بایگانی دسته‌ها: تاريخ زمين

تاریخچه سیاره زمین

تاریخچه سیاره زمین

 

این کیهان(universe) که ما در آن زیست میکنیم حدود 50 تریلیون سال قدمت دارد و بعنوان یک ایده از بیشمار ایده های Creator بوجود آمد(مترجم: طبق گفته های Billy Meier که contactee یک گروه از فرازمینیهای منظومه خوشه پروین,Pleiades, بوده است و شاید هنوز هم باشد, حدود 10 به توان 49 universe در cosmos وجود دارد. این فقط یک ایده خلقت Creator را علم جاری ما Big Bang نامیده است و همچنان Big Bangهای دیگری خارج از universe ما در cosmos دارند اتفاق می افتند). سیاره زمین بیش از 600 میلیارد سال قدمت دارد که بیشتر این زمانها را در فاز گاز(gas) وجود داشته است که تا 70 میلیارد سال قبل نیز بطول انجامیده بود, که در آن نقطه به بعد سیاره زمین به آرامی شروع به شکل گرفتن نمود. ما خودمان سیاره مان را «زمین» مینامیم, اما در universe ما بهتر با نام «Terra» یا «Gaia» شناخته میشود. و در زمانهای خیلی دور هم, نام «Shan» بیشتر رایج بوده است. اولین گروه بازدیدکنندگان که روی سیاره مان فرود آمدند مربوط به بیش از یک میلیارد سال قبل بوده است که یک گروه از reptilianها بودند. از آن زمان به بعد, آمدن و رفتن های زیادی رخ داده است. تمدن حال حاضر در حال زیست روی سیاره زمین درواقع سومین تمدنی است که تا به حال وجود داشته است.

 

اولین تمدن نامش Hyperborea یا Hybornea نامیده شده بود. چیز زیادی درباره آنها روشن نیست, مگر آنکه بخواهیم استناد داشته باشیم به contactee یک گروه از منظومه Sirius بنام آقای Sheldan Nidle که در کتابش بنام «اولین ارتباطتان(Your First Contact)» آورده که آنان یک جامعه از گروههای هوشمند از موجودیتهای شبه reptile و dinosaurs و موجودیتهای شبه whale بودند و با آنچه امروزه بنظر میرسند کاملا تفاوت دارند زیراکه آنها در خشکی زندگی میکردند و «کاملا با مو پوشیده بودند, پوزه ها و گوشهای درازی داشتند و قامتی حدود 1.5 تا 1.65 متر داشتند». این سه گروه برای میلیونها سال در صلح در کنارهم زندگی کردند تا اینکه این صلح بوسیله بازدیدکنندگان بدخواه از صورت فلکی Orion شکسته شد که سرانجام نتیجه اش شد یک جنگ هسته ای در حدود 8 میلیون سال قبل.

 

ما چیزهای بیشتری درباره دومین تمدن, که شامل Atlantis و Lemuria(یا Mu) بودند, میدانیم. کتابهای زیادی درباره اش نوشته شده است و افراد زیادی میتوانند چیزهای زیادی درباره این دوره از زندگی از خاطراتشان از زندگیهای گذشته شان بیاد بیاورند. این تمدن ها نیز از نظر روحانی و تکنولوژیکی خیلی پیشرفته بودند, خیلی بیشتر از آنچه که تمدن کنونی ما است. Lemuria توسط موجودیتهای فرازمینی در یک گروه از جزایر در اقیانوس آرام برقرار شد. Atlantis در اقیانوس اطلس, که بعدا جلوتر ظاهر شد. هر دو تمدنهای مذکور با ملتهای فضائی در ارتباط بودند و برای صدها هزار سال بطور صلح آمیز کنارهم زندگی کردند.

 

Rough sketch of were Atlantis and Mu (Lemuria) were situated

 

در پایان آخرین سیکل 26 هزار ساله قبلی کهکشان راه شیری ما,Atlantis و Lemuria با یکدیگر وارد جنگ شدند و Lemuria بتوسط Atlantis ویران شد. خود Atlantis در پایان آخرین سیکل 11 هزار و 500 ساله کهکشان ما نابود شد زیراکه آنها خیلی بی توجه بودند به تجربیات طبیعی از قبیل ایجاد portalهای فضا و زمان. و در یک دوره از بلایای طبیعی بی سابقه, یک شکاف در پوسته سیاره زمین و یک انحراف در محور سیاره زمین, این امپراطوری بتوسط دریا بلعیده شد. خیلی از Lemurianها و Atlantisها در طول این دوره های متلاطم به زیر سطح زمین فرار کردند و نسلهای آنها امروزه نیز هنوز آنجا زندگی میکنند.

 

This work of art was once part of the old Maya city of Tikal, in Guatemala. It probably illustrates the demise of Atlantis. Since this does not fit the prevailing picture, a German archaeologist took it to Germany, where it was "accidentally" destroyed in the Second World War

 

سیاره زمین نمو کننده

 

درست مانند بیشتر سایر سیارات و قمرها, سیاره زمین نیز در درونش توخالی است. پوسته سیاره زمین حدود 700 مایل ضخامت دارد و نیروی جاذبه در آن پوسته قرار دارد. دالان های زیادی وجود دارند که از بیرون سطح زمین به درون آن منتهی میشوند. در هر دو قطبین سیاره زمین همچنین سوراخهای بزرگی در پوسته زمین وجود دارند. این پوسته شبیه پنیر سوئیسی است. در بیشتر مکانها, و نه در همه جا, پیدا کننده magma خواهید بود. همچنین غارها و شکافهایی با صدها متر عمق وجود دارند. در داخل سیاره زمین و در حدود 120 شهر زیرزمینی, تمدنی بنام Agartha وجود دارد که خیلی پیشرفته تر از تمدن ما بر روی سطح سیاره زمین است. بیشتر این شهرها دارای یک اکوسیستم کاملا مستقل درحال کار هستند.  وقتیکه سیاره زمین (SheGaia) تازه فرم جامد بخود گرفته بود, اندازه اش خیلی کوچکتر از آن چیزی که اکنون است بود. تحت تاثیر نیروی گریز از مرکز خط استوایی ما در بالای 1000 mph میچرخد سیاره زمین در طول سالهای متمادی بطور قابل توجهی نمو کرده است. او(she) هنوز سالی چند اینچ دارد نمو میکند. 200 میلیون سال قبل او فقط حدود یک چهارم محیط کنونی اش را داشت و نیروی جاذبه خیلی کمتر بود و این دلیلی است که چرا دایناسورها قادر بودند تا بتوی هیولاهای عظیمی با گاهی اوقات تا 80 تن توسعه بیابند. با نیروی جاذبه کنونی سیاره زمین, دایناسورها بدون شک از بیماریهای فیزیکی مزمن رنج میبردند از قبیل شکستگی استخوانها و حمله قلبی و غیره.

 

در آن زمان, تمام قاره ها بیکدیگر مرتبط بودند و نواحی بزرگی از زمین که امروزه خشکی هستند بتوسط دریاهای کم عمق پوشیده شده بود. این دلیلی است که چرا فسیلهای جانوران دریایی در مکانهایی نامعمول از قبیل درون مرزهای America کشف شده اند. از آنجائیکه سیاره زمین داشت نمو میکرد, قاره ها از یکدیگر جدا شدند و نواحی بزرگی خشکیدند. جدائی قاره ها بتوسط نیروهای اسرارآمیزی بوقوع نپیوست که بطور تصادفی صفحات زمین شناختی را این سو و آن سو کرده باشند, آنطورکه دنبال کنندگان مدل ادعایی «Pangea» ذکر میکنند. آن دانشمندان همچنان گمراهند با این حقیقت که کف اقیانوس ها فقط حدود دهها میلیون سال در برخی نواحی قدمت دارند, درحالیکه صفحات زمین جامد در حدود میلیاردها سال قدمت دارند. توضیحش برای این بدینصورت است که رشد سیاره زمین همراه خطوط گسل روی کف اقیانوس رخ میدهد, که بطور کلی بطور عمودی در سرتاسر سیاره پخش  میشود.  

 

Earth 200 million years ago and now

 

ماه

 

ماه کنونی برای سیاره زمین درحقیقت مصنوعی و همچنین توخالی است, و دارای یک ساختار فلزی در درونش است. بر رویش ویرانه ها و اهرام وجود دارد, و همچنین خیلی از پایگاههای زیرزمینی. اینها اساسا در زیر وجه تاریک ماه وجود دارند. زمان درازی پیش, سیاره زمین دارای دو ماه طبیعی بود که یکی از آنها در طی حمله Atlantis به Lemuria نابود شد. فرازمینیها ماه طبیعی دیگر را با ماه کنونی سیاره زمین تعویض کردند و ماه طبیعی مذکور را برای استفاده در یک منظومه شمسی دیگر قرار دادند.

 

این اعتقاد که ماه بدور سیاره زمین و سیار زمین بدورخورشید میگردد کاملا درست نیست(مترجم: سیاره زمین و ماه آن حول یک محور نامرئی در مرکز فاصله بین آنها دارند میچرخد, و کل مجموعه آنها نسبت به خورشید نیز حول یک محور نامرئی دیگر در مرکز فاصله بین آنها دارند میچرخند), زیراکه خورشید منظومه شمسی ما در فضا حالت ساکن و بیحرکت ندارد. خورشید منظومه شمسی ما نیز مانند کل ساختار کهکشان ما و مانند کل ساختار universe ما دارد در فضا منبسط میشود یعنی دارد با سرعت در فضا حرکت میکند(یعنی در خلاف جهت پیدایش universe ما از آن به اصطلاح Big Bang ما), و بدینگونه تمام سیارات و اقمار منظومه شمسی ما منجمله سیاره زمین ما نیز با آن دارد در فضا حرکت میکند. بدینگونه, سیارات و اقمار آنها در یک حالت حرکتی استوانه ای(cylindrical motion) در توی فضا دارند حرکت میکنند.  

 The moon in front of the Earth

 

قمر کنونی زمین, اما یک دنیای رنگی است و دارای اتمسفر روشنی است(برخلاف آنچه عکسهای سیاه و سفید ماهواره ای به ما نشان میدهند). در آنجا آب و یخ وجود دارد. درواقع نوعی علف و چند گیاه کوچک از قبیل نوعی سیب زمینی در آنجا رشد میکنند. تصاویر ماه که توسط NASA منتشر میشوند بدون تناقض درشان دستکاری شده تا هر نوع ردی از رنگ و زندگی در آنجا را پاک کنند. و در منظر عمومی همچنان اعتقاد بر این است که ماه یک دنیای گرد و غباری بدون زندگی است. همچنین در سال 1969 که سفینه آمریکائی در سطح ماه نشست توسط اخبار نادرست و دروغی پوشش خبری داده شد. درواقع فرود سفینه آمریکایی بر سطح ماه انجام شد, اما بیشتر تصاویر ارسالی به منظر عمومی در واقع از یک استودیو فیلم سازی در Hollywood تحت سفارشات رئیس جمهور Nixon به بیرون و منظر عمومی رسید. درواقع با فرود واقعی سفینه آمریکائی بر سطح ماه, تعداد زیادی UFO وجود داشتند تا آمده بودند بر ماجرا نظارت کنند, چیزیکه غیرممکن تشخیص داده شد تا چنین تصاویری را به منظر عمومی برسانند. چیزیکه به ناامیدی روی بخشی از فضانوردان انجامید, کسانیکه در راه برگشت به خانه هایشان به رازداری سوگند یاد کرده بودند, و کسانیکه تاجائیکه ممکن بود از رسانه ها بدور نگه داشته شدند. در سال 1994 ,Neil Armstrong در طی یک ظاهر شدن عمومی نادر به یک نسل جدیدی از فضانوردان گفت که:»ایده های عظیم کشف نشده ای وجود دارند, دست یابیهای مهم در دسترس آنهائیکه بتوانند یکی از لایه های حفاظتی حقیقت را از میان بردارند.»

 

ویترین نمایش خداوند

 

سیاره زمین ما یکی از زیباترین سیاراتی است که وجود دارد. در universe ما او(she) گاهی بنام «ویترین نمایش خدا» خوانده میشود. تنوع گوناگون مناظر طبیعی و گونه های حیات که ما اینجا داریم, تقریبا در هیچ جای دیگر این universe ما شناخته شده نیست.سیارات زیادی هستند که کوهستان ها, اقیانوس ها, صحراها یا جنگل ها دارند, اما تعداد زیادی نیستند که همه آنها را با هم داشته باشند. این دلیلی است که چرا سیاره ما از نظر تاریخی درگیر تعداد زیادی از جنگهای کهکشانی بوده است و بعنوان یک نشان پیروزی یا جایزه بزرگ بهش نگریسته شده است. آن نبردهای فضائی با سفینه های ضلع نور و تاریکی در تعقیب یکدیگر در آسمانهای ما مانند آنچه در سری فیلم های Star Wars نشان داده شده, مربوط به زمانهای خیلی دور پیش بوده است. اکنون, صلح کیهانی غالب شده است, اگرچه چنین چیزی هرگز رسما امضاء نشده است. هر دو ضلع نور و تاریکی خسته و کوفته اند از میلیونها سال جنگ همیشگی با یکدیگر, که به قیمت جانهای زیادی انجامید و هرگز هم هیچ برنده مشخصی نداشته است.

 

clip_image002

 

جمعیت کنونی سیاره زمین

 

تمدن کنونی سیاره زمین یک گونه بی نظیر در universe ما است, زیراکه در عصر برج حوت, سیاره ما معین شده بود تا سیاره ای باشد که ارواح در آنجا بتوانند تجربه کننده پدیده دوگانی (خوب و بد در یک جامعه – duality) باشند. چیزیکه منجر و لازمه رشد روحانی یک روح است. برای ایجاد حداکثر احساس جدائی از یکدیگر و از باقی دیگر universe ما, سیاره زمین بدرون قرنطینه گذاشته شد. این یعنی که اعضاء فدراسیون کهکشانی مجاز نبودند تا هیچ ارتباطی با ما برقرار کنند, و فقط ممکن بود نظاره کننده ما از یک فاصله معینی باشند. از آنجائیکه نژادهای فضائی منفی اغلب نقض کننده قوانین کیهانی اند, آنها سیاره زمین را مورد بازدید قرار دادند, با تمام عواقبی که باهاش تا به امروز پیش آمده است. اما این موضوع باز هم بنوعی در تناسب با همان سناریو duality بود, و درنتیجه فدراسیون کهکشانی درگیر جنگ برسر آن نشد. فقط اگر نژادهای منفی فضائی تهدید کننده آن میبودند که تعادل زندگی روی سیاره زمین را خیلی زیاد برهم زده و یا کاملا از هم بگسلانند, برای مثال اگر منفیها نقشه هایی میداشتند تا بشریت را در یک مقیاس خیلی عظیم بخواهند قلع و قمع کنند بوسیله ویروسها یا بمبهای هسته ای, مداخله از جانب فدراسیون کهکشانی رخ میداد. همچنین اگر منفیها میخواستند تا عده ای از مردمان یا ارواح را به بیرون از منظومه شسمی مان ببرند, آن موضوع نیز باز هم مورد تحمل و پذیرش فدراسیون کهکشانی نبود. جمعیتی که در این اوضاع و شرایط منزوی نمو میکردند و میکنند, با آمیزه ای از حیرت و عدم درک ازسوی تمدنهای فرازمینی که نظاره گر ما هستند نگریسته میشوند. در یک وجه, ما اینگونه ظاهر میشویم که قادریم دوست داشتنی باشیم و چیزهای زیبائی خلق کنیم مثل تمام انواع آنچه تمام هنرمندان و نویسندگان و استادکاران نمایش داده اند. اما در یک وجه دیگر, ما در مواقعی بی نهایت بیرحم و بی توجه هستیم حتی درمقابل همنوع خودمان و سیاره ای که خانه زیستی مان است. ما تنها تمدنی هستیم که چنان چیزی مثل پول درش وجود دارد و خیلی قدرت بهش داده شده و قدرتمند شده است, جائیکه علم وجود یک نیروی خالق بنام خداوند و همچنین وجود زندگی فرازمینی را خیلی جدی نمیگیرد, و جائیکه free energy هنوز بداخل جامعه مدنی مان نفوذ نکرده است. اما این آخری یعنی free energy مقصرش ما نیستیم زیراکه مخترعین زیادی بودند که میخواستند ایده های انقلابی ای را مطرح کنند که بسیار بنفع بشریت میبود, کسانیکه بتوسط illuminati خاموش شدند. مانند Nikola Tesla که در آغاز قرن پیش چنیدن ابزارآلات کاملا بدرستی عملکرد کننده با انرژی zero point را اختراع و توسعه داد, اما متوقف و خاموش شد. سیاره زمین بعنوان «سیاره زندانی» شناخته شد جائیکه ارواح از سراسر universe ما بدینجا می آمدند تا Karma منفی شان را حل کنند(یا اینکه نه, زیراکه آنها همیشه موفق نمیشوند). این شرایطی بود که تا پایان و کامل شدن سیکل قبلی کهکشانی ما ادامه داشت, و این اکنون به پایان رسیده است.(مترجم: بعد از سال 2012 و با ورود به عصر آکواریوس, فاز دیگری در سیاره زمین دارد رخ میدهد.)

 

سیاره زمین زنده

 

آنچه که بیشتر مردم تشخیصش نمیدهند, خصوصا در غرب, این است که خود سیاره زمین(sheGaia) یک موجودیت زنده است. یعنی یک موجودیت بسیار توسعه یافته که دقیقا میداند که چه چیزی دارد بر رویش و در درونش و بر اطرافش اتفاق می افتد. مطابق channeling یک روح پسربچه مرحوم بنام Matthew Ward که با مادرش ارتباط دارد, روح Gaia همیشه در سطح زیستی بعد پنجم باقی مانده است. اما شرارت و تاریکی اینجا روی سیاره زمین تا بدانجا پیش رفت که بدن او(sheGaia) تا به اعماق بعد سوم فیزیکی سقوط کرد. اما این نیز بزودی به پایان خودش نزدیک خواهد شد زیراکه با پروسه در حال ادامه عروج(ascention), بدن و روح Mother Earth دوباره به یکدیگر خواهند پیوست.

 پی نوشت:تاریخ های قید شده در متن نظر شخصی نویسنده مطلب بوده و ارقام مورد تایید دانشمندان برای عمر زمین 5.5 میلیارد سال و برای کل کائنات 13.8 میلیارد سال است.

منبع:http://thegreaterpicture.com/earth.html

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

Advertisements

تاریخ زمین از دیدگاه استاد لی هنگجی

استاد لی هنگجی :
بر طبق تئوری تکامل داروین ، انسان ابتدا از گیاهان آبزی به جانوران آبزی تکامل یافت ، سپس به خشکی آمد و بعد روی درخت زندگی کرد ، دوباره به پایین آمد و به میمون تبدیل شد و پس از آن نهایتا به انسان امروزی صاحب فکر و تمدن تکامل یافت. با این حساب ، از زمان پیدایش تمدن بشری بیش از ده هزار سال نگذشته است. کمی عقب تر بروید، حتی چیزی مثل گره زدن ها که برای بخاطر سپردن چیزها استفاده می شد وجود نداشت و با برگ درختان خود را می پوشاندند و گوشت خام می خوردند، عقب تر بروید ، شاید حتی نمی دانستند چگونه از آتش استفاده کنند و کاملا وحشی و مردمی بدوی بوده اند.
اما مشکلی را یافته ایم. در بسیاری از مناطق دنیا مکانهایی وجود دارد که رد پای تمدنهای باستانی به جای مانده است و آنها خیلی قدیمی تر از تمدن ما هستند. این بقایای باستانی از نظر صنعت گری عالی هستند. از نظر هنرمندی فوق العاده هستند. اغلب اینطور است که انگار مردمان امروزی هنرهای مردم باستان را تقلید می کنند. آنها ارزش هنری بالایی دارند. اما آنها از بیش از صد هزار سال پیش ، صدها هزار سال پیش ، میلیونها سال پیش یا حتی بیش از صد میلیون سال پیش هستند. پس درباره ی آن بیندیشید، آیا این مسخره بودن » تاریخ » امروزی را نشان نمی دهد. اما این واقعا موضوعی سرگرم کننده نیست. چرا که نوع بشر همیشه در حال رشد و کشف مجدد خود بوده است. جامعه به این شکل توسعه می یابد، بنا براین احتمال آن وجود دارد که فهم اولیه کاملا درست نباشد.
بسیاری از شما احتمالا فرهنگ ماقبل تاریخ را شنیده اید، که تمدن ماقبل تاریخ نیز نامیده می شود.بگذارید درباره ی تمدن ماقبل تاریخ صحبت کنیم. در روی زمین ، آسیا ، اروپا ، امریکای جنوبی ، امریکای شمالی ، اقیانوسیه ، افریقا و قطب جنوب وجود دارد که زمین شناسان آن ها را صفحات قاره ای می نامند. ده ها میلیون سال از شکل گیری صفحات قاره ای گذشته است، یا اینطور می توان گفت که سرزمینهایی از کف اقیانوس بالا آمدند و سرزمینهایی به قعر دریا قرو رفتند و از زمان ثابت ماندن آنها به شکلی که امروز هستند ده ها میلیون سال گذشته است. اما در قعر بسیاری از اقیانوسها، بناهای باستانی بلند و بزرگی کشف شده است، بناها طرحهای زیبایی دارند و بقایای قرهنگی نژاد بشر امروزی نیستند. پس آنها بایستی قبل از این که در قعر دریا فرو روند ساخته شده باشند. در ده ها میلیون سال پیش چه کسی آن تمدنها را ایجاد کرد؟ در آ« زمان ، نژاد بشر ما حتی میمون هم نبوده ، چگونه می توانستیم این چیزهای هوشمندانه را بیافرینیم؟ امروزه باستان شناسان موجود زنده ای بنام تری لوبیت کشف کرده اند. این موجود بین ششصد میلیون سال پیش تا دویست و شصت میلیون سال پیش وجود داشته است و بعد از آن منقرض شد. دانشمندی امریکایی فسیل تری لوبیتی را کشف کرد که جای پای انسانی روی آن بود. جای پای فردی که کفش به پا داشته روی فسیل بطور واضح نقش بسته است. آیا این ، تاریخ نویسان را دست نمی اندازد. بر طبق تئوری داروین، آیا می توانسته در دویست و شصت میلیون سال پیش موجودات انسانی وجود داشته باشند؟
در موزه ی ملی دانشگاه پرو ، سنگی وجود دارد که نقش انسان روی آن حکاکی شده است. مطالعه ای معلوم کرد که نقش در سی هزار سال پیش روی سنگ حکاکی شده بود، اما این بدن لباس پوشیده است، کلاه به سر دارد، کفش به پا دارد و با تلسکوپی در دست ، ستاره ها را مشاهده می کند. چگونه انسانهای سی هزار سال پیش می توانستند بدانند که چگونه پارچه ببافند و لباس بپوشند؟ چیز عجیب تر این است که او با تلسکوپی در دستش ستاره ها را مشاهده می کند و درباره ی نجوم چیزهایی می دانسته است. همیشه فکر کرده ایم که یک اروپایی ، گالیله بود که تلسکوپ را اختراع کرده و آن کمی بیش از سی صد سال پیش بوده است. اما چه کسی در سی هزار سال پیش تلسکوپ را اختراع کرد؟ هنوز هم معماهای حل نشده ی زیادی وجود دارند . برای مثال، بسیاری از غارها در فرانسه ، افریقای جنوبی و رشته کوههای آلپ ، نقاشی هایی روی دیوارشان دارند که خیلی واضح و شبیه زندگی واقعی حکاکی شده اند. تصاویر انسانی بسیار زیبا حکاکی شده و با نوعی رنگدانه معدنی رنگ آمیزی شده اند. آن بدن ها مثل مردم امروزی لباس پوشیده اند و برخی عصا در دست و کلاه بر سر دارند. چگونه میمونهای صدهزار سال پیش می توانستند به یک چنین سطح هنری پیشرفته ای برسند؟
بگذارید کمی عقب تر برویم، جمهوری گابن در آفریقا معدن اورانیوم دارد. این کشور نسبتا توسعه نیافته است و خودشان توانایی استخراج اورانیوم را از سنگ معدن ندارند و سنگ معدن را به کشورهای توسعه یافته صادر می کنند. در سال 1972 کارخانه ای در فرانسه آن سنگ معدن – اورانیوم را وارد کرد و پس از تجزیه تحلیل شیمیایی ، پی بردند که سنگ معدن اورانیوم استخراج و استفاده شده بود. فکر کردند عجیب است و عده ای دانشمندان و پرسنل فنی را برای انجام بررسی در محل به آنجا فرستادند. دانشمندان کشورهای زیادی برای بررسی به آن جا رفتند. درنهایت تایید کردند که سنگ معدن اورانیوم یک راکتور اتمی بزرگ بود و طرح آن واقعا فنی بنظر می رسید. حتی برای مردم امروزی غیر ممکن است بتوانند چنین چیزی را ایجاد کنند. در چه زمانی آن ساخته شد؟ دو میلیارد سال پیش، و به مدت پانصد هزار سال دایر بود. این اعداد کاملا نجومی هستند. به هیچ وجه نمی توان با تئوری تکامل داروین آن را توضیح داد. موارد زیادی مثل این وجود دارند.جامعه ی علمی و فنی به اندازه ی کافی چیزهای جدیدی را کشف کرده است که کتابهای درسی فعلی مان را تغییر دهد. یک بار که تفکر انسانها در یک عادت عمیق کهن گیر می کند، مشکل است که ایده های جدید را بپذیرند. حتی هنگامی که حقیقت آشکار می شود، مردم جرات نمی کنند آن را بپذیرند و بدون پیش اندیشی آن را رد می کنند. بخاطر تاثیر روشهای تفکر کهن ، امروزه هیچ کسی به شکل سازمان یافته ای چنین یافته هایی را جمع آوری نمی کند و بنابراین ذهنیت انسان ها همیشه از پیشرفت های جدید عقب می افتد. هرگاه درباره ی این چیزها که در حال حاضر کشف شده اند صحبت می کنیم ، گرچه هنوز بطور گسترده ای به عموم شناسانده نشده اند، برخی می گویند این چیزها خرافات هستند و آنها را رد می کنند.» کتاب شوآن فالون صفحه8

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام عزیز برای ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

اسطورۀ اداپا

نویسنده :

[۱]

ائا در شهر مقدس اریدو[۲] آداپا را آفرید تا بر انسان فرمانروایی کند و بدو خردی بزرگ و درایتی تمام بخشید، تنها جاودانگی را که ویژۀ ایزدان بود، از او دریغ کرد. آداپا هر روز از دژ اریدو بیرون می زد و در بندرگاه روشن، سوار قایق می شد و برای ماهیگیری به دریای بیکرانه می رفت.[۳] باد جنوب وزیدن گرفت و قایق او را برگرداند. اداپا از سر ، بال باد جنوب را شکست، به طوری که تا هفت روز نوزید.[۴] انو این رویداد را مشاهده کرد بنابراین اداپا را احضار می کند. اما پیش از آنکه ادپا عازم شود، ائا به او هشدار می دهد:

« هنگامی که به پیشگاه انو رسیدی

آنها برای تو نان مرگ خواهند آورد، و تو نباید از آن بخوری

آنها برای تو آب مرگ خواهند آورد، و تو نباید از آن

بنوشی.»[۵]

Ningizzida

سپس اداپا جامه ی سوگواری پوشید و به راهنمایی ایلابرات[۶] پیام آور انو، به دروازۀ رسید. در آن جا دو نگاهبان به نام تموز( دوموزی) و نین گیشزیدا[۷] را دیدار کرد که به محض دیدنش پرسیدند: «ای انسان، برای که جامۀ سوگواری فرا پوشیده ای؟»

اداپا همانگونه که ائا بدو فرمان داده بود، پاسخ داد:« دو ایزد در روی زمین از بین رفته اند، برای آنان سوگوارم.»

آنان پرسیدند:« کیستند این ایزدان که می گویی؟»

اداپا پاسخ داد:« تموز و نین گیشزیدا»

تموز و گیشزیدا از این نشانۀ احترام شادمان گشتند و اداپا را به حضور انو بردند و شفاعت او را کردند. ایزد بزرگ خشنود گشت و به سهم خویش خواست اداپای بزرگ را مفتخر کند، پس “خوراک حیات” را بدو تعارف کرد. اما اداپا هشدار ائا را به یاد آورد و از خوردن و نوشیدن امتناع ورزید و بدین گونه فرصت جاودانی شدن را از دست داد.[۸]

این اسطوره یادآور آزرده شدن از “آدم” برای خوردن میوۀ درخت معرفت و دانا شدن به خوب و بد است. در این روایت اداپا با خطایی از خوردن نان و آب زندگی چشم می پوشد و با امتیازها و محرومیت هایی چند به زمین باز می گردد.[۹] این گناه قصور انسان را در حصول نعمت حیات ابد، از یک سو، به گردن خود انسان و از سوی دیگر به عهدۀ یکی از که او را به غلط اندرز داد می گذارد.[۱۰]


[۱] .Adapa

. کهنترین شهر بابلی[۲]

. فرهنگ آشور و بابل، ص ۹۳ [۳]

. اساطیر خاورمیانه، ص ۷۵ [۴]

. اسطوره های بین النهرینی، ص ۹۰ [۵]

. خدای آسمانIlabrat [6]

[7] . Ningiszida

. فرهنگ اساطیر آشور و بابل، صص ۹۳و ۹۴ [۸]

. اساطیر خاور نزدیک، ص ۶۲ [۹]

. الواح بابل، ص ۲۰۹ [۱۰]

منبع:    http://myth.tarikhema.ir

آفرینش انسان توسط » نیو وا » در افسانه های چین

در افسانه های قدیمی یونان آمده است که پرومیهیوس انسان را آفرید . در افسانه های مصر قدیمی نوشته شده است که انسان را خدا آفریده است . اما در افسانه های یهودیان ، یهودا انسان را آفریده است .

در افسانه های چین ، چگونگی تولد انسان به ثبت رسیده است که » نیو وا » الهه ای با بدن انسان و دم اژدها انسان را آفرید . حکایت می کنند که پس از آفرینش جهان توسط » پان گو » ، » نیو وا » به هر جای جهان سفر می کرد . با وجود آنکه در زمین کوهستان ها ، درختها ، علفها ، پرندگان ، حیوانات ، ماهی ها دیده می شود ، اما کماکان جهان بی حرکت بود . زیرا انسان نبود .

روزی از روزها ، » نیو وا » هنگام راه رفتن بر روی زمین متروک و غیر آباد ، احساس تنهایی کرد . وی فکر کرد باید چیزی با نیروی حیاتی بیشتر بوجود آید . وی در کنار رودخانه زرد سایه خود را روی آب دید و بسیار خوشحال شد . وی تصمیم گرفت با گل نرم در بستر رودخانه طبق سیمای خود یک آدم گلی بسازد . » نیو وا » بسیار هوشیار و ماهر بود و چندی نگذشت که چند آدم گلی ساخت . این افراد گلی تقریبا مثل او بودند ، اما » نیو وا » به غیر از دستها ، پاهای آنها را به جای دم اژدها برای آنها ساخت .

وی سپس به افراد گلی دمید . سپس افراد گلی نیروی حیاتی گرفته و زنده شده و توانستند ایستاده ، راه رفته و حرف بزنند . » نیو وا » آنان را » انسان » نامید . این الهه نیروی مذکر را در بدن بعضی از آنها تزریق کرد و در نتیجه آنان به مرد تبدیل شدند و افراد دیگر با ریختن نیروی مونث به زن تبدیل گردیدند . مردها و زنان دور » نیو وا » به رقص در آمده و فریاد شادی سر داده و نیروی حیاتی برای زمین ببار آوردند .

» نیو وا » می خواست انسان های بیشتری بسازد تا در سراسر جهان یافت شوند . اما وی خسته بود و خیلی تند کار نمی کرد . بدین سبب ، راه دیگری به مغزش خطور کرد . وی طنابی را در گل و لای بستر رودخانه قرار داد تا طناب به گل آغشته شود . سپس وی طناب را به روی زمین به حرکت در آورد . تکه های گلی که به زمین می افتاد ، یکی یکی به آدم کوچک تبدیل می شدند .

با این کار ، » نیو وا » انسان را آفرید . گویی آنکه کار » نیو وا » پایان یافت . اما وی به دنبال حیات دائمی انسان بود . زیرا انسان فانی است و ساخت آن بسیار پر زحمت است . بدین سبب ، » نیو وا » مرد و زن را جفت آفرید و مسئولیت زاد و ولد فرزندان را به عهده آنان گذاشت . بدین سبب ، انسان ها دنیا را در بر گفتند.

منبع :    http://persian.cri.cn/chinaabc/chapter16/chapter160105.htm

خلقت انسان از ديدگاه سچين

خدایان انسانها را به عنوان بنده خود افریدند تا غذای روزانه ی آنها را از باغهای Edin  برای همیشه تهیه کنند.    ( Edin زمین های کشت نشده ای در اطراف سومر بود، باغهای شهر قبل از خلقت بشر به وسیله ی خدایان ساخته شده بود تا خدایان درآن زندگی کنند) ، (انسان متحمل کار کمر شکن و پر زحمت در این باغها برای رشد دادن غذای خدایان است) ، بموجب آن انسان ها به خودشان معادل Shabbat یا shabbath از کار پر زحمت زمینی استراحت می دهند. کار پر مشقت انسان ها نیازهای اولیه خدایان را تدارک می بیند: غذا، پناهگاه و پوشاک ( خدایان به خوردن غذای زمینی نیازمند بودند در غیر اینصورت محکوم به مرگ بودند. در اسطوره های بین النهرین خدایان فناپذیر هستند)

خدایان هرگز انسان را از کار شدید در باغهای Edin رها نمی کردند و به او جاودانگی عطا می کردند زیرا که نمی خواستند تا کار پر مشقت قبلی خودشان را برای تهیه نیازهای اولیه زندگی شان ادامه بدهند.                      The Epic of Gilgamesh and The Epic of Atra-Khasis (حماسه Gilgamesh و حماسه atra-khasis).

آدم و حوا قبل از کتاب آفرینش- یک دیدگاه سچيني

https://i1.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/adam-and-eve.jpg

تردید در درستی کتاب مقدس عبری (وصیتنامه قدیمی) در قرن 19 بسیار زیاد بودکه به تدریج بعد از باستانشناسی های متعدد که تایید صحت داده های کتاب مقدس را که پیش از این از آن گرفته شده بود را می کرد فروکش کرد. از الوهیم تا یهوه نسخه های متعدد مربوط به خلقت نوع بشر  دلالت دارد بر اینکه یک منبع قدیمی با موضوع مشابه در هنگام نوشتن در پیش روی آنها بوده است، برای مثال، بخش 5 از کتاب آفرینش اظهار دارد که منبع نسل آدم آن از یک کتاب قدیمی تر با عنوان The Book of the Generation of Adam گرفته شده است. شماره های 21:14  به منبع دیگری به نام The Book of Wars of Yahweh اشاره می کنند. این دو و بیشتر از آن باید منبع برای اطلاعات اصلی نویسندگان وصیتنامه قدیمی بوده باشد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/anunnaki.jpg

موفقیت در درک زبان منقرض شده Akkadian که مادر زبان Semitic است اصول و اساس مربوط به پیدایش اولین انسان ها را آشکار می کند. دلیل خلقت بشر زمانی ایجاد شد که Anunnaki/Elohim (آنهایی که از بهشت به زمین آمده بودند) در خلیج فارس منعکس شدند.(منظور: فرود آمدند). سومری ها اعتقاد داشتند که این خدایان تمام راه را از لبه بیرونی منظومه شمسی آمده اند. این موضوع یک حقیقت مستند شده است که نشان می دهد سومری ها اعتقاد داشتند که خدایان آنها یک راه دوطرفه از اقامتگاه آسمانی شان به زمین برقرار کرده بودند.نوشته های قدیمی همچنین آشنایی این افراد را روی سیستم فلکی، مانند خورشید ما و سیاره های منظومه شمسی نشان می دهد  . سومری ها همیشه در نوشته های مصورشان یک سیاره اضافی به نام Nibiru(منزلگاه نژاد Annunnaki) را به تصویر می کشیدند. این سیاره حجیم اغلب به عنوان «سیاره بالدار» یا «کرم چوبی» به آن اشاره می شد که دارای یک مدار بیضوی است که از خانه ما هر 3600 سال  (sar) یکبار عبور می کند. انتظار می رود که برگشت آن در کمتر از 120 سال دیگر روی دهد. نوشته های سومری به ما از یک گروه 50 نفره اولیه که به زمین آمده بودند خبر می دهد. این گروه به وسیله یک دانشمند برجسته به نام Enki خداوندگار زمین که مستملکات خود را در حدود 432000 سال قبل در E.Ri.Du  سومر ساخته بود رهبری می شد. سایر سازه ها به دنبال ماموریت اصلیشان (پیدا کردن طلا برای حفظ دنیایشان از مرگ) خیلی زود ساخته شدند. این طور به نظر می رسد که هدف اولیه آنها استخراج طلا از کف اقیانوس بود اما نتایج آن به دلیل شکست در بدست آوردن مقادیر طلای کافی از خلیج فارس که نیاز داشتند راضی کننده نبود. Enli برادر Enki (خدای فرمان) از سیاره Nibru بوسیله پدرشان Anu هر دو با  600  Anunnaki دیگر به زمین اعزام شده بودند. 300 تای دیگر IGI.GI(آنهایی که مشاهده و دیدبانی می کنند) نامیده می شدند ، مراقبانی مستقر در کشتیی مستقر مابین اتمسفر ما برای دیده بانی کردن پیشرفت عملیات روی زمین و حمل و نقل شمش های تمیز شده بین زمین و Nibiru .

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/Enlil.jpg

Enlil یک شخص به شدت انضباطی بود که بر 7 شهر اطراف  E.Din (خانه ی درستکاران) فرمانروایی می کرد، موقعیت بعدی تمدن روی زمین، سومر بود. هر شهر به کار خاصی اختصاص داده شده بود: یک مرکز کنترل عملیات، یک پایگاه فضایی، یک مرکز برای فلزسازی و یک مرکز پزشکی تحت سرپرستی Ninmah خواهر ناتنی Enki و Enlil. برای جلوگیری از افزایش رقابت (چشم و همچشمی) بین Enkiو Enlil ، Enki به جنوب شرقی آفریقا برای شروع و مدیریت عملیات معدن کاری آنجا اختصاص داده شده بود و بیشتر زمان خود را در آنجا می گذراند.

در زمانی که Anunnaki ها در 432000 سال قبل (120 سال sars قبل از سیل) به زمین رسیدند انسان ها هنوز وجود نداشتند. 144000 قبل Anunnaki ها به کار در معادن طلای آفریقای جنوبی (Abzu) منصوب شدند. آنها گله و شکایت خودشان را مبنی بر کار سخت در معادن طلای پر از گرد و غبار و تاریک به Enki رساندند. رتبه و پرونده Anunnaki باعث اعتراض آنها مبنی بر اینکه به عنوان یک فضانورد وظیفه ی آنها پرداختن به کار پر زحمت در چاله Abzu نیست. کتابی از Atra Hasis نوشته شده در Akkadian جزییات بیشتری از رویدادهایی که منجر به سرکشی آنها شد ارائه می دهد. در واکنش، Enlil به تنبیه اشخاص یاغی به علت نپذیرفتن ادامه ی کار در معادن قدیمی پرداخت.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/Enki.jpg

Enki با زیردستانش بیشتر ملایم شد ، با پدرش Anu مشورت کرد و با یک پاسخ بهتر برای حل مشکل آمد.  راه حل Enki: یک انسان اولیه که کار کمر شکن Anunnaki را انجام دهد بود. بر طبق نظر Enki ،مخلوقی مورد نیاز بود که بتواند بعضی از وظایف معدن کاری Hominid که در آن زمان پیشاپیش در آفریقا وجود داشت را انجام دهد. تمام چیزی که نیاز داشتند خلق یک کارگری هوشمند به وسیله اثر گرفتن از Anunnaki بود.   4.5 میلیارد سال قبل Nibiru و سیاره آبی ما که Tiamat نامیده می شد با هم برخورد نمودند و عناصر رایج و ضروری برای شروع زندگی را برای گذشتگان Nibiru همانطور که در حماسه خلقت گفته شده است رد و بدل نمودند. حماسه خلقت یک نسخه سومری از این که چطور جهان و سایر سیاره های منظومه شمسی ما بوجود آمده اند است.

در مجلس خدایان – رهبران Anunnaki آنها، همگی بر سر ایده Enki توافق کردند و Ninmah مسئول ارشد  پزشکی شان را برای به عهده گرفتن کار احضار کردند. Enki علامت حرکت اولیه کار را داد ، «ساختن یک لولو» یک» انسان اولیه کارگر» او گفت:به او اجازه دهید  تا محتویات نطفه Anunnaki را شامل شود. Ninhursag/Ninmah – مسئول ارشد پزشکی، دستیار دانشمند بزرگ Enki  ، او را در انجام تعهدش بسیار کمک کرد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/ninhursag.jpg

فصل اول از کتاب آفرینش تصمیم آنها را خلاصه کرده است. الوهیم گفت: بیایید تا شمایل انسان را شبیه به خودمان بسازیم. روند طولانی و آهسته تکامل انسان با کمک Anunnaki رد شد و خلقت ما زودتر از آنکه ما می توانستیم تکامل پیدا کنیم اتفاق افتاد. به استثنای دانایی و طول عمر بلند، بوسیله افزایش به سطح مورد علاقه بوسیله Anunnaki  . در داستان ساده شده ای از کتاب آفرینش ما می توانیم بهتر متوجه شویم که چطور اولین انسان ساخته شد: با استفاده از گل رس و دمیدن زندگی در مدخل بینی او. کتاب Atra Hasis و سایر نوشته های باستانی  داستان را کمی پیچیده تر ارائه می دهند و اشاره به دستکاری ژنتیکی دارند، این نتیجه یک شبه حاصل نشده است. کار در اتاق خلقت که Bit Shinti( خانه ای که نفخ زندگی در آن دمیده شد) نامیده می شود «ذات» خون یک مرد Anunnaki جوان گرفته شد و با تخمک یک Hominid مونث ترکیب شد. سپس تخمک بارور شده درون رحم یک Anunnaki مونث مشابه روش مدرن امروزی Vitro-fertilization کاشته شد. آزمایشات و اشتباهات زیادی بوسیله Enki و Ninmah صورت گرفت تا نتایج مورد دلخواه حاصل شود. زمانی که  نتایج کامل شد تولید بیشتر صورت گرفت. 14 الهه تولد با تخمک دستکاری شده ژنتیکی زن میمون نما بارور شدند، 7 تای آنها نطفه مذکر و 7 تای دیگر نطفه مونث زن کارگر را شامل بودند. اما تا چه مدت طولانی زن فضانورد(الهه تولد) می توانست نقش الهه تولد را ایفا کند؟ مانند سایر دورگه ها اهالی زمین نمی توانستند تولید مثل کنند.

https://i0.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/hominid.jpg

  با رشد انسانهای اولیه کارگر و افزایش تعداد آنها کارهای فیزیکی بیشتری به آنها در Abzu واگذار شد. Anunnaki هایی که تحت رهبری Enlil در بین النهرین، کار می کردند حسادتشان بیشتر شد و در خواستند کردند که حجم انبوه کار را با Lulu به اشتراک بگذارند با وجود اعتراض Enki ، Enlil تعداد زیادی از انسان های اولیه کارگر را به تصرف آورد و آنها را به E.Din (منزلگاه درستکاران) در بین النهرین آورد. رویدادها همچنین در کتاب آفرینش اشاره شده اند، «و خداوند انسان را در باغهای Edin قرار داد»، «برای زراعت و نگهداری از آن» . تعداد زیادی از نقاشی های به تصویر کشیده شده از اولین انسان های اولیه کارگر ، آدم یا «Black Headed Ones» را به صورت عریان در حین انجام وظایفشان نشان می دهد. در افسانه احشام و دانه، اولین موجودات بدینسان توضیح داده شده اند:

زمانی که نوع اولیه انسان ساخته شد، آنها از خوردن نان و پوشیدن لباس چیزی نمی دانستند ، مانند گوسفندان با دهنشان غذا می خوردندو آب را از نهر آب یا گودال ها می نوشیدند.

یک نوشته باستانی سومری به نام The king List مقدار اندازه گیری شده دوره خدمت هر Anunnaki راsar (3600 سال) عنوان می کند. بعضی از فرماندهان Anunnaki در این کتاب28800 تا 36000 یا حتی بیشتر از 43000 سال به عنوان فرمانده منتصب عنوان شده اند. اگر این اعداد را به یک sar تبدیل کنید می بینید که عملیات آنها در شهرهایشان فقط 8 تا 10 سال از زندگیشان را شامل شده است. این یک دلیل رایج است که چرا انسان های عادی از آنها به عنوان خدایان جاویدان یاد می کردند. فضانوردانی که به زمین آمده بودند درباره طول عمر زندگیشان نگران بودند به این دلیل که ساعت بدن آنها برای سیاره خودشان تنظیم شده بود. این فضانوردان برای حفظ چرخ زندگی طولانی شان بر روی زمین یک نوع غذا و آبی که در سیاره خودشان تهیه شده بود را مصرف می کردند.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/homo+sapiens.jpg

Enki دانشمند بزرگ سعی کرد تا راز زندگانی، تولید مثل و مرگ روی زمین را حل کند، سوالاتی از قبیل اینکه چرا Homo sapiens(نام علمی انسان) طولانی تر از مردان و زنان میمون نما زندگی می کنند اما زندگی آنها کوتاه تر از Anunnaki/Elohim که به زمین آمده اند، است آیا این مساله وابسته به عوامل ژنتیکی است یا عوامل محیطی؟ با انجام آزمایشات بیشتر بر روی ژنتیک دورگه هایشان ،که اشاره دارد به Lulu ، Enki اسپرم خودش را با DNA آنها ترکیب کرد جریان شبیه سازی آهسته ای را انجام داد تا آنجا که یک مدل کاملی را که توانایی تولید مثل را داشت ساخت و او مخلوق جدید را آدم (Adapa)  به معنی انسان نام نهاد. به این مخلوق هوشمندی بیشتر از مخلوقات قبلی و توانایی برای زایش نسبت به مخلوقات قبلی داده شده بود. اما این مخلوقات زندگی طولانی مانند Anunnaki/Elohim را نداشتند.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/09/alien_intervention.jpg

» با اعطای ادراک وسیع، او آدم را کامل کرد. به او توانایی دانستن داده بود، اما زندگی جاودان به او داده نشده بود»

نخستین تصویر از آدم و حوا آن دو را در حالی که جلوی یک درخت «Tree of Knowing» با یک ماری که دور درخت حلقه زده است و تا زمان حال ما زندگی می کند نشان می دهد.

کلمه عبری برای مار،  Nahash است که دو معنی دارد: «He who solve secrets» و  «He of the copper»  دو معنی آخر می تواند از نام Enkit سومریان، ریشه گرفته باشد، BUZUR که به معنی آن بود که «او کسی است که رموز را حل کرد» و «او از مس است». از زمان های اولیه Enki با شمایل یک مار حلقه زده همراه بود. و در کتاب آفرینش گفته می شود که به آدم و حوا به عنوان انسان های دورگه بهبود یافته تنها دانش عطا نشده بود بلکه توانایی دانستن نیز داده شده بود- اصطلاح عبری مطابق با کتاب مقدس برای مقاربت، به منظور تولید مثل است .

بر طبق داستان Tale of Adapa متعلق به Akkadian ، Enlil با شنیدن خبر این که توسط برادرش Enki  به انسان ها توانایی تولید مثل اعطا شده بود خشمگین شد. در گفت و گو با همکارانشان که نامشان ذکر نشده است، Enlil از این که «انسان دارد یکی از ما می شود» خشمگین شده بود، ممکن است خودش را به درخت زندگی برساند و»از ان بخورد و تا ابد زندگانی کند» به این دلیل آدم و همسرش جدا شده بودند از بهشت شگفت انگیزی که در Edin قرار دشت: برای کار پر زحمت در کشتزارها و حفظ خودشان.

https://i1.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/anu.jpg

پدر آنها Anu درباره اخبار آشفته شده بود و دو رگه ها را  برای حضور پیدا کردن در پیشگاه او در منزلگاه آسمانی اش  فراخواند. از آنجایی که این باور وجود داشت که آدم پسر Enki و حاصل شده از یک مادر زمینی است نگرانی زیادی وجود داشت تا بوسیله پدر Enki  نابود شود، Enki به انسان یاد داد تا از هر گونه آب و غذایی که به او پیشنهاد می شود خود داری کند.  هنگامیکه مخلوق Enki در پیشگاه تخت Anu ایستاده بود ،Anu  از هوشی که به وسیله پسرش به او اعطا شده بود تحت تاثیر قرار گرفت. Anu با مشاورانش بر روی این مساله که با دورگه ها چه کار کند از آنجایی که پسرش آدم را بوسیله فرستادن او از میان یک Shem/Mu (rocket ship) در پیشگاه تخت او خیلی ممتاز ساخته بود. تصمیم آنها این بود که آدم را را در Murduk(Nibiru) نگه دارند. به منظور آن که بدن آدم با آب و هوای فاز آهسته چرخش سیاره Nibiru  در پیرامون خورشید ما خو بگیرد، به آدم «نان زندگانی» و «آب زندگانی» پیشنهاد شد که می توانست آدم را قادر به زندگی کردن به اندازه ی طول عمرAnunnaki  بر روی زمین کند ، اما از آنجایی که از قبل از طرف Enki به آدم اخطار داده شده بود آدم خوردن و آشامیدن آنها را نپذیرفت. زمانی که تصمیم نادرست آدم آشکار شد ، دیگر خیلی دیر شده بود. برای آن که او می توانست یک زندگی فنا ناپذیر را بدست آورد. آدم بازگشت به زمین در طی مدتی که که او داشت عمق فضا را می دید، «از خط افق بهشت ، تا اوج بهشت» . زمانی که او به زمین برگشت، بوسیله Enki به عنوان یک کشیش بلند پایه از Eridu  منصوب شد.

https://i2.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/expulsion_from_garden___gustave_dore_1866_23.jpg

کتاب Jubilees  که داستانی را درباره خروج انسان از بهشت به ما می رساند ، زمانی که آدم و همسرش حوا از باغ Edin خارج شدند و   ودر زمین محل ولادتشان ساکن شدند، این می تواند به این معنی باسد که آنها به Abzu در جنوب شرقی آفریقا برگشتند. آدم همسرش را «دانست» و حوا هابیل ، قابیل، Seth و دخترشان Awan را به دنیا آورد. بر طبق گفته کتاب مقدس، آدم و حوا هم دختر و هم پسر داشتند. هیچ کتاب متعارفی نیست که بگوید در کل 63  فرزند داشتند. مشاهدات ژنتیکی تایید می کند که نوع بشر از باغهای Edin بین النهرین ناشی نشده بلکه در برگشت  به Abzu  در جنوب شرقی آفریقا ناشی شده است. علم انسان شناسی و تحقیقات ژنتیکی یک زن را به عنوان منبع اصلی تمام انسان ها از تقریبا 250000 سال قبل قرار داده است.

https://i0.wp.com/blog.world-mysteries.com/wp-content/uploads/2011/10/death+of+adam.jpg

افسانه های باستانی نسل به نسل منتقل شده و به صورت نسخه های مختلف باقی ماندند تا 2000 سال قبل زمانی که The Book of Adam and Eve   نوشته شد. این کتاب یک داستان در مورد این که چطور آدم زمانی که 930 ساله بود و  بیمار شد می گوید ، پسر آدم Seth بیماری او را می بیند و آدم را به سوی دروازه بهشت نزد خدایان می برد، » اتفاقا به من گوش می کرد و فرشته اش را به سوی من فرستاد تا برای من میوه بیاورد ، برای تو که مدت زمان طولانی تر شده است» میوه ای از درخت زندگی. آدم پیشاپیش سرنوشتش را به عنوان یک فانی پذیر محض پذیرفت و تنها آرزو کرد تا به وسیله روغن زندگی تدهین شود. او به همسرش حوا و پسرش Seth گفت تا به اطراف Paradise»»  بروند و از خدایان طلب یک قطره روغن که درخت زندگانی جاری می شد ، کنند تا بوسیله آن درد بدن او بهبود پیدا کند. سرانجام یک فرشته که نامش میکائیل است تصمیم خدایان از بهشت را برای آن دو آورد مبنی بر این برای زندگانی او تضرع و التماس نکنند زیرا که زمان زندگی آدم تکمیل شده است ، آدم 6 روز بعد در گذشت. از آنجایی که مرگ آدم اولین درگذشت یک انسان بود، حوا و پسر آنها Seth نمی دانستند که چه کار کنند. آنها تنها در دروازه بهشت نشستند تا روح آدم از بدنش جدا شد. در همان حال که آن دو در حال سوگواری و گریه بودند، حوا در خیال خودش یک وسیله حمل و نقل درخشان (ارابه آتشین) را در حال آمدن از بهشت دید . او صدای خدا را که در حال آموزش فرشتگان بود تا پارچه کتانی و کفن بیاورند تا تا آدم و هابیل را که هنوز به خاک سپرده نشده بود را به خاک بسپارند. هر دوی آنها تقدیس شده و به خاک سپرده شدند.

از آن زمان به بعد جمعت نوع بشر رونق پیدا کرد. انسان دیگر تنها به کار در معادن گرد و خاکی و ساخت معابد برای خدایان محدود نشدند.آنها یاد گرفتند تا چطور برای خودشان بپزند و برقصند. خیلی طول نکشید که Anunnaki ها که کمتر از زن های روی زمین بودند توانستند با دختران انسان سکس داشته باشند و این در حالی بود که هر دوی آنها از لحاظ بیولوژیکی یکسان بودند  . رهبر آنها Enlil  درباره این موضوع خوشحال نبود و با نگرانی به این مساله نگاه می کرد. برای او این یعنی شکست آنها در هدفشان برای حفظ دنیایشان به عنوان ماموریت اصلی شان بر روی زمین. طبیعت خیلی زود به Enlil  پیشنهاد کرد تا یک پایان برای تمام اینها بگذارد در پایان آخرین عصر یخبندان که موجب تغییرات آب وهوایی می شود او عمدا انسان را بلایای قریب الوقوع بعد از عقب نشینی یخها منجمله از بین رفتن محصولات زراعی، قحطی و در نهایت سیل آگاه نخواهد کرد.

خروج انسان از باغهای Edin  پایان ارتباط بشر با خالقانش نبود. در عوض ترک باغهای Edin تنها شروعی بود از یک فرم از ارتباط ، که رویارویی های مستقیم به ندرت اتفاق افتادند و رویاها و وحی شدند تجهیزات ارتباط الهی.

منبع: The Earth Chronicles  توسط Zecharia Sitchin

http://blog.world-mysteries.com/science/creation-of-mankind-a-sitchins-view/

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از آرمين  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

آدرس صفحه فيس بوك وبلاگ

http://www.facebook.com/pages/%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%8A%D8%B2/121257084644047?sk=wall

نزديك شدن بيش از حد ستاره اي دنباله دار در تاريخ در منابع ايراني

سلام.

با توجه به بعضي مطالب وبلاگ كه درباره حضور تكرار شونده ستاره اي دنباله دار نزديك زمين و اثرات آن بود به منابع ايراني رجوع كرديم كه در اينجا يكي از فصول كتاب نبرد خدايان نوشته اميد عطايي را قرار ميدهيم. حتما اين كتاب ارزشمند را از كتاب فروشيها تهيه كرده و بخوانيد.

آشوب جهانی

2

 

پیش از این ، از نماد چاه در استوره­ها ، سخن گفتیم ، در این زمینه با دو دیدگاه رویارو می­باشیم :

1-  چاه آسمانی : اهریمن یا ستاره دنباله دار ، در سطح صاف و یکدست آسمان نمایان شد و به اصطلاح آن را سوراخ کرد : (او چون ماری آسمان زیر این زمین را سفت). سپس از زمین دور شد  به گونه­ای استعاری در چاه آسمانی افتاد. بند و زنجیری که بر پیکر اهریمن نهاده شد ، کنایه از مهار شدن آن و آرام گرفتن در مداری ثابت و یکنواخت می­باشد. در شاهنامه می­خوانیم که جمشید درباره ضحاک (مار آسمانی) می­گوید :

بگیرم مر او را به بند گران

ببندم به مسمار آهنگران

نگونسار آویزم او را به چاه

که چاهست او را به لایق نه گاه

2-  چاه زمینی : اهریمن یورش خود ، زمین را سوراخ کرد :

(دوزخ ، در میانه زمین ، آنجا است که اهریمن زمین را سفت و بدان در تاخت). این نگرش ، عیناً در مکاشفه یوحنا به چشم می­خورد. در پی افتادن ستاره­ای بر زمین ، چاهی بی انتها پدید می­آید  و : (سپس فرشته­ای را دیدم که از آسمان به زیر می­آمد و کلید چاه بی­انتها و زنجیر بزرگی در دست داشت. او ، اژدها و آن مار قدیم را که همان ابلیس و یا شیطان است ، گرفت و او را برای مدت هزار سال در بند نهاده به چاه بی­انتها انداخت و در آن را به رویش بسته ، مهر و موم کرد تا او دیگر

3

 نتواند ملتها را تا پایان آن هزار سال گمراه کند. بعد از آن ، برای زمانی کوتاه آزاد گذاشته خواهد شد)

در باره اژدها یا ضحاک و نماد چاه ، به دو گوشه از شاهنامه می­نگریم.

الف –

دیدن ضحاک ، فریدون را در خواب :

چنان دید کز کاخ شاهنشهان

سه جنگی پدید آمدی ناگهان

دو مهتر ، یکی کهتر اندر میان

به بالای سرو و به فر کیان

کمر بستن و رفتن شاهوار

به چنگ اندرون گرزه گاوسار

دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ

زدی بر سرش گرزه گاورنگ

یکایک همان گرد کهتر به سال

کشیدی ز سر تا به پایش دوال

بدان زه دو دستش ببستی چو سنگ

نهادی به گردن برش پالهنگ

بدین خواری و زاری و گرم و درد

پراکنده بر تارکش خاک و گرد

همی تاختی تا دماوند کوه

کشان و دوان از پس اندر گروه

یکی چاه بد اندر آن کوه و پست

به چاه اندر آن بر دو دستش ببست

ب-

از گفتار کیخسرو به (جهن) :

فریدون فکند آن کمند یلی

به نیروی یزدان و از پردلی

گرفت آن ستمکار ضحاک را

ز تخت اندر آورد ناپاک را

ببرد و فکندش به چاه اندرون

نهادش یکی کوه بر سر نگون

یادداشت­های گفتار چهل و چهارم

(1)                     بندهش ، رویه 52.

(2)                     پیشین ، رویه 53.

(3)                     انجیل ، مکاشفه یوحنا ، فصل بیستم : سلطنت هزار ساله.

(4)                     سه مرد رهاننده که فریدون و برادرانش می­باشند ، به چهره­های گوناگونی نموده شده­اند که می­توان به سه مغ بشارت دهنده و نیز تثلیث مسیحیت اشاره کرد.

4

در چند جای (مهریشت) ، این سه گانگی به چشم می­خورد : مهر به همراهی ایزد باد و ایزد (داموئیش اوپمن) به سوی هماوردان که نیایش گزارده باشند ، شتابد (کرده 2 ، بند 9). مهر ، دروغگویان را از پیش به هراس اندازد ؛ ایزد (رشن) از پس به هراس اندازد ؛ سروش آنان را از هر سو به هم درافکند (کرده 9 ، بند 41) . مهر ، گردونه خویش را شتابان سازد و سروش و ازیزد (نریوسنگ) همگام وی شوند (کرده 12 ، بند 52) . از سوی راست مهر ، رشن و از سوی چپ او ، ایزد (چیستا) می­تازند (کرده 31 ، بند 126) .داموئیش اوپمن به درآید ، از پس او مهر و ایزد آذر می­تازند. (کرده 31 ، بند 127)

برای آگاهی بیشتر بنگردی به : فرهنگ نام های اوستا ، کتاب 3 ، رویه 1240 تا 1244 .

5

https://i1.wp.com/i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/08/10/article-2024208-0198D21D000004B0-741_634x401.jpg

45

ناهنجاری های آسمانی

برآمد یکی میغ ، بارش تگرگ

تگرگی که بردارد از ابر مرگ

(فردوسی)

ابرها سهمگین و تیره ، آسمان را چون شب تار کرد. باران جز به هنگام خود ، بارید  و تا چهارصد سال به درازا انجامید  که شاید در واقع کنایه از چهارماه یا چهار روز بازندگی بوده باشد. بادهای گرم و سرد و پر سر و صدا  به سختی وزیدن گرفت . گردبادهای نیرومند ، جانوران را از جایشان بر می­کشیدند و در جائی دیگر ، آنها را بر روی زمین رها می­گردند و بدین­سان ، مردم می­دیدند که از آسمان ، جانور می­بارد. توفان و سیل و تگرگ همه جا را فرا گرفت. وزن برخی از دانه­های تگرگ به پانزده من می­رسید  و به رنگ سرخ و خونین نیز دیده می­شد. ترتیب فصل­ها به هم خورده بود و تابستان از زمستان ، بازشناخته نمی­شد. در (روایت پهلوی) اشاره شده که بارش برف از خرداد آغاز می­شود و یکسره تا دی ماه می­بارد. اما بر پایه روایت بندهش  و اسکاندیناوی  آن زمستان تباه کننده  سه سال به درازا می­کشد. از بارش برف سیاه نیز یاد شده است. امواج خروشان دریا ، با غرش خود در دل­ها هراس افکندند. و

6

در بسیاری از جاها ، بر اثر گازهای ستاره دنباله دار ، آبها زهرآگین شد  دریاها به رنگ خون درآمد و موجودات آبزی مردند

یادداشت گفتار چهل و پنجم

(1)                     این را نیز گویند که چون تیشتر به نیروی باد ، آب را به اندروای برد ، هر چه در گردآبه است با آب به اندروای شود ، مانند سنگ ، ماهی ، وزغ و دیگر از این گونه . پیدایی آن ، از آن است که همان چیز با باران باز بارد ، که به چشم دید پیدا است که باشد که ماهی یا وزغ یا سنگ بارد – بندهش ، رویه 96 .

7

 

دگرگونی های زمین

 زمین دچار دگرگونی های شدیدی شد . پوسته زمین ورم کرد. و گذر از راه ها دشوار گردید. ((لایه های میانی کره زمین ، فشار زیادی به لایه­های خارجی آن وارد می­کرد. زمین که در حرکت چرخشی آن ، اختلالی به وجود آمده بود ، در اثر این فشارها مرتباً گرمتر می­شد به طوری که سطح آن ، کاملاً داغ شده بود. منابع زیادی مربوط به ملل مختلف جهان ، از گداختگی سطح زمین و جوشیدن آب دریاها حکایت می­کنند)).

گدازه ها و مواد مذاب ، روی زمین را فرا گرفتند . (( در زمین بسیار جای ها ، چشمه های آتش مانند چشمه های آب بیرون آیند)). و این یادواره در بینش دینی مغانی به این گونه درآمد که نکوکاران در روز رستاخیز بی هیچ گزندی از رود گدازه ها خواهند گذشت.

زمین لرزه های بسیار سخت پدید آمد  و در برخی جاها به دنبال دهان گشودن زمین ، گوهرها و فلزات پدیدار گشتند . از پیامد های زمین لرزه ، جابجایی و یا نابودی کوه ها و جزیره ها و نیز ویرانی آبادی ها بود

درختان و گیاهان از دادن میوه باز ایستادند و زمین دارای هیچ گونه محصولی نبود آبها رو به کاهش گذاشت و پاره ای دریاها و رودها ، خشک گردید.

8

یادداشت های گفتار چهل و ششم

(1)                     و جهان واژگون شد ، رویه 149 .

(2)                     گزیده های زادسپرم ، رویه 66 .

9

بازماندگان کوه نشین

در پی رویدادهای مرگبار یادشده ، مردم خود را میان صخره های کوه و غارها پنهان می­کنند  در ((زراتشت نامه)) نیز هنگام اشاره به پیشامدهای رستاخیز ، آمده است :

 

نشیند در غار و کوه و کمر

نماند کسی در پذشخوارگر

در تورات می­خوانیم : (( در آن روز ، مردمان … به مغازه های صخره ها و شکاف های سنگ خارا داخل شوند. به سبب ترس خداوند و کبریای جلال وی ، هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل کند)).

به نوشته افلاطون : (( پس از هر حادثه ای تنها کسانی زنده می­ماندندکه بر بالای کوه ها به سر می­بردند و از خواندن و نوشتن ، ناتوان بودند و جز نام فرمانروایان کشور و مختصری از کارهای آنان ، چیزی به گوششان نرسیده بود. از این رو ، آنان در برابر اخلاف خود ، به ذکر همان نامها اکتفا می­کردند و گاهی داستانهای مبهمی نیز می­افزودند.))

جانوران – چه رام و چه وحشی – بیمناک از رویدادها ، به آدمیان پناه می­بردند. به گفته شاهنامه :

دد و مرغ و نخجیر گشته گروه

برفتند یله کنان سوی کوه

از سوی دیگر ، نوزادان مردم و جانوران ، کوتاهتر و کوچکتر می­شوند و عمر کمتری نسبت به پیشینیان دارند. اما کسانی که در پناهگاه جم (ورجم کرد) به سر می­بردند ، دارای اندامی بزرگتر و نیرومند تر هستند که یارآور هزاره کیوان می­باشد.

10

یادداشتهای گفتار چهل و هفتم

(1)                     پهلوی :پتیش خوار ، نام کوه های جنوبی طبرستان بوده است – بندهش رویه 172 .

(2)                     کتاب اشعیا نبی ، باب 2 ، آیه 20 تا 22 .

(3)                     دوره آثار افلاتون ، رویه 1929 .

(4)                     جم برای ماندگاری نسل انسان ، پناهگاهی می­سازد که در آن ، مردمانی از بزرگترین و زیباترین و بهترین نژادها به سر می­بردند.

(5)                     بنگرید به گفتار 30 .

11

برهم خوردن گاهشماری

به نظر می­رسد که پیش از تازش اهریمن ، سال دارای 360 روز بوده است : ((بر البرز یکسد و هشتاد روزن است به خراسان (شرق) و یکسد و هشتاد به خاوران (غرب) . خورشید هر روز به روزنی درآید ، به روزنی بشود . چون از بره (فروردین ) فراز گردد تا باز به بره رسد ، سیسد و شست روزن است.)) 1 . هر روزن یا درجه ، نمایه ای از یک روز است . پس از برخورد بزرگ ، گاهشماری زمین ، دچار دگرگونی هایی می­شود تا اینکه سرانجام کره زمین دارای مداری ثابت و یکنواخت می­گردد و سال 365 روزه رواج می­یابد : ((پس ، از آنجا که خورشید فراز رفت تا باز بدانجای آمد ، به سالی برشمرده شد سیسد و شست و پنج روز و پنج زمان و خرده­ای ، که هر روزی ، بیست و چهار زمان است ، و نیمی تاریک و نیمی روشن که شب و روز باشد. و پنج هنگام شبانه روز نیز پدید آمد. راز این پنج روز را نگفته است ، زیرا اگر بگفته بود ، دیوان آن را بدانستند و گزند بینداختند))2.

در روایتی از مصر باستان آمده که 62/1 روشنایی ماه کاسته شد و پنج روز کامل پدید آمد. (( این پنج روز به هیچ یک از ماههای سال تعلق نداشت و خارج از سال و تقویم بود)).3 به نوشته بندهش ، این پنج روز از همان روزهای 360 گانه نمایان می­شدند و دارای درجه جداگانه ای نبودند.

در دوران هرج و مرج ، از روزهای سال کاسته شدو این

12

39

رویدادهای کیهانی

یاد کردن از ستاره بزرگی که مانند کوهی شعله ور بر زمین فرو افتاد ، جای شک و گمانی نمی­گذارد که ستاره دنباله داری با کره زمین برخورد کرده است. همچنین ((ستاره باران)) یا فرو ریختن برج های آسمانی ، نشانگر بارش شهابهای به جا مانده از دنباله ستاره می­باشد. با بیرون شدن زمین از مسیر پیشین خود ، صورت های فلکی نیز جابجا می­شوند  و سیر خورشید ، ماه و ستارگان تغییر می­کند 1 . همزمان با این رویداد ، وضعیت سیارات ثبت می­شود. به نظر می­رسد که برای مدتی ، فاصله زمین تا خورشید و ماه کمتر شده باشد  زیرا گفته شده که روشنایی ماه مانند آفتاب  و شب ها روشن تر از همیشه  و تابش خورشید ، هفت چندان بود  و مردم از شدت حرارت سوختند. در یک داستان آفریقایی از زمانی یاد شده که خورشید و فرزندانش (خورده خورشیدها) موجب گرمایی سرسام آور شده بودند تا آنکه خورده خورشیدها که همان شهابها بودند ، به روی زمین فرو ریختند 2. در داستان های تاهیتی اشاره شده که خورشید برای مدتی چنان گرم و فروزان شد که آب دریاها به جوش آمد و زمین ترک خورد 3 . در استوره های هندی آمده است که درخشندگی خورشید به اندازه ای زیاد بود که یکی از خدایان ناچار شد یک هشتم آن را از میان ببرد 4 .

رنگ ماه دگرگون شد  و به رنگ خون درآمد . در

13

دگرگونی از چگونگی حرکت ظاهری خورشید  و تغییر فاصله زمین  آشکار بود . به روایت ((بهمن یشت)) سال به اندازه یکسوم کاهش یافت. بنابراین برای مدتی ، سال دارای 240 روز بود.

در تورات آمده است که خورشید ده درجه به عقب بازگشت و پانزده سال به روزها افزوده شد 5. از آنجا که پانزده سال برابر را ده درجه دانسته شده بنابراین یک سال برابر را 3/2 درجه می­شود که 3/1 کمتر از اندازه می­باشد زیرا هر سال یا هر روز برابر با یک درجه است . و اگر 3/2 درجه را در 360 ضرب کنیم شمار 240 به دست می­آید که تائید گر روایت ایرانی می­باشد.

مایاها دارای سال 260 روزه بودند و با نگرش به گاهشمار یافت شده در تیاهوناکا (بولیوی) با سال 290 روزه نیز روبرو می­شویم 6 .

یادداشتهای گفتار چهل و هشتم

(1)                     بندهش ، رویه 59 و 60 .

(2)                     پیشین ، رویه 61 و 60 .

(3)                     داستانهای مصر باستان ، رویه 34 .

این پنج روز را به نامه یکی از سیارات می­نامیدند.

(4)                     آن پنج روز گاهانی را به همان روزن ها بیاید و بشود – بندهش ، رویه 60 .

آن پنج روز گاهنبار است که آن پنج روز تروفته است که دزدیده خواند . او را همسپهمدیم است که او را گزارش این حرکت همه سپاه به گیتی پیدا شد ، زیرا فروهر مردمان به همسپاهی رفتند – بندهش ، رویه 42 .

به نشانه پنج روز ، سروده های زرتشت (گاهان ، گات ها) نیز بر پنج بخش است : اهونود گاثا ، اشت­ود گاثا ،سپنت­مد گاثا ، وهیشتوایشت گاثا .

(5)                     اینک من بر روزهای تو ، پانزده سال افزودم. اینک سایه درجاتی که از آفتاب هر ساعت آفتابی آحاز پائین رفته است ، ده درجه به عقب بر می­گردانم. پس

14

آفتاب از درجاتی که بر ساعت آفتابی پائین رفته بود ، ده درجه برگشت – کتاب اشعیای نبی ، باب 38 ، آیه 5 تا 9 .

هر سال یاد شده را می­توان کنایه از یک روز دانست.

(6)                     کتاب هفته ، شماره 80 ، معماهای قدیم تاریخ و فرضیات جدید ، رویه 138 .

15

یکی از نکات مهم در داستان ها و استوره ها ، کاربرد حساب شده شمارها و اعدادی است که به گونه­ای تصادفی ، برگزیده نمی­شوند. شمارهایی چون 7 و 12 در بسیاری از داستانها به چشم می­خورد که در اصل ، کنایه از هفت اباختر و دوازده برج آسمانی می­باشد. از میان نمونه های بسیار ، به چند شمار می­نگریم.

الف )

شمار 3/1 : کاسته شدن 3/1 از طول سال  ، نابودی 3/1 زمین  ، خونین شدن و زهر آگینی 3/3 آبها  و از میان رفتن 3/1 روشنایی  نمونه هایی از نفوذ این عدد در داستانهاست . پس از تازش اهریمن ، 3/1 آسمان را تاریکی فرا گرفت . دیو ((آشموغی)) از 3/1 بالای زمین تا 3/1 میانه زمین ، یورش می­برد 2 . ((از هوشنگ پیشداد این سود بود که از سه بخش دیوان مازندر نابود کننده جهان ، دو بهش را بکشت)) 3 .

تهمورث در نبرد با دیوان ، 3/1 از ایشان را سرکوب می­کند :

 

از ایشان دو بهره به افسون ببست

دگرشان به گرز گران کرد پست

ب )

شمار 4/1 : زمانی که ضحاک در فرجام جهان دوباره سر بر می­آورد ، 4/1 از موجودات را نابود می­کند 4 . در مکاشفه یوحنا نیز آمده است ((اسب رنگ پریده ای را دیدم که نام سوارش مرگ بود و دنیای مردگان به دنبالش می­آمد . به او قدرتی داده شد تا 4/1 زمین را با شمشیر گرسنگی و امراض مهلک و حیوانات وحشی ، از بین ببرد )) 5 .

پ )

شمار 666 : در مکاشفه یوحنا ، نشانه ای دیگر از آئین مغان را

 

16

می­توان یافت ؛ حیوانی وحشی نمایان می­شود که هر کس ناگزیر است ((علامت حیوان را خواه اسم و خواه عدد ، بر خود داشته باشد . این محتاج حکمت است و هر صاحب خردی می­تواند عدد نام آن حیوان را که ششسد و شست و شش (666) است ريال حساب کند))6.

کلید این چیستان را در گفتار هیربد دانشمند ((زادسپرم))می­توان جست. به نوشته او ، گاهان (سروده های زرتشت) دارای 6666 واژه می­باشد و ((شش هزار و ششسد و شست و شش واژه در گاهان ، نموداری است از آمدن پتیاره (= اهریمن) بر آفرینش تا به فرجام شش هزاره)) 7 .

ت )

شماره 24 : در نوشته های مغان ، اشاره به 24 ایزد شده است. به گفته ((پلوتاخورس)) : ((چون اهورا خدایان 24 گانه را در مدار سربسته آفرید ، اهریمن در آن مدار نفوذ و آن را سوراخ کرد)) 8 .

در مکاشفه یوحنا می­خوانیم : ((در آسمان تختی قرار داشت … در پیرامون این تخت ، 24 تخت دیگر بود و روی آنها 24 پیر نشسته بودند)) 9 .

این شمار احتمالاً با 24 بخش شبانه روز در پیوند است.

یادداشت های گفتار چهل و نهم

(1)                     بندهش ، رویه 52 .

(2)                     گزیده های زادسپرم ، رویه 62 .

(3)                     مینوی خرد ، رویه 43 .

(4)                     روایت پهلوی ، رویه 60 .

(5)                     انجیل ، مکاشفه یوحنا ، فصل 6 ، آیه 8 .

(6)                     پیشین ، فصل 13 ، آیه 17 و 18 .

(7)                     گزیده های زادسپرم ، رویه 41 .

(8)                     تاریخ مطالعات دین های ایرانی ، رویه 145 و 146 .

(9)                     مکاشفه یوحنا ، فصل 4 ، آیه 2 تا 5 .

17

50

رهاننده آسمانی

رهاننده ای از آسمان سوار بر ابر می­آید. (68 ، 73) نمونه هایی از این رهاننده را در گفتار سیزدهم دیدیم . در اینجا می­بایست به کیخسرو نیز اشاره کنیم که درباره اش گفته شده در فرجام جهان سوار بر ابر و باد ظهور می­کند 1 . نشانی هایی که در مکاشفه یوحنا درباره رهاننده آمده ، آمیخته ای از چهره های استوره ای ایرانی می­باشد :

الف )

کسی شبیه انسان ردای بلندی بر تن اشت و زره زرینی به دور سینه اش بود و موهای او مثل پشم یا برف سفید بود و چشمانش و چهره اش مانند خورشید نیمروز می­درخشد 2 .

موهای چون برف ، زال زر را به یاد می­آورد و چشمان و چهره فروزان ، نشانه جمشید است.

ب )

آنگاه آسمان را گشود دیدم. است سفیدی در آنجا بود که نام سوارش امین و راست بود. او با عدالت داوری و جنگ می­کند 3 .

اسب سفید برابر است با معنای گرشاسپ . بر پایه یک دیدگاه : ((گرشاسپ به معنی شخصی است که دارای اسب مقدس و نیکو و تابناک ، و در حقیقت کنایه از شخصیت و تلاش او در راه نیکی است)) 4 .

 

18

یادداشتهای گفتار پنجاهم

(1)                     سوشیانس چون از همپرسی بازآید ، آنگاه کیخسرو که بر ((وای)) دیرنده  خدای نشسته است ، به پذیراه او آید – روایت پهلوی ، رویه 60 .

((وای)) را ایزد فضا و باد دانسته­اند . احتمالاً همان گیو در شاهنامه است.

(2)                     مکاشفه یوحنا ، فصل 1 ، آیه 13 تا 16 .

(3)                     پیشین ، فصل 19 ، آیه 11 .

(4)                     بررسی واژه های کریشه ، کرشفت ، کروشه و کرشاسب در متون زرتشتی ؛ ماهنامه فروهر ، مهر و آبان 1368 .

19

باور سرخپوستان ((پاونی)) :

((وقتی جهان به پایان رسد ، شهاب ها در آسمان به پرواز درخواهند آمد و ماه سرخ رنگ خواهد شد)) 5 . تغییر رنگ خورشید و ماه ، معلول وجود گازهای ستاره دنباله­دار در فضای بین زمین و این کرات بوده است  6 .

گرد و غبار ستاره دنباله دار و دود برخاسته از آتش سوزیهای بزرگ و فراگیر ، آسمان را به کام تاریکی فرو برد  و پرتو خورشید و ماه و ستارگان دیگر دیده نمی­شد

یادداشتهای گفتار سی و نهم

(1)                     در آن هنگام نشان رستاخیز آشکار باشد و سپهر بجنبد ، سیر خورشید ، ماه ، و ستارگان تغییر کند . و در عضا یکی شوند مانند سپهر گردان و چهره دریاها و همه ساکنان زمین تغییر کند – گزیده های زادسپرم ، رویه 63 .

(2)                     آفریقا افسانه های آفرینش ، رویه 80 .

(3)                     داستانهای تاهیتی ، رویه 15 .

(4)                     اوپانیشاد ، رویه 529 – الف .

(5)                     و جهان واژگون شد ، رویه 273 .

(6)                     پیشین ، رویه 274 .

 

20

http://photonicportal.files.wordpress.com/2011/03/artrendering-nibiru1.jpg?w=350&h=196

شمشیر آتشبار

شمشیر آتشین  نمایه ای است از مار آتشین با ستاره دنباله دار . در تورات اشاره شده که خداوند با شمشیر آتشباری از ((درخت حیات)) نگاهبانی میکرد : ((… شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می­کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند.)) 1 . در استوره های هندی ، در فرجام جهان ، یکی از خدایان به نام ((ویشنو)) ، سوار بر اسبی سپید در حالی که شمشیر درخشانی به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر می­شود و شریران را هلاک و خلقت را از نو تجدید میکند 2. یوحنای رسول در مکاشفه خود کسی شبیه انسان دید که ((از دهانش شمشیری تیز و دو دم بیرون می­آمد و چهره اش مانند خورشید نیمروز می­درخشید )) 3 . در کتاب ((حزقیال نبی)) آمده است : (( خداوند یهوه به کوه ها و تل ها و وادی های و دره ها چنین می­فرماید : اینک من شمشیری بر شما می­آورم و مکان های بلند شما را خراب خواهم کرد ) 4 .

یادداشتهای گفتار چهلم

(1)                     تورات ، سفر پیدایش ، فصل 3 ، آیه 24 .

(2)                     گزیده ریگ ودا ، مقدامه ، رویه 105 .

(3)                     انجیل ، مکاشفه یوحنا ، فصل 1 ، آیه 16 .

(4)                     آیا شمشیر دو دم با تیر دو شاخه رستم همبسته است ؟

(5)                     باب 6 ، آیه 3 و 4 .

21

شهابهای شناور در هوا ، به گونه های پندار آمیزی دیده می­شدند . برخی به شکل اسب با سوارکاران درآمده بودند (60) و ((زادسپرم)) نیز به این موضوع اشاره کرده است : (( اندر فضا ایزدان آتشگونه و به تن مردمان ، بر باره های مینوی آتشین اسب مانند ، دیده شوند)) 1 . یوحنا در مکاشفه اش آورده است که دویست میلیون سوار به یاری فرشتگان شتافتند : ((سواران سینه بندهایی به رنگ های سرخ آتشین و آبی و زرد گوگردی بر تن داشتند . اسبان ، سرهایی مانند سر شیر داشتند و از دهانشان ، آتش و دود و گوگرد بر تن داشتند . اسبان ، سرهایی مانند سر شیر داشتند واز دهانشان ، آتش و دود و گوگرد بیرون می­آمد. قدرت اسبان در دهان و دم های آنان بود ، زیرا دم هایشان به مارهایی شباهت داشت که با سر خود میگزیدند و به مردم ، آزار می­رسانیدند.)) 2 .

در بخش دیگری از مکاشفه یوحنا ، به جای سواران ، از هیولاهایی به شکل ملخ یاد شده و چنین آمده است: (( این ملخ ها مثل اسبان آماده نبرد بودند.  بر روی سر آنها چیزهایی شبیه به تاج های زرین قرار داشت. صورت آنها مانند صورت انسان بود و موهایشان مانند موهای زنان. دندان هایی مثل دندان های شیر داشتند و سینه های آنان را سینه بندهایی مانند زره های آهنین می­پوشانید . و صدای بالهایشان مانند صدای اسبان و ارابه هایی بود که به میدان جنگ هجوم می­آورند. آنها مانند عقرب صاحب دمهای نیشداری هستند و قدرت دارند با دم خود نوع بشر را به مدت پنچ ماه معذب سازند)) 3 .

22

در تورات هیولاهای آسمانی را به گونهه لشگریان جوج (یاجوج) فرمانروای سرزمین (ماجوج) می­بینیم : (( خداوند یهوه چنین میفرماید که اینک ای جوج من به ضد تو هستم . و از مکان خویش از اطراف شمال خواهی آمد ؛ تو و قومهای بسیار همراه تو که جمیع ایشان است سوار و جمعیتی عظیم و لشگری کثیر می­باشند. مثل ابری که زمین را پوشاند خواهی برآمد . در ایام بازپسین این به وقوع خواهد پیوست که تو را به زمین خود خواهم آورد . و کوهها سرنگون خواهد شد و صخره ها خواهد افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گردید . و خداوند یهوه میگوید من شمشیری بر جمیع کوههای خود به ضد او خواهم خواند و باران سیال (سیل آسا) و تگرگ سخت و آتش و گوگرد بر او و بر افواجش و بر قوم های بسیاری که با وی میباشند خواهم بارانید)) 4 .

یادداشتهای گفتار چهل و یکم

(1)                     پژوهشی در اساتیر ایران ، رویه 244 .

(2)                     مکاشفه یوحنا ، فصل 9 ، آیه 16 تا 20 .

(3)                     پیشین ، فصل 9 ، آیه 7 تا 11 .

(4)                     کتاب حزقیال نبی ، باب 38 و 39.

 

23

گرگ و مار

در میان موجودات ریز و درشت آسمانی دو هیولای بزرگ به شکل های گرگ و مار بودند که هم در فرجام نگری اسکاندیناوی  و هم در فرجام نگری ایرانی به چشم می­خورد و کاملا با یکدیگر همخوانی دارد. بر پایه نوشته های ایرانی گرگی به درازای 433 گام و پهنای 415 گام و ماری به درازای 1656 گام و پهنای 833 گام پدید میآیند که زهر آنها تا یک فرسنگ زمین و گیاه را میسوزاند 1 . یارآوری میشود که در داستان گشتاسب ، گرگ و مار با هم یگانه بوده اند 2 . یورش همزمان گرگ و مار را شاید بتوان در دو روایت یافت :

الف- اهریمن و دیو ((آز)) واپسین هماوردانی هستند که هر دو را با هم از آسمان میرانند :

((اهریمن و آز 3 … به شکسته افزاری ، از کار افتاده از آن گذر آسمان که از آن درتاخته بودند باز به تیرگی و تاریکی افتند )) 4 .

ب – دیوی به نام (( آشموغی )) همراه با ((گوچهرمار)) یکباره می­تازند :

((گوچهرمار که میان زمین و سپهر است ، از زیر ماه به زمین افتد … پس (فرشته) شهریور بدان سوراخ که ایشان اندر شدند ، فلز گداخته برهلد و از پس ایشان اندر شود.)) 5 .

24

یادداشتهای گفتار چهل و دوم

(1)                     روایت پهلوی ، رویه 58 و 59 .

راز اندازه های گرگ (433 × 415) و مار (1656 × 833) در چیست ؟

(2)                     بنگرید به : گفتار 22 .

(3)                     دیو آز را میتوان با مار برابری داد. به نوشته بندهش ، رویه 142 ، هوشیدرماه : آن دروج آزتخمه را که مار است ، با خرفستران نابود کند)) . در ((روایت پهلوی)) رویه 59 ، دیو آز به گونه ((مار فروبلعنده)) نمود شده است.

(4)                     بندهش ، رویه 148 .

(5)                     پژوهشی در اساتیر ایران ، رویه 239 ؛ و بندهش ، رویه 147 .

25

سوی شوم شمال

 در استوره ها و یادمان های ایرانی ، شمال یا باختر ، خاستگاه اهریمن و دیوان ، دانسته میشد ((از سرزمین باختر ، از ژرفای سرزمین های باختر ، انگره مینو (اهریمن ) آن دیوان دیو ، که سرشار از مرگ و تباهی است ، فرا جست … )) 1 .

امشاسپند (فرشته) اردیبهشت : ((زن جهی جادو را بر می­اندازد ، زن بدکردار نابکار را که فر و فروغ مردمان را میکاهد ، برمی­اندازد. باد باخترین را برمی­اندازد ؛ باد باخترین راتباه میگرداند)) 2 .

درباره شومی باختر ، نوشته ها بیش از آنست که دراینجا بگنجد 3 و یارآوری میشود که سوی شوم شمال ، در روایات یهودی تأثیر فراوان گذاشته است (46 ، 53)

آیا ستاره دنباله دار از شمال زمین پدیدار شد ؟

یادداشتهای گفتار چهل و سوم

(1)                     وندیداد ، فرگرد 19 ، بند 1 .

(2)                     اردیبهشت پشت ، بندهای 9 و 12 .

(3)                     برای آگاهی بیشتر بنگرید به : از گونه ای دیگر ، باختر در اندیشه های ایرانی.

پ .ن : با تشكر از ساراي عزيز براي تايپ و ارسال اين مطلب.

کشف آثار تمدن‌های آمریکای جنوبی در بیابان‌های خاورمیانه

کشف آثار مشابه خطوط نازکا (میراث تمدنی گمشده در بیابان‌های پرو) در خاورمیانه، باستان‌شناسان را حیرت‌زده کرده است. این آثار در تصاویر ماهواره‌ای از بیابان‌های عربستان، اردن و سوریه مشاهده شده‌اند.

به گزارش دیلی‌میل، طرح‌های تازه‌کشف‌شده به‌شکل چرخ‌هایی قدیمی رسم شده و جالب اینجاست که بیش از 2هزار سال قدمت دارند و از این نظر قدیمی‌تر از خطوط نازکا در پرو هستند.

این آثار در بخش وسیعی از خاورمیانه بخصوص عربستان، لیبی، مصر، سوریه، اردن و فلسطین اشغالی مشاهده شده‌اند. به‌گفته دانشمندان، به‌نظر نمی‌رسد که این آثار با هیچ‌یک از الگوهای ستارگان و صور فلکی تناظر داشته باشد و همین بر ویژگی‌های مرموز این طرح‌های باستانی افزوده است.

این طرح‌ها نخستین‌بار در سال 1927 / 1306 توسط خلبانی به نام پرسی میتلند کشف شد، اما ماهیت آنها تا همین اواخر که دیوید کندی، استاد تاریخ باستان دانشگاه وسترن‌استرالیا و گروهش به تحقیق روی آنها پرداختند، ناشناخته مانده بود.

منبع : خبر آنلاين

البته در اين خبر آمده است كه اين آثار به آثار تمدنهاي آمريكايي شبيه است ولي وقتي عكسهاي مربوطه را ديدم متوجه شدم بسيار شبيه به تمدن تازه كشف شده 200 هزار ساله آفريقاي جنوبي است.عكسهاي آثار اين تمدن را در ذيل مطلب مشاهده كنيد و نظر خود را اعلام كنيد.

طول و عرض جغرافیایی

Carolina — 25 55′ 53.28″ S / 30 16′ 13.13″ E
Badplaas — 25 47′ 33.45″ S / 30 40′ 38.76″ E
Waterval — 25 38′ 07.82″ S / 30 21′ 18.79″ E
Machadodorp — 25 39′ 22.42″ S / 30 17′ 03.25″ E

https://i0.wp.com/www.viewzone2.com/adamscalendar.city.jpg

منبع:    http://viewzone2.com/adamscalendarx.html

فرازمینیان عهد باستان (قسمت ۴،۵،۶)

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت :  ۴۰۴دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت چهارم

با درود ادامه بخش چهارم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهی می رسانم. امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

ادامه گزارش، در هفته گذشته به آنجای ماجرا رسیدیم که پروفسور “دنیکن”، پس از دریافت نتیجه آزمایش از دانشگاهی که در آن مشغول تحصیل بود از مسئولین تقاضا می کند که گروهی را همراه او برای مکاشفات باستانشناسی به محل “نازکالاین”، اعزام کنند، اما مسئولین مربوطه به دلایل خاص با تقاضای وی مخالفت می کنند، مهمترین دلیل آنها این بود که دولت “پرو”، هرگونه کاووش باستانشناسی در “نازکالاین”، را بدلیل مقدس بودن آن منطقه نزد اهالی بومی، ممنوع اعلام کرده است “دنیکن”، در همین رابطه می گوید؛ از آن تاریخ چهل سالی می گذرد وهیچکس هنوز موفق به انجام عملیات باستان شناسی در آن منطقه نشده است، افراد بومی آن منطقه معتقدند که حتی نباید یک سنگ در آن منطقه جابجا گردد.

گزارشگر در این بخش اضافه می کند که نظریات و تئوریهای بی شماری در رابطه با “نازکالاین”، اراعه شده است از جمله آنکه این خطوط و طراحی ها، اشکال دقیق و پیچیده هندسی می باشند و یا آنکه خطوط یاد شده وضعیت گستره ستارگان را مشخص ساخته اند و یا حتی گروهی معتقدند که اشکال طراحی شده جنبه مذهبی داشته و صرفاً جهت پرستش خدایان باستان بوجود آمده است.

“جورجیو تسرکالوس”، در این رابطه می گوید؛ زمانیکه از آسمان به این اشکال و خطوط نظر می اندازید در اولین نگاه متوجه خطوط یک فرودگاه بزرگ در نظرتان مجسم می گردد، شخصاً اعتقاد دارم که این یک فرودگاه عظیم است. فرودگاهی که دهها مایل طول و عرض آن است.

“دیوید چیلدرس”، می گوید؛ براستی هدف از ساختن “نازکالاین” چیست؟ آیا مکان بزرگی برای فرود سفاین عظیم فرازمینیان در دوران کهن بوده است، به گمان من، فرودگاه بهترین ونزدیکترین حدس است که می توان برای این مکان زد، گزارشگر می گوید؛ در دوران جنگ جهانی دوم، ارتش آمریکا در جزیره دور افتاده ای در اقیانوس اطلس پایگاه هوایی بزرگی بنا می کند، بومیان منطقه که تا آن زمان هواپیما ندیده بودند، فرود و برخواست این اجسام بزرگ آنهم با غرش وهم آور برایشان مانند این بود که خدایان در حال رفت و آمد به زمین می باشند.

“دیوید چیلدرس”، می گوید؛ زمانی که این هواپیماهای غول پیکر فرود آمده و یا از زمین به هوا بر می خواستند، مردم بومی آن جزیره دچار شور وحال خاصی می شدند، و با وجودی که نمی دانستند این اشیاء پرنده اصولاً چگونه کار می کنند با تعجب فراوان شاهد فرود و برخواست آنان می شدند و البته نکته بسیار جالب توجه دیگر این بود که این مسافران ناخواسته برای بومیان دائماً آذوقه و پوشاک می آوردند و باعث خوشحالی و دلگرمی آنان شده بودند، اما ناگهان جنگ جهانی دوم به پایان می رسد و نیروی هوایی آمریکا نیز پایگاه خود را از آن جزیره دور افتاده بر چیده و اثری به جز یک باند فرودگاه در آن جزیره از خود بجای نمیگذارد، بومیان جزیره مات و مبهوت به یکدیگر نگاه می کردند و از خود می پرسیدند، چطور شد چرا دیگر اثری از خدایان نیست! خبرنگاری که در جزیره مانده بود و مدام از تحولات پس از خروج آمریکائیان گزارش تهیه می کرد، شاهد شگفت زدگی بومیان شده بود، و نگرانی را در چهره ساکنان آن جزیره براحتی تشخیص می داد، ساکنان آنجا بدور روحانیون، حلقه زده بودند و خواستار پاسخ، که براستی چرا خدایان باز نمی گردند، آنها به ما غذا و پوشاک می دادند و باعث دلگرمی ما شده بودند، چرا ما را ترک کردند، روحانیون یا پیران منطقه توضیح داده بودند که این خدایان فرستادگان اجدادشان بودند و بهترین کار برای آنکه، آنان دوباره باز گردند این است که مشغول دعا گردند، اما گروه کثیری از بومیان تصمیم می گیرند که با هر آنچه که در آن جزیره یافت می شد نمونه یک هواپیما را در نوک کوه بسازند تا شاید این اقدام آنان، نظر خدایان آسمان را جلب کند و دوباره اشیاء پرنده به آن جزیره بازگردند. آنان شبانه روز برای مدت مدیدی بدور آن هواپیمای دست ساز خود آتش افروختند تا شاید نمای هواپیمای آنان و دود حاصله از آتش، سبب بازگشت خدایان پرنده به آن جزیره گردد.

“دیوید”، از این ماجرا نتیجه می گیرد که مشابه این حادثه در هزاران سال پیش برای پیشینیان ما اتفاق افتاده است و براحتی می توان گفت که از بطن چنین حادثه ای در گذشته حتی مذاهب گوناگون شکل گرفته اند.

در بخش دیگری از این گزارش “اریک فون دنیکن”، پس از نشان دادن فیلمی که او در هنگام پرواز با هواپیما از “نازکالاین”، گرفته است توضیح می دهد که در یک مقایسه بسیار ساده از خطوط مستقیم بر روی کوههای “نازکا”، می توان این نتیجه را گرفت که در زمان ساخت چنین خطوطی، سازنده آن، از چنان تکنولژی پیشرفته ای برخوردار بوده است که برای بوجود آوردن این خطوط مستقیم، حال برای هر منظوری، قسمت فوقانی کوه را براحتی بریده است و جابجا کرده است. این نکته را در قیاس با کوههای اطراف آن براحتی می توان تشخیص داد، نکته جالب توجه دیگر آنکه پس از برش قسمت فوقانی کوه، اثری از بخش بالایی نمی توان درجایی دیگر یافت، این براستی خارق العاده است. در همین رابطه “جورجیو تسوکالوس” می گوید؛ تمام کوههای اطراف و منطقه “نازکا”، همه دارای نوک یا قله کوه می باشند بدون هیچ استثنایی، اما نقاطی که بریده شده است تا خطوط را بوجود آورد ، مانند این است که کوه از وسط بریده شده و هیچ اثری از بخش بالایی آن حتی در صدها مایل اطراف “نازکالاین”، هم دیده نمی شود. سوال من این است که بخش بالای کوه که بریده شده کجا رفته است؟

سوال دیگر “جورجیو” این است که چرا این فرازمینیان در چنین جای خشک و بی آب و علفی در کشور “پرو”، چنین پروژه ای را ساخته یا بوجود آورده اند؟

وی می گوید؛ بیایید تصور کنیم که فرازمینیان تازه از راه رسیده اند واز آسمان بدنبال مکان مناسبی برای انجام آزمایشات و نمونه برداری از خاک زمین می گردند و خیلی زود مایلند بدانند که این کره از چه مواد و آلیاژی ساخته شده است “نازکا”، بدون شک یکی از کاملترین و مناسبترین مکانهایی است که آنان می توانستند جواب سوالات خود مبنی بر چگونگی وضعیت کره زمین و آلیاژهای موجود در آن را بدست آورند، جالب توجه است که این منطقه همچنان بهترین مکانی است که می تواند درآن جا جواب سوالات زمین شناسی را بدست آورد، دلیل دیگر آنکه هنوز منطقه “نازکا”، جزو بکرترین و دست نخورده ترین مناطق در کره زمین به حساب می آید، در این منطقه شما هرگونه آلیاژی را می توانید پیدا کنید، طلا، اورانیوم، مس و …. در حقیقت تمام آلیاژهایی که خاک زمین را بوجود آورده اند در این منطقه به شکل خام و از نوع درجه  یک آن را می توانید بدست آورید.

ادامه دارد..

پایدار باشید.

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت :   ۴۰۵دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت پنجم

فرازمینان عهد باستان

با درود فراوان، بخش پنجم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهیتان می رسانم، امیدوارم مورد توجه شما قرار گیرد.

ادامه گزارش، محقق و نویسنده داستانهای تخیلی علمی “خاویر گریلو- مارکز”، در رابطه با “نازکالاین”، می گوید: براحتی نمی توان خطوط و تصاویر “نازکا” ، را فقط یک کار هنری تصور کنیم، به هیج وجه، زیرا در زمان ساخته شدن این تصاویر بدون هیچ شک و تردیدی هواپیما و یا هر شی پرنده دیگری در دسترس انسانهای آن زمان نبوده که بتوانند از تصاویری که ساخته اند، صرفاً، بهره هنری ببرند، دلیل مشخص آنهم این است که این اشکال فقط زمانی معنا پیدا می کند که از آسمان به آنها بنگریم. وی اضافه می کند که جالبترین نکته در این تصاویر و خطوط این است که دریچه بزرگی بر روی تخیلات و گمانه زنی را بر روی انسان بازمی کند!

“جورج نوری”، می گوید؛ بیایید تصور کنیم  که این تصاویر و خطوط برای خدایان طراحی و ساخته شده اند! آن خدایان که بوده اند، از کجا آمده بودند، آیا آن خدایان فرود آمده بودند و در کنار انسانها مدتی زیسته بودند؟ براستی چه کسی می تواند جواب این سوالات را بدهد؟

“اریک فون دنیکن”، نیز در همین رابطه می گوید؛ این تصاویر فقط زمانی به درستی دیده می شوند که از آسمان به آنها نگاه بیاندازیم! امیدوارم باستانشناسان نیز روزی به این نتیجه برسند!

گزارشگر می گوید؛ اگر تصور کنیم مسافران فضایی که از کره دیگر آمده اند خدایان باشند، بدون شک، سنگ نوشته و الواحی باید وجود داشته باشد که درباره بازدید آنان از کره زمین، چیزی نوشته باشد! جواب این سئوال شاید برای بسیاری از انسانها عجیب به نظر برسد اما این یک حقیقت انکار ناپذیر است که بدانیم در کتب آسمانی، خصوصاً انجیل بطور دقیق و با جزئیات کامل در باب این برخورد بزرگ، میان انسان و موجوداتی که از آسمان به زمین آمده اند نوشته شده است.. “اریک” در این رابطه می گوید؛ از ابتدای جوانی بطور عمیقی به وجود خداوند کائنات اعتقاد پیدا کردم و همواره به آن باورمند م  و در حقیقت پس از این همه تحقیق ، خدشه ای به اعتقاداتم نسبت به وجود خداوند وارد نشده است. اما نکته ای که به آن باید اشاره کنم و بسیار مهم است این است که خدایی که من به آن اعتقاد دارم ورای خدایی است که در کتب کهن آمده است، خدای من خدای کائنات است نه آن خدایی که سوار بر ارابه یا هر شی دیگری شود و برای خود در آسمان چرخ بزند و هراز گاهی از نقطه ای به نقطه دیگر در کره زمین پرواز کند! جالب است بدانیم که نوشته های “اریک فون دنیکن” برداشتی از اعتقادات مذهبی وی نسبت به کتاب انجیل بوده است. گزارشگر می گوید؛ براساس آنچه که مسیحیان ، به نام انجیل عهد عتیق می شناسند، در بخشهایی از آن نوشته شده است که خدا و فرشتگانش چندین بار برای بازدید انسان به کره زمین آمده اند، در حین فرود، غرش مهیبی به گوش انسانها می رسید و آسمان را دود و مه پر می کرد. گزارشگر مثال دیگری میزند و می گوید؛ در کتاب “ایزیکیو”(اضحاق)، پیامبر مدعی میگردد که شاهد دیدار فرشتگانی بوده که از آسمان به زمین فرود آمدند، او توضیح می دهد که فرشتگان سوار بر ماشین پرنده ای بودند که با غرش سهمگین به زمین نشستند، به عقیده پروفسور “دنیکن”، این ماجرا نمونه بارز و دقیق دیدار فرازمینیان از کره زمین می باشد. “دنیکن”، در این رابطه می گوید خارق العاده است که “ایزیکیو”، پیامبر ، نه تنها توضیح دقیقی راجع به آنچه را که می بیند می دهد بلکه می گوید چه شخصی را می بیند. او اعتقاد دارد که خدا را دیده است.

پیامبر “ایزیکیو”، مشاهدات خود را اینگونه توضیح می دهد، وی شی پرنده ای را می بیند که در آن چهار موجود انسانگونه که هر یک دارای بال هستند و هر یک جهتی را نظاره می کنند از آسمان به زمین می آیند. در بالای سر آنان یک گوی بزرگ مدور و درخشان نیز در پرواز است و نهایتاً، حلقه ای نورانی را مشاهده می کند که در آن حلقه مدور، موجودی بسیار نورانی و کهنسال نشسته است که به تعبیر او خدا بوده است.

گزارشگر ادامه داده می گوید؛ شاید بتوان توضیح علمی نیز برای مشاهدات پیامبر “زیکیو”، قائل شد! “پروفسور لوئیس ناویا”، رئیس انستیتو علمی و تکنولوژی نیویورک می گوید؛ بطور اتفاقی در یکی از سفرهای علمی، افتخار آشنایی و سفر با پروفسور “جوزف بلومبریچ”، برایم پیش آمد، او رئیس پروژه های فضایی “ناسا”، بود و در حقیقت سفینه مارینر تحت نظارت وی به کره مریخ فرستاده شد . وی سرپرست و طراح اصلی دستگاه فرود آمدن سفینه “مارینر”، بر سطح مریخ بود. او در این رابطه به من گفت که در واقع، ایده اصلی وسایل فرود سفینه مارینر درسطح کره مریخ را، از نوشته های “ایزیکیو”، الهام گرفته است.

گزارشگر می گوید؛ شخصیت دیگری که اریک فون دنیکن، در کتاب عهد عتیق به او توجه خاص دارد”ایناک”، است، در همین رابطه “دنیکین”، می گوید؛ تنها در یک بخش بسیار کوچک از انجیل عهد عتیق از ایناک نام برده شده است اما در “تکستهای اپاکریتک”، به کتاب “ایناک” بر می خوریم که صدها صفحه راجع به تجارب و مشاهداتش توضیح داده شده است. در واقع “ایناک”، اولین شخصیت ، در دوران کهن است که جزئیات کاملی از مشاهدات خود را با دقت و جزئیات کامل توضیح داده است. ایناک در واقع پدربزرگ حضرت نوح است و در بخشی از کتابش توضیح داده است که : به مدت ۳۰۰ سال ، کره زمین را توسط خدایان ترک کردم، ابتدا توسط قدرتی به آسمان پرواز کردم و  درمکانی فرود آمدم که مرد کهنسالی، با موهای سفید و بسیار نورانی  نشسته بود، در اطراف وی مردان جوان و تنومندی دیده میشدند، مرد کهنسال (که “ایناک”، از او به نام خداوند یاد می کند) به مردان جوان که حکم خدمتکاران وی را داشتند فرمان می دهد که ابتدا به من سواد خواندن و نوشتن را یاد دهند و سپس زبان آنان را به من یاد دهند، من می بایست هر آنچه را که در این مدت یاد می گرفتم مینوشتم و با خود نزد همنوعانم  به زمین میبردم. من در مدتی که نزد خدا بسر میبردم، نام و حرفه خدمتکاران خدا را فرا گرفته بودم، بعنوان مثال دقیقاً می دانستم که چه شخصی به من ستاره شناسی را یاد می دهد و چه شخصی اخلاقیات و ….

“جورجیو تسرکالوس”، می گوید؛ زمانی که این وقایع توسط “زیکیا” نوشته می شد، در واقع قدرت نوشتن، بزرگترین حادثه ای بود که در آن زمان اتفاق افتاده بود، قدرت نوشتن برای آنان آنقدر خارق العاده بود که ابتدا هر آنچه را که دیده و تجربه کرده بودند را دقیقاً نوشته و درباره آن توضیح میدادند، کاری که بدرستی توسط “زیکیا”، انجام شده بود. شخصاً نمی توانم بفهمم که چرا مدعیان علوم مدرن نمی توانند واقعی بودن آن حوادث را درک کنند؟

ادامه دارد

پایدار باشید.

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : ۴۰۶دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان  قسمت ششم

 

با درود فراوان بخش ششم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهی شما میرسانم. و ادامه گزارش؛ تحقیقات پروفسور”اریک فون دنیکن”، نشان می دهد ، تنها کتاب انجیل نیست که در رابطه با حضور فرازمینیان در کره زمین صحبت می کند، بلکه این رابطه در تمامی مذاهب رسمی جهان از ابتدا وجود داشته است و شباهت وقایع نوشته شده درکتب مذهبی، امری خارق العاده است. “دنیکن”، در این رابطه می گوید؛ پس از تحقیق و خواندن کتب آسمانی، از خود پرسیدم؛ این همه شباهت در وقایع، مگر ممکن است؟ این خدایان همه از آسمان آمده اند، در نزد انسان زندگی می کنند، همه فرمان صادر می کنند بطوریکه انسان می بایست فرمان آنان را بدون چون وچرا، انجام دهد و همگی درنهایت کره زمین را ترک می کنند ولی قبل از آنکه بروند، وعده می دهند که در آینده ای دور به کره زمین باز خواهد گشت! ؛”مایکل کریمو”، در این باب می گوید؛ اینگونه باوردارم که مردمان باستان با سفرهای فضائی آشنایی داشته و با مسافران فضایی یا فرازمینیان ارتباط برقرار کرده بودند و برای اثبات این موضوع کافیست به متون باستان، الواح و کتیبه های کهن مراجعه کنیم . بدون شک درمیان نوشته ها، رد پای فرازمینیان را می توان براحتی پیدا کرد. گزارشگر در این رابطه می گوید؛ درمیان نوشته های “سانزکریت”، هندیان که متعلق به پنج هزار سال پیش است، مردم هند باستان، از وسیله یا ماشینی پرنده، بنام “ویمانا”، صحبت می کنند.”مایکل کریمو”، می گوید؛ در نوشته های “پاگاما”، در بخش “پرانا”، جزئیات کامل این اشیاء پرنده که “ویمانا”،  نامیده می شود نوشته شده است، بعنوان مثال نوشته شده که از نوع فلزی ساخته شده است و گاهی همزمان در دو مکان مختلف ظاهر می شوند و اغلب حرکات و مانورهای این ماشین را، به شاپرک تشبیه کرده است، به عقیده من آنچه که مردم باستان شاهد پروازش بودند مطاقبت کامل با آنچه که امروزه ما از آن “بشقاب پرنده” یا “یوفو” نام می بریم دارد.

گزارشگر می گوید؛ در نوشته های دیگر “سانزکریت”، که بنام “ماها باراتا”، “ویرا”، “رامایانا”، معروف است  به شیی پرنده ای که “ویمانا” نام می برند و ارتفاعی در حدود “۱۴۰″، فیت هم دارد و براحتی می توانیم جزئیات آن شی پرنده را با هواپیماهای امروزی مقایسه کنیم اشاره شده است. در همین نوشته ها در باب یک “ویمانا”، توضیح داده که، توانائی هدف قراردادن هر شیی را در زمین دارد، بطوریکه با فرستادن پرتو نوری از “ویمانا”، شیی مورد هدف، در آن واحد تبدیل به خاکستر می گردد، تقریبا شبیه به سلاح های  لیزری امروزی.

” دیوید چلیدرس”، در این رابطه توضیح می دهد که؛ مانند این است که کتابهای تخیلی قرن بیستم را می خوانید، نوشته شده که موجودات شبیه انسانها، هر یک در ویمانای خود نشسته اند و در فضا پرواز می کنند و در آسمان شروع به نبرد می کنند و حتی در مواقعی با شلیک آتشبارهای خود شهری را با سکنه اش نابود می کنند .”جورجیو سرکالوس”، می گوید: نکته ای که شخصا من را دیوانه می کند این است که اکثریت مردم هند، امروزه به حوادث و وقایع این متون باستانی اعتقاد کامل داشته و آن وقایع را واقعی می پندارند! “مایکل کریمو” می گوید؛ من فکر نمی کنم که این وقایع باستانی صرفا جنبه تخیلی داشته باشند زیرا آنچه که با جزئیات در این نوشته ها اشاره شده است با آنچه که امروزه مردم شاهد آن هستند و گزارش می کنند کاملا مطابقت دارد. ” جسی مارتل”، نویسنده و محقق دیگر آمریکایی در این رابطه می گوید، آیا این نوشته ها، صرفا حماسی، یا متالوژی باستانی است یا آنکه این وقایع فیزیکی بوده و به راستی درآن دوران اتفاق افتاده است و مردم آنزمان سعی کرده اند به بهترین وجه آنچه را که دیده اند توضیح دهند، به عقیده من مورد دوم با عقل بیشتر جور درمی آید. گزارشگر می گوید؛ اگر بخواهیم در رابطه با تئوری وجود فضانوردان کهن تحقیق کنیم، دو راه در پیش رو داریم. یک راه این است که به نوشته های بجا مانده که توسط محققان دولتی ترجمه شده اند بسنده کنیم و راه دوم آنکه ببینیم اصولا چه مدرک و شواهدی بطور فیزیکی از آن دوران بجا مانده است که بتوانیم تحقیقات تازه ای را آغاز کنیم! درمیان این شواهد، نقاشی غارها ، مجسمه ها و الواح بیشماری، دراقصی نقاط جهان تا به امروز پیدا شده که دریایی از اطلاعات در آنها نهفته است. در این باره ” جورج نوری “می گوید به عقیده من تصاویر غارها هریک به تنهایی نمایانگر یک واقعیت بزرگ هستند، زمانی که شما با یک تصویر در غاری در ایتالیا مواجه می شوید که در آن تصویر دو انسان را با لباس و کلاهخود فضائی نشان می دهد، غیر از آنکه دو فضانورد در ذهنتان نقش ببندد، آیا به چیز دیگری فکرمی کنید؟ مگر آنکه شما اهل انکار کردن باشید، درآن صورت با شما حرفی ندارم!

گزارشگر می گوید؛ مجسمه های بیشماری در گرداگرد جهان پیدا شده اند که بعضی از آنان، انسان را در لباس و کلاهخود مخصوص نشان می دهد، آیا براستی این مجسمه ها می توانند فضانوردانی که در دوران باستان به زمین آمده اند را نشان دهند؟ “جورجیو” در این باب می گوید؛ در هر گوشه کره زمین مجسمه، نقاشی و اسکالپچر پیدا شده که هریک به هزاره های پیشین تعلق دارد و در نظر اول انسان را به یاد یک فضانورد فرازمینی می اندازد حتی در آمریکا به  تازگی در ایالت “یوتا”، در ناحیه “سگا”، هیروگلیف هایی درغار پیدا شده است که موجوداتی عجیب را نشان می دهد که کلاهخودهای عجیب با آنتن بر سر دارند و همزمان در آنسوی کره زمین در استرالیا، در ناحیه “کیمبرلی”، دقیقا نمونه بی کم و کاست و همین هروگلیف های “یوتا”، را می توانید مشاهده کنید موجوداتی با کلاهخودهای عجیب آنتن دار و لباسهای مخصوص، به عقیده من همنوعان ما در آن دوران چگونه موجوداتی را مشاهده می کردند که شکل و شمایل آنان را مشانه هم، بر دیوارغارها نقاشی می کرده اند. این را نیز بد نیست بدانید که در قاره ای دیگر در کشور “گواتمالا”، اخیرا هیروگلیف دیگری پیدا شده که دقیقا نمونه بارز یک موجود انسانگونه با کلاهخودی کاملا شبیه به کلاهخودهای فضائی امروزی، دارای لوله هایی برای تنفس، جلیقه ای مجهز به ادوات فضائی را نشان میدهد … برای آن چه توضیحی داریم؟

ادامه دارد پایدار باشید

آرش بیک

منبع: فیس بوک سفر به ناشناخته ها

پ .ن : با تشکر از آرش عزیز که مطالب روز دنیا را برای هموطنان فارسی زبان خود ترجمه و منتشر میکنند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: