بایگانی دسته‌ها: تاريخ زمين

برج بابل

دوستان عزیز در اين مطلب  در خصوص احتمالات موجود از  برج بابل آورده شده است.از دوستان مطلع در این زمینه درخواست می کنم چنانچه مطالب مشابه در سایتهاي ديگر مشاهده نموده اند نقل قول آنرا به منظور بالابردن سطح کیفی ارائه نمایند. البته اين مطلب خود از سطح كيفي بالايي برخوردار است و حاصل تحقيقات و ترجمه مستقيم نويسنده از منايع معتبر است.

و خدایان(الهه ها) در میان آدمیان تفرقه افکندند..!

برج بابل

.

===================================================

حادثه ای که در پای برج بابل رخ داد در کتب زیادی  نقل شده است مانند عهد عتیق و قرآن کریم, اما  باعث کنجکاوی نبوده است که چرا و به چه دلیل باید چنین اتفاقی بیفتد؟!  محققان و تاریخ شناسان بسیاری با استناد به این داستان ریشه همه زبانها را یکی می دانند ولی هرگز نپرسیده اند که اصلا

چرا خدا باید از بشر و اتحاد او بترسد و زبان او را مغشوش کند ؟

و از آن مهمتر چگونه و با چه وسیله ای زبان نوع بشر را تغییر داده است؟

آیا منظور از تغییر زبان آدمیان صرفا تغییر دستور زبان و معنی لغات آنها در عرض چند ثانیه است ؟

یا منظور ایجاد جدایی, تفرقه و نفرت در میان آدمیان برای جلوگیری از اتحاد و همبستگی آنهاست؟

آیا ساختن برج بلندی که به آسمان و مقر فرماندهی او برسد آنقدر خطرناک بوده که او نخواسته کوچکترین ریسکی بکند و بشر را به حال خود بگذارد تا به آسمانها دست پیدا کند؟

سوال دیگر اینکه آنچه را به نام برج بابل می شناسیم آیا واقعا برجی از خشت و گل بوده است یا وسیله ای برج مانند برای حمل نوع بشر به مسکن خدایان ؟

در این مقاله سعی کرده ام پاسخ این سوالات را از میان کتب ناخوانده پیدا کنم. باشد که این اطلاعات در راهنمایی و شناخت بهتر سیستمهای خدایی (الهی) و دنیوی ما را یاری کند. از آنجا که ترجمه های فارسی از نسخه سفر پیدایش کاملا دستکاری و تبدیل شده بودند از ترجمه مستقیم عبری به انگلیسی به فارسی استفاده شده است. علاقمندان باید هشیار باشند که ترجمه های جدید فارسی همگی دستکاری شده اند.

 

دروازه خدا کجا بود؟

نام » بابیل» از ریشه آکادی « باب- ایلو »  باب به معنی «دروازه» و ایل یا ال به معنی» خدا»  آمده است اما از آنجا که در عبری با لغت «بالبال» به معنی «مختلف» همصدا است در عبری بابل را به معنی » مغشوش کردن» نیز می خوانند.

برخی محققان معتقدند که داستان برج بابل صرفا یک افسانه و داستان برای جذاب کردن اشعار تورات بوده است و ریشه ای در حقیقت ندارد. آنان همچنین معتقدند که وجود یک زبان اولیه برای کل مردم (حداقل تا ده هزار قبل از میلاد) غیر ممکن بوده است.

هرودوت مورخ رومی در مورد ساختمان و دیوارهای شهر بابل توضیح می دهد و سپس می نویسد : «…بر فراز بلندترین برج ,معبد بزرگی جای دارد و داخل معبد تختی با ابعاد غیر عادی قرار دارد با تزئینات فراوان و یک میز طلایی در کنارش…«.

نام این برج » ژوپیتر بلوس » است که به احتمال زیاد اشاره به نام «بل» یا » بعل» خدای مردم  آکاد دارد که با تلفظ رومی توسط هرودوت نوشته شده است. بعل در بابل با نام » مردوک» نیز شناخته شده بوده ( البته به اشتباه چرا که بعل پدر مردوک بوده ولی از روی احترام و ترس فراوان برای مردوک نام بعل را به مردوک تغییر داده بودند) و مردوک در بابل صاحب برج و زیگورات عظیمی به نام اته مه نانکی  Etemenanki  بوده است که بر اثر زلزله های فراوان و رعد و برق آسیب می بیند و برخی محققان باور دارند که ویران شدن این زیگورات بعدها به صورت برج بابل در تاریخ نوشته شده است.

نبوکد نصر در ۵۷۰ قبل ازمیلاد تصمیم به بازسازی این زیگورات می گیرد و در توصیف ویرانه های آن می گوید : « پادشاهی از گذشتگان معبد { هفت نور زمین} را ساخت اما بالای آن را کامل نکرد. از دورانی نا معلوم مردم آن را رها کردند بدون آنکه قادر باشند لغات خود را بیان کنند. از آن زمان زلزله و رعد و برق آجرهای ترک خورده آن را جا به جا کرده بود آجرهای پی شکسته شده بود و کف تالار آن پر از پشته شده بود. مردوک خدای بزرگ به ذهن من آورد که این بنا را تعمیر کنم…».

تئوری جدیدتری معتقد است که برج بابل در واقع همان ویرانه های کنونی زیگورات اریدو بوده است که در جنوب اور در بابل قرار دارد چرا که نام اریدو در اصل » نون-کی»بوده است که بعدها به «بابل» تغییر داده شده است.

 

برج بابل از زبان عهد عتیق

 

یکی از مشهورترین آیات عهد عتیق اشاره به روزگاری دارد که آدمیان با یکدیگر در صلح و صفا بودند و همگی زبان یکدیگر را می فهمیدند.

«۱ و همه ء زمین به یک زبان سخن می گفتند و یک صدا بودند. ۲ وقتی که از مشرق سفر می کردند دره ای در سرزمین شنعار یافته و در آن مستقر شدند.

طبق  تورات ناگهان و بدون هیچ دلیل قانع کننده ای انسانها جمع می شوند و تصمیم می گیرند برجی بسازند تا توسط آن به آسمان برسند. تورات دلیل ساخت این برج را اتحاد و همبستگی نوع بشر ذکر می کند ولی در مورد دلایل دیگر سکوت می کند.

۳ و آنها به یکدیگر گفتند «بیایید آجر بسازیم و کاملا بپزیم». پس آجرها به عنوان سنگ  و گل رس برای ملات استفاده شدند.

۴  و آنها گفتند » بیایید برای خودمان شهری با برجی بلند بسازیم که سرش در آسمانها باشد. و بیایید برای خودمان نامی پیدا کنیم مبادا که بر پهنه زمین پراکنده شویم».

۵ و الوهیم پایین آمد تا شهر و برجی که پسران آدم ساخته بودند  ببیند.

۶ و الوهیم گفت » اوه! آنها یک ملت هستند و یک زبان دارند و برای همین توانسته اند از عهده این کار برآیند. حالا هر نقشه ای که دارند و هر چه را اراده کنند نمی توان متوقف کرد.

۷ ا( الوهیم گفتند) «بیایید با هم به پایین برویم و زبانشان را گیج کنیم تا کسی زبان دیگری را نفهمد».

۸ و الوهیم از آنجا آنها را بر سطح زمین پراکنده ساخت و آنها ساخت شهر را متوقف کردند.

۹ از این رو نام آنجا را » بابل» نهاد چون از آنجا بود که الوهیم زبان سرتاسر زمین را عوض کرد و آنها را در همه جای زمین پراکنده کرد..» { سفر پیدایش باب ۱۱ آیات ۱ تا ۹}

نکته بسیار مهم در ترجمه این است که اسامی خاص باید به حال خود گذارده شوند. مثلا اگر نام شخصیتی در یک کتاب فارسی » امیر « باشد مترجمی که آن را به انگلیسی بر می گرداند حق ندارد نام خاص را به انگلیسی ترجمه کند وبگوید Kingو یا در ترجمه فارسی از قرآن هر جا نام خدا آمده باید در اصل گفته شود اللهچرا که الله نام خاص است و ما حق نداریم معادل فارسی اش را در ترجمه بنویسیم چون در این صورت امانتداری در معنای اصلی نکرده ایم. در خصوص متن عبری تورات نیز مترجمان به دلایل زیادی از جمله سرپوش گذاری روی حقیقت هر جا نام » الوهیم» آمده آن را به » خدا » ترجمه کرده اند و سایر معانی عبری را نادیده گرفته اند! در حالیکه همه ما می دانیم که » الوهیم» در لغت معادل خدا نیست بلکه معادل » خدایان» است و اگر هم نباشد در ترجمه حق تبدیل اسامی خاص وجود ندارد. ولی این کاری است که مترجمان هدفدار و ناصادق می کنند و خواننده را نیز در نا آگاهی کامل باقی می گذارند.

در خصوص معنی و مفهوم » الوهیم» بحثهای زیادی بین مذهبیون و تاریخ شناسان وجود دارد. یهودیان افراطی اصرار می کنند که الوهیم یعنی همان » آدونای» و همان » یهوه» و به معنی خدای یکتاست. در حالیکه محققان بی طرف معتقدند » الوهیم» نامی جمع است و معانی متعددی برای آن پیشنهاد می کنند از جمله «قاضیان» » قضاوت کنندگان» «نگهبانان» «خدایان» و …

لازم به ذکر است که  در برخی آیات, الوهیم که صیغه جمع است با فعل جمع آورده شده مانند : » بیایید با هم به پایین برویم » اما در برخی جاها نیز با فعل مفرد آمده است مثال: «و الوهیم آدم را به صورت خود خلق کرد«.

که این خود جای بحث فراوان دارد و در تحمل این مقاله نیست. ما در اینجا روی معانی الوهیم تمرکز نمی کنیم چرا که الوهیم چه مفرد و چه جمع ,کاری مرتکب شده و آن تفرقه انداختن در زبان و افکار بشر بوده است و این حادثه گویا در مکانی در پایین برج بابل رخ داده است. چرا و چگونگی این کار الوهیم است که مد نظر ما در این مقاله است.

تناقض :

در سفر پیدایش باب ۱۰ به وضوح صحبت از قبایلی است که هر کدام به زبان خاص خود سخن می گویند و طبق تورات این زمان قبل از وقوع حادثه برج بابل است. پس چگونه  است که تورات در جای دیگر ادعا می کند که تا پیش از برج بابل همه زمین یک زبان مشترک داشته اند ؟ به این تناقض در انتهای مقاله خواهیم پرداخت.


Picture 1: The Tower of Babel (Mallet)

The Tower of Babel
Picture 2: The Tower of Babel (Doré)

The Tower of BabelPicture 3: The Tower of Babel

The Tower of Babel
Picture 4: The Little Tower of Babel (Brueghel)
از زبان قرآن

قرآن اختصاصا و علنا نامی از بابل و ماجرای اختلاط زبانها نمی آورد بلکه ترجیح می دهد در این باره سکوت کند. به جای آن واقعه ای مشابه را در مصر نقل می کند.

در قصص آیه ۳۸ چنین می گوید : «و فرعون باز با بزرگان گفت که من هیچکس را غیر خودم خدای شما نمی دانم. ای هامان! خشتی در آتش پخته و از آن برجی برای من بنا کن تا من از خدای موسی مطلع شوم هر چند او را دروغگو می پندارم«.

و در مومن آیات۳۶-۳۷ می فرماید: « و فرعون گفت ای هامان! برای من کاخی بلند بنا کن تا شاید به درهای آسمان راه یابم. تا راه به آسمانها یافته و بر خدای موسی آگاه شوم..»

البته الله در مورد ایجاد اختلاف بین نوع بشر اشاره ای کوچک می کند که می توان در آیات زیر مشاهده کرد اما ظاهرا ارتباطی با مصر ندارد.

نحل آیه ۹۳ : » و اگر الله می خواست همه شما را یک ملت قرار می داد ولی گمراه می کند هر که را بخواهد و هدایت می کند هر که را بخواهد..».

هود آیه ۱۱۸ : » و اگر مالک و ارباب تو می خواست مردم را یک ملت قرار می داد و لیکن اختلاف تمام نمی شود«.

شوری آیه ۷: » اگر خدا می خواست همه را یک ملت قرار می داد ولیکن هر که را بخواهد به رحمت خود داخل می کند».

شاید بهترین اشاره در یونس آیه ۱۹باشد : » مردم یک ملت بیش نبودند پس مختلف شدند و اگر سخن نخستین خدایت نبود البته بین آنها قضاوت می شد و اختلافشان خاتمه می یافت».

در این آیه خدا می فرماید که با دخالت خودش مردم را دچار اختلاف کرده و قصد هم ندارد که آنرا تمام کند. اما دیگر نمی گوید که مورد اختلاف چیست و چرا باعث اختلاف گشته است و چرا آن را تمام نمی کند. اگرچه شاید بعضی معتقد باشند که منظور از قسمت آخر آیه آن است که خداوند قیامت برپا می کرد تا به قضاوت بنشیند ولیکن رحمت از او پیشی گرفته و مانع برپایی قیامت در آن لحظه گشته است. در همین سخن و تفسیر هم باز اگر دقت شود ایراد ها و معانی متفاوت زیادی وجود دارد که نه تنها آیه را توضیح نمی دهد بلکه باعث سوال بیشتر می شود. ما فعلا با این سوالات جانبی کار نداریم و صرفا به حادثه ای می پردازیم که طی آن بین مردم اختلاف شده و الله نیز در قرآن آن را تایید می کند.

از زبان سایر متون دینی :

در تورات و قرآن صراحتا گفته نمی شود که خدا شخصا حاصل کار و تلاش بشر را نابود می کند تا از پیشرفت او جلوگیری کند اما متون دیگری مانند جوبیلیز ( تواریخ شفاهی) می گویند که خدا تندبادی برای ویران کردن برج بابل می فرستد. طبق کتاب کورنلیوس آلکساندر Cornelius Alexander بخش ۱۰ و کتاب آبیدنوس Abydenus بخش ۵ و ۶ برج بابل توسط تندباد از پا در آمد. طبق کتاب یاقوت الهماوی بخش یک صفحه ۴۴۸ و کتاب لسان العرب جلد ۱۳ صفحه ۷۲ نوع بشر توسط باد عظیمی به دشتهای سرزمینی که بعدها بابل نامیده شد آورده شدند و بعد از آنجا با باد به نقاط دیگر زمین ریخته شدند.

کتاب جوبیلیز : Jubilees

جوبیلیز که از ۲۰۰ سال قبل از میلاد تا ۹۰ میلادی نوشته شده است جزئیات کوچکی را اضافه می کند. { جوبیلیز باب ۱۰ آیات ۲۰ و ۲۱}

« و آنهاشروع به ساختن کردند و در هفته چهارم با آتش آجر پختند و آجرها را به جای سنگ استفاده کردند و ملاتی که آنها را به هم چسبانید از آسفالتی (قیر) بود که از ته دریا می آورند- و از چشمه های آبی که در سرزمین شنعار  است.

و آنها ساختند : چهل و سه روز آن را می ساختند- و پهنای آن ۲۰۳ آجر بود …و ارتفاع آن به پنج هزار و چهارصد و سی و سه ذراع و دو وجب رسید…»

کتاب میدارش Midarsh

میدارش از ادبیات ربانی(یهودی) است و چندین دلیل را برای ساخت برج و هدف سازندگانش نام می برد:

۱- این عمل در قوانین شریعت یهود شورش علیه خدا محسوب می شده است.

۲- سازندگان برج که نامشان در منابع یهودی « نسل موفق » بوده است گفتند :« الوهیم هیچ حقی ندارد که دنیای بالایی را برای خود برگزیند و دنیای زیرین را برای ما بگذارد- پس ما نیز برجی خواهیم ساخت با بتی بر فراز آن شمشیر در دست تا چنان به نظر آید که او قصد جنگ با خدا را دارد «.

۳- ساختن برج نه فقط به منظور مخالفت با خدا بود بلکه به ابراهیم نیز بود. چرا که ابراهیم آنجا بود و از شرکت در ساخت برج خودداری کرد. متون یهودی می نویسند که سازندگان برج سخنان زشت علیه الوهیم می زدند که از تورات حذف شده است و می گفتند هر ۱۶۵۶سال یکبار آسمان می لرزد و آب فراوانی بر زمین می ریزد پس آنها برج را می سازند تا آسمان را نگه دارد و نلرزد تا سیل و طوفان نوح دیگر تکرار نشود.

۴- برخی از آن نسل گناهکاران حتی می خواستند به جنگ خدا در آسمان بروند ( تلمود ). آنها به این عمل وحشیانه خود ترغیب میشدند وقتی که می دیند تیرهایی را که به آسمان می فرستند آغشته به خون به زمین باز میگردند. پس انسانها واقعا باور کردند که می توانند علیه ساکنین آسمانها اعلان جنگ کنند.

۵- بر اساس کتاب جوزفوس Josephus و میدارش این نمرود بود که همعصرانش را راضی به ساختن برج کرد در حایکه سایر منابع ربّانی می گویند نمرود از سازندگان جدا بود.

کتاب مکاشفات باروچ : Apocalypse of Baruch

نوشته شده بین ۱۰۰ و ۲۰۰ میلادی یکی دیگر از منابع تاریخی یهودیان است. در سومین مکاشفه که فقط به زبانهای یونانی و اسلوانی نوشته شده است باروچ ابتدا به مکانی برده می شود که » ارواح سازندگان برج  که سرکشی علیه خدا کرده بودند در آن قرار گرفته اند  و الوهیم ارواح آنها را تبعید کردند» .

و سپس به او جای دیگری را نشان می دهند که عده ای به شکل سگان در آمده اند:

» آنان که مشاوران ساخت برج بودند و به فرمانشان دسته هایی از مردان و زنان عقب و جلو می رفتند تا آجر بسازند – در میان ایشان زنی- که اجازه نداشت از کار دست بکشد حتی در ساعت زایمان و به دنیا آورد درحالیکه آجر می ساخت و فرزندش را در پیشبند خود حمل کرد همچنان که آجر می ساخت.

و الوهیم ظاهر شد بر آنان و زبان ایشان را بدل کرد زمانیکه برج را تا ارتفاع چهار صد و شصت و سه ذرع ساخته بودند. و آنان مته ای برداشته و خواستند که آسمان را سوراخ کنند و گفتند بیایید ببینیم که آسمان از گل است یا آهن یا برنج. وقتی خدا این را دید به آنها اجازه نداد و منحرفشان کرد با نابینایی و اختلاف سخنها و آنان را بازگرداند همچنان که می بینی». { مکاسفات باروچ باب ۳ آیات ۵ تا ۸}

کتاب مورمون

در آثار مورمونی نیز اطلاعاتی در خصوص برج بابل ثبت شده است از جمله در کتاب اثیر که داستان را مانند تورات نقل می کند. بر طبق کتاب فقط گروهی از مردم با نام جاردیان زبانشان عوض نشد و آنها در آمریکای شمالی ساکن شدند. اگرچه قومی با این نام در متون دیگر تایید نشده است.

توجه: آیات کتبی مانند مکاشفات باروچ و جوبیلیز و میدارش  به فارسی موجود نبوده و من برای استفاده در این مقاله صرفا بخشهایی از آنها را ترجمه کرده ام.

https://i1.wp.com/i125.photobucket.com/albums/p52/sirhemlock/GenUr-Nammu2044-2007.jpg

در متون سومریان :

سومر پیش از پادشاهی بابل ساخته شده بود. پس چگونه ممکن است داستان برج بابل در اسناد سومری نیز ذکر شده باشد؟

از آنجا که در اسطوره انمرکار و خدای آراتّا Enmerkar and The Lord of Aratta می خوانیم که دو خدای رقیب یعنی انلیل و انکی زبان نوع بشر را بر اثر مجادله های خود بر هم زدند و مغشوش نمودند.

زکریا سیچین در کتاب » سیاره دوازدهم» و » نبردهای خدایان با آدمیان » معتقد است که کلیه داستانهای تورات و سایر کتب دینی برداشته شده از حوادث اولیه تری هستند که در متون و اساطیر سومر ثبت شده بودند. بر همین اساس جریان برج بابل ارتباطی با بابل ندارد بلکه این نام بعدها به آن داده شده است.

زکریا سیچین بر این باور است که لغت «مو» MU که در متن سومری استفاده شده است به معنی برج نبوده بلکه به معنی » شئئ مخروطی با نوک بیضی » که « به سمت بالا می رود»  می باشد. با این حساب سیچین نتیجه می گیرد که اینجا برج کنترل یا پایگاهی برای پرتاب موشک بوده است. در متن آکادی به جای لغت «مو» به لغت » شم-مو» بر میخوریم که باز سیچین معتقد است Shem-Mu نیز به همان معنای سومری آمده است یعنی » آن شئئ که مو است».

تصویری از سکه ای قدیمی که ساختمان جایگاه پرتاب راکت یا سفینه را نشان می دهد.

بنابراین هدف سازندگان برج مشخص می شود. آنان در صدد ساخت»شمو» یا » راکتی» بودند که آدمیان را به آسمانها و جایی که خدایان در آن منزل دارند ببرد. سیچین همچنین می نویسد:

« آدمیان در آن زمان تکنولوژی مورد نیاز برای ساخت چنین پروژه هوا-فضایی را نداشته اند. بنابراین راهنمایی و همکاری یک خدای دانشمند در اینجا ضروری بوده است

سیچین می افزاید: «هم تورات و هم متون سومری بر یک چیز متفق القولند و آن این است که ماشینهای پرواز فقط  متعلق به خدایان هستند نه آدمیان…بر اساس همین متون انسان فقط  به اذن و اجازه خدایان است که می تواند به مکانهای آسمانی صعود کند…متون سومری صحبت از چندین انسان می کنند که افتخار صعود به آسمانها به ایشان داده شده. از جمله آداپا ( آدم) نمونه ای از انسان که توسط انکی خلق شده بود«.

به غیر از هنوخ و الیجاه و چند نفر معدود دیگر نفوذ سایر نژاد بشر به آسمانها هرگز مورد موافقت خدایان نبوده است.از این رو باید کار آنها متوقف می شد.

به عقیده سیچین زیگوراتها برجهای کنترل و جایگاه صعود و فرود سفینه های خدایان بوده اند. بر بالای یکی از همین زیگوراتها بود که بشر خواست خودش به جای خدایان سوار بر موشکی شود و به آسمانها دست یابد.

جک بارانگر  Jack Barranger نویسنده و تاریخ شناس دیگری است که با نظریه سیچین در مورد موشک شمو موافق است در کتاب خود « لطمه ای از روزگار پیشین: ریشه ادیان و اثر آن بر روح انسانی » شرح می دهد که  آدمیان آنقدر هوشمند و قدرتمند شده بودند که می خواستند خود را از بند اسارت خدا رها کرده و آسمانها را از انحصار او خارج کنند- پس خدا بر آنها خشم گرفت.

» انسانها بی نهایت هوشمند بودند و تصمیم گرفتند وسیله ای بسازند که با آن خود را از شر سیاره ظالم و زندان مادی رها کنند و در همین زمان بود که بزرگترین لطمه به گذشتگان وارد شد«. او معتقد است پس از وقوع این حادثه خدا تصمیم گرفت از دین به عنوان وسیله ای برای تفرقه بشر استفاده کند و او باور دارد که منظور از مشوش کردن زبان انسانها همانا ایجاد ادیان و باورهای گوناگون و تعصباتی است که منجر به جنگ و نزاع بین آنها گشت و آنها از ساختن موشک باز ماندند و هر یک به دنبال باورهای خود روانه شدند.

{ موضوع خدا – او کیست و چرا چنین کرد در حد این مقاله نیست و نیاز به پیش نیار فسلفی عمیقی از سیستم های خدایی دارد و از حوصله این مقاله مختصر خارج است.}

لینک به کتاب آنلاین جک بارانگر

این در حالی است که نظریه سیچین در مورد ترجمه لغت MU توسط همه سومر شناسان و زبانشناسان مردود اعلام شده است. استناد این دانشمندان به لغتنامه ها و دیکشنری هایی است که خود مردم سومر و آکاد و بابل در زمان گذشته نگاشته اند. این لغتنامه ها هم اکنون موجود است و تمام جزئیات کلامی و گرامری این زبانهای باستانی در آنها حفظ شده است. سومر شناسان معتقدند که ترجمه سیچین از لغت » مو» کاملا یکطرفه و بدون در نظر گرفتن معنای رایج سومری در لغتنامه ها است.

دکتر مایکل. اس. هیسر  Michael S. Heiser متخصص زبانهای سامی و سومر شناس دانشگاه پنسیلوانیا و نویسنده کتاب   The Facade برای مثال معتقد است که لغت » شمو» در لغتنامه های باستانی سومری و آکدی به معنی » آسمانها» آمده است نه به معنی «آنچه که به بالا می رود » بنابراین لغات » شمو» – «سمو» و » سماء» همگی به معنی آسمان هستند و در جای دیگر همین لغت به معنی » نام و شهرت» استفاده شده است. چرا که در این زبانهای باستانی هر لغت معانی متعددی داشته که بسته به ساختار جمله و جایی که استفاده شده است معنی آن مشخص می شده است.

در هر صورت با وجود تمام مخالفتهای آکادمیک به ترجمه های سیچین همچنان نظریه «مو» و موشک دقیقترین و بهترین توضیحات را ارائه می دهد. همانطور که جک بارانگر می گوید : » ساختن یک برج خشت و گلی چه ضرری ممکن بوده به خدا برساندکه سبب وحشت او گردد؟ هر عاقلی می داند که برجی از آجر و گل هرگز به آسمانها نخواهد رسید! «

اسطوره سومری انمرکار و خدای آراتا :

جا دارد اشاره مختصری نیز به اسطوره انمرکار و شباهت آن با برج بابل داشته باشیم.

این اسطوره و حماسه سومری در ۲۱۰۰ قبل از میلاد از روی نسخه ای بسیار قدیمی تر باز نویسی شده است و صحبت از درگیری های بین انمرکار, شاه اونوگ کولابا Unug Kubala ( اوروک یا اور) با شاه بی نامی از آراتا می کند. آراتا به عقیده مورخان مکانی در ایران امروزی در حاشیه کوههای زاگرس تا نواحی ارومیه و ارمنستان بوده است. این داستان شباهتهای زیادی به داستان برج بابل در تورات دارد.

 

انمرکار توسط الهه اینانا برای شاهی انتخاب شده است و از اینانا تقاضا می کند تا اجازه برتری او را بر آراتا صادر کند و او نیز در عوض مردم آراتا را به تولید سنگها و فلزات گران قیمت برای اینانا وادار خواهد کرد تا با این سنگها و فلزات برجی بزرگ و زیگوراتی عظیم برای انکی در اریدو بنا کرده و همچنین معبد خود اینانا در اوروک را با این سنگها تزئئین کند. اینانا به انمرکار توصیه می کند که پیکی به سوی کوههای شوش و انشان نزذ پادشاه آراتا بفرستد و از او بخواهد تا سرزمینش را به او تسلیم نماید. انمرکار همین کار را می کند و شاه آراتا را تهدید به جنگ و نابود کردن مردم آن سرزمین می کند » مبادا مانند شهری که توسط انکی نفرین و سراسر ویران شد من آراتا را ویران کنم ! مبادا مانند آن بلایی که نابود کرد و بر اثر آن اینانا از خواب پرید و لرزید و فریاد کرد -من هم سرزمین تو را ویران نمایم! «.

سپس انمرکار وردی می خواند به نام ورد نودیماد Nudimad . وردی که در آن انکی بر انگیخته شده تا زبان واحد آن سرزمینها را بر هم بزند. این سرزمینها شامل شوبور- حمازی- سومر- اوری کی- آکاد و سرزمین مارتو می باشند.

» در آن زمان که نه ماری هست ,نه عقربی و نه کفتاری هست نه شیری ,و نه سگ یا گرگی, پس نه ترسی هست و نه لرزی و انسان هیچ رقیبی ندارد!

در چنین زمانی باشد که سرزمینهای شوبور و حمازی ,چند زبانه, و سومر بزرگ از دلاوری همچو من ,و آکاد سرزمین دارای هر چیز مفید, و سرزمین مارتو که در آرامش است و تمامی جهان, مردم حفاظت شده و قوی, که همه آنها انلیل را به یک زبان واحد بخوانند! چرا که در آن زمان ,انکی خدای مالک همه چیز و تصمیم گیرنده نهایی و عاقل و دانای همه چیز و برتر از همه خدایان, منتخب بخاطر دانشش و فرمانروای اریدو  , سخن را در دهان مالکان و شاهزادگان و شاهان قدرت طلب  آنها تغییر خواهد داد به تعدادی که دهان قرار داده است و زبان بشر به حقیقت یکی است».

ترجمه متن به همان سبک باستانی انجام شده و افعال تغییر داده نشده اما در اصل این حادثه در زمان گذشته رخ داده و توسط انمرکار بازگو می شود.

سیچین معتقد است که این حادثه هزاران سال قبل از آنچه تورات می گوید رخ داده و حتی در داستاهای سومر باستان به صورت واقعه ای کهن ذکر می شده است. بر این اساس او انکی را مسئول بدل کردن زبان بشر می داند.

پ . ن : با تشكر فراوان از خانم شيرين .


فضاپیمای باستاني که در ترکیه پیدا شد

ماکت موشک فضاپیمای باستانی

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_ciencia/flyingobjects22_02a.jpg

آیا عکس بالا ماکت یک موشک فضاپیمای تک سرنشین باستانی است؟ آن ؛ چیزی شبیه گفتۀ ذکریا سچین  نویسنده برجسته و محقق در زمینۀ نظریه فضانوردان باستانی میباشد؛ که در موزۀ باستان شناسی استانبول در ترکیه به مدت یک چهارم قرن مخفی نگهداشته شده بود.

سچین اخیراً موزه را متقاعد کرد که این شیئ مصنوع ممکن است درحقیقت باستانی باشد و نه یک مجعول مدرن که آنها (سرپرستان موزه ) استنتاج کرده بودند ؛ فقط به این خاطر که عقیدۀ ما از تاریخ باستان شامل موشکهای فضاپیما نیست.

سچین در مقالۀ خود ، در مجلۀ Atlantis Rising  ، شمارۀ 15 ، این شییء را بصورت زیر توصیف میکند:

یک نمونۀ کوچک حجاری شده از آنچه به چشم امروزی شبیه یک فضاپیما با کلاهک مخروطی ، که از یک دستۀ چهارتایی اگزوز موتور در اطراف یک اگزوز موتور بزرگتر ساخته شده به نظر میرسد ؛ فضاپیما دارای یک کابین برای تک خلبان میباشد. ( در واقع در سنگ تراشی اینگونه نشان داده شده است. )

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_ciencia/flyingobjects22_01a.jpg

او ، خلبان را در وضعیت نشسته با پاهای تاشده به سمت قفسه سینه و پوشیدن لباس یک تکۀ مخصوص پرواز با پوتین هایی در پاها و دستکشهایی در دستان توصیف میکند ؛ وی اشاره میکند از آنجایی که قسمت سر خلبان مفقود است ، ما نمیتوانیم بفهمیم که آیا خلبان ، کلاه ایمنی ، عینک محافظ و یا سایر ادوات مخصوص را بسر دارد ؟ این شیئ 5.7 اینچ طول ، 3.8 اینچ ارتفاع و 3.5 اینچ عرض دارد.

[IstanbulRocketship2.jpg]

سچین سالها وقت صرف ردیابی شیئ کرد تا اینکه آنرا در موزۀ باستان شناسی در استانبول یافت. آن شیئ در Toprakkale از زیر خاک بیرون آورده شده بود ، شهری که در دوران باستان با عنوان Tuspa شناخته میشد ، جایی که پادشاه Urartu مدت کوتاهی در بیش از 2500 سال قبل سلطنت میکرد.

مسئولان موزه برآن بودنند که این شیئ کوچک بایستی جعلی باشد زیرا با سبک دوران کهن متفاوت است ، مهمتر آنکه شبیه یک کپسول فضایی به نظر میرسد.

آنها استدلال کردند ، از آنجایی که در دوران باستان کپسول فضایی وجود نداشت پس آن بایستی یک جعل مدرن ، یک شوخی عملی ،  ساخته شده از گچ پاریس و پودر سنگ  مرمر باشد.

به هر حال ، در طی بازدید سچین از استانبول و موزه در ماه سپتامبر سال 1997 میلادی ، او با مدیر ، دکتر Pasinli ملاقات کرد ، او شیئ مصنوع را از کشو برداشت و به سچین اجازه داد تا بررسی کند و از آن عکس برداری کند. آن از دید سچین اینطور به نظر میرسید که بایستی از یک سنگ آتشفشانی متخلخل تراشیده شده باشد ، جزئیات بسیار دقیق است.

دکتر پاسینلی نظر سچین را جویا شد ؛ سچین به مدیر و همکاران او گفت : خارج از شرایط نیست وقتی شما اشیای مختلفی را بررسی میکنید که گویی نمایانگر یک تمدن کهن فضایی میباشند.

در کتاب » ممالک گمشده » ی سچین ؛ شما تصاویری از مصنوعاتی می یابید که ممکن است نمایانگر فضانوردان ریشدار و فضاپیماهایی باشند ؛ که این اشیاء متعلق به کشور مکزیک هستند  و همچنین آنچه که ممکن است سکوی فرود یا پرواز یک فضاپیما باشد را در لبنان بیابید.

https://i2.wp.com/www.nowlebanon.com/Library/Images/Uploaded%20Images/Sitchin-and-stone-resized.jpg

او به مسئولان موزه توصیه کرد تا به بازدیدکنندگان اجازه دهند تا در مورد آنچه که هست برای خود تصمیم بگیرند ؛ درحالی که شک خودشان را درمورد اعتبار این شیئ مصنوع اظهار میدارند.

این برای متقاعدکردن موزه داران کافی بود تا درنهایت شیئ را در معرض نمایش عمومی قرار دهند. به طور قطع شما برای دیدن این شیئ خودتان دفعۀ بعد در استانبول هستید.

این مخلوقات که بر این سفینه های فضایی سوار بودند ؛ یا خدایان خوب نزد یهوه خالق بودند و یا شیاطینی (مردان افعی ، = serpent men ) بودند که در برابر یهوه شورش کردند. ( یهوه = نام‌ خدا درميان‌ قوم‌ اسرائيل‌ )

منبع

http://ancient-contact.blogspot.com/2008/02/instanbul-shem-rocketship.html

تاریخ درج مطلب : هفدهم فوریه 2008 میلادی

پ  . ن : با تشكر از افشين عزيز بابت تهيه و ارسال اين مطلب.

****************************************************************

موشک فضا پیمای باستان که در ترکیه پیدا شد

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/09/istanbulrocketship.jpg?w=300

زکریا سیتچین یکی از نویسندگان و محققین برجسته جنبش علم نجوم باستان، سفرهای زیادی به منظور تحقیق درباره ساخته های فرا زمینی انجام داده است. او کشف کرد که موزه باستان شناسی استانبول یک سنگ تراشیده شده عتیقه که شباهت بسیار زیادی به یک کپسول فضایی مدرن را (که با ارائه آن مخالفت کردند) نگهداری میکردند. موزه دارها وانمود میکردند که این مجسمه فقط یک شوخی فریب آمیز میباشد. این وسیله شگفت انگیز بسیاری از جزئیات یک کپسول فضائی امروزی را نشان میدهد، دهانه های اگزوز موشک در عقب، و یک اتاقک خلبان با خلبانی نشسته داخل آن که یک لباس خلبانی چین خورده با دستانی که بر روی تجهیزات کنترل است را نشان میدهد. بعد از نشست با موزه داران  و تحقیق در مورد این حکاکی، زکریا سیتچین مصمم بر این بود که این اثر تصنعی به خیلی از اثاری که از قبل دیده شبیه بود، او پیشنهاد داد که این اثار را به نمایش بگذارند. او موزه داران را تشویق میکرد تا اجازه بدهند بازدید کننده گان نظرات خود را در مورد این که  » آیا این شی میتواند یک سفینه فضائی باشد؟»    را بدهند.

[MayanCraft.jpg]

[MayanShip.jpg]

زکریا تمام زندگی کاری خود را صرف مطالعه و تحقیق در مورد اثار و نوشته های باستان ما کرد. او خاطر نشان کرد که دید علم امروزی ما از گذشته(باستان) شامل سفینه های فضایی و سفر به ستارگان نبوده. اما او نمایشگاه وسیعی از اثار و نوشته های باستان را اشکار کرد که با قاطعیت اشاره به وجود یک جهان فوق پیشرفته باستان را داشت . موشک باستانی استانبول نمیتواند به تنهایی حک شده مخیله یک صنعتگر باستان باشد . جزئیات مهندسی ممکن بود حدس زدنش غیر ممکن باشد  . مدل به طور واضح نشان میدهد که حجار، خود شاهد عینی این سفینه بوده. ترتیب قرار گرفتن موتورها در عقب، وضعیت نشست خلبانان و لباس چین خورده مخصوص ارتفاعات نمیتواندحاکی بر این باشد که  یک حجار باستان خود تصور این سفینه را کرده باشد. خیلی از جزئیاتی که در اثار مصنوعی تکرار شده  در جایی  در وسط دنیا در آمریکای مرکزی پیدا شده. مایاها مختصری از ناوگان فضایی خود را بر روی سنگها جا گذاشتندکه به مقابر و اهرام عظیم و مجلل که بالاتر از سایبان جنگل برخاسته مزین کردند. بار دیگه، سوال اینجاست که این باستانی ها تا چه حد قادر به خلق چنین اثار هنری که نمونه ای از سفینه فضایی با چنین جزییات دقیقی را بودند. باید گفت همانطور که موزه داران موزه استانبول با ارائه فضاپیمای باستانی خود مخالفت و مقاومت کردند، محققان مایا با عزم ثابت در مقابل آنان مقاومت کرده و به جمع آوری منابع و مآخد در مورد محبوب خود مایا ادامه دادند. تقریبا برای کسی که سردسته محققین بود این سوال بوجود آمد که این فضاپیماها شبیه به چه چیزهایی هستند. آنها خود را به عنوان اثار مصنوعی دینی که بواسطه پادشاهان یا آنها سمبلی از عالم اموات جایی که خدایانشان سکنا دارند. آیا واقعا این افراد کور هستند یا آنها فقط مسیری که شرکت به آنها داده را به ترس از دست دادن شغل و معاش خود دنبال میکنند؟  گرچه جواب اصلی خوشبختانه این است که ما محققینی چون زکریا ستیچین را داریم که به مقامات بالاتر هم جواب نمی دهند و ارزشی برایشان قائل نیستند و خارج از آن درهای جدیدی گشوده و سوالاتی با تفاسیری مفصل طرح نمودند. مایاها نه تنها حجاری با جزئیات بسیار دقیق رسوم نیم تنه دامن گرد را انجام می دادند بلکه ماهرترین طالع بینان بودند. حداقل علم مدرن آنها را از تجربیات فلکی شان بی بهره نگذاشت. توطئه توسط کلیسا در اسپانیا چیده شد، هنگامی که جنگجویان شروع به کشتار نسل مایاها کردند که تمام این کشتارها به اسم کلیسا و دولت و مقداری طلای زمخت صورت میگرفت . دانشگاهها و موسسه های مدرن وارث مستقیم این طرز فکر اشتباه هستند. وقتی که عقیده ای در جایی میباشد که قابل اصلاح و ویرایش نباشد. حتی اکه این افراد زیرک و با استعداد یافتند که موشک حجاری شده زیر یک مقبره آنها باید ترجیحا میگفتند که این شی فقط شبیه به یک موشک است، این شی واقعا یک سمبل مذهبی که پادشاه از آن برای عبادت جهان اموات استفاده میکرد. همین امر علت اصلی است که تاریخ ما هیچ وقت به جدیت توسط مسیر اصلی مطالعه نشد و هر منبع و ماخذی در مورد آدمها و سفینه های فضایی  یک صورت و وجه مسخره ای را بوجود خواهد آورد. آیا تمام این سازه های باستانی دست بشر فقط سمبلهای مذهبی میباشند که صرفا شبیه به فضاپیماهای مدرن هستند؟ آیا فضاپیمای استانبول فقط گروهی از استان-بول است؟ در زنجیره  «آتلانتیوم»  جواب «خیر» میباشد.  «اُکام رِیزور» نشان اصلی قرن14  «فرانسیسان فرایر ویلیامِ اُکام»  میباشد.   «تمام اسباب متساوی خواهند بود، ساده ترین توضیح به واقعیت سوق دارد». در خصوص قضیه مجسمه های فضاپیماهای باستان میتوانیم این یقین را داشته باشیم که  «اُکامِ قدیم»  میبایست به کدام سمت تمایل پیدا میکرد.

http://www.theatlantium.com/2007/08/atlantium-episode-xl.html

پ . ن : با تشكر از مصطفي عزيز بابت تهيه و ترجمه اين مطلب.

جنگ عراق و تاریخچه ی زمین

جنگ عراق و تاریخچه ی زمین

https://i1.wp.com/www1.upic.ir/images/5moknzxgw3lub6ozf6.jpg

هرچنداین مطلب تاریخش گذشته است اما خواندن آن خالی از لطف نیست

گفتاری از ذکریا سیچین

ترجمه : Legion 1992

آنچنانکه مدتی است در تیتر اخبار می خوانیم «جنگ به مهد تمدن کشیده شده است»؛ و طرفداران و مصاحبه کنندگان دائما از من می پرسند که نظر من در ایباره چیست. هواداری از انگلیس از من پرسید:» چقدر عجیب است که تاریخ 6000 ساله بشری همچنان ما را به نابودی در این ناحیه ی کهن هدایت می کند؛ در حیرتم که بدانم نظر ذکریا سیچین در این رابطه چیست؟». همچنین مصاحبه گری پرسید:»آیا این نشانی از صحت پیش گویی های کتاب مقدس است؟».

در واقع، عراق امروزی تمام نواحی بین النهرین را احاطه کرده است، سرزمینهای بین دو رود دجله و فرات که در دل آن شهرهایی همچون آسور و بابل و قبل تر از آنان تمدن بزرگ سومر به شکوفایی رسیده بودند. از نظر جغرافیایی می توان با صراحت گفت که تمدن از این ناحیه سر بر داشته است و به انسانها نوشتن و ادبیات، چرخ و کوره، هنر و موسیقی، ریاضی و ستاره شناسی، پادشاهی و قانون، معابد و ادیان و همچنین اولین شهرها را ارزانی داشت، از جمله شهر مشهور اور (Ur) در زمانیکه ابراهیم در آن می زیست.

باقی نگاهداشتن اسطوره

مقوله ی محافظت از اسطوره های کهن و احترام به آنان شاید برای اولین بار در زیگورات عظیم شهر اور به تصویر درآمده باشد، که هنوز هم خرابه های آن سقف آسمان را می ساید و بر تمام اراضی اطراف اشراف دارد. در طی جنگ اول آمریکا در خلیج فارس (1990) قوای رژیم بعث هواپیما های نظامی خود را در اطراف زیگورات اور پناه دادند چرا که اطمینان داشتند نیروهای آمریکایی از ترس صدمه رساندن به زیگورات، از بمباران آن ناحیه اجتناب خواهند نمود. این تصمیم به درستی اتخاذ شده بود. در جنگ دوم خلیج نیز عراقی ها تصمیم مشابهی گرفتند اما اینبار بدون اینکه بمبی انداخته شود، همه چیز به دست نیروهای ائتلاف افتاد.

از آنجاکه عراقی ها یکی از نمادهای اسطوره ی سومر را به یک هدف نظامی تبدیل کردند می توان استنباط نمود که در کاخ سفید، مشاوران و محققان در زمینه های باستانشناسی، در باب محلهای مهم باستانی در عراق و چگونگی ایجاد کمپ های نظامی اظهار نظر می کردند و این نظرات از درجه اهمیت بالایی بخوردار بوده اند. به این مهم هم باید اشاره نمود که بسیاری از پروژه های مربوط به احداث سد و زه کشی و آبیاری (که توسط رژیم صدام انجام شده بودند)، تعدادی از سایت های مهم باستانشناسی را ویران کرده اند؛ و گرچه که خسارت های ناشی از جنگ اول خلیج در کمترین مقیاس بود اما متاسفانه غارت گری های پس از جنگ، آسیب جبران ناپذیری را به سایت ها و موزه ها وارد کرده است.

جنگ های انسانها

جنگ – هر گونه جنگی – به دنبال خود ویرانی و قتل عام را می کشد، و بر اساس گفته های قصیده وار کتاب مقدس، زمانی جنگ نخواهیم داشت که شمشیرها به گاوآهن بدل شوند. با این وجود هنوز جنگها از دیر باز انسان را همراهی می کنند، بخصوص در سرزمین کتاب مقدس، عراق امروز، که جنگ پشت جنگ پشت جنگ…

عراق امروز، در سالهای دهه 1920 توسط قوای متفق در پایان جنگ جهانی اول بصورت مصنوعی به هم چسبانده شد و این کشور تشکیل گردید. پایتخت امروزی عراق، شهر بغداد در سالهای 750 پس از میلاد به دست مهاجمین عرب بنا گردید و طی سالهای 1469 توسط مغولها اداره می شد. یونانیان (تحت فرمان اسکندر مقدونی)، پارسیان، ماد ها، ساسانیان و پارتها در این ناحیه جنگیده اند. و بر اساس گفته های کتاب مقدس بزرگترین جنگ مابین پادشاهی غرب با پادشاهی شرق در زمان ابراهیم در این اراضی به وقوع پیوست.

پادشاهی هایی که پس از سومریان به قدرت رسیدند شامل پادشاهی های بابل و آسور جنگ را بصورت سیاست ثابت دولتی برگزیدند؛ و این شاهان شرح نبردهای خود را یکی پس از دیگری در سالنامه هایشان نقل کرده اند. این اسناد آکنده است از گزارشهای قتل، نابودی، ویرانی، غارت و مطیع سازی مردم بی گناه.

پا جای پای چه کس گذاشتند؟

درحالیکه قراین نشان می دهد که سومریان جنگ را می شناختند (در آثارشان می توان تصویر سربازان و ارابه های جنگی را یافت)، اما شاهانشان همواره بدنبال برقراری صلح بوده اند، چنانچه می بینیم که عالی ترین صفت برای یک پادشاه «شبان صالح» بوده است. حاکم بی اخلاق عراق امروز (صدام) بجای آنکه این پادشاهان سومری را مرجع خود قرار دهد، به سراغ خونریز ترین آنان که همان پادشاه بابل، نبوکدنصر (بخت النصر) بوده، رفته است، کسی که به اورشلیم حمله ور شد و معبد سلیمان که برای یهوه ساخته شده بود را ویران نمود.

صدام حسین، در مقیاسی کوچکتر اقدام به بازسازی شهر بابل نمود اما تلاشی برای بازسازی شهرهای اور یا نیپور ننمود؛ و به مثابه شاهان کهن بر روی هر یک از آجرها با افتخار حک کرد: » صدام حسین، حافظ تمدن، کسی که قصر بخت النصر را مجدداً بنا نمود».

صدام مانند شاهان بابلی، سخن از استیلای عراق بر تمام اراضی مابین خلیج فارس تا دریای مدیترانه را به میان آورد و همچنین از تلاش خود برای تصرف اورشلیم  و نابودی دولت صهیونیستی پرده برداشت.

پیش گویی های کتاب مقدس

با مقایسه عراق و بابل قدیم و نیز مقایسه صدام با بخت النصر، به نحوی اجتناب ناپذیر، گفته های کتاب مقدس درباره پادشاهی که جلال و جبروت را به خصم تبدیل خواهد نمود و کسی که حکومتش قتل عام و ویرانی را بدنبال خواهد داشت، در ذهن متبادر
می شود.

اشعیاء نبی از حمله به بابل می گوید آنهم توسط سپاهی از دور دست، و حتی حمله از آسمان را نیز پیش گویی کرده است! و عاقبت پادشاه بابل و فرزندانش را نیز پیش گویی نموده است. ارمیا ی نبی نیز، در حالیکه از اهریمنان و حاکمان بابل می گوید، مجازاتشان را اینگونه پیش گویی کرده است:» صدای جنگ در سراسر سرزمین پیچیده است و یک ویرانی عظیم… شمشیری بر سر اهالی کلده و بابل افراشته شده است، بر سر شاهزادگان و وزیران؛ شمشیری بر سر دروغگویانشان و بر سر قوی مردانشان افراشته است».

هرچقدر که انبیاء کتاب مقدس بدنبال صلح بودند، اما جنگ را بعنوان مجازات اهریمن بر می شمردند.

سخنی از اولین و آخرین

آیا پیش گویی های کتاب مقدس حقایقی را از زمان خود بازگو می کند، و یا اینکه این گفته ها اعتباری ابدی داشته و حقایقی را برای آیندگان نقل می کند، برای زمانهایی که آیندگان نیز در شرایط مشابه پیشینیان قرار می گیرند؟ آیا اهریمن فقط در زمان آنان قابل مجازات بوده و امروزه از این قاعده مستثنا شده است؟ آیا انتظار موعود (نجات دهنده) فقط به دوران قبل از میلاد مسیح تعلق دارد یا شامل سالهای پس از میلاد نیز می شود؟ پاسخ این پرسشها حجم زیادی از نوشته ها را می طلبد اما من بر این باورم که این پیشگویی ها اعتباری جاودانه دارند.

کتاب مکاشفه یوحنا از عهد جدید اظهار می دارد:»من آلفا هستم و من امگا هستم،» یعنی من اولین و آخرین هستم، و بدین ترتیب با شامل کردن گفته های عهد عتیق، ایمان خود به پیش گویی انبیاء آل داوود را علنی می کند. ایشان (انبیاء کتاب مقدس) معتقد بودند که اولین همانا آخرین خواهد بود (چرخه ای که هر پایانی را آغازی جدید می داند). در واقع، این دانشی است که هر آنچه بوده است را پایه ای برای آنچه خواهد بود می داند؛ یا آنچنانکه من در مقالاتم آورده ام، گذشته همان آینده است.

تاریخ تکرار می شود، در این شکی نیست. آنچه که بصورت معما باقی خواهد ماند این نکته است که کدام فصلهای تاریخ تکرار خواهند شد و چه زمانی. آیا ما همچنان در نیمه راه تاریخ زمین هستیم و یا اینکه به انتهای یکی از دوران تاریخی نزدیک می شویم و اولین اتفاق پیش رو «بازگشت» پیش گویی شده است؟ در این رابطه، شایسته است که ما به یاد آوریم که قبل از تشکیل شهرهای انسانها، شهرهای خدایان برپا شده بود، و قبل از جنگهای انسانها، خدایان با یکدیگر می جنگیدند – مثلا جنگی که در 2024 قبل از میلاد ما بین خدایان در گرفت و ختم به نبردی هسته ای گردید که تمدن باستانی سومر را از بن نابود نمود.

من توصیه می کنم که طرفداران و مخاطبین من مجدداً کتابهای مرا بخوانند بویژه «سیاره دوازدهم»، «جنگهای خدایان و انسانها» و «پایان روزها».

منبع: www.sitchin.com

تاريخ زمين 4

تاریخچه 4
   

داستانهای زمین…

 

{وقایع نگاری ذکر شده در کتاب The Earth Chronicles تنها عقاید شخصی نویسنده کتاب بر پایه ترجمه های موجود از اساطیر و تواریخ سومری می باشد. این به آن معنا نیست که این وقایع کاملا صحیح و دقیق و غیر قابل ابطال می باشند. داستانهای زمین خلاصه کوچکی از محتوای کتاب زکریا سیچین است که فقط به منظور روشن شدن تواریخ و ترتیب حوادث ترجمه کرده ام. اتفاقات اعظم این دوران را به طور جداگانه و مفصل خواهم نگاشت و سپس به بررسی فرضیات مطرح شده توسط سایر محققان خواهم پرداخت.}

بخش چهارم- قرون سرنوشت ساز

 

۱۲۳ ۲ سال قبل از میلاد:

ابراهیم در نیپور (عراق امروزی) به دنیا می آید.

 مکانی در اور- عراق که به عنوان خانه ابراهیم کشف و بازسازی شده است.

 

۱۱۳ ۲ ق.م:

انلیل سرزمینهای سامی را به نانار می سپارد. اور Ur به عنوان پایتخت امپراطوری جدید اعلام می شود. اور-نامّو Ur-Nammu به مسند پادشاهی می نشیند. ترا پدر ابراهیم که یک راهب نیپوری است به اور می آید تا از مزایای دربار بهره ببرد.

 اور نامو در پیشگاه آنو- خدای آسمان و زمین ایستاده است و فرمان پادشاهی را از او دریافت می کند.

اور نامو/ اور نیمو – هلال ماه و دایره خورشید- نردبانی به طبقات آسمان

 

۰۹۶ ۲ ق.م:

اور-نیمّو در جنگ کشته می شود. مردم مرگ او را به منظره خیانت خدایان آنو و انلیل می گیرند. ترا از اور به همراه خانواده اش به هرّان  Harran می رود.

 

۰۹۵ ۲ ق.م :

شولگی  Shulgi به تخت سلطنت اور می نشیند و به آن استحکام می بخشد. شولگی تحت وسوسه های اینانا به معشوقه او تبدیل می شود و شهر لارسا را به ایلامی ها می بخشد به شرطی که برای او بجنگند.

  قبر شولگی در عراق

 

۰۸۰ ۲ ق.م:

شاهان طبس که وفادار به مردوک هستند تحت فرماندهی» آمن تو هوتپ اول» Amentuhotep I  به سمت شمال لشکر می کشند. نابو Nabu پسر مردوک پیروان زیادی برای پدرش در آسیای غربی پیدا می کند.

 آمون هوتپ

 

۰۵۵ ۲ ق.م:

به دستور نانار, شولگی لشگر ایلامی را به شهرهای کنعان می فرستد تا شورش آنجا را سرکوب کنند. ایلامی ها به دروازه سینا و فرودگاه فضایی آن می رسند.

شبه جزیره سینا

 

 

۰۴۸ ۲ ق.م:

شولگی می میرد. مردوک به سرزمین هیتی ها می رود. به ابراهیم دستور می رسد که با گروهی سواره نظام به جنوب کنعان برود.

 

۰۴۷ ۲ ق.م:

عمر- سین Amar-sin ( عمرافل در تورات) پادشاه اور می شود. ابراهیم به مصر می رود و پنج سال آنجا می ماند و بعد با سپاه بیشتری باز می گردد.

 

۰۴۱ ۲ ق.م:

عمر-سین به راهنمایی اینانا با پادشاهان شرق متحد می شود و به کنعان و سینا حمله می برد. ابراهیم حملات آنها را در دروازه های فرودگاه فضایی سینا متوقف می کند.

 

۰۳۸ ۲ ق.م:

شو-سین Shu-sin بعد از عمر-سین پادشاه می شود و امپراطوری رو به زوال می نهد.

 

۰۲۹ ۲ ق.م:

ایبّی-سین به جای شو-سین شاه می شود . استانهای غربی حامی مردوک شده اند.

 

 

۰۲۴ ۲ ق.م:

مردوک به همراه پیروانش وارد سومرمی شود و بر مسند شاهی بابل می نشیند. جنگ به مرکز بین النهرین کشیده می شود. مقدس ترین شهر مقدس نیپور بی حرمت می شود و انلیل خشمگینانه تقاضای تنبیه مردوک و نابو را دارد. انکی با او مخالفت می کند. همچنان که نابو وسپاهیانش وارد کنعان می شوند تا فرودگاه فضایی را بگیرند آنوناکی های بزرگ با بمباران اتمی موافقت می کنند. نرگال و نینورتا فرودگاه فضایی و شهرهای کنعان را ویران می کنند پیش از آنکه نابو بتواند به آنها برسد.

 

۰۲۳ ۲ ق.م:

بادها ذرات و ابرهای رادیواکتیو را به سومر حمل می کند. مردم به مرگهای وحشتناک می میرند. حیوانات هلاک می شوند, آبها مسموم  و خاک عقیم و بی حاصل می شود. سومر و تمدن عظیمش بیچاره و درمانده می شود. میراث آن به تخمه ی ابراهیم در سن ۱۰۰ سالگی منتقل می شود = اسحاق

 

منبع از وبلاگ با ارزش www.limbolegacy.blogfa.com

 

 


 

تاريخ زمين 3

تاریخچه 3
   

داستانهای زمین…

 

{وقایع نگاری ذکر شده در کتاب The Earth Chronicles تنها عقاید شخصی نویسنده کتاب بر پایه ترجمه های موجود از اساطیر و تواریخ سومری می باشد. این به آن معنا نیست که این وقایع کاملا صحیح و دقیق و غیر قابل ابطال می باشند. داستانهای زمین خلاصه کوچکی از محتوای کتاب زکریا سیچین است که فقط به منظور روشن شدن تواریخ و ترتیب حوادث ترجمه کرده ام. اتفاقات اعظم این دوران را به طور جداگانه و مفصل خواهم نگاشت و سپس به بررسی فرضیات مطرح شده توسط سایر محققان خواهم پرداخت.}

 

بخش سوم- پادشاهی در زمین

 

۷۶۰ ۳ قبل از میلاد :

پادشاهی به انسان اعطا می شود. کیش اولین پایتختی است که زیر نظر نینورتا ایجاد می گردد. تمدن در سومر شکوفا می شود.

 

۴۵۰ ۳ قبل از میلاد:

برتری در سومر به نانار/ سین اعطا می شود. مردوک بابل را «دروازه خدایان» اعلام می کند. حادثه برج بابل اتفاق می افتد و آنوناکی زبان نوع بشر را متفاوت می کنند. کودتای مردوک شکست می خورد و او به مصر باز می گردد. تت و برادر او دوموزی را می کشد. مردوک برای این کار زنده در هرم بزرگ حبس می شود. او از طریق یک راهروی اضطراری می گریزد و به تبعید می رود.

برج بابل

 

۱۰۰ ۳ قبل از میلاد:

سالهای هرج و مرج با منصوب شدن اولین فرعون مصر در ممفیس به پایان می رسد و تمدن پا به عرصه بالاتری می گذارد.

 

۹۰۰ ۲ قبل ازمیلاد:

پادشاهی در سومر به  شهر اوروک منتقل می شود. ایشتر حکمرانی دره سند را به عهده می گیرد و تندن در آنجا آغاز می شود.

 

۶۵۰ ۲ قبل از میلاد:

پایتخت سلطنتی سومر مداوم تغییر می کند و نظام پادشاهی متزلزل می شود. انلیل از نافرمانی انسان و جمعیت زیاد آنها خشمگین است.

 

۳۷۱ ۲ قبل از میلاد :

ایشتر ( اینانا- نین هورسگ) عاشق شارو-کین Sharru-kin می شود. شارو-کین پایتخت جدیدی به نام آکاد را ایجاد می کند. امپراطوری آکاد آغاز می شود.

 

۳۱۶ ۲ قبل از میلاد:

شارو-کین برای تسخیر هر چهار ناحیه متمدن زمین (سند- نیل-سومر و آکاد) خاک مقدس را از بابل می رباید. جنگ بین مردوک و اینانا بالا می گیرد و با سفر نرگال Nergal برادر مردوک به بابل و قانع کردن مردوک به ترک بین النهرین پایان می پذیرد.

 

۲۹۱ ۲ قبل از میلاد:

نارام-سین Naram-Sin بر مسند پادشاهی آکاد می نشیند. به کمک اینانای جنگجو او شبه جزیره سینا را اشغال می کند و به مصر حمله می برد.

 

۲۵۵ ۲ قبل از میلاد:

اینانا قدرت در بین النهرین را به دست می گیرد. نارام-سین با سیاستهای نیپور مخالت می کند. آنوناکیهای بزرگ به آکاد حمله می کنند. اینانا فرار می کند. سومر و آکاد توسط لشکریان بیگانه که به انلیل و نینورتا وفادار هستند اشغال می شود.

 

۲۲۰ ۲ قبل از میلاد:

تمدن سومر تحت پادشاه لاگاش به درجات بالا می رسد. تت به گود-آ پادشاه سومر کمک می کند که زیگورات ( معبد) برای نینورتا بسازد.

تندیسی از گودآ

 

 

۱۹۳ ۲ قبل از میلاد:

ترا Terah  پدر ابراهیم در نیپور در خانواده ای راهب و ثروتمند به دنیا می آید.

 

۱۸۰ ۲ قبل از میلاد:

مصر میان پیروان مردوک و پیروان فرعون تقسیم می شود. فرعون تاج و تخت مصر سفلی را به دست می آورد.

 

۱۳۰ ۲ قبل ازمیلاد:

از آنجا که انلیل و نینورتا کم پیدا شده اند قدرت در بین النهرین رو به انحطاط می رود. اینانا برای پس گرفتن پادشاهی اوروک تلاش می کند اما به جایی نمی رسد.

 

ادامه دارد…

 

منبع: The Earth Chronicles by Zecharia Sitchin

 www.limbolegacy.blogfa.com

تاريخ زمين 2

تاریخچه 2
   

داستانهای زمین…

 

{وقایع نگاری ذکر شده در کتاب The Earth Chronicles تنها عقاید شخصی نویسنده کتاب بر پایه ترجمه های موجود از اساطیر و تواریخ سومری می باشد. این به آن معنا نیست که این وقایع کاملا صحیح و دقیق و غیر قابل ابطال می باشند. داستانهای زمین خلاصه کوچکی از محتوای کتاب زکریا سیچین است که فقط به منظور روشن شدن تواریخ و ترتیب حوادث ترجمه کرده ام. اتفاقات اعظم این دوران را به طور جداگانه و مفصل خواهم نگاشت و سپس به بررسی فرضیات مطرح شده توسط سایر محققان خواهم پرداخت.}

 

قسمت دوم – حوادث پس ازطوفان نوح

 

۰۰۰ ۱۱ سال قبل ازمیلاد :

انکی قول خود را می شکند. به» زیاسودرا » Ziasudra ( نوح در تورات) دستور ساخت زیر دریایی می دهد. سیل زمین را فرا می گیرد و آنوناکی شاهد ویرانی کامل پایگاههای فضایی و شهرهای خود هستند. انلیل موافقت می کند که به انسانهای باقی مانده بذر و ابزار کشاورزی بدهد و انکی حیوانات اهلی را ایجاد می کند.

 

۰۰ ۱۰۵ قبل ازمیلاد :

 نوادگان زیاسودرا در سه ناحیه ساکن می شوند.  نی نورتا Ninurta پسر بزرگ انلیل کوهها را سد می کند و رودها را تخلیه می کند تابین النهرین را سرزمینی قابل سکونت کند. انکی ناحیه رود نیل را به دست می گیرد.  شبه جزیره سینا توسط آنوناکی برای فرودگاه فضایی ساخته می شود. یک برج کنترل مرکزی نیز در کوه موریا در اورشلیم آینده برافراشته می گردد.

نینورتا بر مسند خود نشسته و یک آدم خدمتکار مقابل او ایستاده است.

 

۷۸۰ ۹ قبل از میلاد :

رآ / مردوک اولین پسر انکی سرزمین مصر را بین اوزیریس و ست تقسیم می کند.

 مردوک- در مصر به نام رآ شناخته شده

 

 

۳۳۰ ۹ قبل از میلاد:

ست  Seth اوزیریس را دستگیر می کند و می کشد و خودش بر سرتاسر دره نیل حاکم می شود.

 ست(چپ) برادرش اوزیریس(راست) را می کشد.

 

۹۷۰ ۸ قبل از میلاد:

هروس Horusدر انتقام خون پدرش اوزیریس اولین» جنگ اهرام» را آغاز می کند. ست به آسیا فرار می کند و کنعان و شبه جزیره سینا را اشغال میکند.

چشم هروس

 

۶۷۰ ۸ قبل از میلاد:

پیروان انلیل که با قدرت انکی بر پایگاههای فضایی مخالفت دارند دومین جنگ اهرام را آغاز می کنند. نی نورتا پسر انلیل پیروزمی شود و تمام مهمات و تجیزات هرم بزرگ را خالی می کند. نین هورسگ کنفرانس صلحی ترتیب می دهد و زمین بین دو دسته تقسیم می شود. قدرت و حکمرانی مصر از مردوک/ رآ گرفته شده و به سلسله ای از تت  Toth داده می شود.

 

۴۰۰ ۷ قبل از میلاد:

 عصری از صلح برقرار می شود و آنوناکی ابزارهای جدیدی به انسان می دهند و عصر نئولیتیک ( نوسنگی) آغاز می شود. نیمه خدایان بر مصر حاکم می شوند.

 

۸۰۰ ۳ قبل از میلاد:

همچنان که آنوناکی شهرهای قدیمی خود مانند نیپور و اریدو را بازسازی می کنند تمدن شهری در سومر آغاز می شود. آنو برای یک رژه مجلل به زمین می آید. به افتخار او شهر جدیدی به نام اوروک ( ارگ) ساخته می شود و او معبد خود را به نوه عزیزش نین هورسگ ( ایشتر) می بخشد.

منبع:www.limbolegacy.blogfa.com

 

تاريخ زمين 1(آنوناكي ها روي زمين)

تاریخچه
   

داستانهای زمین…

 

 

از آنجا که در حال بررسی تاریخچه تشکیل زمین و خلقت هستیم بی مناسبت ندیدم که گزیده ای از شرح وقایع و تاریخچه زمین را که توسط زکریا سیچین بر اساس اسناد سومری بازسازی شده است در اینجا بیاورم. البته لازم به ذکر است که این وقایع اگرچه جنبه تاریخی و بنیان حقیقی دارند- قابل اثبات عملی نیستند چرا که اتفاق افتاده و تمام شده اند. فرضیه های متفاوت دیگری نیز در خصوص وقایع نگاری زمین داده شده که با این فرضیه تفاوتهایی دارند و به آنها نیز در زمان دیگری خواهیم پرداخت.

 

 بخش اول – وقایع پیش از طوفان نوح

 

۰۰۰ ۴۵۰ سال پیش :

روی نیبیرو حیات دچار مشکل می شود چرا که جو سیاره فرسوده شده است. حاکمی به نام آلالو Alalu که توسط آنو Anu معزول شده است با سفینه ای از نیبیرو فرار می کند و روی زمین پناه می گیرد. آلالو کشف می کند که زمین دارای ذخایر طلا است که می تواند اتمسفر نیبیرو را ترمیم کند.

 آلالو

 

۰۰۰ ۴۴۵  سال پیش :

به سرپرستی انکی  Enki  یکی از پسران آنو – گروهی از آنوناکی در زمین فرود می آیند و اولین پایگاه زمینی را در » اریدو »  Eridu  برقرار می کنند تا از آبهای خلیج فارس طلا استخراج کنند.

اریدو در عصر حاضر

 

۰۰۰ ۴۳۰ سال پیش :

آب و هوای زمین بهتر می شود. تعداد آنوناکی بیشتری به زمین می رسند. در میان آنها نین هورسگ Ninhursag خواهر ناتنی انکی و سرپرست تیم پزشکی نیز هست.

 

۰۰۰ ۴۱۶ سال پیش :

وقتی که استخراج طلا کاهش می یابد – آنو به همراه پسر و جانشین خود انلیل Enlil به زمین می آیند.

تصمیم بر آن می شود که برای استخراج طلای بیشتر معادن طلا در جنوب آفریقا حفاری شوند. در این حال انلیل رهبری این ماموریت را به دست می گیرد و انکی برای ادامه کار به آفریقا فرستاده می شود. آنو پیش از ترک زمین توسط نوه ی آلالو به جنگ تهدید می شود.

 

۰۰۰ ۴۰۰ سال پیش :

 هفت قرارگاه در جنوب بین النهرین ساخته شده است از جمله یک فرودگاه فضایی در سیپار  Sippar – یک برج کنترل مرکزی در نیپور  Nippur  و  یک مرکز متالورژی در شوروپاک  shuruppak ( همگی در عراق امروز) . کشتی ها یکایک از آفریقا می رسند . طلای خالص سازی شده در مدار پیماها توسط » ایگیگی»  Igigi حمل می شوند و در سفاین فضایی تخلیه می گردند.

 

۰۰۰ ۳۸۰ سال پیش:

نواده ی آلالو به کمک ایگیگی ها بر علیه آنوناکی شورش می کنند تا کنترل زمین را به دست بگیرند. جنگی در می گیرد و پیروان انلیل پیروز می شوند.

 

۰۰۰ ۳۰۰ سال پیش:

ایگیگی ها از رنج کار در معادن شورش می کنند. انکی و نین هورسگ که دست تنها شده اند کارگرهای ابتدایی و نیمه هوشمندی را با دستکاری ژنتیکی در میمون ماده تولید می کنند.کارگرها مشغول کار در معادن می شوند. انکی به معادن حمله می کند و کارگرهای ابتدایی را با خود به » عدن »  Edin در بین النهرین می آورد. کارگران شروع به تولید مثل می کنند و زیاد می شوند.

خدایان ایگیگی دسته ای از خدایان مطیع و اسیر آنوناکی که تا پیش از خلقت آدم کارهای آنوناکی را انجام می دادند. در این تصویر دو ایگیگی با ماسکهای عقاب در حال نگهبانی از درخت حیات هستند.

 

۰۰۰ ۲۰۰ سال پیش :

حیات زمین به دلیل یخبندان در خطر می افتد.

 

۰۰۰ ۱۰۰ سال پیش :

آب و هوای زمین دوباره گرم می شود. آنوناکی ( نفیلیم در تورات) بر خلاف میل انلیل با دختران آدمیزاد ازدواج می کنند.

 زنی از نژاد آنوناکی ( به گفته ای تصویر مادر انکی)

 

۰۰۰ ۷۵ سال پیش :

 عصر یخبندان دیگری آغاز می شود. انسانهای قوی و غارنشین نجات می یابند.

 

۰۰۰ ۴۹ سال پیش :

انکی و نین هورسگ انسانهایی را که از تیره آنوناکی هستند یا یکی از والدینشان آنوناکی بوده است به مسند پادشاهی در شوروپاک می نشانند. انلیل خشمگین از این تصمیم در صدد نابودی انسانها بر می آید.

 مجسمه ای از انلیل

 

۰۰۰ ۱۳ سال پیش :

با نزدیک شدن نیبیرو به زمین انلیل از آنوناکی قول می گیرد که به انسانها در مورد فاجعه ای که در راه است چیزی نگویند تا همه آنها نابود شوند.

 منبع: کتاب وقایع نگاری زمین اثر زکریا سیچین  Earth Chronicles by Zecharia Sitchin

ادامه دارد…

منبع :www.limbolegacy.blogfa.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: