بایگانی دسته‌ها: بيگانگان فضايي در بين انسانها

به دنیا آمدن نوزاد ترکیبی انسان و بیگانه فضایی توسط زن مکزیکی

به دنیا آمدن نوزاد ترکیبی انسان و بیگانه فضایی توسط زن مکزیکی

https://i1.wp.com/paranormal-news.ru/001/4545/555/8316129740_826d367c31_bzhd.jpg

این رویداد بسیار عجیب که در مکزیک و قبل از شکل گرفتن اینترنت اتفاق می افتد. بسیار به ندرت در مجلات مربوط به یوفو در روسیه به انتشار رسیده است.

در این مورد یک روزنامه نگار مکزیکی به نام «رامیز ریس» به تلویزیون محلی گفت که این واقعه در سال 1993 اتفاق می افتد ، و در این حادثه یک دختر جوان که نام وی را ذکر نکرد و به طور مرموز باقی ماند. در یک فروشگاه مواد آرایشی کار می کرد و بوسیله خودروی شخصی خود در حال رفتن به محل کار که بین مکزیک و شهر پزو ریکا قرار داشت ،بود.

و پس از سپری کردن یک روز به شهر باستانی آزتک راند رسیده و متوجه یک شی مرموز بر آسمان می شود و از آن پس در خواب فرو می رود، بلافاصله پس از مدتی از خواب بیدار می شود و ماشین وی در جاده ای خارج از این شهر قرار گرفته بود ، بسیار وحشت زده شده و نمی تواند درک کند که چه چیزی اتفاق افتاده است ، و وقتی به ساعت نگاه می کند می بیند که عقربه های آن از حرکت باز ایستاده اند. عقربه های ساعت روی ساعت3 قرار گرفته بود و در طول این زمان وی نزدیک به 300 کیلومتر را سپری نموده است و در این مدت هیچ چیزی را به یاد نمی آورد که چگونه این مسیر را گذارنده است.

اما این تنها پایان ماجرا نیست ، پس از سپری شدن چند هفته، در وی احساس تهوع و خستگی پدیدار می شود ، و در این حال به نزد پزشکی برای معالجه می رود و پزشک مربوطه می گوید که حامله است ، ولی او دختر باکره ای بود که حتی یک دوست پسر هم نداشت.

هفت ماه بعد قبل از موعد به دنیا امدن طبیعی نوزاد در یک کلینیک ، یک موجود بسیار عجیب به دنیا می آید و لویس ریس تصویر خود را در تلویزیون نشان می دهد، این  نوزاد شبیه به یک قورباغه بوده و پوست آن شبیه به خزندگان است ، او چشم بزرگی داشته و  انگشتانش  داری پر است. کارکنان و پرستاران موجود در درمانگاه وحشت زده شده و اذعان داشتند که چیزی شبیه به این رویداد را ندیده اند.

این نوزاد مدت سه هفته را در دستگاه مخصوص سپری کرد. و در این حال گزارشاتی از پزشکان مربوطه منتشر می شود که این نوزاد دارای هیچ ساختار انسانی در خود نیست و همچنین به نظر می رسد شبیه به ساختار گیاهان می باشد که در آن حتی نمونه ای از برگ و ماهیت های گیاهی هم دیده می شود ، او نمی تواند در زیر روشنای نور دوام بیاورد و یکسری خطوط خاص در امتداد ستون فقرات او امتداد یافته اند.

با قضاوت و نتیجه گیری بروی تصویر ریس که توسط کانال یوفولوژی به نمایش گذاشته شد به اثبات رسید که این دختر توسط بیگانگان ربوده شده و این نوزاد انسان و خزنده ای شکل حاصل لقاح غیر زمین است.

مطابق با اطلاعاتی که از ریس در دست است، این مادر تصمیم می گیرد که نوزاد عجیبش را به تنهائی پرورش دهدو این نوزاد با موفقیت رشد کرد و بزرگ شد و پس از آنکه بیشتر شبیه انسان باشد شبیه به خزندگان بود.

منبع: http://paranormal-news.ru/news/v_1993_godu_meksikanka_rodila_rebenka_gibrida/2013-08-26-7563

با تشکر فراوان از  محمد عزیز برای ترجمه و  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

Advertisements

بیگانه انسان نمایی که در شیلی شکار دوربین استوین گریر شده است.

Sirius فیلمی از Steven Greer ادعا میکند که میتواند پرده از راز موجود فرازمینی بسیار کوچکی که در شیلی یافت شده است رو بردارد. بر اساس شواهد مستند، چندین سال پیش یک موجود بیگانه بسیار کوچک، در حوالی بیابان آراکامای شیلی یافت شد. وقتی میگوییم کوچک، در مورد ۶ اینچ از سر تا پا که کل قامت این موجود فرازمینی است صحبت می‌کنیم.

r-ATACAMAHUMANOID-large570
این تصویر ممکن است شما رو به اشتباه بیندازد، اما عکس بعدی کاملاً مشخص است که طول قامت آن فقط ۶ اینچ است.
در فیلمی به نام Sirius، فناوری انرژی‌های جایگزینی که موجودات فضایی توسط آن تونستند از سیاره خودشون به زمین سفر کنند و این فاصله رو به راحتی طی کنند مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
اگر همچنین چیزی درست باشد، حتماً این سؤال قدیمی که انسان‌ها در جهان تنها بوده‌اند یا نه پاسخ داده میشود.
اهمیت این فیلم در Steven Greer پزشک سابق اورژانس است نهفته است. او فعالانه به دنبال راهی بوده که دولت امریکا را وادار به افشای اطلاعات درباره واقعیت موجودات فضایی کند. اطلاعاتی که همواره مقامات تاکید کرده‌اند که اصلاً وجود ندارد.

atacamahumanoidtiny
در فیلم sirius مستندی در مورد DNA موجودات فضایی نشان داده می شود  که بسیار شبیه به DNA انسان است اما سکانس (طبقه بندی) DNA آن‌ها کاملاً نا شناخته است.
عکس‌برداری اشعه ایکس از این موجود ریز همچنین از ساختار درونی بدن او پرده برمی‌دارد.
این فیلم آخرین تلاش‌های Greer برای پرده برداشتن از این راز احتمالی از بازدیدکنندگان از سیاره ماست.
در سال ۱۹۹۳، Greer با افشاگری‌اش، دولت را تحت فشار گذاشت تا اطلاعاتی که در مورد موجودات فرازمینی و بشقاب پرنده‌ها و همچنین اطلاعاتی را که در مورد انرژی فوق پیشرفته و متد شتاب گیری بشقاب پرنده‌ها دارند را علنی کنند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2013/04/chilealienaliensetufoufossightingsightingstopsecretchinarussiahackersblackhatphilplaitbadastronomerstevengreersiriusdnabiology2013april.jpg
Greer افزود: آنچه مردم نیاز دارند بفهمند پنهان‌کاری دولت در مورد تکنولوژی بشقاب پرنده‌ها و موجودات فرازمینی باهوش است، چون مقامات چنان منفعت مالی از آن می‌برند که حاضر نیستند ما از حقیقت آن با خبر بشویم.
Greer همچنین ادعا کرد که در این ۱۰۰ سال اخیر علوم پیشرفته و تکنولوژی شناخته شده و میتونه مورد استفاده همه مردم دنیا قرار بگیرد.


این بزرگ‌ترین داستانی است که هرگز گفته نشده. وقتی مردم بفهمند که پروژه های طبقه بندی شده است ، فهمیدند که بشقاب پرنده‌ها چطور عمل می‌کنند، تشخیص خواهند داد که ما دیگر نیازی به نفت، زغال سنگ و انرژی هسته ای نداریم، این حقیقتی است که مثل یک راز باقیمانده است .

منابع:

http://www.huffingtonpost.com/2013/04/07/tiny-alien-humanoid-among_n_3017854.html

http://www.ufosightingsdaily.com/2013/04/sirius-steven-greers-film-claims-to.html

پ . ن : با تشکر فراوان از سهای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

ژن ماورائی,Meta Gene

ژن ماورائی,Meta Gene

پس از سالها تحقیق و سفرهای بعد astral و ملاقات با موجودیتهای مثبت و منفی زیاد و آموزه هایم از موجودیتهای مثبت, پاسخ برخی از سوالاتی را که در اذهان خیلیها از جمله خودم بوده یافته ام.

در گذشته, سیاره ای در منظومه شمسی ما(که در لبه بیرونی کهکشان راه شیری قرار دارد) وجود داشت که در حقیقت جزء مایملک نژاد موجودات فضائی رپتایلها(خزندگان: Reptoids) بود. دو گونه از انواع گونه های نژاد موجودات فضائی خاکستریها(Grays) نیز پایگاههایشان را روی این سیاره داشتند اما آنها در موقعیت درجه دومی نسبت به رپتایلها برخوردار بودند. رپتایلها مسئول همه چیز بودند و خاکستریها همیشه فرامین آنها را اطاعت میکردند. بنا بر اطلاعاتم, حتی امروزه چیز زیادی تغییر نکرده است – رپتایلها هنوز بیشتر کسانیند که نمایش را جلو میبرند و برخی گونه های خاکستریها نیز هنوز دارند برنامه های دستکاری ژنتیکی و سایر کارهای کثیف دیگر را برای رپتایلها انجام میدهند. با این وجود, هزاران سال قبل, یک جنگ ویرانگر عظیم در این بخش از کهکشان ما رخ داد. یک تمدن فوق العاده  پیشرفته که زمانی در سیاره مریخ میزیست یک جنگ تهاجمی عظیمی را شروع کرد و موفق شد تا کاملا آن سیاره مجموعه رپتایلها و خاکستریها را محو کند.

 

در واقع امروزه آن کمربند خرده سیاره در واقع تمام چیزیست که از آن سیاره که زمانی بدور خورشیدمان بین  سیارات مریخ(Mars) و مشتری(Jupiter) میچرخید باقیمانده است. متاسفانه, در پایان آن جنگ, تمام سیاره مریخ در روی سطحش منهدم شد و دیگر برای زندگی نامساعد شد. بیشتر نجات یافتگان تمدن آنها به اعماق فضا رفتند برای یافتن خانه ای جدید. با این وجود, بخش کوچکی از آنها به سیاره زمین آمدند تا با نیروهای لمورینها(Lemurians) متحد شوند در برابر اتحاد متجاوزگری که بیشتر از رپتایلها و خاکستریها و آتلانتیسیها شامل میشد. خیلی از آنها در آن ویرانیهای عظیم مردند, برخی منظومه شمسی مان را برای همیشه ترک کردند و برخی از آنها نیز به اعماق زمین با نجات یافتگان لمورینها عقب نشینی کردند. امروزه, برخی از آنها هنوز در مرکز پادشاهی زمین – شامبالا(Shambala) زندگی میکنند.

اما این برنامه دستکاری ژنتیکی و پایگاههای زیرزمینی در نواحی آمریکای شمالی و جنوبی متعلق به رپتایلها و خاکستریها و این آدم ربائیهای انسانها برای چیست؟ برای یافتن و استخراج و توسعه و تکثیر ژن بسیار کم یابی در DNA موجودیتهای کیهانی(باور کنید یا نه, نژاد انسانها یکی از گونه های نادر کیهان دارای این ژن است, البته یک نفر در شاید 50 هزار نفر) بنام ژن ماورائی(Meta Gene) و ترکیب آن با سیستم ژنتیکی خودشان و خلق موجودی دورگه(Hybrid) با خصایص برتر رپتایلها و خاکستریها. (تا به انتهای مقاله همراه باشید.)

اما خوشبختانه چیزیکه مهم است که بدانید اینست که این ژن ماورائی با زور و تکنولوژی بطور 100% فعال نخواهد شد بلکه به محیط خاص احتیاج دارد تا بطور طبیعی خودش را فعال کند, زمان میبرد تا توسعه یابد و حتی زمان خیلی طولانیتری میبرد تا کاملا در DNA فعال شود. این آن دلیلی است که موجودیتهای منفی حاضر در بعد astral آن موجودیتهای انسان بطور کاملا آگاه در بعد Astral در حال گشت و گذار و تحقیق(از جمله خودم( را مورد ربایش قرار نمیدهند و حتی در مواردی به آنها کمک میکنند تا سریعتر از نظر هوش و درک کیهانی بیدار شوند و مهارتهای بعد astralشان را هرچه سریعتر کشف کرده و ارتقا دهند. اما این بدین معنی نیست که بخواهید با حتی یکی از این موجودیتها دست دوستی بدهید.

اما چه چیزی درباره این ژن ماورائی(Meta Gene) خاص است؟

این ژن ماورائی نوعی از انباشتگر طبیعی هر چیزیست که میتواند در حوزه فوق الطبیعه قرار گیرد. قصد اصلی اش انباشتن انرژی طبیعی است که آزادانه در کیهان جریان دارد. اگر موجودیتی مقدار ناچیزی از ژن ماورائی را در DNA خودش دارا باشد حتما قادر به تله پاتی(telepathy), عملیات فراروانی(psychokinesis), پروژه بعد astrral , شنوایی مافوق(super hearing), توانائی درمان کردن با انرژی بیولوژیک و خیلی چیزهای بیشتر است. آنها حداقل تاثیرات چیزی هستند که ژن ماورائی قادر به انجامش است, و تاثیرات قویترش خیلی فراتر از موانع فراروانشناسی علم امروزی میباشد. فقط دارم درباره شناور شدن فیزیکی در هوا صحبت نمیکنم, یا مادی سازی در حس که Sai Baba با موفقیت نشان میدهد, یا دستکاری کردن با حوزه های مغناطیسی و غیره. دارم درباره تله پورتیشن فیزیکی, پرواز فیزیکی, بازکردن یک سوراخ بین ابعادی در فضا و زمان, تله پورتیشن تمام کشتی فضایی و یا اشیاء بزرگتر به یک چهارم ربع دایره فاصله فضا و خیلی بیشتر صحبت میکنم. دارم درباره قدرت روانی واقعی حرف میزنم که خیلی فراتر از محدوده های میانگین درک بشر هستند.

http://www.youtube.com/watch?v=E2zI36jf8CQ

با استفاده از ژن ماورائی, یک فرد بخوبی تعلیم دیده در علم مخصوص انرژی فراروانی میتواند واقعیت بعد فیزیکی و astral را تغییر دهد. امروزه در سیاره زمین, این امتیاز برای فقط عده محدودی است که در شامبالا زندگی میکنند. یکی از آنها پادشاه جهان همچنین معروف به Sanat Kumara است.

رپتایلها و خاکستریها نمیتوانند به قلمروی آگارتا(Agharta) بدون نابودی تمام سیاره زمین برسند. این دلیلی است که چرا آنها سعی میکنند که به همان نتایج مشابه با مردم ساکن سطح سیاره زمین برسند, صحبت از آنچه که باید بگویم که خاکستریها(Grays) برنامه های مداوم ژنتیکی برای مدت زمان خیلی طولانی داشته اند. میتوانید متصور شوید که چقدر رازآلود و بدقت آنها این برنامه ژنتیکی را برای هزاران سال اجرا کرده اند؟

امروزه, این به نوعی راز عمومی شده است, تقریبا هر فردی کم و بیش درباره اش میداند , اما هنوز هیچکس یا حداقل تنها عده ای دارند سعی میکنند تا کاری انجام دهند تا حقیقت را بیرون بیاورند. سرانجام, اگر ما درباره خودمان اهمیت نمیدهیم, نباید برای فرزندانمان اهمیت قائل شویم؟ نمیخواهم که بی ادب شوم, اما بیدار شوید مردم! منتظر چه هستید؟

دولت در سایه یک سازمان جهانی فوق سری است که برنامه مبادله تکنولوژی فضائی را درعوض سرپوش گذاری به عمده حضور فضائیها اینجا روی سیاره زمین و فعل و انفعال آنها با انسانها را میداند و رهبری میکند. سازمانهای دولت آمریکا برای مدتی طولانی ادعا میکردند که ناحیه 51(Area 51) و Dulce در نیومکزیکو وجود ندارند, اما تصاویر ماهواره ای و خیلی اثباتهای دیگر چیز دیگری را نشان میدهند. فکر میکنید آنجا چی نگهداری میکنند – سگ و گربه؟

متاسفانه ناحیه 51 و Dulce تنها 2 تا از پایگاههای زیرزمینی زیادی هستند که وجود دارند که در آنها فعالیت فضائی همچنان جریان دارد. بدین گونه, جدای از این حقیقت که فضائیهای منفی یک پایگاه عظیم در قسمت تاریک ماه(Dark Side of the Moon) دارند که رادارهای و سایر لوازم الکترونیکی تقریبا هر روز آنها را میگیرند, برخی از حکومتهای رهبر در این جهان هنوز دارند این شواهد را از مردم مخفی میکنند. خیلی روشن است که برخی از ماها میدانیم که چه دارد رخ میدهد, اما آنها هنوز بخوبی بر آن سرپوش میگذارند با تلاشهای قوی به بی اعتبار کردن تمام گزارشاتی که به UFOها یا فعالیت فضائیها در سیاره زمین مرتبط است.

با این وجود, هدف اصلی از برنامه ژنتیکی که فضائیهای منفی با انسانهایی که روی سطح زمین زندگی میکنند تکثیر تاثیر یا حتی نزدیک شدن به کارکرد کامل ژن ماورائی است. اگر این آن دلیل نبود آنها خیلی وقتها پیش حضور ما را از سطح این سیاره پاک میکردند.

بدین گونه, این آنچه که من دردسر دوطرفه مینامم, ریشه هایی در این حقیقت ساده دارد که گونه های زیادی در کیهان وجود ندارند که قادر به تولید قدرت نامحدود فراروانی بطور طبیعی یا بعبارت دیگر با استفاده ساده از یک فکر متمرکز منفرد باشند.

خوشبختانه یا بدبختانه, انسانها یکی از گونه های نادر در کیهان هستند که بالقوه دارای نعمت داشتن ژن ماورائی هستند. شاید این شما را دچار شک کند, اما Grays نیز دارای ژن ماورائی هستند با یک تفاوت اساسی: مال آنها در حالت تحلیل رفتگی است, که در آنها سبب نابهنجاریهای زیادی بواسطه استفاده از قدرتهای روانی میشود. این نابهنجاری در ژن شان مسئول در قدرتهای ذهنی شان درنتیجه تمام انواع برنامه های ژنتیکی می آید که آنها روی خودشان اجرا کردند تا سعی کنند نژاد خودشان را از در معرض نهادن مکرر به تشعشع در طی جنگهای بیشمار کیهانی که در آنها شرکت کرده اند نجات دهند. با این وجود آنها همچنین سعی دارند تا آنرا با پیوند زدن با انسانهای مونث و خلق یک نژاد دورگه(hybrid) با خصوصیات اصلی Grays درست کنند. پیوند زدن دلیل اصلی ربایش فیزیکی انسانهای مونث معمولا بین سنین 14-35 است.

ماده ژنتیکی انسان در آن مورد مخصوص میتواند بعنوان یک مکمل به بخشی از DNA خاکستریها که در حالت از هم پاشیدگی است خدمت کند. تا انجاییکه میدانم, آنها قبلا موفق شده اند تا تعداد زیادی از این دورگه ها را خلق کنند, اما تاثیرش آنچنان نیست که آنها میخواستند آنطور باشد. DNA انسان و DNA خاکستریها اندکی با یکدیگر سازگارند و ژن ماورائی تنها حدود 10% از قدرت واقعی اش را تولید میکند.

 

وقتیکه آنها یک انسان مونث را به هدف پیوند زدن می ربایند, حاملگی را با استخراج ماده ژنتیکی خودشان و مورد ربایش شده سبب میشوند. سپس آنها تمام یادآوریهای هوشیاری از آن اتفاق را از حافظه مورد ربایش شده پاک میکنند و مورد ربایش شده بزودی تشخیص خواهد داد که حامله است بدون آنکه هیچ سرنخی بیابد که چگونه این رخ داده است. پس از دوره زمانی تقریبا 2 ماه, آنها دوباره همان مورد ربایش شده را میربایند و جنین را از بدنش در می آورند, سپس آن جنین را در خمره هایی با مایع مخصوص میگذارند و رشد آتی آن موجود دورگه را نظارت میکنند. وقتیکه آن مورد ربایش شده صبح بعد از خواب بیدار میشود تشخیص خواهد داد که یک سقط جنین داشته است و حاملگی پایان یافته است. بطور معمول, مثل بار اول, Grayها هیچ یادآوری آگاهی از ارتباطشان برجای نخواهند گذاشت.

http://www.youtube.com/watch?v=yRPV-NlNUdU

آنچه که آنها با نژاد انسان انجام میدهند یک تراژدی واقعی است, و چیزیکه حتی بدتر است اینکه آنها بمدت زمان خیلی طولانی مشغول انجام دادنش بوده اند. تا آنجائیکه ژن ماورائی اهمیت دارد, تمام آنچه میدانیم این است که Grayها برنامه متفاوتی برایش دارند. بیشترین اهمیت برای انسانها این است که ژن ماورائی در حدود یک در 50 هزار مردم میتواند یافت شود. با این وجود, در هر یک از این افراد, ژن ماورائی در فاز متفاوتی از توسعه است و قدرت حداکثری اش متغیر است.

بهرحال, آنها درباره تمام انسانهایی که دارای ژن ماورائی هستند میدانند زیراکه آنها بشریت را از زمان سیل سراسری عظیم سیاره زمین در حال نظارت کردن بوده اند, میتوانید تصورش را کنید؟

در بیشتر موارد, برنامه ژنتیکی شان برای یک مورد انسان برای حدود هزاران سال طول میکشد و آنها او را از یک حلول(incarnation) به حلول دیگر ردیابی میکنند و اجازه نمیدهند که او این منظومه شمسی را ترک کند.

در خاموشی, آنها ابتدا اجازه میدهند تا آن مورد به حداکثر سطح توسعه اش برسد و سپس آنها آن مورد را میربایند و آن ژن ماورائی را از DNA آن مورد استخراج میکنند.

با تمام اطلاعاتی که من دارم, Grayها هیچ استفاده ای از ژن ماورائی که در حالت راکد باشد ندارند اما فقط وقتیکه ژن ماورائی تا به سطح معینی توسعه یافته است. بالاخره, آنها آن ژن ماورائی توسعه یافته را که بدست آورده باشند از طریق پوستشان جذب خواهند کرد زمانیکه در خمره های مهم انباشته با پلاسمای انسان شنا میکنند.

حقیقتی که آنها اینجا روی سیاره زمین برای مدت زمان خیلی طولانی حضور داشته اند به یک سوال منطقی ختم میشود – توسعه برنامه ژنتیکی شان اکنون در چه سطحی است؟ پاسخش برای من ناشناخته است. به عقیده من حتی M12 که روسای دولت در سایه فوق سری در رابطه با UFOها و پروژه های فوق سری فضائی هستند درباره تازه ترین پیشرفت های برنامه ژنتیکی فضائیها چیزی نمیدانند. با این وجود, آنها در امضاء کردن اتحاد با این فضائیهای منفی اشتباه کرده اند, که نتایجش با رنج عظیمی است که اکنون نژاد انسان دارد متحمل میشود.

اگر ما مشکل ظاهر شدن UFOها در آسمان بالای سرمان را آنالیز کنیم, میتوانیم نتیجه گیری کنیم که فضائیها خیلی هم سری عمل نمیکنند. برنامه های سری برای سرپوش گذاردن بر آنها کارشان را انجام میدهند. سازمانهای فوق سری که توسط M12 هدایت میشوند خیلی قدرتمند هستند و میانگین انسانها حتی نمیتوانند وجودشان را بهیچ وجه بیابند. برای شاید حدود 85% جمعیت انسانها, پدیده UFO فقط یک افسانه است و من آنها را بخاطرش سرزنش نمیکنم.

پروژه های فوق سری سرپوش گذاردن بر این چیزها کاملا عملکردی هستند و کمال سرپوش گذاری بر اطلاعات یا تحریف کردن حقیقت را از عموم مردم درباره UFO و فضائیها انجام داده اند. آیا M12 اشتباهات مصیبت آمیز که قابل درست کردن نباشد انجام داده است؟ به عقیده من, بله و خیر.

وقتیکه آنها تشخیص دادند که تکنولوژی ای که آن فضائیها به آنها داده بودند بیشتر برای استفاده در سیستم های ارتباطات از راه دور یا تکنولوژی وسیله های حمل و نقل پروازی بود (که آنها بیشترشان را در ناحیه 51 برای تماما یک مدت زمانی در حال آزمایش کردنش بوده اند), برایشان آشکار شد که چیزها برای انسانها دارد خوب پیش نمیرود. شاید احتمالا اکنون خیلی دیر باشد و فقط یک مداخله بیرونی بتواند آن فضائیهای منفی را متوقف کند و آنها را از این منظومه شمسی به بیرون بریزد.

با اینحال, معتقدم شاید هنوز برای بشریت دیر نباشد و شاید هنوز امیدی هست اگرکه آن «اجتماع عظیم» واقعا رخ دهد آنچنانکه پیش بینی شامبالا(Shambala) میگوید. پیشگویی میگوید که در 2012 اجتماع بین نیروهای Sirius , Orska , Shambala و برخی دیگر از نیروهای مثبت دیگر رخ خواهد داد و جنگ نهایی در این کهکشان رخ خواهد داد. اگر آن اتفاق افتد, اتحاد منفی رپتایلها و Grayها از این بخش از کیهان برای یک مدت زمان خیلی طولانی به دور ریخته خواهد شد.

متاسفانه, رپتایلها و Grayها از این امکان آگاه هستند و حتما هرکاری که لازم باشد انجام خواهند داد تا مانع چنان پیوستگی نیروهای مثبت شوند. آنها همچنین نیروهایشان را با فضائیهای خائن از اعماق فضا افزایش خواهند داد, که به آنها کمک خواهد کرد تا به حمله متحدین مثبت فائق آیند.

استبداد نیروهای فضائی منفی روزی پایان خواهد یافت. بنابراین, باید خودمان را در مسیر صلح و آشتی(و نه جنگ و دشمنی) اصلاح کنیم و به امید پیروزی متحدین و نیروهای مثبت برای پایان 2012 و پس از آن بایستیم.

منبع: کتاب «قدرتهای شگفت آور در انسانها» از پان اندو

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

خزنده نماها ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده

خزنده نماها  ، شیاطین و انسانهای تسخیر شده
برگرفته از سایت“ Humans Are Free “    
      فیلمهای زیادی در یوتیوب وجود دارند که مردمی با » چشمهای خطی » خزندگان  را نشان میدهند و من  سردرگمی زیادی در رابطه با این موضوع دیده ام . بیشتر مردم نمیدانند دراین مورد چه نظری داشته باشند ؟
    آیا اینها واقعاً از نژاد خزندگان هستند که » ایکه »  و دیگران در مورد آنها صحبت کرده اند ؟
    آیا آنها به وسیله خزنده نماها تسخیر شده اند ؟
    آیا آنها به وسیله موجوداتی شیطانی از ابعاد دیگر تسخیر شده اند ؟
    من هر دو نگرش را در دو سال گذشته مطالعه کرده ام و این نظریه و برداشت من است :
    بدن انسان = یک حامل برای رمز گشایی این واقعیت
   بدن انسان حامل هر دو کالبد فیزیکی و انرژی است . کالبد فیزیکی قابل دیدن و تعامل داشتن است ولی تقریباً همیشه کالبد انرژی را از یاد میبریم چون نمیتوانیم آنرا ببینیم و درک کنیم .
    سومین کالبد ، کالبد روحی یا » راهبر » اصلی ما  است که قادر به اینجا ارتباط با گوشت و استخوانی است که ما آنرا » بدن » مینامیم .  روح از طریق چاکرای تاجی به وسیله یک پوشش محافظ حباب مانند وارد بدن میشود  و از طریق گسترانیدن تارهای نازکی با تمام بدن ارتباط برقرار کرده و تمام چاکراها را فعال میکند .  تماشای بافتهای عصبی یا آوندی تصویر قابل درک تری به شما ارائه می دهد .
    کالبدهای انرژی و فیزیکی با هم در تعامل کامل هستند و یکی بدون دیگری نمیتواند وجود داشته باشد لااقل در این دنیا و بعد ما .
نقشهای کالبد انرژی بسیار بیش از آن هستند که اینجا از آن صحبت کنیم و هفت » چرخنده » اصلی دارد که به آن نام چاکرا داده ایم .
    این چاکراهای چرخنده در یک بدن سالم بسیار سریع چرخیده و میدانی از انرژی به دور کالبد فیزیکی به وجود می آورند  . هر میدان انرژی عامل بسیار حیاتی برای بقای کالبد فیزیکی و تکامل و تحول کالبد روحی است .

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/rr.gif?w=266

چرا ما به جسم احتیاج داریم؟
    پاسخ ساده است ، چون چهار بعد اصلی ( بعد چهارم زمان است ) را فقط با بدن فیزیکی تجربه میکنیم .
    برای درک بیشتر مطلب به گفته انیشتین دقت کنید :
   همه چیز » انرژی » است   
     یا
    همه اشتباه میکردیم . آنچه ما » ماده » نامیدیم انرژی بوده است  که ارتعاشات آن تا جایی که برای احساس ما قابل درک باشد ، پایین آمده است .
     بنابراین ، اینجا یک دنیای چهار بعدی با فرکانس پایین است که تنها به وسیله  » حامل » های چهار بعدی ما یا کالبد فیزیکی قابل تجربه و درک است .
    هرچه » ابعاد » بالاتر میروند ، کالبد سبک تر میشود تا جایی که دیگر نیازی به بدن نیست .
    اما اینجا نکته ای وجود دارد : بدن های چهار بعدی ما فقط میتوانند همین دنیا را احساس و رمز گشایی کنند . در حالی که دنیاهای موازی کثیری وجود دارند که ما قادر به رمز گشایی آنها نیستیم  و گر نه میتوانستیم  بینهایت شکل و رنگ و هستی  جدید  ببینیم  که تصور آنهم تازگی دارد .
   کهکشان ما مثل  برنامه ای  در یک  » PC »  بسیار بزرگ  است  و ما درست مانند یک مخلوق کوچک در بازی “ Sims “  محصور در یک برنامه عظیم و ارائه شده  به وسیله یکی از  بیلیونها    “ Server “  در این جهان بی نهایت هستیم  .
    اگر چه که دنیای ما عظیم است ولی شما قبل از ادامه کار باید این ویدئوی کوتاه را ببینید .
در بارۀ تسخیر
     ناتوانی در احساس و دیدن ابعاد دیگر ، دلیلی برای عدم وجود آنها نیست . مثلاً اگر ما در حال استفاده از ایستگاه اول رادیو هستیم  دلیل نمیشود که ایستگاه دوم و سوم و چهارم وجود ندارند و به محض گرفتن ایستگاه دوم میتوانیم از برنامه های آن استفاده کنیم ، به اضافه  کانالهای تلویزیون و …. دنیاهای موازی و ابعاد دیگر .
     هستی های مستقر در دنیاهایی با ابعاد کم   ، دارای فرکانس پایین هستند :
     فرکانس پایین = ابعاد کم  / فرکانس بالا = ابعاد بیشتر
    هستی های با فرکانس پایین از طرف ما : جن یا اهریمن یا ارواح شیطانی نامیده شده اند .
     فرکانس پایین = ماهیت منفی / هرچه فرکانس بالاتر = ماهیت مثبت تر
    حالا داستان بهشت و جهنم معنا پیدا میکند . نه ؟
     جهنم : جایی خیلی پایین در عمق زمین ، که تاریکی ، زجر و …. در آن مستقر است . منزل شیاطین و شیطانک ها
     بهشت : جایی خیلی بالا در آسما ن ، که نور ، رحمت و … در آن استقرار دارد . منزل قدیسین و راهنمایان روحی
     حالا برگردیم به مخلوقات فرکانس پایین :
    چون این موجودات بسیار منفی هستند از تغذیه با احساسات منفی لذت میبرند یعنی احساسات با فرکانس پایین .
     فقط به کسانی فکر کنید که تمایل شدیدی به » کشتن » دارند . آنها میدانند که این یک احساس منفی است ولی نمی توانند بدون آن زندگی کنند . آنها گاهی حتی به اجساد مقتول هم تعرض میکنند چون این تنها راهی است که  راضی می شوند  و هر چه ماجرا منفی تر باشد احساس بهتری دارند . 
    این هستی ها چطور خلق میشوند ؟ به وسیله چه کسی ؟ چرا عقیده دارم که داستان دیگری هم هست و چرا من هنوز به نتیجه ای نهایی از آن نرسیده ام ؟ ولی خیال دارم یک تئوری جالب را با شما در میان بگذارم :
    چون خود ما خلق کننده هستیم  و میتوانیم موجوداتی در هر دوحالت بسیار منفی و بسیار مثبت خلق کنیم .
   هستی هایی  که مداوماً بوسیله احساسات منفی تغذیه میشوند قادر هستند که با  بخشهایی از آن احساسات ،  شیطانک هایی در فرکانسهای پایین خلق کنند . اگر خالق بتواند بر مخلوق پیروز شود به هستی میرسد ولی اگر مخلوق برتر باشد پیوسته قوی و قوی تر میشود تا جایی که میتواند بر خالق خود اثر بگذارد .
    من نمیتوانم بگویم که این حتماً درست و واقعی است ولی جالب به نظر آمده و وقتی فکر میکنید زیاد هم تخیلی نیست .
    ما » خالق » هستیم چون میتوانیم  افکار مان را به مرحله اجرای فیزیکی برسانیم .
تکامل در همه انواع
   قبل از بحث در باره نوع خزندگان میخواهم شما را با تکامل و چگونگی آن آشنا کنم .
   هر » نوع » روی زمین گسترش پیدا کرده است . تکامل میتواند بیولوژیکی با تأثیر روی ارگانیسم موجودات باشد یا تکامل قوه هوشمندی که منتج به  چگونگی تفکر یا عکس العمل های یک » نوع » می شود .
   اولی روی کالبد فیزیکی یا ساختمان دی ان آ ذخیره میشود . این کار هوشمندانه نیست چون کالبد فیزیکی به طور خودکار متحول میشود . اطلاعاتی از قبیل محیط ، جمعیت ، خطرات ، تغذیه و غیره در دی ان آ ذخیره شده و به نسلهای بعدی منتقل میشوند .این روند بسیار کند بوده و تغییرات اساسی بعد از هزاران یا میلیونها نسل نمود پیدا میکنند .
   از سوی دیگر تکامل قوه هوشمندی بسیار سریع عمل کرده و نتایج آن به سرعت قابل دستیابی خواهند بود . برای مثال اگر همه افراد بشر روی هدف واحدی تمرکز کنند  شاید حتی » یک شبه » به آن دست پیدا کنند .
    هرفرد از هر گونه با یک حجم اطلاعاتی در ارتباط است که درست مثل یک تراشۀ الکترونیکی عمل میکند . هر   “Chip “ با یک “ Server “   در ارتباط است که به طور اختصاصی برای آن فعالیت میکند . وقتی تعداد زیادی از یک » نوع » نکتۀ مفیدی  را در رابطه با  تکاملشان فرا میگیرند در “ Server “ آنها ذخیره شده و برای ارتقاء برنامۀ همه افراد آن نوع  مورد استفاده قرار میگیرد . به عنوان یک مثال مشخص لطفاً  به  تجربۀ “’Hundredth Monkey Effect “   و مشابهات آن حتی در انسانها توجه کنید .
   بعد از میلیونها سال یا بیشتر یک » نوع » به مرحله ای از تکامل میرسد که میتواند  میزبان یک » روح » باشد  . یعنی آن حجم اطلاعاتی یا » تراشه » میتواند با یک میزبان واقعی یا روح تعویض شود که میخواهد تعالیم اختصاصی آن » نوع » را تجربه کند . این دقیقاً چیزی است که برای نوع بشر و انواع ماوراء خاکی اتفاق افتاده است . ما ……رشد کردیم . تنها تفاوت ما با انواع ماورائی در این است که ما دیگر نمیدانیم » چه » هستیم . ارتباط ما با “ Server “   اصلی قطع شده است .
     پیشینیان ما خیلی بیشتر از ما در باره زندگی ، مرگ و تناسخ آگاه بودند . در حالی که  ما خودمان را فقط به عنوان » بدن  و حامل » میشناسیم .
    یک خودروی پیشرفته را مجسم کنید که میتوانید با آن ارتباط فکری داشته باشید و با آن کاملاً یکی شوید . ولی بعد از مدتی فراموش میکنید که شما راننده هستید نه خود اتومبیل !
    این مشکلی است که ما داریم . ما در حاصل عملکرد منفی خودمان محصور شده ایم بدون اینکه بدانیم میتوانیم به مسیر حقیقی  برگردیم .
خزنده نماها
     خزنده نماها  موجوداتی از گوشت و استخوان هستند با طبیعتی بسیار منفی . آنها هرگز نمیتوانند احساسات مثبت بروز دهند . بنابراین هرگز نمیتوانند میزبان روح یا » راننده واقعی » باشند .
   ولی آنها حیوانات خزنده عادی نیستند . آنها تکامل زیادی داشته اند با آگاهی از اینکه چه هستند و در چه موقعیتی قرار دارند . همه چیز را در باره » راه حقیقی » میدانند ولی نمیتوانند آنرا فاش کنند . آنها کاملاً با نحوه بقاء کنار آمده اند ولی به دلیل طبیعتشان قادر به ابراز احساسات مثبت نیستند .
   ولی نه تنها آنها از بروز احساس مثبت عاجز هستند بلکه کالبد انرژی آنها برای کارآیی و  بقاء به انرژی منفی نیاز دارد .
    آنها بیلیونها سال عمر دارند و دانش خود را در همه زمینه ها گسترش داده اند . اما جنبه جالب ماجرا برای ما این است که آنها میتوانند در ابعاد متفاوت جا به جا شوند  . بنابراین  به سادگی با انتقال  به ابعاد دیگر که برای ما غیر ممکن است در دید ما مرئی می شوند .
    خزنده نماها برای اینکه بتوانند در این دنیا متجلی باشند باید یک کالبد انسانی را در ابعاد دیگر تسخیر کنند . آنها به سادگی به دو چاکرای پایین فرد  » وصل » میشوند و کنترل احساسات و عکس العمل های فرد را به دست میگیرند و جنبه منفی خود را تغذیه میکنند .
   به همین دلیل است که آنها افراد مهم در هر زمینه یعنی رهبران  را هدف قرار میدهند .
     برای بهترین حالت تسخیر آنها نیاز به » حاملی »  شبیه به خودشان دارند . برای همین در گذشته  ، دورگه هایی با دی ان آ مشابه خودشان خلق کرده و آنها را در طبقات بالا و اصلی جامعه مثل رهبران یا روحانیان قرار داده اند . آنها خانواده های سلطنتی هستند که در سراسر کره خاکی وجود دارند و” Blue Blood “  هم نامیده میشوند .
     جوامع پنهان  همانطور که از اسمشان برمی آید جامعه ای نادیدنی بدون اجتماع اصلی و قابل دیدن هستند . این جوامع » در سایه » دقیقاً میدانند  » چه و که » هستند  : پیشینیان دو رگه ای از خزنده نماها و میزبانانشان .
     برای نگهداری دی ان آ وارثان خزندگان آنها دائماً به اصلاح نژاد متوسل میشوند ، یعنی ازدواج با بستگان نزدیک . با این روش خون خود را خالص نگه داشته و روند تسخیر را راحت تر انجام میدهند و کنترل بهتری روی تسخیر شده دارند . خزنده نماها جوایزی مادی برای دو رگه هایی که راه حقیقی خود را گم کرده اند در نظر میگیرند . آنها  غمخواری ، هم دلی و عشق را گم کرده اند که شاید مهم ترین نمودهای روح انسانی باشد .
   بالاخره اینکه تسخیر شدگان ، تشریفات مذهبی خاصی  دارند که ما به عنوان تشریفات شیطانی میشناسیم  . یعنی همان چیزی که شیطان پرستی واقعی است : پرستش  شیاطین خزنده .
نتیجه

     مردمی با چشم خطی خزندگان قطعاً تسخیر شده اند ، اما اینکه به وسیله خزنده نماها یا شیاطین باشد ، نمیدانم .  یک راه ساده برای تشخیص این است که ببینیم خواستگاه آن فرد چیست ؟ اگر زیربنای اجتماعی فرد بالاو از افراد مهم رده اول باشد ( به نظر من ) حتماً بوسیله خزنده نماها تسخیر شده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رهاي  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

 

اهداف موجودات بیگانه

آرش بیک
اهداف موجودات بیگانه

موجودات بیگانه تا قبل از انفجار اولین بمب اتمی همواره اعمال بشر را دورا دور زیر نظر داشتند و این ماجرا تا آنجا که مدارک تاریخی نشان می دهد به هزاران سال پیش باز می گردد. اما پس از انفجار اولین بمب هسته ای، آنان دریافتند که این کودکان نادان (منظور آنان انسان است) دیر یا زود با آنچه که اختراع کرده اند هم خود رانابود خواهند کرد و هم کره زمین را و چنین حادثه وحشتناکی نتایج ویرانگری نیز بر منظومه شمسی و در مجموع کهکشان خواهد گذاشت، لذا قبل از آنکه مجبور به دخالت مستقیم شوند، برای جلوگیری از چنین حادثه ای می بایست راه حلی پیدا کنند.
مطالب بالا بخشی از مصاحبه خانم “دلورس کانن” است که در برنامه شبانه رادیو “C2C ” شرکت کرد و به سوالات مجری برنامه “جورج نوری” ، در رابطه با موجودات بیگانه و اهداف آنان در کره زمین و همچنین نوستروداموس پاسخ گفت.
اما قبل از آنکه به مصاحبه بپردازیم ، مایلم قدری بیشتر راجع به این محقق ارزشمند و تجربیاتش بدانیم. خانم “دلورس کانن” ، احاطه وسیعی بر تاریخ و تمدن شرق خصوصا ایرانیان باستان (سومریان) دارد و ظاهرا در زمانی که ۵۰ ساله بود، در حالی که در حالت هیپنوتیزم قرار گرفته بود با روح نوستروداموس ارتباط بر قرار می کند و حقایق بسیار مهم و خارق العاده ای توسط وی به او داده میشود که همین حادثه سر آغازی برای تحقیقات گسترده وی می باشد . او همچنین آشنایی کامل به یافته های علم روانشناسی خصوصا کتبی که پروفسور” جان مک” در رابطه با ” ربوده شدن انسانها توسط موجودات فرازمینی” نوشته است، داشته و تاریخ ادیان جهان و رابطه آنان با دوران پایانی یا آخر زمان، را عمیقا بررسی کرده و کتابهایی نیز در این باب نوشته است. آثار وی به بیش از ۲۰ زبان مختلف ترجمه شده و جزو پر فروشترین کتابهای جهان است.

https://i0.wp.com/cache.gawkerassets.com/assets/images/7/2010/12/aliens-ufo-greys-mothership.jpg

خانم کانن می گوید: بر اساس نوشته های اولین کتابی که راجع به چگونگی خلقت انسان است بنام گیلگمش که متاسفانه آنرا افسانه می نامند، موجوداتی بیگانه ۴۵۰هزار سال پیش از آسمان به زمین می آیند (البته با کتیبه ها و الواحی که تدریجا از زیر خاک بیرون آمد نام آنان “آنوناکی” ، بوده واز کره ای بنام “نیبیرو” ، که در مداری متفاوت از دیگر کرات منظومه شمسی قرار دارد همراه با ۵ سیاره دیگر و خورشیدی تاریک هر ۳۶۰۰ سال یکبار به دور منظومه شمسی گشته و از میان کرات ژوپیتر و مریخ ، می گذرد ودر نتیجه چنین واقعه ای و تاثیرات حوزه مغناطیسی آن به کرات منظومه شمسی خصوصا کره زمین حوادث غیر مترقبه ای مانند زلزله ، سیل، طوفان و سونامی های عظیم را سبب میگردد، همچنین توضیح داده شده زمانی که ، کره “نیبیرو” میان دو سیاره ژوپیتر و مریخ است ، سفاین عظیم آنان به طرف کره زمین فرستاده میشوند ، تا وضعیت بشررا از نزدیک بررسی کنند. آنان “آنوناکی” ها در۰ ۱۵ هزار سال پیش حیات هوشمند مانند خود را اما قدری متفاوت در کره زمین بوجود آور د ند. در ابتدا آنها دست به آزمایشات ژنتیکی گسترده ای زدند و سپس شرایط و ملزومات حیات از جمله گیاهان ، میوه جات و جانورانی مانند گاو، گوسفند و…. را که در زمین وجود نداشت را با خود به کره زمین آوردند ، گفته میشود که گروهی از حیوانات عظیم الجثه و وحشی که خطر بلقوه ای را برای موجودیت انسان فراهم می کردند را نیز از سر راه خود برداشته و نابود کردند.
آنان اولین موجود که از نظر دی.ان.ای. به انسان نزدیک بود، یعنی نوعی میمون(هومو ارکتوس) را انتخاب کردند و آزمایشات خود را برای بوجود آوردن انسان آغاز کردند، مدت زمان بوجود آوردن انسان کامل یا بعبارتی انسان امروزی پروسه ای طولانی بود زیرا در ابتدا انسانها با نقص عضو بوجود آمدند ونتیجه مطلوب بدست نمی آمد،سرانجام تصمیم می گیرند که دست به یک عمل ژنتیکی بزرگتری بزنند، یعنی آمیخته ای از دی.ان.ای. خود و انسان، و ظاهرا نتیجه مطلوب تدریجا حاصل میشود.
خانم کانن ادامه داده و می گوید: در آغاز قرار بود عمر انسان بسیار طولانی باشد، بیماری وجود نداشته باشد، ظاهرا برای مدت کوتاهی نیز این امر اجرا شد ولی این طرح با مخالفت رهبران آنوناکی مواجه شد و همه چیز تغییر کرد، عمر انسان کوتاه شد و بیماریها نیز تدریجا راه خود را برای نفوذ بر سلامت انسان پیدا کردند.
آنوناکیها سپس بر اساس قوانینی که از آن پیروی می کردند قانون حق انتخاب آزاد ، را برای ارتباط میان خود و بشر تایین می کنند به این معنی که هیچگاه در امور زندگی انسان دخالت نکنند و بقولی سرنوشت بشر را بخود بشر واگذار کنند و پس از آموزش های اولیه مانند یاد دادن زبان برای ارتباط بر قرار کردن ، نوشتن و کشاورزی، و ….کره زمین را ترک کردند. ناگفته نماند که “آنوناکی ها”، به کرات بیشمار دیگری نیز رفته بودند و بعبارتی کره زمین اولین تجربه آنان بحساب نمی آمد، در بعضی کرات فقط یکنوع موجود انسانگونه خلق کردند، یعنی یک رنگ و یک نژاد و در بعضی کرات آنان اجازه حق انتخاب آزاد را به موجوداتش ندادند و ظاهرا کره زمین به شکل کره ای استثنایی در کهکشان راه شیری به حساب می آید و دلیل آن نیز بخاطر وجود نژادهای گوناگون بارنگ پوست متفاوت است. کانن می گوید: پس از فراز ونشیبهایی که در ماجرای خلقت انسان پیش آمد و حوادث بیشماری که در ادوار مختلف اتفاق افتاد و حتی یکبار یکی از رهبران پر قدرت “آنوناکی” بنام “انلیل” پس از مشاهده بی رحمی و وحشیگری انسان ، بطور منفرد جدا از خواست و قوانین گروهی، تصمیم به نابودی انسان می گیرد و طوفان عظیم نوح را بوجود می آورد. اما زمانی کوتاه قبل از بوجود آوردن طوفان، برادر او بنام “انکی” که وی نیزیکی دیگر از رهبران پر قدرت “آنوناکی” ، محسوب می گردید بشکل مخفی ، فردی را انتخاب می کند بنام نوح ( که البته نام دقیق نوح در کتاب گیلمگش نامی سومری است (اما مسیحیان و مسلمانان نام نوح را بر وی نهاده اند) کشتی عظیمی برای او فراهم می آورد که در آن دی.ان.ای. دیگر موجوداتی که لازمه حیات دوباره بودند را نیز در کشتی جا سازی می کند تا بقولی حیات بطور کامل از بین نرود.
خانم کانن ، می گوید، پس از این حادثه اختلافات بزرگی میان رهبران آنوناکی بر سر سرنوشت انسان بوجود آمد و خود سبب جنگهای عظیمی در کره نیبیرو و در کره زمین گردید، آنان تصمیم گرفتند که برای کنترل بهتر انسانها و ترساندن آنان از یک قدرت بزرگ چنانچه خود نیز از آن قدرت که همانا خدای کائنات می باشد، ادیان را بوجود آورند تا بشر همواره بدنبال نیکی و خوبی بوده و با بدی و پلیدی در حال ستیز باشد. بدین گونه ادیان بوجود آمدند اما تدریجا همین امر خود باعث جنگها و خونریزیهای بیشمار و و یرانی های گسترده دیگری گردید که متاسفانه تا به امروز نیز ادامه دارد، با وجودیکه در تمامی کتب مذهبی از یک خداوآفریدگار صحبت شده همواره جنگ بر سر آنکه خدای که بهتر از خدای دیگری است ادامه دارد.
کانن می گوید : این دخالت غیر مستقیم سبب گردید تا انسانها قدری آرام تر گردند. در کنار مسائلی که آنان با آن سروکار داشتند علم نیز تدریجا جای خود را باز می کرد و بشر تدریجا توانایی های هوشمندانه خود را بکار می گرفت ، طبعا فراز و نشیبها و تأثیراتی نیز علم ، در اخلاقیات انسانها می گذاشت، تاثیراتی که مثبت و در مواقعی منفی، ولی این سیر کماکان ادامه پیدا کرد. در این میان خوی جنگ طلبانه انسان گریبانگیرش است و خود سبب جنگها و ویرانگری میشود، جنگ جهانی اول و پس از ۲۳ سال جنگ جهانی دوم، تا آنکه اولین انفجار هسته ای اتفاق افتاد و در این زمان بود که موجودات بیگانه می بایست وارد عمل می شدند و برای جلوگیری از نابودی کامل بشریت آنهم بدست خود او اقدامی عاقلانه که در ضمن دخالت مستقیم هم نباشد انجام می دادند. لذا مشاورات طولانی در میان رهبران موجودات فرازمینی آغاز گشت تا آنکه…..

https://i1.wp.com/s1.hubimg.com/u/3190324_f520.jpg
درگزارش پیش در رابطه با اهداف موجودات فرازمینی ، به جایی رسیدیم که اولین انفجار هسته ای اتفاق افتاد و موجودات بیگانه در یافتند که انسان را دیگر نمیتوان به حال خود گذاشت و برای جلوگیری از اقدامات بعدی که به نابودی خود ومحیط زیست منجرمی گردد باید دست به اقدام زد، اما چگونه اقدامی که دخالت مستقیم به حساب نیاید.
خانم دلورس کانن ، می گوید آنها در مکانی که از آن بنام ” شورای موجودات کیهانی” نام برده میشود، مشغول به مشاوره می گردند و در نهایت، تصمیم میگیرند که اگر قرار است اقدامی صورت گیرد، می بایست بدست خود انسان صورت پذیرد و ما مستقیما دخالتی نداشته باشیم، لذا اقدامی که توسط آنان صورت می گیرد به این شرح توضیح داده شده است ، درخواستی مبنی بر نجات کره زمین به تمام کراتی که در آنها حیات وجود دارد ارسال می گردد و در آن درخواست ذکر شده است که برای نجات کره زمین ما احتیاج به روح یا داریم که به کره زمین فرستاده شوند و این ارواح ماموریت دارند که در نطفه هایی که قرار است بدنیا بیایند دمیده شوند و پس از رشد کافی, انسانها را از خطری که در انتظارشان است آگاه کنند.
دلورس ادامه داده و میگوید گروه کثیری از ارواح بطور داوطلب انتخاب شدند ، توضیحا این ارواح می بایست دارای کارمای منفی نباشند، بدین معنی که ارواحی که در این ماموریت شرکت می کنند سالم و پاک باشند تا بتوانند این ماموریت دشوار را بخوبی انجام دهند، در این راه خداوند کائنات نیز ارواحی را که برای اولین بار از جانب او به هستی آمده بودند را برای این ماموریت دشوار انتخاب کرده و می فرستد. خانم کانن ، توضیح مید هد که براستی کره زمین یکی از دشوارترین و پیچیده ترین کره در کائنات محسوب می گردد، ابتدا ,ارواحی که داوطلبانه به کره زمین آمدند در جای اولیه خود بسیار راحت بودند و بقولی در کراتی زندگی می کردند که جنگ و خونریزی وجود نداشت و اغلب در صلح و صفای کامل زندگی می کردند و فقط برای کمک به بشریت و کره زمین این راه دشوار را انتخاب کرده بودند.
ماموریت آغاز می گردد و تقریبا از سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ میلادی ارواح ماموریت یافته در نطفه ها قرار میگیرند و زاده میشوند. در حقیقت این گروه در حال حاضر در محدوده سنی ۵۹ تا ۴۹ ساله میباشند. اما متاسفانه گروه اول با مشکلات بیشماری برخورد کردند و به جایی که آمده بودند از آن راضی نبودند، این گروه افراد بسیار حساسی بودند و از جنگ و خونریزی بیزار و آنها آغلب می خواستند به خانه خود باز گردند، گروه بیشماری از این گروه سنی یا دست به خودکشی می زنند و یا دچار بیماریهای روحی و روانی میشوند ، این گروه به اطرافیان خود دائم می گویند که آنها به کره زمین تعلق ندارند و نام سیارات متفاوت را بر زبان می آورند، به دلیل عدم تطبیق با محیط، گروهی معتاد به مشروبات و یا داروهای مخدر گشتند، این جماعت اغلب افسرده هستند . اما ماموریت در اینجا خاتمه نیافت و گروه دوم یا ارواح گروه دوم عازم زمین گشتند، این افراد در حال حاضر در محدودۀ ۴۰ تا ۲۰ ساله هستند، این گروه انسانهای مثتبی هستند، بسیار هوشیار و دقیق و از انرژی زیادی برخوردارند، براحتی میتوان انرژی زیاد آنان را تشخیص داد، این گروه علاقه ای به تشکیل خانواده و بچه دارشدن ندارند، آنها مایلند هدفشان یا ماموریتشان را زودتر انجام داده و به خانه باز گردند (یعنی به کره مبدا باز گردند) این گروه مایلند در خود فرو روند ,انسانهایی با آرمان و آزاد اندیشند و مدام از خطراتی که زمین را تهدید می کند سخن می گویند. خانم کانن ادامه داده و می گوید: مهمترین گروه ، گروه سوم هستند، زیرا این گروه می روند که کار را یکسره کنند، بدان معنی که آنان مخالف سرسخت آلودگی محیط زیست ، جنگ و خونریزی و حتی انرژی هسته ای هستند، این گروه ,کودکان فعلی هستند که از آغاز سال ۲۰۰۰ به کره زمین آمده اند و اغلب ” ایندیگو” یا “استار چایلد” نامیده میشوند. دی.ان.ای. متفاوتی دارند، دارای اطلاعات وسیع هستند، از مواد شیمیایی در غذاها بیزارند و اغلب مایلند بیماران را شفا دهند و یا در آینده آنان, راه حل و درمان برای اغلب بیماریها را کشف کنند. دانشمندان اخیرا اعلام کرده اند که دی.ان.ای. انسان با دی.ان.ای. ۲۰ سال پیش او تغییر کرده است، اغلب این بچه ها بدنشان در مقابل بیماریها ی رایج مقاوم تر از نسلهای پیشین است و همچنین قدرت یادگیری آنان سریعتر از نسلهای پیشین میباشد.

https://i1.wp.com/api.ning.com/files/*d-jjYbC3tLrubj2LqgJ9h9gccaTLT7KG*wez4qEmQlNPXLehAsVn2hd-aVi2nZohXbuJ3G8APUb7oREUDBoKaSgQfgRXp4r/Truth2.jpg
دلورس کانن قدری بیشتر از خصوصیات گروه سوم می گوید : گروه سوم همین بچه های کنونی هستند و خیلی زود حوصله شان سر می رود ، زیرا همه چیز را می دانند و در صورتیکه این بچه ها بی تاب میشوند، نباید به آنها دارو داد و آنان را بیمار خطاب کرد, بهتر آنست که آنها را از دیگران جدا نمود و انرژی آنان را کانالیزه در کارهای دیگر کرد، بعنوان مثال پروژ ه ای را به آنان بدهید تا انجام دهند. وی همچنین می گوید این کودکان خیلی زود فارغ التحصیل خواهند شد و برای انجام ماموریت خود گروهای اجتماعی مثبتی تشکیل خواهند داد، بعنوان مثال چگونه از انرژی طبیعی مانند ، خورشید، باد و آب استفاده کرد و….. گروه جدید از دیگر گروهها متفاوتتر هستند و دقیقا می دانند برای چه منظوری در کره زمین بسر میبرند.
در این بخش خانم کانن ، در جواب مجری برنامه که پرسیده است ، گروه چهارم چه افرادی خواهند بود، می گوید : گروه چهارمی در کار نیست ، زیرا همه این برنامه ریزیها بمناسبت فرا رسیدن سال ۲۰۱۲ است و اتفاقاتی که در انتظار بشر است. کره زمین در سال ۲۰۰۳ وارد مکان و بعد جدیدی در کهکشان شد, این حادثه برای اولین بار برای کره زمین رخ داده است این واقعه به این معنی است که قوم مایا ، بدرستی از آن سخن گفته، مرحله قدیم کره زمین، و مرحله جدید است ، منظور اصلی آنان از مرحله جدید همان بعد جدیدی است که کره زمین وارد آن شده است, کره قدیمی یعنی جنگ وخونریزی، زلزله ، آتشفشان، سونامی، سیل ودیگر بلایای طبیعی و گروه جدید به معنای صلح و آرامش فصلی نو برای کره زمین پس از پالایش که منظور آن پس از سال ۲۰۱۲ میباشد به این کره آمده اند.
دلورس کانن می گوید: نمی دانم چرا هالیوود سال ۲۰۱۲ را با اتفاقات شوم و فاجعه بار نشان داده است، در صورتیکه کره زمین نیز مانند هر چیزی که در طبیعت وجود دارد دارای فصول متفاوت میباشد و به عبارتی ما فصل زمستان راطی می کنیم و به فصل بهار می رسیم. در کتاب انجیل هم به این دوران اشاره شده و در بخشی انجیل آمده است، “بهشتی نو بر زمین”.
خانم دلورس کانن ادامه داده و می گوید; تمام کراتی که در کهکشان راه شیری دارای حیات میباشند و خداوند کائنات، همه شاهد و منتظر این ماجرا و فرا رسیدن سال ۲۰۱۲، در کره زمین هستند و بی صبرانه می خواهند بدانند که آیا براستی بشر از پس این آزمایش بزرگ بر می آید یا خیر؟
در بخش دیگری از مصاحبه ، جورج نوری ، مجری برنامه می پرسد: چگونه میتوان از دست این گروهی که طمع و آزشان ، خون انسان را در شیشه کرده خلاص شد، زیرا آنان هستند که در حال حاضر قدرت مطلقه و شیطانیشان حاکم بر کره زمین است؟ خانم کانن می گوید: این گروه چه بخواهند و چه نخواهند در زمین قدیمی ، بجا خواهند ماند و به شکلی نابود خواهند شد. جورج نوری ، سپس راجع به پیش بینی های نوستروداموس می گوید و آنکه در دوران آخر زمان “دجال” خواهد آمد یا آنکه حوادث دیگری اتفاق می افتد؟ دلورس در جواب می گوید: در حالت خلسه و هیپونتیزم با روح وی، نوستروداموس ارتباط بر قرار کردم و سوالات زیادی از جمله راجع به “دجال” کردم. او گفت : اگر انسان به تمام کمک هایی که از دیگر سو به او میشود پشت کند و توجهی بدانها نکند، بدترین حالات یعنی پیش بینی های کتب مذهبی از جمله قران وانجیل راجع به آخر زمان بر سر او نازل خواهد شد. بدین معنی که دجال خواهد آمد و پس از چند سالی کشته خواهد شد و پس از مرگش جنگ و خونریزی و بلایای طبیعی مانند زلزله و طوفان همه چیز را زیر و رو خواهد کرد، همانطور که قبلا اشاره کردم موجودات بیگانه زحمات زیادی برای تغییر حوادث آینده به نفع بشریت کشیده اند تا شاید بشر از خواب بیدار شود و چرخه حوادث آینده را به نفع خود دگرگون سازد، حال انتخاب با ماست ، یا راه درست و حق و یا راه باطل و نابودی!
خانم کانن در انتهای مصاحبه اش خاطر نشان می کند که اغلب مردم این روزها از فشار خون زیاد، سرگیجه ، افسردگی شکایت دارند، این حالات بخاطر وارد شدن کره زمین به بعد دیگر است ، بدین شکل که ما با انرژی جدیدی سروکار داریم که تدریجا اثرات آنرا تجربه می کنیم، به عقیده من این حالات طبیعی است و برای رهایی از این حالات از داروهای عجیب وغریب نباید استفاده کرد و بهتر است که از داروهای گیاهی که بطور طبیعی وجود دارند و در زمین می رویند استفاده کرد و ناگفته نماند که بزودی بدن انسان با شرایط جدید خود را وفق خواهد داد.
او راجع به مرگ می گوید: مرگ ، حادثه ای است که بسیار ساده انجام می پذیرد، نه دردی وجود دارد و نه هراسی، مرگ مانند عوض کردن صندلی می ماند, از روی یک صندلی بلند میشوید و بر روی صندلی دیگر می نشینید ، به همین سادگی.
پایدار باشید

منبع : فیس بوک سفر به ناشناخته

دو تصویر از جسد بیگانه فضایی که کاربران شبکه را شگفت زده کرد!

فیلمی که به تازگی از جسد یک بیگانه فضایی در سیبری در شبکه منتشر شده است کاربران وب را به شدت شگفت زده کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم شگفت انگیز را یک گروه روسی بر روی سایت یو تیوب گذاشته اند. این گروه مدعی شده اند این موجود کوچکی که در ته یک گودال کم عمق در سیبری پیدا شده جسد یک بیگانه فضایی است. به گفته این گروه، پس از اینکه ماه گذشته سقوط یک «یوفو» در منطقه «ایرکوتسک» واقع در شمال سیبری گزارش شد، آنها به محل رفته اند و این بدن بی جان بیگانه فضایی را کشف کرده اند.

به نظر می رسد که موجود فرازمینی پیش از مرگ از جراحات سختی رنج برده و یک پایش را از دست داده است.

ماه گذشته روستائیان شوکه شده اظهار داشتند که یک شیء نورانی ناشناخته به رنگهای صورتی و آبی را دیده اند که در نزدیکی دهکده تصادف کرده است. این گزارش عجیب موجب شد که وزارت بحران روسیه گروهی را برای بررسی و تجسس به منطقه بفرستد.

این معما زمانی پیچیده تر شد که بازرسان اعلام کردند که هیچ گزارشی از عبور یک هواپیما از آسمان این منطقه دریافت نکرده اند و هیچ ردی از سقوط یک هواپیما پیدا نشده است.

براساس گزارش The West Australian، این ویدیو کلیپ 17 آوریل بر روی سایت یوتیوب گذاشته شد و در مدت 2 روز بیش از 1.5 میلیون کلیک بر روی آن شد.

کاربران شکاک یو تیوب معتقدند که این فیلم یک فریبکاری و شوخی است.

یک وبلاگ نویس در این خصوص نوشته است: «این چیزی نیست جز یک شوخی. چرا همه بیگانگان فضایی باید همیشه برهنه باشند.»

کاربر دیگری نوشته است: «غلط. شرمنده… کاملا تقلبی.»

بیننده دیگری نظر داده است: «آیا بیگانگان فضایی وجود دارند؟ به طور حتم… من آنها را باور می کنم. اما نه در این ویدیو.»

اين خبر تكذيب مي شود.

اين موجود يك عروسك است كه توسط 2 جوان ساخته شده است.با تشكر از اميد عزيز .

Students Timur Hilall, 18, and Kirill Vlasov, 19, have admitted their 'find' of an alien in the Siberian woods was just a stuntStudents Timur Hilall, 18, and Kirill Vlasov, 19, have admitted their ‹find› of an alien in the Siberian woods was just a stunt

اوباما دورگه فضايي،گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

اسرار دنیا – بخش 1

گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

آیا شما اطلاعاتی راجع به گردن آویز اوبامای جوان در این صفحه دارید؟

https://i0.wp.com/web.mac.com/donnicoloff/directlightproductions.com/Articles/Entries/2009/4/25_The_Three_Stooges_go_to_Washington,_Part_6_files/Soetoro%20Family%20%28Color%20restored%29.jpg

Barry Soetoro 10 years old

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نظر می رسد که یک بیگانه خاکستری (Grey) را نشان می دهد.

خیلی جالب است اگر همان چیزی که هست باشد ( یعنی یک خاکستری). این موتیف تا زمانیکه در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی در مراسم عشاء ربانی ویتلی اشریبرز (Whitley Schreiber) ارائه شد، موتیف متعارفی نبود. یک شی عجیب در گردن یک کودک در اواخر دهه 60 میلادی.

دان نیکولف(Don Nicoloff) اولین کسی بود که اعلام کرد گردن آویز یک خاکستری را نشان می دهد.بیگانگان خاکستری مطیع گونه خزندگان (Reptilians) بوده و بعنوان خدمتکار و برده جان سپار برای آنها کار می کنند.

اوباما یک انسان نیست، او دورگه ایست از انسان و بیگانه، همانطور که عکس های مقاله تایید می کنند.

 

https://i2.wp.com/educate-yourself.org/lte/loloSoetorofamilyeditcropMedallion256h.jpg

او همچنین یک تغییر شکل دهنده بوده و می بایست خون انسان را بصورت منظم جهت نگهداشتن ظاهر انسانی بنوشد. این موضوع در مورد میشل (Michelle) نیز صادق است، او هم یک دورگه خزنده است.

احتمالا اوباما بصورت ژنتیکی در لوله آزمایش ایجاد شده، و سپس تخم لقاح یافته در بدن مادر تسخیری جاسازی شده تا به یک جنین کامل تبدیل شود. مادر اصلی او استنلی ان دانهام(Stanley Ann Dunham)  و پدرش نیز باراک اوباما (Barack Obama) نبودند. خویشاوندان سیاه او در کنیا نیز بخشی از پوشش داستان خیالی هستند. بهرحال او یک سیاهپوست افریقایی نیست.

https://i1.wp.com/educate-yourself.org/lte/image0015cropMedallion256h.jpg

لب های ارغوانی او ویژگی خاص جمعیت ژنتیکی اندونزی است.

تمام عکس های موجود در اینترنت تربیت و پرورش او را اثبات می کنند. تحصیلاتش در هاوایی و تصاویر خانوادگی او توسط سازمان های امنیتی بوسیله فتوشاپ یا برنامه ویراشگر تصویر دیگری ساخته شده اند.

https://i1.wp.com/educate-yourself.org/cn/Barack%20and%20Michelle%20at%20London%20airport%202248.jpg

دان نیکولف (Don Nicoloff) نمونه های زیادی از این مخلوقات فتوشاپی را در مجموعه مقالات سه دست نشانده به واشنگتن می روند نشان می دهد. او فکر میکند که اوباما ممکن است ژن های راکفلر را بعنوان بخشی از نقشه ژنتیکی اش داشته باشد . زیرا در ناپدید شدن میکائیل راکفلر  (Michael Rockefeller)و مرگ فرضی او در گانیای جدید (New Gunea) در اندونزی در سال 1961 و جعلی بودن آن و نیز ایجاد، پرورش و هدایت اوباما توسط خانواده راکفلر اندکی شک و تردید وجود دارد. راکفلرها نیز مانند راچیلد ها خزنده هستند.

بقول ژنرال ارمیاه  (General Jeremiah)، اوباما در دنپاسار (Denpasar) در جزیره بالی (Bali) در اندونزی به دنیا آمد.

اگر مردم به تعداد کافی در این کشور بیدار شده و به این حقیقت که اوباما یک بیگانه نامشروع و ناشایسته برای انتخاب بعنوان رئیس جمهور باشد پی ببرند و حرکتی برای عزل او بکنند، در آن هنگام یقیناً می توانیم تصور کنیم تروری برای اوباما رخ دهد و با رودی از اشک های ایجاد شده توسط رسانه ها دنبال شود و سپس باز هم سبک مغز دیگری از جنس جورج دبلیو بوش بعنوان گرم کننده صندلی ریاست جمهوری منصوب گردد.

من مشتاقانه منتظر روزی هستم که ما این سیاره را از وجود این مزاحمان بیگانه دورو و فاقد اخلاق و دورگه های ایشان پاک کنیم و به ساختار حکومتی تمام انسانی بازگردیم.

تصور کنید یکبار دیگر انسان ها امورات بشریت را بدست بگیرند. چه تغییر (Change) خوشایندی خواهد بود.

بهترین آرزوها – کن (Ken)

منبع :   http://educate-yourself.org/lte/obamageneticmakeup06dec09.shtml

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  حميد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

به زودي مطالب ديگري از حضور شوم نژاد خزندگان فضايي روي زمين و نفوذ عميق آنها قرار خواهيم داد.

دوستان اين مطلب از روي تعصب يا هر چيز ديگري نوشته نشده. اينها مطالبي است كه خود محققين آمريكايي كشف كرده اند.

بقيه مطالب را كه بگذارم بيشتر با حضور نژاد هيبريد آشنا ميشويد. دوستاني كه باور ندارند ويديو تصادف آن دو خواهر را ببينند كه در ثانيه اي جسم خود را به حالت اول در اوردند.

عبور دو خواهر دوقلو دورگه بیگانه از بزرگراهی در انگلیس

در سال 2008 دوربینهای بی بی سی دو خواهر سوئدی را که با پرتاب خود از ترافیک جاده ای عبور می کردند را نشان داد.

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/12/prtscr-capture_317.jpg

در زمان اولین نمایش درشبکه بی بی سی نزدیک به 7 میلیون بیننده از حیرت به صفحه تلویزیون خود میخکوب شده بودند. و پس از ان این فیلم میلونها بار در یو تیوب دیده شده است.

این فیلم تکان دهنده بود. یک بازبین کننده عنوان کرد » در مستند بودن این حکایت هیچ تردیدی نیست »

این افشاگری با آنچه که شاید فوق العاده ترین فیلمی که من تا کنون در تلویزیون دیده ام روی داده است.

اما این فیلم شگفت آور تنها بخشی از یک سلسله ماجراهای باور نکردنی است. یکی از حوادثی که در زمان وقوعشان  به دلایل قانونی و امنیتی بازگو نمیشوند .

در حال حاضر و دوسال پس از این ماجرا ، این فیلم مستند نشان دهنده تمام وقایع آن ساعت است درست قبل از اینکه آنها اسیر دوربینهای بزرگراه شوند . و آنچه موجب تاسف بیشتر است این است که 72 ساعت بعد چه اتفاقی برای خواهر دوم که با زدن ضربه به سینه افسر پلیس از سمت چپ از ان صحنه فرار کرده بود افتاده است.

در حقیقت این دختران دورگه بیگانگان با وجود صدمات وارده به انها هیچ اهمیتی به درد نمی دادند و جراحات انها دردی برای آنها نداشته است. نگاه به قدرت مافوق انسانی انها در زمان درگیری بیانگر این واقعیت است. عنوان شده که انها از مصرف مواد مخدر چنین شده اند اما هیچ ماده مخدری در کار نبوده است.

مطالب عنوان شده توسط دکتران و محققان در این فیلم و بیان نظرات برادران این دختران بازگو کننده حقیقتی بس شگرف است و اینکه انها در میان ما و دقیقا مشابه ما هستند و تنها با روبروئی خاص و آزمایشات پیچیده پرده از چهره واقعی انها برداشته خواهد شد.

اما چرا انها در میان ما حضور دارند؟ این جوابی است که تنها گذشت زمان پاسخگوی آن است.

حتما اين فيلمها را ببينيد.

منبع :  http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از منتظر عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: