بایگانی دسته‌ها: تاريخ زمين

مدارک و شواهد از انسان مدرن باقدمت چندین میلیون سال

مدارک و شواهد از انسان مدرن باقدمت چندین میلیون سال

(قسمت اول )

۱- جمجمه ی کاستندلو در ایتالیا با قدمت ۳ تا ۴ میلیون سال

این جمجمه که متعلق به یک انسان مدرن است در سال ۱۸۸۰ در ایتالیا کشف شد. جمجمه در لایه ی خاکی که مربوط به دوره ی پلیوسن (۵٫۳۳۲ تا ۲٫۵۸۸ میلیون سال پیش ) بود قرار داشت.وبا توجه به این مطلب عمر این  جمجمه ۳ تا ۴ میلیون سال تخمین زده شد ه است .

جمجمه ی کاستندلو

۲- رد پای انسان با قدمت ۱۴۵-۱۹۵ میلون سال (ترکمنستان )

در اوایل دهه ی ۸۰ میلادی خبری مبنی بر پیدا شدن رد پای انسان در کنار رد پای دایناسور در ترکمنستان در مقالات علمی  شوروی سابق مشاهده شد  . ولی در آن زمان به علت اینکه ترکمنستان بخشی از شوروی بود  این گزارش توسط دولت مسکوت گذاشته شد.بعد از استقلال ترکمنستان  تحقیق روی این رد پاها توسط دانشمندان دوباره آغاز شد.آنها کشف کردند که برخی از این رد پاها  که مربوط به دوره ی ژوراسیک می باشد متعلق به انسان است.آنها از دکتر اریک سویفت در امریکا دعوت کردند تا برای انجام تحقیات بیشتر به ترکمنستان سفر کند . دکتر سویفت در نهایت به این نتیجه رسید که ردپاها متعلق به انسان است و به اضافه ی آن آثار رد پای بز نیز درصخره هایی که در دوره ی ژوراسیک شکل گرفته بودند پیدا شد  .( دوره ژوراسیک بین ۱۴۵ تا ۱۹۵ میلون سال پیش)

۳- رد کفش انسان با قدمت ۲۰۵-۲۵۰ میلیون سال متعلق به دروه ی تریاسه در نوادا- امریکا

این رد پا توسط یک زمین شناس آماتوردر دره فیشر در نوادا  کشف شد .در ۸ اکتبر سال  ۱۹۲۲

در روزنامه ی نیویورک سان دی مطلبی با عنوان راز یک ردپای سنگی  به نقل از  دکتر بالو منتشز گشت که متن آن در زیر آمده است :

جان رید  یک مهندس معدن و زمین شناس  چند وقت پیش که برای اکتشاف فسیل به نوادا رفته بود در حین گشت زنی  ناگهان ایستاد و  با شگفت زدگی  بخشی از  تخته سنگی که روی آن ایستاده بود را  دید که شبیه رد پای انسان بود . .بررسی های بیشتر نشان داد که آن رد یک پای برهنه نیست بلکه رد یک کفش می باشد که تبدیل به سنگ شده است . قسمت پنجه و قسمتهای بالای آن از بین رفته  اما دو سوم آن سالم مانده وفرم آن « به صورتی بود که انگار حاشیه دوزی چرمی داشت ویک خط دوخت در مرکز آن مشاهده می شد و جای پاشنه به وضوح قابل رویت بود .

این رد پا بعدها نیز بررسی  و صحت قدمت  ردپا و سنگ توسط دانشمندان تایید شده است وهمچنین با بررسی آن در زیر میکروسکوپ جای نخهای دوخت آن نیز تایید شده است .

۴- رد پای انسان ودایناسور در تگزاس

همانطور که در یکی از مقالات این سایت  آمده است رابطه انسان و دایناسورها در نقاشی ها و کنده کاری های  متعدد دیده شده اما .با کشف رد پای انسان ودایناسور در کنارهم  این تئوری را که میگوید انسان و دایناسورها هم دوره نبوده اند دوباره به چالش کشیده شده است.

در کنار ساحل رودخانه پالوکسی درگلن رز تگزاس در اثر سیل تخته سنگی نمایان شد که در آن هزاران رد پای انسان و دایناسورها در کنار هم وجود دارد. بسیاری از این رد پاها به موزه منتقل شده است ولی با این حال تعداد زیادی هنوز در منطقه موجود است.

۵- جمجمه ی ذغال سنگی با قدمت ۲۸۰ میلیون سال

یکی از جدیدترین  و مورد تایید ترین مورد جمجمه ی پیدا شده توسط آقای اد کنارد در معدن ذغال سنگ است. آقای کنارد یک شی بزرگ را در رگه های آنتراسیت معدن کشف کرد که شباهت عجیبی به جمجمه ی انسان اولیه داشت .

او ترتیب یک ملاقات را با متخصصان موزه ی استمسونین داد که این متخصصان در وحله ی اول وبدون هیچ آزمایش علمی  و فقط با یک نگاه اعلام کردند که این شی  حاصل سفت شدن مواد معدنی می باشد و فقط شکل یک جمجه را دارد!

آقای اد کنارد پس از آن شروع به بررسی و تراشیدن برخی از نقاط جمجمه نمود که در یک مورد به حفره ای برخورد  که تقریبا در محل فک آن قرار داشت و شبیه قوس دندانی بود.وی یک عکس از آن گرفت برای یکی از مشهورترین آناتومیست های جهان فرستاد و پس از مدت کوتاهی جواب گرفت که آنچه در عکس بدان اشاره کرده است در واقع یک دندان آسیای کوچک می باشد و نوک تیز دندانهانیز قابل مشاهده است.

پس از آن او مقدار دیگری از مواد سنگی داخل جمجمه را تخلیه کرد به سوراخهای ا ستخوانی برخورد (حالت اسفنجی استخوان )  . سپس او یک اسکن مادون قرمز روی جمجمه انجام داد . این اسکن نشان داد که مواد تشکیل دهنده ی این جسم منشا استخوانی دارند. او آزمایش های دیگری نیز در معتبر ترین آزمایشگاهای امریکا انجام داد که همه ی آنها این مطلب را که این فسیل متعلق به انسان است را تایید می نمود .

منبع:

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم پدرام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

ادامه دارد.

تصاویر غارها و نقاشی های باستان نشان می دهد که اجداد ما دایناسور ها را دیده اند.

در سراسر جهان نقاشی هایی از دوران باستان وجود دارند که با فسیل های امروز یافته شده از دایناسور ها مطابقت دارند این نکته نشان می دهد که بر خلاف گفته ی دانشمندان که دایناسور ها قبل از ورود انسان ها به چرخه ی حیات نابود شده اند در دوران هایی نیز با زندگی انسان ها با متقارن بوده اند امروز به برسی این تصاویر می پردازیم.

اریک فون دانکین در کتاب طلای خدایان خود می نویسد در اتاقی عمیق که متعلق در نزدیکی اقصر که متعلق به دوره ی شاهان بود نقش برجسته ای از دوره ی انسان های ماقبل تاریخ را داشت این سنگ چهار ونیم اینچ طول و دو و نیم اینچ عرض داشت.بدون شک این سنگ متعلق به ۴۰۰۰-۹۰۰۰سال قبل از میلاد مسیح است.

بنا به گفته ی دانشمندان این دایناسور در ۱۳۵۰۰۰۰۰۰۰ سال پیش زندگی می کرده اگر این موجود قبل از بوجود آمدن انسان زندگی می کرد چگونه اجداد ما آن را نقاشی کرده اند؟

در یوتا یک تصویر کشیده شده از سرخپوستان Anasazi وجود دارد که در بین سالهای ۱۵۰ قبل از میلاد تا ۱۲۰۰ بعد از میلاد می زیستند این تصویر تمام صفات مربوط به یک دایناسور را دارد.

در تهراناوینیو در کشور کامبوج در معبد .Ta Prohm abounds این تصوایر نقاشی شده اند چگونه می شود این دایناسور که در ۶۵ میلیون سال پیش زندگی می کرده توسط مردم این مکان در هزاران سال قبل دیده شده باشد

تصویر سمت راست یک دایناسور در حا جنگ کردن از کتاب Buried Alive توسط درکتر Jack Cuozzo از غارهای Bernifal از کشور فرانسه درج شده است.

فارن بارنس در کتاب هنر سنگی آمریکا می نویسد

‹In the San Rafael Swell, there is a pictograph [picture symbol] that looks very much like a pterosaur, a Cretaceous flying reptile’…» (Swift, Dennis, «Messages on Stone,» Creation Ex Nihilo, vol. 19, p. 20). This figure, about 7 feet long from wing-tip to wing-tip, is actually painted with a dark-red pigment. Indians of the Fremont culture are thought to have inhabited the

«Swell» between 700 and 1250 A.D. Black Dragon Canyon is named for the pictograph which resembles a large winged reptile with a headcrest. On the left is shown a photo of one of the curious «dinosaur» petroglyphs near Middle Mesa at the Wupatki National Park. This particular petroglyph is called «Puff the Magic Dragon,» and appears to be a depiction of a fire-breathing dinosaur. Though there is no certain way to date such petroglyphs, this carving is believed to be at least several hundred years old.

در سن رافائل تروم عکسی است که خیلی شبیه به pterosaur کرتاسه ی خزنده ای که پرواز می کرده است وجود دارد.

این موجود چیزی نزدیک به هفت فوت بال داشته که با رنگدانه های قرمز نقاشی شده د فرهنگ سرخپوستان fremont  که در بین سالهای 700 و 1250 میلادی زندگی می کردند این موجود اژدهای سیاه کایرون ناکیده می شد.که عکس مشخصاتی شبیه به نوعی خزنده ی بالدار به نام petroglyphs را داردبرای توصیف نفس آتشین این جانور هیچ روش خاصی وجود ندارد عکس حدقلا چندصد سال عمر دارد.

درسال 600 قل از میلاد هنرمند بابلی در دوران پادشاهی Nebuchadnezzar شکل هایی برجسته در دروازه ی ishtar  کشیده شد در سال 1870 باستان شناس آلمانی به نام Robert koldeway  در دروازه ی بابل تصادفا اشکال حیوانات را بصورت متناوب بروی سنگ لعابدار کشف کرد اما چیزی که در اینجا به شکل می آمد شکل اژدها ها بود که در میانه ی سنگ توصیف شده بود این سنگ در حال حاظر در موزه ی برلین است.

در اندونزی باستان شناسان تصاویر متعددی از موجودات طولانی شبیه hadrosaurs. ها پیدا کردند که در

تصاویر ذکر شده این موجودات توسط مردم باستانی آنجا شکار می شدند.

در داستان های آسیایی نیز توصیف متداولی از شکل اژدها وجود دارد مجسمه ی اژدهای baked  که از برنز از سلسله ژو 1122 تا 220 قبل از میلاد یا سلسله ی یا سلسله هان از 220 ق م تا 220 میلادی که شکل های متعددی از دایناسور های baked مثلpator  ovir که تمام قسمت های بدن به درستی تصویر شده است را دارد حتی سه انگشتی بودن این موجود تنها تفاوت با فسیل اصلی آن وجود شاخ در آن است.برای مقایسه تصویر واقعی و مجسمه این موجود در اینجا قرار داده شده است.

این مجسمه در موزه ی هنر مترویولتین نگهداری می شود.

 تصویر  متعلق به مجسمه ای از دوره ی شانگ 1122-1766 ق م در چین است که تصویری از دایناسوری به نام saurophus  را توصیف می کند.

این مجسمه ی چینی نیز دایناسوری به نام glendive  را نشان می دهد که 2000 سال قدمت دارد

در 26 feb  سال 2000 مقاله ای منتشر شد که در آن به گلدانی که HESION  که در موزه ی هنر های زیبای بوستون نگه داری می شود اشاره شد این گلدان 550 سال قبل از میلاد مسیح ساخته شده بود  در آن هرکول قهرمان افسانه ای یونان با موجودی که سری شبیه به دایناسور دارد می جنگد.

شکل به گلدانی که 530 سال قبل از میلاد مسیح ساخته شده است اشاره می کند Thomas H. Carpenter  در کتاب یونان باستان شرح می دهد که تصویر مربوط به یک mosasaurus است.این تصویر نمی تواند مربوط به یک دلفین یا موجود دیگری باشد این شکل نشان می دهد که یونانیان در 3000 سال قبل این موجود را دیده اند.

تصویر مربوط به مجسمه ی دایناسوری با رنگ قرمز مایل به قهوه ای با صفحات مثلثی شکل است که تا دم امتداد یافته و دارای دست و پا نیست و نشان می دهد که موجود دارای دست و پا نیست و بروی زمین می خزیده.این تصویر متعلق به یک terracottastatuesm بوده است.

تصویر متعلق به 3300 سال قبل از میلاد در بین النهرین است (Moortgart, Anton, The Art of Ancient Mesopotamia, 1969, plate 292.)

حیوان دقیقا شبیه به دایناسوری به نام Apatosaurus است شبهات های زیادی بین آن دو وجود دارد پاها گردن و چهره و …

در 25 ژانویه 2003 مجله ی National Geographic   مقاله ای ارائه داد برای اولین بار در قبرستانی در Manshaat Ezzat یک جعبه لوازم آرایش باستانی پیدا شده بود.که بروی آن شکلی هایی از دایناسور هایی با گردن دراز نقش بسته بود.

سمت راست مربوط به  موزایکی در روم باستان مربوط به سال 200 میلادی است. Paul Taylor, author of The Great Dinosaur Mystery and the Bible, likens them to the web-footed Tanystropheus shown beside.

تصویر مربوط به موزاییک زیبایی از یکی از عجایب هفتگانه است به نام موزاییک نیل از    Palestrina و صحنه ی رود نیل از مصر تا اتیوپی را به تصویر می کشد.دانشمندان معتقد اند که این موزایک کاری از دمتریوس نقشه بردار از اهالی اسکندریه است که در روم کار می کرده و در آن سیاه پوستان آفریگایی مشغول شکار برخی از انواع دایناسور که در یونانی به نام KROKODILOPARDALIS به معنی تمساح پلنگ ساخته شده می باشد.

(Finley, The Light of the Past, 1965, p. 93.)

Henry Rowe Schoolcraft  زمین شناس سرخپوست تباری بود که مطالعات گسترده ای بروی سرخپوست ها کرده بود داستان او در مورد موجودی بنام Unktehi چیزی شبیه گاو نر اما بزرگتر با کله ی بسیار بزرگ جالب است او شکل های متعددی از این موجود را در سال 1850 نقاشی کرده بود.چیزی شبیه یک خزنده دارپا با ستون فقرات بریده ی تاج شکل که از سرخپوستها الهام گرفته بود سالها بعد فسیل های این موجود در دریاچه ی سویریور کانادا کشف شد.

(Mayor, Fossil Legends of the First Americans, 2005, pp. 235-237).

در اواخر سال 1800 ساموئل هوارد مدیر بخش هنری باستان شناسی موزه ی اوکلند در بازدید از منطقه ی Grand Canyon که Havasupai Canyon نیز نامیده می شد در هنگام بازدید از فسیل های یک فیل نقاشی هایی یافت که او را شگفت زده کرد او اعتقاد داشت که آن تصویر باستانی از یک دایناسور است که امروزه از آن به نام Edmontosaurus یاد می شود.

در میان بومیان استرالیا نیز داستان هایی از مخلوقاتی که شبیه به دایناسور هایی به نام plesiosaur هستند نیز در میان هر دو قبیله ی بومی اطراف دریاچه ی Galilee دیده می شود.کمی آن طرف تر در میان بومیان شمال استرالیا نیز از یک موجود با گردن دراز یاد می شود در میان بزرگان قبیله Kuku Yalanji داستان هایی از Yarru موجودی با صفات قابل ملاحظه شبیه به  plesiosaur  که در دریاچه ها زندگی می کند دیده می شود.

همچنین در جنوب آفریگا نقاشی های روشنی از نوعی از دایناسور دیده می شود که جاپاهای آن نوع دایناسور نیز در آن منطقه کشف شده است.

 

منبع:   http://historian.blogfa.com/post-13.aspx 

یک زبان آفریقایی مادر تمام زبانهای مادر است

یک زبان آفریقایی مادر تمام زبانهای مادر است

نتایج بررسیهای دانشمندان نیوزلندی نشان می دهد تمام زبانهایی که امروز در جهان وجود دارند از یک زبان ماقبل تاریخ که انسانها بین 50 هزار تا 100 هزار سال قبل در آفریقا بدان صحبت می کردند گرفته شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، درحال حاضر حدود 6 هزار گویش شامل 504 زبان مدرن در سراسر دنیا وجود دارند. به تازگی تیم تحقیقاتی «کوئینتین آتکینسون» از دانشگاه «آکلند» نیوزلند دریافتند که تمامی این زبانها و گویشها از زبانی که در آفریقا بین 50 هزار تا 100 هزار سال قبل بدان صحبت می شده است گرفته شده اند.

به گفته این تکامل شناسان، این زبان که «مادر تمام زبانهای مادر» است همراه با اولین آفریقاییهایی که مهاجرت به سایر قسمتهای دنیا را آغاز کردند در دنیا پراکنده شده است.

به گفته این محققان، حدود 50 هزار سال قبل طرز رفتار انسان به ناگاه تغییر کرد و به این ترتیب اولین نقاشیها بر روی دیوار غارها و اولین هنرهای دستی از جنس استخوان پدیدار شد.

LANGUAGE

به گفته بعضی از دیرینه شناسان، این موفقیت انسانها مرهون پیدایش یک زبان پیچیده بود که به آنها اجازه می داد افکار انتزاعی خود را بروز دهند. اکنون به نظر می رسد که این فرضیه تائید شده است.

واجها، یک حالت انتزاعی و ابتدایی ترین واحد آوایی در زبان گفتار هستند. این محققان با مطالعه بر روی واجهای زبانهای فعلی مختلف (504 زبان)، کشف کردند زبانهایی که بیشترین تعداد واجها را دارند در آفریقا وجود دارند.

این درحالی است که در زبانهای رایج آمریکای جنوبی و یا جزایر بارانی اقیانوس آرام واژگانی یافت می شوند که از واجهایی بسیار کمی استفاده می کنند.

این تحقیقات نشان داد بعضی از زبانهای آفریقایی بیش از 100 واج دارند درحالی که زبانهایی چون زبان هاوایایی تنها 13 واج و زبان انگلیسی 45 واج دارد.

نتایج تجزیه های ریاضی تعداد واجهای زبانهای مختلف حاکی از آن است که زبانهای دورتر از آفریقا واجهای کمتری دارند. این فاصله از آفریقا می تواند در مورد 30 درصد از تنوع تعداد واجها توضیح دهد.

براساس گزارش وال استریت ژورنال، نظریه پژوهشگران نیوزلندی مورد توجه بسیاری از زبانشناسان قرار گرفته است چراکه به نظر می رسد نظریه «خارج از آفریقا» را تائید می کند. برپایه این نظریه، تمدن از هر نظر در آفریقا شکل گرفته و سپس در 5 قاره زمین گسترده شده است. هرچند که نتایج این تحقیقات جدید نمی تواند درباره بسیاری از مسائل توضیح دهد.

LANGUAGES

به گفته منتقدان این فرضیه جدید، ژنها به آهستگی و در طول هزاران سال تغییر می کنند و در هر نسل نسبت به نسل قبل تفاوتهای جزئی کوچکی را به وجود آورند، درحالیکه آواها و واجها همگام با سرعتی که یک زبان تکامل پیدا می کند تغییر می کنند. فاصله دور از آفریقا می تواند درخصوص تفاوتهای ژنتیکی توضیح دهد اما به نظر نمی رسد که بتواند در مورد تفاوتهای زبانی نیز جواب بدهد.

تمدنهاي ناشناخته در خليج فارس و بين النهرين

دانستنِ این که در عصر یخبندان ناحیۀ خلیج فارس برخلاف مناطق دیگر جهان سکونت‌پذیر بوده و گروه‌های انسانی را به خود جلب می‌کرده، دانشمندان را ناگزیر می‌کند که در اعتبار بسیاری از فرضیه‌های تاریخی، باستان‌شناختی، نژادی و تکاملی در این منطقه وحتا در جهان تردید کنند.

Image

جِفری رُز*، باستان‌شناس وابسته به دانشگاه بیرمینگهام انگلیس، در مقاله‌ای که در شمارۀ ماه دسامبرِ مجلۀ «مردم‌شناسی کنونی*» نوشته، نظریۀ تازه‌ای در بارۀ خلیج فارس مطرح کرده است که بنابرآن این خلیج در گذشته‌های دور خشک بوده و در عصر دیرینه سنگی (از 2,5 میلیون سال تا 300،000 سال پیش) مردمانی در آنجا می‌زیسته‌اند. این مردمان در عصر نوسنگی (که از 9000 سال پیش از میلاد تا 3300 سال پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد) تمدن درخشانی در آنجا پدید آورده بودند که تا 7500 سال پیش در سواحل کنونی خلیج فارس پابرجا بود. به گفتۀ او، تمدن نوسنگی بسیار پیشرفته‌ای که در کناره‌های این خلیج در 7500 سال پیش وجود داشت و آثار آن را در سال‌های اخیر کشف کرده‌اند، نمی‌توانست بی‌مقدمه شکل گرفته باشد. بی‌شک مردمانی از روزگاران بسیار دور در آن ناحیه ساکن شده بودند و اگر به اسناد باستانشناختی در بارۀ این حضورِ کهن‌تر دسترسی نداریم، به این سبب است که آثار آن اکنون در زیر آب‌های اقیانوس هند است که زمانی با پیشروی‌اش این ناحیه را به زیر آب فروبرده است.
نتیجه‌گیری‌های این باستان‌شناس بر کاوش‌ها و پژوهش‌هایی استوار است که باستان‌شناسان انگلیسی سال‌هاست در سواحل جنوبی و غربیِ خلیج فارس انجام می‌دهند. این باستان‌شناسان متوجه بیش از 60 کاوُشگاهِ باستان‌شناختیِ تازه در این سواحل شده‌اند که دربردارندۀ آثار و اطلاعات بسیار باارزش برایِ باستان‌شناسی این منطقه‌اند. کاوُشگران در آنجا خانه‌های سنگیِ محکم برای سکونت دائمی، ظروف سفالی، شبکۀ تجاری به منظور تجارت با سرزمین‌هایِ دوردست، حیوانات اهلی و حتا نشانه‌ای از یکی از قدیمی‌ترین کشتی‌های جهان یافته‌اند.

Image
جدا ازاین کاوش‌ها، جفری رُز به تاریخ زمین‌شناختیِ خلیج فارس نیز استناد می‌کند که بنابرآن، بخشی از این ناحیه ( یعنی همین ناحیه‌ای که اکنون خلیج فارس است) با مساحتی نزدیک به مساحت کشور انگلستان در فاصلۀ میان 75000 سال پیش از میلاد و 8000 سال پیش از میلاد به زیر آب رفته بود. او هم‌چنین به ابزارهای سنگی که به تازگی در یمن و عمّان یافته‌اند تکیه می‌کند. این ابزار‌ها با ابزارهایِ کشف شده در شرق افریقا هیچ نسبتی ندارند. به عقیدۀ او، همۀ این‌ها نشان می‌دهند که انسان‌های اندیشه‌ورز (هوموساپین‌ها) زودتر از آنکه تاکنون گمان می‌رفت، به شبه‌جزیرۀ عربستان آمده بودند. این انسان‌ها شاید 100،000 سال پیش به آنجا رسیده بودند و نه در فاصلۀ میان 50 تا 70،000 سال پیش، آن‌گونه که تاکنون گمان می‌کردند. جفری رُز احتمال می‌دهد که ناحیۀ خلیج فارس پیش از آنکه در آب فرو رود، آبادی کویری بوده و سیستم آبیاری کارآمدی داشته، چنان که برای زندگی بسیار مناسب بوده و از همین رو انسان‌های دیرینه‌سنگی پیش از آنکه دربرابر پیشروی اقیانوس هند پس بنشینند و در کناره‌های کنونیِ خلیج فارس ساکن شوند در آنجا می‌زیستند. بازماندگانِ این انسان‌ها سپس در سرزمین‌های پیرامون این خلیج یکجانشین شدند.

https://i1.wp.com/www.websters-online-dictionary.org/images/wiki/wikipedia/commons/thumb/c/cf/Sumer1.jpg/350px-Sumer1.jpg
ابزارهای سنگیِ کشف شده از 40 کاوُشگاه باستان‌شناختی در خاورمیانه، حدسیات جفری رُز را پذیرفتنی می‌نمایند. گزارش این باستان‌شناسِ انگلیسی با نظرپردازی‌هایی نیز همراه است که بعضی از آن‌ها به عقیدۀ رابرت کارتر*، باستان‌شناس دانشگاه اکسفورد بروکس انگلستان، بنیاد چندان استواری ندارند. برای مثال، هنوز نمی‌توان گفت که میان ابزارهایِ دیرینه‌سنگیِ کشف شده در این منطقه و تمدن سومری رابطه‌ای وجود دارد. به گفتۀ او، پذیرفتن اینکه مردمِ بین‌النهرین جنوبی با مردمِ شرقِ عربستان از یک اصل و ریشه بوده‌اند دشوار است، زیرا نمی‌توان ثابت کرد که میانِ ابزارهای سنگی ظریفِ (لِپتولیتیک) دورۀ نخستینِ تمدن بین‌النهرینِ جنوبی و سنتِ ابزارهای سنگیِ دورویۀ عربی که در فاصلۀ میان 6 هزار تا 8 هزار سال پیش در شبه‌جزیرۀ عربستان رایج بود رابطه و خویشاوندی وجود دارد. مگر اینکه مفهوم انتقال تکنولوژیِ سنگ را از نسلی به نسل دیگر به‌کل نادیده بگیریم.
به گمان جفری رُز، داستان‌‌های کشتیِ نوح و باغ عَدن در تورات چه بسا مربوط به همین منطقه باشند و شاید اگر سرچشمۀ آن‌ها را در همین منطقه، یعنی منطقه‌ای که امروز خلیج فارس در آن قرار دارد، بجوییم، به نتیجۀ درستی برسیم. فراموش نکنیم که قدیمی‌ترین داستانِ پیدایش، معروف به «تکوین اریدو» را ساکنانِ این منطقه نوشته‌اند. این داستانِ سومری، کهن‌ترین روایت اسطورۀ طوفان است. اریدو شهر مقدسی بود در جنوب عراق در محل کنونیِ ابوشَهرَین. به این فرضیۀ جفری رُز، باستان‌شناسی از ایالت پنسیلوانیای آمریکا به نام کَری هریتز* ایراد گرفته است و آن اینکه مربوط کردن اسطورۀ طوفان به دورۀ خاصی از تاریخ این منطقه مشکل‌آفرین است، زیرا پژوهش‌هایی که تاکنون انجام گرفته، نشان می‌دهند که بارها دگرگونی‌هایی در کناره‌های خلیج فارس ایجاد شده و خطوط ساحلیِ آن جابه‌جا شده‌اند یا اینکه رودخانه‌ها به‌شدت طغیان کرده‌اند. شواهدی از تاریخ باستانِ بین‌النهرین در دست است که نشان می‌دهند چندین بار طوفان‌هایِ عظیم و بسیار ویرانگر در آنجا روی داده است که هرکدام می‌توانست سرچشمۀ آفرینش اسطورۀ طوفان باشد.


باری، هرچند پاره‌ای از فرضیه‌هایِ جفری رُز بحث و پرسش برانگیخته ، اما به نظر می‌رسد جامعۀ علمی روی‌هم‌رفته از نتیجه‌گیری‌هایش استقبال کرده است. دستاوردهای باستان‌شناختی در این منطقه می‌توانند تصویری را که هریک از ملت‌های آن از خود و از گذشتۀ خود ساخته‌اند، به‌کل دگرگون کنند. هر دستاوردی در این زمینه می‌تواند پرتوی بر تاریکی‌های تاریخ این منطقه بیفکند. دانستنِ این که در عصر یخبندان ناحیۀ خلیج فارس برخلاف مناطق دیگر جهان سکونت‌پذیر بوده و گروه‌های انسانی را به خود جلب می‌کرده، دانشمندان را ناگزیر می‌کند که در اعتبار بسیاری از فرضیه‌های تاریخی، باستان‌شناختی، نژادی و تکاملی در این منطقه وحتا در جهان تردید کنند. حضورِ دیرینۀ گروه‌های انسانی در ناحیۀ خلیج فارس، تغییری اساسی در فهمِ ما از ظهور انسان در خاور میانه و تحول فرهنگیِ این منطقه ایجاد می‌کند. چه بسا بسیاری از اسنادِ روشنگرِ معمایِ تکاملِ انسان در اعماق خلیج فارس نهفته باشد.

*Jeffrey Rose
*Current Anthropology
*Robert Carter
*Carrie Hritz

********************************************************************

باستان‌شناسان خاستگاه تمدن «بين‌النهرين» را كشف مي‌كنند

استان‌شناسي از سه دانشگاه خاستگاه تمدن «بين‌النهرين» را در «عراق» را كشف مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روز گذشته يكي از مقامات فرهنگي كشور «عراق» اعلام كرد كه در سال 2012، بزرگترين پروژه‌ي باستان‌شناسي تاريخ اين كشور براي كشف خاستگاه تمدن «بين‌النهرين» آغاز مي‌شود.

به گزارش آركئولوژي نيوز، در اين پروژه‌ باستان‌شناسي منطقه‌اي در ابعاد 150 در 300 مايل كه بين رود «فرات» و منطقه‌ي «تيگريس» عراق واقع شده، توسط باستان‌شناسي از سه دانشگاه معتبر كاوش مي‌شود، اين درحالي است كه از سال 1990 تاكنون، هيچ پروژه‌ باستان‌شناسي در اين اندازه در عراق انجام نشده است.

كشور عراق مهد تمدن بين‌النهرين است و قدمت برخي محوطه‌ها در عراق به 7000 سال مي‌رسد، هرچند بخش اعظم آن‌ها از زمان اشغال اين كشور در سال 2003 ميلادي به حال خود رها شده‌اند.

براساس برآوردهاي انجام‌شده، در ‌سالهاي پس از سقوط ديكتاتوري صدام در عراق و تنها اخير در كاوش‌هاي انجام‌شده در مناطق جنوبي عراق، 500 هزار اثر تاريخي كشف و به خارج از اين كشور قاچاق شده‌اند.

در اين شرايط پيش‌بيني مي‌شود آثار تاريخي عراق هم‌چنان رونق‌بخش حراجي‌ها باشند و شايد در سال‌هاي آينده، ديگر اثري از آثار شاخص تاريخي عراق، به ويژه آثار تمدن‌هاي منطقه‌ي بين‌النهرين باقي نماند.

*******************************************************************

معدن قديمي طلاي الدهاب عربستان

تمدن‌هاي قديمي نشان داده‌اند كه بيشتر طلاي خود را از ذخاير مختلفي در خاورميانه تأمين مي‌كرده‌اند.بيشتر طلاي استفاده شده توسط فراعنه مصر از معادن منطقه بالاي نيل نزديك درياي سرخ و بيابان نوبيان تأمين شده است و زماني كه ذخيره اين معادن نتوانست نيازها را برطرف كند معادن موجود در يمن و آفريقاي جنوبي مورد استخراج قرار گرفت.

احتمالاً صنعتگران مزوپوتاميا و فلسطين از منابع طلاي مصرو عربستان استفاده مي‌كرده‌اند.

مطالعات جديدي كه روي معدن مهدادهاب عربستان صورت گرفته نشان داده است كه طلا ، نقره ومس در دوره شاه سلمان از اين منطقه استخراج مي‌گرديد.(سال961 تا 922 قبل ازميلاد)

تجمعات طلا در كنار رگه‌هاي كوارتز بيش از 3000 سال به منظور استخراج طلا و نقره مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌ است.بعضي از رگه‌ها در عمق امتداد پيدا كرده و تا 300 پايي در عمق پيشروي داشته‌اند.

در عكس اين رگه‌هاي كوارتز كه تپه را به سمت راست سوراخ كرده‌اند ديده مي‌شود ولي اين رگه‌ها براي معدن به اندازه كافي غني نيستند.

قطعات ذغال چوبي كه براي ذوب فلزات در اين منطقه مورد استفاده قرار گرفته‌اند در خاكسترهاي قديمي پيدا شده و توسط دانشمندان آمريكايي به روش كربن 14 تعيين سن شده‌اند.

بعضي از اين ذغال‌ها در حدود 3000 سال قدمت دارند و اين مؤيد فعال بودن معدن در زمان شاه سلمان است.

معدنكاران عربستان صعودي از سال 1939 تا 1954 روي معدن مورد نظر كار كرده‌اند. ماده معدني موجود در قسمتهاي زيرين كارهاي شدادي را به صورت يك معدن روباز استخراج كرده‌اند.اين معدنكاران از سطوح قديمي ترانشه‌ها نيز براي استخراج استفاده مي‌كرده‌اند.

نقشه ستاره ممنوعه(آيا ما از پلياديان آمديم؟)

نقشه  ستاره  ممنوعه

نقشه ی ستاره ی ممنوعه

در مقاله ی زیر Wayne Herschel  نیاکان ستاره ی خود، تئوری منشا بشر از کتاب خود »  یادداشت های سری » را به ارتفاعات کاملا جدید می برد.آن شامل اپدیت مقبره ی سنموت در مصر است. آخرین چاپ وی در جولای 2007 مبتنی بر تحلیل وی از سند فراماسون تاریخی چاپ اخیر با نام » کلید هیرام» است. در این مقاله به آن » نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف» گفته می شود. در طی چند سال گذشته فراماسونها از سراسر جهان آمده اند ، تا در گفتگوهای نقشه ی ستاره ی هرم واین شرکت نمایند. نظرهای جالبی در بحث های خصوصی بیان شد. تعدادی گفتند ستاره هایی که وی در تحقیقاتش بر انها تمرکز می کند بسیار مهم هستند.همچنین پذیرفتند که آنها هرگز نفهمیدند که چرا آنها تا کنون این اندازه مهم بوده اند. مخصوصا به نظر می رسد که تمام تمدن های باستانی این ستارگان خاص را از لحاظ موضوع آفرینش ستایش کرده اند. آنها گفتند که تجسم ستاره ی سری آنها، که به آن » هیئت ردیابی درجه اول کلید هیرام» می گویند اخیرا یک سند در دسترس عموم شده است.انها مطمئن بودند چون آن در سایت یک دانشگاه معروف قرار گرفته است، جستجوی معنای آن اخلاقی خواهد بود. آن را می توان در سایت دانشگاه  برادفورد با نام «کلید هیرام» پیدا کرد. بعد از بحث بیشتر با واین،  بازدیدکنندگان فراماسونی وی ابراز داشتند که گفته های وی مثبت بودند. در ابتدا لازم به ذکر است که تمام نظرات و دیدگاه ها و تفاسیر بیان شده در این مقاله بدون ابهام نظرات واین هستند نه نظرات فراماسونی مگر اینکه به لینک دانشگاه در این صفحه وب اشاره شده باشد.واین فراماسون نبود و در مقاله ای که در زیر می آید با بیشترین احترام با اسناد حساس برخورد شده است. وی می گوید: من کاملا با تفسیر فراماسونی خدا به عنوان معمار دانا و بینای کاینات موافقم. برای آنها هندسه عنصر اصلی پیدا شده در کل خلقت است، که با آن موافقم. تردیدی نیست که این دیدگاه اهمیت نسبت الهی را در فرد ویتروین لئوناردو داوینچی نشان می دهد». در مورد تئوریهای توطئه امیز منفی که فراماسونری را هدف قرار دادند مطمئن نیستم چون چیزی فاش نشده است که بتوان اثبات کرد.» به احتمال زیاد انجمن تفاسیر نسبت های خدایی فرد را با ستاره ی پنج سر در یک دایره تشخیص می دهد.برای برخی این معنای منفی در بر نخواهد داشت. با وجود این معتقدم این بیشتر به خاطر بدفهمی حول این شمایل شناسی می باشد.»

قطعه ی گمشده ی پازل

قضیه ی تئوری های واین که در کتاب «یادداشت های سری» ارائه شده اند، آن است که در آسمانها دو ستاره ی خورشید مانند وجود دارد که به گفته ی وی باستانیان اهمیت بسیار زیادی قائل بودند. هر دو ستارگانی هستند که منجمان قبلا آنها را شبه خورشید شناخته اند و از این رو اگر سیاراتی دارای آب در مجاورت آنها قرار داشت، زندگی در آنجا کاملا امکانپذیر خواهد شد.به نظر می رسد که برای باستانیان بدون شک  تک ستاره برایشان اهمیت بیشتری نسبت به دیگر ستارگان داشت. شاید مستقیما به ورود بزرگ بشریت به صورت مستعمره نشینان متصل باشد.بعدا در تحقیقاتش، فلش شد که ستاره سوم شبیه به خورشید هم وجود دارد. این از تئوری همبستگی وی بیشتر نتیجه گرفت. اما به خاطر دلایلی که در زیر    می آیند نمی توانست ستاره ی شبیه خورشید سوم و آهمیت آن را در کتاب اولش بگنجاند.دانشمندان توجه کردند که نقشه های ستاره ی Marrs ، Stonehenge و مصری واین برای بنای یادگاری مهم پیدا شده در همان مکان هیچ همبستگی نداشت. از این نتیجه می گیرند که تئوری همبستگی Pleiades  غیرقاطع و بی نتیجه است. چون فراماسون ها اخیرا تاریخچه ی زیادی از خود را در جهان منتشر کرده اند. مدتهای مدید در خفا نگهداشته است و حالا ناشران مغرضانه می خواهند تا آن را از کتاب » یادداشت های سری » حذف کنند. چرا؟ اول به خاطر حساسیت آن در حال حاضر. آن بسیار شبیه چیزی است که در اسناد فراماسون نشان داده می شود که در این مقاله بررسی می شود. هیچکس جرات ندارد تا در مورد معنی آن بنویسد. دوما، دخول ستاره ی اضافی دیگر داستان را بیش از پیش پیچیده تر می کند. در سال 2003 زمانی که » یادداشت های سری» چاپ می شد، تصاویر مورد نظر برای کتاب اشکارا بریده می شدند  تا بناهای مرتبط برای ستاره ی سوم فوق الذکر را مخفی نمایند. هدف سهولت پروی از نقشه ی ستاره ی واین بود و به نظر می رسد از چیزی که در اسناد فراماسون نشان داده ميشوند متفاوت می باشد.

ستاره شبه خورشید سوم فاش شد

تصویر زیر را با اطلس ستاره ی کامپیوتر خود   درتقریبا 17000 سال پیش تنظیم کنید.می توان متوجه شد که درهر دوره ی کهن،سه ستاره ی شبه خورشید را می توان در موقعیت های نشان داده شده تشخیص داد. اگر کسی موقعیت ستارگان را با تاریخ امروز محاسبه کند ، به طور جالب توجهی Pleiades مثل 17000 سال پیش به نظر می رسد اما چون ستارگان شبیه خورشید به ما نزدیکترند، بردارهای حرکت اشکار انها بسیار دراماتیک و قابل اندازه گیری می شوند.ستاره ی جدید شبه خورشید را می توانید در شکل زیر ببینید. ان اولین مثال در تحقیق واین هرشل از مقایسه ی طیف دقیق با خورشید ما است ،طیف      G2. که به صورت زیر دسته بندی شده است:

  • TYC 1799 1026 1 star

از توضیح بالا مشخص است که 3 ستاره ی شبه خورشید قابل اندازه گیری وجود دارد که نقشه های ستارگان باستانی را مقایسه می کند و تابع تحقیقات واین می باشند.نقشه های ستاره ی با یادداشت های بازدیدکنندگان باستانی که از بالا امدند ارتباط داشت.با 3 هدف مشخص شده ، انها پتانسیل زیادی برای تحقیقات انجام شده توسط SETI داشتند. تمام چیزی که  SETI  مجبور است انجام دهد هدف گیری بزرگترین تلسکوپهای رادیویی در این ستارگان و گوش فرا دادن به طیف رایوی معمولی است که کمی بیشتر از استاتیک طبیعی است. اما SETI معتقد است که بیگانگان فضایی تحریک می شوند به زمین پیام ارسال نمایند.در پاسخ به پیشنهاد واین، سث شوستاک – یکی از محققان اصلی SETI- در ایمیلی به واین در سال 2005 گفت که انها دانشمندان هستند و علاقه ای به تئوری هایی مثل ستارگان شبه خورشیدی ندارند.

دانشگاه برادفورد بریتانیا

همانطور که قبلا گفته شد، دانشگاه برادفورد در بریتانیا » نقشه ی ستاره ی کلید هیرام» را به صورت آنلاین پست کرده است.تصویر مشاهده شده در زیر تصویر بدست آمده توسط واین است. وی از دو منبع خیلی مهم استفاده می کند: یکی از فراماسون معروف و ورژن قدیمی شناخته شده ی آن  از دانشگاه برادفورد.»نقشه ی ستاره » ممکن است از فردی با نام «هیرام ابیف» منشا گرفته باشد.این رازی است که آغاز فراماسونری را القا نموده است. هیرام ابیف طبق تاریخ کشته شده است.قاتلان وی نقشه ی ستاره را بدون اطلاع از منبع دقیق آن به دست آوردند. فراماسونها انواع مختلف نمادگری را در سراسر جهان منتشر کرده اند. بدون شک » نقشه ی ستاره » به عنوان مهمترین قطعه ی تاریخ فراماسونری می باشد.

نقشه ستاره ی هیرام ابیف

اخیرا چند کتاب در مورد منشا فراماسونری منتشر شده اند.یک کتابی که در سال 2005 بیرون امد :»اسرار فراماسونری» توسط فراماسون Albert Churchward نوشته شد. این نویسنده  از » نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف » برای طرح جلد استفاده کرد، «هیئت ردیابی درجه اول فراماسونری». چرا واین به این تصویر نمادین رجوع می کند؟ حقیقت آن است که هر تمثالی از ستارگان برای  توصیف یک نقشه ی واقعی تعیین کننده ی کیهان به 2 چیز نیاز دارد:

–          الگویی از ستاره ی قابل تشخیص

–          رفرنس های جهت گیری شمال و جنوب

تصویر بالا دارای 7 ستاره است که شبیه خوشه ی  Pleiades است. اگر تصویر بالا را به عنوان پنجره ای رو به افق در نظر بگیرید، تماشاگر را در حین تماشای آسمان بالای افق در راستای شرق قرار می دهد. تصویر آسمان شب را نشان می دهد که 7 ستاره را می توان دید. شکافهایی وجود دارند که در انها غبار هایی به چشم می خورند که به نظر می رسد 3 شی آسمانی مهم را در خود جای داده اند. بسیاری فکر می کند دو شیء در نقطه ی بالای آسمان خورشید و ماه را نشان می دهند چون آنها  از این ناحیه ی آسمان شب نزدیک Pleiades روی دایره البروج  عبور می کنند.اما راه حل قاطع تری هم وجود دارد.3 شیء آسمانی به هم دیگر نگاه می کنند و همه شبیه خورشید هستند. آنها به روش مرموزی بسیار خاص هستند.واین همبستگی همه ی آنها را به عنوان ستارگان شبه خورشیدی پیدا کرد، که در تصویر نجومی UPDATE JULY 2007 نشان داده شده است.

ستونها، کاشیهای کف چهارخانه و زمان

تصویر بالا تفسیر واین را از «نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف» نشان می دهد. آن تمام عناصر را هایلایت می کند. کاشی های چهارخانه روی کف زمان را نشان می دهند.هر کاشی نشاندهنده ی زمان 20000 ساله است. واین مقایسه ی ترتیب وقایع برای ستون را در مرکز با اندازه گیری زمان مورد نیاز برای ستاره ی مشتعل برای حرکت سنجید بنابراین در مقایسه ی کامل در جایی که در نقشه ی ستاره ی  Cydonia در این کتاب قرار داده می شود ، صدق می کند. آن در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هم در همان مکان نشان داده شده است.یکبار که وی این را محاسبه کرد ، قیاسهای چارچوب زمانی را برای دو ستاره ی باقیمانده که تصادفا با یادداشت های مدرن فسیل انسان مدرن همخوانی داشت پیدا کرد.در پس زمینه ،تماشاگر در اغاز  دسته ی homo sapien – sapien  روی زمین می ایستد و به سوی افق و آسمان در شرق می نگرد، که حالا را نشان می دهد.از این مقاله تردیدی احساس می شود که نردبانی که از آسمان پایین می اید از متن آفرینش کتاب مقدس سرچشمه می گیرد. در فصل 28 ایه ی 12 کتاب آفرینش ، به یعقوب  نردبانی نشان داده می شود که از آسمان پایین می اید. به یعقوب در حالیکه شاهد این صحنه است گفته می شود بشریت به صورت تحت الفظی به این جهان داده شده است. سپس یعقوب جایی که نردبان زمین را لمس کرد با ساخت ستونی در مکان واقعی جشن گرفت. برای واین 3 ستون مشاهده شده در «نقشه ی ستارگان هیرام ابیف» نا پیدا و نامفهوم بودند. دیدار از زمین توسط نیاکان ما بعد از ساکن شدن 3 سیستم ستاره ی مختلف در 3 دوره ی تاریخ.بنابراین بسیار محتمل است مردمی که تکنولوژی برجسته و پیشرفته ای داشتند «فرشتگانی» هستند که در موردشان در کتابهای مقدس خود می خوانیم.واین ستونهای بزرگ (در سمت راست) را به عنوان بنای یادبود افرینش تفسیر می کند ، که کشف منظومه ی شمسی ما را با اولین سفر فضایی بشر جشن می گیرد.

یک دوره به 200000 سال پیش بر می گردد که اولین فسیل باقی مانده از انسان نشان می دهد.وی معتقد است که بازدیدکنندگان نیای ستاره ی باستانی تعداد کمی از کلونی های  کیفری تجربی را روی زمین به وجود می اورند. ( تئوری کلونی کیفری- penal colony theory در کتاب واین یادداشت های مخفی بررسی می شود.وی تئوری خود را حول این قرار می دهد که مریخ زمانی دارای اقیانوس و اتمسفر بوده است.واین متقاعد میکند که مارس 10000 سال پیش دارای سکنه بود که یک شهاب آسمانی آن را خراب کرد. در زمان خود جواهر سیستم منظومه ی شمسی بوده است.زمین از یک سیاره ی کامل خیلی دور است.در واقعیت به خورشید بسیار نزدیک است که انسانها در معرض پرتو افشانی شدید آن می باشند. دوما: گرانش زمین برای استخوان های بسیار ضعیف و شکننده ی ما در مقایسه با هر حیوانی در تاریخ خشن و زمخت است.ستون فوق الذکر مزین به هیچ غاری نیست . به نظر می رسد این نشانی از سادگی و سهولت بشریت روی زمین باشد.ستون  همتراز با ستاره به سمت چپ است . این ستاره ای است که واین، در کتاب خود نقشه ی ستاره ی  خود Cydonia را ، به عنوان  ستاره ی منشا بشریت فاش می کند. ستاره ی آغاز تکامل بشریت.به طور خلاصه، مردمانی هستند که سیاره ی ما را کشف کردند.ستون سمت راست هم ردیف با ستاره ی بالای آن به عنوان ستاره ی جدید TYC 1799 1026 1 است. این ستاره نزدیک به 100000 سال است که در این مکان خود وجود دارد. دوباره فسیل بشر از آن دوره نشانی از تکنولوژی نشان نمی دهد. حکاکی روی این ستون بیشتر تزیینی است و جدیدتر از دوره ی اندازه گیری شده توسط ستون اول است.برای واین مهمترین ستون، ستون مرکزی است که به این ستاره نزدیکترین است و بنابراین «ستاره ی مشتعل» را نشان می دهد.آن نزدیک افق در پای نردبان در خط زمانی حدود 17000 سال پیش قرار می گیرد و دقیقا با همبستگی ستاره ی کلیدی خود در کتابش یادداشت های مخفی» منطبق است.» واین این ستاره را به عنوان ستاره ای که توسط تمدن های مختلف زمین جشن گرفته می شود مجزا می کند.به نظر می رسد ستون آغاز ورود جرمی به منظومه ی شمسی ما را که از ستاره ی مشتعل منشا می گیرد نشان می دهد. ستونی است که با ستون یعقوب از متون افرینش کتابهای مقدس دارای تشابه است.واین ادعا می کند که ورود آنها به زمین می توانست هجوم کامل به این سیاره باشد که جایگزین اخرین جنس انسان شدند…انسانهای غارنشین.

سمبلهای سری روی اسکناس یک دلاری

چه اتفاقی می افتد اگر کسی دو مهر را روی اسکناس یک دلاری برای تشکیل ترکیب به صورتی که در تصویر زیر دیده می شود قرار دهد. 3 ستاره حول سنگ سر شبیه 3 ستاره ی نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف می باشند. این ترکیب شکلی شبیه ستاره ی David  را با چشم همه بین ( بینا) خدا در مرکز آن نشان می دهد.هرم روی زمین زیر مثلث وارونه تشکیل شده توسط ستارگان در آسمان قرار می گیرد. این نشان می دهد که تئوری نقشه ی ستاره ی واین واقعی است.

https://i0.wp.com/thehiddenrecords.com/images/great_seal_obverse.jpg

اثر اولیه که به تفسیر مهر به این صورت منجر میشود دو راز را نشان می دهد: ارتباط بین سنگ سر (capstone)  با چشم بینا و الگوی هندسی ستارگان مشتعل با مثلث درونی ستارگان با الگوی مشابه سنگ سر(capstone). سنگ سر هرم به دقت روی ستاره همتای قرار گرفت که نتیجه را در اینجا ملاحظه می کنید.حروف m-a-s-o-n با نوک بال، پا و دم عقاب تشکیل می شوند.

ستاره ی دیوید و منورا

ادغام دو مثلث در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف به شکل زیر است (خطوط خاکستری بسیار کمرنگ) . دقت کنید که ستاره ی دیوید تشکیل می شود. این سمبل به مهر سلیمان بر می گردد. سمبل مقدس یهودی برای ستاره ی دیوید عدد مقدس 7 را نشان می دهد. ستاره ی 6 سر با مرکز شش ضلعی نشان دهنده ی 7. منورا (Menorah) یا لامپ نفنتی مقدس عدد 7 را با شعله های مشتعل نشان می دهد. جالب است که ایکون ستاره هنگامی که دو ستاره با هم برای تشکیل ستاره ی دیوید ادغام می شوند به وجود می اید.ایا ان نشاندهنده ی تک ستاره ی مهم در اسمان Pleiades است؟

در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف کلید قرار داده شده روی نردبان ممکن است سمبل کلید هیرام باشد یا حتی کلید سرگشایی

تئوری نقشه ی ستاره ی سری باشد که به تنهایی در اختیار داشت.واین پیشنهاد کرد که پیتر مقدس از همان دانش مخفی نگهداری می کرد و در مجسمه ها کلید در دستان اوست در حالیکه به چیز مهمی در واتیکان اشاره می کند. برای طرح سری شهر واتیکان و کلید پیتر مقدس اینجا کلیک کنید. اخيرا تبليغ قابل توجهی در مورد راز دیگری از حماسه ی » راز داوینچی» وجود داشته است که در اخرین رمانی که دان براون در حال نگارش آن می باشد بررسی شده است. نام آن از قبل در سایت آمازون با نام » کلید سلیمان» فرست می شود. آیا این همان کلید سری برای گشودن راز کیهانی است؟

سرانجام، سلیمان برای فراماسونری مهم است و مهر افسانه ای سلیمان ارتباط زیادی با کلید سلیمان دارد ، راز دیگری که هنوز حل نشده است. در لینک زیر نگاهی به تمام منابع تاریخی بیندازید که در مورد مهر و کلید سلیمان می باشند.اینجا را کلیک کنید.اگر نگاه مجددی به نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف بیندازید، دستی » اسمانی» از «ستاره ی مشتعل پایین می اید که سمبل جام مقدس را در دست دارد. برای اطلاعات بیشتر در مورد تئوری واین  در مورد جام در این داستان اینجا را کلیک کنید. دستی از اسمان ، از «ستاره ی مشتعل» و ایکون نمادین برای جام نشان می دهند که این دانش ستاره ی ناچیز از تبر بشر قسمتی از داستان مسیح را تشکیل می دهد. اگر تئوری واین واقعی باشد پس این فکر به ذهن ادمی خطور می کند: اگر بشریت از جایی دیگر از این کاینات می اید، پس مسیح ردپایی از آن را جای گذاشته است. واین مطمئن است که رد این دانش ومعرفت ستاره را می توان در انجیل متی و یهودا  یافت. در متون متی، واین متقاعد می شود که 3 مجوس (magi) (مغ هاي ايراني) عاقل با قطعه ای از حکمت ستاره (star wisdom) مشابه هستند: آگاهی از اینکه 3 ستاره در یک ردیف ستارگان سیف الجبار (Orion belt) است که راه را به دو ستاره ی Pleiades و ستاره ی مشتعل نشان می دهد.باید این مسیر را برای یافتن جای مهمترین ستارگان دنبال نمایید. حالا معنای دوگانه را در نظر بگیرید:

–          نگاه کنید به… سه ستاره ی نجومی… که یکی از شرق پیروی می کند…تا ستاره ی مسیح را پیدا کند.

بیشتر به صورت نقشه ی ستاره است تا تعبیر 3 پادشاه از شرق که به دنبال ستاره ای ساکن بر بالای محل تولد مسیح. مشکل تعبیر قدیمی ان است که:چگونه یک ستاره می تواند در اسمان شب چنان پایین باشد که کسی بتواند ان را دنبال کند؟ داستان دیگری از کتاب مقدس که سر نخ مهمی را در کشف اخیر نسخه ی قدیمی انجیل یهودا اسخریوط دارد. در آن مسیح به یهودا می گوید که:» این ستاره هم ستاره ی شماست» به نظر می رسد که این زمان خوبی برای بیان این نکته است که همه ی ما از یک بذر الهی هستیم.هنر سری سنگ بنایی که با سنگ بریده نشده و چکش نشان داده می شود را می توانید در سمت راست پایین نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف ببینید و سنگ بریده شده را در وسط ان ببینید. اگر به متون کتابهای مذهبی برگردید معبد سلیمان با بلوکهای سنگ بریده شده ی بسیار بزرگ ساخته شده است. شایان ذکر است که راز داوینچی دان براون راز واقعی پشت یک هرم وارونه را روی یک هرم ایستا در لوور نشان می داده. این وارونگی شکل ساعت شنی بسیار مشابه منظومه ی جبار (Orion) یا سمبلی برای «چون بالا پس پایین» ( as above so below) را تشکیل می دهد.همچنین در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف دقت کنید که شکلی حول نردبان تکمیل می شود که سمبل هرم روی زمین همبسته با ستارگان است.( تئوری نقشه ی هرم/ستاره ی کامل واین). خطوط تشکیل دهنده ی لبه های هرم مطابق زوایای شیب هرم در اسکناس یک دلاری است. سوال مهم دیگر باید این باشد: ایا این راز ریشه در مصر باستان دارد؟

در مصر

مهمترین نتیجه ای که واین از نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف میگیرد میزان تطبیق دقیق نقشه ی ستاره با تئوری نقشه ی ستاره ای هرم اوست. اما نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف چگونه با اسمان شب مصر باستان همبستگی دارد. هرطور که ستارگان در افق شرقی در مصر ظاهر می شوند در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هم ظاهر می گردند. جهتگیری ستارگان Pleiades دقیق است! «چون بالا پس پایین» : ارزشمندترین بناهای تاریخی مصریان ، بنای خورشیدی ستون هرمی شکل سنگی با سر طلا در Abusir  مکان ستاره ی Ra… را جشن می گیرد ستاره ی مشتعل در نقشه ی هرم/ستاره بزرگ. اگر به فصول اول کتا ب یادداشت های سری مراجعه نمایید می بینید که قضیه ی تحقیقات واین راز Sphinx ( موجود افسانه ای با بدن شير و سر و سینه ی انسان) است.که به ما اشاره ی تفسیر تمام هرم ها را به عنوان ستاره می دهد.هر شب طلوع ستارگان را در افق در مصر تماشا می کند. که تعجب کننده به نظر نمی اید، چون مصریان زمانی که ستارگان در افق از شرق بالا  می آمدند را جشن می گرفتند! این راز Sphinx  است که واین را راهنمایی کرد تا تشخیص دهد که تمام 50 یا چند هرم مصر سفلی حلقه ی کاملی را نشان می دهد مدار 360 درجه ی صور فلکی حول زمین که با اهرام روی زمین همبستگی دارند.در وسط محوطه ی کامل هرم ستون سنگی هرمی شکل با سر طلا نزدیک Abusir  وجود داشت که نشانگر ستاره ی مشتعل بود.اما راز های زیادی در مورد راز Sphinx وجود دارد. با اشاراتی به ما در تفسیر تمام ستارگان به صورت اهرام  با طلوع از شرق کمک می کند.تماشای طلوع ستاره ی اخر Ra ، نزدیک صورت فلکی  Pleiades  ، بالای افق در شرق … چیز کاملا قابل اندازه گیری میباشد. این تعبیر بی نظیر Pleiades و ستاره ی مشتعل در دو محل معروف دیگر مصریان ثبت می شود: در مقبره ی سنموت و در منطقه البروج در معبد هاتور در Dendera .جهت گیری بی نظیر ستاره ی  Pleiades چیز بود که واین مجبور شد آن را در برنامه ی کامپیوتری ستاره تست کند. صورت فلکی Pleiades چگونه به نظر می رسد وقتی در نیمکره ی شمالی بالای افق شرقی طلوع می کند؟ الگو در اسمان با نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف دقیقا همخوانی داشت! اینجا شواهدی وجود دارد که هر دو نقشه ی ستاره دارای دانش یکسان بودند. به پیشنهاد ناشرش آن را در کتابش چاپ نکرد چون از چنین منبع حساسی به دست امده بود.بررسی موقعیت ستارگان در افق در مصر بسیار ساده و مستقیم است. هر برنامه ی نرم افزاری ستاره می تواند این کار را انجام دهد.واین در این فکر بود که چه سناریویی وجود دارد که ستاره ی Ra دقیقا در شرق طلوع می کند و در این سالهای بسیار دور اندازه گیری آن چگونه ممکن بوده است.اگر برنامه ی ستاره را دارید ، این را سریعا امتحان کنید.چیزی که می خواهیم اثبات کنیم جهتگیری  Pleiades هنگام طلوع ستاره ی مشتعل در افق و دقیقا در شرق است.فقط در مکان خود تاریخ و زمان دقیق را تایپ کنید: 7:30 14th September 300 BC . دقیقا تصویر بالا به دست می اید. یک منجم قبلا به واین گفته بود که این جهت گیری Pleiades  یعنی طلوع دقیق از شرق بارها و بارها در دوره های زمانی مختلف رخ می دهد.به این معنی که بعید است کسی بتواند از این الگوی ستارگان برای مشخص کردن تاریخ شروع تمدن مصریان استفاده کند. اما حالا موقعیت های 3 ستاره ی شبه خورشیدی  وجود دارد که میتوان در اندازه گیری ترتیب وقایع تمدن استفاده نمود. اما دو مورد از انها را در این کتاب نشان دادم حالا  سومی را در این حوزه برای بررسی تئوری استفاده می کنیم. ستاره ی شبه خورشیدی تازه کشف شده در تصاویر نجومی قبلی تر “ UPDATE JULY 2007” الگوی همبستگی را نشان می دهد که به نظر می رسد با نقشه های ستاره ی هرم Egypt, Stonehenge, Mars  پیشنهادی واین همخوانی دارند.نگاه دیگری به ستاره ی جدید مصور در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف بیندازید: در سمت چپ Pleiades  نشان داده می شود. ستاره دارای مسیر حرکت است که به طرف این نقطه حرکت می کند… اما زمانی که به 9000 سال پیش بر می گردیم.این نشانه ی دوره ی مهم دیگری در زمان است ورود مردمان دیگری همچون ما را از سیستم ستاره ی دیگری  نشان می دهد.این سوال پیش می اید که: ایا ما به جنس انسان از یک سیستم ستاره ای خاص که در زمین گرد امدند نگاه می کنیم یا با گونه های دیگری از انسانها از سیستم های مختلف سرو کار داریم؟ اگر کسی به خدا معتقد است گمان می برد که از نوع بشر در سراسر کاینات بسیار فراوان وجود دارد در صورتی که جهان های دیگری هم وجود داشته باشد.زمان زیادی گذشته است که انسان خود را با شرایط اینجا تطبیق داده است.دانش تمدن و ریشه ی مصریان در فراماسونری تشخیص داده می شود.در نقشه ی ستاره ی هیرام ابیف هیروگلیف ستاره ی Ra  روی حفره  در پایین شعاع نور/نردبانی که از ستاره ی مشتعل 7 سر پایین می اید ترسیم شده است. هیروگلیف نقطه ای با دایره ای دور ان است. واین معتقد است که ستاره ی 7 سر در نقشه ی هیرام ابیف نزدیکی خودی را در اسمان به 7 ستاره ی Pleiades جشن می گیرد..این معتقد است که اینجا باید ارتباطی با منشا هفت نقطه ی نور روی مجسمه ی کتابخانه در ایالات متحده و در برخی ایین ها ی خدای اپولو و مسیح وجود داشته باشد.

ارتباط مقبره ی سنموت

یکی از مکانهایی که در یادداشت های سری بسیار مورد بررسی قرار گرفته است مقبره ی سنموت در  Deir el Bahri  است. ان شامل نقشه ی اصلی ستارگان اثبات کننده ی تئوریهای واین می باشد. Horus ستارگان منطقه ی Orion  را برای یافتن راهی به  Pleiadesنشان می دهد. این تفسیر مشابه خط هندسی جاری از 3 گوشه ی اهرام گیزا می باشد که شکل انسانی را به وجود می اورد که این خط را به عنوان اشاره گر مسیر نگه می دارد. به نظر می رسد Orion  در ایمان به عنوان Horus  نمایان است که راه را برای پیدا کردن گروه ستارگا ن Pleiades نشان می دهد.واین در کتابش با سمبل پیدا شده روی سر تابوتی نشان داد که برای مصریان باستان  Pleiades به صورت پای صورت فلکی گاونر ترسیم میشد و Pleiades در ناحیه ای به نام  Taurus هم پیدا شد.نقاشی مقبره ی سنموت  دارای شعاع نور یا نردبان اسمانی بود که از ستاره ی نهایی اش تا خاک پایین می امد.ستاره به صورت یک دایره ی قرمز ترسیم شده است. آن مطمئنا یک ستاره است چون صحنه ی شب است و در ارتباط با ان پای مقدس صورت فلکی گاو نر می باشد.دایره ی قرمز دارای حلقه ای حول آنست که با لقب هیروگلیفی مصریان برای Ra   مرتبط است. گلیف برای Ra  یا خورشید ( در این مورد ستاره ی شبه خورشید) در قربانگاه در ته نردبان در نقشه ی ستاره ای هیرام ابیف پیدا می شود. تمام این سرنخ های مرموز در جهان با هم دیگر معنایی را در بر دارند.

به تصویر بالا به دقت نگاه کنید . چیزی شبیه سمبل الت مردی با خطی که از Horus در آسمان به عنوان منطقه ی Orion پایین می رود به نظر می رسد.این سمبل عجیب از افسانه ی قدیمی مصریان  ریشه می گیرد وقتی Seth تناسل  Osrius  را برید. ان قسمت اصلی میراث مصریان باستان در رابطه با ستارگان است. Orion  را را نشان می دهد. ناحیه ی  Orion ممکن است اصلا ناحیه ای نباشد اما قسمتی از اناتومی مرد» نشان دهنده ی راه» است.

دایره البروج  Dendera مصریان

در مصر ، زمان و مدارک پای مقدس شكل صورت فلکی ستاره ی گاو نر را می توان در این مکانهای مقدس تمدن باستان می توان پیدا کرد. این مخصوصا در مورد دایره ی Dendera در معبد  هاتور چنین است.این ایکون پا نمایشگر Pleiades است و نقشه ی ستارگان هیرام ابیف می تواند این را تایید کند.چرا؟ اول ، پا دارای جهتگیری مطابق ستارگان Pleiades است. دوم، نقاشی حک شده داری دو ستاره ی شبه خورشید مهم در مکانهای دقیقی است که پیش بینی می شود.سوم، پا به رحم   hippo deity متصل است. این تعامل با تئوریهای خدای مصریان و Tawaret سرنخ مهمی برای معنای کلی این نقشه ی ستاره فراهم می کند. او خدای مرتبط با زایمان انسان است شاید اغاز بشریت .تولد تمدن انسان .

در تصویر بالا واین تعبیر دقیق تری را بیان می کند:

گاو نر Taurus به پای کیهانی جدا شده ی  Pleiades برمی گردد ( خط نقطه چین).hippo deity or Genesis deity Theories/Tawaret چاقوی نمادین را نگه می دارد. مثل کسی که پا را جدا کرد.اشکال سبز احتمالا نام ستارگان Pleiades را نشان می دهد. اثر کیهانی پا را دنبال کنید تا ستاره ی  Ra  را پیدا کنید.  Ra  احتمالا اینجا ترسیم شده است( با تاج گاو نر کنار Isis ) . گاو نر کوچکی در راس ستاره ی پایینتر و Horus پرنده ی روی گاو نر وجود دارد.این دو خدای بسیار مهم ، یکی زن و دیگری مرد، دارای ابهام هستند اما شباهت غیرطبیعی با ادم و حوا به عنوان موضوع افرینش.

موارد غیرمتعارف دیگر

شباهتهایی بین دانش مصریان باستان از ستارگان و قسمتی از تاریخچه ی مرموز امریکایی وجود دارد.هر دو دارای یک منبع اطلاعاتی می باشند.هر دو از ستارگان شبه خورشید که جزء لاینفک گذشته ی انهاست مطلع هستند.اگر تئوری نقشه ی ستاره را با ستاره ی دیگر شبه خورشید کنل هم قرار دهیم چیز های غیرقابل باوری به دست می اید.روی تصاویر زیر کلیک کنید، ببینید چگونه هر ستاره ی جدیدی با بنای تاریخی خاصی منطبق است. هر تمدن مگالیتیک همان دانش به ما رسیده از نیاکان ستاره ی ماست.ناشی از همان ستاره ی مشتعل که فکر مصریان باستان و هیرام ابیف را به شدت به خود مشغول کرده بود.


شهر گمشده ی  بابل

با انتشار مدارکی که ستاره ی شه خورشید سوم وجود دارد، که با نقشه sistine ستاره ی هیرام ابیف  ثابت شد،  میتوان شروع تمدن هرم را در مصر تصور کرد. می توانید در Google Earth در 32 32 08.22 N  44 26 36.93 E ببینید.شهر تاریخی سومریان… بابل. سومر سرزمین سومریان بدون شک به خاطر ستارگانش شهرت کمتری از مصر ندارد.مهر ها و مصنوعات زیادی از اینجا 7 جسم نجومی را در اسمان نشان می دهند. موزه ی لندن حداقل 4 مثال را در خود دارد که با نام  Pleiades می باشند. این نمونه را از موزه ی برلین ببینید که مردی در بشقاب پرنده با ستاره ای نزدیک Pleiades است.متاسفانه معبد اصلی بابل گم شده است. بسیاری از خوشه ی زیگورات ان دیگر وجود ندارندو بسیاری از بناهای مهم ان بازسازی شده اند. بنا به تاریخ شهر بابل زمانی در احاطه ی 3 برج هرمی شکل با ابراه های هندسی خود بود.3 هرم بزرگ مثلث متساوی الاضلاع را تشکیل می دادند. دقت کنید که چطوری دارای الگوی همبستگی ستاره مشابه معابد مایان   Tikal, Stonehenge, Mars است . چون یکی از اولین تمدن ها می باشد، تعجبی ندارد که دارای همان منشا اطلاعاتی در مورد ستارگان چون هر تمدن دیگری باشد.

منبع:      http://thehiddenrecords.com/forbidden_starmap.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ارسال این مطلب .

لينك خريد پستي كتاب يادداشتهاي سري. قيمت 46 هزار تومان.

https://i2.wp.com/photo.goodreads.com/books/1180104508l/998318.jpg

http://ketabgard.com/product_info.php/products_id/2125

اميدوارم يكي براي ترجمه پيدا بشود.

تاريخ گمشده -قسمت اول

اين مطلب خلاصه اي است از تاريخ گمشده  كه در منابع مختلف نگاشته شده است و منبع بيشتر آنها الواحي است كه در عراق كشف و توسط محققاني كه مترجم زبان سومري بودند ترجمه شده است.براي اطلاعات بيشتر  به اين لينك مراجعه كنيد.

http://www.bibliotecapleyades.net/hercolobus/esp_hercolobus_34.htm

کتابخانه سومریان(Sumerian)حدود چهارصد سال پیش، مورخان و پژوهشگران عرصه تاریخ درباره سابقه و سرگذشت تمدن در میان دو رود(بین النهرین _ سرزمین مابین دو رود دجله و فرات) اطلاعات زیادی نداشتند و عمده آگاهی‌های آنان از تورات گرفته شده بود. تا این که برخی جهانگردان اروپایی که در فلسطین بودند به این منطقه گام نهادند و مدتی در آن جا زیستند ا زجمله انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها و نیز ایتالیایی‌ها که به تحقیق گسترده‌ای در این ناحیه اهتمام ورزیدند.

در آنجا الواح گِلی ای را که حاوی نوشته‌هایی بود مشاهده کردند، اما چون کسی قادر به درک و فهم آنان نبود دریافتند که باید مربوط به مدت‌ها قبل باشد. سیاحتگران تعدادی از این الواح را به اروپا بردند و پژوهشگران به مطالعه آن‌ها مشغول شدند. نظیر همین رویداد در ایران نیز اتفاق افتاد که نتیجه آن کشف و بازخوانی خط میخی بود. سپس شمار زیادی از پژوهشگران به میان دو رود آمدند و از نزدیک به کاوش‌های باستان شناختی و مطالعه آثار تاریخی پرداختند. عمر قدیمی‌ترین این الواح به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسید بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که پیدایش خط میخی نیز دست کم به همین میزان عمر دارد.

اکنون هزاران قطعه از این الواح گلی در اختیار پژوهشگران و محققان است که با زحمت فراوان موفق شده‌اند آن‌ها را بخوانند، این الواح در حقیقت کتاب‌های آن دوران شکوهمند عهد طلایی اور (ur) است. کتابخانه «تلو» که الواح گلی آن حدود ۳۰ هزار گمانه زنی شده‌است را می‌توان کهن‌ترین کتابخانه جهان که در میان دو رود بوده‌است نام برد. محتوای این الواح گلی شامل موضوعاتی چون تعلیم و تربیت، مسائل حقوقی و شهروندی، افسانه‌های پیشین، پرستش خدایان، سرگذشت جنگ‌ها، داد وستدها، علائم جادویی و افسانه‌ای، دعاها و مناسک قربانیان، نیایش‌های خالصانه مردم، سروده‌های مذهبی و …. می‌شود که اکثریت آن به مسائل حقوق شهروندی و داد و ستدهای بازرگانی مربوط می‌شود . همان طور که گذشت قدیمی‌ترین نظام نگارش متون در قدیم به خط میخی(Cuneiform) بوده‌است که اعتبار خود سومریان نیز بدان معطوف است. چون برای نوشتن از قلمی فلزی و به شکل میخ استفاده می‌شده‌است خط نیز به نوبه خود به میخی معروف شده‌است که بر زمینه‌هایی از گل نرم (لس) می‌نگاشتند. برای این منظور نیز کاتبانی تربیت شده بودند که پس از نگاشتن گل نرم را می‌پختند تا سخت شود.سومریان برای محافظت این گل نوشته‌ها آن‌ها را در معابد قرار می‌دادند.

این لوح‌ها که تا حال نگاشته‌های خویش را حفظ کرده‌اند قدیمی‌ترین ادبیات مکتوب شناخته شده در جهان را به انسان‌های امروزین معرفی ساخته‌است. سومریان از نیمه هزاره چهارم قبل از میلاد تا حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد که توسط ایلامی‌ها منقرض شدند حدود ۲۵ قرن در میان دو رود با کشمکش فراوان زمام امور را در دست داشتند. و در طول محور این حکومت آنان بود که کاتبان مجال یافتند بسیاری از موضوعات آن روزگاران را بنگارند . درواقع آنان اولین کسانی هستند که دستاوردهای خویش را برای برای نسل‌های آینده نگاریده و محفوظ نگاشتند.

منبع : ويكي پديا

قفسه هاي كتابخانه الواح سومري كشف شده در سيپار عراق

https://i0.wp.com/www.earthhistory.org.uk/wp-content/Gilgameshtablet.jpg

لوح باستاني داستان گيل گمش

https://i0.wp.com/www.creativetribe.com.au/images/sumeriangenesis.jpg

لوح داستان پيدايش

لوح سومری
كتيبه اي شامل نسخه پزشكي

الواح سومري در موزه اي در تركيه

Image

Image
مجسمه هاي 5000 سال قبل از ميلاد

نقشه ستارگان سومريان

آسمان نينوا 3300 سال قبل از ميلاد

 

جدول :دوره پیش از طوفان نوح متن به رنگ سیاه = کتاب Jasher متن با رنگ قرمز = لیست پادشاه سومر
بازگشت نیبيرو نظریه Immanuel Velikovsky: نظریه سیچن سرگذشت و رویداد
200 میلیون سال قبل ماه نیبيرو (Nibiru) با تیامات (Tiamat : سیاره ای 2تا 3 برابر اندازه زمین) برخورد کرده و تیامات به دو قسمت گسیخته میشود ، این برخورد موجب انقراض انبوه موجودات زنده موجود بر روی تیامات می گردد . زمین از یک نیمه تیامات شکل می گیرد و قطعات نیمه دیگر، کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری را شکل میدهند . نيبيرو اسیر جاذبه خورشید شده و در مداری 3،600 ساله شروع به گردش به دور خورشید میکند.

Figure 6

150 میلیون سال قبل زمین دوباره سرد می شود ،با تشکیل پوسته خارجی سرد به جهت فشار حاصل از وجود هسته حرارتی در مرکز ، این دو قسمت از هم دور شده و قاره ها  شکل می گیرند.
50میلیون سال قبل پستانداران بزرگ دریایی و پستانداران کوچک خشکی ، شکل زندگی بر روی زمین است.
5 میلیون سال قبل بسیاری از انواع حیواناتی که امروزه شناخته شده هستند. در این تاریخ بر روی زمین وجود داشته اند از جمله انسانهای هابیلی ( Homo Habilis ) .
433,578 BC 433,600 BC 445,000 BC خدایان ( آنو((Anu  وانکی Enki)) )  برای کشف زمین وارد شده و بر سطح زمین پا می گذارند.

45 شار 433,578 – 271,578 BC Alorus در بهشت برای 162.000 سال پادشاهی می کند.
410,000 BC 400,000 BC پایگاه فضایی سیپار(Sippar)، مرکز کنترل ماموریت نیپور  (Nippur)، و مرکز متالورژی شورو پاک(Shuruppak)  ساخته شد.
Nippur, Babylonia
398,000 BC 416,000 BC بیشتر Anunnaki، Ninmah و Enlil  بر روی زمین آمدند.

http://freepages.religions.rootsweb.ancestry.com/~luijkenaar/chaos/img/enlil.jpg

350,000 BC 300,000 BC شورش Annunaki علیه خدایان قدیمی تر، جنگ بین خدایان.
340,000 BC 300,000 BC تولید اول: ایجاد نژاد برده لو.لو (LU.LU)  توسط Enki  و عمه اش Ninmah   (Ki) . دستکاری ژنتیکی بین انسان هابیلی (Habilis Homo ) و خدایان.
275,000 BC تولید دوم: ایجاد انسان ، برده غولپیکر توسط Enki و Ninhursag   (حملات Enlil به آدم و حوا در بهشت (Edin) ) .  یک دستکاری ژنتیکی بین نژاد برده LU.LU  و خدایان.
272,000 BC اخراج انسان (آدم و حوا)  از بهشت (Edin)  توسط Enlil  ، بیشتر برده های نژاد LU.LU در بهشت (Edin) باقی می مانند.
18 Sars 271,578 – 206,778 BC پادشاهان  Alulim  و Alaljar  برای 64،800 سال در Eridug حکومت می کنند  .

https://i0.wp.com/archaeologyconspiracies.com/wp-content/uploads/weld-blundell-prism.jpg

271,000 BC آدم و حوا که توسط Enki  خلق شده اند قادر به تولید فرزند میشوند ، Enki اشکال مختلف زندگی در خارج از بهشت (Edin) را به آدم آموزش می دهد. قابیل و هابیل به دنیا آمدند.

EnkiMountainSeal

270,000 -100,000 BC قابیل توسط Enlil  پس از قتل هابیل محافظت می شود. قابیل به سرزمینی دیگر فرستاده میشود.

با گذر زمان اززمان شیث تا نوح ، فرزندان خدا ،  Enlil را به نام پروردگار یکتا می نامند.

260,000 BC سومین تولید : ایجاد نژاد هومو ارکتوس  (Homo Erectus) (لوسی؟)) توسط  Enki و همسرش Ninhursag. یک اختلاط ژنتیکی ژن از هومو ارکتوس (Homo Erectus) و خدایان (گونه دوم).
30 Sars 206,778 – 98,778 BC ) استقرار En-men-lu-ana, En-men-gal-ana  و پادشاهان Dumuzid  در Bad-Tibira برای 108.000 سال .
150,000 – 30,000 BC 100,000 BC Anunnaki و Igigi (Nephilim در کتاب مقدس)، رشد  آزار و رنجش  Enlil ، ازدواج پسران خدایان با دختران انسان. آنها دورگه هائی زائیدند نیم از خدایان و نیمی از شیاطین  . Enlil  پسران خدا را تنبیه و مجازات نمود اما بسیاری از آنها به قاره های دیگر متواری شدند.

روزگار غولها و شیاطین ، شروع الگو  تضعیف و پسرفت در روند پیوند و ائتلاف  بین خدایان و انسان.

هومو ارکتوس (Homo Erectus ) (خلقت سوم) سرگردانی و بلاتکلیفی زمین و «به روز شدن و شروع مجدد » توسط Enki و Ninhursag با خلقت نژاد Neanderthaler و  Magnon humanoids- Cro که قادر به بچه دار شدن و تولید مثل بودند.

Enlil خشمگین از عملکرد Enki و در سدد توطئه مرگ انسان است.

8 Sars 98,778 – 69,978 BC برای 28،800 سال  En – sipad – zi   در Larag پادشاهی می کنند
70,000 BC نوح با پوستی سفید به عنوان یک نتیجه از دستکاری ژنتیکی توسط Enki  به دنیا آمد.
5 Sars and 5 Ners 69,978 – 48,978 BC برای21،000 سال En-men-dur-ana  در Zimbir پادشاهی می کنند
50,000 BC Enki مسبب بوجود آوردن سام ، چم و یافی (فرزندان نوح ) با استفاده ازبذر و تخمه نوح و بکار گیری سه نژاد متفاوت از زنان (احتمالا Cro – Magnon  وNeanderthaler ) شد.  انسانهای پیشرفته (Homo Sapiens)  انسان علمی ایجاد می شود.
5 Sars and 1 Ner 48,978 – 30,378 BC 49,000 – 11,000 BC? تلاش  Enki  و Ninhursag  در بالا بردن مقام انسان از نسب Anunnaki  به حکومت در Shuruppak.

پادشاهی Ubara -Tutu  در (Shuruppak) Currupag  برای 18،600 سال.

49,6111 B تقویم مایان شروع می شود.
49,214 BC تقویم مصر شروع می شود.
30,500 BC


گذشت Nibiru  در مجاورت زمین موجب موج جزر و مدی عظیم می گردد ، Enlil ، آنوناکی را مجبور به دادن سوگند وعهد درپنهان نگه داشتن  فاجعه قریب الوقوع  به عنوان یک راز از انسان می کند .

Enki  عهد و سوگند میان خدایان را با راهنمائی و تعلیم  ساختن یک کشتی به نوح می شکند.

30,378 BC 11,000 BC بازگشت Nibiru . کینگو (Kingu)  یکی از قمرهای  Nibiru  توسط جاذبه زمین به طور دائم به عنوان ماه به اسارت زمین در می اید.
وقوع سیل.

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  منتظر  عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب. قسمت دوم روزهاي بعد در وبلاگ منتشر مي شود.

انسان ها،غول ها و خزندگان

انسان ها، غول ها و خزندگان – یکشنبه 29 فوریه 2004

http://stargods.com/HumansNephilimReptilians.htm

ماجرای این سفر باورنکردنی از باغ عدن شروع می شود. پیش از هر چیز باید اعلام کنم که این مقاله بر اساس نظریه «نسل مار» نوشته شده است. اگر اعتقادی به این نظریه ندارید، خواندن ادامه این مقاله را به شما توصیه نمی کنم. اگر مایل به کسب اطلاعات بیشتری در مورد این نظریه هستید، از لینکﻫﺎی زیر شروع کنید:

http://biblestudysite.com/realsin.htm

http://www.propheticrevelation.com/original_sin/the_serpent_seed_1.htm

ماجرا از اینجا آغاز می شود. آدم، حوا و لوسیفر در باغ عدن بودند. لوسیفر آنجا بود تا راه خدا را به آدم و حوا بیاموزد؛ تا یک معلم و یک فرشته نگهبان باشد. اما لوسیفر برداشت متفاوتی از وظیفه خود داشت. او از این که می دانست آدم و حوا قرار است زمین را از انسان هایی پر کنند که از نوع و جنس خدا باشند، احساس خطر می کرد. شاید لوسیفر با آن همه زیبایی و غروری که داشت، مایل بود تا تباری از فرزندان از نسل خود داشته باشد، فرزندانی که از جنس و نوع خود بودند و او می توانست مانند یک خدا بر آنها حکمرانی کند. به سختی می توان تصور کرد که لوسیفر چطور می توانست فکر قصر در رفتن از این طغیان بزرگ را در سر بپروراند. از آنجا که او مخلوقی جدید بود، شاید فکر ﻣﻰکرد که خداوند مهربان تر از آن است که بخواهد واقعاً برخوردی با او بکند. در نظر لوسیفر، مهربان بودن خدا به منزله ناتوانی و بی عرضگی او بود. لوسیفر حتماً با خود فکر می کرد که یگانه رهبر مقتدر عالم است و همین باعث می شد که او حق حکمرانی بر زمین را برای خود قائل شود. به بیان دیگر، برحق بودن را در قدرتمند بودن می دانست. در آن باغ، لوسیفر شروع به پیاده کردن نقشه خود برای سلطه بر زمین نمود. آیا به سراغ آدم رفت؟ نه. او بلافاصله به سراغ زن رفت، چون ﻣﻰدانست زن می تواند جوهره او را تکثیر کند. او شروع به نشان دادن میوه شناخت اسرار ازلی نمود. من احساس ﻣﻰکنم ممکن است به حوا گفته باشد که از طریق او می تواند فرزندانی داشته باشد که خدایان زمین خواهند بود. او شاید به حوا گفته باشد که خداوند ضعیف تر از آن است که دخالتی بکند و این که او می تواند در سایه پادشاهی لوسیفر بر زمین ملکه آسمان باشد. حوا هیچ مقاومتی از خود نشان نداد و با کمل میل از میوه اسرار پنهان خورد. در اینجا بود که فرصتی طلایی نصیب لوسیفر شد تا نسل خود را از طریق حوا گسترش دهد و زمین را از فرزندان خود پر کند. او به راستی این فرصت را داشت تا فساد و پلیدی خود را به همه نسل های آینده منتقل کند.

کلمه «لوسیفر» به معنای «درخشان» است و می دانیم که در عهد عتیق او به صورت فرشته ای با زیبایی بسیار و شاید فراتر از درک بشر دیده ﻣﻰشود. بنابراین اغوا شدن حوا در باغ عدن به راحتی قابل درک است. او توسط فرشته ای از نور اغوا شد و نه یک مار. کلمه مورد استفاده برای مار » Nachash» است.

5172 nachash  (naw-khash›)؛

یک ریشه باستانی؛ هيس كشيدن به معنای نجوا کردن یک ورد (جادویی)؛ پيشگويي كردن:

KJV—X  ملکوتی، افسونگر—افسونگری، دریافت تجربی، مشاهده ساعیانه

می توان دید که لوسیفر هنگام اغوا کردن حوا، در حال نجوا کردن طلسمی جادویی در گوش او بوده است. حتماً در آن لحظه قلب حوا به شدت در سینه می تپیده و از این که فرشته ای با آن همه زیبایی و نورانیت این چنین با او عشق بازی می کند، دنیا به دور سرش می گردیده است. جاذبه مهلک او عملاً داشت تمام بشریت را طلسم می کرد. پس از این که حوا خود را در آغوش سرورش لوسیفر رها کرد، اوضاع تغییر کرد. او ناگهان به گونه ای رفتار کرد که انگار قربانی تجاوز شده و شرمگاه خود را در نهایت شرم پوشاند. او اینک مجرم به تخطی از قانون بود اما آدم این گونه نبود.

» و این آدم نبود که فریب شیطان را خورد ، بلکه حوّا فریب خورد و گناه کرد. از این جهت ، خدا زنان را به درد زایمان دچار ساخت ؛ اما اگر به او ایمان آورند و زندگی آرام و با محبت و پاکی را در پیش گیرند ، روح ایشان را نجات خواهد داد.» (کتاب تيموتاوس، باب 2، آیات 14 و 15). در اینجا بیان شده است که آدم فریب نخورده بود. اما کلمه «فریب خورده» که در مورد زن به کار رفته است، به معنی «کاملاً اغوا شده» می باشد. این بدان معناست که او از نظر عقلی، روحی و البته جسمی دچار اغوا شده بود.

فریب خورده exapatao (ex-ap-at-ah›-o);

کاملاً اغوا کردن

واضح است که در اینجا مار یک نماد است، نه یک مار سخنگوی سیب فروش. اگر کلمات به کار رفته در کتاب پیدایش را با استفاده از یک فهرست الفبایی جستجو کنید، خواهید دید که کتاب پیدایش مملو از اصطلاحات جنسی است. در واقع، تصویر ماری که خاک را می خورد اصطلاحی یهودی به معنای فرومایه تر از فرومایه بودن است. برداشت تحت اللفظی از آن یک اشتباه است. همچنین توجه کنید که هیچ ماری نیست که خاک بخورد. از طرفی آلت تناسلی مرد از نظر شکل تا حد زیادی به یک مار شباهت دارد. بنابراین من تصور نمی کنم که با یک مار واقعی سروکار داشته باشیم. حال منظور از قانونی که حوا آن را شکست و دچار «تخطی» از آن شد چیست؟ به عقیده من علت این که او دچار تخطی شده بود واضح است، چرا که او مرتکب زنا شده بود. همچنین در این قسمت بیان شده است که آدم نیز از آن میوه خورد و شرمنده شد. اما این میوه مستقیماً از درخت نبود، بلکه حوا آن را به او داده بود. «آن درخت در نظر زن زیبا آمد و با خود اندیشید: »میوه این درخت دلپذیر می تواند خوش طعم باشد و به من دانایی ببخشد.« پس از ميوه درخت چيد و خورد و به شوهرش هم داد و او هم خورد.» (پیدایش، باب 3، آیه 6)

شواهد کمی در کتاب مقدس وجود دارد که با استفاده از آن بتوان آنچه را که برای آدم اتفاق افتاده حدس زد. برخی متقدند که لوسیفر در باغ نخستین عمل لواط را مرتکب شد. در مورد حوا واضح است که لوسیفر در مورد او به زور متوسل شده است. کمی بعد خداوند توانا و فرمانروای عالم وارد صحنه شد. آن هنگام بود که همه آنها مورد لعنت قرار گرفتند. فرزند حوا (میوه رحم) اینک قرار بود که در گناه متولد شود، و پسر شیطان داشت قدم به عالم خاکی می گذاشت. اسم او قائن بود. او انسانی خشمگین و فرومایه بود که هرگز مسئولیت چیزی را نمی پذیرفت و حاضر نبود که در نظر خدا کسی از او برتر باشد. او لبریز از غرور خودخواهانه و جاه طلبی کورکورانه بود. خدا آدم را جنس و نوع خود با مهربانی، فروتنی و عشق آفریده بود. از آنجا که نوشته شده است که هر دانه ای میوه ای از نوع خود را به بار می آورد، این پرسش مطرح می شود که پدر قائن که بود و او از نسل که بود؟ با نگاهی به کتاب مقدس پاسخ این پرسش واضح است. «و آدم صد و سی سال عمر کرد وصاحب فرزندی شبیه به خود شد و نام او را شيث نهاد.» (Gen 5:3) این آیه در مورد قائن(قابيل) نوشته نشده است. در حقیقت، ما چیزی در مورد قیافه قائن نمی دانیم. «و آدم همسرش حوا را می شناخت و او آبستن شد و قائن را به دنیا آورد و گفت، من صاحب مردی از جانب خداوند شده ام.» از آنجا که خداوند وعده داده بود که نجات دهنده ای را برای بشر خواهد فرستاد، او به اشتباه فکر می کرد که نخستین زاده او ناجی موعود و نجات بخش آدمیان است. بعد از مدتی، ذهنیتش تغییر کرد و متوجه شد که قائن از پروردگارش نیست. واضح بود که قائن از پروردگار نبود چرا که او مردی فاسد و فرومایه بود.

«پس از آن، آدم و حوّا صاحب پسر ديگری شدند. حوّا گفت: خدا به جای هابیل که بدست برادرش قائن کشته شده بود، پسر دیگری به من عطا کرد. پس نام او را شیث (یعنی عطا شده) نهاد.» (پیدایش، باب 4، آیه 25)

در اینجا کاملاً روشن است که قائن از نسل آدم نبوده است و شیث داشت جای او را می گرفت. در واقع، این قائن بود که برادرش را کشت، به شیطان (لوسیفر) نخستین قربانی عالم را پیشکش کرد و به نسل «منجی موعود» پایان بخشید. تا این که شیث از آدم به دنیا آمد. اما از این پس، قرار بود تا دو نسل ادامه پیدا کند. یکی فرزندان شیطان از طریق قائن یعنی goatها، و دیگری فرزندان خدا از طریق آدم. «از این پس میان تو و زن، و نیز بین نسل تو و نسل زن خصومت می گذارم. نسل زن سر تو را خواهد برید و تو پاشنه وی از خواهی زد.» (پیدایش 15-3)

بنابراین، همان گونه که اشاره شد، قائن ظاهری متفاوت داشت، چرا که از جنس و نوع پدر حقیقی اش یعنی لوسیفر بود. جالب اینجاست که واژه لوسیفر به معنای «وجود درخشنده» است. در فرهنگ های مختلف، تعبیرهای متعددی در مورد موجودات درخشنده ای که از آسمان فرود آمدند و نیز در مورد رفتن آنها وجود دارد. آنها همه وعده بازگشت در آینده را دادند. قائن که از پدرش لوسیفر زاده شده بود، بسیار شبیه به او بود. حال باید دید که ظاهر لوسیفر چگونه بوده است. می دانیم که او یک موجود درخشنده بوده است. از طرفی نیز، او از فرشتگان‌ سرافين بوده است. پس واقعاً چگونه ظاهری ﻣﻰتوانست داشته باشد؟

«موجوداتی ملکوتی از عهد عتیق، در رده کروبیان که بعداً به عنوان فرشته تلقی شدند» ریشه «سرافین» (Seraphim) ممکن است از فعل عبری سراف (saraph) (به معنای سوختن) و یا از اسم عبری سراف (saraph) (به معنای یک مار پرنده و آتشین) باشد.‌ از اینجا که این واژه در چندین مورد با معانی مربوط به مارهای بیابان به کار رفته است (Num. 21.8, Deut. 8.15; Isa. 14.29 30.6)، اغلب از آن به «مار آتشین» تعبیر می شود. گزینه دیگری که در این خصوص پیشنهاد شده است این است که سرافین موجوداتی مارپيكر و از جهتی نیز «موجوداتی آتشین» یا مرتبط با آتش بودند. گفته می شود که هر کس چشمش به یک سراف بیفتد، به علت درخشندگی زائد الوصف آن درجا خاکستر می شود. آنها به صورت موجوداتی بلندقامت، با شش بال و چهار سر برای جهت های اصلی توصیف می شوند. یک جفت از بال ها برای پرواز کردن، یک جفت برای پوشاندن چشم ها (چرا که شاید آنها نیز نمی توانستند مستقیماً به خدا نگاه کنند) و جفت دیگر برای پوشاندن پاهایشان (که به احتمال زیاد مقصود اندام هاى تناسلي است) بوده است. آنها مستقیماً در محضر خدا می باشند.

http://www.pantheon.org/articles/s/seraphim.html

در اینجا نیز می توان دید که لوسیفر همچون خورشید درخشان بوده و در ورای نور سوزان و پرهیبت خود ظاهری مانند خزندگان داشته است. چه بسا قائن برخی از خصلت های موذیگرانه و مارگونه خود را از پدرش لوسیفر به ارث برده باشد. من بر این باورم که قائن مجبور به ترک باغ شده تا نسل مارگونه خود را به وجود آورد و تداخلی میان نسل او با فرزندان آدم یعنی انسان ها نباشد.

در سراسر کتاب عهد عتیق، خداوند هرگز به مردمان برگزیده خود اجازه ازدواج با نژادهای دیگر را نداده است. این مسئله اکیداً حرام بوده است. این بود که قائن باغ را ترک کرد. لوسیفر نقشه دیگری را نیز در دست اجرا داشت تا ژن انسان ها را آلوده ساخته و از این طریق از تولد منجی موعود جلوگیری کند. در باب 6 کتاب پیدایش، این نقشه شروع به عملی شدن می کند.

«در این زمان که تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد و صاحب دخترانی می شدند، پسران خدا مجذوب دختران زیباروی انسان ها شدند و هر کدام را که پسندیدند، برای خود به زنی گرفتند. آنگاه خداوند فرمود: »روح من همیشه در انسان باقی نخواهد ماند، زیرا او موجودی است فانی و نفسانی است. پس صد و بیست سال به او فرصت می دهم تا خود را اصلاح کند. « پس از آن که پسران خدا و دختران انسانها با هم وصلت نمودند، مردانی غول آسا در آنان به وجود آمدند. اینان دلاوران معروف دوران قدیم هستند.» (پیدایش، باب 6، آیات 4-1) در اینجا می توان دید که فرشتگان که در عهد عتیق فرزندان خدا نامیده شده اند، از آسمان فرود آمده تا با انسان های زن جفت گیری کنند. دیگر تفکیک DNA وجود نداشت. هنگامی که موجودات دورگه از نژاد غول ها زاده شدند، این دلاوران افسانه ای (تیتان ها) که در وحشیگری نامور بودند، شروع به کشتن انسان ها کردند تا نسل آنها را زمین پاک کنند. در باب 11 کتاب «اعداد» به ما گفته می شود که آنها نه تنها غول بلکه آدمخوار بودند. در کتاب خنوخ بیان شده است که آنها در زمین به خوردن گوشت انسان ها و آشامیدن خون آنها می پرداختند. آنها همچنین دشمن درجه یک اسرائیل بودند. » و گفتم‌: ای‌ رؤسای‌ یعقوب‌ و ای‌ داوران خاندان‌ اسرائیل‌ بشنوید! آیا بر شما نیست‌ که‌ انصاف‌ را بدانید؟ آنانی‌ که‌ از نیکویی‌ نفرت‌ دارند و بر بدی‌ مایل‌ می‌باشند و پوست‌ را از تن‌ مردم‌ و گوشت‌ را از استخوانهای‌ ایشان‌ می‌کَنند، و کسانی‌ که‌ گوشت‌ قوم‌ مرا می‌خورند و پوست‌ ایشان‌ را از تن‌ ایشان‌ می‌کنند و استخوانهای‌ ایشان‌ را خُرد کرده‌، آنها را گویا در دیگ‌ و مثل‌ گوشت‌ در پاتیل‌ می‌ریزند، آنگاه‌ نزد خداوند استغاثه‌ خواهند نمود و ایشان‌ را اجابت‌ نخواهد نمود، بلکه‌ روی‌ خود را در آن زمان‌ از ایشان‌ خواهد پوشانید چونکه‌ مرتکب‌ اعمال‌ زشت‌ شده‌اند. » (میکاه، باب 3، آیات 1 تا 4). پدر این غول ها لوسیفر (شیطان) نبود، بلکه پدران آنها فرشتگان بودند. در اینجا من به بحث در مورد این مسئله پرداخته ام که چگونه فرشتگان سرافین در آسمان ظاهری مانند خزندگان داشتند، اما در مورد کروبیان چه می توان گفت؟

«موجودات بالداری که از سریر خداوند محافطت می کنند، یا در حکم ارواح نگهبان می باشند.» در انجیل (کتاب حزقيل) از این موجودات به عنوان نگهدارندگان سریر و ارابه خداوند نام برده شده است و از این رو بعداً به عنوان نوعی فرشته تلقی شدند. همچنین در کتاب پیدایش (باب 3 – آیه 24) از آنها به عنوان نگهبانان یا محافظان باغ عدن یاد شده است. آنها جلوی دروازه های باغ گمارده شده بودند تا مانع ورود مجدد انسان ها و دسترسی آنها به درخت زندگی شوند. آنها همچنین «سرپوش رحمت» را بر روی «صندوقچه میثاق» به وجود آوردند (كتاب خروج، باب 25، آیات 18 تا 20). در ادیان یهودیت و مسیحیت، آنها از نظر مقام بعد از سرافین در مرتبه دوم قرار دارند. این موجودات اغلب به صورت فرشتگانی با چهار بال و چهار صورت (انسان، شیر، گاو و عقاب) به تصویر کشیده می شدند. در دوره های بعد، نقاشان آنها را به صورت کودکانی فربه و بالدار با چهره ای گلگون جلوه می دادند که امروزه نیز به همین صورت شناخته می شوند. آنها اغلب جامه هایی آبی رنگ بر تن دارند، در حالی که سرافین سرخ پوش می باشند. منشأ این برداشت ها را می توان گاوهای بالدار بابِل با سر انسان دانست (آنها نیز کروبیان نامیده می شدند) که موجوداتی ملکوتی از درجه ای پایین تر و نگهبان قصر سلطنتی بودند.» http://www.pantheon.org/

در اینجا می توان دید که کروبیان می توانستند به چهار صورت انسان، شیر، گاو و یا عقاب ظاهر شوند.غول ها از بخش انسانی آنها به وجود می آمدند، اما در مورد سایر بخش ها چه می توان گفت؟ آن بخش ها چه چیزی را به وجود می آوردند؟ در پاسخ باید گفت که این بخش ها یقیناً به وجود آورنده هیولاهای دورگه حیوانی بودند که مانند خدایان حکمرانی می کردند.

از تصاویر بالا ﻣﻰتوان به وضوح هر سه جنبه کروبیان را که در قالب جسمانی نمود پیدا می کرد، مشاهد نمود. این موجودات حاصل ازدواج فرشتگان کروبی و زنان انسان بودند. دقت کنید که آنها نیز دارای اندام های تولید مثل با ظاهری معمولی هستند. طوفان نوح برای ریشه کن کردن تمام این غول ها و هیولاها از سطح زمین فرستاده شد، اما بعد از طوفان «موجودات درخشنده» بار دیگر از آسمان فرود آمدند و شروع به پر کردن دوباره جمعیت زمین از غول ها و هیولاها کردند. نژاد اصلی خزندگان به درون زمین رفتند تا از سیلی که در راه بود، فرار کنند. سایر موجودات نیز همراه با آنها خود را پنهان ساختند. شواهد زیادی موجود است که نشان می دهد زمین یک کره توخالی بوده و اغلب با عنوان «زمین توخالی» از آن نام برده می شود.

پیش از آن سیل عظیم، لایه ای از بخار آب زمین را در مقابل تابش آفتاب محافظت می کرد. هنگامی که غول ها، خزندگان و هیولاها می خواستند به سطح زمین برگردند، متوجه شدند که به علت از بین رفتن لایه محافظ  در معرض تابش مستقیم از بالا قرار دارند و مجبور بودند که باقی عمرشان را در زمین (جهنم) بمانند. برای اطلاعات بیشتر در مورد «جهان زیرین» و موجودات آن به وب سایت مایکل مات به نشانی زیر مراجعه نمایید.

http://home.earthlink.net/~mottimorph/SubterraneanIntro2.html

بعد از سیل، هیولاهای جدیدی متولد شده و فرمانروایان زمین شدند. جهان از موجودات دورگه انسانی-حیوانی پر شده بود.

کتاب خنوخ به ما می گوید که پس از مرگ غول ها، ارواح آنها در زمین باقی مانده و تبدیل به موجوداتی شدند که کتاب مقدس آنها را «دیو»(demons) می نامد. همان گونه که از کتاب مقدس می دانیم، دیوها می توانند وارد جسم نجات نیافتگان شده و آنها را تسخیر نمایند. این چیزی است که من «حمله خاموش» می نامم. اما در مورد خزندگان، باید گفت که روح آنها نیز ظاهراً ﻣﻰتوانست وارد جسم افراد شده و آنها را تسخیر کند. اما در اینجا تفاوتی وجود دارد؛ روح خزندگان نه تنها قادر به تسخیر میزبان است، بلکه آنها می توانند خود را به شکل اصلی خزنده گونه خود درآورند. به عقیده من در باغ عدن نیز به همین صورت لوسیفر (شیطان) خود را وارد بدن قائن کرده و اقدام به قتل هابیل نمود. «شما فرزندان پدر واقعی تان شیطان هستید و به راستی هوس های او را دنبال ﻣﻰکنید. او از همان اول قاتل بود» (انجیل یوحنا، باب 8، آیه 44)

این را نیز می دانیم که شیطان هنگامی که یهودا به عیسی خیانت کرد، وارد جسم او شده است.

» در همین زمان ، شیطان وارد وجود یهودا اسخریوطی یکی از دوازده شاگرد عیسی شد. پس او نزد کاهنان اعظم و فرماندهان محافظین خانه خدا رفت تا با ایشان گفتگو کند که چگونه عیسی را به دستشان تسلیم نمای» (انجیل لوقا، باب 22، آیات 3 و 4)

تصورش را بکنید! شیطان وارد بدن یهودا شده و سپس به سراغ فرزندان خود رفت تا نقشه کشتن و از بین بردن عیسی مسیح را عملی سازد. عیسی خطاب به فريسی ها گفت: » شما فرزندان پدر واقعی تان شیطان هستید و به راستی هوس های او را دنبال می کنید.» در اینجا هوس شیطان این بود که به دست فرزندان خود عیسی را به قتل برساند. شواهد فراوانی در دست است که نشان می دهد هنگامی که یک روح وارد جسم یک میزبان شده و کار خود را شروع می کند، میزبان حافظه خود را از دست ﻣﻰدهد. این حالت در دنیای سحر و جادو » Walk-ins» نامیده می شود. در فیلم » Fallen» این پدیده و از بین رفتن حافظه فرد به خوبی نمایش داده شده است. در علوم دروغینی مانند روانپزشکی و روانشناسی، این حالت های بیهوشی و تغییرات شخصیت اسامی مختلفی دارند که به عنوان نمونه ﻣﻰتوان به «اختلال تفکیک هویت» (Dissociative Identity Disorder)، اختلال خلسه تجزیه ای (Dissociative Trance Disorder)، فراموشی تجزیه ای (Dissociative Amnesia) و گريزروانی تجزیه ای (Dissociative Fugue) اشاره نمود. آخرین مورد موجب تغییر کامل شخصیت می شود. ممکن است شما با اسامی مختلفی را در مورد آن به کار ببرید، اما من آن را «تسخیر» می نامم. همه اختلالات شخصیتی را نمی توان بیماری دانست. بلکه این اختلالات در واقع خصلت های بیگانه دیوهایی هستند که کنترل بدن میزبان انسانی خود را بر عهده می گیرند. تسخیر ﻣﻰتواند به معنای مورد هجوم قرار گرفتن یک فرد توسط تعداد زیادی دیو یا در برخی موارد تنها یک روح عالى رتبه باشد. من با کمال تعجب دریافتم که اختلالات فوق به طور روزافزون در حال رواج یافتن می باشد. نیروهای سیاه سخت در تلاشند تا ستون پنجم خود را در جامعه ما بنا کنند. هنگامی که نیاز است اقدامی صورت گیرد، روح یک خزنده می تواند وارد بدن یک فرد شده و موقتاً کنترل اوضاع را در یک مأموریت فوری به دست گیرد. پس از پایان مأموریت آن روح بدن را ترک می کند و میزبان متوجه گذشت ناگهانی زمان شده و چه بسا به یک روانپزشک مراجه نماید. در قضیه ترور برادران کندی، جک رابی به لی هاروی اوسوالد که تصور می شد قاتل است، تیراندازی کرد. پس از آن، معلوم شد که روبی از کاری که انجام داده بود، چیزی به خاطر نمی آورد. سیرهان سیرهان که به طرف رابرت کندی تیراندازی کرد، نیز خاطره ای از این تیراندازی نداشت. وی همچنین به شرکت در مراسم شیطان پرستی معروف بود. دیوید آیکِ نویسنده تاکنون اقدامات زیادی را در شناساندن بحث «خزندگان» (Reptilians) به عموم داشته است. بحث خزندگان موضوع تازه ای نیست و سابقه تاریخی طولانی دارد. به عنوان نمونه می توان به Nagas در هند اشاره نمود که به صورت خزندگان تغییرشکل دهنده دیده می شوند. حتی پیش از آن که دیوید آیک شناخته شود نیز  بحث «خزندگان» مطرح بود، حتی می شد آن را در برنامه های کودک دید. در فیلم «V» می توان دید که چگونه روح این «خزندگان» در جسم انسان ها می توانستند جهان را تسخیر کنند.

(سرزمین گمشدگان – 1974 ………………….. فیلم V – 1983(

 

در فیلم «V» «خزندگان» لباس های فرم نارنجی رنگی بر تن داشتند. حال تصور کنید که به جای آن کت و شلوارهای رسمی بپوشند! در واقع باید گفت که آنها این کار را انجام می دهند. ال گور در یکی از مبارزات زنده تلویزیونی خود ناگهان شروع به تغییر شکل دادن کرد. چهرش کمی به رنگ سبز درآمد، گوش هایش تیز شد و شکل چشم هایش ناگهان تغییر کرد. سپس با همان سرعت دوباره به شکل انسانی خود برگشت. از آنجا که میلیون ها نفر به طور زنده شاهد این اتفاق را از تلویزیون های خود بودند، متخصصان توجیه به سرعت گفتند که این یک پارازیت ماهواره ای بوده است. با این حال بیشتر افرادی که تاکنون با آنها مصاحبه داشته ام، اظهار داشته اند که پس زمینه تصویر هیچ مشکلی نداشته و این خودِ الگور بوده که تغییر شکل داده است. برخی از دوستان من با دیدن این صحنه قانع شدند که هیچ اختلال یا پارازیتی در کار نیست. برای اطلاعات بیشتر می توانید به  این آدرس مراجعه نمایید: http://www.thinkaboutit.com/aliens/goreptiloid.htm

شاید این یکی از دلایلی باشد که باعث می شود امروزه برنامه های زنده کم کم جای خود را با برنامهﻫﺎیی که با 7 ثانیه تأخیر پخش می شوند، بدهند.

آلبرت گور

یکی از دوستان نزدیک من در جوانی ملاقاتی با آلبرت گور (پدر ال گور تغییر شکل دهنده) داشته است که ادامه مطلب را از زبان او می خوانید. «آلبرت گورِ پدر کاملاً مرا می ترساند. در آن زمان من 15 سال داشتم. من فردی بسیار اجتماعی بودم، هرگز با غریبه ها ملاقات نمی کردم و همه مردم را دوست داشتم. اما این مرد واقعاً آدم سردی بود. در نظر من انسان متقلبی به نظر می رسید و آن جلسهﺍی که با ما (نوجوانان کلوب 4-H از سراسر آمریکا) داشت، واقعاً او را آزار می داد. او حتی یک لبخند هم نمی زد و همیشه سعی می کرد تا هر چه سریع تر ما را از دفترش بیرون کند. یادم ﻣﻰآید زمانی که این مرد سناتور ارشد ایالت ما بود، بسیار چهره ترسناکی بود و اینها قبل از آن بود که من احساسی شیطانی نسبت به او پیدا کنم.» یکی دیگر از افراد مشکوک به «خزنده» بودن، نخست وزیر ایتالیا برلوسکونی است. او در مزرعه خود اژدهایی دارد که یک بار انسانی را در میان علف ها بلعیده است. این حادثه را می توانید در http://stargods.org/SerpentSeedsAmongUs.htm ببینید. به مراجعه به این لینک، می توانید ببینید که تا چه حد چشم های برلوسکونی سیاه و بی روح است. این چشمان سرد و بی روح ظاهراً آینه ای از روح خزندگی درونی او می باشد. سیاستمداران بسیاری را می توان دید که همان چشمان سرد و بی روح را دارند، از جمله رئیس جمهور آمریکا جورج بوش. فریب ظاهر انسانی آنها را نخورید. چه بسا این افراد شوخی کنند، بخندند، گریه کنند و گاهی بسیار شبیه به سایر انسانها به نظر برسند، اما بسیاری از آنها واقعاً انسان نیستند! اربابانِ بر تخت نشسته عصر جدید از انسان ها را مانند «ظرف» می دانند. حتی اگر فردی را که توسط هزاران دیو پلید تسخیر شده است در نظر بگیرد، باز هم ظاهر و رفتارش مانند بقیه انسان هاست.

تد باندی قاتلی از نژاد مار

به قاتل زنجیره ای، تد باندی نگاه کنید. او بسیار باهوش و جذاب بود. اما تنفر از زنان از درون او را می سوزاند. وی از درون مورد هجوم شیاطین بیگانه قرار گرفته بود. اگر هرگز به جرم قتل دستگیر نشده بود، مردم همچنان فکر می کردند که او انسانی شگفت انگیز است. قربانیانش با سنگدلی هرچه تمام تر به قتل می رسیدند که نهایت تنفر او را از آنان آشکار می سازد. اطلاعات بسیاری در دست است که نشان می دهد از زمان طوفان نوح تاکنون خزندگان و غول هایی در دل زمین محبوس بودﻩاند. کلمه «جهنم» به معنی مناطق زیرزمینی است. 7585 she’owl (sheh-ole›)؛ یا sheol (sheh-ole›)؛ از 7592؛ عالم‌ اسفل (Hades) یا جهان مردگان (مانند یک خلوتگاه زیرزمینی)، شامل ضمائم و اهالی آن:KJV– گور، جهنم، گودال.

جهنم در میان یونانیان به «تارتاروس» معروف بود که در کتاب پطرس‌ (باب 2، آیه 4) نیز به آن شده است. در اساطیر آمده است که تارتاروس تنها بخشی از جهنم است. خلاصه کلام این است که در حفره داخلی زمین نواحی مجزای زیادی وجود دارد که غول ها و خزندگان زیادی از زمان طوفان نوح در آنها محبوس می باشند. پس از مرگشان، ارواح آنها در جستجوی میزبان های (ظروف) انسانی در زمین پرسه می زنند. ارواح غول ها تبدیل به ارواح شیطانی می شوند، در حالی که خزندگان ﻣﻰمیرند و تبدیل به ارواحی می شوند که به جستجوی میزبان های انسانی می پردازند. سپس به تدریج شروع به زمینه سازی برای ظهور پادشاه ضد مسیح خود که به لوسیفر یا شیطان معروف است، می کنند. آنها اینجا هستند تا ملکوت شیطان را همینجا بر روی زمین بنا کنند. آنها اینجا هستند تا فرمانروایی این سیاره را از فرزندان خدا سلب نموده و همه آنها را نابود سازند. این جنگی بر سر حق حیات است. غیرانسان ها همه جا را فرا گرفته اند و کنترل دولت های جهان را در دست دارند. این ارواح       انگل گونه تنها قادر به کنترل کامل انسان هایی هستند که دارای نوع خاصی از ساختار DNA باشند. به عبارت دیگر، آنها تنها می توانند بدن فرزندان شیطان را که از نسل قائن می باشند، تسخیر کنند. آنها را ﻣﻰتوان نیروی کنترل کننده کلیه اقدامات پلید و حیوانی دانست. كتاب افسسيان (باب 6 – آیه 12) به ما می گوید که نباید فریب جسمانیت را خورد: «بدانید که جنگ ما با انسانها نیست ،انسانهایی که گوشت و خون دارند ؛ بلکه ما با موجودات نامرئی می جنگیم که بر دنیای نامرئی حکومت می کنند ، یعنی بر موجودات شیطانی و فرمانروایان شرور تاریکی . بلی ، جنگ ما با اینهاست ، با لشگرهایی از ارواح شرور که در دنیای ارواح زندگی می کنند.» این غیر انسان ها همه جا را فراگرفته اند و در حال نابود ساختن مقررات، آزادی ها و قانون های اساسی ما هستند. این ارواح سیاه حتی می توانند در لباس روحانیون مذهبی ظاهر شده و ما را از حقیقت الهی دور سازند. آنها همچنین می توانند در همسران ما نمود یافته و ما را از خدا دور کنند. از طریق جسمانیت انسان، آنها هر آنچه را که در رسانه ها می بینیم و می شنویم، کنترل می کنند. آنها با موفقیت توانسته اند تا جادوگری، همجنس بازی و حق زنان برای کنترل مردان را در کلیساها وارد کنند. آنها فرزندان ما را با هرزگی موجود در سینما، موسیقی ، مدهای تلویزیونی و غیره به فساد می کشانند. در مدارس، آنها به فرزندان ما تکامل و نحوه همجنس بازی با یکدیگر را آموزش می دهند. آنها ممکن است کودکانتان را مورد آزار جنسی قرار دهند، در شغل شما توطئه کنند، با افراد رابطه جنسی داشته باشند و بسیاری از موارد دیگر. جملات زیر از فیلم » They Live» انتخاب شده اند: «آنها از زبان خود برای فریفتن استفاده می کنند، زیر زبان هایش زهر مار است؛ و دهانهایشان پر از تلخی و نفرین است. گذشته آنها چیزی نیست جز فلاکت وتباهی در جلوی چشمانشان. آنها قلب و ذهن رهبران ما را تسخیر کرده اند، ثروتمندان و قدرتمندان را به خدمت گرفته اند و چشم های ما را به روی حقیقت کور ساخته اند. روح انسانی ما فاسد شده است. چرا ما حرص و طمع را می پرستیم؟ زیرا اربابان ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ در پس مرزهای دید ما حضور دارند، از ما تغذیه می کنند و بر ما تسلط دارند. آنها ما را در اختیار دارند، ما را کنترل می کنند و اربابان ما هستند. بیدار شوید! آنها همه جا در اطراف شما حضور دارند.»

در حال حاضر نیز کلیساها کم کم به خواب فرو می روند و از دین فاصله می گیرند. مردم تحمل شنیدن این موضوع را ندارند. تنها می خواهند بدانند که عیسی خشنود است و همه چیز در یک دنیای شاد روبه راه است. آنها از کلیساها به عنوان راهی برای فرار از واقعیت های یک جهان منحرف، فاسد و شیطانی بهره می جویند. واقعیت این است که ما در حال جنگیم و جنگ چیز بسیار زشتی است. این جنگی است میان دو نسل.

«از این پس میان تو و زن، و نیز بین نسل تو و نسل زن خصومت می گذارم. نسل زن سر تو را خواهد برید و تو پاشنه وی از خواهی زد.» (پیدایش، باب 3، آیه 15)

مطلب زیر به شرح واقعیت این پیکار معنوی بین دو نسل می پردازد:

«من از شنیدن این که عیسی بار گناهان ما را به دوش کشید و برای گناهان ما کشته شد خسته شده ام. او این کار را نکرد. شیطان یعنی گناه، لوسیفر یعنی گناه. عیسی مسیح مُرد تا ما را از گناه نجات دهد، تا آزادی ما را از شیطانی که آدم و حوا روح خود را به او فروختند، بخرد. خون او بهای این کار بود، چون که پاک، خالص و خالی از گناه بود، چون DNA شیطان در آن وجود نداشت. پاک بود چون او قادر به رعایت قانون الهی بود. اگر این قانون نبود، هیچ گناهی نبود. هیچ انسانی قادر به رعایت این قانون نبود. بشر تحت اسارت آن بود. خلاصه کلام آن که عیسی نمُرد تا ما را از گناه نجات دهد؛ او مُرد تا آزادی ما را از گناه/شیطان/لوسیفر بخرد.

هنگامی که قائن هابیل را به قتل رساند، خداوند فرمود که خون هابیل از زمین فریاد برآورد. هنگامی که عیسی بر روی صلیب جان سپرد و سرباز رومی شمشیرش را در پهلوی او فرو کرد، خون و آب بر روی زمین فوران کرد. خونی که حاوی یک DNA پاک بود. هنگامی که این خون به زمین رسید، زمین به لرزه افتاد و پرده ها دریده شد. آن بها پرداخت شد. ورق برگشت. ما دیگر متعلق به گناه/شیطان/لویسفر نبودیم. آن آب، آب تعميد بود. این همان بشارتی است که باید در همه جا بگسترانیم. ما از بردگی گناه آزاد شده ایم! پیش از آن شیطان صاحب ما بود، اما دیگر نیست. مردم دیگر ﻣﻰتوانند خود در پیشگاه خدا بایستند، بدون حجابی که حائل میان آنها و خدا باشد یا بدون کشیشی که برای آنها شفاعت کند. ما دیگر با خدا بیگانه نیستیم. زمان آن است که این را درک کنیم.»-Fortyanna

امانت دار باشید // کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع : www.ufolove.wordpress.com

 

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز( نیتیاناندا ) براي ترجمه و ارسال اين مطلب .

دوستاني عزيز كه اين مطالب را ميخوانند نظر خود را اعلام كنند تا هم نظرات گوناگون را بدانيم و هم اينكه به چه موضوعي در وبلاگ بيشتر بپردازيم.

تصاویری از یوفو و موجودات فرازمینی متعلق به دوران پیش از تاریخ در غار دورافتاده ای در هند پیدا شد

گروهی از انسان شناسان که به همراه مردم بومی در منطقه ای دورافتاده درهند مشغول به کار بودند دست به اکتشافی فوق العاده زدند: نقاشی هایی پیچیده داخل غار مربوط به دوران پیش از تاریخ که بیگانه ها و وسیله ای مانند یوفو را به تصویر میکشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/11/10020ancientastro.jpg?w=300

این تصاویر در هوشنگ آباد یکی از بخش های ایالت مادهیا پرادش که تنها 70 کیلومتر از مرکز حکومت محلی رایزن فاصله دارد  پیدا شده اند. این غارها در اعماق جنگل هایی انبوه مدفون هستند.

در این نقاشی داخل غار، تصویر واضحی از آنچه که می تواند یک بیگانه یا ای-تی در لباس فضانوردی باشد به همراه تصویری کلاسیک از یک یوفو به شکل بشقاب پرنده که به نظر می رسد چیزی را به داخل می کشد یا از خود خارج می کند، به چشم می خورند که میتوانند مربوط به یک سناریوی قدیمی ربوده شدن توسط یوفو باشند. همینطور زمینه ای از انرژی یا نوعی راه عبور در پشت یوفو دیده می شود.

همچنین شکل دیگری در اینجا به تصویر کشیده شده که می تواند یک کرم چاله باشد، در توضیح اینکه چگونه بیگانگان قادر بودند به زمین دسترسی داشته باشتند. این تصویر ممکن است علاقه مندان به یوفو را به این سمت هدایت کند که این نقوش با دخالت خود بیگانه ها کشیده شده اند.

واسیم خان، باستان شناس محلی، شخصاً این تصاویر را مورد بررسی قرار داده. او اعلام کرد که اشیاء و موجودات دیده شده در این نقاشی داخل غار در مقایسه با سایر آثار متعلق به دوران پیش از تاریخ به جا مانده در غارها که زندگی گذشته را در این منطقه توصیف می کنند کاملاً غیرعادی و متمایز هستند. او اعتقاد دارد این تصاویر می توانند این ایده را مطرح کنند که موجوداتی از سیارات دیگر از دوران پیش از تاریخ با انسان ها در ارتباط بوده اند: این ایده اعتبار بیشتری به ” نظریۀ فضانوردان باستانی” که ادعا می کند تمدن انسان به کمک بیگانه هایی خیرخواه از فضاهای دوردست بنا نهاده شده می بخشد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع: http://www.archaeologydaily.com/news/201002173333/Prehistoric-UFO-and-ET-images-found-in-remote-cave-in-India.html

پ . ن : با تشكر فراوان از كاموراي عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.اين هم مطلب از سايت معتبر.

****************************************************************

معرفي 2 وبلاگ ديگرم. روي لينكها كليك كنيد.اگر خواستيد در باره وبلاگها نظر بدهيد در همان وبلاگ اين كار را انجام دهيد.

مشاهده بشقاب پرنده در Charleroi بلژیک ، نوامبر14 2010

فضانوردان باستاني

http://xfacts.wordpress.com/

حقيقت روح

شري ماتاجي

http://humanline.wordpress.com

يكي از نظرات اين قسمت باعث شده بود كه قسمت ديدگاههاي داشبورد وبلاگ براي اين مطلب نمايش داده نشود و آن نظر هم پيدا نشد .مجبور شدم همه را پاك كنم.شرمنده تمام عزيزاني كه نظر گذاشته بودند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: