

 

در تصویر زیر, مسیرهای ماهواره های اطراف سیاره زمین از روی احتیاط بدور از سوراخ قطب شمال هدایت میشوند, که باعث ایجاد لزوما ناامیدی و ناکامی درمیان دانشمندان است نظر به اینکه اطلاعات معینی خارج از دسترس است. و چنانچه در سایت NASA در این باره نوشته شده: «شکاف مدور روی قطب های جغرافیایی سیاره زمین بسبب شکاف در میدان دید ماهواره ای است.»

 

Satellite-tracks above the North Pole

 

فضای خالی بزرگ داخل سیاره زمین همچنین توضیح دهنده این است که چرا اعداد و درجه های لرزه نگارها نمایش دهنده یک باصطلاح «منطقه سایه» است. درحقیقت, آن مربوط به بخشی از از سطح سیاره زمین است جائیکه امواج وابسته به زمین لرزه تقریبا کاملا ناپدید میشوند. دانشمندان علم جاری هنوز گیج و مبهوت این پدیده اند و تمام انواع تئوریهای غیر میسر پر از فرض و گمان را مطرح کرده اند تا این پدیده را توضیح دهند. اما این پدیده رخ میدهد زیراکه در نیمه راه درون پوسته سیاره زمین, جاذبه جهتش برعکس شده و در طرف دیگر میرود, که سبب میشود تا امواج وابسته به زمین لرزه منشعب شوند.

 

همسایه های ما در داخل سیاره زمین

 

برای چندین میلیون سال است که داخل سیاره زمین خانه زیستی یک تمدن خیلی پیشرفته بوده است, بنام Agartha. این جهان درونی شامل اقلیم بزرگی از بیش از 120 شهر زیرزمینی است. شهروندانش اجتماعی از میراث ها, فرهنگها و نژادهای متفاوت است. اکثریت آنها روی سطح سیاره زمین زندگی کرده اند و بدرون سیاره زمین ناپدید شده اند, از قبیل اجداد Hyperborea,Atlantis,Lemuria و حتی آلمانهای Nazi. و همگی شان در صلح و هارمونی کامل با طبیعت زندگی میکنند.

 

clip_image001

 

خیلی از گونه های حیوانات که پیش از این روی سطح سیاره زمین منقرض شده اند, مانند ماموت ها و ببرهای دندان شمشیری, در درون سیاره زمین زندگی میکنند.همه چیز در آنجا بهتر, پاک تر و خصوصا بزرگ تر است! در آنجا درختان شبیه فیلم Avatar وجود دارند, که صدها یارد قامت دارند. انگورها باندازه گوجه رشد میکنند و بیشتر خوشمزه تر از آنچه روی سطح زمین هستند میباشند. خصوصا گوجه روینده در آب یکی از موارد گزارش شده است.

 

در برخی شهرها, مردمانش از گونه ما انسانهای روی سطح زمین خیلی بزرگتر هستند, برخی حدود بالای 12 فوت قامت دارند, همانهائیکه اولین بار ماهیگیر اهل اسکاندیناوی,Olaf Jansen, را در طی سفر دریایی باورنکردنی اش در قرن نوزدهم ملاقات کردند. فقط میتوان متصورش شد که Olaf چه احساسی کرده بود وقتیکه این غول پیکران او و پدرش را بدرون قایقشان دعوت کردند.

 

Olaf Jansen and his father are looked over curiously by the giants from Agartha

 

ساکنین Agartha بسیار بیشتر از آنچه ما عمر فیزیکی میکنیم زندگی میکنند. برخی از باصطلاح «بازنشستگان شان» عمری فیزیکی حدود 30 هزار سال دارند. زیراکه سالخوردگی در زندگی آنها نیست, بیشتر شان بنظر حدود 30 یا 40 ساله میرسند درحالیکه در واقعیت میتوانند بسیار بیشتر مسن باشند. وقتیکه یک Agarthaئی احساس میکند که یک incarnation معینی به اتمام خودش رسیده است, میتواند بدن فیزیکی اش را بطور دلخواه رها کند.

 

همیشه روز

 

جهان شان, داخل سیاره زمین, شب را نمیشناسد. یک خورشید کدر, که در هسته سیاره زمین است, در مرکز سیاره شناور است, که فراهم کننده یک منظره نارنجی رنگ دلپسند است و همینطور فراهم کننده یک دمای دائمی حدود 24 درجه سلسیوس. یک چهارم Agartha شامل آب و باقی آن خشکی است که رویش حدود یکصد شهر کریستال-مانند ساخته شده است. شهر پایتخت جائیکه دولت شان مستقر است بنام Shamballa the Lesser(شامبالای کوچک) نام دارد, سایر شهر نامهایی چون Posid,Shonshe,Rama و Shingwa دارند.

 

Situated above entrances at the poles is an electromagnetic field that creates constant meteorological disturbances. On YouTube is a video which seemingly originates from the Russian Space station Mir, showing this vortex

 

پوسته سیاره ما شبیه پنیر سوئیسی است. در طول زمانهای دیرین گذشته, حفره ها و غارهای زیرزمینی تشکیل و ساخته شده اند که صدها مایل درازا دارند. که شهرهای کمتر قدرتمند شبکه Agartha در برخی از این نواحی وجود دارند. که برخی از آنها هم خیلی نزدیک به سطح زمین هستند, مثل شهر بزرگ Telos در زیر کوه Shasta در کالیفرنیا. Telos در حدود نیمه راه آن کوه میرسد و بدینسان فقط تا حدی در درون سطح زمین قرار دارد.  

 

در همه جای درون پوسته زمین magma وجود ندارد, و magma هم تا حدود عمیق تر از 20 مایل درون پوسته زمین نیمرود. باقی پوسته زمین بتوسط Agarthaئی ها استفاده میشود برای ارتباط برقرار کردن مابین شهرهای کمتر قدرتمند و اقلیم های درون سیاره زمین. بیشتر شهرها هم دارای اکوسیستم خودکفا هستند.

 

clip_image004

 

سازماندهی

 

«انجمن 12 نفره» که بر Agartha حکومت میکنند یک گروه از 6 مرد و 6 زن است. یک هیئت دلسوز و غمخوار از اداره کنندگان که فراهم کننده هدایت و حفاظت به تمام شهروندان هستند. کاهن اعظم اجراکننده سایر دستورالعمل های مهم برای مردم است.

 

تمام شهرها و خانه ها بوسیله یک سیستم کامپیوتری بسیار مبتکر روحانی متصل هستند, که با استفاده از آمینواسیدها کارمیکند و برای ارتباطات داخلی و کهکشانی استفاده میشود. که همینطور روی سلامت شهروندان نظارت دائم میکند و تمام سطوح ویتامینها و مواد معدنی بدنهایشان را نظارت میکند.

 

هیچ استفاده ای از سیستم پول در Agartha وجود ندارد. مردم از سیستم دادوستد کالا استفاده میکنند و بمقدار فراوان از هرچیزی برای هر فردی وجود دارد. انرژی رایگان است. شهرها باندازه کافی جادار هستند با پیاده روهای متحرک و برای مسافتهای کوتاه از یک نوع scooter استفاده میشود. یک سیستم الکترومغناطیسی بنام «tube» برای سفر از یک شهر به شهری دیگر استفاده میشود که به سرعت 4 هزار مایل در ساعت میتواند برسد.

 

Agharthaئی ها کاملا توی سبک کهکشانی عکس العمل متقابل گنجانده هستند و بخشی از معاهده بین سیارات هستند. آنها در سفینه هایی در فضا سفر میکنند که توانائی تغییر ابعادی دارند که برای ما این امکان را فراهم میکند تا آنها را در بعد زیستی سوم فیزیکی مان ببینیم. در جاهای پر جمعیتی مثل Telos است که سفینه های فضائی شان بیشتر اوقات آمد و رفت دارند. یک contactee بنام James Gilliland مزرعه اش را در پای کوه Shasta بنا کرده تا آسمان شب را با بازدیدکنندگانی از سراسر جهان جستجو کنند. با دوربینهایی آنها مشاهده کننده سفینه های نورانی شان هستند که به درون و بیرون کوهستان آمد و شد دارند. بیرون از کوهستان هیچ سختی و مانعی برای سفینه هایشان نیست ازآنجائیکه آنها بدون هیچ مشکلاتی میتوانند خودشان را غیرمادی کنند.

 

البته illuminati که مسئول چالش برانگیز کردن زندگی ما بر روی سطح سیاره زمین است, همچنین سعی کرده اند تا بدرون تمدن Agartha درون سیاره زمین پیروزی بیابند. اما بدلیل تکنولوژی مافوق Agarthaئی ها و همینطور حفاظت از جانب معاهده بین سیارات,Agarthaئی ها هیچ مشکلی در توقف این تلاشها نداشته اند.

 

زندگی در داخل سیاره زمین

 

درست مانند ما,Agarthaئی ها هم دوست دارند بیرون بروند. آنها کنسرتها و تئاترها و خیلی گونه های دیگر هنر را علاقه مندند و مورد بازدید قرار میدهند. طرفداران «Star Trek» محتملا holodeckها را میشناسند, آنها واقعا وجود دارند. تولید مثل Agarthaئی ها مانند ما است. تنها تفاوت بزرگش این است که زنان آنها برای مدت 9 ماه حامله نیستند بلکه فقط برای یک دوره 3 ماهه حامله اند. و از آنجائیکه Agarthaئی ها میتوانند هزاران سال عمر فیزیکی کنند, یک تولد خیلی منحصر بفرد و چیزی مقدس اندیشیده میشود. وقتیکه زمان تولد فرامیرسد, والدین منتظر بچه, برای 3 روز در معبد میمانند, و در آنجا نوزاد با موسیقی زیبا و صلح جویانه و افکار شفقت آمیز و محیط آرامش بخش احاطه کننده آنجا خوش آمد گفته میشود. مثل بعضی وقتها در جهان خودمان, نوزاد در آنجا همیشه در آب بدنیا می آید.

 

عروج

 

پروسه عروج در عصر آکواریوس که در آن هستیم بعنوان چیزی کاملا طبیعی از جانب مردم Agartha نگریسته میشود. تنها نگرانی آنها این است که آنها به ما در این سیاره متصل هستند. نقشه الهی, توصیف کننده این است که ما باید بایکدیگر عروج کنیم. این دلیلی است که چرا Agarthaئی ها با فدراسیون کهکشانی کار میکنند تا رشد و درک روحی مان را سرعت ببخشند. Agarthaئی ها مردد هستند تا بخواهند به روی سطح سیاره زمین برخیزند زیراکه آنها از نظر روحی خیلی پیشرفته اند و بطور تله پاتیک ارتباط برقرار میکنند. حتی افکار خصمانه میتواند از نظر فیزیکی برایشان زیان آور باشد.

 

نه تا زمانیکه بشریت ما به یک درجه بیشتری از مثبت بودن پیشرفت کرده باشد و فقط نیات صلح جویانه داشته باشد, بهم پیوستگی با برادران و خواهران درون سیاره زمین مان نمیتواند شکل بگیرد. مسیری که اکنون بنظر میرسد, این در مدت کوتاهی قبل یا بعد از اینکه ما جهش بدرون بعد چهارم را ایجاد کنیم انجام خواهد شد. و سپس, جهان جدیدی رسما به رویمان گشوده خواهد شد!

منبع:http://thegreaterpicture.com

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

 

Advertisements

شبکه تونلهای زیرزمینی در جهان

 پدیدۀ خاص غیرعادی‌یی که خرافات محلی آن را آراسته کرده بود، باعث شد توجه دانشمندان روسی به یک «چاه بی انتها» در آذربایجان جلب شود. به نظر می رسید که نوری که به رنگ آبی می زد از دیواره های آن ساتع می شد، و از چاه صداهای غرش یا سوت عجیبی به گوش می رسید. دانشمندان می دانستند که هیچ چیز فوق طبیعی‌یی در این مورد وجود ندارد؛ برخی از کاوشگران تا عمق خاصی در چاه پایین رفتند، در حالیکه دیگران مشغول بررسی شکافها و ترکهای موجود در آن اطراف شدند تا ببینند که آیا به چاه مزبور متصل می شوند یا نه. ایشان چیزی فراتر از انتظارشان یافتند: شبکه ای کامل از تونل ها که معلوم شد با شبکه های دیگری در گرجستان و سراسر قفقاز مربوط می شوند. نخست فکر کردند که اینها غارهای ماقبل تاریخی هستند چرا که در نزدیکی دهانۀ آنها نقاشی های غاری و اجساد انسان پیدا کردند، ولی پس از معاینۀ دقیق این یافته ها، معلوم شد که قدمت استخوانها بسیار بیشتر از قدمت آن نقاشی ها می باشد. دانشمندان همچنین پی بردند که بیشتر غارها منتهی به تونلی می شود که در دامنۀ کوه حفر شده اند. تونل ها ریزش کرده و آنچنان با آوار مسدود شده بودند که نمی شد آنچنان که باید و شاید در آنها کاوش و تفحص نمود، ولی حتی با این وجود، تونل های مزبور تشکیل یک سیستم شگفت انگیز از گذرگاههای عریض را می دادند با « مکان های تجمع » دایره ای شکل، تو رفتگی های طاقچه مانند خالی در دیوار و چاهها و آبراه ها و کانال هایی که آنقدر باریک بودند که حتی یک بچه نیز نمی توانست از آنها عبور کند. یک تونل وسیع که می شد تا مسافت قابل توجهی در آن پیش رفت منتهی به یک تالار زیر زمینی یا چیزی شبیه میدان و بازار می شد که ارتفاعش از 65 پا نیز تجاوز می کرد. مشخص است که اینها ساختۀ دست موجودات هوشمند است، ولی هدف از ساخت اینها چه بوده است؟ تاکنون هیچ سرنخی پیدا نشده؛ احتمال دارد که پاسخ این معما کمی جلوتر در آن بخش تونل ها نهفته باشد که مسدود شده. مداخل این تونل ها شکل منظمی دارند، با دیوار های شکیل صاف و طاق های کم پهنا. عجیب ترین مسأله ای که دربارۀ آنها وجود دارد این است که این تونل ها تقریباً با تونل های مشابهی در آمریکای مرکزی، یکسان هستند. غارهایی که اغلب در نزدیکی تونل های موجود در قفقاز به چشم می خورند حاوی نقاشی های دیواری ای هستند که نشان دهندۀ نقوش جهانی نیز می باشند: سواستیکا یا چلیپا یا صلیب شکسته که سمبل بیکرانی به شمار می رفت، و مارپیچ. و دربارۀ هدف از ساخت این تونل ها، باستان شناسان روسی معتقدند که اینها بخشی از یک شبکۀ عظیم می باشند که به سمت ایران گسترش یافته است و شاید به آن تونل هایی که نزدیک آمو دریا (در ترکمنستان و واقع در مرز بین افغانستان) کشف شده اند، یا حتی لابیرنت های زیر زمینی غرب چین، تبت و مغولستان نیز متصل باشند. برخی از این تونل ها را اوسندووسکی ( Ossendowski ) کاوشگر، در سالهای بین 1921- 1920 کشف کرد و گفت که تونل های مزبور برای آن دسته از قبایل مغول که چنگیزخان غارتشان کرده بود، حکم مخفی گاه را داشتند. نیکلاس روئریچ ( Nicholas Roerich  ) شرق شناس، ارتباط این تونل ها به هم را به این عقیده منسوب می دارد که در آسیا یک قلمروی بسیار بزرگ زیر زمینی به نام شامبهالا (Shambhala ) وجود دارد که از دل آن یک منجی بشریت، در قالب مایتریای ( Maitreya ) قهرمان بر خواهد خاست.

shambhala.1

تبتیها معتقدند که این تونل ها دژهایی هستند که آخرینشان هنوز بازماندگان یک حادثۀ بزرگ طبیعی را در خود جای داده است. معروف است که این مردمان ناشناخته از یک منبع زیر زمینی انرژی بهره می گیرند که جایگزین انرژی خورشید، و باعث باروری گیاهان و طولانی شدن مدت عمر انسان می شود. تصور بر این است که انرژی مزبور یک نور فلورسنت سبز رنگ ساتع می کند، و عجیب اینجاست که ما در افسانه های آمریکا نیز با این عقیده مواجه می شویم. می گویند که کاوشگری در جنگل های آمازون گذرش به لابیرنتی می افتد که انگار یک «خورشید زمردین» آنجا را روشن کرده بود. وی برای فرار از چنگ عنکبوتی غول آسا به سرعت راه آمده را باز می گردد، ولی پیش از آن وی « اشباحی همچون آدم » را مشاهده می کند که در انتهای گذرگاه در حال حرکت بودند.
 نوادگان اینکاها داستان های رعب آوری از اجدادشان تعریف می کنند که « در قلب کوهها » مسکن دارند ولی هر از گاهی بیرون می آیند تا زیر نور ستارگان قدم بزنند. دشوار بتوان گفت که آیا اینها انسانهای واقعی هستندیا ارواح. به‌قول تام ویلسون ( Tom Wilson ) که یک راهنمای سرخپوست در کالیفرنیاست، مردمان مزبور به اندازۀ کافی جسمیت دارند؛ وی بازگو می کند که پنجاه سال پیش پدربزرگش که چیزی از داستان ها و روایات آمریکای جنوبی نمی دانست، اتفاقاً راهش به یک شهر بزرگ زیرزمینی افتاد که مدتی در آنجا در میان مردمی زندگی کرد که « چیزی به تن داشتند که چرم به نظر می رسید ولی چرم نبود » (مواد پلاستیکی درسال1920 ؟)، و به زبانی غریب سخن می گفتند و خوراکی غیر طبیعی می خوردند. ممکن است که اینها « جاودانگان سرزمین مو » باشند؟ طرفداران علوم خفیه مترصدند که اینطور به ما بگویند، ولی بهتر است که خواننده کاملاً محتاطانه قضاوت کند.
 پنجاه سال بعد یک جویندۀ طلا به نام وایت ( White ) به گورستانی زیر زمینی برخورد که در یک تالار بزرگ یا در فضای باز، وی صدها جنازه را مشاهده کرد که همگی به طور طبیعی مومیائی شده بودند، برخی از اینان بر کرسی های ساخته شده از سنگ تکیه زده بودند و دیگران به حالت های کج و از شکل خارج شده بر روی زمین قرار داشتند، تو گویی که مرگ ایشان را غفلتاً در ربوده بود. اینان هم جامه هایی همچون چرم به تن داشتند و با نور شوم فلورسنتی روشن شده بودند؛ اطرافشان، در زیر همان نور سبز، مجسمه های بزرگ طلا می درخشیدند. یک گروه اکتشافی به راه افتاد تا داستانی را که وایت می گفت بررسی کند، ولی نتوانست به مقصدش برسد. اما یک معدنچی پیر دیگر که ظاهراً به خاطر ترسهای خرافی سکوت اختیار کرده بود، سرانجام اعلام داشت که خودش در هر زمانی می توانسته راه ورود به گورستان زیر زمینی را بیابد؛ او جزئیاتی از آن را توصیف کرد که وایت هم مشاهده کرده ولی هرگز چیزی دربارۀ آن به کسی نگفته بود. سرخپوستان آپاچی داستانهایی دربارۀ تونل هایی می گویند که بین سرزمین هایشان و شهر افسانه ای تیاهوناکو وجود دارند، و ادعا می نمایند که برخی از اجدادشان که در حال فرار از دست قبیله های دیگر بودند، سال ها از طریق این مسیر سفر کردند تا به آمریکای جنوبی رسیدند. ممکن است دربارۀ این قبیل داستان ها تردید کنیم، ولی هنگامی که روئسای اینکا به ما اطمینان می دهند که تونل ها را « با اشعه هایی تراشیدند که سنگ زنده را نابود می کند» و سازندگان تونل ها «موجوداتی بودند که نزدیک ستاره ها می زیند»  نمی توانیم از شوکه شدن خودداری کنیم.
{برگرفته ازکتاب: زمین بدون زمان/ ترجمه: کامبیز منزوی}

منبع: http://omidataeifard.blogspot.com

اسرار زمین تو خالی(تمدن زیر زمینی 2)

اسرار زمین   تو خالی

راز زمین …. آیا زمین توخالی است ؟

خیلی از خوانندگان موضوعات عجیب و غریب و مسائلی که برای آنها توضیحی وجود ندارد با این تئوری که زمین توخالی است ، آشنایی دارند. این نظر بر پایه افسانه های قدیمی و باستانی فرهنگ های کهن بسیاری است که می گوید برخی از نژاد مردمان-تمدنهایی کامل—وجود دارند که در شهرهای زیرزمینی پیشرفته زندگی می کنند و این ساکنان جهان زیرین از نظر تکنولوژی ، از ما که روی زمین هستیم  پیشرفته تر هستند. برخی نیز بر این باورند که یوفو از سیارات دیگر نیستند ، بلکه توسط موجودات عجیب داخل زمین ساخته می شوند.

این نژاد عجیب موجودات کیستند ؟ چگونه در داخل زمین زندگی می کنند؟ و راههای ورود به شهرهای زیرزمینی آنها چیست ؟

آگهارتا

شبکه. یکی از اسامی متداول که برای جامعه ساکنان زیر زمین نقل شده است ،  آگهارتا (یا آگارتا) می باشد و نام پایتخت آن نیز شامبالا است. منشا این اطلاعات به نظر می رسد که خداوند دودگر (اسموکی ) می باشد، که در بیوگرافی یک دریانورد نروژی به نام اولاف جنسن آمده است. در داستانی به نام آگارتا – اسرار شهرهای زیرزمینی- که توسط ویلیس امریسون نوشته شده است، آمده است که چگونه جنسن در قطب شمال از دروازه و ورودی جهان زیرین گذشته است و به مدت دو سال با گروه ساکنان آگارتا زندگی کرده است که  طبق نوشته امرسون، قدشان 12 فوت بوده و جهان آنها را یک خورشید دود کننده مرکزی روشن می نموده است.  شامبالای کوچک، یکی از این تجمعات ، یک قاره درونی است ، که مستعمرات اقماری آن اکوسیستم های محصور کوچکتری می باشند که درست زیر پوسته زمین یا در دل کوهها جای دارند.

چرا و چگونه آنها بدانجا رفته اند.  طبق کتاب اسرار ، خیلی از جنگها و طوفانهای سهمگین و سیلاب های مهیب که روی سطح زمین صورت گرفته است ، سبب شده است که این مردم به زیر زمین پناه ببرند. در این کتاب همچنین آمده است : جنگی طولانی بین مردم آتلانتیس و لموریایی  و نیروی جنگ افزار و تسلیحاتی  وابسته به درجه حرارت هسته اتمی را در نظر بگیرید که بالاخره باعث سقوط  و نابودی این دو تمدن بسیار پیشرفته شده است. ساحارا ، گوبی ، قسمتهای دور افتاده و پرت استرالیا ، و بیابانهای آمریکا تنها چند مثال از خرابی به جا مانده می باشد. این شهرهای زیر زمینی به عنوان پناهگاهی برای مردم و همینطور هم مامنهای ایمن به منظور حفظ نگاشته های مقدس، تعلیمات و تکنولوژی هایی که نزد این تمدنهای کهن گرامی بوده است، ساخته شده است.

ورودی ها – اینها چندین ورودی هستند که ادعا می شوند دروازه های پادشاهی آگارتا در سراسر جهان می باشند :

1-غار ماموت کنتاکی  واقع در کنتاکی جنوبی-مرکزی-ایالات متحده Kentucky Mommoth Cave

2-کوه شاستا – کالیفرنیا . ایالات متحده. – شهر آگارتی های تلوس ادعا می شود که در دل و زیر این کوهستان قرار دارد. Mount Shasta

3–مانائوس برزیل Manaus

4- دشت ماتو گروسو ، برزیل- تصور می رود که شهر پوزید در زیر این دشت قرار داشته باشد.

5-آبشار ایکوآسو مرز بین برزیل و آرژانتین

6-کوه ایپومیو – ایتالیا Iguaçú Falls

7-رشته کوه هیمالیا. تبت. – ورودی شهر زیرزمینی شونشی است که گفته می شود راهب های هندی از آن مراقبت می کنند.

8- مغولستان . شهر زیر زمینی شینگوا  تصور می رود که به زیر مرز بین چین و مغولستان واقع شده باشد.

9- راما – هندوستان.   به شهر زیر زمینی که زیر این سطح گفته می شود قرار دارد، نیز راما می گویند.

10- هرم جیزا. مصر

11- معادن پادشاه سلیمان

12. غارهای دیرو – که اطلاعاتی در خصوص محل قرار گیری آن وجود ندارد.

13- قطب شمال و قطب جنوب

ناگاس

—-

مردم. در هندوستان ، اعتقادی قدیمی وجود دارد – که هنوز برخی آن را باور دارند – مبنی بر اینکه نژادی زیرزمینی از افعی ها  قرار دارند که در شهرهایی به نام پاتالا و بهوگاواتی زندگی می کنند.

طبق این افسانه قدیمی، آنها همواره در جنگ با پادشاهی آگارتا قرار دارند. ناگاس ها ، مطابق با آنچه که ساکنان زیر زمین نقل کرده اند، نژاد یا گونه ای بسیار پیشرفته از موجودات هستند که از تکنولوژی بالایی نیز بر خوردار می باشند. آنها همچنین  انسانها را بسیار خوار می شمارند و گفته می شود که انسانها را ربوده ، شکنجه کرده ، و حتی می خورند.

ورودی ها . در حالیکه ورودی بهاگاواتی گفته می شود جایی در هیمالیا باشد، معتقدین ادعا می کنند که می توان از طریق چاه شیشنا در بنارس هندوستان ، به پاتالا وارد شد.

ویلیام مایکل مت در کتاب خود به نام » ساکنان اعماق» می گوید :   طبق نظر نویسنده و خزنده شناس شرمان .آ. مینتون، در کتابش به نام خزندگان خون آشام، این ورودی حقیقی است ، و با چهل پله مارپیچ به پایین می رود، و در آخر به دری سنگی می رسد که روی آن نقش برجسته کوتاه کبرا قرار دارد. در تبت ، معبد افسانه ای بزرگی وجود دارد که نام آن نیز پاتالا است، که مردم می گویند در آن حفره ای زیر زمینی باستانی  و یک  سیستم تونل قرار دارد، که به سراسر قاره آسیا راه دارد و شاید از آن هم فرا تر رود. ناگاس گفته می شود که ارتباط نزدیکی با آب داشته باشد، و دروازه های ورود به مکانهای زیر زمینی آن گفته می شود که در اعماق چاهها ، دریاچه های عمیق و رودخانه ها نهان باشند.

یکتایان کهن .

موجودات.    مقاله ای به نام زمین توخالی : افسانه یا واقعیت (  توسط براد اشتایگر نوشته شده و در  طلوع آتلانتیس   چاپ شده است ) از افسانه هایی در مورد یکتایان کهن سخن می گوید ، نژادی باستانی که میلیونها سال پیش روی زمین می زیستند و بعد به زیر زمین انتقال پیدا کردند .

اشتایگر همچنین نوشته است که : آنها انتخاب کردند که محیط خود را زیر سطح سیاره پنهان کنند و تمام لوازم ضروری خود را بسازند. یکتایان کهن از جنس انسان هستند، و عمری بسیار بسیار طولانی دارند ، و انسانهای اندیشمند  روزگاران کهن بوده اند که از بیش از میلیونها سال قبل می زیسته اند. یکتایان کهن در کل از انسانهای روی زمین کناره گیری کرده ، اما گهگاه بشر را مورد انتقاد سازنده قرار داده و گفته می شود که کودکان انسان را می ربودند و مورد آموزش و پرورشی مانند خود ، قرار می دادند.

نژاد الدار ها

موجودات . یکی از داستانهای مهم در مورد ساکنان درون زمین ، به اصطلاح افسانه شاور خوانده می شود. در سال 1945، ریچارد شاور ، مدعی شد که به تازگی میهمانی از جایی که تمدن زیر زمین نامیده می شود، را ملاقات کرده است.   بندرت کسانی بودند که داستان او را باور کردند، بسیاری بر این عقیده بودند که او دیوانه است. شاور همیشه به طور قطع و یقین اظهار می داشت که داستانش حقیقت دارد. او ادعا می کرد که نژاد الدار، یا تیتان ها ،  در زمان گذشته از منظومه شمسی دیگری به سیاره ما آمده اند. بعد از مدتی زندگی روی سطح زمین، آنها متوجه شدند که نور خورشید ما باعث می شود که زود تر از حد معمول دچار کهولت سن شوند، و بنابراین به زیر زمین پناه بردند، و برای خود مجتمع های مسکونی بزرگی برای زندگی ساختند. بالاخره هم تصمیم گرفتند که خانه جدیدی را در سیاره ای دیگر بیایند، و زمین را ترک کرده و شهرهای زیرزمینی خود را که موجودات تغییر شکل یافته در آن زندگی می کردند  پشت سر گذاشتند : دیروی شیطانی the evil Dero – روبوت های مرگبار- و تیروی خوب  -روبوت های اطلاعات.    شاور مدعی بود که این موجودات را دیده است.

ورودی

علی رغم شهرت بسیار افسانه شاور در داستانهای شگفت انگیز ، محل ورود به این جهان زیرزمینی هرگز افشا نشده است.

http://andromeda2012.blogfa.com

تمدن زيرزميني عجيب

یک پدیده غیر عادی که آمیخته با روایات عجیب و غریب محلی بود , باعث شد تا توجه دانشمندان روسی را به سوی یک چاه بی انتها در جمهوری» آذربایجان » جلب نماید . دیواره آن چاه نور آبی رنگ مبهمی را انتشار می داد و صداهای عجیب و غریب زوزه یا سوت مانند از داخل آن به گوش می رسید .

آنطور که دانشمندان پی بردند هیچ چیز غیر عادی در آنجا وجود نداشت . تعدادی از محققان تا عمق معینی از چاه پائین رفتند و در همان حال تعدادی نیز شکافها و سوراخ های اطراف آن محل را مورد کاوش قرار دادند تا ببینند ارتباطی بین آنها وجود دارد یا نه , و بیش از آنچه انتظار داشتند یافتند . شبکه عظیمی از تونلهای زیر زمینی که بعدا» معلوم گردید با تونل های زیر زمینی » گرجستان » و » قزاقستان » نیز مربوط می باشند . ابتدا چنین تصور شد که آنها متعلق به عصر ماقبل تاریخ است, زیرا در نزدیکی مدخل آنجا استخوانهای انسانها و نقاشیها و خطوط نوشتاری مشاهده شد . اما تحقیقات بیشتر معلوم کرد که استخوانها خیلی جدیدتر از خطوط و نقاشی هاست . همچنین معلوم گردید که اکثر تونلها به غارهایی که در کنار کوه کنده بودند منتهی می شود .

این تونلها نیز با سنگ ملاط آهک مسدود شده و مانع کاوش مناسب می شد . با وجود اینها تشکیل یک سیستم عریض قابل تردد را می داد که بعضی ها دایره ای ( چهارسو یا محل تلاقی چندین معبر ) و بعضی ها به صورت دالانهای کوتاه بن بست بودند و در سرتاسر آن چاه ها , کانالهایی آنقدر باریک وجود داشت که حتی یک کودک هم نمی توانست از داخل آن عبور نماید . یکی از تونلهای بزرگ آن که قابل تردد بود , بعد از مسافت قابل ملاحظه ای به یک هال وسیع زیر زمینی منتهی شد که بیش از 22 متر ارتفاع داشت . کاملا واضح بود که آنجا حاصل کار موجودات با تمدن بوده است , اما برای چه منظوری ساخته شده است ؟! تاکنون هیچ پاسخی وایده ای برای آن یافت نشده است . شاید پاسخ به این سئوال در داخل تونلهایی که مسدود شده اند نهفته باشد .

اما در مورد هدف کندن این تونلها ، دانشمندان روسی عقیده دارند که آنها بخشی از یک شبکه عظیم هستند که به طرف ایران کشیده شده است و شاید هم به تونلهای جدیدی که بعدها در نزدیکی » آمودریا » ( واقع در ترکمنستان و در نزدیکی افغانستان ) کشف شده اند وصل باشند و حتی امکان دارد به دخمه های پیچ در پیچ زیر زمینی مرکز و غرب چین و تبت و مغولستان متصل باشند . بعضی از آن تونلها در سالهای 1920 و 1921 توسط » اوزندو وسکس » که یک کاوشگر روسی بود کشف شدند , خود وی عقیده داشت که مردم آن سامان از وحشت تهاجم و قتل و غارت مغولها که تحت رهبری چنگیزخان همه جا را به خاک و خون کشیدند ، کنده شده است تا بتوانند در داخل آنها مخفی شوند .

در این رابطه شرق شناس معروف » نیکولاس روزیخ » عقیده دارد که در جایی در آسیا یک امپراطوری عظیم زیر زمینی وجود داشت که » شمبهالا » نام داشت و از نسل آنها یک ناجی جدید بشریت به صورت پهلوان » میترییا » ظهور خواهد نمود . روحانیان تبتی عقیده دارند که آن تونلها پادگان امنی بوده و حتی آخرین آنها پناهندگان زیادی را از یک فاجعه عظیم نجات داده است . روایت می شود که آن مردم ناشناخته در داخل آن تونلها به یک منبع انرژی دست یافته بودند , که گویا جانشین انرژی خورشیدی بوده است . یعنی باعث رشد گیاهان و افزایش طول عمر انسانها می شده است . و گمان می رود که نور مهتابی سبز رنگی را منتشر می کرده است .

باز هم نکته عجیبی که وجود دارد این است که چنین عقیده ای در افسانه های آمریکا نیز وجود دارد . روایت است که یک کاوشگر در دل جنگلهای آمازون دخمه تو در توی زیر زمینی را کشف کرده بود که از طریق یک فروغ جاویدان روشنایی اخذ می کرده است . آن کاوشگر در اثر حمله یک عنکبوت غول پیکر با عجله به بیرون فرار کرده بود , ولی در حین فرار شبح انسانهایی را مشاهده کرده بود که در انتهای آن دخمه در حال تردد بوده اند .

بازماندگان » اینکا » ها افسانه هولناکی درباره اجداد خود نقل می کنند . طبق گفته آنها اجدادشان در دل کوه ها مسکن گزیده بودند و به ندرت از آنجا بیرون آمده و در زیر نور ستارگان قدم می زده اند . طبق گفته » تام ویلسن » که از متخصصین نسل سرخپوستان در کالیفرنیا می باشد , تعریف می کند که دست نوشته پدربزرگ خود را که حدود 90 سال قبل زندگی می کرده و هیچگونه اطلاعی از حکایات آمریکای جنوبی نداشته را پیدا کرده ؛ پدر بزرگ او در آن دست نوشته اشاره کرده که بر حسب اتفاق یک شهر عظیم زیرزمینی را یافته و خودش برای مدتی در میان مردمان عجیب آنجا که لباسی از جنس شبیه چرم ، اما نه خود چرم به تن داشتند و به زبان غریبی تکلم می نمودند و غذاهای غیر طبیعی مصرف می کرده اند را بچشم دیده و چند روزی در میان آنها به سر برده بود . آیا انها باقی مانده های مردمی هستند که دارای عمر جاویدانند ؟ البته آن قبیل از دانشمندان که به موضوعات فوق طبیعی معتقدند ، بلافاصله به این سئوال پاسخ مثبت خواهند داد , اما باید با احتیاط با این موضوع برخورد نمائیم .

در حدود سالهای 1899 تا 1900 یک جوینده طلا به نام » وایت اژلومان» به یک گورستان زیرزمینی دست یافت . این گورستان عجیب تا امروز بسیاری از محققان و دانشمندان را در بهت و حیرت عجیبی فرو برده است . در این گورستان زیر زمینی که در سالن وسیع آن صدها جسد به حال طبیعی وجود داشت که بعضی از آنها در روی صندلی های سنگی لمیده و بعضی دیگر نیز در حالات طبیعی در اطراف سالن نشسته بودند . حالات آنها طوری بود که انگار مرگ آنها را ناگهان غافلگیر نموده , و در حالت بی خبری به طور ناگهانی قالب تهی کرده بودند . این اجساد نیز لباسی از جنس شبیه چرم به تن داشتند و داخل آن مکان زیرزمینی نیز به وسیله یک نور سبزرنگ روشن بوده است و در اطراف و کنار آن اجساد تندیسهای بزرگ طلائی که در زیر نور می درخشیدند ، بچشم می خورد . طبق بررسی های به عمل آمده تمام اجساد در یک لحظه معین جان سپرده بودند ، متاسفانه دانشمندان نتوانستند علت مرگ دست جمعی آنها را بفهمند . آیا آنها با انرژِی که علم امروز از درک آن عاجز است جان باخته اند ؟!

سرخپوستان آپاچی از تونلهای بین سرزمین خود و شهر افسانه ای » تایاهواناکو » داستانهایی تعریف می کنند و ادعا می کنند که بعضی از اجداد آنها از ترس جنگجویان قبایل دیگر به داخل آن تونلها پناه برده و سالها در داخل آنجا به جلو رفته و به آمریکای جنوبی رسیده بودند . شاید این گونه روایات را که آپاچی ها تعریف می کنند را با دیده شک و تردید بنگریم . ولی وقتی می شنویم که روسای آنها این موضوع
را تائید می کنند و می گویند که تونلها به وسیله اشعه مرگباری که » صخره زنده » را منهدم می کرد , کنده شده است ، دچار شگفتی می شویم . آنها می افزایند که عاملان آن اشعه موجوداتی هستند که در نزدیکی ستارگان زندگی می کنند !

نکته پیچیده دیگر وجود چاهی در » پالنگ » می باشد . این چاه که عمقی معادل 70 متر دارد در نزدیکی معابد مایا می باشد . با بررسی های به عمل آمده در این چاه آنها وقتی در عمق 45 متری به آب رسیدند و چیزی معادل 30 متر از این چاه درآاب کنده شده است ! باور نکردنی است چون برای چنین چاهی باید ابتدا پمپی آب داخل چاه را بسرعت به بیرون بیاورد تا مقنّی بتواند در آب چاه را حفر کند . نکته دوم پمپی دیگر باید هوا را از بیرون به داخل چاه هدایت کند . حال آن دستگاهها با چه انرژی کار می کردند ؟ خود معمای دیگری
می باشد !

وقتی مجددا» به موضوعات مربوط به آسیا بر می گردیم , پی می بریم که علاوه بر افسانه امپراطوری » شمبهالا » یک امپراطوری اسرار آمیز زیر زمینی دیگر به نام » اگارتی » ، » اگارتا » یا » اقارتی » در یک پناهگاه امن مرکزی که در یک جایی نزدیک در زیر کوههای هیمالیا قرار دارد وجود داشته است . طبق ادعای پرفسور » اوزند ووسکی » این مرکز با فرهنگ و تمدن انسانی حداقل در 60.000 سال قبل پایه گذاری شده بود . بعضی از روایات مربوط به وجود آنها خیلی خیلی تخیلی هستند و ارزش وقت تلف کردن را ندارند و از طرف دیگر هر از چندگاه یک بار شارلاتانهای جورواجور ظهور نموده و ادعا می کنند که از روحانیون والا مقام آنها هستند . اما روایاتی که در مورد پروازهای فضایی مافوق انسانی مردمان آن امپراطوری به قهرمانان موجود در کتب سانسکریت هندوها به چشم می خورد که تعدادی را به فکر انداخته که علیرغم افسانه آمیز بودن آن روایات , ارزش مطالعه و بررسی دقیق را دارند . به طوری که یک دانشمند آمریکایی مطرح نمود است : موضوع مربوط به امپراطوری زیر زمینی » اگارتی » و دیگر معماهای کیهانی ، افسانه های تبت و نعمت الهی روان شناسی تجربی که بعضی از مردمان آسیا از آن برخوردارند و تماما» در فصول همان کتب نگاشته شده است , مربوط به افسانه تمدن » مو » می باشد .

شاید روزی بتوانیم ایده هایی از محتویات کتب باقی مانده کسب نمائیم . اما چگونه و چه موقع ؟ جستجوی یک سوزن در انبار کاه در مقایسه با آن کار ساده ای می باشد و این موضوع مورد تائید کسانی است که سعی کرده اند پرده از روی راز موجودات فضایی و یا پرستش کنندگان ستاره ها که » هسینگو » نامیده می شود ، بردارند . آنها از نژاد مردم چین نبودند , در یک منطقه خالی از سکنه که در ضمن اطلاعات چندانی در مورد آنجا ندارم و در شمال تبت و در جنوب رشته کوه های » کان لون » واقع است ، می زیسته اند . تصور بر این است که آنها از ایران و سوریه به آنجا آمده بودند و یافته های به عمل آمده یادآور فرهنگ » یوگاریت » می باشد . خصوصا» تصویر » بعل » که یک کلاه کله قندی بسر دارد و تن وی پوشیده از نقره است .( تصویر اول )

وجود تمدنی اسرار آمیز در زیر زمین خیلی محتمل جلوه می نماید ، زیرا دالانها و راهروهای زیرزمینی فراوانی از این دست نه تنها در سرزمین اینکاهای سابق بلکه در جاهای دیگر نیز موجود است . گفته می شود که یکی از مهمترین نوع تونل ها , شبکه هایی از دالانهای زیرزمینی بوده است که بین » لیما » پایتخت پرو و «کوزکو » پایتخت اینکاها کشیده شده بود و به سمت جنوب شرقی تا مرز » بولیوی » ادامه داشته است . طبق مدارک قدیمی مقبره مجلل سلطنتی در داخل یکی از همین تونلهای زیرزمینی قرار دارد . تنها دانشمندان نیستند که جذب این وسوسه شده اند . هر چند که حقیقت آن تا چند قرن آینده نیز شاید برملا نشود . زیرا کندن و کنار زدن مانع سنگ و ملات آهک که تا عمق 40 متری مدخل تونل را مسدود نموده است ، خارج نمودن بخارات خفه کننده و متعفنی که چندین قرن است داخل آن تونل ها را پر نموده خیلی مشکل و پرهزینه است . وخطرات مرموز دیگر نیز شاید در انتظار کاشفین آنجا باشد , مثلا گفته می شود که اینکاها تله هایی برای تجاوزکنندگان احتمالی به آنجا کار گذاشته اند , بدین صورت که ناگهان زمین زیرپای چنین آدمهایی دهان باز کرده و به کام خود که چاه های عمیقی هستند فرو خواهد برد .

اینگونه تونل ها علاوه بر وسوسه دست یابی به گنجینه کلان , معمای باستان شناسی شگفت انگیزی نیز به حساب می آیند . دانشمندان بر این باورند که آن تونل ها به وسیله اینکاها ساخته نشده اند و هر چند بعدها مورد استفاده آنها واقع شده و در مورد سازندگان آنها نیز بی توجه بوده اند . در واقع آنها آنقدر شگفت انگیز و مهم هستند که نمی شود با حدس و گمان و احتمالات در موردشان صحبت نمود , همانطوری که تعدادی از دانشمندان تحقیق به عمل آورده و آنها را ساخت دست نوعی از غولهای ناشناخته قلمداد نموده اند . اما همانطور که خدمتتان عرض کردیم ، حقیقت عجیب دیگر این است که این نوع تونل ها در سرتاسر دنیا وجود دارد . یعنی علاوه بر آمریکای جنوبی در کالیفرنیا ، ویرجینیا ، هاوائی ( در آنجا تمام جزیره آن مجمع الجزایر به وسیله آن تونلها زیر زمینی به هم ارتباط داده شده اند ) اقیانوسیه و آسیا و همچنین در سوئد و چک و اسلواکی و جزیره مالت وجود دارند . یک تونل بزرگ که در حدود 50 کیلومتر آن مورد کاوش قرار گرفته است از زیر تنگه جب الطارق عبور نموده اسپانیا را به مراکش وصل می کند . بعضی از دانشمندان معتقدند که میمون های نوع شمالی آفریقا که برای اروپائیان ناشناخته است , از طریق آن خود را به جبل الطارق رسانده بودند ( ما سعی دارم تمام تئوریها را خدمت شما بیان کنیم تا خود قضاوت کنید ) حتی گفته شده است که این گونه دالان های سنگی زیر زمینی شبکه ای را تشکیل می دهند که حتی دور افتاده ترین نقاط سیاره ما را بهم وصل می کنند .

پروفسور » آیرون جان هیل » درباره تونل های آمریکای جنوبی و به خصوص تونل های منتسب به » اینکا » ها نظر جالبی دارد , او می گوید : همانطور که همه می دانند جمجمه کریستالی قوم » مایا » چون معمائی برای نسل امروز باقی مانده است , هر چند این جمجمه کریستالی از ویرانه های » مایا «ها پیدا شده اما قدمتی چند هزار ساله دارد اقوامی که می توانند آن جمجمه کریستالی را آنگونه برش و طراحی کنند ، آیا از کندن چنین تونلهای عاجز خواهند بود ؟!

» جان شپرد » که شعبه یکی از روزنامه های مشهور ایالات متحده را در کشور » اکوادور » اداره می کند , گفته است که در سال 1944 یک نفر مغول را که یک نوع چرخ فرفره عبادت ( این نوع چرخ فرفره را بیشتر روحانیان معابد تبت در دست می گیرند ) را در دست داشت و به حالت خلسه فرو رفته بود , در ساحل کشور کلمبیا مشاهده کرده بود . گفته می شود که آن شخص کسی جز » دالایی لامای سیزدهم » نبوده است که تصور می شد در سال 1933 فوت نموده ولی جسد وی هرگز در داخل سردابه ای که بدین منظور درست شده بود قرار نگرفته بود . دلایلی را که » لهاسا » ارائه نمود این بود که وی در حقیقت نمرده بود , بلکه دست به یک سفر زیارتی زیر زمینی به سوی کوه های» آند » واقع در قاره آمریکا زده بود ، که خواستگاه اصلی دین » لاما » قبل از اینکه با بودایی محشون شود , بوده است . این موضوع شاید عجیب و غیر واقعی جلوه بکند ، اما تعدادی از روحانیان دین لاما که در مورد وجود تونل های زیر زمینی مورد سئوال قرار گرفتند ، همگی اعلام نمودند : بله چنین تونل های وجود دارند و توسط تعدادی از غولها کنده شده است که ما را با نور معرفت و دانش خود منور نمودند و در آن ایام دنیا هنوز جوان بود.

شاید وقتی بخوانیم که طبق گفته » کاروکس » ، » ایوپالیونها » در ایام باستانی تونلی را در جزیره » ساموس » احداث نمودند , تا حدودی قانع بشویم . طبق آن مدارک ، کار حفاری از دو نقطه ابتدا و انتها بطور همزمان شروع گردید . طول تونل حدود 1100 متر است . این تونل کاملا مستقیم است و دو تیم حفاری درست طبق طرح در یک نقطه به هم رسیدند . مهندسین فرانسه و ایتالیا که زیر کوه » مونبلانش » مشغول حفر تونل بودند ، از تجهیزات مدرن و الکترونیکی گوناگون بهره می گرفتند , البته کانال مانش هم از این قاعده مستثنی نیست ، در صورتی که تا آنجا که اطلاع داریم » ایوپالیونها » حتی قطب نما هم در اختیار نداشتند ! حال این معما را چگونه باید حل کرد با شماست . کانالی که حتی یک اینچ هم منحرف نشده و از یک مهندسی باور نکردنی حکایت می کند . یکی از مسائلی که دوباره باید بازنگری شود ، ارتباط تمدنهای گذشته با یکدیگر است ، اینکه این ارتباط چگونه و از کجا صورت گرفته نکته مهمی است .

یکی از همین دالانها یا تونلها زیرزمینی از زیر ارگ تبریز تا باسمنج واقع در 5 کیلومتری شرق تبریز کشیده شده بود و خیلی عریض و بلند و حتی کالسگه رو بوده است . البته نمی دانیم الان هم وجود دارد یا خیر ، اما حدود سالها پیش در خبرها آمده بود که در یکی از روستاها تونلهای پیچ در پیچی کشف شده . ابتدا تصور می شد که این راه های زیر زمینی برای دفن اموات بوده است ، اما تحقیقات بعدی این فرضیه را رد کرد . آن تونلها برای چه و توسط چه اشخاصی حفر شده معلوم نیست .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: